تبخال
تبخال؛ بیماری عفونی پوستی که بهصورت تاول، ظاهر میشود.
تبخال، عارضهای است که توسط ویروسی بههمین و بهصورت تاولهای کوچکی در اطراف دهان، نمایان میشود.[۱] برخی تبخال را تاولی میدانند که بهدلیل تب، در کنار لب و دهان افراد بهوجود میآید.[۲] گاهی تبخال، در نقاطی دیگر مانند آلت تناسلی، مغز و چشم نیز ظاهر میشود. این بیماری، درمان قطعی ندارد و افرادی که سیستم ایمنی ضعیفتری دارند، بیشتر درگیر این بیماری میشوند.
واژهشناسی
واژه تبخال، ترکیبی از دو واژهی فارسی «تب» بهمعنی بالا رفتن دمای بدن و واژه عربی «خال» بهمعنی نشان یا نقطهای روی پوست، است.[۳] تبخال، در فرهنگهای فارسی مختلف، بهصورت تبخال، تبخاله و آتش پارسی آمده است.[۴]
تبخال در باورهای مردمی
تبخال در باور مردم، ناشی از ترسیدن، ناگهان از خواب پریدن و جنزدگی است.[۵] مردم، تب مداوم را نیز از عوامل ایجاد تبخال میدانند. در کردستان، تبخال را «یاونشان» و بهمعنی خال ناشی از تب میگویند.[۶] برخی، تبخال ناشی از تب طولانی را نشانهی بهبودی بیماری دانستهاند.[۷]
چسباندن محل تبخال به یک فلز سرد، رو به قبله نشاندن بیمار و زدن چفت درب (زنجیری که برای بستن درب، از آن استفاده میکنند) به محل تبخال بهمدت 3 روز،[۸] نمک گذاشتن روی تبخال یا شستوشوی محل تبخال با نمک،[۹] استفاده از سیاهی تهدیگ،[۱۰] چرب کردن محل زخم با روغن محلی[۱۱] و استفاده از پیاز،[۱۲] انواع روشهای مردمی برای درمان تبخال است. در تنکابن، تبخال را «گَنِش پیه» یا «شب سوت» نامیده و برای درمان آن، تکهای از یک کوزه شکسته را از رودخانه برداشته و با سنگ میزنند تا بهصورت خاک درآمده، سپس روزی یکمرتبه از آن خاک را با انگشت روی تاولهای تبخال میمالند.[۱۳]
درمان تبخال
درمان پزشکی این بیماری، هنوز بهصورت قطعی مشخص نشده، اما پزشکان معمولا داروی ضد ویروس «اسیکلوویر» را برای درمان تبخال تجویز میکنند. موارد درمانی دیگر میتواند استفاده از عصاره گیاهانی همچون گیاه سالویا (مریم گلی) باشد که بهصورت موضعی استفاده شده و سبب تسریع در درمان تبخال میشود. پمادهای گیاهی ضد ویروس نیز میتواند در تسکین علائم این بیماری، کمککننده باشند.
تبخال در ادبیات فارسی
تبخال، سیر ایجاد و درمان آن، همواره موضوعی برای شاعران و نویسندگان بوده است. برای مثال، خاقانی گفته است:
هر نیمشبی تبی مرتب بینی *** ناخن چو فلک، عرق چو کوکب بینی
هر چاشتگهم گرفته تب بینی *** از تبخالم آبله بر لب بینی[۱۴]
نظامی نیز از این واژه در شعر خود بهره گرفته است:
تب لرزه شکست پیکرش را *** تبخاله گزید شکرش را[۱۵]
تبخال، در بسیاری از متون نظم و نثر فارسی به عقده، گره، غنچه، گوهر، گل، سپند، ساغر و خیمه تشبیه شده است. همچنین، ترکیباتی از آن به وجود آمده است، مانند تبخاله نوش، آتش تبخاله و ساغر تبخاله. برای مثال، بیدل در شعر خود میگوید:
از دل خونبسته بیدل نشئهی راحت مخواه *** باده جز خونابه نبود ساغر تبخاله را[۱۶]
تبخال علاوهبر ادبیات رسمی، در ادبیات شفاهی و ترانههای محلی ایرانیان نیز حضور یافته است. مانند:
بیا دلبر که من تو دارم امشو *** دو تا توخال به یک لو دارم امشو[۱۷]
پانویس
- ↑ عمید، فرهنگ فارسی، ذیل واژه تاول، سایت واژهیاب.
- ↑ معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه تاول، سایت واژهیاب.
- ↑ نحوی، فرهنگ وامواژههای عربی در فارسی دخیل، ۱۳۶۸ش، ص۱۳۵؛ هرن، اساس اشتقاق فارسی، ج1، ۱۳۵۶ش، ص462.
- ↑ لغت فرس، اسدی طوسی، ۱۳۳۶ش، ذیل تبخاله؛ برهان قاطع، محمدحسین بن خلف تبریزی، 1361ش؛ سروری، مجمع الفرس، ۱۳۳۸ش؛ نفیسی، فرهنگ، ۱۳۱۷-۱۳۱۸ش، ذیل واژه تبخال.
- ↑ خلعتبری لیماکی، فرهنگ مردم تنکابن (شهسوار)، ۱۳۸۷ش، ص۱۱۲؛ بشرا، طب سنتی مردم گیلان، ۱۳۸۹ش، ص۱۸؛ مقدم گلمحمدی، تویسرکان، ج1، ۱۳۷۸ش، ص577؛ نفیسی، پژوهش در مبانی عقاید سنتی، ۱۳۶۴ش، ص۵۹؛ بلوکباشی، «درمان بیماریها و ناخوشیها در پزشکی عامیانه»، ۱۳۴۲ش، ص۱۳۳.
- ↑ شرفکندی، فرهنگ کردی ـ فارسی، ۱۳۶۹ش، ص۱۰۲۹.
- ↑ Polak, Persien, das Land und seine Bewohner, 1865, P295.
- ↑ علمداری، فرهنگ عامیانۀ دماوند، ۱۳۷۹ش، ص۱۸۷؛ همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۴۸ش، ص518؛ همایونی، گوشههایی از آداب و رسوم مردم شیراز، ۱۳۵۳ش، ص۱۳۵؛ بلوکباشی، «درمان بیماریها و ناخوشیها در پزشکی عامیانه»، ۱۳۴۲ش، ص۱۳۳.
- ↑ اسدیان خرمآبادی و دیگران، باورها و دانستهها در لرستان و ایلام، ۱۳۵۸ش، ص260.
- ↑ بشرا، طب سنتی مردم گیلان، ۱۳۸۹ش، ص87.
- ↑ مختارپور، دو سال با بومیان جزیرۀ کیش، ۱۳۸۷ش، ص۲۶۰.
- ↑ پاینده، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۲۴۸.
- ↑ خلعتبری لیماکی، فرهنگ مردم تنکابن (شهسوار)، ۱۳۸۷ش، ص۱۱۲-113.
- ↑ خاقانی شروانی، دیوان، ۱۳۸۲ش، ص۷۱۰ و ۷۴۰.
- ↑ نظامی گنجوی، لیلی و مجنون، ۱۳۶۴ش، ص۳۲۵.
- ↑ بیدل دهلوی، دیوان، ج1، بیتا، ص9.
- ↑ همایونی، ترانههای محلی فارس، ۱۳۷۹ش، ص۲۷۴.
منابع
- اسدیان خرمآبادی و دیگران، باورها و دانستهها در لرستان و ایلام، تهران، مرکز مردمشناسی ایران، ۱۳۵۸ش.
- برهان قاطع، محمدحسین بن خلف تبریزی، تهران، معین، 1361ش.
- بشرا، محمد، طب سنتی مردم گیلان، رشت، فرهنگ ایلیا، ۱۳۸۹ش.
- بلوکباشی، علی، «درمان بیماریها و ناخوشیها در پزشکی عامیانه»، کتاب هفته، تهران، شماره 102، ۱۳۴۲ش.
- بیدل دهلوی، دیوان، بهتحقیق خلیلالله خلیلی، تهران، نشر بینالملل، بیتا.
- پاینده، محمود، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۵۵ش.
- خاقانی شروانی، دیوان، بهتحقیق ضیاءالدین سجادی، تهران، زوار، ۱۳۸۲ش.
- خلعتبری لیماکی، مصطفى، فرهنگ مردم تنکابن (شهسوار)، تهران، پازینه، ۱۳۸۷ش.
- سروری، محمدقاسم، مجمع الفرس، بهتحقیق محمد دبیرسیاقی، تهران، علمی، ۱۳۳۸ش.
- شرفکندی، عبدالرحمان، فرهنگ کردی ـ فارسی، تهران، سروش، ۱۳۶۹ش.
- علمداری، مهدی، فرهنگ عامیانۀ دماوند، بهتحقیق فرهاد فیاض، دماوند، فیض کاشانی، ۱۳۷۹ش.
- عمید، حسن، فرهنگ فارسی، سایت واژهیاب، تاریخ بازدید: 21 فروردین 1401ش.
- لغت فرس، اسدی طوسی، بهتحقیق محمد دبیرسیاقی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۳۶ش.
- مختارپور، رجبعلی، دو سال با بومیان جزیرۀ کیش، تهران، ورجاوند، ۱۳۸۷ش.
- معین، محمد، فرهنگ فارسی، سایت واژهیاب، تاریخ بازدید: 21 فروردین 1401ش.
- مقدم گلمحمدی، محمد، تویسرکان، تهران، اقبال، ۱۳۷۸ش.
- نحوی، محمد، فرهنگ وامواژههای عربی در فارسی دخیل، تهران، انتشارات اسلامی، ۱۳۶۸ش.
- نظامی گنجوی، لیلی و مجنون، بهتحقیق بهروز ثروتیان، تهران، بینا، ۱۳۶۴ش.
- نفیسی، ابوتراب، پژوهش در مبانی عقاید سنتی، اصفهان، دانشگاه اصفهان، ۱۳۶۴ش.
- نفیسی، علیاکبر، فرهنگ، تهران، خیام، ۱۳۱۷-۱۳۱۸ش.
- هرن، پاول و هوبشمان، هاینریش، اساس اشتقاق فارسی، ترجمه و بهتحقیق جلال خالقی مطلق، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۶ش.
- همایونی، صادق، ترانههای محلی فارس، تهران، بنیاد فارسشناسی، ۱۳۷۹ش.
- همایونی، صادق، گوشههایی از آداب و رسوم مردم شیراز، شیراز، نوید شیراز، ۱۳۵۳ش.
- همایونی، صادق، فرهنگ مردم سروستان، تهران، بهنشر، ۱۳۴۸ش.
- Polak, J. E., Persien, das Land und seine Bewohner, Leipzig, 1865.