آجیده‌دوزی؛ نوعی سوزن‌دوزی ظریف و رودوزی سنتی ایرانی بر روی پارچه.

آجیده‌دوزی
پرونده:آجیده‌دوزی.jpg
نمونه‌ای از کوسن‌های آجیده‌دوزی شده

آجیده‌دوزی یا سوزن‌دوزی آجیده، یکی از صنایع دستی و هنرهای سنتی ایرانیان است که در آن از نخ‌های رنگی و سوزن برای ایجاد طرح‌های زیبا و متنوع روی پارچه استفاده می‌شود. این هنر بیشتر در مناطق مرکزی ایران، به‌ویژه در شهرهای کرمان، اصفهان و کاشان، رواج دارد. آجیده‌دوزی به‌دلیل استفاده از گره‌های کوچک و متراکم، با دیگر روش‌های سوزن‌دوزی مانند قلاب‌دوزی یا گل‌دوزی متفاوت است. این گره‌ها باعث می‌شوند طرح‌ها برجسته‌تر و بادوام‌تر به‌نظر برسند. این هنر زیبا نه‌تنها نشان‌دهنده خلاقیت و مهارت هنرمندان ایرانی است، بلکه بخشی از فرهنگ و هویت ایرانی محسوب می‌شود.

واژه‌شناسی

آجیده در لغت به معنای خلانیده، داخل‌شده و سوزن فرو برده است. به ناهمواری‌های سطحی یک چیز نیز آجیده گویند.[۱] آجیده با نام‌های دیگری همچون آجده، آژیده، آژده یا آزده نیز خوانده می‌شود.[۲] آجیده‌دوزی که پنبه‌دوزی یا لایه‌دوزی هم گفته می‌شود، از انواع رودوزی‌های سنتی در ایران است. در این نوع از هنر دستی، مقداری پنبه بین دو لایه پارچه قرار می‌گیرد. سپس، روی پارچه، نقوش و طرح‌هایی ظریف به‌صورت برجسته، با نخ و سوزن دوخته می‌شود. آجیده در خرده‌فرهنگ‌های ایرانی، معنای متفاوتی دارد:

  • رنگ‌کرده، با سوزن یا غیرسوزن خلانیده شده؛[۳]
  • ناهمواری‌های سطح یک چیز؛
  • درشتی سوهان؛
  • هر چیزی که دان‌دان باشد؛
  • بخیه‌زدن کوتاه‌تر از شلال؛[۴]
  • نوعی دوخت لباس و نوعی گیوه که کف آن از چرم است و با نوعی ریسمان به‌هم دوخته می‌شود.[۵]

پیشینه

آثار برجای مانده از دوران ایران باستان، نشان از حضور این هنر در آن روزگار دارد. در دوران هخامنشیان، در زیر تسمه‌های تیردان‌ها، از یک لایهٔ پنبه‌دوزی آسترکشی شده استفاده می‌کردند تا سنگینی وزن تیرها، آسان‌تر تحمل شود.[۶] برگستوان که پوشش جنگی اسب، فیل و انسان بود ازجمله نمونه‌های دیگر استفاده از این هنر در دوران باستان است. در قسمت تنهٔ این وسیله، نوعی لایه‌دوزی شبیه لحاف وجود داشته و از منگوله، قبه و ریشه‌دوزی به‌منظور تزئین آن استفاده می‌شد.[۷] نگاره‌های برجای مانده از سوارکار پارتی، در دوره اشکانیان و نقش برجستهٔ پادشاه سوار بر اسب در منطقهٔ طاق‌بستان، نیز استفاده از برگستوان برای پوشش اسب‌ها در این دوره‌ها را نشان می‌دهد.[۸] در سده‌های نخستین دوران اسلامی نیز نمونه‌هایی از آجیده‌دوزی مشاهده شده است. برای مثال، جامهٔ متوکل، از خلفای عباسی، دارای نقوش پنبه‌دوزی شده بود.[۹]

در دوران تیموریان، پوشیدن لباس‌های چین‌دار و حاشیه‌دوزی شده مخملی و آجیده رایج بوده است.[۱۰] در سیاحت‌نامه‌هایی از دوران صفویان به قبا در پوشش ایرانیان اشاره شده است که میان آستر و رویه آن از یک لایه پنبه استفاده می‌شده است.[۱۱] همچنین در آن دوران، پوشیدن جلیقه‌هایی از پارچه‌های لطیف هندی با گل و بوته‌های رنگین و پنبه‌دوزی شده، رواج داشت.[۱۲] برخی دیگر نیز بالاپوش‌های خود را پنبه‌دوزی می‌کردند تا صاف‌تر بایستد.[۱۳] افشاریان و زندیان، از قباهای پنبه‌دوزی شده استفاده می‌کردند که یراق و قیطان بر آن‌ها کار شده بود.[۱۴] در زمان قاجاریه، شلوارهای پنبه‌دوزی شده، که به آن‌ها جوراب‌شلواری می‌گفتند، رواج داشت.[۱۵]

در دوران صفویان، هنرمندان و خیاط‌های ماهر، به‌منظور زیباتر شدن جامه‌ها، از پارچه‌های قلم‌کاری شده برای رویهٔ آن استفاده می‌کردند. همچنین، برخی طرح‌های ظریف را روی این پارچه‌ها، بخیه‌دوزی می‌کردند.[۱۶] بخشی از جامه‌های کهن، همچون پوشش سر، در موزه مردم‌شناسی پاریس نگهداری می‌شود که جنس آن‌ها از ترمه، مخمل، کرباس، کتان، ابریشم و پشم است و روی آن‌ها آجیده‌دوزی و گل‌دوزی‌های زیبایی دیده می‌شود.[۱۷]

آجیده‌دوزی در مناطق مختلف ایران

پرونده:آجیده‌دوزی۱.jpg
لحاف آجیده دوزی

هنر آجیده‌دوزی از دیرباز میان ایرانیان رایج بوده و امروزه نیز این نوع از رودوزی در کرمان، خراسان، گلستان، گیلان و اصفهان رواج دارد. درویشان در خراسان، کلاه خود را از پشم شتر به‌صورت نمد درآورده و روی آن را آجیده‌دوزی می‌کردند.[۱۸] زنان نیز در این منطقه، مابین دو لایهٔ پارچه لحاف، مقداری پنبه یا پشم حلاجی‌شده قرار می‌دهند و روی آن‌ها را نیز آجیده‌دوزی می‌کنند.[۱۹] درویشان کرمانی نیز کلاه‌های خود را با خطوط موازی ظریفی می‌آراستند.[۲۰] مردان، در مناطق کُردنشین، از کت‌های پنبه‌دوزی شده استفاده می‌کنند.[۲۱] مردان ترکمن نیز، عموماً کلاه‌های آستردار، پنبه‌دوزی شده و لفاف‌دار به سر می‌نهند.[۲۲] استفاده از کلاه سفید آجیده‌دوزی، میان قبایل بلوچ در ایران نیز رایج است.[۲۳]

تکنیک‌های آجیده‌دوزی

در هنر آجیده‌دوزی همواره به دو اصل توجه می‌شود: ۱. انتخاب دقیق و هارمونی رنگ‌ها، ۲. به کار بردن قطعات بیشتر.[۲۴]

آجیده‌دوزی با پنبه

پرونده:آجیده‌دوزی۲.jpg
بالش پنبه ای آجیده

برای آجیده‌دوزی با پنبه، ابتدا باید چِلواری را به پارچهٔ رویه دوخت و سپس میان پارچه رویه و آستر، یک لایه از پنبه قرار داد. در این مرحله، طرح مورد نظر را روی کاغذ پیاده کرده و پس از آن، با سنجاق روی آن را سوراخ‌سوراخ می‌کنند. در مرحله بعدی، از پودر گچ یا زغال (با توجه به روشن یا تیره بودن رنگ پارچه)، برای انتقال نقش به پارچه استفاده می‌کنند. امروزه، از وسایلی همچون کاربن، خط‌کش، نقاله و گونیا برای این منظور استفاده می‌شود. در مرحله آخر، دوخت شروع می‌شود.[۲۵] در مرحله دوخت، هر سه لایه رویه، پنبه و آستر، با سوزن به‌هم دوخته می‌شوند. پس از آن، کار طراحی و دوخت نقش‌ها صورت می‌گیرد.[۲۶] برخی، برای ایجاد گرمای بیشتر، پس از اتمام پنبه‌دوزی، لایه میانی را به آن اضافه می‌کنند.[۲۷]

آجیده‌دوزی بدون لایه وسط

در این روش، از لایه میانی استفاده نمی‌شود و پس از اتصال آستر به پارچه رویه و انتقال طرح، دوخت آجیده با استفاده از سوزن و نخ‌های پنبه‌ای یا ابریشمی صورت می‌گیرد. در این روش، سوزن به‌صورت عمودی یا مورب از روی پارچه عبور می‌کند و با ایجاد گره‌های کوچک، طرح‌ها را شکل می‌دهد. این گره‌ها به‌گونه‌ای هستند که سطح پارچه را برجسته و زیبا می‌کنند.[۲۸]

نقوش آجیده‌دوزی

پرونده:آجیده‌دوزی۳.jpg
نقوش روی بالش آجیده

در هنر آجیده‌دوزی، از نقش‌های کهن و مدرن همچون نقوش هندسی، گل و مرغ، گل و بوته، طره‌ای، نیم‌طره‌ای، ترنجی، محرّماتی راست، محرّماتی کج، محرّماتی جناغی، بازوبندی، بندرومی، طبله، دایره‌ای، بیضی، لوزی، ترنج کاسه و نیم‌کاسه، لچکی، شمسه‌ای، نقوش هلالی، اسلیمی، گوشه‌ای، زیگزاگی، گل گلدانی و نیز تصاویر انسان، پرندگان و سایر انواع جانوران استفاده می‌شود.[۲۹]

کاربردهای آجیده‌دوزی

از آجیده‌دوزی در تزئین روبالشی، لباس‌های محلی و سنتی، کلاه‌های درویشی، شب‌کلاه، بقچه، سجاده نماز، روانداز، روتختی، روکرسی، شنل و روکش وسایل آشپزخانه استفاده می‌شود.[۳۰]

پانویس

  1. معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه آجیده.
  2. عمید، فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه آجیده.
  3. محمدحسین بن خلف تبریزی، برهان قاطع، ۱۳۳۰ش، ذیل آجده.
  4. رامپوری، غیاث اللغات، ۱۳۷۵ش، ص5؛ نفیسی، فرهنگ، ج1، ۱۳۱۷ش، ص13.
  5. نفیسی، فرهنگ، ج1، ۱۳۱۷ش، ص13؛ آنندراج، محمدپادشاه، ج1، ۱۳۶۳ش، ص46.
  6. ضیاءپور، پوشاک باستانی ایرانیان از کهن‌ترین زمان تا پایان شاهنشاهی ساسانیان، ۱۳۴۳ش، ص114؛ صبا، نگرشی بر روند سوزن‌دوزی‌های سنتی ایرانی از هشت هزار سال قبل از میلاد تا امروز، ۱۳۷۰ش، ص104.
  7. گزنفن، کورش‌نامه، ۱۳۴۲ش، ص۱۳۴؛ گزنفن، سیرت کورش کبیر، ۱۳۵۰ش، ص227.
  8. ذکاء، ارتش شاهنشاهی ایران از کورش تا پهلوی، ۱۳۵۰ش، ص10، تصویر شماره 74؛ منفرد، «برگستوان»، ج3، ۱۳۷۸ش، ص۱۸۱.
  9. حسن، تاریخ السیاسی و الدینی و الثقافی و الاجتماعی، ج3، ۱۹۵۳م، ص443؛ چیت‌ساز، «تاریخ پوشاک ایرانیان»، (از ابتدای اسلام تا حملهٔ مغول)، ۱۳۸۶ش، ص85.
  10. کلاویخو، سفرنامه، ۱۳۴۴ش، ص267 و 268.
  11. شاردن، سیاحت‌نامه، ج4، ۱۳۳۶ش، ص216.
  12. راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ج6، ۱۳۶۸ش، ص94؛ غیبی، هشت هزار سال تاریخ پوشاک اقوام ایرانی، ۱۳۸۴ش، ص422.
  13. راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ج7، ۱۳۶۸ش، ص96.
  14. غیبی، هشت هزار سال تاریخ پوشاک اقوام ایرانی، ۱۳۸۴ش، ص513.
  15. غیبی، هشت هزار سال تاریخ پوشاک اقوام ایرانی، ۱۳۸۴ش، ص۵۶۳؛ ذکاء، لباس زنان ایران از سدهٔ سیزدهم هجری تا امروز، ۱۳۳۶ش، ص26.
  16. صبا، نگرشی بر روند سوزن‌دوزی‌های سنتی ایرانی از هشت هزار سال قبل از میلاد تا امروز، ۱۳۷۰ش، ص104؛ سیدصدر، دائرةالمعارف هنرهای صنایع دستی و حِرف مربوط به آن، ۱۳۸۶ش، ص۶۷.
  17. شهشهانی، تاریخچهٔ پوشش سر در ایران، ۱۳۷۴ش، ص180 و 181.
  18. امیدی، دیده و دل و دوست (پژوهشی در پوشاک و هنرهای سنتی خراسان)، ۱۳۸۲ش، ص۱۵۱.
  19. امیدی، دیده و دل و دوست (پژوهشی در پوشاک و هنرهای سنتی خراسان)، ۱۳۸۲ش، ص146.
  20. علاء فیروز، «سوزن‌دوزی»، سیری در صنایع دستی ایران، ۱۳۵۶ش، ص221، تصویر شماره 2.
  21. ضیاءپور، پوشاک ایل‌ها، چادرنشینان و روستاییان ایران به روزگار محمدرضا پهلوی، ۱۳۴۶ش، ص72.
  22. ضیاءپور، پوشاک ایل‌ها، چادرنشینان و روستاییان ایران به روزگار محمدرضا پهلوی، ۱۳۴۶ش، ص216.
  23. سیار، فرهنگ و پوشاک مردم جنوب خراسان، ۱۳۷۰ش، ص۲۶۳.
  24. صبا، نگرشی بر روند سوزن‌دوزی‌های سنتی ایرانی از هشت هزار سال قبل از میلاد تا امروز، ۱۳۷۰ش، ص۱۰۵.
  25. فرخ‌سرشت و دیگران، سوزن‌دوزی صنایع دستی، ۱۳۶۴ش، ص۵۲.
  26. صبا، نگرشی بر روند سوزن‌دوزی‌های سنتی ایرانی از هشت هزار سال قبل از میلاد تا امروز، ۱۳۷۰ش، ص۱۰۵؛ سیدصدر، دائرةالمعارف هنرهای صنایع دستی و حِرف مربوط به آن، ۱۳۸۶ش، ص69.
  27. سیدصدر، دائرةالمعارف هنرهای صنایع دستی و حِرف مربوط به آن، ۱۳۸۶ش، ص70، تصویر شماره 2.
  28. صبا، نگرشی بر روند سوزن‌دوزی‌های سنتی ایرانی از هشت هزار سال قبل از میلاد تا امروز، ۱۳۷۰ش، ص۱۰۵؛ سیدصدر، دائرةالمعارف هنرهای صنایع دستی و حِرف مربوط به آن، ۱۳۸۶ش، ص۶۸.
  29. صبا، نگرشی بر روند سوزن‌دوزی‌های سنتی ایرانی از هشت هزار سال قبل از میلاد تا امروز، ۱۳۷۰ش، ص۱۰۵؛ سیدصدر، دائرةالمعارف هنرهای صنایع دستی و حِرف مربوط به آن، ۱۳۸۶ش، ص۶۸.
  30. فرخ‌سرشت و دیگران، سوزن‌دوزی صنایع دستی، ۱۳۶۴ش، ص۵۲ و 53.

منابع

  • آنندراج، محمدپادشاه، به‌تحقیق محمد دبیرسیاقی، تهران، خیام، ۱۳۶۳ش.
  • امیدی، ناهید، دیده و دل و دوست (پژوهشی در پوشاک و هنرهای سنتی خراسان)، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۸۲ش.
  • چیت‌ساز، محمدرضا، «تاریخ پوشاک ایرانیان»، (از ابتدای اسلام تا حملهٔ مغول)، تهران، سمت، ۱۳۸۶ش.
  • حسن، ابراهیم حسن، تاریخ السیاسی و الدینی و الثقافی و الاجتماعی، قاهره، مکتب النهضه المصریه، ۱۹۵۳م.
  • ذکاء، یحیی، لباس زنان ایران از سدهٔ سیزدهم هجری تا امروز، تهران، بی‌نا، ۱۳۳۶ش.
  • ذکاء، یحیی، ارتش شاهنشاهی ایران از کورش تا پهلوی، تهران، شورای ارتش، ۱۳۵۰ش.
  • رامپوری، غیاث‌الدین محمد، غیاث اللغات، به‌تحقیق منصور ثروت، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۵ش.
  • راوندی، مرتضی، تاریخ اجتماعی ایران، تهران، مرتضی راوندی، ۱۳۶۸ش.
  • سیار، فاطمه، فرهنگ و پوشاک مردم جنوب خراسان، پایان‌نامهٔ تحصیلی رشتهٔ طراحی لباس، دانشگاه الزهراء (دانشکدهٔ هنر)، تهران، ۱۳۷۰ش.
  • سیدصدر، ابوالقاسم، دائرةالمعارف هنرهای صنایع دستی و حِرف مربوط به آن، تهران، سیمای دانش، ۱۳۸۶ش.
  • شاردن، ژان، سیاحت‌نامه، ترجمهٔ محمد عباسی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۳۶ش.
  • شهشهانی، سهیلا، تاریخچهٔ پوشش سر در ایران، تهران، مدبر، ۱۳۷۴ش.
  • صبا، منتخب، نگرشی بر روند سوزن‌دوزی‌های سنتی ایرانی از هشت هزار سال قبل از میلاد تا امروز، تهران، منتخب صبا، ۱۳۷۰ش.
  • ضیاءپور، جلیل، پوشاک باستانی ایرانیان از کهن‌ترین زمان تا پایان شاهنشاهی ساسانیان، تهران، بی‌نا، ۱۳۴۳ش.
  • ضیاءپور، جلیل، پوشاک ایل‌ها، چادرنشینان و روستاییان ایران به‌روزگار محمدرضا پهلوی، تهران، وزارت فرهنگ و هنر، ۱۳۴۶ش.
  • علاء فیروز، ایران، «سوزن‌دوزی»، سیری در صنایع دستی ایران، تهران، بانک ملی ایران، ۱۳۵۶ش.
  • عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، وب‌سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۷ دی ۱۴۰۰ش.
  • غیبی، مهرآسا، هشت هزار سال تاریخ پوشاک اقوام ایرانی، تهران، هیرمند، ۱۳۸۴ش.
  • کلاویخو، روی گنزالس، سفرنامه، ترجمهٔ مسعود رجب‌نیا، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۴ش.
  • گزنفن، سیرت کورش کبیر، ترجمهٔ ع. وحید مازندرانی، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۵۰ش.
  • گزنفن، کورش‌نامه، ترجمهٔ رضا مشایخی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۲ش.
  • فرخ‌سرشت، مهین و دیگران، سوزن‌دوزی صنایع دستی، تهران، چاپ و نشر ایران، ۱۳۶۴ش.
  • محمدحسین بن خلف تبریزی، برهان قاطع، به‌تحقیق محمد معین، تهران، زوار، ۱۳۳۰ش.
  • معین، محمد، فرهنگ فارسی، وب‌سایت سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۷ دی ۱۴۰۰ش.
  • منفرد، افسانه، «برگستوان»، دانشنامهٔ جهان اسلام، تهران، ۱۳۷۸ش.
  • نفیسی، علی‌اکبر، فرهنگ، تهران، خیام، ۱۳۱۷ش.