حکومتهای شیعه در ایران؛ تشکیل دولتهای شیعی با گرایش زیدی، اسماعیلی و دوازدهامامی در ایران.
حکومتهای شیعه در ایران با دولت علویان طبرستان، در سدۀ سوم هجری، آغاز شد. این دولت، الگویی برای حکومتهای بعدی شیعه از جمله آلمسافر/سلاریان، آلبویه، باوندیان و شاخههای گوناگون حکومتهای اسماعیلی مانند نزاریان ایران، شد. در قرون میانه، جنبشهایی همچون سربداران، مرعشیان و آلکیا نمونههای دیگری از پیوند تشیع با قدرتهای محلی بهشمار میروند. سپس دولتهایی چون مشعشعیان و سرانجام صفویان با رسمی کردن مذهب تشیع در سراسر ایران، شیعه را به اوج قدرت سیاسی و فرهنگی خود رساندند. پس از صفویان، دولت قاجار نقش مهمی در تثبیت هویت شیعی ایران ایفا کرد. با پیروزی انقلاب اسلامی در ۱۳۵۷ش و تأسیس جمهوری اسلامی ایران، اندیشهٔ حکومت شیعه که پیشتر نظری و آرمانی بود، بهصورت عملی و قانونی در قالب یک دولت مدرن تحقق یافت.
مفهومشناسی
حکومتهای شیعه در ایران، مجموعهای از نظامهای سیاسی محلی و ملی هستند که از سدهٔ سوم هجری قمری با تأسیس حکومت علویان طبرستان آغاز شدد و پس از فرازونشیبهای تاریخی، تا دورهٔ معاصر تداوم یافته است. بر اساس منابع پژوهشی، عنوان حکومت شیعی، منحصر به دولتهای شیعهٔ دوازدهامامی/اثنیعشری نیست،[۱] بلکه شیعیان اسماعیلی ازجمله فاطمیان و نزاریان[۲] و شیعیان زیدی نیز در طول تاریخ بر ایران و برخی سرزمینهای اسلامی دیگر، حکمرانی کردهاند.[۳] وجه مشترک همهٔ این حکومتها، بهرهگیری از مشروعیت مذهبی تشیع برای تشکیل قدرت سیاسی در برابر خلافت رسمی یا نظامهای رقیب بوده است.[۴]
نقطهٔ عطف تاریخ حکومتهای شیعی در ایران، دودمان صفوی است. صفویان با رسمیکردن مذهب تشیع اثنیعشری در ایران، بستر تحولی بنیادین در ساختار سیاسی-مذهبی کشور ایجاد کردند.[۵] در دوران معاصر نیز نظریهٔ ولایت فقیه بهعنوان اصلیترین رکن نظام جمهوری اسلامی ایران، الگویی نوین از حاکمیت شیعی را نهادینه ساخته است.[۶]
زمینههای فرهنگی و اجتماعی
در جریان رویدادهای سدهٔ نخست هجری ازجمله واقعه سقیفه بنیساعده، جنگ جمل، جنگ صفین و واقعه عاشورا،[۷] بهتدریج انگارۀ تعیین علی بن ابیطالب توسط پیامبر اسلام بهعنوان جانشین، در جامعه مسلمان تثبیت شد و تشیع در اواخر سدهٔ نخست و اوایل سدهٔ دوم هجری، به مذهبی با مبانی کلامی مستقل تبدیل شد.[۸] گرایش ایرانیان به تشیع نیز فرایندی تدریجی بود که سرانجام به شکلگیری دولتهای محلی شیعه انجامید.[۹] عدالتطلبی امام علی و رفتار بدون تبعیض اهلبیت با ایرانیان، موجب شد که خاندان علوی، گرایش قلبی یافته و سخن و سیره آنان را برتر از دیگران بیابند.[۱۰]
از سدهٔ دوم هجری، بسیاری از نوادگان پیامبر و امامان شیعه برای در امان ماندن از آزار خلفای اموی و عباسی به ایران کوچ کردند. حضور این امامزادگان در شهرهای ایران، زمینهٔ آشنایی بیشتر با آموزههای شیعی را برای ایرانیان فراهم کرد. همچنین هجرت علی بن موسی الرضا به ایران و حضور هشتسالهٔ او در مرو، تأثیر عمیقی بر گسترش تشیع در ایران گذاشت. حدیث سلسلةالذهب، نامههای وی به افراد مختلف و مناظرههای علمی در دربار مأمون، همگی به آشنایی ایرانیان با تشیع و ظرفیتهای اجتماعی و سیاسی آن کمک کرد.[۱۱] در این راستا، دولتهای محلی و منطقهای با گرایش شیعی، خیلی زود در ایران شکل گرفتند. حکومتهای شیعه در ایران اگرچه در آغاز، فراگیر نبودند، اما نقش مهمی در ریشهدار کردن تشیع در ایران ایفا کردند.[۱۲]
علویان طبرستان
حکومت علویان طبرستان در سال ۲۵۰ق، با مهاجرت سادات علوی به شمال ایران و در منطقهٔ طبرستان/مازندران تأسیس شد. چهار تن از نوادگان امام حسن مجتبی، ازجمله حسن بن زید معروف به داعی کبیر تا حسن بن قاسم معروف به داعی صغیر، از ۲۵۰ق تا ۳۱۶ق، بر طبرستان حکومت کردند. این حکومت که مذهب رسمی آنان تشیع زیدی بود از سده چهارم هجری که حکومت آلبویه پایهگذاری شد، اقتدار خود را بهعنوان یک دولت مستقل از دست داد و سرانجام در سدهٔ دهم هجری، منقرض شد.[۱۳]
دستاوردها
- نخستین تجربهٔ حکومتی شیعه در ایران با اتکا بر دعوت و انتخاب مردم؛
- چالش جدی با خلافت عباسی؛
- گسترش دعوت به سرزمینهای مجاور؛
- تأمین امنیت جامعه؛
- ساخت مساجد، مدارس دینی، کتابخانهها و خانقاهها، ترویج فقه شیعی زیدی، تعمیر بارگاه امامان و حاکمان علوی و ایجاد پایگاهی امن برای سادات.[۱۴]
آلمسافر
حکومت آلمسافر از سال ۳۰۴ق در منطقهٔ دیلم و نواحی شمال غربی ایران تا ارمنستان استقرار یافت. این سلسله حکومتی را محمد بن مسافر برپا کرد، اما در ادامه به دو شاخۀ آذربایجان و دیلم تقسیم شد. در شاخهٔ دیلم ۹ تن از وهسودان بن محمد (۳۳۰ق) تا مسافر (۴۵۴ق) و در شاخهٔ آذربایجان ۶ تن از مرزبان اول بن محمد (۳۳۰ق) تا ابوالهیجاء بن ابراهیم، حکومت کردند. مذهب رسمی آنان تشیع اسماعیلی بود.[۱۵]
دستاوردها
- ضرب سکههای حاوی نشانههای اعتقادات شیعی اسماعیلی (قرمطی)؛
- بروز و ظهور حرکتها و رسوم مبتنی بر فرهنگ انتظار؛
- نهادینهسازی باورهای شیعی در ساختار سیاسی و اجتماعی آن عصر.[۱۶]
آلبویه
با ضعف خلافت عباسی در سدهٔ سوم و چهارم هجری، امیران محلی داعیهٔ استقلال یافتند و علی پسر ابوشجاع در سال ۳۲۱ق با فتح ارجان، دولت آلبویه را پایهگذاری کرد. این حکومت بخشهایی از ایران، عراق، جزیره و شام را در بر گرفت.[۱۷] حاکمان آن شامل ۷ تن در فارس (۳۲۲–۴۴۷ق)، ۶ تن در اصفهان، ری و همدان (۳۳۵–۴۱۴ق) و ۱۰ تن در عراق (۳۳۴–۴۴۷ق) بودند. آنان ابتدا پیرو تشیع زیدی بودند و سپس به تشیع اثنیعشری گرویدند.[۱۸] اختلافات داخلی و انشقاق، روی کار آمدن حاکمان ضعیف پس از عضدالدوله، ظهور قدرتهای نوپا (غزنویان و سلجوقیان) و ناتوانی در حل اختلافات قومی، فرهنگی و سپاهیان، موجب فروپاشی حکومت آلبویه در سال ۴۴۷ق شد.[۱۹]
دستاوردها
- کنترل بغداد و تسلط بر خلافت عباسی؛
- ایجاد تشکیلات اداری منظم مانند وزارت، دیوانها، قضاوت، حسبه و نقابت، سازماندهی نوین سپاه، نهادسازی مذهبی؛[۲۰]
- رسمیتبخشیدن به عزاداری در ماه محرم و تعطیلی روز عاشورا؛[۲۱]
- شکوفایی علوم، هنر و معماری،[۲۲] ساخت و تجدید بنای حرم امامان و امامزادگان، ایجاد کتابخانهها و مراکز علمی؛
- برگزاری رسمی جشن در روز عید غدیر؛
- رواج گفتن «حی علی خیرالعمل» در اذان؛
- استفاده از مهر و تربت در سجده نماز؛
- توجه به علویان و احیای منصب نقابت؛
- ساماندهی وقف و نذورات.[۲۳]
باوندیان
حکومت باوندیان اسپَهبدیه طبرستان در سال ۴۶۶ق در سرزمین فریم (فَرّیم، پِریم یا قارِن) در شرق سلسلهکوههای طبرستان و در کنار شهریارکوه بنیان نهاده شد. قارن پسر سهراب در شهریارکوه نیرویی گرد آورد و پس از او پسران و نوادگانش بهتدریج بخشهایی از طبرستان را تصرف کردند. از حسامالدوله شهریار، پسر قارن (۴۶۶ق) تا شمسالملوک رستم (۶۰۶ق)، هشت تن در این حکومت، فرمان راندند. مذهب رسمی آنان تشیع اثنیعشری بود و سرانجام این حکومت در سال ۶۰۶ق منقرض شد.[۲۴]
دستاوردها
- ایجاد موازنهٔ قدرت سیاسی در عرصهٔ مذهبی مازندران؛
- حمایت از علمای شیعه، سادات و علویان؛
- همکاری با شیعیان دیگر مناطق از جمله اسماعیلیان؛
- تبلیغ و گسترش مذهب امامیه در طبرستان؛
- توجه ویژه به بقاع متبرک شیعیان مانند عتبات عالیات، قبرستان بقیع، حرم امام رضا و حرم عبدالعظیم حسنی.[۲۵]
اسماعیلیه نزاری ایران
حکومت اسماعیلیه نزاری ایران در سال ۴۸۸ق در قلعهای در منطقه کوهستانی الموت از توابع استان قزوین کنونی تأسیس شد. در پی اختلاف بر سر جانشینی مستنصر، خلیفهٔ هشتم فاطمیان مصر، حسن صباح آغازگر حکومت اسماعیلیه نزاری در ایران شد.[۲۶] از حسن صباح (۴۸۳ق) تا رکنالدین خورشاه (۶۵۴ق)، هفت تن در این سلسله، فرمان راندند. مذهب رسمی آنان تشیع اسماعیلی بود. این حکومت در سال ۶۵۴ق منقرض شد و پس از آن بهصورت مخفیانه ادامه یافت.[۲۷]
دستاوردها
- استمرار سلسلهٔ امامت نزاری و حفظ انسجام جامعه اسماعیلیان نزاری پس از سقوط حکومت؛[۲۸]
- ایجاد شبکهای مستحکم از قلعهها و معماری بینظیر نظامی؛
- فعالیت گسترده در ادبیات، فلسفه، کلام و نجوم؛
- ایجاد کتابخانههای مجهز و مراکز پژوهشی و استفاده از زبان فارسی بهعنوان زبان ادبیات دینی.[۲۹]
سربداران
حکومت سربداران از حدود سال ۷۳۶ق در مناطق خراسان، جرجان یا گرگان، قومس (کومش)، مازندران، جوین و اسفراین شکل گرفت. زمینهٔ شکلگیری آن، حضور شیخ خلیفه مازندرانی، صوفیِ معتقد به اصلاح اجتماعی در سبزوار[۳۰] و نیز به دار آویختن او در نهم یا دوازدهم شعبان سال ۷۳۶ یا ۷۳۷ق بود.[۳۱] از وجیهالدین مسعود بن فضلالله (۷۳۸ق) تا خواجه علی مؤید (۷۸۳ق)، یازده تن در این حکومت، فرمان راندند. مذهب رسمی آنان تشیع اثنیعشری بود. این حکومت در سال ۷۸۸ق منقرض شد.[۳۲]
دستاوردها
- گسترش تشیع در خراسان و سرزمینهای مجاور؛
- ایجاد تشکیلات منظم اداری و نظامی؛
- اصلاحات مالی و اقدامات عمرانی؛
- پیدایش تفکر بیگانهستیزی بهعنوان الگویی برای قیامهای بعدی از جمله قیام شاه اسماعیل صفوی؛
- احیای آموزههای شیعی، حمایت از علمای شیعه، شاعران، دانشمندان و فرهیختگان و رفتار مناسب حاکمان با مردم.[۳۳]
مرعشیان
حکومت مرعشیان در سال ۷۶۰ق در مناطق طبرستان و قزوین تأسیس شد. سید قوامالدین مرعشی با بهرهگیری از پشتوانهٔ مذهبی و محبوبیت خود، حکومتی را در آمل و سپس در تمام طبرستان برپا کرد.[۳۴] از سید قوامالدین (۷۶۰ق) تا سلطان مراد، چهارده تن فرمان راندند. مذهب رسمی آنان تشیع اثنیعشری بود. این حکومت تا سال ۷۹۵ق، مستقل و سپس تا سال ۱۰۰۵ق، بهعنوان حکومت دستنشانده ادامه یافت.[۳۵]
دستاوردها
آلکیا
حکومت آلکیا از سال ۷۶۹ق در لاهیجان پایهگذاری شد و بخشهای وسیعی از گیلان را در بر گرفت.[۳۷] در این سلسله، از امیرکیا تا خاناحمد (۱۰۰۰ق)، هفده تن حکومت کردند. مذهب رسمی آنان تشیع زیدی بود. این حکومت در سال ۱۰۰۰ق منقرض شد.[۳۸]
دستاوردها
- برپایی حکومت شیعی در گیلان؛
- اجرای آدابورسوم اجتماعی مانند جشنها، عزاداریها و مراسم دینی با حفظ اصول ملی و بومی؛
- گرایش تدریجی از مذهب زیدی به امامیه؛
- ظهور دانشمندان، پزشکان، شاعران، هنرمندان و نوازندگان.[۳۹]
قراقویونلوها
حکومت قراقویونلوها شامل آذربایجان، نواحی غرب و مرکز ایران، بخشهایی از فارس و خوزستان بود. زمینهٔ شکلگیری آن در سال ۷۸۰ق، تشکیل اتحادیهای از ایلات ترکمان در منطقهٔ وان همزمان با تضعیف ایلخانان، شورش قرایوسف علیه جلایریان و مقابله با تیموریان بود. چهار تن از قرایوسف بن قرامحمد (۷۹۲ق) تا حسنعلی میرزا، حاکمان آن بودند. مذهب آنان تشیع طریقتی یا تشیع صوفیانه، آمیختهای از تشیع امامی، تشیع غالی، تصوف و برخی از آموزههای اهلسنت بود. این حکومت در سال ۸۷۲ق بر اثر رقابت با آققویونلوها منقرض شد.
دستاوردها
- ایجاد دولت متمرکز ترکمان با گرایش شیعی در شمال غرب ایران؛
- انتقال تجربیات حکومتداری شیعی به آققویونلوها و صفویان؛
- تضعیف حکومتهای محلی سنی در غرب ایران؛
- ضرب سکه با شعارهای شیعی مانند نام امامان؛
- تدفین حاکمان در جوار امامزادهها؛
- ساخت مسجد کبود در تبریز با کتیبههای شیعی، گسترش معماری شیعی در بناهای مذهبی و عمومی و رواج شعائر و مناسک شیعی در فضاهای عمومی.[۴۰]
مشعشعیان
سیدمحمد بن فلاح مشعشعی با ادعای مهدویت، حکومت مستقل شیعی را با مرکزیت هویزه در خوزستان در سال ۸۴۵ق بنیان نهاد.[۴۱] این حکومت شامل دو دوره بود: دوران استقلال (۸۴۵–۹۱۴ق) با چهار حاکم از سیدمحمد بن فلاح تا سیدعلی بن محسن فیاض و دوران وابستگی (۹۱۴–۱۱۷۶ق) با ۲۳ حاکم از سید فلاح بن محسن تا مولی مطلب بن محمدخان بن فرجالله.[۴۲] مذهب رسمی آنان تشیع بود. دورهٔ استقلال مشعشعیان در سال ۹۱۴ق توسط صفویان پایان یافت و حکومت با احتساب هر دو دوره تا پیش از اجرای نظام متمرکز در عصر رضاشاه پهلوی بهطور کامل منقرض شد.[۴۳]
دستاوردها
- ایجاد جنبشی اجتماعی مبتنی بر حمایت نظام قبیلهای اعراب خوزستان؛
- زمینهسازی برای رشد فرهنگی و شکوفایی علم و هنر در خوزستان بهویژه در هویزه؛
- رونق مدارس و کتابخانهها، ظهور مفسران، فقها، حکما، ادیبان و شاعران بزرگ، و اعتلای فرهنگ شیعی در منطقه.[۴۴]
صفویان
همزمان با حکومت قراقویونلوها، اتحادیهٔ ترکمان در منطقهٔ دیار بکر مستقر شد و پس از شکست قراقویونلوها در سال ۸۷۲ق بر تمام ایران تا مرزهای خراسان تسلط یافت. آنان ابتدا تابع تیموریان بودند، اما بهتدریج استقلال یافتند. نُه تن از قره عثمان (۸۷۲ق) تا ابوالمظفر سلطان مراد (۹۲۱ق)، بر آن حکومت کردند. نمیتوان به راحتی در مورد مذهب آنان حکم کرد ولی با توجه به عامیانه شدن تصوف و فراگیر شدن آن و ازدیاد طریقتهای شیعی و فقدان شاخصه «تبرّی» که از ویژگیهای تشیع دوازده امامی است، میتوان حاکمان آنان را در ردیف «شیعیان محبّتی» و «طریقتی» یا «سنّیان دوازده امامی» قرار دارد.[۴۵] به عبارت دیگر، مذهب رسمی آنان تشیع التقاطی با زمینههای صوفیانه، حاوی عناصر سنی و شیعی بود که پلی بهسوی تشیع رسمی صفویه محسوب میشود. این حکومت در سال ۹۲۱ق منقرض شد.[۴۶]
در چنین فضای سیاسی و مذهبی بود که دولت صفویه (۹۰۷–۱۱۳۵ق) به رهبری شاه اسماعیل تأسیس شد. او با تکیه بر پیشینهٔ طریقت صفوی، تبدیل طریقت به جنبش سیاسی، اتحاد با قبایل ترکمان (قزلباش)، تضعیف حکومتهای رقیب مانند آققویونلوها، نارضایتی اجتماعی و دینی مانند فقر، تبعیض و فشارهای حکام سنی بر شیعیان در مناطق پیرامون، بنیان نهاد.[۴۷] شاه اسماعیل با شکست آققویونلوها وارد تبریز شد و در همان آغاز، مذهب تشیع اثنیعشری را بهعنوان مذهب رسمی کشور اعلام کرد. وی در تبریز خطبه به نام دوازده امام خواند، سکهها را با عبارت علی ولیالله، ضرب کرد،[۴۸] اذان را به شیوهٔ شیعیان تغییر داد و دستور لعن خلفای سهگانه را صادر کرد.[۴۹]
پایتخت صفویان پس از تبریز به قزوین و سپس در زمان شاه عباس به اصفهان منتقل شد. برخی منابع از اقدامات سختگیرانهٔ شاه اسماعیل برای رسمیسازی تشیع سخن گفتهاند؛ اما گروهی دیگر از پژوهشگران، این تغییر آیین را حرکتی آرام و تدریجی دانسته و گزارشهای مربوط به شدت عمل را حاصل داستانپردازی تاریخنگاران میشمارند.[۵۰] شاه اسماعیل از علمای شیعهٔ جبل عامل و بحرین دعوت کرد تا به ایران مهاجرت کنند و به ساخت مدارس شیعه و مراکز علمی و برگزاری آیینهای شیعی مانند مراسم عزاداری محرم، یاری برسانند.[۵۱] از اواخر دورهٔ شاه اسماعیل و اوایل دورهٔ شاه طهماسب که خود را نایب فقیه جامعالشرایط معرفی کرد،[۵۲] علما وارد ساختار حکومت صفوی شدند و مناصب گوناگونی را بر عهده گرفتند، ازجمله: صدر، شیخالاسلام، ملاباشی، وکیل حلالیات، قاضی، مفتی، داعی الاعظم، وزیر، مدرس، پیشنماز، امام جمعه و متولی اوقاف.[۵۳] با این حال، برخی علمای شیعه ازجمله شیخ ابراهیم قطیفی، مقدس اردبیلی (متوفی ۹۹۳ق)، صدرالمتألهین شیرازی (متوفی ۱۰۵۰ق) و شیخ حسن عاملی (متوفی ۱۰۱۱ق) همکاری با حکومت صفوی را جایز نمیدانستند.[۵۴] برخی پژوهشگران، صفویه را نخستین حکومت ملی ایران میدانند و رسمیشدن مذهب تشیع را عامل یکپارچگی مردم در برابر دشمنان سنیمذهب بهویژه عثمانیان میشمارند.[۵۵]
دستاوردها
- رسمیت بخشیدن به مذهب تشیع اثنیعشری در سراسر ایران و اختصاص یک جغرافیای سیاسی مشخص برای مذهب تشیع در برابر عثمانیان و ازبکان؛
- اتحاد سیاسی ایران و تشکیل یک حکومت ملی با تعریف هویت جدیدِ ایرانِ مسلمانِ شیعهٔ فارسیزبان؛
- دیپلماسی و روابط خارجی مستقل؛[۵۶]
- افزایش تحرک اجتماعی و امکان گذار از اقشار پایین جامعه به قشر بالا؛[۵۷]
- شکوفایی علوم و ظهور مکتب اصفهان در فلسفه، ادبیات و معماری؛
- تجلی شعائر شیعی در معماری مساجد، منارهها و کتیبهها؛
- بازنمایی آموزههای تشیع در هنرهایی مانند تعزیه، قالیبافی، نساجی، سفالگری، فلزکاری و خوشنویسی؛
- ساخت مدارس، مساجد، پلها، قصرها، محلات و کاروانسراها؛
- استفاده از ریاضیات در معماری مانند نسبتهای هندسی مبتنی بر حکمت متعالیه؛
- تدوین متون فقهی و جوامع حدیثی.[۵۸]
زندیه
پس از سقوط صفویه به دست افغانان (۱۱۳۵ق)، تشیع در ایران بهشدت تضعیف شد؛ زیرا افغانها از اهلسنت بودند. نادرشاه افشار (حک: ۱۱۴۸–۱۲۱۰ق) نیز برای پیشبرد اهداف سیاسی خود تلاش کرد تا مذهب تشیع را تضعیف کند.[۵۹] با این حال، ریشهدار بودن باورهای مذهبی در میان مردم و نفوذ اجتماعی علما، مانع از نابودی کامل تشیع شد.[۶۰] با تشکیل حکومت زندیه (۱۱۶۳–۱۲۰۹ق) و بهویژه در دورهٔ کریمخان زند، اوضاع برای تشیع بهبود یافت. هرچند حکومت زندیه یک حکومت شیعی فراگیر نبود، اما کریمخان به شعائر و اماکن مذهبی شیعه احترام میگذاشت. او شیخالاسلام را در شیراز منصوب کرد و محاکم شرع را دوباره راه انداخت. علمای شیعه در این دوره از احترام برخوردار بودند، اما هنوز قدرت سیاسی مستقیم نداشتند.[۶۱]
قاجاریه
حکومت قاجار میکوشید تا خود را به آموزههای مذهب شیعه، پایبند نشان دهد، اما در این دوره علمای شیعه، نقشآفرینی سیاسی و اجتماعی محدودی داشتند. با وجود این، سازمان روحانیت بر پایهٔ نظام مرجعیت شکل گرفت و علما و مدارس علمیه از منابع مستقل مالی مانند وجوه شرعی برخوردار بودند.[۶۲] در بخش دوم دورهٔ قاجار، علمای شیعه بهعنوان یک نیروی مؤثر سیاسی-اجتماعی، نقشآفرینی کردند.
- جنبش تحریم تنباکو (۱۲۷۰ش): علما به رهبری میرزای شیرازی مردم را علیه قرارداد تنباکو با انگلستان بسیج و حکومت قاجار را مجبور به عقبنشینی کردند.
- جنبش مشروطه (۱۲۸۵ش): بخشی از علما در کنار روشنفکران وارد صحنه شدند و نقش رهبری را در اعتراضات علیه سلطنت مطلقه ایفا کردند.[۶۳]
پهلوی
در دورهٔ پهلوی (۱۳۰۴–۱۳۵۷ش)، رابطهٔ دین و دولت بهکلی دگرگون شد. رضاشاه و پس از او محمدرضا پهلوی که خود را پایبند به مذهب شیعه اثنیعشری میخواندند، سیاست سکولاریسم را در پیش گرفتند و به مبارزهٔ شدید با برخی آموزههای مذهبی و دینی پرداختند. در این دوره، حکومت از نهاد دین و مذهب فاصله گرفت و رابطهٔ دین و دولت به تقابل و تضاد نسبی انجامید. نقطهٔ عطف این تقابل، ظهور سید روحالله خمینی در سال ۱۳۴۱ش بود. او نظریهٔ ولایت فقیه را مطرح کرد که بر اساس آن، روحانیون نهتنها حق، بلکه تکلیف دارند که وارد سیاست شوند و حکومت تشکیل دهند. این اندیشه، رویکرد سکولاریستی حاکم را شکست داد و زمینه را برای انقلاب اسلامی فراهم کرد.[۶۴]
جمهوری اسلامی
با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ش، بار دیگر آموزههای شیعی سرلوحه حکومت قرار گرفت و مردم ایران با مشارکت در همهپرسی مربوط به ساختار حکومتی ایران در فروردین ۱۳۵۸ش، به نظام جمهوری اسلامی رأی دادند.[۶۵] در نظام جمهوری اسلامی، نظریهٔ ولایت فقیه بهعنوان مبنای حکومتداری بهرسمیت شناخته شد. فقه شیعه در ساختار سیاسی از جمله رهبری نظام، ریاستجمهوری، قوای سهگانه شامل مجریه، مقننه و قضائیه، مجلس خبرگان، شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی و قوانین اساسی نافذ گردید[۶۶] و حضور دین در تمام عرصههای اجتماعی، رسمیت یافت.[۶۷]
دستاوردها
- تثبیت هویت ملی ایرانیان و استقلال سیاسی ایران و تبدیل آن به یکی از ده کشور تأثیرگذار جهان؛
- حمایت از مستضعفان، گروههای مقاومت و بیداری اسلامی؛[۶۸]
- اثرگذاری در مهار بحرانهای منطقهای و بینالمللی، تبدیل ایران به قطب تأمین ثبات و امنیت در خاورمیانه؛
- زمینهسازی برای خودکفایی کامل نظامی در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران.[۶۹]
- گسترش زیرساختهای پایدار در بهداشت، آموزش و انرژی؛
- تربیت و استفاده از نیروی انسانی جوان، متخصص و متعهد برای پیشرفت کشور؛[۷۰]
- آزادی عمل مسلمانان اهلسنت، زرتشتیان، کلیمیان و مسیحیان در مراسم دینی و احوال شخصیه و حضور در مجلس شورای اسلامی.[۷۱]
- ساخت و گسترش اکوسیستم علم و فناوری شامل پارکهای علمی و شرکتهای دانشبنیان، ایجاد زیرساختهای پایدار در حملونقل و ارتباطات.[۷۲]
- ارتقای ایران در رتبههای جهانی در رشتههای نانو، بیوتکنولوژی، پزشکی و شیمی؛
- خودکفایی در فناوریهای راهبردی مانند هستهای، موشکی، پهپادی، سلولهای بنیادین و داروهای نوترکیب؛
- حضور در جمع هفت کشور سازندهٔ موشک ماهوارهبر و اعزام موجود زنده به فضا، کسب رتبههای برتر جهانی در ساخت ماهواره، سامانهٔ پرتاب ماهواره، چرخهٔ سوخت هستهای، توربین گازی و سدسازی؛
- قرارگیری در جایگاه سیزدهم تولید علم با رشد یازدهبرابری نسبت به متوسط جهانی.[۷۳]
مقایسه نظام جمهوری اسلامی با حکومت صفوی
| ویژگی دولتها | صفویه[۷۴] | جمهوری اسلامی[۷۵] |
|---|---|---|
| مبنای مشروعیت | ترکیبی از قدرت نظامی، صوفیگری و نسب علوی | نظریه فقهی «ولایت فقیه» با پشتوانه رأی مردم (جمهوری) |
| نقش علما | علما در خدمت حکومت بودند؛ حکومت توسط شاه و درباریان اداره میشد | علمای دین بهطور مستقیم رهبری و اداره کشور را بر عهده گرفتند |
| ساختار سیاسی | سلطنت موروثی با پشتوانه نظامی | نظام جمهوری با رهبری فقیه و انتخابات مردمی |
| قوانین | قوانین عرفی و شرعی در کنار هم | قوانین مبتنی بر فقه شیعه در چارچوب قانون اساسی |
پانویس
- ↑ خطیبی کوشک و همکاران، فرهنگ شیعه، ۱۳۸۶ش، ص۳۵۸؛ قائدان، «علل و عوامل سیاسی و کلامی پیدایش فرقههای شیعه»، ۱۳۸۶ش، ص94-95.
- ↑ سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ۱۴۲۴ق، ج۷، ص۵۴؛ دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ۱۳۸۶ش. ص۱۱.
- ↑ طباطبایی، شیعه در اسلام، ۱۳۷۵ش، ص۳۴؛ صابری، تاریخ فرق اسلامی، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص86-87.
- ↑ کشاورز و بوسعیدی، «دولتهای شیعی - مجله نقد کتاب تاریخ»، ۱۳۹۶ش، ص171-174.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص۲۶۵.
- ↑ بهشتی و حاجی هاشمی، «چگونگی شکلگیری اصل ولایت فقیه به منزلة ساخت قدرت در جمهوری اسلامی»، ۱۳۹۵ش، ص۳۷.
- ↑ صابری، تاریخ فرق اسلامی، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص19-24.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص32-34.
- ↑ حسنلو، «اصالت تاریخی شیعهگرایی ایرانیان»، ۱۳۹۷ش، ص59-60.
- ↑ شاهمحمدزاده، «پراکندگی جغرافیایی تشیع در ایران از آغاز تا پایان قرن سوم هجری»، ۱۳۹۴ش، ص1-29.
- ↑ حسنلو، «اصالت تاریخی شیعهگرایی ایرانیان»، ۱۳۹۷ش، ص65-79.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص۵۲.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص53-73.
- ↑ نوروزی و همکاران، «دستاوردهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی علویان طبرستان»، ۱۳۹۸ش، ص۸۳.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص۹۲–۷۹.
- ↑ شاهمرادی، «آل مسافر و تشیع در دیلم و آذربایجان در قرن چهارم هجری»، ۱۳۹۵ش، ص۱۱۷.
- ↑ سجادی، «آل بویه»، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۶۲۹.
- ↑ جعفرنیا، «سیاستهای حکومت آل بویه در جهت تحکیم وحدت میان شیعه و اهلسنت»، ۱۳۹۷ش، ص24-25.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص100-117.
- ↑ منتظرالقائم و کشاورز، «بررسی تغییرات اجتماعی مراسم و مناسک عزاداری عاشورا در ایران»، ۱۳۹۶ش، ص۴۶.
- ↑ خسروبیگی و جلیلیان، «نقش آل بویه در تعمیق فرهنگ شیعی، مطالعه موردی: آداب و رسوم مذهبی»، ۱۳۹۲ش، ص۸۶.
- ↑ یحیایی، «بررسی و نقد کتاب تاریخ، تمدن و فرهنگ ایران در عصر آل بویه»، ۱۳۹۹ش، ص۳۴۷.
- ↑ جلیلیان، «نقش حکومت آل بویه در توسعه فرهنگ شیعی»، ۱۳۹۲ش، ص122-130.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص130-144.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص145-152.
- ↑ دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ۱۳۸۶ش، ص388 و 391-392؛ هاجسن، فرقه اسماعیلیه، ۱۳۸۷ش، ص94-96.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص153-172.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص۱۷۲.
- ↑ شاهمرادی، «اوضاع فزهنگی و اجتماعی اسماعیلیه نشاری در دوران الموت»، ۱۳۹۷ش، ص32-33.
- ↑ سمرقندی، مطلع سعدین و مجمع بحرین، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۱۷۵.
- ↑ حافظ ابرو، زبده التواریخ، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۸۱.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص172-197.
- ↑ پرهیزکاری، «نقش دولت شیعی سربداران خراسان در گسترش تشیع و تمدن اسلامی»، ۱۳۹۲ش، ص۴۸.
- ↑ مرعشی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، ۱۳۶۸ش، ص184-216.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص202-212.
- ↑ مرعشی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، ۱۳۶۸ش، ص193-211؛ گروه تاریخ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ تشیع، ۱۳۹۰ش، ص۲۸۷.
- ↑ جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۲۷۸.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص215-225.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص225-228.
- ↑ شاهمرادی و منتظر القائم، «تشیع قراقویونلوها»، ۱۳۹۲ش، ص۶۷؛ شاهمرادی، «نگرش حاکمانِ آذربایجان به تشیع (از فروپاشی ایلخانان تا تأسیس صفویه)»، ۱۳۹۶ش، ص88-91.
- ↑ جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۲۷۸.
- ↑ جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۲۸۱.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص229-245.
- ↑ احمدی مقدم، «رویکرد دولت مشعشعیان در توسعه علوم دینی و آموزشی»، ۱۳۹۸ش، ص669-674.
- ↑ سماواتی و سیاهکوهیان، «همگرایی و واگرایی گفتمان تصوّف و گفتمان تشیّع در ایران از دوره قراقویونلوها تا پایان دوره آققویونلوها»، ۱۴۰۳ش، ص۱۶۹.
- ↑ رجبی، «بررسی حکومت آق قویونلوها و فراقویونلوها»، ۱۳۸۲ش، ص7-11؛ شاهمرادی، «نگرش حاکمانِ آذربایجان به تشیع (از فروپاشی ایلخانان تا تأسیس صفویه)»، ۱۳۹۶ش، ص81-88؛ زرینزاد و میرجعفری، «سقوط آق قویونلوها ازدیدگاه تاریخنگاران عصر صفوی و تحلیلی بر نظریات آنها»، ۱۳۸۸ش، ص65-73.
- ↑ کشاورز و همکاران، «بررسی زمینههای شکلگیری تعادل نهادی سنّتی در عصر صفویه با تأکید بر روابط متقابل روحانیت و حکومت»، ۱۴۰۰ش، ص۱۹.
- ↑ حسینی قمی، خلاصه التواریخ، ۱۳۵۹ش، ج۱، ص۷۳.
- ↑ جنابدی، روضه الصفویه، ۱۳۷۸ش، ص۱۵۴.
- ↑ صفا و رضایی، «آرایههای داستانی منابع عصر صفوی و رسمیت تشیع در ایران»، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۸ و ۱۱۵.
- ↑ کشاورز و همکاران، «بررسی زمینههای شکلگیری تعادل نهادی سنّتی در عصر صفویه با تأکید بر روابط متقابل روحانیت و حکومت»، ۱۴۰۰ش، ص۱۸؛ فروغی، «کارکرد مراسم سوگواری عاشورا در رسمی شدن مذهب شیعه»، ۱۳۸۲ش، ص67-68.
- ↑ جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۱۲۱.
- ↑ کشاورز و همکاران، «بررسی زمینههای شکلگیری تعادل نهادی سنّتی در عصر صفویه با تأکید بر روابط متقابل روحانیت و حکومت»، ۱۴۰۰ش، ص21-23.
- ↑ رجبی، «آراء فقیهان عصر صفوی درباره تعامل با حکومتها»، ۱۳۸۸ش، ص۵۹-۶۸.
- ↑ جعفری، «دولتی به کام رندان - مروری بر اهمیت و نقش دولت صفویه در تاریخ تشیع»، ۱۳۹۰ش، ص234-236.
- ↑ کشاورز و همکاران، «بررسی زمینههای شکلگیری تعادل نهادی سنّتی در عصر صفویه با تأکید بر روابط متقابل روحانیت و حکومت»، ۱۴۰۰ش، ص۱۹.
- ↑ کشاورز و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش طبقات اجتماعی در فرایند تمدّنی دولت صفویه»، ۱۳۹۶ش، ص۱۶۲.
- ↑ جعفری، «دولتی به کام رندان - مروری بر اهمیت و نقش دولت صفویه در تاریخ تشیع»، ۱۳۹۰ش، ص234-236.
- ↑ فتحالله پور، «تشیع در دوره نادشاه افشار»، 1385ش، ص74.
- ↑ ایزدی و پهلوانپور، «وضعیت سیاسی تشیع از اضمحلال صفویه تا کریمخان زند»، ۱۳۹۰ش، ص۸ و ۲۹.
- ↑ ایزدی و پهلوانپور، «وضعیت سیاسی تشیع از اضمحلال صفویه تا کریمخان زند»، ۱۳۹۰ش، ص۸ و ۲۹.
- ↑ افشارکهن، «پیامدهای غلبه اصولیان بر اخباریان در سیاست ایران»، ۱۳۹۵ش، ص۸.
- ↑ قنبری، «منابع قدرت روحانیت شیعه در ایران»، ۱۳۸۱ش، ص۲۶۹.
- ↑ قنبری، «منابع قدرت روحانیت شیعه در ایران»، ۱۳۸۱ش، ص۲۷۲.
- ↑ خمینی، صحیفه نور، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۴۸۶.
- ↑ هاشمی، حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۱۷؛ مدنی، حقوق اساسی و نهادهای سیاسی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۶۰–۱۳۶۹ش، ج۴، ص۸۴–۹۸.
- ↑ قنبری، «منابع قدرت روحانیت شیعه در ایران»، ۱۳۸۱ش، ص272-279.
- ↑ «۲۶ سال تلألو خورشید روشناییبخش انقلاب»، خبرگزاری تسنیم.
- ↑ سلطانی و اسدی، «تحلیلی بر دستاوردهای سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی ایران»، ۱۴۰۲ش، ص۲۱.
- ↑ اداره کل هنر و رسانه، « برخی دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی ایران»، مبلغان، ۱۳۹۶ش، ص۵۳-۴۸.
- ↑ قانون اساسی، نشر الهدی، ۱۳۸۸ش، اصول ۳، ۱۳، ۱۹۲۰، ۲۶.
- ↑ اداره کل هنر و رسانه، « برخی دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی ایران»، مبلغان، ۱۳۹۶ش، ص۵۳-۴۸.
- ↑ «۲۶ سال تلألو خورشید روشناییبخش انقلاب»، خبرگزاری تسنیم.
- ↑ چلونگر و شاهمرادی، دولتهای شیعی در تاریخ، ۱۳۹۵ش، ص۲۷۷–۲۷۶.
- ↑ قنبری، «منابع قدرت روحانیت شیعه در ایران»، ۱۳۸۱ش، ص۲۷۹-۲۷۲.
منابع
- احمدی مقدم، سیدمحمد، «رویکرد دولت مشعشعیان در توسعه علوم دینی و آموزشی»، کنفرانس بینالمللی پژوهشهای دینی، علوم اسلامی، فقه و حقوق در ایران و جهان اسلام، مجموعه مقالات، ۱۳۹۸ش.
- افشار کهن، مژگان، پیامدهای غلبه اصولیان بر اخباریان در سیاست ایران، پایاننامه کارشناسی ارشد، مشهد، دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۳۹۵ش.
- اداره کل هنر و رسانه، «برخی دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی ایران»، مبلغان، سال۱۹، شماره۲۱۴، ۱۳۹۶ش.
- «امامیه»، وبسایت ویکی شیعه، تاریج درج مطلب: ۴ تیر ۱۴۰۴ش.
- ایزدی، حسین و پهلوانپور، فاطمه، «وضعیت سیاسی تشیع از اضمحلال صفویه تا کریمخان زند»، تاریخ اسلام، سال۱۲، شماره ۴۵ و ۴۶، ۱۳۹۰ش.
- بهشتی و حاجی هاشمی، «چگونگی شکلگیری اصل ولایت فقیه به منزلة ساخت قدرت در جمهوری اسلامی»، مطالعات اجتماعی ایران، سال۱۰، شماره۱، ۱۳۹۵ش.
- پرهیزکاری، سیدروحالله، «نقش دولت شیعی سربداران خراسان در گسترش تشیع و تمدن اسلامی»، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، سال۴، شماره۱۳، ۱۳۹۲ش.
- جعفرنیا، فاطمه، «سیاستهای حکومت آل بویه در جهت تحکیم وحدت میان شیعه و اهلسنت»، تاریخنامه خوارزمی، سال۷، شماره۲۲، ۱۳۹۷ش.
- جعفری، علیاکبر، «دولتی به کام رندان - مروری بر اهمیت و نقش دولت صفویه در تاریخ تشیع»، سوره اندیشه، سال۱۸، شماره ۵۲ و ۵۳، ۱۳۹۰ش.
- جعفریان، رسول، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۹ش.
- جعفریان، رسول، اطلس شیعه، تهران، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، ۱۳۹۱ش.
- جلیلیان، قهرمان، «نقش حکومت آل بویه در توسعه فرهنگ شیعی»، پژوهشهای علوم انسانی، سال۲، شماره۲۱، ۱۳۹۲ش.
- جنابدی، میرزا بیگ، روضه الصفویه، تحقیق و تصحیح، غلامرضا طباطبایی مجد، تهران، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، ۱۳۷۸ش.
- چلونگر، محمدعلی و شاهمرادی، سیدمسعود، دولتهای شیعی در تاریخ، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۵ش.
- حافظ ابرو، عبدالله بن لطفالله، زبدةالتواریخ، تحقیق و تصحیح سیدکمال حاجسیدجوادی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۰ش.
- حسنلو، امیرعلی، «اصالت تاریخی شیعهگرایی ایرانیان»، پاسخ به شبهات دینی، سال۳، شماره۱۲، ۱۳۹۷ش.
- حسینی قمی، قاضی احمد بن شرفالدین حسین، خلاصه التواریخ، تصحیح احسان اشراقی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۵۹ش.
- خسروبیگی، هوشنگ و جلیلیان، قهرمان، «نقش آل بویه در تعمیق فرهنگ شیعی، مطالعه موردی: آداب و رسوم مذهبی»، پژوهشنامه تاریخ، سال۹، شماره۳۰، ۱۳۹۲ش.
- خطیبی کوشک، محمد و همکاران، فرهنگ شیعه، قم، زمزم هدایت، ۱۳۸۶ش.
- دفتری، فرهاد، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ترجمه فریدون بدرهای، تهران، فرزان روز، ۱۳۸۶ش.
- رجبی، محمدحسین، «فقیهان عصر صفوی دربارهٔ تعامل با حکومتها»، تاریخ و تمدن اسلامی، سال۵، شماره۹، ۱۳۸۸ش.
- رجبی، فاطمه، «بررسی حکومت آق قویونلوها و فراقویونلوها»، تاریخ پژوهی، سال۲، شماره۱۵، ۱۳۸۲ش.
- رئیس السادات، سیدحسین، «علویان طبرستان»، مشکوه، سال۹، شماره۲۹، ۱۳۶۹ش.
- زرینزاد، حجت و میرجعفری، حسین، «سقوط آق قویونلوها ازدیدگاه تاریخنگاران عصر صفوی و تحلیلی بر نظریات آنها»، تاریخ (دانشگاه آزاد اسلامی واحد محلات)، سال۴، شماره۱۴، ۱۳۸۸ش.
- سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۲۴ق.
- سجادی، صادق، «آل بویه»، در دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۶۹ش.
- سلطانی، محمد و اسدی، سارا، «تحلیلی بر دستاوردهای سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی ایران»، نظریهپردازی راهبردی، سال۲، شماره۱، ۱۴۰۲ش.
- سماواتی، محمدصادق؛ سیاهکوهیان، هاتف، «همگرایی و واگرایی گفتمان تصوّف و گفتمان تشیّع در ایران از دوره قراقویونلوها تا پایان دوره آققویونلوها»، عرفان اسلامی، سال۱۴، شماره۸۱، ۱۴۰۳ش.
- سمرقندی، عبدالرزاق، مطلع السعدین و مجمع البحرین، به اهتمام عبدالحسین نوایی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۸۳ش.
- شاهمحمدزاده، معصومه، «پراکندگی جغرافیایی تشیع در ایران از آغاز تا پایان قرن سوم هجری»، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه ایلام، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ۱۳۹۴ش.
- شاهمرادی، سیدمسعود و منتظر القائم، اصغر، «تشیع قراقویونلوها»، پژوهشهای تاریخی، سال۵، شماره۱، ۱۳۹۲ش.
- شاهمرادی، سیدمسعود، «آل مسافر و تشیع در دیلم و آذربایجان در قرن چهارم هجری»، تاریخنامه خوارزمی، سال۴، شماره۱۲، ۱۳۹۵ش.
- شاهمرادی، سیدمسعود، «نگرش حاکمانِ آذربایجان به تشیع (از فروپاشی ایلخانان تا تأسیس صفویه)»، پژوهشنامه تاریخ اسلام، سال۷، شماره۲۸، ۱۳۹۶ش.
- شاهمرادی، سیدمسعود، «اوضاع فرهنگی و اجتماعی اسماعیلیه نشاری در دوران الموت»، تاریخ نو، سال۸، شماره۲۴، ۱۳۹۷ش.
- صابری، حسین، تاریخ فرق اسلامی؛ فرق شیعی و فرقههای منسوب به شیعه، تهران، سمت، ۱۳۸۴ش.
- صفا، میکائیل و رضایی، محمد، «آرایههای داستانی منابع عصر صفوی و رسمیت تشیع در ایران»، شیعهشناسی، سال۶، شماره ۲۴، ۱۳۸۷ش.
- طباطبایی، سید محمدحسین، شیعه در اسلام، قم، اسلامی، ۱۳۷۵ش.
- فتحالله پور، پرویز، «تشیع در دوره نادشاه افشار»، شیعهشناسی، شماره ۱۶، ۱۳۸۵ش.
- فروغی، اصغر، «کارکرد مراسم سوگواری عاشورا در رسمی شدن مذهب شیعه در زمان صفویه»، مشکوه، سال۲۱، شماره۸۱، ۱۳۸۲ش.
- فیرحی، داوود، نظام سیاسی و دولت در اسلام، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها، ۱۳۸۲ش.
- قانون اساسی، نشر الهدی، ۱۳۸۸ش.
- قائدان، اصغر، «علل و عوامل سیاسی و کلامی پیدایش فرقههای شیعه»، نامه تاریخ پژوهان، سال۳، شماره۱۲، ۱۳۸۶ش.
- قنبری، آیت، «منابع قدرت روحانیت شیعه در ایران»، علوم سیاسی - دانشگاه باقرالعلوم، سال۵، شماره۲۰، ۱۳۸۱ش.
- کاظمی شاملو، مهدی، «بررسی منابع چهارگانه فقه از نظر شیعه و سنی (عقل، اجماع، سنت و قرآن)»، سخن جامعه، سال۵، شماره۱۲، ۱۳۹۶ش.
- کشاورز، زهرا سادات و بوسعیدی، فرشته، «دولتهای شیعی- مجله نقد کتاب تاریخ»، نقد کتاب تاریخ، سال۴، شماره۱۶، ۱۳۹۶ش.
- کشاورز، زهرا سادات و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش طبقات اجتماعی در فرایند تمدّنی دولت صفویه»، تاریخ اسلام و ایران، سال۹، شماره۳۴، ۱۳۹۶ش.
- کشاورز، زهرا سادات و همکاران، «بررسی زمینههای شکلگیری تعادل نهادی سنّتی در عصر صفویه با تأکید بر روابط متقابل روحانیت و حکومت»، مطالعات تاریخی جهان اسلام، سال۹، شماره۱۸، ۱۴۰۰ش.
- گروه تاریخ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ تشیع، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۰ش.
- مجلسی، محمدباقر، زادالمعاد، قم، جلوه کمال، ۱۳۸۹ش.
- محمد هاشمی، حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران، میزان، ۱۳۸۵ش.
- مدنی، جلالالدین، حقوق اساسی در جمهوری اسلامی ایران، تهران، سروش، ۱۳۶۰–۱۳۶۹ش.
- مرعشی، سید ظهیرالدین، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، تهران، شرق، ۱۳۶۸ش.
- منتظرالقائم، اصغر و کشاورز، زهرا سادات، «بررسی تغییرات اجتماعی مراسم و مناسک عزاداری عاشورا در ایران»، شیعهشناسی، سال۱۵، شماره۵۸، ۱۳۹۶ش.
- موسیپور، ابراهیم، «جشنهای جهان اسلام»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، ۱۳۸۵ش.
- نوروزی، فرشید و دیگران، «دستاوردهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی علویان طبرستان»، تاریخ نو، سال۹، شماره۲۷، ۱۳۹۸ش.
- هاجسن، مارشال گ.س. فرقه اسماعیلیه، ترجمه فریدون بدرهای، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۸۷ش.
- یحیایی، علی، «بررسی و نقد کتاب تاریخ، تمدن و فرهنگ ایران در عصر آل بویه»، پژوهشنامه انتقادی متون و برنامههای علوم انسانی، سال۱۱، شماره۷۷، ۱۳۹۹ش.
- «۲۶ سال تلألو خورشید روشناییبخش انقلاب»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: ۱۵ خرداد ۱۳۹۴ش.