شیخ بهایی؛ عالم دینی برجسته و اثرگذار در تاریخ اندیشه، ادبیات، فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی.
مقبره ی شیخ بهاییمقبره ی شیخ بهایی، واقع در حرم مطهر رضوی، مشهد مقدس
شیخ بهایی، از عالمان دینی پرآوازۀ شیعه در دورۀ صفویه، با تکیه بر معارف قرآن، سنت پیامبر و باورهای شیعی و بهکارگرفتن دانش دینی و تجربی خود، در حفظ و یکپارچگی سرزمین ایران، تقویت مذهب شیعه در نظام سیاسی وقت، کمک در ساماندهی ادارۀ کشور و احیای سبک زندگی بر مبنای فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی نقش داشت. وی با زمینهسازی برای پیشرفت و تثبیت جایگاه ایران اسلامی و تلاش جهادی در راستای رشد همهجانبۀ دینی، علمی و فنی کشور و مقابله با هجمههای دشمنان خارجی، به نمادی از دینداری و پیشرفت در زمینههای مختلف تبدیل شده است.
نام اصلی این عالم ذوفنون شیعه، «محمد» و لقب وی «بهایی» است و در منابع به «محمد بن عزّالدین حسین»،[۱] «شیخ بهایی» و «بهاءالدین عاملی»، شهرت دارد. بهدلیل اینکه خاستگاه وی «جَبَع» یا «جباع» از قریههای جبلعامل در کشور لبنان بوده، «جبعی» هم خوانده میشود.[۲] تخلّص شعری او نیز بهایی و برگرفته از لقب وی بوده است. نسب شیخ بهایی، به حارث هَمْدانی (متوفی ۶۵ق) از اصحاب امام علی میرسد و بههمین دلیل، به «حارثی همدانی» مشهور شده است.[۳]
زندگینامه شیخ بهایی
شیخ بهایی در ۹۵۳ق در بَعْلَبَک، از شهرهای کهن و تاریخی در لبنان، به دنیا آمد[۴] و یک سال بعد با خانوادۀ خود به جبلعامل، در جنوب لبنان رفت. پدر او به نام «عزّالدین حسین بن عبدالصمد حارثی» از شاگردان شهید ثانی بود که پس از کشتهشدن وی و احساس ناامنی در محل سکونت خود و نیز به دعوت «شاه طهماسب» و «علی بن هلال کرکی» شیخالاسلام اصفهان، با خانواده به ایران آمد و در شهر اصفهان، مقیم شد. وی از اولین عالمان شیعه در جبلعامل بود که بعد از استقرار حکومت شیعی صفوی، به ایران هجرت کردند.[۵] شیخ بهایی هنگام هجرت به ایران سیزده سال داشت و در سالهای اولیۀ مهاجرت که با زبان فارسی آشنا نبود، دانش را از پدر خود فرامی گرفت.[۶] بعد از ۳ سال اقامت در اصفهان، شاه طهماسب اول، پدر شیخ بهایی را به قزوین دعوت و به مقام «شیخالاسلامی» آن شهر منصوب کرد.[۷] قزوین در آن روزگار مرکز دانش و نیز محل اقامت شخصیتهای بزرگ علمی و سیاسی ایران بود و این سفر فرصتی در اختیار شیخ بهایی برای دستیابی به رشد علمی و آشنایی با فعالیتهای سیاسی و اجتماعیِ آینده قرار داد.[۸]
زمینههای رشد شیخ بهایی
خانواده شیخ بهایی
محیط خانوادگی شیخ بهایی، کانون علم و تربیت دینی بود؛ پدر وی از فقهای بزرگ قرن دهم هجرى محسوب میشد که در دانش فقه، اصول، حدیث، رجال، حکمت، کلام، ریاضى، تفسیر، شعر، تاریخ، لغت و بسیارى از علوم رایج آن عصر مهارت داشت و آنها را به فرزند خود نیز منتقل کرد.[۹]
محیط اجتماعی شیخ بهایی
در دوران صفویه بهدلیل رسمیت یافتن مذهب شیعه در ایران، عالمان دینی به اعتبار و جایگاه والایی در حوزۀ فرهنگ، اجتماع، سیاست و نظام اداری و نیز در سطح جامعه و میان تودههای مردم دست یافتند و فراتر از وظیفۀ تبلیغ مذهبی، به کارهای عامالمنفعه نیز میپرداختند.[۱۰] در این دوره نفوذ و قدرت علما بر اساس عوامل ذهنی و عینی مثل گسترش اعتقادات مذهبی شیعه و توسعۀ نهادهای مرتبط به فعالیت عالمان دینی و پایگاههای فکری و اقتصادی آن مانند مدارس، مساجد، موقوفات و سایر حقوق مالی و شرعی زیاد شد و مردم برتری و تقدم علما بر حاکمان سیاسی را پذیرفته بودند. از وظایف مهم عالمان شیعی در این زمان، رهبری مذهبی مردم و دفاع از آنها در برابر حکمرانان بود و قدرت عالمان به اندازهای بود که سلاطین را وادار به تمکین در برابر آنها میکرد. آنها قادر بودند که اقتدار وسیع خود را در بسیج تودهها و رهبری جنبشهای اجتماعی در برابر نظامهای سیاسی به کار گیرند. شیخ بهایی در چنین زمینۀ فرهنگی و اجتماعی به مناصب مهم سیاسی و مذهبی رسید و برای رشد و گسترش تمدن ایرانی و اسلامی تلاش کرد.[۱۱]
زمینه فرهنگی شیخ بهایی
محیط فرهنگی که شیخ بهایی در آن پرورش یافت، محیط مذهبی و عالمپرور بود. جبلعامل زادگاه شیخ بهایى، مهد فرهنگ تشیع و محل پرورش مجتهدان و نویسندگان بزرگ شیعى مانند محقق ثانى، شهید اول، شهید ثانی[۱۲] و بسیاری از دانشمندان بزرگ شیعه بود که در بنیان گذاشتن تشیع در ایران و محکم کردن پایههای آن تلاش زیادی کردند. شیخ بهایی در چنان محیط فرهنگی، تربیت یافت.[۱۳]
سیاحت و تجربهاندوزی شیخ بهایی
شیخ بهایی به سیاحت، دیدن و تجربهاندوزى علاقه داشت و حدود ۳۰ سال از عمر خود را در سفر گذراند. وی از اصفهان به عراق و حجاز رفت و عتبات عالیات را زیارت کرده و حج نیز بهجا آورد. در سفرى به مشهد همراه شاه عباس، از اصفهان تا حرم رضوى را پیاده طى کرد. به مصر نیز سفرى داشت و کتاب معروف کشکول را آنجا نوشت و پس از مراجعت از مصر به روم، سوریه و بیتالمقدس رفت. وی در این سفرها، بیشتر میآموخت و تجربیات علمی، عرفانی، جغرافیایی و مشاهدات خود را مینوشت.[۱۴]
باورهای مذهبی شیخ بهایی
شیخ بهایی، شیعۀ دوازده امامی بود اما بهدلیل کشمکشهای مذهبی که در آن دوران وجود داشت، در مواجهه با مخالفان و دگراندیشان مدارا میکرد.[۱۵] برخی بهدلیل رفتار ابهامآمیز شیخ، در شیعه بودن وی تردید کردهاند، اما تعلق او و خانوادهاش به شیعیان جبلعامل و نیز تألیفهای زیاد در فقه و معارف شیعی و سرودن اشعار زیاد در مدح امامان شیعه، در مذهب وی تردیدی باقی نمیگذارد. از آثار شاخص وی دربارۀ ائمۀ شیعه، قصیدۀ معروف «وسیلة الفوز و الامان» در مدح امام زمان و نیز صلوات مشهوری است که برای چهارده معصوم ساخت و با عبارت «اللهم صل و سلم و زد و بارک علی صاحب الدعوة النبویة» شروع میشود.[۱۶]
ویژگیهای شخصیتی و اخلاقی شیخ بهایی
شیخ بهایی در اوج اقتدار سیاسی و اشتغال به کارهای قضایی و خدمات مردمی و نشستوبرخاست با پادشاه و درباریان، دست از تجربهاندزوی، دانشافزایی، تهذیب نفس و تألیف کتاب نکشید و هیچ یک از صفات کریمانه و خصلتهای ذاتی و اکتسابی خود را از دست نداد و در نهایت وارستگی، کرم و قناعت، آزادمنشی و دانشدوستی، خوشرویی و فروتنی میزیست. [۱۷]
وی سرای بزرگی داشت که پناهگاه یتیمان و محرومان و مکانی برای نگهداری و تربیت اطفال بیسرپرست بود.
شیخ بهایی از معاشرت با تودۀ مردم، حتی دراویش و معرکهگیران اصفهان هم رویگردان نبود. او حتی عالمانی را که از جبل عامل برای بهرهگیری علمی از وی به اصفهان میآمدند مدتی طولانی در منزل خود جای میداد[۱۸] و خود بسیار زاهدانه زندگی میکرد و از قدرت خود برای گشایش كار مردم بهره میبرد و از تظاهر و فخرفروشی دوری میجست. [۱۹]
اهیمت و جایگاه شیخ بهایی
حبل المتین شیخ بهاییاثر دوجلدی الحبل المتین فی أحکام الدین از شیخ بهاییشیخ بهایی در تاریخ فرهنگ، جامعه، علم، سیاست و هنر جهان اسلام اهمیت و جایگاه بلندی دارد؛ زیرا وی در روزگار خود در شعبههای مختلف علوم دینی و تجربی مهارت داشت و در تاریخ اندیشۀ اسلامی بهعنوان مرد «ذوفنون» مطرح است.[۲۰]
مردم ایران و شیعیان در سراسر جهان بیش از دو قرن همگی به دستور کتاب «جامع عباسی» مقلد او بودهاند.
کتاب زبدة الاصول وی از منابع مهم مجتهدان در علم اصول و استنباط احکام فقهی بوده است.
کتاب «حبل المتین» شیخ بهایی، مرجع اخباریها برای استنباط احکام شرعی بوده است.[۲۱]
در عرصۀ سیاست، چندین سال عهدهدار منصب سیاسی و مذهبی «شیخالاسلام» در دولت شاه عباس اول، بوده است.
در زمینۀ هنر، معماری اسلامی، رونق بخشیدن به شهر اصفهان و پدید آوردن آثار ماندگار سرآمد مهندسان عصر خود محسوب میشود.[۲۲]
شیخ بهایی و همکاری با حکومت صفویه
وجود دشمن قدرتمند مانند دولت عثمانی، ضرورت وجود حکومت شیعی برای حمایت از مذهب و عالمان شیعه، اجرای بهتر امر به معروف و نهی از منکر با منصب شیخالاسلامی و باورپذیرکردن مفاهیم اساسی شعیه برای شاه صفوی، هیأت حاکمه و مردم و کسب موقعیت اجتماعی برای نشر معارف اهلبیت و ترویج سبک زندگی اسلامی - ایرانی، از دلایل همکاری وی با حکومت صفوی دانسته شده است.[۲۳] شیخ بهایی در این راستا، از تمام امكانات دربار شاه استفاده كرد و تا جایی كه امكان داشت از فساد و ظلم نیز جلوگیری به عمل آورد.[۲۴] به نظر امام خمینی نیز افرادی مانند شیخ بهایی، با از خودگذشتگی و جهاد با نفس، براى اینکه مذهب را بهوسیله پادشاهان ترویج کند، وارد دربار پادشاهان شد و آنها را نیز به ترویج و تحکیم دین وادار کرد.[۲۵]
اساتید شیخ بهایی
شیخ بهایی نزد استادان بزرگ و نامدار روزگار خود ادبیات فارسی و عرب، منطق، فلسفه، ریاضیات، طب، نجوم و علوم تجربی را آموخت. برخی از اساتید معروف او عبارتند از:
عزّالدین حسین جبل عاملى، پدر وی؛
ملاعبدالله بن شهابالدین مدرّس یزدى، صاحب حاشیۀ ملاعبدالله؛
ملاعلى مذهّب، استاد دروس حساب، هندسه، جبر و مقابله و هیئت شیخ بهایی؛
مولانا افضل قاضى، استاد ریاضیات شیخ بهایی؛
ملامحمد باقر بن زینالعابدین یزدی صاحب کتاب مطالع الانوار، کتاب «قانون» ابنسینا را به شیخ آموخت؛
شیخ بهایی در علوم مختلفی مانند فقه، کلام، فلسفه، اصول فقه، تفسیر، حدیث، ادعیه، اخلاق، رجال، تاریخ، پزشکی، عرفان، ریاضیات، ستارهشناسی، ادبیات و برخی از شاخههای علوم تجربی کتاب نوشته است. برخی از پژهشگران تعداد تألیفات شیخ بهایی را با توجه به رسالهها، حاشیهها و تعلیقهها ۲۰۰ جلد دانستهاند اما در تازهترین تحقیق تعداد آنها ۱۲۳ اثر برآورد شده[۲۷] و کتاب «كشكول شیخ بهایی»، کتاب «جامع عباسی» که نخستین رسالۀ عملیه فقهی فارسی محسوب میشود و کتاب اربعین در حدیث از مهمترین آنها است.[۲۸] شیخ بهایی علاوهبر نویسندگی، شاعری توانا بود و به زبان عربی، فارسی و ترکی میسرود. شعرهای فارسی وی بیشتر شامل مثنوی، غزل و رباعی میشود. در غزل بهشیوۀ «فخرالدین عراقی» و «حافظ شیرازی»، در رباعی مانند «ابوسعید ابوالخیر» و «خواجه عبدالله انصاری» و در مثنوی به روش «مولوی» شعر میسرود. ویژگی مشترك شعرهای وی، زهد و درونمایۀ عرفانی آن است.[۲۹]
شاگردان شیخ بهایی
شیخ بهایى سالهاى دراز به تدریس اشتغال داشت و شاگردان بسیاری را آموزش داد كه هر كدام از آنها، نقش اساسی در رشد و گسترش معارف اسلام و هدایت جامعۀ بشری ایفا كردند. از جمله مشهورترین آنها میتوان به ملاصدرا فیلسوف مشهور جهان اسلام، علامۀ مجلسی اول، محقق سبزواری، ملاحسنعلی تستری، میرزا رفیع نائینی، سیدماجد بحرانی، ملامحسن فیض کاشانی، ملا محمدصالح مازندرانی، شیخ زینالدین عاملى و شرفالدین محمد رویدشتى اشاره کرد.[۳۰]
شیخ بهایی بهدلیل شخصیت علمی، ادبی و پارسایی که داشت، بعد از درگذشت پدر و انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان در ۱۰۰۶ق، از سن ۵۳ سالگی تا آخر عمر منصب مذهبی و سیاسی شیخالاسلامی را در دربار مقتدرترین شاه صفوی، شاه عباس اول به عهده گرفت.[۳۴] رسیدگی به امور حسبیه، عزل و نصب قضات، حضور در مراسم و تشریفات گزینش سلطان و تاجگذاری و گواهیهای علمی از اختیارات این مقام بود،[۳۵] اما شیخ بهایی در این مقام با دادرسی عادلانه، حل و فصل اختلافات مردم، تأمین مصلحت آنها، یاری رساندن به نیازمندان جامعه و رسیدگی به امور مظلومان، این منصب را به فرصتی برای خدمت به مردم و کارهای عامالمنفعه تبدیل کرده بود.[۳۶]
منصب امامت جمعه
شیخ بهایی مدتی امامت جمعۀ اصفهان را بر عهده داشت و در این فرصت نیز پایگاه مردمی خود را حفظ کرد و با تماس نزدیک با مردم و قرارگرفتن در جریان مشکلات و خواستههای آنها در رسیدگی به امور آنان، نفوذ و توان خود را به کار میگرفت و نماز جمعه را به فرصت اصلاح ساختار مدیریتی جامعه تبدیل کرده بود. [۳۷]
درگذشت شیخ بهایی
شیخ بهایی در ۱۲ شوال ۱۰۳۰ق در اصفهان درگذشت و بیش از ۵۰ هزار نفر در تشییع جنازه او شرکت کردند. علامه محمدتقى مجلسى نماز او را خواند و سپس پیکر وی را به مشهد بردند و بنا به وصیت خود وی، در جوار مرقد امام رضا به خاک سپردند.
یادبودهای شیخ بهایی
آرامگاه شیخ بهایی
آرامگاه شیخ بهایی در مشهد، داخل حرم امام رضا بعد از رواق وسیع امام خمینی، یک مزار سنگی با پوششی شیشهای و زیارتگاه خاص و عام است.[۳۸]
نامگذاریها به اسم شیخ بهایی
بست شیخ بهایی
بست شیخ بهایی در جنوب غربی حرم امام رضا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بهطول ۱۲۹ متر و عرض ۷۵/۳۱ متر احداث شده که در ضلع شرقی آن مسجد جامع گوهرشاد، در جنب غربی آن کتابخانه گوهرشاد و در سمت شمالی آن ورودی رواق دارالولایه و راهرو مدرسه پریزاد قرار دارد.[۳۹]
روز بزرگداشت شیخ بهایی
سوم اردیبهشت به پاس اختراعات و خدمات شیخ بهایی در تقویم رسمی کشور به نام بزرگداشت شیخ بهایی و روز معماری به ثبت رسیده است و هر ساله در این تاریخ برنامههای فرهنگی و علمی با هدف شناخت بیشتر این شخصیت نامدار ایرانی برگزار میشود.[۴۰]
اماکن آموزشی
اماکن آموزشی زیادی مانند دبستان، دبیرستان و مؤسسات آموزش عالی در سراسر ایران، از جمله یک دانشگاه غیرانتفاعی در اصفهان به احترام شخصیت والای شیخ بهایی نامگذاری شده است. [۴۱]
ثبت اسم شیخ بهایی در یونسکو
به پاس خدمات شیخ بهایی در ستارهشناسی، یونسکو در سال ۲۰۰۹م که سال جهانی نجوم نام گرفته بود، اسم شیخ بهایی را در لیست مفاخر ایران ثبت کرد.[۴۲]
جشنوارۀ شیخ بهایی
از سال ۱۳۸۳ش شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان جشنوارهای به نام شیخ بهایی برگزار میکند که موضوع این جشنواره فنآفرینی و کارآفرینی است و برگزارکنندگان آن معتقدند شیخ بهایی نمادی از کارآفرینی در جهان اسلام است.[۴۳]
سریال شیخ بهایی
سریال تلویزیونی این دانشمند جهان اسلام به نام «شیخ بهایی»، در دو بخش نوجوانی و کهنسالی او و ۱۷ قسمت ۵۰ دقیقهای به کارگردانی «شهرام اسدی»، نویسندگی «محسن دامادی» و «حجتالله قاسمزاده اصل»، ساخته شده است. [۴۴]
خانه شیخ بهایی
خانۀ شیخ بهایی در ۱۳۵۷ش بهعنوان یک اثر فرهنگی تاریخی در شهر اصفهان در فهرست آثار ملی به ثبت رسید و در ۱۳۷۸ش از سوی سازمان میراث فرهنگی بهعنوان زیباترین خانۀ تاریخی آسیا و اقیانوسیه معرفی شده است.[۴۵]
تندیس شیخ بهایی
برای گرامیداشت و به پاس قدردانی از مقام علمی شیخ بهایی، تندیس و سردیس وی در چندین شهر بزرگ ایران از جمله تهران[۴۶] و اصفهان نصب شده است.[۴۷]
سیمای شیخ بهایی در منابع
شیخ بهایی نماد فرهنگ و تمدن اسلامی
بسیار از منابع تحقیقی شیخ بهایی را نماد فرهنگ و تمدن اسلامی و نمونهای جامع و واقعی از عالمان دینی میدانند که علم را در یک جامعۀ تعیّنیافته به عمل تبدیل کرد و به معنویت و باطنگرایی در کنار علم پرداخت و دوری از دنیاطلبی در مسیر علم و عدم دلبستگی به مقام و منزلتهای مادی و اجتماعی را در سیرۀ اجتماعی و اخلاقی خود نشان داد.[۴۸]
شیخ بهایی احیاگر سبک زندگی ایرانی و اسلامی
بر اساس شواهد تاریخی در زمان صفویه، تهاجم فرهنگی و معرفتی غرب از راه ترجمۀ متون یونانی و رومی آغاز شد. شیخ بهایی در چنین شرایطی، راه مقابله با تهاجم فرهنگی را طراحی و ترویج سبک زندگی ایرانی و اسلامی میدانست که از نوع مصرف انرژی و معماری گرفته تا نوع لباس، خوراک و مسکن و نان را شامل میشد و خود یکتنه کار چند وزیر را در این زمینه انجام میداد. در سطح دیگر نیز به تربیت شاگردان زیاد و راهاندازی نهضت تولید علم پرداخت و به این تلاش علمی بهعنوان عامل اصل نگهدارندۀ تمدن ایرانی و اسلامی در مقابل تمدن غرب، اهمیت میداد.[۴۹]