تسبیح: تفاوت میان نسخهها
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
== انواع تسبیح == | == انواع تسبیح == | ||
[[پرونده:تسبیح.jpg|جایگزین=تسبیح تربت امام حسین|بندانگشتی|تسبیح تربت امام حسین]] | [[پرونده:تسبیح.jpg|جایگزین=تسبیح تربت امام حسین|بندانگشتی|تسبیح تربت امام حسین]] | ||
تسبیح در کشورهای اسلامی، گاهی بسیار گرانقیمت ساخته | تسبیح در کشورهای اسلامی، گاهی بسیار گرانقیمت ساخته<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ج5، ۱۳۷۸ش، ص190.</ref> و با سنگهایی از جواهر مزین میشود. تسبیح نقره شیرازی، از جملهٔ تسبیحهای معروف ایرانی بود که بزرگان و بازرگانان در دست میگرفتند.<ref>ثابت، «واژگان و اصطلاحات نقرهکاران شیرازی»، ۱۳۸۸ش، ص۱۹.</ref> نوعی تسبیح با نام خرمهره نیز وجود داشت که بیشتر توسط لوطیها و داشمشتیها، استفاده میشد. این تسبیح، ۳۳ دانه داشت و از جنس چوب، یشم، عقیق و امثال آن تهیه میشد.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ج5، ۱۳۷۸ش، ص190.</ref> | ||
تسبیحها، از نظر تعداد دانههای آن، به انواع مختلفی تقسیم میشوند. برای مثال، تسبیح «چهاریکه»، تسبیحی ۲۴ دانهای است که در دست گرفتن آن، بیشتر جنبه تفننی داشته و جنس دانههای آن نیز از کائوچو یا چوب است. نوع دیگر تسبیح، تسبیح ۳۴ دانهای است. گروهی از پژوهشگران، این تسبیح را تسبیح اصلی میدانند، زیرا معتقدند که [[حضرت محمد|پیامبر خدا]] به دخترش، [[حضرت فاطمه|فاطمه زهرا]]، سفارش کرد تا بعد از هر نماز، ۳۴ مرتبه «الله اکبر»، ۳۳ مرتبه «الحمدلله» و ۳۳ مرتبه «سبحانالله» بگوید. جنس دانههای این تسبیح، معمولاً از خاک است. تسبیح ۱۰۰ دانه، تسبیح رایج میان مردم است. هر تسبیح، بهجز شیخکهای آن، باید ۹۹ دانه داشته باشد که این دانهها، توسط شیخکها به سه دسته ۳۳تایی تقسیم میشوند. | تسبیحها، از نظر تعداد دانههای آن، به انواع مختلفی تقسیم میشوند. برای مثال، تسبیح «چهاریکه»، تسبیحی ۲۴ یا 25 دانهای است که در دست گرفتن آن، بیشتر جنبه تفننی داشته و جنس دانههای آن نیز از کائوچو یا چوب است. نوع دیگر تسبیح، تسبیح ۳۴ دانهای است. گروهی از پژوهشگران، این تسبیح را تسبیح اصلی میدانند، زیرا معتقدند که [[حضرت محمد|پیامبر خدا]] به دخترش، [[حضرت فاطمه|فاطمه زهرا]]، سفارش کرد تا بعد از هر نماز، ۳۴ مرتبه «الله اکبر»، ۳۳ مرتبه «الحمدلله» و ۳۳ مرتبه «سبحانالله» بگوید. جنس دانههای این تسبیح، معمولاً از خاک است. تسبیح ۱۰۰ دانه، تسبیح رایج میان مردم است. هر تسبیح، بهجز شیخکهای آن، باید ۹۹ دانه داشته باشد که این دانهها، توسط شیخکها به سه دسته ۳۳تایی تقسیم میشوند. | ||
احمدی، «تسبیح»، دانشنامه فرهنگ مردم ایران | |||
برخی از انواع تسبیحها، بهدلیل شیوه ساخت، جنس و محل ساخت آنها، شهرتی ویژه دارند. تسبیح معروف به «شاهمقصود»، در باور مردم، نوعی تسبیح پادزهری است که محصول افغانستان بوده و به رنگ سبز روشن است. این تسبیح، از سنگی خاص، در معادن [[قندهار]] ساخته میشود و بسیار کمیاب و گرانبها است. تسبیح عقیق ساختهشده از سنگ عقیق یمنی بوده و به تسبیح «یمانی» معروف است. | برخی از انواع تسبیحها، بهدلیل شیوه ساخت، جنس و محل ساخت آنها، شهرتی ویژه دارند. تسبیح معروف به «شاهمقصود»، در باور مردم، نوعی تسبیح پادزهری است که محصول افغانستان بوده و به رنگ سبز روشن است. این تسبیح، از سنگی خاص، در معادن [[قندهار]] ساخته میشود و بسیار کمیاب و گرانبها است. تسبیح عقیق ساختهشده از سنگ عقیق یمنی بوده و به تسبیح «یمانی» معروف است. | ||
نسخهٔ ۹ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۵۰
تسبیح، نوعی مهره به رشته درآمده برای شمارش ذکر.
تسبیح از تراشیدن و شکلدادن مواد گوناگونی درست شده که از دیرباز برای اهداف مختلفی مانند شمارش اعداد، اوراد، اذکار و ایام مذهبی استفاده میشده است. پس از آن و با ورود ذکر تسبیحات در فرهنگ مسلمانان، تسبیح، جنبۀ تقدس به خود گرفته است. امروزه، تسبیح، کاربردهای نمایشی و تزیینی هم دارد.
مفهومشناسی
تسبیح از ریشه «سبح» به معنای شنا یا حرکت سریع گرفته شده[۱] و در اصطلاح دینی به معنای تنزیه خداوند و نسبت دادن پاکی و دوری او از هرگونه نقص و عیب است.[۲] در فرهنگ قرآنی نیز تسبیح به معنای یادکرد خداوند با وصف پاکی به کار میرود.[۳] همچنین در کاربرد رایج میان مسلمانان، تسبیح به رشتهای از مهرهها گفته میشود که به وسیله نخ و یا رشته به هم متصل شدهاند و به منظور به یاد داشتن شمارش اذکار مورد استفاده قرار میگیرد. این ابزار در منابع با عنوان «سُبحه» نیز شناخته میشود.[۴]
تاریخچه

استفاده از تسبیح یا مهرههای شمارشگر، سابقهای دیرین در تاریخ بشر دارد.[۵] هدف اولیۀ استفاده از تسبیح در تمدنهای کهن، ثبت اعداد و روزها بوده است؛ برای مثال، در چین باستان مردم رشتههایی از نخ را با گرههای مختلف به کار میبردند. زنان در آفریقای مرکزی، روزها و ماههای بارداری خود را با گره زدن به رشتهای نخ محاسبه میکردند. در تمدنهای کهن یونان، روم، مصر و هند نیز از تسبیح برای شمارش رسیدن به مرحلۀ خاصی از تشرف، ابزاری برای طلسم و تعویذ، تفأل، تزیین و پاسداشت روزهای جشن و آئینها استفاده میکردند.[۶]
در سنت مسیحی، استفاده از این ابزار برای تکرار اذکار، بهویژه در میان مسیحیان نستوریِ شرق و برخی گروههای کاتولیک رواج یافت؛ در مقابل، بسیاری از فرقههای پروتستان با استناد به رویکردهای کلامی خود، استفاده از تسبیح را نپذیرفته و آن را نوعی بدعت یا عملِ فاقد پشتوانه دینی دانستهاند.[۷] برخی معتقدند تسبیح از مسیحیت به جهان اسلام وارد شده و نخستینبار مسیحیان تسبیحهای طویلی را که از انتهای آن صلیب آویزان میکردند به گردن میآویختند. برخی مستشرقان، ورود تسبیح به جهان اسلام را متأثر از فرهنگ هندو و بودایی میدانند؛[۸] هرچند این ابزار بهمرور زمان جایگاه خود را در مناسک عبادی مسلمانان تثبیت کرد.[۹] در میان فرقههای مسلمان، پیروان محمد بن عبدالوهاب شمارش ذکر با تسبیح را بدعت دانسته و بهجای آن از انگشتان دست استفاده میکنند.[۱۰] در منابع حدیثی شیعه، روایاتی درباره منشأ پیدایش تسبیح و انتساب آن به سیره حضرت زهرا یا استفاده از تربت حضرت حمزه وجود دارد.[۱۱]
انواع تسبیح

تسبیح در کشورهای اسلامی، گاهی بسیار گرانقیمت ساخته[۱۲] و با سنگهایی از جواهر مزین میشود. تسبیح نقره شیرازی، از جملهٔ تسبیحهای معروف ایرانی بود که بزرگان و بازرگانان در دست میگرفتند.[۱۳] نوعی تسبیح با نام خرمهره نیز وجود داشت که بیشتر توسط لوطیها و داشمشتیها، استفاده میشد. این تسبیح، ۳۳ دانه داشت و از جنس چوب، یشم، عقیق و امثال آن تهیه میشد.[۱۴]
تسبیحها، از نظر تعداد دانههای آن، به انواع مختلفی تقسیم میشوند. برای مثال، تسبیح «چهاریکه»، تسبیحی ۲۴ یا 25 دانهای است که در دست گرفتن آن، بیشتر جنبه تفننی داشته و جنس دانههای آن نیز از کائوچو یا چوب است. نوع دیگر تسبیح، تسبیح ۳۴ دانهای است. گروهی از پژوهشگران، این تسبیح را تسبیح اصلی میدانند، زیرا معتقدند که پیامبر خدا به دخترش، فاطمه زهرا، سفارش کرد تا بعد از هر نماز، ۳۴ مرتبه «الله اکبر»، ۳۳ مرتبه «الحمدلله» و ۳۳ مرتبه «سبحانالله» بگوید. جنس دانههای این تسبیح، معمولاً از خاک است. تسبیح ۱۰۰ دانه، تسبیح رایج میان مردم است. هر تسبیح، بهجز شیخکهای آن، باید ۹۹ دانه داشته باشد که این دانهها، توسط شیخکها به سه دسته ۳۳تایی تقسیم میشوند.
احمدی، «تسبیح»، دانشنامه فرهنگ مردم ایران
برخی از انواع تسبیحها، بهدلیل شیوه ساخت، جنس و محل ساخت آنها، شهرتی ویژه دارند. تسبیح معروف به «شاهمقصود»، در باور مردم، نوعی تسبیح پادزهری است که محصول افغانستان بوده و به رنگ سبز روشن است. این تسبیح، از سنگی خاص، در معادن قندهار ساخته میشود و بسیار کمیاب و گرانبها است. تسبیح عقیق ساختهشده از سنگ عقیق یمنی بوده و به تسبیح «یمانی» معروف است.
اجزای تسبیح
یک تسبیح کامل دارای اجزای زیر است:
- سَره: دانهای به اندازه هسته خرما که هر دو سر نخ تسبیح از سوراخ طولی آن گذشته و به منگولهها متصل میگردند؛
- شیخک: دانههایی که نخ تسبیح از وسط آنها گذشته و تعداد دانههای اصلی تسبیح را به ۳ قسمت تقسیم میکنند؛
- منگوله: این قسمت از تسبیح، بیشتر از جنس نخ قیطان، نخهای ابریشمی زرتاب یا نقرهتاب است؛
- دانههای تسبیح: تعداد این دانهها ۹۹ دانه است که بیشتر از جنس سنگهای قیمتی (مروارید، فیروزه، یاقوت، زمرد، شاهمقصود)، چوب (کهور، آبنوس، شمشاد، زیتون)، تربت (خاک)، دانههای خوشبو (یُسر)، صمغ (تسبیح کهرباییرنگ)، شاخ و استخوان حیوانات و شیشه هستند.[۱۵]
کاربردها
استفاده از تسبیح علاوه بر شمارش اذکار، در برخی کشورها جنبۀ تفننی-نمایشی نیز دارد. گاهی تسبیح از مواد و سنگهای قیمتی مانند سندلوس ساخته میشود و برای آن خواصی بیان شده است.[۱۶] در فرهنگ عامه، استفاده از تسبیح برای چرخاندن و سرگرمی، مذموم محسوب میشود.[۱۷] امروزه استفاده از تسبیح در محافل و ملاقاتهای سیاسی نیز رایج است که بیشتر برای تمرکز ذهن بهکار میرود. در اینگونه ملاقاتها استفاده از نوع تسبیح و نحوۀ بهدست گرفتن آن نیز ممکن است حامل معنا و پیام باشد. برخی رواج تسبیح در محافل سیاسی را ناشی از ورود روحانیون به عرصۀ سیاست و تقلید از فرهنگ مخصوص علما، میدانند.[۱۸]
در فرهنگ و ملل
استفاده از تسبیح در بین عامۀ مردم بهویژه زنان در مجالس بهصورت گروهی انجام میشود که به آن سفرۀ صلوات گفته و با آداب و تشریفات خاصی انجام میشود. همچنین باورهای دیگر عامیانه نیز رایج است که بسیاری از آنها در سنت اسلامی و شیعی تأیید نشده است.[۱۹] برای نمونه، در برخی مناطق، زنان نقشهایی را که بر روی آش، حلوا و غذاهای دیگر نذری میافتد، علامتی از شکل تسبیح، مهر و پنجۀ امالبنین یا فاطمه زهرا پنداشته و آن را نشانۀ قبولی نذر و نیاز خود میدانند. همچنین با گرداندن تسبیح تربت کربلا و خواندن ذکر و ادعیه بر سفرههای نذری، قبولی نذر را از خداوند و امامان میطلبند.[۲۰] در باور عامیانه، گسستن یکبارۀ رشتـۀ تسبیح و پراکنده شـدن مهرهها را علامت رواشدن حاجات و برخی دیگر نشانۀ پریشانی و پراکندگی میدانند.
همچنین در برخی از نقاط، پس از غسل مردگان، بهدست مردگان مرد تسبیحی ۱۰۰ یا ۳۳ دانهای از تربت کربلا میدهند و مردگان زن را با دستبند و انگشتر و گلوبندی تسبیح مانند که از خاک کربلا تهیه شده و نام «پنج تن» بر آن حک شده است، میآرایند. [۲۱]
ایرانیان مسلمان از تسبیح، برای ذکر و دعا بهره میگیرند. همچنین تسبیح، در افسانهها، امثال و حکم، شعر و نثر ایرانیان نیز حضوری پررنگ دارد. در لرستان، به تسبیحهایی که از تربت کربلا ساخته شده، قسم میخورند.[۲۲] مردم اراک، برای حاجتروایی خود، در امامزادهها، نذر تسبیح میکنند. اگر فردی در این منطقه به حاجت خود برسد، ابتدا تعدادی تسبیح خریده، آنها را در مسجد جمکران تبرک کرده و سپس در میان مردم توزیع میکند.[۲۳]
در برخی از نقاط ایران، اگر روی غذای نذری آنها، شکلی همچون تسبیح ظاهر شود، آن غذا را نظرکرده ائمه و نمادی از برآورده شدن مراد دل خود میدانند.[۲۴] پاره شدن ناگهانی بند تسبیح نیز نشانه حاجتروایی انگاشته میشود.[۲۵] مردم سیرجان برای شفای بیمار خود، بالای سر او نشسته و یک دست بر سر بیمار گذاشته و با دست دیگر، تسبیح میگردانند و ذکر میگویند.[۲۶] همچنین به بیماری که دچار تنگینفس یا تپش قلب است، سفارش میشود که تسبیج کهربایی بهدست گرفته و دعا بخواند.[۲۷] تسبیحهای ساختهشده از خاک کربلا، نزد مردم ایران بسیار باارزش بوده و آن را در جانماز[۲۸] و سفرههای نذری[۲۹] خود قرار میدهند. نقش حک شدهٔ تسبیح بر روی سنگ مزار درگذشتگان نیز نشان از ارزش بسیار آن دارد.[۳۰]
استخاره با تسبیح
استخاره، بیشتر با تسبیح ۱۰۰ دانه انجام میشود. در فرهنگ عامیانه برای استخاره با تسبیح، ابتدا سورهای از قرآن خوانده میشود و سپس با دو دست، بخشی از دانههای تسبیح را جدا میکنند. پس از آن از سمت راست، دانههای تسبیح را یکییکی بهنام آدم، حوا و ابلیس میشمرند. اگر آخرین دانه بهنام آدم بیفتد، انجام آن کار خوب؛ اگر بهنام حوا بیفتد، انجام آن کار میانه و اگر بهنام ابلیس بیفتد، انجام آن کار، بد دانسته میشود.[۳۱] برخی، از واژههای «خیر» و «شر» برای شمارش دانههای تسبیح استفاده میکردند. در صورتیکه آخرین دانه به واژه خیر ختم میشد، انجام آن کار خوب بود و برعکس.[۳۲] در برخی از کتابهای دعا نیز با تکیه بر روایات و احادیث پیشوایان مذهب شیعه، روشهایی برای استخاره با تسبیح، بیان شده است.
در ادبیات فارسی
واژۀ تسبیح در ادبیات فارسیزبانان نیز حضور یافته است؛ برای مثال، قائممقام فراهانی میگويد:
زاهد چه بلائي تو كه اين دانه تسبيح *** از دست تو سوراخ به سوراخ گريزد[۳۳]
صائب تبریزی نیز گفته است:
منه زنهار دل بر مهلت صد ساله دنيا *** كه آخر ميشود چندان كه يك تسبيح گرداني[۳۴]
حافظ نیز به این واژه اشاره کرده است:
رشته تسبيح اگر بگسست معذورم بدار *** دستم اندر دامن ساقي سيمين ساق بود[۳۵]
تسبیح یا سبحه، در دایره واژگان کاربردی شاعران و نویسندگان پارسیزبان، همواره حضور داشته است. برای مثال، سعدی در شعر خود میگوید:[۳۶]
| طریقت به جز خدمت خلق نیست | به تسبیح و سجاده و دلق نیست |
خاقانی در شعر از این واژه، بارها، استفاده کرده است:[۳۷]
| دانهدانه گهر اشک ببارید چنانک | گره رشته تسبیح ز سر بگشایید |
در ادبیات داستانی ایرانیان نیز واژه تسبیح بسیار پرکاربرد بوده است. افسانههای محلی بسیاری، در اینباره وجود دارد، مانند افسانه مردم آذربایجان، که در آن شاهزاده بهکمک تسبیح خود، دختر یتیمی را پیدا کرده و با او ازدواج میکند.[۳۸] امثال و حکم ایرانیان نیز از این واژه بیبهره نبوده است. از آن جمله میتوان به ضربالمثلهای «کار به استخاره شد، تسبیح ملا پاره شد» (کنایه از بدبیاری)؛ «مثل مهر و تسبیح» (کنایه از وفور هر چیز)؛[۳۹] «کربلا من بودم، تو از مهر و تسبیح آنجا خبر داری؟»؛[۴۰] «تسبیح هزاردانه در دست مپیچ» (کنایه از زهدفروشی و ریا)؛[۴۱] «تسبیح آب کشیدن» (کنایه از خودنمایی)؛ «تسبیح انداز» (سختگیر)[۴۲] و «تسبیح دستتم» (اظهار کوچکی).[۴۳]
علایی، علیاکبر، «داستان پیدایش تسبیح و اقسام آن»، هنر و مردم، بهمن 1343ش، شماره 28.
عروجنیا، پروانه، «تسبیح (2)»، دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، تهران، 1375ش.
پانویس
- ↑ . مطیع، «تسبیح»، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ موسوی، «تسبیح»، دانشنامه اسلامی.
- ↑ بیهقی، تاج المصادر، ج2، ۱۳۷۵ش، ص550.
- ↑ دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه تسبیح، سایت واژهیاب؛ قزوینی، «تسبیح به معنی سبحه صحیح و فصیح است»، ۱۳۲۴ش، ص۶–۱۴.
- ↑ علایی، «داستان پیدایش تسبیح و اقسام آن»، 1343ش، ص 29-30.
- ↑ عروجنیا، «تسبیح (2)»، دانشنامه جهان اسلام، ج 1، ص 3530.
- ↑ علایی، «داستان پیدایش تسبیح و اقسام آن»، 1343ش، ص 29-30.
- ↑ عروجنیا، «تسبیح (2)»، دانشنامه جهان اسلام، ج 1، ص 3530.
- ↑ علایی، «داستان پیدایش تسبیح و اقسام آن»، 1343ش، ص 29-30.
- ↑ عروجنیا، «تسبیح (2)»، دانشنامه جهان اسلام، ج 1، ص 3530.
- ↑ علایی، «داستان پیدایش تسبیح و اقسام آن»، 1343ش، ص 29-30؛ عروجنیا، «تسبیح (2)»، دانشنامه جهان اسلام، ج 1، ص 3530.
- ↑ شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ج5، ۱۳۷۸ش، ص190.
- ↑ ثابت، «واژگان و اصطلاحات نقرهکاران شیرازی»، ۱۳۸۸ش، ص۱۹.
- ↑ شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ج5، ۱۳۷۸ش، ص190.
- ↑ علایی، «داستان پیدایش تسبیح و اقسام آن»، ۱۳۴۳ش، ص۳۱–۳۳؛ دائرة المعارف تشیع، ج4، ۱۳۸۱ش، ص242.
- ↑ .«تاریخچه سنگ سندلوس بررسی خواص و انواع رنگهای آن+ تشخیص اصالت»، وبسایت سیلور 110.
- ↑ شکری، «تاریخچه تسبیح»، وبلاگ تاریخچه.
- ↑ شکری، «تاریخچه تسبیح»، وبلاگ تاریخچه.
- ↑ .«نحوه برگزاری مجلس ختم صلوات» وبسایت نیکی صالحی.
- ↑ .«تسبیح، سبحه»، ویکی شیعه.
- ↑ .«تسبیح، سبحه»، ویکی شیعه.
- ↑ عسکری عالم، فرهنگ عامهٔ لرستان، ج2، ۱۳۸۷ش، ص131.
- ↑ پویا، «بررسی باورهای مردمشناختی امامزاده عبدالله و آمنهخاتون شهر اراک»، ۱۳۸۷ش، ص۸۶.
- ↑ شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۳۹ و ۶۳.
- ↑ شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص631.
- ↑ مؤید محسنی، فرهنگ عامیانهٔ سیرجان، ۱۳۸۶ش، ۳۲۴ و ۳۱۹.
- ↑ Massé, Croyances et coutumes persanes, 1938, V.II, P335.
- ↑ Aubin, La Perse d’aujourd’hui, 1908, P387.
- ↑ کریمی فروتقه، «نگاهی به سفرههای نذری در مزارات کاشمر»، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۷؛
برزویی، آیینها و باورهای مذهبی مردم لرستان، ۱۳۸۴ش، ص۱۰۰. - ↑ پورکریم، «نقشونگارهای عامیانهٔ ایران و اهمیت گردآوری و بررسی آنها»، ۱۳۵۳ش، ص۲۶؛
عناصری، «پایگاه هنرهای تجسمی در باورهای عامه»، ۱۳۶۱ش، ص۱۲۸. - ↑ مرادی، فرهنگ عامهٔ خطهٔ تویسرکان، ج1، ۱۳۷۵ش، ص42.
- ↑ همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۴۸ش، ص۳۷۱.
- ↑ .قائم مقام فراهانی، «دیوان اشعار»، وبسایت گنجور.
- ↑ .صائب تبریزی، «دیوان اشعار»، وبسایت گنجور.
- ↑ .حافظ، «غزلیات»، وبسایت گنجور.
- ↑ سعدی، بوستان، باب اول، بخش 9، بیت 7، سایت گنجور.
- ↑ خاقانی، دیوان اشعار، قصاید، قصیده شماره 98، بیت 2، سایت گنجور.
- ↑ کوهی، افسانههای دیار شهریار، ۱۳۸۵ش، ص۱۲۳–۱۲۶.
- ↑ شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۸7ش، ص۳۱۳.
- ↑ ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ج2، ۱۳۸۸ش، ص1379 و 1420.
- ↑ بهمنیار، داستاننامهٔ بهمنیاری، ۱۳۶۹ش، ص۱۴۱.
- ↑ پرچمی، پسکوچههای فرهنگ، ۱۳۸۲ش، ص۱۳۹.
- ↑ اکرامی، مردمشناسی اصطلاحات خودمانی، ۱۳۸۴ش، ص۱۴۶.
منابع
- اکرامی، محمود، مردمشناسی اصطلاحات خودمانی، مشهد، ایوار، ۱۳۸۴ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، سایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱ش.
- برزویی، علیداد، آیینها و باورهای مذهبی مردم لرستان، خرمآباد، افلاک، ۱۳۸۴ش.
- بهمنیار، احمد، داستاننامهٔ بهمنیاری، بهتحقیق فریدون بهمنیار، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۹ش.
- بیهقی، احمد، تاج المصادر، بهتحقیق هادی عالمزاده، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۵ش.
- پرچمی، محبالله، پسکوچههای فرهنگ، تهران، فرهنگ ماهرخ، ۱۳۸۲ش.
- پورکریم، هوشنگ، «نقشونگارهای عامیانهٔ ایران و اهمیت گردآوری و بررسی آنها»، مردمشناسی و فرهنگ عامهٔ ایران، تهران، شماره ۱، ۱۳۵۳ش.
- پویا، سارا، «بررسی باورهای مردمشناختی امامزاده عبدالله و آمنهخاتون شهر اراک»، کتاب ماه علوم اجتماعی، تهران، س ۱۲، شماره ۲، ۱۳۸۷ش.
- ثابت، عبدالرحیم، «واژگان و اصطلاحات نقرهکاران شیرازی»، فرهنگ مردم، تهران، س ۸، شماره ۳–۳۱، ۱۳۸۸ش.
- خاقانی، دیوان اشعار، سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱ش.
- دائرة المعارف تشیع، تهران، سعید محبی، ۱۳۸۱ش.
- ذوالفقاری، حسن، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، تهران، معین، ۱۳۸۸ش.
- سعدی، بوستان، سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱ش.
- شاملو، احمد، کتاب کوچه، تهران، مازیار، حرف «ت»، دفتر اول، ۱۳۸۷ش.
- شکورزاده، ابراهیم، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران، سروش، ۱۳۶۳ش.
- شهری، جعفر، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، تهران، رسا، ۱۳۷۸ش.
- عسکری عالم، علیمردان، فرهنگ عامهٔ لرستان، خرمآباد، شاپورخواست، ۱۳۸۷ش.
- علایی، علیاکبر، «داستان پیدایش تسبیح و اقسام آن»، هنر و مردم، تهران، شماره ۲۸، ۱۳۴۳ش.
- عناصری، جابر، «پایگاه هنرهای تجسمی در باورهای عامه»، فصلنامهٔ هنر، تهران، شماره ۱، ۱۳۶۱ش.
- کریمی فروتقه، محمد، «نگاهی به سفرههای نذری در مزارات کاشمر»، نجوای فرهنگ، تهران، س ۲، شماره ۳، ۱۳۸۶ش.
- کوهی، جعفر، افسانههای دیار شهریار، تهران، پژوهشکده مردمشناسی، ۱۳۸۵ش.
- قزوینی، محمد، «تسبیح به معنی سبحه صحیح و فصیح است»، یادگار، تهران، س ۲، شماره ۵، ۱۳۲۴ش.
- مرادی، صحبتالله، فرهنگ عامهٔ خطهٔ تویسرکان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، ۱۳۷۵ش.
- مؤید محسنی، مهری، فرهنگ عامیانهٔ سیرجان، کرمان، مرکز کرمانشناسی، ۱۳۸۶ش.
- همایونی، صادق، فرهنگ مردم سروستان، تهران، به نشر، ۱۳۴۸ش.
- Aubin, E. , La Perse d’aujourd’hui, Paris, 1908.
- Massé, H. , Croyances et coutumes persanes, Paris, 1938
- «تاریخچه تسبیح»، وبسایت جواهر بینا، تاریخ بازدید: 23 بهمن 1401ش.
- «تاریخچه سنگ سندلوس بررسی خواص و انواع رنگهای آن+ تشخیص اصالت»، وبسایت سیلور 110، تاریخ بازدید: 24 بهمن 1401ش.
- «تسبیح»، ویکی شیعه، تاریخ بازدید: 23 بهمن 1401ش.
- «تسبیح»، ویکی فقه: دانشنامۀ حوزوی، تاریخ بازدید: 25 بهمن 1401ش.
- «داستان پیدایش تسبیح»، وبسایت ویرگول، تاریخ بازدید: 24 بهمن 1401ش.
- شکری، حسین، «تاریخچه تسبیح»، وبلاگ تاریخچه، تاریخ درج مطلب: 7 تیر 1393ش.
- صائب، تبریزی، دیوان اشعار، تاریخ بازدید: 24 بهمن 1401ش.
- موسوی، مهدی، «تسبیح»، وبسایت دانشنامه اسلامی، تاریخ درج مطلب: 7 اسفند 1398ش.
- مهدی مطیع، «تسبیح»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 7 مهر 1398ش.
- «نحوه برگزاری سفره صلوات»، وبسایت نیکی صالحی، تاریخ بازدید: 25 بهمن 1401ش.