پرش به محتوا

حق طلاق

از ایران‌پدیا
نسخهٔ تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۰۷ توسط علی شاهرودی (بحث | مشارکت‌ها) (ابرابزار)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

حق طلاق؛ اختیار شرعیِ شخص در مطلقه کردن طرف مقابل بدون قید و شرط.
طلاق عمل حقوقی یک‌جانبه‌ای است که اصولاً با اراده مرد واقع می‌شود. اختیار طلاق به موجب قانون مدنی در دست مرد است. چنین اختیار مطلقی بر اساس مصالح خانواده به مرد داده شده و مجوزی برای سوءاستفاده مردان در وارد کردن ظلم و ضرر به زن نیست. از سوی دیگر، زن نیز می‌تواند با اتخاذ راه‌کارهای قانونی همچون طلاق قضایی، طلاق خلع و مبارات و شرط توکیل در ضمن عقد نکاح یا عقد لازم دیگر، درخواست طلاق کند.

مفهوم‌شناسی

طلاق در لغت؛ به‌معنای رهایی و جدایی است و در اصطلاح فقه، عبارت است از زائل کردن پیوند نکاح با صیغه مخصوص.[۱] همچنین در مواردی، عقد نکاح به‌علت تدلیس یا عیب فسخ می‌شود و دیگر نیازی به صیغه مخصوص نیست.[۲] در واقع، طلاق فرآیندی است که به موجب آن، شوهر به اذن یا حکم دادگاه، همسر دائمی خود را رها می‌سازد.[۳] حق طلاق به‌معنای اختیار شرعی شخص در مطلقه کردن طرف مقابل بدون قید و شرط است.[۴]

پیشینه حق طلاق در جوامع گذشته

  1. بابل؛ شوهر به‌عنوان رئیس خانواده می‌توانست در مواردی که زن تا مدت معینی صاحب فرزند نمی‌شد، او را طلاق دهد. همچنین اگر زن، بیماری مزمنی می‌گرفت، مرد می‌توانست بدون طلاق وی، همسر دیگری اختیار کند. در کل، متارکه بدون هیچ دلیلی جایز بود؛ ولی در این حالت مرد باید جهیزیه زن را پس می‌داد.[۵]
  2. یونان باستان؛ طلاق زن توسط مرد در آن جامعه دشوار نبود و مرد می‌توانست بدون دلیل زن خویش را طلاق دهد؛ ولی زن نمی‌توانست بدون دلیل شوهر خود را ترک کند. تنها در صورتی که مرد به زن ستم می‌کرد، وی می‌توانست به «آرخون» مراجعه و تقاضای طلاق کند.
  3. ایران باستان؛ در آن زمان ایرانیان پیرو آیین زرتشت بودند و در این آیین، به زن توجه زیادی می‌شد و طلاق امر آسانی نبود که مرد بدون دلیل بتواند انجام دهد. برای اینکه حکم طلاق صادر شود باید دلایل موجهی نزد «کهند» (قاضی) برده می‌شد.

برخی از آن دلایل عبارتند از:

  • عنن مرد و عدم درمان وی حداکثر تا سه سال؛
  • امتناع مرد از دادن نفقه به زوجه به مدت سه سال؛
  • بدرفتاری شوهر به‌نحوی که زن دچار عسر و حرج شود؛
  • غیبت مرد به‌مدت پنج سال.[۶]

طلاق در ادیان قبل از اسلام

  1. دین یهود؛ در تورات بیان شده که اگر مرد از همسر خویش مورد غیراخلاقی ملاحظه کرد، می‌تواند او را رها کند.
  2. دین مسیح؛ در انجیل در برخی آیات مطلق طلاق را منع می‌کند و در برخی دیگرطلاق را تنها در صورت زنای یکی از زوجین صحیح می‌داند. این تفاوت سبب منع کلی طلاق در این دین شده است.
  3. دوران جاهلیت (قبل از اسلام)؛ زنان در آن دوران هیچ ارزشی نداشتند و در ردیف حیوان قرار داشتند؛ لذا تعداد طلاق و شیوه و روش آن تنها در دست مرد بود و وی می‌توانست هر زمان و هر طور که اراده کند، همسر خویش را طلاق دهد.[۷]

حق طلاق در حقوق موضوعه

در ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی مقرر شده که حق طلاق در اختیار مرد بوده و هر زمان که بخواهد، می‌تواند زن را طلاق دهد. قوانین حمایت از خانواده، به‌منظور جلوگیری از سوء استفاده، این اختیار شوهر را مقید به شروطی کرد تا طلاق قضائی را جانشین طلاق به اراده شوهر کند و برابری زن و شوهر در انحلال خانواده را تأمین سازد.[۸] در اصلاح ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی در سال ۱۳۶۱ش و ۱۳۷۰ش، بیان شده، درصورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وی می‌تواند از دادگاه، درخواست طلاق کند؛ بنابراین، زن نیز می‌تواند در مواردی اقدام به درخواست طلاق کند:

  1. خودداری و ناتوانی شوهر از دادن نفقه؛
  2. غیبت شوهر و بی‌خبر بودن از او؛

۳. ایجاد عسر و حرج برای زن.[۹]

حق طلاق در فقه

مسئله طلاق در آیات و روایات بسیاری بیان شده است. مهم‌ترین مسائلی که در بررسی آیات و روایات مرتبط با طلاق از سوی پژوهشگران مورد توجه قرار گرفته، عبارت است از:

  1. طلاق در اسلام تشریع شده و امری مجاز است.
  2. قدر متیقن از آیات قرآن، جواز طلاق توسط مرد است.
  3. زن به‌طور مباشر و ابتدائاً متصدی طلاق گرفتن از مرد نیست.
  4. در مذهب شیعه و از منظر مشهور، به غیر از طلاق، عمل حقوقی دیگری برای انحلال نکاح وجود ندارد.
  5. اسلام از ستم نهی کرده و طلاق‌دادن زن بدون دلیل موجه، نوعی ظلم در حق او است و اسلام حق طلاق را به‌طور مطلق و بدون قید و شرط به مرد واگذار نکرده است.[۱۰]

نظریات در مورد حق طلاق زن

در بیشتر روایات، حق طلاق به مرد داده شده است؛ اما دسته‌ای از روایات وجود دارد که امکان دست‌یابی به حق طلاق را به زن داده است. با توجه به این روایات دو نظریه در این مورد ارائه شده است:

  1. نظریه قائلین به نهی اختیار حق طلاق به‌دست زنان؛ این نظریه، زنان را از داشتن حق طلاق نهی می‌کند و آن را مخالف سنت دانسته‌اند. در این حالت اگر زن خواهان طلاق باشد، نکاح باطل نمی‌شود.
  2. نظریه قائلین به تخییر؛ قائلین به این نظریه، به برخی روایات استناد کرده و قائل‌اند که در صورت تخییر زن بین طلاق و ادامه زندگی، درصورت فراهم بودن شرایط طلاق (حضور شاهد، پاکی زن و عدم نزدیکی)، اگر زن طلاق را اختیار کند، طلاق صحیح بوده و واقع می‌شود.[۱۱]

سوء استفاده از حق طلاق

قرآن در سوره‌های بقره، نساء، احزاب و طلاق آیاتی مربوط به طلاق دارد. این آیات از مرد به‌عنوان دارنده حق طلاق، خواسته که در صورت جدا شدن از زن، او را به شایستگی و نیکی طلاق دهد و سبب ظلم بر او نشود.[۱۲] با این وجود، اختیار نسبتاً نامحدود مرد در امر طلاق ممکن است در مواردی از سوی وی مورد سوءاستفاده قرار گیرد و آن را وسیله فشار بر زوجه و اضرار وی قرار دهد. مصادیق سوء ستفاده از حق طلاق زوج عبارتند از:

  • اعمال نابه‌جا و ظالمانه طلاق؛
  • اقدام نکردن شوهر به طلاق و ورود ضرر به زن؛
  • اجبار زن به ادامه زندگی زناشویی.[۱۳]

راه‌کارهای مقابله با سوء استفاده از حق طلاق

قانون گذار برای مقابله با سوء استفاده از حق طلاق توسط زوج، راه کارهایی ارائه داده است؛ از جمله:

  1. سلب اثر؛ در صورتی‌که اثبات شود طلاق بدون سبب یا با قصد اضرار به زوجه صورت گرفته و در صورت جمع بودن تمام ارکان سوءاستفاده از حق، می‌توان برخی آثار طلاق را بی‌اعتبار دانست.
  2. جبران خسارات؛ چنانچه در اثر سوءاستفاده از این حق خسارتی به طرف مقابل وارد شود، باید امکان طرح دعوای مسئولیت مدنی و الزام متخلف به جبران خسارت وجود داشته باشد. جبران خسارت تنها شامل زیان‌های مالی نیست، بلکه زیان‌های معنوی را نیز در برمی‌گیرد.[۱۴]

در صورتی که إعمال نکردن حق طلاق نیز موجب ورود ضرر بر زن باشد، راه‌کارهایی ارائه شده است از جمله:

  1. طلاق قضائی یا طلاق به حکم دادگاه؛ در این طلاق، اراده مرد دخالتی ندارد و برای جلب رضایت

او به طلاق، مالی به او داده نمی‌شود؛ بلکه زن خود مستقیماً از دادگاه تقاضای طلاق می‌کند.

  1. طلاق خلع؛ در طلاق خلع، زن به جهت کراهتی که از شوهر خود دارد، مالی به وی می‌دهد و طلاق می‌گیرد. خواه این مال عین مهر یا معادل یا بیشتر یا کمتر از مهر باشد.
  2. طلاق مبارات؛ این طلاق نیز، طلاقی به عِوَض است با این تفاوت که در این نوع طلاق، کراهت تنها از جانب زن نیست؛ بلکه طرفینی است یعنی زن و شوهر از یکدیگر منزجر شده‌اند. در این حالت زن فدیه‌ای می‌دهد تا مرد رضایت به طلاق دهد. این فدیه نباید بیشتر از میزان مهریه باشد.
  3. شرط توکیل طلاق در ضمن عقد لازم؛ در این روش، اگر مرد به شروطی که در عقد نکاح قرار داده شده، عمل نکند زن می‌تواند با شرط وکالت در طلاق، خود را مطلقه سازد.[۱۵]

پانویس

  1. شهید ثانی، مسالک‌الافهام، 1413ق، ص125؛ مقدسی و همکاران، «واکاوی اختیارات زوجه در حق طلاق»، 1401ش، ص2
  2. مقدسی و همکاران،«تاثیرعرف زمان و مکان در اختصاص حق طلاق»، 1400ش، ص32.
  3. کاتوزیان، دوره مقدماتی حقوق مدنی خانواده، 1396ش، ص189.
  4. سلطانی و همکاران، «بررسی تعارض مابین اصل حاکمیت اراده و حق طلاق در حقوق خانواده»، 1399ش، ص93.
  5. بهرامی‌نژاد مغونیه و معیرمحمدی، «بررسی تاریخی طلاق با توجه به حق طلاق»، 1394ش، ص112.
  6. بهرامی‌نژاد مغونیه و معیرمحمدی، «بررسی تاریخی طلاق با توجه به حق طلاق»، 1394ش، ص112.
  7. جعفرپور، «حق طلاق»، 1378ش، ص41؛ بهرامی‌نژاد مغونیه و معیرمحمدی، «بررسی تاریخی طلاق با توجه به حق طلاق»، 1394ش، ص114.
  8. کاتوزیان، دوره مقدماتی حقوق مدنی خانواده، 1396ش، ص214.
  9. کاتوزیان، دوره مقدماتی حقوق مدنی خانواده، 1396ش، ص217.
  10. جعفرپور، «حق طلاق»، 1378ش، ص12.
  11. مقدسی و همکاران، «واکاوی اختیارات زوجه در حق طلاق»، 1401ش، ص4؛ علایی نوین، «بررسی حق طلاق زنان در فقه امامیه و حقوق موضوعه»، 1389ش، ص110.
  12. سوره بقره، آیه‌های 231 و 229 و 241.
  13. خدادادپور و دیلمی، «سوء استفاده از حق طلاق و راه‌کارهای قانونی مقابله با آن»، 1388ش، ص80؛ بوعذار و پورعبدالله، «تزاحم اصل قوامیت و قواعد لاضرر و لاحرج در اعمال حق طلاق زوج»، 1400ش، ص133.
  14. خدادادپور و دیلمی، «سوء استفاده از حق طلاق و راه‌کارهای قانونی مقابله با آن»، 1388ش، ص83-87.
  15. عابدی و امینی، «حق طلاق زنان: حکم شرعی، حقیقت حقوق بشری»، 1399ش، ص224-225؛ خدادادپور و دیلمی، «سوء استفاده از حق طلاق و راه‌کارهای قانونی مقابله با آن»، 1388ش، ص88-90.

منابع

  • قرآن
  • بوعذار، رکسانا و پورعبدالله، کبری، «تزاحم اصل قوامیت و قواعد لاضرر و لاحرج در اعمال حق طلاق زوج»، دوفصل‌نامه علمی فقه و حقوق خانواده، دوره ۲۶، شماره ۷۴، ۱۴۰۰ش.
  • بهرامی‌نژاد مغونیه، علی و معیرمحمدی، محمدعلی، «بررسی تاریخی طلاق با توجه به حق طلاق»، پژوهش‌نامه حقوق خصوصی عدالت، سال دوم، شماره ۳، ۱۳۹۴ش.
  • جعفرپور، جمشید، «حق طلاق (بخش اول)»، مطالعات راهبردی زنان، شماره ۵، ۱۳۷۸ش.
  • جعفرپور، جمشید، «حق طلاق (بخش دوم)»، مطالعات راهبردی زنان، شماره ۶، ۱۳۷۸ش.
  • خدادادپور، منیژه و دیلمی، احمد، «سوء استفاده از حق طلاق و راه‌کارهای قانونی مقابله با آن»، فصل‌نامه خانواده‌پژوهی، سال پنجم، شماره۱۷، ۱۳۸۸ش.
  • سلطانی، حاتم و همکاران، «بررسی تعارض مابین اصل حاکمیت اراده و حق طلاق در حقوق خانواده»، فصل‌نامه تحقیقات حقوقی تطبیقی ایران و بین‌الملل، سال سیزدهم، شماره ۴۸، ۱۳۹۹ش.
  • عابدی، محمد و امینی، اعظم، «حق طلاق زنان: حکم شرعی، حقیقت حقوق بشری»، دوفصل‌نامه حقوق بشر، سال شانزدهم، شماره ۱، ۱۳۹۹ش.
  • عاملی، زین‌الدین بن علی (شهید ثانی)، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، قم، مؤسسه معارف اسلامی، چاپ نخست، ۱۴۱۳ق.
  • علایی نوین، فروزان، «بررسی حق طلاق زنان در فقه امامیه و حقوق موضوعه»، فدک، سال اول، شماره۲، ۱۳۸۹ش.
  • کاتوزیان، ناصر، دوره مقدماتی حقوق مدنی خانواده، تهران، میزان، چاپ نهم، ۱۳۹۶ش.
  • مقدسی، محبوبه سادات و همکاران، «تأثیر عرف زمان و مکان در اختصاص حق طلاق»، فصل‌نامه خانواده درمانی کاربردی، دوره ۲، شماره ۲، ۱۴۰۰ش.
  • مقدسی، محبوبه سادات و همکاران، «واکاوی اختیارات زوجه در حق طلاق»، مبانی فقهی حقوق اسلامی، سال چهاردهم، شماره ۲۹، ۱۴۰۱ش.