اسلام؛ آخرین دین توحیدی ابراهیمی، مبتنی بر قرآن و رسالت محمد.

اِسلام دینی یکتاپرستانه، ابراهیمی و وحیانی است که بر محوریت خداوند، کتاب آسمانی قرآن و آموزه‌های محمد بن عبدالله پیامبر اکرم بنا شده است. مسلمانان به‌عنوان پیروان این دین، اسلام را تجلی تسلیم مطلق در برابر پروردگار و نسخۀ نهایی و خاتم آیین توحیدی پیامبران پیشین می‌دانند. این مکتب جامع، بر سه رکن بنیادین باورها، ارزش‌ها و هنجارها استوار است. اسلام تنها یک مسیر معنوی و فردی نیست؛ بلکه با اتکا به منابع شناختی خود، دربردارندهٔ نظام‌های منسجم سیاسی، اجتماعی و حقوقی است. پویایی این دین در بستر تاریخ، به شکوفایی علوم متنوع اسلامی و پیدایش طریقت‌ها و مذاهب گوناگون به‌ویژه تسنن و تشیع با دو کلان‌روایتِ خلافت و امامت در عرصه حاکمیت انجامید. امروزه اسلام با حدود دو میلیارد پیرو، دومین دین بزرگ جهان است. پیوند عمیق این آیین پس از خروج از شبه‌جزیرهٔ عربستان با تمدن‌های کهن به‌ویژه فرهنگ و نبوغ ایرانی خالق عصر طلایی اسلام بود؛ دورانی پرشکوه که با دستاوردهای بی‌بدیل در علوم، حکمت، شاهکارهای معماری و گنجینه‌های ادبیات، تأثیری شگرف و ماندگار بر تاریخ تمدن بشری نهاد.

واژه‌شناسی

واژهٔ اسلام از ریشهٔ عربی «س-ل-م» گرفته شده و به معنای صحت، عافیت، دوری از عیب و فساد،[۱] انقیاد، اطاعت کلی و بی‌قید و شرط و تسلیم محض بودن است.[۲] پیش از ظهور اسلام، این واژه میان اعراب برای دست کشیدن شخص از چیزی گران‌بها و واگذاری آن به دیگری به کار می‌رفت. در کاربرد قرآنی و اصطلاحی، اسلام به معنای تسلیم اراده بنده در برابر اراده خدای سبحان است.[۳] در قرآن اسلام هم به معنای مطلق دین الهی[۴] و هم به معنای دین حضرت محمد به کار رفته است.[۵] نخستین کسی که این آیین را اسلام و پیروان آن را مسلمان نامیده، حضرت ابراهیم بوده است.[۶] در مباحث کلامی و فقهی، برای ورود به دایرهٔ اسلام، ادای «شهادتین» کافی است؛ هرچند این اقرار زبانی مرحله‌ای متفاوت و ظاهری‌تر نسبت به ایمان به‌عنوان باور و اعتقاد باطنی و قلبی در نظر گرفته می‌شود.[۷]

پیامبر و کتاب آسمانی

بنیان‌گذار اسلام، حضرت محمد بن عبدالله است که در سال ۵۷۰ میلادی در شهر مکه از قبیله قریش به دنیا آمد.[۸] مسلمانان محمد را خاتم النبیین، معصوم از خطا و برترین الگو می‌دانند که در ۴۰ سالگی و با نزول نخستین آیات قرآن در غار حرا به پیامبری مبعوث شد.[۹] کتاب مقدس مسلمانان و معجزه پیامبر اسلام، قرآن است به‌عنوان کلام مستقیم خداوند در ۱۱۴ سوره دسته‌بندی شده است که از طریق جبرئیل بر پیامبر نازل شده و هیچ‌گونه باطل، اشتباه و تحریفی در آن راه نیافته است.[۱۰]

خلفا و چانشینان پیامبر

از نظر اهل‌سنت جانشینان پیامبر عبارتند از: ابوبکر، عمر، عثمان و امام علی که به خلفای راشیدین تعبیر شده‌اند.[۱۱] برخی منابع تاریخی، دورهٔ کوتاه خلافت امام حسن مجتبی را نیز به این دوران افزوده‌اند.[۱۲] با این حال، عالمان شیعه این حدیث[۱۳] را که خلفای راشیدن را به‌عنوان جانشینان پیامبر معرفی کرده از نظر سندی نپذیرفته و آن را ساختگی می‌دانند.[۱۴] در مکتب تشیع، مشروعیت جانشینی پیامبر تنها بر پایهٔ مفهوم امامت تبیین می‌شود و خلافت بلافصل، حق انحصاری امام علی است که در واقعه غدیر خم از سوی پیامبر معرفی شد. به همین دلیل، شیعه عنوان خلفای راشدین را صرفاً یک اصطلاح کلامی متعلق به ادبیات اهل سنت می‌شمارد. همچنین در روایات شیعی، واژهٔ راشد منحصراً به‌عنوان صفتی برای ائمهٔ دوازده‌گانه به‌کار رفته است.[۱۵] بنابر دیدگاه مشهور اهل سنت، دورهٔ خلافت راشدین حدود ۳۰ سال (از ۱۱ تا ۴۱ ق) به طول انجامید و سرانجام با صلح امام حسن و معاویه پایان یافت تا حکومت موروثی بنی‌امیه آغاز گردد.[۱۶]

منابع احکام اسلام

برای استنباط احکام اسلامی، منابع مختلفی در اسلام وجود دارد که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از: قرآن، سنت به معنای گفتار، رفتار و تقریر پیامبر، عقل و اجماع. از نظر شیعه سنت امامان معصوم هم حجت است و گفتار و رفتار صحابه اعتباری ندارد. در میان مذاهب فقهی اهل‌سنت منابع دیگری چون قیاس، استحسان، مصالح مرسله، استصحاب و سدزرایع نیز حجت است.[۱۷] مهم‌ترین منابع روایی شعیان الکافی کلینی؛ من لا یحضره الفقیه شیخ صدوق؛ تهذیب الاحکام و الاستبصار شیخ طوسی است. صحاح سته اهل‌سنت عبارت‌اند از: صحیح بخاری؛ صحیح مسلم؛ سنن نسائی؛ سنن ابن ماجه؛ سنن ابی داود و صحیح ترمذی.[۱۸]

اصول و فروع اسلام

از یک منظر، معارف اسلام به دو بخشِ اصول و فروع دین تقسیم شده است. اصول دین عبارتند از: توحید، نبوت عامه و خاصه[۱۹] و معاد. در مذهب تشیع، علاوه بر سه اصل فوق، امامت و عدالت نیز از ارکان اعتقاد مذهب به‌شمار می‌روند.[۲۰] فروع دین به معنای شاخه‌ها و تکالیف عملی شامل ده رکن است: نماز، روزه، حج، زکات، خمس، جهاد، امر به معروف، نهی از منکر، تَوَلّی و تَبَرّی.[۲۱]

هندسه معارف و ابعاد اسلام

از منظر دیگر محتوایی، اسلام به‌عنوان یک دین جامع و واقع‌گرا که به تمام شؤون حیات انسان اعم از دنیوی، اخروی، جسمی، روحی، عقلی، فکری، احساسی، عاطفی، فردی و اجتماعی توجه کرده است، به سه بُعد تقسیم شده است:[۲۲]

  1. باورها: متفکران اسلامی برای تبیین جامع جهان‌بینی اسلام، مجموعهٔ این عقاید را در پنج موضوع جهان‌شناسی،[۲۳] خداشناسی،[۲۴] راه و راهنماشناسی (نبوت و امامت)،[۲۵] انسان‌شناسی و فرجام‌شناسی دسته‌بندی کرده‌اند.[۲۶]
  2. بُعد اخلاقی: شامل تعالیمی است که به چگونه بودن انسان و پرورش روح می‌پردازد. دستوراتی نظیر رعایت تقوا، عدالت‌ورزی، امانت‌داری، مهرورزی و دوری از حسادت، دروغ و تکبر در این بخش جای می‌گیرند که هدف آن‌ها تزکیه و سلامت روان است.[۲۷] ابوحامد محمد غزالی در احیاء علوم‌الدین و کیمیای سعادت، مباحث اخلاقی را در چهار رُبع عِبادات، عادات، مُهلِکات و مُنجِیات دسته بندی کرده است.[۲۸][۲۹] در سنت فلسفه اسلامی، متفکرانی چون ابن مسکویه در تهذیب الاخلاق و خواجه نصیرالدین طوسی در اخلاق ناصری، با تلفیق حکمت عقلی و تعالیم اسلامی، اخلاق را ذیل حکمت عملی و بر اساس گسترهٔ روابط انسان به سه شاخه تهذیب اخلاق، تدبیر مُدُن و سیاست مُدُن دسته‌بندی کرده است.[۳۰] برخی براساس قلمروهای پنچگانه: تعامل انسان با خود، تعامل انسان با هم‌نوعان، تعامل مردم و نظام اسلامی، تعامل انسان با حیوانات و تعامل انسان با خلقت زیست‌محیطی دسته‌بندی کرده است.[۳۱]
  3. بُعد هنجاری: شامل قوانین و مقرراتی است که چگونه عمل کردن انسان را بیان می‌کنند. این بخش تمام رفتارهای فردی و اجتماعی مؤمنان را در بر می‌گیرد و در دانشی به نام فقه تبیین می‌شود.[۳۲] از یک منظر این احکام به صورت زیر دسته‌بندی شده است:[۳۳]
بخش زیربخش موضوعات و مسائل
1. احکام عبادی - نماز، روزه، حج، عمره و اعتکاف
2. احکام اقتصادی الف. اموال عمومی و دولتی انفال، خمس، زکات و مالیاتها
ب. اسباب شرعی تملک و تعمیم و حفاظت ثروت احیای موات، حیازت، صید و ذباحه، ارث، ضمانات، وقف، هبه، صدقه، نذر، کفاره، حفاظت اموال جامعه(حجر)
ج. بازرگانی و سایر قراردادهای اقتصادی بیع، تجارت، شرکت، مضاربه، مزارعه، مساقات، اجاره، شفعه، جعاله، صلح، رهن، قرض، بیمه و سرقفلی
3. احکام مربوط به آداب شخصی و اجتماعی - نکاح، طلاق، خلع، مبارات، ظهار، لعان، ایلاء، عبید و رماء، وصیت، احکام اموات، ودیعه، عاریه، ایمان و لقطه
4. احکام قضایی و جزایی - قضا و شهادات، اقرار، غصب، حدود، دیات، قصاص و منازعات
5. احکام سیاسی - ولایت فقیه، جنگ و صلح، سبق و رمایه، امر به معروف و نهی از منکر، حقوق اقلیتها و روابط بین الملل

مشخصات عمدۀ اسلام

مرتضی مطهری، ویژگی‌های اسلام را در سه عرصهٔ بنیادی شناخت‌شناسی، جهان‌بینی و ایدئولوژی به تفکیک زیر بیان کرده است:[۳۴]

الف) مشخصات شناخت‌شناسی
  1. امکان شناخت
  2. منابع شناخت: طبیعت، انسان، تاریخ، عقل، قلب و آثار علمی گذشتگان.
  3. ابزارهای شناخت: حواس، قوه تفکر و استدلال، تزکیه و تصفیه نفس و مطالعه آثار علمی.
  4. موضوعات شناخت: خداوند، جهان، انسان، جامعه و زمان.
ب) مشخصات جهان‌بینی (هستی‌شناسی و انشان‌شناسی)
  1. ماهیتِ «از اویی» جهان؛
  2. حدوث زمانی و حرکت مستمر جهان؛
  3. واقعیات این جهان، مرتبهٔ نازلهٔ جهان غیب؛
  4. ماهیت «به‌سوی اویی» جهان؛
  5. استواری جهان بر نظام علّی و معلولی؛
  6. عدم انحصار نظام علّت و معلول به علل مادی؛
  7. حکم‌فرمایی سنن و قوانین لایتخلّف بر عالم؛
  8. هدایت‌شده بودن جهان؛
  9. اصالت خیر (و تَبَعی بودن شر)؛
  10. زنده بودن جهان و عکس‌العمل آن (قانون مکافات)؛
  11. وجود جهان دیگر (ابدیت)؛
  12. جاودانگی روح انسان؛
  13. ثبات و جاودانگی اصول انسانی و اخلاقی؛
  14. جاودانگی حقیقت؛
  15. برپایی جهان به حق و عدل؛
  16. پیروزی نهایی حق بر باطل؛
  17. مساوات انسان‌ها در خلقت؛
  18. وجود استعدادهای فطری در انسان؛
  19. استعداد توبه و بازگشت در تمام انسان‌ها؛
  20. تضاد درونی انسان (عقل و نفس)؛
  21. مختار و آزاد بودن انسان؛؛
  22. مرکب حقیقی بودن جامعه و تضادهای درونی آن؛
  23. تغییر سرنوشت جوامع به دست خود مردم؛
  24. غنای بالذات و کمال مطلق خداوند؛
  25. وحدت جهان (مانند وحدت ارگانیک موجود زنده).
ج) مشخصات ایدئولوژی اسلام (بایدها و هنجارها)
  1. همه‌جانبگی اسلام؛
  2. اجتهادپذیری اسلام؛
  3. سَماحت و سهولت؛
  4. زندگی‌گرایی (نفی رهبانیت)؛
  5. اجتماعی بودن اسلام؛
  6. پذیرش حقوق و آزادی فرد؛
  7. تقدّم حق جامعه بر حق فرد؛
  8. اصل شورا؛
  9. منتفی بودن ضرر؛
  10. اصالت فایده؛
  11. اصالت خیر در مبادلات؛
  12. عقیم بودن سرمایهٔ راکد (حرمت ربا)؛
  13. آگاهی در مبادلات (بطلان غَرَر)؛
  14. ضدیت با ضدّ عقل؛
  15. ضدیت با ضدّ اراده؛
  16. کار و مبارزه با بیکارگی؛
  17. قداست شغل و حرفه؛
  18. ممنوعیت استثمار؛
  19. ممنوعیت اسراف و تبذیر؛
  20. مجاز بودن توسعه در زندگی؛
  21. حرمت رشوه؛
  22. حرمت احتکار؛
  23. درآمد بر پایهٔ مصلحت، نه مطلوبیتِ صِرف (مکاسب محرّمه)؛
  24. قداست دفاع از حقوق؛
  25. اصلاح‌جویی و مبارزه دائم با فساد؛
  26. توحید در همه‌چیز؛
  27. الغاء وسائط در پرستش؛
  28. امکان همزیستی با اهل توحید؛
  29. مساوات و نفی تبعیض؛
  30. دوجنسی بودن حقوق، تکالیف و مجازات‌ها.

انشعاب‌ها، مذاهب و فرقه‌های اسلامی

مسلمانان بر سر مسائلی چون خلافت، استنباط احکام شرعی، و مباحث کلامی نظیر جبر و اختیار، حُسن و قُبح ذاتی اشیاء و صفات خدا به مذاهب و فرقه‌های مختلفی تقسیم شده‌اند. در یک دسته‌بندی کلی، مذاهب اسلامی در سه شاخهٔ کلامی، فقهی و طریقت‌های عرفانی طبقه‌بندی شده است:[۳۵]

۱. مذاهب و فرقه‌های کلامی

فرقه‌های کلامی و اعتقادی مسلمانان
شاخه اصلی فرقه کلامی بنیان‌گذار / ریشه گستره و ویژگی‌های اعتقادی
تشیع امامیه (اثنی‌عشریه) اعتقاد به ۱۲ امام بزرگ‌ترین شاخه شیعه (حدود ۲۵۰ میلیون نفر). معتقد به نصب الهی، عصمت و علم غیب امامان. اکثریت در ایران، عراق، جمهوری آذربایجان، بحرین و لبنان.
اسماعیلیه اسماعیل بن جعفر پذیرش امامت تا امام صادق و سپس فرزندش اسماعیل. به دو شاخهٔ نزاریان (تأکید بر تأویل و کمرنگ شدن شریعت ظاهری) و طیبیان (پایبند به شریعت) تقسیم می‌شوند.
زیدیه زید بن علی معتقدند هر شخص از نسل فاطمه که عالم و عادل باشد و قیام مسلحانه کند، امام است (فاقد باور به عصمت). از نظر کلامی متأثر از معتزله هستند (اکثریت در یمن).
اهل سنت اشاعره ابوالحسن اشعری بزرگ‌ترین فرقه کلامی اهل سنت (حدود ۴۵۰ میلیون نفر). تأکید بر ظاهر آیات و محدودیت عقل. اکثریت در شمال آفریقا و جنوب شرق آسیا (دانشگاه الازهر پایگاه مهم آن‌هاست).
ماتریدیه ابومنصور ماتریدی پذیرش حُسن و قُبح عقلی (نزدیک به شیعه و معتزله). اکثر پیروان فقه حنفی در آسیای میانه، شبه‌قاره هند و شرق ایران از این مکتب کلامی پیروی می‌کنند.
معتزله واصل بن عطا مکتبی عقل‌گرا که در قرن دوم ق تأسیس شد و تا قرن هفتم رواج داشت. امروزه بیشتر به‌عنوان یک روش (نومعتزلیان در شمال آفریقا) مطرح است و فرقهٔ منسجمی ندارد.
اصحاب حدیث (سلفیه) احمد بن حنبل / ابن‌تیمیه تأکید افراطی بر ظواهر متون، کنار گذاشتن عقل در عقاید و مخالفت با علم کلام. مکتب سلفیه و وهابیت در امتداد این جریان شکل گرفته‌اند.
خوارج اباضیه عبدالله بن اباض معتدل‌ترین و تنها فرقهٔ باقی‌مانده از خوارج. در کلام به معتزله و در فقه به حنفیان نزدیک‌اند. اکثریت مطلق در کشور عمان و اقلیت‌هایی در لیبی و الجزایر.[۳۶]

۲. مذاهب فقهی (شریعت)

مذاهب فقهی در اسلام
شاخه اصلی مذهب فقهی جمعیت و پراکندگی جغرافیایی ویژگی فقهی بارز
شیعه فقه جعفری مذهب فقهی اصلی شیعیان امامیه و اسماعیلیه. استنباط احکام بر پایه قرآن، سنت (پیامبر و ائمه معصومین)، عقل و اجماع.
فقه زیدی شیعیان یمن (حوثی‌ها و سلفی‌ها). فقهی بینابین مکتب جعفری و مکتب حنفی اهل سنت.
اهل سنت حنفی حدود ۴۵۰ میلیون نفر (ترکیه، آسیای میانه، شبه‌قاره هند و شرق ایران). عقل‌گراترین مکتب فقهی اهل سنت؛ تکیه بر قیاس و رأی در استنباط احکام.
شافعی حدود ۳۵۰ میلیون نفر (مصر، فلسطین، اندونزی و غرب و جنوب ایران). رویکردی میانه و تلفیقی بین اتکا به حدیث و استفاده از استدلال فقهی.
مالکی حدود ۱۵۰ میلیون نفر (شمال آفریقا، الجزایر، مراکش و لیبی). تکیه بر سنت و عمل مردم مدینه. (در نماز دستان خود را نمی‌بندند).
حنبلی حدود ۵۰ میلیون نفر (عربستان سعودی و بخش‌هایی از شامات). نقل‌گرا و ظاهرگراترین مکتب فقهی؛ پایه‌گذار فقه وهابیت.[۳۷]

۳. طریقت‌های عرفانی و تصوف

تصوف جریانی است که از دلِ «اخلاق» و «باطنِ دین» جوشیده است. در جهان اسلام امروزه بیش از یکصد طریقت صوفیانه با جمعیتی بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون نفر وجود دارد.

  • طریقت‌های سنی‌مذهب: اکثریت مطلق صوفیان جهان را تشکیل می‌دهند؛ مانند طریقت‌های قادریه، چشتیه و نقشبندیه.
  • طریقت‌های شیعی‌مذهب: جمعیتی حدود ۲۰ میلیون نفر دارند؛ مانند سلسله‌های نعمت‌اللهی، گنابادی و نوربخشیه.[۳۸]

۴. فرقه‌های منتسب به اسلام

گروه‌هایی وجود دارند که به دلیل داشتن باورهای التقاطی، تناسخ، یا غُلوّ درباره جایگاه امامان (ربوبیت و الوهیت)، نه در دسته‌بندی سنتیِ شیعه می‌گنجند و نه اهل سنت. با این حال، به دلیل وابستگی تاریخی، به اسلام منتسب هستند:

  • نُصَیریه (علویان سوریه): با جمعیتی حدود یک میلیون نفر. ائمه را قبول دارند، اما نگاهی غلوآمیز و خدایی به علی‌بن ابی‌طالب دارند.
  • علویان ترکیه: حدود ۱۴ تا ۲۰ میلیون نفرند. برخی از آن‌ها در احکام شرعی تابع فقه حنفی‌اند، اما بخشی دیگر به دلیل باورهای غلوآمیز، مناسک شرعی نظیر نماز و حضور در مسجد را انجام نمی‌دهند.
  • اهل حق (یارسان): به تناسخ و حلول روح خداوند در اشخاص از جمله حضرت علی معتقدند. جمعیت آن‌ها حدود یک میلیون نفر در غرب ایران، عراق و ترکیه است.
  • شیخیه: پیروان شیخ احمد احسایی که در بخش‌هایی از ایران و عراق سکونت دارند؛ معتقدند امامان علت فاعلی آفرینشِ جهان هستند.[۳۹]

تمدن، علوم، هنر و ادبیات

با ظهور اسلام و گسترش سریع آن، فرهنگ‌ها و اقوام مختلف چون عرب‌ها، ایرانیان، ترک‌ها و دیگران با تکیه بر دین اسلام و زبان علمی عربی با یکدیگر متحد شدند و بنای مستحکم تمدن اسلامی پایه‌گذاری شد.[۴۰] تمدن فرانژادی و قومی اسلامی در دوران امویان شام به پختگی رسید و در عصر عباسیان در بغداد (۷۵۰–۱۲۵۸ م) و همچنین در دورهٔ امویان اندلس (۷۵۵–۱۴۹۲ م) به اوج شکوفایی خود دست یافت.[۴۱] از نظر جغرافیایی، تمدن اسلامی بخش اعظم آسیا، آفریقا و بخش‌هایی از اروپا را دربرگرفت.[۴۲] این گستره از مرکزیت عراق، ایران و افغانستان تا چین و هند در شرق، و از شمال شرقی تا سمرقند، بخارا و خوارزم امتداد داشت و دارای مرکزی مذهبی (مکه) و مرکزی فرهنگی-سیاسی (بغداد) بود.[۴۳] تمدن اسلامی بر ارکانی چون روح اجتماعی احکام اسلام، تأکید قرآن و احادیث بر علم‌آموزی، نقش ائمه اطهار در تولید دانش و عدم تعصب مسلمانان در بهره‌گیری از دانشمندان سایر ادیان (مسیحی، یهودی، زرتشتی) استوار شد.[۴۴]

بر اساس دیدگاه جورج سارتن، از اواسط سدهٔ دوم تا پایان سدهٔ پنجم هجری، رهبری بلامنازع علمی جهان در دست مسلمانان بود.[۴۵] دستاوردهای علمی این تمدن عمدتاً در حوزه‌های زیر متمرکز بود:

  1. علوم اسلامی و عقلی: شکل‌‌گیری علومی نظیر تفسیر، فقه و حدیث در کنار رشد فلسفه، کلام و عرفان با حضور افرادی چون فارابی، ابن سینا، سهروردی و ملاصدرا.[۴۶]
  2. ریاضیات و نجوم: تکمیل دستگاه عددنویسی، ابداع کسر اعشاری و پایه‌ریزی جبر و مثلثات توسط دانشمندانی چون خوارزمی، ابوالوفا بوزجانی و خیام.[۴۷]
  3. پزشکی: توسعه دانش طب با تألیف آثار مرجعی همچون الحاوی (اثر رازی) و القانون (اثر ابن سینا).[۴۸]

رشد این علوم با تأسیس نهادهای آموزشی پیشرفته‌ای همراه بود. مساجد، به‌ویژه مسجدالنبی و مسجد کوفه به‌عنوان نخستین دانشگاه‌های اسلامی.[۴۹] سپس نهادهای تخصصی‌تری همچون بیت‌الحکمه به‌عنوان مرکز ترجمه و پژوهش در بغداد، دارالعلم‌ها، نظامیه‌ها،، رصدخانه‌ها و بیمارستان‌های مجهز پدید آمدند.[۵۰] در سدهٔ چهارم هجری، جهان اسلام با تسلط بر مسیرهای دریایی و صحرایی، مرکز تجارت جهانی محسوب می‌‌شد.[۵۱] نظام اداری و دیوانی مسلمانان نیز با اقتباس و بومی‌سازی ساختارهای دیوانی ساسانی و رومی تکامل یافت. در این مسیر، بهره‌گیری از طبقهٔ دبیران و دهقانان ایرانی در مدیریت دیوان‌ها (نظیر دیوان خراج و جیش) موجب تثبیت ساختار حکومتی اسلام گردید؛ روندی که در دوران عبدالملک بن مروان با ترجمهٔ دیوان‌ها به زبان عربی کامل شد.[۵۲]

اسلام و نیازهای زمان

یکی از مباحث بنیادین در فلسفهٔ دین و فقه اسلامی، چگونگی انطباق قوانین شریعت با تحولات و مقتضیات زمان است. متفکران و اسلام‌شناسانی چون سید محم حسین طباطبایی و مرتضی مطهری، راز جاودانگی و پویایی اسلام را در تفکیک میان «قوانین ثابت» و «قوانین متغیر» می‌دانند.[۵۳] قوانین ثابت، شامل اصول اعتقادی، اخلاقیات بنیادین و شکل کلی عبادات مانند نماز می‌شود. این قوانین چون بر پایهٔ سرشت همیشگی انسان‌ها هستند، تغییر نمی‌کنند. قوانین متغیر شامل احکام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی می‌شود که متناسب با پیشرفت جامعه، فناوری و سبک زندگی دگرگون می‌شوند. اجتهاد، احکام ثانوی و اختیارات حاکم سه راهکار اسلام برای پاسخگویی به نیازهای جدید است.[۵۴]

جغرافیا و پراکندگی جمعیت

مسلمانان در سراسر جهان پراکنده هستند، اما بیشترین تراکم جمعیتی آن‌ها در خاورمیانه، شمال و غرب آفریقا، و مناطقی از آسیا (به‌ویژه جنوب و جنوب شرقی) قرار دارد. نگاهی به ترکیب جمعیتی پرجمعیت‌ترین کشورهای مسلمان، نکات قابل‌توجهی را نشان می‌دهد:[۵۵]

  • قطب‌های جمعیتی: اندونزی، پاکستان و هند به ترتیب با بیش از ۲۲۷، ۲۰۴ و ۱۸۹ میلیون نفر، سه کشور اول جهان از نظر شمار مسلمانان هستند. (در هند با وجود جمعیت عظیم مسلمان، آن‌ها اقلیت ۱۳٫۴ درصدی را در برابر اکثریت هندو تشکیل می‌دهند).
  • تراکم در آفریقا: نیجریه با بیش از ۹۵ میلیون مسلمان، پرجمعیت‌ترین کشور مسلمان‌نشین در قارهٔ آفریقا است که پس از آن مصر (با حدود ۸۷ میلیون نفر) قرار دارد.
  • ترکیب مذهبی: در بیشتر این کشورها (مانند اندونزی، بنگلادش، مصر و سودان) مذهب تسنن غلبهٔ مطلق دارد. با این حال، ایران با بیش از ۸۱ میلیون مسلمان (که بیش از ۹۰ درصد آنان شیعهٔ دوازده‌امامی هستند) بزرگ‌ترین کانون تشیع در جهان است. در برخی کشورها مانند ترکیه نیز تنوع مذهبی بیشتر است (۷۲ درصد سنی و ۲۵ درصد علوی).
کشور جمعیت مسلمان رتبه کشور جمعیت مسلمان
۱ اندونزی ۲۲۷٬۲۲۶٬۴۰۴ ۲۶ بورکینافاسو ۱۱٬۲۷۰٬۰۰۰
۲ پاکستان ۲۰۴٬۱۹۴٬۳۷۰ ۲۷ تونس ۱۱٬۱۹۰٬۰۰۰
۳ هند ۱۸۹٬۰۰۰٬۰۰۰ ۲۸ ساحل عاج ۱۰٬۳۷۵٬۲۸۳
۴ بنگلادش ۱۴۸٬۶۰۷٬۰۰۰ ۲۹ اردن ۹٬۹۶۱٬۱۲۳
۵ نیجریه ۹۵٬۳۱۶٬۱۳۱ ۳۰ آذربایجان ۹٬۸۷۲٬۷۶۵
۶ مصر ۸۷٬۳۳۶٬۹۶۵ ۳۱ روسیه ۹٬۴۰۰٬۰۰۰
۷ ایران ۸۱٬۵۲۹٬۴۳۵ ۳۲ سومالی ۹٬۲۳۱٬۰۰۰
۸ ترکیه ۸۰٬۶۸۳٬۵۲۵ ۳۳ گینه ۸٬۶۹۳٬۰۰۰
۹ الجزایر ۴۰٬۵۵۹٬۷۴۹ ۳۴ کنگو ۸٬۳۳۰٬۱۱۵
۱۰ سودان ۳۹٬۰۲۷٬۹۵۰ ۳۵ چاد ۷٬۸۲۷٬۶۵۳
۱۱ عراق ۳۸٬۸۰۰٬۱۹۰ ۳۶ تاجیکستان ۷٬۶۲۱٬۷۰۰
۱۲ افغانستان ۳۴٬۰۲۲٬۴۳۷ ۳۷ لیبی ۶٬۳۲۵٬۰۰۰
۱۳ مراکش ۳۳٬۶۴۶٬۷۸۸ ۳۸ موزامبیک ۵٬۳۴۰٬۰۰۰
۱۴ عربستان سعودی ۳۱٬۸۷۸٬۰۰۰ ۳۹ اوگاندا ۵٬۰۳۰٬۰۰۰
۱۵ اتیوپی ۲۸٬۶۸۰٬۰۰۰ ۴۰ فیلیپین ۵٬۰۰۰٬۰۰۰
۱۶ یمن ۲۷٬۷۸۴٬۴۹۸ ۴۱ کامرون ۴٬۹۴۰٬۰۰۰
۱۷ ازبکستان ۲۶٬۵۵۰٬۰۰۰ ۴۲ قرقیزستان ۴٬۹۲۷٬۰۰۰
۱۸ چین ۲۴٬۶۹۰٬۰۰۰ ۴۳ غنا ۴٬۹۱۴٬۰۰۰
۱۹ جمهوری نیجر ۱۹٬۵۰۲٬۲۱۴ ۴۴ ترکمنستان ۴٬۸۳۰٬۰۰۰
۲۰ تانزانیا ۱۹٬۴۲۶٬۸۱۴ ۴۵ فرانسه ۴٬۶۹۷٬۴۳۱
۲۱ مالزی ۱۹٬۲۳۷٬۱۶۱ ۴۶ امارات متحده عربی ۴٬۶۱۵٬۰۸۱
۲۲ سوریه ۱۸٬۹۳۰٬۰۰۰ ۴۷ سرزمین‌های فلسطینی ۴٬۲۹۸٬۰۰۰
۲۳ مالی ۱۵٬۶۶۷٬۷۰۴ ۴۸ موریتانی ۴٬۱۷۱٬۶۳۳
۲۴ سنگال ۱۴٬۵۸۴٬۹۳۱ ۴۹ سیرالئون ۴٬۱۷۱٬۰۰۰
۲۵ قزاقستان ۱۳٬۰۲۶٬۸۰۲ ۵۰ تایلند ۳٬۹۵۲٬۰۰۰

پانویس

  1. ↑ مصطفوی، التحقیق فی کلمات قرآن الکریم، ج ۵، ص ۱۹۱-۱۹۲.
  2. ↑ ایزوتسو، خدا و انسان در قرآن، ۱۳۷۴ش، ص ۲۵۶.
  3. ↑ طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج ۱۶، ص ۱۹۳.
  4. ↑ آل‌عمران، آیه 3.
  5. ↑ رشیدالدین المیبدی، کشف الاسرار و عدت الابرا، 1371ش، صص 52 و 190.
  6. ↑ طباطبایی، شیعه در اسلام، ۱۳۸۸ش، ص ۲۸.
  7. ↑ باقلانی، الانصاف فیما یجب اعتقاده، ۱۴۰۷ق، ص ۸۹-۹۰.
  8. ↑ شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۰ش، ص ۴۱.
  9. ↑ العاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ج ۲، ص ۱۴۲-۱۴۳.
  10. ↑ شیخ مفید، الاعتقادات، ۱۴۱۴ق، ص ۸۳.
  11. ↑ ابن‌اثیر، النهایة فی غریب الحدیث و الاثر، ۱۳۸۳ق، ج ۲، ص ۲۲۵.
  12. ↑ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ۱۹۷۳م، ج ۳، ص ۱۸۴.
  13. ↑ ابن‌حنبل، مسند الامام احمد بن حنبل، بی‌تا، ج ۴، ص ۱۲۶؛ دارمی، سنن الدارمی، ۱۳۴۹ق، ج ۱، ص ۴۵؛ ابن‌ماجه، سنن ابن‌ماجة، ۱۳۷۳ق، ج ۱، ص ۱۶.
  14. ↑ امینی، الغدیر فی الکتاب السنة و الادب، ۱۳۸۷ق، ج ۸، ص ۲۰۶؛ عسکری، معالم المدرستین، ۱۴۱۳ق، ج ۲، ص ۲۳۳–۲۳۵؛ حسینی میلانی، رسالة فی حدیث «علیکم بسنتی و سنة الخلفاء الراشدین»، ۱۴۱۸ق، ص ۵–۶۰.
  15. ↑ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج ۲، ص ۵۷۶؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج ۲۵، ص ۱۷۴ و ج ۹۷، ص ۲۰۸.
  16. ↑ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ۱۹۷۳م، ج ۳، ص ۱۸۴؛ سیوطی، تاریخ الخلفاء، ۱۳۷۸ق، ص ۹.
  17. ↑ جمعی از نویسندگان، فرهنگ نامه اصول فقه، 1389ش، ج1، ص 799.
  18. ↑ «مؤلفان کتب أربعه و صحاح سِتّه اهل کجا بودند؟»، خبرگزاری رسمی حوزه.
  19. ↑ مصباح، راهنماشناسی، ۱۳۷۶ش، ص ۱۷۷.
  20. ↑ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، (مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی)، 1374ش، ج ۲، ص ۶3.
  21. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، شیعه در اسلام، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ص ۶۸-۷۰.
  22. ↑ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران: صدرا، ج ۲ (مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی)، ص ۶3.
  23. ↑ قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۳۴ و سوره ص، آیات ۷۵-۷۶.
  24. ↑ طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج ۱۶، ص ۱۹۳.
  25. ↑ علامه حلی، واجب‌الاعتقاد، ۱۳۷۴ش، ص ۵۲.
  26. ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۰۶ق، ج ۲، ص ۷۱۵.
  27. ↑ مطهری، مجموعه آثار (بخش عقاید)، جلد 3، ص 57.
  28. ↑ غزالی، ابوحامد محمد، کیمیای سعادت، به کوشش حسین خدیوجم، تهران: علمی و فرهنگی، ج ۱ و ۲ (مقدمه و فهرست ابواب).
  29. ↑ غزالی، ابوحامد محمد، احیاء علوم‌الدین، ترجمه مؤیدالدین خوارزمی، تهران: علمی و فرهنگی، ج ۳ (ربع مهلکات) و ج ۴ (ربع منجیات).
  30. ↑ طوسی، نصیرالدین، اخلاق ناصری، تصحیح مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران: خوارزمی، ص ۴۰-۴۵.
  31. ↑ جوادی آملی، عبدالله، مفاتیح الحیات، 1391ش، ص 5-30.
  32. ↑ مطهری، مجموعه آثار (بخش عقاید)، جلد 3، ص 57.
  33. ↑ برجی، «نگاهی به دسته بندی بابهای فقه»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
  34. ↑ مطهری، مجموعه آثار (بخش‌ جهان‌بینی)، 1373ش، ج2، صص 225-249.
  35. ↑ فرمانیان کاشانی، «فرقه‌ها و مذاهب فعال در جهان اسلام»، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
  36. ↑ فرمانیان کاشانی، «فرقه‌ها و مذاهب فعال در جهان اسلام»، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
  37. ↑ فرمانیان کاشانی، «فرقه‌ها و مذاهب فعال در جهان اسلام»، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
  38. ↑ فرمانیان کاشانی، «فرقه‌ها و مذاهب فعال در جهان اسلام»، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
  39. ↑ فرمانیان کاشانی، «فرقه‌ها و مذاهب فعال در جهان اسلام»، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
  40. ↑ دیانت، بررسی مختصر فرهنگ و تمدن اسلامی، ۱۳۳۷ش، ج ۱، ص ۷.
  41. ↑ حجازی، نقش پیامبران در تمدن انسان، بی‌تا، ج ۲، ص ۱۴۰.
  42. ↑ قربانی، علل پیشرفت اسلام و انحطاط مسلمین، ۱۳۷۴ش، ج ۵، ص ۱۸.
  43. ↑ قربانی، علل پیشرفت اسلام و انحطاط مسلمین، ۱۳۷۴ش، ج ۵، ص ۱۶–۱۷.
  44. ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج ۴، ص ۹۴–۱۰۸؛ زرین‌کوب، کارنامه اسلام، ۱۳۸۵ش، ج ۱، ص ۲۶؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، بی‌تا، ج ۱، ص ۱ (مقدمه)؛ زیدان، تاریخ تمدن اسلام، ۱۳۷۲ش، ج ۱، ص ۵۸۲.
  45. ↑ گلشنی، عوامل مؤثر در شکوفایی علم در تمدن درخشان اسلامی، بی‌تا، ج ۱، ص ۱.
  46. ↑ ولایتی، فرهنگ و تمدن اسلامی، ۱۳۸۴ش، ج ۱، ص ۵۲.
  47. ↑ مصاحب، خیام به عنوان عالم جبر، ۱۳۷۹ش، ج ۱، ص ۱۰۳–۱۰۴.
  48. ↑ ولایتی، پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، ۱۳۸۲ش، ج ۱، ص ۱۸۸.
  49. ↑ اسلامی فرد، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام، ۱۳۸۹ش، ج ۱، ص ۳۹–۴۱.
  50. ↑ نصر، علم و تمدن در اسلام، ۱۳۸۴ش، ج ۱، ص ۶۸–۶۹؛ ولایتی، فرهنگ و تمدن اسلامی، ۱۳۸۴ش، ج ۱، ص ۳۱–۳۲.
  51. ↑ بینش، آشنایی با تاریخ تمدن اسلامی، ۱۳۸۷ش، ج ۱، ص ۹۵.
  52. ↑ پاینده، تاریخ سیاسی اسلام، ۱۳۷۶ش، ج ۱، ص ۴۵۸؛ حاتمی‌منش، نظام دیوانی اسلامی در سده نخست هجری، ۱۳۸۷ش، ج ۱، ص ۲۰.
  53. ↑ مطهری، اسلام و مقتضیات زمان، 1374ش، ج ۱، ص ۸۵-۹۰.
  54. ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1417ق، ج ۴، ص ۱۲۰؛ مطهری، اسلام و مقتضیات زمان، ۱۳۷۴ش، ج ۱، ص ۸۵–۹۰.
  55. ↑ «کشورهایی که بیشترین جمعیت مسلمان را دارند»، وب‌سایت دین آنلاین.

منابع

  • می‌توانید این فهرست جامع را مستقیماً کپی کرده و در بخش منابع مقاله خود قرار دهید:
  • ابن ابی‌‌الحدید، عبدالحمید بن هبةالله، شرح نهج البلاغه، بیروت، بی‌نا، بی‌تا.
  • ابن فارس، احمد، معجم المقاییس فی اللغة، تحقیق شهاب‌الدین ابوعمرو، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق.
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، قم، ادب الحوزه، ۱۴۰۵ق.
  • ابن‌‌اثیر، مجدالدین مبارک بن محمد، النهایة فی غریب الحدیث و الاثر، به کوشش محمود محمد طناحی و طاهر احمد زاوی، بیروت، ۱۳۸۳ق / ۱۹۶۳م.
  • ابن‌حنبل، احمد، مسند الامام احمد بن حنبل، بیروت، دار صادر، بی‌تا.
  • احمدیاقی، اسماعیل، دولت عثمانی از اقتدار تا انحلال، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۹ش.
  • اسلامی فرد، زهرا، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۸۹ش.
  • امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب السنة و الادب، بیروت، بی‌نا، ۱۳۸۷ق / ۱۹۶۷م.
  • ایزوتسو، توشیهیکو، خدا و انسان در قرآن، ترجمه احمد آرام، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۴ش.
  • باقلانی، ابوبکر، الانصاف فیما یجب اعتقاده و لا یجوز الجهل به، بیروت، عالم الکتب، ۱۴۰۷ق.
  • بدوی، عبدالرحمن، تاریخ اندیشه‌های کلامی در اسلام، ترجمه حسین صابری، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۴ش.
  • برجی، یعقوبعلی، «نگاهی به دسته بندی بابهای فقه»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه، تاریخ بارگذاری: 1388/10/29ش.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ترجمه محمد توکل، تهران، نقره، ۱۳۳۷ش.
  • بینش، عبدالحسین، آشنایی با تاریخ تمدن اسلامی، تهران، اداره عقیدتی سیاسی سپاه، ۱۳۸۷ش.
  • پاینده، ابوالقاسم، تاریخ سیاسی اسلام (اثر حسن ابراهیم حسن)، چاپ نهم، تهران، نشر جاویدان، ۱۳۷۶ش.
  • پتروشفسکی، ایلیا، اسلام در ایران، ترجمه کریم کشاورز، تهران، انتشارات پیام، ۱۳۵۳ش.
  • جمعی از نویسندگان، فرهنگ نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، 1389ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، مفاتیح الحیات، قم، مرکز نشر اسراء، ۱۳۹۱ش.
  • حاتمی‌منش، محمدعلی، «نظام دیوانی اسلامی در سده نخست هجری»، مجله تاریخ در آیینه پژوهش، شماره ۲۰، ۱۳۸۷ش.
  • حجازی، فخرالدین، نقش پیامبران در تمدن انسان، تهران، بعثت، بی‌تا.
  • حسینی میلانی، سید علی، رسالة فی حدیث «علیکم بسنتی و سنة الخلفاء الراشدین»، قم، بی‌نا، ۱۴۱۸ق.
  • دیانت، علی‌اکبر، بررسی مختصر فرهنگ و تمدن اسلامی (اثر و.و بارتولد)، تبریز، ابن سینا، ۱۳۳۷ش.
  • رشیدالدین المیبدی، ابوالفضل، کشف الاسرار و عدت الابرار، تهران، امیرکبیر، 1371ش.
  • زرین‌کوب، عبدالحسین، کارنامه اسلام، چاپ یازدهم، تهران، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۵ش.
  • زیدان، جرجی، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهرکلام، چاپ هفتم، تهران، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۲ش.
  • سیوطی، جلال‌الدین، تاریخ الخلفاء، به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، قاهره، بی‌نا، ۱۳۷۸ق / ۱۹۵۹م.
  • شهابی، محمود، ادوار فقه، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد، ۱۳۶۶ش.
  • شهیدی، سید جعفر، تاریخ تحلیلی اسلام، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۹۰ش.
  • شیبانی، محمد بن حسن، السیر الکبیر، قاهره، معهد المخطوطات، ۱۹۵۸م.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، الاعتقادات، قم، کنگره جهانی شیخ مفید، ۱۴۱۴ق.
  • صدوق، محمد بن علی (شیخ صدوق)، من لا یحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۳ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، شیعه در اسلام، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۸ش.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶ق.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، ۱۳۷۵ش.
  • طوسی، نصیرالدین، اخلاق ناصری، تصحیح مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، تهران، خوارزمی، ۱۳۵۶ش.
  • عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم (ص)، قم، دارالحدیث، ۱۴۱۵ق.
  • عسکری، سید مرتضی، معالم المدرستین، تهران، بنیاد بعثت، ۱۴۱۳ق / ۱۹۹۳م.
  • غزالی، ابوحامد محمد، احیاء علوم‌الدین، ترجمه مؤیدالدین محمد خوارزمی، به کوشش حسین خدیوجم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶ش.
  • غزالی، ابوحامد محمد، کیمیای سعادت، به کوشش حسین خدیوجم، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۳ش.
  • فرمانیان کاشانی، مهدی، «فرقه‌ها و مذاهب فعال در جهان اسلام»، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، تاریخ بارگذاری: 1388/6ش.
  • قرآن کریم؛ ترجمه، توضیحات و واژه‌نامه از بهاءالدین خرمشاهی، تهران، انتشارات جامی و نیلوفر.
  • قربانی، زین‌العابدین، علل پیشرفت اسلام و انحطاط مسلمین، چاپ پنجم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۴ش.
  • «کشورهایی که بیشترین جمعیت مسلمان را دارند»، وب‌سایت دین آنلاین، تاریخ بارگذاری، 3 مهر 1405ش.
  • گرگوریان، وارتان، اسلام، قطعه‌قطعه، نه یک‌پارچه، ترجمه حمید بخشنده و محمد محقق، قم، مرکز پژوهش‌های اسلامی، ۱۳۸۶ش.
  • گلشنی، مهدی، «عوامل مؤثر در شکوفایی علم در تمدن درخشان اسلامی»، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، بی‌تا.
  • ماوردی، ابوالحسن، الاحکام السلطانیة و الولایات الدینیة، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۴۰۶ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمة الاطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • مدیرشانه‌چی، کاظم، علم الحدیث، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۸۱ش.
  • مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، به کوشش شارل پلا، بیروت، منشورات جامعة لبنانیة، ۱۹۷۳م.
  • مصاحب، غلامحسین، خیام به عنوان عالم جبر، تهران، کمیسیون ملی یونسکو در ایران، ۱۳۷۹ش.
  • مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات قرآن الکریم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۴ش.
  • مصطفی، ابراهیم و دیگران، المعجم الوسیط، قم، دارالدعوة، ۱۹۸۹م.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار (مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی)، تهران، صدرا، 1374ش.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار (بخش عقاید)، تهران، صدرا، 1375ش.
  • مطهری، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان،تهران، صدرا، 1374ش.
  • «مؤلفان کتب أربعه و صحاح سِتّه اهل کجا بودند؟»، خبرگزاری رسمی حوزه، تاریخ بارگذاری: 1404/5/5ش.
  • نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۱م.
  • نصر، سید حسین، آرمان‌ها و واقعیت‌های اسلام، ترجمه انشاءالله رحمتی، تهران، جامی، ۱۳۸۲ش.
  • نصر، سید حسین، سنت عقلانی اسلامی در ایران، ترجمه سعید دهقانی، تهران، قصیده سرا، ۱۳۸۳ش.
  • نصر، سید حسین، علم و تمدن در اسلام، ترجمه احمد آرام، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۴ش.
  • نویری، احمد بن عبدالوهاب، نهایة الارب فی فنون الادب، قاهره، دار الکتب المصریه، ۱۳۴۲ق.
  • نهج البلاغه؛ تصحیح صبحی صالح، قم، مرکز البحوث الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.
  • ولایتی، علی‌اکبر، پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، قم، مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی، ۱۳۸۲ش.
  • ولایتی، علی‌اکبر، فرهنگ و تمدن اسلامی، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۸۴ش.
  • هاشمی رفسنجانی، اکبر و پژوهشگران، فرهنگ قرآن، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۵ش.