صفحهای تازه حاوی «'''تبخال'''؛ بیماری عفونی پوستی که بهصورت تاول، ظاهر میشود. تبخال، عارضهای است که توسط ویروسی بههمین و بهصورت تاولهای کوچکی در اطراف دهان، نمایان میشود.<ref>[https://www.vajehyab.com/amid/%D8%AA%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%84 عمید، فرهنگ فارسی، ذیل واژه تاول، سایت...» ایجاد کرد |
|||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
تبخال در باور مردم، ناشی از ترسیدن، ناگهان از خواب پریدن و جنزدگی است.<ref>خلعتبری لیماکی، فرهنگ مردم تنکابن (شهسوار)، ۱۳۸۷ش، ص۱۱۲؛ بشرا، طب سنتی مردم گیلان، ۱۳۸۹ش، ص۱۸؛ مقدم گلمحمدی، تویسرکان، ج1، ۱۳۷۸ش، ص577؛ نفیسی، پژوهش در مبانی عقاید سنتی، ۱۳۶۴ش، ص۵۹؛ بلوکباشی، «درمان بیماریها و ناخوشیها در پزشکی عامیانه»، ۱۳۴۲ش، ص۱۳۳.</ref> مردم، تب مداوم را نیز از عوامل ایجاد تبخال میدانند. در کردستان، تبخال را «یاونشان» و بهمعنی خال ناشی از تب میگویند.<ref>شرفکندی، فرهنگ کردی ـ فارسی، ۱۳۶۹ش، ص۱۰۲۹.</ref> برخی، تبخال ناشی از تب طولانی را نشانهی بهبودی بیماری دانستهاند.<ref>Polak, Persien, das Land und seine Bewohner, 1865, P295.</ref> | تبخال در باور مردم، ناشی از ترسیدن، ناگهان از خواب پریدن و جنزدگی است.<ref>خلعتبری لیماکی، فرهنگ مردم تنکابن (شهسوار)، ۱۳۸۷ش، ص۱۱۲؛ بشرا، طب سنتی مردم گیلان، ۱۳۸۹ش، ص۱۸؛ مقدم گلمحمدی، تویسرکان، ج1، ۱۳۷۸ش، ص577؛ نفیسی، پژوهش در مبانی عقاید سنتی، ۱۳۶۴ش، ص۵۹؛ بلوکباشی، «درمان بیماریها و ناخوشیها در پزشکی عامیانه»، ۱۳۴۲ش، ص۱۳۳.</ref> مردم، تب مداوم را نیز از عوامل ایجاد تبخال میدانند. در کردستان، تبخال را «یاونشان» و بهمعنی خال ناشی از تب میگویند.<ref>شرفکندی، فرهنگ کردی ـ فارسی، ۱۳۶۹ش، ص۱۰۲۹.</ref> برخی، تبخال ناشی از تب طولانی را نشانهی بهبودی بیماری دانستهاند.<ref>Polak, Persien, das Land und seine Bewohner, 1865, P295.</ref> | ||
چسباندن محل تبخال به یک فلز سرد، رو به قبله نشاندن بیمار و زدن چفت درب (زنجیری که برای بستن درب، از آن استفاده میکنند) به محل تبخال بهمدت 3 روز،<ref>علمداری، فرهنگ عامیانۀ دماوند، ۱۳۷۹ش، ص۱۸۷؛ همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۴۸ش، ص518؛ همایونی، گوشههایی از آداب و رسوم مردم شیراز، ۱۳۵۳ش، ص۱۳۵؛ بلوکباشی، «درمان بیماریها و ناخوشیها در پزشکی عامیانه»، ۱۳۴۲ش، ص۱۳۳.</ref> نمک گذاشتن روی تبخال یا شستوشوی محل تبخال با نمک،<ref>اسدیان خرمآبادی و دیگران، باورها و دانستهها در لرستان و ایلام، ۱۳۵۸ش، ص260.</ref> استفاده از سیاهی | چسباندن محل تبخال به یک فلز سرد، رو به قبله نشاندن بیمار و زدن چفت درب (زنجیری که برای بستن درب، از آن استفاده میکنند) به محل تبخال بهمدت 3 روز،<ref>علمداری، فرهنگ عامیانۀ دماوند، ۱۳۷۹ش، ص۱۸۷؛ همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۴۸ش، ص518؛ همایونی، گوشههایی از آداب و رسوم مردم شیراز، ۱۳۵۳ش، ص۱۳۵؛ بلوکباشی، «درمان بیماریها و ناخوشیها در پزشکی عامیانه»، ۱۳۴۲ش، ص۱۳۳.</ref> نمک گذاشتن روی تبخال یا شستوشوی محل تبخال با نمک،<ref>اسدیان خرمآبادی و دیگران، باورها و دانستهها در لرستان و ایلام، ۱۳۵۸ش، ص260.</ref> استفاده از سیاهی [[تهدیگ]]،<ref>بشرا، طب سنتی مردم گیلان، ۱۳۸۹ش، ص87.</ref> چرب کردن محل زخم با روغن محلی<ref>مختارپور، دو سال با بومیان جزیرۀ کیش، ۱۳۸۷ش، ص۲۶۰.</ref> و استفاده از پیاز،<ref>پاینده، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۲۴۸.</ref> انواع روشهای مردمی برای درمان تبخال است. در تنکابن، تبخال را «گَنِش پیه» یا «شب سوت» نامیده و برای درمان آن، تکهای از یک کوزه شکسته را از رودخانه برداشته و با سنگ میزنند تا بهصورت خاک درآمده، سپس روزی یکمرتبه از آن خاک را با انگشت روی تاولهای تبخال میمالند.<ref>خلعتبری لیماکی، فرهنگ مردم تنکابن (شهسوار)، ۱۳۸۷ش، ص۱۱۲-113.</ref> | ||
==درمان تبخال== | ==درمان تبخال== | ||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
درمان پزشکی این بیماری، هنوز بهصورت قطعی مشخص نشده، اما پزشکان معمولا داروی ضد ویروس «اسیکلوویر» را برای درمان تبخال تجویز میکنند. موارد درمانی دیگر میتواند استفاده از عصاره گیاهانی همچون گیاه سالویا (مریم گلی) باشد که بهصورت موضعی استفاده شده و سبب تسریع در درمان تبخال میشود. پمادهای گیاهی ضد ویروس نیز میتواند در تسکین علائم این بیماری، کمککننده باشند. | درمان پزشکی این بیماری، هنوز بهصورت قطعی مشخص نشده، اما پزشکان معمولا داروی ضد ویروس «اسیکلوویر» را برای درمان تبخال تجویز میکنند. موارد درمانی دیگر میتواند استفاده از عصاره گیاهانی همچون گیاه سالویا (مریم گلی) باشد که بهصورت موضعی استفاده شده و سبب تسریع در درمان تبخال میشود. پمادهای گیاهی ضد ویروس نیز میتواند در تسکین علائم این بیماری، کمککننده باشند. | ||
=تبخال در ادبیات فارسی | =تبخال در ادبیات فارسی= | ||
تبخال، سیر ایجاد و درمان آن، همواره موضوعی برای شاعران و نویسندگان بوده است. برای مثال، خاقانی گفته است: | تبخال، سیر ایجاد و درمان آن، همواره موضوعی برای شاعران و نویسندگان بوده است. برای مثال، خاقانی گفته است: | ||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
تب لرزه شکست پیکرش را *** تبخاله گزید شکرش را<ref>نظامی گنجوی، لیلی و مجنون، ۱۳۶۴ش، ص۳۲۵.</ref> | تب لرزه شکست پیکرش را *** تبخاله گزید شکرش را<ref>نظامی گنجوی، لیلی و مجنون، ۱۳۶۴ش، ص۳۲۵.</ref> | ||
تبخال، در بسیاری از متون نظم و نثر | تبخال، در بسیاری از متون نظم و نثر فارسی به عقده، گره، غنچه، گوهر، گل، سپند، ساغر و خیمه تشبیه شده است. همچنین، ترکیباتی از آن به وجود آمده است، مانند تبخاله نوش، آتش تبخاله و ساغر تبخاله. برای مثال، بیدل در شعر خود میگوید: | ||
از دل خونبسته بیدل نشئهی راحت مخواه *** باده جز خونابه نبود ساغر تبخاله را<ref>بیدل دهلوی، دیوان، ج1، بیتا، ص9.</ref> | از دل خونبسته بیدل نشئهی راحت مخواه *** باده جز خونابه نبود ساغر تبخاله را<ref>بیدل دهلوی، دیوان، ج1، بیتا، ص9.</ref> | ||