ادبیات فارسی در افغانستان
ادبیات فارسی در افغانستان؛ آثار ادبی تولیدشده به زبان فارسی در افغانستان.
ادبیات در افغانستان، همواره تحت تأثیر تحولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی قرار داشته است. این سرزمین که روزگاری مهد شکوفایی ادبی با چهرههایی چون فردوسی، جامی و نوایی بود، در دوران معاصر دگرگونیهای عمیقی در عرصه ادبیات را دیده است. جنگها، ناآرامیها و مهاجرتهای گسترده، موجب ظهور گونههای نوین ادبی از جمله ادبیات مقاومت و مهاجرت شده است. ادبیات مقاومت با بازتاب مبارزات مردم در برابر اشغال و ستم، و ادبیات مهاجرت با پرداختن به مفاهیمی چون غربت، حسرت وطن و چالشهای هویتی، هر یک به شیوهای خاص به بازتاب شرایط اجتماعی و سیاسی این سرزمین پرداخته است. این تحولات اگرچه ناشی از شرایط دشوار بوده، اما به غنای ادبیات معاصر افغانستان افزوده و آن را به آیینهای تمامنما از تاریخ پر فراز و نشیب این سرزمین تبدیل کرده است. ارتباط دیرینۀ این سرزمین با مراکز فرهنگی ایران و هند نیز در شکلگیری این ادبیات نقشی اساسی ایفا کرده است. ادبیات زنان در افغانستان مسائل حقوقی، اجتماعی و فرهنگی آنان را برجسته ساخته و در سالهای اخیر با ظهور نویسندگان زن، گسترش چشمگیری یافته است. ادبیات کودک در قالب داستانها و اشعار ساده، مفاهیم اخلاقی و ملی را به کودکان منتقل کرده و تاریخچۀ کوتاه در این کشور دارد. ادبیات عامیانه شامل ضربالمثلها، قصههای فولکلور و ترانههای محلی بوده که ریشه در فرهنگ مردمی دارد و سبک زندگی، باورها و آداب سنتی جامعۀ افغانستان را بازتاب میدهد. ادبیات پشتو بهعنوان بخش مهمی از میراث فرهنگی افغانستان، با شعرا و نویسندگانی همچون خوشحال خان ختک، همواره در کنار ادبیات فارسی به حیات پویای خود ادامه داده و در بیان هویت قومی و ملی نقش داشته است.
پیشینه
افغانستان از دیرباز، خاستگاه زبان و ادب فارسی بوده و همواره میزبان شاعران و ادیبان بزرگ بوده است. دربار سلطان محمود غزنوی، حدود ۴۰۰ شاعر برجسته را گرد آورده بود، ازجمله عنصری بلخی، فرخی سیستانی، عسجدی مروزی، فردوسی طوسی و کسایی مروزی. پس از غزنویان، عصر تیموریان در هرات، یکی از درخشانترین دورههای ادبیات فارسی در افغانستان بهشمار میرود. شاعران و نویسندگان بزرگی چون عبدالرحمن جامی، امیر علیشیر نوایی، میرخواند، کمالالدین بهزاد و حسین واعظ کاشفی در این دوره میزیستهاند.[۱][۲]
در دوران معاصر، بیشتر پژوهشگران آغاز دورهٔ معاصر شعر و ادب افغانستان را به دورهٔ حبیباللهخان نسبت میدهند. هرچند پیش از آن، در دورهٔ احمدشاه درانی و تیمور درانی نیز توجهی نسبی به ادبیات میشد و حضور شاعران ایرانی در دربار افغانستان بر غنای ادبیات فارسی در این سرزمین افزود، اما جنگها و ناامنیهای پیدرپی مانع رشد پایدار ادبیات شد. در دوران شیرعلیخان، با اصلاحات سید جمالالدین افغانی، ادبیات دوباره رونق یافت، اما بار دیگر جنگها و اشغالهای خارجی آن را به حاشیه راند. در دورهٔ حبیباللهخان، با تأسیس مدارس نوین و تشکیل حلقهٔ ادبا، زمینههای تازهای برای ادبیات فراهم شد، اما در دوران امانالله و پس از کودتاهای متوالی، بسیاری از شاعران و نویسندگان وطن را ترک کردند و ادبیات مهاجرت شکل گرفت.[۳]
سبکهای ادبی
در افغانستان، سبکهای ادبی مختلفی در طول تاریخ ظهور و افول کردهاند. در دورهٔ سامانیان، سبک ماوراءالنهر با ویژگیهای سادهنویسی رواج داشت. در عصر غزنویان، سبک خراسانی و در دورهٔ سلجوقیان، سبک عراقی جایگاه برجستهای پیدا کردند. در دورهٔ تیموریان هند، سبک هندی بر شعر و ادبیات فارسی افغانستان و آسیای مرکزی تأثیر گذاشت و میرزا عبدالقادر بیدل و غالب دهلوی از شاعران برجستهٔ این سبک بودند. بیدل در افغانستان از محبوبیت ویژهای برخوردار است و سنت بیدلخوانی در این کشور رواج دارد. از دورهٔ امیر دوستمحمدخان به بعد، شاعرانی با الهام از سبکهای خراسانی و عراقی، این شیوهها را احیا کردند و نمونههایی ارزشمند از شعر کلاسیک به ادبیات افغانستان افزودند.[۴]
شعر نو در افغانستان سابقهای چندان طولانی ندارد و عمدتاً متأثر از شعر نیمایی و شعر معاصر ایران شکل گرفته است. پایهگذاران آن را شاعرانی چون آیینه، الهام، بارق شفیعی، توفیق، محمد فارانی و سلیمان لایق دانستهاند. بسیاری از این شاعران نوپرداز، کار خود را با سرودن شعر به سبکهای سنتی آغاز کردهاند. تأثیرپذیری شعر نو افغانستان از شاعران ایرانی مانند فریدون مشیری، نادر نادرپور و نصرتالله رحمانی بهوضوح محسوس است. با این حال، شعر نو در افغانستان نتوانسته همپای شعر کلاسیک پیشرفت کند و شعر سپید کمتر مورد اقبال قرار گرفته است، زیرا مخاطبان افغان هنوز آمادگی کامل برای پذیرش این گونهٔ شعری را ندارند.[۵][۶]
ادبیات داستانی
ادبیات داستانی در افغانستان، به مفهوم مدرن آن، حدود یک سده پیش آغاز شد.[۷] نخستین بار محمود طرزی در نشریهٔ «سراجالاخبار» مباحث داستانی را مطرح و آثار غربی را معرفی کرد.[۸] با آغاز دورهٔ امانالله (۱۹۱۹م)، روزنامهها و مجلاتی مانند «نسیم سحر» و «معرّف معارف» به انتشار قطعات داستانی پرداختند.[۹] «جهاد اکبر» نوشتهٔ مولوی محمدحسین، نخستین داستان مدرن افغانستان است که در ۱۲۹۸ش در ماهنامهٔ «معرف معارف» منتشر شد. پس از آن، آثاری چون «تصویر عبرت» (۱۳۰۱ش)، «ندای طلبهٔ معارف» (۱۳۰۲ش) و «لوحهٔ وفا» به چاپ رسیدند.[۱۰]
در دههٔ ۱۳۳۰ش، نویسندگان جدیدی با شاخصهای داستان امروزی پا به عرصه گذاشتند[۱۱] و دههٔ چهل، با تدوین قانون اساسی و آزادی مطبوعات، به نقطهٔ عطفی در ادبیات داستانی معاصر تبدیل شد.[۱۲] پس از کودتای ۷ ثور ۱۳۵۷ش، ادبیات به دو جریان طرفدار رژیم و مستقل از آن تقسیم شد[۱۳] و در خارج از کشور، ادبیات مقاومت شکل گرفت. با جنگهای داخلی و ظهور طالبان، نویسندگان بیشتری مهاجرت کردند و به ادبیات ضد جنگ روی آوردند.[۱۴] پس از سقوط طالبان در ۱۳۸۰ش، بسیاری از نویسندگان بازگشتند و فصل جدیدی در داستاننویسی فارسی دری رقم خورد، اما با تسلط مجدد طالبان در ۱۴۰۰ش، اکثریت آنان دوباره مهاجرت کردند.[۱۵]
دورههای تاریخی داستاننویسی
- ۱۲۹۸–۱۳۰۸ش: همزمان با استقلال افغانستان، نخستین داستانوارههای مدرن منتشر شد.[۱۶]
- ۱۳۰۸–۱۳۲۸ش: محیالدین انیس نخستین بیانیهٔ رسمی داستاننویسی را منتشر کرد و اولین داستان کوتاه معاصر چاپ شد. تأسیس دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه کابل (۱۳۲۳ش) و انجمنهای علمی به رشد آن کمک کرد.[۱۷]
- ۱۳۲۸–۱۳۴۲ش: نویسندگان از بازنویسی افسانهها فاصله گرفتند و به بازتاب واقعیتهای اجتماعی، اغلب با نگاهی فقرنگارانه، روی آوردند. نثر ساده و فصیح رواج یافت. انجمن «ویش زلمیان» (جوانان بیدار) با گرایشهای سوسیالیستی شکل گرفت و چهرههایی چون عبدالرؤف بینوا، گلپادشاه الفت و محمدصابر روستا باختری در این دوره فعالیت داشتند.[۱۸][۱۹]
- ۱۳۴۲–۱۳۵۷ش: فضای باز سیاسی و مطبوعاتی دههٔ دموکراسی، زمینه را برای ظهور نویسندگان جدید و ترویج رئالیسم سوسیالیستی فراهم کرد. داستان کوتاه رونق یافت[۲۰] و جایگاه خود را در ادبیات معاصر تثبیت کرد.[۲۱]
- ۱۳۵۷–۱۳۷۱ش: با کودتای ۱۳۵۷ش، رئالیسم سوسیالیستی مورد حمایت قرار گرفت و «اتحادیۀ نویسندگان جمهوری دموکراتیک افغانستان» شکل گرفت. آثار شعاری و آرمانخواهانه تولید شد، اما برخی نویسندگان مستقل نیز با رویکرد نمادگرایی، آثار قابل قبولی خلق کردند. بسیاری از نویسندگان نیز مجبور به مهاجرت شدند.[۲۲]
- ۱۳۷۱–۱۳۸۴ش: ادبیات مهاجرت در کشورهای مختلف شکل گرفت. در ایران، ابتدا مهاجران و سپس نسل جدید، به داستاننویسی روی آوردند و ادبیات مقاومت و مهاجرت را رونق بخشیدند.[۲۳]
انواع و ویژگیها
تاکنون حدود ۳۰۰ جلد کتاب داستانی در افغانستان منتشر شده که بیشتر آنها داستان کوتاه و بخشی رمان است. بهترین آثار پساز ۱۳۸۰ش در داخل و خارج از کشور چاپ شدهاند.[۲۴] نخستین ترجمههای داستانی توسط محمود طرزی انجام شد و در دههٔ ۱۳۴۰ش، ترجمهٔ رمانهای فرانسوی، انگلیسی و روسی رواج یافت؛ اما افغانستان در حوزهٔ ترجمه به ایران و تا حدودی پاکستان متکی بوده است.[۲۵] رماننویسی از دههٔ چهل آغاز شد و در دهههای هشتاد و نود به شکوفایی رسید، هرچند داستاننویسان بیشتر به داستان کوتاه گرایش داشتهاند.[۲۶]
درونمایهها: مضامین اولیه شامل مسائل اجتماعی، پایداری و اخلاق بود. در دههٔ چهل، رئالیسم سوسیالیستی با محوریت مظالم حاکمان و مشکلات طبقهٔ کارگر مطرح شد. پساز کودتای ۱۳۵۷ش، ادبیات سرخ و سپس ادبیات مهاجرت، جنگ و ضد جنگ، و همچنین مسائل انسانی، از درونمایههای اصلی داستاننویسی شدند.[۲۷]
مهاجرت: پس از کودتای ۱۳۵۷ش، نویسندگان به کشورهای مختلف پراکنده شدند. در ایران، از اواخر دههٔ شصت، نخستین گروه از مهاجران در مشهد و قم به داستاننویسی روی آوردند و بهتدریج از ادبیات تبلیغی به ادبیات ضد جنگ گرایش یافتند. گروه دوم، با اثرپذیری از ادبیات ایران، به نوگرایی و نوجویی پرداختند. پساز ۱۳۸۰ش، بسیاری از این نویسندگان بازگشتند و آثار خود را در کابل منتشر کردند.[۲۸][۲۹]
داستاننویسی زنان و کودکان: ماگه رحمانی نخستین بانوی داستاننویس افغانستان است و بهترین داستاننویسان زن در ایران پرورش یافتهاند. داستاننویسی برای کودکان از دههٔ پنجاه آغاز شد و در دوران کمونیستها با مضامین تبلیغاتی رونق گرفت، اما بیشترین آثار با مضامین آموزشی و حقوق بشری در دهههای هشتاد و نود منتشر شد.[۳۰][۳۱]
ادبیات مقاومت
ادبیات مقاومت که با هدف پایداری در برابر نظامهای استبدادی، تجاوز خارجی و نبود آزادی شکل گرفته و به توجیه اعتراض، دعوت به مقاومت و توصیف فجایع میپردازد، به ادبیات پایداری نیز معروف است. این ادبیات بر مبارزه با بیداد داخلی یا تجاوز بیرونی در همهٔ حوزههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تأکید دارد.[۳۲] در افغانستان، سابقهٔ ادبیات پایداری به جنگهای افغان و انگلیس و آثاری چون «اکبرنامه» و «جنگنامه» بازمیگردد.[۳۳] با این حال، نمونههای غنیتری از آن در ادبیات عامیانه، بهویژه در دورهٔ سرکوب عبدالرحمان علیه هزارهها، دیده میشود[۳۴] که در دوبیتیها، مختهها و مثلها تجلی یافته است. از مشهورترین این آثار، «مخته گلمامد» است که مظلومیت مردم را در دورهٔ بچّهسقا بازتاب میدهد.[۳۵] در ادبیات رسمی نیز شاعرانی چون سرور جویا و طالب قندهاری و بهویژه سید اسماعیل بلخی، که بهعنوان بنیانگذار ادبیات پایداری افغانستان شناخته میشود، در شرایط اختناق، صدای اعتراض را بلند کردند.[۳۶] سروده زیر از سید اسماعیل بلخی است:[۳۶]
| حاجتی نیست به پرسش که چه نام است اینجا | جهل را مسند و بر فقر مقام است اینجا | |
| علم و فضل و هنر و سعی و تفکر ممنوع | آنچه در شرع حلال است، حرام است اینجا | |
| فکرِ مجموع در این قافله، جز حیرت چیست؟ | زان که اندر کف یک فرد زمام است اینجا | |
| بلخیا! نکبت و ادبار ز سستی پیداست | چارۀ اینهمه یکباره قیام است اینجا |
ادبیات مقاومت در دوران معاصر با کودتای ۷ ثور ۱۳۵۷ش به یک جریان تبدیل شد. در اوایل دههٔ ۱۳۶۰ش، شاعران هراتی مقیم مشهد، مجمعی فرهنگی تشکیل دادند و نخستین اشعار مقاومت را سرودند.[۳۷] در سالهای بعد، انجمن اسلامی شعرای انقلاب اسلامی افغانستان (۱۳۶۵ش) شکل گرفت و مجموعههایی چون «ضریح آفتاب»، «هوای حرم» و «نافلهٔ باران» منتشر شد. نخستین مجموعهٔ شعر مقاومت، «اشک قلم» (۱۳۶۹ش) و نخستین مجموعهٔ داستان مقاومت، «مهاجران فصل دلتنگی» (۱۳۷۵ش) از جمله آثار شاخص این دوره هستند.[۳۸]
ادبیات مقاومت شامل آثار منظوم و منثور است و در قالبهایی چون شعر، داستان، خاطره و نمایشنامه تجلی یافته است.[۳۹] شعر، بخش مهمی از ادبیات مقاومت را تشکیل میدهد و بهصورت سرود، دوبیتی، رباعی، قصیده و شعر نو سروده شده است. شعر سالهای جهاد علیه شوروی، بهترین مصداق «شعر مقاومت افغانستان» دانسته شده است.[۴۰] داستاننویسی مقاومت پس از شعر رونق یافت و نخستین مجموعهٔ داستان با عنوان «مهاجران فصل دلتنگی» در ۱۳۷۵ش منتشر شد. پیشاز آن، داستانهای کوتاه در مطبوعات مهاجرین به چاپ میرسید.[۴۱][۴۲][۴۳] خاطرهنویسی مقاومت ابتدا در مطبوعات بهصورت قطعات کوتاه نمود یافت و سپس مجموعههای مستقلی از خاطرات جهاد منتشر شد.[۴۴]
از نظر جغرافیایی، ادبیات مقاومت افغانستان در سه کانون شکل گرفته است:
- داخل کشور: با وجود اختناق، شاعرانی با استفاده از نمادها و استعارهها به مقاومت پرداختند.[۴۵]
قهار عاصی سروده است:[۴۶]
| این ملّت من است که دستان خویش را | بر گرد آفتاب کمربند کرده است | |
| این مشتهای اوست که میکوبد از یقین | دروازههای بستۀ تردید قرن را |
ایران: این کشور به کانون اصلی ادبیات مقاومت تبدیل شد. نسل پیشکسوت و نسل جدید آثار بسیاری در این حوزه خلق کردند.[۴۷]
نمونهای از این اشعار:[۴۸]
| گر بگیرد امشب از دستم تبرزین مرا | جشن میگیرند فردا روز آیین تدفین مرا | |
| تکیه بر بازوی مردی باید امشب داد و بس | جز تفنگ آری، که دارد تاب تأمین مرا؟ | |
| من نبودم، آسمان یکباره خالی شد ز ماه | کمکمک زین کهکشان چیدند پروین مرا | |
| ترسِ سر، چندی است دارد سر به راهم میکند | بشکن ای سنگ اجل خوف بلورین مرا | |
| فصل تزویر است و چاه نابرادر پیش رو | کو فرامرزی که گیرد از عدو کین مرا؟ |
پاکستان و کشورهای دیگر: در پاکستان، ادبیات مقاومت در دورهٔ طالبان (۱۳۷۴–۱۳۸۰ش) رونق یافت. در سایر کشورها نیز شاعرانی به این جریان پیوستند.[۴۹][۵۰]
شعر ذیل نمونهای از کوشش ادبی در این کشورها است:[۵۱]
| وطندار دلیر من! بنازم چشم مستت را | وطن در انتظار بازوی کشورگشای توست | |
| به خاک افکن، به خون تر کن، به بادش ده، در آتش سوز! | از این بدتر چه میباشد که دشمن در سرای توست؟ | |
| نگاه آرزومند وطن سوی تو میبیند | که روز امتحانِ خنجر جنگآزمای توست | |
| ز فریاد تفنگت جز صدای حق نمیآید | ز خیبر تا مدینه گوشها وقف صدای توست | |
| چه زیباتر از این نقشی که بیند دیدۀ تاریخ | که تو خنجر به کف، دشمن فتاده زیر پای توست | |
| خداجویی، وطنخواهی سرافرازی و آزادی | به خون شیرمردان نقش بر روی لوای توست |
آثار متعددی در حوزهٔ ادبیات مقاومت منتشر شده است؛ ازجمله «شعر مقاومت افغانستان» (دفتر اول و دوم)،[۵۲] «سوگنامهٔ بلخ»، «پیاده آمده بودم»، «میدان هوایی گردیز»، «مهاجران فصل دلتنگی»، «سنگ ملامت» و «دستهای خالی».[۵۳] نشریاتی چون «پیام مهاجر»،[۵۴] «گلبانگ»، «دُرّ دری»،[۵۵] «فریاد عاشورا» و «بنیاد وحدت» نیز نقش مهمی در انعکاس ادبیات مقاومت داشتند.[۵۶] تشکلهای ادبی مانند انجمن شاعران انقلاب اسلامی افغانستان، دفتر هنر و ادبیات انقلاب اسلامی افغانستان، مؤسسهٔ فرهنگی دُرّ دری، کانون ادبی کلمه و خانهٔ ادبیات افغانستان، نقش محوری در پرورش نسلهای بعدی ادبیات مقاومت ایفا کردند. همایشهایی چون کنگرهٔ شعر و قصهٔ طلاب و مجمع شعر انقلاب اسلامی افغانستان نیز به گسترش این جریان کمک کردند.[۵۷]
ادبیات مقاومت غرب کابل، با الهام از مقاومت سهسالهٔ مردم هزاره و شیعه در غرب کابل شکل گرفت و مفاهیم عدالتخواهی، ظلمستیزی و هویتجویی را بازتاب میدهد.[۵۸] این مقاومت، نقطهٔ عطفی در تاریخ معاصر افغانستان بود و موجب تقویت خودباوری و حضور مؤثر هزارهها در صحنهٔ سیاسی کشور شد.[۵۹] ابوطالب مظفری، معتقد است که مقاومت غرب کابل، شاعران را به سمت بازتاب حقایق اجتماعی سوق داد. امروزه شعر عدالتخواهی در چارچوب ادبیات مقاومت غرب کابل، به یکی از جریانهای قدرتمند ادبیات افغانستان تبدیل شده است.[۶۰]
ادبیات مهاجرت
ادبیات مهاجرت به آثاری گفته میشود که خارج از مرزهای کشور خلق شده و به سه شکل تعریف میشود: ادبیات در مهاجرت که متأثر از فضای فرهنگی کشور میزبان است؛ ادبیات با محوریت دغدغههای انسان مهاجر؛ ادبیات پسااستعماری در واکنش به سلطهٔ فرهنگی و سیاسی غرب بر شرق.[۶۱][۶۲] دوره اوج ادبیات مهاجرت افغانستان، پساز کودتای ۷ ثور ۱۳۵۷ش بود که منجر به آوارگی گستردهٔ مردم شد. بستر اصلی رشد این ادبیات در ایران بود و نخستین نشریهٔ مهاجرین، «پیام مهاجر»، در ۱۳۵۷ش در قم منتشر شد. در مشهد نیز شاعرانی به ترویج شعر مهاجرت پرداختند.[۶۳] در ابتدای دهۀ ۱۳۶۰ش شب شعر و برنامههای مختلط سیاسی و ادبی توسط برخی احزاب و مراکز فرهنگی در مشهد اجرا میشد.[۶۴]
روند رشد ادبیات مهاجرت از اواخر دههٔ ۱۳۶۰ش با چاپ مجموعههایی چون «ضریح آفتاب»، «هوای حرم» و «نافلهٔ باران» شتاب گرفت و نخستین مجموعهٔ شعر مهاجران با عنوان «اشک قلم» در ۱۳۶۹ش منتشر شد.[۶۵] ادبیات داستانی مهاجرت نیز از اواسط دههٔ ۱۳۶۰ش شکل گرفت و اولین مجموعهٔ داستان مهاجرت با نام «مهاجران فصل دلتنگی» در ۱۳۷۵ش به چاپ رسید.[۶۶] در دیگر کشورها، نسلهای جدید مهاجرین به شعر و داستان روی نیاوردند و جریان جدیدی ایجاد نشد.[۶۷] در اینگونه از ادبیات، معمولاً مشکلات مهاجرت مانند غربت، تنهایی و فقدان منزلت، مطرح شده و راههای مواجهه با چالشها و تسکین رنجها جستجو میشود تا آیندهای مطلوب برای اقامت، تابعیت، بازگشت یا مهاجرت مجدد بهدست آید.[۶۸]
انواع ادبیات مهاجرت شامل آثار منظوم و منثور در قالبهای شعر، داستان، خاطره و نمایشنامه است. شعر مهاجرت در قالبهای کلاسیک و نو سروده شده است.[۶۹] نخستین مجموعهٔ داستان مهاجرت در ۱۳۷۵ش منتشر شد[۷۰] و رمانهایی چون «زمستان» و «اینک دانمارک» نیز در این حوزه نوشته شده است.[۷۱] خاطرهنویسی مهاجرت نیز از دههٔ ۱۳۸۰ش با گسترش وبلاگنویسی رونق یافت و آثاری چون «کتاب وطندار» و «از هریرود تا زایندهرود» از جمله آثار مکتوب در این زمینه هستند.[۷۲][۷۳]
از نظر جغرافیایی، ادبیات مهاجرت افغانستان در چهار کانون شکل گرفته است:
- ایران: نخستین و مهمترین کانون ادبیات مهاجرت است که تحت تأثیر ادبیات انقلاب اسلامی قرار داشت. شاعران مهاجر در قالبهای کلاسیک به مضامینی چون دفاع مقدس، عدالتخواهی و ارزشهای اخلاقی پرداختند و در داستاننویسی نیز تحت تأثیر ادبیات داستانی ایران قرار گرفتند.[۷۴] کانونهای ادبی مهاجران در مشهد، قم، تهران، اراک و اصفهان فعال بودند.[۷۵][۷۶] پس از سقوط طالبان در ۱۳۸۰ش، بسیاری از ادیبان به افغانستان بازگشتند و پس از سقوط جمهوری اسلامی در ۱۴۰۰ش، شمار کمی از آنان در ایران باقی ماندند.[۷۷]
- پاکستان: در دورهٔ طالبان (۱۳۷۴–۱۳۸۰ش) ادبیات مهاجرت در پاکستان رونق یافت، اما پس از سقوط طالبان، بسیاری از ادیبان به کشور بازگشتند یا به کشورهای دیگر مهاجرت کردند.[۷۸]
- اروپا و آمریکا: ادیبان افغانستانی بهصورت پراکنده در این کشورها حضور داشتند و آثاری تولید کردند، اما جریان قابلتوجهی شکل نگرفت.[۷۹][۸۰][۸۱]
در دهۀ شصت و هفتاد شمسی همایشها، نشستها، کنگرهها و شبهای شعر بسیاری در ایران و گاهی در برخی از کشورهای دیگر برگزار میشد که اغلب بازتابدهندۀ ادبیات مهاجرت و مقاومت بود؛ «کنگرۀ شعر و قصه طلاب» و «مجمع شعر انقلاب اسلامی افغانستان» توسط نمایندهگی رهبر جمهوری اسلامی ایران در امور افغانستان، در شهرهای مختلف ایران برگزار میشد.[۸۲] بعدها جشنوارۀ قند پارسی در تهران که نهمین دورۀ آن در ۱۳۹۶ش در تهران، جشنوارۀ هزار و یکشب که ششمین دورۀ آن در ۱۳۹۶ش در کابل و جشنوارههای پراکنده دیگری در شهرهای مختلف جهان برگزار شده است.[۸۳] برخی وبسایتهای ادبی نیز در حوزۀ معرفی ادبیات مهاجرت افغانستان فعال هستند، ازجمله «وطن ادب» و «کابلستان».[۸۴]
ادبیات زنان
ادبیات زنان افغانستان، از رابعه بلخی (قرن چهارم هجری) بهعنوان نخستین شاعر زن پارسیگو، تا شاعران معاصر، همواره روایتی از مقاومت در برابر محرومیتهای تاریخی و ساختارهای مردسالارانه بوده است. در دورههای اولیه، شاعرانی چون رابعه بلخی و مخفی بدخشی (سیدهبگم، ۱۲۵۵–۱۳۴۲ش) ناگزیر از استعارههای پیچیده و نامهای مستعار برای بیان دردهای زنانه استفاده میکردند؛ اما در دوران معاصر، نسل جدیدی از شاعران زن با صراحت بیشتری به بیان مسائل زنان پرداختهاند.[۸۵]
دورهٔ طالبان (نیمهٔ دوم دههٔ ۱۳۷۰ش) تاریکترین دوره برای فعالیتهای ادبی زنان بود و حتی مطالعهٔ ادبیات نیز برای آنان ممنوع شد؛ اما پس از سقوط طالبان در ۲۰۰۱م، نسل جدیدی از شاعران زن مانند حمیرا نکهت دستگیرزاده، خالده فروغ و مهتاب ساحل پا به عرصه گذاشتند. آنان با استفاده از فضای مجازی، محدودیتهای سنتی را تا حدی کنار زدهاند. محور اصلی آثار این نسل، اعتراض به نابرابریهای جنسیتی و پیامدهای جنگ است؛ اما با وجود پیشرفتها، ادبیات زنان افغانستان همچنان با چالشهایی چون سنتهای مردسالارانه، شرایط سیاسی ناپایدار و ناهمخوانی محتوای برخی آثار با سبک زندگی مردم مواجه است. با این حال، افزایش زنان تحصیلکرده و شکلگیری شبکههای ادبی زنان موجب شده است که شاعران جوان با تلفیق سنت و مدرنیته، راه جدیدی در ادبیات زنانه بگشایند.[۸۶]
ادبیات عامیانه
ادبیات افغانستان در دو جریان متمایز شکل گرفته است: ادبیات عامیانه که بازتابدهندهٔ روحیات و ارزشهای نظام قبیلهای است و از طریق روایتهای شفاهی، سینهبهسینه حفظ و منتقل شده است؛ و ادبیات رسمی فارسی که خاص طبقات فرهیخته و تحصیلکرده است و گونههای متنوعی چون حماسه، تراژدی، کمدی و شعر غنایی را در بر میگیرد. ادبیات عامیانه با ترانههای فولکلوریک، تصنیفها، امثال و حکم و لالاییها، در فرهنگ عامه نفوذ یافته و هر یک از این دو جریان، بهگونهای خاص در شکلدهی به هویت فرهنگی افغانستان نقش داشته است.[۸۷]
تنوع قومی و زبانی در افغانستان، موجب غنای کمنظیر ادبیات عامیانه شده است. هر یک از اقوام هزاره، ازبک، تاجیک، پشتون، ترکمن و بلوچ، اشکال خاصی از ادبیات شفاهی دارند و درونمایههای عاشقانه و نگاه حماسی، بیشترین کاربرد را در این ادبیات دارند. برای نمونه، ازبکها با ترانههایی به زبان ترکی جغتایی که برخی به علیشیر نوایی منسوب است، تاجیکان با ترانههای کوتاه «میده»، پشتونها با فرم شعری «لندی»، بلوچها با «شیر» بهعنوان شعر حماسی، و هزارهها با «مخته» بهعنوان آیین سوگواریِ آمیخته با شعر و موسیقی، اشکال منحصربهفردی از ادبیات عامیانه را پرورش دادهاند. مختهها که عمدتاً توسط زنان و بر پایهٔ بداههسرایی اجرا میشوند، با درونمایههای حماسی و تراژیک، داستانهای پایداری را بازگو کرده و نمونههای برجستهای چون مخته فیضوخان، نجفبیگ شیرو و گلمحمدخان را در خود جای دادهاند.[۸۸]
ادبیات کودکان
مفهوم ادبیات کودک
ادبیات کودک به آثار و نوشتههایی گفته میشود که توسط نویسندگان متخصص، برای کودکان تهیه شود که در همۀ آنها ذوق و سطح درک کودک مورد توجه قرار داشته باشد.[۸۹] این نوع ادبیات هم شامل بخشی از فرهنگ شفاهی عامه، مانند لالاییها، ضرب المَثلها و قصهها است و هم شامل ادبیات رسمی چون داستانها، نمایشنامهها، اشعار و نیز نوشتههایی در ارتباط با دین، دانش اجتماعی، علم آموزی و کاربردهای آن، هنر و سرگرمی را دربر میگیرد که نویسندگان و سرایندگان برای کودکان و نوجوانان پدید میآورند.[۹۰]
پیشنیۀ ادبیات کودک افغانستان
ادبیات کودک در سرزمین افغانستان ریشه در فرهنگ و ادبیات شفاهی دارد که با لالاییها، قصهها، مثلها و سرودهای فولکلوریک شکل گرفته، تأثیر عمیقی بر تربیت و آموزش کودکان داشته و بخش بزرگی از میراث فرهنگی محسوب میشود. از همان ابتدا، ادبیات فارسی در هرجا وجود داشت با سرودههای کودکانه نیز همرا که نشاندهندۀ اهمیت آموزش و تربیت کودکان در این زبان است. البته، در طول تاریخ، آثار ادبی به کودک بیشتر به عنوان «کوچکترین بزرگسال» نگریسته میشد و توجه خاصی به نیازهای ویژۀ دنیای کودکی وجود نداشت. در قرن بیستم و با روی کار آمدن تحولات فکری و فرهنگی، این نگرش تغییر کرد و جایگاه مستقل برای ادبیات کودک شکل گرفت.[۹۱]
تحولات در دیدگاه و نشر ادبیات کودک
- دورۀ نوآری ادبیات کودک: با روی کارآمدن امیر حبیبالله و آغاز فعالیتهای نشریۀ «سراجالاخبار» تحت سرپرستی محمود طرزی، تحولی در نگرش به کودک و آموزش او شکل گرفت. طرزی به دنبال اصلاحات اجتماعی و بهرهگیری از ادبیات برای تربیت کودکان، مجله «سراج الاطفال» را در ۱۲۹۷ش تأسیس کرد؛ مجلهای مستقل که به آموزش، سرگرمی و اخلاق کودکان میپرداخت و وارد مرحلۀ جدیدی در تبلیغ فرهنگ جداگانه برای کودک شد. در دهههای بیست و سی شمسی نشریات «انیس کودک» (د کمکیانو انیس و د کوچنیانو انیس)، «انیس اطفال» (د کوچنیانو غژ)، «مکتب» و «معرف و معارف» در کابل منتشر شد. در همان دوره جریدۀ «طلوع افغان» نیز برای کودکان مطالبی به چاپ میرساند.[۹۲] در این سالها کتابهای خوبی بهخصوص در حوزۀ تدوین کتب درسی برای صنوف اول تا ششم در معارف تدوین شد که زمینۀ خوبی برای یادگیری کودکان بود.[۹۳] پس از آن نشریاتی چند بهصورت پراکنده و نامنظم در این حوزه به چاپ رسید تا اینکه در دهۀ شصت شمسی، توجه به ادبیات کودک با ایجاد بخش ادبیات کودک در اتحادیۀ نویسندگان افغانستان رشد چشمگیری کرد و آثار فراوانی در این گستره پدید آمد. در آنسالها در کنار مجلۀ «انیس» که در کابل منتشر میشد، «انیس کودکان» هم به نشر میرسید که از مجلات مهم کشور در این حوزه بود. در آن دوره، مجلات دیگری در برخی از شهرها مانند هرات نیز منتشر میشد.[۹۴]
- دوره رشد و بالندگی (۱۳۳۰-۱۳۷۰): ادبیات کودک در این دوره به زبانهای فارسی دری و پشتو به بلوغ نسبی رسید. آثاری چون «دهقان کوچک»، «افسانههای شیرین» و «کبوتران سپید صلح» منتشر شدند که نشاندهندۀ توجه فزاینده به نیازهای سنی کودکان بود. تشکیل بخش تخصصی ادبیات کودک در انجمن نویسندگان و انتشار مجلاتی مانند «فرهنگ مردم» از دستاوردهای این دوره محسوب میشود.
- چالشهای محتوایی: علیرغم پیشرفتها، بسیاری از آثار از تصاویر کلیشهای کودک استفاده میکردند و به شیوههای سنتی آموزش اخلاقی متکی بودند. تنها معدودی از نویسندگان توانستند از این الگوها فاصله بگیرند و نگاهی نوین به دنیای کودک ارائه دهند.
- دوران افول (۱۳۷۰ به بعد): با تشدید جنگهای داخلی، ادبیات کودک به حاشیه رانده شد. اگرچه انتشار برخی مجلات مانند «انیس کودک» ادامه یافت، اما مراکز اصلی تولید محتوا به کشورهای همسایه مانند ایران و پاکستان منتقل شد.
- دروان بازگشت موقت (۱۳۸۰-۱۳۹۹): پس از تحولات ۱۳۸۰ش در افغانستان، فضای فرهنگی کشور شاهد احیای ادبیات کودک و نوجوان بود. در این دوره نشریات تخصصی متعددی مانند مجلۀ چاپ مجدد مجلۀ «انیس کودک»، «کودک»، «معرفت»، «افغانستان خانه من»، «روزنه زندگی» و «روشنی» فعالیت خود را آغاز کردند. نویسندگان و شاعرانی چون پروین پژواک با آثاری نظیر مجموعه داستان «نگینه و ستاره»، رمان «سلام مرجان» و مجموعه شعر «مرگ خورشید»، به همراه محمد سورو رجایی، محمدحسین محمدی، غلامحسین بومان و محمدکاظم محقق، نقش مؤثری در غنای ادبیات کودک این دوره ایفا کردند. این تحولات نشاندهندۀ فصل جدیدی در عرصه ادبیات کودک افغانستان بود که با تنوع موضوعی و حضور چهرههای جدید همراه شد.[۹۵] برپایی نمایشگاه ویژۀ کتاب کودک به مناسبت هفتۀ کتاب، با همکاری وزارت اطلاعات و فرهنگ، انستیتوت گوته، دانشگاه کابل، پوستۀ حمایۀ اطفال و انجمن ناشران، در باغ بابر از فعالیتهای مهم در ارتباط با ادبیات کودک در سالهای اخیر در داخل کشور است.[۹۶]
- رکود کامل (۱۴۰۰ به بعد): با بازگشت طالبان در سال ۱۴۰۰ش ادبیات کودک مانند دیگر عرصههای فرهنگی به رکود کامل دچار شد. مهاجرت گسترده نویسندگان و محدودیتهای شدید انتشاراتی، آینده این حوزه را با ابهام مواجه کرده است.[۹۷]
ویژگیهای ادبیات کودکان افغانستان
ادبیات اولیۀ کودکان در افغانستان تا حدود دهۀ شصت شمسی اغلب دارای ویژگیهای زیر بوده است:
- مطالب ارائه شده به نام کودکان و نه برای آنها؛
- نویسنده و یا شاعر سعی داشته است خامی، ناپختگی و بیتجربگی کودکان را اثبات کند؛
- ادبیات آن دوره شاهد متخصصین ادبیات کودک، شاعر و نویسنده کودکان (جز چند مورد) نبوده است؛
- در نیمۀ اول قرن چهاردۀ شمسی جز چند مورد نادر متون قابل استفاده برای کودکان تولید نشده است.[۹۸]
انواع ادبیات کودکان افغانستان
با اینکه ادبیات کودکان شامل طیف گستردهای از انواع ادبی است، اما در افغانستان انواع ادبی برای کودکان بسیار محدود و فقط در سه ژانر زیر ارائه شده است:
شعر: بخش اعظمی از ادبیات کودکان بهصورت شعر است که در مطبوعات، جراید و کتابها منتشر شده است. این اشعار در مواردی و بهخصوص در اوایل دهۀ بیست و سی شمسی بیشتر با کلمات سنگین دارای همان ویژگی اشعار بزرگسالان بوده است.[۹۹]
داستان: داستان بهدلیل داشتن خواص فراوان مورد توجه کودکان قرار داشته و در این زمینه آثار زیادی در کشو به چاپ رسیده است که بخشی از آنها ترجمه و برخی تولید نویسندگان داخلی بوده است.
ادبیات عامیانه: بخش عمدهای از ادبیات کودکان افغانستان همیشه شامل انواع ادبیات عامیانه بوده است که در آن سرزمین سابقۀ زیادی دارد. قصهها، افسانهها، لطیفهها، اشعار و موارد مشابه به کرات در نشریات و بهصورت کتاب برای کودکان چاپ شده و در اختیار آنان قرار گرفته است.[۱۰۰]
ادبیات کودک افغانستان در مهاجرت
در ارتباط با ادبیات کودکان افغانستان جدا از داخل کشور، در سالهای مهاجرت در برخی از کشورهای دیگر نیز تا حدودی کار شده است، از جمله:
جمهوری اسلامی ایران
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و بهخصوص با ایجاد حوزۀ هنری سازمان تبلیغات اسلامی، فعالیتهای زیادی در ارتباط با ادبیات کودکان و نوجوانان در ایران شکل گرفت و با توجه به وجود روحیۀ دینی و انقلابی در آن مرکز، زمینه برای ارتباط ادیبان مهاجر و حضور آنان در کلاسها و جلسات حوزه فراهم شد. همین ارتباطات و تعاملات باعث شد که در ۱۳۷۰ش دفتر هنر و ادبیات افغانستان در حوزۀ هنری سازمات تبلیغات اسلامی خراسان تأسیس و برای اولینبار زمزمۀ ادبیات کودک و نوجوان میان مهاجران شنیده شود.
نخستین مجموعۀ مرتبط با کودکان و نوجوانان افغانستان، سورۀ بچههای مسجد ۳۹ است که توسط نویسندۀ ایرانی جواد جزینی تدوین و در ۱۳۷۵ش توسط انتشارات حوزه هنری تهران به نشر رسید. این مجموعه شامل مطالب متنوعی است که کار مشترک نویسندگان ایرانی و افغانستانی به شمار میرود. شعر، داستان، از میان کتابها، گلگشت، گزارش و مصاحبه از جمله آثار چاپ شده در این کتاب است که توسط نویسندگانی چون جواد جزینی، فاطمه شعبانی، سعید بیابانکی، محمدظاهر احمدی، محمدتقی اکبری، فائقهجواد مهاجر، سید ابوطالب مظفری، پیروز قاسمی، میترا صادقی، امید مددخواه، سید محمد علوی، رحیم مخدونی و سید حمید حسینی پدید آمده بود.
در بین ادیبان مهاجر محمدحسین محمدی، حسن نوروزی (بومان)، محمود رضایی، میلاد بلخی، موسی زکیزاده وبرخی دیگر از اولین کسانی بودند که در این زمینه مطالبی منتشر کردند و نشریۀ فریاد عاشورا در مشهد، اولین جریدهای بود که در آن زمان صفحهای را با عنوان «باغچه» به ادبیات کودک و نوجوان اختصاص داده بود که از سوی بخش ادبیات کودک و نوجوان دفتر ابیات افغانستان مدیریت میشد. در آن صفحه مطالب گوناگونی چون داستان، شعر، افسانه، قطعۀ ادبی و... منتشر میشد. این صفحه تا مدتی تنها صفحه ویژه ادبیات کودک و نوجوان بود اما بعدها برخی از جراید دیگر هم به ادبیات کودک و نوجوان اقبال نشان دادند.
کوششهای دفتر برای گسترش ادبیات کودک نتایج ملموسی داشت که جمعآوری و تدوین سورۀ بچههای مسجد ۴۴ ویژۀ افغانستان از جمله آثار آن به شمار میرفت. این کتاب مجموعهای است از شعر، داستان، گفتگو، افسانه، گزارش، خاطره، بازی محلی و قطعه ادبی و با آثاری از رهنورد زریاب، میرحسینی، میلاد بلخی، تقی اکبری، حسن نوروزی (بومان)، محمدحسین محمدی، موسی زکیزاده، محمدحسین فیاض، نورآقا همایون، حسن شکیب، شکیبا جوهری، حسن محمدی، محمود رضایی، خلیل امیری، حکیم بینش و شفیقه سهرابخانی که توسط محمدی، بومان و بلخی در اوایل دهۀ ۷۰ ش تدوین شد و در ۱۳۷۵ش توسط انتشارات حوزۀ هنری تهران در ۳۳۰۰ نسخه به چاپ رسید. این مجموعه اولین جُنگ ادبی مهاجرین به شمار میرود که برای کودکان و نوجوانان منتشر شده است. استقبال از این اثر، نقد و معرفی گستردۀ آن در جراید مهاجرین و نشریات ایرانی پشتوانۀ خوبی بود تا آثار بهتر و بیشتری در حوزههای مختلف ادبی منتشر شود.
سورۀ بچههای مسجد ۴۳ در اوایل دهۀ ۷۰ شمسی توسط محمدحسین محمدی تدوین شد و در ۱۳۷۷ش توسط انتشارات حوزۀ هنری تهران در ۱۵۰۰ نسخه به چاپ رسید، این کتاب دومین جُنگ ادبی مهاجرین در حوزۀ ادبیات کودک و نوجوان به شمار میرود که در آن آثار قابل ملاحظهای گردآوری شده است. داستان، شعر، گزارش، افسانه، یاد و یادگارها، از میان کتابها، گفتگو، ادبیات عامیانه، افسانه و... از جمله مطالب قابل ذکر این مجموعه بود.[۱۰۱] در سالهای بعد، این نوع فعالیتها گسترش یافت و شاعران و نویسندگان بسیاری به تولید آثار در این زمینه پرداختند. نشریات زیادی منتشر شد و مراکزی نیز برای مدیریت این حوزۀ ادبی به فعالیت پرداخت.[۱۰۲]
پاکستان
پاکستان بیشتر شامل چاپ و عرضۀ آثاری بود که توسط نویسندگان مهاجر در آن کشور و بهخصوص در «مرکز تعاون افغانستان» و «نشریۀ صدف» منتشر میشد و نویسندگان ادبی جدیدی در آن کشور مجال بروز و ظهور نیافتند.[۱۰۳]
آمریکا و کانادا
در امریکا و کانادا جدا از چاپ برخی از کتابها، در برخی از نشریات چون «زرنگار» نیز بهصورت پراکنده مطالبی برای کودکان نشر شده است.[۱۰۴]
آثار ادبیات کودکان افغانستان
نشریات
در ارتباط با ادبیات کودکان، جدا از «سراج الاطفال» توسط طرزی که ضمیمۀ جریدۀ سراجالاخبار بود، نشریات دیگری نیز در داخل کشور منتشر شده است از جمله:
- پیشاهنگ، جهان کودک و روشنک در دوره ظاهرشاه، مجلۀ سلامسلام بچهها که از سال ۱۳۸۸ش در هرات منتشر میشود، کودک افغان، همیاران، شاپرک، انیس کودک و صدای کودک در افغانستان نشر میشده است.[۱۰۵] اما بین مهاجرین در ایران نیز نشریات زیادی منتشر شده است. نخستین جریدۀ کودکان و نوجوانان توسط محمود رضایی به نام «شکوفهها» در ماه سرطان/تیر ۱۳۷۳ش با همکاری میلاد بلخی در مشهد منتشر شد. این جریده در قطع رقعی، صفحهآرایی شد و با حدود ۲۰صفحه، حجم مناسبی داشت و بههمین دلیل دارای تنوع قابل قبول بود. داستان، شعر، مقاله، گزارش، گفتگو، معرفی و جدول مطالب آن را تشکیل میداد.
- دومین جریدۀ مخصوص کودکان مهاجر در ایران با عنوان «صدای کودکان» در تابستان ۱۳۷۳ش توسط محمدحسین محمدی و حسن نوروزی (بومان) در ۴ صفحه و در مشهد منتشر شد. مطالب این جریده عبارت بود از شعر، داستان، بازی محلی، خبر، جدول و اطلاعات عمومی. این جریده بهصورت سیاه و سفید کپی شده و تیراژ محدودی داشت.
- همصنفی جریدۀ مدرسۀ خودگردان شهید بلخی بود که با مدیرمسئولی علی عطایی نشر میشد. این جریده از ۱۳۷۶ش تا ۱۳۸۰ش بهصورت سیاه و سفید منتشر میشد. این جریده از آنجا که وابسته به یک مدرسه بود، چاپ مباحث آموزشی در آن نقش پررنگی داشت.
- ماهنامۀ غچی نخستین جریدۀ کودکان در قم بود که اولین شمارۀ آن به ضمیمۀ هفتهنامه همبستگی در سال ۱۳۷۷ش منتشر شد. این جریده به سردبیری محمدحسین محمدی و همکاری خانم بتول مرادی ماهیانه در ۱۲ صفحه و به صورت تکرنگ بهمدت ۳ سال منتشر شده است. در آن نشریه آثار مختلفی چون داستان، شعر، نقد، گفتگو، بازی محلی، افسانه، معرفی، مصاحبه، گزارش، نامه، قطعۀ ادبی، جدول، معلومات عمومی و سرگرمی درج شده است. این جریده با توجه به حجم صفحات یکی از جراید موفق مهاجرین در آن دوره به شمار میرفت که در طی سه سال انتشار خود تأثیر مثبتی در پرورش استعدادهای ادبی فرزندان مهاجر داشت. غچی در ۱۳۷۹ش با توقف انتشار همبستگی به تاریخ ادبیات مهاجرت پیوست.
- نشریۀ پرستوها کاری بود از دختران گلشهر، خانمها بتول مرادی، بتول محمدی و سکینه محمدی که در ۱۳۷۷ش در مشهد منتشر میشد. این نشریۀ فرهنگی و ادبی مخصوص دانشآموزان مهاجر بود که در آن مطالب متنوعی چون داستان، شعر، قصه، مصاحبه، گزارش، نقد، گفتگو، بازی محلی، افسانه، معرفی، مصاحبه، گزارش، نامه، قطعۀ ادبی، جدول، معلومات عمومی، و سرگرمی درج میشد و شاعران و نویسندگان بسیاری با آن همکاری داشتند.
- زنگ تفریح، یکی از جراید مهم مهاجرین به حساب میآید که در حوزۀ ادبیات کودک و نوجوان در ایران منتشر شده است. این نشریه توسط شاعر افغانستانی آقای محمدکاظم محقی و با سردبیری خانم فاطمه عباسی از سال ۱۳۷۸ش تا ۱۳۸۰ش در مشهد منتشر میشده است. داستان، شعر، یادداشت، معرفی، نقد، گزارش، قطعه ادبی و جدول از جمله مطالب این جریده بود. این نشریه در ۱۳۸۰ش تعطیل شد.
- گلستانه نخستین جریدۀ مخصوص نوجوانان در قم بود که از سال ۱۳۷۹ش بهعنوان ضمیمۀ هفتهنامۀ وحدت در قطع مجلهای منتشر شده است. گلستانه با سردبیری محمدحسین محمدی و با همکاری بتول مرادی در ۸ صفحه نشر میشد. گلستانه بعد از ۶ شماره انتشار در ۱۳۸۰ش متوقف شد.
- دوماهنامۀ «پرواز» یکی از جراید مطرح مهاجرین در حوزۀ کودک و نوجوان به حساب میآمد که از ۱۳۸۰ش و زیر نظر «اتاق فرهنگی افغانستان» در قم منتشر میشده است. این جریده به مدیریت محمدزکی سعیدی و با همکاری جمعی از فرهنگیان افغانستانی مقیم قم، با جلد رنگی در حدود ۵۰ صفحه منتشر میشد و از این جهت گام بلندی در جهت پرورش استعدادهای نوجوانان به شمار میرفت.
- مجلۀ طراوت اولین جریدۀ مؤسسه فرهنگی آفتاب بود که در ۱۳۸۰ش برای کودکان و نوجوانان در تهران منتشر میشد. مدیرمسئول این ماهنامه محمدکریم مرادی و سردبیر آن محمدامین زواری بوده است. ماهنامۀ قاصدک تنها جریدۀ مستقل کودک و نوجوان بوده که در ۱۳۸۱ش در قم منتشر میشده است. از این جریده تنها ۴ شماره منتشر شده است.
- مجلۀ باغ در ۱۳۹۱ش با همکاری جمعی از فرهنگیان در تهران، برای کودکان مهاجر و افغانستانی منتشر شد. مدیر مسئول این جریده محمدسرور رجایی بود. شمارۀ اول باغ در ۸ صفحه با قطع A5 و بهصورت زیراکسی منتشر شد. این جریده بهصورت دستی و الکترونیکی در ایران و افغانستان توزیع میشد. جریدۀ باغ از شماره ۵ به بعد انتشار منظمی داشت و بهصورت حرفهای طراحی و صفحهآرایی میشد.
- ماهنامۀ «کودکان آفتاب» مجلهای است برای نوجوانان فارسیزبان دنیا. هدف از انتشار این مجله آماده ساختن نوجوانان برای پیشرفت، زندگانی بهتر و شادزیستن و آشنایی کودکان و نوجوانان فارسی زبان ایران و افغانستان با یکدیگر است. این مجله هر ماه در حدود ۴۰ صفحه تمام رنگی در قطع مجله و با طراحی خوب در اختیار کودکان و نوجوانان قرار دارد.
- مجلۀ کاغذپران (به مدیرمسئولی احمد مدقق)؛ شهرزاد و دنیازاد (با مدیریت سید مرتضی شاهترابی)؛ «اینها» (دوماهنامۀ نوجوانان افغانستانی در ایران)، با صاحبامتیازی «خانۀ فرهنگ و ادب اینها» و مدیرمسئولی احمد مدقق و مجلۀ «هواباز» (توسط انجمن ادبیات کودک و نوجوان افغانستان) در ۱۴۰۳ش با مدیرمسئولی و سردبیری سید مرتضی حسینی شاهترابی در سالهای اخیر منتشر شدهاند.[۱۰۶]
کتابها
در ارتباط با ادبیات کودکان آثاری در افغانستان و خارج از کشور منتشر شده است که بیشتر آنها مربوط به دو دهۀ اخیر شمسی است. کتابهای منتشر شده برای کودکان در چند بخش زیر قابل دستهبندی است:
- دورۀ اولیه (مواعظ): آثار اولیه در این زمینه کتابهایی است که به صورت متفرقه در اوایل سدۀ چهاردۀ شمسی منتشر شده و از نظر ساختار تفاوت زیادی با ادبیات بزرگسالان نداشته است. محتوای این آثار اغلب پند، موعظه و شماتت کودکان و بهخصوص تأکید بر نادانی و بیتجربگی آنها بوده است.
- دورۀ تجربه: در این دوره که از حدود ۱۳۳۰ش آغاز شد چند اثر ابتدایی نگارش و به چاپ رسید. این آثار گرچه دورۀ اولیه را پشت سر گذاشته بودند ولی برای رسیدن به مرحلۀ پختگی نیاز به کار بیشتر داشتند.
- دورۀ دموکراسی: در این دوره از ۱۳۴۲ش با تدوین آثار مناسب درسی برای کودکان توسط وزارت معارف، زمینه برای تدوین و انتشار آثار مناسب ادبی برای آنها فراهم و برای اولینبار چند اثر قابل قبول منتشر شد.
- دورۀ انقلاب سرخ: این دوره با کودتای ۷ ثور ۱۳۵۷ش آغاز و توجه به ادبیات کودک جدی گرفته شد. در نتیجه آثار خوبی در این حوزه تدوین و منتشر شد.
- دورۀ کمال: از ۱۳۸۱ش به بعد فعالیتهای ادبی برای کودکان گسترش یافت و تشکلها و مراکزی برای تدوین آثار برای کودکان تشکیل شد و در نتیجه آثار خوبی در این ارتباط تدوین و به چاپ رسید.[۱۰۷]
تشکلهای مرتبط با ادبیات کودکان افغانستان
نخستین تشکل ادبی برای کودکان در ۱۳۶۰ش در کابل ایجاد شد و بعدها در داخل و خارج از کشور تشکلهایی در جهت ترویج ادبیات کودکان فعالیت کردند که در زیر به برخی از آنها اشاره میشود:
- بخش کودکان انجمن نویسندگان افغانستان اوایل دهۀ شصت شمسی؛
- واحد کودکان دفتر ادبیات افغانستان در مشهد از ۱۳۷۱ش؛[۱۰۸]
- گروه گهواره (بعد از سقوط طالبان در ۱۳۸۰ش)؛
- انتشارات کودکانه؛
- خانۀ کودکان افغانستان در تهران؛
- خانۀ کودکان افغانستان در قم؛
- بنیاد ملی ادبیات کودکان افغانستان.[۱۰۹]
افراد فعال در عرصۀ ادبیات کودک افغانستان
- محمدآصف مایل: مایل در دهۀ سی شمسی در بخش تهیۀ کتب درسی برای اطفال فعالیت زیادی داشت.
- نادر موسوی: موسوی فعال فرهنگی ساکن ایران، مسئول خانۀ کودکان افغانستان، مدیر نشر آمو و بنیانگذار مجتمع فرهنگی آموزشی فرهنگ و سردبیر ماهنامۀ کودکان آفتاب است.
- غلامحیدر یگانه: یگانه در ۱۳۳۲ش در غور متولد شد و سپس به کابل رفت و در دهۀ شصت فعالیتهای بسیاری در حوزۀ ادبیات و ادبیات کودک انجام داد.
- حسن طباف نوروزی: نوروزی از نویسندگان و شاعران مقیم ایران است که فعالیت خود را از دفتر ادبیات افغانستان آغاز کرده و آثار خوبی از او به چاپ رسیده است.
- احمد مدقق: از نویسندگان مقیم قم که در ارتباط با ادبیات کودکان، آموزش داستان و نقد فعال است.
- سید مرتضی شاهترابی: از نویسندگان مهاجر مقیم شهر قم که در ارتباط با ادبیات کودکان، انتشار جراید و برگزاری همایشها و جشنوارههای ادبی فعالیت دارد.
- محمدکاظم محقی: محقی از فعالان حوزۀ ادبیات کودک در مشهد است.
- سید میرزاحسین بلخی: از نویسندگان مهاجر مقیم ایران و مسئول ادبیات کودکان دفتر ادبیات افغانستان در مشهد که در تدوین چند کتاب و همکاری با برخی از جراید کودکان نقش داشت.
- محمدحسین محمدی: محمدی از نویسندگان مطرح کشور است که دستی به ادبیات کودک نیز دارد. او علاوه بر مدیریت چند نشریۀ کودک و چاپ برخی از آثار کودکانه در مطبوعات، کتابهایی نیز در این حوزه منتشر کرده است.
- محمدسرور رجایی: رجایی متولد ۱۳۴۷ش، مدیرمسئول نشریۀ کودکان «باغ» و از فعالان مطرح ادبیات کودک در ایران بود که در ۱۴۰۰ش بر اثر کرونا فوت کرد.
- عبدالحسین توفیق: توفیق در ۱۲۹۷ش در قندهار متولد شد و بعدها برای کار و زندگی به کابل رفت و در آن شهر آثار زیادی به چاپ رساند که برخی از آنها به کودکان اختصاص دارد.
- پروین پژواک: پژواک متولد ۱۳۴۵ش در کابل از شاعران مطرح کشور است که آثار خوبی برای کودکان منتشر کرده است.
- رازق رویین: رویین متولد ۱۳۲۹ش در مزارشریف، شاعر و نویسنده که در تدوین کتابهای درسی در وزارت معارف نقش داشت و کتابهای خوبی برای کودکان تدوین کرد.
- حضرت وهریز: وهریز از پایهگذاران گروه گهواره (گروه ترجمۀ کتاب برای کودکان افغانستان) است که در حوزۀ ادبیات کودک و انتشار کتاب فعالیت دارد.[۱۱۰]
ادبیات پشتو در افغانستان
ادبیات پشتو به دو بخش شفاهی (فولکلور) و مکتوب تقسیم میشود. ادبیات شفاهی پشتو از غنای قابل توجهی برخوردار است و شامل انواعی چون کیسه (قصه و افسانه)، چیستان، مَتَل (مَثَل)، لَندی (شعر کوتاه مشابه هایکو)، لوبه (ترانههای بازی)، چاربیته (چهاربیتی)، بگتئی، نیمکئی، بدل، اَلاهو (لالایی)، رباعی، ناری (نعره)، ساندی، سندری (سرود و ترانه) و غزل میشود.[۱۱۱] برخی پژوهشگران ریشههایی از این ادبیات را به دوران وداها نسبت میدهند.[۱۱۲]
پیشینه ادبیات مکتوب پشتو
برخی محققان جملات کتیبههای داریوش بزرگ (سده پنجم پیش از میلاد) را به زبان پشتو مرتبط میدانند.[۱۱۳] در سدههای میانی، عبدالحی حبیبی با انتشار «پَتَه خزانه» (گنج پنهان) ادعا کرد که این اثر در سده دوازدهم هجری توسط محمد هوتَک گردآوری شده و شامل شرح حال شاعران پشتوزبان از سده دوم تا یازدهم قمری است.[۱۱۴] البته بسیاری از پژوهشگران در اصالت این اثر تردید کردهاند و آن را اثر جعلی و کار نویسندگان قومگرای پشتون میدانند. [۱۱۵] از نخستین آثار مکتوب پشتو میتوان به تاریخ یوسفزیان اشاره کرد که راورتی از آن یاد کرده است.
آثار کلاسیک و عرفانی پشتو
خیرالبیان اثر بایزید انصاری (پیر روشان) از نخستین کتابهای مکتوب پشتو بوده که به سه زبان پشتو، فارسی و عربی نوشته شده و مشتمل بر آموزههای عرفانی است. میرزا خان انصاری، نواده پیر روشان، از شاعران برجسته عرفانی پشتو به شمار میرود. در مقابل، آخوند درویزه نَنگَرهاری با تألیف مخزن الاسلام به نثر مسجع، به مخالفت با عقاید پیر روشان پرداخت. این اثر بعدها توسط دیگران تکمیل شد و داستانهایی چون یوسف و زلیخا به آن افزوده شد.[۱۱۶]
ادبیات حماسی پشتو
ادبیات حماسی پشتو مشهور است و خوشحال خان ختک (۱۰۲۲–۱۱۰۶ قمری) مشهورترین شاعر پشتو بوده که اشعار آمیخته با روحیه حماسی و میهنپرستانه دارد. دیوان او شامل غزلیات، قصاید و اشعار حماسی میشود و آثاری چون بازنامه، فصول گلستان (ترجمهشده به پشتو با نام گلدسته)، سواتنامه و زنجیری از او باقی مانده است. فرزندان و نوادگان او نیز در گسترش ادبیات پشتو نقش داشتند؛ از جمله اشرف خان ختک، عبدالقادر (مترجم گلستان سعدی) و سکندر خان که لیلی و مجنون را به نظم پشتو درآورد.[۱۱۷]
تحولات ادبی پشتو در دورههای متأخر
در عصر احمدشاه درانی، شاعران و نویسندگانی مانند پیر کاکَر با نگارش معرفتالافغان (نخستین دستور زبان پشتو) به رشد این زبان کمک کردند. در سدۀ دوازدهم هجری، رحمان بابا (۱۰۴۲–۱۱۲۸ ق) با دیوان عرفانی خود به شهرت رسید. در دورۀ معاصر، انجمن پشتو تولنه در افغانستان و آکادمی پشتو در پاکستان نقش مهمی در حفظ و توسعه این زبان ایفا کردند. محققانی چون عبدالحی حبیبی، خادم، رشتین و عبدالرئوف بینوا در افغانستان، و پیرزاده عبداللهشاه و احمدشاه رضوانی در پاکستان، از پیشگامان این حرکت بودند.[۱۱۸]
جایگاه ادبیات پشتو در دوره معاصر
در عصر امیر شیرعلیخان، القاب و مناصب صدراعظم، وزیران، افسران و اصطلاحات نظامی به پشتو تغییر یافت. در دوران وی، کتابهای نظامی از انگلیسی به پشتو ترجمه و در مشقهای نظامی به جای زبان فارسی از فرمانها و اصطلاحات زبان پشتو استفاده شد.[۱۱۹] در زمان امیر عبدالرحمانخان، زبان پشتو بهعنوان زبان رسمی نظامی و اداری قدرت بیشتر پیدا کرد.[۱۲۰] در دوران امانالله، انجمن پشتو مرکه تأسیس و کتابهای درسی به این زبان تدوین شد. در پاکستان نیز پژوهشهای خاورشناسان اروپایی و تلاشهای محققان محلی به غنای ادبیات پشتو افزود. امروزه پشتو بهعنوان یکی از زبانهای ملی افغانستان و پاکستان، جایگاه ویژهای در ادبیات و فرهنگ منطقه دارد.[۱۲۱]
پانویس
- ↑ پیرنیا ( مشیرالدوله) و اقبال آشتیانی، دوره تاریخ ایران، بیتا، ص۲۶۵.
- ↑ مولایی، شعر معاصر افغانستان، 1350ش، ص7.
- ↑ مولایی، شعر معاصر افغانستان، 1350ش، ص7-9.
- ↑ مولایی، شعر معاصر افغانستان، 1350ش، ص 8-9.
- ↑ ملک جعفریان، شانههای زخمی پامیر، 1371ش، ص 141.
- ↑ مولایی، شعر معاصر افغانستان، 1350ش، ص 15-16.
- ↑ . رضوی غزنوی، نثر دری افغانستان، 1380 ش، ص415.
- ↑ . محمدی، تاریخ تحلیلی داستاننویسی افغانستان، 1388ش، ص21.
- ↑ . اسماعیل پور، دانشنامه ادب فارسی درافغانستان، 1381ش، ج3، ص383.
- ↑ . رضوی غزنوی، نثر دری افغانستان، 1356ش، ص18.
- ↑ . رهیاب، سپیدهدم داستاننویسی، 1384ش، ص98.
- ↑ . فخری، داستانها و دیدگاهها، 1396ش، ص123.
- ↑ . پیام، «فراز وفرود نوگرایی در داستاننویسی افغانستان»، 1382ش، ص269.
- ↑ . رستگار، «نگاهی به ادبیات داستانی افغانستان»، وبسایت ولسوالی پنجاب ولایت بامیان.
- ↑ . امینی، «ادبیات داستانی؛ مظهر بیبنیهگی ادبیات افغانستان»، وبسایت پارسیبان.
- ↑ . محمدی، تاریخ تحلیلی داستاننویسی افغانستان، 1388ش، ص21.
- ↑ . محمدی، تاریخ تحلیلی داستاننویسی افغانستان، 1388ش، ص97؛ زریاب، «خمسۀ اولیه»، 1382ش، ص235.
- ↑ . محمدی، تاریخ تحلیلی داستاننویسی افغانستان، 1388ش، ص100؛ زریاب، ازمدرن ساختن تا مدرن شدن، 1377ش، ص10.
- ↑ . محمدی، تاریخ تحلیلی داستاننویسی افغانستان، 1388ش، ص101؛ بیژن، نخستین داستانهای معاصر دری، 1367 ش، ص15.
- ↑ . محمدی، تاریخ تحلیلی داستاننویسی افغانستان، 1388ش، ص102؛ فخری، سیری در تحول داستاننویسی، 1377ش، ص22.
- ↑ . محمدی، تاریخ تحلیلی داستاننویسی افغانستان، 1388ش، ص99؛ فضایلی، تاثیر نظامهای سیاسی و اجتماعی افغانستان بر ادبیات دری، 1384ش، ص189.
- ↑ . محمدی، تاریخ تحلیلی داستاننویسی افغانستان، 1388ش، ص98؛ رستگار، «تاملی بروضعیت داستان نویسی افغانستان»، وبسایت ولسوالی پنجاب ولایت بامیان.
- ↑ . محمدی، تاریخ تحلیلی داستاننویسی افغانستان، 1388ش، ص105؛ شجاعی، «انعکاس صدای تفنگ در ادبیات داستانی افغانستان»، 1384ش، ص123.
- ↑ «ادبیات داستانی افغانستان بیشتر تحت تاثیر نویسندگان عامهپسند ایران بوده تا نویسندگان جدی»، وبسایت کابلستان.
- ↑ قویم، مروری برادبیات معاصر دری، 1395ش، ص171؛ گروه نویسندگان، ادبیّات داستانی در ایران زمین، 1391ش، ص55.
- ↑ قویم، مروری برادبیات معاصر دری، 1395ش، ص165.
- ↑ فخری، مجموعه مقالات سومین جشنواره ادبیات معاصر افغانستان، 1385ش، ص158؛ حسینی، سیماها و آواها، 1367ش، ص98.
- ↑ شجاعی، میراث شهرزاد در افغانستان، 1384ش، 23 – 24. 19.
- ↑ رستگار، «تاملی بروضعیت داستان نویسی افغانستان»، وبسایت ولسوالی پنجاب ولایت بامیان.
- ↑ رفیعزاده، نقش زنان نویسنده در ادبیات دیاسپورا یا ادبیات مهاجرت افغانستان، وبسایت ران.
- ↑ آتشینجان، «سراج اطفال»، دانشنامۀ ادب فارسی، 1381ش، ج3، دانشنامه ص506؛ افضلی، نقد و بررسی ادبیات کودکان، وبسایت انجمن علمی، ادبی دانشجویان افغانستان.
- ↑ فیاض، «ادبیات مقاومت»، 1397ش، ص396؛ آریانپور، جامعهشناسی هنر، 1354ش، ص95.
- ↑ حجتی، «ادبیات مقاومت افغانستان»، 1381ش، ص63.
- ↑ دلجو، ادبیات فولکلوریک هزارگی، 1394ش، ص94.
- ↑ شریعتی، فرهنگ شفاهی مردم هزاره، 1395ش، ص204.
- ↑ ۳۶٫۰ ۳۶٫۱ غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، 1389ش، ص634.
- ↑ حجتی، «ادبیات مقاومت افغانستان»، 1381ش، ص64.
- ↑ حجتی، «ادبیات مقاومت افغانستان»، 1381ش، ص65.
- ↑ کاظمی، «شعر مقاومت در افغانستان»، 1384ش، ص121.
- ↑ کاظمی، «کارنامه شعر هجرت در ایران اسلامی»، 14، 1373ش، ص23.
- ↑ خاوری، پیام، سنگ ملامت، 1376ش، ص9.
- ↑ شجاعی، مهاجران فصل دلتنگی، 1375ش، ص7.
- ↑ فیاض، «ادبیات مقاومت»، 1397ش، ص399.
- ↑ حجتی، «ادبیات مقاومت افغانستان»، 1381ش، ص67.
- ↑ باختری، «دیروز، امروز و فردای شعر افغانستان»، ۱۳۷۳ش، ص35.
- ↑ عاصی، مقامۀ گل سوری، ۱۳۶۷ش، ص11.
- ↑ فیاض، «ادبیات مقاومت»، 1397ش، ص399.
- ↑ مظفری، سوگنامۀ بلخ، ۱۳۷۲ش، ص57.
- ↑ حامد، رازبنها در فصل شگفتن گل انجیر، ۱۳۷۷ش، ص29.
- ↑ فخری، «هنر آسیاب هیچ سیاستی را نمی چرخاند»، 1376ش، ص2.
- ↑ خلیلی، اشکها و خونها، ۱۹۸۵ م، ص93.
- ↑ جعفریان، م. ملک، شانههای زخمی پامیر، 1371ش، ص122.
- ↑ بلخی و دیگران، سوره بچههای مسجد 44، 1375ش، ص97.
- ↑ فیاض، «ادبیات مقاومت»، 1397ش، ص398.
- ↑ فیاض، «ادبیات مقاومت»، 1397ش، ص398؛ حجتی، «ادبیات مقاومت افغانستان»، 1381ش، ص67.
- ↑ فیاض، «رفیق روسیام»، 1369ش، ص8.
- ↑ حجتی، «ادبیات مقاومت افغانستان»، دانشنامۀ ادب فارسی ویژه افغانستان، 1381ش، ص67-68.
- ↑ شریعتی سحر، «صبح قیامت؛ شهید مزاری در شعر شاعران»، 1، 1396ش، ص136.
- ↑ اعتمادی، «استاد شهید مزاری (ره)، مقاومت غرب کابل ودستآوردها»، وبسایت سروش صبا.
- ↑ «ادبیات پایداری در گفت و گو شفقنا با سید ابوطالب مظفری : حضور شهید مزاری در مقاومت سه سال جنگ غرب کابل را نقطه عطفی برای شعر و ادبیات پایداری»، خبرگزاری شفقنا.
- ↑ نیکوبخت و چهرقانی پرچلویی، «صورت و مضمون شعر مهاجرت افغانستان»، 1383ش، ص88.
- ↑ موسوی و حسینی، «فضای پسا استعماری در ادبیات مهاجرت افغانستان»، دو فصلنامه علمی پارسی معاصر، 1399ش، ص402.
- ↑ کاظمی، کارنامۀ شعر هجرت در ایران اسلامی، 1373ش، ص24.
- ↑ . حجتی، «ادبیات مقاومت افغانستان»، 1381ش، ص64.
- ↑ کاظمی، کارنامۀ شعر هجرت در ایران اسلامی، 1373ش، ص25.
- ↑ حجتی، «ادبیات مقاومت افغانستان»، 1381ش، ص65.
- ↑ کاظمی، «شعر مقاومت در افغانستان»، 1384ش، ص121.
- ↑ نیکوبخت، «صورت و مضمون شعر مهاجرت افغانستان»، 1386ش، ص38 و 95؛ ثروتی، مویههای پامیر، شعر فارسی در افغانستان امروز، 1386ش، ص22.
- ↑ . کاظمی، «کارنامه شعر هجرت در ایران اسلامی»، 1373ش، ص23 و 121.
- ↑ شجاعی، مهاجران فصل دلتنگی، 1375ش، ص7.
- ↑ کریمی، «نگاهی به تاریخ ادبیات معاصر افغانستان»، پاییز 1399ش، ص101.
- ↑ رجایی، وطندار، 1401ش، ص4.
- ↑ عرفان، از هریرود تا زایندهرود، 1401ش، ص3.
- ↑ کاظمی، «کارنامه شعر هجرت در ایران اسلامی»، 1373ش، ص22-23؛ زرکوب، «پیشینۀ شعر مقاومت افغانستان»، 1376ش، ص58.
- ↑ فیاض، «ادبیات مقاومت»، 1397ش، ص399.
- ↑ بلخی، «سوره بچههای مسجد»، 1375ش، ص15؛ خاوری، پیام، سنگ ملامت، 1376ش، ص9؛ کریمی، «نگاهی به تاریخ ادبیات معاصر افغانستان»، 1399ش، ص101.
- ↑ حیدربیگی، «شعر پسامقاومت افغانستان»، 1395ش، ص192.
- ↑ فخری، «هنر آسیاب هیچ سیاستی را نمیچرخاند»، 1376ش، ص2.
- ↑ . حسینی، نخبگان صد سال اخیر افغانستان، 1402ش، ص11-13.
- ↑ موسوی و حسینی، «فضای پسا استعماری در ادبیات مهاجرت افغانتسان»، 1399ش، ص408
- ↑ حیدربیکی، «وضعیت ادبیات مهاجرت»، وبسایت حزب عدالت و آزادی.
- ↑ حجتی، «ادبیات مقاومت افغانستان»، دانشنامۀ ادب فارسی ویژه افغانستان، 1381ش، ص68.
- ↑ کریمی، «نگاهی به تاریخ ادبیات معاصر افغانستان»، پاییز 1399ش، ص99.
- ↑ ادبیات معاصر افغانستان، وبسایت وطنادب؛ فرهنگستان مجازی ادبیات و هنر افغانستان، وبسایت کابلستان.
- ↑ «جایگاه زن در ادبیات فارسی افغانستان»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ «جایگاه زن در ادبیات فارسی افغانستان»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ چهرقانی برچلویی، «مضامین پایداری افغانستان در ادبیات عامیانه»، 1383ش، ص39-42.
- ↑ چهرقانی برچلویی، «مضامین پایداری افغانستان در ادبیات عامیانه»، 1383ش، ص39-42.
- ↑ علیپور، آشنایی با ادبیات کودکان، 1379ش، ص13.
- ↑ انوشه، دانشنامه زبان و ادب فارسی، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۵۹.
- ↑ نیکطلب، «سیر تحول ادبیات کودک و نوجوان در افغانستان مقاله»، 1392ش، ص20-23.
- ↑ شریفی، ادبیات کودک در افغانستان، 1389ش، ص36.
- ↑ شریفی، «پویشی در پیدایی و روند رشد ادبیات کودک در افغانستان»، وبسایت وطن ادب.
- ↑ افضلی، «نقد و بررسی ادبیات کودکان»، وبسایت انجمن علمی، ادبی دانشجویان افغانستان.
- ↑ نیکطلب، «سیر تحول ادبیات کودک و نوجوان در افغانستان مقاله»، 1392ش، ص20-23.
- ↑ «نهادینهسازی ادبیات کودک در افغانستان؛ اهمیت موضوع در کجا است؟»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ شریفی، «پویشی در پیدایی و روند روشد ادبیات کودک در افغانستان»، وبلاگ ادب وطن.
- ↑ افضلی، «نقد و بررسی ادبیات کودکان»، وبسایت انجمن علمی، ادبی دانشجویان افغانستان.
- ↑ شریفی، «پویشی در پیدایی و روند رشد ادبیات کودک در افغانستان»، وبسایت وطن ادب.
- ↑ شریفی، «پویشی در پیدایی و روند رشد ادبیات کودک در افغانستان»، وبسایت وطن ادب.
- ↑ «پنجرۀ آفتابی»، فصلنامۀ پیامبر، شمارۀ 1، 1377ش، ص20.
- ↑ حیدربیگی، «شعر پسامقاومت افغانستان»، 1395ش، ص125؛ «شناسنامه»، شمارۀ 46، 1398، ص2؛ «شناسنامه»، شمارۀ 48، 1394ش، ص2؛ «شناسنامه»، شمارة اول، 1373ش، ص4؛ «شناسنامه»، شمارۀ اول، 1377ش، ص2؛ «سرمقاله»، شمارۀ اول، 1383ش، ص2. رهیاب، مجموعه مقالات، «زنگ تفریح» برای «همصنفیها»، (آمادۀ چاپ)، ص98.
- ↑ خلیق، تاریخ ادبیات بلخ، 1387ش، ص18.
- ↑ خلیق، تاریخ ادبیات بلخ، 1387ش، ص19.
- ↑ تنویر، تاریخ و روزنامه نگاری افغانستان، 1378ش، ص83؛ افضلی، «نقد و بررسی ادبیات کودکان»، وبسایت انجمن علمی، ادبی دانشجویان افغانستان.
- ↑ حیدربیگی، «شعر پسامقاومت افغانستان»، 1395ش، ص125؛ «شناسنامه»، شمارۀ 46، 1398، ص2؛ «شناسنامه»، شمارۀ 48، 1394ش، ص2؛ «شناسنامه»، شمارة اول، 1373ش، ص4؛ «شناسنامه»، شمارۀ اول، 1377ش، ص2؛ «سرمقاله»، شمارۀ اول، 1383ش، ص2 و رهیاب، مجموعه مقالات، «زنگ تفریح» برای «همصنفیها»، (آمادۀ چاپ)، ص98.
- ↑ «نهادینهسازی ادبیات کودک در افغانستان؛ اهمیت موضوع در کجا است؟»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ بلخی، سوره بچههای مسجد 44، 1375ش، ص15؛ جزینی، سوره بچههای مسجد 39، 1375ش، ص5.
- ↑ مدقق، «سرمقاله»، 1402ش، ص3.
- ↑ حسینی، نخبگان صد سال اخیر افغانستان، 1402ش، ج1 و 2، ص198، 217، 225، 243، 141 و 158.
- ↑ جیلانی، انوار الحق، پشتونامه، 1353ش، ج۱، ص۸۱-۸۶.
- ↑ بخاری فارغ، «پشتو ادب کی تاریخ»، 1971ش، ج۱، ص۳۴.
- ↑ جعفری، پشتو، 1346ش، ج۱، ص۵۲.
- ↑ حبیبی عبدالحی، مقدمه بر پته خزانه، محمد هوتک بن داوود، کابل، ۱۳۳۹ش.
- ↑ جعفری، «پشتو»، 1346ش، ج۱، ص۴۳۴-۴۳۵.
- ↑ جعفری، «پشتو»، 1346ش، ج۱، ص۴۳۴-۴۳۵.
- ↑ الفنستن، افغانان (گزارش سلطنت کابل)، ۱۳۷۶ش، ج۱، ص۱۹۲-۱۹۸.
- ↑ الفنستن، افغانان (گزارش سلطنت کابل)، ۱۳۷۶ش، ج۱، ص۱۹۲-۱۹۸.
- ↑ فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1371ش، ج۲، ص۶۳۵.
- ↑ میرحسین شاه، «پشتو در قرن نوزده و اوایل قرن بیست»، 1355ش، ج۱، ص۵2-۵3.
- ↑ اردو، دائرة المعارف اسلامیه، لاهور، 1963-1968م ج۵، ص۶۳۶.
منابع
- آتشینجان، بابک، «سراج اطفال»، دانشنامۀ ادب فارسی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1381ش.
- آریانپور، امیرحسین، جامعهشناسی هنر، تهران، دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، 1354ش.
- ادبیات داستانی افغانستان بیشتر تحت تاثیر نویسندگان عامهپسند ایران بوده تا نویسندگان جدی، وبسایت کابلستان، درج مطلب: 22 جدی 1397ش.
- «ادبیات پایداری» در گفت و گو شفقنا با سید ابوطالب مظفری: حضور شهید مزاری در مقاومت سه سال جنگ غرب کابل را نقطه عطفی برای شعر و ادبیات پایداری»، خبرگزاری شفقنا، تاریخ بازدید: 22 اردیبهشت 1404ش.
- «ادبیات معاصر افغانستان»، وبسایت وطنادب، بازدید در تاریخ: 9 بهمن 1403ش.
- اردو، دائرۀ معارف اسلامیه، لاهور، ۱۹۶۳-۱۹۶۸م.
- الفنستن، مونث استوارت، افغانان (گزارش سلطنت کابل)، ترجمه محمد آصف فکرت، مشهد، ۱۳۷۶ش.
- اسماعیلپور، مهبیز، «داستاننویسی در افغانستان»، دانشنامۀ ادب فارسی در افغانستان، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1381ش.
- اعتمادی، محمدعیوض، «استاد شهید مزاری (ره)، مقاومت غرب کابل ودستآوردها»، وبسایت سروش صبا، تاریخ بازدید: 22 اردیبهشت 1404ش.
- افضلی، خلیلالله، «نقد و بررسی ادبیات کودکان»، وبسایت انجمن علمی، ادبی دانشجویان افغانستان، درج مطلب: 3 خرداد 1391ش.
- امینی، حمیدالله، «ادبیات داستانی، مظهر بیبنیهگی ادبیات افغانستان»، وبسایت پارسیبان، درج مطلب: 19 عقرب 1402ش.
- انوشه، حسن، دانشنامه زبان و ادب فارسی، تهران، سمت، ۱۳۷۶ش.
- باختری، واصف، «دیروز، امروز و فردای شعر افغانستان»، مجله شعر، شمارۀ 14، 1373ش.
- بخاری، فارغ، «پشتو ادب کی تاریخ»، تاریخ ادبیات مسلمانان پاکستان و هند، به کوشش فیاض محمود، لاهور، ۱۹۷۱م.
- بلخی، سید میرزاحسین و دیگران، سوره بچههای مسجد، شماره 44، تهران، حوزه هنری، 1375ش.
- بلخی، سیداسماعیل، دیوان علامه شهید سید اسماعیل بلخی، مشهد، سنبله، 1381ش.
- بهبودی، هدایتالله، ادبیات مقاومت، کیهان فرهنگی، 1371ش.
- بیژن، فرید، «ما داستاننویس حرفهای نداشتهایم»، فصلنامۀ خط سوم، شمارۀ سه و چهار، 1382ش.
- بیژن، فرید، نخستین داستانهای معاصر دری، کابل، مطبعه دولتی، 1367ش.
- «پنجرۀ آفتابی»، فصلنامۀ پیامبر، شمارۀ 1، 1377ش.
- پیام، علی، «فراز و فرود نوگرایی در داستاننویسی افغانستان»، فصلنامۀ خط سوم، شمارۀ سه و چهار، 1382ش.
- پیرنیا (مشیرالدوله)، حسن و اقبال آشتیانی، عباس، دوره تاریخ ایران به کوشش دکتر محمد دبیرساقی، تهران، انتشارات کتابخانه خیام، بیتا.
- تنویر، محمدحلیم، تاریخ و روزنامه نگاری افغانستان، هلند، انستیتوت تحقیقات و بازسازی افغانستان، 1378ش.
- ثروتی، بهروز، مویههای پامیر، شعر فارسی در افغانستان امروز، تهران، الهدی، 1386ش.
- «جایگاه زن در ادبیات فارسی افغانستان»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح، تاریخ درج مطلب: 13 تیر 1396ش.
- جزینی، جواد، سوره بچههای مسجد 39، تهران، حوزه هنری، 1375ش.
- جعفریان، م. ملک، شانههای زخمی پامیر، تهران، حوزه هنری، 1371ش.
- جعفری، علیاکبر، پشتو، تهران، سخن، ۱۳۴۶ش.
- جیلانی، انوار الحق، پشتونامه، لاهور، ۱۳۵۳ش/۱۹۷۵م.
- چهرقانی برچلویی، رضا، «مضامین پایداری افغانستان در ادبیات عامیانه»، مجلۀ کیهان فرهنگی، شمارۀ 221، اسفند 1383ش.
- حامد، عبدالسمیع، رازبنها در فصل شگفتن گل انجیر، پشاور، انجمن آزاد نویسندگان، 1377ش.
- حبیب، اسدالله، ادبیات دری در نیمۀ اول سدۀ بیستم، کابل، انتشارات دانشگاه کابل، 1366ش.
- حبیبی عبدالحی، مقدمه بر پته خزانه، محمد هوتک بن داوود، کابل، ۱۳۳۹ش.
- حجتی، حمیده، «ادبیات مقاومت افغانستان»، دانشنامۀ ادب فارسی ویژه افغانستان، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1381ش.
- حسینی، سید سکندر، «وضعیت داستان و رماننویسی در افغانستان»، وبسایت روزنامۀ ماندگار، درج مطلب: 12 جدی 1396ش.
- حسینی، سید موسی، نخبگان صد سال اخیر افغانستان، قم، صبح امید دانش، 1402ش.
- حسینی، نعمت، سیماها و آواها، کابل، مطبعۀ دولتی، 1367ش.
- حیدربیگی، حسین، «شعر پسامقاومت افغانستان»، فصلنامه ادبیات معاصر، کابل، 1395ش.
- حیدربیگی، حسین، «وضعیت ادبیات مهاجرت»، وبسایت حزب عدالت و آزادی، تاریخ درج مطلب: 1 سرطان 1403ش.
- خاوری، جواد و علی، پیام، سنگ ملامت، تهران، حوزه هنری، 1376ش.
- خزایی، علی، «مشهورترین زنان شاعر افغانستان»، وبسایت سلام صدا، تاریخ درج مطلب: 15 ژانویه 2024م.
- خلیق، صالحمحمد، تاریخ ادبیات بلخ، کابل، انجمن نویسندگان بلخ، 1387ش.
- خلیلی، خلیلالله، اشکها و خونها، اسلامآباد، رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران، 1985م.
- خیالی خطیبی، احمد، «بازتاب وضعیت موقتی مهاجرت در زمان مکان روایی رمانهای مهاجر افغان»، فصلنامۀ مطالعات نقد ادبی، ش 40، پاییز 1394ش.
- داستان روستا، حبلالله، شمارۀ 38، اسد/مردادماه 1366ش.
- دلجو، عباس، ادبیات فولکلوریک هزارگی، کابل، مقصودی، 1394ش.
- رجایی، محمدسرور، وطندار، تهران، جامجم، 1401ش.
- رستگار، علیشیر، «تاملی بروضعیت داستاننویسی افغانستان»، وبسایت ولسوالی پنجاب ولایت بامیان، درج مطلب: 19 آذرماه 1388ش.
- رستگار، علیشیر، «نگاهی به ادبیات داستانی افغانستان»، وبسایت ولسوالی پنجاب ولایت بامیان، درج مطلب: 18 مهرماه 1387ش.
- رضوی، علی، نثر دری افغانستان، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، 1357ش.
- رفیعزاده، سرو رسا، «نقش زنان نویسنده در ادبیات دیاسپورا یا ادبیات مهاجرت افغانستان»، وبسایت رانا، بازدید: 27 بهمن ماه 1403ش.
- رهیاب، سید حسین، بلخاب: تاریخ، فرهنگ و اجتماع، قم، صبح امید دانش، 1401ش.
- رهیاب، محمد ناصر، سپیدهدم داستاننویسی، مشهد، ترانه، 1384ش.
- زرکوب، فضلالله، «پیشینۀ شعر مقاومت افغانستان»، فصلنامۀ درّ دری، 1376ش.
- زریاب، رهنورد، «از مدرن ساختن تا مدرن شدن»، فصلنامۀ در دری، شمارۀ پنجم، 1377ش.
- زریاب، رهنورد، «خمسۀ اولیه»، فصلنامۀ خط سوم، شمارۀ سه و چهار، 1382ش.
- سنگری، محمدرضا، ادبیات پایداری، نامۀ پژوهش، 1377ش.
- شاهترابی، سید مرتضی، «سرمقاله»، مجلۀ هواباز، شمارۀ اول، 1383ش.
- شجاعی، سید اسحاق، «انعکاس صدای تفنگ در ادبیات داستانی افغانستان»، فصلنامۀ کرامت، 1384ش.
- شجاعی، سید اسحاق، مهاجران فصل دلتنگی، تهران، حوزۀ هنری، 1375ش.
- شجاعی، سید اسحاق، میراث شهرزاد در افغانستان، تهران، عرفان، 1384ش.
- شریعتی، سحر، حفیظ، «صبح قیامت؛ شهید مزاری در شعر شاعران»، مجلۀ عدالت و امید، شمارهۀ 1، 1396ش، ص136.
- شریفی، محمدفاضل، ادبیات کودک در افغانستان، کابل، سعید، 1389ش.
- شریفی، محمدفاضل، پویشی در پیدایی و روند رشد ادبیات کودک در افغانستان، وبسایت وطن ادب، بازدید: 11 بهمن 1403ش.1395ش.
- «شناسنامه» مجلۀ باغ، شمارۀ 48، 1394ش.
- «شناسنامه»، مجلۀ پرواز، شمارۀ 1، 1377ش.
- «شناسنامه»، مجلۀ کودکان آفتاب، شمارۀ 46، 1398ش.
- «شناسنامه»، نشریۀ صدای کودکان، شمارۀ 1، 1373ش.
- عاصی، قهّار، مقامۀ گل سوری، کابل، انجمن نویسندگان افغانستان، 1367ش.
- عرفان، محمدداوود، از هریرود تا زایندهرود، تهران، عرفان، 1401ش.
- علیپور، منوچهر، آشنایی با ادبیات کودکان، تهران، تیرگان، 1379ش.
- غبار، غلاممحمد، افغانستان در مسیر تاریخ، تهران، جنگل، 1389ش.
- فارابی، پویا، «زمینههای نوگرایی و دیگرگونی ادبیّات معاصر فارسی دری»، نقد و آرمان، ش 2، 1995م.
- فخری، حسین، «سیری در تحول داستاننویسی»، فصلنامۀ در دری، شمارۀ پنجم، 1377ش.
- فخری، حسین، «هنر آسیاب هیچ سیاستی را نمیچرخاند»، دو هفتهنامۀ گلبانگ، 1376ش.
- فخری، حسین، داستانها و دیدگاهها، کابل، کانون اصلاحات، 1396ش.
- فخری، حسین، مجموعه مقالات سومین جشنوارۀ ادبیات معاصر افغانستان، کابل، انجمن قلم افغانستان، 1385ش.
- فرهنگستان مجازی ادبیات و هنر افغانستان، وبسایت کابلستان، بازدید در تاریخ: 9 بهمن 1403ش.
- فرهنگ، محمدصدیق، افغانستان در پنج قرن اخیر، مشهد، بینا، ۱۳۷۱ش.
- فضایلی، حسن، تاثیر نظامهای سیاسی و اجتماعی افغانستان بر ادبیات دری، قم، چهارده معصوم، 1384ش.
- فیاض، محمداسحاق، «رفیق روسیام»، هفته نامه وحدت، 1369ش.
- فیاض، محمدحسین، «ادبیات مقاومت»، دانشنامۀ هزاره، کابل، امیری، 1397ش.
- قدسی، سید فضلالله، خاکستر صدا، تهران، حوزۀ هنری سازمان تبلیغات اسلامی، 1375ش.
- قویم، عبدالقیوم، مروری بر ادبیات معاصر دری (1259-1380ش)، کابل، سعید، 1395ش.
- کاظمی، محمدکاظم، «شعر مقاومت در افغانستان»، مجلۀ سوره، شمارۀ 24، 1384ش.
- کاظمی، محمدکاظم، «کارنامۀ شعر هجرت در ایران اسلامی»، مجلۀ شعر، شمارۀ 14، 1373ش.
- کریمی، کبری، «نگاهی به تاریخ ادبیات معاصر افغانستان»، فصلنامۀ رویکردهای پژوهشی در علوم اجتماعی، شمارۀ 23، پاییز 1399ش.
- کوره پزخانه، نشریۀ جوالی، شمارۀ چهار، 1359ش.
- کنفانی، غسان، ادبیات مقاومت در فلسطین اشغال شده، ترجمۀ موسی اسوار، تهران، سروش، 1362ش.
- کیا، بیژن، «ادبیات مهاجرت و ادبیات در مهاجرت»، وبسایت گوهر مکتوب (انجمن داستان)، درج مطلب در تاریخ: 2 دیماه 1391ش.
- گروه نویسندگان، ادبیات داستانی در ایران زمین، ترجمه پیمان متین، تهران، امیرکبیر، 1391ش.
- محمدفاضل، شریفی، «پویشی در پیدایی و روند روشد ادبیات کودک در افغانستان»، وبلاگ ادب وطن، تاریخ بازدید: 18 اردیبهشت 1404ش.
- محمدی، محمدحسین، تاریخ تحلیلی داستاننویسی افغانستان، تهران، چشمه، 1388ش.
- محمدی، محمدحسین، سورۀ بچههای مسجد 43، تهران، حوزه هنری، 1377ش.
- مدقق، احمد، «سرمقاله»، مجلۀ اینها، شمارۀ اول، 1402ش.
- مظفری، سیدابوطالب، سوگنامۀ بلخ، تهران، حوزۀ هنری، 1372ش.
- ملک جعفریان، م، ح، شانههای زخمی پامیر: جلوه هایی از ادبیات و هنر مقاومت افغانستان، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1371ش.
- موسوی، ام فروه و حسینی، مریم، «فضای پسا استعماری در ادبیات مهاجرت افغانستان؛ نمونۀ موردی: رمان سبز، سرخ و آبری عارف فرمان»، دو فصلنامه ادبیات پارسی معاصر، سال دهم، شمارۀ دوم، پاییز و زمستان 1399ش.
- مولایی، محمدسرور، شعر معاصر افغانستان، تهران، رز، 1350ش.
- میرحسین شاه، «پشتو در قرن نوزده و اوایل قرن بیست»، کابل، عرفان، ۱۳۵۵ش.
- «نهادینهسازی ادبیات کودک در افغانستان؛ اهمیت موضوع در کجا است؟»، وبسایت 8 صبح، درج مطلب در تاریخ: 11 دلو 1403ش.
- نیکطلب، پوپک، «سیر تحول ادبیات کودک و نوجوان در افغانستان مقاله»، مجلۀ کتاب ماه کودک و نوجوان، شمارۀ 187، اردیبهشت 1392ش، ص20-23.
- نیکوبخت، ناصر، «صورت و مضمون شعر مهاجرت افغانستان»، پژوهشهای ادب عرفانی، شمارۀ 3، پاییز 1386ش.