پرش به محتوا

معماری ایرانی

از ایران‌پدیا
نسخهٔ تاریخ ۹ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۰۴ توسط زهرا فاضل (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''<big>معماری ایرانی</big>'''؛ هنری ایرانی که زیبایی، آرامش و معنویت را با نوآوری در فرم و احترام به طبیعت در کالبد بناها جلوه‌گر می‌سازد.<br> معماری ایرانی، دانش و هنری است که با ترکیب اصالت طرح، سادگی و رعایت دقیق اصول فنی و هندسی، فضاهایی آرام‌بخ...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

معماری ایرانی؛ هنری ایرانی که زیبایی، آرامش و معنویت را با نوآوری در فرم و احترام به طبیعت در کالبد بناها جلوه‌گر می‌سازد.
معماری ایرانی، دانش و هنری است که با ترکیب اصالت طرح، سادگی و رعایت دقیق اصول فنی و هندسی، فضاهایی آرام‌بخش و زیبا خلق می‌کند. این معماری همسو با طبیعت، با جهت‌گیری هوشمندانه و بهره‌گیری متعادل از منابع، نیازهای اقلیمی را تأمین کرده و ارزش‌های اسلامی‌ایرانی مانند حفظ حریم خصوصی و حرمت خانواده را نیز پاس می‌دارد. تزئینات در معماری ایرانی، هرچند ساده، حامل مفاهیم نمادین و معناگرا بوده و ذهن را به نظم، وحدت و یاد خدا سوق می‌دهد. وجود ایوان‌ها، حیاط‌های مرکزی و فضاهای جمعی نیز همبستگی اجتماعی در راستای بندگی خدای یکتا را برجسته می‌کند. شکوه معماری ایرانی، برآمده از پیوند علم، هنر و معنویت است و تاریخ، هویت و سبک زندگیِ اصیل این سرزمین را بازگو می‌کند.

تعریف معماری ایرانی

معماری ایرانی، هنر خلق فضاهایی پایدار، زیبا و معنادار است که انسان، طبیعت و فرهنگ را با هماهنگی کامل در کنار هم قرار می‌دهد. این سبک معماری، طی هزاران سال تمدن و با توجه به اقلیم، باورها و فرهنگ مردم شکل گرفته و فضاهایی براساس نظم، توازن و وحدت خلق کرده که علاوه بر سکونت، تعالی انسان به‌سوی خدا را در این جهان مادی مدنظر دارد.[۱] آثار معماری ایرانی، تجلی هویت، فرهنگ و معنویت جامعه محسوب می‌شوند که در حافظۀ جمعی مردم ایران نهادینه شده است.[۲] معماران ایرانی، با توجه به شرایط اقلیمی و جغرافیایی این سرزمین، شاهکارهای فراوانی را خلق کرده‌اند که بازتاب‌دهندۀ جهان‌بینی، باورهای مذهبی و سنت‌های مردم ایران است.[۳]

تاریخچۀ معماری ایرانی

دوران باستان

پژوهش‌های صورت‌گرفته پیرامون دژ گونسپان[۴] و دژ نوشیجان[۵] در شهر ملایر، نشان‌دهندۀ مهارت مادها در ساخت دژهای دفاعی و استفاده از تکنیک‌هایی همچون تزئین خشت و پله‌های مارپیچی در کهن‌ترین دوره تاریخی ایران است. معماری در دوران هخامنشیان، تلفیقی باشکوه از هنر و فناوری ملل تابعه مانند مصر و بین‌النهرین با سنت‌های ایرانی است که در بناهای عظیم مانند تخت جمشید، پاسارگاد و شوش تجلی یافته است. از مهم‌ترین شاخصه‌های معماری ایرانی در این دوران، ستون‌های بلند با سرستون‌های حیوان‌نما مانند گاو و شیر، تالارهای ستون‌دار مانند آپادانا با نقش‌برجسته‌های نمادین مانند نمایش اقوام تابعه، استفاده از سنگ‌تراشی‌های دقیق بدون ملات و سازه‌های عظیم خشتی است.[۶] اشکانیان، پس از دوره کوتاه اثرپذیری از معماری یونانی، در بازگشت به سنت ایرانی، شیوه‌ای تلفیقی و خلاقانه ایجاد کردند. طراحی گنبد بر روی سازه‌های چهارگوش و ایجاد ایوان‌های متصل به اتاق‌ها از نوآوری‌های این دوره بود. هنر معماری ایرانی در دوران ساسانیان به اوج رسید و زیباترین و ماهرانه‌ترین شیوۀ طاق‌زدن بر بناهای مربع‌شکل به‌همین دوران مربوط می‌شود. علاوه بر آن، در این دوران، تزئینات گچ‌بری، موزاییک‌کاری و نقاشی دیواری به‌همراه حجاری‌های سنگی ظریف، شکوهی بی‌نظیر به بناها بخشیدند.

دوران اسلامی

با ورود اسلام به ایران، معماری ایرانی بخشی از هویت جهان اسلام شد. معماران این دوره، اصول سنتی را با ارزش‌های اسلامی ترکیب کردند.[۷] تغییر کاربری آتشکده‌ها به مساجد نمونه‌ای از این تحول است.[۸] معماری ایرانی در سده‌های نخست تاریخ اسلام، از معماری ساسانی و بین‌النهرین اثر پذیرفته و ساخت مساجد با طرح شبستانی و بدون ایوان، از نمونه‌های شاخص این معماری است؛ مانند مسجد جامع نائین با منارۀ مدور و تزئینات گچبری. در دوران سامانیان و نیز دوران آل‌بویه، احیای معماری ایرانی با آجرکاری مُضرس[۹] و گنبدهای رک[۱۰] صورت گرفت. مقبرۀ امیراسماعیل سامانی با تزئینات آجری هندسی و مسجد جامع اردستان با طرح چهل‌ستون از نمونه‌های شاخص معماری ایرانی در این دوران است. دوران سلجوقیان، اوج گنبدسازی به‌خصوص از نوع گنبدهای دوپوسته،[۱۱] ساخت مدارس و کاروان‌سراها در ایران بود؛ مانند مسجد جامع اصفهان با ایوان‌های چهارگانه که در این دوره تکمیل شد و گنبد قابوس به‌عنوان بلندترین برج آجری جهان. ویژگی بارز معماری ایرانی در دوران ایلخانیان، معماری عظیم‌مقیاس با کاشی‌کاری معرق و نقوش هندسی است؛ مانند ربع رشیدی به‌عنوان شهرکی علمی و گنبد سلطانیه با ساختار دوپوسته و تزئینات لاجوردی. معماری تیموری به ساختار و اصول محکم و کاملی دست یافته و به شکوفایی کم‌سابقه‌ای رسید که در بناهایی مانند مدرسۀ غیاثیۀ خرگرد، مدرسۀ دو در، مسجد گوهرشاد و بی‌بی خانوم دیده می‌شود. علاوه بر آن، ایوان‌ها و سردرهای بلندی که با کاشی‌های معرق و زیبا تزئین شده‌اند و نیز گنبدهای پیازی‌شکل که بیشتر با کاشی‌های لاجوردی تزئین شده‌اند از مشخصات این دوره هستند. معماری عصر تیموری، اوج کاربرد رنگ در معماری دانسته می‌شود.[۱۲]

دوران صفویان، یکی از جذاب‌ترین دوران‌ها در سیر تکاملی تاریخچۀ معماری ایرانی است. توجه به معماری کشورهای دیگر باعث شد تا عناصر از معماری بیگانه، مطابق اصول معماری ایرانی بازطراحی شود. بناهایی همچون میدان نقش جهان و کاخ عالی‌قاپو، نمونه‌های بارز طراحی این نوع معماری هستند. علاوه بر آن، پلکان‌های دوشاخه و ورودی‌های باشکوه، بازطراحی معماری روسیه در این دوران محسوب می‌شوند. معماری در دورۀ قاجار را معماری تقلیدی می‌خوانند؛ زیرا معماری این دوره به‌شدت تحت نفوذ اروپا قرار گرفت. ابتدا در کاخ‌ها و بناهای سلطنتی، سپس در خانه‌های اعیان و مردم عادی، عناصر معماری غربی و اروپایی رواج یافت. مدرسۀ سپه‌سالار، نمونه‌ای شاخص از این اثرپذیری است.[۱۳]

معماری مدرن ایرانی

شروع معماری مدرن ایرانی از حدود سال ۱۳۰۰ش به بعد است. در این دوران، ایران بر اثر تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تغییر کرد، سیمای شهرها نیز متحول شده و بناهای لازم برای زندگی جدید مانند ادارات، کارخانجات، بانک‌ها، ایستگاه‌های راه‌آهن، دانشگاه‌ها و مجموعه‌های مسکونی جدیدی در شهرها ایجاد شدند. این بناها، بیشتر به‌دست افراد تحصیل‌کرده طراحی شدند که در دنیای غرب درس خوانده و از معماری آن‌جا اثر پذیرفته بودند.[۱۴] اندیشۀ معماری مدرن در ایران مسیری پر فراز و نشیب را طی کرده است. در آغاز دوران پهلوی، بیشتر تلاش‌ها بر وارد کردن مستقیم الگوها و نهادهای غربی متمرکز بود؛ نمونۀ شاخص آن موزۀ ملی است که با نگاهی باستان‌شناسانه طراحی شده است. در دهه‌های ۱۳۴۰ش و ۱۳۵۰ش معماران به‌دنبال خلق هویتی تازه برای معماری ایرانی بودند؛ هویتی که ضمن بهره‌گیری از دستاوردهای مدرنیسم، به سنت‌ها و بومی‌گرایی نیز توجه داشته باشد. پس از انقلاب اسلامی، این روند وارد مرحله‌ای متنوع‌تر شد و جریان‌های مختلفی از پست‌مدرن تا رویکردهای انتقادی و بوم‌محور به‌وجود آمدند. هر یک از این جریان‌ها به‌نوعی در بازتعریف معماری معاصر ایران نقش ایفا کرده و تصویری چندلایه و پویا از معماری امروز ایران را شکل دادند.[۱۵]

ویژگی‌های معماری مدرن ایرانی عبارت است از:

  • سادگی در نما و پلان: معماری مدرن ایرانی با استفاده از خطوط مستقیم و فرم‌های هندسی ساده و منظم، از پیچیدگی و تزئینات زیاد، دوری کرده است.
  • استفاده از مصالح و تکنولوژی‌های نوین: مصالح مدرن مانند بتن، شیشه و فولاد در کنار عناصر سنتی مانند چوب و آجر همراه با تکنیک‌های نوین عایق‌بندی و نیز طراحی پارامتریک و استفاده از نرم‌افزارهای مدل‌سازی سه‌بعدی.
  • بازتعریف هویت ایرانی در فرم‌ها و نمادها: استفادۀ انتزاعی از الگوهای هندسی اسلامی مانند اشکال ستاره‌ای یا گره چینی در نماهای شیشه‌ای، بازآفرینی حیاط ایرانی در آپارتمان‌های امروزی با رویکرد مدرن.
  • تلفیق سنت و مدرنیته: استفاده از عناصر نمادین معماری سنتی مانند گنبد، ایوان، حیاط مرکزی و بادگیر در قالب فرم‌های مدرن و نیز بازتعریف فضاهای درون‌گرا با رویکردی امروزی مانند مجتمع‌های مسکونی با حیاط‌های مشترک.[۱۶]

ویژگی‌های معماری اصیل ایرانی

معماری اصیل ایرانی بر سه اصل استحکام، آسایش و انبساط، شبکۀ پیچیده‌ای از معانی، خاطره‌ها و تجربه‌های مشترک را در ذهن جامعۀ ایران شکل داده است. این معماری تنها محصولی مهندسی نبوده، بلکه رسانه‌ای شناختی برای انتقال فرهنگ، باورها و احساسات نسل‌ها محسوب می‌شود. مهم‌ترین ویژگی‌های معماری اصیل ایرانی عبارت است از:

معماری درون‌گرایی

در پاسخ به نیاز روانی ایرانیان به فضای امن و حوزۀ شخصی، حیاط مرکزی و هشتی، مرز میان جهان بیرون و فضای صمیمی درون را تثبیت می‌کند. علاوه بر آن، سبک معماری درون‌گرایی باعث شد تا خانه‌های ایرانیان در مناطق گرم و خشک، از آب‌وهوایی خنک‌تر و بهتر برخوردار شوند. همچنین، ایجاد حریم و حجاب در ساخت‌وسازها، تمرکز بر فضای داخلی و حفاظت از حریم خصوصی ساکنان که علاوه بر امنیت فیزیکی، امنیتی ادراکی به‌معنای احساس تحت کنترل بودن محیط و نبودن تهدید دیداری یا شنیداری را فراهم می‌کند. از سوی دیگر، حیاط مرکزی، قلب تپندۀ زندگی روزمره به‌شمار می‌رفته است و محیطی برای بازی کودکان، برگزاری آیین‌های خانوادگی مانند مهمانی‌های عصرانه تا مراسم‌های مذهبی کوچک، خشک‌کردن محصولات خانگی مانند انواع سبزی و میوه و حتی مدیریت همسایگی در چارچوب اندرونی و بیرونی بود.[۱۷]

تقسیم‌بندی فصلی و کاربردی فضاها

در نواحی مرکزی و کویری ایرانی، فضاهای مختلف در خانه‌ها در یک چهاردیواری محصور هستند. این نوع سازماندهی فضایی سبب می‌شود تا خانه‌ها با محیط خشک و فاقد پوشش گیاهی بیرونی ارتباط بصری و فیزیکی کمتری داشته باشند. معماری در این نواحی از ایران، برای ارتباط و هماهنگی با طبیعت، راه‌حل کوچ داخلی در خانه را فراهم کرده و فضاهای خانه به بخش‌های تابستان‌نشین و زمستان‌نشین تقسیم شده‌اند. بخش تابستان‌نشین شامل فضاهایی مانند زیرزمین، تالار، حوض‌خانه، پایاب[۱۸] و طنبی[۱۹] بوده و بخش زمستان‌نشین را فضاهایی مانند سه‌دری،[۲۰] پنج‌دری،[۲۱] بالاخانه و کرسی‌خانه تشکیل می‌دهند. بخش تابستان‌نشین در جبهۀ شرقی خانه و بخش زمستان‌نشین در جبهۀ مقابل یعنی جبهۀ غربی خانه ساخته می‌شدند. علاوه بر آن، در جبهۀ شرقی، به‌دلیل تابش نور، طاق‌نماها و ایوان‌های کوچکی ردیف‌بندی می‌شدند.[۲۲]

تناسب و خودبسندگی

رعایت تناسب با قد، اندام و عادت‌های حرکتی مردم، نمونه‌ای از طراحی انسان‌محور است که در ذهن ایرانیان حس احترام و دیده‌شدن را برمی‌انگیزد. این اصل، بر ادراک بدنی تکیه دارد؛ بدن و فضا در تعامل دائمی بوده و فضا باید به زبان بدن پاسخ دهد. همچنین استفاده از مصالح بوم‌آورد، پیوند ذهنی ساکنان را با محیط طبیعی آنها تقویت می‌کند. زمانی‌که بنا از خاک، سنگ یا چوب همان منطقه ساخته می‌شود، برای ذهن انسان آشنا و قابل اعتماد به‌نظر می‌رسد؛ زیرا این مواد بخشی از منظره و زندگی روزمرۀ او به‌شمار می‌روند.[۲۳]

بهره‌مندی از عناصر ساختاری، تزئینی و معنایی

در معماری ایرانی به زیبایی ذاتی و الهی موجود در عناصر هستی و بازتاب آن در جزئیات و کلیات بنا توجه می‌شود. علاوه بر آن، زیبایی در معماری ایرانی از نظم هندسی، تکرار موزون و الهام از طبیعت شکل می‌گیرد که ذهن انسان به‌صورت طبیعی آن را آرام‌بخش و دل‌نشین می‌داند. توجه به جنبه‌های اجتماعی و تعاملات انسانی در طراحی فضاها، با هدف تقویت همزیستی و همبستگی اجتماعی، رعایت اخلاق در طراحی و ساخت مانند پرهیز از اسراف، ایجاد فضاهای سالم و پایبندی به ارزش‌های انسانی و نیز قابلیت تغییر و سازگاری فضاها با شرایط، نیازها و کاربری‌های جدید در معماری ایرانی کاملا مورد توجه بوده است.[۲۴]

اثرپذیری از فقه اسلامی

قواعد فقهی و هنجارهای شرعی بر معماری ایرانی اثر مستقیم داشته است؛ ازجمله در رعایت حریم و محرمیت با اندرونی و بیرونی کردن فضاهای داخلی خانه، جلوگیری از ریزش آب ناودان به خانۀ همسایه، نداشتن اشراف به خانۀ همسایه، یکنواختی دیوارهای بیرونی و هویت بصری خانه، فقدان پنجره یا روزنه در دیوار بیرونی خانه و وجود فضاهای بینابینی میان اتاق‌ها. همچنین، رعایت جهت‌گیری فضایی نسبت به قبله در فضاهای عبادت خانگی، سرویس بهداشتی و پیش‌بینی جای تطهیر و وضو و نیز جریان آب در حوض خانه‌ها.[۲۵]

بهره‌وری انرژی

ایران، به‌دلیل قرار گرفتن در کمربند خورشیدی، شرایط مطلوبی برای بهره‌گیری از نور و انرژی خورشید دارد و در فرهنگ و حافظۀ جمعی مردم، استفادۀ آگاهانه از محیط طبیعی همواره جایگاهی مهم داشته است. معماری سنتی ایرانی، حاصل ترکیب تجربه‌های زیستی، دانش اقلیمی و شناخت شهودی از رفتار انسان در فضا است. انتخاب جهت‌گیری بنا، ضخامت دیوارها، اندازۀ بازشوها و انتخاب مصالح، براساس درک معمار از رفتار اقلیمی فضا انجام می‌شد. این فرآیند، نوعی شبیه‌سازی ذهنی مبتنی بر تجربه و مشاهده بود که امکان می‌داد تا بنا بدون وابستگی به انرژی‌های فسیلی، آسایش حرارتی و نوری را فراهم کند.[۲۶] برخلاف بسیاری از ساختمان‌های امروزی که در تعارض با شرایط اقلیمی ساخته می‌شوند، معماری سنتی ایران در هماهنگی شناختی و فنی با محیط طبیعی شکل می‌گرفت. این هماهنگی باعث می‌شد، آدمی احساس همسویی با طبیعت داشته و محیط ساخته شده نیز بخشی از تجربۀ مثبت زیستن در بستر طبیعت باشد.[۲۷]

مؤلفه‌های اصلی در معماری ایرانی

پوشش

پوشش، قسمت بالایی حجم بنا بوده که فضای واقع در زیر خود را می‌پوشاند. در معماری ایرانی، پوشش از اولویت و اهمیت زیادی نسبت به دیگر اندام‌های معماری برخوردار بوده است. در مقایسه با معماری نقاط مختلف جهان، تنوع و غنای پوشش‌ها در معماری ایرانی چشم‌گیر است.[۲۸] درک ایرانیان از امنیت، آسایش و آرامش، ارتباط مستقیم با کیفیت و شکل پوشش داشته است. در مناطق مختلف، انتخاب میان پوشش مسطح یا منحنی براساس تجربۀ زیستۀ نسل‌ها و حافظۀ جمعی شکل گرفته است. پوشش‌های منحنی مانند چفد،[۲۹] تاق و گنبد، علاوه بر کارکرد سازه‌ای، در ذهن ایرانیان تداعی‌گر شکوه، معنویت و پیوند با آسمان بوده است.[۳۰]

نور

معماران سنتی با شناخت عمیق از نحوۀ پردازش بصری و تأثیر روانی نور، آن را به‌گونه‌ای هدایت می‌کردند که حس آرامش، قداست یا شکوه را القا کند. شدت و ضعف نور، رنگ آن و تغییرات تدریجی روشنایی، همگی ابزاری برای هدایت توجه، تقویت معنویت یا ایجاد حس اُنس و صمیمیت بوده‌اند. این رویکرد بر پایۀ حافظۀ فرهنگی و باورهای ریشه‌داری شکل گرفته که نور را نشانه‌ای از پاکی و معناگرایی می‌دانند.[۳۱]

هویت

معماری ایرانی، همواره از پوچ‌بودن و بیهودگی دوری کرده[۳۲] و ابزاری برای شکل‌دهی و بازتولید هویت جمعی بوده است به‌گونه‌ای که فرد با قرار گرفتن در چنین فضاهایی احساس می‌کند که بخشی از یک روایت دیرینه و ارزشمند است. تعادل میان کالبد یا جسم بنا و روح یا مردم‌واری[۳۳] و ارزش‌های انسانی در معماری ایرانی، پاسخی به نیاز شناختی انسان برای پیوند میان خود، جامعه و تاریخ است.[۳۴]

جایگاه معماری ایرانی در جهان

همسویی با شرایط اقلیمی، نوآوری‌های سازه‌ای و اهتمام به پاسداشت میراث معماری، راز ماندگاری معماری اصیل در فرهنگ ایرانی است. معماری ایرانی از ریشه‌هایی عمیق در باورها و نگرش‌های فرهنگی و مذهبی برخوردار است؛ برای مثال، مسجد وکیل شیراز با ستون‌های مارپیچ، نمونه‌ای برجسته از ادغام هنر، معنا و خلاقیت است. معماری ایرانی در شمار سرمایه‌های جهانی تاریخ معماری قرار دارد؛ برای مثال، تخت جمشید با سامانۀ مهندسی پیشرفته برای آب و فاضلاب و نظم فوق‌العادۀ ستون‌ها و سرستون‌ها، هنوز مورد توجه مهندسان و معماران جهانی قرار داشته و گنجینه‌ای ارزشمند برای رونق صنعت گردشگری در ایران به‌شمار می‌رود. معماران ایرانی با انتقال به سرزمین‌های تازه فتح‌شده و انتقال تجربیات خود، سهمی عظیم در معماری اسلامی کشورهای دیگر داشتند؛ مانند مسجد جامع قرطبه در اندلس و گنبدهای مساجد عثمانی که انعکاسی از معماری ایرانی هستند.[۳۵]

برخلاف بسیاری از معماری‌های معاصر جهان، معماری ایرانی به‌عنوان اثری جمعی و حاصل هم‌افزایی استادکاران، معماران، هنرمندان و صنعتگران در بستر فرهنگی مشترک شناخته می‌شود. همچنین، در مقایسه با معماری جهانی، معماری ایرانی ویژگی‌هایی همچون فرم صحیح پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی، ترکیب محاسبات دقیق با اندیشۀ عرفانی و ادغام زیبایی با کارکرد را به‌صورت توأمان دارد. این ترکیب کمیاب، عامل اصلی پایداری و جذابیت آن در طول قرون بوده است.[۳۶]

نمونه‌های برتر معماری ایرانی

هر اثر معماری، علاوه بر کارکرد و زیبایی، نشانه‌ای شناختی است که ارزش‌های تاریخی، فرهنگی و معنوی را به نسل‌های بعدی منتقل می‌کند. برخی از نمونه‌های شگفتی‌ساز معماری ایرانی، عبارت است از:

چهره‌های شاخص معماری ایرانی

  1. شیخ بهایی: حکیم و مهندس برجستۀ عصر صفوی که در سیاست‌گذاری‌های شهری اصفهان در دوران شاه‌عباس و نیز ابتکارات فنی در منابع تاریخی و پژوهش‌های معاصر نقشی پررنگ داشته است. او با تلفیق هنر و دانش، آثاری بی‌نظیر در اصفهان خلق کرده که هنوز از شاهکارهای معماری ایرانی به‌شمار می‌روند؛ مانند طراحی پل خواجو، معماری مسجد عتیق و احداث حمام مشهور به شیخ بهایی که با شمع روشن بوده است.[۴۳]
  2. علی‌اکبر اصفهانی: معمار مسجد امام در اصفهان که سازمان‌دهی فضایی، مقیاس ایوان‌ها و کاربندی‌ها از اوج مهارت او حکایت دارند، با طراحی و ساخت میدان نقش جهان اصفهان توانست نمونه‌ای از اصفهانِ زمان خود را برای آیندگان باقی گذاشته و اثر جاودانه‌ای در معماری خلق کند.[۴۴]
  3. محمدرضا اصفهانی: او معمار مسجد شیخ لطف‌الله در اصفهان بود که خوانش ظریف نور، پیمون فضا و مسیر پیچ‌خوردۀ ورودی از دستاوردهای شاخص او به‌شمار می‌رود.[۴۵]
  4. هوشنگ سیحون: از پیشگامان مدرن‌گرایی با بازخوانی نمادها و هندسه‌های ایرانی در پروژه‌های یادمانی؛ مانند آرامگاه خیام در نیشابور که با ترکیب بتن، شبکۀ فضاکار و هندسۀ ستاره‌ای ساخته شده است.[۴۶]
  5. حسین امانت: طراح برج آزادی که خوانشی نمادین از قوس‌ها و تناسبات معماری در دوران ایران باستان و دوران اسلامی را در بیانی مدرن تلفیق کرده است.[۴۷]
  6. کامران دیبا: طراح موزۀ هنرهای معاصر تهران و از مؤکدان فضای عمومی فعال در معماری شهری است. سازمان فضایی و نورگیری موزه با ارجاع به بادگیر و حیاط، نمونۀ درخشان رویکرد نوین کامران دیبا است.[۴۸]

چالش‌های معماری ایرانی

تهاجم فرهنگی

معماری ایرانی، امروزه آماج دگرگونی در طرز فکر، ادراک زیبایی، نظام ارزشی و الگوهای رفتاری است. مفاهیم کلیدی در معماری ایرانی همچون سیر از کثرت به وحدت، حرکت از ظاهر به باطن و نیل به تعالی معنوی انسان در نتیجۀ این هجوم دچار ضعف شده است.[۴۹]

از دوران قاجار، شناخت عمومی از هویت ایرانی به‌واسطۀ نفوذ ظواهر معماری غربی دچار اختلال شد و تقلید از غرب به‌تدریج، جایگزین خودباوری در معماری ایرانی شد؛ مانند خانۀ کاظمی که در تزئینات داخلی آن از الگوهای اروپایی استفاده شده است، یا مدرسۀ دارالفنون که در کالبد آن از مدارس مدرن اروپایی الگوگیری شده است و نیز میدان توپخانه در تهران که میدان‌سازی به سبک اروپایی را نشان می‌دهد. در دوران پهلوی اول، هویت ملی به گذشتۀ باستانی ایرانیان گره خورد، اما پیوند آن با فرهنگ اسلامی- ایرانی تضعیف شد مانند کاخ شهربانی و ساختمان بانک ملی. همچنین ساختمان تلگراف‌خانه و وزارت امور خارجه در تهران با ترکیب معماری باستانی و مدرن غربی شکل گرفت و با تخریب بافت‌های سنتی، خیابان‌کشی‌های گسترده‌ای براساس الگوهای پاریس و لندن، صورت گرفت.[۵۰] در دوران پهلوی دوم، معماری در ایران براساس ارزش‌های معماری بین‌المللی شکل گرفت و مفاهیم معماری بومی به حاشیه رفت. علاوه بر آن، ذهنیت مردم دربارۀ معماری خوب به‌معنای معماری غربی، شرطی شد. هتل هیلتون تهران، بانک سپه مرکزی، برج سامان و شهرک اکباتان در این چارچوب ساخته شد.[۵۱]

در دوران انقلاب اسلامی و در پایان جنگ تحمیلی، توسعۀ شهری با الگوهای جهانی، تزئینات التقاطی و گرایش به معماری پست مدرن و بین‌الملل در تمامی مقیاس‌ها بار دیگر مورد توجه قرار گرفت و به‌تدریج گسترش یافت. در این دوره، ذهنیت عمومی میان دو قطب حفظ هویت و مدرن‌نمایی در نوسان بوده و باعث شکل‌گیری معماری دوگانه و گاه بی‌هویت شده است.[۵۲]

کاهش تعاملات اجتماعی

انسان، موجودی اجتماعی و معناجو است. به‌همین دلیل، نیاز است تا محیط ساخته‌شده برای انسان، نیاز به تعامل اجتماعی، خلوت و حریم شخصی را به‌شکلی متعادل پاسخ دهد.[۵۳] خانۀ بروجردی‌ها در کاشان یا خانۀ طباطبایی‌ها، نشان می‌دهد که این تعادل با طراحی قلمروهای خصوصی، نیمه‌خصوصی و عمومی با دقتی بسیار رعایت می‌شده است؛ برای مثال، حیاط اندرونی برای خلوت خانواده و حیاط بیرونی برای پذیرایی از مهمانان، دو قلمرو متمایز ایجاد می‌کرد که در عین حفظ حریم، امکان تعامل اجتماعی را نیز فراهم می‌ساخته است. این فضاها الگوهای رفتاری را نیز شکل می‌دادند. در بافت‌های سنتی، کوچه‌های باریک، فضاهای نیمه‌باز و سکوهای جلوی خانه‌ها، فرصت توقف و گفت‌وگو را ایجاد و روابط همسایگی را تقویت می‌کردند. این طراحی آگاهانه، تعاملات اجتماعی را به‌عنوان بخشی از هویت مکانی و هویت فرهنگی ساکنان نهادینه می‌کرد.[۵۴]

بازارها، مساجد، مدارس و کاروان‌سراها نیز به این نیاز اجتماعی انسان توجهی ویژه داشتند؛ برای مثال، وجود تیمچه‌ها، سراها و کاروان‌سراها در دل بازار، محلی برای گفت‌وگو، دادوستد و تبادل اندیشه بودند. بازار، به‌صورت مستقیم با مسجد جامع، مدرسه و میدان اصلی شهر پیوند داشت و همین موضوع، شبکه‌ای از تعامل اجتماعی را برای تمامی انسان‌ها فراهم می‌کرد. مسجد جامع هر شهر نیز قلب زندگیِ اجتماعی و مذهبی بود و مردم نه‌تنها برای عبادت بلکه برای شورا، آموزش و قضاوت در آن‌جا گردهم می‌آمدند. همچنین، مدارس، علاوه بر تعلیم علوم دینی و فلسفی، محل زندگی دسته‌جمعی طلاب و تبادل اندیشۀ آنها بود.[۵۵]

شهرهای امروزی ایران، اما به‌دلیل کاهش فضاهای باز طبیعی، آپارتمان‌نشینی متراکم و غلبۀ رسانه‌های جمعی، بخش مهمی از تعاملات رودررو را از دست داده‌اند. این مسئله، به کاهش تحرکات اجتماعی متقابل و تضعیف حس تعلق به مکان منجر شده است. از این‌رو، طراحی پارک‌ها و فضاهایی همچون سراهای فرهنگی لازم است تا امکان تعامل چهره‌به‌چهره و فعالیت‌های گروهی را فراهم آورده؛ حریم‌های شخصی و فضاهای خلوت را نیز حفظ کرده و با نمادها، رنگ‌ها و فرم‌های اسلامی- ایرانی، پیوند هویتی جوانان را تقویت کند.[۵۶] گذار سریع از الگوی خانه‌های حیاط‌دار به آپارتمان‌نشینی، الگوهای مهمان‌نوازی و روابط همسایگی را نیز دگرگون کرده است؛ کاهش فضاهای نیمه‌عمومیِ مشترک، افت پیوندهای همسایگی و تضعیف دلبستگی به محله از پیامدهای رایج این گذار هستند.[۵۷]

پانویس

  1. کابلی و کمائی، «ارزیابی معماری ایرانی و تعاملات اجتماعی در فضاهای فرهنگی»، 1403ش، ص48.
  2. کابلی و کمائی، «ارزیابی معماری ایرانی و تعاملات اجتماعی در فضاهای فرهنگی»، 1403ش، ص53.
  3. بلالی اسکویی و سقارضوی، «دسته‌بندی پوشش‌های معماری ایران»، 1401ش، ص22.
  4. دژ گونسپان یا قلعه بلنده، تپه‌ای باستانی است که در روستای گوراب، در 7 کیلومتری جنوب ملایر واقع شده است. این تپه که به‌نام تپه گونسپان (پاتپه) نیز شناخته می‌شود، قدمتی از دوره ایلخانی دارد و در طول تاریخ تا دوره قاجار مورد استفاده قرار گرفته است.
  5. از جمله آثار خشتی منحصربه‌فرد برجای‌مانده از تمدن‌های پیش از هخامنشی در ایران است.
  6. محمدی‌فر و میرصفدری، «سبک‌شناسی معماری هخامنشی»، 1393ش، ص27.
  7. شیردل و دیگران، «بررسی نقش نور بر خلق زیبایی در معماری ایرانی- اسلامی»، 1402ش، ص53.
  8. «تاریخچۀ معماری ایرانی/ خط سیر معماری در ایران»، وب‌سایت ایدۀ سبز.
  9. به نوعی از آجرکاری گفته می‌شود که در آن از آجرهایی با سطوح ناهموار و برجسته استفاده می‌شود.
  10. نوعی گنبد است که به شکل هرمی یا مخروطی ساخته می‌شود و بیشتر بر روی یک پایۀ استوانه‌ای یا منشوری قرار می‌گیرد.
  11. نوعی گنبد است که از دو لایه (پوسته) مجزا تشکیل شده است.
  12. اعتصام و دیگران، «سبک و تزئین معماری بناهای دورۀ تیموریان»، 1399ش، ص123-124.
  13. «تاریخچۀ معماری ایرانی/ خط سیر معماری در ایران»، وب‌سایت ایدۀ سبز.
  14. «تاریخچۀ معماری ایرانی/ خط سیر معماری در ایران»، وب‌سایت ایدۀ سبز.
  15. محمودنژاد و پورجعفر، «جستاری بر تقسیم‌بندی معماری معاصر ایران، بررسی شاخصه‌ها و مؤلفه‌های اجتماعی و فرهنگی»، 1385ش.
  16. قبادیان و کیانی، «خاستگاه معماری مدرن در تهران، بررسی و شناخت اولین بنای سبک معماری مدرن در پایتخت کشور»، 1392ش، ص56.
  17. زکی‌زاده و زکی‌زاده، «نقش حیاط مرکزی در خانه‌های ایرانی»، 1394ش، ص8-9.
  18. فضای بسیار خنک در پایین‌ترین بخش خانه است. در این فضا روزنه‌هایی مختلف جهت عبور آب قنات و گذر آن از پایاب در نظر گرفته شده است. شکل این قسمت بیشتر هشت‌گوش و طاق آن ترکین یا کلنبو است. میزان خنکی پایاب به‌حدی است که بعضی از انواع خوراکی‌ها را برای آن‌که در تابستان خراب نشوند در آن‌جا قرار می‌دادند.
  19. در معماری اتاق بزرگی است که در وسط ساختمان قرار دارد و اطراف آن را دیگر فضاها می‌گیرند.
  20. نوعی اتاق در خانه‌های سنّتی ایرانی، که سه پنجرۀ قدیِ مجاورِ هم، روبه حیاط دارد.
  21. یک اتاق بزرگ است که در حقیقت همان تالار اصلی خانه به شمار می‌رود.
  22. معماریان، آشنایی با معماری مسکونی ایرانی (گونه‌شناسی درون‌گرا)، 1387ش، ص266.
  23. «همه چیز دربارۀ معماری ایرانی»، وب‌سایت گروه معماری سفید.
  24. فریاد و قاسمی، «بررسی معماری ایرانی و اسلامی با هدف بازگشت به هویت»، 1402ش، ص52-53.
  25. عزیزی بندرآبادی و کریمیان، «مطالعۀ میزان تأثیر فقه و قوانین اسلامی در ساختار محله‌ها و سازه‌های مسکونی بافت تاریخی شهر یزد»، 1397ش، ص215-216.
  26. محمدزاده اکبری، «کاوشی در بهره‌وری انرژی خانه‌های سنتی: درس‌هایی برای معماری مدرن»، 1402ش، ص50.
  27. سادات و همکاران، «بررسی تطبیقی معماری پایدار و مطابقت آن با معماری بومی خانه‌های سنتی در شهر ایرانی- اسلامی»، 1394ش، ص15.
  28. بلالی اسکویی و سقارضوی، «دسته‌بندی پوشش‌های معماری ایران»، 1401ش، چکیده.
  29. قوس (یا چَفته یا چَفد یا چَفت) سازه‌ای منحنی‌شکل در معماری.
  30. بلالی اسکویی و سقارضوی، «دسته‌بندی پوشش‌های معماری ایران»، 1401ش، ص22.
  31. شیردل و دیگران، «بررسی نقش نور بر خلق زیبایی در معماری ایرانی- اسلامی»، 1402ش، ص58-59.
  32. فریاد و قاسمی، «بررسی معماری ایرانی و اسلامی با هدف بازگشت به هویت»، 1402ش، ص52.
  33. در معماری مردم‌وار، اندازه‌ها و ابعاد عناصر مختلف ساختمان (مانند ارتفاع درها و پنجره‌ها، عرض اتاق‌ها، ارتفاع طاقچه‌ها و امثال آن) با توجه به ابعاد و اندازۀ بدن انسان و سهولت استفاده از فضا طراحی می‌شوند.
  34. فریاد و قاسمی، «بررسی معماری ایرانی و اسلامی با هدف بازگشت به هویت»، 1402ش، ص55.
  35. «معماری ایرانی اسلامی ریشه در باورهای فرهنگی دارد»، خبرگزاری ایسنا؛ «بررسی جایگاه ایرانیان باستان در علم و هنر»، خبرگزاری شعار سال.
  36. رحمت‌آبادی، «معماری ایرانی چیست/ تاریخچه + عناصر، سبک‌ها و اصول»، وب‌سایت کجارو.
  37. «همه چیز دربارۀ معماری ایرانی»، وب‌سایت گروه معماری سفید.
  38. «معماری حرم مطهر امام رضا و ویژگی‌های منحصربه‌فرد این بنای معنوی و تاریخی»، خبرگزاری شهرآرانیوز.
  39. رحمت‌آبادی، «معماری ایرانی چیست/ تاریخچه + عناصر، سبک‌ها و اصول»، وب‌سایت کجارو.
  40. «برج میلاد، نمادی از هنر و معماری ایرانی»، خبرگزاری آخرین خبر.
  41. «بازار وکیل شیراز، آیینۀ تاریخ و معماری ایران که فراموش شده!»، مجلۀ فرهنگ وبلایت.
  42. شکاری نیری، «تعیین عملکرد و طرح معماری واحدهای نجومی مکشوفه در رصدخانه مراغه»، 1395ش، ص106-107.
  43. «شیخ بهایی، معمار و مهندس بناهای دورۀ صفوی»، خبرگزاری دنیای اقتصاد.
  44. معمار سنان و علی‌اکبر اصفهانی از عجایب معماری اسلامی هستند»، خبرگزاری ایرنا.
  45. «مسجد شیخ لطف‌الله معماری از محمدرضا اصفهانی اصفهان»، دانشنامۀ هنر معماری.
  46. «هوشنگ سیحون»، دانشنامۀ هنر معماری.
  47. «حسین امانت»، وب‌سایت معماری معاصر ایران.
  48. «کامران طباطبایی دیبا»، دانشنامۀ هنرهای معاصر.
  49. لبیب‌زاده و کرمی، «بررسی تأثیرات جنگ نرم بر معماری در ایران با تأکید بر دوره‌های ناصری، پهلوی و انقلاب اسلامی»، 1402ش، ص126.
  50. لبیب‌زاده و کرمی، «بررسی تأثیرات جنگ نرم بر معماری در ایران با تأکید بر دوره‌های ناصری، پهلوی و انقلاب اسلامی»، 1402ش، ص117.
  51. لبیب‌زاده و کرمی، «بررسی تأثیرات جنگ نرم بر معماری در ایران با تأکید بر دوره‌های ناصری، پهلوی و انقلاب اسلامی»، 1402ش، ص120.
  52. لبیب‌زاده و کرمی، «بررسی تأثیرات جنگ نرم بر معماری در ایران با تأکید بر دوره‌های ناصری، پهلوی و انقلاب اسلامی»، 1402ش، ص125.
  53. کابلی و کمائی، «ارزیابی معماری ایرانی و تعاملات اجتماعی در فضاهای فرهنگی»، 1403ش،ص58-59.
  54. کابلی و کمائی، «ارزیابی معماری ایرانی و تعاملات اجتماعی در فضاهای فرهنگی»، 1403ش، ص59.
  55. قمشه‌ای و میرزایی، «بررسی عناصر و ساختار کالبدی بازارهای سنتی در شکل‌گیری روابط اجتماعی و تعاملات شهروندی (نمونۀ موردی بازار اراک در دورۀ قاجار)»، 1396ش، ص11.
  56. کابلی و کمائی، «ارزیابی معماری ایرانی و تعاملات اجتماعی در فضاهای فرهنگی»، 1403ش،ص58-59.
  57. کامران و دیگران، «بررسی مشکلات فرهنگی- اجتماعی زندگی آپارتمانی شهر جدید پردیس»، 1388ش، ص38-39.

منابع

  • اعتصام، ایرج و دیگران، «سبک و تزئین معماری بناهای دورۀ تیموریان»، فصلنامۀ علمی هنر اسلامی، دورۀ ۱۷، شمارۀ ۳۷، پیاپی ۳۷، ۱۳۹۹ش.
  • «بازار وکیل شیراز، آیینۀ تاریخ و معماری ایران که فراموش شده!»، مجلۀ فرهنگ وبلایت، تاریخ بارگذاری: ۴ اردیبهشت ۱۳۹۹ش.
  • «برج میلاد، نمادی از هنر و معماری ایرانی»، خبرگزاری آخرین خبر، تاریخ بارگذاری: ۱۹ مهر ۱۳۹۴ش.
  • «بررسی جایگاه ایرانیان باستان در علم و هنر»، خبرگزاری شعار سال، تاریخ بارگذاری: ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ش.
  • بلالی اسکویی، آزیتا و سقارضوی، محمدمهدی، «دسته‌بندی پوشش‌های معماری ایران»، شباک، دورۀ ۸، شمارۀ ۴، پیاپی ۶۷، ۱۴۰۱ش.
  • «تأثیر فرهنگ بومی بر معماری و ساخت‌وساز در ایران»، وب‌سایت اعتماد ایرانیان رز، تاریخ بازدید: ۲۷ مرداد ۱۴۰۴ش.
  • «تاریخچۀ معماری ایرانی/ خط سیر معماری در ایران»، وب‌سایت ایدۀ سبز، تاریخ بازدید: ۲۰ مرداد ۱۴۰۴ش.
  • «حسین امانت»، وب‌سایت معماری معاصر ایران، تاریخ بازدید: ۲۷ مرداد ۱۴۰۴ش.
  • رحمت‌آبادی، لیلا، «معماری ایرانی چیست/ تاریخچه + عناصر، سبک‌ها و اصول»، وب‌سایت کجارو، تاریخ بارگذاری: ۱ فروردین ۱۴۰۱ش.
  • زکی‌زاده، فرزانه و زکی‌زاده، فرحناز، «نقش حیاط مرکزی در خانه‌های ایرانی»، همایش ملی معماری و شهرسازی بومی ایران، دورۀ ۱، ۱۳۹۴ش.
  • سادات، سیده اشرف و همکاران، «بررسی تطبیقی معماری پایدار و مطابقت آن با معماری بومی خانه‌های سنتی در شهر ایرانی- اسلامی»، مجلۀ معماری و شهرسازی پایدار، دورۀ ۳، شمارۀ ۱، ۱۳۹۴ش.
  • سعادت، داوود و دیگران، «نگاهی به معماری بومی در اقلیم گرم و مرطوب»، دومین کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های نوین در عمران، معماری و شهرسازی، ۱۳۹۴ش.
  • شکاری نیری، جواد، «تعیین عملکرد و طرح معماری واحدهای نجومی مکشوفه در رصدخانه مراغه»، مطالعات باستان‌شناسی، دورۀ ۸، شمارۀ ۲، پیاپی ۱۴، ۱۳۹۵ش.
  • «شیخ بهایی، معمار و مهندس بناهای دورۀ صفوی»، خبرگزاری دنیای اقتصاد، تاریخ بارگذاری: ۷ شهریور ۱۳۹۲ش.
  • شیردل، امیرحسین و دیگران، «بررسی نقش نور بر خلق زیبایی در معماری ایرانی- اسلامی»، مجلۀ نخبگان علوم و مهندسی، ج۸، شمارۀ ۳، ۱۴۰۲ش.
  • عزیزی بندرآبادی، حمید و کریمیان، حسن، «مطالعۀ میزان تأثیر فقه و قوانین اسلامی در ساختار محله‌ها و سازه‌های مسکونی بافت تاریخی شهر یزد»، مطالعات باستان‌شناسی، دورۀ ۱۰، شمارۀ ۲، پیاپی ۱۸، ۱۳۹۷ش.
  • کابلی، احمدرضا و کمائی، سپیده، «ارزیابی معماری ایرانی و تعاملات اجتماعی در فضاهای فرهنگی»، اندیشه‌های نو در علوم جغرافیایی، شمارۀ ۳، دورۀ ۲، ۱۴۰۳ش.
  • کامران، فریدون و دیگران، «بررسی مشکلات فرهنگی- اجتماعی زندگی آپارتمانی شهر جدید پردیس»، فصلنامۀ پژوهش اجتماعی، سال دوم، شمارۀ ۵، ۱۳۸۸ش.
  • «کامران طباطبایی دیبا»، دانشنامۀ هنرهای معاصر، تاریخ بازدید: ۲۷ مرداد ۱۴۴ش.
  • فریاد، شقایق و قاسمی، فاطمه، «بررسی معماری ایرانی و اسلامی با هدف بازگشت به هویت»، مطالعات توسعۀ پایدار شهری و منطقه‌ای، دورۀ ۴، شمارۀ ۱، پیاپی ۱۱، ۱۴۰۲ش.
  • قبادیان، وحید و کیانی، مصطفی، «خاستگاه معماری مدرن در تهران، بررسی و شناخت اولین بنای سبک معماری مدرن در پایتخت کشور»، دو فصلنامۀ دانشکدۀ هنر، شمارۀ ۱۱، ۱۳۹۲ش.
  • قمشه‌ای، پیمان و میرزایی، وحید، «بررسی عناصر و ساختار کالبدی بازارهای سنتی در شکل‌گیری روابط اجتماعی و تعاملات شهروندی (نمونۀ موردی بازار اراک در دورۀ قاجار)»، سومین کنفرانس سالانۀ پژوهش‌های معماری، شهرسازی و مدیریت شهری، ۱۳۹۶ش، ص۱۱.
  • لبیب‌زاده، راضیه و کرمی، مصطفی، «بررسی تأثیرات جنگ نرم بر معماری در ایران با تأکید بر دوره‌های ناصری، پهلوی و انقلاب اسلامی»، فصلنامۀ علمی تاریخی فرهنگ و تمدن اسلامی، دورۀ ۱۴، شمارۀ ۵۱، ۱۴۰۲ش.
  • محمدزاده اکبری، سارا، «کاوشی در بهره‌وری انرژی خانه‌های سنتی: درس‌هایی برای معماری مدرن»، فصلنامۀ مطالعات توسعۀ پایدار شهری و منطقه‌ای، دورۀ ۴، شمارۀ ۳، پیاپی ۱۳، ۱۴۰۲ش.
  • محمدی‌فر، یعقوب و میرصفدری، شراره‌السادات، «سبک‌شناسی معماری هخامنشی»، فصلنامۀ مطالعات شهر اسلامی- ایرانی، شمارۀ ۱۶، ۱۳۹۳ش.
  • محمودنژاد، هادی و پورجعفر، محمدرضا، «جستاری بر تقسیم‌بندی معماری معاصر ایران، بررسی شاخصه‌ها و مؤلفه‌های اجتماعی و فرهنگی»، فصلنامۀ آبادی، سال ۱۶، شمارۀ ۵۲، ۱۳۸۵ش.
  • «مسجد شیخ لطف‌الله معماری از محمدرضا اصفهانی اصفهان»، دانشنامۀ هنر معماری، تاریخ بازدید: ۲۷ مرداد ۱۴۰۴ش.
  • «معمار سنان و علی‌اکبر اصفهانی از عجایب معماری اسلامی هستند»، خبرگزاری ایرنا، تاریخ بارگذاری: ۲۳ آذر ۱۳۹۴ش.
  • «معماری ایرانی اسلامی ریشه در باورهای فرهنگی دارد»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ بارگذاری: ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۱ش؛
  • «معماری حرم مطهر امام رضا و ویژگی‌های منحصربه‌فرد این بنای معنوی و تاریخی»، خبرگزاری شهرآرانیوز، تاریخ بارگذاری: ۲۳ خرداد ۱۴۰۱ش.
  • معماریان، غلامحسین، آشنایی با معماری مسکونی ایرانی (گونه‌شناسی درون‌گرا)، تهران، دانش، ۱۳۸۷ش.
  • «همه چیز دربارۀ معماری ایرانی»، وب‌سایت گروه معماری سفید، تاریخ بازدید: ۱۸ تیر ۱۴۰۴ش.
  • «هوشنگ سیحون»، دانشنامۀ هنر معماری، تاریخ بازدید: ۲۷ مرداد ۱۴۰۴ش.