پرش به محتوا

اخلاق

از ایران پدیا
اخلاق
مرشد چلویی که به مشتریان غذای نسیه و وجه دستی می‌داد
تصویری از مرشد چلویی که به مشتریان غذای نسیه و وجه دستی می‌داد.
نام‌ها
عنوان عربیاخلاق
مشخصات مفهوم
شاخه علمیدانش اخلاق
نوع مفهومصفات نهادینه شده
معنای اصطلاحیصفات نهادینه شده در درون انسان
حوزه کاربردزندگی فردی و اجتماعی
تاریخچه و ریشه
ریشه واژهعربی
مروجحضرت محمد
اهمیت و ارتباط
مرتبط بادین


اخلاق؛ ویژگی‌ها و صفات نهادینه‌شده در انسان.

اخلاق به خوی، سرشت و صفت‌های نهادینه‌شده در انسان گفته می‌شود؛ چه نیکو مانند جوانمردی و چه ناپسند مانند فرومایگی. در اسلام، اخلاق جایگاه ویژه‌ای دارد؛ قرآن دو مفهوم نیکوکاری و پرهیزگاری را بسیار مهم می‌داند و پیامبر اسلام نیز هدف نبوت را تکمیل فضایل اخلاقی دانسته است. اخلاق فردی به رابطه انسان با خودش و اخلاق اجتماعی به رابطه او با دیگران مربوط است و بیشتر مفاهیم اخلاقی مانند عدالت، تواضع، عفت و سخاوت در حوزه اجتماعی جای می‌گیرند. در برابر فضایل اخلاقی مانند صداقت، امانت‌داری، صبر و ایثار، رذایلی مانند ظلم، دروغ، حسادت، تکبر و بخل قرار دارند. دین نیز علاوه بر تأیید دریافت‌های عقل، نواقص آن را جبران کرده و انسان را به زندگی اخلاقی تشویق می‌کند.

واژه‌شناسی

اخلاق به‌معنای خوی، سرشت و سجیه،[۱] در اصطلاح به ویژگی‌ها و صفات نهادینه‌شده در انسان گفته می‌شود که هم شامل خوی‌های نیکو مانند جوانمردی است و هم شامل خوی‌های ناپسند همچون فرومایگی.[۲] همچنین اخلاق به فردی مثل صبر و شجاعت و اجتماعی مثل تواضع و ایثار تقسیم می‌شود.[۳] بخشی از آموزه‌های اسلام نیز به فضایل و رذایل اعمال انسان پرداخته که از آن به اخلاق اسلامی یاد می‌شود.[۴]

اهمیت اخلاق در اسلام

رشد اخلاقی انسان‌ها در قرآن بسیار مورد توجه است؛ در نظام اخلاقی قرآن دو مفهوم بِرّ (نیکوکاری) و تقوا (پرهیزگاری) از بالاترین اهمیت‌ برخوردارند. بِرّ شامل همه فضایل و صفات پسندیده می‌شود و تقوا نیز خصلتی است که علاوه بر دورکردن انسان از زشت‌کاری، او را به نیکوکاری فرامی‌خواند.[۵] قرآن، هدف اصلی و رسالت حضرت محمد را اصلاح اخلاق انسان‌ها بیان کرده[۶] و به مفاهیم اخلاقی مثل خیر و شر، عدل و ظلم، صبر و احسان توجه فراوانی نشان داده است.[۷] پیامبر خدا نیز هدف نبوت را تکمیل فضایل اخلاقی معرفی کرده است.[۸] محمدتقی مصباح یزدی معتقد است دین، بدون اخلاق نمی‌تواند به اهداف خود برسد و سعادت دنیا و آخرت انسان را تأمین کند؛ زیرا ادارهٔ زندگی فردی و اجتماعی انسان، تنها در پرتو مجموعهٔ خاصی از دستورهای اخلاقی محقق می‌شود.[۹]

اخلاق فردی و اجتماعی

برخی از خوی‌های اخلاقی، تنها جنبه فردی دارند که به آنها، اخلاق فردی گفته می‌شود؛ اما برخی دیگر از خوی‌ها در رابطهٔ فرد با انسان‌های دیگر بروز می‌کنند که به این دسته از خوی‌ها، اخلاق اجتماعی گفته می‌شود. بیشتر مفاهیم اخلاقی در حوزه اخلاق اجتماعی هستند، همچون غبطه، تکبر، ظلم، حسد، حسن ظن، عفت، تواضع، عدالت و سخاوت. برخی از مفاهیم اخلاقی نیز در حوزه اخلاق فردی مطرح می‌شود، مثل صبر در مشکلات، استقامت برای رسیدن به هدف، شجاعت و شکر نعمت الهی.[۱۰]

فضایل و رذایل اخلاقی

اصطلاح فضایل و رذایل اخلاقی، متناظر با صفات خوب و بد آدمی است. در برخی کتاب‌های اخلاقی، فهرستی از صفات خوب و بداخلاقی ارائه می‌شود که ابتدا هر صفت اخلاقی، تعریف شده و پس از آن به عوامل شکل‌گیری و پیامدهای آن پرداخته و راه شناخت بیماری‌های اخلاقی و رسیدن به فضایل اخلاقی را بیان می‌کنند. برخی از فضایل و رذایل اخلاقی که معمولاً در کتاب‌های اخلاق مورد توجه قرار می‌گیرند، به این شرح است:

دانش اخلاق

دانش اخلاق که نیک و بدخوی‌ها را بررسی می‌کند[۱۲] امروزه به شاخه‌های گوناگونی تقسیم شده و دانش‌های تازه‌ای در ارتباط با اخلاق، شکل گرفته است. علوم مرتبط با اخلاق عبارت‌اند از:

  • علم اخلاق؛ صفات و افعال خوب و بد انسان و آثار و نتایج آنها را بررسی می‌کند.
  • فلسفهٔ اخلاق؛ به مسائل بنیادین دربارهٔ گزاره‌های اخلاقی می‌پردازد؛ به‌طور مثال، معیار ارزش‌های اخلاقی، نسبی یا مطلق بودن اخلاق و مفاد باید و نبایدهای اخلاقی را بررسی می‌کند.
  • فلسفهٔ علم اخلاق؛ به پیشینه، تحولات، اهداف و ضرورت علم اخلاق و معرفی بزرگان این علم می‌پردازد.
  • تعلیم و تربیت: شیوهٔ رسیدن به فضایل اخلاقی را بیان می‌کند.
  • اخلاق توصیفی؛ اخلاق مکاتب، اقوام، ملل و اشخاص را توصیف می‌کند.[۱۳]

رابطهٔ دین و اخلاق

دربارهٔ رابطهٔ دین و اخلاق نظرات مختلفی ارائه شده است:

  • برخی از متکلمین مسلمان (مانند اشاعره) و مسیحی، بایدها و نبایدهای اخلاقی را مبتنی بر اراده تشریعی خدا می‌دانند که در ادیان وحیانی منعکس شده است.[۱۴]
  • برخی از فیلسوفان غربی (مانند کانت)، باورهای دینی همچون وجود خدا و اختیار انسان را مبتنی بر اخلاقیات دانسته و معتقد به استنتاج دین از اخلاق هستند.[۱۵]
  • گروهی از محققین نیز اخلاقیات را مستقل از اراده تشریعی خدا دانسته و قائل به حسن و قبح ذاتی در افعال هستند. بر این اساس، عقل قادر است که نیک و بد را مستقل از دین، کشف کند. از این دیدگاه، دین، علاوه بر نقش تأییدی نسبت به دریافت‌های عقلی، نواقص عقل در کشف اخلاقیات را جبران کرده و به زیست اخلاقی تشویق می‌کند.[۱۶]

مسلمانان که رویکردهای گوناگون به اخلاق داشته‌اند، کتاب‌های اخلاقی را نیز متأثر از همین رویکردها (روایی، فلسفی، عرفانی و تلفیقی) نگاشته‌اند.[۱۷] برخی از مشهورترین کتب اخلاقی مسلمانان با گرایش شیعی عبارت‌اند از:

  • مکارم‌الاخلاق از حسن بن فضل طبرسی؛
  • جامع‌السعادات از محمدمهدی نراقی؛
  • معراج‌السعاده از ملا احمد نراقی؛
  • الأخلاق یا اخلاق شُبّر از سید عبدالله شُبّر؛
  • اوصاف الأشراف از خواجه‌نصیرالدین طوسی؛
  • اخلاق ناصری از خواجه‌نصیرالدین طوسی.

پانویس

  1. ↑ مصباح یزدی، فلسفه اخلاق، ۱۳۹۴ش، ص۱۹.
  2. ↑ مصباح یزدی، فلسفه اخلاق، ۱۳۹۴ش، ص۱۹، ۲۰؛ معلمی، فلسفه اخلاق، ص۱۳–۱۴.
  3. ↑ مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۷۶.
  4. ↑ موسوی بجنوردی، «بررسی نقش اخلاق در فقه و حقوق»، 1385ش.
  5. ↑ پاکتچی، «اخلاق دینی»، 1375ش، ج7، ص217-۲۱۹.
  6. ↑ سوره بقره، آیه ۱۵۱؛ سوره آل‌عمران، آیه ۱۶۴؛ سوره جمعه، آیه ۲.
  7. ↑ غرویان، فلسفه اخلاق، ۱۳۷۹ش، ص۲۰.
  8. ↑ مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۶۹، ص۳۷۵.
  9. ↑ مصباح یزدی، فلسفه اخلاق، ۱۳۹۴ش، ص۲۲۳.
  10. ↑ مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۷۶.
  11. ↑ نصیرالدین طوسی، اخلاق محتشمی، ۱۳۷۷ش، ۵۵–۵۸.
  12. ↑ دهخدا، لغت‍نامه، ذیل واژه اخلاق.
  13. ↑ معلمی، فلسفه اخلاق، ۱۳۸۴ش، ص۱۴–۱۶.
  14. ↑ عالمی، رابطه دین و اخلاق، ۱۳۸۹ش، ص۶۳–۶۶.
  15. ↑ عالمی، رابطه دین و اخلاق، ۱۳۸۹ش، ص۱۱۲–۱۲۰.
  16. ↑ عالمی، رابطه دین و اخلاق، ۱۳۸۹ش، ص۲۰۱–۲۰۹.
  17. ↑ جمعی از نویسندگان، کتابشناخت اخلاق اسلامی، ۱۳۸۵ش، ص۲۹.

منابع

  • قرآن کریم
  • پاکتچی، احمد، «اخلاق دینی»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، تهران، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی حیان، ۱۳۷۵ش.
  • جمعی از نویسندگان، کتابشناخت اخلاق اسلامی، قم، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۵ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، وب‌سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۸ شهریور ۱۴۰۱ش.
  • طوسی، نصیرالدین، اخلاق محتشمی، تصحیح محمدتقی دانش‌پژوه، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ش.
  • عالمی، محمد، رابطه دین و اخلاق، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۹ش.
  • غرویان، محسن، فلسفه اخلاق، قم، مرکز تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه، ۱۳۷۹ش.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • مصباح یزدی، محمدتقی، فلسفه اخلاق، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ سوم، ۱۳۹۴ش.
  • معلمی، حسن، فلسفه اخلاق، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۴ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، امام علی بن ابیطالب، ۱۳۸۷ش.
  • موسوی بجنوردی، سیدمحمود، «بررسی نقش اخلاق در فقه و حقوق»، بازتاب اندیشه، ش۸۳، ۱۳۸۵ش.