صله رحم، پیوند و ارتباط با خویشاوندان.

صله رحم
صله رحم و دورهمی فامیلی در شب یلدا

صله رحم به معنای دیدار و ارتباط با خویشاوندان و انجام احسان نسبت به آن‌ها است. در اسلام، این پیوند خانوادگی اهمیت بالایی دارد و پیامبر اسلام آن را جزئی از دین معرفی کرده است، حتی اگر فاصله افراد طولانی باشد یا راه دشواری در پیش باشد. حداقل صله‌رحم شامل «سلام کردن» و «آزار نرساندن» است و همراه شدن آن با پذیرایی سنگین لازم نیست. آثار صله‌رحم گسترده و شامل آباد شدن شهرها، طول عمر، افزایش دارایی، بهبود اخلاق، دفع بلا و آسانی در قیامت می‌شود. آداب آن شامل سلام، دست دادن و معانقه با محرم‌هاست و قطع رابطه با خویشاوندان، حتی اگر آن‌ها قطع ارتباط کرده باشند، نکوهش شده و از مبغوض‌ترین اعمال نزد خداست. تنها ارتباط با خویشاوندان کافر و دشمن اسلام مستثنی است.

تعریف صله رحم

صله رحم از دو واژه «صله» و «رحم» تشکیل شده است؛ برای «صله» معانی مختلفی بیان شده از جمله احسان[۱] و پیوستن[۲] که هر دو قابل‌جمع است یعنی جمع بین ارتباط با خویشاوندان و احسان و بخشش به آن‌ها. واژه «رَحِم» نیز به معنای جای جنین در شکم مادر است که آن را «زِهدان» می‌گویند،[۳] اما ازآنجاکه همه خویشاوندان از یک رحم متولد شده‌اند معنای قرابت و خویشاوندی نیز از آن استعاره گرفته شده است.[۴] بنابراین می‌توان گفت معنای اصطلاحی صله رحم، دیدار با مجموعه پیوسته‌ای از خویشاوندان و ایجاد ارتباط با آن‌ها است.[۵]

اهمیت صله رحم

حدیث پیامبر دربارهٔ صله رحم
حدیث پیامبر اکرم برای انجام دهنده صله رحم

پیوند و ارتباط با خویشاوندان نسبی و سببی در اسلام از ارزش بالایی برخوردار است. در قرآن و روایات نسبت به انجام آن تأکید و نسبت به ترک آن هشدار داده شده است. پیامبر اسلام صله رحم را بخشی از دین دانسته و به آن سفارش کرده هرچند فاصله اشخاص از یکدیگر به اندازه یک سال راه رفتن باشد و در این راه سختی‌های زیادی ببینند.[۶] همچنین در روایتی از پیامبر اسلام علاوه بر بخشش گناهان، برای کسی که صله رحم انجام می‌دهد اجر صد شهید بیان شده است.[۷]

حد صله رحم

اسلام دایره صله رحم را بسیار وسیع و ساده قرار داده است. امام علی در روایتی کمترین حد صله رحم را «سلام کردن» معین کرده[۸] و امام صادق کمترین حد پذیرایی در صله رحم را شربت آبی معرفی می‌کند،[۹] همراه شدن صله رحم با غذا و پذیرایی سنگین، کار اشتباهی است که در زمان ما در برخی مناطق رواج پیدا کرده است. امام صادق بهترین راه برای خدمت به خویشاوندان و نزدیکان را خوب سلام کردن، خوب جواب سلام دادن[۱۰] و آزار نرساندن به آن‌ها[۱۱] می‌داند.

آثار صله رحم

گستره آثار صله رحم دنیا، آخرت و امور اجتماعی را در برمی‌گیرد؛ برخی از آثاری که در روایات آمده عبارت‌اند از آباد شدن شهرها،[۱۲] طولانی شدن عمر،[۱۳] دفع بلا،[۱۴] زیاد شدن دارایی،[۱۵] خوب شدن اخلاق،[۱۶] آسانی مرگ[۱۷] و آسانی حسابرسی در قیامت.[۱۸]

آداب صله رحم

روایت پیامبر دربارهٔ صله رحم
روایت پیامبر اسلام راجع به صله رحم

در روایتی از پیامبر اسلام، «سلام کردن» و «دست دادن» از جمله آداب صله رحم معرفی شده است.[۱۹] از دیدگاه فقهای مسلمان تنها با کسانی می‌توان دست داد که مَحرم محسوب باشند، از این‌رو دست دادن با خویشاوندان نامحرم، کاری اشتباه و حرام است. از دیگر آداب صله رحم «معانقه» و در آغوش گرفتن یکدیگر است. دربارهٔ ثواب معانقه در روایات آمده وقتی دو نفر دست می‌دهند و معانقه می‌کنند خداوند به هر دو طرف نظر می‌کند و رحمت خود را شامل حال آن‌ها کرده و نزد فرشتگان به دوستی و ملاقات بین بندگان خود مباهات می‌کند.[۲۰]

نکوهش قطع رابطه

اگر خویشاوندان با ما قطع رابطه کرده باشند اسلام اجازه نمی‌دهد که ما با آن‌ها قطع رابطه کنیم.[۲۱] در روایتی از پیامبر اسلام این کار یکی از مبغوض‌ترین اعمال نزد خدا و موجب خشم و غضب او دانسته شده است.[۲۲] در روایتی دیگر از امام صادق قطع‌کننده رحم ملعون نامیده شده است؛[۲۳] چنین کسی وارد بهشت نمی‌شود[۲۴] و بوی بهشت که از فاصله دو هزار سال به مشام می‌رسد را احساس نمی‌کند.[۲۵] در آیات قرآن تنها رابطه با خویشاوندان کافر و مشرکی که دشمن اسلام و ستیزه‌جو هستند استثنا شده است. «بر پیامبر و کسانی که ایمان آورده‌اند سزاوار نیست که برای مشرکان- پس از آنکه برای‌شان آشکار گردید که آنان اهل دوزخ‌اند- طلب آمرزش کنند، هر چند خویشاوند [آنان] باشند.»[۲۶]

پانویس

  1. عمید، فرهنگ عمید، ذیل واژه صله.
  2. دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ذیل واژه صله.
  3. دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ذیل واژه رَحِم.
  4. نمازی، مستدرک سفینه البحار، 1408ق، ج4، ص112.
  5. دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ذیل واژه رَحِم.
  6. کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص151.
  7. نوری، مستدرک الوسئل و مستنبط المسائل، 1408ق، ج15، ص249.
  8. کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص155.
  9. کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص151.
  10. کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص157.
  11. نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، 1408ق، ج15، ص255.
  12. کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص152.
  13. مجلسی، بحار الانوار، 1403ق، ج71، ص93.
  14. کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص151.
  15. کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص151.
  16. کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص151.
  17. طوسی، آمالی طوسی، 1414ق، ص481.
  18. طوسی، آمالی طوسی، 1414ق، ص481.
  19. طوسی، آمالی طوسی، 1414ق، ص215.
  20. کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص184.
  21. کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص247.
  22. نمازی، مستدرک سفینه البحار، 1408ق، ج4، ص108.
  23. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، 1409ق، ج16، ص280.
  24. مجلسی، بحار الانوار، 1403ق، ج71، ص91.
  25. کلینی، الکافی، 1407ق، ج2، ص349.
  26. سوره توبه، آیه113.

منابع

  • قرآن کریم.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه دهخدا، سایت مؤسسه لغت نامه دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی، تاریخ بازدید: ۱۶ مرداد ۱۴۰۰ش.
  • شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، آمالی طوسی، قم، دار الثقافة، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
  • عمید، حسن، فرهنگ عمید، سایت کتابسرای اشجع، تاریخ بازدید: ۱۶ مرداد۱۴۰۰ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
  • مجلسی، محمد باقر بن محمدتقی‏، بحار الانوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • نمازی شاهرودی، علی، مستدرک سفینه البحار، قم، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین، چاپ سوم، ۱۳۹۵ش.
  • نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.

ویکی زندگی صله‌رحم؛ ارتباط با خویشاوندان و رسیدگی به آنها

صله‌رحم از موضوعات فقهی و اخلاقی اسلام است. با توجه به آثار ژرف صله‌رحم در حوزه فردی و اجتماعی و زندگی دنیوی و اخروی انسان، آیات و روایات به‌طور گسترده بر آن تأکید ورزیده و اهمیت آن را گوشزد کرده‌اند. تا آن‌جا که قرآن قطع‌کنندگان صله‌رحم را در شمار «زیان‌کاران»[۱] و «لعنت‌شدگان»[۲] معرفی می‌کند. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) هم در زمینه صله‌رحم فرمودند: هر کس با جان و مال خود در راه صله‌رحم کوشش کند، خداوند عزّوجلّ پاداش یکصد شهید به او می‌دهد.[۳]

مفهوم

صله از ریشه «وصل» به معنای پیوستگی[۴] و نقطه مقابل آن فصل است.[۵]

این واژه در مورد پدیده‌های عینی و حقیقی به معنای اتصال و پیوستگی خارجی و محسوس است و در مقولات معنوی به عمل و رفتاری که قرابت و پیوند میان افراد را ایجاد می‌کند یا تحکیم می‌بخشد اطلاق می‌گردد.[۶]

واژه رحم به معنای عطوفت و مهربانی است.[۷] به جایگاه رشد کودک در شکم مادر نیز رحم گفته می‌شود.[۸]

این واژه برای تمام خویشاوندان نیز اطلاق شده است.[۹] از دیدگاه علامه طباطبایی رحم عبارت است از مجتمع خانوادگی و کوچک‏.[۱۰]

بنابراین صله رحم عبارت است از هرگونه احسان و نیکی در حق خویشاوندان، مانند: دیدار، کمک به کسب و کار، حل مشکلات، عیادت و….[۱۱]

در مقابل، قطع رحم رفتاری است که پیوند میان انسان‌ها را تضعیف کرده یا منقطع می‌سازد.[۱۲] انواع و سطوح شبکه ارتباطی انسان با دیگران عبارت است از: خویشاوندان، همسایگان و دوستان.

مصادیق صله رحم

به‌طور کلی، هر گونه عملی که از روی لطف و احسان و با هدف تأمین نیازهای اولی و ثانوی افراد خویشاوند یا ابراز علاقه به آن‌ها، به انگیزه وفاداری به حقوق و تکالیف متقابل و تحکیم روابط عاطفی و صمیمی میان ایشان صورت پذیرد، مصداق صله و متقابلاً هر نوع بی‌اعتنایی، سرپیچی از ادای وظایف، بی‌توجهی به انتظارات و توقعات مشروع خویشاوندان یا ارتکاب اعمال منافی یا اقتضائات خویشاوندی، آگاهانه یا ناآگاهانه، که موجب ناخشنودی، کدورت و ایجاد فاصله روانی و اجتماعی میان ایشان می‌گردد، از مصادیق قطع رحم شمرده می‌شود. انفاق زبانی، انفاق فعلی، انفاق قلبی و انفاق مالی از مراتب انفاق در فقه هستند.[۱۳]

  • انفاق زبانی

مصادیق انفاق زبانی عبارتند از؛ سلام و رد سلام، ارسال سلام (از طریق وسایط) دعا کردن در حق احسان شونده (و مقدم داشتن او در دعای خود)، دعا به هنگام عطسه مؤمن (تسمیة العاطس)، برخورد دوستانه داشتن، اظهار همدردی و غم‌خواری، ذکر نام او به نیکی، دوری گزیدن از غیبت، تهمت، فحش، سعایت و… حفظ‌الغیب او، برحذر داشتن عیب کنندگان او، دروغ گفتن برای تأمین مصالح او، شیرین زبانی با او، آشکار ساختن نیکی‌های او، عدم اشاعه سیئات او، تشکر و سپاس از خدمات او، پذیرفتن عذر او، استغفار برای مردگان، دلجویی مستمر؛ نصیحت و موعظه و تذکار به نعمت‌های حق، رذایل اخلاقی، امور مهم و… دادن علم و آگاهی (از طریق زبان و قلم) در امور دینی و دنیوی، تلاش در جهت اصلاح اعمال دینی و دنیوی آن‌ها، تلاش در جهت اصلاح انحرافات اعتقادی و اخلاقی هم‌چون شرک، نفاق، سوءظن، ریا و… هدایت به هنگام طلب مشورت، یافتن پاسخ‌های مناسب برای حل مشکلات و شبهات آن‌ها، بهره‌گیری از سرمایه‌های علمی و اخلاقی آن‌ها، اعطای کلمات حکمت‌آمیز، خوشباش گفتن (نثار کردن بارک الله و کلمات تشویق کننده به هنگام لزوم)، اعطای کلمات حکمت آمیز، تلاش در جهت رفع همه آنچه به پستی و حقارت او منتهی می‌شود، دفاع از ایشان مادام که حقند و ….[۱۴]

  • انفاق فعلی

انفاق فعلی شامل موارد ذیل است؛ به جا آوردن نماز، روزه، حج، زیارت به نیابت یا به عنوان هدیه برای مردگان؛ امر به معروف و نهی از منکر، وفا کردن به وعده‌ها، دید و بازدید و گفتگو در حضر، رفتن به منازل آن‌ها و دعوت از آن‌ها در منزل، نامه‌نگاری در سفر، مسافرت برای دیدار او، سلام و رد سلام، تبسم و گشاده‌رویی در برخورد، مصافحه و معانقه و تقبیل، ابراز محبت از طرق مختلف، پرهیز از به خشم درآوردن او، فرو بردن خشم ناشی از عملکرد او، تلاش دایم در جلب خشنودی او، صبر بر ظلم و بی اعتنایی او، عدم قطع ارتباط، قهر نکردن بیش از سه روز، پیشی گرفتن در برقراری دوستی با او به هنگام وقوع فاصله، اصلاح اختلافات میان آن‌ها، دقت نداشتن و ضرورت تسامح در امور عادی و بی‌اهمیت، حفظ احترام و رعایت شأن و موقعیت آن‌ها، عیادت از بیمار، تشییع جنازه، شرکت در مجالس بزرگداشت او، اجابت دعوت او، پوشانیدن برهنگان، دوستی با دوستان بی‌آلایش او، دشمنی با دشمنان وی، تلاش برای رفع کدورت‌های او، دوری گزیدن از خیانت به او، کتمان اسرار او، مسرور کردن مؤمن، خود را برای آن‌ها به زحمت انداختن (تلاش در حل مشکلات آن‌ها) اعانت و ایثار، اصلاح مفاسد، دست مالیدن بر سر و روی یتیم، دفع ظلم از مؤمن (و از اذیت و آزار دیگران به او مانع شدن)، در اختیار نهادن مرکب، سوار کردن او بر مرکب، دفع ظالم از مظلوم آن‌ها، جا باز کردن به هنگام ورود او به مجالس، دوری گزیدن از ایذای آن‌ها، مشایعت مسافر، استقبال مسافر، اطعام نمودن، خوردن نیم خورده مؤمن، فرمانبرداری از او، وفاداری به سوگندهای مربوط به مصالح او، پذیرش درخواست‌های او، حاجت‌شان را قبل از ابراز برآورده کردن، شریک بودن در شادی و غم او، اطعام و پوشاندن او به هنگام گرسنگی و برهنگی، در هر حال راهنمای او بودن، نکو داشت و بزرگداشت مستمر نیکان آن‌ها، پنهان داشتن باورهایی که اظهار آن موجب ایذای خاطر ایشان می‌گردد، عفو و چشم‌پوشی از خطاها و لغزش‌های او، تغافل از بدی‌های او، سرپرستی و مراقبت از فقرا و کار افتادگان و بی‌سرپرستان ایشان، دستگیری و راهنمایی نابینایان و ایجاد زمینه جهت گذراندن عادی زندگی آن‌ها، انکار مؤمن را در مورد اتهام بر شهادت دیگران مقدم داشتن (حتی اگر چهل مؤمن کاری را به او نسبت دهند که او خود منکر آن است، حرف او را باید بر دیگران مقدم نمود)، شفاعت از او در روز قیامت و.[۱۵]

  • انفاق قلبی

انفاق قلبی یعنی؛ آرزوی وصول خیرات دنیوی و اخروی، آرزوی دفع بلاهای دنیوی و اخروی، آرزوی ابقای نعمت‌های موجود، مهر دوستان به دل داشتن و بیزاری جستن از دشمنان ایشان، دایم به یاد یکدیگر بودن، آئینه او بودن (نشان دادن بی‌شائبه خوبی‌ها و بدی‌ها به یکدیگر است.[۱۶]

انفاق مالی، اعطای کمک مالی بلاعوض (برای رفع مشکلات مؤ منان)، دادن قرض‌الحسنه، دادن مهلت در پرداخت قروض (انظار معسر)، ابرای ذمه و اسقاط حق خود، قضای دیون، رفع حاجات دنیوی، اعطای هدایا در مناسبت‌های خاص، هزینه کردن مال برای رفع تخاصمات ایشان، مواسات با او در مال، حفظ اموال او و حذر کردن از وارد ساختن زیان‌های مالی، پرداخت صدقات مالی به نیابت از آن‌ها و … است.[۱۷]

گستره صله‌رحم

مراد از صله مطلق احسان و نیکی است، هرچند با سلام کردن و دیدار با یکدیگر که بر حسب عادات و رسوم، مختلف است.[۱۸] مراد از «رحم» خویشاوندان نسبی است که از راه ولادت منتسب به انسان‌اند ـ نه دامادی و شیر خوردن ـ مانند برادر و خواهر نسبی، عمو، عمّه، خاله، دایی و فرزندان آنان. برخی، رحم را به محارمی‌که ازدواج با آنان حرام است، اختصاص داده‌اند.[۱۹]

چهار اصل کلی؛ قسط و عدل، احسان، تقدم مصالح معنوی بر مادی و سلسله مراتبی بودن حقوق و تکالیف که قواعد فقهی حاکم بر روابط اجتماعی مسلمین است، در مورد صله‌رحم نیز جریان دارد. لازمه انصاف در رفتار، صله‌رحم و مهربانی با خویشاوند است. هم‌چنین داشتن روابط صمیمی و عاطفی با اقوام و انجام صله‌رحم در هر مرتبه و سطحی از مصادیق آشکار احسان است. آیات قرآن بر احسان به خویشاوندان دلالت صریح دارد.[۲۰] و اما مطابق اصل سوم، ارتباط با والدین و اقوام تا حدی است که با مصالح مهم‌تر تعارض نداشته باشد؛ از این‌رو دعوت به شرک، ترک واجبات، یا هر چیز دیگری که انسان را به گناه اندازد از ایشان قابل اطاعت نیست و البته این خواسته‌های غیراسلامی والدین و اقوام مجوز قطع رحم نمی‌باشد، اما ارتباط با آن‌ها فقط در حد رفتارهای خوب ظاهری است و شامل مودت قلبی نمی‌شود. با استناد به اصل چهارم، سلسله مراتبی بودن حقوق و تکالیف خویشاوندان بستگی به مرتبه و جایگاه و موقعیتهای مختلف آن‌ها در شبکه خویشاوندی دارد.

حرمت عاق شدن توسط والدین

عاق والدین در مورد فرزندی است که پدر و مادر هر دو از او ناراضی بوده و او رانفرین کرده باشند.[۲۱] ملا احمد نراقی (ره) در توضیح مصادیق قطع رحم و عقوق والدین می‌گوید: قطع رحم که حرام است به معنی اذیت کردن والدین با گفتار، کردار و با رفتار ناشایست است. یا سخن ناخوش نسبت به آنها به‌صورتی که دل شکسته شوند. همچنین در صورت نیاز والدین به مسکن، لباسی یا خوراکی که فرزند قدرت بر رفع احتیاج او داشته باشد و زیادتر از قدر ضرورت متمکن باشد اما مضایقه کند یا ظالمی نسبت به آنها ظلمی کند و فرزند توان رفع آن را داشته باشد اما کوتاهی کند یا از راه کینه و حسد از والدین کناره‌گیری و دوری کند. بدون عذر مسموع در وقت مرض، از آنها عیادت نکند و چون از سفر آید به دیدن آنها نرود و چون او را مصیبتی روی دهد به تعزیه او حاضر نشود و امثال این‌ها و جمع این‌ها قطع رحم است.[۲۲] مصادیق صله و رحم از نظر ملا احمد نراقی (ره) عبارت است از؛ سخن درشت و کردار زشت نداشتن نسبت به والدین، یاری کردن با مال و دست و زبان و آبرو، رفت و آمد با آنها، احوال‌پرسی از آنها[۲۳]

عقوق پدر و مادر عبارت است از؛ خشم آوردن و شکستن دل و آزردن خاطر ایشان خواه به زدن یا دشنام دادن یا صدا به ایشان بلند کردن یا تیز برایشان نگریستن یا از ایشان روی گردانیدن و با بی‌اعتنایی و نافرمانی از ایشان.[۲۴]

پانویس

  1. سوره بقره، آیه ۲۷
  2. سوره محمد، آیات ۲۲ و ۲۳
  3. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، 1385ش، ج۴، ص ۱۶
  4. راغب اصفهانی، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن با تفسیر لغوی و ادبی قرآن،1369ش، ج‏4، ص461
  5. ابن منظور، لسان‌العرب، 1414ق، ج‏11، ص 727
  6. شرف‌الدین، تحلیلی اجتماعی از صله رحم، 1378ش، ص27
  7. ابن فارس، معجم مقاییس اللغه،1404ق، ج‏2، ص498
  8. فراهیدی، کتاب العین، 1409ق، ج‏3، ص224
  9. راغب اصفهانی، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن با تفسیر لغوی و ادبی قرآن،1369ش، ج‏2، ص57
  10. طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، 1374ش، ج‏4، ص220
  11. وطن دوست و دیگران، فرهنگ روابط اجتماعی در آموزه‌های اسلامی، 1388ش، ص377
  12. شرف الدین، تحلیلی اجتماعی از صله رحم،1378ش، ص 27
  13. فیض کاشانی، محجة البیضاء، ج 2، فصل آداب الصحبة و المعاشرة
  14. شرف الدین، تحلیلی اجتماعی از صله رحم، 1378ش، ص 45.
  15. شرف الدین، تحلیلی اجتماعی از صله رحم، 1378ش، ص 46.
  16. شرف الدین، تحلیلی اجتماعی از صله رحم،1378ش، ص 47.
  17. شرف‌الدین، تحلیلی اجتماعی از صله رحم، 1378ش، ص 47.
  18. علامه مجلسی، مرآة العقول، 1404ق، ج۱، ص۳۶۳.
  19. تبریزی، صراط النجاة، 1385ش، ج۵، ص۲۶۱؛ فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، ج۱، ص۸.
  20. آیاتی مانند: بالوالدین احسانا و بذی القربی (سوره نساء، آیه 36) ان ترک خیرا الوصیة للوالدین والاءقربین (سوره بقره، آیه 180) و غیره
  21. صدر حاج سید جوادی، دایرةالمعارف تشیع، ۱۳۸۲ش، ج ۱۱، ص ۳۳۳.
  22. ملااحمد نراقی، معراج السعادة، ص 406 - 408.
  23. ملااحمد نراقی، معراج السعادة، ص 406 - 408.
  24. ملااحمد نراقی، معراج السعادة، ص 406 - 408.

منابع

  • ابن فارس، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، محقق، مصحح عبدالسلام هارون، قم، ‏ مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۴ ق‏.
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، ‏لسان العرب، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ ق‏.
  • ابن بابویه محمد بن علی (شیخ صدوق)، من لایحضره الفقیه، تهران‬، دارالکتب الاسلامیه، ‬ ۱۳۸۵ش. ‬
  • تبریزی، جواد، صراط النجاه، قم: دارالصدیقه الشهید، ۱۳۸۵ش.
  • شرف‌الدین، حسین، تحلیلی اجتماعی از صله رحم؛ کلیاتی از ابعاد فقهی صله و قطع رحم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، مرکز انتشارات، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.
  • طباطبایی، محمدحسین‏، ترجمه تفسیر المیزان، مصحح محمد باقر موسوی، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه، ۱۳۷۴ش.
  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات، ترجمه: غلامرضا خسروی حسینی، تهران، مرتضوی، چاپ اول، ۱۳۶۹ش.
  • فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، قم، نشر هجرت، چاپ دوم، ‏ ۱۴۰۹ ق‏.
  • وطن دوست و دیگران، فرهنگ روابط اجتماعی در آموزه‌های اسلامی، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، ۱۳۸۸ش.
  • فیض کاشانی، محسن، محجة البیضاء، چاپ دوم، مؤ سسه النشر الاسلامی، بی‌تا.
  • فیض کاشانی، محسن، مفاتیح الشرائع فی فقه الامامیه، جلد ۱، کتابخانه مدرسه فقاهت، بی‌تا.
  • مجلسی، محمد تقی، مرآة العقول، جلد ۱، دار الکتب الإسلامیّة، ۱۴۰۴ ه‍.ق
  • صدر حاج سید جوادی، احمد و دیگران، دایرةالمعارف تشیع، تهران، شهید سعید محبی، چاپ اول، ۱۳۸۲ش.
  • نراقی، ملااحمد، معراج السعادة، تهران، انتشارات رشیدی، بی‌تا.

ویکی ج