ایمان زن؛ تقرب به خدا بر پایۀ سرشت عاطفی و پاک زنان.
زنان، با عشق و احساس فطریِ خود، نمود کاملتری از خداوند نسبت به مردان هستند؛ آنان در فعالیتهای روزمرۀ زندگی، با بهرهمندی لازم از این دو خصیصه میتوانند به مراتب بالایی از ایمان برسند. وجود روایاتی که نقص ایمان را به زنان نسبت داده، همچنین رفتار برخی مردان در جوامع اسلامی موجب شده برخی ادعا کنند که زن در اسلام از کمال انسانی برخوردار نیست. برخی روایات، نقص ایمان زنان را به ترک نماز و روزه در ایام حیض نسبت دادهاند، اما منظور از این نقص، ترک برخی تکالیف بهدلیل ضعف آرامش در این دوران است.
مفهوم ایمان
برای ایمان، مفاهیم گوناگونی بیان شده است:
- باور قلبی و اطمینان فکری برگرفته از تفکر و استدلال و سایر ابزار؛
- انجام اعمال مطابق با عقیدۀ قلبی؛
- انجام اعمال و مسئولیتهایی محول شده به انسان از ناحیۀ شرع.[۱]
مراتب ایمان
مراتب ایمان بر محور معرفت به چهار مرتبه تقسیم میشود: ایمان لفظی، ایمان تقلیدی، ایمان برهانی و ایمان کشفی. ایمان کشفی، دارای دو مرتبۀ «عینالیقین» و «حقالیقین» بوده و ویژۀ انبیاء و اولیاء است.[۲]
رابطۀ عاطفه و ایمان زن
زن را کانون مهر و عاطفه دانستهاند. خداوند زن را همراه با لطافت و ظرافت آفریده[۳] و مظهر اسماء جمال خود ساخته است، در میان صفات جمالیۀ خداوند، مهربانی و رحمت بر دیگر صفات غالب است، پروردگار با ودیعه گذاشتن این صفت خود در وجود زن، او را جلوۀ کاملتری از خود نسبت به مرد قرار داده است.[۴] اگر زن احساس و عواطف خود را از هر نوع تعلقی به غیر پروردگارش حفظ کند، میتواند از وادی عقل عبور کرده و پا در طریق عشق و عرفان نهد،[۵] معرفتشناسی و ایمان زن از راه قلب، ذکر و مناجات با سهولت بیشتری مُیسّر است. عرفان زن را دارای اشراق، بصیرت و تجارب عمیقتری نسبت به مردان عارف دانستهاند. باورمندی زنان و اعتقاد راسخ آنان بر پایۀ پاکی و لطافت[۶] و همراه با سلامت معنوی است. ایمان زنان، سلامت معنوی جامعه را نیز در پی خواهد داشت.[۷] زنان در رسیدن به ادراک شهودی میتوانند موفقتر از مردان باشند[۸] و در صورت طی طریق، خود را به غایت ایمان یعنی ایمان کشفی و شهودی برسانند و از مقربان درگاه الهی شوند،[۹] این نوع از ایمان در روح و جان آدمی رسوخ دارد[۱۰] و عشق سریعترین و مطمئنترین راه برای نیل به آن است.[۱۱] زنان در تزکیۀ نفس نیز قویتر از مردان عمل میکنند چرا که اشک و گریه از عاطفه و رقت قلب میجوشد.[۱۲] آنان در کنار فعالیتهای روزمرۀ زندگی و از طریق اشراق و سیر انفسی خود را به خدا نزدیک میکنند.[۱۳] زن با فرزندآوری و فرزندپروری، مراتب ایمان خود را تکمیل میکند؛[۱۴] امام خمینی، تربیت فرزند را همسان کار پیامبران (انسانسازی) دانسته است.[۱۵]
شبهۀ نقص ایمان زن
امروزه به بهانۀ دفاع از حقوق زن، برخی با اشاره به تعدادی از احادیث و بهویژه خطبۀ امام علی در نهجالبلاغه میکوشند تا ایمان زن را تنزل دهند و اسلام را ضد زن، نشان دهند.[۱۶] امام علی در خطبۀ هشتادم نهجالبلاغه[یادداشت ۱] به نقص ایمان زنان اشاره کرده و آن را ناظر به معذوریت از نماز و روزه در دورۀ حیض دانسته است.[۱۷] از این منظر، نقص به معنای تفاوت نبوده و بهمعنای ضعف است.[۱۸] برخی نیز مفهوم نقص ایمان در گفتار امام علی را نقص کَمّی دانستهاند.[۱۹]
بررسی خطبه
شارحان با توجه به سیاق خطبه، نظر امام علی در مورد ایمان را انجام اعمال و مسئولیتهای محول شده از ناحیۀ شرع دانستهاند.[۲۰] برخی نیز ایمان را در معنای لغوی آن، یعنی آرامش در نظر گرفتهاند.[۲۱] ابتدا چنین بهنظر میآید که زنان از نظر ایمان دچار کمبود هستند؛ اما با توجه به ادامۀ خطبه که مربوط به حیض زنان است، گفته شده که مراد، ضعف آرامش زنان در ایام حیض و به دنبال آن منع نماز و روزه بر آنان بوده است[۲۲] و در مفهومی دیگر، کم شدن مسئولیتهای زن و انجام ندادن عباداتی چون نماز و روزه در زمان حیض است. این مسئله نمیتواند به مقام و شخصیت زن خللی وارد کند و یا از عقیده و معرفت او بکاهد؛[۲۳] ترک نماز و روزه برای زنان در دوران حیض امر واجب الهی است و بهجهت رحمت خداوند مقدر شده است و هر چیزی که از طرف خدا باشد، مورد نکوهش نیست.[۲۴] ترک برخی اعمال در این دوران علاوه بر نقص نبودن، مساوی عبادت و اطاعت الهی است.[۲۵]
دوران حیض
آیۀ 222 سورۀ بقره،[یادداشت ۲]حیض زنان را «أذی» توصیف کرده است؛ یعنی مایۀ رنج و آزار[۲۶] و عارضهای که مطابق طبع آن نباشد. البته قرآن حیض را مرض مطلق ندانسته زیرا نشان از سلامتی جسم و قدرت باروری زنان است. زنان در دوران حیض از لحاظ جسمی و روحی دچار ضعف آرامش هستند و این موضوع از نظر پزشکی و روانشناسی به اثبات رسیده است؛ به گفتۀ آنان در این دوران زنان دچار افسردگی، بیحالی و ضعف اعصاب میشوند و این نوسانات خُلقی و تغییرات رفتاری باعث کاهش بازدهی و تغییر نحوۀ فعالیت روزانۀ زنان میشود. در این دوران زنان نیاز به استراحت و دوری از فشار روانی دارند؛ مجموع این عوامل و مطابقت احکام شرع با حالات جسمی و روحی انسان، سبب تخفیف تکالیف الهی بر آنان شده است.[۲۷]
ایمان زنان از نظر کمی و کیفی
زنان پس از طی دوران حیض، قضای روزهها را میتوانند بهجا آورند و نمازهای واجب غیر از نمازهای روزانه مانند نماز آیات را نیز قضا کنند. همچنین زن حائض میتواند با وضو گرفتن، رو به قبله روی سجاده نشستن و ذکر گفتن به ثواب و بهرۀ نمازگزاران، دست یابد.[۲۸] از سوی دیگر، سن تکلیف زنان حدوداً شش سال زودتر از مردان است و در این مدت دختران به تکالیف الهی خود مشغول هستند؛ در حالی که پسران هنوز مکلف نشدهاند؛[۲۹] برخی این مسئله را نشانۀ آمادگی بیشتر زنان برای دریافت تکالیف الهی نسبت به مردان دانستهاند.[۳۰] زنان در دوران بارداری، شیردهی و یائسگی نیز حائض نیستند و به اعمال الهی خود میپردازند و از نظر کمّی هم در حد مردان قرار میگیرند[۳۱] و نیز اگر مسئلۀ کیفی و حضور قلب در نماز مطرح باشد، این موضوع اختصاص به همه دارد و مربوط به جنس خاصی نیست؛ چه بسیار زنان پارسایی که از مردان حضور قلب بیشتری دارند.[۳۲] در طول تاریخ، وجود زنان باایمان و معتقد که سرآمد مردان و الگویی برای زن و مرد باشند، بسیار است؛[۳۳] آسیه، مریم، یوکابد، ساره، خدیجه و حضرت فاطمه نمونههای زنان باایمان هستند.[۳۴]
یادداشتها
پانویس
- ↑ اسمعیلی آهندانی، «زن در آیینۀ نهجالبلاغه»، 1394ش، ص4.
- ↑ علوی، «تحلیل معرفتمحورانۀ مراتب ایمان در فلسفۀ ملاصدرا»، 1393ش، ص7.
- ↑ «آیا زن موجودی لطیف است؟ یا انسانی ضعیف؟»، وبسایت اسلام کوئست.
- ↑ جوادی آملی، زن در آینۀ جلال و جمال، 1386ش، ص102.
- ↑ بختیار، «جایگاه معنوی زن در عرفان اسلامی»، 1398ش، ص50.
- ↑ زینبی و جلالی پنداری، «زنان و سیروسلوک عرفانی»، 1388ش، ص29.
- ↑ سلگی و نبوی، «بررسی اثرات سلامت معنوی زن بر خانواده»، 1396ش، ص396.
- ↑ رضایی، «آشنایان ره عشق، عرفان زن از نگاه امام خمینی»، 1390ش، ص1.
- ↑ علوی، «تحلیل معرفتمحورانۀ مراتب ایمان در فلسفۀ ملاصدرا»، 1393ش، ص23.
- ↑ حاجی اسماعیلی و دیگران، «مفهومشناسی ایمان و پیوند آن با تجربه دینی در اندیشۀ مولوی در مثنوی»، 1392ش، ص59.
- ↑ حاجی اسماعیلی و دیگران، «مفهومشناسی ایمان و پیوند آن با تجربه دینی در اندیشۀ مولوی در مثنوی»، 1392ش، ص55.
- ↑ جوادی آملی، زن در آینۀ جلال و جمال، 1386ش، ص92.
- ↑ زینبی و جلالی پنداری، «زنان و سیروسلوک عرفانی»، 1388ش، ص43.
- ↑ زینبی و جلالی پنداری، «زنان و سیروسلوک عرفانی»، 1388ش، ص31.
- ↑ رضایی، «آشنایان ره عشق، عرفان زن از نگاه امام خمینی»، 1390ش، ص1.
- ↑ اسمعیلی آهندانی، «زن در آیینۀ نهجالبلاغه»، 1394ش، ص1.
- ↑ اسمعیلی آهندانی، «زن در آیینۀ نهجالبلاغه»، 1394ش، ص3.
- ↑ طباطبایی امین و افسردیر، «معناشناسی ایمان در احادیث»، 1392ش، ص60.
- ↑ بیرانوند، «سیمای زن در نهجالبلاغه»، 1394ش، ص8.
- ↑ اسمعیلی آهندانی، «زن در آیینۀ نهجالبلاغه»، 1394ش، ص4.
- ↑ طباطبایی امین و افسردیر، «معناشناسی ایمان در احادیث»، 1392ش، ص64.
- ↑ طباطبایی امین و افسردیر، «معناشناسی ایمان در احادیث»، 1392ش، ص63.
- ↑ موسوی، «شبهۀ نقصان ایمان زن»، 1382ش، ص2.
- ↑ علایی رحمانی، «تحلیلی بر خطبۀ هشتاد نهجالبلاغه»، 1383ش، ص116-117.
- ↑ موسوی، «شبهۀ نقصان ایمان زن»، 1382ش، ص2.
- ↑ «آیۀ 222 سورۀ بقره»، ویکی اهلالبیت.
- ↑ طباطبایی امین و افسردیر، «معناشناسی ایمان در احادیث»، 1392ش، ص64-67.
- ↑ طباطبایی امین و افسردیر، «معناشناسی ایمان در احادیث»، 1392ش، ص62-63.
- ↑ علایی رحمانی، «تحلیلی بر خطبۀ هشتاد نهجالبلاغه»، 1383ش، ص117.
- ↑ موسوی، «شبهۀ نقصان ایمان زن»، 1382ش، ص3.
- ↑ علایی رحمانی، «تحلیلی بر خطبۀ هشتاد نهجالبلاغه»، 1383ش، ص117.
- ↑ طباطبایی امین و افسردیر، «معناشناسی ایمان در احادیث»، 1392ش، ص63.
- ↑ موسوی، «شبهۀ نقصان ایمان زن»، 1382ش، ص3.
- ↑ شریعتی و افشاریان، «زنان مقدس قرآنی، بدیلی شناختشناسانه در برابر زن مسخ شدۀ غربی»، 1396ش، ص16.
منابع
- «آیا زن موجودی لطیف است؟ یا انسانی ضعیف؟»، وبسایت اسلام کوئست، تاریخ بازدید: 6 آبان 1401ش.
- «آیۀ 222 سورۀ بقره»، ویکی اهلالبیت، تاریخ بازدید: 9 مهر 1401ش.
- بختیار، مریم، «جایگاه معنوی زن در عرفان اسلامی»، نشریۀ زن و فرهنگ، سال یازدهم، شمارۀ 41، پاییز 1398ش.
- اسمعیلی آهندانی، رقیه، «زن در آیینۀ نهجالبلاغه»، کنفرانس ملی پژوهشهای کاربردی در علوم تربیتی و روانشناسی و آسیبهای اجتماعی ایران، 1394ش.
- بیرانوند، نسرین و دیگران، «سیمای زن در نهجالبلاغه»، همایش ملی هزارۀ سوم و علوم انسانی، 1394ش.
- جوادی آملی، عبدالله، زن در آینۀ جلال و جمال، قم، ناشر چاپی: اسراء، ناشر دیجیتالی: مرکز تحقیقات رایانهای قائمیه، چاپ چهاردهم، 1386ش.
- حاجی اسماعیلی، محمدرضا و دیگران، «مفهوم شناسی ایمان و پیوند آن با تجربه دینی در اندیشه مولوی در مثنوی»، نشریۀ پژوهشهای ادب عرفانی، دورۀ 7، شمارۀ 1، 1392ش.
- رضایی، مائده، «آشنایان ره عشق، عرفان زن از نگاه امام خمینی»، فصلنامۀ شمیم نرجس، پیاپی 16، بهار 1390ش.
- زینبی، مهری، جلالی پندری، یدالله، «زنان و سیروسلوک عرفانی»، پژوهشنامۀ زبان و ادب فارسی، سال سوم، شمارۀ دوم، پیاپی 10، تابستان 1388ش.
- شریعتی، سید صدرالدین و افشاریان، ندا، «زنان مقدس قرآنی، بدیلی شناختشناسانه در برابر زن مسخ شدۀ غربی»، نشریۀ فرهنگ مشاوره و رواندرمانی، دورۀ 8، شمارۀ 29، بهار 1396ش.
- طباطبایی امین، طاهرهسادات و افسردیر، حسین، «معناشناسی ایمان در احادیث»، فصلنامۀ پژوهشنامۀ نهجالبلاغه، 1392ش.
- علایی رحمانی، فاطمه، «تحلیلی بر خطبۀ هشتاد نهجالبلاغه»، نشریۀ النهج، شمارۀ 9، 1383ش.
- علوی، سید محمدکاظم، «تحلیل معرفتمحورانۀ مراتب ایمان در فلسفۀ ملاصدرا»، 1393ش.
- موسوی، مهدیه، «شبهۀ نقصان ایمان زن»، نشریۀ شمیم یاس، 1382ش.
انتقالی از و.ج
ایمان یک ارزش بنیادین انسانی است، و وصول به هدف نهایی خلقت از مسیر آن می گذرد. بنابراین اصول مشترک متعددی از جمله اصل اشتراک در هویت انسانی، اصل اشتراک در هدف نهایی و اصل اشتراک در ارزش های بنیادین انسانی ، نقصان ایمان زنان به عنوان یک نقص غیر قابل جبران و فطری که ریشه در جنسیت داشته باشد و مانع از رسیدن به هدف نهایی خلقت باشد را بر نمی تابد.
مراد از ایمان و نقصان ایمان
برای تحلیل نقصان ایمان زن بنابر صحت استناد آن به معصوم ناگزیریم معنای ایمان و نقصان ایمان را بدانیم. لذا توضیح مختصری در قالب چند نکته در این مورد ارائه می شود: [۱]
- نکته اول؛ ایمان، از ماده امن همان آرامشی است که به لحاظ قرار گرفتن عقیده در قلب و انجام عمل متناسب با آن عقیده حاصل می شود. بر اساس این تعریف اگر چه عقیده هسته اصلی و مرکزی ایمان را تشکیل می دهد لکن در کنار آرامش و عمل سه رکن اساسی ایمان به وجود می آید که به ترتیب مولفه های معرفتی ، عاطفی و رفتاری ایمان را شکل می دهند. حصول این مولفه ها ارتباط دیالکتیک و تنگاتنگی با یکدیگر دارند. همان گونه که این مولفه ها مراتب دارند ، ایمان هم مراتب دارد و نقص در هرکدام از آنها به نقصان در ایمان ختم می شود.
- نکته دوم؛ اسلام نیز مولفه هایی شبیه ایمان دارد با این تفاوت که هسته مرکزی اسلام ، رفتار (زبان و اعضا). بنابراین مراتب ایمان بـا مـراتب اسـلام دارای پیوستگی و ارتباط است. فرقی که بین ایمان و اسلام وجود دارد این است که ایمان معنایی اسـت قـائم به قلب و از قبیل اعتقاد است و اسلام معنایی است قائم به رفتار . اسـلام بـه معنای تسلیم شدن و گردن نهادن است. تسلیم شدن زبان به این است که شـهادتین را اقـرار کند و تسلیم شدن سایر اعضاء به این است که هر چه خدا دسـتور مـیدهد ظـاهرا انجام دهد. هرچقدر که این تسلیم رفتاری بر اساس اعتقاد قلبی صورت پذیرفته باشد و به آرامش درونی منتهی شود، مراتب ایمان شخص بالاتر می رود.
- نکته سوم؛ همان طور که اشاره کردیم، تک تک مولفه های ایمان دارای ارتباط دیالکتیک با یکدیگر و در ارتباط با حصول ایمان هستند. عقیده زمینه ساز عمل و عمل زمینه ساز استحکام عقیده شده و هر دو آنها مراتب امنیت و ایمان را به وجود می آورند و بالعکس. مثلا نماز و روزه ، اثری در نفس می گذارد و اعتقاد متناسب با خود را به همراه می آورد. اعتقاد به توحید و معاد نیز در عمل انسان تاثیر می گذارد. حالات روانی، هیجانی و عاطفی انسان نیز به عنوان محرک های عمل و عقیده و هم به عنوان محصول عمل و عقیده هستند.
- نکته چهارم؛ نقصان در هر یک از عقیده، و عمل به نقصان در امنیت و آرامش منتهی می شود و نقصان در آرامش و امنیت روانی نیز می تواند زمینه ساز نقصان در عمل و عقیده و سرانجام ایمان باشد.
نقصان ایمان در زنان
با توضیحی که در مورد مفهوم ایمان ومولفه های آن ارائه شد می توان ارزیابی کرد که نقصان احتمالی در ایمان از کدام ناحیه متوجه زنان می شود. با توجه به اینکه در ذیل برخی از روایاتی که زنان را به ناقصات الدین و الایمان خطاب می کند ، محرومیت زنان از نماز و روزه در زمان عادت ماهانه را به عنوان شاهد ادعا مطرح می کند، می توان این فرضیه را مطرح کرد که نقصان از ناحیه برخی از مناسک دینی و حالت جسمی و روانی مطرح است.
تغييرات رفتاري ،خلقي و رواني در دوران قاعدگي مسئله اي است که تقريبا تمام زنان تجربه کرده و دانشمندان علوم زيستي و روان شناسي به آن اذعان مي کنند. قرآن کریم حیض را حالت رنج آور و آزار دهنده معرفی می کند، [۲] که مقتضی برخی معافیت های و احکام ویژه ای برای زنان و در ارتباط با زنان است. دوران قاعدگي به دليل تغييرات هورموني بر خلق و روان و رفتار زن تاثير بسزايي دارد. در فضای علم روانشناسی و پزشکی ، تغييرات خلقي در آستانه قاعدگی تا روز چهارم به عنوان «تنش قاعدگي» معروف است.اين تغييرات منشا آثار رواني و رفتاري معتنا بهي در زنان مي گردد. آمار خودکشي ، جرايم خشن ، پرخاشگري، کودک آزاری، مراجعه به روان پژشکان و روانشناسان، مصرف داروهای مخدر و روان گردان یا آرام بخش و... در بین زنان در این دوران در بیشتر حد خود گزارش شده است. علاوه بر اين ميزان اضطراب ، عدم اعتماد به نفس، افسردگي، بي قراري، سردرد، نوسانات خلقي و... تغيير معناداري در مدت زمان قاعدگي نشان مي دهد. [۳]هوریشو استورر عضو انجمن پزشکی امریکا با تاکید برعادت ماهانه زنان آن را نوعی جنون موقت نامید که زنان را بیش از آنکه بتوانند کمک های پزشکی در اختیار دیگران بگذارند نیازمند این کمک ها می سازد.[۴] همین وضعیت باعث معافیت زنان از بسیاری از احکام و تکالیف عبادی می شود که نماز و روزه مهمترین آن است.
اگر قائل باشیم که اعمال و مناسک عبادی مانند نماز و روزه تکوینا در حالات روانی (آرامش) و چه بسا معرفتی انسان تاثیر گذار است و آثار ویژه ای در این مسیر به همراه دارد ، بنابراین معافیت از مناسک و اعمالی مثل نماز که به عنوان عروج بخش انسان است ، در حقیقت محرومیت از این آثار است. ضمن اینکه ناامنی خلقی که محصول نوسانات هورمونی زنان در زمان قاعدگی است نیز تاثیر متقابلی در دیگر مولفه های ایمان به جای بگذارد.
همان گونه که شهید مطهری تذکر می دهند، زن حائض مثل فرد «محدث» است که به خاطر عدم طهارت از نماز و روزه محروم می گردد با این تفاوت که در محدث ، با وضو و غسل مانع برطرف می شود ولی در زن حایض مادامی که در شرایط حیض است مانع هم وجود دارد. [۵] زنان در حالت حیض از روی اطاعت و ایمان قلبی ، تسلیم اوامر الهی بوده و نماز و روزه به جای نمی آورند و از این جهت درمقام عبودیت و بندگی خدا ماجور هستند. از دیگر سو با قضاء واجبات فوت شده ، یا برخی عبادات مستحبی که به عنوان جایگزین برای آنان تشریع شده است، و یا تقدم در تشرف به تکلیف نسبت به پسران، آثار این نقصان جبران می شود. بنابراین هیچ خللی برای رسیدن به هدف نهایی از این جهت وجود ندارد. لکن به لحاظ خللی که به مولفه های ایمان وارد می شود در معرض خطر قرار دارند و برخی اهداف تبعی و اجتماعی آن در حالت حیض متعذر می شود. خصوصيات خلقي، رواني و رفتاري متاثر از قاعدگی مي تواند منشا آثار فاجعه آميزي( شبيه آنچه در جنگ جمل گذشت و باعث صدور برخی از این روایات شد) در تصميم سازي زنان براي اداره يک جامعه يا حکومت و لشکر و ... یا حتی در مراودات خانوادگی باشد.
حکمت های عادت ماهانه
ممکن است این توهم ایجاد شود که چرا خداوند زنان را به عارضه و اذیتی مثل حیض مبتلا می کند تا در معرض نقصان ایمان قرار گیرند؟ پاسخ به این سئوال را بایستی در حکمت های این حالت و کارکردهای فیزیولوژیک ، روانشناختی و اجتماعی آن جستجو کرد.
به هرتقدیر جهاز تناسلی ویژه زنانه یکی از اصلی ترین مولفه های هویت جنسی زن است، که نقش های متعالی مثل مادری و همسری را برای او رقم می زند. ایجاد آمادگی رحم برای پذیرفتن نطفه، قرنتینه ماهیانه رحم از عفونت های خارجی که آثار بهداشتی متعددی برای زن، همسر و جنین دارد، از جمله حکمت های بهداشتی آن است. به تبع جهاز تناسلی زنانه ، هورمون هایی مثل استروژن ها، پرولاکتین و اکسی توسین تاثیرات روانشناختی و خلقی مثل ویژگی های مراقبتی، ارتباطی، محبت و دلسوزی، آرامش و امثال آن را به عنوان بخشی دیگر از هویت زنانه رقم می زند. عملکرد این هورمون ها ارتباط مستقیم با دوران قاعدگی دارد. از نظر اجتماعی نیز، برخی حجب و حیا زنان را واکنش زن به مسئله حیض قلمداد کرده اند. اگرچه در تبیین چگونگی این ارتباط اختلاف هایی بین دانشمندان علوم اجتماعی وجود دارد لکن به نظر شهید مطهری حیض می تواند یک عامل تکوینی برای حجب زن باشد. [۶] برخی دیگر از فمینیست ها اعتقاد دارند، با توجه به اینکه زنان از جذابیت ، لطافت و زیبایی های متمایز کننده ای نسبت به مردان برخوردارند، این امر می تواند زمینه ساز احساس تمایز و تفاخر در زنان باشد که مانع از اتحاد اجتماعی است. فرایند حیض می تواند مانعی برای ایجاد خودشیفتگی ناشی از ظرافت و لطافت در خلقت باشد.
در هر صورت باید توجه داشت که لذت ها و زیبایی های دنیوی با سختی ها و مکاره آن پیوند دارد. تاجایی که برخی از فلاسفه ماهیت لذات دنیوی را چیزی جز رفع درد و رنج و اذیت نمی دانند. لذت آب و غذا و ... برای فرد تشنه و گرسنه محقق می گردد. آرامش نیز در بستر ناآرامی حاصل می گردد. مکاره و رنج ها از نوع جنسیتی آن برای هر کدام از زن و مرد به گونه ای متفاوت رقم خورده است و هرکدام زمینه ساز برخی لذت های جنسیتی نیز می گردد. لذتی که مادر از فرزند خود می برد هرگز برای پدر قابل درک و لمس نیست، و این لذت در بستر همین مکاره و لوازم آن بوجود می آید.
پانویس
- ↑ . ر.ک: مسعود امید. ماهیت ایمان از دیدگاه علامه طباطبائی. مجله کیهان اندیشه. شماره 57 ص 55-78؛ مسعود آذربایجانی. ساختار معنایی ایمان در قرآن. مجله انجمن معارف اسلامی. بهار 85 ش 6. ص 11-48
- ↑ . البقرة : 222 :« وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحيضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ..؛ از تو از مساله حيض مىپرسند بگو آن آزارى است براى زنان پس بايد كه از زنان در حال حيض كناره گيرى كنيد و با ايشان نزديكى جنسى ننمائيد تا وقتى كه پاك شوند».
- ↑ .براي مطالعه بيشتر مراجعه کنيد به :جانت شيبلي هايد، روان شناسي زنان . ترجمه دکتر اکرم خمسه.344
- ↑ . رودز. همان .ص 43
- ↑ . مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى،ج19،ص 420
- ↑ . مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى، ج19، ص: 578