تسبیح
تسبیح، نوعی مهره به رشته درآمده برای شمارش ذکر.
تسبیح از تراشیدن و شکلدادن مواد گوناگونی درست شده که از دیرباز برای اهداف مختلفی مانند شمارش اعداد، اوراد، اذکار و ایام مذهبی استفاده میشده است. پس از آن و با ورود ذکر تسبیحات در فرهنگ مسلمانان، تسبیح، جنبهٔ تقدس به خود گرفته است. امروزه، تسبیح، کاربردهای نمایشی و تزیینی هم دارد.
معرفی
واژهٔ تسبیح در لغت از ریشهٔ سبح به معنای شنا یا حرکت سریع گرفته شده است.[۱] در اصطلاح دینی، تسبیح به معنای تنزیه خداوند و نسبت دادن پاکی و دوری او از هرگونه نقص و عیب است.[۲] در فرهنگ قرآنی نیز تسبیح به معنای یاد کردن خداوند با وصف پاکی به کار رفته است.[۳] افزونبر این، در کاربرد مصطلح و رایج میان مسلمانان، تسبیح به رشتهای از مهرهها گفته میشود که به وسیلهٔ نخ یا رشتهای به هم متصل شدهاند و برای به یاد داشتن شمارش اذکار مورد استفاده قرار میگیرد. این ابزار در منابع با عنوان سُبحه نیز شناخته میشود.[۴]
تاریخچه

کاربرد در تمدنهای کهن
استفاده از تسبیح یا مهرههای شمارشگر، پیشینهای دیرین در تاریخ بشر دارد.[۵] هدف اولیهٔ استفاده از تسبیح در تمدنهای کهن، ثبت اعداد و روزها بوده است. برای نمونه، در چین باستان، مردم رشتههایی از نخ را با گرههای مختلف به کار میبردند. زنان در آفریقای مرکزی، روزها و ماههای بارداری خود را با گره زدن به رشتهای نخ محاسبه میکردند. در تمدنهای کهن یونان، روم، مصر و هند نیز از تسبیح برای شمارش رسیدن به مرحلهٔ خاصی از تشرف، ابزاری برای طلسم و تعویذ، تفأل، تزئین و پاسداشت روزهای جشن و آیینها استفاده میکردند.[۶]
در سنت مسیحی
در سنت مسیحی، استفاده از تسبیح برای تکرار اذکار، بهویژه میان مسیحیان نستوریِ شرق و برخی گروههای کاتولیک رواج یافت. در مقابل، بسیاری از فرقههای پروتستان با استناد به رویکردهای کلامی خود، استفاده از تسبیح را نپذیرفته و آن را نوعی بدعت یا عملی فاقد پشتوانهٔ دینی دانستهاند.[۷]
ورود به جهان اسلام
برخی معتقدند تسبیح از مسیحیت به جهان اسلام وارد شده و نخستینبار مسیحیان تسبیحهای طویلی را که از انتهای آن صلیب آویزان میکردند، به گردن میآویختند. برخی مستشرقان نیز ورود تسبیح به جهان اسلام را متأثر از فرهنگ هندو و بودایی میدانند.[۸] بااینحال، این ابزار بهمرور زمان جایگاه خود را در مناسک عبادی مسلمانان تثبیت کرد.[۹]
اختلاف نظر میان فرقههای اسلامی
میان فرقههای مسلمان، پیروان محمد بن عبدالوهاب (سلفیان) شمارش ذکر با تسبیح را بدعت دانسته و بهجای آن از انگشتان دست استفاده میکنند.[۱۰] در منابع حدیثی شیعه، روایاتی دربارهٔ منشأ پیدایش تسبیح و انتساب آن به سیرهٔ حضرت فاطمه زهرا یا استفاده از تربت حضرت حمزه وجود دارد.[۱۱]
انواع تسبیح

در کشورهای اسلامی، تسبیحها گاهی بسیار گرانبها ساخته شده[۱۲] و با سنگهای جواهر، مزین میشوند. تسبیح نقره شیرازی ازجمله تسبیحهای معروف ایرانی بود که بزرگان و بازرگانان در دست میگرفتند.[۱۳] همچنین نوعی تسبیح به نام خرمهره وجود داشت که بیشتر توسط لوطیها و داشمشتیها استفاده میشد و دارای ۳۳ دانه از جنس چوب، یشم، عقیق و مانند آن بود.[۱۴]
تسبیحها از نظر تعداد دانهها به انواع گوناگونی تقسیم میشوند:
- چهاریکه: تسبیحی ۲۴ یا ۲۵ دانهای که کاربرد آن بیشتر جنبهٔ تفننی داشته و جنس دانههای آن از کائوچو یا چوب است.
- تسبیح ۳۴ دانه: گروهی از پژوهشگران این تسبیح را تسبیح اصلی میدانند، زیرا معتقدند که پیامبر اسلام به دخترش، حضرت فاطمه زهرا، سفارش کرد تا پساز هر نماز، ۳۴بار الله اکبر، ۳۳بار الحمدلله و ۳۳بار سبحانالله بگوید. جنس دانههای این تسبیح معمولاً از خاک است.
- تسبیح ۱۰۰ دانه: این نوع، تسبیح رایج میان مردم است. هر تسبیح ۱۰۰ دانه، به جز شیخکهای آن، باید ۹۹ دانه داشته باشد که توسط شیخکها به سه دستهٔ ۳۳تایی تقسیم میشوند.[۱۵]
تسبیحهای معروف و خاص
برخی از تسبیحها به دلیل شیوهٔ ساخت، جنس یا محل ساخت، شهرت ویژهای یافتهاند:
- تسبیح شاهمقصود: در باور مردم، نوعی تسبیح پادزهری است که محصول افغانستان بوده و به رنگ سبز روشن است. این تسبیح از سنگی خاص در معادن قندهار ساخته میشود و بسیار کمیاب و گرانبها است.
- تسبیح عقیق (یمانی): از سنگ عقیق یمنی ساخته میشود و به تسبیح یمانی معروف است.[۱۶]
اجزای تسبیح
یک تسبیح کامل دارای اجزای زیر است:
- سَره: دانهای به اندازه هسته خرما که هر دو سر نخ تسبیح از سوراخ طولی آن گذشته و به منگولهها متصل میشوند.
- شیخک: دانههایی که نخ تسبیح از وسط آنها گذشته و تعداد دانههای اصلی تسبیح را به ۳ قسمت تقسیم میکنند.
- منگوله: این قسمت از تسبیح، بیشتر از جنس نخ قیطان، نخهای ابریشمی زرتاب یا نقرهتاب است.
- دانههای تسبیح: بیشتر از جنس سنگهای قیمتی (مروارید، فیروزه، یاقوت، زمرد، شاهمقصود)، چوب (کهور، آبنوس، شمشاد، زیتون)، تربت (خاک)، دانههای خوشبو (یُسر)، صمغ (تسبیح کهرباییرنگ)، شاخ و استخوان حیوانات و شیشه هستند.[۱۷]
کاربردها
تسبیح افزونبر کاربرد اصلی خود برای شمارش اذکار و اوراد، در برخی کشورها جنبهٔ تفننی_نمایشی نیز یافته است. گاهی تسبیح از مواد و سنگهای قیمتی مانند سندلوس ساخته میشود و برای آن خواصی بیان شده است.[۱۸] در فرهنگ عامه، استفاده از تسبیح صرفاً برای چرخاندن و سرگرمی، مذموم شمرده شده است.[۱۹] امروزه استفاده از تسبیح در محافل و ملاقاتهای سیاسی نیز رایج است و بیشتر برای تمرکز ذهن به کار میرود. در این گونه ملاقاتها، نوع تسبیح و نحوهٔ به دست گرفتن آن ممکن است حامل معنا و پیام باشد. برخی رواج تسبیح در محافل سیاسی را ناشی از ورود روحانیون به عرصهٔ سیاست و تقلید از فرهنگ مخصوص علما میدانند.[۲۰]
جایگاه تسبیح در فرهنگ عامه ایران
تسبیح در میان عامهٔ مردم ایران، بهویژه زنان، در مجالس بهصورت گروهی و با عنوان سفرهٔ صلوات و با آداب و تشریفات خاصی انجام میشود.[۲۱] تسبیح در افسانهها، امثال و حکم، شعر و نثر فارسی نیز حضوری پررنگ دارد. برخی از باورها و رسوم مرتبط با تسبیح در مناطق مختلف ایران عبارت است از: در لرستان، به تسبیحهای ساختهشده از تربت کربلا سوگند یاد میشود.[۲۲] مردم اراک در امامزادهها برای حاجتروایی، نذر تسبیح میکنند. بدین ترتیب که فرد پساز رسیدن به حاجت خود، تعدادی تسبیح خریده، آنها را در مسجد جمکران تبرک کرده و سپس میان مردم توزیع میکند.[۲۳]
در برخی نقاط ایران، اگر روی غذای نذری شکلی همچون تسبیح نقش ببندد، آن را نشانهٔ نظرکردهٔ ائمه و برآورده شدن مراد میدانند.[۲۴] پارهشدن ناگهانی بند تسبیح در باور عامه نشانهٔ حاجتروایی انگاشته میشود.[۲۵] مردم سیرجان برای شفای بیمار، بالای سر او نشسته و درحالیکه یک دست بر سر بیمار میگذارند، با دست دیگر تسبیح میگردانند و ذکر میگویند.[۲۶] به بیماران مبتلا به تنگینفس یا تپش قلب، سفارش میشود که تسبیح کهربایی به دست گرفته و دعا بخوانند.[۲۷] تسبیحهای ساختهشده از خاک کربلا نزد مردم ایران ارزش ویژهای دارد و آن را در جانماز[۲۸] و سفرههای نذری خود قرار میدهند.[۲۹] همچنین نقش حکشدهٔ تسبیح بر سنگ مزار درگذشتگان، نشان از جایگاه والای آن در فرهنگ عامه دارد.[۳۰]
استخاره با تسبیح
استخاره با تسبیح، روشی رایج میان شیعیان برای طلب خیر و تشخیص مصلحت در تصمیمگیریها است که شیوههای گوناگونی برای آن ذکر شده است. در یکی از شیوههای منسوب به حضرت امام مهدی، فرد پساز فرستادن سه صلوات، بخشی از تسبیح را جدا کرده و مهرهها را دوتادوتا جدا میکند؛ باقی ماندن یک مهره به معنای امر به انجام کار و باقی ماندن دو مهره، نشانه نهی از آن است. در شیوهای دیگر که به امام صادق منسوب است، پساز قرائت سوره حمد، سه بار سوره توحید و پانزده صلوات، دعای ویژهای خوانده میشود؛ سپس فرد بخشی از تسبیح را جدا کرده و مهرهها را سه دسته میکند: با اولی «سُبحانَ الله»، با دومی «الحمدلله» و با سومی «لا إله إلا الله» میگوید. در این روش، نتیجه نهایی براساس تکرار این اذکار و مهره باقیمانده تعیین میشود، بهطوری که «الحمدلله» نشانۀ امر، «لا إله إلا الله» نشانۀ نهی، و «سُبحان الله» نشانه مخیر بودن میان انجام و ترک کار دانسته شده است.[۳۱]
استخاره، بیشتر با تسبیح ۱۰۰ دانه انجام میشود. در فرهنگ عامیانه برای استخاره با تسبیح، ابتدا سورهای از قرآن خوانده میشود و سپس با دو دست، بخشی از دانههای تسبیح را جدا میکنند. پساز آن از سمت راست، دانههای تسبیح را یکییکی بهنام آدم، حوا و ابلیس میشمرند. اگر آخرین دانه بهنام آدم بیفتد، انجام آن کار خوب؛ اگر بهنام حوا بیفتد، انجام آن کار میانه و اگر بهنام ابلیس بیفتد، انجام آن کار، بد دانسته میشود.[۳۲] برخی، از واژههای خیر و شر برای شمارش دانههای تسبیح استفاده میکردند. در صورتیکه آخرین دانه به واژۀ خیر ختم میشد، انجام آن کار خوب بود و برعکس.[۳۳]
در ادبیات فارسی
واژهٔ تسبیح در ادبیات فارسیزبانان نیز حضور یافته است؛ برای مثال، قائممقام فراهانی میگوید:[۳۴]
حافظ نیز به این واژه اشاره کرده است:[۳۵]
در ادبیات داستانی ایرانیان نیز واژۀ تسبیح بسیار پرکاربرد بوده است. افسانههای محلی بسیاری، در اینباره وجود دارد، مانند افسانه مردم آذربایجان، که در آن شاهزاده بهکمک تسبیح خود، دختر یتیمی را پیدا کرده و با او ازدواج میکند.[۳۷] امثال و حکم ایرانیان نیز از این واژه بیبهره نبوده است. از آن جمله میتوان به ضربالمثلهای «کار به استخاره شد، تسبیح ملا پاره شد» کنایه از بدبیاری؛ «مثل مهر و تسبیح» کنایه از وفور هر چیز؛[۳۸] «کربلا من بودم، تو از مهر و تسبیح آنجا خبر داری؟»؛[۳۹] «تسبیح هزاردانه در دست مپیچ» کنایه از زهدفروشی و ریا؛[۴۰] «تسبیح آب کشیدن» کنایه از ریا؛ «تسبیح انداز» کنایه از سختگیر[۴۱] و «تسبیح دستتم» نیز کنایه از اظهار کوچکی است.[۴۲]
پانویس
- ↑ مطیع، «تسبیح»، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ موسوی، «تسبیح»، دانشنامه اسلامی.
- ↑ بیهقی، تاج المصادر، ج2، ۱۳۷۵ش، ص550.
- ↑ دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه تسبیح، سایت واژهیاب؛ قزوینی، «تسبیح به معنی سبحه صحیح و فصیح است»، ۱۳۲۴ش، ص۶–۱۴.
- ↑ علایی، «داستان پیدایش تسبیح و اقسام آن»، 1343ش، ص 29-30.
- ↑ عروجنیا، «تسبیح (2)»، دانشنامه جهان اسلام، ج 1، ص 3530.
- ↑ علایی، «داستان پیدایش تسبیح و اقسام آن»، 1343ش، ص 29-30.
- ↑ عروجنیا، «تسبیح (2)»، دانشنامه جهان اسلام، ج 1، ص 3530.
- ↑ علایی، «داستان پیدایش تسبیح و اقسام آن»، 1343ش، ص 29-30.
- ↑ عروجنیا، «تسبیح (2)»، دانشنامه جهان اسلام، ج 1، ص 3530.
- ↑ علایی، «داستان پیدایش تسبیح و اقسام آن»، 1343ش، ص 29-30؛ عروجنیا، «تسبیح (2)»، دانشنامه جهان اسلام، ج 1، ص 3530.
- ↑ شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ج5، ۱۳۷۸ش، ص190.
- ↑ ثابت، «واژگان و اصطلاحات نقرهکاران شیرازی»، ۱۳۸۸ش، ص۱۹.
- ↑ شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ج5، ۱۳۷۸ش، ص190.
- ↑ احمدی، «تسبیح»، وبسایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ علایی، «داستان پیدایش تسبیح و اقسام آن»، 1343ش، ص 33-34.
- ↑ علایی، «داستان پیدایش تسبیح و اقسام آن»، 1343ش، ص31-33؛ دائرة المعارف تشیع، ج4، ۱۳۸۱ش، ص242.
- ↑ «تاریخچه سنگ سندلوس بررسی خواص و انواع رنگهای آن+ تشخیص اصالت»، وبسایت سیلور 110.
- ↑ شکری، «تاریخچه تسبیح»، وبلاگ تاریخچه.
- ↑ شکری، «تاریخچه تسبیح»، وبلاگ تاریخچه.
- ↑ «نحوه برگزاری مجلس ختم صلوات» وبسایت نیکی صالحی.
- ↑ عسکری عالم، فرهنگ عامهٔ لرستان، ج2، ۱۳۸۷ش، ص131.
- ↑ پویا، «بررسی باورهای مردمشناختی امامزاده عبدالله و آمنهخاتون شهر اراک»، ۱۳۸۷ش، ص۸۶.
- ↑ شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۳۹ و ۶۳.
- ↑ شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص631.
- ↑ مؤید محسنی، فرهنگ عامیانهٔ سیرجان، ۱۳۸۶ش، ۳۲۴ و ۳۱۹.
- ↑ Massé, Croyances et coutumes persanes, 1938, V.II, P335.
- ↑ Aubin, La Perse d’aujourd’hui, 1908, P387.
- ↑ کریمی فروتقه، «نگاهی به سفرههای نذری در مزارات کاشمر»، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۷؛ برزویی، آیینها و باورهای مذهبی مردم لرستان، ۱۳۸۴ش، ص۱۰۰.
- ↑ پورکریم، «نقشونگارهای عامیانهٔ ایران و اهمیت گردآوری و بررسی آنها»، ۱۳۵۳ش، ص۲۶؛ عناصری، «پایگاه هنرهای تجسمی در باورهای عامه»، ۱۳۶۱ش، ص۱۲۸.
- ↑ «استخاره با تسبیح»، پایگاه اطلاعرسانی دفتر آیتالله مکارم شیرازی.
- ↑ مرادی، فرهنگ عامهٔ خطهٔ تویسرکان، ج1، ۱۳۷۵ش، ص42.
- ↑ همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۴۸ش، ص۳۷۱.
- ↑ قائم مقام فراهانی، «دیوان اشعار»، وبسایت گنجور.
- ↑ حافظ، «غزلیات»، وبسایت گنجور.
- ↑ سعدی، بوستان، باب اول، بخش 9، بیت 7، سایت گنجور.
- ↑ کوهی، افسانههای دیار شهریار، ۱۳۸۵ش، ص۱۲۳–۱۲۶.
- ↑ شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۸7ش، ص۳۱۳.
- ↑ ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ج2، ۱۳۸۸ش، ص1379 و 1420.
- ↑ بهمنیار، داستاننامهٔ بهمنیاری، ۱۳۶۹ش، ص۱۴۱.
- ↑ پرچمی، پسکوچههای فرهنگ، ۱۳۸۲ش، ص۱۳۹.
- ↑ اکرامی، مردمشناسی اصطلاحات خودمانی، ۱۳۸۴ش، ص۱۴۶.
منابع
- «استخاره با تسبیح»، پایگاه اطلاعرسانی دفتر آیتالله مکارم شیرازی، تاریخ بازدید: ۹ تیر ۱۴۰۵ش.
- «تاریخچه سنگ سندلوس بررسی خواص و انواع رنگهای آن+ تشخیص اصالت»، وبسایت سیلور ۱۱۰، تاریخ بازدید: ۲۴ بهمن ۱۴۰۱ش.
- «نحوه برگزاری سفره صلوات»، وبسایت نیکی صالحی، تاریخ بازدید: ۲۵ بهمن ۱۴۰۱ش.
- احمدی، محسن، «تسبیح»، وبسایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ بازدید: ۹ تیر ۱۴۰۵ش.
- اکرامی، محمود، مردمشناسی اصطلاحات خودمانی، مشهد، ایوار، ۱۳۸۴ش.
- برزویی، علیداد، آیینها و باورهای مذهبی مردم لرستان، خرمآباد، افلاک، ۱۳۸۴ش.
- بهمنیار، احمد، داستاننامهٔ بهمنیاری، بهتحقیق فریدون بهمنیار، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۹ش.
- بیهقی، احمد، تاج المصادر، بهتحقیق هادی عالمزاده، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۵ش.
- پرچمی، محبالله، پسکوچههای فرهنگ، تهران، فرهنگ ماهرخ، ۱۳۸۲ش.
- پورکریم، هوشنگ، «نقشونگارهای عامیانهٔ ایران و اهمیت گردآوری و بررسی آنها»، مردمشناسی و فرهنگ عامهٔ ایران، تهران، شماره ۱، ۱۳۵۳ش.
- پویا، سارا، «بررسی باورهای مردمشناختی امامزاده عبدالله و آمنهخاتون شهر اراک»، کتاب ماه علوم اجتماعی، تهران، س ۱۲، شماره ۲، ۱۳۸۷ش.
- ثابت، عبدالرحیم، «واژگان و اصطلاحات نقرهکاران شیرازی»، فرهنگ مردم، تهران، س ۸، شماره ۳–۳۱، ۱۳۸۸ش.
- دائرة المعارف تشیع، تهران، سعید محبی، ۱۳۸۱ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، سایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱ش.
- ذوالفقاری، حسن، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، تهران، معین، ۱۳۸۸ش.
- سعدی، بوستان، سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱ش.
- شاملو، احمد، کتاب کوچه، تهران، مازیار، حرف «ت»، دفتر اول، ۱۳۸۷ش.
- شکری، حسین، «تاریخچه تسبیح»، وبلاگ تاریخچه، تاریخ درج مطلب: ۷ تیر ۱۳۹۳ش.
- شکورزاده، ابراهیم، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران، سروش، ۱۳۶۳ش.
- شهری، جعفر، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، تهران، رسا، ۱۳۷۸ش.
- عروجنیا، پروانه، «تسبیح (۲)»، دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، تهران، ۱۳۷۵ش.
- عسکری عالم، علیمردان، فرهنگ عامهٔ لرستان، خرمآباد، شاپورخواست، ۱۳۸۷ش.
- علایی، علیاکبر، «داستان پیدایش تسبیح و اقسام آن»، هنر و مردم، تهران، شماره ۲۸، ۱۳۴۳ش.
- عناصری، جابر، «پایگاه هنرهای تجسمی در باورهای عامه»، فصلنامهٔ هنر، تهران، شماره ۱، ۱۳۶۱ش.
- قائم مقام فراهانی، «دیوان اشعار»، وبسایت گنجور، تاریخ بازدید: ۹ تیر ۱۴۰۵ش.
- قزوینی، محمد، «تسبیح به معنی سبحه صحیح و فصیح است»، یادگار، تهران، س ۲، شماره ۵، ۱۳۲۴ش.
- کریمی فروتقه، محمد، «نگاهی به سفرههای نذری در مزارات کاشمر»، نجوای فرهنگ، تهران، س ۲، شماره ۳، ۱۳۸۶ش.
- کوهی، جعفر، افسانههای دیار شهریار، تهران، پژوهشکده مردمشناسی، ۱۳۸۵ش.
- مرادی، صحبتالله، فرهنگ عامهٔ خطهٔ تویسرکان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، ۱۳۷۵ش.
- مطیع، مهدی، «تسبیح»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۷ مهر ۱۳۹۸ش.
- موسوی، مهدی، «تسبیح»، وبسایت دانشنامه اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۷ اسفند ۱۳۹۸ش.
- مؤید محسنی، مهری، فرهنگ عامیانهٔ سیرجان، کرمان، مرکز کرمانشناسی، ۱۳۸۶ش.
- همایونی، صادق، فرهنگ مردم سروستان، تهران، به نشر، ۱۳۴۸ش.
- Aubin, E. , La Perse d’aujourd’hui, Paris, 1908.
- Massé, H. , Croyances et coutumes persanes, Paris, 1938