شولامیث فایرستون

شولامیث فایرستون؛ فمینیسم رادیکال و از بنیانگذاران جنبش آزادی زنان در دههٔ ۱۹۶۰م.
شولامیث فایرستون، نظریهپرداز فمینیسم رادیکال و از بنیانگذاران جنبش آزادی زنان در دههٔ ۱۹۶۰م در کتاب The Dialectic of Sex (به فارسی: دیالکتیک سکس) مفهوم طبقه جنسی را مطرح کرد و تضاد میان زن و مرد را نیروی محرکهٔ تاریخ دانست. وی ریشهٔ فرودستی زنان را در نقش تولیدمثلی آنان میدانست و خواستار انقلاب در فناوریهای تولیدمثل شد و آن را راه رهایی از اسارت زیستشناختی معرفی کرد. بهباور او، جداسازی تولیدمثل از رابطهٔ جنسی، به فروپاشی خانواده طبیعی و محو نقشهای جنسیتی میانجامد. اندیشمندان مسلمان با نقد این دیدگاه، مادری را نه مانع، که مسیر کمال معنوی و تجلی عشق الهی دانسته و بر نگاه اسلام به خانواده تأکید کردهاند.
زندگینامه
شولامیث فایراستون (Shulamith Bath Shmuel Ben Ari Firestone) در ۷ ژانویه ۱۹۴۵م در اتاوا کانادا و در خانوادهای یهودی به دنیا آمد و در مؤسسهٔ هنر شیکاگو تحصیل کرد. فایرستون مدرک کارشناسی ارشد هنرهای زیبایی را از همین مؤسسه دریافت کرد. او یکی از بنیانگذاران جنبش آزادی زنان در دهه ۱۹۶۰م بود. وی علاوه بر عضویت و فعالیت در سازمانهای فمینیستی رادیکال، برای مجلهٔ اصلاحطلب طرفدار آزادی زنان مقاله مینوشت. در ۱۹۷۰م وی کتابی با نام The Dialectic of Sex بهمعنای مناظرهٔ جنسی را به چاپ رساند که بیانیهای در مورد انقلاب فمینیستی بود و یکی از تاًثرگذارترین آثار در کنار آثار بتی فریدان و کیت میلت محسوب میشود.[۱] از میانه دهه ۱۹۷۰م، شولامیث نشانههایی از یک بیماری روانی را تجربه کرد که تا پایان عمر با آن دست به گریبان بود؛ روانپریشی او در سال ۱۹۸۷م، اسکیزوفرنی پارانوئید/پارانویا تشخیص داده شد که در آن، ذهن بیمار با واقعیت موافق نیست و این اتفاق بر نحوه تفکر و رفتار فرد بیمار تأثیر میگذارد. فایرستون در دوره منتهی به مرگش به شیوهای منزوی زندگی میکرد و از سلامت جسمی و روانی برخوردار نبود. در ۲۸ آگوست ۲۰۱۲م، جسد شولامیث فایرستون در آپارتمانش در شهر نیویورک پیدا شد.[۲]
دیدگاههای شولامیث فایرستون
شولامیث فایرستون چهرهای برجسته در توسعه اولیه فمینیسم رادیکال و موج دوم فمینیسم و عضو بنیانگذار سه سازمان فمینیستی رادیکال بود: زنان رادیکال نیویورک، جورابقرمزها و فمینیستهای رادیکال نیویورک. در این جنبشها، به دلیل شدت حمایت او از آرمانهای فمینیستی، برخی او را آتشافروز و گلوله آتش مینامیدند.
بازتعریف ماتریالیسم تاریخی
شولامیث فایرستون با نقد نظریه ماتریالیسم تاریخی مارکس و انگلس، مدعی است که نیروی محرکه تاریخ نه مبارزه طبقاتی اقتصادی، بلکه دیالکتیک جنسی و تضاد میان دو طبقهٔ زیستی زن و مرد است. از دیدگاه وی، مارکس و انگلس از مفهوم طبقه جنسی غفلت کردهاند. او ماتریالیسم تاریخی را بر اساس تفاوتهای زیستشناختی بازتعریف میکند و زیربنای سرکوب زنان را نه در اقتصاد، بلکه در نقش تولیدمثلی آنان میداند. بهباور وی، این نابرابری زیستشناختی است که منجر به تقسیم کار جنسیتی و شکلگیری نظام مردسالاری شده است.[۳]
ضرورت انقلاب در تولیدمثل
فایرستون طبقهٔ جنسی را بنیادیترین شکل نابرابری میداند که در لایههای ناخودآگاه جامعه طبیعیسازی شده است. از نظر او، زنان تا زمانی که نقش تولیدمثل را بهصورت انحصاری بر عهده دارند، در موقعیت فرودست باقی خواهند ماند. بر این اساس، وی راه رهایی زنان را نه در اصلاحات اقتصادی یا مشارکت اجتماعی صرف، بلکه در انقلاب زیستشناختی و بهکارگیری فناوریهای نوین تولیدمثل میداند تا زنان را از آنچه اسارت زیستشناختی مینامد رهایی بخشد.[۴]
دگرگونی بنیادین خانواده
فایرستون باور دارد که فناوریهای تولیدمثل، امکان جداسازی تولیدمثل از رابطه جنسی را فراهم میآورد و در نتیجه نیازی به خانوادهٔ طبیعی و نقشهای سنتی زن و مرد باقی نمیماند. از دیدگاه وی، با از میان رفتن تولیدمثل طبیعی، تمایزات جنسیتی و حتی مفهوم دگرجنسخواهی بهعنوان الزامی برای بقای نوع بشر اعتبار خود را از دست میدهد. او این تحول را زمینهساز محو تمامی نقشهای جنسی و ظهور اشکال نوینی از روابط انسانی میداند که در آن آمیزش جنسی نقشهای از پیش تعریفشدهٔ کنونی را نخواهد داشت.[۵]
انتقاد به دیدگاههای شولامیث فایرستون
- از منظر اندیشمندان مسلمان، دیدگاه فمینیسم رادیکال در تقابل با مادری، مبتنی بر نگرشی تقلیلیافته به هویت زن و نادیدهانگاشتن ابعاد متعالی وجود او است. بهباور آنها مادری نه مانعی در مسیر پیشرفت زنان، بلکه عرصهای برای شکوفایی استعدادهای فطری و نیل به کمال معنوی است. برخلاف ادعای فایرستون که فناوریهای تولیدمثلی را راهگشای رهایی زنان از اسارت زیستشناختی میداند، این گروه از متفکران، مادری را موهبتی الهی و تجلیگاه عالیترین مراتب عشق و ایثار میدانند که زن را به مرتبهای از قرب الهی نائل میسازد.[۶]
- منتقدان تأکید میکنند که فمینیستهای رادیکال با پیشفرضگرفتن انحصار نقش تربیتی فرزند بر عهدهٔ مادر، دچار سوءبرداشتی بنیادین شدهاند؛ چه آنکه در نظام تربیتی اسلام، پدر نیز مسئولیتهای خطیری در قبال پرورش فرزند بر عهده دارد و خانواده نهادی مبتنی بر همکاری و تقسیم مسئولیت است. از اینرو، به جای انکار اصل مادری، باید در جهت اصلاح نگرشهای نادرست نسبت به آن کوشید.[۷]
- به اعتقاد آنها، آنچه فایرستون و همفکرانش اسارت زیستشناختی مینامند، در حقیقت تجلی پیوندی فطری و سرشار از برکت میان مادر و فرزند است که مادر را به انجام مهمترین کار هستی یعنی تربیت انسان نائل میگرداند. بهباور منتقدان جامعهٔ اسلامی با بهرهگیری از آموزههای وحیانی میتواند ضمن اصلاح رویکردهای اجتماعی، زمینه را برای درک عمیقتر این جایگاه رفیع و احیای منزلت والای مادری فراهم آورد.[۸]
آثار
شولامیث فایرستون دیدگاههای خود را در کتاب دیالکتیک سکس (۱۹۷۰م) طرح کرده و در آن، نخستین گام در تحقق نظم اجتماعی فمینیستی را رهایی زنان از آنچه «شر بیولوژی تولیدمثل» مینامد، معرفی میکند.[۹]
پانویس
- ↑ «نظریههای روانشناسی فمینیستی شولامیث فایرستون، وبلاگ جعفر هاشملو
- ↑ Faludi, "Death of a Revolutionary", The New Yorker.
- ↑ تانگ، نقد و نظر درآمدی برنظریههای فمینیستی، ۱۳۸۷ ص۱۲۲.
- ↑ تانگ، نقد و نظر درآمدی برنظریههای فمینیستی، ۱۳۸۷ ص۱۲۲.
- ↑ .Firestone. Shulamith,The Dialectic of Sex, 1970, p4
- ↑ اردشیر لاریجانی و عیسوی، «جایگاه مادری در فمینیسم رادیکال و بررسی آن بر اساس آراء حکمای مسلمان»، 1401ش، ص64-67.
- ↑ اردشیر لاریجانی و عیسوی، «جایگاه مادری در فمینیسم رادیکال و بررسی آن بر اساس آراء حکمای مسلمان»، 1401ش، ص64-67.
- ↑ اردشیر لاریجانی و عیسوی، «جایگاه مادری در فمینیسم رادیکال و بررسی آن بر اساس آراء حکمای مسلمان»، 1401ش، ص64-67.
- ↑ «فمینیسم و آرزوی مادری زنان»، وبسایت وطن امروز.
منابع
- اردشیر لاریجانی، مریم و عیسوی، محدثه «جایگاه مادری در فمینیسم رادیکال و بررسی آن بر اساس آراء حکمای مسلمان»، مجلهٔ عقل و دین، شمارهٔ ۲۴، ۱۴۰۱ش.
- تانگ، رزمری، نقد و نظر درآمدی برنظریههای فمینیستی، منیژه نجم عراقی، تهران، نی، ۱۳۸۷ش.
- «فمینیسم و آرزوی مادری زنان»، وبسایت وطن امروز، تاریخ درج مطلب: ۲۰ اسفند ۱۳۹۶ش.
- «نظریههای روانشناسی فمینیستی شولامیث فایرستون، وبلاگ جعفر هاشملو، تاریخ بازدید: ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ش.
- Faludi, Susan, "Death of a Revolutionary", The New Yorker, April 8, 2013.
- Firestone. Shulamith. 1970. The Dialectic of Sex. New York: Bantam Books.