نسخهٔ تاریخ ۳۱ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۲۸ توسط زهرا فاضل(بحث | مشارکتها)(صفحهای تازه حاوی «جایگزین=بازی اتل متل کودکان|بندانگشتی|بازی اتل متل کودکان {{درشت|'''اَتَل مَتَل'''}}؛ شعر و بازی سنتی کودکانه. اتل متل، بازی و شعر کودکانه ایرانی است که با جملههای مسجع و آهنگین، اغلب با عبارت «اتل متل توتوله» آغاز میشود. ا...» ایجاد کرد)
اتل متل، بازی و شعر کودکانه ایرانی است که با جملههای مسجع و آهنگین، اغلب با عبارت «اتل متل توتوله» آغاز میشود. این بازی قدمتی طولانی دارد و جنبه سرگرمی و آموزشی برای کودکان دارد. در اجرای بازی، کودکان در کنار هم مینشینند و یکی از آنها (اوسا) شعر را میخواند و به پاهای دیگران ضربه میزند؛ در پایان هر دور، بازیکنی که پایش باقی بماند، برنده یا بازنده شناخته میشود. در نقاط مختلف ایران، شیوه اجرای بازی، شعر و مجازات بازنده متفاوت است؛ از قلقلک گرفتن و دویدن روی یک پا تا بازی شاه و وزیر یا رقصیدن با آهنگ کودکان. شعرهای این بازی در هر منطقه گویش، ریتم و مضمون خاص خود را دارند و امروزه نسخههای آموزشی و آموزنده آن نیز رایج شده است. بازی اتل متل، هم سرگرمی، هم تجربه اجتماعی و هم وسیله انتقال فرهنگ و خلاقیت کودکان ایرانی است.
اتل متل، شعر و بازی کودکانهای است که در آن، جملههایی بهصورت مسجع خوانده میشود. اغلب این جملهها نیز با عبارت «اتل متل توتوله» آغاز میشود. این بازی آهنگین، توسط کودکان ایرانی خوانده و اجرا میشود. شعرهای این بازی، قدمتی طولانی و گاهی دارای معنای بسیار زیبا و آموزندهای هستند.[۱] نام این بازی نیز، از سطر اول این ترانه گرفته شده است.[۲]
دیدگاه متخصصین دربارهٔ بازی اتل متل
محمدتقی بهار، این بازی را «هتل متل» نامیده و وزن و سبک شعری آن را جزء اولین اشعار غنایی سروده شده به زبان فارسی دانسته که پیشینهٔ آن به قبل از ورود اسلام به ایران میرسد.[۳] گروهی دیگر از پژوهشگران، این سروده را شعری هدفمند، پُرمعنا و جهتدار دانستهاند که همه اقوام مانند عرب، ترک، کرد، هند، چین و فارس را به همبستگی فراخوانده و همگان را در این شادی آیینی شریک کرده است.[۴]
برای انجام این بازی، که شکلی نمایشی دارد، تعدادی از کودکان در کنار هم نشسته و پاهای خود را دراز میکنند. سپس، یکی از کودکان (که به اوسای/ استاد بازی معروف است)، شعری هجایی میخواند و با خواندن هر هجا، روی پای بچهها ضربه زده یا به پای آنها، بهترتیب، اشاره میکند. همزمان با اتمام شعر، نوبت به پای هر بازیکنی که برسد، باید پای خود را جمع کند و این کار آنقدر ادامه مییابد تا همهٔ پاها جمع شده و تنها یک پا باقی بماند. پای باقیمانده، پای فرد بازنده است. البته در تهران، کودکی که در بازی باقی میماند، برنده دانسته میشود و در دور بعدی، نقش اوسا را ایفا میکند.[۵]
در تنکابن، خود اوسا نیز در بازی شرکت کرده و در صورتیکه هر دو پای او جمع شود، بازیکنان باید اوسای دیگری را برای بازی انتخاب کنند.[۶] کودکان در گیلان، در صورتیکه تنها پای یک بازیکن باقی مانده باشد، بین او و زمین، شعر را دوباره میخوانند و اگر ترانه به پای بازیکن ختم شود، او پای خود را جمع میکند و در صورتیکه به زمین ختم شود، بازیکنان دیگر، بازیکن بازنده را قلقلک میدهند.[۷] در برخی نقاط دیگر در ایران نیز، برای مشخص شدن برنده یا بازنده، کودکان باید با گفتن آخرین جملهٔ اوسا، پای خود را جمع کنند و کسی که این عمل را سریع انجام ندهد، میبازد.
مجازات بازنده نیز در نقاط مختلف ایران متفاوت است. برای مثال، گاهی فرد بازنده روی زمین زانو زده و صورت بر زمین میگذارد، افراد دیگر روی پشت او میزنند و این شعر را میخوانند:
«تاپ تاپ خمیر، شیشه پُر پنیر، دست کی بالا؟»
در این لحظه، یکی از کودکان، به اشاره اوسا، دست خود را بالا میگیرد. اگر بازنده، درست تشخیص داد، دوباره نشسته و بازی ادامه مییابد. در صورت پاسخ اشتباه نیز، اوسا بر پشت بازنده زده و میخواند:
«رفتیم دکون قصابی، دیدیم زنبور را میکنن جلزّ و ولز»
در این لحظه، بازیکنان شروع به گرفتن نیشگونهای ریز از پشت بازنده میکنند.[۸] مجازات بازنده، بهصورتهای دیگری نیز انجام میشود. برای مثال، روی یک پا دویدن، کولی دادن به دیگران، فریاد یکنفس کشیدن با هجای «زو…»،[۹]بازی شاه و وزیر (با دستیاری اوسا)،[۱۰] چهاردست و پا روی زمین حرکت کردن و با آهنگ بچههای دیگر رقصیدن (در کردستان).[۱۱]
متن شعر اتل متل
روایتی از این شعر، که امروزه نیز رایج است بهشرح زیر است:
اتل متل توتوله
گاو حسن چه جوره؟!
نه شیر داره نه پستون
گاوش رو بردن هندستون
یک زن کُردی بستون
اسمش رو بزار عم قزی
دور کلاش قرمزی
هاچین و واچین، یک پات رو ور چین
جمالزاده، روایتی قدیمیتر از این شعر را اینگونه بیان کرده است:[۱۲]
اتل متل توتوله
گاب (گاو) حسن کوتوله
نه شیر داره نه پستون
شیرشو ببر کُردستون
یه زن کُردی بستون
اسمشو بزار ستاره
واسش بزن نقاره
یه چوب زدم به بلبل
صداش رفت به استامبول
استامبولم خراب شد
بند دلم کباب شد
هاچین و واچین یه پاتو ورچین
در روایتی دیگر از شعر این بازی، پس از خواندن هجاهای اول، میگویند:[۱۳]
شیرشو بردن گلسون
یه زن گرجی بسون
اسمشو بذار عم قزی
دور قباش قرمزی
اره اره به پات بزن
درددره
بچههای کرمان، در هنگام اجرای این بازی میخوانند:[۱۴]
اتلک تی تتلک پنجه بشه مال شکرک
احمدک، جون پدر، برو به جنگ شونه سر
شونه سر غوغا شد، مشت راستش واشد
عباس کجا؟ تو باغچه. چی میچینه؟ آلوچه
ور دخترون خونه، ور پسرون کوچه
دسمال شاه سوخته شده
آب طلا ریخته شده
اره بره یکیش بزن به دره
بختیاریها نیز شعری متفاوت را هنگام اجرای این بازی میخوانند:[۱۵]
متل متل توت متل
پنگه به شیر نون شکر (کف دست به شیر نون و شکر)
ای حیدر بخد پدرت (ای حیدر بخت پدرت)
رو بجنگ شانظرت (برو به جنگ شانظرت)
رو بجنگ شانظرت (برو به جنگ شانظرت)
شانظر قرقو کنه (شانظر غرق آب شود)
پوسد سرس کلوکنه (پوست کلهاش سنگ آب شود)
پوسد سرس کلوکنه (پوست کلهاش سنگ آب شود)
در سیستان، در حالیکه اوسا به دستهای بازیکنان ضربه میزند، میخواند:[۱۶]
کِریچو کِریچو پَندونِه
موش رفته باله خونه
همسایه را دزد برده
از محل بالا برده
کُدَش کُدَش اُرومه
کوری ناتمومه
چش مرغک چَمومه
کَلاچِل گِل کُیج دومه، کریچوکِریچو پَندونِه
در رفسنجان نیز، ترانه این بازی کمی متفاوت است:[۱۷]
اتلک توتو تلک
پنجهٔ موشو شکلک
عباس کجا؟ تو باغچه
چی میچینه؟ آلوچه
آلوچهٔ سه گردو
خبر بردن به اردو
اردو خبردار شد
عباس حالش زار شد
ارش پرش
یکی بزن تا درش
در سایر نقاط ایران نیز، این شعر را با زبان و گویش و مفاهیمی متفاوت میخوانند.[۱۸] امروزه، انواع دیگری از این شعر در ایران، با مفاهیمی آموزشی خوانده میشود، برای مثال:[۱۹]
↑محمدی، ایل لر اویون لار (تحقیقی پیرامون معرفی ۱۰۰ بازی محلی رایج استان اردبیل)، ۱۳۸۴ش، ص۳۲۷–۳۲۸؛
محمدی، فرهنگ بازیهای محلی ایلام، ج1، ۱۳۸۴ش، ص219-220؛
رسولی، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران (ملایر)، ۱۳۷۸ش، ص۲۷۲؛
پاینده، فرهنگ گیل و دیلم، ۱۳۶۶ش، ص۹۲.