زنان الگو در قرآن؛ الگوبخشی زنان در سبک زندگی قرآنی.
زنان الگو از منظر قرآن هرچند در ابعاد مختلف از فضایل برجسته اخلاقی و از شخصیت منسجم برخوردارند، اما بهدلایلی؛ برخی از این ویژگیها برجستهتر نشان داده شدهاند. تأمل در نظام شخصیتی این الگوها و مطالعه کلیه آنها از منظر انسانشناسی دینی، تصویری از شخصیت مطلوب انسان و بهخصوص زنان در نگرش قرآنی به دست میدهد. زن در الگوی قرآنی در میدان مبارزه برای تحقق ارزشهای الهی فعال است و بههمان میزان که در منزل؛ مادر، همسر، دختر و خواهر نمونه است، دغدغههای اجتماعی داشته مثلاً به افراد مسکین و یتیم در جامعه توجه میکند.
مفهومشناسی
الگو بهمعنای سرمشق،[۱] در جایى بهكار مىرود كه انسان در نيكى یا بدى از ديگرى پيروى مىكند.[۲] الگوی انسانی به شخصیتی گفته میشود که بهدلیل دارا بودن برخی خصوصیات، شایسته پیروی است. در علوم اجتماعی؛ الگوها، شیوههایی از زندگی هستند که از فرهنگ نشأت میگیرند و افراد هنگام عمل، به این الگوها توجه میکنند و آنها را سرمشق خویش قرار میدهند. در فرهنگ قرآن، از الگوهای انسانی با واژه «اسوه» یاد شده و این واژه در قرآن، سه بار به کار رفته است.[۳] در برخی آیات نیز از زنان خوب و بد با تعبیر «مثل» یاد شده است که مفسرین آن را بهمعنای الگومندی میدانند.[۴]
جنسیت و الگومندی
قرآن در معرفی الگو و تجلیل از شخصیتها، فرقی میان زن و مرد قائل نیست و در همین چارچوب، زنان نمونهای را برای الگوسازی بهصورت مستقیم یا غیر مستقیم معرفی کرده است.[۵] بهدلیل وجود تبعیض علیه زنان در عصر نزول؛ قرآن بر مسئله حرمت زن تكيه کرده و در تمام شئون براي او سهمي قائل شده است و ضمن قصص قرآنی به الگومندی زنان و مردان اشاره میکند،[۶] از جمله پیامبر اسلام،[۷] ابراهیم،[۸] مریم و همسر فرعون.[۹] از این منظر؛ انسان وقتی وارسته شد فارغ از مسئله جنسیت، برای تمام انسانها تبدیل به سرمشق میشود. همچنین در قرآن، همسران لوط و نوح بهدلیل خیانت به پیام و پیامبران الهی، بهعنوان نمونه از انسانهای بد و تبهکار معرفی شدهاند.[۱۰] زنانی که بهعنوان الگو در قرآن ذکر شدهاند هرکدام بهدلیل بهرهمندی از ویژگیهای خاص، بهعنوان زن نمونه معرفی شدهاند.[۱۱]
الگوی مبارزه با ظلم
قرآن در جريان مبارزه بنیاسرائیل با فرعون، از سه زن یاد میکند که نقش مؤثری در تربیت و حفظ جان موسی داشتهاند. در شرایطی که دستگاه فرعونی، نوزادان پسر از قوم بنیاسرائیل را میکشت، مادر موسي با شجاعت و درایت، فرزندش را مخفیانه به دنیا آورد و به دستور خدا او را به رودخانه سپرد؛ خواهر موسی مأموریت تعقیب او را تا انتهای مسیر بهعهده گرفت و هنگامی که جعبه حامل موسی به کاخ فرعون رسید، همسر فرعون با هوشمندی و ظرافت زنانگی، فرعون را متقاعد کرد که از کشتن آن طفل بگذرد. سپس خواهر موسی، مادرش را بهعنوان دایه معرفی کرد و اینگونه، جان موسی در متن دستگاه حکومتی فرعون، حفظ شد.[۱۲]
الگوی زیست عفیفانه
قرآن، مریم را انسانی برگزیده و پاکیزه معرفی میکند که خداوند او را از زنان دیگر، برتر قرار داده است[۱۳] و حیا و عفت او را میستاید.[۱۴] او با زیست عفیفانه[۱۵] به این شایستگی دست یافت که فرشتگان در محراب عبادت با او سخن مىگفتند، از غيب براى او روزى مىرسيد و عیسی از دامان او زاده شد.[۱۶] در نمونهای دیگر، قرآن به فعالیت اجتماعیِ دختران شعیب با حفظ عفت در متن مناسبات اجتماعی، اشاره کرده است.[۱۷]
الگوی نیایش
قرآن در بیان فضائل همسر فرعون، به ادب او در نیایش با خدا و نوع خواستههای او از خدا پرداخته است؛ اين بانو هنگام نيايش از خدا میخواهد که خانهای نزد خود در بهشت به او عنایت کند و بهشت از آن رو برای او مطلوب است که آن را جلوهای از لقاءالله میداند. او همچنین از ظلم فرعون، بیزاری میجوید و نهتنها خواستار رهایی از ستم فرعون که اساسا از پدیده ستمکاری بیزار است.[۱۸] وی سالها، مخفیانه یکتاپرستی کرد و شهادت او نشان داد که در جامعه ستمکار نیز میتوان پاک زیست و صالح بود.[۱۹]
الگوی همسری
خدیجه اولین زنی بود که با درایت و بلند نظری به پیامبر ایمان آورد.[۲۰] مفسران قرآن، خدیجه را بهعنوان زنی میستایند که همسر خویش، پیامبر اسلام، را از تهیدستى رهانید و ثروت فراوانش را برای ترویج و اعتلای اسلام هزینه کرد.[۲۱] در سختترین وضعیت زیست تا دین خدا زنده بماند و پیامبر خدا از او راضی باشد.[۲۲] حضرت محمد تا آخر عمر، خديجه را بهنیکی یاد مىکرد و با نام او، اشك از دیدگانش جارى میشد.[۲۳] او زمانی که دیگران، پیامبریِ محمد را تکذیب میکردند، به رسول خدا ایمان آورد[۲۴] و بهصورت کامل از همسر خویش پشتیبانی میکرد.[۲۵]
الگوی ایثار
مفسران قرآن، حضرت فاطمه را مصداق کوثر دانستهاند که در سورۀ کوثر یاد شده است؛[۲۶] مراد از کوثر خیر فراوان است و فاطمه از این منظر؛ خیر فراوانی است که خدا به پیامبر اسلام إعطا کرده است.[۲۷] فاطمه در راه بندگی خدا به بالاترین درجه بخشندگی، ازخودگذشتگی و انفاق رسید. قرآن، فاطمه را سرور زنان عالم و الگوی ایثار معرفی کرده است؛ [۲۸] مفسرین، آیه ۸ سوره انسان را که به فضیلت ایثار اشاره دارد در شأن فاطمه و خانوادۀ او دانستهاند؛ از این منظر، فاطمه و علی بهنیت شفای فرزندانشان، سه روز روزه گرفتند و در پایان هر سه روز، غذای افطار خویش را به نیازمندان دادند و با گرسنگی، صبر پیش کردند.[۲۹]
الگوی مادری
مادر مریم، هنگامی که باردار شد به شکرانۀ برآورده شدن حاجتش، از حقوق مادری چشم پوشید و نذر کرد که فرزندش برای عبادت خدا، آزاد باشد.[۳۰] این مادر پس از تولد فرزندش، وی را مریم نام نهاد و او و ذریهاش را به خدا سپرد تا از گزند شیطان، در امان باشند.[۳۱] مفسران قرآن، مخاطبان این دسته از آیات قرآن را به وجه مادرانگی و الگو بودن مادر مریم توجه میدهند و بر این باور هستند که اگر مریم در توصیف قرآن، زنی برگزیده و مطهره معرفی شده و بر زنان جهان برتری داده شده است، از دامان چنین مادری برآمده و پرورش یافته است.[۳۲]
پانویس
- ↑ دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه الگو.
- ↑ راغب اصفهانى، ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، 1374ش، ج1، ذیل واژه أسو.
- ↑ فاطمیمهر، «الگوسازی زنان در قرآن»، وبسایت بلاغ.
- ↑ جوادی آملی، زن در آينه جلال و جمال، 1388ش، ص152-154.
- ↑ فاطمیمهر، «الگوسازی زنان در قرآن»، در وبسایت بلاغ.
- ↑ جوادی آملی، زن در آينه جلال و جمال، 1388ش، ص142.
- ↑ سوره احزاب، آیه 21.
- ↑ سوره ممتحنه، آیه 4.
- ↑ سوره تحریم، آیه 11-12.
- ↑ جوادی آملی، زن در آينه جلال و جمال، 1388ش، ص152-154.
- ↑ فاطمیمهر، «الگوسازی زنان در قرآن»، در وبسایت بلاغ.
- ↑ جوادی آملی، زن در آينه جلال و جمال، 1388ش، ص149-150.
- ↑ سوره آلعمران، آیه 42.
- ↑ میرعمادی، «3 ویژگی حضرت فاطمه از نگاه قرآن»، خبرگزاری مهر.
- ↑ جوادی آملی، زن در آينه جلال و جمال، 1388ش، ص147.
- ↑ فاطمیمهر، «الگوسازی زنان در قرآن»، وبسایت بلاغ.
- ↑ سوره قصص، آیه 24-25.
- ↑ جوادی آملی، زن در آينه جلال و جمال، 1388ش، ص156-158.
- ↑ فاطمیمهر، «الگوسازی زنان در قرآن»، در وبسایت بلاغ.
- ↑ مطهرى، مجموعه آثار، 1377ش، ج17، ص404.
- ↑ طباطبایی، المیزان، 1374ش، ج20، ص524.
- ↑ فاطمیمهر، «الگوسازی زنان در قرآن»، در وبسایت بلاغ.
- ↑ مطهرى، مجموعه آثار، 1377ش، ج17، ص404.
- ↑ صمدی، «پیامبر و خدیجه»، در پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
- ↑ مطهرى، مجموعه آثار، 1377ش، ج26، ص223- 224.
- ↑ سوره کوثر، آیه 1.
- ↑ علایی رحمانی، «شخصیت حضرت فاطمه زهرا در کلام وحی»، خبرگزاری بین المللی قرآن.
- ↑ فاطمیمهر، «الگوسازی زنان در قرآن»، در وبسایت بلاغ.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسير نمونه، 1374ش، ج25، ص343-344.
- ↑ سوره آلعمران، آیه 35.
- ↑ سوره آلعمران، آیه 36.
- ↑ جوادی آملی، زن در آينه جلال و جمال، 1388ش، ص159.
منابع
- قرآن
- جوادی آملی، عبدالله، زن در آینه جلال و جمال، محقق محمود لطیفی، قم، اسرآء، 1388ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، تهران، دانشگاه تهران، 1377ش.
- راغب اصفهانى، حسين، ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، تهران، مرتضوی، 1374ش.
- صمدی، علیاکبر، «پیامبر و خدیجه»، در پایگاه اطلاع رسانی حوزه، تاریخ درج: 11 تیر 1386ش.
- طباطبایي، سيد محمدحسين، الميزان، ترجمه سيد محمدباقر موسوي همداني، قم، جامعه مدرسين، 1374ش.
- علایی رحمانی، فاطمه، «شخصیت حضرت فاطمه زهرا در کلام وحی»، در خبرگزاری بینالمللی قرآن، تاریخ درج: 11 بهمن 1397ش.
- فاطمیمهر، فریده، «الگوسازی زنان در قرآن»، در وبسایت بلاغ، تاریخ درج: 15 فروردین 1401ش.
- مطهرى، مرتضى، مجموعه آثار (آشنايى با قرآن)، ج26، تهران، صدرا، 1377ش.
- مطهرى، مرتضى، مجموعه آثار (حماسه حسينى)، ج17، تهران، صدرا، 1377ش.
- مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالکتاب الاسلاميه، 1374ش.
- میرعمادی، سید احمد، «3 ویژگی حضرت فاطمه از نگاه قرآن»، در خبرگزاری مهر، تاریخ درج: 22 فروردین 1394ش.
ویکی ج
زن الگو در قرآن؛ زن نمونه در رفتار بر اساس آموزههای قرآنی.
قرآن در چندین آیه، نمونههایی از زنان با ویژگیهای مطلوب را معرفی کرده است. ایمان و عمل صالح، عفت و پاکدامنی، عبودیت و پوشیدگی از جمله شاخصهای زن الگو در قرآن است. بهرهگیری از این الگوها به تحکیم بنیان خانواده و پیشرفت اجتماعی یاری میرساند.
مفهومشناسی
واژۀ «الگو» در زبان فارسی بهمعنای پیشوا و مقتدا است[۱] و در زبان عربی معادل این واژه «اُسوه» بهکار میرود.[۲] الگو در اصطلاح به مجموعهای از کیفیتهای رفتاری و اصول فرهنگی اشاره دارد که برای پیروی و تقلید شایسته هستند.[۳] انسانی که بهعنوان الگو معرفی میشود، بهدلیل دارا بودن ویژگیهای برجسته میتواند الهامبخش دیگران باشد.[۴] در آموزههای قرآن، زنانی بهعنوان الگو برای دیگران معرفی شدهاند که از ویژگیهای برجستهای برخوردارند و بهعنوان نمادهایی از فضائل اخلاقی و دینی در تاریخ شناخته میشوند.[۵] قرآن با نکوهش باورها[۶] و دیدگاههای جاهلی دربارۀ زن، [۷] بر همسانی شخصیت وجودی زن و مرد تاکید کرده[۸] و ضمن ارجنهادن به مقام زن، برخی زنان را بهعنوان الگوی عملی برای همگان معرفی میکند.[۹]
ویژگیهای زن الگو در قرآن
در قرآن کریم، ویژگیهای زن الگو بهعنوان معیارهای شایسته برای زندگی فردی و اجتماعی معرفی شده است، از جمله:
حیا و پاکدامنی
حیا و پاکدامنی از ویژگیهای برجسته در زنان مؤمن است.[۱۰] مریم، یک نمونه از زنان برگزیده قرآن است که دامان خود را از هر نوع آلودگی و گناه حفظ کرد[۱۱] و عزت دنیا و آخرت را بهدست آورد.[۱۲] مفسران قرآن بر این باورند که مدح و ستایش مریم در قرآن بهخاطر عفت و پاکدامنی او است.[۱۳] پاکدامنی مریم او را به مقام والایی رساند که خداوند نام او را در کنار انبیا قرار داد.[۱۴] پاکدامنی و حیای زن موجب پیشگیری از فساد در خانواده و جامعه میشود.[۱۵]
عبادت و بندگی
عبادت از دیدگاه قرآن، بهعنوان یکی از اهداف اصلی خلقت انسان معرفی شده است[۱۶] و راه رسیدن به کمال معنوی و پرورش فضائل اخلاقی شناخته میشود. در این ویژگی نیز مریم از زنانی است که در قرآن بهعنوان الگو معرفی شده است.[۱۷] ملائکه در محراب عبادت مریم با او سخن میگفتند و زکریای نبی از کمال معنوی مریم در شگفت بود.[۱۸] عبادت، نقش مهمی در پرهیزگاری دارد[۱۹] و با ایجاد آرامش روانی، موجب افزایش خویشتنداری، افزایش سلامت محیط اجتماعی و کاهش فساد و تباهی در جامعه میشود.[۲۰]
ایمان و دینداری
ایمان به خداوند، عامل اصلی در پرورش فضائل اخلاقی و تابآوری در برابر سختیهای زندگی است. ایمان میتواند انسان را بهمقامی بالاتر از تصورات معمول برساند.[۲۱] قرآن با معرفی زنان باایمان و اشاره به مقامات معنوی و اخلاقی آنها، بر اثرگذاری و نقش اجتماعی این زنان تاکید کرده است. همسر فرعون، یکی از زنان باایمان و نقشآفرین اجتماعی است که قرآن به نیکی از او یاد کرده است.[۲۲] فداکاری و ایستادگی همسر فرعون در برابر ظلم و ستم، او را به الگویی برای تمام مؤمنان تبدیل کرده است[۲۳] و این در حالی است که او پیامبر نبود و حتی سابقة توحیدی نیز نداشت، [۲۴] اما از تقیه خودداری کرد و با اظهار ایمان موجب دلگرمی مؤمنان شد.[۲۵]
ایستادگی در برابر فساد
مقاومت در برابر فساد، ویژگی مهمی برای مواجهه با شرایط دشوار و نابرابریهای اجتماعی و عامل اصلی در حفظ ارزشهای اخلاقی است. قرآن کریم از همسر فرعون، بهعنوان انسان نمونهای یاد میکند که از فساد حاکم بر جامعه، تاثیر نپذیرفت و در برابر آن ایستاد.[۲۶] سلامت یا فساد یک جامعه از منظر اندیشمندان مسلمان، ارتباط تنگاتنگی با روحیه زنان در آن جامعه دارد؛ تربیت نسل متعهد به ارزشهای والای انسانی و دینی یا نسلی که از این ارزشها فاصله دارد، عمدتاً به مسئولیت زنان بازمیگردد. زنان مؤمن و مقاوم مانند همسر فرعون، با ایستادگی در برابر فساد و تباهی، میتوانند جامعهای را به سمت رشد و تعالی معنوی هدایت کنند.[۲۷]
ایثار و فداکاری در راه بسط دین
ایثار و فداکاری، یکی از اصول اساسی در تربیت دینی و اجتماعی است و نقش اساسی در حفظ و پیشبرد دین و اخلاق در جامعه ایفا میکند.[۲۸] خدیجه و فاطمه، نمونههای بارزی از زنان ایثارگر در تاریخ اسلام بهشمار میروند.[۲۹] خدیجه تمام ثروت خود را در اختیار پیامبر گذاشت[۳۰] تا بتواند برای پیشبرد رسالت الهی خود از آن بهره ببرد.[۳۱] پیامبر اسلام تصریح کرده است که ثروت خدیجه باعث تثبیت دین اسلام شد.[۳۲] حضرت فاطمه نیز بهعنوان نماد ایثار در قرآن و روایات معرفی شده است.[۳۳] از نمونههای ایثار فاطمه، بخشیدن افطار خود به مسکین، یتیم و اسیر بهمدت سه شب متوالی بود.[۳۴] این عمل فداکارانه فاطمه، آنچنان اهمیتی داشت که آیات سورۀ انسان در گرامیداشت آن نازل شد.[۳۵]
امر به معروف و نهی از منکر
در قرآن کریم، امر به معروف و نهی از منکر بهعنوان یکی از ویژگیهای برجسته برای امت مسلمان مطرح شده و مورد تاکید قرار گرفته است. این وظیفه دینی و اجتماعی، به حفظ و تقویت حدود الهی کمک کرده و نقش اساسی در حفظ ارزشهای دینی و اخلاقی در زندگی فردی و اجتماعی دارد. طبق آیات قرآن، آمران به معروف و ناهیان از منکر، رستگار و یاریدهنده خدا معرفی شدهاند.[۳۶] در ماجرای کشتن نوزاد توسط فرعون، همسرش آسیه با شهامت در برابر او و اطرافیانش ایستاد[۳۷] و با عبارات عاطفی و دلنشین، [۳۸] موفق به تغییر رای فرعون شد.[۳۹]
رعایت حجاب و پوشش
یکی از ویژگیهای بارز زنان الگو در قرآن، پوشیدگی و رعایت حجاب است. قرآن، زنان را به رعایت پوشش مناسب، پرهیز از نگاه به نامحرم و پرهیز از نمایش زینتهای خود توصیه کرده است. این ویژگیها بهعنوان اصول اساسی برای حفظ ارزشهای اخلاقی و معنوی در جامعۀ اسلامی شناخته میشوند.[۴۰] مفسران قرآن برای بیحجابی آفتهایی را بر شمردهاند از جمله:
نقشآفرینی اجتماعی زنان الگو
امروزه بسیاری از مباحث و مسائل اجتماعی به حضور زنان در جامعه مرتبط است. قرآن در این زمینه آدابی را ارائه میدهد که حضور زنان در جامعه با رعایت شئونات اسلامی همراه شود؛ بهعنوان مثال، به دختران شعیب اشاره میکند که در فعالیتهای روزمره، با حفظ حیا و عدم اختلاط با نامحرم، به وظایف خود عمل میکنند.[۴۲] مفسران قرآن با توجه به این آیه، نکات مهمی را برای رعایت تقوا و حیا بیان کردهاند، از جمله: گفتوگو با نامحرم تنها در حد ضرورت، رعایت حیا در گفتار و رفتار، عدم اختلاط با نامحرم و پرهیز از کنجکاوی در امور شخصی.[۴۳] براین اساس، زن الگو از منظر قرآن میتواند به فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در جامعه بپردازد، در حالی که پایبند به رعایت و حفظ اصول و ارزشهای اسلامی است.[۴۴]
زن الگو نمونۀ بارز همسرداری موفق
از منظر آموزههای اسلام همسر خوب و صالح، یکی از باارزشترین نعمتهای الهی است که به پیشرفت در امور مختلف، آرامش دلها، پرورش صحیح فرزندان و پاکی نسل کمک میکند. از دیدگاه قرآن، زنانی شایستهاند که مطیع شوهران خود بوده و در غیاب آنها حافظ حقوقشان هستند.[۴۵] اطاعت و تواضع نسبت به شوهر از نشانههای شایستگی زن به شمار میآید[۴۶] و رفتار مناسب و محبتآمیز نیز بخشی از این اطاعت است. حضرت فاطمه در زندگی مشترک با امام علی، به او احترام میگذاشت و هرگز علی را به خشم نیاورد و غمها و نگرانیها را از قلب او میزدود.[۴۷]
نقش زن نمونه در تقویت نهاد خانواده
آموزههای اسلامی به نقش زن بهعنوان عامل کلیدی در تحکیم نهاد خانواده توجه ویژهای داشته و مجموعهای از ویژگیها را برای او برشمرده است، از جمله: خوشزبانی، مهرورزی، خوشاخلاقی، رفتار نیکو، دینداری و انجام مؤثر وظایف مادری که به تحکیم و پایداری نهاد خانواده کمک میکند.[۴۸] زن در خانواده قادر است فرزندان را براساس اصول اخلاقی، ایمانی و اعمال صالح پرورش دهد[۴۹] که به استحکام خانواده میانجامد. برخورداری زن از فضائل اخلاقی و رفتاری مانند صداقت، احترام، گذشت، نرمخویی و انصاف، او را از بسیاری از خشونتها، اختلافات و تنشهای ویرانگر محفوظ میسازد. همچنین، ابراز محبت زن به شوهرش میتواند وفاداری، انگیزه و رضایت همسرش را از زندگی افزایش دهد.[۵۰]
پانویس
- ↑ عمید، فرهنگ فارسی عمید، 1390ش، ج3، ص196.
- ↑ . قزوینی، معجم مقاییس اللغة، 1404ق، ج1، ص105. ابنمنظور، لسان العرب، 1414ق، ج1، ص147.
- ↑ . گولد و دیگران، فرهنگ علوم اجتماعی، 1376ش، ص91.
- ↑ . بیرو، فرهنگ علوم اجتماعی، 1380ش، ص260.
- ↑ . سورة نساء، آیة 43. سورة تحریم، آیۀ 11-12. سورة نور، آیة 31. سورة حج، آیة 41. سورة آلعمران، آیة 104.
- ↑ . سورة نحل، آیة 58.
- ↑ . سورة نساء، آیة 32.
- ↑ . سورة حجرات، آیة 13.
- ↑ . سورة تحریم، آیة 12.
- ↑ . الطبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، 1363ش، ج25، ص156.
- ↑ . سورة تحریم، آیة 12.
- ↑ . الطبرسی، جوامع الجامع، 1421ق، ج3، ص596.
- ↑ . قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج5، ص492.
- ↑ . طباطبایی، تفسیر المیزان، 1374ش، ج14، ص447.
- ↑ . خوانساری، شرح غررالحکم و دررالکلم، 1366ش، ج3، ص323.
- ↑ . سورة ذاریات، آیة 56.
- ↑ . قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج1، ص511.
- ↑ . مطهری، مجموعه آثار، 1378ش، ج19، ص133.
- ↑ . سورة بقره، آیة 21.
- ↑ . عرفانی، «تاثیر عبات در پایبندی به قوانین اجتماعی از منظر قرآن و احادیث»، 1401ش، ص42.
- ↑ . ثقفی تهرانی، تفسیر روان جاوید، 1398ق، ج5، ص236.
- ↑ . سورة تحریم، آیة 11.
- ↑ . الطبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، 1363ش، ج10، ص139.
- ↑ . قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج10، ص140.
- ↑ . شیرازی، مثالهای زیبای قرآن، 1382ش، ج٢، ص٣٠١.
- ↑ . قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج10، ص140.
- ↑ . خمینی، آیین انقلاب اسلامی، 1389ش، ج2، ص395.
- ↑ . الطوسی، الغیبة، 1411ق، ج1، ص286.
- ↑ . الحائری المازندرانی، شجرة طوبی، 1385ش، ج2، ص232. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیتا، ج2، ص23.
- ↑ . مجلسی، بحارالانوار، 1403ق، ج16، ص71.
- ↑ . حسینی شاه عبدالعظیمی، تفسیر اثنیعشری، 1363ش، ج14، ص256.
- ↑ . الحائری المازندرانی، شجرة طوبی، 1385ش، ج2، ص233.
- ↑ . الحسکانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، بیتا، ج2، ص403.
- ↑ . سورة انسان، آیة 8.
- ↑ . الطوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، بیتا، ج10، ص210.
- ↑ . سورة توبه، آیة 112. سورة حج، آیة 41. سورة آلعمران، آیة 104.
- ↑ . شیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج16، ص29.
- ↑ . سورة قصص، آیة 9.
- ↑ . قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج7، ص22.
- ↑ . سورة نور، آیة 31.
- ↑ . قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج7، ص399.
- ↑ . سورة قصص، آیة 23.
- ↑ . طباطبایی، تفسیر المیزان، 1374ش، ج16، ص23.
- ↑ . شاهدی و فرجودی، «جایگاه شغلی زن در خانواده و اجتماع از دیدگاه قرآن»، 1389ش، ص96.
- ↑ . سورة نساء، آیة 34.
- ↑ . قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص63.
- ↑ . الاربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، 1381ق، ج1، ص363.
- ↑ حسینی و ولایتی فاضل، «نقش زن در تحکیم نهاد خانواده از منظر قرآن و حدیث»، 1401ش، ص25.
- ↑ . سورة نور، آیة 58.
- ↑ . مجلسی، بحارالانوار، 1403ق، ج78، ص237
منابع
- قرآن کریم.
- ابنمنظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دارالفکر، 1414ق.
- اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، تبریز، بنیهاشمی، چاپ اول، 1381ق.
- بیرو، آلن، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمة باقر ساروخانی، تهران، کیهان، 1380ش.
- ثقفی تهرانی، محمد، تفسیر روان جاوید، تهران، برهان، چاپ سوم، 1398ق.
- حائری، محمد مهدی، شجرة الطوبی، نجف الاشرف، منشورات المطبعة الحیدریة، 1385ش.
- حر عاملی، محمد بن حسن، وسائلالشیعة الی تحصیل مسائلالشریعة، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بیتا.
- حسکانی، حاکم، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، قم، مؤسسة الطبع و النشر، بیتا.
- حسینی شاهعبدالعظیمی، حسین، تفسیر اثنیعشری، تهران، میقات، چاپ اول، 1363ش.
- حسینی، سیدباقر و ولایتی فاضل، ابراهیم، «نقش زن در تحکیم نهاد خانواده از منظر قرآن و حدیث»، نشریة پیشرفتهای نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش، شمارة 46، 1401ش.
- خمینی، روحالله، آیین انقلاب اسلامی گزیدهای ازاندیشه و آرای امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1389ش.
- خوانساری، آقاجمال، شرح غُررالحکَم و دُرَرالکَلم، تهران، دانشگاه تهران، چاپ چهارم، 1366ش.
- شاهدی، سامره و فرجودی، محمد علی، «جایگاه شغلی زن در خانواده و اجتماع از دیدگاه قرآن»، فصلنامة زن و جامعه، شمارة 4، 1389ش.
- طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمة سیدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1374ش.
- طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر جوامع الجامع، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، الطبعة الاولی، 1421ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ترجمة محمد بیستونی، تهران، فراهانی، 1363ش.
- طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، احیاء التراث العربی، بیتا.
- طوسی، محمد بن حسن، الغیبة، قم، دارالمعارف الاسلامیة، چاپ اول، 1411ق.
- طوسی، اسدالله و پوریزدی، رحمت، دوستت دارم همسر عزیزم، قم، قدس، چاپ اول، 1399ش.
- عرفانی، محمدنظیر و عرفانی، رحمتالله، «تاثیر عبات در پایبندی به قوانین اجتماعی از منظر قرآن و احادیث»، فصلنامة مطالعات حدیثپژوهی، شمارة 13، 1401ش.
- عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، تهران، امیرکبیر، 1390ش.
- قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ یازدهم، 1383ش.
- قزوینی، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، بیروت، مکتب الاعلام الاسلامی، 1404ق.
- گولد، جولیوس و دیگران، فرهنگ علوم اجتماعی، تهران، مازیار، 1376ش.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، دارالاحیاء التراث، بیجا، الطبعة الثالثة، 1403ق.
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، قم، صدرا، 1378ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ سی و دوم، 1374ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، مثالهای زیبای قرآن، قم، نسل جوان، ١٣٨٢ش.
- یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، بیجا، دار صادر، بیتا.
ویکی ز
+++
جایگاه زن در قرآن؛ نقش و موقعیت زن از منظر قرآن.
زن در امتهای متمدن و غیر متمدن قبل اسلام، همواره تحت قیومیت و سرپرستی و ولایت بود و هیچگونه استقلال و حریت و آزادی نداشت، نه در اراده و نه در اعمال. با ورود اسلام به سرزمین حجاز و نزول آیات روحبخش قرآن و گسترش آن به اقصی نقاط، این دین الهی با رسوم و نگرشها و رفتارهای نابخردانه و جاهلانه در مورد زنان به مبارزه برخاست و موفق به کنار زدن پردههای زشتی و پلشتی شد و نمونههایی از زنان فداکار، بامعرفت، بیدار، شجاع و میداندار عرصۀ کمال و معنویت را پرورش داد.
مفهومشناسی
جایگاه زن در قرآن بهمعنای شناخت مقام و منزلت حقوق زن در اسلام با استناد به قرآن کریم است.[۱] قرآن کریم مقام و منزلت زن را تا به آنجا بالا برده که از او بهعنوان الگو برای زنان و مردان مؤمن یاد میکند.[۲]
جایگاه زن پیش از نزول قرآن
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان بر اساس وضعیت زنان و ستمهایی که در اقوام و امتهای پیش از اسلام بر آنها گذشته است، اقوام و ملتها را به دو دسته متمدن و غیرمتمدن تقسیم میکند؛ زندگی زن در قبایل و امتهای غیرمتمدن، مانند زندگی حیوانات اهلی بوده است. در این دسته از اقوام، باور عمومی آن بود که زنان بهخاطر مردان خلق شدهاند و هستی و وجودشان تابع هستی و وجود مرد است، مانند حیوانات هیچ استقلال و حقی ندارند و تا زمانی که ازدواج نکردهاند، تحت ولایت پدر و بعد از ازدواج تحت ولایت کامل شوهر هستند. در این امتها، مرد میتوانست زن خود را به هر کسی که بخواهد بفروشد یا ببخشد یا او را مانند کالا قرض بدهد تا از او کام بگیرد، بچهدار شود یا به خدمت بگیرد، تنبیه و مجازات کند، کتک بزند، زندانی کند و حتی به قتل برساند.[۳] زن در میان اعراب جاهلی جزء لوازم و اثاث زندگی بود و مانند کالایی خرید و فروش میشد. اعراب جاهلی زن را در شمار حیوانات قرار داده و غالباً از ترس قحطی و یا آلودگی، دختران خود را در بدو تولد سر میبریدند و یا از بالای کوه به درۀ عمیقی پرتاب و یا در میان آب غرق میکردند.[۴]
زندگی زن در امتهای متمدن و پیشرفتۀ آن روز اینگونه ترسیم شده است: در چین ازدواج، نوعی خودفروشی و مملوکیت بود و زن در این معامله یکباره خود را میفروخت. زن چینی از ارث محروم بود و نمیتوانست با مردان، حتی پسران خود سر یک سفره بنشیند. مردان میتوانستند دو نفری یا چند نفری یک زن بگیرند و در بهرهگیری از او شریک باشند. اگر زن بچهدار میشد غالباً متعلق به مردی بود که به او شباهت داشت.[۵] در هند مردان معتقد بودند، زن پیرو مرد و مانند یکی از اعضای بدن او است و بعد از مرگ شوهر، ازدواج برای او حلال و مشروع نیست؛ بلکه باید تا ابد بدون شوهر باشد و اصلاً نباید زنده بماند و طبق رسوم خود که مردگان را میسوزاندند، زن را به همراه شوهرش زندهزنده میسوزاندند و اگر زنده میماند، در کمال خفت و خواری زندگی میکرد. زنان قدیم هند در ایام حیض، نجس تلقی میشدند و دوری از آنها لازم بود. در این حالت لباسها و هر چیزی که با دست یا قسمتی از بدنشان تماس میگرفت، به اعتقاد آنها نجس بود.[۶] در روم مرد، اختیاردار مرگ و زندگی زن بود. اگر کودکی متولد میشد که دارای اندام ناهنجار یا از جنس دختر بود، پدر میتوانست او را بکشد. در روم زن حق حضور در محاکم قضایی را حتی بهعنوان شاهد نداشت. بعد از فوت شوهر حق ادعا بر اموال شوهرش را نداشت و شوهر میتوانست هیچ چیزی برای او نگذارد.[۷] زن یونانی فاقد شخصیت اجتماعی بود و با ذلت در خانه پنهان نگه داشته میشد و در مقطعی، بهصورت عشرتکدهای سیار به عفتفروشی میپرداخت و مانند برده خرید و فروش میشد، در برابر پدر و شوهر حق مالکیت و حیات نداشت. مرد میتوانست زن و دختر خود را بفروشد، قرض یا اجاره بدهد و یا او را بکشد.[۸] در ایران باستان طبق آیین زرتشت، خیانت زن مستوجب اعدام بود. در سلسله مراتب خانوادگی، زن تحت سرپرستی رئیس خانواده بهنام «کدخدا» بود، این کدخدا میتوانست پدر یا شوهر و در صورت مرگ، جانشین او باشد.[۹] از آداب و رسوم آشوریان این بود که اگر جرم زن از نظر اسراف و تبذیر از اموال شوهر در دادگاه ثابت میشد، شوهر حق داشت او را در آب غرق کند.[۱۰]
جایگاه زن نزد پیروان ادیان گذشته
در دین تحریفشدۀ یهود، پدر میتوانست دختر را بفروشد. در مسیحیت تحریفشده، کشیشان، زن را عامل و مظهر شیطان و فساد و فحشا میدانستند و با رواج این فرهنگ مردان به عزوبت تشویق میشدند. آنها معتقد بودند ازدواج، دامی از دامهای شیطان برای سقوط در جهنم است. به نظر کلیسا، محبت به زن از جمله مفاسد اخلاقی بزرگ بود.[۱۱]
جایگاه زن در مغرب زمین
در فرهنگ غرب تا مدتها در انسان بودن یا نبودن زن تردید بود. اندیشمندان در بررسی مبانی فرهنگ غرب نسبت به زن نکات ذیل را ذکر کردهاند:
1. تنزل دادن شخصیت انسانی و مستقل زن به موجودی بیهویت و بی قیدوبند، زن غربی را به واکنش احساسی و انفعالی فمینیسم واداشته است.
2. تغییر و تحول در گرایشهای فمینیستی، گواهی روشن بر ناکارآمدی در تأمین حقوق از دسترفتۀ زنان است.
3. در فرهنگ غرب، فردمحوری و نیاز به شاد زندگیکردن، بهعنوان یک اصل، سبب شده زن در جایگاه همسری و مادری ارزشی نداشته باشد. بدین ترتیب معاشقههای آزاد، مادر میانجی و ازدواج سهامی از آسانترین راهها برای رهایی از ازدواج بهشمار میروند.
4. فمینیسم با قطع ارتباط انسان با خدا، بر حاکمیت انسان تأکید میکند و به ارزشهای الهی یا قراردادهای انسانی اعتنایی نمیکند. بدین ترتیب، اخلاق ارزش و موضوعیت خود را از دست میدهد.
5. اگر در جاهلیت قدیم زن را زنده به گور میکردند، در جاهلیت مدرن زن را در قبرستان شهوات و تمایلات نفسانی مدفون کردهاند و با تشابه حقوق زن و مرد، او را به تمامی عرصهها-حتی میدان سربازی و نبرد نظامی کشاندهاند؛ بهطوری که در زن بودن او تردید و انکار وجود دارد.[۱۲]
ویژگی رویکرد اسلام به زن
زمانی که در غالب جوامع ابتدایی یا پیشرفتۀ قبل از اسلام، زن بهعنوان انسان یا همپایۀ مرد بهحساب نمیآمد، اسلام، عادتها و سنتهای جاهلی و رفتارهای غیر انسانی با زنان را قبیح شمرد و معیارهای ارزشی را در جوامع بشری تغییر داد.[۱۳] قرآن زن را انسانی همسان و همنوع مرد معرفی کرد که از نفس واحده آفریده شده[۱۴] ودارای سرشت و فطرت مشترک،[۱۵] تکریم الهی،[۱۶] حق انتخاب و تعیین سرنوشت،[۱۷] استعداد کسب کمالات و فضایل انسانی،[۱۸] خلافت الهی،[۱۹] هدف غایی آفرینش،[۲۰] ظرفیت انحطاط و سقوط[۲۱] و رشد علمی و فرهنگی است.[۲۲] از نظر اسلام زن و مرد در اصل هویت انسانی و برخورداری از ابعاد وجودی و محدود نبودن حیات انسانی به حیات مادی و دنیوی مشترک بوده و تفاوتی از نظر ارزش انسانی و پیمودن راه کمال و رسیدن به قرب الهی ندارند. بر اساس آیات الهی تنها معیار برتری نزد خداوند پرهیزکاری است.[۲۳] البته این اشتراک بهمعنای یکسانی و تساوی آنها در همۀ جهات نیست.
آفرینش زن در اسلام
اندیشمندان مسلمان دربارۀ دیدگاه اسلام پیرامون آفرینش زن به نکات زیر توجه کردهاند:
1. از دیدگاه قرآن، هدف از خلقت زن و مرد، عبودیت خداوند و تقرب به او است. زن و مرد نقش مؤثری در رسیدن به کمال یکدیگر دارند و در واقع مکمل یکدیگرند.
2. بر اساس آیات قرآن، خلقت حوا پس از خلقت آدم بوده، ولی این امر گویای برتری آدم بر حوا و تقدم خلقت مردان بر زنان نیست.
3. اینکه زن از دندۀ چپ مرد خلق شده باشد، دلیل بر جنس دوم بودن زن نیست؛ بلکه لازمۀ این سخن آن است که زن از لحاظ جسمی فرع بر مرد است، نه از لحاظ حقیقت وجودی.[۲۴]
اصول شخصیت زن از نگاه اسلام
اصول شخصیت زن در نگاه اسلام به قرار زیر است:
1. اشتراک زن و مرد در انسانیت؛ در دیدگاه مترقی و متعادل اسلام، زن مانند مرد از امکانات رشد و کامیابی،[۲۵] اختیار، مسئولیتپذیری و کمالجویی برخوردار است.[۲۶]
2. گوناگونی راههای کمال؛ خداوند هم از جنبۀ تکوینی و هم از جنبۀ تشریعی، شرایط به سعادت رسیدن را برای زن مانند مرد و متناسب با ظرفیتش فراهم آورده است.[۲۷]
3. تفاوتهای تکوینی زن و مرد؛ برخی از فیمینیستها و گروهی از جامعهشناسان بر این باورند که هیچ تفاوتی میان زن و مرد به جز تفاوتهای بیولوژیک وجود ندارد و اختلاف در ذهنیت و رفتارها همگی ناشی از تأثیرات محیطی و فرهنگی است و ریشه در تکوین ندارد.[۲۸] در مقابل بسیاری از روانشناسان بر تفاوتهای ساختاری بین زن و مرد تأکید کردهاند.[۲۹] بر اساس مبانی اسلام، زن و مرد دو صنف مختلف با ویژگیهای متمایز طبیعی هستند و نه تنها در بُعد جسمی، بلکه در ابعاد احساسی، روحی، ذهنی و رفتاری بهگونهای از یکدیگر متمایزند.[۳۰] قبول این تمایزها منافاتی با تأثیر وضعیت اجتماعی و فرهنگی در ایجاد یا پرورش ذهنیت و رفتارها ندارد، بلکه درک متقابل، تمایل دو سویه و زمینۀ هماهنگی و همکاری جدّی این دو جنس را فراهم میسازد.[۳۱]
4. زن و مرد دو موجود مکمل؛ اسلام برای ایجاد جامعۀ پویا و انسانهایی متکامل، بر لزوم هماهنگی و مودت متقابل بهویژه در روابط زن و مرد تأکید کرده است.[۳۲]
5. محوریت اخلاق؛ بر اساس آموزههای دینی، توصیههای اخلاقی به زن مانند خانهداری، کمک به شوهر و آراستگی در مقابل همسر، هماهنگی و همکاری با او است.[۳۳]
6. تشکیل خانواده بهعنوان راه رسیدن به کمال؛ برخلاف مسیحیت تحریف شده که مجرد بودن را مقدم بر ازدواج دانسته، اسلام ازدواج را تنها راه نجات از بدکاری میداند. در فرهنگ اسلام، خانواده بهترین محل پیوند زن و مرد و زمینهساز کمال آن دو است.[۳۴]
حقوق زن در قرآن
قرآن کریم، به دو دسته از حقوق اساسی زنان توجه کرده است:
الف) حقوق عام؛ این حقوق بین زن و مرد مشترک بوده و عبارتاند از حق حیات، حق تعلیم و تعلم،[۳۵] حق دستیابی به مقامهای معنوی،[۳۶] حق ارث،[۳۷] حق تملک،[۳۸] حق ازدواج،[۳۹] حق دیه[۴۰] و حق اشتغال.[۴۱]
ب) حقوق خاص؛ از دیدگاه قرآن کریم برخی حقوق بهدلیل آفرینش قوای جسمانی و جایگاه اجتماعی متفاوت زنان، مختص به آنها بوده و عبارت است از: حق نفقه،[۴۲] حق مهریه[۴۳] و حق دریافت اجر جهت رضاع.[۴۴]
الگوهای قرآنی در سبک زندگی اسلامی
قرآن کریم به گروهی از زنان بهعنوان الگو برای همۀ مردان و زنان، اشاره کرده است:
1. حضرت مریم، الگوی ایمان راسخ، توکل و مقاومت،[۴۵] عفاف و پاکدامنی،[۴۶] اهتمام به اعتکاف و عبادت؛[۴۷]
2. مادر حضرت موسی، الگوی عطوفت، ایمان راسخ، توکل و مقاومت،[۴۸] مبارزه با کفر و طاغوت؛[۴۹]
3. همسر فرعون، الگوی ایمان راسخ، توکل و مقاومت، امر به معروف و نهی از منکر،[۵۰] مبارزه با کفر و طاغوت؛[۵۱]
4. دختران حضرت شعیب، الگوی عفاف و پاکدامنی،[۵۲] معاشرت سنجیده با نامحرم، کنشگری اجتماعی و تلاش برای تأمین مخارج زندگی؛[۵۳]
5. حضرت زهرا و حضرت خدیجه، الگوی ایثار، زهد و اخلاص؛[۵۴]
6. ملکۀ سبا، الگوی حقپذیری،[۵۵] مشورت با بزرگان،[۵۶] توبه و حقپذیری؛[۵۷]
7. مادر حضرت مریم، الگوی تقوا و اخلاص.[۵۸]
پانویس
- ↑ کمالی، قرآن و مقام زن، 1371ش، ص25.
- ↑ افشار و رستمی، «ویژگیهای زن شایسته از دیدگاه قرآن»، 1390ش، ص10.
- ↑ طباطبایی، تفسیر المیزان، 1374ش، ج2، ص395-396.
- ↑ سبحانی، فروغ ابدیت، 1377ش، ج1، ص48.
- ↑ طباطبایی، تفسیر المیزان، 1374ش، ج2، ص395-396.
- ↑ طباطبایی، تفسیر المیزان، 1374ش، ج2، ص395-396.
- ↑ ژول ایزاک، تاریخ رم، 1332ش، ص103.
- ↑ خامنهای، حقوق زن، 1368ش، ص23.
- ↑ بارتله، زن در حقوق ساسانی، 1337ش، ص40.
- ↑ طباطبایی، تفسیر المیزان، 1374ش، ج2، ص395-396.
- ↑ خامنهای، حقوق زن، 1368ش، ص23 و 38.
- ↑ فتاحیزاده، زن در تاریخ و اندیشه اسلامی، 1393ش، ص99-100.
- ↑ فتاحیزاده، زن در تاریخ و اندیشه اسلامی، 1393ش، ص101.
- ↑ سورۀ نساء، آیۀ 1.
- ↑ سورۀ اعراف، آیۀ 172.
- ↑ سورۀ اسرا، آیۀ 70.
- ↑ سورۀ انسان، آیۀ 3.
- ↑ سورۀ احزاب، آیۀ 35.
- ↑ سورۀ بقره، آیۀ 30.
- ↑ سورۀ کهف، آیۀ 7.
- ↑ سورۀ مائده، آیۀ 60.
- ↑ سورۀ زمر، آیۀ 9.
- ↑ سورۀ حجرات، آیۀ 13.
- ↑ زیبایینژاد و سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، 1379ش، ص56-57.
- ↑ سورۀ احزاب، آیۀ 35.
- ↑ زیبایینژاد و سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، 1379ش، ص54.
- ↑ زیبایینژاد و سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، 1379ش، ص60.
- ↑ ریتزر، نظریههای جامعهشناسی در دوران معاصر، 1374ش، ص496-517.
- ↑ زیبایینژاد و سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، 1379ش، ص63-64.
- ↑ سورۀ نساء، آیه 34.
- ↑ زیبایینژاد و سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، 1379ش، ص63-64.
- ↑ سورۀ روم، آیۀ 21.
- ↑ حر العاملی، وسائل الشیعة، 1374ش، ج20، ص79-94.
- ↑ مجلسی، بحارالأنوار، بیتا، ج103، ص222.
- ↑ سورۀ قلم، آیۀ 1.
- ↑ فتاحیزاده، زن در تاریخ و اندیشۀ اسلامی، 1386ش، ص190.
- ↑ سورۀ نساء، آیۀ 7.
- ↑ سورۀ نساء، آیۀ 4.
- ↑ سورۀ نور، آیۀ 23.
- ↑ سورۀ بقره، آیۀ 178.
- ↑ سورۀ قصص، آیۀ 23.
- ↑ سورۀ قصص، آیۀ 23.
- ↑ سورۀ نساء، آیۀ 4.
- ↑ سورۀ بقره، آیۀ 233.
- ↑ سورۀ تحریم، آیۀ 9.
- ↑ سورۀ تحریم، آیۀ 12.
- ↑ سورۀ مریم، آیۀ 17.
- ↑ سورۀ تحریم، آیۀ 9.
- ↑ سورۀ تحریم، آیۀ 19.
- ↑ سورۀ قصص، آیۀ 9.
- ↑ سورۀ تحریم، آیۀ 19.
- ↑ سورۀ قصص، آیۀ 23، سورۀ الضحی، آیۀ 8.
- ↑ سورۀ قصص، آیۀ 23.
- ↑ سورۀ الضحی، آیۀ 8.
- ↑ سورۀ نمل، آیۀ 23.
- ↑ سورۀ نمل، آیۀ 29.
- ↑ سورۀ نمل، آیۀ 44.
- ↑ سورۀ آلعمران، آیۀ 35.
منابع
قرآن کریم.
- افشار، لیلا و زهره رستمی، زهره، «ویژگیهای زن شایسته از دیدگاه قرآن»، فصلنامه مطالعات قرآنی، شمارۀ 5، بهار 1390ش.
- بارتله، کریستیا، زن در حقوق ساسانی، ترجمۀ ناصرالدین صاحب الزمانی، تهران، عطایی، 1337ش.
- حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، قم، مؤسسة آل البیت لإحیاء التراث، 1374ش.
- خامنهای، محمد، حقوق زن، تهران، تک، 1368ش.
- ریتزر، آنتونی، نظریههای جامعهشناسی در دوران معاصر، ترجمۀ محسن ثلاثی، بیجا، علمی، 1374ش.
- زیبایینژاد، محمدرضا و سبحانی، محمدتقی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، قم، نصایح، 1382ش.
- ژول ایزاک، آلبرماله، تاریخ رم، مترجم غلامحسین زیرکزاده، تهران، سینا، 1332ش.
- سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، قم، بوستان کتاب، 1377ش.
- طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان، مترجم سیدمحمدباقر موسوی همدانی، قم، اسلامی، 1374ش.
- فتاحیزاده، فتحیه، زن در تاریخ و اندیشه اسلامی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1393ش.
- کمالی، علی، قرآن و مقام زن، قم، اسوه، 1371ش.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، بیجا، مکتبة الإسلامیة، بیتا.