زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) ←باور به «اودومدار» در میان عشایر فارس: ابرابزار |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
== آل در باور مردم == | == آل در باور مردم == | ||
=== حسادت به حوا و دختران او === | === حسادت به حوا و دختران او === | ||
در باورهای عامیانه، آل برای همراهی آدم آفریده شد، اما بهدلیل سِرشت متفاوت (خاک و آتش)، آن دو با یکدیگر مطابقت نیافتند و خداوند، حوا را برای همراهی با آدم خلق کرد. | در باورهای عامیانه، آل برای همراهی آدم آفریده شد، اما بهدلیل سِرشت متفاوت (خاک و آتش)، آن دو با یکدیگر مطابقت نیافتند و خداوند، حوا را برای همراهی با آدم خلق کرد. به همین دلیل، آل با حوا و دختران او کینهورزی میکند و نوزدان پسر را میکشد.<ref>Ganalanian, Armianskie predaniia, 1979, P238.</ref> این شخصیت اهریمنی در سدهٔ ۱۳ق، از طریق جهانگردی انگلیسی، به متون غربی نیز راه پیدا کرد.<ref>[https://digitalcommons.unomaha.edu/afghanuno/9/ Vigne, A Personal Narrative of a Visit to Ghuzni, Kabul and Afghanistan ..., 1840, P211-212.]</ref> | ||
=== دزدیدن جگر زن زائو === | === دزدیدن جگر زن زائو === | ||
آل، پس از [[زایمان]] یک زن، جگر یا سایر اعضای داخلی او را دزدیده و خود را به نزدیکترین جوی [[آب]] میرساند تا از آن عبور کند. زنی که آلزده شود، زنده نمیماند؛ زیرا جگر، در باور این مردم، ارزشی نمادین دارد و کانون [[زندگی]]، هوش و حتی روح انسان انگاشته میشود. | آل، پس از [[زایمان]] یک زن، جگر یا سایر اعضای داخلی او را دزدیده و خود را به نزدیکترین جوی [[آب]] میرساند تا از آن عبور کند. زنی که آلزده شود، زنده نمیماند؛ زیرا جگر، در باور این مردم، ارزشی نمادین دارد و کانون [[زندگی]]، هوش و حتی روح انسان انگاشته میشود. به همین دلیل، نفرین «آل ببردت» از وحشتناکترین نفرینهای مرسوم میان عوام است. معادل این نفرین، در نقاط مختلف ایران بهصورتهای «الهی آل بزندت»، «انشاالله آل ببردت» یا «ای کاش آل دل و جگرت را بخورد»، وجود دارد.<ref>Egiazarov, Kratkii etnograficheskii ocherk kurdov Erivanskoi gubernii, 1891, P59.</ref> | ||
=== دزدیدن نوزاد === | === دزدیدن نوزاد === | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
=== باور به «اودومدار» در میان عشایر فارس === | === باور به «اودومدار» در میان عشایر فارس === | ||
در برخی نقاط [[ایران]]، مانند عشایر استان فارس، به کسی که آل را دیدار کرده «اودومدار» میگویند و اودومدار، معمولاً از آل، یک تار مو، زیور یا هر چیزی، در دست داشته و آن را نگه میدارد؛ زیرا بر این باور هستند که نگهداری چیزی از آل موجب میشود تا آل، گوش به فرمان آن فرد و ۷ نسل پسینی او باشد و به زنان آن قوم نیز حمله نمیکند. مردم این مناطق معمولاً یک اودومدار را بر بالین زن زائو میآورند تا از او محافظت کند.<ref>بهمنبیگی، عرف و عادت در عشایر فارس، ۱۳۲۴ش، ص۸۱–۸۲؛ صفینژاد، مونوگرافی ده طالبآباد، ۱۳۵۵ش، ص۴۳۰؛ | در برخی نقاط [[ایران]]، مانند عشایر استان فارس، به کسی که آل را دیدار کرده «اودومدار» میگویند و اودومدار، معمولاً از آل، یک تار مو، زیور یا هر چیزی، در دست داشته و آن را نگه میدارد؛ زیرا بر این باور هستند که نگهداری چیزی از آل موجب میشود تا آل، گوش به فرمان آن فرد و ۷ نسل پسینی او باشد و به زنان آن قوم نیز حمله نمیکند. مردم این مناطق معمولاً یک اودومدار را بر بالین زن زائو میآورند تا از او محافظت کند.<ref>بهمنبیگی، عرف و عادت در عشایر فارس، ۱۳۲۴ش، ص۸۱–۸۲؛ صفینژاد، مونوگرافی ده طالبآباد، ۱۳۵۵ش، ص۴۳۰؛ باستانی پاریزی، سنگ هفت قلم، ۱۳۵۸ش، ص۵۳۷.</ref> | ||
=== روشهای منطقهای و مذهبی === | === روشهای منطقهای و مذهبی === | ||
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
{{آغاز منابع}} | {{آغاز منابع}} | ||
* اسدیان خرمآبادی، محمد و دیگران، باورها و دانستهها در لرستان و ایلام، تهران، مرکز مردمشناسی ایران، ۱۳۵۸ش. | * اسدیان خرمآبادی، محمد و دیگران، باورها و دانستهها در لرستان و ایلام، تهران، مرکز مردمشناسی ایران، ۱۳۵۸ش. | ||
* | * باستانی پاریزی، محمدابراهیم، سنگ هفت قلم، تهران، بهنشر، ۱۳۵۸ش. | ||
* بهمنبیگی، محمد، عرف و عادت در عشایر فارس، تهران، سعدی، ۱۳۲۴ش. | * بهمنبیگی، محمد، عرف و عادت در عشایر فارس، تهران، سعدی، ۱۳۲۴ش. | ||
* خوانساری، آقاجمال، «کلثومننه»، تهران، کتاب هفته، شماره ۱۸، ۱۳۴۰ش. | * خوانساری، آقاجمال، «کلثومننه»، تهران، کتاب هفته، شماره ۱۸، ۱۳۴۰ش. | ||