خونبس؛ سنت جلوگیری از ادامهٔ دعوا و کشتار و اصلاح روابط قبایل از راه ازدواج.
نمایی از فیلم «خونبس»، ساخته ناصر غلامرضایی | |
پادکست مقاله | 🡇
| |
| عنوان اصلی | خونبس (خونصلح) |
|---|---|
| عنوان انگلیسی | Khoon-bas |
| عنوان عربی | خونبس (صلح الدم / فصل) |
| شاخه علمی | مردمشناسی حقوق، حقوق عرفی (عشایری)، جامعهشناسی نزاع |
| نوع مفهوم | آیین اجتماعی/حقوق عرفی |
| معنای اصطلاحی | سازوکار سنتی در جوامع ایلی برای ختم نزاعهای ناشی از قتل، جلوگیری از انتقامجویی و برقراری صلح میان طوایف |
| حوزه کاربرد | نظامهای حقوق عرفی عشایر، حل اختلافات قومی، عدالت ترمیمی سنتی |
| گستره جغرافیایی | مناطق ایلی ایران (لرستان، خوزستان، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری و…)، عراق، افغانستان، پاکستان |
| منشأ تاریخی | کهن؛ ریشهدار در ساختارهای قبیلهای پیش از اسلام که در دوران اسلامی نیز با ساختارهای جدیدی ادامه یافت |
| نخستین کاربرد | سازوکارهای اولیه در جوامع قبیلهای برای جلوگیری از تداوم جنگهای خونین |
| ریشه واژه | «خون» و «بس» به معنای قطعکننده جریان خونریزی |
| مرتبط با | خونبها، دیه، فصیله، ریشسفیدان ایلی، عدالت ترمیمی، اصلاح ذاتالبین |
| اهمیت | جلوگیری از انتقامجوییهای دامنهدار و احیای انسجام در روابط طایفهای |
خونبس یک سازوکار سنتی و قومی برای پایان نزاعهای برآمده از قتل، میان برخی اقوام است. در چارچوب این رسم، برای جلوگیری از انتقامجویی و جنگهای طولانی، طایفهٔ قاتل با پرداخت دیهای شامل پول، زمین، اسلحه و ازدواج اجباری دختری از طایفهٔ قاتل با مردی از طایفهٔ مقتول، سعی در جبران و برقراری صلح دارد. این رسم، ریشه در نظامهای قبیلهای و احساس همبستگی خونی دارد و با میانجیگری ریشسفیدان و بزرگان اجرا میشود. خونبس از نظر اجتماعی به پایان درگیریها کمک میکند، اما ازدواج اجباری زنان در این فرایند، پیامدهای منفی روانی و اجتماعی برای آنان دارد و از دیدگاه قانون و فقه اسلامی، با مخالفتهای بسیاری روبرو میشود.
خونصلح، نوعی رفتار عرفی رایج در قالب پیماننامه و عقد قرارداد میان خانوادهٔ قاتل و مقتول با هدف صرفنظرکردن از قصاص قاتل است. این رسم میان برخی طوایف، ایلات و عشایر که دارای روابط خویشاوندی متعدد هستند، اجرا میشود. کارکرد آیین خونصلح، پیشگیری از حوادث احتمالی و ناهنجاریهای اجتماعی در میان افراد یک جامعه است.
مفهومشناسی
واژهٔ خونبس از دو کلمهٔ «خون» و «بس» ترکیب شده و در لغت به معنی قطع خون، کافیبودن خون و قطع جریان خونی است که راه افتاده است.[۱] این واژه مترادف واژگانی چون خونصلح، خونبری و خونبها است[۲] و میان عربها به فصل معروف است.[۳]
خونبس در اصطلاح، سازوکار عرفی و قانونی اجتماعی[۴] و نوعی روش غیررسمی کیفری[۵] میان خویشاوندان و افراد خانواده است[۶] که موجب دریافت دیه و گذشت از قصاص قتل میشود و شکاف اجتماعی به وجود آمده را ترمیم میکند.[۷] در برخی سنتها، پساز درگیری که منجر به قتل میشود، زنانی از طایفهٔ قاتل به عقد مردانی از طایفهٔ مقتول در میآیند. به زنی که در این فرایند، وسیلهٔ خونبس میشود، فَصیله میگویند. سنت قومی خونبس، سبب فامیلشدن دو خانوادهٔ متخاصم و مانع انتقامجوییها در آینده میشود.[۸]
پیشینه
پیشاز اسلام، معمولاً قاتل با مجازات قصاص روبرو میشد و این حکم هم در جامعهٔ عرب و هم در ایران، غلبه داشت و گذشت از مجازات قاتل، کمتر رخ میداد؛[۹] اما براساس روایتهای شفاهی، رسم خونصلح از اوایل ورود دین اسلام به ایران، میان برخی اقوام و طوایف رواج یافت و تاکنون ادامه دارد.[۱۰]
در برخی جوامع سنتی، واکنشها به قتل یکی از اعضای قبیله، بسیار پردامنه بود[۱۱] و جنگ و نزاع میان قبیلهٔ فرد کشتهشده با قبیلهٔ قاتل، آنقدر ادامه مییافت تا قاتل، قصاص میشد یا طایفۀ او با پرداخت دیه، رضایت طایفۀ مقتول را به دست میآوردند.[۱۲] در این جوامع، حق خونداری از پدر به فرزند و نیز به خویشاوندان انتقال مییافت.[۱۳] راهکار این جوامع برای کوتاهکردن دورهٔ نزاع، رسم خونبس بوده است. در این رسم، شخص مجرم یا خانواده یا اعضای طایفهٔ او این نوع دیه را برای دوری از قصاص و وقوع قتلی دیگر، میپرداختند. به باور برخی محققان، پیشینهٔ این رسم به دورهٔ زندگی قبیلهای انسانها میرسد[۱۴] و در منابع کهن به مصادیقی از سنت خونبس در ایران باستان[۱۵] و در قانوننامهٔ حمورابی و آشور اشاره شده است.[۱۶] برای رسم خونبس به شکلی که امروزه اجرا میشود، پیشینهای تا حدود ۸۰۰ سال در لرستان، شناسایی شده است.[۱۷]
گستره
بیشتر مناطقی که دارای نظامهای قبیلهای و عشیرهای هستند، در قلمرو آیین خونصلح قرار دارند. در این جوامع بهدلیل همبستگی خونی افراد، ایجاد مشکل و آسیبرساندن به یک خانواده، ضربهزدن به کل قوم قلمداد میشود.[۱۸] خونصلح بهعنوان یکی از آیینها و سنتهای اصیل میان برخی از اقوام مانند کردهای کرمانشاه[۱۹] و ایلام، عربها، لرها و بختیاریهای استان لرستان، خوزستان،[۲۰] کهگیلویه و بویراحمد و چهارمحال و بختیاری رواج دارد.[۲۱] این آیین در کشورهای پاکستان، افغانستان، ترکیه و عراق نیز دیده میشود.[۲۲] خونبس میان بیشتر اقوام و عشایر ایران مانند قشقایی، بختیاری، لر، لک، کرد، ترکمن، بلوچ، عرب[۲۳] و نیز در افغانستان با تفاوتهایی در شیوهٔ اجرای آن، رایج است.[۲۴]
درخواست ثبت خونبس در فهرست آثار ناملموس
برخی استانهای کشور، برای ثبت خونبس در فهرست آثار ناملموس تلاش کردهاند؛ اما تعدادی از زنان خوزستانی در فضای مجازی با هشتگهای #من_فصیله_نمیشوم و #من_خونبس_نمیشوم، به ثبت این رسم در فهرست آثار ناملموس اعتراض کردند. برخی از مؤسسههای مردمنهاد نیز از قوهٔ قضاییه درخواست کردند که بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، از حقوق شرعی و قانونی زنان حمایت شود.[۲۵]
خاستگاه
در نظامهای قبیلهای احساس همبستگی خونی و اجتماعی بسیار قوی است و آسیب رساندن به یک عضو قبیله ضربهزدن به کل قبیله تلقی میشود و همهٔ افراد قبیله که خود را خویشاوند خونی یکدیگر میدانند، مکلفاند در مجازات کسانی که خون یکی از خویشاوندان آنها را بر زمین ریخته، یا به او آسیب رسانده است، مشارکت کنند و انتقام بگیرند. برخی قبایل برای پرهیز از خونریزی بیشتر، اصول و سازوکارهای معمول در جامعه را به کار میبندند[۲۶] و خونبس یکی از این سازوکارهای عرفی است.[۲۷] در میان ایلات و طوایف، نزاعهای برآمده از قتل عمد، قتل غیرعمد و نقص عضو، با رسم خونبس فیصله داده میشوند.[۲۸]
در اسلام
خونصلح از جمله آیینهای عرفی در جامعه است که پیش از اسلام نیز وجود داشت؛ اما با ظهور اسلام و با تمسک به قوانین اسلامی در این آیین تحولاتی ایجاد شد. آیین خونصلح بهدلایلی مانند اصلاح ذاتالبین، گسترش فرهنگ صلحجویی و بخشش، افزایش وحدت خانوادگی و اجتماعی، احترام به بزرگان خیراندیش با مبانی و دستورات دین اسلام، همخوانی و سازگاری دارد؛ اما برخی از شرایط آن مانند پرداختهای اجباری مبالغ سنگین و ازدواج اجباری دختران بهعنوان دیه و خسارات، مورد نهی اسلام است.[۲۹]
اجرای خونبس
آیین خونصلح برای رفع اختلاف برآمده از جرم قتل عمد یا غیرعمد میان خانوادهها،[۳۰] در جوامع دارای آداب و رسوم طایفهای یا تعصبات قومی و اعتقاد به اجرای عدالت خصوصی در کنار عدالت عمومی، رواج دارد.[۳۱] در این اجتماعات بهدلیل پیوندهای عمیق خانوادگی، وقوع یک قتل میتواند آغازگر وقوع جرایم متعدد و استمرار آن باشد. در این وضعیت، اجرای آیین خونصلح، گزینهٔ کارآمدی برای کاهش وقایع پسینی در خانواده و جامعه است.[۳۲] آیین خونصلح نوعی پیمان میان ایل و طایفهای بزرگ بوده و فقط یک مراسم آشتیکنان عادی بین دو فرد یا دو خانواده نیست.[۳۳]
در چارچوب این رسم، خانواده یا طایفهٔ قاتل برای گرفتن عفو از خانوادهٔ مقتول، اقدام میکنند.[۳۴] این آیین پس از برگزاری مراسم یادبود مقتول[۳۵] و اغلب با حضور بزرگان و ریشسفیدان قوم صورت میگیرد.[۳۶] در روز مراسم، آیین سوگواری خاص مانند چمری (نواختن ساز و دهل) و سرودهای محلی (مور و شیون و زاری) از سوی اقوام قاتل انجام میشود و با این کار همدردی خود را با خانوادهٔ مقتول، اعلام میکنند.[۳۷] سپس طرفین در مقابل یکدیگر قرار گرفته و بزرگان و ریشسفیدان، قاتل را بهصورت کفنپوش با دستانی بسته نزد اولیای دم میآورند و بهدلیل اهمیت و جایگاه والای قرآن در اعتقادات دینی و اسلامی، خانواده مقتول را به حرمت قرآن قسم میدهند تا از قصاص قاتل چشمپوشی کنند. با این کار علاوه بر اقرار به خطاکاربودن قاتل، با یادآوری رحمت الهی و رأفت اسلامی، جبران خطای قاتل را تضمین میکنند. پس از تلاش فراوان و اخذ رضایت اولیای دم، کدورتها از بین میرود و اولیای دم با بوسیدن قرآن قاتل را عفو کرده و از قصاص او میگذرند.[۳۸] سپس نوبت به تعیین خونبها میرسد. در این مرحله، نشستهایی میان دو طرف برگزار میشود.[۳۹] مقدار خونبها در طول زمان و متناسب با فرهنگ و آداب و رسوم طوایف و اقوام، متفاوت بوده و دچار تحولاتی شده است. در گذشته، واگذاری زمینهای کشاورزی، باغها و احشام بهعنوان خونبها رایج بوده است، اما امروزه خونبها در شهرها اغلب بهصورت وجه نقد تعیین میشود.[۴۰] همچنین در گذشته، دختری از خانوادهٔ قاتل را بهعنوان قسمتی از خونبها به ازدواج مردی از طایفهٔ مقتول درمیآوردند تا روابط دو طایفه زودتر و بهتر ترمیم شود؛ اما با گذشت زمان این رسم کمرنگ شده است.[۴۱]
در اجرای خونبس، تعامل چند گروه ذینفع در آن، با هدف پایاندادن به اختلافات قومی و ایجاد صلح و آشتی میان دو طایفه قابل مشاهده است:
- بستگان قاتل و مقتول: بعد از وقوع درگیری و وقوع قتل، فضای متشنج در محدودهٔ سرزمینی دو طایفه بهوجود میآید. افراد ایل در این مدت، در پی آسیبزدن به طرف مقابل هستند؛ مانند مسدودکردن راههای عبورومرور، جلوگیری از استفادهٔ مناسب از منابع آبی، کشاورزی و دامداری و تخریب برخی از اموال یکدیگر.[۴۲]
- کدخدایان و ریشسفیدان: نقش ریشسفیدان و افراد دارای اعتبار اجتماعی در نزد ایلات در اجرای خونبس بسیار پررنگ است؛ آنها با رفتوآمد و انجام جلسات پیدرپی، درصدد میانجیگری برای سازش طوایف و منصرف کردن خانوادهها از انتقام هستند که گاهی ممکن است این تلاش صلحخواهانه سالها طول بکشد. گرچه در سالهای اخیر مراجع قضایی و بیمهای رواج یافته و بخش زیادی از اختلافات و تعیین دیات قتل و جرح از طریق آنها انجام میشود؛ اما باز هم نقش افراد ذینفوذ برای تعیین نهایی و کاهش میزان دیات و خسارات بسیار پررنگ و مؤثر است.[۴۳]
- قراردادهای ایلی: یکی از عناصر مهم در اجرای رسومات قومی، قراردادهای ایلی است؛ در نظام ایلی، بزرگان ایل، نمایندهٔ تامالاختیار در عقد قراردادهای صلح و جنگ محسوب میشوند. از گذشتهٔ دور نیز در درون هر ایلی، برای حل نزاعها قراردادهایی بهصورت شفاهی یا مکتوب وجود داشته که مبنای عمل نسلهای بعد بوده است. برخی از این قراردادها مربوط به دوران معاصر است که قدرت، جمعیت، اصالت قومی و ثروت طوایف در نوع و سطح قراردادها تأثیرگذار بوده است.[۴۴]
- زنان: زنان، از کنشگران اصلی رسم خونبس محسوب میشوند و نقشی فعال دارند؛ مانند تدارکات، عزاداری، همراهی با مردان در جلسات صلح و در نهایت یکی از مفاد توافقنامهٔ صلح، ازدواج دختری از یک طایفه با مردی از طایفهٔ دیگر است.[۴۵]
آدابورسوم
آیین برگزاری خونبس، با کنشهای جمعی و توأم با ابراز احساسات مانند عزاداری و تسلیت به خانوادهٔ متوفی، گریه کردن زنان و مردان، شلیک تفنگ و ابراز پشیمانی و درخواست گذشت است که سبب فروکش کردن کینههای درونی افراد میشود.[۴۶]
در گذشته، قاتل دستبسته یا همراه با قرآن و شمشیر بهدست، نزد خانوادهٔ مقتول میرفت. در مجلسی که ریشسفیدان دو طرف حضور داشتند، یکی از ریشسفیدان طایفهٔ قاتل به صاحب خون پیشنهاد میکرد که میان قرآن و شمشیر بهعنوان نماد صلح و انتقام، یکی را برگزیند؛ شأن قرآن و جایگاه والای بزرگان طایفه، خانوادهٔ مقتول را ناگزیر از چشمپوشی از انتقام و رضایتدادن به خونبس میکرد.[۴۷]
ریشسفیدان برای پایان دادن به دعواهای خونین بین دو قوم، دختری از طایفه قاتل به طایفه مقتول میدادند.[۴۸] اگر سن دختر کم بود، اقوام صبر میکردند تا به سن بلوغ برسد و به عقد مردی از طایفهٔ مقتول درآید.[۴۹] گاهی با توجه به میزان جرم یا طبقهٔ اجتماعی قاتل و مقتول، تا چهار دختر به طایفه مقتول داده میشد.[۵۰] این دختران جهیزیه، مهریه و جشن عروسی نداشتند و خانوادهٔ قاتل به خانوادهٔ دختر شیربها نیز نمیداد[۵۱] و این دختران از جایگاه پایینی در طایفه برخوردار میشدند.[۵۲] علاوه بر دختر، دیهای شامل پول،[۵۳] اسلحه ضارب و زمین نیز داده میشد.[۵۴] عشایر بلوچ به این خونبها «بِجار»[۵۵] و در لرستان به آن تاسو میگویند.[۵۶] امروزه خونبها بیشتر شامل پول، اسلحه و زمین میشود.[۵۷]
در عشایر لر و لک، پیش از برگزاری مراسم خونبس خانوادهٔ قاتل چند رأس گوسفند، مقداری برنج، قند و چای و سیگار توسط سلمانی یا حمامی محل، برای پذیرایی به خانهٔ مقتول میفرستد. گاهی موضوع خونبس را به احترام مقتول و خانواده و طایفهٔ وی تا پس از مراسم چهلم یا حتی سالگرد مقتول عقب میاندازند و مطرح نمیکنند.[۵۸]
میان عشایر عربزبان، هنگامی که قتلی صورت میگرفت، خانوادهٔ قاتل از خانوادهٔ مقتول فرصت میگرفتند؛ در این مدت خانوادهٔ قاتل مصونیت داشت. در پایان فرصت، اگر دو خانواده به توافق نمیرسیدند، میان دو عشیره جنگ میشد؛ اما اگر به توافق میرسیدند، خانوادهٔ فصلدهنده پرچمی را که نماد پرچم حضرت ابوالفضل است، به چوب میبست.[۵۹]
پیامدها
خونبس دارای آثار مثبت و منفی اجتماعی است؛ این رسم برای طوایف و نظام ایلی از نظر اجتماعی سبب تقویت همبستگی و اتحاد خویشاوندی میشود و از طرف دیگر اختلافات در درون ایل به آسانی و با توافق از بین میرود؛ اما به لحاظ جایگاه اجتماعی زن، یک پدیدهٔ ضدزن انگاشته میشود و اکثر زنان خونبس از اجرای این رسم، احساس نارضایتی دارند. برچسب خوردن در میان ایل، بزرگترین داغی است که زنان خونبس ازآن رنج میبرند.[۶۰] رسم خونبس، برای زنانی که از این طریق ازدواج میکنند، ممکن است آسیبهای روانی مانند افسردگی، ناراحتی اعصاب، انواع خودکشی، ناامیدی و ناراضی بودن از زندگی را بههمراه داشته باشد. برخی از زنان خونبس، معتقدند که آنها قربانی اهداف نظام ایلی شدهاند و بعد از ازدواج در میان مردم، نوعی برچسب به آنها زده میشود و احساس خوشبختی نمیکنند.[۶۱]
یکی از چالشهای اصلی در آیین خونبس شکلگیری ازدواجهایی است که در آنها رضایت کامل طرفین وجود ندارد و در برخی موارد به ازدواج اجباری میانجامد[۶۲] و از نظر فقهی و قانونی فاقد اعتبار دانسته شده است.[۶۳] سید علی خامنهای نیز دادن دختر از یک قبیله به قبیلهای دیگر برای حل اختلافات، بدون کسب رضایت او، را خلاف شرع دانسته است.[۶۴]
کارکردها
کارشناسان معتقدند در شرایط وقوع جرائم خاصی مانند قتل، استفاده از آداب و رسوم رایج در میان این اقوام یکی از بهترین گزینهها برای کاهش اختلافات و نزاع خانوادگی و اجتماعی است. آیین خونصلح نیز از جمله این رسوم رایج در میان برخی اقوام است که کارکردهای متعددی دارد:[۶۵]
اجتماعی
- بازگشت فرد خاطی به زندگی عادی: از مهمترین کارکردهای این آیین پذیرش قاتل در جامعه است.[۶۶] در این آیین بهدلیل اظهار پشیمانی و درخواست جبران خطا، قاتل مجازات نشده[۶۷] و با مداخلهٔ بزرگان و ریشسفیدان طوایف و خانوادههای قاتل و مقتول، جرم او با شیوههای دیگری جبران میشود. بخشش قاتل، سبب پذیرش جمعی وی شده و او میتواند به زندگی عادی خود در جامعه ادامه دهد.[۶۸]
- ترمیم و احیای روابط در جامعه: خونصلح نوعی تجدید رسوم اصیل و حسنهٔ بومی و نماد همبستگی قومی، دینی و محیطی میان افراد یک جامعه است.[۶۹] کارشناسان معتقدند در قوانین مدنی، رعایت حقوق و عدالت ترمیمی در جامعه از مهمترین جلوههای مدنیت است. آیین خون صلح بهعنوان یک پدیدهٔ اجتماعی، معرف این نوع از مدنیت بوده و در میان طوایف و عشایر کارکرد ترمیمی دارد.[۷۰] ماهیت این رسم بهگونهای است که بدون ایجاد خشونت و درگیری برای انتقام میان خانوادهٔ قاتل و مقتول، با اجرای خونصلح به ترمیم جامعه آسیبدیده کمککرده[۷۱] و عامل اصلی در جلوگیری از وقوع جرم است.[۷۲]
- حفظ نظم عمومی جامعه: برخلاف حقوق ترمیمی در جوامع مدرن که هدف آن اصلاح فرد و بازگرداندن مجرم به بدنهٔ اصلی جامعه است در آیین خونصلح علاوه بر فرد، حفظ جامعه و ایجاد نظم و انسجام عمومی، هدف اصلی است.[۷۳]
- پیشگیری از جرم و کاهش ناهنجاریهای اجتماعی: جرم قتل در میان طوایف، خاستگاه دعواها و درگیریهای خانوادگی طایفگی بوده و ضررهای جانی و مالی بیشمار و خسارتهای جبرانناپذیر روحی و معنوی را برای شخص خاطی و اطرافیان او بهدنبال دارد.[۷۴] اما آیین خونصلح کاملاً از این پیامدها جلوگیری میکند.
- کاهش هزینههای دادرسی و مجازات: امروزه خونصلح بهمعنای عفو کامل قاتل نیست و رسیدگی به جنبهٔ عمومی قتل توسط دستگاه کیفری اجرا میشود؛ اما اجرای این رسم سبب کاهش تعداد جلسات دادگاه و کوتاهشدن مسیر دادرسی و کاهش هزینههای آن میشود.[۷۵]
فرهنگی و تربیتی
- گسترش فرهنگ عفو و بخشش: ترویج آیین خونصلح بهعنوان یک سنت قدیمی کارآمد در حل و فصل منازعات اجتماعی، نقش مؤثری در افزایش و ترغیب افراد به عفو و بخشش دارد. در مواقعی که قتل غیرعمد بوده، این آیین مانع بسیاری از آسیبهای خانوادگی، روحی و جسمی است که در پی قصاص بر خانوادهٔ شخص خاطی وارد شده و در برخی موارد اسباب انحلال زندگی بسیاری از خانوادهها را فراهم میکند. همچنین در پی وقوع قتل بسیاری از اقوام قاتل و مقتول با یکدیگر درگیر شده و ممکن است این میزان درگیری منجر به مهاجرت برخی خانوادهها از منطقهٔ زندگی خود شود.[۷۶]
- ترمیم خسارت وارده بر خانوادهٔ مقتول و افزایش حس مسئولیتپذیری در قاتل: برگزاری آیین خونصلح سبب ترمیم یا جبران خسارتهای مادی، معنوی و روحی وارده بر خانوادهٔ مقتول میشود. در این شرایط قاتل که خود را مدیون بخشش اولیای دم میداند با مسؤولیتپذیریِ آگاهانهای نسبت به آنها در پی جبران خطای خود بوده و تمامی آثار ناشی از قتل را میپذیرد. این امر سبب میشود تا خانوادهٔ مقتول، اقوام قاتل را بهعنوان شریک غم خود بپذیرند[۷۷] و در پی آن آتش خشم و کینهٔ آنها فروکش کرده و آرامش و صلح به دو طرف برگردد.[۷۸]
- از دیگر کارکردهای این آیین وحدت ایلی، گسترش جمعیت و خانواده و حفظ انسجام در روابط میان ریشسفیدان و بزرگترهای یک قوم با سایر افراد خصوصاً جوانان است.[۷۹]
آثارشناسی
فیلم سینمایی خونبس به نویسندگی و کارگردانی ناصر غلامرضایی در سال ۱۳۶۹ش به این موضوع پرداخته است.[۸۰]
پانویس
- ↑ دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه خونبست.
- ↑ خانمحمدی و احسانی، «مطالعه انسانشناختی پدیده خونبس، در منطقه صیدون خوزستان»، 1397ش، ص141.
- ↑ حاجیزاده، «خونبس»، وبسایت مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ غلامی و مرادقلی، «خونصلح؛ حلوفصل سنتی قتل»، 1394ش، ص159.
- ↑ رضوی فرد و همکاران، «بررسی آثار ترمیمی اجرای مراسم خون صلح؛ مطالعه موردی استان کرمانشاه»، 1395ش، ص217.
- ↑ «خون صلح»، خبرگزاری میزان.
- ↑ غلامی و مرادقلی، «خونصلح؛ حلوفصل سنتی قتل»، 1394ش، ص162.
- ↑ «ناگفتههایی دربارۀ آیین خونبس»، خبرگزاری ایسنا.
- ↑ حاجیزاده، «خونبس»، وبسایت مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ غلامی و مرادقلی، «خونصلح؛ حلوفصل سنتی قتل»، 1394ش، ص162.
- ↑ رید، انسان در عصر توحش، ۱۳۶۳ش، ص۳۳۹.
- ↑ زیدان، تاریخ تمدن اسلام، ۱۳۶۹ش، ص۹۱۸.
- ↑ شهبازی، ایل ناشناخته: پژوهشی در کوهنشینان سرخی فارس، ۱۳۶۶ش، ص۱۵۹؛ مستوفی، تاریخ گزیده، ۱۳۳۹ش، ص۴۹۰.
- ↑ ماسوری، «خیصُل»، مجلۀ نامۀ انسانشناسی، ۱۳۸۲ش، ص74.
- ↑ وائلیزاده، «پروندهای بهنام قربانیان آیین خونبس»، خبرگزاری ایرنا.
- ↑ بادامچی، آغاز قانونگذاری، تاریخ حقوق بینالنهرین باستان، ۱۳۸۲ش، ص34.
- ↑ «رسمی که برای رضای خدا نیست، عروسانی که قربانی میشوند»، خبرگزاری بینالمللی قرآن.
- ↑ حاجیزاده، «خونبس»، وبسایت مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ رضویفرد و همکاران، «بررسی آثار ترمیمی اجرای مراسم خون صلح؛ مطالعه موردی استان کرمانشاه»، 1395ش، ص217.
- ↑ «خون صلح»، خبرگزاری میزان.
- ↑ غلامی و مرادقلی، «خونصلح؛ حلوفصل سنتی قتل»، 1394ش، ص163.
- ↑ «خونبس»، وبسایت دانشنامه عمومی.
- ↑ حاجیزاده، «خونبس»، وبسایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ نایل، «بددادن دختران؛ زنان قربانی با مشکلات بسیار زندگی میکنند»، وبسایت سلام وطندار.
- ↑ وائلیزاده، «پروندهای به نام قربانیان آیین خونبس»، خبرگزاری ایرنا.
- ↑ حاجیزاده، «خونبس»، وبسایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ ماسوری، «خیصُل»، مجلۀ نامۀ انسانشناسی، ۱۳۸۲ش، ص74.
- ↑ خانمحمدی و احسانی، «مطالعۀ انسانشناختی پدیدۀ خونبس در منطقۀ صیدون خوزستان»، 1397ش، ص149-152.
- ↑ . خانمحمدی و احسانی، «مطالعه انسانشناختی پدیده «خونبس»، در منطقه صیدون خوزستان»، 1397ش، ص165.
- ↑ . رضوی فرد و همکاران، «بررسی آثار ترمیمی اجرای مراسم خون صلح؛ مطالعه موردی استان کرمانشاه»، 1395ش، ص217.
- ↑ . «خون صلح»، خبرگزاری میزان.
- ↑ . غلامی و مرادقلی، «خونصلح؛ حلوفصل سنتی قتل»، 1394ش، ص159.
- ↑ . «خون صلح»، خبرگزاری میزان.
- ↑ . خانمحمدی و احسانی، «مطالعه انسانشناختی پدیده «خونبس»، در منطقه صیدون خوزستان»، 1397ش، ص146.
- ↑ . غلامی و مرادقلی، «خونصلح؛ حلوفصل سنتی قتل»، 1394ش، ص171.
- ↑ . حاجیزاده، «خونبس»، وبسایت مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ . غلامی و مرادقلی، «خونصلح؛ حلوفصل سنتی قتل»، 1394ش، ص171.
- ↑ . غلامی و مرادقلی، «خونصلح؛ حلوفصل سنتی قتل»، 1394ش، ص171.
- ↑ . حاجیزاده، «خونبس»، وبسایت مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ . غلامی و مرادقلی، «خونصلح؛ حلوفصل سنتی قتل»، 1394ش، ص168.
- ↑ . غلامی و مرادقلی، «خونصلح؛ حلوفصل سنتی قتل»، 1394ش، ص159و 160 و 161 و 170.
- ↑ خانمحمدی و احسانی، «مطالعۀ انسانشناختی پدیدۀ خونبس در منطقۀ صیدون خوزستان»، 1397ش، ص153-154.
- ↑ خانمحمدی و احسانی، «مطالعۀ انسانشناختی پدیدۀ خونبس در منطقۀ صیدون خوزستان»، 1397ش، ص153.
- ↑ خانمحمدی و احسانی، «مطالعۀ انسانشناختی پدیدۀ خونبس در منطقۀ صیدون خوزستان»، 1397ش، ص155.
- ↑ خانمحمدی و احسانی، «مطالعۀ انسانشناختی پدیدۀ خونبس در منطقۀ صیدون خوزستان»، 1397ش، ص157.
- ↑ خانمحمدی و احسانی، «مطالعۀ انسانشناختی پدیدۀ خونبس در منطقۀ صیدون خوزستان»، 1397ش، ص158-159.
- ↑ بهمنبیگی، عرف و عادت در عشایر فارس، تهران، ۱۳۲۴ش، ص35.
- ↑ اکرمی، «ناگفتههایی درباره آیین خونبس»، سایت ایسنا.
- ↑ تیموری، «خین صالح و کالات»، ۱۳۸۱ش، ص۸۱.
- ↑ جانبالهی، «نکاتی از نقش پنهان زن در گستره پنج قرن تاریخ عشایر بلوچ»، ۱۳۶۹ش، ص۴۷–۴۸.
- ↑ حاجیزاده، «خونبس»، وبسایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ «رسمی که برای رضای خدا نیست/ عروسانی که قربانی میشوند»، خبرگزاری بینالمللی قرآن.
- ↑ تیموری، «خین صالح و کالات»، ۱۳۸۱ش، ص۷۹.
- ↑ حنیف، شناخت ایل بیرانوند، ۱۳۷۷ش، ص۱۳۳.
- ↑ برقعی، سازمان سیاسی حکومت محلی بنت، ۱۳۳۶ش، ص۲۰۴.
- ↑ امرایی، «با عشایر لرستان از نزاع تا انتقام و صلح»، ۱۳۷۵ش، ص۱۴۸.
- ↑ اکرمی، «ناگفتههایی درباره آیین خونبس»، خبرگزاری ایسنا.
- ↑ حاجیزاده، «خونبس»، وبسایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ عزیزی، قبایل و عشایر عرب خوزستان، ۱۳۷۳ش، ص۱۱۵.
- ↑ خانمحمدی و احسانی، «مطالعۀ انسانشناختی پدیدۀ خونبس در منطقۀ صیدون خوزستان»، 1397ش، ص163-164.
- ↑ خانمحمدی و احسانی، «مطالعۀ انسانشناختی پدیدۀ خونبس در منطقۀ صیدون خوزستان»، 1397ش، ص162.
- ↑ «ناگفتههایی دربارۀ آیین خونبس»، خبرگزاری ایسنا.
- ↑ توفیق و نادری اناری،«ماهیت فقهی – حقوقی ازدواج تحمیلی و اجباری در حقوق داخلی و اسناد بین المللی»، 1400ش
- ↑ «نظر صریح رهبر انقلاب دربارۀ رسم خونبس»، همشهری آنلاین.
- ↑ . غلامی و مرادقلی، «خونصلح؛ حلوفصل سنتی قتل»، 1394ش، ص160.
- ↑ . رضوی فرد و همکاران، «بررسی آثار ترمیمی اجرای مراسم خون صلح؛ مطالعه موردی استان کرمانشاه»، 1395ش، ص217.
- ↑ . نامیان و همکاران، «خونبس در فرهنگ سنتی ایران: تحلیل کارکردگرایانه از منظر دورگیم»، 1399ش، ص107 .
- ↑ . رضوی فرد و همکاران، «بررسی آثار ترمیمی اجرای مراسم خون صلح؛ مطالعه موردی استان کرمانشاه»، 1395ش، ص217.
- ↑ . خانمحمدی و احسانی، «مطالعه انسانشناختی پدیده «خونبس»، در منطقه صیدون خوزستان»، 1397ش، ص163.
- ↑ . نامیان و همکاران، «خونبس در فرهنگ سنتی ایران: تحلیل کارکردگرایانه از منظر دورگیم»، 1399ش، ص 108.
- ↑ . خانمحمدی و احسانی، «مطالعه انسانشناختی پدیده «خونبس»، در منطقه صیدون خوزستان»، 1397ش، ص144.
- ↑ . غلامی و مرادقلی، «خونصلح؛ حلوفصل سنتی قتل»، 1394ش، ص181 و 159.
- ↑ . نامیان و همکاران، «خونبس در فرهنگ سنتی ایران: تحلیل کارکردگرایانه از منظر دورگیم»، 1399ش، ص 108.
- ↑ . «خون صلح»، خبرگزاری میزان.
- ↑ . غلامی و مرادقلی، «خونصلح؛ حلوفصل سنتی قتل»، 1394ش، ص181.
- ↑ . «خون صلح»، خبرگزاری میزان.
- ↑ . غلامی و مرادقلی، «خونصلح؛ حلوفصل سنتی قتل»، 1394ش، ص174.
- ↑ . «آرامش دو طایفه در لرستان با آیین خون صلح»، خبرگزاری صدا و سیما.
- ↑ . خانمحمدی و احسانی، «مطالعه انسانشناختی پدیده «خونبس»، در منطقه صیدون خوزستان»، 1397ش، ص140.
- ↑ «فیلم خونبس»، وبسایت مشخصات.
منابع
- قرآن کریم.
- «آرامش دو طایفه در لرستان با آیین خونصلح»، خبرگزاری صدا و سیما، تاریخ درج مطلب: ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۲ش.
- «خونبس»، وبسایت دانشنامه عمومی، تاریخ بازدید: ۲۳ مرداد ۱۴۰۲ش.
- «خونصلح»، خبرگزاری میزان، تاریخ درج مطلب: ۱۴ فروردین ۱۴۰۰ش.
- «رسمی که برای رضای خدا نیست/ عروسانی که قربانی میشوند»، خبرگزاری بینالمللی قرآن، تاریخ درج مطلب: ۱۱ آذر ۱۳۹۸ش.
- «فیلم خونبس»، وبسایت مشخصات، تاریخ بازدید: ۲۱ تیر ۱۴۰۱ش.
- «لایحهای برای حمایت از زنان/ جرمانگاری اجبار زن به ازدواج و طلاق»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: ۵ اسفند ۱۴۰۱ش.
- «ناگفتههایی دربارهٔ آیین خونبس»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: ۳ شهریور ۱۳۹۹ش.
- «نظر صریح رهبر انقلاب دربارهٔ رسم خونبس»، همشهری آنلاین، تاریخ درج مطلب: ۱۳ شهریور ۱۳۹۹ش.
- اکرمی، زهرا، «ناگفتههایی دربارهٔ آیین خونبس»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: ۳ شهریور ۱۳۹۹ش.
- امرایی، زهرا، «با عشایر لرستان از نزاع تا انتقام و صلح»، لرستاننامه، شماره ۱، ۱۳۷۵ش.
- بادامچی، حسین، آغاز قانونگذاری: تاریخ حقوق بینالنهرین باستان، تهران، طرح نو، ۱۳۸۲ش.
- برقعی، محمد، سازمان سیاسی حکومت محلی بنت، تهران، مازیار، ۱۳۳۶ش.
- بلوکباشی، علی، جامعه ایلی در ایران، تهران، دفتر پژوهشهای فرهنگی، ۱۳۸۳ش.
- بهمنبیگی، محمدبهمن، عرف و عادت در عشایر فارس، تهران، بینا، ۱۳۲۴ش.
- توفیق، زهرا و مسعود نادری اناری،«ماهیت فقهی – حقوقی ازدواج تحمیلی و اجباری در حقوق داخلی و اسناد بین المللی»، ششمین همایش بین المللی فقه و حقوق، وکالت و علوم اجتماعی، 1400ش.
- تیموری، بهمن، «خین صالح و کالات»، فصلنامه فرهنگ مردم، شماره ۳، ۱۳۸۱ش.
- جانبالهی، سعید، «نکاتی از نقش پنهان زن در گستره پنج قرن تاریخ عشایر بلوچ»، ذخایر انقلاب، شماره ۱۱، ۱۳۶۹ش.
- حاجیزاده، محبوبه، «خونبس»، وبسایت مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۳ آذر ۱۴۰۰ش.
- حنیف، محمد، شناخت ایل بیرانوند، خرمآباد، پیغام، ۱۳۷۷ش.
- خانمحمدی، کریم و احسانی، حکمیه، «مطالعهٔ انسانشناختی پدیدهٔ خونبس در منطقهٔ صیدون خوزستان»، فصلنامهٔ علمی و پژوهشی اسلام و مطالعات اجتماعی، سال ششم، شمارهٔ اول، تابستان ۱۳۹۷ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، وبسایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۲۷ مرداد ۱۴۰۴ش.
- رضوی فرد، بهزاد و همکاران، «بررسی آثار ترمیمی اجرای مراسم خونصلح؛ مطالعه موردی استان کرمانشاه»، حقوقی دادگستری، شماره ۹۴، ۱۳۹۵ش.
- رید، اولین، انسان در عصر توحش، ترجمه محمود عنایت، تهران، هاشمی، ۱۳۶۳ش.
- زیدان، جرجی، تاریخ تمدن اسلام، به ترجمه علی جواهرکلام، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۹ش.
- شهبازی، عبدالله، ایل ناشناخته: پژوهشی در کوهنشینان سرخی فارس، تهران، نشرنی، ۱۳۶۶ش.
- عزیزی، یوسف، قبایل و عشایر عرب خوزستان، تهران، یوسف عزیزی، ۱۳۷۳ش.
- غلامی، حسین و مرادقلی، حسین، «خونصلح؛ حلوفصل سنتی قتل»، پژوهشهای حقوق جزا و جرمشناسی، شماره ۵، ۱۳۹۴ش.
- ماسوری، «خیصل»، نامه انسانشناسی، شماره ۳، ۱۳۸۲ش.
- مستوفی، حمدالله، تاریخ گزیده، بهتحقیق عبدالحسین نوایی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۳۹ش.
- نامیان، فاطمه و همکاران، «خونبس در فرهنگ سنتی ایران: تحلیل کارکردگرایانه از منظر دورکیم»، فرهنگ مردم ایران، شماره ۶۰، ۱۳۹۹ش.
- نایل، رحیمگل، «بددادن دختران؛ زنان قربانی با مشکلات بسیار زندگی میکنند»، وبسایت سلام وطندار، تاریخ درج مطلب: 14 اکتبر 2025م.
- وائلیزاده، نادره، «پروندهای بهنام قربانیان آیین خونبس»، خبرگزاری ایرنا، تاریخ درج مطلب: ۲۵ مرداد ۱۳۹۹ش.