صفحهای تازه حاوی «<big>'''به'''</big>؛ میوهای خوشبو و کرکدار با خواص درمانی و خوراکی<br> بِه، میوهای پاییزی است که «بهی» و «آبی» نیز نامیده میشود.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%A8%D9%87-4 دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، ذیل واژه به، سایت واژهیاب.]</ref> درخت به، از خانواده گل...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
| (۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
بِه، میوهای پاییزی است که «بهی» و «آبی» نیز نامیده میشود.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%A8%D9%87-4 دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، ذیل واژه به، سایت واژهیاب.]</ref> درخت به، از خانواده گل سرخیان و از دستهی سیبها با برگهای کرکدار است. میوهی به، زردرنگ، کروی شکل، خوشبو، کرکدار و از جمله میوههای باارزش غذایی بالا است. گلهای این درخت نیز، معمولا به رنگ صورتی و سفید دیده میشوند. درخت به را از روش قلمه زدن، خوابانیدن شاخه و ساقه و پیوند زدن، تکثیر میکنند و از پایهی آن نیز برای پیوند با درخت گلابی استفاده میکنند.<ref>میرحیدر، معارف گیاهی، ج2، ۱۳۷۵ش، ص72-73؛ <br> | بِه، میوهای پاییزی است که «بهی» و «آبی» نیز نامیده میشود.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%A8%D9%87-4 دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، ذیل واژه به، سایت واژهیاب.]</ref> درخت به، از خانواده گل سرخیان و از دستهی سیبها با برگهای کرکدار است. میوهی به، زردرنگ، کروی شکل، خوشبو، کرکدار و از جمله میوههای باارزش غذایی بالا است. گلهای این درخت نیز، معمولا به رنگ صورتی و سفید دیده میشوند. درخت به را از روش قلمه زدن، خوابانیدن شاخه و ساقه و پیوند زدن، تکثیر میکنند و از پایهی آن نیز برای پیوند با درخت گلابی استفاده میکنند.<ref>میرحیدر، معارف گیاهی، ج2، ۱۳۷۵ش، ص72-73؛ <br> | ||
نیاکی، گیاهان کشاورزی ایران، ۱۳۵۱ش، ص۳۷۰؛ <br> | نیاکی، گیاهان کشاورزی ایران، ۱۳۵۱ش، ص۳۷۰؛ <br> | ||
مظفریان، فلور استان یزد، ۱۳۷۹ش، ص۳۸۷.</ref> میوهی این درخت، از نظر طعم، به سه دسته تقسیم میشود: | مظفریان، فلور استان یزد، ۱۳۷۹ش، ص۳۸۷.</ref> میوهی این درخت، از نظر طعم، به سه دسته تقسیم میشود: | ||
* شیرین؛ | |||
* ترش؛ | |||
* ترش و شیرین (مز یا میخوش).<ref>میرحیدر، معارف گیاهی، ج2، ۱۳۷۵ش، ص74.</ref> | |||
==به در نقاط مختلف ایران== | ==به در نقاط مختلف ایران== | ||
درخت به، بهصورت وحشی در مناطقی از ایران، رویش دارد. به جنگلی نیز در نواحی گرگان، گیلان و آذربایجان در ایران، میروید.<ref>ثابتی، درختان و درختچههای ایران، ۱۳۴۴ش، ص۱۲۰؛ <br> | درخت به، بهصورت وحشی در مناطقی از ایران، رویش دارد. به جنگلی نیز در نواحی گرگان، گیلان و آذربایجان در ایران، میروید.<ref>ثابتی، درختان و درختچههای ایران، ۱۳۴۴ش، ص۱۲۰؛ <br> | ||
| خط ۱۳: | خط ۱۷: | ||
با توجه به اطلاعات ثبتشده در منابع کهن، این میوه در دوره ایران باستان نیز پرورش داده میشد.<ref>Jorét, Les Plantes dans l’antiquité et au moyen âge, 1904, P91.</ref> برخی از مورخان، واژه روسیهای «آیوا» را برگرفته از واژه فارسی «هایواه» میدانند.<ref>Candolle, Origin of Cultivated Plants, 1885, P236-237.</ref> در منابعی معروف همچون بندهش نیز به این میوه اشاره شده است.<ref>بندهش، ۱۳۶۹ش، ص87-88.</ref><br> | با توجه به اطلاعات ثبتشده در منابع کهن، این میوه در دوره ایران باستان نیز پرورش داده میشد.<ref>Jorét, Les Plantes dans l’antiquité et au moyen âge, 1904, P91.</ref> برخی از مورخان، واژه روسیهای «آیوا» را برگرفته از واژه فارسی «هایواه» میدانند.<ref>Candolle, Origin of Cultivated Plants, 1885, P236-237.</ref> در منابعی معروف همچون بندهش نیز به این میوه اشاره شده است.<ref>بندهش، ۱۳۶۹ش، ص87-88.</ref><br> | ||
در دوره اسلامی، به را معمولا با نام عربی آن (سفرجل) در مکتوبات مرتبط با فقه،<ref>برقی، المحاسن، ۱۳۳۰ش، ص۵۴۸-۵۵۰.</ref> کشاورزی،<ref>ابنوحشیه، الفلاحة النبطیة، ج2، ۱۹۹۵م، ص1219-1214.</ref> علوم غذایی و دارویی<ref>اسحاق بن سلیمان اسرائیلی، الاغذیة و الادویة، ۱۴۱۲ق، ص۲۸۳-۲۸۵.</ref> و نیز آثار پزشکی، آوردهاند. در آثار مربوط به زراعت و شیوههای کشت گیاهان و نباتات، معمولا به را در کنار سیب آورده<ref>جمالی یزدی، فرخنامه، ۱۳۴۶ش، ص۱۲۶-۱۲۷.</ref> و اشاره کردهاند که درخت به، نسبت به سایر درختان میوه، به آب بیشتری نیاز دارد.<ref>رشیدالدین فضل الله، آثار و احیاء، ۱۳۶۸ش، ص14.</ref> شهرهای اصفهان و ساوه، به داشتن بهترین نوع این میوه معروف هستند.<ref>حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، ۱۳۳۱ق، ص۴۹ و ۶۲.</ref> پایتخت به ایران را شهر نطنز اصفهان میشناسند. | در دوره اسلامی، به را معمولا با نام عربی آن (سفرجل) در مکتوبات مرتبط با فقه،<ref>برقی، المحاسن، ۱۳۳۰ش، ص۵۴۸-۵۵۰.</ref> کشاورزی،<ref>ابنوحشیه، الفلاحة النبطیة، ج2، ۱۹۹۵م، ص1219-1214.</ref> علوم غذایی و دارویی<ref>اسحاق بن سلیمان اسرائیلی، الاغذیة و الادویة، ۱۴۱۲ق، ص۲۸۳-۲۸۵.</ref> و نیز آثار پزشکی، آوردهاند. در آثار مربوط به زراعت و شیوههای کشت گیاهان و نباتات، معمولا به را در کنار سیب آورده<ref>جمالی یزدی، فرخنامه، ۱۳۴۶ش، ص۱۲۶-۱۲۷.</ref> و اشاره کردهاند که درخت به، نسبت به سایر درختان میوه، به آب بیشتری نیاز دارد.<ref>رشیدالدین فضل الله، آثار و احیاء، ۱۳۶۸ش، ص14.</ref> شهرهای اصفهان و ساوه، به داشتن بهترین نوع این میوه معروف هستند.<ref>حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، ۱۳۳۱ق، ص۴۹ و ۶۲.</ref> پایتخت به ایران را شهر [[نطنز]] در [[اصفهان]] میشناسند. | ||
==به در طب== | ==به در طب== | ||
در طب سنتی، به را میوهای با طبع سرد و خشک معرفی کردهاند.<ref>ابنسینا، قانون، ج2، ۱۳۷۰ش، ص258.</ref> استفاده از به و ترکیبات مختلف آن، در درمان انواع بیماریها، مرسوم بوده است. این میوه و دانههای آن، برای درمان بیماری خارش، زخم، تبخال، شوره، تعریق زیاد، احساس رفع ادرار، برشته آن برای رفع اسهال و مشکلات رودهای و آب به برای تنگی نفس مفید است. رفع التهاب مفاصل، تقویت معده و طحال نیز از دیگر خواص درمانی به، محسوب میشود.<ref>الذخیرة فی علم الطب، ۱۹۲۸م، ص۹۷؛ <br> | در طب سنتی، به را میوهای با طبع سرد و خشک معرفی کردهاند.<ref>ابنسینا، قانون، ج2، ۱۳۷۰ش، ص258.</ref> استفاده از به و ترکیبات مختلف آن، در درمان انواع بیماریها، مرسوم بوده است. این میوه و دانههای آن، برای درمان بیماری خارش، زخم، تبخال، شوره، تعریق زیاد، احساس رفع ادرار، برشته آن برای رفع اسهال و مشکلات رودهای و آب به برای تنگی نفس مفید است. رفع التهاب مفاصل، تقویت معده و طحال نیز از دیگر خواص درمانی به، محسوب میشود.<ref>الذخیرة فی علم الطب، ۱۹۲۸م، ص۹۷؛ <br> | ||
| خط ۳۲: | خط ۳۷: | ||
مردم در ایران، به را کمتر بهصورت خام و بیشتر بهصورت خورش، مربا یا شربت استفاده میکنند.<ref>بهرامی، فرهنگ روستایی، ۱۳۱۶-۱۳۱۷ش، ص۲۶۰.</ref> فسنجان به، دلمه به، یخنی ترش و خورش به، از جمله غذاهای پرطرفدار ایرانی است. مصرف این خوراکها، در دوره قاجاریان، رواج بیشتری داشته است.<ref>آشپزباشی، سفرۀ اطعمه، ۱۳۵۳ش، ص۴۳.</ref> از این میوه، علاوه بر غذا، در کمپوت، مربا و مارمالاد نیز استفاده میشود. | مردم در ایران، به را کمتر بهصورت خام و بیشتر بهصورت خورش، مربا یا شربت استفاده میکنند.<ref>بهرامی، فرهنگ روستایی، ۱۳۱۶-۱۳۱۷ش، ص۲۶۰.</ref> فسنجان به، دلمه به، یخنی ترش و خورش به، از جمله غذاهای پرطرفدار ایرانی است. مصرف این خوراکها، در دوره قاجاریان، رواج بیشتری داشته است.<ref>آشپزباشی، سفرۀ اطعمه، ۱۳۵۳ش، ص۴۳.</ref> از این میوه، علاوه بر غذا، در کمپوت، مربا و مارمالاد نیز استفاده میشود. | ||
==بِه در ادبیات ایران== | ==بِه در ادبیات ایران== | ||
میوه به، همواره میوهای لذیذ با خواص درمانی و خوراکی بسیار بوده است. در شعر شاعران نامدار ایرانی نیز این واژه حضور یافته است. برای مثال، سعدی در بیتی میگوید:<ref>[https://ganjoor.net/saadi/divan/ghazals/sh435 سعدی، دیوان اشعار، غزلیات، غزل شماره 435، بیت 10، سایت گنجور.]</ref><br> | میوه به، همواره میوهای لذیذ با خواص درمانی و خوراکی بسیار بوده است. در شعر شاعران نامدار ایرانی نیز این واژه حضور یافته است. برای مثال، [[سعدی]] در بیتی میگوید:<ref>[https://ganjoor.net/saadi/divan/ghazals/sh435 سعدی، دیوان اشعار، غزلیات، غزل شماره 435، بیت 10، سایت گنجور.]</ref><br> | ||
{{آغاز نستعلیق}} | {{آغاز نستعلیق}} | ||
{{شعر|نستعلیق}} | {{شعر|نستعلیق}} | ||
{{ب|باری غرور از سر بنه و انصاف درد من بده|ای باغ شفتالو و به، ما نیز هم بد نیستیم}} | {{ب|باری غرور از سر بنه و انصاف درد من بده|ای باغ شفتالو و به، ما نیز هم بد نیستیم}} | ||
{{پایان شعر}} | {{پایان شعر}} | ||
{{پایان نستعلیق}} | {{پایان نستعلیق}} | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||