ایل بختیاری
ایل بختیاری؛ لرهای کوچنشین در کوهستان زاگرس.
ایل بختیاری بزرگترین ایل عشایر ایران است و نقش مهمی در سیاست، اقتصاد و فرهنگ جامعۀ ایرانی داشته است. این ایل عمدتاً در مناطق زاگرسنشین ساکن بوده و اغلب بهصورت عشایر و کوچنشین زندگی کردهاند. ایل بختیاری از طوایف متعددی تشکیل شده است و شغل اکثر آنها دامپروری و کشاورزی است. ادبیات و موسیقی در میان ایل بختیاری و در تمام مراحل زندگی آنها نقش مهمی ایفا میکند.
واژهشناسی ایل بختیاری
ایل واژهای مغولی ـ ترکی، بهمعنای دوست، یار، همراه، همقبیله و عشیره است. واژۀ ایلات جمع ایل است که برای نخستین بار در زبان فارسی در زمان ایلخانیان بهکار رفته و منظور از آن طوایف صحرانشین و نیمهصحرانشین است. [۱] واژۀ «بختیار» بهمعنای کسی است که بخت و اقبال با او یار است. این واژه در دوران صفویه به کوچنشینانی اطلاق میشد که از مراتعی به مراتع دیگر مهاجرت میکردند. همچنین این احتمال وجود دارد که در آن زمان، این واژه به رهبر یا سرکردهای که «بخت یار» (یارِ بخت) نامیده میشد، اطلاق شده و بهتدریج افراد گروه یا دستۀ او را «بختیاری» خوانده باشند[۲] یا اینکه بختیاری برگرفته از نام بختیار، یکی از بزرگان لُر بزرگ بوده که فرزند او گروه متشکلی به نام بختیاروند پدید آورده است.[۳]
معرفی ایل بختیاری
بختیاریها گروهی از اقوام لُر[۴] و با جمعیت حدود چهار میلیون، بزرگترین ایل عشایری ایران و مسلمان و شیعهمذهب هستند. [۵] در زمان صفوی سرزمین لرنشین به دو بخش لر کوچک شامل لرستان امروزی و لر بزرگ که قلمرو آن از اصفهان تا کهگیلویه و از شوشتر تا بهبهان است، تقسیم شد. تا اواخر قرن دهم قمری قلمرو لر بزرگ شامل لرهای بختیاری، لرهای کهگیلویه و بویراحمد و لرهای ممسنی بههمین نام مرسوم بوده و در زمان شاهعباس، قسمت شمالی این منطقه به بختیاری شهرت یافت.[۶] سرزمین لر بزرگ در دوران اتابکان لر با پایتختی مالامیر (ایذه) در اوج اقتدار تاریخی بود. [۷] ایل بختیاری از طوایفی مانند آسترکی، کوتوند، راکی، جانکی و زلکی تشکیل شده است.[۸]
تاریخچۀ ایل بختیاری
بختیاریها از نژاد ایران باستان هستند که مسیر حرکت خود را از کوههای آرارات و قفقاز به سمت مغرب آغاز کردند. گروهی از آنها به جنوب رود جیحون (بلخ) رسیدند و با مشاهده حاصلخیزی، وسعت و نبود منازعه در اراضی آنجا، در کنار رودی به نام دهاز سکونت کردند.[۹]
ایل بختیاری از چندین هزار سال پیش در کوهستان زاگرس ساکن شدهاند.[۱۰] باستانشناسان معتقدند قدمت زندگی ساکنان ایل بختیاری در این منطقه به ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح بر میگردد. آنها در کاسیان در قسمت سرچشمههای کارون و در قلمرو بختیاری زندگی میکردند. [۱۱]
با روی کار آمدن حکومت اشکانی، منطقۀ بختیاری به الیمائید شهرت یافت. در حکومت ساسانیان دوباره نام سرزمین قوم بختیاری، به پارس تغییر یافت. [۱۲] باورها و اعتقادات ایل بختیاری پیش از ورود اسلام مبتنی بر پایبندی به یکتاپرستی بود.[۱۳]
بعد از ورود اسلام به ایران مردم زاگرسنشین به اسلام ایمان آوردند و از سوی مسلمانان، کرد خوانده شدند[۱۴] و بعد از حدود سه قرن از ورود اسلام به ایران، منطقۀ بختیاری به نام لر بزرگ شهرت یافت و از عصر صفویه به بعد، این سرزمین به نام قلمرو ایل بختیاری نام گرفت.[۱۵]
جغرافیای ایل بختیاری
موقعیت جغرافیایی و مرزهای سرزمین بختیاری در گذشته
قلمرو ایل بختیاری اغلب در دامنۀ رشتهکوههای زاگرس واقع در جنوب غربی ایران است که به سرزمین بختیاری معروف است. این سرزمین بهدلیل منابع طبیعی غنی که داشته از سالها پیش بهعنوان محل سکونت این قوم معرفی شده است. آنها بهدلیل زندگی کوچنشینی، اغلب در میان جنگلهای بلوط در طبیعتی مسحور کننده و کوههایی پر از برف با رودخانهها و آبشارهای متعدد زندگی کردهاند.[۱۶] قلمرو ایل بختیاری بین استانهای اصفهان و خوزستان قرار گرفته است.[۱۷]
این منطقه از سمت شمال به لرستان، از سمت شرق به اصفهان و چهارمحال، از سمت جنوب به کهگیلویه و بویراحمد و از سمت غرب به خوزستان محدود میشود.[۱۸]
پراکنش امروزی طوایف بختیاری
امروزه ایل بختیاری بهصورت طوایف متراکم در شهرستانهای داران و فریدونشهر در استان اصفهان، الیگودرز در استان لرستان، شهرستانهای دزفول، اندیمشک، مسجدسلیمان، ایذه و شوشتر در استان خوزستان و شهرستانهای بروجن، لردگان و فارسان در استان چهارمحال و بختیاری زندگی میکنند.[۱۹]
ییلاق و قشلاق: تقسیمات سرزمینی بر اساس کوچ
کوههای زاگرس که از شمالغرب به جنوبشرق کشیده شدهاند، سرزمین بختیاری را به یک بخش کوهستانی ییلاقی و یک بخش جلگهای قشلاقی تقسیم میکنند. قسمت ییلاق ایل بختیاری مناطق داران، فریدونشهر، الیگودرز، بروجن، لردگان و فارسان است و منطقۀ قشلاقی این ایل دزفول، اندیمشک، مسجدسلیمان، ایذه و شوشتر است. وسعت منطقۀ بختیارینشین در ایران تقریباً ۳۹۹۰۰ کیلومتر مربع است. وجود آب، جنگل و مرتع و بارندگی مناسب، سبب شده که این سرزمین مستعد کشاورزی باشد.[۲۰]
حضور بختیاریها در خارج از ایران
خاستگاه جغرافیایی بختیاریها معطوف به ایران نبوده و برخی از آنها در دوران نادرشاه پس از فتح قندهار در افغانستان ماندند.[۲۱]
سازمان ایل بختیاری
بختیاریها از یک نظام تشکیلاتی منسجم برخوردارند که بقای جامعه ایلی را تضمین میکند. این نظام که برای تأمین نظم، امنیت و اعمال سیاست در زندگی کوچنشینی شکل گرفته، مشابه نظام جوامع یکجانشین دارای شعبات مختلفی بوده است. ساختار انشعابی این امکان را به جوامع عشایری میدهد که در سلسلهمراتب تشکیلاتی، اداره جامعه را با نظمی خاص کنترل کنند. آنچه کوچنشینان را از دیگر بخشهای ایل متمایز میکند، نظام سیاسی-اجتماعی آنان است.[۲۲]
همبستگی و روابط میانگروهی کوچنشینان بر اساس علایق مشترک شکل میگیرد. در ایل بختیاری، طایفه بهعنوان واحد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مطرح است. امروزه، با وجود فروپاشی تشکیلات سازمانی ایل، طایفه همچنان عنصری پایدار در میان خانوارهای کوچنده است. اگرچه دیگر کلانتری در رأس آن نیست و اعضا از نظر سلسلهمراتبی از مقامی تبعیت نمیکنند؛ اما تعلق خاطر و همبستگی اعضای یک طایفه بیشتر بر اساس همخونی و خویشاوندی استوار است.[۲۳]
تقسیمبندی ایل بختیاری
ایل بختیاری به دو دسته بزرگ، هفتلنگ و چهارلنگ تقسیم شده است. به عقیدۀ مورخان وجه تسمیۀ این تقسیمبندی ایل بختیاری طبق میزان مالیات بوده است.[۲۴]
مالیاتگیری در عصر صفویه بر اساس شمار نفرات و دامها صورت میگرفت. بر این اساس از گروهی از طوایف که دام بیشتری داشتند، مالیات بیشتر و از بخشی که دامهای کمتری داشتند، مالیات کمتری گرفته میشد. بههمین منظور طوایفی از ایل بختیاری که بهلحاظ ثروت، تعداد دام کمتری داشتند به چهارلنگ شهرت یافتند. گروه دیگر قوم بختیاری که از لحاظ مکنت و ثروت، قویتر بودند و تعداد دام بیشتری داشتند را هفتلنگ نامیدند.[۲۵]
ایل چهارلنگ بختیاری پنج باب یا طایفۀ بزرگ دارد که عبارتاند از محمود صالح، کیان ارثی، مَمیوند، زَلَکی و موگویی. ایل هفتلنگ نیز چهار باب دارد که شامل دورکی، بهداروند، بابادی و دینارانی هستند.[۲۶]
جایگاه خانواده و خویشاوندی در میان ایل بختیاری
خانواده مهمترین رُکن در ایل بختیاری است که استحکام آن استحکام طایفه و ایل را به دنبال دارد. ایل بختیاری که در گذشته اغلب بهصورت کوچنشین زندگی کردهاند، بهدلیل روابط خویشاوندی مستحکمی که میان آنها وجود داشته خانوادههای هر طایفه معمولاً بهصورت گروهی در کنار یکدیگر زندگی کرده و سیاهچادرهای خود را در نزدیکی یکدیگر برپا میکردند که به آنها مال گفته میشود.[۲۷] هر مال سرپرستی دارد که به آن گَپهمال میگویند. [۲۸]
دامهای خانوادهها بهصورت اشتراکی چرانیده شده و در یک گله جمع میشوند. افراد خانواهها روابط نزدیکی با هم داشته و علاقۀ آنها به یکدیگر سبب شده تا ارتباط محکمی با یکدیگر داشته باشند؛ این امر سبب شده آنها بهصورت همکاری مشارکتی به انجام امور روزمرۀ خانواده مانند کشاورزی و دامداری بپردازند.[۲۹]
بهدلیل اهمیت خانواده در فرهنگ بختیاری، طلاق نزد آنها رسمی ناپسند است؛ این امر سبب میشود زن و مرد در کمال صبوری به رفع مشکلات خانوادگی خود بپردازند و کمتر اقدام به مشاجره کرده و در نهایت سازش برای تحکیم بنیان خانواده تلاش کنند.[۳۰]
سلسلهمراتب سازمان ایل بختیاری
- ایل: بزرگترین واحد اجتماعی بختیاریها، ایل بوده است.
- طایفه: به گروههای تشکیلدهندۀ ایل، طایفه میگویند. طایفهها از اهمیت سیاسی و اقتصادی زیادی برای ایل برخوردارند. آنها نمایندۀ تشکیلات عشایر و کوچنشینان هستند. هر یک از طوایف چراگاههای تابستانی و زمستانی مخصوص به خود و مسیر کوچ مشترکی دارند. [۳۱]
- تیره: هر طایفه، از تیرههای مختلف تشکیل شده و مسئولیت برقراری ارتباط بین تیرهها و ایجاد نظم بین آنها را کدخدا بر عهده دشته است.
- تَش: تیره به بخشهای کوچکتری با عنوان تش تقسیمبندی شده است.[۳۲] معمولاً در هنگام کوچ، تشها با یکدیگر همراه شده و سرپرستی تش را نیز ریشسفید یا بزرگ خانواده بر عهده دارد.[۳۳]
- اولاد (کروبو)؛ هر تش به چند زیرمجموعه به نام کُروَبو (پسر و پدر) تقسیم میشود. هر کروبو از حدود دهها خانوار تشکیل شده و هر خانوار بهطور معمول یک سیاهچادر دارد که بهعنوان واحد مسکونی عشایر محسوب میشود. هر کروبو دارای یک ریشسفید است که از میان مردان کاردان همان کروبو انتخاب میشود.[۳۴]
توزیع قدرت سیاسی- اجتماعی در ایل بختیاری
توزیع قدرت سیاسی در ایل بختیاری به شرح زیر است:
ایلخان
بالاترین جایگاه سیاسی و اداری در ایل بختیاری، به ایلخان تعلق داشت. این مقام از میان خانها و رؤسای طوایف انتخاب میشد و برای رسیدن به آن، فرد باید از خانوادهای برجسته و اصیل در طایفهای قدرتمند بختیاری میبود. ایلخان وظایف سنگینی در قبال ایل و دولت بر عهده داشت؛ از جمله برقراری نظم و امنیت، جمعآوری و پرداخت مالیات به موقع به دولت، کمک نظامی به دولت در زمان جنگ و دفاع از مرزها و سرکوب شورشها.[۳۵]
ایلبیگ
بعد از ایلخان و در رتبهای پایینتر، ایلبیگ قرار میگرفت که در حقیقت معاون و دستیار ایلخان محسوب میشد. پیش از اینکه رؤسای طوایف بختیاری لقب خان را از شاه یا حکومت مرکزی دریافت کنند، با عنوان بیگ شناخته میشدند. ایلبیگ مسئولیت امور داخلی ایل را بر عهده داشت؛ از جمله جمعآوری مالیات، کارهای اداری، تنظیم امور املاک، تجهیز قوا و سرپرستی طوایف. این مقام معمولاً از میان نزدیکان ایلخان انتخاب میشد و از نظر قدرت سیاسی و تصمیمگیری، بعد از ایلخان قرار داشت.[۳۶]
کلانتر
در سلسلهمراتب قدرت ایل بختیاری، پس از خانها، کلانتران قرار میگرفتند که از نفوذ ایلی قابل توجهی برخوردار بودند. این گروه همیشه در میان ایل زندگی میکردند و بهدلیل ارتباط نزدیک و حضور مداوم در کنار مردم، چه در غم و چه در شادی، از احترام و جایگاه ویژهای در نزد آنان برخوردار بودند. کلانتران مستقیماً توسط خانهای بزرگ انتخاب میشدند و مسئولیت اداره و رهبری طایفه خود را بر عهده داشتند. هر طایفه در ایل بختیاری دارای یک کلانتر بود و عزل و نصب او نیز از اختیارات خان به شمار میرفت.
کدخدا
کلانتران، افراد یا فردی را برای سمت کدخدایی به ایلبیگ معرفی میکردند و ایلبیگ، حکم کدخدایی آنها را صادر میکرد. هرچند در ابتدا، کلانتران و خانها کدخدایان را منصوب میکردند؛ اما اغلب پس از مرگ کدخدا، این مقام به پسر بزرگش به ارث میرسید. کدخدایان در میان مردم زندگی کرده و ارتباط مستقیم با افراد طایفه و تیره داشتند. آنها به امور مردم رسیدگی و مسائل آنها را فیصله میدادند و نقش مهمی در جمعآوری مالیات ایفا میکردند. مجازات افراد خاطی نیز از جمله وظایف و اختیارات کدخدا بود. کدخدا علاوه بر سرپرستی هر تیره، بهعنوان رابطی میان کلانتر و ریشسفیدان عمل میکرد و مورد اعتماد اعضای تیره بود.[۳۷]
ریشسفید
ریشسفیدان که بهعنوان مشاوران کدخدایان از میان افراد برجسته و کاردان تیرهها و اولادها انتخاب میشدند، نقش مهمی در تسریع فعالیتهای کدخدایان و کسب رضایت سایر فرماندهان ایفا میکردند. در هر گروه از تیرهها، فردی باتجربه بهعنوان ریشسفید شناخته میشد که برای حل و فصل اختلافات داخلی و خارجی، مورد مشورت قرار میگرفت. ریشسفید، سرپرستی هر تش را بر عهده داشت و امور داخلی آن را مدیریت میکرد؛ در حالی که امور خارجی به کدخدا سپرده شده بود.[۳۸]
عشایر ساده
عشایر ساده، بدنه اصلی جامعه بختیاری را تشکیل میدادند و مسئولیت پرداختها و تأمین سواران جنگی بر عهده آنها بود. این گروه که در واقع قاعده هرم جامعه محسوب میشدند، بار مسئولیتهای اجزای دیگر را نیز بر دوش میکشیدند.[۳۹]
غربتی
مشاغلی چون کاسبی، نوازندگی، کلاهمالی، نمدمالی و ساخت ابزار دستی، ارزش اجتماعی کمتری نسبت به عشایر ساده داشتند. واژه «غربتی» که برای این گروههای شغلی به کار میرفت، به معنای بیگانه از ایل بود. این گروههای شغلی که در پایین هرم جامعه بختیاری قرار داشتند، هیچ سهمی در ساختار قدرت سیاسی نداشتند و طبقات بالای بختیاری با آنها مراوده نمیکردند.[۴۰]
شیوۀ زندگی ایل بختیاری
ایل بختیاری به چند شیوه زندگی میکنند که عبارتاند از:
عشایری یا کوچنشین
این گروه از اقوام ایل بختیاری بهصورت متناوب یا فصلی متناسب با شیوۀ معیشت و سبک زندگی، بهصورت کوچنشین و در سیاهچادر زندگی میکنند. آنها دارای وابستگی ایلی بوده به زندگی کوچروی و متحرک با معیشت غالب شبانی اشتغال دارند.[۴۱] در کوچ ییلاق سرپناه ثابتی برای عشایر وجود ندارد؛ وابستگی آنها به زمین زراعی بسیار اندک، کشت و کارشان دیم و قلمرو زیستی آنان در اراضی حاشیهای یکجانشینان است.[۴۲]
عشایر کوچروی بختیاری، زمستان را در دشتهای شرق خوزستان و تابستان را در بخشهای غربی منطقۀ چهارمحال و بختیاری به سر میبرند. آنها هر ساله از اواخر اردیبهشت از پنج مسیر مختلف با تمامی مشقت و سختی کوچ، ضمن عبور از رودخانهها، درهها و پشت سر گذاشتن بلندیهای زردکوه در مناطق معینی از دامنههای زاگرس پراکنده میشوند و حدود سه ماه در این منطقه ساکن میشوند. ییلاق و قشلاق عشایر امکان چرا و پروار شدن دامها را برای تولید فرآوردههای دامی و تأمین نیاز اقتصادی خانوادههای عشایر فراهم میآورد.[۴۳]
نیمه کوچنشین
گروهی دیگر از اقوام ایل بختیاری هستند که عمدتاً قشلاق را در ساختمان و یا در آبادیهای قشلاقی و ییلاق را در چادر به سر میبرند. این گروه نسبت به کوچنشینان وابستگی بیشتری به زمین دارند. در قلمرو قشلاقی این گروه از ایل بختیاری آب و زمین زراعی وجود دارد. آنها هنگام قشلاق در آبادیها ساکن شده و علاوه بر دامپروری مانند روستاییان به زراعت و باغداری میپردازند.[۴۴]
رمهگردانی
گروهی از ایل بختیاری هستند که از مراتع طبیعی ییلاق برای پرورش دامها استفاده میکنند. آنها بدون همراهی اعضای خانواده به چوپانی و بردن رمهها به مراتع اشتغال دارند. پس از پایان دورۀ بهرهبرداری از مراتع، دامهای خود را به آبادی باز گردانده و در طویله نگهداری میکنند.[۴۵]
یکجانشینی
در دهههای اخیر بهدلیل راحتی زندگی شهری و سختیهای زندگی کوچنشینی، گروههای بسیاری از ایل بختیاری مانند سایر ایلات و عشایر ایران تختهقاپو (یکجانشین) شدهاند. آنها از طریق دامداری و کشاورزی به امرار معاش میپردازند.[۴۶] بختیاریهای یکجانشین به مشاغل دیگری مانند باغداری و سیفیکاری نیز مشغول هستند.[۴۷]
ویژگیهای مردم بختیاری
مردم بختیاری عموماً به شجاعت، سلحشوری، سختکوشی و قناعت شناخته میشوند. آنها در اسبسواری و تیراندازی مهارت دارند، به درستکاری شهرهاند، متواضع و بااصالت هستند و اغلب دارای قامت بلند و اندامی متناسب و ورزیده هستند. بسیاری از آداب و رسوم و عقاید آنها از دیرباز بهصورت سینهبهسینه منتقل شده و جزئی از ارکان زندگیشان شده است. مهماننوازی از ویژگیهای بارز آنان است و با این باور که ایل متعلق به همه افراد آن است، کمتر یکدیگر را بهصورت رسمی دعوت میکنند.[۴۸]
زبان و ادبیات ایل بختیاری
زبان یا گویش لری بختیاری، از گویشهای رایج ایرانی و زیرشاخهای از زبان پارسی است. بسیاری از محققان معتقدند که گویش بختیاری شباهت فراوانی با زبان پارسی میانه دارد که در دورۀ ساسانیان رواج داشته است و برخی نیز آن را از مشتقات زبان پهلوی باستان دانسته یا بهطور کلی با زبان پارسی باستان یکی دانستهاند. برخی نیز از این گویش تحت عنوان زبان مستقل یاد میکنند. طبق اظهار نظر کارشناسان گویش بختیاری در طول قرنها اصالت خود را حفظ کرده و اختلاط کمتری با سایر زبانها و گویشها داشته است. دلیل اصلی این امر، شیوۀ زندگی کوچنشینی و ویژگیهای جغرافیایی سرزمین بختیاری بوده است که موجب شده در مقابل اقوام مهاجم مقاومت کرده و فرهنگ خود را از تغییرات اساسی و گزند تحولات خارجی مصون دارد.[۴۹]
ادبیات شفاهی و منظوم بختیاریها در دوران گذشته
ادبیات شفاهی و عامیانه: ریشه در فرهنگ باستان
در قرون گذشته، بهدلیل مقتضیات زندگی بختیاریها، ادبیات این سرزمین بیشتر در قلمرو «ادبیات شفاهی و عامیانه» شکل گرفته است. بخش مهمی از سرودههای گویشی بختیاری در حوزه ادبیات شفاهی، در قالب ترانهها، افسانهها، سوگوارهها و اشعار حماسی است که در وزنهای عروضی شعر کلاسیک فارسی نمیگنجند. حوزه ادبیات شفاهی و عامیانه بختیاری بسیار وسیع، متنوع و با پیشینه تاریخی طولانی است و وجود واژگان فراوان پارسی باستان در این گونه شعر، از قدمت دیرینه آن حکایت دارد. فرهنگ بختیاری در قالب این نوع ادبیات، سرشار از آثار و اشعار ناب است که ریشه در ادبیات ایران باستان دارد.[۵۰]
پیشینۀ ادبیات منظوم و مکتوب
تاریخچه ادبیات منظوم بختیاری بهدلیل از بین رفتن آثار مکتوب یا شکلگیری دیرتر آنها، اغلب آثار مکتوب در ادبیات بختیاری بهتدریج از دوران صفویه به بعد ثبت شدهاند. البته برخی محققان احتمال وجود شاعران دیگری هم در بختیاری را دادهاند که خبر و اثری از آنها به زمان کنونی نرسیده است. بابا طاهر عریان را در قرن پنجم هجری بهعنوان نخستین شاعری معرفی میکند که به گویش لری شعر سروده است. از شاعران قدیمی بختیاری نیز میرزا حسن واهب است که در تذکرهها نامش ثبت شده و معاصر شاهعباس بوده است. حسینقلی خان، ایلخانی بختیاری (۱۲۳۷-۱۲۹۹ق) نیز از آغازگران سرایش شعر به گویش بختیاری در دوره قاجاریه بوده است.[۵۱]
ادبیات شفاهی و منظوم بختیاریها در دوران مشروطه
در دوران مشروطیت، با توجه به نقش اساسی بختیاریها در این نهضت، شیوۀ جدیدی در شعر بختیاری متولد شد که در آن شاعران ضمن پرداختن به مسائل سیاسی و اجتماعی، بازگشت به هویت فرهنگی و تاریخی بختیاری را نیز مورد توجه قرار دادند. در این دوره، مضامین غنی فرهنگ بختیاری در اشعار رواج بیشتری یافت و شاعران با سرودن رنجنامههایی در بیان دردهای مردم بختیاری در قالب طنز، به مسائل جامعه بختیاری پرداختند. مضامین دینی و سرودن اشعار در فضائل اهلبیت نیز در شعر بختیاری نمود آشکاری داشت.[۵۲]
از پیشگامان برجسته و مشهور شعر بختیاری در این دوران، میتوان از ملازلفعلی بختیاری (۱۲۶۰-۱۳۴۰ش) و داراب افسر بختیاری (۱۲۷۹-۱۳۵۰ش) نام برد که آثار هر دو، سرآغاز تحول بزرگی در شعر گویشی بختیاری معاصر بود. ملازلفعلی بختیاری از پیشروان شعر گویشی بختیاری با واژگان اصیل، بیانگر تبحر و اشراف فراوان او به این گویش است. داراب افسر نیز مشهورترین شاعر گویشی بختیاری است؛ بهطوری که فرهیختگان ایل بختیاری او را پدر شعر بختیاری مینامند. ملک الشعرای بهار نیز معتقد بود که کاری که فردوسی در مورد زبان فارسی انجام داد، افسر در زبان بختیاری انجام داده است.[۵۳]
ادبیات شفاهی و منظوم بختیاریها در دوران پس از انقلاب اسلامی ایران
تحول بزرگی در عرصه شعر و ادب و موسیقی بختیاری پس از انقلاب اسلامی رخ داد که آثار فاخر فراوانی با مضامین نو ارائه شده و همسو با تحولات شعر معاصر ایران، شعر گویشی بختیاری نیز در این دوره متحول شده و مضامین تازه در آن راه یافته است. در این دوران، بازگشت به هویت تاریخی سرزمین بختیاری و نوعی تمایل به استفاده از نمادها و گرایش به سمبلیسم نمایان است و از نمادها و واژگان اصیل بختیاری نظیر لچک و مینا (نماد زیبایی و عفت)، چوقا (نماد اصالت)، بُهون (نماد زندگی بی آلایش)، برنو (نماد شجاعت و دلاوری) و زردکوه (نماد صلابت) که معرف نمادهای فرهنگی ایل بختیاری هستند، بهره میگیرند. شعر آئینی با محوریت اسلام، انقلاب و دفاع مقدس نیز رونق فراوان یافت و در آن مضامینی همچون مبارزه، حماسه، دفاع و پایداری، ایثار و شهادت، مدح اهلبیت و تعهد و ایمان به کار گرفته شد. [۵۴]
تحولات شعر بختیاری در دوران معاصر
در دوران اخیر، شعر گویشی بختیاری در کنار شعر آیینی و توجه به تاریخ و هویت بختیاری، در بسیاری موارد از شعر متعهد و جامعهگرا فاصله گرفته و به سمت فردگرایی سوق پیدا کرده است. شعر گویشی بختیاری ضمن تبعیت از قواعد و عروض شعر فارسی، آمیختگی و پیوند بیشتری با زبان فارسی معیار و رسمی پیدا کرده است. اگرچه عدهای منتقد این رویه هستند؛ اما برخی نیز آن را مزیت مهم دانستهاند؛ زیرا این آمیختگی میتواند در ایجاد روانی برای نسل جوان و آینده بختیاری و افرادی که به این گویش آشنایی و تسلط کمتری دارند، مؤثر واقع شود و از طرفی بر توسعه و غنای آن نیز بیفزاید. از چهرههای مشهور شاعران این دوره، قیصر امینپور (۱۳۳۸ـ۱۳۸۶ش) است که اشعاری نیز به گویش بختیاری سروده است.[۵۵]
ضربالمثلها
برخی ضربالمثلهای رایج در میان ایل بختیاری عبارت است از؛
اشکم سیر خَوَر ز اشکم گُسنه نداره؛ شکم سیر خبر از شکم گرسنه ندارد.
ز دیوار شکسته، اَلحَذَر؛ هشدار و دور کردن فرد از امری خطرناک.
بجور جاته، بِنه پاته؛ جایت را بجو، پایت را بنه.
زِ نوکیسه قَرض مکن اَر کردی خَرج مکن؛ از نوکیسه قرض نکن، اگر قرض کردی هم خرج نکن.
شتر را به کفلیز آب میدهی؟؛ شتر با لیسیدن کفچه سیراب نمیشود.
جیر جیرۀ، دیر دیره؛ جگر جگر است و دیگر دیگر؛ در مفهوم نزدیک بودن خویشان و غریبه بودن.
بیگونه اَیر وفا کُنه یار مونه اَر گرگ کره و شیر بده میش مونه؛ یعنی بیگانه اگر وفا کند یار من است و گرگ اگر کره و شیر بدهد، میش من است.
بی پیر مرو تو در ظُلُمات هرچند سِکندر زمانی؛ به قصه اسکندر و سفر روحانی پیر در تاریکی و ظلمت اشاره دارد.
هیچ لیشی بیحکمت نی، هیچ خووی بیعلّت نی؛ هیچ بدی بیحکمت نیست، هیچ خوبی بیعلّت نیست.[۵۶]
شاهنامهخوانی
در میان بختیاریها، شاهنامه فردوسی با نام «هفت لشگر» از دیرباز مشهور بوده و تقریباً در هر خانوادهای یافت میشود. در هر طایفه، برخی افراد با سبک خاص و آواز خوش به خواندن شاهنامه میپرداختند. از زمانی که نوشتن رواج یافت، شاهنامه فردوسی نخستین کتابی بود که بختیاریها با آن آشنا شدند و در مکتبخانهها، ملاها دانستههای خود را درباره این اثر حماسی به شاگردان آموزش میدادند. در مجالس خوانین بختیاری، خواندن شهنومه بخشی رسمی از برنامهها بود. در جنگها نیز رسم بود که پیش از آغاز نبرد، داستانهای رستم و اسفندیار، رستم و سهراب، رستم و اشکبوس و هفتخوان برای تهییج جنگجویان خوانده میشد تا با روحیهای حماسی به قلب دشمن بزنند.
روح سلحشوری و حماسی مردم بختیاری، آنها را به این اثر علاقهمند و وفادار نگه داشته است. استفاده از نامهای ایرانی شاهنامه در فرهنگ مردم بختیاری و خواندن ابیات آن در مراسم سوگواری و بر سنگ قبرها گواه این مسئله است. مردان و زنان بختیاری، صدها بیت از آن را از حفظ دارند و در رخدادهای مختلف آن را میخوانند. برخی شاهنامهخوانان با صدای خوش خود، روح حماسه و دلاوری را در بین جوانان ایل زنده نگه داشتهاند.[۵۷]
خسرو و شیرینخوانی
خسرو و شیرینخوانی نیز همچون شاهنامهخوانی، از سنتهای ادبیات شفاهی در میان بختیاریها به شمار میرود. «خسرو و شیرین» یا «شیرین و خسرو» آوازی مشهور در موسیقی لری-بختیاری است که از داستان مشهور خسرو و شیرین اثر نظامی گنجوی الهام گرفته شده و در دستگاه ماهور اجرا میشود. خوانندگان بختیاری این مقام را در مجالس بسیار مهم میخوانند و گاهی نیز برای جوانانی که در جوانی فوت میکنند، از این مقام استفاده میشود که بسیار سوزناک و دردناک است.[۵۸]
پوشاک ایل بختیاری
ایل بختیاری مانند سایر اقوام ایرانی پوشش مخصوص خود را دارد که برگرفته از فرهنگ، اقلیم و شرایط جغرافیایی و مواد اولیۀ در دسترس آنها برای تهیۀ لباس است. این اقوام از پوشش محلی زنانه و مردانه برخوردارند که هر کدام از این پوششها از اجزایی تشکیل شدهاند.
پوشاک زنان
در ایل بختیاری نوعی لباس چندتکه است که رنگ آن برگرفته از رنگهای موجود در طبیعت است. رنگ روشن مخصوص زنان و دختران جوان بوده و زنانی که سن بالاتری دارند، از لباسهای تیرهرنگ استفاده میکنند.[۵۹] پوشش زنان ایل بختیاری متشکل است از:
- لَچِک: پوشش سر یا کلاهی است که با سکههای قدیمی تزئین شده و زنان بختیاری آن را میپوشند. معروفترین و ارزشمندترین لچکها، لچک ریالی است.
- مینا: مینا نوعی روسری از جنس حریر و بهشکل مستطیل است. مینا را با سنجاق به کلاه زیرین که همان لچک است، وصل میکنند.
- جومه و شولارقری: زنان بختیاری پیراهنی به نام جومه میپوشند. این پیراهن از دو طرف تا کمر، چاک داشته و زیر آن شولارقری که دامنی زیبا و چیندار است، میپوشند.[۶۰]
- جلیقه: نوعی پوشش کوتاه از جنس مخمل است که زنان بختیاری آن را روی پیراهن خود میپوشند.
پوشاک مردان
لباس مردان ایل بختیاری نیز متشکل از شلوارِ دبیت، چوقا و کلاه نمدی است؛
- کلاه نمدی: مردان بختیاری از کلاههایی از جنس نمد با رنگهای مختلف مشکی، قهوهای و سفید استفاده میکنند. این کلاه به کلاه خسروی یا خسروانی نیز شهرت دارد.[۶۱]
- چوقا: مردان بختیاری از یک بالاپوش به نام قبا استفاده میکنند. این لباس از کنارهها، چاک داشته و آستینهای آن فراخ و گشاد هستند که بهمروز زمان بالاپوشی بهنام چوقا جایگزین آن شد. این لباس را زنان بختیاری از پشم بز با رنگهای سیاه و سفید میبافتند.[۶۲]
- شلوار دَبیت و گیوه: مردان بختیاری از شلواری به رنگ مشکی که گشاد است، استفاده میکنند. همچنین آنها از نوعی کفش به نام گیوه که از قدمت زیادی برخوردار بوده و از نخهای پنبه، ابریشم و نخ قالی بهصورت ترکیبی بافته شده است، استفاده میکنند.[۶۳]
آیینها در میان ایل بختیاری
ایل بختیاری بهدلیل وسعتی که دارد، از آداب و رسوم خاصی برخوردار است که در گذر زمان و تبعات زندگی شهرنشینی کمرنگ شده است؛ اما زیبایی و اهمیت این آداب و رسوم در میان نسلهای گذشته سبب شده که امروزه نیز برخی از آنها هنوز در میان نسل جدید مرسوم باشند. آداب و رسوم بختیاری در مناطق عشایرنشین همچنان بهصورت پررنگ اجرا میشود.
تولد نوزاد
تولد کودک در بین ایل و عشایر بهدلیل دور بودن آنها از بیمارستان و امکانات درمانی، اغلب توسط زنانی که قابله نام دارند، صورت میگیرد.[۶۴] نوزاد سه روز پس از تولد به حمام برده میشود و هفت روز پس از تولد، هم نوزاد و هم مادر به حمام میروند. در میان بختیاریها، رسم بر این است که نام خویشاوندان نزدیک یا افراد فوت شده را بر نوزاد نمیگذارند؛ زیرا این کار را بدشگون میدانند و بیشتر نامهای مذهبی را انتخاب میکنند. هنگامی که نوزاد اولین دندان خود را درمیآورد، بختیاریها مقداری نخود و گندم بو داده شده را بین همسایگان تقسیم میکنند و در مقابل، هر همسایه مقداری شیرینی یا پول به ظرف بازگردانده شده اضافه میکند.[۶۵]
آیین سوگواری
همبستگی و حمایت اجتماعی در سوگ
بختیاریها بهدلیل زندگی ایلی و عشیرهای، مراسمهای سوگواری را به شیوۀ خاصی برگزار میکنند. حس همبستگی و تعامل قوی که میان خانوادهها و طوایف ایل بختیاری وجود دارد، سبب شده آنها ارتباط عاطفی و روحی قوی با یکدیگر داشته باشند. آنها مردمانی دلسوز و مهربان هستند در شرایطی که در بین آنها خانوادهای، عزیزی را از دست بدهد هر یک از افراد ایل برای تسلی خاطر بازماندگان به خانۀ او میروند و ضمن ابراز همدردی برای انجام کارهای آنها اقدام به همکاری و کمکرسانی میکنند.
آیینهای سوگواری: از گاگریوخوانی تا پُرسونه
برگزاری مراسم سوگواری در ایل بختیاری بیشتر با نغمههای آن شهرت دارد. بانوان مسن خانواده در مراسم سوگواری، با خواندن ترانههای حزنانگیز بختیاری (موسوم به گاگریو و مویه) در وصف متوفی، با خانواده او ابراز همدردی میکنند. در هنگام زمزمه این اشعار، زنان دیگر نیز با این بانوان همراهی میکنند. از دیگر رسوم سوگواری در ایل بختیاری کمک مالی یا دادن پُرسونه به خانوادۀ متوفی است. اقوام متوفی، بازماندگان را در برگزاری مراسم ختم از لحاظ مالی، تا حد امکان، یاری میکنند.[۶۶]
نمادهای یادبود: بَردشیر و کوشک
از دیگر آداب و رسوم سوگواری ایل بختیاری، بردشیر یا شیرهای سنگی است که بر سر قبرهای بزرگان و نامآوران ایل بختیاری میگذارند. بردشیر نمادی از دلاوری، پهلوانی و شیرمردی شخص متوفی است و برای افرادی از این نماد استفاده میشود که شهرت رادمردی و جنگاوری آنها در تمامی ایل پیچیده باشد.[۶۷] ساخت کوشک که نوعی بنای یادبود در میان ایل بختیاری است، از دیگر رسوم سوگواری این ایل است. کوشک نوعی سَکوی سنگچین مکعبشکل است که توسط افراد ایل بهوسیلۀ سنگ و ملات سیمان ساخته میشود.[۶۸]
آیین کُتَل
آیین کُتل مراسمی در عزاداری بختیاریها برای بزرگان و مردان شجاع است که ریشه در «سوگ سیاوش» دارد. اگرچه در دهههای اخیر، برگزاری این آیین در روزهای تاسوعا و عاشورا نیز مشاهده میشود. در این مراسم، اسبی به نام «کُتل» با حنا، سرمه و پارچههای رنگی و سکه تزئین میشود. وسایل جنگی متوفی مانند تفنگ و شمشیر به اسب بسته شده و اسب را به «مافگه» (بنای یادبودشخص متوفی) میبرند.
در این آیین اسب که نماد وفاداری و نجابت است، همواره نقش مهمی در زندگی قهرمانان داشته است. تزیین اسب با حنا، تفنگ، شمشیر و گرز، نماد سلحشوری و پیوند با گذشته حماسی و اساطیری است. در این آیین، بریدن دم اسب، بریدن گیسوی زنان، آرایش نکردن و ریش گذاشتن مردان رسم است. برعکس گذاشتن زین اسب نیز نشاندهنده وارونگی هستی است و با مرگ قهرمان، همه چیز از نظم به آشوب میرسد.[۶۹]
آیین هیاری (همیاری)
ایل بختیاری در کمک به همنوع خود (هیاری) همواره پیشقدم بوده است. بختیاریها بیشتر کارهای سخت را بهصورت گروهی و دستهجمعی انجام میدهند؛ فعالیتهایی مانند درو کردن، خرمنکوبی، آسیاب کردن گندم، مالکَنون (کوچ)، بر پا کردن سیاهچادر، درست کردن وارگه (محل اسکان موقت). این روح بلند ایلیاتی و عشایری است که افراد بدون چشمداشت به هم کمک میکنند و این یاریرسانی در مسائلی چون دامداری، کشاورزی، عروسی و عزا، بافندگی و امور اقتصادی و اجتماعی خانوار، بیشتر خود را نشان میدهد. در همه دورههای زندگی و بین زنان و مردان، این همیاری به روشهای گوناگون وجود دارد.[۷۰]
آیین مالکنون (کوچ)
مالکَنون، آیینی تاریخی و کهن در میان عشایر بختیاری است. این واژه از دو بخش «مال» بهمعنای تمامی اسباب و اثاثیه و اموال (شامل سیاهچادر، گله و هر آنچه در زندگی عشایری مورد استفاده قرار میگیرد) و «کنون» بهمعنای کندن و برداشتن تشکیل شده است.
در سحرگاه کوچ، مردان بختیاری با صدای بلند، همگان را برای کوچ آماده میکنند. با شروع کوچ، ایل از دهانۀ درههای تیز و برنده عبور میکند تا به بلندترین ارتفاعات و محل مورد نظر برسد. عبور از گذرگاههای صعبالعبور، یکی از سختترین مراحل کوچ است. در آن هنگام، عشایر بار را از حیوانات بارکش برمیدارند و به دست و دوش حمل میکنند تا حیوانات توان گذر از آن گذرگاههای سخت کوهستان را داشته باشند.
خانوادههای عشایر همراه با گلهها و داراییهایشان، سوار بر سازههای چوبی که چندان محکم نیستند، از عرض رودخانههای پرآب و خروشان میگذرند. امید و توان عشایر در این مسیر دشوار، خدادادی و دوچندان میشود و از ترانههای سوزناکی که در هنگام کوچ، در جادهها و درهها خوانده میشود، نیرو میگیرند. حزن موجود در آوازهای بختیاری ریشه در حزن آیین مالکنون دارد؛ زیرا در هیچ کوچی، مردان و زنان بختیاری نمیدانند با چه مصائبی روبهرو خواهند بود.[۷۱]
آیینهای طلب باران در میان ایل بختیاری
برد بارانزا
اشتغال به کشاورزی از دیرباز درمیان ایل بختیاری موجب شده که در مواقع خشکسالی، کشتزارها خشک شده و معیشت آنها به خطر بیفند؛ به همین دلیل نسبت به باران و نباریدن آن حساسیت زیادی دارند. اگر مدتی باران نبارد، هر یک از آنها دعای باران را تکرار میکنند. به امید باریدن باران، مردم به دعانویسان مراجعه کرده و دعاهایی مینویسند. همچنین، به امامزاده آقا سید میروند و بردهای بارانزا را واسطه قرار میدهند و در ضمنِ مراسمی، با قربانی کردن و بلند کردن صدای خود، از خدای متعال میخواهند که باران ببارد. آنها معتقدند توسل به بردهای بارانزا، بارش را در پی خواهد داشت و پس از دو روز باران خواهد آمد. همچنین باور دارند که اگر سنگی وارونه باشد، کافی است آن را برگردانند تا باران ببارد.[۷۲]
کوسه بر هلهله
مراسم کوسه بر هلهله، آیینی برای طلب باران در میان طوایف دور از امامزاده آقا سید است. در این مراسم، فردی که «کوسه» نامیده میشود، با پوشیدن لباسهای خاص و قرار دادن کیسه چرمی بز بر سر، بههمراه جمعی دیگر، خانهبهخانه میروند و با خواندن اشعار، طلب باران میکنند. صاحبخانهها نیز با دادن آرد یا گندم و ریختن آب، به آنها کمک میکنند. سپس با آرد جمعآوری شده نان پخته میشود و در نانها شیئی پنهان میشود. فردی که آن شیء را پیدا کند، ضامن باران میشود و اگر باران نبارد، او را تنبیه میکنند تا دیگری جایگزین شود؛ این روند تا بارش باران ادامه مییابد.[۷۳]
آداب شکار
شکار در میان اقوام بختیاری یک رسم دیرینه است. اشعاری که در زمینه صیادی سینه به سینه نقل شده و به نام «بیت سرکوهی» معروف است، نشان میدهد که این حرفه را در زمره کارهای عیاری و پهلوانی قلمداد میکردند و در بزرگداشت آن، اشعاری تحت عنوان «بیت صیادی» میسرودند. ورزیدهترین شکارچیان در بختیاری «میرشکار» نامیده میشدند و شکارچیان حرفهای در این منطقه از مقام و منزلت بالایی برخوردار بودند؛ بهطوری که به هنگام مرگ میرشکار، آیینهای سوگواری خاصی برگزار میشد. برای بختیاریها، چیزی زیباتر و دلخواهتر از توصیف صحنه شکار نبود و آن را در قالب اشعاری که بیانگر هنجارها، پنداشتهای قومی و مضامین آیینی، سنتها و باورها بود، بیان میکردند.[۷۴]
آنان در شکار حیوانات، معیارهایی دارند و تنها حیوانات نر و مسن را شکار و از شکار حیوانات ماده یا جوان خودداری میکنند. همچنین، بختیاریها شکار کبک را عملی ثواب میدانند؛ چرا که معتقدند نوک قرمزرنگ کبک از تماس با خون شهدای کربلا نشأت گرفته است. پرندگانی مانند تیهو، بز کوهی و میش کوهی از دیگر حیواناتی هستند که شکار میشوند.
جوانان بختیاری پیش از مراسم عروسی، برای تهیه گوشت مورد نیاز جشن، به شکار میروند. نامزد جوان شکارچی، لباس مخصوص شکار برای او تهیه میکند و مادر، خواهران و دختران بختیاری نیز نان، دوغ تازه و کره محلی برای او آماده میکنند تا در طول شکار همراه داشته باشد. پس از بازگشت از شکار و فراهم شدن گوشت، مراسم عقد و عروسی جوان برگزار میشود و گوشت شکار شده برای تهیه غذای جشن عروسی به کار میرود.[۷۵]
باورهای ایل بختیاری
در فرهنگ بختیاری، تولد اولین فرزند پسر برای یک زن، نشاندهنده اعتبار و احترام او است؛ زیرا پسرآوری نمادی از افزایش قدرت رزمی، اصالت و انتقال فرهنگ نیاکان تلقی میشود. در مقابل، زنی که صاحب فرزند پسر نشود، اجاق کور نامیده میشود. بختیاریها به وجود ستارههای نحس اعتقاد دارند و تلاش میکنند تا زمان خروج از خانه، کوچ و سایر فعالیتهای مهم خود را با زمان مواجهه با این ستارهها در آسمان تطبیق ندهند. آنها همچنین با قربانی کردن، بلا و شر را از خود دور میکنند.[۷۶]
ازدواج و عروسی در میان ایل بختیاری
همسرگزینی در ایل بختیاری
ازدواج در ایل بختیاری، اغلب بهصورت درونطایفهای بوده و معمولاً در سنین پایین صورت میگیرد. پایبندی افراد ایل بهخصوص زنان به سلسلهمراتب ایلی و سنتهای وابسته به آن سبب شده مخالفتی با این شیوۀ ازدواج نداشته و با انتخاب خانواده برای همسرگزینی بهخصوص پدر خانواده احترام قائل باشند. در ایل بختیاری هنگام ازدواج پرداخت شیربها از طرف خانواده داماد به خانواده عروس امری مرسوم است. سختی و زیادی کار زندگی عشایر بختیاری سبب شده تعدد زوجات در میان ایل بختیاری وجود داشته باشد. در بعضی خانوادهها برای تأمین نیروی کار بهمنظور انجام امورات منزل یا فرزندآوری بیشتر، مرد خانواده اقدام به ازدواج مجدد میکند.[۷۷]
انواع ازدواج در میان ایل بختیاری
ازدواج نافبرون
از رسوم رایج در همسرگزینی در میان ایل بختیاری، رسم «نافبُران» است. در این رسم ناف دختر تازه متولد شده توسط یکی از بانوان بزرگ خانواده برای یکی از کودکان خویشاوندان و نزدیکان بریده میشود که این نشانۀ نامزد و نشان کردن این دختر و پسر از زمان نوزادی و کودکی برای یکدیگر است.[۷۷]
ازدواج گا به گا
ازدواج گا به گا نوعی از ازدواج در ایل بختیاری است که در آن، هر گاه در میان دو خانواده دختر و پسر مجرد و جوانی وجود داشته باشد، بنا به تمایل طرفین هر یک از برادران، خواهر خود را به ازدواج طرف مقابل در میآورد؛ یعنی بین دو خانواده، پسرهای این دو خانواده با دخترهای طرف مقابل ازدواج میکنند. این نوع ازدواج مشکلات کمتری بههمراه دارد؛ زیرا سلامت هر خانواده به سلامت پیوند طرف مقابل وابسته است و احتمال بروز اختلافات جدی کاهش مییابد. علاوه بر علاقه شخصی، این انگیزه نیز در آرامش زندگی زوجها تاثیر بسزایی دارد.[۷۸]
ازدواج فامیلی
ازدواج فامیلی یکی از رایجترین و ریشهدارترین انواع ازدواج در ایل بختیاری است. اعتقاد به این نوع ازدواج بهحدی است که اگر پسر جوانی به سن ازدواج برسد، در صورت وجود دختر مجرد در میان بستگان نزدیک، حق ندارد به خواستگاری دختر غریبه برود. این عمل توهین به خانوادههای دختردار فامیل محسوب شده و سنتشکنی تلقی میشود. طبق این رسم جوانان ابتدا باید به خواستگاری دختران فامیل بروند و در صورت عدم موافقت، اجازه دارند همسر آینده خود را از میان دختران غیرفامیل انتخاب کنند.
بزرگان ایل معتقدند که ازدواج فامیلی باعث استحکام پیوندهای خانوادگی و جلوگیری از ایجاد فاصله میشود. همچنین، فرزندان این ازدواجها از لحاظ ژنتیکی، اجتماعی و فیزیکی سالمتر و محکمتر خواهند بود. این شیوه ازدواج با وجود برخی تغییرات جزئی، همچنان پابرجا است و در پایداری زندگی زناشویی و اتحاد بین طایفه و فامیل مؤثر است؛ به شرط آنکه زوجین از نظر ژنتیکی مشکلی نداشته باشند.[۷۹]
ازدواج خونبست
در ایل بختیاری، در صورت وقوع قتل، برای جلوگیری از تداوم درگیری و خونریزی، بزرگان طایفه برای ایجاد صلح و سازش میانجیگری میکنند. پس از مذاکره با بزرگان دو طایفه و فروکش کردن نزاع، برای نزدیکتر کردن دو خانواده، پیوندی خونی برقرار میکنند. پس از گرفتن رضایت طرفین، موضوع پرداخت خونبها مطرح میشود. معمولاً با تلاش سادات، کدخدایان و ریشسفیدان، پدر مقتول گذشت میکند و قاتل را میبخشد.
سپس، خانواده قاتل مبلغی پول، تعدادی گوسفند، یک اسب، یک قبضه اسلحه و یک دختر دم بخت را بهعنوان خونبها به خانواده مقتول تحویل میدهند. ریشسفیدان دختر یکی از بستگان نزدیک قاتل را به عقد پسر، برادر، عمو یا پسرعموی مقتول در میآورند تا از هرگونه تنش و خونریزی بعدی جلوگیری کنند. به این نوع ازدواج «خونبس» میگویند. در این نوع ازدواج، دختر بدون هیچ تشریفاتی به عقد یکی از اعضای خانواده مقتول در میآید و خانواده دختر حق هیچ اعتراضی نسبت به خانواده مقتول ندارند.
تا زمانی که دختر بچهدار نشود، مانند کنیز خدمتگزار خانواده مقتول است و بعد از تولد فرزند، رفتارها با او کمی بهتر میشود. این ازدواجها معمولاً موفق نیستند؛ زیرا دختر همواره مورد آزار و اذیت خانواده شوهر قرار میگیرد. اینگونه پیوندها بر اساس مصلحتاندیشی انجام میشوند تا از تنشهای بعدی پیشگیری کنند.[۸۰]
ازدواج همبهری بودن
در این نوع ازدواج، فردی که بهعنوان کارگر در خانه یا محل کار شخصی مشغول به کار میشود، پس از اثبات صداقت، درستکاری، مهارت و زرنگی، توسط صاحبخانه یا صاحبکار بهعنوان شریک یا «همبهر» پذیرفته میشود. در این حالت، فرد همبهر در تمام اموال صاحبکار مانند فرزندانش شریک میشود و اگر این فرد از دختر صاحبخانه یا صاحبکار خواستگاری کرد، صاحبخانه بدون دریافت شیربها یا مهریه و بدون هیچگونه وجه یا تضمینی، دختر خود را به عقد او در میآورد. علت این سادگی در امر ازدواج، اعتماد و اطمینان کامل بین صاحبکار و همبهر بهعنوان رفیق و شریک است.[۸۱]
مراسم ازدواج
ازدواج در بین عشایر بختیاری بر اساس سنتهای کهن، تحکیم روابط خویشاوندی و گسترش طایفه است. نظر بزرگان قوم در این امر محترم شمرده میشود و حضورشان در مراسم ازدواج، امور را تسهیل میکند. آنها نقش مهمی در تعیین مهریه، جهیزیه و زمان عقد و عروسی دارند.[۸۲]
مراسم خواستگاری
جلسه خواستگاری در فرهنگ بختیاری «کدخدایی» یا «شیرنیخورون» نامیده میشود. پس از اجازه گرفتن از خانواده دختر، روز و ساعت نیکی را برمیگزینند و با آمادگی کامل بههمراه حدود بیست نفر از بزرگان طایفه و نواختن ساز و دهل و گوسفند به خانه پدر عروس میروند. در طول راه به سوارکاری و شلیک تیر هوایی میپردازند و آواز «دوالالی» میخوانند. پس از رسیدن به نزدیکی خانه عروس، پدر عروس از آنان استقبال میکند.[۸۳]
مراسم خرجبرون یا قرجبرون
در رسم «خرجبرون» یا «قرج برون» که بزرگان دو خانواده حضور دارند، پدر داماد و پدر عروس پس از تعارفات، وارد مذاکره بر سر مبلغ شیربها و مهریه میشوند. این مبلغ با در نظر گرفتن سنتهای اسلامی و با وساطت بزرگان تعیین میشود. شیربها معمولاً بهصورت نقدی پرداخت میشود. در مواردی که طرفین از دو طایفه مختلف باشند، مبلغ قابل توجهی خواهد بود. مهریه میتواند شامل وجه نقد، زمین و خانه یا باغ و دوازده تا چهارده سکه طلا باشد. پس از توافق نهایی، حاضران دست پدر عروس را میبوسند که به همین دلیل این مرحله «دستبوسون» نیز نام گرفته است. پدر عروس بهخاطر رسمی به نام تهدستمالی، بخشی از مهریۀ عروس را به داماد هدیه میدهد تا برای خرید لباس خود استفاده کند. پس از توافق در مورد شیربها و مهریه، مادر داماد انگشتری به عروس میدهد و روز عقد تعیین میشود. در صورت فوت کسی در ایل، مراسم به بعد از چهلم موکول میشود.[۸۴]
بلهبندون
یک هفته بعد از خواستگاری و تعیین مهریه و شیربها، خانواده پسر هدایایی مانند لباس و حنا برای دختر میبرند که به آن «دستگیران» میگویند. این جلسه «پاشکنان» نیز نامیده میشود؛ یعنی پدر دختر حق دادن او به شخص دیگر را ندارد. پس از اینکه دختر به خواستگاری جواب مثبت میدهد، خانواده داماد بهعنوان هدیه پارچهای برای دوخت لباس به او میدهند که در اصطلاح محلی به آن «بَله بَندون» میگویند.[۸۵]
نامزدی در ایل بختیاری
در دوران نامزدی، داماد هنگام دیدار نامزد خود هدایایی مانند سکههای نقره، طلا، پارچه یا روسری میبرد. اگر قبل از عروسی عید نوروز باشد، مادر و خواهر داماد غذایی به نام «آش عیدی» به خانه عروس میبرند.[۸۶]
عروسی
برخلاف رواج لباسعروس سفید در بسیاری از نقاط، عروسهای بختیاری به لباسهای سنتی و رنگارنگ خود وفادار ماندهاند. گاهی داماد با کت و شلوار رسمی در مراسم حاضر میشود؛ اما عروس همچنان لباس محلی خود را میپوشد. عصر روز عروسی، داماد با همراهان و شیرینی به خانه عروس میرود. در گذشته، مهمانان مبلغی بهعنوان هدیه در سینی میگذاشتند. امروزه جشن عروسی در دو خانه و بهصورت زنانه و مردانه برگزار میشود.[۸۷]
از جمله رسوم عروسی در میان بختیاریها رقص دستمالبازی است. شب عروسی، اقوام داماد با در دست داشتن آینه و شمعدان به خانۀ عروس رفته و همراه با نواختن ساز و دهل و خواندن سرودها و ترانههای محلی، عروس را سوار بر اسب کرده و بههمراه رقص و پایکوبی او را به خانۀ داماد میبرند. از رسوم دیگری که در شب عروسی در بین بختیاریها وجود دارد، رسم دستبرد زدن به اموال خانواده عروس است.
آنها از این طریق، هوش و حواس خانواده عروس را میسنجند؛ وقتی داماد عروس را میبرد، یکی از اقوام داماد یک شیء را از خانه پدر عروس برداشته و فردای آن روز شیء را به خانوادۀ عروس باز میگرداند.[۸۸] قبل از ورود عروس به خانه داماد، مرحله «گرزنون» انجام میشود؛ یعنی عروس بدون دریافت هدیه از داماد یا پدرش وارد خانه نمیشود. سپس گوسفندی که برای قربانی آماده شده، سر بریده و کفش عروس را به خون آن آغشته میکنند.[۸۹]
موسیقی بختیاری
ویژگیها و جایگاه موسیقی در ایل بختیاری
موسیقی در ایل بختیاری، نقشی پررنگ در تمامی مراحل زندگی ایفا میکند؛ از فعالیتهای روزمره مانند کشاورزی (برزیگریخوانی)، شکار (صیادی)، جنگ (شوخین) و عشقورزی (دِی بَلال) گرفته تا مراسم سوگواری (گاگریو خوانی). ملودیهای موسیقی بختیاری ساده، صریح و بدون ترکیب صداهای پیچیده هستند. این سادگی باعث استفاده از یک یا دو ساز میشود. در موسیقی بختیاری، شعر سهم قابل توجهی دارد. از آنجایی که سازهایی مانند کرنا و سرنا مختص نوازندگان حرفهای بودند و دیگر اعضای ایل تمایلی به یادگیری آنها نداشتند، موسیقی کلامی (بیتخوانی) بر موسیقی سازی اولویت یافت.[۹۰]
رواج آواز در میان قبایل و ایلات، همراه با سنت شاهنامهخوانی و ادبیات شفاهی، جایگاه آواز را در هنر موسیقیایی بختیاری ارتقا بخشیده است. از دلایل برجستگی موسیقی آوازی (کلامی) در مقایسه با موسیقی سازی در میان بختیاریها، نزدیکی و همبستگی آنان با طبیعت، بافت زیستمحیطی، نیاز به استفاده از صدا و آواز برای اعلام، نیایش و شرایط سخت کاری است. نمونۀ بارز این امر، آواز برزیگری یا هجرانخوانی در هنگام برداشت محصول است. اشعار و بیتهای بختیاری بهدلیل ماهیت فولکلوریک خود، زبانی غیرکلاسیک و بیواسطه داشته و سراینده مشخصی ندارند و در طول تاریخ ایل و در شرایط ضرورت، خلق شده و سینهبهسینه منتقل شدهاند. مضمون غالب موسیقی بختیاری، بهدلیل درگیریها، جنگها و مهاجرتها، اغلب غمانگیز است. حماسهخوانی، هجرانخوانی و غمنامهخوانی، اشکال غمانگیز موسیقی ایل هستند که شامل مقامهایی مانند «شیرعلی مردان»، «صیدال بک»، «ابوالقاسم خان»، «شوخین» و «برزیگریخوانی» میشوند.[۹۱]
دستهبندی موضوعی موسیقی بختیاری
- موسیقی سازی و آوازی بختیاری به دستههای زیر تقسیم میشود؛
- موسیقی آیینی؛ شامل موسیقی مربوط به عروسی، سوگواری و اعیاد.
- موسیقی بزمی؛ شامل موسیقی غنایی، عاشقانه و ترانهها.
- موسیقی رزمی-حماسی؛ شامل موسیقی مربوط به چوببازی، سوارکاری و مرجنگه.
در میان خود بختیاریها، موسیقی به دو دسته «ساز راستی» و «ساز چپی» تقسیم میشود. ساز راستی برای بیان هر موضوعی به جز مرگ و سوگواری به کار میرود و ساز چپی به اشعار یا آهنگهای مرتبط با مرگ اختصاص دارد.[۹۲]
جایگاه و نقش زنان در ایل بختیاری
زن، ستون فقرات ایل بختیاری
زنان و دختران ستون فقرات ایل بختیاری محسوب میشوند و نقش مهمی در پایداری و استحکام نظام خانوادگی و ایلی ایفا میکنند.[۹۳] در جوامع سنتی مانند عشایر، دستیابی به همدلی میان زنان و مردان دشوار است؛ زیرا رسوم، تعصبات قومی و سلطه مردسالاری بیشتر نمود دارد. با این حال، در میان عشایر بختیاری، زن خانهدار دوشادوش مردان در امور معیشتی، زندگی و تربیت فرزندان، تولید و کسب درآمد، سهمی برابر و گاهی فعالتر دارد و چرخ زندگی را به حرکت در میآورد.
شرح وظایف و مسئولیتهای گوناگون
زنان بختیاری، با وجود تواناییها و قدرت خود، وظایف سنگینتری نسبت به مردان بر دوش دارند. زنانی که خود را وقف خانواده میکنند و در طول عمر خود سختیهای زندگی را تحمل میکنند. فعالیت زنان در جامعه عشایری بختیاری به دو بخش عمده تولیدی و غیرتولیدی تقسیم میشود که گاهی به هم میآمیزند و تفکیک آنها دشوار است. کارهای تولیدی مانند دامداری، کلیۀ مراحل صنایعدستی از تولید تا عرضه مانند تولید مواد اولیه برای بافت سیاهچادر و چوقا و کارهای غیرتولیدی مانند هیزمشکنی و جمعآوری سوخت، هرس کردن گیاهان، حمل آب، دوشیدن شیر گوسفندان و بزها، نگهداری و مراقبت از کودکان، سایر امور خانهداری مانند پخت و پز و شستوشو.[۹۴]
گردآوری از طبیعت
تأمین خوراک، رنگ و دارو همچنین زنان ایل در طول سال غالباً به گردآوری سبزیهای کوهی و میوهها و دانههای گیاهان وحشی برای مصارف خوراکی، رنگرزی و دارویی میپردازند. آنها میوه درخت بلوط را از جنگلهای زاگرس جمعآوری کرده و پس از تبدیل آن به آرد از آن خمیری تهیه میکنند و از آن نوعی نان به نام «کَلپَتیر» میپزند. آنها از محصول درخت گینه، گَرد سفیدی بهنام گز و صمغی به نام «زیدی» و کتیرا نیز تهیه میکنند.[۹۵]
ترانهها: بازتابی از رنجها و فرهنگ
زنان ایل، برای بیان سختیها و رهایی از غمهای زندگی، هنگام مشک زدن و خواباندن کودک زمزمههایی سر میدهند. این ترانهها، حجم انبوهی از دادههای فرهنگی را آشکار میکنند و دشواریهای زندگی زنان عشایر را به تصویر میکشند.[۹۶]
سبک اقتصادی ایل بختیاری
سرزمین بختیاری بهدلیل شرایط اقلیمی که داشته از ابتدا مستعد کشاورزی بوده است.[۹۷] شغل اصلی مردم ایل بختیاری، دامداری است. آنها در کنار فعالیت دامداری به انجام فعالیت کشاورزی و تولید صنایع دستی نیز میپرداختند.[۹۸]
کشاورزی
ایلات کوچنشین در دو نوبت، یعنی بهار و پاییز، زمینهای محدودی را زیر کشت غلاتی چون گندم و جو میبرند تا در کوچ بعدی، محصول خود را برداشت کنند.[۹۹] امروزه، بسیاری از بختیاریها به کشت گندم (قوت غالب) و جو (برای تکمیل علوفه دام) مشغولند. نظام کشت و کار آنها نیز مانند دامداری، تابع کوچ فصلی است. در ییلاق، بذر در اوایل شهریور کاشته شده و محصول در تیرماه سال بعد برداشت میشود. در گرمسیر، بذر در اوایل آبان کاشته شده و محصول در پایان اقامت خرمن میشود.[۱۰۰]
دامداری
دامداری، محور اقتصاد عشایر بختیاری را تشکیل میدهد و زندگی آنان بهشکلی جداییناپذیر به دام وابسته است. این فعالیت منبع اصلی درآمد نقدی (از فروش دام پروار شده و محصولات لبنی)، خوراک و مواد خام برای صنایعدستی است. برهها و بزغالهها در زمستان به دنیا آمده و پس از پروار شدن در مراتع مرتفع، در پاییز فروخته میشوند. شیر میشها تا خرداد دوشیده شده و پشمچینی در بهار پس از کوچ صورت میگیرد. علاوه بر دام، بختیاریها برای حملونقل، سواری، شخمزنی و خرمنکوبی از الاغ، قاطر و تعداد کمی گاو استفاده میکنند.[۱۰۱]
همچنین تعداد دامها نشاندهنده جایگاه اجتماعی و توان مالی خانوار محسوب میشود و شغل اصلی عشایر کوچنشین به شمار میرود. دامهای عشایر شامل گوسفند، بز، اسب، قاطر و الاغ است.[۱۰۲] شتر در میان بختیاریها بهندرت یافت میشود.[۱۰۳] انتخاب و ترکیب این دامها تحت تأثیر عوامل مختلفی چون شرایط طبیعی، وضعیت اقتصادی، سلیقه فردی، توان مالی، وضعیت پوشش گیاهی و توپوگرافی منطقه و همچنین مالکیت مراتع در ییلاق و قشلاق قرار دارد. در مناطق ییلاقی، بهدلیل محدودیت مراتع و نیاز به تغذیه دستی دام در زمستان و همچنین لزوم فراهم کردن فضای سرپوشیده در فصول سرد، تعداد دامها نسبت به مناطق قشلاقی کمتر است. در این مناطق، دامداری با هدف پرواربندی انجام میشود و محدودیتهای اقلیمی و چراگاهی، همراه با نیاز به علوفه، موجب کاهش تعداد دامها شده است.[۱۰۴]
صنایعدستی
ایل بختیاری بهدلیل کوچ در کوهستان، احتیاج به وسایل نرم و سبک و انعطافپذیر دارد که همه اینها را زنان بختیاری تهیه میکنند. زن بختیاری اوقات فراغت خود را به ریسندگی و بافندگی میگذراند. بانوان هنرمند بختیاری با تکیۀ فرآوردههای دامی به بافت و تولید صنایعدستی مخصوص به خود میپردازند. آنها از پشم گوسفند نخهایی تهیه کرده و از آن برای بافتن قالیچه، خُرجین، انواع وِریس (بند برای باربندی)، طناب، گلیم، انواع جُل و انواع نمکدان (نوعی بافت کیسهمانند) و لِی (بافتهای گلیم بافت برای انداختن روی اثاثیه درون چادر) استفاده میکنند.
همچنین از موی بُز نخهایی تهیه کرده و از آن برای بافتن سیاهچادر و برخی از طنابهای مویین استفاده میکنند. یکی از مهمترین صنایعدستی ایل بختیاری، فرشهای بافت بختیاری یا بیبی بَف (بیبی بافت) است که به بیرون از ایل صادر میشوند.[۱۰۵] بافت گلیم، زیلو، جاجیم، چوقا، کلاه، دستکش، جوراب، گیوه، پاپوش، انواع حصیر، ریسبافی و سبدبافی از دیگر صنایعدستی ایل بختیاری است.[۱۰۶]
شکارِ آهو، بزکوهی، کبک و قرقاول و جمعآوری گیاهان کوهی مانند گز و کتیرا نیز بخشی از فعالیتهای اقتصادی بختیاریها است.[۱۰۷]
سرگرمیها و بازیهای محلی ایل بختیاری
چوببازی (ترکهبازی)
چوببازی، آیینی کهن در میان اقوام زاگرسنشین ایران، ریشه در میدان رزم دارد و امروزه در جشنها و شادمانیها به کار میرود. چوببازی و دستمالبازی، دو سنت دیرینۀ این مناطق، هر دو از نبردگاه برخاستهاند. فردوسی نیز در شاهنامه به این آیین اشاره کرده و این سنت هنوز در میان ایل بختیاری پابرجا است؛ با این دگرگونی که از کارکرد رزمی به بزمی تغییر یافته است. برخی کارشناسان، قدمت چوببازی را به قرنها پیش نسبت میدهند و آن را مرتبط با نبرد ایرانیان با مهاجمان مقدونی میدانند.
چوببازی یا ترکهبازی بزمی، میان جوانان و میانسالان بهصورت دو نفره انجام میشود و آهنگ و مراسم ویژهای دارد. یک نفر چوب نازک و دیگری چوب ضخیم در دست میگیرد. فردی که چوب نازک دارد، به پاهای حریف ضربه میزند و او نیز باید از خود دفاع کند. پس از ضربه زدن، رقصکنان از هم دور میشوند و هنگام بازگشت، چوبها را با یکدیگر عوض میکنند. این نمایش، نوعی تمرین حمله و دفاع از خود است.[۱۰۸]
شکار و صیادی
شکار و صیادی از دیرباز در میان عشایر بختیاری، هم بهعنوان یک سرگرمی و هم بهعنوان فعالیتی که ورزش، کوهپیمایی و تیراندازی را در خود جای داده بود، مورد توجه بوده است. در این جامعه، افراد خاصی در این حرفه پیشتاز بودند و از جایگاه ویژهای برخوردار بودند.[۷۴]
الخترو
دو بازیکن از هر دسته، با گرفتن مچ پا، سعی در انداختن حریف با تنه زدن دارند. بازیکنی که پای خود را زمین بگذارد، امتیاز منفی میگیرد. دستهای که امتیاز بیشتری کسب کند، برنده است. هدف از این بازی ایجاد تعادل، تقویت عضلات پا و چابکی است که تعداد بازیکانان آن ده تا بیست نفر است.[۱۰۹]
پشتکبازی
در پشتکبازی یک دسته چمباتمه زده و حالت دفاعی میگیرد؛ دسته دیگر حمله کرده و با دست به افراد داخل میزنند. افراد داخل با حرکت پا و حفظ تعادل (دست روی زمین) دفاع میکنند. با برخورد پا به پا، جای دو گروه عوض میشود. بازی برد و باخت ندارد و تا هر زمان که مایل باشند، تکرار میشود.[۱۱۰]
تیر و کمان
در این بازی، هدف (مانند قوطی) در فاصله ۵-۱۰ متری قرار میگیرد. بازیکنان با سنگریزه و کمان، هدف را نشانه میگیرند. هر سنگ که به هدف بخورد، یک امتیاز دارد. گروه با بیشترین امتیاز برنده است.[۱۱۱]
از دیگر بازیهای ایل بختیاری میتوان به جِجِه، جفت و خیزک، چالهچالهای، چرخم چلنگ، چقه، چنگ و چاله، چوببازی، چوب تل، چوب معده، چوپان داش، چوچلی، حلال و حرام، حمام حمام، حیدری، خاله رورو، خرسبازی، خرمنگل، خورجین، خونه خونهبازی، دُربازی، دُرنه آپاش، دست بده قلیان بکش، دو گوبه، دو هدیه بیار، دیزبازی، سبزه میدون، سرسرکبازی، سواربازی، سوارکاری و تیراندازی، سو گردم شیر و پلنگ، عثمانکی، علیداد، قایم قایمکی، قرتبازی، قصدقصدک و قلاغ پر اشاره کرد.[۱۱۲]
مشاهیر ایل بختیاری
ایل بختیاری، بیشترین شهرت تاریخی را در عصر قاجار و پهلوی داشته است؛ از جمله مشاهیر سیاسی ایل بختیاری میتوان به حسینقلیخان ایلخانی، علیقلیخان سردار اسعد (فرزند حسینقلی خان)، بیبی مریم بختیاری (از شیر زنان بختیاری که علاوه بر قدرت سیاسی خانوادگی، از شجاعت و درایت بسیاری برخوردار بود) و فرزند او علیمردانخان بختیاری و بیبی کوکب بختیاری (اولین زن سفرنامهنویس ایرانی و از شاخصترین زنان علمدوست بختیاری) اشاره کرد. همچنین از جمله مشاهیر بزرگ فرهنگی و علمی ایل بزرگ بختیاری میتوان از بهمن علاالدین (مسعود بختیاری؛ ترانهسرا، آهنگساز، شاعر و خواننده بزرگ بختیاری)، حسین پژمان بختیاری (شاعر و ترانهسرای بزرگ بختیاری)، ابوالقاسم بختیار (اولین پزشک جراح در ایران که مؤسس دانشکدۀ پزشکی دانشگاه تهران بوده) نام برد. [۱۱۳] همچنین از جمله شخصیتهای انقلابی ایل بختیاری میتوان به محسن رضایی سیاستمدار و فرمانده سپاه ایران در جنگ تحمیلی اشاره کرد.[۱۱۴]
ایل بختیاری از نهضت مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی
نقش ایل بختیاری در نهضت مشروطه
یکی از گروههای اجتماعی که در نهضت مشروطه نقش اساسی داشتند، ایل بختیاری بودهاند. مشارکت فعالانۀ بختیاریها در صف مشروطهخواهان و طرفداری آنها از مشروطیت از مهمترین اقدامات آنها علیه دستگاه استبدادی در آن دوران بود. فتح اصفهان و تهران به دست عدالتخواهان بختیاری که به رهبری سردار اسعد صورت گرفت در استقرار مشروطیت و قانون و افتتاح مجلس شورای ملی نقش اساسی داشت. آنها با این اقدام، هدف اصلی خود را تثبیت حقوق قطعی مردم در مقابل حاکمیت در قالب قانون اساسی و متمم آن اعلام کردند.[۱۱۵]
ظلمهای دوران پهلوی به ایل بختیاری
ایل بختیاری بهدلیل قدرت اقتصادی، سیاسی و وجود شخصیتهای معروف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی که داشته، همواره در طول تاریخ از طرف حاکمان و پادشاهان وقت بهخصوص در دوران پهلوی مورد تهدید قرار میگرفتند. در دوران پهلوی ظلمهای متعددی مانند مصادرۀ اموال، کشتن و ترور سران ایل بختیاری، [۱۱۶] تبعید و خارج کردن آنها از سرزمین بختیاری یا اسکان اجباری عشایر در دوران رضاشاه بهمنظور اعمال نظارت مستقیم بر آنها و ممانعت نسبت به اقدامات ضد استبدادی ایل بختیاری، صورت میگرفت.[۱۱۷]
نقش ایل بختیاری در پیروزی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
مردم ایل بختیاری همواره نقشآفرینیهای متعددی را در مبارزه با ظلم و حکومتهای استبدادی انجام دادهاند. [۱۱۸] آنها در تظاهرات و مبارزات سیاسی علیه رژیم پهلوی مشارکت داشتند و در ۲۰ بهمن سال ۱۳۵۷ش در تهران حاضر شده و نزد امام خمینی رفته و از شاپور بختیار که نخستوزیر وقت بود، ابراز انزجار کردند؛ این امر، اقدام مهمی از جانب مردم ایل بختیاری بوده است.[۱۱۹] همچنین آنها در دوران هشت سال دفاع مقدس در جبهۀ جنگ به مبارزه علیه دشمنان پرداختند. عشایر بختیاری در قسمتهای مرزی کشور از اصفهان تا خوزستان که سکونتگاه آنها بوده نیز مجاهدانه به جنگ با دشمن بعثی پرداخته [۱۲۰] و شهدای زیادی مانند شهیدان زال یوسفپور، حسینقلی آذریان، هادی سعدی، عباس خلجی و ایرج آقابزرگی را در این راه تقدیم اسلام کردند.[۱۲۱]
زیرساختهای ایل بختیاری
شیوههای سنتی حملونقل در کوچ
حملونقل از مهمترین دغدغههای ایل بختیاری بهخصوص عشایر بختیاری است. در عشایر کوچنشین و نیمه کوچنشین، حمل مشک آب و کودک بههنگام کوچ از وظایف زنان بختیاری است. آنها همچنین برای حمل بار و انسان از اسب، الاغ، مادیان، قاطر و گاو استفاده میکنند. بار و آذوقههای ایل بختیاری هنگام کوچ در وسایل گوناگونی مانند جُل، انواع خورجینها و کیسهها گذاشته شده و با بندها و طنابهایی که غالباً از جمله صنایع دستی آنها است، محکم میشوند.[۱۲۲]
حملونقل جادهای و آبی
حملونقل جادهای شامل حملونقل توسط انسان، حیوان و وسایل نقلیهای مانند ماشین و موتور صورت میگیرد. حملونقل آبی بهدلیل وجود رودخانههای پرآب بازفت، کوهرنگ و کارون و سایر رودخانههای محلی و فصلی که در مسیر ایل راههای بختیاری منطقۀ ییلاقی و قشلاقی است، اغلب از طریق پل یا استفاده از وسیلهای بهنام جره یا قرقره و قایق صورت میگیرد.[۱۲۳] همچنین گاهی بختیاریها بههنگام کوچ برای گذر از رودخانههای سر راه کوچ از کَلَک (مشکهای باد کرده و به هم پیوسته که روی آن را با نی یا چوب میبندند) استفاده میکنند.[۱۲۴]
توسعۀ زیرساختها و امکانات رفاهی پس از انقلاب
برخی از عشایر کوچنشین بختیاری بهدلیل صعبالعبور بودن کوچرو از امکانات اولیه مانند چارپا و نیروی انسانی برای کوچ استفاده میکنند؛ اما امکانات رفاهی آنها پس از دوران انقلاب رشد چشمگیری پیدا کرد. اهمیت نظام جمهوری اسلامی به عشایر و زندگی عشایری نسبت به پیش از انقلاب سبب شد، امکانات رفاهی متعددی مانند جادهسازی، لولهکشی و ارائه مخزن آب، برق و مخابرات نیز برای مناطق عشایرنشین تا حد امکان فراهم شود تا آنها با آسودگی خاطر به کشاورزی و دامپروری بپردازند. همچنین گسترش امکانات آموزشی مانند معلم عشایر و احداث مدارس در این مناطق برای آموزش و تحصیل فرزندان خانوادۀ عشایر از دیگر اقدامات پس از انقلاب است که برای افزایش رفاه و آسایش زندگی عشایری ایل بختیاری صورت گرفته است.[۱۲۵]
ارتباطات در عشایر بختیاری
ارتباطات در عشایر بختیاری به دو صورت انجام میشود؛ آنها هنگام خطر برای رساندن پیام از بانگ زدن که به آن «بنگ یا بونگ» کردن نیز میگویند، استفاده میکنند که در این شیوۀ ارتباطی ابتدا بهصورت مُقَطَع چند بار بلند «هی، هی، هی» میگویند، سپس نام طرف مخاطب را میخوانند. طرف مقابل نیز بعد از شنیدن با همان علائم جواب میدهد. برای ایجاد ارتباط و انتقال پیام در مسافتهای دور از پیک استفاده میشود.[۱۲۶]
مدرنیته و تغییرات فرهنگی و سبک زندگی بختیاریها
امروزه سبک زندگی مدرن، زندگی ایل بختیاری بهخصوص عشایر و کوچنشینان را تحت تأثیر قرار داده است. آنها با تجربۀ شرایط نوین زندگی، گرایش کمتری به زندگی کوچنشینی داشته و بهسرعت به زندگی یکجانشینی در ایل روی آوردهاند. بخش اعظم آنها یکجانشین شدهاند و بخش دیگر نیز در حال یکجانشین شدن هستند. آنها بهتدریج زندگی ایلی و کوچنشینی خود را ترک میکند و واحدهای سنتی خود را از دست داده و بهجای تولید کننده، به زندگی مصرفکنندگی روی آوردهاند.[۱۲۷]
دامداری بهصورت کوچروی بزرگ منظم سالانه در ایلْ راهها و استفاده از وسایل حملونقل سنتی جای خود را به دامداری بهصورت رمهگردانی داده است. این امر سبب کاهش تولیدات و فرآوردههای دامی نسبت به زندگی کوچنشینی میشود. [۱۲۸] آشنایی با سبک زندگی ایل بختیاری و آگاهی از زمان کوچ آنها این امکان را فراهم میآورد که بسیاری از گردشگران در این زمان برای بومگردی و استفاده از محصولات عشایر بختیاری به این مناطق بروند.[۱۲۹]
پانویس
- ↑ . اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص101.
- ↑ صفرزاده، «بازنمایی هویت زنان عشایر بختیاری در نقاشیهای معاصر ایران»، 1394ش، ص28.
- ↑ . «ایل بختیاری»، ویکی فقه.
- ↑ الهیاری و دیگران، «بررسی تحلیلی ساختار قدرت سیاسی-اجتماعی در ایل بختیاری از قاجاریه تا انقلاب اسلامی»، 1390ش، ص16.
- ↑ . رجبی، «ایل بختیاری؛ بزرگترین ایل عشایری ایران»، وبسایت هومسا.
- ↑ . «ایل بختیاری»، ویکی فقه.
- ↑ . اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص105.
- ↑ . «ایل بختیاری»، ویکی فقه.
- ↑ خانجانی، «بررسی عناصر ادبیات عامه در اشعار شاعران بختیاری»، 1398ش، ص30.
- ↑ . «تاریخچه ایل بختیاری»، وبسایت مؤسسه طبیعت.
- ↑ . اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص105.
- ↑ . آذرنیوش، «ایل بختیاری | تاریخچه + ویژگیها و ریشه تقسیم به چهار و هفت لنگ»، وبسایت کجارو.
- ↑ . مرادی بئوار الیما، «باور دینی لرها؛ پیش از اسلام و پس از اسلام چیست»، وبسایت ولات.
- ↑ . اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص105.
- ↑ . «ایل بختیاری»، ویکی فقه.
- ↑ . آذرنیوش، «ایل بختیاری | تاریخچه + ویژگیها و ریشه تقسیم به چهار و هفت لنگ»، وبسایت کجارو.
- ↑ . آذرنیوش، «ایل بختیاری | تاریخچه + ویژگیها و ریشه تقسیم به چهار و هفت لنگ»، وبسایت کجارو.
- ↑ . اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص102.
- ↑ . اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص105.
- ↑ . اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص105.
- ↑ . نقدیپور، «آشنایی با جامعه بختیاریهای افغانستان»، وبسایت تابناک.
- ↑ صادقینیا، «آداب و رسوم ازدواج در ایل بختیاری»، 1395ش، ص62-63.
- ↑ صادقینیا، «آداب و رسوم ازدواج در ایل بختیاری»، 1395ش، ص62-63.
- ↑ . «ایل بختیاری»، ویکی فقه.
- ↑ . امیراحمدیان، پژوهشی دربارۀ ایل بختیاری، 1387ش، ص196-197.
- ↑ . آذرنیوش، «ایل بختیاری | تاریخچه + ویژگیها و ریشه تقسیم به چهار و هفت لنگ»، وبسایت کجارو.
- ↑ . «ایل بختیاری»، ویکی فقه.
- ↑ . اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص106.
- ↑ . «ایل بختیاری»، ویکی فقه.
- ↑ . اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص106.
- ↑ . امیراحمدیان، پژوهشی دربارۀ ایل بختیاری، 1387ش، ص38.
- ↑ . اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص106.
- ↑ . «ایل بختیاری»، ویکی فقه.
- ↑ صفینژاد، «ایل بختیاری»، 1387ش، ص33-34.
- ↑ الهیاری و دیگران، «بررسی تحلیلی ساختار قدرت سیاسی-اجتماعی در ایل بختیاری از قاجاریه تا انقلاب اسلامی»، 1390ش، ص27-33.
- ↑ الهیاری و دیگران، «بررسی تحلیلی ساختار قدرت سیاسی-اجتماعی در ایل بختیاری از قاجاریه تا انقلاب اسلامی»، 1390ش، ص27-33.
- ↑ الهیاری و دیگران، «بررسی تحلیلی ساختار قدرت سیاسی-اجتماعی در ایل بختیاری از قاجاریه تا انقلاب اسلامی»، 1390ش، ص27-33.
- ↑ الهیاری و دیگران، «بررسی تحلیلی ساختار قدرت سیاسی-اجتماعی در ایل بختیاری از قاجاریه تا انقلاب اسلامی»، 1390ش، ص27-33.
- ↑ الهیاری و دیگران، «بررسی تحلیلی ساختار قدرت سیاسی-اجتماعی در ایل بختیاری از قاجاریه تا انقلاب اسلامی»، 1390ش، ص27-33.
- ↑ الهیاری و دیگران، «بررسی تحلیلی ساختار قدرت سیاسی-اجتماعی در ایل بختیاری از قاجاریه تا انقلاب اسلامی»، 1390ش، ص27-33.
- ↑ . اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص101-102.
- ↑ . اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص102-103.
- ↑ . «شیوه زندگی ایل بختیاری»، وبسایت مؤسسه طبیعت.
- ↑ . اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص102-103.
- ↑ . اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص102-103.
- ↑ . آذرنیوش، «ایل بختیاری | تاریخچه + ویژگیها و ریشه تقسیم به چهار و هفت لنگ»، وبسایت کجارو.
- ↑ . «ایل بختیاری»، ویکی فقه.
- ↑ صادقینیا، «آداب و رسوم ازدواج در ایل بختیاری»، 1395ش، ص63.
- ↑ بهرامی دشتکی، «تاریخچه ادبیات منظوم بختیاری»، وبسایت سرزمین ما.
- ↑ بهرامی دشتکی، «تاریخچه ادبیات منظوم بختیاری»، وبسایت سرزمین ما.
- ↑ بهرامی دشتکی، «تاریخچه ادبیات منظوم بختیاری»، وبسایت سرزمین ما.
- ↑ بهرامی دشتکی، «تاریخچه ادبیات منظوم بختیاری»، وبسایت سرزمین ما.
- ↑ بهرامی دشتکی، «تاریخچه ادبیات منظوم بختیاری»، وبسایت سرزمین ما.
- ↑ بهرامی دشتکی، «تاریخچه ادبیات منظوم بختیاری»، وبسایت سرزمین ما.
- ↑ بهرامی دشتکی، «تاریخچه ادبیات منظوم بختیاری»، وبسایت سرزمین ما.
- ↑ قنبری عدیوی، «بررسی تطبیقی قومشناسی و زبانی مثلهای بختیاری و تاجیکی»، 1390ش، ص128-133.
- ↑ خانجانی، «بررسی عناصر ادبیات عامه در اشعار شاعران بختیاری»، 1398ش، ص35-36.
- ↑ خانجانی، «بررسی عناصر ادبیات عامه در اشعار شاعران بختیاری»، 1398ش، ص36.
- ↑ . آذرنیوش، «ایل بختیاری | تاریخچه + ویژگیها و ریشه تقسیم به چهار و هفت لنگ»، وبسایت کجارو.
- ↑ . اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص109.
- ↑ . «ایل بختیاری»، ویکی فقه.
- ↑ . آذرنیوش، «ایل بختیاری | تاریخچه + ویژگیها و ریشه تقسیم به چهار و هفت لنگ»، وبسایت کجارو.
- ↑ . اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص108-109.
- ↑ . آذرنیوش، «ایل بختیاری | تاریخچه + ویژگیها و ریشه تقسیم به چهار و هفت لنگ»، وبسایت کجارو.
- ↑ «آداب و رسوم بختیاریها در ازدواج و نوروز و....+ غذای محلی»، وبسایت نمناک.
- ↑ . آذرنیوش، «ایل بختیاری | تاریخچه + ویژگیها و ریشه تقسیم به چهار و هفت لنگ»، وبسایت کجارو.
- ↑ . اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص110.
- ↑ . «رسم و رسوم بختیاری ها در مراسم ترحیم/هدیه مهمانان به صاحبان عزا چیست؟»، خبرگزاری فارس.
- ↑ رضاپور، «پدیدارشناسی آیین کُتل در ایل بختیاری»، 1400ش، ص181-183.
- ↑ خانجانی، «بررسی عناصر ادبیات عامه در اشعار شاعران بختیاری»، 1398ش، ص38.
- ↑ خانجانی، «بررسی عناصر ادبیات عامه در اشعار شاعران بختیاری»، 1398ش، ص35-34.
- ↑ رییسی جعفرآبادی، «جایگاه آب در آیینها و باورهای ایل بختیاری»، 1398ش، ص89.
- ↑ رییسی جعفرآبادی، «جایگاه آب در آیینها و باورهای ایل بختیاری»، 1398ش، ص90.
- ↑ ۷۴٫۰ ۷۴٫۱ خانجانی، «بررسی عناصر ادبیات عامه در اشعار شاعران بختیاری»، 1398ش، ص36.
- ↑ «آداب و رسوم بختیاریها در ازدواج و نوروز و....+ غذای محلی»، وبسایت نمناک.
- ↑ «آداب و رسوم بختیاریها در ازدواج و نوروز و....+ غذای محلی»، وبسایت نمناک.
- ↑ ۷۷٫۰ ۷۷٫۱ . اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص109-110
- ↑ صادقینیا، «آداب و رسوم ازدواج در ایل بختیاری»، 1395ش، ص74.
- ↑ صادقینیا، «آداب و رسوم ازدواج در ایل بختیاری»، 1395ش، ص74-75.
- ↑ صادقینیا، «آداب و رسوم ازدواج در ایل بختیاری»، 1395ش، ص75-77.
- ↑ صادقینیا، «آداب و رسوم ازدواج در ایل بختیاری»، 1395ش، ص75.
- ↑ صادقینیا، «آداب و رسوم ازدواج در ایل بختیاری»، 1395ش، ص63.
- ↑ صادقینیا، «آداب و رسوم ازدواج در ایل بختیاری»، 1395ش، ص63-65.
- ↑ صادقینیا، «آداب و رسوم ازدواج در ایل بختیاری»، 1395ش، ص65-67.
- ↑ صادقینیا، «آداب و رسوم ازدواج در ایل بختیاری»، 1395ش، ص64-65.
- ↑ صادقینیا، «آداب و رسوم ازدواج در ایل بختیاری»، 1395ش، ص67.
- ↑ صادقینیا، «آداب و رسوم ازدواج در ایل بختیاری»، 1395ش، ص68.
- ↑ . آذرنیوش، «ایل بختیاری | تاریخچه + ویژگیها و ریشه تقسیم به چهار و هفت لنگ»، وبسایت کجارو.
- ↑ صادقینیا، «آداب و رسوم ازدواج در ایل بختیاری»، 1395ش، ص71-72.
- ↑ مددی، «جایگاه موسیقی در ایل بختیاری»، 1379ش، ص31.
- ↑ مددی، «جایگاه موسیقی در ایل بختیاری»، 1379ش، ص31.
- ↑ مددی، «جایگاه موسیقی در ایل بختیاری»، 1379ش، ص31.
- ↑ . اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص105-106.
- ↑ صفرزاده، «بازنمایی هویت زنان عشایر بختیاری در نقاشیهای معاصر ایران»، 1394ش، ص31-32.
- ↑ . «ایل بختیاری»، ویکی فقه.
- ↑ صفرزاده، «بازنمایی هویت زنان عشایر بختیاری در نقاشیهای معاصر ایران»، 1394ش، ص31-32.
- ↑ . آذرنیوش، «ایل بختیاری | تاریخچه + ویژگیها و ریشه تقسیم به چهار و هفت لنگ»، وبسایت کجارو.
- ↑ اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص105-106.
- ↑ بیکمحمدی، «ساختار اقتصادی و معیشتی ایل بختیاری «مورد، طوایف موری و قندعلی»»، 1380ش، ص62.
- ↑ «بختیاری (2)»، دانشنامۀ جهان اسلام.
- ↑ «بختیاری (2)»، دانشنامۀ جهان اسلام.
- ↑ بیکمحمدی، «ساختار اقتصادی و معیشتی ایل بختیاری «مورد، طوایف موری و قندعلی»»، 1380ش، ص62.
- ↑ «بختیاری (2)»، دانشنامۀ جهان اسلام.
- ↑ بیکمحمدی، «ساختار اقتصادی و معیشتی ایل بختیاری «مورد، طوایف موری و قندعلی»»، 1380ش، ص62.
- ↑ . «ایل بختیاری»، ویکی فقه.
- ↑ . اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص109-110.
- ↑ «بختیاری (2)»، دانشنامۀ جهان اسلام.
- ↑ خانجانی، «بررسی عناصر ادبیات عامه در اشعار شاعران بختیاری»، 1398ش، ص34.
- ↑ «بازیهای بومی و محلی چهارمحال و بختیاری»، وبسایت ویرگول.
- ↑ «بازیهای بومی و محلی چهارمحال و بختیاری»، وبسایت ویرگول.
- ↑ «بازیهای بومی و محلی چهارمحال و بختیاری»، وبسایت ویرگول.
- ↑ «بازیهای بومی و محلی چهارمحال و بختیاری»، وبسایت ویرگول.
- ↑ . آذرنیوش، «ایل بختیاری | تاریخچه + ویژگیها و ریشه تقسیم به چهار و هفت لنگ»، وبسایت کجارو.
- ↑ . داودی، «بزرگان و شخصیتهای معروف و سرشناس ایل بختیاری»، وبلاگ داودی.
- ↑ . احمدی بیرگانی، «جایگاه قوم بختیاری در انقلاب مشروطه»، 1398ش، ص47.
- ↑ . «خیانت بزرگ پهلوی به قوم لر و بختیاری»، خبر آنلاین.
- ↑ . پوربختیار، «رضاشاه و طرح اسکان اجباری عشایر بختیاری؛ پژوهشی مبتنی بر اسناد»، 1387ش، ص33.
- ↑ . رحیمی، «بختیاریها در جنگ تحملیلی »، وبلاگ تیهکال.
- ↑ . قاضیزاده هاشمی، «قوم بختیاری نقش خود را در پیروزی انقلاب به خوبی نشان داد»، خبرگزاری فارس.
- ↑ . رحیمی، «بختیاریها در جنگ تحملیلی »، وبلاگ تیهکال.
- ↑ . سیدمحسن، «برخی فرماندهان شهید استان چهارمحال و بختیاری»، وبسایت دفاعیان حرم.
- ↑ . دیگار، فنون کوچنشینان بختیاری، 1366ش، ج۱، ص۱۸۱-۱۸۲.
- ↑ . اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص109.
- ↑ . کریمی، سفر به دیار بختیاری، 1368ش، ص240.
- ↑ . «ارتقای شاخصهای توسعه عشایری استان اصفهان پس از انقلاب اسلامی»، خبرگزاری جمهوری اسلامی.
- ↑ . اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، 1388ش، ص109.
- ↑ . «ایل بختیاری»، ویکی فقه.
- ↑ . «ایل بختیاری»، ویکی فقه.
- ↑ . «شیوه زندگی ایل بختیاری»، وبسایت مؤسسه طبیعت.
منابع
- «آداب و رسوم بختیاریها در ازدواج و نوروز و....+ غذای محلی»، وبسایت نمناک، تاریخ بازدید: ۱۲ مرداد ۱۴۰۴ش.
- آذرنیوش، زهرا، «ایل بختیاری | تاریخچه + ویژگیها و ریشه تقسیم به چهار و هفت لنگ»، وبسایت کجارو، تاریخ درج مطلب: ۲ آذر ۱۴۰۰ش.
- «ارتقای شاخصهای توسعه عشایری استان اصفهان پس از انقلاب اسلامی»، خبرگزاری جمهوری اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۲۰ بهمن ۱۴۰۱ش.
- احمدی بیرگانی، امین، «جایگاه قوم بختیاری در انقلاب مشروطه»، فصلنامۀ پژوهش در هنر و علوم انسانی، شمارۀ ۵، ۱۳۹۸ش.
- اشرفی خیرآبادی، حمید، «ایل بختیاری»، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شمارۀ ۱۴۲، ۱۳۸۸ش.
- الهیاری و دیگران، «بررسی تحلیلی ساختار قدرت سیاسی-اجتماعی در ایل بختیاری از قاجاریه تا انقلاب اسلامی»، جستارهای تاریخی، سال دوم، شمارۀ ۱، بهار و تابستان ۱۳۹۰ش.
- امیراحمدیان، بهرام، پژوهشی دربارۀ ایل بختیاری، تهران، آگاه، چاپ اول، ۱۳۸۷ش.
- «ایل بختیاری»، ویکی فقه، تاریخ بازدید: ۴ دی ۱۴۰۲ش.
- «بازیهای بومی و محلی چهارمحال و بختیاری»، وبسایت ویرگول، تاریخ بازدید: ۱۲ مرداد ۱۴۰۴ش.
- «بختیاری (۲)»، دانشنامۀ جهان اسلام، تاریخ بازدید: ۷ مرداد ۱۴۰۴ش.
- بهرامی دشتکی، رضا، «تاریخچه ادبیات منظوم بختیاری»، وبسایت سرزمین ما، تاریخ درج مطلب: اردیبهشت ۱۳۹۲ش.
- بیکمحمدی، حسن، «ساختار اقتصادی و معیشتی ایل بختیاری «مورد، طوایف موری و قندعلی»»، اطلاعات جغرافیایی (سپهر)، شمارۀ ۳۷، بهار ۱۳۸۰ش.
- پوربختیار، غفار، «رضاشاه و طرح اسکان اجباری عشایر بختیاری؛ پژوهشی مبتنی بر اسناد»، فصلنامۀ مسکویه، شمارۀ ۸، ۱۳۸۷ش.
- خانجانی، ژیلا، «بررسی عناصر ادبیات عامه در اشعار شاعران بختیاری»، پژوهشهای ادبی و بلاغی، سال هفتم، شمارۀ ۲۷، تابستان ۱۳۹۸ش.
- «خیانت بزرگ پهلوی به قوم لر و بختیاری»، خبر آنلاین، تاریخ درج مطلب: ۱۸ بهمن ۱۳۹۴ش.
- داودی، حسین، «بزرگان و شخصیتهای معروف و سرشناس ایل بختیاری»، وبلاگ داودی، تاریخ درج مطلب: ۲ مهر ۱۳۹۲ش.
- دیگار، ژانپیر، فنون کوچنشینان بختیاری، ترجمه اصغر کریمی، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۶۶ش.
- رجبی، فرشته، «ایل بختیاری؛ بزرگترین ایل عشایری ایران»، وبسایت هومسا، تاریخ درج مطلب: ۳۰ آگوست ۲۰۲۲م.
- رحیمی، مهدی، «بختیاریها در جنگ تحملیلی»، وبلاگ تیهکال، تاریخ بازدید: ۵ دی ۱۴۰۲ش.
- «رسم و رسوم بختیاریها در مراسم ترحیم/ هدیه مهمانان به صاحبان عزا چیست؟»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۱۵ شهریور ۱۴۰۰ش.
- رضاپور، داریوش، «پدیدارشناسی آیین کُتل در ایل بختیاری»، مطالعات ایرانی، سال بیستم، شمارۀ ۴۰، پاییز و زمستان ۱۴۰۰ش.
- رییسی جعفرآبادی، لطیف، «جایگاه آب در آیینها و باورهای ایل بختیاری»، فرهنگ مردم ایران، شمارۀ ۵۹، زمستان ۱۳۹۸ش.
- سیدمحسن، «برخی فرماندهان شهید استان چهارمحال و بختیاری»، وبسایت دفاعیان حرم، تاریخ درج مطلب: ۲۹ آذر ۱۳۹۵ش.
- «شیوه زندگی ایل بختیاری»، وبسایت مؤسسه طبیعت، تاریخ بازدید: ۴ دی ۱۴۰۲ش.
- صادقینیا، حمدالله، «آداب و رسوم ازدواج در ایل بختیاری»، مطالعات ایرانشناسی، سال ۲، شمارۀ ۲، بهار ۱۳۹۵ش.
- صفرزاده، نغمه، «بازنمایی هویت زنان عشایر بختیاری در نقاشیهای معاصر ایران»، پیکره، دورۀ ۴، شمارۀ ۷، بهار و تابستان ۱۳۹۴ش.
- صفینژاد، جواد، «ایل بختیاری»، کیهان فرهنگی، شمارۀ ۲۶۴ و ۲۶۵، مهر و آبان ۱۳۸۷ش.
- قاضیزاده هاشمی، امیرحسین، «قوم بختیاری نقش خود را در پیروزی انقلاب به خوبی نشان داد»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۲۰ بهمن ۱۳۹۹ش.
- قنبری عدیوی، عباس، «بررسی تطبیقی قومشناسی و زبانی مثلهای بختیاری و تاجیکی»، پژوهشهای زبان و ادبیات تطبیقی، دورۀ دوم، شمارۀ ۱، بهار ۱۳۹۰ش.
- کریمی، اصغر، سفر به دیار بختیاری، تهران، فرهنگسرا، ۱۳۶۸ش.
- مددی، «جایگاه موسیقی در ایل بختیاری»، چیستا، شمارۀ ۱۷۱، مهر ۱۳۷۹ش.
- مرادی بئوار الیما، نورعلی، «باور دینی لرها؛ پیش از اسلام و پس از اسلام چیست»، وبسایت ولات، تاریخ بازدید: ۵ دی ۱۴۰۲ش.
- نقدیپور، محمود، «آشنایی با جامعه بختیاریهای افغانستان»، وبسایت تابناک، تاریخ درج مطلب: ۹ اردیبهشت ۱۳۹۷ش.