بدون خلاصۀ ویرایش |
حمید گلزار (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۱۶: | خط ۱۱۶: | ||
*یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، بیجا، دار صادر، بیتا. | *یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، بیجا، دار صادر، بیتا. | ||
ویکی ز | ویکی ز | ||
+++ | |||
<big>'''جایگاه زن در قرآن؛'''</big> نقش و موقعیت زن از منظر قرآن. | |||
[[زن]] در امتهای متمدن و غیر متمدن قبل اسلام، همواره تحت قیومیت و سرپرستی و ولایت بود و هیچگونه استقلال و حریت و آزادی نداشت، نه در اراده و نه در اعمال. با ورود اسلام به سرزمین حجاز و نزول آیات روحبخش قرآن و گسترش آن به اقصی نقاط، این دین الهی با رسوم و نگرشها و رفتارهای نابخردانه و جاهلانه در مورد زنان به مبارزه برخاست و موفق به کنار زدن پردههای زشتی و پلشتی شد و نمونههایی از زنان فداکار، بامعرفت، بیدار، شجاع و میداندار عرصۀ کمال و معنویت را پرورش داد. | |||
==مفهومشناسی== | |||
جایگاه زن در قرآن بهمعنای شناخت مقام و منزلت حقوق زن در اسلام با استناد به قرآن کریم است.<ref>کمالی، قرآن و مقام زن، 1371ش، ص25.</ref> قرآن کریم مقام و منزلت زن را تا به آنجا بالا برده که از او بهعنوان الگو برای زنان و مردان مؤمن یاد میکند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1193581/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86-%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%82%d8%b1%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%b1%db%8c%d9%85 افشار و رستمی، «ویژگیهای زن شایسته از دیدگاه قرآن»، 1390ش، ص10.]</ref> | |||
==جایگاه زن پیش از نزول قرآن== | |||
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان بر اساس وضعیت زنان و ستمهایی که در اقوام و امتهای پیش از اسلام بر آنها گذشته است، اقوام و ملتها را به دو دسته متمدن و غیرمتمدن تقسیم میکند؛ زندگی زن در قبایل و امتهای غیرمتمدن، مانند زندگی حیوانات اهلی بوده است. در این دسته از اقوام، باور عمومی آن بود که زنان بهخاطر مردان خلق شدهاند و هستی و وجودشان تابع هستی و وجود مرد است، مانند حیوانات هیچ استقلال و حقی ندارند و تا زمانی که ازدواج نکردهاند، تحت ولایت پدر و بعد از ازدواج تحت ولایت کامل شوهر هستند. در این امتها، مرد میتوانست زن خود را به هر کسی که بخواهد بفروشد یا ببخشد یا او را مانند کالا قرض بدهد تا از او کام بگیرد، بچهدار شود یا به خدمت بگیرد، تنبیه و مجازات کند، کتک بزند، زندانی کند و حتی به قتل برساند.<ref>طباطبایی، تفسیر المیزان، 1374ش، ج2، ص395-396. </ref> زن در میان اعراب جاهلی جزء لوازم و اثاث زندگی بود و مانند کالایی خرید و فروش میشد. اعراب جاهلی زن را در شمار حیوانات قرار داده و غالباً از ترس قحطی و یا آلودگی، دختران خود را در بدو تولد سر میبریدند و یا از بالای کوه به درۀ عمیقی پرتاب و یا در میان آب غرق میکردند.<ref>سبحانی، فروغ ابدیت، 1377ش، ج1، ص48.</ref> | |||
زندگی زن در امتهای متمدن و پیشرفتۀ آن روز اینگونه ترسیم شده است: در چین ازدواج، نوعی خودفروشی و مملوکیت بود و زن در این معامله یکباره خود را میفروخت. زن چینی از ارث محروم بود و نمیتوانست با مردان، حتی پسران خود سر یک سفره بنشیند. مردان میتوانستند دو نفری یا چند نفری یک زن بگیرند و در بهرهگیری از او شریک باشند. اگر زن بچهدار میشد غالباً متعلق به مردی بود که به او شباهت داشت.<ref>طباطبایی، تفسیر المیزان، 1374ش، ج2، ص395-396.</ref> در هند مردان معتقد بودند، زن پیرو مرد و مانند یکی از اعضای بدن او است و بعد از مرگ شوهر، ازدواج برای او حلال و مشروع نیست؛ بلکه باید تا ابد بدون شوهر باشد و اصلاً نباید زنده بماند و طبق رسوم خود که مردگان را میسوزاندند، زن را به همراه شوهرش زندهزنده میسوزاندند و اگر زنده میماند، در کمال خفت و خواری زندگی میکرد. زنان قدیم هند در ایام حیض، نجس تلقی میشدند و دوری از آنها لازم بود. در این حالت لباسها و هر چیزی که با دست یا قسمتی از بدنشان تماس میگرفت، به اعتقاد آنها نجس بود.<ref>طباطبایی، تفسیر المیزان، 1374ش، ج2، ص395-396.</ref> در روم مرد، اختیاردار مرگ و زندگی زن بود. اگر کودکی متولد میشد که دارای اندام ناهنجار یا از جنس دختر بود، پدر میتوانست او را بکشد. در روم زن حق حضور در محاکم قضایی را حتی بهعنوان شاهد نداشت. بعد از فوت شوهر حق ادعا بر اموال شوهرش را نداشت و شوهر میتوانست هیچ چیزی برای او نگذارد.<ref>ژول ایزاک، تاریخ رم، 1332ش، ص103.</ref> زن یونانی فاقد شخصیت اجتماعی بود و با ذلت در خانه پنهان نگه داشته میشد و در مقطعی، بهصورت عشرتکدهای سیار به عفتفروشی میپرداخت و مانند برده خرید و فروش میشد، در برابر پدر و شوهر حق مالکیت و حیات نداشت. مرد میتوانست زن و دختر خود را بفروشد، قرض یا اجاره بدهد و یا او را بکشد.<ref>خامنهای، حقوق زن، 1368ش، ص23.</ref> در ایران باستان طبق آیین زرتشت، خیانت زن مستوجب اعدام بود. در سلسله مراتب خانوادگی، زن تحت سرپرستی رئیس خانواده بهنام «کدخدا» بود، این کدخدا میتوانست پدر یا شوهر و در صورت مرگ، جانشین او باشد.<ref>بارتله، زن در حقوق ساسانی، 1337ش، ص40.</ref> از آداب و رسوم آشوریان این بود که اگر جرم زن از نظر اسراف و تبذیر از اموال شوهر در دادگاه ثابت میشد، شوهر حق داشت او را در آب غرق کند.<ref>طباطبایی، تفسیر المیزان، 1374ش، ج2، ص395-396. </ref> | |||
==جایگاه زن نزد پیروان ادیان گذشته== | |||
در دین تحریفشدۀ یهود، پدر میتوانست دختر را بفروشد. در مسیحیت تحریفشده، کشیشان، زن را عامل و مظهر شیطان و فساد و فحشا میدانستند و با رواج این فرهنگ مردان به عزوبت تشویق میشدند. آنها معتقد بودند ازدواج، دامی از دامهای شیطان برای سقوط در جهنم است. به نظر کلیسا، محبت به زن از جمله مفاسد اخلاقی بزرگ بود.<ref>خامنهای، حقوق زن، 1368ش، ص23 و 38.</ref> | |||
==جایگاه زن در مغرب زمین== | |||
در فرهنگ غرب تا مدتها در انسان بودن یا نبودن زن تردید بود. اندیشمندان در بررسی مبانی فرهنگ غرب نسبت به زن نکات ذیل را ذکر کردهاند: | |||
1. تنزل دادن شخصیت انسانی و مستقل زن به موجودی بیهویت و بی قیدوبند، زن غربی را به واکنش احساسی و انفعالی فمینیسم واداشته است. | |||
2. تغییر و تحول در گرایشهای فمینیستی، گواهی روشن بر ناکارآمدی در تأمین حقوق از دسترفتۀ زنان است. | |||
3. در فرهنگ غرب، فردمحوری و نیاز به شاد زندگیکردن، بهعنوان یک اصل، سبب شده زن در جایگاه همسری و مادری ارزشی نداشته باشد. بدین ترتیب معاشقههای آزاد، مادر میانجی و ازدواج سهامی از آسانترین راهها برای رهایی از ازدواج بهشمار میروند. | |||
4. فمینیسم با قطع ارتباط انسان با خدا، بر حاکمیت انسان تأکید میکند و به ارزشهای الهی یا قراردادهای انسانی اعتنایی نمیکند. بدین ترتیب، اخلاق ارزش و موضوعیت خود را از دست میدهد. | |||
5. اگر در جاهلیت قدیم زن را زنده به گور میکردند، در جاهلیت مدرن زن را در قبرستان شهوات و تمایلات نفسانی مدفون کردهاند و با تشابه حقوق زن و مرد، او را به تمامی عرصهها-حتی میدان سربازی و نبرد نظامی کشاندهاند؛ بهطوری که در زن بودن او تردید و انکار وجود دارد.<ref>فتاحیزاده، زن در تاریخ و اندیشه اسلامی، 1393ش، ص99-100. </ref> | |||
==ویژگی رویکرد اسلام به زن== | |||
زمانی که در غالب جوامع ابتدایی یا پیشرفتۀ قبل از اسلام، زن بهعنوان انسان یا همپایۀ مرد بهحساب نمیآمد، اسلام، عادتها و سنتهای جاهلی و رفتارهای غیر انسانی با زنان را قبیح شمرد و معیارهای ارزشی را در جوامع بشری تغییر داد.<ref>فتاحیزاده، زن در تاریخ و اندیشه اسلامی، 1393ش، ص101.</ref> قرآن زن را انسانی همسان و همنوع مرد معرفی کرد که از نفس واحده آفریده شده<ref>سورۀ نساء، آیۀ 1.</ref> ودارای سرشت و فطرت مشترک،<ref>سورۀ اعراف، آیۀ 172.</ref> تکریم الهی،<ref>سورۀ اسرا، آیۀ 70.</ref> حق انتخاب و تعیین سرنوشت،<ref>سورۀ انسان، آیۀ 3.</ref> استعداد کسب کمالات و فضایل انسانی،<ref>سورۀ احزاب، آیۀ 35.</ref> خلافت الهی،<ref>سورۀ بقره، آیۀ 30.</ref> هدف غایی آفرینش،<ref>سورۀ کهف، آیۀ 7. </ref> ظرفیت انحطاط و سقوط<ref>سورۀ مائده، آیۀ 60.</ref> و رشد علمی و فرهنگی است.<ref>سورۀ زمر، آیۀ 9.</ref> از نظر اسلام زن و مرد در اصل هویت انسانی و برخورداری از ابعاد وجودی و محدود نبودن حیات انسانی به حیات مادی و دنیوی مشترک بوده و تفاوتی از نظر ارزش انسانی و پیمودن راه کمال و رسیدن به قرب الهی ندارند. بر اساس آیات الهی تنها معیار برتری نزد خداوند پرهیزکاری است.<ref>سورۀ حجرات، آیۀ 13.</ref> البته این اشتراک بهمعنای یکسانی و تساوی آنها در همۀ جهات نیست. | |||
==آفرینش زن در اسلام== | |||
اندیشمندان مسلمان دربارۀ دیدگاه اسلام پیرامون آفرینش زن به نکات زیر توجه کردهاند: | |||
1. از دیدگاه قرآن، هدف از خلقت زن و مرد، عبودیت خداوند و تقرب به او است. زن و مرد نقش مؤثری در رسیدن به کمال یکدیگر دارند و در واقع مکمل یکدیگرند. | |||
2. بر اساس آیات قرآن، خلقت حوا پس از خلقت آدم بوده، ولی این امر گویای برتری آدم بر حوا و تقدم خلقت مردان بر زنان نیست. | |||
3. اینکه زن از دندۀ چپ مرد خلق شده باشد، دلیل بر جنس دوم بودن زن نیست؛ بلکه لازمۀ این سخن آن است که زن از لحاظ جسمی فرع بر مرد است، نه از لحاظ حقیقت وجودی.<ref>زیبایینژاد و سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، 1379ش، ص56-57.</ref> | |||
==اصول شخصیت زن از نگاه اسلام== | |||
اصول شخصیت زن در نگاه اسلام به قرار زیر است: | |||
1. اشتراک زن و مرد در انسانیت؛ در دیدگاه مترقی و متعادل اسلام، زن مانند مرد از امکانات رشد و کامیابی،<ref>سورۀ احزاب، آیۀ 35.</ref> اختیار، مسئولیتپذیری و کمالجویی برخوردار است.<ref>زیبایینژاد و سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، 1379ش، ص54.</ref> | |||
2. گوناگونی راههای کمال؛ خداوند هم از جنبۀ تکوینی و هم از جنبۀ تشریعی، شرایط به سعادت رسیدن را برای زن مانند مرد و متناسب با ظرفیتش فراهم آورده است.<ref>زیبایینژاد و سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، 1379ش، ص60.</ref> | |||
3. تفاوتهای تکوینی زن و مرد؛ برخی از فیمینیستها و گروهی از جامعهشناسان بر این باورند که هیچ تفاوتی میان زن و مرد به جز تفاوتهای بیولوژیک وجود ندارد و اختلاف در ذهنیت و رفتارها همگی ناشی از تأثیرات محیطی و فرهنگی است و ریشه در تکوین ندارد.<ref>ریتزر، نظریههای جامعهشناسی در دوران معاصر، 1374ش، ص496-517.</ref> در مقابل بسیاری از روانشناسان بر تفاوتهای ساختاری بین زن و مرد تأکید کردهاند.<ref>زیبایینژاد و سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، 1379ش، ص63-64.</ref> بر اساس مبانی اسلام، زن و مرد دو صنف مختلف با ویژگیهای متمایز طبیعی هستند و نه تنها در بُعد جسمی، بلکه در ابعاد احساسی، روحی، ذهنی و رفتاری بهگونهای از یکدیگر متمایزند.<ref>سورۀ نساء، آیه 34.</ref> قبول این تمایزها منافاتی با تأثیر وضعیت اجتماعی و فرهنگی در ایجاد یا پرورش ذهنیت و رفتارها ندارد، بلکه درک متقابل، تمایل دو سویه و زمینۀ هماهنگی و همکاری جدّی این دو جنس را فراهم میسازد.<ref>زیبایینژاد و سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، 1379ش، ص63-64.</ref> | |||
4. زن و مرد دو موجود مکمل؛ اسلام برای ایجاد جامعۀ پویا و انسانهایی متکامل، بر لزوم هماهنگی و مودت متقابل بهویژه در روابط زن و مرد تأکید کرده است.<ref>سورۀ روم، آیۀ 21.</ref> | |||
5. محوریت اخلاق؛ بر اساس آموزههای دینی، توصیههای اخلاقی به زن مانند خانهداری، کمک به شوهر و آراستگی در مقابل همسر، هماهنگی و همکاری با او است.<ref>حر العاملی، وسائل الشیعة، 1374ش، ج20، ص79-94.</ref> | |||
6. تشکیل خانواده بهعنوان راه رسیدن به کمال؛ برخلاف مسیحیت تحریف شده که مجرد بودن را مقدم بر ازدواج دانسته، اسلام ازدواج را تنها راه نجات از بدکاری میداند. در فرهنگ اسلام، خانواده بهترین محل پیوند زن و مرد و زمینهساز کمال آن دو است.<ref>مجلسی، بحارالأنوار، بیتا، ج103، ص222.</ref> | |||
==حقوق زن در قرآن== | |||
قرآن کریم، به دو دسته از حقوق اساسی زنان توجه کرده است: | |||
الف) حقوق عام؛ این حقوق بین زن و مرد مشترک بوده و عبارتاند از حق حیات، حق تعلیم و تعلم،<ref>سورۀ قلم، آیۀ 1.</ref> حق دستیابی به مقامهای معنوی،<ref>فتاحیزاده، زن در تاریخ و اندیشۀ اسلامی، 1386ش، ص190.</ref> حق ارث،<ref>سورۀ نساء، آیۀ 7.</ref> حق تملک،<ref>سورۀ نساء، آیۀ 4. </ref> حق ازدواج،<ref>سورۀ نور، آیۀ 23.</ref> حق دیه<ref>سورۀ بقره، آیۀ 178.</ref> و حق اشتغال.<ref>سورۀ قصص، آیۀ 23.</ref> | |||
ب) حقوق خاص؛ از دیدگاه قرآن کریم برخی حقوق بهدلیل آفرینش قوای جسمانی و جایگاه اجتماعی متفاوت زنان، مختص به آنها بوده و عبارت است از: حق نفقه،<ref>سورۀ قصص، آیۀ 23.</ref> حق مهریه<ref>سورۀ نساء، آیۀ 4.</ref> و حق دریافت اجر جهت رضاع.<ref>سورۀ بقره، آیۀ 233.</ref> | |||
==الگوهای قرآنی در سبک زندگی اسلامی== | |||
قرآن کریم به گروهی از زنان بهعنوان الگو برای همۀ مردان و زنان، اشاره کرده است: | |||
1. حضرت مریم، الگوی ایمان راسخ، توکل و مقاومت،<ref>سورۀ تحریم، آیۀ 9.</ref> عفاف و پاکدامنی،<ref>سورۀ تحریم، آیۀ 12.</ref> اهتمام به اعتکاف و عبادت؛<ref>سورۀ مریم، آیۀ 17.</ref> | |||
2. مادر حضرت موسی، الگوی عطوفت، ایمان راسخ، توکل و مقاومت،<ref>سورۀ تحریم، آیۀ 9.</ref> مبارزه با کفر و طاغوت؛<ref>سورۀ تحریم، آیۀ 19.</ref> | |||
3. همسر فرعون، الگوی ایمان راسخ، توکل و مقاومت، امر به معروف و نهی از منکر،<ref>سورۀ قصص، آیۀ 9.</ref> مبارزه با کفر و طاغوت؛<ref>سورۀ تحریم، آیۀ 19.</ref> | |||
4. دختران حضرت شعیب، الگوی عفاف و پاکدامنی،<ref>سورۀ قصص، آیۀ 23، سورۀ الضحی، آیۀ 8.</ref> معاشرت سنجیده با نامحرم، کنشگری اجتماعی و تلاش برای تأمین مخارج زندگی؛<ref>سورۀ قصص، آیۀ 23.</ref> | |||
5. حضرت زهرا و حضرت خدیجه، الگوی ایثار، زهد و اخلاص؛<ref>سورۀ الضحی، آیۀ 8.</ref> | |||
6. ملکۀ سبا، الگوی حقپذیری،<ref>سورۀ نمل، آیۀ 23.</ref> مشورت با بزرگان،<ref>سورۀ نمل، آیۀ 29.</ref> توبه و حقپذیری؛<ref>سورۀ نمل، آیۀ 44.</ref> | |||
7. مادر حضرت مریم، الگوی تقوا و اخلاص.<ref>سورۀ آلعمران، آیۀ 35.</ref> | |||
==پانویس== | |||
{{پانویس}} | |||
==منابع== | |||
قرآن کریم. | |||
* | |||
* افشار، لیلا و زهره رستمی، زهره، «ویژگیهای زن شایسته از دیدگاه قرآن»، فصلنامه مطالعات قرآنی، شمارۀ 5، بهار 1390ش. | |||
* بارتله، کریستیا، زن در حقوق ساسانی، ترجمۀ ناصرالدین صاحب الزمانی، تهران، عطایی، 1337ش. | |||
* حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، قم، مؤسسة آل البیت لإحیاء التراث، 1374ش. | |||
* خامنهای، محمد، حقوق زن، تهران، تک، 1368ش. | |||
* ریتزر، آنتونی، نظریههای جامعهشناسی در دوران معاصر، ترجمۀ محسن ثلاثی، بیجا، علمی، 1374ش. | |||
* زیبایینژاد، محمدرضا و سبحانی، محمدتقی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، قم، نصایح، 1382ش. | |||
* ژول ایزاک، آلبرماله، تاریخ رم، مترجم غلامحسین زیرکزاده، تهران، سینا، 1332ش. | |||
* سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، قم، بوستان کتاب، 1377ش. | |||
* طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان، مترجم سیدمحمدباقر موسوی همدانی، قم، اسلامی، 1374ش. | |||
* فتاحیزاده، فتحیه، زن در تاریخ و اندیشه اسلامی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1393ش. | |||
* کمالی، علی، قرآن و مقام زن، قم، اسوه، 1371ش. | |||
* مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، بیجا، مکتبة الإسلامیة، بیتا. | |||