خانواده؛ بنیادیترین نهاد و خاستگاه واحدهای بزرگتر اجتماعی.
خانواده، گروهی از افراد هستند که از راه پیوند زناشویی، خونی و نیز روابط دیگر مانند فرزندخواندگی با هم در اقامتگاهی مشترک زندگی میکنند. از گذشته تا به امروز، شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در ساخت خانواده اثر گذار بوده و تغییراتی در آن به وجود آمده است. برخی جامعهشناسان، کارکردهای اساسی خانواده را تولیدمثل، تنظیم روابط جنسی، حمایت و مراقبت، عاطفه و همراهی و جامعهپذیری میدانند. این خانواده کانون اصلی آداب و رسوم و ارزشهای مورد احترام، شالوده مستحکم مناسبات پایدار اجتماعی و روابط خویشاوندی، مبدأ بروز و ظهور عواطف و مهد پرورش اندیشه، اخلاق و تعالی روح انسانی است. اهمیت خانواده و مناسبات درونی آن به گونهای است که افلاطون داشتن یک جمهوری خوب را منوط به داشتن خانوادهٔ خوب میداند. از این رو سلامت جامعه مبتنی بر سلامت و بالندگی خانواده است و ریشه سقوط و صعود یک جامعه در ارتباط وثیق با نهاد خانواده است.
ادیان الهی همگی بر قداست و حرمت نهاد خانواده تأکید کردهاند و اسلام نیز بهعنوان کاملترین دین الهی و مکتب انسانساز، بیشترین توجه را به ایجاد، تحکیم و تعالی خانواده و مناسبات آن دارد. در آیات قرآن، خانواده در بستر مودّت و رحمت شکل میگیرد و سعادت و شقاوت جامعهٔ انسانی منوط به صلاح و فساد این بنا است.
تعریف واژگانی و اصطلاحی
در لغتنامهها، خانواده هممعنا با خاندان، دودمان و تبار معرفی شده است.[۱] در تعریف اهل خانه و اهل البیت، گفته شده است که مجموعه افراد دارای پیوند سببی یا نسبی میباشند که در زیر یک سقف زندگی میکنند.[۲] معادل خانواده در زبان عربی «أسرة» و «أهلبیت» است.[۳] اهل، دلالت بر پیوند جامع و انس و الفت میان یک عده دارد[۴] و بیت مترادف با مَسکن[۵] و به محل اقامت شبانه اطلاق میشود.[۶] معادل انگلیسی خانواده «Family» بهمعنی گروهی شامل یکی از والدین یا هر دو آنها و فرزندان است.[۷]
در اصطلاح، خانواده متشکل از افرادی است که از طریق نسب یا سبب و رضاع در کنار یکدیگر بهعنوان شوهر، زن، فرزندان، مادر، پدر، برادر و خواهر در ارتباط متقابل هستند. این ارتباط باعث پدیدآمدن واحدی خاص و فرهنگ مشترک میشود.[۸] گفته شده که این واژه به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی دانسته میشود.[۹][۱۰] بر اساس برخی خوانشها، ارائه تعریف یکسان و جهانشمول از واژه خانواده، به جهت اعتباری بودن مفهومی آن، غیرممکن است. در رویکرد جامعهشناسی خانواده گروهی از افراد است که با ارتباطات خویشاوندی مستقیماً با یکدیگر پیوند یافته و اعضای بزرگسال آن مسئول نگهداری کودکان هستند.[۱۱] خانواده به مفهوم محدود آن عبارتست از یک واحد اجتماعی، ناشی از ازدواج یک زن و یک مرد که فرزندان آنها آن را تکمیل میکنند. تعریف دیگری خانواده را شامل مجموعهای از افراد میداند که با هدف و منافع مشترک زیر سقفی گرد هم میآیند. اسلام خانواده را گروهی متشکل از افراد، دارای شخصیت مدنی، حقوقی و معنوی معرفی میکند که هسته اولیه آن را ازدواج مشروع زن و مرد تشکیل میدهد.[۱۲] در رویکرد روانشناسی خانواده واحدی است که عملکرد آن از طریق الگوهای مراودهای صورت میگیرد.[۱۳]
تشکیل خانواده
ساخت خانواده در جوامع مختلف از زمان گذشته تا عصر حاضر متفاوت بوده است؛ زیرا اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در آن اثر گذارده و دگرگونیهایی در آن ایجاد کرده است. ساخت خانواده هماکنون در جوامع اولیه و متمدن به صورت تک همسری، چند همسری، چند زنی و حتی در جوامعی به صورت چند شوهری و در برخی از اجتماعات، اشتراکی یعنی زندگی چند زن با چند شوهر در آن واحد است. همچنین از نظر سلطه و اقتدار در دنیای گذشته و امروز این جنبهها به چشم میخورند: پدرسالاری، مادرسالاری، نظام برابری یافته (که در آن پدر و مادر دارای یک درجه از اقتدارند)، داییسالاری، جدسالاری و … البته در بسیاری از نقاط جهان امروز سلطه و فرمانروایی از پدر یا شوهر است اگرچه در مواردی خلاف آن دیده میشود. در جنبه رابطه خویشاوندی نیز صورتهای مادرتباری و پدرتباری به چشم میخورد. معمولاً در اکثر نقاط جهان فرزندان نام خانوادگی و لقب پدران را میگیرند؛ هر چند در برخی از جوامع اولیه خلاف آن دیده میشود. در رابطه با مدیریت خانواده در اغلب موارد شوهر «رئیس خانواده» و زن «مدیر داخلی» به حساب میآید امری که در اسلام هم پذیرفته شده است. مصالح کلی خانواده را شوهر طرحریزی میکند، تصمیمات را او میگیرد و زن در عین استقلال مطیع است. در عین حال مشورت و مشارکتهایی در تصمیمگیری برای خانواده به چشم میخورد که عمومیت ندارد.[۱۴]
اهداف
تشکیل خانواده نیازمند عوامل مبنایی است که قابلیت تبیین چرایی آفرینش انسان در دو جنس مکمل با ویژگیهای متفاوت و کشش جنسی متقابل را داشته باشد. از آنجا که تدوین خانواده با ازدواج رابطه مستقیم داشته، از همین رو بسیاری از تحقیقات در بررسی اهداف تشکیل خانواده، به مقوله اهداف ازدواج پرداختهاند. به تناسب فرهنگها و مکتبهای مختلف، دیدگاههای متفاوتی در تبیین فلسفه ازدواج و چرایی تشکیل خانواده وجود دارد. زندگی اشتراکی، اتحاد جنسی، تأمین نیازهای جسمی و روانی و بقای نسل از مهمترین این موارد است. بر اساس دیدگاه اشتراکی، ازدواج، عقدی قانونی است بین مرد و زن که با هدف شرکت در زندگی و کمک به یکدیگر بسته میشود. اما از دیدگاه اتحاد جنسی که فراگیرترین دیدگاه عصر حاضر بهشمار میرود، ازدواج، رابطهای حقوقی است که بهمنظور تمتع جنسی بین مرد و زن برقرار میشود.
تجهیز بدن مرد و زن به اندامهای تناسلی به همراه وجود کشش متقابل عاطفی و جنسی زمینهساز توالد و تداوم نسل بشر شده است. تداوم نسل بشر و جلوگیری از انقراض آن بهعنوان یکی از اهداف مهم ازدواج و تشکیل خانواده در گرو آن است تا نهاد خانواده دو کارکرد اساسی خود در تولید مثل و مراقبت از فرزندان را بهدرستی انجام دهد. اهمیت این مسئله تا حدی است که قابلیت فرزندآوری بهعنوان یکی از ویژگیها و امتیازات زنان بهحساب میآید.
برخی، فلسفه ازدواج و تشکیل خانواده را در راستای تأمین دو هدف اصلی دانستهاند که در قالب الگوی سکونت ـ تربیت قابل شناسایی است. بر این اساس، هدف از ازدواج و تشکیل خانواده در بُعد همسران، سکونت و آرامش و در بُعد فرزندان، تربیت است.[۱۵] پژوهشهای دیگر علاوه بر این دو، تداوم نسل را نیز جزء اهداف اصلی ازدواج برشمردهاند.[۱۶] از همین رو بیان شده است که یکی دیگر از اهداف در ازدواج و تشکیل خانواده متمرکز بر مؤلفه تربیت است. هر فرهنگ و تمدنی برای بقا و تداوم ارزشهای تمدنی و فرهنگی خود نیازمند تربیت نیروی انسانی است. این مسئله در همه ادیان و فرهنگها موضوعیت دارد. خانواده بهعنوان اولین پایگاه و پل ارتباطی فرد با جامعه نقش ویژهای در تربیت و آمادهسازی فرد جهت انتقال ارزشهای فرهنگی دارد. از آنجایی که کودکان حساسترین زمان آموزش و تربیتپذیری را در فضای خانواده سپری میکنند، کمّیت و کیفیت ارتباط والد ـ فرزندی از اهمیت بالایی برخوردار است. آموزههای اسلامی، تولد هر نوزادی را بر اساس فطرت و توحید میداند و این، والدین و خانواده است که نوع دینداری وی را تعیین میکنند. به نوعی میتوان گفت که این هدف تأثیر ویژهای بر شیوه و سبک زندگی فرد دارد. هدف از تشویق به فرزندآوری، فزونی و گسترش جامعه توحیدی بیان شده است که به روشنی تأکید بر تربیت توحیدی دارد.
کارکردهای خانواده
نهاد خانواده و کارکردهای آن از دیرباز از سوی ادیان، مکاتب و فرهنگهای مختلف، مورد توجه قرار گرفته است. جامعهشناسان، چند کارکرد اساسی را برای خانواده شمردهاند که عبارتند از: تولیدمثل، تنظیم روابط جنسی، حمایت و مراقبت، عاطفه و همراهی و جامعهپذیری.[۱۷]
کارکردهای طبیعی
انسان، با توجه به برخورداری از میل جنسی نیرومند بهطور طبیعی به سمت جنس مخالف کشیده میشود. ازدواج، بهترین و ایمنترین راه مواجهه، تنظیم و مدیریت میل جنسی است تا علاوه بر نظم و قاعدهبخشی به روابط جنسی، از هرج و مرج جنسی نیز جلوگیری شود. امروزه، تنظیم رفتار جنسی مشهورترین و عمومیترین کارکرد ازدواج و تشکیل خانواده است. بر اساس باورهای جامعهشناسانه، بدون جذب متقابل جنسی و روابط جنسی مطلوب، زندگی زناشویی با سعادت و شیرینی همراه نخواهد بود.[۱۸] در دیدگاه اسلام، رفتارهای جنسی انسان، از قوانین رفتاری خاصی تبعیت میکنند تا هم به نیاز فطری او پاسخ گفته شود و همچنین آن رفتار و روابط جنسی، زمینهساز رشد معنوی فرد را فراهم کند و همسران، کامیابی کامل از یکدیگر داشته باشند.[۱۹] با ازدواج، چرخه تجدید و تداوم نسل بشر شروع میشود و در چنین شرایطی است که زوجینی که خانواده را شکل دادهاند با زاد و ولد، در تجدید و تحقق نسل جدید نقش آفرینی میکنند.[۲۰] در اسلام، آیات و روایات بسیاری در این زمینه موجود است که در ابتدا غریزه جنسی را یک امر طبیعی و فطری میداند و آن را سببساز هماهنگی بین نظام هستی و نظام اخلاقی در محیط خانواده قرار داده است.[۲۱]
کارکردهای اقتصادی
کارکرد اقتصادی خانواده با دو هدف تأمین و مدیریت معیشت اعضای خانواده از یکسو و تأمین نیروی انسانی برای جامعهٔ مادر از سوی دیگر دو جنبه متفاوت اما همراستا از کارکرد اقتصادی خانواده است. تأمین و مدیریت معیشت خانواده با اندک تفاوتی در فرهنگها بیشتر در دو مصداق تقسیم کار بین همسران و تأمین هزینههای فرزندان قابل شناسایی است.[۲۲] تربیت نیروی کار از جنبههای مهم ارتباط اقتصادی نهاد خانواده با جامعه است که در گذشته در قالب انتقال موروثی حرفه پدری به فرزندان جایگاه ویژهای داشت که با رشد آموزش عمومی و توسعه صنعتی جوامع، اهمیت خود را از دست داده است و امروزه این مسئله بیشتر در قالب طرحهای کلان دولتها با ابزار نهادهای آموزشی اجرایی میشود.
خانواده، نظام حمایتی است که انسان تا آخر عمر به آن دسترسی خواهد داشت و همیشه و در هر شرایطی مانند بیماری، ناراحتی، بیپولی و دیگر مسائل می توان به حمایت خانواده چشم داشت.[۲۳] نقش خانواده در تأمین نیازهای اساسی انسان در زندگی بسیار مهم بوده تا آنجا که یک خانوادۀ متحد ، مراقبت و پشتیبانی لازم برای رشد جسمی، عاطفی و فکری هر یک از اعضا را فراهم میکند.[۲۴]
کارکردهای اجتماعی
جامعهپذیری فرایندی است که از طریق آن، افراد نگرشها، ارزشها، و کنشهای مورد پذیرش جامعه خود را فرامیگیرند. خانواده یکی از عوامل مهم جامعهپذیر کردن افراد جامعه است. همه مکاتب و ادیان دربارهٔ جامعهپذیری، به خانوادهها توصیههایی کردهاند.[۲۵] اسلام بر کارکرد جامعهپذیری و نقشی که در شکلدادن به هویت و شخصیت انسانها دارد، بسیار تأکید کرده و با دقت خاصی دربارهٔ جزئیترین مسائل جامعه پذیری و نیز آموزش و پرورش، دیدگاههایی ارائه نموده است.[۲۶] زندگی خانوادگی، نوعی زندگی اجتماعی است که بر پایه تعاون و همبستگی و همکاری اعضای خانواده سامان مییابد. همانگونه که در زندگی اجتماعی، انسانها بدون یاری همدیگر نمیتوانند نیازهای زیستی و روانی خود را برآورده سازند، در زندگی خانوادگی نیز اعضا برای برآورده شدن نیازهایشان به یاری یکدیگر احتیاج دارند. وجود کودکان و خردسالانی که توانایی برآوردن نیازهای اولیه و مراقبت از خود را ندارند و نیز حضور سالمندان یا بیمارانی که از رفع نیاز خویش عاجزند، ضرورت کارکرد مراقبتی و حمایتی خانواده را روشن میکند.[۲۷]
بر اساس تحقیقات انجام شده، در کنار اعضای خانواده بودن حس امنیت را در فرد ایجاد میکند.[۲۸] این امنیت، با عشق و عاطفه در خانواده نسبت به فرزندان تامین میشود؛ انسانها بهطور طبیعی خواستار محبت هستند و مورد علاقه واقعشدن یک نیاز برای فرد است. تجربه عشق واقعی در خانواده باعث بهرهمندی از شادیهای حقیقی میشود که مانع از گرایش به سوی نیازهای کاذب میشود.[۲۹]
کارکردهای حمایتی-عاطفی
یکی دیگر از کارکردهای مهم نهاد خانواده، عاطفه و همراهی است. نیازهای عاطفی را میتوان یکی از ضروریترین نیازهایی دانست که از آغاز حیات تا پایان زندگی بشر، با انسان همراه است.[۳۰] نیاز به پیوندجویی و دوست داشتن و دوست داشتهشدن از مهمترین نیازهای فطری انسان بهشمار میرود. این مسئله در پژوهشهای اخیر روانشناختی مورد تأکید قرار گرفته است. خانواده بهترین و ایمنترین بستر مهرورزی و محبت است. مدیریت روابط عاطفی و احساسی همسران، تأمین امنیت عاطفی فرزندان و روابط پایدار و سالم بین اقوام و خویشاوندان از مهمترین جنبههای مهرورزی و محبت در خانواده است. تأمین و ارضاء عواطف زوجین، پیشنیاز ایجاد محیط سالم جهت رشد و پرورش فرزندان در همه جنبهها بهحساب میآید. حمایت عاطفی در اشکال گوناگون قلبی، ابزاری یا کلامی بین اعضای خانواده تبادل میشود، همچنین میتواند در قالب الگوها و عادتهای رفتاری جریان داشته باشد. ایجاد انگیزه و امید به زندگی، جلوگیری از برخی انحرافات اخلاقی و رفتاری، افزایش حس اعتماد و رضایت درونی از مهمترین نتایج کارکرد حمایت عاطفی خانواده بهشمار میرود.
کودکان و سالمندان بهلحاظ ویژگیهای جسمی و روانی نیازمند توجه و مراقبت ویژه هستند که خانواده از گذشتههای دور تاکنون این وظیفه را بر عهده داشته است. کودکان تا چندین سال پس از تولد و سالمندان بهجهت مشکلات و ناتوانیهای ناشی از بیماری به مراقبت زیادی نیاز دارند. علاوه بر مسئولیت اخلاقی و حقوقی خانواده در مراقبت از فرزندان و سالمندان، این مسئله در آموزههای ادیان مختلف مورد تأکید ویژه قرار گرفته است. در گذشته بهجهت پررنگ بودن همین کارکرد و توجه بیشتر به برخی جنبههای مرتبط با احترام و رسیدگی به والدین، نسل گذشته در کنار نسل جدید در یک مکان زندگی میکردند و ساختار خانواه بهشکل گسترده رواج داشت. آموزههای اسلامی نیز نگاه ویژهای به کارکرد مراقبتی خانواده دارد. تکمیل دوره شیرخوارگی، تواضع و خاکساری در برابر پدر و مادر، سفارش ویژه به نیکی بیواسطه به والدین و حساسیت ویژه حتی در نوع سخن گفتن با والدین در سالمندی از مواردی است که در قرآن مورد اشاره قرار گرفته است.
کارکردهای تربیتی-آموزشی
کارکرد تربیتی خانواده با عنوان جامعهپذیری یا فرهنگ پذیری از مهمترین کارکردهای خانواده با رویکرد جامعهشناختی است. جامعهپذیری فرایندی است که افراد، نگرشها، ارزشها و کنشهای متناسب با جامعه بهعنوان عضوی از آن آموخته و نهادینه میشود. انتقال معارف و ارزشهای دینی یکی از مهمترین زیرمجموعههای جامعهپذیری است. علاوه بر این گاهی با اخلال در فرایند جامعهپذیری زمینه آسیبها و نابهنجاریهای اجتماعی فراهم میآید که متقابلاً کارکرد نظارتی و کنترلی خانواده بهعنوان یک راهکار سازنده به ایفای نقش میپردازد. قدرت نظارتی و کنترلی خانواده بهمنظور پیشگیری و اصلاح آسیبهای اجتماعی ارتباط مستقیمی با جایگاه و اهمیت خانواده دارد. آموزش و نهادینهسازی ارزشهای فرهنگی، اجتماعی و مذهبی در قالب فرایند جامعهپذیری از مهمترین کارکردهای خانواده بهشمار میرود. فرزندان در خانواده بهعنوان فردی از یک فرهنگ و مذهب خاص میآموزند چگونه عضوی فعال و اثرگذار در اجتماع باشند.
شخصیت سالم در فرزندان، با حفظ احترام در روابط خود با دیگران، ارزش قائلشدن برای شخصیت و نظر اطرافیان و استفاده از استعداد و توانایی خود برای تحقق خودباوری نمود پیدا میکند. ایجاد چنین شخصیت سالمی در بستر خانوادهای سالم امکانپذیر است.[۳۱] آموزش و انتقال ارزشهای جنسیتی نیز از دیگر ابعاد جامعهپذیری خانواده محسوب میشود. نهاد خانواده از همان ابتدا با بهکارگیری شیوههای متفاوت تربیت کودکان دختر و پسر، باعث شکلگیری شخصیتهای متمایزی میشود که به تناسب نقشهای آینده در خانواده، نگرشها، احساسات و رفتارهای متفاوتی را در آنها برمیانگیزد. بنیانها و الگوهای نقشهای جنسیتی با کاربست آموزشهای مستقیم و الگوسازی به کودکان منتقل میشود. این مسئله زمینه اعتراض و بعدها شکلگیری جنبشهای اعتراضی از جمله جنبش فمینیسم شده است. از دیدگاه آنها مدیریت انتظارات و پاداشها با توجه به جنسیت دخترانه و پسرانه نابرابری جنسی را رقم میزند که باید کنار گذاشته شود. آنها بهمنظور دستیابی به جامعهای فارغ از نابرابری جنسیتی خواستار تبدیل الگوی سنتی جامعهپذیری دختران و پسران به الگویی تحت عنوان یکسانسازی الگوی تربیتی دختران و پسران هستند. به اعتقاد آنان، جامعهپذیری باید در راستای تلفیق بهترین ویژگیهای جنسیتی مردانه و زنانه در هر دو جنس باشد. دیدگاه فمینیستها علاوه بر مخالفت طیف وسیعی از طرفداران الگوی تربیت سنتی و حامیان خانواده، از میان خودشان نیز مخالفان سرسختی داشته است. عملی نبودن آرمانهای فمینیستی و وجود تفاوتهای ریشهدار جنسیتی دو مانع مهمی است که منتقدین فمینیست در مورد اهداف و خواستههای خود مطرح کردهاند. از اینرو امروزه بسیاری از فمینیستها ضمن احترام به بخشی از ابعاد زنانگی، با اندیشه جهان عاری از تفاوتهای جنسیتی مخالفت کردهاند.
همچنین گفته شده است که بالا بودن اعتماد به نفس فرد موجب بهبود زندگی و کاهش آن سبب ایجاد سرخوردگی میشود.[۳۲] والدین نقش اساسی در تربیت فرزندان دارند و اعتماد به نفس نیز هدفی تربیتی محسوب شده و انسان با کسب اعتماد به نفس در مسیر صحیح قرار می گیرد.[۳۳]
انواع خانواده
خانواده از لحاظ ساختاری به دو دسته خانواده هستهای و خانواده گسترده تقسیم میشود. خانواده هستهای بهعنوان واحد اولیه خانواده شامل والدین و فرزندان میشود و در مقابلِ خانواده گسترده، گروهی مرکب از سه نسل یا بیشتر است که در یک مسکن یا در کنار هم زندگی میکنند.[۳۴] خانواده هستهای را گاهی خانواده «زن و شوهری» نیز مینامند. از نمونه خانوادههای هستهای در اکثر جوامع شهرنشینی و کشورهای صنعتی وجود دارد. خانواده هستهای، از نظر روابط اجتماعی با دیگر خویشاوندان، منزوی میباشد. از نظر اقتصادی، این خانواده به حمایت خویشاوندان دیگر وابسته نیست و در واقع «مستقل اقتصادی» محسوب میشود.[۳۵] همچنین خانواده گسترده، بر مبنای مناسبات خونی، تعداد بسیاری از افراد که شامل والدین، فرزندان، پدربزرگها و مادربزرگها، عموها، عمهها، خالهها، دختر عمو و پسرعموها، عمه و دایی زادهها میشود. به این نوع خانواده، همچنین خانوار «همخون» اطلاق میشود. خانوادههای گسترده یک واحد تولیدی و نیز مصرفی است که از نظام پخش کالا نیز برخوردار میباشد.[۳۶]
در تقسیمی دیگر، خانواده به خانواده تکهمسری (یک مرد با یک زن)، خانواده چندهمسری (یک مرد با چند زن) و خانواده حاصل از ازدواج موقت تقسیم شده است.
یک نوعی از خانواده خانواده متعالی است. خانواده متعالی نهادی است که در آن، روابط، اهداف و کارکردها حول محور رشد و تعالی معنوی تعریف میشود. در این الگو، خانواده صرفاً محلی برای تأمین نیازهای زیستی، اقتصادی و روانی نیست، بلکه یک محیط انسانسازی است که اعضا در یک کنش متقابل، یکدیگر را در مسیر فضیلتگرایی، خودشناسی و نزدیکشدن به خدا یاری میکنند. نوع دیگر خانواده متعادل است. مقصود «خانوادهای است که از طریق الگوهای ارتباطی مؤثر، مرزبندیهای شفاف و توزیع متوازن نقشها و قدرت، به سطح بهینهای از ثبات و کارآمدی نائل میشود. این تعادل به معنای فقدان تنش نیست، بلکه به معنای برخورداری از ظرفیت و سازوکارهای لازم برای مدیریت تنش و حل مسئله است.
خانواده از نظر تربیتی به چهار نوع سختگیر، سهلگیر، پریشان و سالم تقسیم میشود. در خانوادهٔ سختگیر، تصمیمگیریها عمدتاً در اختیار یکی از والدین است و انضباط شدید حاکم است؛ امری که میتواند به ترس، ریاکاری و کاهش عزت نفس در فرزندان بینجامد. در خانوادهٔ سهلگیر، والدین توجه اندکی به نظم و نیازهای تربیتی فرزند دارند و با برآوردن بیقید خواستههای کودک، زمینهٔ شکلگیری شخصیت شکننده و ناتوان در برابر مشکلات را فراهم میکنند. در خانوادهٔ پریشان، روابط میان اعضا روشن و سالم نیست و قواعد خشک و ناسازگار، همراه با احساس ناامنی و ترس، بر فضای خانواده حاکم است. در مقابل، در خانوادهٔ سالم روابط بر پایهٔ احترام متقابل و صداقت شکل میگیرد، قوانین انعطافپذیر و انسانی است و ارتباط خانواده با جامعه نیز سالم و باز میباشد.[۳۷]
ساختار خانواده
خانواده بهعنوان سازمانی اجتماعی و پویا نیازمند ساختار مشخصی است تا اعضای آن با آگاهی از نقشها، مسئولیتها و حقوق شخصی، متناسب با هر کدام عمل نمایند. در هیچ سازمانی همه افراد در یک رتبه نیستند و مسئولیتها و اختیارات یکسانی ندارند و وجود سلسله مراتب شفاف در درون خانواده و اختیارات متناسب با مسئولیتها پیشفرض کارایی و انسجام خانواده است. پژوهشها نیز وجود رابطه بین کیفیت ساختار قدرت و کارایی خانواده را اثبات کردهاند. نتیجه پژوهشها نشاندهنده کارایی بالا در خانوادههایی با ساختار دموکراتیک در برابر ساختار غیردموکراتیک است. در این تقسیمبندی، ساختار زنسالار کمترین کارآمدی را دارد و هرچه به سمت ساختار دموکراتیک مرد مقتدر پیش میرود، کارآمدی خانواده افزایش مییابد. در ساختار دموکراتیک، مرد منبع اقتدار و مرکزیت در خانواده است و زن منبع عاطفی و مدیر داخلی. بدین معنا که پس از گفتگوها و مشورتهای لازم، تصمیمگیری نهایی بر عهده مرد قرار دارد.
دیدگاههای مختلف و گاه متضادی در ارتباط با سلسلهمراتب در خانواده وجود دارد. سه الگوی حاکمیت مرد، حاکمیت زن، الگوی مشارکتی و در مقابل، نفی مطلق سلسلهمراتب و تساوی بین زن و مرد بهعنوان نظریه مخالف با عنوان خانواده دموکراتیک از مشهورترین این نظریهها است. پذیرش هر کدام از دیدگاهها مستلزم تغییر در نقشها، مسئولیتها و حقوق اعضای خانواده است. دیدگاه برابری جنسیتی، تفاوت جایگاه و نقشها را برساخته اجتماع و نه بیولوژیک میداند. این دیدگاه، موقعیت همسری و مادری و نوع جامعهپذیری را دو ساختار معیوب میداند که موجبات نابرابری جنسیتی را فراهم مینماید. نظریه مبادله، متمرکز بر قدرت زناشویی است که بر سه عنصر هنجارهای اجتماعی، منابع قدرت و منافع قدرت استوار است. هنجارهای اجتماعی مانند ترجیح ریاست مرد بر خانه، محترم شمردن افراد مسن یا ترجیح اشتغال مردان باعث افزایش قدرت مردان شده است. همچنین در دست داشتن منابع قدرت مانند درآمد بیشتر یا مهارت یا دانش نیز میتواند کفه ترازوی قدرت را به سمت صاحب آن سنگینتر نماید. عنصر سوم نیز اشاره به میزان استقلال یا وابستگی دارد. به این صورت که هرچه استقلال بیشتر و وابستگی به رابطه زناشویی کمتر باشد قدرتمندی فرد بیشتر است. برخی پژوهشها نیز با تمرکز بر عنصر منابع قدرت دیدگاه مستقلی در این رابطه سامان دادهاند.
مرزبندی در خانواده
مرز، خط فرضی است که محدوده عمل، مسئولیت و اختیارات هر یک از اعضای خانواده را مشخص میکند. این مرزها در خدمت حفظ، تمایز و یکپارچگی خانواده است. مرزها مقرراتی را پدیدمیآورند تا مناطق مجاز و ممنوعه در روابط و تعاملات درونی خانواده بهروشنی دیده شود. در آموزههای اسلامی در ارتباط با زمان و مکان اختصاصی والدین، حد و مرز روشنی در شبانهروز بهمنظور آسایش و آرامش والدین مورد تأکید قرار گرفته است.[۳۸] همچنین توجه به حفظ اسرار خانواده بهعنوان یکی دیگر از جنبههای مرزبندی خانواده مورد توجه است.[۳۹] علاوه بر این، مرزها در روابط خاص زناشویی، نوع پوشش و سطح روابط اجتماعی بهویژه برای زنان و دختران که از آن با دو اصطلاح محرم و نامحرم نام برده میشود، از اهمیت و حساسیت بالایی برخوردار است.
خانواده در اسلام
اهمیت خانواده در اسلام
در قرآن از پیوند زن و مرد با عنوان «میثاق غلیظ» یاد شده است. [۴۰] پژوهشگران، این تعبیر قرآنی را نشانۀ اهمیت فراوان پیوند زناشویی و تشکیل خانواده دانستهاند. [۴۱] خانواده در آموزههای اسلام، محبوبترین بناها دانسته شده که بنیان آن بر الفت و همدلی استوار است. [۴۲] گروهی از دینپژوهان بر این باورند که عناصر مؤثر در تعریف خانواده از دیدگاه آموزههای اسلامی شامل پارامترهای مختلفی است. از همین رو در تعریف خانواده از دیدگاه اسلام گفته شده است که: خانواده «بنایی» که با «پیمان زندگی مشترک» «یک زن و مرد» بنا نهاده میشود و بر اساس آن «غالباً زن و مرد با فرزندان و گاهی فرزندِ همسر، پدر و مادربزرگ» در «مسکنی واحد» و «در فضایی همراه با آرامش و محبت»، «تحت مدیریت و تأمین معیشت مرد» زندگی میکنند، «زوجین نسبت به نیازهای هم بهویژه نیاز جنسی مسئول» و «برای سایرین نقش محافظتی و پرورشی» دارند.[۴۳]
در راستای تداوم نسل که یکی از اهداف ازدواج و تشکیل خانواده تعریف شده است، در آموزههای اسلامی نیز انتخاب زن زایا در امر ازدواج در مقایسه با سایر زنان برتری دارد.[۴۴]
توصیههای اسلامی
در آیات قرآن پرداختن به موضوعاتی چون آرامش، پرورش فرزندان، مقابله با انحرافات، حمایت اعضاء خانواده ، مودت و رحمت، پوشش، جلوگیری از تحریکات فردی، سعادت اخروی، کنترل چشم، وجود مجازات، طهارت و آرامش روانی نشان از توجه به خانواده و اعضای آن دارد که در نتیجۀ آن، جامعه رشد خواهد کرد و سلامت روحی و روانی اعضای آن تامین خواهد شد.[۴۵]
در آموزههای اسلامی تأکید ویژهای بر ایجاد و تحکیم نهاد خانواده وجود دارد تا جایی که از آن بهعنوان سنت پیامبر اسلام[۴۶] و محبوبترین بنا نام برده شده است.[۴۷] در دیدگاه اسلام اساس زندگی یک خانواده بر مودت و رحمت بنا شده و قرآن پیوند زن و مرد و نیز کانون خانواده را عامل آرامش و سکون آنان دانسته است.[۴۸] همچنین آرامش روانی جایگاه ویژهای در مباحث خانواده از دیدگاه اسلام دارد. آیه ۲۱ سوره روم کانونیترین آیه در ارتباط با خانواده است که بهروشنی به هدف آرامشیابی و برخی کارکردهای ازدواج و تشکیل خانواده اشاره دارد. در این آیه با اشاره به قانون زوجیت و نقش مکمل مرد و زن، تأکید ویژهای بر مؤلفه آرامش شده است.[۴۹]
حقوق اسلامی
خانواده از منظر اسلام، گروهی متشکل از افراد دارای شخصیت حقوقی، مدنی و معنوی است که ازدواج مشروع زن و مرد بر اساس عقد نکاح، هسته اولیه آن را تشکیل میدهد و پس از آن طرفین دارای حقوق و وظایف جدید میشوند.[۵۰] در اسلام، از کارکرد مراقبت و حمایت به عنوان حضانت نام برده شده است که هم حمایتها و مراقبتهای اقتصادی و معیشتی و هم حمایتها و مراقبتهای روانی و عاطفی و نیز حمایتها و مراقبتهای دینی را جزء وظایف والدین و اعضای خانواده میداند.[۵۱]
آموزههای اسلامی ریشه و اصل مرد و زن را از گوهر و سرشت واحد انسانی میداند.[۵۲] از اینرو ظرفیت و استعداد رشد و تعالی در هر دو وجود دارد. با وجود این، بر اساس آیه قرآن، بنابر فضیلت و برتری مردان در برخی امور و مسئولیت آنها در تأمین نفقه، مدیریت خانواده بر عهده مرد گذاشته شده است.[۵۳] البته این فضیلت و برتری به تعبیر روایات روی دیگر مسئولیتی است که مرد در قبال تأمین امنیت، معیشت و حمایت عاطفی دارد. در همین راستا، دین اسلام بهتناسب بر اقتدار زن صحه گذاشته و او را نسبت به خانه شوهر و فرزندان او مسئول میداند.[۵۴] در مجموع، الگوی ساختار قدرت در خانواده از منظر منابع اسلامی از یکسو، بر اساس اصول معاشرتِ معروف،[۵۵] عدالت[۵۶] و مشورت در خانواده،[۵۷] ساختاری دموکراتیک است؛ یعنی همسران در مسائل درون خانواده با تعامل صحیح، گفتوگو و مشورت باهم، تصمیمات لازم را میگیرند و مبتنی بر تفاوتهای زیستی و روانی، نقشها و مسئولیتهای متفاوتی بر عهده دارند بهعبارتی، تفاوت نقشها، ریشه در تفاوتهای زیستی، روانشناختی و جنسیتی دارد.[۵۸]
تعالی خانواده
خانواده بهعنوان یک واحد اجتماعی پویا با ورود و خروج اعضا از آن در معرض تغییر و تحولی مداوم قرار دارد. تغییر، فرایندی انطباقی و سازگارانه بهمنظور بقا و استمرار خانواده است. پژوهشگران برای رشد و تحول خانواده از چهار تا هشت یا نُه مرحله برشمردهاند. مرحله زوجیت یا دونفره، خانواده دارای فرزندان خردسال، خانواده دارای فرزندان مدرسهای و خانواده دارای فرزندان رشدیافته یک تقسیمبندی چهار مرحلهای است. خانوادهها در هر کدام از مراحل رشد و تحول، وظایف و مسئولیتهای متفاوتی دارند که بیشتر هنگام مشاوره و درمان قابل توجه و تأمل جدی است تا متناسب با آن مرحله به ارائه راهنمایی و راهکار اقدام شود.[۵۹]
سرمایه اجتماعی خانواده
خانواده، نهاد اصلی و بنیادی جامعه بشری دانسته میشود که ارتقاء جایگاه آن، جامعه بشری را تعالی میبخشد و غفلت از آن، استمرار زندگی انسان را دچار مشکل میکند.[۶۰] فرد در بستر خانواده رشد یافته و از موجودی ناتوان و ضعیف به انسانی با شخصیت تبدیل میشود. این نهاد، نخستین محیط اجتماعی است که فرد در آن قرار میگیرد و نخستین انسانهایی که کودک با آنها ارتباط برقرار میکند، والدین و اعضای خانواده هستند. بسیاری از اعمال، اندیشهها، احساسات و جهتگیریهای فرد در بزرگسالی ریشه در خانواده و دوران کودکی او دارد.[۶۱]
سرمایه اجتماعی مجموعه هنجارها و ارزشهایی است که بین مردم و شبکهها وجود دارد و باعث گسترش روابط، مشارکت و اعتماد فیمابین شده، منافع متقابلی چون معلومات، اطلاعات و امتیازات را به ارمغان آورده، در نهایت منجر به حفظ موقعیت اجتماعی آنان میشود.[۶۲] مهمترین اثر سرمایه اجتماعی ایجاد سرمایه انسانی در نسل بعد است. برخی جامعهشناسان زمینه خانوادگی را از نظر تحلیلی به سه جزء قابل تفکیک سرمایه مالی، انسانی و اجتماعی تقسیم کردهاند. سرمایه مالی در ارتباط با میزان ثروت و درآمد خانواده است و سرمایه انسانی بر اساس تحصیلات والدین سنجیده میشود که با فراهمسازی یک محیط شناختی، فرزندان را در یادگیری یاری میدهند. اعتماد، مشارکت، اطلاعات و انتظارات متقابل از مولفههای سرمایه اجتماعی خانواده بهشمار میرود.[۶۳] خانواده مهمترین منبع و بنیادیترین منشأ سرمایه اجتماعی است و بهعنوان یکی از عوامل پیشین موفقیت تحصیلی فرزندان و کارآمدی خانواده بهحساب میآید.[۶۴]
پانویس
- ↑ دهخدا، لغتنامه، وب سایت واژهیاب
- ↑ معین، فرهنگ فارسی، وب سایت واژه یاب
- ↑ مصطفوی، التحقیق، ج1، 1368ش، ص170.
- ↑ قرشی، قاموس قرآن، ج1، 1371ش، ص135.
- ↑ قرشی، قاموس قرآن، ج1، 1371ش، ص248.
- ↑ مصطفوی، التحقیق، ج1، 1368ش، ص359.
- ↑ سراقی و صفوراییپاریزی، «بازتعریف خانواده بر اساس قرآن و منابع روایی»، 1398ش، ص68.
- ↑ حسنزاده، «عوامل تحکیم خانواده در فرهنگ اسلامی»، 1392ش.، ص46.
- ↑ معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه خانواده.
- ↑ عمید، فرهنگ فارسی، وب سایت واژهیاب
- ↑ گیدنز، جامعهشناسی، 1383ش، ص424.
- ↑ «تعریف خانواده از دیدگاه اسلام»، وب سایت مرکز اسلامی امام علی (ع)
- ↑ مینوچین، خانواده و خانوادهدرمانی، 1395ش، ص67.
- ↑ «تعریف خانواده از دیدگاه اسلام»، وب سایت مرکز اسلامی امام علی (ع)
- ↑ پسندیده، رضایت زناشویی، 1396ش، ص52.
- ↑ آشتیانی عراقی و آخوند، «اهداف ازدواج و کارکردهای آن از منظر اسلام»، ص69، 1391ش.
- ↑ چراغی کوتیانی، «رویکرد اسلام به چهار کارکرد مهم خانواده»، 1388ش، ص37
- ↑ چراغی کوتیانی، «رویکرد اسلام به چهار کارکرد مهم خانواده»، 1388ش، ص37
- ↑ چراغی کوتیانی، «رویکرد اسلام به چهار کارکرد مهم خانواده»، 1388ش، صص38-39
- ↑ چراغی کوتیانی، فمینیسم و کارکردهای خانواده، 1388ش، 1387ش، ص92
- ↑ چراغی کوتیانی، «رویکرد اسلام به چهار کارکرد مهم خانواده»، 1388ش، ص37
- ↑ ملکی فاراب و دیگران، «تدوین شاخصها و ترسیم الگوی خانواده تراز اسلامی»، 1398ش، ص55.
- ↑ حیدری، «10 دلیل اهمیت خانواده و ۹ ویژگی یک خانواده مستحکم»، وبسایت بهترین کودک.
- ↑ حیدری، «10 دلیل اهمیت خانواده و ۹ ویژگی یک خانواده مستحکم»، وبسایت بهترین کودک.
- ↑ چراغی کوتیانی، «رویکرد اسلام به چهار کارکرد مهم خانواده»، 1388ش، ص50
- ↑ چراغی کوتیانی، «رویکرد اسلام به چهار کارکرد مهم خانواده»، 1388ش، ص50
- ↑ چراغی کوتیانی، «رویکرد اسلام به چهار کارکرد مهم خانواده»، 1388ش، ص41
- ↑ «اهمیت خانواده در روانشناسی و اسلام»، وبسایت دکتر فکر.
- ↑ سعیدی، «بررسی مؤلفههای احساس امنیت روانی خانوادههای ایرانی وآسیبشناسی آن درخرده نظامهای خانواده و فرآیند رشدی فرزندان»، 1399ش، ص211-234.
- ↑ چراغی کوتیانی، «رویکرد اسلام به چهار کارکرد مهم خانواده»، 1388ش، ص46
- ↑ «اهمیت خانواده در روانشناسی و اسلام»، وبسایت دکتر فکر.
- ↑ «اهمیت خانواده در روانشناسی و اسلام»، وبسایت دکتر فکر.
- ↑ مشهدیان و ساجدی، «نقش خانواده بر اعتماد به نفس فرزندان»، 1401ش.
- ↑ گیدنز، جامعهشناسی، 1381ش، ص426.
- ↑ مهاجرانی، «از خانواده هسته ای تا خانواده گسترده»، مجله ویستا
- ↑ مهاجرانی، «از خانواده هسته ای تا خانواده گسترده»، مجله ویستا
- ↑ «تعریف انواع خانواده از نظر تربیتی»، مؤسسه پرورش فرزندان برتر
- ↑ سوره نور، آیه 58.
- ↑ سوره نساء، آیه 34.
- ↑ سوره نساء، آیه 21.
- ↑ مظاهری، «خانواده در اسلام»، وبسایت راسخون.
- ↑ حسینقلیپور و دیگران، «خانواده و اهمیت آن در اسلام»، 1395ش.
- ↑ سراقی و صفوراییپاریزی، «بازتعریف خانواده بر اساس قرآن و منابع روایی»، 1398ش، ص93.
- ↑ محمدی ری شهری، تحکیم خانواده، 1390ش، ص91.
- ↑ مظاهری، «خانواده در اسلام»، وبسایت راسخون.
- ↑ کلینی، الکافی، ج5، 1429ق، ص494.
- ↑ صدوق، کتاب من لایحضره الفقیه، ج3، 1413ق، ص383.
- ↑ چراغی کوتیانی، «رویکرد اسلام به چهار کارکرد مهم خانواده»، 1388ش، صص47-48
- ↑ وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ.
- ↑ «تعریف خانواده از دیدگاه اسلام»، وبسایت مرکز اسلامی امام علی.
- ↑ چراغی کوتیانی، «رویکرد اسلام به چهار کارکرد مهم خانواده»، 1388ش، ص42-44
- ↑ سوره نساء، آیه 1.
- ↑ سوره نساء، آیه 34.
- ↑ محمدی ریشهری، میزان الحکمه، 1387ش، ص264.
- ↑ سوره نساء، آیه 19.
- ↑ سوره مائده، آیه 3؛ سوره نساء، آیه 8.
- ↑ سوره بقره، آیه 233؛ سوره طلاق، آیه 6.
- ↑ زارعی توپخانه، «بررسی رابطه ساختار قدرت در خانواده با کارآمدی آن»، 392ش، ص61.
- ↑ سالاریفر، خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی، 1399ش، ص17.
- ↑ زیبایینژاد، «ریشههای تحولات ساختار خانواده در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۱۴-۲۴.
- ↑ حقیقی، «نقش و اهمیت خانواده»، وبلاگ ابراهیم حقیقی.
- ↑ فاضل و دیگران، «سرمایه اجتماعی خانواده و عوامل مؤثر بر آن»، 1390ش، ص42.
- ↑ علینی، «بررسی کارکردهای خانواده در شکلگیری سبک زندگی اسلامی»، 1393ش، ص87.
- ↑ فاضل و دیگران، «سرمایه اجتماعی خانواده و عوامل مؤثر بر آن»، 1390ش، ص42.
منابع
- «اهمیت خانواده در روانشناسی و اسلام»، وب سایت دکتر فکر، تاریخ بازدید: ۸ فروردین ۱۴۰۲ش.
- «تعریف خانواده از دیدگاه اسلام»، وبسایت مرکز اسلامی امام علی، تاریخ بازدید: ۸ فروردین ۱۴۰۲ش.
- حسنزاده، صالح، «عوامل تحکیم خانواده در فرهنگ اسلامی»، پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین)، دانشگاه علامه طباطبایی، سال چهارم، ش۱۵، ۱۳۹۲ش.
- حسینقلیپور، اصغر و دیگران، «خانواده و اهمیت آن در اسلام»، کنفرانس بینالمللی علوم رفتاری و مطالعات اجتماعی، ۱۳۹۵ش.
- حقیقی، ابراهیم، «نقش و اهمیت خانواده»، وبلاگ ابراهیم حقیقی، تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۹۹ش.
- حیدری، میلاد، «۱۰ دلیل اهمیت خانواده و ۹ ویژگی یک خانواده مستحکم»، ۱۳۹۰ش. وبسایت یهترین کودک، تاریخ بازدید: ۸ فروردین ۱۴۰۲ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، وبسایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۸ فروردین ۱۴۰۲ش.
- زیبایینژاد، محمدرضا، «ریشههای تحولات ساختار خانواده در ایران»، ماهنامه تخصصی رویش اندیشه، سال دوم، شماره پنجم، فروردین ۱۴۰۱ش.
- سعیدی، میلاد، «بررسی مؤلفههای احساس امنیت روانی خانوادههای ایرانی وآسیبشناسی آن درخرده نظامهای خانواده و فرایند رشدی فرزندان»، فصلنامه فرهنگ مشاوره و روان درمانی، دانشگاه علامه طباطبائی، سال یازدهم، ش۴۱، بهار۱۳۹۹ ش.
- مشهدیان، نازنین و ساجدی، فاطمه، «نقش خانواده بر اعتماد به نفس فرزندان»، نخستین کنفرانس ملی مطالعات روانشناسی سلامت روان، ۱۴۰۱ش.
- مظاهری، روحالله، «خانواده در اسلام»، وبسایت راسخون، تاریخ انتشار: ۲۲ خرداد ۱۳۹۰ش.
- چراغی کوتیانی، اسماعیل، «رویکرد اسلام به چهار کارکرد مهم خانواده»، معرفت، شماره۱۳۹، سال۱۸، تیر۱۳۸۸ش.
- چراغی کوتیانی، اسماعیل، «فمینیسم و کارکردهای خانواده»، معرفت، شماره۱۳۱، سال۱۷، آبان۱۳۸۷ش.
- «تعریف انواع خانواده از نظر تربیتی»، مؤسسه پرورش فرزندان برتر، تاریخ بازدید: ۱۰ بهمن۱۴۰۱.
- «تعریف خانواده از دیدگاه اسلام»، وب سایت مرکز اسلامی امام علی (ع)، تاریخ بازدید: ۱۷ دی ۱۴۰۱ش.
- دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، وب سایت واژه یاب، تاریخ بازدید: ۱۹ دی ۱۴۰۱ش.
- عمید، حسن، فرهنگ فارسی، وب سایت واژه یاب، تاریخ بازدید: ۱۹ دی ۱۴۰۱ش.
- مهاجرانی، ندا، «از خانواده هسته ای تا خانواده گسترده»، مجله ویستا، تاریخ بازدید: ۱۰بهمن ۱۴۰۱ش.
- معین، محمد، فرهنگ فارسی، وب سایت واژه یاب، تاریخ بازدید: ۱۹ دی ۱۴۰۱ش.
- آشتیانی عراقی، مهدیه و آخوند، سکینه، «اهداف ازدواج و کارکردهای آن از منظر اسلام»، فصلنامه طهورا، ش۱۳، ۱۳۹۱ش.
- ابنبابویه، محمد بن علی، کتاب من لایحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه، ۱۴۱۳ق.
- اعزازی، شهلا، جامعهشناسی خانواده، تهران، مطالعات زنان، ۱۳۸۳ش.
- افروز، غلامعلی، «خانوادهٔ متعالی در سایه حاکمیت حقوق عاطفی»، در فصلنامهٔ خانواده و پژوهش، دورهٔ ۱۷، شمارهٔ ۱، ۱۳۹۹ش.
- بستان، حسین، جامعهشناسی خانواده با نگاهی به منابع اسلامی، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۸ش.
- پسندیده، عباس، رضایت زناشویی، قم، دارالحدیث، ۱۳۹۲ش.
- پیکار، زینب و محمدی، اصغر، «مطالعهٔ تطبیقی خانواده از دیدگاه شهید مطهری و تالکوت پارسونز»، در پژوهشهای اجتماعی اسلامی، دورهٔ ۲۳، شمارهٔ ۱۱۵، شمارهٔ پیاپی، ۱۱۵، بهمن ۱۳۹۶ش.
- ترکاشوند، جواد و دیگران، «الگوی اسلامی سلسله مراتب در خانواده با رویکرد روانشناختی»، مجله علوم حدیث، س۱۸، ش۴، ۱۳۹۲ش.
- زارعی توپخانه، محمد و دیگران، «بررسی رابطه ساختار قدرت در خانواده با کارآمدی آن»، مجله روانشناسی و دین، س۶، ش۳، ۱۳۹۲ش.
- سالاریفر، محمدرضا، خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی، تهران، سمت، ۱۳۹۹ش.
- سراقی، همایون و صفورایی پاریزی، محمدمهدی، «بازتعریف خانواده بر اساس قرآن و منابع روایی»، دوفصلنامه تخصصی پژوهشهای روانشناسی اسلامی، س۲، ش۲، ۱۳۹۸ش.
- سلطانی، محمدرضا و دیگران، «درآمدی بر نقد نظریه سلسله مراتب نیازهای مزلو»، فصلنامه مطالعات سازمانی، س۵، ش۱، ۱۳۹۵ش.
- علینی، محمد، «بررسی کارکردهای خانواده در شکلگیری سبک زندگی اسلامی»، فصلنامه اسلام و مطالعات اجتماعی، س۱، ش۴، ۱۳۹۳ش.
- فاضل، رضا و دیگران، «سرمایه اجتماعی خانواده و عوامل مؤثر بر آن»، فصلنامه مطالعات جامعهشناختی ایران، س۱، ش۲، ۱۳۹۰ش.
- قرشی، علیاکبر، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش.
- گیدنز، آنتونی، جامعهشناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، نی، ۱۳۸۳ش.
- محمدی ریشهری، محمد، تحکیم خانواده، قم، دارالحدیث، ۱۳۹۰ش.
- محمدی ریشهری، محمد، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، ۱۳۸۷ش.
- مصطفوی، سیدحسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد، ۱۳۶۸ش.
- معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۱ش.
- ملکی فاراب، ندا و دیگران، «تدوین شاخصها و ترسیم الگوی خانواده تراز اسلامی»، فصلنامه فرهنگ مشاوره و رواندرمانی، س۱۰، ش۴۰، ۱۳۹۸ش.
- مینوچین، سالوادور، خانواده و خانوادهدرمانی، ترجمه باقر ثنایی، تهران، بینالملل، ۱۳۹۵ش.