پالایش متن |
|||
| (۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات مفهوم | |||
| تصویر = هخامنشیان.png | |||
| زیرنویس تصویر = درفش هخامنشیان مزین به پرندهای زرین بهنام شهباز | |||
| image_alt =درفش هخامنشیان | |||
| فایل پادکست = | |||
| حجم فایلپادکست = | |||
| تاریخ پادکست = | |||
| زیرنویس عنوان = | |||
| عنوان اصلی = | |||
| عنوان انگلیسی = | |||
| عنوان عربی = | |||
| عنوان علمی = | |||
| شاخه علمی = | |||
| نوع مفهوم = | |||
| معنای اصطلاحی = | |||
| حوزه کاربرد = | |||
| گستره جغرافیایی = | |||
| منشأ تاریخی = | |||
| نخستین کاربرد = | |||
| ریشه واژه = | |||
| مرتبط با = | |||
| اهمیت = | |||
| مبدع = | |||
| مروج = | |||
| مقدس برای = | |||
| مورد احترام = | |||
| آثار مرتبط = | |||
}} | |||
'''هخامنشیان'''، نخستین امپراتوری جهانیِ نظامیافته و چندفرهنگی. | |||
شاهنشاهی هخامنشیان (۵۵۰–۳۳۰پ.م) که [[کوروش]] کبیر آن را بنیان نهاد؛ بهعنوان یک امپراتوری، دارای قلمرو گستردهای بود که از آسیای صغیر تا هند را در بر میگرفت. داریوش اول با تقسیم امپراتوری به چندین [[ساتراپی]]، احداث [[راه شاهی]]، ضرب سکه و گماردن بازرسان ویژه، کارآمدی نظام هخامنشی را افزایش داد. با این حال، شورشهای مکرر ساتراپها، دسیسههای درباری و ضعف فرماندهی نظامی، منجر به فروپاشی آن گردید. ویژگی برجستهٔ هخامنشیان در ادارهٔ امپراتوری، بهرهگیری از نظام پایتختی چندگانه و سیاست تساهل دینی بود. ساختار قدرت بر مشروعیت الهی و تباری استوار بود و نظام حقوقی ترکیبی از فرامین شاه، تعالیم مذهبی و عرف محلی بهشمار میرفت. [[اقتصاد]]، با نظام مالیاتی منظم و یکسانسازی اوزان و سکه، عمدتاً مبتنی بر [[کشاورزی]] و [[دامپروری]] بود. جامعه ساختاری طبقاتی داشت؛ از این رو جایگاه [[زن|زنان]]، نظام آموزشی و تا حدودی خوراک و پوشاک، بر پایهٔ پایگاه اجتماعی افراد تعیین میشد. هخامنشیان افزون بر پرستش [[اهورامزدا]]، [[میترا]] و [[آناهیتا]] را ستایش میکردند و جشنهایی چون [[جشن نوروز|نوروز]] و [[جشن مهرگان|مهرگان]] را برپا میکردند. [[هنر]] در دوره هخامنشیان تلفیقی از عناصر ملل تابعه بود و [[پزشکی]] و [[نجوم]] رواج داشت. نوآوریهای هخامنشیان در حکومتداری به اندازهای بود که میراث آنان در ساختار اداری، معماری و اندیشهٔ سیاسی در دورههای [[سلوکیان]]، [[اشکانیان]]، [[ساسانیان]] و [[ورود اسلام به ایران|اسلامی]] تداوم یافت. | شاهنشاهی هخامنشیان (۵۵۰–۳۳۰پ.م) که [[کوروش]] کبیر آن را بنیان نهاد؛ بهعنوان یک امپراتوری، دارای قلمرو گستردهای بود که از آسیای صغیر تا هند را در بر میگرفت. داریوش اول با تقسیم امپراتوری به چندین [[ساتراپی]]، احداث [[راه شاهی]]، ضرب سکه و گماردن بازرسان ویژه، کارآمدی نظام هخامنشی را افزایش داد. با این حال، شورشهای مکرر ساتراپها، دسیسههای درباری و ضعف فرماندهی نظامی، منجر به فروپاشی آن گردید. ویژگی برجستهٔ هخامنشیان در ادارهٔ امپراتوری، بهرهگیری از نظام پایتختی چندگانه و سیاست تساهل دینی بود. ساختار قدرت بر مشروعیت الهی و تباری استوار بود و نظام حقوقی ترکیبی از فرامین شاه، تعالیم مذهبی و عرف محلی بهشمار میرفت. [[اقتصاد]]، با نظام مالیاتی منظم و یکسانسازی اوزان و سکه، عمدتاً مبتنی بر [[کشاورزی]] و [[دامپروری]] بود. جامعه ساختاری طبقاتی داشت؛ از این رو جایگاه [[زن|زنان]]، نظام آموزشی و تا حدودی خوراک و پوشاک، بر پایهٔ پایگاه اجتماعی افراد تعیین میشد. هخامنشیان افزون بر پرستش [[اهورامزدا]]، [[میترا]] و [[آناهیتا]] را ستایش میکردند و جشنهایی چون [[جشن نوروز|نوروز]] و [[جشن مهرگان|مهرگان]] را برپا میکردند. [[هنر]] در دوره هخامنشیان تلفیقی از عناصر ملل تابعه بود و [[پزشکی]] و [[نجوم]] رواج داشت. نوآوریهای هخامنشیان در حکومتداری به اندازهای بود که میراث آنان در ساختار اداری، معماری و اندیشهٔ سیاسی در دورههای [[سلوکیان]]، [[اشکانیان]]، [[ساسانیان]] و [[ورود اسلام به ایران|اسلامی]] تداوم یافت. | ||
| خط ۴۴: | خط ۷۴: | ||
|} | |} | ||
=== حمله اسکندر مقدونی === | === حمله اسکندر مقدونی === | ||
[[پرونده:هخامنشیان۱.jpg|جایگزین=نگاره هنری اسکندر در پاسارگاد|بندانگشتی|نگاره هنری اسکندر در پاسارگاد اثر پیر هنری دی والنسین در مؤسسه هنر شیکاگو]] | |||
فیلیپ دوم، شاه مقدونیه، که پیش از مرگ، حمله به ایران را برنامهریزی کرده بود؛ در ۳۳۶پ.م ترور شد و اسکندر به جایش نشست.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۱۸.</ref> اسکندر در بهار ۳۳۴پ.م با ۴۰ هزار سرباز در گرانیک، سپاه هخامنشی به فرماندهی ساتراپهای محلی را شکست داد.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۶۴۸–۶۴۹.</ref> در نوامبر ۳۳۳پ.م داریوش سوم با سپاهی از سراسر امپراتوری به ایسوس آمد و در ناحیهای باریک بین کوه و دریا موضع گرفت. این تدبیر ضعیف سبب شد که نتواند از برتری عددی سپاهش بر اسکندر بهره ببرد. سرانجام در برابر هجوم اسکندر تاب نیاورد و با فرار او، سپاهش متلاشی شد.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۶۶۶–۶۶۸؛ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۴۴۷.</ref> اسکندر پس از ایسوس به جنوب تاخت. صور و غزه را تسخیر کرد.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۳۴۱؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۴۰</ref> سپس وارد مصر شد و مصریان از او بهعنوان رهاییبخش استقبال کردند.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۱۴.</ref> نبرد سرنوشتساز در اکتبر ۳۳۱پ.م در دشت گوگمل رخ داد. داریوش سوم میدان وسیعی برگزیده بود تا از برتری شمار سوارهنظام و ارابههای داسدار خود استفاده کند؛ اما اسکندر با شکافتن خط مقدم هخامنشیان، به سوی داریوش تاخت. داریوش بار دیگر گریخت و سپاهش دوباره فروپاشید.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۷۰۸.</ref> شپس بابل و شوش بدون جنگ به دست اسکندر افتاد. او وارد پرسپولیس شد (ژانویهٔ ۳۳۰پ.م)، خزاین آن را تصرف کرد و کاخهایش را به آتش کشید. داریوش سوم که به شرق گریخته بود، در تابستان ۳۳۰پ.م به دست بسوس، ساتراپ باختر کشته شد. با مرگ او امپراتوری هخامنشی رسماً پایان یافت.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۷۱۶–۷۲۹.</ref> | فیلیپ دوم، شاه مقدونیه، که پیش از مرگ، حمله به ایران را برنامهریزی کرده بود؛ در ۳۳۶پ.م ترور شد و اسکندر به جایش نشست.<ref>سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۱۸.</ref> اسکندر در بهار ۳۳۴پ.م با ۴۰ هزار سرباز در گرانیک، سپاه هخامنشی به فرماندهی ساتراپهای محلی را شکست داد.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۶۴۸–۶۴۹.</ref> در نوامبر ۳۳۳پ.م داریوش سوم با سپاهی از سراسر امپراتوری به ایسوس آمد و در ناحیهای باریک بین کوه و دریا موضع گرفت. این تدبیر ضعیف سبب شد که نتواند از برتری عددی سپاهش بر اسکندر بهره ببرد. سرانجام در برابر هجوم اسکندر تاب نیاورد و با فرار او، سپاهش متلاشی شد.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۶۶۶–۶۶۸؛ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۴۴۷.</ref> اسکندر پس از ایسوس به جنوب تاخت. صور و غزه را تسخیر کرد.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۱۳۴۱؛ سایکس، تاریخ ایران، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۳۴۰</ref> سپس وارد مصر شد و مصریان از او بهعنوان رهاییبخش استقبال کردند.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۱۴.</ref> نبرد سرنوشتساز در اکتبر ۳۳۱پ.م در دشت گوگمل رخ داد. داریوش سوم میدان وسیعی برگزیده بود تا از برتری شمار سوارهنظام و ارابههای داسدار خود استفاده کند؛ اما اسکندر با شکافتن خط مقدم هخامنشیان، به سوی داریوش تاخت. داریوش بار دیگر گریخت و سپاهش دوباره فروپاشید.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۷۰۸.</ref> شپس بابل و شوش بدون جنگ به دست اسکندر افتاد. او وارد پرسپولیس شد (ژانویهٔ ۳۳۰پ.م)، خزاین آن را تصرف کرد و کاخهایش را به آتش کشید. داریوش سوم که به شرق گریخته بود، در تابستان ۳۳۰پ.م به دست بسوس، ساتراپ باختر کشته شد. با مرگ او امپراتوری هخامنشی رسماً پایان یافت.<ref>دیودوروس سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ۱۳۸۴ش، ص۷۱۶–۷۲۹.</ref> | ||
| خط ۹۲: | خط ۱۲۳: | ||
=== عوامل فروپاشی === | === عوامل فروپاشی === | ||
[[پرونده:هخامنشیان۲.png|جایگزین=ساتراپهای شاهنشاهی هخامنشی|بندانگشتی|ساتراپهای شاهنشاهی هخامنشی]] | |||
هخامنشیان باوجود گستردگی امپراتوری، در ادارهٔ آن کارآمد بودند. واگذاری اختیارات حکومتی به ساتراپیها و احترام به آیینهای محلی از عوامل دوام امپراتوری هخامنشیان محسوب شده است.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۲–۹۵.</ref> با این حال، از میانهٔ قرن پنجم پ.م نشانههای ناکارآمدی نظام هخامنشی به تدریج آشکار شد<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۰۶.</ref> که عوامل متعددی داشت، ازجمله: | هخامنشیان باوجود گستردگی امپراتوری، در ادارهٔ آن کارآمد بودند. واگذاری اختیارات حکومتی به ساتراپیها و احترام به آیینهای محلی از عوامل دوام امپراتوری هخامنشیان محسوب شده است.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۲–۹۵.</ref> با این حال، از میانهٔ قرن پنجم پ.م نشانههای ناکارآمدی نظام هخامنشی به تدریج آشکار شد<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۰۶.</ref> که عوامل متعددی داشت، ازجمله: | ||
| خط ۱۴۰: | خط ۱۷۲: | ||
== نظام حکمرانی == | == نظام حکمرانی == | ||
[[پرونده:هخامنشیان۳.jpg|جایگزین=استوانهٔ کوروش-منشورِ کوروش|بندانگشتی|استوانهٔ کوروش یا منشورِ کوروش]] | |||
بر اساس کتیبههای موجود، مشروعیت نظام هخامنشیان از [[دین]] و [[تبار]] گرفته شده بود. [[داریوش|داریوش اول]] در [[کتیبه بیستون|کتیبهٔ بیستون]]، شاهنشاهی را بخشش [[اهورامزدا]] میداند و [[کوروش|کوروش کبیر]] نیز در استوانهٔ بابل حاکمیت خود را به ارادهٔ الهی گره زده است. ادعای تبار سلطنتی نیز برای کسب مشروعیت، مورد تأکید قرار میگرفت. چنانچه کوروش، خود را از نوادگان هخامنش معرفی کرده و شجرنامهٔ داریوش در کتیبهٔ بیستون تا هخامنش مطرح شده است.<ref>جکسون، سفرنامه جکسن، ۱۳۶۹ش، ص۲۱۱؛ قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۷۰۶؛ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۹، ۱۰۷.</ref> | بر اساس کتیبههای موجود، مشروعیت نظام هخامنشیان از [[دین]] و [[تبار]] گرفته شده بود. [[داریوش|داریوش اول]] در [[کتیبه بیستون|کتیبهٔ بیستون]]، شاهنشاهی را بخشش [[اهورامزدا]] میداند و [[کوروش|کوروش کبیر]] نیز در استوانهٔ بابل حاکمیت خود را به ارادهٔ الهی گره زده است. ادعای تبار سلطنتی نیز برای کسب مشروعیت، مورد تأکید قرار میگرفت. چنانچه کوروش، خود را از نوادگان هخامنش معرفی کرده و شجرنامهٔ داریوش در کتیبهٔ بیستون تا هخامنش مطرح شده است.<ref>جکسون، سفرنامه جکسن، ۱۳۶۹ش، ص۲۱۱؛ قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۷۰۶؛ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۸۹، ۱۰۷.</ref> | ||
| خط ۱۵۵: | خط ۱۸۸: | ||
در حکومت هخامنشیان نوآوریهایی نیز نسبت به دورههای پیشین شکل گرفته بود. مانند سادهسازی رویههای دادرسی، تأکید بر مدارک معقول و ثبت حضور زنان بهعنوان شاهد. با این وجود، حقوق و قوانین اساسی عمدتاً تداوم سنتهای حقوقی کهن بینالنهرین با نوآوریهایی در حوزههای روابط اقتصادی و حقوق اداری بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1908626 ماگدالن و کاملی، «نظامهای قضایی و حقوقی هخامنشیان»، ۱۳۹۹ش، ص۶۹، 71-74.]</ref> | در حکومت هخامنشیان نوآوریهایی نیز نسبت به دورههای پیشین شکل گرفته بود. مانند سادهسازی رویههای دادرسی، تأکید بر مدارک معقول و ثبت حضور زنان بهعنوان شاهد. با این وجود، حقوق و قوانین اساسی عمدتاً تداوم سنتهای حقوقی کهن بینالنهرین با نوآوریهایی در حوزههای روابط اقتصادی و حقوق اداری بود.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1908626 ماگدالن و کاملی، «نظامهای قضایی و حقوقی هخامنشیان»، ۱۳۹۹ش، ص۶۹، 71-74.]</ref> | ||
== | == اقتصاد و معیشت == | ||
=== کشاورزی === | === کشاورزی === | ||
مقدسشمردن کشاورزی در باور زرتشتی، زمین را به بستر اصلی [[معیشت]] تبدیل کرده بود. در عین حال همگان بهطور یکسان به آن دسترسی نداشتند و ساختار مالکیت ارضی هخامنشیان چندلایه و شامل املاک سلطنتی، اشرافی، نظامیان و آزاد میشد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۰-۴۹۱]؛ کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۱.</ref> شاهان [[کشاورزی]] را برای [[امنیت غذایی]] و [[مالیات]] مهم میدانستند و آبادکنندهٔ زمین بایر را تا پنج نسل از مالیات معاف میکردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۸۷، ۴۹۲-۴۹۳.]</ref> نیروی کار روی زمین بیشتر مردان بودند؛ اما زنان فرودست نیز در این امر مشارکت داشتند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1984842 خسروی و ایمانپور، «فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی زنان فرودست در دوره هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۱۳۰-۱۳۲.]</ref> | مقدسشمردن کشاورزی در باور زرتشتی، زمین را به بستر اصلی [[معیشت]] تبدیل کرده بود. در عین حال همگان بهطور یکسان به آن دسترسی نداشتند و ساختار مالکیت ارضی هخامنشیان چندلایه و شامل املاک سلطنتی، اشرافی، نظامیان و آزاد میشد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۹۰-۴۹۱]؛ کورت، هخامنشیان، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۱.</ref> شاهان [[کشاورزی]] را برای [[امنیت غذایی]] و [[مالیات]] مهم میدانستند و آبادکنندهٔ زمین بایر را تا پنج نسل از مالیات معاف میکردند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2046933 تک و دیگران، «بررسی وضعیت کشاورزی در عهد هخامنشی»، ۱۴۰۲ش، ص۴۸۷، ۴۹۲-۴۹۳.]</ref> نیروی کار روی زمین بیشتر مردان بودند؛ اما زنان فرودست نیز در این امر مشارکت داشتند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1984842 خسروی و ایمانپور، «فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی زنان فرودست در دوره هخامنشیان»، ۱۴۰۱ش، ص۱۳۰-۱۳۲.]</ref> | ||
| خط ۱۷۰: | خط ۲۰۳: | ||
در زمان کوروش و کمبوجیه، درآمد دولت بیشتر از غنائم جنگی و هدایا تأمین میشد، اما داریوش با تقسیم امپراتوری به ساتراپیهای مالی، خراجی معین برای هر یک تعیین کرده بود<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اخبار-2/6270-باج-خراج-در-دوره-هخامنشیان بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref> که مجموع آن سالانه به بیش از ۱۴ هزار تالنت نقره میرسید<ref>[https://ensani.ir/fa/article/324931 یوسفجمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپنشینهای غربی ایران»، ۱۳۹۲ش، ص۴۸.]</ref> واژهٔ باجی در کتیبهها به معنی مالیات رایج بود که از عموم مردم گرفته میشد<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/198514 میرزایی، «نظام مالیات و خراجگذاری در زمان هخامنشیان»، ۱۳۸۳ش، ص۱۱.]</ref> و میزان آن بسته به اوضاع درآمدی مردم متغیر دانسته شده است. در این میان پارسیان بهعنوان قوم حاکم از پرداخت خراج پولی معاف بودند.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اخبار-2/6270-باج-خراج-در-دوره-هخامنشیان بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref> مالیاتها هم به صورت نقره، طلا، غلات، دام یا صنایع دستی دریافت میشد؛ که بخشی از آن در محل برای هزینههای اداری و نظامی نگهداری و باقی به پایتخت ارسال میشد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/997185 اسدی، «اقتصاد در عصر هخامنشیان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۳؛] [https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اخبار-2/6270-باج-خراج-در-دوره-هخامنشیان بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref> | در زمان کوروش و کمبوجیه، درآمد دولت بیشتر از غنائم جنگی و هدایا تأمین میشد، اما داریوش با تقسیم امپراتوری به ساتراپیهای مالی، خراجی معین برای هر یک تعیین کرده بود<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اخبار-2/6270-باج-خراج-در-دوره-هخامنشیان بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref> که مجموع آن سالانه به بیش از ۱۴ هزار تالنت نقره میرسید<ref>[https://ensani.ir/fa/article/324931 یوسفجمالی، جدیدی و شهابادی، «نقش و جایگاه اقتصادی ساتراپنشینهای غربی ایران»، ۱۳۹۲ش، ص۴۸.]</ref> واژهٔ باجی در کتیبهها به معنی مالیات رایج بود که از عموم مردم گرفته میشد<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/198514 میرزایی، «نظام مالیات و خراجگذاری در زمان هخامنشیان»، ۱۳۸۳ش، ص۱۱.]</ref> و میزان آن بسته به اوضاع درآمدی مردم متغیر دانسته شده است. در این میان پارسیان بهعنوان قوم حاکم از پرداخت خراج پولی معاف بودند.<ref>[https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اخبار-2/6270-باج-خراج-در-دوره-هخامنشیان بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref> مالیاتها هم به صورت نقره، طلا، غلات، دام یا صنایع دستی دریافت میشد؛ که بخشی از آن در محل برای هزینههای اداری و نظامی نگهداری و باقی به پایتخت ارسال میشد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/997185 اسدی، «اقتصاد در عصر هخامنشیان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۳؛] [https://donya-e-eqtesad.com/بخش-اخبار-2/6270-باج-خراج-در-دوره-هخامنشیان بهاری خیرجوی، «باج و خراج در دوره هخامنشیان»، دنیای اقتصاد.]</ref> | ||
== | == جامعه و نهادهای اجتماعی == | ||
=== ساختار اجتماعی === | === ساختار اجتماعی === | ||
| خط ۱۸۱: | خط ۲۱۴: | ||
برخی شواهد نشان میدهند که نظام آموزشی ساختارمندی در جامعهٔ هخامنشی برقرار بوده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1136405/جایگاه-علم-پزشکی-در-دوره-هخامنشیان-برگرفته-از-متون-تاریخی-و-دینی پهلوان، «جایگاه علم پزشکی در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۵ش، ص۸۰.]</ref> [[هرودوت]] دورهٔ تربیت کودکان را بین ۵ تا ۲۵ سالگی گزارش میکند که شامل سه مهارت اسبسواری، تیراندازی و راستگویی بوده است.<ref>[https://ijme.mui.ac.ir/article-1-957-fa.pdf زرگران، دانشآموز و محققزاده، «آموزش علوم پزشکی در ایران باستان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۶-۱۰۷.]</ref> پژوهشهای جدید، دورهٔ آموزش کودک هخامنشی را به سه مرحله تفکیک کردهاند: آموزش خانوادگی (۵–۷ سال)، آموزش عمومی (۷–۱۵ سال) برای خواندن و نوشتن و تربیت بدنی، و آموزش اختصاصی (از ۱۵ سال به بعد).<ref>[https://www.sid.ir/paper/875602/fa#downloadbottom حاجیمیرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۶-۷.]</ref> محتوای آموزش تنها به مهارتهای عملی محدود نمیشد. اصول اخلاق هخامنشی را [[راستگویی]]، [[امانتداری]]، [[رازداری]] و [[عدالتخواهی]] تشکیل میداد.<ref>[https://www.sid.ir/paper/875602/fa#downloadbottom حاجیمیرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۱۵.]</ref> افزون بر این، مغان و آموزگاران رعایت [[بهداشت عمومی]] و آداب اجتماعی را نیز به [[کودک|کودکان]] میآموختند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/ar/articlepage/309693 امیربهرامی، «نظری به اخلاق و آداب و رسوم ایرانیان عصر هخامنشی»، ۱۳۸۱ش، ص۶؛] پانوسی، گرایشهای علمی و فرهنگی ایران…، ۱۳۸۳ش، ص۷۰.</ref> البته این نظام آموزشی، مختص طبقات ممتاز اجتماعی بود.<ref>پانوسی، گرایشهای علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۲.</ref> [[آتشکده|آتشکدهها]] افزون بر جایگاه مذهبی، محل آموزش کودکان نیز بهشمار میرفتند و مغان و موبدان، متولیان اصلی آموزش امور دینی به حساب میآمدند.<ref>[https://www.sid.ir/paper/875602/fa#downloadbottom حاجیمیرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۷، ۱۴.]؛ [https://ijme.mui.ac.ir/article-1-957-fa.pdf زرگران، دانشآموز و محققزاده، «آموزش علوم پزشکی در ایران باستان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۸.]</ref> | برخی شواهد نشان میدهند که نظام آموزشی ساختارمندی در جامعهٔ هخامنشی برقرار بوده است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1136405/جایگاه-علم-پزشکی-در-دوره-هخامنشیان-برگرفته-از-متون-تاریخی-و-دینی پهلوان، «جایگاه علم پزشکی در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۵ش، ص۸۰.]</ref> [[هرودوت]] دورهٔ تربیت کودکان را بین ۵ تا ۲۵ سالگی گزارش میکند که شامل سه مهارت اسبسواری، تیراندازی و راستگویی بوده است.<ref>[https://ijme.mui.ac.ir/article-1-957-fa.pdf زرگران، دانشآموز و محققزاده، «آموزش علوم پزشکی در ایران باستان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۶-۱۰۷.]</ref> پژوهشهای جدید، دورهٔ آموزش کودک هخامنشی را به سه مرحله تفکیک کردهاند: آموزش خانوادگی (۵–۷ سال)، آموزش عمومی (۷–۱۵ سال) برای خواندن و نوشتن و تربیت بدنی، و آموزش اختصاصی (از ۱۵ سال به بعد).<ref>[https://www.sid.ir/paper/875602/fa#downloadbottom حاجیمیرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۶-۷.]</ref> محتوای آموزش تنها به مهارتهای عملی محدود نمیشد. اصول اخلاق هخامنشی را [[راستگویی]]، [[امانتداری]]، [[رازداری]] و [[عدالتخواهی]] تشکیل میداد.<ref>[https://www.sid.ir/paper/875602/fa#downloadbottom حاجیمیرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۱۵.]</ref> افزون بر این، مغان و آموزگاران رعایت [[بهداشت عمومی]] و آداب اجتماعی را نیز به [[کودک|کودکان]] میآموختند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/ar/articlepage/309693 امیربهرامی، «نظری به اخلاق و آداب و رسوم ایرانیان عصر هخامنشی»، ۱۳۸۱ش، ص۶؛] پانوسی، گرایشهای علمی و فرهنگی ایران…، ۱۳۸۳ش، ص۷۰.</ref> البته این نظام آموزشی، مختص طبقات ممتاز اجتماعی بود.<ref>پانوسی، گرایشهای علمی و فرهنگی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۷۲.</ref> [[آتشکده|آتشکدهها]] افزون بر جایگاه مذهبی، محل آموزش کودکان نیز بهشمار میرفتند و مغان و موبدان، متولیان اصلی آموزش امور دینی به حساب میآمدند.<ref>[https://www.sid.ir/paper/875602/fa#downloadbottom حاجیمیرآقا و رنجبری، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان»، ۱۳۹۵ش، ص۷، ۱۴.]؛ [https://ijme.mui.ac.ir/article-1-957-fa.pdf زرگران، دانشآموز و محققزاده، «آموزش علوم پزشکی در ایران باستان»، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۸.]</ref> | ||
== | == فرهنگ و آیین == | ||
=== دین === | === دین === | ||
برخی، دین رسمی هخامنشیان را [[آیین زرتشت]] میدانند و برخی دیگر، آنان را به مذهب قدیم آریاییها پایبند میشمارند. [[اهورامزدا]] در کتیبهها خدای برتر معرفی شده است. در عین حال نام امشاسپندان در کتیبهها دیده نمیشود. از دورهٔ اردشیر دوم به بعد، نامهای [[میترا]] و [[آناهیتا]] نیز در کنار اهورامزدا ظاهر شدهاند.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۹۲۷؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2166119 ثانوی و دیگران، «بررسی دین و آیین در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۳۵۶-۳۶۴.]</ref> برخی محققان به این نتیجه رسیدهاند که هخامنشیان به سه خدای اصلی باور داشتهاند: اهورامزدا در رأس و مهر و ناهید در درجهٔ بعدی. آنها دایره یا چرخ بالدار را نمادی از این سه خدا دانستهاند.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20101115180533-پرتوی نوین بر دین هخامنشیانdf14.pdf ذکاء، «پرتوی نوین بر دین هخامنشیان»، ۱۳۵۱ش، ص۱۹-۲۰.]</ref> از سوی دیگر، در الواح [[تخت جمشید]] نام اهورامزدا کمتر از خدایان ایلامی دیده میشود. این نشان میدهد که مردم عادی و کارمندان دربار، بیشتر خدایان محلی و بینالنهرینی را پرستش میکردند.<ref>[https://sid.ir/paper/1519457/fa کریمی، بوشاسب گوشه و کامرانی فر، «بررسی کارکردهای مذهبی (آیینی) و سیاسی تخت جمشید ...»، ۱۴۰۳ش، ص۵۵۲.]</ref> همچنین در متون آرامی [[بلخ]] متعلق به اواخر دوره هخامنشی، واژهای به نام بغی(bgy) آمده که احتمالاً به اهورامزدا یا یک خداوند محلی اشاره دارد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1108777 صفایی، «اهمیت و جایگاه متون آرامی بلخ...»، ۱۳۹۳ش، ص۱۷۲.]</ref> | برخی، دین رسمی هخامنشیان را [[آیین زرتشت]] میدانند و برخی دیگر، آنان را به مذهب قدیم آریاییها پایبند میشمارند. [[اهورامزدا]] در کتیبهها خدای برتر معرفی شده است. در عین حال نام امشاسپندان در کتیبهها دیده نمیشود. از دورهٔ اردشیر دوم به بعد، نامهای [[میترا]] و [[آناهیتا]] نیز در کنار اهورامزدا ظاهر شدهاند.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۹۲۷؛ [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2166119 ثانوی و دیگران، «بررسی دین و آیین در دوره هخامنشیان»، ۱۳۹۳ش، ص۳۵۶-۳۶۴.]</ref> برخی محققان به این نتیجه رسیدهاند که هخامنشیان به سه خدای اصلی باور داشتهاند: اهورامزدا در رأس و مهر و ناهید در درجهٔ بعدی. آنها دایره یا چرخ بالدار را نمادی از این سه خدا دانستهاند.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20101115180533-پرتوی نوین بر دین هخامنشیانdf14.pdf ذکاء، «پرتوی نوین بر دین هخامنشیان»، ۱۳۵۱ش، ص۱۹-۲۰.]</ref> از سوی دیگر، در الواح [[تخت جمشید]] نام اهورامزدا کمتر از خدایان ایلامی دیده میشود. این نشان میدهد که مردم عادی و کارمندان دربار، بیشتر خدایان محلی و بینالنهرینی را پرستش میکردند.<ref>[https://sid.ir/paper/1519457/fa کریمی، بوشاسب گوشه و کامرانی فر، «بررسی کارکردهای مذهبی (آیینی) و سیاسی تخت جمشید ...»، ۱۴۰۳ش، ص۵۵۲.]</ref> همچنین در متون آرامی [[بلخ]] متعلق به اواخر دوره هخامنشی، واژهای به نام بغی(bgy) آمده که احتمالاً به اهورامزدا یا یک خداوند محلی اشاره دارد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1108777 صفایی، «اهمیت و جایگاه متون آرامی بلخ...»، ۱۳۹۳ش، ص۱۷۲.]</ref> | ||
| خط ۱۹۱: | خط ۲۲۴: | ||
=== آیینها === | === آیینها === | ||
برپایهٔ گزارش هرودت، | برپایهٔ گزارش هرودت، پارسیان مراسم مذهبی خود را در فضای باز برگزار میکردند. [[قربانی کردن|قربانیکردن حیوانات]] و نوشیدن جوشاندهٔ مقدس [[هوم]] نیز در مراسم دینی انجام میگرفت.<ref>[https://sid.ir/paper/1519457/fa#downloadbottom کریمی، بوشاسب گوشه و کامرانی فر، «بررسی کارکردهای مذهبی (آیینی) و سیاسی تخت جمشید ...»، ۱۴۰۳ش، ص۵۵۲.] [https://sid.ir/paper/238538/fa مزداپور، کتایون، و لطیف پور، صبا. «گیاه هوم و نقش آن در آیینها و اساطیر هندو ایرانی»، 1390، ص211]</ref> اجرای این آیینها بر عهدهٔ طبقهٔ روحانی مغان بود که در الواح کشف شده، از آنان بهعنوان آتشبر یاد شده است. تنوع القاب مغان در این الواح نشان از سازماندهی نهاد دینی در دوره هخامنشیان دارد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1136228 حسینی سرابی و زرینکوب، «مغان در روزگار هخامنشیان...»، ۱۳۹۵ش، ص33-34 و 40.]</ref> | ||
نقشبرجستههای به دست آمده از تخت جمشید، [[شوش]] و [[پاسارگاد]] صحنههای [[نیایش]] شاه در برابر [[آتشدان]] یا [[نماد حلقه بالدار]] را به تصویر میکشند. مُهرهای هخامنشی نیز مملو از نقوش آیینی-نیایشی هستند؛ از جمله نقش شخصیتهای تاجدار در دو سوی آتشدان، همراه با درخت [[نخل]] و هلال ماه.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2341827/نمادشناسی-نقوش-مهرهای-هخامنشی-با-مضمون-ایینی خداوندگاری، دادور و معظمی، «نمادشناسی نقوش مهرهای هخامنشی با مضمون آیینی»، ۱۴۰۴ش، ص24-27.]</ref> | نقشبرجستههای به دست آمده از تخت جمشید، [[شوش]] و [[پاسارگاد]] صحنههای [[نیایش]] شاه در برابر [[آتشدان]] یا [[نماد حلقه بالدار]] را به تصویر میکشند. مُهرهای هخامنشی نیز مملو از نقوش آیینی-نیایشی هستند؛ از جمله نقش شخصیتهای تاجدار در دو سوی آتشدان، همراه با درخت [[نخل]] و هلال ماه.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2341827/نمادشناسی-نقوش-مهرهای-هخامنشی-با-مضمون-ایینی خداوندگاری، دادور و معظمی، «نمادشناسی نقوش مهرهای هخامنشی با مضمون آیینی»، ۱۴۰۴ش، ص24-27.]</ref> | ||
| خط ۲۰۶: | خط ۲۳۹: | ||
== امتداد فرهنگی و تمدنی == | == امتداد فرهنگی و تمدنی == | ||
ابعاد | ابعاد مختلف میراث تمدنی هخامنشیان مانند تقسیمات اداری و راههای شاهی، در دوره [[سلوکیان]] با درجات متفاوت، انعکاس و تداوم یافت.<ref>گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۳۵۹ش، ص۱۲۸. | ||
<span lang="en">Engels, Benefactors, Kings, Rulers: Studies on the Seleukid Empire between East and West, Studia Hellenistica 57, 2017, p.45؛ Plischke, “Persianism under the Early Seleucid Kings? The Royal Title ‘Great King’”, in Persianism in Antiquity, ed. Strootman and Versluys, 2017, p.168</span></ref> [[اشکانیان]] نیز از سنت هخامنشی در سکهزنی، لقبهای شاهنشاهی و آیینهای درباری بهره گرفتند.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۳، ص۲۶۸۰، ۲۶۸۲، ۲۶۶۰.</ref> [[ساسانیان]] هم خود را وارثان هخامنشیان معرفی کرده و مراکز حکومتیشان را در کنار آرامگاههای هخامنشی بنا نهادند.<ref>بیرونی، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، ۱۳۸۰ش، ص۵۷۷؛ شیروانی، بستان السیاحة، بیتا، ص۱۲۶؛ کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان، ۱۳۶۸ش، ص۱۴۳، ۱۷۵، ۱۹۱، ۲۰۳، ۲۹۶.</ref> | <span lang="en">Engels, Benefactors, Kings, Rulers: Studies on the Seleukid Empire between East and West, Studia Hellenistica 57, 2017, p.45؛ Plischke, “Persianism under the Early Seleucid Kings? The Royal Title ‘Great King’”, in Persianism in Antiquity, ed. Strootman and Versluys, 2017, p.168</span></ref> [[اشکانیان]] نیز از سنت هخامنشی در سکهزنی، لقبهای شاهنشاهی و آیینهای درباری بهره گرفتند.<ref>پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱۳۷۵ش، ج۳، ص۲۶۸۰، ۲۶۸۲، ۲۶۶۰.</ref> [[ساسانیان]] هم خود را وارثان هخامنشیان معرفی کرده و مراکز حکومتیشان را در کنار آرامگاههای هخامنشی بنا نهادند.<ref>بیرونی، الآثار الباقیة عن القرون الخالیة، ۱۳۸۰ش، ص۵۷۷؛ شیروانی، بستان السیاحة، بیتا، ص۱۲۶؛ کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان، ۱۳۶۸ش، ص۱۴۳، ۱۷۵، ۱۹۱، ۲۰۳، ۲۹۶.</ref> | ||