صله رحم: تفاوت میان نسخهها
زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
صله رحم در لغت از دو واژهٔ صله و رحم ترکیب یافته است. واژهٔ صله در برابر فصل،<ref>ابنمنظور، لسانالعرب، 1414ق، ج11، ص727.</ref> به معنای پیوستن،<ref>[https://dehkhoda.ut.ac.ir/fa/dictionary/204248/صلة دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه صله.]</ref><ref>راغب اصفهانی، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن با تفسیر لغوی و ادبی قرآن،1369ش، ج4، ص461.</ref> احسان و بخشش به کار میرود<ref>[https://www.ashja.com/fa/amidonliedictionary/?srchamid,صله%7Cd,25809%7Co,1/فرهنگ-و-لغتنامه-آنلاین-فارسی-عمید.html عمید، فرهنگ عمید، ذیل واژه صله.]</ref> و رَحِم به زِهدان یعنی جای جنین در شکم مادر گفته میشود.<ref>[https://dehkhoda.ut.ac.ir/fa/dictionary/162367/رحم دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه رَحِم.]</ref> از آنجا که همهٔ خویشاوندان از یک رحم سرچشمه گرفتهاند، واژهٔ رحم بهطور استعاری به معنای قرابت و خویشاوندی نیز به کار رفته است.<ref>[https://lib.eshia.ir/11016/4/112 نمازی، مستدرک سفینه البحار، 1408ق، ج4، ص112.]</ref><ref>فراهیدی، کتاب العین، 1409ق، ج3، ص224.</ref> همچنین این واژه بر مهربانی و عطوفت نیز اطلاق شده است.<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغه، 1404ق، ج2، ص498.</ref> از دیدگاه علامه طباطبایی، رحم به مجتمع خانوادگی و کوچک اشاره دارد.<ref>طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، 1374ش، ج4، ص220.</ref> در معنای اصطلاحی، صله رحم عبارت است از دیدار و برقراری ارتباط با خویشاوندان<ref>[https://dehkhoda.ut.ac.ir/fa/dictionary/162367/%D8%B1%D8%AD%D9%85 دهخدا، لغتنامه دهخدا، ذیل واژه رَحِم.]</ref> و هرگونه احسان و نیکی در حق آنان؛ ازجمله کمک به کسبوکار، حل مشکلات، عیادت و مانند آن.<ref>وطن دوست و دیگران، فرهنگ روابط اجتماعی در آموزههای اسلامی، 1388ش، ص377.</ref> به بیان دیگر، صله رحم به رفتارهایی اطلاق میشود که قرابت و پیوند میان انسانها را تحکیم میبخشد یا ایجاد میکند. در مقابل، قطع رحم رفتاری است که این پیوند را تضعیف یا منقطع میسازد.<ref>شرفالدین، تحلیلی اجتماعی از صله رحم، 1378ش، ص27.</ref> | صله رحم در لغت از دو واژهٔ صله و رحم ترکیب یافته است. واژهٔ صله در برابر فصل،<ref>ابنمنظور، لسانالعرب، 1414ق، ج11، ص727.</ref> به معنای پیوستن،<ref>[https://dehkhoda.ut.ac.ir/fa/dictionary/204248/صلة دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه صله.]</ref><ref>راغب اصفهانی، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن با تفسیر لغوی و ادبی قرآن،1369ش، ج4، ص461.</ref> احسان و بخشش به کار میرود<ref>[https://www.ashja.com/fa/amidonliedictionary/?srchamid,صله%7Cd,25809%7Co,1/فرهنگ-و-لغتنامه-آنلاین-فارسی-عمید.html عمید، فرهنگ عمید، ذیل واژه صله.]</ref> و رَحِم به زِهدان یعنی جای جنین در شکم مادر گفته میشود.<ref>[https://dehkhoda.ut.ac.ir/fa/dictionary/162367/رحم دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه رَحِم.]</ref> از آنجا که همهٔ خویشاوندان از یک رحم سرچشمه گرفتهاند، واژهٔ رحم بهطور استعاری به معنای قرابت و خویشاوندی نیز به کار رفته است.<ref>[https://lib.eshia.ir/11016/4/112 نمازی، مستدرک سفینه البحار، 1408ق، ج4، ص112.]</ref><ref>فراهیدی، کتاب العین، 1409ق، ج3، ص224.</ref> همچنین این واژه بر مهربانی و عطوفت نیز اطلاق شده است.<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغه، 1404ق، ج2، ص498.</ref> از دیدگاه علامه طباطبایی، رحم به مجتمع خانوادگی و کوچک اشاره دارد.<ref>طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، 1374ش، ج4، ص220.</ref> در معنای اصطلاحی، صله رحم عبارت است از دیدار و برقراری ارتباط با خویشاوندان<ref>[https://dehkhoda.ut.ac.ir/fa/dictionary/162367/%D8%B1%D8%AD%D9%85 دهخدا، لغتنامه دهخدا، ذیل واژه رَحِم.]</ref> و هرگونه احسان و نیکی در حق آنان؛ ازجمله کمک به کسبوکار، حل مشکلات، عیادت و مانند آن.<ref>وطن دوست و دیگران، فرهنگ روابط اجتماعی در آموزههای اسلامی، 1388ش، ص377.</ref> به بیان دیگر، صله رحم به رفتارهایی اطلاق میشود که قرابت و پیوند میان انسانها را تحکیم میبخشد یا ایجاد میکند. در مقابل، قطع رحم رفتاری است که این پیوند را تضعیف یا منقطع میسازد.<ref>شرفالدین، تحلیلی اجتماعی از صله رحم، 1378ش، ص27.</ref> | ||
== | == جایگاه و اهمیت صله رحم == | ||
صله رحم در اسلام از جایگاه والایی برخوردار است و در قرآن و روایات، بر انجام آن تأکید و از ترک آن نهی شده است. قرآن، قطعکنندگان صله رحم را از زیانکاران<ref>سوره بقره، آیه ۲۷</ref> و لعنتشدگان<ref>سوره محمد، آیات ۲۲ و ۲۳</ref> معرفی کرده است. پیامبر اسلام صله رحم را بخشی از دین دانسته و به آن سفارش کرده است، هرچند فاصلهٔ خویشاوندان تا یک سال راه باشد و در این راه سختیهای زیادی متحمل شوند.<ref>[https://lib.eshia.ir/11005/2/151 کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص151.]</ref> همچنین در روایتی از پیامبر، برای کسی که صله رحم انجام میدهد، پاداش یکصد شهید بیان شده است.<ref>[https://lib.eshia.ir/11015/15/249 نوری، مستدرک الوسئل و مستنبط المسائل، 1408ق، ج15، ص249.]</ref><ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، 1385ش، ج۴، ص ۱۶</ref>[[پرونده:چهل-حدیث-صله-رحم-12.jpg|جایگزین=حدیث پیامبر دربارهٔ صله رحم|بندانگشتی|حدیث پیامبر اکرم برای انجام دهنده صله رحم]] | |||
== حد صله رحم == | |||
اسلام دایرهٔ صله رحم را بسیار وسیع و آسان قرار داده است. از دیدگاه [[امام علی]]، کمترین حدّ صله رحم، سلام کردن است<ref>[https://lib.eshia.ir/11005/2/155 کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص155.]</ref> و [[امام صادق]] کمترین حدّ پذیرایی در صله رحم را شربت آبی معرفی کرده است.<ref>[https://lib.eshia.ir/11005/2/151 کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص151.]</ref> وی بهترین راه خدمت به خویشاوندان را خوب سلام کردن، پاسخ نیکو دادن<ref>[https://lib.eshia.ir/11005/2/157 کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص157.]</ref> و آزار نرساندن به آنان میداند.<ref>[https://lib.eshia.ir/11015/15/255 نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، 1408ق، ج15، ص255.]</ref> در مقابل، همراهکردن صله رحم با پذیرایی سنگین، کاری نادرست است که در برخی مناطق رواج یافته است. از نظر دامنهٔ شمول، مراد از «رحم» در صله رحم، خویشاوندان نسبی است نه سببی و رضاعی؛ مانند برادر و خواهر نسبی، عمو، عمّه، خاله، دایی و فرزندان آنان، هرچند برخی فقها آن را به محارمی که ازدواج با آنان حرام است، اختصاص دادهاند.<ref>تبریزی، صراط النجاة، 1385ش، ج۵، ص۲۶۱؛ فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، ج۱، ص۸.</ref> | |||
== | == آداب صله رحم == | ||
اسلام | [[پرونده:64f0a40c60495b4a4c3102f9c1a2f911.jpg|جایگزین=روایت پیامبر دربارهٔ صله رحم|بندانگشتی|روایت پیامبر اسلام راجع به صله رحم]] | ||
در روایات اسلامی، برای صله رحم آدابی همچون سلام کردن، دست دادن<ref>[https://lib.eshia.ir/27725/1/215 طوسی، آمالی طوسی، 1414ق، ص215.]</ref> و معانقه (در آغوش گرفتن) ذکر شده است که پیامبر اسلام، سلام کردن را یکی از مصادیق آن معرفی کرده است. دربارهٔ دست دادن، فقهای مسلمان تأکید دارند که این عمل تنها در صورتی جایز است که طرفین، محرم یکدیگر باشند؛ ازاینرو دست دادن با خویشاوندان نامحرم، حرام است. همچنین در روایات دربارهٔ ثواب معانقه آمده است که وقتی دو نفر دست میدهند و یکدیگر را در آغوش میگیرند، خداوند به هر دو نظر رحمت میکند و نزد فرشتگان به دوستی بندگان خود مباهات میکند.<ref>[https://lib.eshia.ir/11005/2/184 کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص184.]</ref> | |||
== حکم قطع رحم == | |||
قطع رابطه با خویشاوندان، حتی اگر آنان قطع رابطه کرده باشند، جایز نیست.<ref>[https://lib.eshia.ir/11005/2/347 کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص247.]</ref> این کار از مبغوضترین اعمال نزد خداوند شمرده شده است.<ref>[https://lib.eshia.ir/11016/4/108 نمازی، مستدرک سفینه البحار، 1408ق، ج4، ص108.]</ref> در روایتی از امام صادق، قطعکنندهٔ رحم، ملعون معرفی شده است.<ref>[https://lib.eshia.ir/11025/16/280 شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، 1409ق، ج16، ص280.]</ref> چنین فردی وارد [[بهشت]] نمیشود<ref>[https://lib.eshia.ir/71860/71/91 مجلسی، بحار الانوار، 1403ق، ج71، ص91.]</ref> و بوی بهشت را که از فاصلهٔ دو هزار سال به مشام میرسد، احساس نمیکند.<ref>[https://lib.eshia.ir/11005/2/349 کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص349.]</ref> در قرآن، رابطه با خویشاوندان کافر و مشرک ستیزهجو که دشمن اسلام هستند، استثنا شده است.<ref>[https://tanzil.ir/#9:113 سوره توبه، آیه113.]</ref> | |||
== | == قطع رحم با والدین == | ||
عاق والدین در مورد فرزندی است که پدر و مادر هر دو از او ناراضی بوده و او رانفرین کرده باشند.<ref>صدر حاج سید جوادی، دایرةالمعارف تشیع، ۱۳۸۲ش، ج ۱۱، ص ۳۳۳.</ref> ملا احمد نراقی در تبیین مصادیق قطع رحم و عقوق والدین، رفتارهای زیر را مصداق قطع رحم میداند: | |||
در | |||
* آزار والدین با گفتار، کردار یا رفتار ناشایست، ازجمله سخن ناخوش که موجب دلشکستگی آنان شود. | |||
* کوتاهی در دفاع از والدین در برابر ظلم دیگران، در صورت توانایی بر رفع آن؛ | |||
* دوری و کنارهگیری از والدین از روی کینه و حسد؛ | |||
* عیادت نکردن از آنان در زمان بیماری، بدون عذر موجه؛ | |||
* به دیدار نرفتن پساز بازگشت از سفر؛ | |||
* حاضر نشدن در مجلس تعزیهٔ آنان، هنگام مصیبت؛ | |||
* ترک رفتوآمد، احوالپرسی و یاری نکردن با مال، دست، زبان و آبرو؛ | |||
* دریغ کردن از کمک در صورت نیاز والدین به مسکن، لباس یا خوراک، درحالیکه فرزند توانایی مالی دارد و بیش از نیاز خود متمکن است.<ref>ملااحمد نراقی، معراج السعادة، ص 406 - 408.</ref> | |||
در مقابل، صله رحم نسبت به والدین شامل پرهیز از سخن درشت و رفتار زشت، یاری کردن با مال، دست، زبان و آبرو، رفتوآمد و احوالپرسی از آنان است.<ref>ملااحمد نراقی، معراج السعادة، ص 406 - 408.</ref> | |||
== آثار == | == آثار صله رحم == | ||
آثار صله رحم تنها به زندگی دنیوی یا اخروی محدود نمیشود، بلکه دامنهای گسترده دارد و جنبههای فردی، اجتماعی و معنوی را در بر میگیرد. براساس روایات، ازجمله برکات صله رحم میتوان به آبادانی شهرها،<ref>[https://lib.eshia.ir/11005/2/152 کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص152.]</ref> طولانی شدن عمر،<ref>[https://lib.eshia.ir/71860/71/93#_ftnref3 مجلسی، بحار الانوار، 1403ق، ج71، ص93.]</ref> دفع بلاها،<ref>[https://lib.eshia.ir/11005/2/151 کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص151.]</ref> افزایش روزی،<ref>[https://lib.eshia.ir/11005/2/151 کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص151.]</ref> خوشاخلاقی،<ref>[https://lib.eshia.ir/11005/2/151 کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص151.]</ref> آسانی هنگام مرگ<ref>[https://lib.eshia.ir/27725/1/481 طوسی، آمالی طوسی، 1414ق، ص481.]</ref> و سبکبودن حسابرسی در قیامت اشاره کرد.<ref>[https://lib.eshia.ir/27725/1/481 طوسی، آمالی طوسی، 1414ق، ص481.]</ref> | |||
== مصادیق صله رحم == | == مصادیق صله رحم == | ||
نسخهٔ ۲۰ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۱۹
صله رحم، پیوند و ارتباط با خویشاوندان.
صله رحم به معنای دیدار و ارتباط با خویشاوندان و انجام احسان نسبت به آنها است. در اسلام، این پیوند خانوادگی اهمیت بالایی دارد و پیامبر اسلام آن را جزئی از دین معرفی کرده است، حتی اگر فاصله افراد طولانی باشد یا راه دشواری در پیش باشد. حداقل صلهرحم شامل «سلام کردن» و «آزار نرساندن» است و همراه شدن آن با پذیرایی سنگین لازم نیست. آثار صلهرحم گسترده و شامل آباد شدن شهرها، طول عمر، افزایش دارایی، بهبود اخلاق، دفع بلا و آسانی در قیامت میشود. آداب آن شامل سلام، دست دادن و معانقه با محرمها است و قطع رابطه با خویشاوندان، حتی اگر آنها قطع ارتباط کرده باشند، نکوهش شده و از مبغوضترین اعمال نزد خدا شمرده شده ست. تنها ارتباط با خویشاوندان کافر و دشمن اسلام مستثنی است.
تعریف صله رحم
صله رحم در لغت از دو واژهٔ صله و رحم ترکیب یافته است. واژهٔ صله در برابر فصل،[۱] به معنای پیوستن،[۲][۳] احسان و بخشش به کار میرود[۴] و رَحِم به زِهدان یعنی جای جنین در شکم مادر گفته میشود.[۵] از آنجا که همهٔ خویشاوندان از یک رحم سرچشمه گرفتهاند، واژهٔ رحم بهطور استعاری به معنای قرابت و خویشاوندی نیز به کار رفته است.[۶][۷] همچنین این واژه بر مهربانی و عطوفت نیز اطلاق شده است.[۸] از دیدگاه علامه طباطبایی، رحم به مجتمع خانوادگی و کوچک اشاره دارد.[۹] در معنای اصطلاحی، صله رحم عبارت است از دیدار و برقراری ارتباط با خویشاوندان[۱۰] و هرگونه احسان و نیکی در حق آنان؛ ازجمله کمک به کسبوکار، حل مشکلات، عیادت و مانند آن.[۱۱] به بیان دیگر، صله رحم به رفتارهایی اطلاق میشود که قرابت و پیوند میان انسانها را تحکیم میبخشد یا ایجاد میکند. در مقابل، قطع رحم رفتاری است که این پیوند را تضعیف یا منقطع میسازد.[۱۲]
جایگاه و اهمیت صله رحم
صله رحم در اسلام از جایگاه والایی برخوردار است و در قرآن و روایات، بر انجام آن تأکید و از ترک آن نهی شده است. قرآن، قطعکنندگان صله رحم را از زیانکاران[۱۳] و لعنتشدگان[۱۴] معرفی کرده است. پیامبر اسلام صله رحم را بخشی از دین دانسته و به آن سفارش کرده است، هرچند فاصلهٔ خویشاوندان تا یک سال راه باشد و در این راه سختیهای زیادی متحمل شوند.[۱۵] همچنین در روایتی از پیامبر، برای کسی که صله رحم انجام میدهد، پاداش یکصد شهید بیان شده است.[۱۶][۱۷]
حد صله رحم
اسلام دایرهٔ صله رحم را بسیار وسیع و آسان قرار داده است. از دیدگاه امام علی، کمترین حدّ صله رحم، سلام کردن است[۱۸] و امام صادق کمترین حدّ پذیرایی در صله رحم را شربت آبی معرفی کرده است.[۱۹] وی بهترین راه خدمت به خویشاوندان را خوب سلام کردن، پاسخ نیکو دادن[۲۰] و آزار نرساندن به آنان میداند.[۲۱] در مقابل، همراهکردن صله رحم با پذیرایی سنگین، کاری نادرست است که در برخی مناطق رواج یافته است. از نظر دامنهٔ شمول، مراد از «رحم» در صله رحم، خویشاوندان نسبی است نه سببی و رضاعی؛ مانند برادر و خواهر نسبی، عمو، عمّه، خاله، دایی و فرزندان آنان، هرچند برخی فقها آن را به محارمی که ازدواج با آنان حرام است، اختصاص دادهاند.[۲۲]
آداب صله رحم
در روایات اسلامی، برای صله رحم آدابی همچون سلام کردن، دست دادن[۲۳] و معانقه (در آغوش گرفتن) ذکر شده است که پیامبر اسلام، سلام کردن را یکی از مصادیق آن معرفی کرده است. دربارهٔ دست دادن، فقهای مسلمان تأکید دارند که این عمل تنها در صورتی جایز است که طرفین، محرم یکدیگر باشند؛ ازاینرو دست دادن با خویشاوندان نامحرم، حرام است. همچنین در روایات دربارهٔ ثواب معانقه آمده است که وقتی دو نفر دست میدهند و یکدیگر را در آغوش میگیرند، خداوند به هر دو نظر رحمت میکند و نزد فرشتگان به دوستی بندگان خود مباهات میکند.[۲۴]
حکم قطع رحم
قطع رابطه با خویشاوندان، حتی اگر آنان قطع رابطه کرده باشند، جایز نیست.[۲۵] این کار از مبغوضترین اعمال نزد خداوند شمرده شده است.[۲۶] در روایتی از امام صادق، قطعکنندهٔ رحم، ملعون معرفی شده است.[۲۷] چنین فردی وارد بهشت نمیشود[۲۸] و بوی بهشت را که از فاصلهٔ دو هزار سال به مشام میرسد، احساس نمیکند.[۲۹] در قرآن، رابطه با خویشاوندان کافر و مشرک ستیزهجو که دشمن اسلام هستند، استثنا شده است.[۳۰]
قطع رحم با والدین
عاق والدین در مورد فرزندی است که پدر و مادر هر دو از او ناراضی بوده و او رانفرین کرده باشند.[۳۱] ملا احمد نراقی در تبیین مصادیق قطع رحم و عقوق والدین، رفتارهای زیر را مصداق قطع رحم میداند:
- آزار والدین با گفتار، کردار یا رفتار ناشایست، ازجمله سخن ناخوش که موجب دلشکستگی آنان شود.
- کوتاهی در دفاع از والدین در برابر ظلم دیگران، در صورت توانایی بر رفع آن؛
- دوری و کنارهگیری از والدین از روی کینه و حسد؛
- عیادت نکردن از آنان در زمان بیماری، بدون عذر موجه؛
- به دیدار نرفتن پساز بازگشت از سفر؛
- حاضر نشدن در مجلس تعزیهٔ آنان، هنگام مصیبت؛
- ترک رفتوآمد، احوالپرسی و یاری نکردن با مال، دست، زبان و آبرو؛
- دریغ کردن از کمک در صورت نیاز والدین به مسکن، لباس یا خوراک، درحالیکه فرزند توانایی مالی دارد و بیش از نیاز خود متمکن است.[۳۲]
در مقابل، صله رحم نسبت به والدین شامل پرهیز از سخن درشت و رفتار زشت، یاری کردن با مال، دست، زبان و آبرو، رفتوآمد و احوالپرسی از آنان است.[۳۳]
آثار صله رحم
آثار صله رحم تنها به زندگی دنیوی یا اخروی محدود نمیشود، بلکه دامنهای گسترده دارد و جنبههای فردی، اجتماعی و معنوی را در بر میگیرد. براساس روایات، ازجمله برکات صله رحم میتوان به آبادانی شهرها،[۳۴] طولانی شدن عمر،[۳۵] دفع بلاها،[۳۶] افزایش روزی،[۳۷] خوشاخلاقی،[۳۸] آسانی هنگام مرگ[۳۹] و سبکبودن حسابرسی در قیامت اشاره کرد.[۴۰]
مصادیق صله رحم
بهطور کلی، هر گونه عملی که از روی لطف و احسان و با هدف تأمین نیازهای اولی و ثانوی افراد خویشاوند یا ابراز علاقه به آنها، به انگیزه وفاداری به حقوق و تکالیف متقابل و تحکیم روابط عاطفی و صمیمی میان ایشان صورت پذیرد، مصداق صله و متقابلاً هر نوع بیاعتنایی، سرپیچی از ادای وظایف، بیتوجهی به انتظارات و توقعات مشروع خویشاوندان یا ارتکاب اعمال منافی یا اقتضائات خویشاوندی، آگاهانه یا ناآگاهانه، که موجب ناخشنودی، کدورت و ایجاد فاصله روانی و اجتماعی میان ایشان میگردد، از مصادیق قطع رحم شمرده میشود. انفاق زبانی، انفاق فعلی، انفاق قلبی و انفاق مالی از مراتب انفاق در فقه هستند.[۴۱]
انفاق زبانی
مصادیق انفاق زبانی عبارتند از؛ سلام و رد سلام، ارسال سلام (از طریق وسایط) دعا کردن در حق احسان شونده (و مقدم داشتن او در دعای خود)، دعا به هنگام عطسه مؤمن (تسمیة العاطس)، برخورد دوستانه داشتن، اظهار همدردی و غمخواری، ذکر نام او به نیکی، دوری گزیدن از غیبت، تهمت، فحش، سعایت و… حفظالغیب او، برحذر داشتن عیب کنندگان او، دروغ گفتن برای تأمین مصالح او، شیرین زبانی با او، آشکار ساختن نیکیهای او، عدم اشاعه سیئات او، تشکر و سپاس از خدمات او، پذیرفتن عذر او، استغفار برای مردگان، دلجویی مستمر؛ نصیحت و موعظه و تذکار به نعمتهای حق، رذایل اخلاقی، امور مهم و… دادن علم و آگاهی (از طریق زبان و قلم) در امور دینی و دنیوی، تلاش در جهت اصلاح اعمال دینی و دنیوی آنها، تلاش در جهت اصلاح انحرافات اعتقادی و اخلاقی همچون شرک، نفاق، سوءظن، ریا و… هدایت به هنگام طلب مشورت، یافتن پاسخهای مناسب برای حل مشکلات و شبهات آنها، بهرهگیری از سرمایههای علمی و اخلاقی آنها، اعطای کلمات حکمتآمیز، خوشباش گفتن (نثار کردن بارک الله و کلمات تشویق کننده به هنگام لزوم)، اعطای کلمات حکمت آمیز، تلاش در جهت رفع همه آنچه به پستی و حقارت او منتهی میشود، دفاع از ایشان مادام که حقند و ….[۴۲]
انفاق فعلی
انفاق فعلی شامل موارد ذیل است؛ به جا آوردن نماز، روزه، حج، زیارت به نیابت یا به عنوان هدیه برای مردگان؛ امر به معروف و نهی از منکر، وفا کردن به وعدهها، دید و بازدید و گفتگو در حضر، رفتن به منازل آنها و دعوت از آنها در منزل، نامهنگاری در سفر، مسافرت برای دیدار او، سلام و رد سلام، تبسم و گشادهرویی در برخورد، مصافحه و معانقه و تقبیل، ابراز محبت از طرق مختلف، پرهیز از به خشم درآوردن او، فرو بردن خشم ناشی از عملکرد او، تلاش دایم در جلب خشنودی او، صبر بر ظلم و بی اعتنایی او، عدم قطع ارتباط، قهر نکردن بیش از سه روز، پیشی گرفتن در برقراری دوستی با او به هنگام وقوع فاصله، اصلاح اختلافات میان آنها، دقت نداشتن و ضرورت تسامح در امور عادی و بیاهمیت، حفظ احترام و رعایت شأن و موقعیت آنها، عیادت از بیمار، تشییع جنازه، شرکت در مجالس بزرگداشت او، اجابت دعوت او، پوشانیدن برهنگان، دوستی با دوستان بیآلایش او، دشمنی با دشمنان وی، تلاش برای رفع کدورتهای او، دوری گزیدن از خیانت به او، کتمان اسرار او، مسرور کردن مؤمن، خود را برای آنها به زحمت انداختن (تلاش در حل مشکلات آنها) اعانت و ایثار، اصلاح مفاسد، دست مالیدن بر سر و روی یتیم، دفع ظلم از مؤمن (و از اذیت و آزار دیگران به او مانع شدن)، در اختیار نهادن مرکب، سوار کردن او بر مرکب، دفع ظالم از مظلوم آنها، جا باز کردن به هنگام ورود او به مجالس، دوری گزیدن از ایذای آنها، مشایعت مسافر، استقبال مسافر، اطعام نمودن، خوردن نیم خورده مؤمن، فرمانبرداری از او، وفاداری به سوگندهای مربوط به مصالح او، پذیرش درخواستهای او، حاجتشان را قبل از ابراز برآورده کردن، شریک بودن در شادی و غم او، اطعام و پوشاندن او به هنگام گرسنگی و برهنگی، در هر حال راهنمای او بودن، نکو داشت و بزرگداشت مستمر نیکان آنها، پنهان داشتن باورهایی که اظهار آن موجب ایذای خاطر ایشان میگردد، عفو و چشمپوشی از خطاها و لغزشهای او، تغافل از بدیهای او، سرپرستی و مراقبت از فقرا و کار افتادگان و بیسرپرستان ایشان، دستگیری و راهنمایی نابینایان و ایجاد زمینه جهت گذراندن عادی زندگی آنها، انکار مؤمن را در مورد اتهام بر شهادت دیگران مقدم داشتن (حتی اگر چهل مؤمن کاری را به او نسبت دهند که او خود منکر آن است، حرف او را باید بر دیگران مقدم نمود)، شفاعت از او در روز قیامت و.[۴۳]
انفاق قلبی
انفاق قلبی یعنی؛ آرزوی وصول خیرات دنیوی و اخروی، آرزوی دفع بلاهای دنیوی و اخروی، آرزوی ابقای نعمتهای موجود، مهر دوستان به دل داشتن و بیزاری جستن از دشمنان ایشان، دایم به یاد یکدیگر بودن، آئینه او بودن (نشان دادن بیشائبه خوبیها و بدیها به یکدیگر است.[۴۴]
انفاق مالی، اعطای کمک مالی بلاعوض (برای رفع مشکلات مؤ منان)، دادن قرضالحسنه، دادن مهلت در پرداخت قروض (انظار معسر)، ابرای ذمه و اسقاط حق خود، قضای دیون، رفع حاجات دنیوی، اعطای هدایا در مناسبتهای خاص، هزینه کردن مال برای رفع تخاصمات ایشان، مواسات با او در مال، حفظ اموال او و حذر کردن از وارد ساختن زیانهای مالی، پرداخت صدقات مالی به نیابت از آنها و … است.[۴۵]
پانویس
- ↑ ابنمنظور، لسانالعرب، 1414ق، ج11، ص727.
- ↑ دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه صله.
- ↑ راغب اصفهانی، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن با تفسیر لغوی و ادبی قرآن،1369ش، ج4، ص461.
- ↑ عمید، فرهنگ عمید، ذیل واژه صله.
- ↑ دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه رَحِم.
- ↑ نمازی، مستدرک سفینه البحار، 1408ق، ج4، ص112.
- ↑ فراهیدی، کتاب العین، 1409ق، ج3، ص224.
- ↑ ابنفارس، معجم مقاییس اللغه، 1404ق، ج2، ص498.
- ↑ طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، 1374ش، ج4، ص220.
- ↑ دهخدا، لغتنامه دهخدا، ذیل واژه رَحِم.
- ↑ وطن دوست و دیگران، فرهنگ روابط اجتماعی در آموزههای اسلامی، 1388ش، ص377.
- ↑ شرفالدین، تحلیلی اجتماعی از صله رحم، 1378ش، ص27.
- ↑ سوره بقره، آیه ۲۷
- ↑ سوره محمد، آیات ۲۲ و ۲۳
- ↑ کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص151.
- ↑ نوری، مستدرک الوسئل و مستنبط المسائل، 1408ق، ج15، ص249.
- ↑ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، 1385ش، ج۴، ص ۱۶
- ↑ کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص155.
- ↑ کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص151.
- ↑ کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص157.
- ↑ نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، 1408ق، ج15، ص255.
- ↑ تبریزی، صراط النجاة، 1385ش، ج۵، ص۲۶۱؛ فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، ج۱، ص۸.
- ↑ طوسی، آمالی طوسی، 1414ق، ص215.
- ↑ کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص184.
- ↑ کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص247.
- ↑ نمازی، مستدرک سفینه البحار، 1408ق، ج4، ص108.
- ↑ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، 1409ق، ج16، ص280.
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، 1403ق، ج71، ص91.
- ↑ کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص349.
- ↑ سوره توبه، آیه113.
- ↑ صدر حاج سید جوادی، دایرةالمعارف تشیع، ۱۳۸۲ش، ج ۱۱، ص ۳۳۳.
- ↑ ملااحمد نراقی، معراج السعادة، ص 406 - 408.
- ↑ ملااحمد نراقی، معراج السعادة، ص 406 - 408.
- ↑ کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص152.
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، 1403ق، ج71، ص93.
- ↑ کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص151.
- ↑ کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص151.
- ↑ کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص151.
- ↑ طوسی، آمالی طوسی، 1414ق، ص481.
- ↑ طوسی، آمالی طوسی، 1414ق، ص481.
- ↑ فیض کاشانی، محجة البیضاء، ج 2، فصل آداب الصحبة و المعاشرة
- ↑ شرف الدین، تحلیلی اجتماعی از صله رحم، 1378ش، ص 45.
- ↑ شرف الدین، تحلیلی اجتماعی از صله رحم، 1378ش، ص 46.
- ↑ شرف الدین، تحلیلی اجتماعی از صله رحم،1378ش، ص 47.
- ↑ شرفالدین، تحلیلی اجتماعی از صله رحم، 1378ش، ص 47.
منابع
- قرآن کریم.
- ابن بابویه محمد بن علی (شیخ صدوق)، من لایحضره الفقیه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۵ش.
- ابن فارس، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، محقق، مصحح عبدالسلام هارون، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۴ ق.
- ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ ق.
- تبریزی، جواد، صراط النجاه، قم: دارالصدیقه الشهید، ۱۳۸۵ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه دهخدا، سایت مؤسسه لغت نامه دهخدا و مرکز بینالمللی آموزش زبان فارسی، تاریخ بازدید: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ش.
- راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات، ترجمه: غلامرضا خسروی حسینی، تهران، مرتضوی، چاپ اول، ۱۳۶۹ش.
- شرفالدین، حسین، تحلیلی اجتماعی از صله رحم؛ کلیاتی از ابعاد فقهی صله و قطع رحم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، مرکز انتشارات، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.
- شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
- صدر حاج سید جوادی، احمد و دیگران، دایرةالمعارف تشیع، تهران، شهید سعید محبی، چاپ اول، ۱۳۸۲ش.
- طباطبایی، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، مصحح محمد باقر موسوی، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه، ۱۳۷۴ش.
- طوسی، محمد بن حسن، آمالی طوسی، قم، دار الثقافة، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
- عمید، حسن، فرهنگ عمید، سایت کتابسرای اشجع، تاریخ بازدید: ۱۶ مرداد۱۴۰۰ش.
- فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، قم، نشر هجرت، چاپ دوم، ۱۴۰۹ ق.
- فیض کاشانی، محسن، محجة البیضاء، چاپ دوم، مؤ سسه النشر الاسلامی، بیتا.
- فیض کاشانی، محسن، مفاتیح الشرائع فی فقه الامامیه، جلد ۱، کتابخانه مدرسه فقاهت، بیتا.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
- مجلسی، محمد باقر بن محمدتقی، بحار الانوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
- مجلسی، محمد تقی، مرآة العقول، جلد ۱، دار الکتب الإسلامیّة، ۱۴۰۴ ه.ق
- نراقی، ملااحمد، معراج السعادة، تهران، انتشارات رشیدی، بیتا.
- نمازی شاهرودی، علی، مستدرک سفینه البحار، قم، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین، چاپ سوم، ۱۳۹۵ش.
- نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.
- وطن دوست و دیگران، فرهنگ روابط اجتماعی در آموزههای اسلامی، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، ۱۳۸۸ش.