فمینیسم اسلامی؛ برداشتی برابری‌خواهانه میان زنان و مردان از آموزه‌های اسلامی.

فمینیسم اسلامی با تفسیر جدیدی از اسلام سعی دارد تا اهداف فمینیستی را به‌گونه‌ای در آموزه‌های دینی بگنجاند تا اسلامی مدرن و مطابق با اهداف خود معرفی کند و در این راه از جریان‌های نواندیشی، اندیشه‌های فقیهان و متفکران اسلامی و غیر اسلامی به نفع خود استفاده می‌کند.

مفهوم‌شناسی

فمینیسم؛ به‌معنای برابری مطلق زن و مرد است.[۱] فمینیسم اسلامی، شاخه‌ای از فمینیسم است که به تفسیر زن‌مدارانه از اسلام می‌پردازد و در این مسیر از منابع دینی در جهت ارائهٔ آموزه‌های خود بهره می‌گیرد.[۲] برخی نیز آن را به اسلام مبتنی بر برابری جنسیتی و عدالت اجتماعی تفسیر می‌کنند.[۳]

پیشینه

با ظهور فمینیسم در سال ۱۸۹۵م[۴] در غرب، به‌تدریج عقاید و نظریات فمینیستی در کشورهای اسلامی وارد شد و برخی روشنفکران مسلمان کوشیدند تا به بهانهٔ حل نشدن بسیاری از مشکلات زنان در کشورهای اسلامی، مسئلهٔ فمینیسم را با توجه به اعتقادات مذهبی بومی کنند.[۵] در این بین، آثار مکتوبی از نویسندگان آشنا به اندیشه‌های غربی در کشورهای مسلمان انتشار یافت. از نخستین کشورهای مسلمان که عقاید فمینیستی در آن راه یافت، مصر بود. قاسم امین (۱۸۶۳–۱۹۰۸م) نویسندهٔ مصری، سعی کرد تا با دیدگاه‌های تجددگرایانه در مسائل زنان به تفسیر و تأویل آموزه‌های اسلامی بپردازد.[۶] سرانجام در سال ۱۹۷۰م رویکرد «فمینیسم اسلامی» با ادعای ارائهٔ نسخهٔ مدرنی از اسلام و با هدف درمان تبعیض و تعدی مبتنی بر جنسیت و حقوق بشر زنان شکل گرفت.[۷]

اندیشه‌های فمینیسم اسلامی

از بررسی اندیشه‌های این رویکرد می‌توان به اصولی بازتعریف شده در فمینیسم اسلامی دست‌یافت که در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌شود:

  • تساوی؛ در این دیدگاه تساوی به‌معنای تشابه قلمداد شده است. برخی بر این باورند که تفاوت‌های تکوینی میان زن و مرد نباید سبب تفاوت‌های تشریعی و حقوقی اینان شود.[۸]
  • عدالت؛ عدالت موردنظر این گروه عدالت عرفی است؛ بدین معنا که عدالت امری تغییرپذیر است؛ پس ممکن است احکامی برای زنان در حال حاضر عادلانه باشد و در زمانی دیگر ناعادلانه قلمداد شود.[۹]
  • آزادی؛ مفهوم آزادی همان آزادی در لیبرالیسم است به‌معنای این‌که همهٔ انسان‌ها آزادند تا جایی که آزادی دیگران را خدشه‌دار نکنند. در این اندیشه احکامی چون اذن خروج از منزل زن یا سرپرستی مرد در خانه، به‌دلیل محدود کردن آزادی زن، مردود است.[۱۰]
  • خانواده؛ مفهوم خانواده در این رویکرد بر خلاف فمینیسم غربی، ناپسند نیست. آنها خانواده و نقش مادری را در ذات خود چالش‌برانگیز نمی‌دانند بلکه بر خانواده‌ای که در آن برابری نقش‌ها و دموکراسی حاکم باشد و سرپرستی مرد از بین برود، تأکید می‌کنند.[۱۱]
  • مشارکت اجتماعی؛ تشویق به فعالیت‌های اجتماعی زنان به‌خصوص فعالیت‌هایی همچون رانندگی کامیون و تاکسی که به‌نوعی کارهای مردانه است و در مقابل کسالت‌بار شمردن نقش‌های مادری و همسری از دیگر اندیشه‌های این جریان است.[۱۲]

شاخص‌های تفکر فمینیسم اسلامی

برخی شاخصه‌های این تفکر از قرار زیر است:

  • جدایی دین از سیاست؛ طرفداران این نظریه معتقدند که باور به دین به معنای حاکم بودن دین در تمام شئون اجتماعی نیست[۱۳]و دین را تنها در شعائر اسلامی خلاصه می‌کنند.[۱۴]
  • متغیر بودن احکام؛ اینان همچنین معتقدند برخی قوانین و احکام، مربوط به زمان و مکان خاصی بوده و در حال حاضر قابل‌اجرا نیستند از آن جمله پرداخت نفقه و سرپرستی مرد، تفاوت زن و مرد در ارث و دیه و پرداخت مهریه به زن.[۱۵]

فمینیست‌های مسلمان

از مشهورترین فمینیست‌های مسلمان می‌توان به افراد ذیل اشاره کرد: فاطمه مِرنیسی (۱۹۴۰–۲۰۱۵م) از مراکش، رفعت حسن (۱۹۴۳م) از پاکستان، عزیزه الحبری (۱۹۴۳م) از لبنان، نَوال السَعداوی (۱۹۳۱–۲۰۲۱م) از مصر، فاطمه احمد ابراهیم (۱۹۳۲–۲۰۱۷م) از سودان[۱۶] و آمنه ودود (۱۹۵۲م) از آمریکا.[۱۷]

از فمنیست‌های مسلمان ایرانی می‌توان به نیره توحیدی (۱۳۲۹ش)، ژیلا شریعت‌پناهی (۱۳۳۰ش)، افسانه نجم‌آبادی (۱۳۲۵ش)، هاله افشار (۱۳۲۳–۱۴۰۱ش)، هاله سحابی (۱۳۳۶–۱۳۹۰ش) و پروین پایدار (۱۳۲۸–۱۳۸۴ش) اشاره کرد.[۱۸]

فمینیسم اسلامی در ایران

از سال‌های آغازین انقلاب اسلامی، صورت‌های نخستین فمینیسم اسلامی در ایران پدیدار شد.[۱۹] این امر ابتدا در میان اقشاری شکل گرفت که به‌ظاهر از اسلامی شدن حکومت استقبال کردند و معتقد بودند که حکومت جدید، زنان را از شیءانگاری در حکومت پهلوی نجات داده است[۲۰] و خود را مدافع آرمان‌های انقلاب و نظام اسلامی دانستند.[۲۱] اینان پس از مدتی دریافتند که احکام اسلامی؛ مانند عدم تشابه حقوق و تکالیف زن و مرد در اسلام و ریاست مرد در خانواده در حکومت اسلامی مورد توجه است و همین امر آنان را با چالش‌هایی روبه‌رو کرد و سرآغاز فعالیت‌های این گروه شد.[۲۲] در سال ۱۳۷۰ش به‌دلیل قدرت یافتن گروه‌های نواندیش دینی، این دوره به شکوفایی فمینیسم اسلامی در ایران نام‌گذاری شد. با گذشت زمان و قدرت‌یابی بیش‌تر آنان، هدف این گروه اصلاح قوانین جمهوری اسلامی و تغییر سبک زندگی سنتی قرار گرفت.[۲۳] این افراد «کنوانسیون محو کلیهٔ اَشکال تبعیض علیه زنان»[یادداشت ۱] را به‌دلیل استواری آن بر مفهوم تشابه به جای تساوی، مورد حمایت جدی قرار دادند و با تکیه بر این مفهوم فعالیت‌هایی را در این زمینه انجام دادند.[۲۴] در این میان دیدگاه فقیهانی چون یوسف صانعی (۱۳۱۶–۱۳۹۹ش)، ابراهیم جناتی (۱۳۱۱ش) و موسوی بجنوردی (۱۳۲۲ش) نیز در ایجاد فضای بهتر برای این گفتمان مؤثر بود.[۲۵] درمجموع محورهای مورد توجه فمینیسم اسلامی در ایران را می‌توان به کاهش هویت زنان در خانواده و اجتماع، توقف قانون‌گذاری نابرابر میان زنان و مردان، دستیابی به تشابه حقوقی با تأکید بر برابری ارزشی میان زن و مرد و گسترش مشارکت زنان در جامعه تقسیم کرد.[۲۶]

مخالفت با فمینیسم اسلامی

عده‌ای در مقام مخالفت با فمینیسم اسلامی برآمده‌اند و نقدهایی را بر این رویکرد وارد کرده‌اند:

نقد اصطلاحی

نظر به تعریف فمینیسم به برابری مطلق زن و مرد، برخی اسلام‌گرایان و فمینیست‌های سکولار، اصطلاح «فمینیسم اسلامی» را به جهت مغایرت با ایدئولوژی‌های خود، نادرست خوانده‌اند.[۲۷] برخی دیگر نیز ترکیب این اصطلاح با اسلام را از حیث فلسفی متناقض دانسته‌اند؛[۲۸] چرا که ضرورت ترکیب اسلام و فمینیسم در کنار هم تفسیر مجدد اسلام بر مبنای آموزه‌های غربی است که سبب تحریف و تفسیر به رأی در اسلام خواهد شد.[۲۹]

نقد ساختاری

تشابه حقوقی از مهم‌ترین موضوعاتی است که فمینیست‌ها بر آن تأکید می‌کنند در حالی‌که این امر با معیارهای عقلی و شرعی سازگار نیست چرا که نظام خلقت زن و مرد را با تفاوت‌هایی خلق کرده و طبیعت از آن‌ها انتظارات متفاوتی دارد؛ بنابراین تکیه بر تشابه، سبب تضاد در طبیعت و عدم آرامش در آنها خواهد شد و چه‌بسا همین تشابه در بسیاری موارد به‌جای برقراری عدالت، سبب ظلم به آن‌ها می‌شود. علاوه بر این ناکارآمدی نظام تشابه را می‌توان در پیامدهای گوناگونی چون فزونی آمار طلاق، افزایش خشونت خانگی، روابط آزاد خارج از خانواده در کشورهای مبتنی بر این الگو دید.[۳۰] نکتهٔ دیگر در این رویکرد اینکه برخی معتقدند اگر بنا بر قرائت جدیدی از دین و دست برداشتن از اصول اساسی آن باشد، مسلماً نمی‌توان این جریان را اسلامی نامید.[۳۱]

یادداشت‌ها

  1. معاهدهٔ بین‌المللی که در سال 1979م به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد درآمد.

پانویس

  1. «فمینیسم»، وب‌سایت ویکی‌زندگی.
  2. حسین‌زاده و عباسیان، «نقد و بررسی مبانی فکری و شاخصه‌های فمینیسم اسلامی»، 1394ش، ص208.
  3. Badran, Feminism in Islam: Secular and Religious Convergences, 2013, P323.
  4. Oxford English Dictionary (feminism)
  5. توحیدی، فمینیسم، دموکراسی و اسلام‌گرایی،1997م، ص10.
  6. کرمی و محبوبی شریعت‌پناهی «فمینیسم اسلامی، مفاهیم و امکان‌ها»، 1392ش، ص231-232.
  7. قاسم‌پور و نصرت خوارزمی «مطالعهٔ تطبیقی رویکرد فمینیسم اسلامی و امام خمینی در تحقق حقوق اجتماعی و سیاسی زنان در حکومت اسلامی»، 1398ش، ص222.
  8. نجم‌آبادی، «سال‌های عسرت، سال‌های رویش»، کنکاش، شمارهٔ 12، 1995م، ص20.
  9. حسین‌زاده و عباسیان، «نقد و بررسی مبانی فکری و شاخصه‌های فمینیسم اسلامی»، 1394ش، ص215.
  10. توحیدی، «جنسیت، مدرنیت و دموکراسی»، 1374ش، ص104.
  11. حسین‌زاده و عباسیان، «نقد و بررسی مبانی فکری و شاخصه‌های فمینیسم اسلامی»، 1394ش، ص216.
  12. اسحاقی، «تأملی بر پیکره و فعالیت‌های فمینیسم»، 1387ش، ص13.
  13. توحیدی، «فمینیسم اسلامی چالشی دموکراتیک یا چرخشی تئوکراتیک»، 1376ش، ص106.
  14. کرمی، محبوبی شریعت‌پناهی، «فمینیسم اسلامی، مفاهیم و امکان‌ها»، 1392ش، ص250.
  15. اسحاقی، «تأملی بر پیکره و فعالیت‌های فمینیسم»،1387ش، ص13.
  16. مستمسک، «فمینیسم اسلامی، واقعیت‌ها و چالش‌ها»، 1380ش، ص452.
  17. قاسم‌پور و علی‌آبادی، «بررسی مفهوم «نقش جنسیتی» در دیدگاه آمنه ودود با رویکرد اجتهادی-کلامی»، 1397ش، ص77.
  18. حسین‌زاده و عباسیان، «نقد و بررسی مبانی فکری و شاخصه‌های فمینیسم اسلامی»، 1394ش، ص211.
  19. نصرت خوارزمی و دیگران، «کنش فرهنگی زنان پس از انقلاب اسلامی: تحلیل گفتمان مطالبات فمینیسم اسلامی در جمهوری اسلامی ایران»، 1399ش، ص941.
  20. Poya, Women, work and Islamism: Ideology and resistance in Iran, 1999،p4.
  21. نصرت خوارزمی و دیگران، «کنش فرهنگی زنان پس از انقلاب اسلامی: تحلیل گفتمان مطالبات فمینیسم اسلامی در جمهوری اسلامی ایران»، 1399ش، ص945.
  22. Poya, Women, work and Islamism: Ideology and resistance in Iran, 1999، ,p4.
  23. نصرت خوارزمی و دیگران، «کنش فرهنگی زنان پس از انقلاب اسلامی: تحلیل گفتمان مطالبات فمینیسم اسلامی در جمهوری اسلامی ایران»، 1399ش، ص942.
  24. اسحاقی، «تأملی بر پیکره و فعالیت‌های فمینیسم»، 1387ش، ص13.
  25. Mir-Hosseini, & Tapper, Islam and democracy in Iran: Eshkevari and the quest for reform, 2006,p26
  26. نصرت خوارزمی و دیگران، «کنش فرهنگی زنان پس از انقلاب اسلامی: تحلیل گفتمان مطالبات فمینیسم اسلامی در جمهوری اسلامی ایران»، 1399ش، ص946-947.
  27. میرحسینی، «آواهای تازهٔ فمینیستی در جهان اسلام»، 1385ش، ص45.
  28. نصرت خوارزمی و دیگران، «کنش فرهنگی زنان پس از انقلاب اسلامی: تحلیل گفتمان مطالبات فمینیسم اسلامی در جمهوری اسلامی ایران»، 1399ش، ص938.
  29. حسین‌زاده و عباسیان، «نقد و بررسی مبانی فکری و شاخصه‌های فمینیسم اسلامی»، 1394ش، ص223.
  30. مستمسک، «فمینیسم اسلامی، واقعیت‌ها و چالش‌ها»، 1380ش، ص491.
  31. کرمی، «فمینیسم اسلامی»، 1381ش، ص233-234.

منابع

  • اسحاقی، سید حسین، «تأملی بر پیکره و فعالیت‌های فمینیسم»، رواق اندیشه، شمارهٔ ۴۴، ۱۳۸۷ش.
  • توحیدی، نیره، «جنسیت، مدرنیت و دموکراسی»، جنس دوم، شمارهٔ ۳، ۱۳۷۴ش.
  • توحیدی، نیره، «فمینیسم اسلامی چالشی دموکراتیک یا چرخشی تئوکراتیک»، کنکاش، شمارهٔ ۳، ۱۳۷۶ش.
  • توحیدی، نیره، فمینیسم، دموکراسی و اسلام‌گرایی، لس‌آنجلس، کتاب‌سرا، ۱۹۹۷م.
  • حسین‌زاده، ابوالحسن و عباسیان، حسین، «نقد و بررسی مبانی فکری و شاخصه‌های فمینیسم اسلامی»، فصلنامهٔ علمی- پژوهشی انسان‌پژوهی دینی، سال دوازدهم، شمارهٔ ۳۴، ۱۳۹۴ش.
  • عمید، حسن، فرهنگ عمید، تهران، امیرکبیر، چاپ نخست، ۱۳۴۲ش.
  • قاسم‌پور، فاطمه و علی‌آبادی، شیما، «بررسی مفهوم «نقش جنسیتی» در دیدگاه آمنه ودود با رویکرد اجتهادی-کلامی»، مطالعات راهبردی زنان، شمارهٔ ۸۲، ۱۳۹۷ش.
  • قاسم‌پور، فاطمه و نصرت خوارزمی، زهره، «مطالعهٔ تطبیقی رویکرد فمینیسم اسلامی و امام خمینی در تحقق حقوق اجتماعی و سیاسی زنان در حکومت اسلامی»، فصلنامهٔ علمی- پژوهشی نظریه‌های اجتماعی متفکران مسلمان، سال نهم، شمارهٔ ۲، ۱۳۹۸ش.
  • کرمی، محمدتقی، «فمینیسم اسلامی»، فرهنگ واژه‌ها، قم، مؤسسه اندیشه و فرهنگ دینی، ۱۳۸۱ش
  • کرمی، محمدتقی و محبوبی شریعت‌پناهی، نسیم‌سادات، «فمینیسم اسلامی، مفاهیم و امکان‌ها»، مطالعات راهبردی زنان، سال پانزدهم، شمارهٔ ۵۹، ۱۳۹۲ش.
  • مستمسک، رضا، «فمینیسم اسلامی، واقعیت‌ها و چالش‌ها»، مجموعه مقالات هم‌اندیشی بررسی مسائل و مشکلات زنان (اولویت‌ها و رویکردها)، خردنامهٔ همشهری، ۱۳۸۰ش.
  • میرحسینی، زیبا، «آواهای تازهٔ فمینیستی در جهان اسلام»، مجلهٔ زنان، سال پانزدهم، ۱۳۸۵ش.
  • نجم‌آبادی، افسانه، «سال‌های عسرت، سال‌های رویش»، کنکاش، شمارهٔ ۱۲، ۱۹۹۵م.
  • نصرت خوارزمی، زهره و دیگران، «کنش فرهنگی زنان پس از انقلاب اسلامی: تحلیل گفتمان مطالبات فمینیسم اسلامی در جمهوری اسلامی ایران»، مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران، دورهٔ نهم، شمارهٔ ۴، ۱۳۹۹ش.
  • Badran, M. Feminism in Islam: Secular and Religious Convergences, NewYork: Oneworld Publications, 2013.
  • Mir-Hosseini, Ziba & Richard Tapper, Islam and democracy in Iran: Eshkevari and the quest for reform, London: I.B. Tauris, 2006.
  • Oxford English Dictionary, Clarendon press, 1989.
  • Poya, Maryam, Women, work and Islamism: Ideology and resistance in Iran, London: ZED Books. 1999.

ویکی ز

فمینیسم اسلامی؛ جمع بین اسلام و فمینیسم.

فمینیسم اسلامی جریانی متأثر از فمینیسم است که در دهه‌های اخیر در کشورهای اسلامی، از جمله ایران رواج پیدا کرده است. فمینیست‌های مسلمان درپی ترویج نگرشی نو به آموزه‌های دینی و سنت‌های رایج و تفسیری خاص از آن هستند. آنان با تمسک به منابع دینی در پی ارائه تفسیری عرف‌گرا و مدرن از دین هستند و بر لزوم تفسیر زنانه و اجتهاد در راستای احقاق حقوق زنان اصرار دارند.

اومانیسم اسلامی، عدالت عرفی، تأکید بر مساوات، آزادی و فرد گرایی، تقدم جامعه‌گرایی بر خانواده‌گرایی و تأکید بر مشارکت اجتماعی، تفکیک میان جنس و جنسیت، برابری حقوق زن و مرد اصلی‌ترین مبانی فکری است که فمینیسم اسلامی به آن تکیه می‌کند.

پیشینه فمینیسم اسلامی

در دوران اوج اسلام‌گرایی در خاورمیانه و گسترش دیدگاه‌های متفاوت در اندیشه فمینیستی، جریانی خاص مربوط به مباحث زنان در جهان اسلام شکل گرفت که به‌دنبال گسترش برابری در همه عرصه‌های زندگی بود. این جریان به نقد فرهنگ اسلامی پرداخت.[۱]

فمینیسم اسلامی در عرصه بین‌المللی از نیمه اول قرن بیستم میلادی همزمان با پیدایش برخی تحولات در عرصه بین‌المللی از جمله جنگ‌های جهانی اول و دوم، به تدریج شکل گرفت.

عده‌ای از فمینیست‌های مسلمان، از نیمه دوم قرن بیستم با رواج مفهوم حقوق بشر و به‌ویژه حقوق و آزادی‌های زنان در عرصه بین‌المللی، تصویب اسناد و معاهدات حقوق بشری، به خصوص کنوانسیون منع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان و اوج گرفتن جنبش‌های آزادی‌خواهانه زنان که اغلب سویه سکولاریتی داشت، درصدد نظریه‌پردازی پیرآمون فمینیسم اسلامی برآمدند.[۲]

نظریه‌پردازان فمینیسم اسلامی مدعی‌اند که یافته‌ها و رسالت اصلی خویش را از قرآن استنباط نموده‌اند. آنها اعتقاد دارند که حقوق و عدالت برای همه اعم از زن و مرد ارمغان قرآن برای بشریت است.[۳]

گروه‌های فمینیسم اسلامی

فمینیست اسلامی شامل دو گروه است:

  1. افرادی که به دلیل عدم استقبال جوامع اسلامی از ادبیات فمینیسم رادیکال و لیبرال به‌صورت عریان، از اسلام به مثابه یک سیاست راهبردی برای توسعه این مفاهیم استفاده می‌کنند. در واقع استفاده از ادبیات دینی در طرح دیدگاه‌های فمینیستی و ایجاد تعدیل در این دیدگاه، تنها راه دفاع از آموزه‌های فمینیستی و ایجاد جنبش‌های زنانه‌ای است که هدف آن مقابله با اصول گرایی و بنیادگرایی اسلامی است.[۴]
  2. افرادی از روشنفکران مسلمان آشنا با فرهنگ مدرن، که قائل به ضروری بودن اصلاحات در دین با ترازوی فرهنگ مدرن هستند. اینان از یک سو به دلیل داشتن رابطه عاطفی با دین و از سوی دیگر به دلیل پذیرش بن مایه‌های فرهنگ مدرن به عنوان محصول عقل بشری، به چنین نتیجه‌ای رسیده‌اند. از نظر آنان چالش اساسی میان تجدد و سنت، با شکل‌گیری ادبیات انتقادی دینی و عاریت گرفتن از مفاهیم بنیادین فرهنگ مدرن چون آزادی، فرد گرایی، برابری و عرف‌گرایی، قابل حل است.[۵]

مبانی فکری فمینیسم اسلامی

صاحب‌نظران مروج دیدگاه فمینیسم اسلامی، معتقدند مفاهیم ثابتی مانند؛ اومانیسم، عدالت، تساوی، آزادی، خانواده، جنسیت، برابری حقوقی زن و مرد و مشارکت اجتماعی، از دین قابل استنباط است.[۶] از آنجایی که عدالت و برابری جنسیتی انگاره بنیادین فمینیسم است، فقط به این دو مفهوم در این مقاله پرداخته می‌شود.

  1. عدالت: عدالت عرفی، عدالت مد نظر فمینیست‌های اسلامیاست، نه عدالت عقلی. عدالت عرفی مفهومی تغییرپذیر است به‌این معناکه هر زمان جامعه علمی بر آن صحه بگذارد، عدالت است، اگر چه در زمان‌های دیگر مورد تأیید نبوده باشد؛ لذا مشخص است که عدالت گرچه از اهداف دین است، اما عدالت موردنظر روشنفکران و فمینیست‌های اسلامی در ذات خود تغییرپذیر است و با آن می‌توان بسیاری از احکام زنان را که در تصور جامعه کنونی ما ناعادلانه تلقی می‌شود، لغو کرد.[۷]
  2. برابری حقوقی زن و مرد: مسائل حقوقی، دغدغه اصلی فمینیست‌های اسلامی است. به‌همین دلیل برای دست‌یابی به نظام حقوقی برابر در اسلام در مواردی چون قضاوت، شهادت، ارث، دیه، ازدواج و… تلاش‌های قابل توجهی کرده‌اند. از کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان به‌دلیل بنا شدن بر پایه مفهوم تشابه به‌شدت حمایت می‌کنند. فمینیست‌های اسلامی برای استیفای حقوق زنان بر برابری قانونی زن و مرد تأکید می‌کنند. اصلاحات مد نظر آنان، خصوصاً در محور روابط خانوادگی، بیشتر رنگ و بوی حقوقی دارد.[۸]

شاخصه‌های تفکر فمینیسم اسلامی

فمینیست‌های اسلامی برای تطبیق متون دینی با اعتقادات نشأت‌گرفته از فمینیست غرب‌گرا به تاویل آیات قرآن می‌پردازد. این درحالی است که روش اجتهادی تفسیر آیات قرآنی و روایات تنها در چارچوب اصول پذیرفته شده عقیدتی و شرعی معتبر است. به هر حال شاخصه‌های اصلی تفکر فمینیسم اسلامی در سه محور بیان می‌شود:

  1. جداانگاری دین‌داری و دین‌مداری
  2. انکار احکام ثابت
  3. نگاه منفی به نقش زنان در خانواده[۹]

نظریه عدم امکان مفهومی فمینیسم اسلامی

دربارهٔ عدم امکان جمع مفهومی فمینیسم اسلامی، سه دسته از مخالفان وجود دارند؛

  1. تأکید بر مفهوم فمینیسم: این دسته از مخالفان با بررسی مفهوم فمینیسم، تناقض این مفهوم با مفهوم اسلام را نشان می‌دهند و رأی بر ناممکن بودن مفهوم فمینیسم اسلامی می‌دهند.[۱۰]
  2. تأکید بر موفق نبودن فمینیسم اسلامی: عده‌ای دیگر از مخالفان فمینیسم اسلامی، مخالفتشان به‌دلیل ناموفق بودن فمینیسم اسلامی در رسیدن به اهداف مدنظر خودش است؛ زیرا با وجود گذشت دو دهه از پیدایش آن هنوز موفق به برابری حقوقی میان زنان و مردان در جوامع اسلامی نشده است؛ لذا، امکان مفهومی آن را به چالش کشیده و معتقد به ناممکن بودن آن هستند.[۱۱]
  3. تأکید بر منطق کلامی مفهوم فمینیسم اسلامی: این دسته تلاش می‌کنند به اثبات عدم امکان مفهومی فمینیسم اسلامی به‌لحاظ منطق کلامی و زبانی بپردازند. این عده اعتقاد دارند دو مفهوم فمینیسم و اسلام از نظر منطق کلامی با یکدیگر متضادند و حتی امکان وقوعی این نوع فمینیسم در مفهوم نیز وجود ندارد.[۱۲]

نظریه امکان مفهومی فمینیسم اسلامی

فمینیسم‌های اسلامی معتقدند بین اسلام و فمینیسم می‌توان جمع کرد. اگر فمینیسم یک ایدئولوژی تلقی شود، طبیعتاً نمی‌توان گفت فمینیسم اسلامی، چون اسلام یک ایدئولوژی است و نمی‌تواند ایدئولوژی دیگری را در کنار اسلام قرار داد.

اما فمینیسم یک ایدئولوژی نیست، بلکه یک نهضت اجتماعی برابری‌طلبانه برای زنان است. می‌توان با حفظ هویت اسلامی، فمینیسم هم بود و از حقوق و آزادی‌های زنان و کسب موقعیت‌های برابر برای آنان دفاع کرد. وجود مکاتب مختلف فمینیستی در واقع نشانگر این است که فمینیست اساساً یک ایدئولوژی نیست بلکه یک روند تاریخی و اجتماعی است.[۱۳]

طرفداران نظریه امکان مفهومی فمینیسم اسلامی دو دسته هستند:

  1. موافقان تاکتیک محور: در نظر موافقان تاکتیک محور، باید از ظرفیت‌های اسلام برای بهبود وضعیت زنان استفاده کرد. دغدغهٔ اصلی این عده فمینیسم اسلامی نیست، اما برای رسیدن به آزادی و ایجاد تغییر در وضعیت زنان مسلمان، در پی ترویج فمینیستی هستند. اینان از هرگونه تفرقه و جدایی میان زنان مسلمان بیم‌ناک هستند. نیره توحیدی را می‌توان در این گروه قرار داد.
  2. استراتژی محور: موافقان استراتژی محور، به فمینیسم اسلامی به عنوان یک استراتژی نگاه می‌کنند. این گروه معتقدند؛ فمینیسم آزادی‌طلبانهٔ موج دوم در ذات اسلام وجود دارد. از این رو آزادی حقیقی از آن فمینیسم اسلامی است. گروه دوم خود به سه دسته تقسیم می‌شود:
    1. موافقان با استراتژی مساوات مدرن‌محور: طرفداران این گروه بر این اعتقادند که مساوات مدرن در اسلام وجود دارد.
    2. موافقان با استراتژی اسلام‌محور: این گروه اعتقاد دارند که حقوق اسلامی برتر است و مسلمانان باید به آن برگردند.
    3. موافقان با استراتژی تحدید مفهوم اسلام: این گروه اسلام را در جنبه فردی می‌پذیرند نه در حیطه حکومت یا سیاست اسلامی؛ بنابراین با تحدید مفهوم اسلام به مسلمانان طرفدار حقوق زنان و اسلام، مفهوم فمینیسم اسلامی را فمینیسم مسلمان به‌کار می‌برند.[۱۴]

پانویس

  1. شفیعی رودپشتی؛ خسروانیان، نگاهی انتقادی بر فمینیسم اسلامی و ارزیابی میزان گرایش دانشجویان دختر به آن(مطالعه موردی: دانشجویان دختر مؤسسة آموزش عالی جهاد دانشگاهی یزد)، 1390ش، ص 73
  2. نیازمند منبع
  3. حسین‌زاده؛ عباسیان، نقد و بررسی مبانی فکری و شاخصه‌های فمینیسم اسلامی، ۱۳۹۴ش، ص 207
  4. حسین‌زاده؛ عباسیان، نقد و بررسی مبانی فکری و شاخصه‌های فمینیسم اسلامی، 1394ش، ص 208
  5. حسین‌زاده؛ عباسیان، نقد و بررسی مبانی فکری و شاخصه‌های فمینیسم اسلامی، 1394ش، ص 208
  6. نیازمند منبع
  7. نیازمند منبع
  8. حسین‌زاده؛ عباسیان، نقد و بررسی مبانی فکری و شاخصه‌های فمینیسم اسلامی، 1394ش، ص 211
  9. حسین‌زاده؛ عباسیان، نقد و بررسی مبانی فکری و شاخصه‌های فمینیسم اسلامی، 1394ش، ص 220
  10. کرمی؛ محبوبی شریعت پناهی، فمینیسم اسلامی، مفاهیم و امکان‌ها، 1392ش، ص 242
  11. کرمی؛ محبوبی شریعت پناهی، فمینیسم اسلامی، مفاهیم و امکان‌ها، 1392ش، ص 242
  12. کرمی؛ محبوبی شریعت پناهی، فمینیسم اسلامی، مفاهیم و امکان‌ها، 1392ش، ص 242
  13. نیازمند منبع
  14. کرمی؛ محبوبی شریعت پناهی، فمینیسم اسلامی، مفاهیم و امکان‌ها، 1392ش، ص 231

منابع

  • حسین‌زاده، ابوالحسن، عباسیان، حسین، «نقد و بررسی مبانی فکری و شاخصه‌های فمینیسم اسلامی، دو فصلنامه علمی پژوهشی انسان پژوهی دینی»، سال دوازدهم، شماره ۳۴، پاییز و زمستان ۱۳۹۴.
  • کرمی، محمد تقی، محبوبی شریعت پناهی، نسیم السادات، «فمینیسم اسلامی، مفاهیم و امکان‌ها، فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده»، سال پانزدهم، شماره ۵۹، بهار ۱۳۹۲.
  • شفیعی رودپشتی، میثم؛ خسروانیان، حمیدرضا، «نگاهی انتقادی بر فمینیسم اسلامی و ارزیابی میزان گرایش دانشجویان دختر به آن (مطالعه موردی: دانشجویان دختر مؤسسة آموزش عالی جهاد دانشگاهی یزد)»، پژوهش‌نامه زنان، سال دوم، شماره دوم، ۱۳۹۰.

ویکی ج