پرش به محتوا

صفویه

از ایران پدیا
صفویه
نام و مشخصات
نام‌های دیگرصفویان
ساختار حکومت
نوع حکومتسلسله حکومتی
دودمانخاندان صفوی
بنیان‌گذارشاه اسماعیل اول
دوره حکومت
آغاز حکومت۹۰۷ق
پایان حکومت۱۱۳۵ق
قلمرو و پایتخت
زبان رسمیزبان فارسی
دین رسمیاسلام
مذهب رسمیشیعه

صفویه؛ سلسۀ حکومت مقتدری که مذهب شیعه را در ایران، رسمیت بخشید.

سلسله صفویه از ۹۰۷ق با به قدرت رسیدن شاه اسماعیل اول و با اتکا به نیروی قزلباش بنیان نهاده شد و تا سال ۱۱۳۵ق با سقوط اصفهان به دست شورشیان افغان ادامه یافت. این حکومت با رسمی کردن مذهب تشیع اثنی‌عشری، نقش مهمی در شکل‌گیری هویت ملی و وحدت سیاسی ایران ایفا کرد. ساختار قدرت در این دوره بر تمرکز قدرت در شخص شاه و دیوان‌سالاری سنتی استوار بود و مبانی تئوریک آن بر مشروعیت دینی و سیاسی مبتنی می‌شد. در کنار دستاوردهای فرهنگی و علمی نظیر گسترش حوزه‌های علمیه، ترجمهٔ متون دینی، شکوفایی شعر و ادب فارسی و تدوین احادیث، این حکومت با موانعی چون ضعف ساختار اقتصادی، ناامنی راه‌ها، بحران‌های طبیعی، استبداد مطلقه و رقابت‌های قبیله‌ای و درباری روبه‌رو بود. سرانجام، مجموعه‌ای از عوامل ساختاری، سیاسی و اجتماعی، توان و مشروعیت این سلسله را فرسوده کرد و زمینه‌های فروپاشی آن را فراهم ساخت.

معرفی

صفویه خاندان پادشاهی بود که از سال ۹۰۷ق با به قدرت رسیدن شاه اسماعیل اول، با اتکا به نیروی قزلباش، پس از فتح تبریز و شکست آق‌قویونلوها آغاز [۱][۲] و تا ۱۱۳۵م با سقوط اصفهان به دست شورشیان افغان ادامه یافت.[۳] در این میان، ۸ شاه دیگر از این دودمان بر ایران حکومت کردند: شاه تهماسب اول، شاه اسماعیل دوم، شاه محمد خدابنده، شاه عباس اول، شاه صفی، شاه عباس دوم، شاه سلیمان و شاه سلطان حسین. این سلسله حدود ۲۳۰ سال دوام آورد.[۴] تبریز به‌عنوان نخستین پایتخت این سلسله انتخاب شد[۵] و در دورهٔ شاه تهماسب اول، پایتخت به قزوین منتقل شد و سپس شاه عباس اول اصفهان را به‌عنوان پایتخت برگزید.[۶]‌پادشاهان صفوی به‌دلیل انتساب به شیخ صَفی‌الدّین اَردبیلی (۶۵۰-۷۳۵ق)، عارف و شاعر قرن هشتم هجری و نیای شاه اسماعیل اول مؤسس سلسله صفویان، به این نام شهرت پیدا کرده‌اند.[۷]

بنیانگذار

بنیان‌گذار سلسلهٔ صفویه، شاه اسماعیل یکم، ملقب به ابوالمظفر بهادر خان حسینی، فرزند شیخ حیدر و حلیمه‌بیگم، در ۲۵ رجب ۸۹۲ق در اردبیل زاده شد[۸] و نسب او با پنج واسطه به شیخ صفی‌الدین اردبیلی می‌رسد.[۹] پس از کشته‌شدن پدرش در جنگ با فرخ‌یسار شروانشاه، در خردسالی همراه برادرانش در قلعهٔ استخر فارس زندانی شد و پس از آزادی، مدتی در اردبیل و سپس در لاهیجان تحت حمایت کارکیا میرزا علی قرار گرفت و نزد شمس‌الدین لاهیجی، فارسی، عربی، قرآن و اصول مذهب را فرا گرفت.[۱۰] اسماعیل میرزا پس از پنج سال اقامت در لاهیجان، همراه هفت تن از مریدان خاص خود به اردبیل بازگشت و با پیوستن روزافزون یارانش، در ۹۰۵ق با نیرویی هفت‌هزار نفری از قزلباش، فرخ‌یسار را شکست داد و قلعهٔ باکو را فتح کرد.[۱۱] او سپس الوند بیک آق‌قویونلو را شکست داد و وارد تبریز شد.[۱۲] در تابستان ۹۰۷ق، در سن پانزده سالگی در تبریز تاج‌گذاری کرد و به شاه اسماعیل معروف شد.[۱۳] قبایل روملو، استاجلو، تکلو، شاملو، ذوالقدر، قاجار، افشار و نیز ترکمانان در تشکیل دولت صفویه نقشی بنیادین ایفا کردند.[۱۴] وی پس از تاج‌گذاری، تشیع اثنی‌عشری را به‌عنوان مذهب رسمی اعلام کرد و دستور داد خطبا به نام دوازده امام خطبه بخوانند و عبارت «اشهد أنّ علیاً ولی‌الله» به اذان افزوده شود.[۱۵]

زمینه‌های ظهور

برخی از پژوهشگران، زمینه‌های ظهور صفویه را به تحول تدریجی طریقت صفویه در اردبیل و گسترش نفوذ آن در میان قبایل ترکمان آناتولی و آذربایجان نسبت می‌دهند. این طریقت که با نام شیخ صفی‌الدین اسحاق اردبیلی پایه‌گذاری شد، در آغاز ماهیتی معنوی و خانقاهی داشت و مریدان آن در اردبیل و نواحی اطراف گرد می‌آمدند و نفوذ آن به‌تدریج تا آناتولی شرقی و شامات گسترش یافت. این جریان در دوران جانشینان او، به‌ویژه شیخ صدرالدین موسی، خواجه علاءالدین علی، شیخ ابراهیم، سلطان جنید و سلطان حیدر، از یک جریان معنوی به نهضتی سیاسی و نظامی تبدیل شد. سلطان جنید با ورود به عرصهٔ غزاداری[دیدگاه ۱] و جهاد، به پیروان خود تعالیم نظامی آموخت و مفهوم «صوفی غازی»[دیدگاه ۲] را در ساختار طریقت نهادینه کرد. سلطان حیدر نیز با ادامهٔ این سیاست، نیروی قزلباش را سازمان داد و با انتخاب کلاه دوازده‌ترک، هویت شیعی و سیاسی این جنبش را تثبیت نمود. در همین دوره، ضعف و فروپاشی حکومت‌های ایلی و تجزیهٔ ایران، زمینهٔ مساعدی برای ظهور یک قدرت متمرکز فراهم کرد. همچنین، پیشینهٔ نهضت‌های شیعی نظیر سربداران و حضور علمای شیعه، بستر فکری و اجتماعی لازم را برای مشروعیت‌یابی این جنبش آماده ساخت.[۱۶][۱۷]

مبانی تئوریک[دیدگاه ۳]

مبانی تئوریک حکومت صفویه بر دو پایهٔ اصلی استوار بود: مشروعیت دینی و مشروعیت سیاسی. مشروعیت دینی که برگرفته از انتساب صفویان به خاندان علوی و جایگاه آنان به‌عنوان مرشد کامل طریقت بود، به شاه صفوی تقدسی آمیخته به احترام می‌بخشید و او را نه‌تنها حاکم سیاسی، بلکه واجد جایگاهی معنوی و ماورای طبیعی در نظر مردم معرفی می‌کرد. در کنار این مشروعیت دینی، مشروعیت سیاسی نیز بر پایهٔ نظریهٔ «حق الهی پادشاهان» استوار بود که در آن، شاه از قدرتی نامحدود برخوردار می‌شد و هیچ قانونی اختیارات او را محدود نمی‌ساخت. بر اساس این دیدگاه، پادشاه دارای جایگاهی بالایی بود و مشروعیت خود را نه از مردم، بلکه از خداوند و سلسله‌مراتب آسمانی دریافت می‌کرد و در برابر هر اشتباه و خطایی مصون تلقی می‌شد. این ترکیب از مشروعیت دینی و سیاسی، به شاه صفوی جایگاهی ویژه در ساختار قدرت بخشید که در آن، هم‌زمان به‌عنوان حاکم دنیوی و مرجع معنوی شناخته می‌شد.[۱۸]

ساختار قدرت

ساختار قدرت در دورهٔ صفویه بر دو پایهٔ اصلی تمرکز قدرت در شخص شاه و دیوان‌سالاری سنتی استوار بود؛ شاه در رأس هرم قدرت قرار داشت و از اختیاراتی گسترده برخوردار بود.[دیدگاه ۴] وزیر اعظم در سلسله‌مراتب قدرت، بلافاصله پس از شاه قرار می‌گرفت و رئیس تشکیلات دیوان‌سالاری محسوب می‌شد؛ با این حال، میزان اقتدار و اختیارات او در ادوار مختلف صفویه متفاوت بود. در کنار وزیر اعظم، مناصبی چون وکیل، صدر و امیرالامرا از ارکان مهم قدرت به شمار می‌رفتند و در دوره‌هایی، رقابت میان این مناصب، توازن قدرت را تحت تأثیر قرار می‌داد. دستگاه دیوان‌سالاری صفویه مبتنی بر دیوان‌های مالی، استیفا و انشاء بود و وزیر اعظم وظیفه هماهنگی میان این دیوان‌ها و اجرای سیاست‌های شاه را بر عهده داشت.[۱۹] یکی از ویژگی‌های متمایز ساختار قدرت صفویه، تنوع خاستگاه وزیران اعظم بود؛ آنان از میان اقوام ترک، قفقازی و فارسی و از اصناف نظامی، دیوانی، روحانی و ایلی انتخاب می‌شدند. این تنوع، به‌ویژه پس از شاه عباس اول، به تناوب و تناسب در انتخاب وزیران به کار می‌رفت و به استحکام و استمرار دولت صفوی کمک می‌کرد.[۲۰]

نظام اداری

نظام اداری این دوره، برگرفته و تلفیقی از نظام‌های اداری دوران حکومت عباسی، مغولان و تیموریان بود و با توجه به تغییر مذهب در کشور، قواعد فقه شیعه، جایگزین فقه اهل‌سنت شد. با توجه به نقش قزلباشان نظام سیاسی-اداری ایران در آغاز به‌صورت غیرمتمرکز بود.[۲۱] مشاغل دربار، یک‌ساله بودند و چنانچه صاحب‌منصبان بر اثر خطا و اشتباه عزل می‌شدند، اموال و املاک‌شان به نفع دیوان ضبط می‌شد. نهادهای اداری شامل درگاه مُعّلی شاهی، مجالس مشورتی (شاهی) و امرای غیردولت‌خانه بود.[۲۲] شاهان صفوی بر تمرکز ساختار اداری می‌کوشیدند و در اواخر دوران صفوی، تمرکزگرایی اداری افزایش یافت و قدرت والیان محلی محدود شد.[۲۳]

روابط سیاسی

نگاره‌ای از شاه اسماعیل در جنگ چالدران
نگاره‌ای از شاه اسماعیل در جنگ چالدران اثر معین مصور

روابط منطقه‌ای ایران در دوره صفویه بر جنگ و صلح با همسایگان، حفظ استقلال و تمامیت ارضی، پاسداری از مرزهای تاریخی و جلوگیری از تجاوز، متمرکز بود. [دیدگاه ۵]ایران در سطح فرامنطقه‌ای، به‌دنبال متحدان بین‌المللی به‌ویژه علیه حکومت عثمانی، گسترش تجارت و حفظ روابط دوستانه با دولت‌های اروپایی بود. روابط سیاسی بر آموزه‌های مذهب شیعه استوار بود. نسبت به اتباع اروپایی ساکن در ایران، سیاست تساهل و تسامح مذهبی إعمال می‌شد.[۲۴]

مهم‌ترین ابزارهای دیپلماسی ایران در دوره صفویه عبارت‌اند از:

  1. نامه‌نگاری با دیگر دولت‌ها: مانند نامهٔ شاه‌طهماسب اول به سلطان عثمانی و نامهٔ سلطان محمد خدابنده که در جهت جلوگیری از وقوع جنگ نگاشته شد. نامه‌های صفویان به اروپاییان و نیز امپراتوران مغولی هند بیشتر برای حفظ مناسبات و مراودات تجاری و جلوگیری از هم‌پیمانی با دشمن و احتمالاً جلب‌نظر برای ایجاد نوعی پیوند سیاسی یا نظامی بوده است.
  2. پیمان‌نامه‌های سیاسی و قراردادهای تجاری: مانند معاهدات سیاسی صفویان با دولت عثمانی و قراردادها تجاری با برخی دولت‌های اروپایی.
  3. سفیران و هیئت‌های نمایندگی.[۲۵]

نمادهای ملی

در حکومت صفویه، نمادهای ملی به‌عنوان بخشی از ساختار حکومت و در پیوند با مشروعیت سیاسی و مذهبی آن شکل گرفتند و تحول یافتند. پرچم ایران در این دوره، در آغاز سبز بود و شاه اسماعیل اول از پرچمی سبز با نقش ماه استفاده می‌کرد؛ شاه تهماسب اول نیز به‌جای شیر و خورشید، نماد برج حمل (گوسفند) را بر پرچم‌ها و سکه‌ها نشاند. در ادامهٔ دورهٔ صفوی، نقش شیر و خورشید به‌صورت زرددوزی بر پرچم‌های سبز تثبیت شد، هرچند حالت و ترکیب این نقش در نمونه‌های مختلف یکسان نبود. پرچم‌ها اغلب سه‌گوش و گاه با نمادهای مذهبی همچون برخی آیات قرآن یا شمشیر ذوالفقار امام علی همراه بودند.[۲۶] برخی پژوهشگران، شهرت امام علی به لقب شیر خدا را در انتخاب علامت شیر برای پرچم حکومت شیعه‌مذهب صفوی اثرگذار دانسته‌اند[۲۷] و خورشید را نیز به‌عنوان مظهر فرّ ایزدی، نمادی از نور الهی امامان شیعه تلقی کرده‌اند که در پرچم حکومت صفوی برای ایجاد مشروعیت سیاسی با انتساب به آموزه‌های مذهبی به کار می‌رفت.[۲۸]

زبان رسمی دولت صفوی، زبان فارسی بود و شاه عباس اول در زمان خود، زبان فارسی را در سراسر ایران به‌عنوان زبان میانجی تثبیت کرد. تمام نسک‌های[دیدگاه ۶] تاریخی در دورهٔ صفوی به زبان فارسی نگاشته شده‌است. با وجود رسمی بودن زبان فارسی، درباریان صفویه همچون دیگر مردم ایران در دربار از زبان محلی خود، ترکی آذربایجانی، بهره می‌بردند.[۲۹]

اقدام مهم شرح اقدامات [دیدگاه ۱۰]
ایجاد دولت واحد و متمرکز بنیان‌گذاری دولت صفویه با اتکا به نیروی قزلباش و اعلام تشیع اثنی‌عشری به‌عنوان مذهب رسمی شاه اسماعیل اول (۱۵۰۱–۱۵۲۴م)
رسمی‌سازی تشیع اعلام تشیع به‌عنوان مذهب رسمی، دعوت از علمای شیعه، ترویج آیین‌های مذهبی
تشکیل نیروی قزلباش سازمان‌دهی قبایل ترکمان در قالب ارتش قزلباش و اعطای کلاه دوازده‌ترک
ایجاد مناصب حکومتی تأسیس مناصب وزیر اعظم، وکیل، صدر و امیرالامرا شاه تهماسب اول (۱۵۲۴–۱۵۷۶م)
اعمال نظریهٔ تحدید اختیارات شاه دعوت از محقق کرکی و پذیرش نظریهٔ ولایت فقیه؛ واگذاری صدارت و قضاوت به علما
تثبیت تشیع و ترویج فرهنگ شیعی حمایت از تألیف کتب شیعی، توسعهٔ مجالس عزاداری، تقویت مراکز علمی
انتقال پایتخت به قزوین جابه‌جایی مرکز حکومت از تبریز به قزوین به‌دلیل تهدیدات عثمانی شاه عباس اول (۱۵۸۸–۱۶۲۹م)
توسعهٔ زیرساخت‌ها و شهرسازی ساخت مساجد، مدارس، کاروانسراها و بازارها در شهرهای مختلف
انتقال پایتخت به اصفهان انتخاب اصفهان به‌عنوان پایتخت و ساخت میدان نقش جهان، مسجد شاه، عالی‌قاپو و پل‌های معروف
اصلاحات نظامی تشکیل نیروی سوم از گرجیان و قفقازی‌ها، کاهش نفوذ قزلباشان، ایجاد ارتش منظم
تمرکز اداری و مالی تبدیل املاک ممالک به خاصه، تقویت دیوان‌سالاری و افزایش اقتدار وزیر اعظم
توسعهٔ روابط خارجی اعزام سفیران به اروپا، انعقاد معاهدات تجاری و سیاسی با دولت‌های اروپایی
تثبیت هویت ملی احیای نام ایران در متون سیاسی، یکپارچه‌سازی سرزمینی و تقویت حس هویت مشترک شاه صفی (۱۶۲۹–۱۶۴۲م)
ادامهٔ تمرکز اداری تداوم سیاست‌های تمرکزگرایانه و تقویت دیوان‌سالاری شاه عباس دوم (۱۶۴۲–۱۶۶۶م)
تثبیت اقتدار دیوان افزایش قدرت وزیر اعظم و دیوان‌سالاری در ادارهٔ امور کشور شاه سلیمان (۱۶۶۶–۱۶۹۴م)
اصلاحات اقتصادی و اداری اجرای اصلاحات گسترده در حوزه‌های مالی، اداری و نظامی توسط شیخ‌علی‌خان زنگنه شاه سلطان حسین (۱۶۹۴–[۳۰]
ادامهٔ اصلاحات تداوم نسبی اصلاحات اداری و مالی [دیدگاه ۱۱]

نقش‌ عالمان دین

در حکومت صفویه، عموم علمای شیعه با حکومت در سطوح مختلف همکاری می‌کردند؛ عده‌ای از علمای جبل‌عامل لبنان از جمله شیخ بهایی، برای همکاری با دولت نوپای صفویان به ایران مهاجرت کردند.[۳۱]در نبرد چالدران میان شاه‌اسماعیل صفوی و شاه‌سلیم عثمانی، چند تن از علما از جمله سیدمحمد کمونه، میرسیدشریف استرآبادی[۳۲] و سیدعبدالباقی کرمانی، کشته شدند.[۳۳] همچنین عالمان دین در جایگاه شیخ‌الاسلام[۳۴] به حل‌وفصل امور و تشکیلات دینی و امور قضایی و وقفنامه‌ها و حل بحران‌های اجتماعی می‌پرداختند.[۳۵] امام خمینی که نظریۀ ولایت فقیه را در حکمرانی جامعۀ مسلمان نهادینه کرد، همکاری علما با صفویان را معلول عوامل فرهنگی و اجتماعی و شرایط حاکم بر جامعه آن روز می‌داند. وی با بیان پیشتازی روحانیت در نهضت‌های مردمی، دوری و نزدیکی عالمان دین به حکومت‌ها را در چارچوب راهبرد کلان آنها برای حراست از اسلام دانسته است.[۳۶] او ورود عالمانی مانند محقق کرکی، شیخ بهایی و محمدباقر مجلسی به عرصه همکاری با حکومت را به‌جهت ترویج و تثبیت مکتب تشیع می‌داند.[۳۷]

دست‌آوردهای فرهنگی و علمی[دیدگاه ۱۲][دیدگاه ۱۳]

رشد و گسترش حوزه‌های علمیه

در زمان صفویه حوزه‌هاى علمیۀ شیعه رشد و گسترش پیدا کرد و حوزۀ علمیۀ اصفهان، خراسان، قم، نجف و مناطق دیگر در این دوران آباد شد.[۳۸] مدرسه فیضیه قم که در تاریخ تشیع ازجمله در دوران انقلاب اسلامی ایران، منشأ تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زیادی بوده، از بناهای شاه‌طهماسب اول و متعلق به سال ۹۳۴م است.[۳۹] گسترش حوزه‌های علمیه زمینۀ ظهور عالمان و فقهای بزرگ ایرانی را نیز فراهم آورد؛ به‌طوری که بعد از صفویه، حدود نود درصد علما و فقهای شیعه را ایرانیان تشکیل داده‌اند.[۴۰]

ترجمۀ متون دینی به فارسی

ادبیات شیعی و میراث دینی آن اعم از متون روایی، فقهی، کلامی، فلسفی و اخلاقی تا پیش از دورۀ صفویه به‌طور عمده به زبان عربی نگارش می‌یافت، اما در زمان صفویه که تشیع در ایران به‌صورت مذهب رسمی درآمد ضرورت فارسی‌کردن متون مذهبی شیعه در اقدامات فرهنگی دولت قرار گرفت و هزاران اثر جدید به فارسی تولید و بسیاری از متون عربی به فارسی ترجمه شد.[۴۱]

حفظ و ترویج زبان فارسی[دیدگاه ۱۴]

فارسی در دوره صفوی، زبـان رسمی ديوانی بوده و مکاتبات داخلی و خارجی دستگاه حكومت، اسناد و قباله‌های رسمی، دیوان‌های شعری، كتـب تاريخ و ساير آثار و منابع عمومی به زبان فارسی نگارش يافته‌اند. همچنین رواج شاهنامه‌خوانی، جذب و دعوت شاهنامه‌خوانان و ساختن محل برای اين محافل و ترجمه آثار عربی به زبان فارسی، نشان‌دهنده اهتمام دستگاه حکومتی به زبان فارسی است.[۴۲]

شکوفایی شعر و ادبیات فارسی

پژوهشگران دوران صفویه را از دو جهت، اوج شکوفایی شعر فارسی می‌دانند؛ نخست اینکه در این دوره، شعر سبک هندی رایج شده و اوج گرفته است که جزء قطعات درخشان تاریخ شعر فارسی محسوب می‌شود. جهت دیگر کمیت[دیدگاه ۱۵] شاعران در این دوره است؛ در این دو قرن در ایران، هند، افغانستان و ماوراءالنهر هزاران شاعر ظهور کردند که در بین آنها شاعران برجسته‌ای مانند صائب تبریزی، کلیم، محمدجان قدسی و نظیری نیشابوری وجود دارند. از لحاظ کمیت فقط دوران بعد از انقلاب اسلامی ایران را با دوران صفویه قابل مقایسه می‌دانند.[۴۳] برای مثال نصرآبادى در تذکره نصرآبادى، فقط در شهر اصفهان به هزار شاعر اشاره کرده و شرح حال آنها را نوشته است. [دیدگاه ۱۶]به نظر کارشناسان بعد از حافظ، هیچ غزل‌سرایى به عظمت صائب تبریزی در دوران صفویه نیامده و بعد از رودکى، هیچ شاعرى به تعداد صائب شعر نگفته است.[۴۴]

تدوین و نشر احادیث اهل‌بیت

بستر شکوفایی، تدوین و نشر احادیث ائمه بعد از 5 قرن رکود، در دورۀ حکومت صفویه فراهم شد که به نوشتۀ پژوهشگران، فقط با دورۀ صاحبان کتب اربعه قابل مقایسه است؛ علمای شیعه در این دوره تحت تأثیر شرایط اجتماعی و فرهنگی جدید، به تدوین آثار جامع حدیثی، شرح‌نویسی بر متون کهن روایی، تألیف تفاسیر و ترجمۀ احادیث روی آوردند. در این دوره، گفتمان حدیثی گسترش یافت و آثار متعددی در حوزه حدیث و علوم مرتبط به آن تولید شد. این گفتمان حدیثی در درازمدت باعث نهضت علمی در عرصه‌های گوناگون، بازخوانی جوانب مختلف میراث حدیثی پیشینیان و تدوین جوامع ثانویه حدیثی شیعه شد. محققان عوامل این انقلاب بزرگ فرهنگی را مقابله با عثمانیان و پاسخگویی به شبهات ضد شیعی و اسلامی، حضور علمای شیعه در حکومت صفوی و تصدی بعضی مقامات دولتی، ظهور اخباریگری و چالش میان گرایشهای گوناگون فکری و احساس نیاز عالمان شیعه به بسط معارف اهل بیت به زبان فارسی می‌دانند.[۴۵]

گسترش علوم عقلی و تجربی

در دوران حکومت صفویه، دانش‌ فلسفه و حکمت، رشد چشمگیر پیدا کرد و در حالی که اندیشۀ فلسفی، در جهان اسلام افول کرده بود، فیلسوفانی به‌نام مانند ملاصدرا، میرداماد و میرفندرسکی چراغ حکمت و فلسفه را در ایران بر افروختند و شاگردان بسیاری پروراندند که از جملۀ آنها می‌توان به شمسای گیلانی، شیخ حسین تنکابنی، فیاض لاهیجی، ملارجبعلی تبریزی، رفیعای نایینی، محمدباقر سبزواری، ملامحسن فیض کاشانی و آقاحسین خوانساری نام برد.[۴۶] همچنین ایران در دوران صفویه به‌دلیل جنگ‌های پی‌‌درپی با عثمانی، در زمینه علوم نظامی، توپخانه و سلاح‌‌های آتشین پیشرفت نسبی داشت. نظامیان صفوی با فن‌‌‌آوری تسلیحاتی آشنا شدند و از کشورهای اروپایی سلاح‌‌های مدرن وارد کردند. با این وجود، عصر صفوی از نظر علوم تجربی در مقایسه با اروپا بسیار ضعیف بود؛ در این زمان در اروپا میکروسکوپ، دماسنج، دوربین نجومی و ماشین بخار اختراع شد؛ اما در ایران به‌دلیل تقابل صفویان با عثمانی، اختراعی صورت نگرفت.[۴۷]

موانع و مشکلات[دیدگاه ۱۷]

حکومت صفویه با موانع و مشکلات متعددی روبه‌رو بود که مهم‌ترین آن‌ها در ادامه آمده است:

  • ضعف ساختار اقتصادی: اقتصاد صفویه بر پایهٔ کشاورزی و مالیات‌های سنگین استوار بود و جنگ‌های پی‌درپی، هزینه‌های نظامی را افزایش می‌داد. افزایش نرخ مالیات‌ها و واگذاری زمین‌ها در قالب سیورغال و تیول، فشار بر رعایا را تشدید کرد و زمینهٔ شورش‌های مردمی را فراهم ساخت. اصلاحات مقطعی نیز نتوانست بحران‌های زیربنایی را برطرف کند.[دیدگاه ۱۸]
  • ناامنی راه‌ها و رکود تجارت: ناامنی راه‌ها، حملهٔ راهزنان و جنگ‌های داخلی، تجارت داخلی و خارجی را تضعیف کرد. کاهش امنیت جاده‌ها به کاهش درآمدهای تجاری و گمرکی انجامید و رونق اقتصادی را محدود ساخت. این وضعیت، به‌ویژه در دوره‌های پس از شاه عباس اول، تشدید شد.
  • بحران‌های طبیعی و قحطی: شیوع طاعون، وبا، قحطی و زلزله، جمعیت کشور را به‌شدت کاهش داد و نیروی کار و تولید را تضعیف کرد. نبود قرنطینه و ضعف دانش پزشکی، گسترش بیماری‌ها را تسهیل نمود. این بحران‌ها، بنیهٔ اقتصادی و اجتماعی ایران را فرسوده ساخت.
  • استبداد مطلقه و تمرکز قدرت: قدرت مطلقهٔ شاه و نبود نهادهای نظارتی مستقل، زمینهٔ سوءمدیریت، فساد و انباشت ثروت در دربار را فراهم کرد. نظام استبدادی، مانع از رشد پایدار اقتصادی و شکل‌گیری نهادهای مدنی شد. این ساختار، در دورهٔ جانشینان شاه عباس اول، به ضعف و انحطاط گرایید.[دیدگاه ۱۹]
  • رقابت‌های قبیله‌ای و درباری: رقابت میان قبایل قزلباش، امرای درباری و دیوان‌سالاران، ثبات سیاسی را تضعیف کرد و به کشمکش‌های مداوم انجامید. این رقابت‌ها، به‌ویژه پس از شاه اسماعیل اول، به‌صورت جنگ‌های داخلی و شورش‌های محلی بروز یافت. تداوم این وضعیت، مشروعیت و کارآمدی حکومت را فرسوده ساخت.

فهرست شاهان صفویه[دیدگاه ۲۰]

شاهان صفویه به دو دستهٔ کلی تقسیم می‌شوند: شاهان نخستین که از شاه اسماعیل یکم تا شاه سلطان حسین حکومتی واقعی و متمرکز بنا نهادند و شاهان متأخر که از شاه طهماسب دوم به بعد، به‌تدریج به فرمانروایانی اسمی و تحت‌الشعاع قدرت‌های دیگر مانند افشاریان و زندیان تبدیل شدند:

ردیف نام تاریخ تولد محل تولد دوران حکومت پایتخت تاریخ درگذشت محل درگذشت محل دفن
۱ شاه اسماعیل یکم ۱۷ ژوئیه ۱۴۸۷م اردبیل ۲۲ دسامبر ۱۵۰۱ تا ۲۳ مه ۱۵۲۴م تبریز ۲۳ مه ۱۵۲۴م نزدیک تبریز آرامگاه شیخ صفی‌الدین اردبیلی[۴۸]
۲ شاه تهماسب یکم ۲۲ فوریه ۱۵۱۴م شاه‌آباد، اصفهان ۲۳ مه ۱۵۲۴ تا ۱۴ مه ۱۵۷۶م تبریز و قزوین ۱۴ مه ۱۵۷۶م قزوین حرم امام رضا[۴۹][۵۰]
۳ شاه اسماعیل دوم ۳۱ مه ۱۵۳۷م قم ۲۲ اوت ۱۵۷۶ تا ۲۴ نوامبر ۱۵۷۷م[۵۱] قزوین ۲۴ نوامبر ۱۵۷۷م قزوین حرم شاهزاده حسین
۴ شاه سلطان محمد ۱۵۳۲م اردبیل ۱۱ فوریه ۱۵۷۸ تا اکتبر ۱۵۸۸م[۵۲] قزوین ۱۵۹۵م قلعه الموت، قزوین حرم شاهزاده حسین
۵ شاه عباس یکم ۲۱ ژانویه ۱۵۷۱م هرات ۶ اکتبر ۱۵۸۸ تا ۱۹ ژانویه ۱۶۲۹م[۵۳] قزوین و اصفهان ۱۹ ژانویه ۱۶۲۹م بهشهر، مازندران حرم امامزاده حبیب بن موسی[۵۴]
۶ شاه صفی یکم ۱۶۱۱ میلادی ـــ ۱۹ ژانویه ۱۶۲۹ تا ۱۲ مه ۱۶۴۲م[۵۵] اصفهان ۱۲ مه ۱۶۴۲م کاشان حرم فاطمه معصومه[۵۶]
۷ شاه عباس دوم ۳۱ دسامبر ۱۶۳۲م قزوین ۱۵ مه ۱۶۴۲ تا ۲۶ اکتبر ۱۶۶۶م[۵۷] اصفهان ۲۶ اکتبر ۱۶۶۶م خسروآباد، نزدیک دامغان حرم فاطمه معصومه[۵۸]
۸ شاه سلیمان یکم (صفی دوم) فوریه یا مارس ۱۶۴۸م اصفهان ۱ نوامبر ۱۶۶۶ تا ۲۹ ژوئیه ۱۶۹۴م[۵۹] اصفهان ۲۹ ژوئیه ۱۶۹۴م اصفهان حرم فاطمه معصومه
۹ شاه سلطان حسین اکتبر ۱۶۶۸م اصفهان ۶ اوت ۱۶۹۴ تا ۲۱ اکتبر ۱۷۲۲م[۶۰] اصفهان ۱۵ نوامبر ۱۷۲۶م اصفهان حرم فاطمه معصومه[۶۱]
۱۰ شاه تهماسب دوم ۱۷۰۴م اصفهان ۲۴ اکتبر ۱۷۲۲ تا ۲ سپتامبر ۱۷۳۳م اصفهان حرم فاطمه معصومه[۶۲]
۱۱ شاه عباس سوم ۱۷۳۱م اصفهان ۲ سپتامبر ۱۷۳۲ تا ۸ مارس ۱۷۳۶م اصفهان ۱۱ فوریه ۱۷۴۰م سبزوار حرم فاطمه معصومه[۶۳]
۱۲ شاه سلیمان دوم ۱۷۱۴م اصفهان ۱۷ دسامبر ۱۷۴۹ تا ۲۰ مارس ۱۷۵۰م اصفهان ۱۹ می ۱۷۶۳م مشهد حرم امام رضا[۶۴]
۱۳ شاه اسماعیل سوم ۱۷۴۰م اصفهان ۲۹ ژوئن ۱۷۵۰ تا ۱۷۷۳م اصفهان ۱۷۷۳م اصفهان حرم ستی فاطمه[۶۵]

انقراض

سلسله صفویه در ۱۱۳۵ق با حملۀ محمود افغان، رهبر افغان‌های غلزایی، به ایران و محاصره اصفهان به پایان رسید.[۶۶] بسیاری از محققان بر اساس نظریهٔ ابن‌خلدون در خصوص چرخهٔ عمر دولت‌ها، فروپاشی صفویه را برآیند مجموعه‌ای از عوامل ساختاری، سیاسی و اجتماعی می‌دانند که در گذر زمان، توان و مشروعیت این سلسله را فرسوده کرد. از منظر این نظریه، تمرکز فزایندهٔ قدرت، فساد اداری، هزینه‌های تجملاتی، فرسودگی نظام مالی و ضعف ساختار نظامی، توان مقابلهٔ دولت با بحران‌های داخلی و خارجی را کاهش داد. در این میان، سیاست‌های مذهبی سخت‌گیرانه و برخورد با مخالفان، شکاف‌های اجتماعی و واگرایی برخی گروه‌ها را دامن زد و در کنار رقابت‌های درباری و ضعف جانشینان، مشروعیت و کارآمدی حکومت را تضعیف کرد. نمونه‌های عینی این ضعف‌ها را می‌توان در کنش‌های برخی سلاطین دورهٔ متأخر مشاهده کرد: برای مثال شاه سلیمان ادارهٔ کشور را به آغامبارک و خواجگان حرم سپرد و در سال نخست سلطنت، قحطی و طاعون، جامعه را در وضعیتی بحرانی قرار داد. شاه سلطان حسین نیز کنترل محدودی بر امرا و عمال داشت و در دورهٔ او، فتح‌علی‌خان ترکمن، فرمانده سپاهیان، به حرم امام رضا در مشهد دستبرد زد. این کاستی‌ها نشان می‌دهد که انحطاط ساختاری و درونی، پیش از هر عامل بیرونی، زمینه‌های فروپاشی را در حکومت صفویه فراهم کرده بود.[۶۷][دیدگاه ۲۱]

پانویس

  1. ↑ سیوری، راجر،ایران در عصر صفوی، کتاب تهران، ۱۳۶۳، ش ص۲۵.
  2. ↑ سومر، نقش ترکان آناطولی در تشکیل و توسعه دولت صفوی، تهران، ۱۳۷۱ش، ص۱۷۱.
  3. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۱۴۸.
  4. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۷.
  5. ↑ سیوری، راجر،ایران در عصر صفوی، کتاب تهران، ۱۳۶۳، ش ص۲۵.
  6. ↑ مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۵۰.  
  7. ↑ حقیقت، عارفان بزرگ ایرانی در بلندای فکر انسانی، 1383ش، ج۱، ص۵۹۱.
  8. ↑ غیاث الدین خواندمیر، حبیب السیر، ۱۳۶۲ش، ج ۴، ص۴۲۸.
  9. ↑ غیاث الدین خواندمیر،حبیب السیر، ۱۳۶۲ش، ج ۴، ص۴۳۸.
  10. ↑ غیاث الدین خواندمیر،حبیب السیر، ۱۳۶۲ش، ج ۴، ص۴۳۵.
  11. ↑ غیاث الدین خواندمیر،حبیب السیر، ۱۳۶۲ش، ج ۴، ص۴۶۱.
  12. ↑ سومر، نقش ترکان آناطولی در تشکیل و توسعه دولت صفوی، تهران، ۱۳۷۱ش، ص۱۷۱.
  13. ↑ سیوری، راجر،ایران در عصر صفوی، کتاب تهران، ۱۳۶۳، ش ص۲۵.
  14. ↑ سومر، نقش ترکان آناطولی در تشکیل و توسعه دولت صفوی، تهران، ۱۳۷۱ش، ص۱۷۱.
  15. ↑ روملو، حسن بیگ، احسن التواریخ، بابک، ۱۳۵۷ش، ص۸۵-۸۶.
  16. ↑ رضاظابط، «ظهور سلسله صفویه نقطه عطفی در تاریخ ایران»، ۱۳۷۷ش، ص۳۰-۴۰.
  17. ↑ آژند، تاریخ ایران: دوره صفویان، ۱۳۸۰ش، ص۴-۲۲.
  18. ↑ فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی-حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۳۹-۳۴۰.
  19. ↑ کریمی، «وزارت در دوره صفویّه»، ۱۳۷۹ش، ص۲۷۹-۲۸۴.
  20. ↑ کریمی، «خلیفه سلطان (سلطان العلماء) فقیه و وزیر اعظم عصر صفوی»، ۱۳۷۶، ص۲۲۴-۲۲۵.
  21. ↑ فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی-حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۵۶.
  22. ↑ میرمحمدصادق، «صفویان (نظام اداری)»، ۱۴۰۰ش، ص۷۳۲.
  23. ↑ فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی-حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۵۶-۳۵۷.
  24. ↑ کشاورز و چلونگر، «نقش ابزارهای سیاست خارجی در فرایند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی»، ۱۴۰۰ش، ص۴۱۵.
  25. ↑ کشاورز و چلونگر، «نقش ابزارهای سیاست خارجی در فرایند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی»، ۱۴۰۰ش، ص۴۲۲-۴۲۸.
  26. ↑ موسوی خرد، «روند تغییر پرچم ایران از عصو صفوی تا دوران معاصر با بررسی عناصر رنگ، نشان و طراحی پرچم ایران»، 1400ش، ص55.
  27. ↑ قزوینی، نقض، 1358ش، ج۱، ص۴۷۲ و 165.
  28. ↑ کسروی، شیخ صفی و تبارش، 1323ش، ج۱، ص۳–۴.
  29. ↑ نجفی برزگر، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفویه، ۱۳۹۴ش، ص۱-۲۰.
  30. ↑ فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی-حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۴۴-۳۵۲.
  31. ↑ مهاجر، الهجرة العاملیة الی ایران فی العصر الصفوی، ۱۴۱۰ق، ص121.
  32. ↑ آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، 1430ق، ج۷، ص۱۰۴ و 232.
  33. ↑ امینی، شهداء الفضیله، ۱۴۰۲ق، ص108-109.
  34. ↑ شاردن، سفرنامه شاردن، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۱۳۳۶.
  35. ↑ خداوردی، منصب شیخ‌الاسلام و نقش وی در امور سیاسی اجتماعی کرمان در دورۀ متاخر صفوی، ۱۳۹۴ش، ص۵۳–۵۴.
  36. ↑ مجموعه سخنرانی‌های امام‌خمینی، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۲۹۴–۲۹۵.
  37. ↑ جموعه سخنرانی‌های امام‌خمینی، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۲۹۴–۲۹۵. امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج۳، ص۲۴۰.
  38. ↑ «حوزۀ علمیۀ قم، مستحصل حوزه‌هاى شیعه در طول تاریخ»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای.
  39. ↑ ناصرالشریعه، تاریخ قم، ۱۳۸۳ش، ص۲۴۰.
  40. ↑ «حوزۀ علمیۀ قم، مستحصل حوزه‌هاى شیعه در طول تاریخ»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای.
  41. ↑ جعفریان، صفویه در عرصۀ دین، فرهنگ و سیاست، 1379ش، ج3، ص1097.
  42. ↑ گودرزی، «موقعيت زبان و ادبيات فارسي در ايران عصر صفويه و رابطة آن با زبان رسمي و ملي»،1390ش، ص77.
  43. ↑ «بی‌نظیر بودن دوره دویست ساله رواج سبک هندی در ادوار تاریخ شعری ما از بعضی جهات»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله العظمی خامنه‌ای.
  44. ↑ «دوران صفویه، دوران شکوه و اوجِ ادب و هنر»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله العظمی خامنه‌ای.
  45. ↑ مهدوی‌راد و فقهی‌زاده «جریان شناسی تدوین و نشر حدیث در روزگار صفویان»، 1385ش، ص127.
  46. ↑ مخلصی، «برگی از حکمت و فلسفه در ایران»، ۱۳۷۷ش، ص۱۲۹.
  47. ↑ رزاقی، «مطالعه وضعیت علم در عصر صفوی»، وب‌سایت دانشنامۀ بزرگ جهان اسلام.
  48. ↑ پارسا دوست، شاه اسماعیل اوّل، پادشاهی با اثرهای دیرپای در ایران و ایرانی، ۱۳۷۵ش، ص۶۶۹.
  49. ↑ واله اصفهانی، خلد برین،۱۳۷۲ش، ص۳۲۶
  50. ↑ سیوری، ایران عصر صفوی، ۱۳۸۷شُ ص۵۷
  51. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۷.
  52. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۷.
  53. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۷.
  54. ↑ مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۵۰.  
  55. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۷.
  56. ↑ مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۵۴.  
  57. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۷.
  58. ↑ مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۵۴.  
  59. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۷.
  60. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۷.
  61. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۸۲.
  62. ↑ باسورث، سلسله‌های اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی. ۱۳۸۱ش، ص۵۳۱-۵۳۵.
  63. ↑ «قتل شاه عباس سوم صفوی»، وب‌سایت پایگاه جامع تاریخ.
  64. ↑ باسورث، سلسله‌های اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی. ۱۳۸۱ش، ص۵۳۱-۵۳۵.
  65. ↑ مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۲۴۴.  
  66. ↑ باسورث، سلسله‌های اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی. ۱۳۸۱ش، ص۵۳۰.
  67. ↑ ادیبی، تقوی، «بررسی عوامل سقوط دولت صفویه از نگاه ابن خلدون»، 1399ش، ۱۰۸-۱۲۰.

دیدگاه‌های ارزیابان

  1. ↑ معنای غازی برای مخاطب چندان روشن نیست. همان جهاد کفایت نمیکنه؟
  2. ↑ بهتر است معادل غازی را نیز بیاورید
  3. ↑ عنوان و متن از اصطلاحات غیرعمومی استفاده کرده است.
  4. ↑ گستره اختیار، تکرار از بند قبله
  5. ↑ روابط منطقه‌ای ایران در دوره صفویه بر جنگ و صلح با همسایگان متمرکز بود؟ این تعبیر درستیه؟ تمرکز بر جنگ و صلح؟
  6. ↑ معادل مرسومی هم برایش بیاورید که مخاطب بفهمد چیست
  7. ↑ یکی دو خط مقدمه بیاورید و بعد جدول باشد
  8. ↑ سالها باید قمری بیاید
  9. ↑ مهمترین رویدادهایی که در زمان سلطنت آنها بوده قابل گزارش نیست؟
  10. ↑ یک عنوان لازم دارد
  11. ↑ چرا این قسمت خالی است؟
  12. ↑ لحن و ادبیات این قسمت با ایران دوره صفویه بیشتر شباهت دارد. باید شکا نقش دولت صفویه را روشن کنید. یعنی صفویه برای رشد حوزه علمیه چه کرد؟ برای شعر فارسی چه کرد؟
  13. ↑ چرا فقط دستآورد فرهنگی و علمی گفته شده؟ عرصه های دیگر توفیقی نداشتند؟ وقتی فقط دستآورد فرهنگی و علمی میآورید و از طرفی بعدش مشکلات اقتصادی و امنیتی و ... رو آنگونه بیان میکنید، عملا اعلام کرده اید این حکومت اولیات حکومت را هم نداشته و فقط بلد بوده ار علمی و فرهنگی بکنه. این یک نتیجه شناختی بسیار منفی است برای حکومت صفویه. آیا حقیقت تاریخ همین است یا خروجی مقاله با روایت ناقص برخی ابعاد و روایت پررنگ برخی ابعاد دیگر باعث کاشت این انگاره میشه؟
  14. ↑ میتوان عناوین عام‌تری درج کرد که از تکرار برخی مطالب هم پرهیز شود. مثلا بند قبلی و مورد تدوین و نشر احادیث یک محور دارند. یا مثلا همین بند و بند بعدی یک ثقل دارند. از توضیح واضحات پرهیز کنید و خیلی مختر و مفید گزارششان کنید.
  15. ↑ معادل بهتری درج شود
  16. ↑ از این قسمت به بعد لازم نیست
  17. ↑ این قسمت هیچ منبعی نداره
  18. ↑ در نسخه قبلی مقاله سخن از رونق اقتصادی آمده بود در این نسخه سخن از وضعیت بسیار خراب اقتصادی. کدام درست است؟
  19. ↑ در سراسر متن تا اینجا این حکومت به عنوان یک حکومت مذهبی و شیعه که با علما و دین و ... رابطه تنگاتنگی داره تعامل خوبی دارند معرفی شده و بسیار هم تأکید و تکرار شده. به نظر شما بهتر نیست کمی آن تأکیدات را کمرنگ کنید و خیلی عادی گزارش دهید تا خواننده وقتی این مشکلات را میبیند، به پای دین و مذهب نگذارد؟ یعنی خواننده عملا این حکومت را نماینده دین و شیعه میداند و آن وقت در ذهنش اینگونه تثبیت میشود که حکومت شیعه ناکارآمد بوده است. این نکته درباره همه این مشکلات مطرح است. البته منظورم این نیست که مشکلات را نگویید؛ بلکه منظور اینست که در خط قبلی مقاله، ذهنیت را طوری درست نکنید که این حکومت تماما مبتنی بر شیعه و همکاری و نظر علما قلمداد شود.
  20. ↑ دلیل درج سالها به میلادی چیست؟ حال آنکه منابع آن دوران با قمری گزارش میکرده اند
  21. ↑ این بخش همپوشانی زیادی با بخش مشکلات و موانع دارد. البته همان نکته شناختی در اینجا نیز مطرح است.

منابع

  • آژند، یعقوب، تاریخ ایران: دوره صفویان، تهران، جامی، ۱۳۸۰ش.
  • آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۳۰ق.
  • ادوارد براون، تاریخ ادبی ایران، مترجم: غلام‌رضا رشید یاسمی، تهران، بنیاد کتاب، 1364ش.
  • ادیبی، مهسا، تقوی، سید محمدعلی، «بررسی عوامل سقوط دولت صفویه از نگاه ابن خلدون»، مجلۀ تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، شماره ۳۸، 1399ش.
  • استنلی، لینپول، تاریخ طبقات سلاطین اسلام، ترجمۀ عباس آشتیانی، تهران، دنیای کتاب، 1363ش.
  • امام ‌خمینی، سیدروح‌الله، صحیفۀ امام، تهران، مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام‌ خمینی، ۱۳۸۹ش.
  • امینی، عبدالحسین، شهداء الفضیله، بیروت، موسسة الوفاء، ۱۴۰۲ق.
  • باسورث، کلیفورد ادموند، سلسله‌های اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی. ترجمهٔ فریدون بدره‌ای. تهران، مرکز بازشناسی اسلام و ایران، ۱۳۸۱ش.
  • «بی‌نظیر بودن دورۀ دویست سالۀ رواج سبک هندی در ادوار تاریخ شعری ما از بعضی جهات»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنه‌ای، تاریخ درج مطلب: 24 مرداد 1390ش.
  • پارسا دوست، منوچهر؛ شاه اسماعیل اوّل، پادشاهی با اثرهای دیرپای در ایران و ایرانی، بی‌جا، ۱۳۷۵ش.
  • تمیم‌داری، احمد، عرفان و ادب در عصر صفوی، تهران، حکمت، چاپ اول، ۱۳۸۹ش.
  • جعفریان، رسول، صفویه در عرصۀ دین، فرهنگ و سیاست، قم، پژوهشکدۀ حوزه و دانشگاه، 1379ش.
  • حسینی، غیاث الدین بن همام الدین؛ حبیب السیر، زیر نظر دکتر محمد دبیر سیاقی،‌‌‌‌‌ بیجا، 1362ش.
  • حسینی قزوینی، یحیی ‌بن‌ عبداللطیف حسنی، لب تواریخ، تهران، خاور، ۱۳۱۴ش.
  • «حوزه علمیه قم، مستحصل حوزه‌هاى شیعه در طول تاریخ»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، تاریخ درج مطلب: 13 آذر1374ش.
  • حقیقت، عبدالرفیع، عارفان بزرگ ایرانی در بلندای فکر انسانی، تهران، کومش، ۱۳۸۳ش.
  • خداوردی، محمد، منصب شیخ‌الاسلام و نقش وی در امور سیاسی اجتماعی کرمان در دورۀ متاخر صفوی، مجلۀ پژوهش‌های تاریخی، شماره ۲۶، ۱۳۹۴ش.
  • خروارریز، مهرنوش، «بررسی جایگاه فرهنگ در عصر صفویه»، مجله پژوهش و مطالعات علوم اسلامی، سال اول، شمارۀ 4، آبان 1398ش.
  • خواندمیر، تاریخ حبیب السیر، زیر نظر دکتر دبیر سیانی، تهران، خیام، ۱۳۶۲ش.
  • «دوران صفویه، دوران شکوه و اوجِ ادب و هنر»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، تاریخ درج مطلب: 22 اردیبهشت 1377ش.
  • رزاقی، حمید، «مطالعۀ وضعیت علم در عصر صفوی»، وب‌سایت دانشنامۀ بزرگ جهان اسلام، تاریخ درج مطلب: 26 آذر 1399ش.
  • رضاظابط، حیدر، «ظهور سلسله صفویه نقطه عطفی در تاریخ ایران»، فصلنامه مشکوة، شماره 59، ۱۳۷۷ش.
  • روملو، حسن بیگ؛ احسن التواریخ، تصحیح دکتر عبدالحسین نوایی، بی‌جا، انتشارات بابک، ۱۳۵۷ش.
  • سپهری، صبا، «نقش آیین‌ها و مناسک اجتماعی در بازسازی جامعه صفوی؛ سایر جشن‌ها»، وب‌سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 28 خرداد 1396ش.
  • سومر، نقش ترکان آناطولی در تشکیل و توسعه دولت صفوی، ترجمۀ احسان اشراقی، تهران، نشر گستر، ۱۳۷۱ش.
  • سیوری، راجر، ایران عصر صفوی، ترجمۀ کامبیز عزیزی، تهران، مرکز، چاپ اول، ۱۳۷۲ش.
  • شاردن، سفرنامه شاردن، ترجمۀ اقبال یغمایی، تهران، توس، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
  • شکری، یدالله، عالم آرای صفوی، به کوشش بنیاد فرهنگ ایران، تهران، چاپخانه داورپناه، ۱۳۵۰ش.
  • شهرآبادی، مجتبی، «شیخِ صفویه»، وب‌سایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 16 مهر 1397ش.
  • صفری، بابا، اردبیل در گذرگاه تاریخ، تهران، بی‌نا، ۱۳۷۰ش.
  • غفاری‌فرد، عباسقلی، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفویه. تهران، سازمان سمت، ۱۳۸۱ش.
  • فراهانی، محمدمتین و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی-حکومتی در ایران»، پژوهش‌های روابط بین‌الملل، سال ۱۲، شماره ۳، شماره پیاپی ۴۶، ۱۴۰۱ش.
  • «قتل شاه عباس سوم صفوی»، وب‌سایت پایگاه جامع تاریخ، تاریخ بازدید: ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ش.
  • قزوینی، ابوالحسن ابن ابراهیم، فواید الصفویه: تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، تهران، وزارت فرهنگ، ۱۳۷۶ش.
  • قزوینی، عبدالجلیل، نقض، تهران، چاپ جلال‌الدین محدث ارموی، ۱۳۵۸ش.
  • کریمی، علی‌رضا، «خلیفه سلطان (سلطان العلماء) فقیه و وزیر اعظم عصر صفوی»، مجلۀ حکومت اسلامی، شماره ۶، ۱۳۷۶ش.
  • کریمی، علی‌رضا، «وزارت در دوره صفویّه»، مجلۀ حکومت اسلامی، شمارۀ ۱۵، ۱۳۷۹ش.
  • کسروی، احمد، شیخ صفی و تبارش، تهران، ۱۳۲۳ش.
  • گودرزی، حسین، «موقعيت زبان و ادبيات فارسي در ايران عصر صفويه و رابطة آن با زبان رسمي و ملي»، فصلنامة مطالعات ملي، سال دوازدهم، شمارۀ 3، 1390ش.
  • لواسانی، «مشاغل و مناصب مهم در دورۀ صفویه»، و‌ب‌سایت تبیان، تاریخ درج مطلب: 26 شهریور 1394ش.
  • مخلصی، عباس، برگی از حکمت و فلسفه در ایران، مجلۀ حوزه، شمارۀ 89، ۱۳۷۷ش.
  • مزاوی، میشل، پیدایش دولت صفوی، ترجمه یعقوب آژند، تهران، گستره، ۱۳۶۳ش.
  • مهاجر، جعفر، الهجرة العاملیة الی ایران فی العصر الصفوی، بیروت، دارالروضه، ۱۴۱۰ق.
  • مهدوی‌راد، محمدعلی و فقهی‌زاده، عبدالهادی، «جریان شناسی تدوین و نشر حدیث در روزگار صفویان»، مجلۀ علوم انسانی، شمارۀ 13، 1385ش.
  • «مهم‌ترین ارکان اقتصادی ایران در دوره صفویه»، وب‌سایت راسخون، تاریخ درج مطلب: 1 شهريور 1393ش.
  • مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام ‌خمینی، کوثر، مجموعه سخنرانی‌های امام ‌خمینی، تهران، ۱۳۷۳ش.
  • ناصرالشریعه، محمدحسین, تاریخ قم، تصحیح و تعلیق و اضافات علی دوانی، تهران، رهنمون، ۱۳۸۳ش.
  • مهدوی، مصلح الدین، اعلام اصفهان، اصفهان، سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، ۱۳۷۴ش.
  • موسوی خرد، سیده اعظم، «روند تغییر پرچم ایران از عصو صفوی تا دوران معاصر با بررسی عناصر رنگ، نشان و طراحی پرچم ایران»، پژوهش در هنر و علوم انسانی، سال ششم، شماره ۳۷، آبان ۱۴۰۰ش.
  • «میدان امام اصفهان نماد شكوه و عظمت تاریخ و معماری»، خبرگزاری ایرنا، تاریخ درج مطلب: ۳ فروردین ۱۳۹۸ش.
  • نجفی برزگر، کریم، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفویه، تهران، پیام نور، ۱۳۹۴ش.
  • «هنر و معماری دوران صفویه اصفهان در یک نگاه»، خبرگزاری ایمنا، تاریخ درج مطلب: ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ش.
  • واله اصفهانی، محمد یوسف، خلد برین، تهران، بنياد موقوفات دکتر محمود افشار ،۱۳۷۲ش.