پرش به محتوا

بی‌بی مریم بختیاری

از ایران‌پدیا
نسخهٔ تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۴۸ توسط حمید گلزار (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

بی‌بی مریم بختیاری، نویسنده و از زنان مبارز و فعال در نهضت مشروطه.

زندگی‌نامه

بی‌بی‌مریم بختیاری (خاتون بختیاری)، در سال ۱۲۵۳ش در چهارمحال و بختیاری به دنیا آمد.[۱] او دختر حسینقلی خان، بزرگ‌ترین حکمران منطقة بختیاری و تنها فرزند بی‌بی فاطمه، دختر علیرضا خان، رئیس ایل چهارلنگ بود. او شش برادر و یازده خواهر داشت. برادران او (اسفندیارخان سردار اسعد اول، نجف‌قلی خان صمصام السلطنه، امیرقلی خان، علی‌قلی خان سردار اسعد دوم، حاج خسروخان سردار ظفر و یوسف‌خان امیرمجاهد) به نحوی در تاریخ معاصر ایران نقش‌آفرین بوده‌اند.[۲]

ازدواج

بی‌بی‌مریم دو بار ازدواج کرد. زمانی‌که بی‌بی‌مریم چهل روز داشت، پدرش او را به نامزدی علی‌قلی‌خان ۲۵ساله درآورد. بی‌بی‌مریم در پانزده سالگی به خانهٔ او رفت.[۳] این ازدواج علی‌رغم میل بی‌بی‌مریم و به صلاح‌دید پدرش برای مهار قیام محمدعلی‌خان چهارلنگ، علیه حاکمیت قاجار و به‌منظور همراهی ایل محمود صالح چهارلنگ شکل گرفته بود. این ازدواج چهار سال و شش ماه به طول انجامید و حاصل آن سه پسر به نام‌های محمدعلی‌خان، علیمردان خان و سهراب خان بود.[۴]

بی‌بی‌مریم علی‌رغم اینکه مصمم بود دیگر ازدواج نکند، به‌دلیل فشارهای فراوان اطرافیان مجبور به ازدواج با فتح‌الله خان شد.[۵] در این ازدواج نیز متحمل سختی‌های بسیاری شد. او در کتاب خاطرات خود نوشته است که مرد باید عقل و شرف داشته باشد، مال دنیا برای مرد همه‌وقت هست ولی فزونی ثروت نزد نامرد خاکستر است او در نوشته‌ای خطاب به زنان گفته است که فریفتهٔ جوانی و دارایی کسی نشوند و معتقد بود، مرد هرچند فقیر و زشت باشد؛ اما وجود او آراسته به علم، دانایی و شرافت باشد، آن مرد زندگی است.[۶]

کنش‌های مبارزاتی و سیاسی

پس از جریان به توپ بستن مجلس توسط محمدعلی‌شاه و تعطیلی مشروطه، برخی از مشروطه‌خواهان دستگیر و برخی فراری شدند، در این دوره برخی جنبش‌های مردمی شکل گرفت، بختیاری‌ها در اصفهان قدرت را در دست گرفتند و به سمت تهران روانه شدند. در رشت محمدعلی‌خان تنکابنی و در تبریز هم ستارخان و باقرخان این راه را در پیش گرفتند. نقش بی‌بی‌مریم بختیاری در این برهه از تاریخ بسیار پررنگ است؛ او معتقد بود تا زمانی که قاجار بر ایران حکومت می‌کند، هیچ پیشرفتی حاصل نمی‌شود و با تشویق برادران خود و سخنرانی حماسی بسیار معروفش، سربازان بختیاری را برای فتح تهران تشویق کرد. در منابع آمده است که بی‌بی مریم در سخنرانی خود بیان کرد که اگر سربازان بختیاری شهید شوند، زنان بختیاری راهشان را ادامه می‌دهند. پس از حرکت سربازان به سمت تهران، بی‌بی‌مریم نیز درنگ نکرد و به همراه برخی از تفنگ‌داران به سمت تهران رفت و در خانهٔ پدری آقا حسین ثقفی ماندگار شد. همچنین در روزی که میان بختیاری‌ها و سربازان حکومتی در میدان بهارستان جنگ درگرفت، همراه با تفنگ‌داران بر روی پشت‌بام خانه‌ای که به میدان اشراف داشت رفت و وارد درگیری مسلحانه و رودررو با سربازان حکومت شد.[۷]

او در جنگ جهانی اول نیز طرفدار دولت‌های آلمان و عثمانی بود و در مقابل به مبارزه با دولت‌های روس و انگلیس می‌پرداخت. وی در این جنگ کنسول آلمان در اصفهان را از چنگ سربازان روس نجات داد و مدت‌ها در خانهٔ خود پناه داد. امپراتور آلمان نیز با شنیدن این جریان، تمثال جواهرنشان خود را همراه هدایای دیگر به‌پاس قدردانی از او برایش فرستاد و بی‌بی‌مریم از آن پس به «سردار مریم» مشهور شد.[۸] گفتنی است که خانهٔ او نیز همواره پناهگاه افرادی چون وحید دستگردی و فرخی یزدی بود.[۹]

تشکیل خیریه برای نجات مردم از گرسنگی

بی‌بی مریم به خیریه‌ها و فقرای اصفهان کمک می‌کرد. وی پنجاه نفر از افراد بی‌بضاعت را تحت پوشش و حمایت خود گرفته بود. شرایط توزیع ارزاق عمومی بین مردم نیازمند که از گرسنگی و قحطی زیادی رنج برده و تلف می‌شدند، بسیار وخیم و دردناک بود، در همین زمان، اولین خیریهٔ پیشرفتهٔ ایران در شهر اصفهان توسط بی‌بی‌مریم و چندین نفر از علمای شیعهٔ این شهر تأسیس شد؛ اما به دلیل اینکه فضای کار مردانه بود و باید کسی مدام به محلات فقیرنشین سرکشی و رسیدگی می‌کرد، پسر ۱۹ سالهٔ خود را برای بررسی، سرکشی و رسیدگی به اوضاع مردم به محلات می‌فرستاد تا از آخرین وضعیت مردم شهر مطلع شود. اقدامات خیریه و سرکشی به فقرا تحت پوشش و نام این خیریه، رساندن ارزاق عمومی نان و گندم و غذاهای گرم به مردم از جملهٔ این خدمات بود.[۱۰]

توصیه به آگاهی و علم‌آموزی

در دوران قاجار که مردان هم کمتر اهل تحصیل و کسب علم و دانش بودند، سردار مریم زنی باسواد بود. او اندیشهٔ رهایی مردم از جهل و بی‌سوادی را داشت و بارها در مورد بی‌سوادی، ناآگاهی و جهل در مردم و به‌ویژه زنان هشدار می‌داد.

همچنین او یکی از علت‌های تأخیر رشد و تعالی زنان ایران نسبت به زنان کشورهای پیشرفته را این می‌دانست که زنان به حقوق خود آشنایی ندارند و نسبت به حقوق اولیه خود ناآگاه هستند. وی از زنان درخواست می‌کرد که با فراگیری علم و دانش از چنگال جهل و ستم رها شوند؛ چرا که برای داشتن جامعه‌ای بالنده، رشدیافته و متعالی، زنان آن جامعه نیز باید باسواد و آگاه به تمامی مسائل باشند. سردار مریم علت ناآگاهی و آشنا نبودن زنان نسبت به حقوق اولیه خود را جامعه‌ای بسته و پر از خفقان می‌دانست که به زنان اجازهٔ رشد و بالندگی نداده است.[۱۱]

درگذشت

او در سال ۱۳۱۶ش و سه سال پس از اعدام فرزند ارشدش، علی‌مردان خان، در شهر اصفهان درگذشت.[۱۲] مقبرهٔ او در تکیهٔ میرفندرسکی معروف به تکیهٔ بختیاری‌های آرامستان تخت فولاد اصفهان قرار دارد.[۱۳]

پانویس

  1. «سردار بی‌بی مریم خاتون ایلخان بختیاری کیست؟»، خبرگزاری صدا و سیما، تاریخ درج مطلب:26 شهریور 1400ش.
  2. «بی‌بی مریم سردار مریم بختیاری»، پایگاه مجموعۀ تخت فولاد اصفهان، تاریخ بازدید: 20 خرداد 1401ش.
  3. «بی‌بی مریم را بیشتر بشناسیم»، خبرگزاری الف، تاریخ درج مطلب: ۲۷ شهریور ۱۳۹۸.
  4. «بی‌بی مریم سردار مریم بختیاری»، پایگاه مجموعۀ تخت فولاد اصفهان، تاریخ بازدید: 20 خرداد 1401ش.
  5. «بی‌بی مریم سردار مریم بختیاری»، پایگاه مجموعۀ تخت فولاد اصفهان، تاریخ بازدید: 20 خرداد 1401ش.
  6. بختیاری، خاطرات، 1382ش، ص48.
  7. «بی‌بی‌مریم بختیاری سنت و مدرنیته را در هم آمیخت»، خبرگزاری جمهوری اسلامی، تاریخ درج مطلب: 6 بهمن 1399ش.
  8. بختیاری، خاطرات، 1382ش، ص93.
  9. «سردار بی‌بی مریم بختیاری سردار آزادگی»، کتابخانه، موزه و اسناد رسمی مجلس شورای اسلامی، تاریخ درج مطلب: 23 تیر 1395.
  10. «نگاهی اجمالی به زندگی سردار مریم بختیاری/ بخش دوم»، خبرگزاری ایمنا، تاریخ درج مطلب: 20 مهر 1398ش.
  11. «نگاهی اجمالی به زندگی سردار مریم بختیاری/ بخش اول»، خبرگزاری ایمنا، تاریخ درج مطلب: 18 مهر 1398ش.
  12. «سردار بی‌بی مریم خاتون ایلخان بختیاری کیست؟»، خبرگزاری صداوسیما، تاریخ درج مطلب: 26 شهریور 1400ش.
  13. «بی‌بی مریم سردار مریم بختیاری»، پایگاه مجموعۀ تخت فولاد اصفهان، تاریخ بازدید: 20 خرداد 1401ش.

منابع

  • «بی‌بی مریم بختیاری سنت و مدرنیته را در هم آمیخت»، خبرگزاری جمهوری اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۶ بهمن ۱۳۹۹ش.
  • «بی‌بی مریم را بیشتر بشناسیم»، خبرگزاری الف، تاریخ درج مطلب: ۲۷ شهریور ۱۳۹۸.
  • «بی‌بی مریم سردار مریم بختیاری»، پایگاه مجموعهٔ تخت فولاد اصفهان، تاریخ بازدید:۲۰ خرداد ۱۴۰۱ش.
  • «سردار بی‌بی مریم بختیاری سردار آزادگی»، کتابخانه، موزه و اسناد رسمی مجلس شورای اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۲۳ تیر ۱۳۹۵.
  • «سردار بی‌بی مریم خاتون ایلخان بختیاری کیست؟»، خبرگزاری صداوسیما، تاریخ درج مطلب: ۲۶ شهریور ۱۴۰۰ش.
  • «نگاهی اجمالی به زندگی سردار مریم بختیاری/ بخش اول»، خبرگزاری ایمنا، تاریخ درج مطلب: ۱۸ مهر ۱۳۹۸ش.
  • «نگاهی اجمالی به زندگی سردار مریم بختیاری/ بخش دوم»، خبرگزاری ایمنا، تاریخ درج مطلب: ۲۰ مهر ۱۳۹۸ش.
  • بختیاری، بی‌بی مریم، خاطرات، ویرایش غلامعباس نوروزی، تهران، آنزان، ۱۳۸۲ش.

ویکی ز

بی بی مریم بختیاری؛ مشهور به سردار مریم بختیاری، نویسنده و از زنان فعال در انقلاب مشروطه

بی بی مریم عضو یکی از بانفوذترین خاندان‌های ایرانی در دوره قاجار به‌شمار می‌آمد. بی‌بی‌مریم از پیشگامان مطالبات حقوق زنان و از مدافعان ملّی سرزمین ایران در خلال جنگ جهانی اول به‌شمار می‌آمد.

زندگی‌نامه

بی بی مریم بختیاری دختر حسینقلی‌خان ایلخانی، خواهر علیقلی‌خان سرداراسعد و نجفقلی صمصام‌السلطنه و مادر علیمردان خان بختیاری بود. بی بی مریم دارای 6 برادر و 11 خواهر از همسران متعدد پدرش بود. برادران وی که هر کدام به نحوی در تاریخ معاصر ایران نقش‌آفرین بودند عبارتند از : اسفندیار خان ، نجفقلی صمصام السلطنه ، امیرقلی خان ، علیقلی خان سردار اسعد ، خسروخان سردار ظفر و یوسف خان امیر مجاه. [۱]

بی بی مریم سال ۱۲۵۳ خورشیدی، در یک خانواده اصیل بختیاری متولد شد. ۴۰ روز پس از تولد بی بی مریم، پدرش او را به نامزدی «علیقلی خان» پسر محمدعلی خان درآورد. حدود ۹ سالگی مریم، پدرش به دستور «ناصرالدین شاه» و با اشاره «ظل‌السلطان» حاکم مستبد اصفهان کشته شد.[۲]

بی بی مریم در سن ۱۵ سالگی به خانه شوهری رفت که به نوشته خودش ۴۰ ساله بود و چندین زن و فرزند داشت. او به مدت چهارسال و شش ماه همسر علیقلی خان چهارلنگ بود تا اینکه همسرش درگذشت. بی بی مریم از علیقلی خان چهارلنگ دارای سه پسر شد که یکی آنها در کودکی درگذشت اما دو پسر دیگر وی به نام‌های «علیمردان خان» و «محمدعلی خان» بعدها در زمان سلطنت رضاشاه به قیام علیه دولت مرکزی برخاستند و نام خود را در فهرست حماسه‌سازان تاریخ ثبت کردند.

چندین سال بعد از مرگ همسرش علیقلی خان چهارلنگ، مریم خواستگاران زیادی داشت اما به هیچ کدام جواب مثبت نمی‌دهد. اما بعدها به مصلحت خانوادگی با یکی از عموزادگانش به نام «فتح الله خان سردار ارشد» ازدواج می‌کند که پسرش «مصطفی قلی خان» حاصل این ازدواج است.

مریم در زندگی دوم حال خوبی ندارد و او از اینکه همسرش عرق و دلبستگی خانوادگی ندارد، شکایت دارد. تا اینکه بعد از نزاع‌های خانوادگی ، یک روز از همسرش می‌خواهد که زندگی مستقلی را در یکی از عمارت‌های خان در قلعه سورشجان بختیاری آغاز کند. همسرش نیز موافقت می‌کند.

در کتاب خاطراتش وقتی می‌خواهد درباره ازدواجش بنویسد،از همسرش به نیکی یاد می‌کند و می‌گوید: من زندگی و شوهرم را بسیار دوست داشتم. با اینکه ناراضی از ازدواجم بودم اما حالا از آن شوهر کردن شکر دارم چون که یک پسر خوب از آن شوهر دارم که شخص اول بختیاری است و تمام بختیاری‌ها به او می‌گروند و من او را بسیار دوست دارم و او «علیمردان خان» نام دارد.

تحصیلات

بی بی مریم زنی باسواد و روشنفکر بود و از معدود زنان زمان خویش بود، که سواد خواندن و نوشتن داشت و حوادث عصر خویش را می‌نوشت. کتاب خاطرات بی بی مریم سال‌ها بعد از درگذشتش منتشر شد که در آن درباره دوران کودکی و نوجوانی، شرح زندگی و حوادث سیاسی تا پایان دوره مشروطیت را نوشته است. [۳]

فعالیت‌ها

تاثیرات و آموزش‌هایی که بی بی مریم از پدرش «حسینقلی خان ایلخانی بختیاری» و برادرش «علیقلی خان سردار اسعد بختیاری» پذیرفت، راه او را به سوی آینده باز کرد و موجب شد که با کوشش خستگی‌ناپذیر و پایداری کم نظیرش به عنوان یکی از مبارزترین سرداران آزادی‌خواه ایرانی شناخته شود. بی بی مریم هر چند در جامعه آن زمان به دنیا آمد و در سنین نوجوانی بدون اینکه نقشی درازدواجش داشته باشد مجبور به ازدواج شد اما توانست عمق مشکلات و مسائل زن ایرانی را درک کند. برای همین سکوت تاریخی زنان را می‌شکند و لب به اعتراض می‌گشاید. بی‌بی مریم خواستار از میان رفتن سنت‌های رایج مردانه زمان خود همچون سنت ناف بُری، ازدواج اجباری، نداشتن حق طلاق و برخوردار نبودن زنان از حق آموزش شد.[۴]

وی که دوران کودکی، نوجوانی و جوانی خود را در دشوارترین شرایط زندگی ایلی سپری کرده بود به خوبی توانسته بود مهارت‌های رزمی همچون تیراندازی و سوارکاری را بیاموزد و در مبارزات آزادی‌خواهانه خود به کار بگیرد. بی‌بی مریم طی جنگ جهانی اول به همراه عده‌ای از خوانین جانب آلمانی‌ها را گرفت. برخلاف عده‌ای از خوانین بختیاری چون سردار محتشم، سردار ظفر و «سردار جنگ» که از متفقین و انگلیسی‌ها حمایت کردند. این شیرزن بختیاری در حمایت از متحدین و آلمان‌ها به شعار و حرف اتکا نکرد؛ بلکه اسلحه به دست گرفت و با انگلیسی‌ها و روس‌ها جنگید.[۵]

او همچون خیلی از مردان ملی و وطن‌دوست دریافته بود که با بهره‌گیری از کمک متحدین به ویژه آلمان می‌توان به منافع روسیه و انگلیس ضربه زد و مقدمات اخراج آنها را از ایران فراهم کرد. نمی‌توان بی‌بی مریم و دیگر میهن دوستان ایران، طی جنگ جهانی اول را وابسته به آلمان دانست بلکه در آن روزگار عملی‌ترین راه جنگیدن با دشمنان دیرینه ایران یعنی روس و انگلیس و رهایی از چنگال آنها، همکاری با دشمن قدرتمند آنها یعنی آلمان بوده است.[۶]

همچنین سردار مریم مبارزات هم‌میهنان آزادی‌خواه خود را در راه دستیابی به مشروطه می‌ستاید و درباره مبارزان مشروطه‌خواه آذربایجانی می‌نویسد: «... آذربایجانی‌های غیور و رشید که همه وقت برای وطن‌پرستی و کارهای برجسته پیش قدم بودند، علم آزادی را به سرداری ستارخان و باقرخان معروف بلند نمودند...».

بی‌بی مریم هنگامی که برادرش سردار اسعد همه جوانان برومند بختیاری در راه رفتن به تهران هستند، با سخنانی دلگرم کننده خطاب به آنها می‌گوید: «... حالا که تصمیم دارید در این کار متعهد و مردانه باشید، اگر تمام مردهای رشید بختیاری شهید شدند، تمام زن‌های بختیاری را جمع کرده، کفن به گردن، تفنگ به دست برای شکست دادن دشمن رو به طرف اردوی استبداد حرکت می‌کنیم... امیدوارم... که ریشه استبداد پوسیده را به عقل سرشار و فکر عمیق خودتان و به زور شمشیر آتش بار جوان‌های رشید ایرانی از بیخ و بن بکنید...».

اما سردار مریم که در آن شرایط تاریخی نسبت به وضعیت حساس کشور خود احساس مسئولیت می‌کند، دست روی دست گذاشتن و انتظار کشیدن را جایز نمی‌داند، پس به گواهی « تاریخ بختیاری »، پیش از ورود سردار اسعد به تهران، مخفیانه به همراه گروهی تفنگدار بختیاری به تهران می‌رود و در پشت بام خانه‌ای مشرف به میدان بهارستان، سنگربندی می‌کند و در هنگام نبرد بختیاری‌ها با عوامل استبداد به یاریشان می‌شتابد.

علاوه بر این، سردار مریم که در سال ۱۲۸۸ خورشیدی در نبرد آزادسازی اصفهان به همراه خواهرش « بی بی لیلی » فرماندهی یک ستون سواره نظام بختیاری را بر عهده داشت، در گیر و دار جنگ جهانی اول ( مردادماه ۱۲۹۳ تا آبان ماه ۱۲۹۷ خورشیدی )، نیز که ایران از هر سو مورد تجاوز نیروهای انگلیس و روس قرار داشت، با نیروهایش به نبرد با استعمارگران پرداخت. در سال ۱۲۹۵ خورشیدی که «ویلهم واسموس» افسر آلمانی با سربازانش در کنار عشایر جنوب ایران علیه انگلیسی‌ها مبارزه می‌کرد، مریم بهترین نیروهای خود را برای همراهی با او و دلیران تنگستان و مبارزه با اشغالگران انگلیسی به تنگستان روانه کرد.

در سال ۱۲۹۷ خورشیدی و زمانی که نیروهای اشغالگر روسیه و انگلیس در نزدیکی اصفهان به تعقیب یک گروه لژیون ارتش آلمان و تعدادی از نمایندگان سیاسی آلمان پرداختند، سردار مریم که می‌خواست با پشتیبانی متحدین و به ویژه آلمانی‌ها به مبارزه با استعمارگران روسی و انگلیسی بپردازد، با نیروهای زیر فرماندهی خود در منطقه تیران و کرون در برابر نیروهای مشترک انگلیس و روس ایستادند و پس از جنگی سخت،آنها را به عقب‌نشینی وادار کردند و لژیون آلمانی را نجات داده و با خود به پایگاهشان در «سورشجان» درمنطقه بختیاری برده و پناه دادند و پس از مدتی از راه خاک عثمانی، آنان را از ایران خارج بردند.[۷]

خبر نجات لژیون آلمانی به کمک سردار مریم بختیاری، امپراتور آلمان « ویلهم دوم » را برآن داشت که به پاس این شجاعت، بالاترین نشان امپراتوری آلمان یعنی «صلیب آهنین» را همراه با یک حکم و تصویر میناکاری و الماس نشان برای سردار مریم ارسال کند.

خانه سردار مریم همیشه پناهگاه آزادی‌خواهان بود. در دوران جنگ جهانی اول نیز که «ملییون» ایران به مخالفت با اشغالگران روس و انگلیس پرداختند و از سیاست‌های آلمان و عثمانی حمایت می‌کردند با تضعیف دولت عثمانی و تسلط انگلیسی‌ها بر بغداد، گروهی از فعالان سیاسی و فرهنگی همچون علی اکبر دهخدا، ملک‌الشعرای بهار، وحید دستگردی و... به خانه سردار مریم پناه بردند.

دکتر «محمد مصدق» هم یکی دیگر از آزادی خواهان نامی بود که پس از گریز از دست عوامل استبداد، مدتی به نزد قوم بختیاری رفت. دکتر مصدق هنگامی که در سوم اسفند ماه سال ۱۲۹۹خورشیدی زیر فشار انگلیسی‌ها توسط سید ضیاء از حکومت فارس عزل شد، از اصفهان به بختیاری رفت و میهمان سردار مریم شد. از این روی دکتر مصدق تا پایان عمر همواره از سردار مریم و قوم بختیاری به نیکی یاد می‌کرد.

سرانجام به دستور رضا شاه پهلوی در سال ۱۳۱۶ خورشیدی در اصفهان آخرین برگ از زندگی سردار مریم رقم خورد. پیکرش در آرامگاه «تخت فولاد» اصفهان در تکیه میرفندرسکی به خاک سپرده شد و خانه او را که در اصفهان در چهارراه قصر ابتدای خیابان شیخ بهایی واقع بود بنا به وصیت خودش به اداره فرهنگ هدیه دادند که در محل آن مدرسه «رودابه» احداث شد.

مریم بختیاری از دوران جوانی تا آخرین لحظات عمر آرزو داشت روزی با نگاه به آینده در روزنامه خاطراتش به صورت سوالی سخت و سنگین با نسل پس از خود در میان گذاشته بود. او در آن سال‌ها، شاید از ما که امروز این نوشته‌ها را می‌خوانیم، پرسیده بود: «... ای کسانی که روزنامه مرا مطالعه می‌نمایید، اگر در عصر شما «ایران» وطن عزیز مرا و خودتان را دیدید به دانش و علم نورانی و مشعشع شده و قدم در راه و خاک آزادی گذاشتید یا در سایه علم و تمدن زندگانی نمودید از من بیچاره که یگانه آرزویم تمدن ایران است، یادی بنمایید. آیا ساعتی که من در قعر گور خوابیده‌ام شما.... آزادید؟ با کمال سرفرازی قدم‌های شمرده شمرده می‌زنید؟ ...» [۸]

رسانه

سریال «بانوی سردار» به کارگردانی پرویز شیخ طادی؛ نمایشی از داستان زندگی قهرمانانه بی بی مریم بانوی سردار بختیاری است.

پانویس

منابع

  • بختیاری، مریم، «خاطرات سردار مریم بختیاری (از کودکی تا آغاز انقلاب مشروطه)»، ویراستار: غلامعباس نوروزی، نشر انزان، تهران، 1382ش
  • «بی بی مریم»، خبرگزاری صدا و سیما
  • «(بی‌بی مریم» را بیشتر بشناسیم)»، سایت جامعه خبری - تحلیلی الف، 28 شهریور 1398ش
  • «زندگینامه بی بی مریم بختیاری (بانوی سردار مادر علیمردان خان)»، همپا فایل
  • «شیربچه، بی بی مریم بختیاری که بود؟»، خبرگزاری فارس، 17 آذر 1400ش
  • «زندگی نامه بی بی مریم بانوی سردار بختیاری و همسرش»، سایت نم نمک، بازدید 26 بهمن 1401ش
  • «بی بی مریم بختیاری»، در ویکی پدیا، بازدید 26 بهمن 1401ش
  • «Bibi Maryam Bakhtiari»، در ویکی پدیای انگلیسی، بازدید 26 بهمن 1401ش
  • «زندگینامه سردار بی‌بی مریم بختیاری +تصاویر»، خبرگذاری برنا، 28 مهر 1401ش
  • جعفری نژاد، عاطفه، «پژوهشگر تاریخ: بی‌بی‌مریم بختیاری سنت و مدرنیته را درهم آمیخت»، خبرگذاری جمهوری اسلامی، 6 بهمن 1399ش
  • «(سردار مریم بختیاری) که بود؟»، ساین تابناک، 22 مهر 1401ش

ویکی ج