فاطمه سیاح: تفاوت میان نسخهها
imported>Mjamshidi |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''فاطمه رضازاده محلاتی'''؛ معروف به فاطمه سیاح، عضو کانون بانوان ایران، منتقد ادبی. | |||
==زندگی نامه== | |||
فاطمه رضازاده محلاتی ، معروف به [[فاطمه سیاح]]، فرزند میرزا جعفرخان رضازاده محلاتی در سال 1281ش در شهر مسکو متولد شد. | |||
تحصیلات متوسطه و عالی خود را در مسکو گذراند و از دانشکده ادبیات دانشگاه مسکو، در ادبیات اروپایی مدرک دکتری گرفت. | |||
وی در در اواخر سال 1313 ش در سن 32 سالگی وارد ایران شد. در زندگی زناشویی با عدم موفقیت روبه رو میشود و پس از سه سال بدون داشتن فرزند از [[همسر]] خود جدا میشود. <ref>[http://ensani.ir/fa/article/109388/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%AD- «زندگی و اندیشه دکتر فاطمه سیاح»، پروتال جامع علوم انسانی]</ref> | |||
فاطمه سیاح چون در ایران بزرگ نشده بود زبان فارسی را خوب بلد نبود لذا مطالب خود را به زبان روسی مینوشت و دیگران به فارسی ترجمه میکردند. وی استاد ادبیات و از بنیانگذاران [[کانون بانوان]] در وزارت فرهنگ بود. | |||
سرانجام ایشان در سال 1326ش در اثر بیماری قند و سکته قلبی درگذشت و در ابنبابویه به خاک سپرده شد.<ref>«زندگی و اندیشه دکتر فاطمه سیاح»، پروتال جامع علوم انسانی</ref> | |||
فاطمه | |||
==وضعیت خانوادگی== | ==وضعیت خانوادگی== | ||
پدر | پدر فاطمه سیاح میرزاجعفر رضازاده محلاتی (سیاح) است و مادر او آلمانی و بزرگ شده روسیه بوده است. پدر او در ابتدای جوانی به روسیه سفر کرد و در همانجا اقامت گزید. | ||
پدر خانم سیاح عهدهدار آموزش زبان فارسی به ماموران و کارمندان ارشد (سفرا، سرکونسولها و ...) روس به ایران بوده است. <ref>[https://bukharamag.com/1390.02.14103.html «فاطمه سیاح و نقد ادبی/ دکتر ایرج پارسی نژاد»، مجله فرهنگی و هنری بخارا]</ref> | |||
با توجه به اینکه او از کسانی بود که سمت تربیت و آموزش ماموران عالی رتبه روسیه را به عهده داشت و از طرفی میدانیم که دولتهایی چون روسیه در تربیت نیروهای خود نهایت دقت را داشتند و تربیت آنها به هر کسی نمیسپردند، لذا بایستی در وطندوستی او با دیده احتیاط و تردید نگریست؛ بلکه بعید نیست خدمتگذاری او به دولت روس بیش از یک معلم زبان فارسی باشد. | |||
علاوه بر این در گزارشهایی از دولتمردان ایران آن عصر نقل شده که بیشتر موجب تردید در وطندوستی آنها میشود. در گزارشی که علاءالملک دیبا (سفیر ایران در روسیه) به امینالسطان نوشته چنین آمده است: «برای اطلاع خاطر مبارک عرض مراتب را لازم دید. عرض دیگر اینکه میرزاجعفر نامی هست دست پروردهی مستشار، به پطرزبوغ افتاده است و لابد کردهاند ماموریت مکاره به او رجوع کرده. آدم درست نیست. از هر کس اسم او را برده تحقیق کنید». | |||
میرزاجعفر پس از 45 سال اقامت در روسیه در سال 1313 به همراه دخترش به ایران بازگشت.<ref>«زندگی و اندیشه دکتر فاطمه سیاح»، پروتال جامع علوم انسانی</ref> | |||
==فعالیتهای سیاسی-اجتماعی== | |||
فاطمه سیاح به محض ورود به ایران فعالیتهای سیاسی_ اجتماعی خود را آغاز کرد. | |||
در مصاحبه خودش در مجله عالم [[زنان]] در سال 1332ش میگوید: «از اولین سال ورود به ایران با یک عده از زنان روشنفکر به اقداماتی برای آزادی و نهضت بانوان دست زدهام و هنگامی که وزارت فرهنگ [[کانون بانوان]] را تشکیل داد جزء هیئت مدیره این انجمن شدم. در همان سال پس از برداشته شدن [[حجاب]] در ایران از طرف دولت ایران به سمت عضویت هیئت نمایندگی ایران در هفدهمین دوره جامعه ملل تعیین و به ژنو رهسپار شدم». <ref>فاطمه سیاح مجله عالم زنان، سال اول، شمارخ 1 تیرماه 1332 مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص 353</ref> | |||
به طور خلاصه و فهرست وار میتوان فعالیتهای سیاسی– اجتماعی خانم سیاح را چنین بیان کرد: | |||
به طور خلاصه و فهرست وار | |||
# در سال 1313ه.ش به ایران آمد. | # در سال 1313ه.ش به ایران آمد. | ||
#در | #در سال1313ه.ش در کنگره هزاره فردوسی شرکت کرد. | ||
#در سال 1314 ه.ش در وزارت فرهنگ استخدام | #در سال 1314 ه.ش در وزارت فرهنگ استخدام شد و معاون اداره تعلیمات نسوان گردید. | ||
# در | # در سال 1314ه.ش به عضویت هیئت مدیره کانون بانوان ایران انتخاب شد. | ||
# در سال 1315 در دانشسرای عالی به تدریس | # در سال 1315 در دانشسرای عالی به تدریس زبانهای خارجی پرداخت و در همان سال از طرف وزارت خارجه به ژنو رفت و در هفدهمین دورهی جامعه ملل شرکت کرد. | ||
# در سال 1322 ه.ش که حزب زنان ایران تشکیل شد به عضویت دبیرخانه و به عنوان منشی انجمن برگزیده شد.فخری قویمی، کارنامه زنان مشهور ایران، ص | # در سال 1322 ه.ش که حزب زنان ایران تشکیل شد به عضویت دبیرخانه و به عنوان منشی انجمن برگزیده شد. فخری قویمی، کارنامه زنان مشهور ایران، ص 169 و نیز در همین ایام به عضویت انستیتوی ایران و انگلیس درآمد. او همچنین در همین سال به عضویت هیئت مدیره انجمن روابط فرهنگی ایان و شوروی درآمد. | ||
#در سال 1332 از طرف حزب زنان ایران به اتفاق بانو هاجر تربیت به ترکیه رفت و مدت یک ماه و نیم سفر او به طول انجامید. | #در سال 1332 از طرف حزب زنان ایران به اتفاق بانو هاجر تربیت به ترکیه رفت و مدت یک ماه و نیم سفر او به طول انجامید. | ||
# در سال 1324ش به اتفاق خانم صفیه فیروز به نمایندگی از طرف شورای زنان ایران به فرانسه رفت و در کنگره زن و صلح در پاریس شرکت کرد او همچنین در این سال نخستین شماره مجله حزب زنان ایران را در دی ماه منتشر کرد. <ref> | # در سال 1324ش به اتفاق خانم [[صفیه فیروز]] به نمایندگی از طرف شورای زنان ایران به فرانسه رفت و در کنگره [[زن]] و صلح در پاریس شرکت کرد او همچنین در این سال نخستین شماره مجله حزب زنان ایران را در دی ماه منتشر کرد. <ref>«زندگی و اندیشه دکتر فاطمه سیاح»، پروتال جامع علوم انسانی</ref> | ||
==اندیشههای علمی- اجتماعی== | ==اندیشههای علمی- اجتماعی== | ||
یکی از نکات تاریک و ابهام آمیز در گفتارهای خانم سیاح این است که او همواره در | یکی از نکات تاریک و ابهام آمیز در گفتارهای خانم سیاح این است که او همواره در نوشتههای خود دم از دموکراسی و تمدن میزند و در همه جا مردم را تشویق به پیروی از آزادیهای غربی میکند. | ||
اما نوبت به حکومت منحط و مستبد رضا شاه که میرسد شروع به تمجید و طرفداری از عملکرد شاه در زمانهای مختلف میکند به عنوان نمونه: «ما زنان ایرانی پس از ملاحظه راهی که زنان مغرب زمین برای کسب حقوق خود پیمودهاند باید با جان دل رهبر بزرگ خویش اعلیحضرت همایون شاهنشاه پهلوی را ستایش کنیم و مراتب حق شناسی خود را نسبت به این شاهنشاه بزرگوار فراموش نداریم».<ref>فاطمه سیاح، مجله ایران روز، سال اول، اسفند 1317 مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص 72</ref> | |||
این تناقض گویی در گفتار خانم سیاح در مسأله زن نیز تسری دارد به گونهای که ایشان در جایی زن را موجودی میداند که به لحاظ وجودی ناقصتر از [[مرد]] است و در جایی دیگر کمال زن را در همانندی او با [[مرد|مردان]] معرفی میکند. | |||
باز در مواردی زن را موجودی متفاوت با مرد به حساب آورده. سرانجام، خواهان تساوی مرد و زن است. اودر بسیاری از موارد قائل است که زن در بسیاری از عرصه های زندگی در مقایسه با مرد دچار نقصان میباشد. | |||
زنان همواره مقلد مردان بودهاند و کمتر توانایی خلاقیت و ابتکار دارند و این امر ریشه در طبیعت زنانه آنان دارد. بدون تکلیف باید اقرار کنیم قریحه زن در مرحلهی نقاشی و موسیقی به مرد نمیرسد؛ خاصه از لحاظ ایجاد در مقابل مرد هیچ است. همچنین در مرحله تئاتر، گرچه از حیث تقلید با مرد برابری میکند ولی از جنبه ابتکار تقریبا هیچ است.<ref> فاطمه سیاح، مجله ایران امروز، سال اول شماره 2و3 اردیبهشت 1318، مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص 80</ref> | |||
ایشان در علت عقبماندگی زنان میگوید: «اگر بخواهیم علت این واماندگی را علل و شرایط اجتماعی قلمداد کنیم کاملا بیانصافی است؛ تا هر اندازه این علل و شرایط را سنگین بگیریم بازهم مجال استثنا باقی است و لازم نمیآید یک فرد خلاق در میان زنان هم به وجود نیامده باشد». <ref>فاطمه سیاح، مجله ایران امروز، سال اول شماره 2و3 اردیبهشت 1318، ص81</ref> | |||
«آیا از این جمله باید نتیجه گرفت علل حیاتی موجب این تغییر فاحش میان زن و مرد شده است؟ آیا نواقصی در ساختمان روحی زنان وجود دارد؟ آیا شوپنهاور و اتوواینینگر حق داشتهاند که برای زنان مرتبهای دون مرتبهی مردان قائل شدهاند؟ از پاسخ گفتن به این پرسش چشم میپوشیم». <ref>فاطمه سیاح، مجله ایران امروز، سال اول شماره 2و3 اردیبهشت 1318، ص81</ref> | |||
در ادامه خانم سیاح جملاتی دارد که نشان میدهد او مرد بودن را یک کمال میپندارد چرا که وقتی میخواهد زنی را تمجید کند می گوید: «این زن روحی مردانه داشت». <ref>فاطمه سیاح، مجله ایران امروز، سال اول شماره 2و3 اردیبهشت 1318، مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص 81</ref> | |||
یا در مواردی وقتی میخواهد از مادام دوستال تعریف کند میگوید: «میبینم نبوغ و اخلاق مردانهی مادام دوستال با آن عقل سرشار نتوانسته است احساسات کاملا [[زنانه]] او را بگیرد و نقص زندگانی زناشویی او را ترمیم نماید». | |||
جملات و کلمات کلام خانم سیاح در تحقیر احساسات زنانه در مقابل خرد مردانه تحت تأثیر فرهنگ حاکم بر جامعه مردسالار در دنیای مسیحیت است. زیرا در دین مسیحیت زن موجودی شیطانی و دون پایه معرفی میشود. | |||
ایشان در | طبیعی است کسی که در آن فضا رشد کرده است، به طور ناخواسته همانند آنان فکر میکند و سخن میگوید. خلاصه نظر ایشان در باب زن و مرد را چنین میتوان بیان کرد: «زن باید خود را به پای مرد برساند زیرا رسیدن به مرد کمالی است که زن باید آن را به دست آورد و این مسیر به هر قیمتی باید پیموده شود ولو به نابودی فرهنگ ملی، دین اسلام و دستکاری در احکام مربوط به حقوق مدنی اسلام و ارث زن منجر شود». | ||
در نگاه ایشان نوعی بدبینی جامع نسبت به فرهنگ و ادبیات مردم ایران در تمامی آثار به چشم میخورد. شاید این امر به خاطر نوعی پیشداوری باشد که غربیها نسبت به کشورهای جهان سوم دارند. | |||
او پیشنهاد میکند که ایرانیان برای جبران انحطاط به اقتباس و پیروی از غرب روی آورند و معتقد است: «استفاده از ادبیات بیگانگان به هیچ وجه لطمهای به غرور ملی نویسندگان و شعرا وارد نمیکند، زیرا یا مختصر توجهی میتوان دریافت که اقتباس جنبه فنی ادبیات به هیج وجه با استفاده از اطلاعات صنعتی و علمی بیگانگان فرقی ندارد».<ref> فاطمه سیاح، ایران امروز، سال دوم شماره 9و10 آذر و دی1319،1324 مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص227 </ref> | |||
از طرفی رواج ارزشها و فرهنگ غرب چیزی است که در نوشتههای او به وفور یافت میشود. این موضوع از چند جهت قابل توجه است: | |||
#ترویج روابط آزاد دختر و پسر: او در تحلیل رمانهای غربی داستانهایی را متذکر میشود که قهرمانان این داستانها دختران و پسران مجردی هستند که با هم روابط پنهانی دارند.<ref>فاطمه سیاح، مقدمه کتاب شبهای روشن، نشریه شماره 2سخن 1324 مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص 300-303</ref> | |||
از طرفی رواج | # معرفی خوانندههای زن اروپا: به عنوان نمونه مینویسد: «در همین زمان ستاره دیگری در ایتالیا ظهور کرد که پایه شهرت وی بهتر از همه بالا گرفت و هر زمان زینت بخش یکی از صحنههای اروپابود. خواننده مشهور فاتی نام داشت». <ref>فاطمه سیاح، مجله ایران امروز، سال اول شماره 2و3 اردیبهشت 1318، مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص 78</ref> | ||
#ترویج روابط آزاد دختر و پسر: او در تحلیل | # ترویج رقص: او با اختصاص دادن بخشی از مقاله خود به رقص بانوان آن را از مظاهر تمدن دانسته و نوشته است که زنان توانسته اند در این مورد از مردان پیشی بگیرند.<ref> فاطمه سیاح، مجله ایران امروز، سال اول شماره 2و3 اردیبهشت 1318، مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص 78</ref> | ||
# معرفی | #خانم سیاح به بهانه معرفی آثار بعضی رماننویسان جدید از قبیل بالزاک روش نو داستان نویسی سعی میکند دست به شکستن ساختارهای موجود بزند و رمانهای هرزهنگار را به جامعه معرفی کرده و از قبح آن بکاهد او در توجیه کار بالزاک میگوید: «اما به عقیده بالزاک مطلب کاملا برعکس این است؛ در اینجا همیشه تقوا مغلوب و منکوب میشود، چرا؟ زیرا که این دانشمند تقوا را هم مثل عیب، بدی را هم مانند خوبی نتیجه و مولود محیط اجتماعی دانسته و معتقد است خاصیت منفی این صفت بیش از خاصیت مثبت آن است».<ref> فاطمه سیاح، مجله ایران امروز، سال اول شماره 2و3 اردیبهشت 1318، مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص 189-198</ref> | ||
# ترویج رقص: او با اختصاص دادن بخشی از مقاله خود به رقص | #ارائه الگو زن غربی برای زنان ایرانی: خانم سیاح سعی کرده در مقالههایی که منتشر میکند الگویهایی از زنان غربی را برای دختران و زنان ایرانی مطرح سازد تا جانشین الگوهای مذهبی قرار گیرند. در این مسیر افرادی مانند مادام دوستال را به عنوان الگو مطرح ساخته و میگوید: «افکار او تمام مراحل تربیت بشری را حیات بخشیده و وجود او نیز بهترین نمونه است بر ضد عقیدهی دستهای که طبیعت زنان را از [[مردان]] پستتر شمرده و معتقدند که زن در ترقی و پیشرفت تمدن استعداد مشارکت با مرد را ندارد».<ref>فطمه سیاح، مجله مهر، سال چهارم شماره های 3و4 مرداد و شهریور 1315 ،مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص 64 زن در تاریخ سیاسی اجتماعی 110-120</ref> | ||
#خانم سیاح به بهانه معرفی آثار بعضی رماننویسان جدید از قبیل بالزاک روش نو داستان نویسی سعی | |||
#ارائه الگو زن غربی برای زنان ایرانی: خانم سیاح سعی کرده در | |||
==فاطمه سیاح و مساله کشف حجاب== | ==فاطمه سیاح و مساله کشف حجاب== | ||
همانطور که [[بدرالملوک تکین (بامداد)]] مینویسد، [[کانون بانوان]] هشت ماه قبل از صدور [[ | همانطور که [[بدرالملوک تکین (بامداد)]] مینویسد، [[کانون بانوان]] هشت ماه قبل از صدور فرمان [[کشف حجاب]] و با هدف زمینهسازی برای کشف حجاب در سال 1314ه.ش (درست یک سال بعد از آمدن خانم سیاح به ایران) تأسیس شد. | ||
وظیفه اولیه این کانون این بود، هر روز افرادی را با حیلههای پر جاذبهای راضی کنند که چادر از سر بردارند. البته با توجه به عکسالعمل شدید عموم زنان ایرانی که ترک حجاب را بزرگترین بیناموسی و بیآبرویی میدانستند کار به جایی رسید که زنان پیشقدم برداشتن حجاب هرگاه در محلات پایین شهر سکونت داشتند ناچار میشدند از خانه با چادر خارج شده و در گوشه خلوتی از کوچهها و خیابانهای بالای شهر چادر را برداشته و در کیف دستی پنهان کنند تا در هنگام بازگشت به خانه سرکنند. <ref> بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید،1347، ص91</ref> | |||
دولت ترکیه در مدت این 45 روز سعی کرده بود ضمن | در چنین اوضاع و احوالی خانم [[فاطمه سیاح]]، با همکاری گروهی از زنان غربزده اقدام به زمینهسازی کشف حجاب در ایران نمودند. عملکرد فاطمه سیاح با توجه به دانستن زبانهای روسی و فرانسه از همه چشمگیرتر بود، چرا که این کانون وقتی در امر کشف حجاب با ناملایمات بسیار مواجه شد برای اینکه از تجربیات ترکها در این خصوص استفاده کند، او را همراه با [[هاجر تربیت]] برای مدت 45 روز به ترکیه روانه نمودند. | ||
خانم سیاح زنان ترک را به عنوان الگویی از زن مترقی و متمدن معرفی میکند و میگوید : | |||
او در پاسخ به این سوال که مقصود از مسافرت شما به ترکیه چه بود و به چه ترتیب انجام شد؟ میگوید: «حزب زنان ایران درصدد برآمده بود که برای برقراری ارتباط مستقیم با زنهای ترکیه و ایجاد مناسبات دوستی و تماس با آنها و همچنین برای مطالعه در اطراف پیشرفت زنان (مراد بی حجابی زنان است) موسسات فرهنگی و اجتماعی آنان در کشور دوست همسایه یک هیئت نمایندگی به ترکیه بفرستد، حزب زنان ایران نیز، دو نفر را به نمایندگی برای رفتن به آنکارا فرستادند». <ref>فاطمه سیاح مجله عالم زنان، سال اول، شمارخ 1 تیرماه 1332 مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص 354</ref> | |||
دولت ترکیه در مدت این 45 روز سعی کرده بود ضمن آنکه بهترین پذیرایی از اینان به عمل آورد آنها را با برنامههای فرهنگی خود در خصوص رفع حجاب آشنا سازد. | |||
خانم سیاح زنان ترک را به عنوان الگویی از زن مترقی و متمدن معرفی میکند و میگوید: «زنان ترک از حیث فرهنگ و تمدن پیشرفت شایانی کردهاند. طرز فکر و تعلیم و تربیت آنها میتوان گفت، کاملا غربی و اروپایی است. زنان ترک برای پیشرفت خود و در نتیجه، کشورشان بانوان روشنفکر غربی را در روش خود سرمشق قرار دادهاند؛ ولی درباره صنایع ملی و احیای هنرهایی که به تاریخ آنها بستگی دارد از برنامه سیاسی دولت ترکیه پیروی میکنند. زنان ترک از سال 1925 به بعد موفق شدند تساوی حقوق اجتماعی و سیاسی کامل به دست بیاورند. در 1926تساوی حقوق در [[ازدواج]] و [[طلاق]] و [[ارث]] به آنها داده شد بنابراین از سال1935زنان ترک با مردان تساوی حقوق کامل یافتند». <ref>فاطمه سیاح مجله عالم زنان، سال اول، شمارخ 1 تیرماه 1332 مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص 355</ref> | |||
==آثار== | ==آثار== | ||
*تحقیق مختصر در احوال زندگانی فردوسی | *تحقیق مختصر در احوال زندگانی فردوسی. | ||
*نقد و سیاحت <ref> | *نقد و سیاحت.<ref>[https://nashreghatreh.com/product/detail/100264/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%AD%D8%AA-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%AD «نقد و سیاحت دکتر فاطمه سیاح»، وبسایت نشر قطره]</ref> | ||
*رساله دکتری درباره «آناتول فرانس» به زبان روسی | *رساله دکتری درباره «آناتول فرانس» به زبان روسی | ||
*تدریس زبان روسی برای دبیرستانها، با همکاری گیلد براد. | |||
*تدریس زبان روسی برای دبیرستانها، با همکاری گیلد براد | |||
همچنین از ایشان مقالات زیادی در موضوعات مختلف ادبی به جای مانده است | همچنین از ایشان مقالات زیادی در موضوعات مختلف ادبی به جای مانده است | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
*رمضاننرگسی، رضا، زنان در تاریخ سیاسی- اجتماعی مروری بر اندیشه و عملکرد زنان فعال سیاسی، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، | *رمضاننرگسی، رضا، زنان در تاریخ سیاسی- اجتماعی مروری بر اندیشه و عملکرد زنان فعال سیاسی، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، تهران، 1395ش. | ||
* «فاطمه سیاح، دانشنامه الکترونیکی زنان، تاریخ بازدید: 25بهمن 1401ش. | |||
* دانشنامه الکترونیکی زنان | *سیاح، فاطمه، «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن،نشر قطره، 1383ش. | ||
[[ | *بامداد، بدرالملوک، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، ابن سینا، 1347ش. | ||
[[ | *«زندگی و اندیشه دکتر فاطمه سیاح»، پروتال جامع علوم انسانی، تاریخ بازدید: 25 بهمن 1401ش. | ||
[[ | ویکی ج | ||
[[ | |||
[[ | [[پرونده:فاطمه سیاح (1).jpg|جایگزین=فاطمه سیاح-فاطمه رضازاده محلاتی|بندانگشتی|تصویر فاطمه رضازاده محلاتی معروف به فاطمه سیاح]] | ||
[[ | '''<big>فاطمه سیاح؛</big>''' پایهگذار کرسی نقد ادبی در دانشگاه تهران. | ||
[[ | |||
[[ | فاطمه سیاح، زادهٔ ۱۲۸۱ش در مسکو از پدری ایرانی و مادری آلمانی، تحصیلات عالی خود را در مسکو به پایان رساند و دکترای ادبیات فرانسه گرفت. او پس از تدریس در روسیه، به ایران آمد و به تدریس زبانهای خارجی و نقد ادبی در دانشگاه تهران پرداخت و بخش ادبیات تطبیقی را راهاندازی کرد. سیاح در فعالیتهای علمی، فرهنگی و سیاسی حضور فعالی داشت و در حقوق زنان و نشر آثار ادبی مشارکت کرد، اما نگرش او نسبت به فرهنگ ایران و کشورهای جهان سوم انتقادی و گاه منفی بود و گرایش او به رئالیسم سوسیالیستی، تخیل و خلاقیت فردی را محدود کرده بود. دیدگاه او نسبت به زنان ترکیبی از الگوی غربی و تلاش برای تساوی جنسیتی بود، که گاه با ارزشهای بومی همخوانی نداشت. او مقالات و آثار متعددی در زمینه ادبیات، فردوسیشناسی و نقد ادبی منتشر کرد و از پیشگامان نقد علمی در ایران به شمار میرود. | ||
==تولد فاطمه سیاح== | |||
فاطمه رضازاده محلاتی از پدری ایرانی و مادری آلمانی<ref>[https://amordadnews.com/114949/ «یادروز درگذشت فاطمه سیاح؛ نخستین بانوی استاد دانشگاه تهران»، تارنمای خبری زرتشتیان، تاریخ درج مطلب: 13اسفند 1400ش.]</ref> به سال ۱۲۸۱ش در شهر مسکو متولد شد. به علت اینکه مدتی همسر حمید سیاح بوده است، او را فاطمه سیاح نامیدند.<ref>[https://hawzah.net/fa/Magazine/View/6432/6462/73638/ رمضاننرگسی، «زندگی و اندیشۀ دکترفاطمه سیاح»، 1383ش.]</ref> پدرش میرزا جعفرخان رضازاده محلاتی بود که به مدت ۴۵ سال در مدرسۀ زبانهای شرقی مسکو [[زبان فارسی|زبان]] و ادبیات فارسی تدریس میکرد و کتابهایی در موضوع زبان محاورۀ فارسی، روسی و فرانسوی منتشر کرد. اسناد تاریخی حاکی از این است که همانند برادرش میرزا محمدعلی محلاتی با [[سید جمالالدین|سید جمالالدین اسدآبادی]] (۱۲۱۷-۱۲۷۵ش) و زینالعابدین مراغهای (۱۲۵۵-۱۳۲۸ش) مصاحبت داشته است.<ref>[http://bukharamag.com/1390.02.14103.html پارسینژاد، «فاطمه سیاح و نقد ادبی»، مجلۀ فرهنگی و هنری بخارا، تاریخ درج مطلب: 5 تیر 1395ش.] </ref> | |||
==تحصیلات فاطمه سیاح== | |||
فاطمه سیاح تحصیلات خود را بهصورت کامل در مسکو گذراند و با نگارش رسالهای تحت عنوان «آناتول فرانس<ref>[https://www.iranketab.ir/profile/9079-anatole-france «آناتول فرانس»، وبسایت ایران کتاب، تاریخ بازدید 16 مهر 1401ش.]</ref> در ادبیات فرانسه» موفق به اخذ دکتری<ref>[http://bukharamag.com/1390.02.14103.html پارسینژاد،«فاطمه سیاح و نقد ادبی»، مجلۀ فرهنگی و هنری بخارا، تاریخ درج مطلب: 5 تیر 1395ش.]</ref> از دانشکدۀ ادبیات اونیورسیته مسکو شد.<ref>[https://hawzah.net/fa/Magazine/View/6432/6462/73638/ رمضان نرگسی، «زندگی و اندیشۀ دکترفاطمه سیاح»، 1383ش.]</ref> | |||
==تدریس فاطمه سیاح== | |||
سیاح، چهار سال در دانشکدههای روسیه تدریس کرد. او در سال ۱۳۱۲ش و در سن ۳۲ سالگی به [[ایران]] آمد<ref>[https://hawzah.net/fa/Magazine/View/6432/6462/73638/ رمضاننرگسی، «زندگی و اندیشۀ دکترفاطمه سیاح»، 1383ش.]</ref> و در سال ۱۳۱۵ش به تدریس زبانهای روسی و فرانسوی در دانشسرای عالی پرداخت و دو سال بعد به دانشیاری و سپس در سال ۱۳۲۲ش به استادی دانشگاه [[تهران]] رسید. دکتر سیاح به دلیل تسلط بر زبان و ادبیات روسی، فرانسوی، [[زبان انگلیسی|انگلیسی]]، آلمانی و ایتالیایی، درس نقد ادبی و ادبیات تطبیقی با عنوان «بخش ادبیات زبانهای خارجه» در دانشگاه تهران را به راه انداخت که به علت نداشتن جایگزینی برای او این بخش پس از فوتش تعطیل شد.<ref>[http://bukharamag.com/1390.02.14103.html پارسینژاد، ایرج، «فاطمه سیاح و نقد ادبی»، مجلۀ فرهنگی و هنری بخارا، تاریخ درج مطلب: 5 تیر 1395ش.]</ref> | |||
==ازدواج فاطمه سیاح== | |||
فاطمه سیاح با پسرعمویش، حمید سیاح [[ازدواج]] کرد. این ازدواج تنها سه سال دوام داشت و به جدایی انجامید.<ref>[https://hawzah.net/fa/Magazine/View/6432/6462/73638/ رمضان نرگسی، «زندگی و اندیشۀ دکترفاطمه سیاح»، 1383ش.]</ref> | |||
==مأخذ فکری فاطمه سیاح== | |||
فاطمه سیاح به مارکسیسم و مکتب رئالیسم سوسیالیستی، تقید خاصی داشت که به عقیدۀ برخی همین امر سبب شد که او تخیل را بهطور کامل کنار بگذارد و تنها به وصف واقعیت در آثارش بپردازد و از ضمیر ناخودآگاه و تأثیر آن در خلق هنر و ادبیات اصیل غافل شود.<ref>[http://bukharamag.com/1390.02.14103.html پارسینژاد، «فاطمه سیاح و نقد ادبی»، مجلۀ فرهنگی و هنری بخارا، تاریخ درج مطلب: 5 تیر 1395ش.]</ref> همچنین او تحت تأثیر نقادان مشهور روسی مانند بلینسکی (۱۸۱۱-۱۸۴۸م) و چرنیشِفسکی (۱۸۲۸-۱۸۸۹م) بود.<ref>[https://amordadnews.com/114949/ «یادروز درگذشت فاطمه سیاح؛ نخستین بانوی استاد دانشگاه تهران»، تارنمای خبری زرتشتیان، تاریخ درج مطلب: 13اسفند 1400ش.]</ref> | |||
سیاح تحت تأثیر دنیای غرب و نگرش منفی نسبت به کشورهای جهان سوم بود، بهطوریکه همواره نوعی بدبینی به فرهنگ و ادبیات و در مواردی حتی مردم [[ایران]] در گفتهها و آثارش به چشم میخورد.<ref>رمضاننرگسی، «زندگی و اندیشۀ دکترفاطمه سیاح»، 1383ش.https://hawzah.net/fa/Magazine/View/6432/6462/73638/</ref> | |||
==سیرۀ اخلاقی فاطمه سیاح== | |||
دوستان و همکاران دکتر سیاح او را فردی بااراده و دارای وقار و متانت معرفی کردهاند که همیشه خندان و گشادهرو بود و هیچگاه رنجها و ناراحتیهای خود را ابراز نمیکرد. او با وجود دانش فراوان همواره فروتن بود. در [[زندگی]] خصوصی نیز او را بهسادگی و بیآلایشی میشناختند که از [[دروغ]] و [[ریا]] به دور بود.<ref> [http://mahallatcity.blogfa.com/post/1212 «نگاهی به زندگی و آثار دکتر فاطمه سیاح»، وبلاگ محلات سیتی، تاریخ درج مطلب: 1 بهمن 1389.]</ref> | |||
==فعالیتهای علمی و فرهنگی فاطمه سیاح== | |||
*عضویت در کنگرۀ [[فردوسی]] و انتشار دو مقالۀ مهم دربارۀ فردوسی به زبان فرانسه و فارسی در این کنگره؛ | |||
*دبیر اول حزب زنان ایران و از پیشوایان نهضت زنان؛ | |||
*عضویت در هیئت نمایندگی [[ایران]] در جامعۀ ملل در سال ۱۳۱۵ش؛<ref>[http://bukharamag.com/1390.02.14103.html پارسینژاد، «فاطمه سیاح و نقد ادبی»، مجلۀ فرهنگی و هنری بخارا، تاریخ درج مطلب: 5 تیر 1395ش.]</ref> | |||
*عضو هیئت تحریریۀ ماهنامۀ ادبی «پیام نو» در سال ۱۳۲۳ش؛<ref>[https://amordadnews.com/114949/ «یادروز درگذشت فاطمه سیاح؛ نخستین بانوی استاد دانشگاه تهران»، تارنمای خبری زرتشتیان، تاریخ درج مطلب: 13اسفند 1400ش.]</ref> | |||
*شرکت در کنگرۀ «زن و صلح» فرانسه، بهعنوان نمایندهای از شورای زنان [[ایران]] در سال ۱۳۲۴ش؛<ref> [http://bukharamag.com/1390.02.14103.html پارسینژاد، «فاطمه سیاح و نقد ادبی»، مجلۀ فرهنگی و هنری بخارا، تاریخ درج مطلب: 5 تیر 1395ش.]</ref> | |||
*انتشار «مجلۀ حزب زنان ایران» با همکاری دکتر [[زهرا کیا (خانلری)|زهرا خانلری]](۱۲۹۱-۱۳۶۹ش)، [[سیمین دانشور]] (۱۳۰۰-۱۳۹۰ش) و هاجر تربیت (۱۲۸۵-۱۳۵۲ش) در دیماه ۱۳۲۴ش؛<ref>پیرنیا، سالارزنان ایران، 1374ش، ص88</ref> | |||
*عضویت در کمیتۀ مرکزی سازمان زنان [[ایران]] و جمعیت شیر و خورشید سرخ بانوان ایران؛<ref>[https://amordadnews.com/114949/ «یادروز درگذشت فاطمه سیاح؛ نخستین بانوی استاد دانشگاه تهران»، تارنمای خبری زرتشتیان، تاریخ درج مطلب: 13اسفند 1400ش.]</ref> | |||
*عضو نخستین کنگرۀ نویسندگان [[ایران]] در سال ۱۳۲۵ش و سخنرانی در خصوص «مقام استاد در ادبیات» و «پیرامون سخنرانی دکتر خانلری در نثر معاصر فارسی»؛ | |||
*ایراد چهار خطابه دربارۀ تحولات هنر در سال ۱۳۲۶ش؛ | |||
فاطمه سیاح گذشته از ادبیات، در هنرهای [[موسیقی]] و [[نقاشی]] نیز صاحبنظر بود. او نوازندگی پیانو را در کنسرواتوار مسکو آموخته بود و با آثار نقاشان جهان نیز آشنایی کامل داشت.<ref>[http://bukharamag.com/1390.02.14103.html پارسینژاد، «فاطمه سیاح و نقد ادبی»، مجلۀ فرهنگی و هنری بخارا، تاریخ درج مطلب: 5 تیر 1395ش.]</ref> | |||
==فعالیتهای سیاسی و اجتماعی فاطمه سیاح== | |||
او پس از ورود به [[ایران]] فعالیتهای سیاسی و اجتماعی خود را آغاز کرد. در مصاحبهای که با مجلۀ «عالم زنان» داشت از صحبت با زنان روشنفکر ایران برای آزادی زنان و تشکیل «کانون بانوان» سخن گفته بود. او همچنین پس از برداشته شدن [[حجاب]] در ایران از طرف دولت وقت ایران مأمور شد تا در این باره در هفدهمین دورۀ جامعه ملل شرکت کند.<ref>[https://hawzah.net/fa/Magazine/View/6432/6462/73638/ رمضاننرگسی، «زندگی و اندیشۀ دکترفاطمه سیاح»، 1383ش.]</ref> | |||
==دیدگاهها فاطمه سیاح== | |||
===جایگاه زن در اندیشه فاطمه سیاح=== | |||
سیاح در جایی، زن را تنها پیرو و مقلد معرفی میکند که حتی در کارهایی چون رقاصی نیز دنبالهرو و پیرو نبوغ و افکار مردانه است و خود ابتکار و ابداعی ندارد و کمال زن را در همانندی او با مردان میداند؛ باز در موردی دیگر از دیدگاه نخست خود میگذرد و زن را موجودی متفاوت از مرد و دارای [[احساس|احساسات]] قوی زنانه معرفی میکند و در آخر نیز خواستار تساوی زن و مرد است.<ref>[https://hawzah.net/fa/Magazine/View/6432/6462/73638/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%AD رمضاننرگسی، «زندگی و اندیشه دکتر فاطمه سیاح»، 1383ش.]</ref> | |||
در نوشتههای او مواردی چون ترویج [[روابط دختر و پسر]]، رواج رقص، رمانهای هرزهنگاری، معرفی خوانندههای زن اروپا و ارائۀ الگوی زن غربی به چشم میخورد که در جهت ترویج فرهنگ ابتذال در [[ایران]] و رواج ارزشها و فرهنگ غرب است. او حامی اصلاحات ارضی بود و از دشمنی با اعراب نیز حمایت میکرد و آنها را موجب انحطاط ادبیات ایرانیان معرفی میکرد.<ref>[https://hawzah.net/fa/Magazine/View/6432/6462/73638/ رمضان نرگسی، «زندگی و اندیشۀ دکترفاطمه سیاح»، 1383ش.]</ref> | |||
==شاگردان فاطمه سیاح== | |||
پرویز ناتل خانلری، زهرا کیاخانلری و سیمین دانشور ازجمله شاگردان فاطمه سیاح هستند.<ref>[https://amordadnews.com/114949/ «یادروز درگذشت فاطمه سیاح؛ نخستین بانوی استاد دانشگاه تهران»، تارنمای خبری زرتشتیان، تاریخ درج مطلب: 13اسفند 1400ش.] </ref> | |||
==آثار فاطمه سیاح== | |||
دکتر سیاح در [[ایران]] بزرگ نشده بود و [[زبان فارسی]] را خوب نمیدانست؛ بدین خاطر مطالب خود را به زبان روسی مینوشت و دیگران به فارسی [[صنعت ترجمه در ایران|ترجمه]] میکردند.<ref>[https://hawzah.net/fa/Magazine/View/6432/6462/73638/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%AD رمضاننرگسی، «زندگی و اندیشه دکتر فاطمه سیاح»، 1383ش.]</ref> از دکتر سیاح مقالات گوناگونی در حوزههای مختلف به چاپ رسیده است: | |||
*در زمینۀ زنان و جایگاه اینان در جامعه و ادبیات: زن در مغرب زمین ۵۰ سال پیش و امروز، زن و هنر، مقام زن در ادبیات، نبوغ در نزد زنها؛ | |||
*دربارۀ ادبیات و نقد ادبی: ادبیات معاصر [[ایران]]، موضوع رمانتیسم و رئالیسم سبک نگارش در ادبیات اروپایی، مقام سنت در تاریخ و ادبیات؛ | |||
*در خصوص زندگی و آثار نویسندگان روس: آنتوان چخوف، شرق در آثار پوشکین، داستایوسکی؛ | |||
*در باب فردوسیشناسی: تحقیق مختصر در احوال و زندگی [[فردوسی]]، انتقاد دانشمندان اروپایی در باب فردوسی، نظریاتی چند در باب شاهنامه و زندگانی فردوسی؛ | |||
او همچنین برخی مقالات [[تربیت|تربیتی]] نیز به چاپ رسانده است.<ref>[https://amordadnews.com/114949/ «یادروز درگذشت فاطمه سیاح؛ نخستین بانوی استاد دانشگاه تهران»، تارنمای خبری زرتشتیان، تاریخ درج مطلب: 13اسفند 1400ش.]</ref> | |||
==نوآوریها فاطمه سیاح== | |||
فاطمه سیاح از پیشگامان نقد ادبی جدید [[ایران]] بود. او توانست گفتارهایی بر پایۀ استدلال علمی و عینی در نقد ادبیات ایران بنویسد.<ref>[http://bukharamag.com/1390.02.14103.html پارسینژاد، «فاطمه سیاح و نقد ادبی»، مجلۀ فرهنگی و هنری بخارا، تاریخ درج مطلب: 5 تیر 1395ش.]</ref>او همچنین از پیشاهنگان ایجاد تردید در رأی و نظر شرقشناسان اروپایی درباره ادبیات ایران بود.<ref>[https://amordadnews.com/114949/ «یادروز درگذشت فاطمه سیاح؛ نخستین بانوی استاد دانشگاه تهران»، تارنمای خبری زرتشتیان، تاریخ درج مطلب: 13اسفند 1400ش.]</ref> | |||
==درگذشت فاطمه سیاح== | |||
فاطمه سیاح مدتی پس از ابتلا به بیماری دیابت، سکتۀ قلبی کرد و سیزدهم [[اسفند]] ۱۳۲۶ش در ۴۵ سالگی درگذشت<ref>[http://bukharamag.com/1390.02.14103.html پارسینژاد، «فاطمه سیاح و نقد ادبی»، مجلۀ فرهنگی و هنری بخارا، تاریخ درج مطلب: 5 تیر 1395ش.]</ref> و در ابنبابویه به خاک سپرده شد.<ref>[https://hawzah.net/fa/Magazine/View/6432/6462/73638/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%AD رمضاننرگسی، «زندگی و اندیشه دکتر فاطمه سیاح»، 1383ش.]</ref> | |||
==پانویس== | |||
{{پانویس}} | |||
==منابع== | |||
*«آناتول فرانس»، وبسایت ایران کتاب، تاریخ بازدید ۱۶ مهر ۱۴۰۱ش. | |||
*پارسینژاد، ایرج، «فاطمه سیاح و نقد ادبی»، مجلۀ فرهنگی و هنری بخارا، تاریخ درج مطلب: ۵ تیر ۱۳۹۵ش. | |||
*پیرنیا، منصوره، سالارزنان ایران، واشنگتن، ایرانمهر، ۱۳۷۴ش. | |||
*رمضاننرگسی، رضا، «زندگی و اندیشۀ دکتر فاطمه سیاح»، مجلۀ حوراء، شمارۀ ۸، ۱۳۸۳ش. | |||
*«یادروز درگذشت فاطمه سیاح؛ نخستین بانوی استاد دانشگاه تهران»، تارنمای خبری زرتشتیان، تاریخ درج مطلب: ۱۳اسفند ۱۴۰۰ش. | |||
ویکی ز | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۰۷
فاطمه رضازاده محلاتی؛ معروف به فاطمه سیاح، عضو کانون بانوان ایران، منتقد ادبی.
زندگی نامه
فاطمه رضازاده محلاتی ، معروف به فاطمه سیاح، فرزند میرزا جعفرخان رضازاده محلاتی در سال 1281ش در شهر مسکو متولد شد.
تحصیلات متوسطه و عالی خود را در مسکو گذراند و از دانشکده ادبیات دانشگاه مسکو، در ادبیات اروپایی مدرک دکتری گرفت.
وی در در اواخر سال 1313 ش در سن 32 سالگی وارد ایران شد. در زندگی زناشویی با عدم موفقیت روبه رو میشود و پس از سه سال بدون داشتن فرزند از همسر خود جدا میشود. [۱]
فاطمه سیاح چون در ایران بزرگ نشده بود زبان فارسی را خوب بلد نبود لذا مطالب خود را به زبان روسی مینوشت و دیگران به فارسی ترجمه میکردند. وی استاد ادبیات و از بنیانگذاران کانون بانوان در وزارت فرهنگ بود.
سرانجام ایشان در سال 1326ش در اثر بیماری قند و سکته قلبی درگذشت و در ابنبابویه به خاک سپرده شد.[۲]
وضعیت خانوادگی
پدر فاطمه سیاح میرزاجعفر رضازاده محلاتی (سیاح) است و مادر او آلمانی و بزرگ شده روسیه بوده است. پدر او در ابتدای جوانی به روسیه سفر کرد و در همانجا اقامت گزید.
پدر خانم سیاح عهدهدار آموزش زبان فارسی به ماموران و کارمندان ارشد (سفرا، سرکونسولها و ...) روس به ایران بوده است. [۳]
با توجه به اینکه او از کسانی بود که سمت تربیت و آموزش ماموران عالی رتبه روسیه را به عهده داشت و از طرفی میدانیم که دولتهایی چون روسیه در تربیت نیروهای خود نهایت دقت را داشتند و تربیت آنها به هر کسی نمیسپردند، لذا بایستی در وطندوستی او با دیده احتیاط و تردید نگریست؛ بلکه بعید نیست خدمتگذاری او به دولت روس بیش از یک معلم زبان فارسی باشد.
علاوه بر این در گزارشهایی از دولتمردان ایران آن عصر نقل شده که بیشتر موجب تردید در وطندوستی آنها میشود. در گزارشی که علاءالملک دیبا (سفیر ایران در روسیه) به امینالسطان نوشته چنین آمده است: «برای اطلاع خاطر مبارک عرض مراتب را لازم دید. عرض دیگر اینکه میرزاجعفر نامی هست دست پروردهی مستشار، به پطرزبوغ افتاده است و لابد کردهاند ماموریت مکاره به او رجوع کرده. آدم درست نیست. از هر کس اسم او را برده تحقیق کنید».
میرزاجعفر پس از 45 سال اقامت در روسیه در سال 1313 به همراه دخترش به ایران بازگشت.[۴]
فعالیتهای سیاسی-اجتماعی
فاطمه سیاح به محض ورود به ایران فعالیتهای سیاسی_ اجتماعی خود را آغاز کرد.
در مصاحبه خودش در مجله عالم زنان در سال 1332ش میگوید: «از اولین سال ورود به ایران با یک عده از زنان روشنفکر به اقداماتی برای آزادی و نهضت بانوان دست زدهام و هنگامی که وزارت فرهنگ کانون بانوان را تشکیل داد جزء هیئت مدیره این انجمن شدم. در همان سال پس از برداشته شدن حجاب در ایران از طرف دولت ایران به سمت عضویت هیئت نمایندگی ایران در هفدهمین دوره جامعه ملل تعیین و به ژنو رهسپار شدم». [۵]
به طور خلاصه و فهرست وار میتوان فعالیتهای سیاسی– اجتماعی خانم سیاح را چنین بیان کرد:
- در سال 1313ه.ش به ایران آمد.
- در سال1313ه.ش در کنگره هزاره فردوسی شرکت کرد.
- در سال 1314 ه.ش در وزارت فرهنگ استخدام شد و معاون اداره تعلیمات نسوان گردید.
- در سال 1314ه.ش به عضویت هیئت مدیره کانون بانوان ایران انتخاب شد.
- در سال 1315 در دانشسرای عالی به تدریس زبانهای خارجی پرداخت و در همان سال از طرف وزارت خارجه به ژنو رفت و در هفدهمین دورهی جامعه ملل شرکت کرد.
- در سال 1322 ه.ش که حزب زنان ایران تشکیل شد به عضویت دبیرخانه و به عنوان منشی انجمن برگزیده شد. فخری قویمی، کارنامه زنان مشهور ایران، ص 169 و نیز در همین ایام به عضویت انستیتوی ایران و انگلیس درآمد. او همچنین در همین سال به عضویت هیئت مدیره انجمن روابط فرهنگی ایان و شوروی درآمد.
- در سال 1332 از طرف حزب زنان ایران به اتفاق بانو هاجر تربیت به ترکیه رفت و مدت یک ماه و نیم سفر او به طول انجامید.
- در سال 1324ش به اتفاق خانم صفیه فیروز به نمایندگی از طرف شورای زنان ایران به فرانسه رفت و در کنگره زن و صلح در پاریس شرکت کرد او همچنین در این سال نخستین شماره مجله حزب زنان ایران را در دی ماه منتشر کرد. [۶]
اندیشههای علمی- اجتماعی
یکی از نکات تاریک و ابهام آمیز در گفتارهای خانم سیاح این است که او همواره در نوشتههای خود دم از دموکراسی و تمدن میزند و در همه جا مردم را تشویق به پیروی از آزادیهای غربی میکند.
اما نوبت به حکومت منحط و مستبد رضا شاه که میرسد شروع به تمجید و طرفداری از عملکرد شاه در زمانهای مختلف میکند به عنوان نمونه: «ما زنان ایرانی پس از ملاحظه راهی که زنان مغرب زمین برای کسب حقوق خود پیمودهاند باید با جان دل رهبر بزرگ خویش اعلیحضرت همایون شاهنشاه پهلوی را ستایش کنیم و مراتب حق شناسی خود را نسبت به این شاهنشاه بزرگوار فراموش نداریم».[۷]
این تناقض گویی در گفتار خانم سیاح در مسأله زن نیز تسری دارد به گونهای که ایشان در جایی زن را موجودی میداند که به لحاظ وجودی ناقصتر از مرد است و در جایی دیگر کمال زن را در همانندی او با مردان معرفی میکند.
باز در مواردی زن را موجودی متفاوت با مرد به حساب آورده. سرانجام، خواهان تساوی مرد و زن است. اودر بسیاری از موارد قائل است که زن در بسیاری از عرصه های زندگی در مقایسه با مرد دچار نقصان میباشد.
زنان همواره مقلد مردان بودهاند و کمتر توانایی خلاقیت و ابتکار دارند و این امر ریشه در طبیعت زنانه آنان دارد. بدون تکلیف باید اقرار کنیم قریحه زن در مرحلهی نقاشی و موسیقی به مرد نمیرسد؛ خاصه از لحاظ ایجاد در مقابل مرد هیچ است. همچنین در مرحله تئاتر، گرچه از حیث تقلید با مرد برابری میکند ولی از جنبه ابتکار تقریبا هیچ است.[۸]
ایشان در علت عقبماندگی زنان میگوید: «اگر بخواهیم علت این واماندگی را علل و شرایط اجتماعی قلمداد کنیم کاملا بیانصافی است؛ تا هر اندازه این علل و شرایط را سنگین بگیریم بازهم مجال استثنا باقی است و لازم نمیآید یک فرد خلاق در میان زنان هم به وجود نیامده باشد». [۹]
«آیا از این جمله باید نتیجه گرفت علل حیاتی موجب این تغییر فاحش میان زن و مرد شده است؟ آیا نواقصی در ساختمان روحی زنان وجود دارد؟ آیا شوپنهاور و اتوواینینگر حق داشتهاند که برای زنان مرتبهای دون مرتبهی مردان قائل شدهاند؟ از پاسخ گفتن به این پرسش چشم میپوشیم». [۱۰]
در ادامه خانم سیاح جملاتی دارد که نشان میدهد او مرد بودن را یک کمال میپندارد چرا که وقتی میخواهد زنی را تمجید کند می گوید: «این زن روحی مردانه داشت». [۱۱]
یا در مواردی وقتی میخواهد از مادام دوستال تعریف کند میگوید: «میبینم نبوغ و اخلاق مردانهی مادام دوستال با آن عقل سرشار نتوانسته است احساسات کاملا زنانه او را بگیرد و نقص زندگانی زناشویی او را ترمیم نماید».
جملات و کلمات کلام خانم سیاح در تحقیر احساسات زنانه در مقابل خرد مردانه تحت تأثیر فرهنگ حاکم بر جامعه مردسالار در دنیای مسیحیت است. زیرا در دین مسیحیت زن موجودی شیطانی و دون پایه معرفی میشود.
طبیعی است کسی که در آن فضا رشد کرده است، به طور ناخواسته همانند آنان فکر میکند و سخن میگوید. خلاصه نظر ایشان در باب زن و مرد را چنین میتوان بیان کرد: «زن باید خود را به پای مرد برساند زیرا رسیدن به مرد کمالی است که زن باید آن را به دست آورد و این مسیر به هر قیمتی باید پیموده شود ولو به نابودی فرهنگ ملی، دین اسلام و دستکاری در احکام مربوط به حقوق مدنی اسلام و ارث زن منجر شود».
در نگاه ایشان نوعی بدبینی جامع نسبت به فرهنگ و ادبیات مردم ایران در تمامی آثار به چشم میخورد. شاید این امر به خاطر نوعی پیشداوری باشد که غربیها نسبت به کشورهای جهان سوم دارند.
او پیشنهاد میکند که ایرانیان برای جبران انحطاط به اقتباس و پیروی از غرب روی آورند و معتقد است: «استفاده از ادبیات بیگانگان به هیچ وجه لطمهای به غرور ملی نویسندگان و شعرا وارد نمیکند، زیرا یا مختصر توجهی میتوان دریافت که اقتباس جنبه فنی ادبیات به هیج وجه با استفاده از اطلاعات صنعتی و علمی بیگانگان فرقی ندارد».[۱۲]
از طرفی رواج ارزشها و فرهنگ غرب چیزی است که در نوشتههای او به وفور یافت میشود. این موضوع از چند جهت قابل توجه است:
- ترویج روابط آزاد دختر و پسر: او در تحلیل رمانهای غربی داستانهایی را متذکر میشود که قهرمانان این داستانها دختران و پسران مجردی هستند که با هم روابط پنهانی دارند.[۱۳]
- معرفی خوانندههای زن اروپا: به عنوان نمونه مینویسد: «در همین زمان ستاره دیگری در ایتالیا ظهور کرد که پایه شهرت وی بهتر از همه بالا گرفت و هر زمان زینت بخش یکی از صحنههای اروپابود. خواننده مشهور فاتی نام داشت». [۱۴]
- ترویج رقص: او با اختصاص دادن بخشی از مقاله خود به رقص بانوان آن را از مظاهر تمدن دانسته و نوشته است که زنان توانسته اند در این مورد از مردان پیشی بگیرند.[۱۵]
- خانم سیاح به بهانه معرفی آثار بعضی رماننویسان جدید از قبیل بالزاک روش نو داستان نویسی سعی میکند دست به شکستن ساختارهای موجود بزند و رمانهای هرزهنگار را به جامعه معرفی کرده و از قبح آن بکاهد او در توجیه کار بالزاک میگوید: «اما به عقیده بالزاک مطلب کاملا برعکس این است؛ در اینجا همیشه تقوا مغلوب و منکوب میشود، چرا؟ زیرا که این دانشمند تقوا را هم مثل عیب، بدی را هم مانند خوبی نتیجه و مولود محیط اجتماعی دانسته و معتقد است خاصیت منفی این صفت بیش از خاصیت مثبت آن است».[۱۶]
- ارائه الگو زن غربی برای زنان ایرانی: خانم سیاح سعی کرده در مقالههایی که منتشر میکند الگویهایی از زنان غربی را برای دختران و زنان ایرانی مطرح سازد تا جانشین الگوهای مذهبی قرار گیرند. در این مسیر افرادی مانند مادام دوستال را به عنوان الگو مطرح ساخته و میگوید: «افکار او تمام مراحل تربیت بشری را حیات بخشیده و وجود او نیز بهترین نمونه است بر ضد عقیدهی دستهای که طبیعت زنان را از مردان پستتر شمرده و معتقدند که زن در ترقی و پیشرفت تمدن استعداد مشارکت با مرد را ندارد».[۱۷]
فاطمه سیاح و مساله کشف حجاب
همانطور که بدرالملوک تکین (بامداد) مینویسد، کانون بانوان هشت ماه قبل از صدور فرمان کشف حجاب و با هدف زمینهسازی برای کشف حجاب در سال 1314ه.ش (درست یک سال بعد از آمدن خانم سیاح به ایران) تأسیس شد.
وظیفه اولیه این کانون این بود، هر روز افرادی را با حیلههای پر جاذبهای راضی کنند که چادر از سر بردارند. البته با توجه به عکسالعمل شدید عموم زنان ایرانی که ترک حجاب را بزرگترین بیناموسی و بیآبرویی میدانستند کار به جایی رسید که زنان پیشقدم برداشتن حجاب هرگاه در محلات پایین شهر سکونت داشتند ناچار میشدند از خانه با چادر خارج شده و در گوشه خلوتی از کوچهها و خیابانهای بالای شهر چادر را برداشته و در کیف دستی پنهان کنند تا در هنگام بازگشت به خانه سرکنند. [۱۸]
در چنین اوضاع و احوالی خانم فاطمه سیاح، با همکاری گروهی از زنان غربزده اقدام به زمینهسازی کشف حجاب در ایران نمودند. عملکرد فاطمه سیاح با توجه به دانستن زبانهای روسی و فرانسه از همه چشمگیرتر بود، چرا که این کانون وقتی در امر کشف حجاب با ناملایمات بسیار مواجه شد برای اینکه از تجربیات ترکها در این خصوص استفاده کند، او را همراه با هاجر تربیت برای مدت 45 روز به ترکیه روانه نمودند.
او در پاسخ به این سوال که مقصود از مسافرت شما به ترکیه چه بود و به چه ترتیب انجام شد؟ میگوید: «حزب زنان ایران درصدد برآمده بود که برای برقراری ارتباط مستقیم با زنهای ترکیه و ایجاد مناسبات دوستی و تماس با آنها و همچنین برای مطالعه در اطراف پیشرفت زنان (مراد بی حجابی زنان است) موسسات فرهنگی و اجتماعی آنان در کشور دوست همسایه یک هیئت نمایندگی به ترکیه بفرستد، حزب زنان ایران نیز، دو نفر را به نمایندگی برای رفتن به آنکارا فرستادند». [۱۹]
دولت ترکیه در مدت این 45 روز سعی کرده بود ضمن آنکه بهترین پذیرایی از اینان به عمل آورد آنها را با برنامههای فرهنگی خود در خصوص رفع حجاب آشنا سازد.
خانم سیاح زنان ترک را به عنوان الگویی از زن مترقی و متمدن معرفی میکند و میگوید: «زنان ترک از حیث فرهنگ و تمدن پیشرفت شایانی کردهاند. طرز فکر و تعلیم و تربیت آنها میتوان گفت، کاملا غربی و اروپایی است. زنان ترک برای پیشرفت خود و در نتیجه، کشورشان بانوان روشنفکر غربی را در روش خود سرمشق قرار دادهاند؛ ولی درباره صنایع ملی و احیای هنرهایی که به تاریخ آنها بستگی دارد از برنامه سیاسی دولت ترکیه پیروی میکنند. زنان ترک از سال 1925 به بعد موفق شدند تساوی حقوق اجتماعی و سیاسی کامل به دست بیاورند. در 1926تساوی حقوق در ازدواج و طلاق و ارث به آنها داده شد بنابراین از سال1935زنان ترک با مردان تساوی حقوق کامل یافتند». [۲۰]
آثار
- تحقیق مختصر در احوال زندگانی فردوسی.
- نقد و سیاحت.[۲۱]
- رساله دکتری درباره «آناتول فرانس» به زبان روسی
- تدریس زبان روسی برای دبیرستانها، با همکاری گیلد براد.
همچنین از ایشان مقالات زیادی در موضوعات مختلف ادبی به جای مانده است
پانویس
- ↑ «زندگی و اندیشه دکتر فاطمه سیاح»، پروتال جامع علوم انسانی
- ↑ «زندگی و اندیشه دکتر فاطمه سیاح»، پروتال جامع علوم انسانی
- ↑ «فاطمه سیاح و نقد ادبی/ دکتر ایرج پارسی نژاد»، مجله فرهنگی و هنری بخارا
- ↑ «زندگی و اندیشه دکتر فاطمه سیاح»، پروتال جامع علوم انسانی
- ↑ فاطمه سیاح مجله عالم زنان، سال اول، شمارخ 1 تیرماه 1332 مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص 353
- ↑ «زندگی و اندیشه دکتر فاطمه سیاح»، پروتال جامع علوم انسانی
- ↑ فاطمه سیاح، مجله ایران روز، سال اول، اسفند 1317 مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص 72
- ↑ فاطمه سیاح، مجله ایران امروز، سال اول شماره 2و3 اردیبهشت 1318، مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص 80
- ↑ فاطمه سیاح، مجله ایران امروز، سال اول شماره 2و3 اردیبهشت 1318، ص81
- ↑ فاطمه سیاح، مجله ایران امروز، سال اول شماره 2و3 اردیبهشت 1318، ص81
- ↑ فاطمه سیاح، مجله ایران امروز، سال اول شماره 2و3 اردیبهشت 1318، مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص 81
- ↑ فاطمه سیاح، ایران امروز، سال دوم شماره 9و10 آذر و دی1319،1324 مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص227
- ↑ فاطمه سیاح، مقدمه کتاب شبهای روشن، نشریه شماره 2سخن 1324 مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص 300-303
- ↑ فاطمه سیاح، مجله ایران امروز، سال اول شماره 2و3 اردیبهشت 1318، مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص 78
- ↑ فاطمه سیاح، مجله ایران امروز، سال اول شماره 2و3 اردیبهشت 1318، مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص 78
- ↑ فاطمه سیاح، مجله ایران امروز، سال اول شماره 2و3 اردیبهشت 1318، مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص 189-198
- ↑ فطمه سیاح، مجله مهر، سال چهارم شماره های 3و4 مرداد و شهریور 1315 ،مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص 64 زن در تاریخ سیاسی اجتماعی 110-120
- ↑ بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید،1347، ص91
- ↑ فاطمه سیاح مجله عالم زنان، سال اول، شمارخ 1 تیرماه 1332 مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص 354
- ↑ فاطمه سیاح مجله عالم زنان، سال اول، شمارخ 1 تیرماه 1332 مندرج در «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن، ص 355
- ↑ «نقد و سیاحت دکتر فاطمه سیاح»، وبسایت نشر قطره
منابع
- رمضاننرگسی، رضا، زنان در تاریخ سیاسی- اجتماعی مروری بر اندیشه و عملکرد زنان فعال سیاسی، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، تهران، 1395ش.
- «فاطمه سیاح، دانشنامه الکترونیکی زنان، تاریخ بازدید: 25بهمن 1401ش.
- سیاح، فاطمه، «مجموعه مقالات دکتر فاطمه سیاح» به کوشش محمد گلبن،نشر قطره، 1383ش.
- بامداد، بدرالملوک، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، ابن سینا، 1347ش.
- «زندگی و اندیشه دکتر فاطمه سیاح»، پروتال جامع علوم انسانی، تاریخ بازدید: 25 بهمن 1401ش.
ویکی ج
فاطمه سیاح؛ پایهگذار کرسی نقد ادبی در دانشگاه تهران.
فاطمه سیاح، زادهٔ ۱۲۸۱ش در مسکو از پدری ایرانی و مادری آلمانی، تحصیلات عالی خود را در مسکو به پایان رساند و دکترای ادبیات فرانسه گرفت. او پس از تدریس در روسیه، به ایران آمد و به تدریس زبانهای خارجی و نقد ادبی در دانشگاه تهران پرداخت و بخش ادبیات تطبیقی را راهاندازی کرد. سیاح در فعالیتهای علمی، فرهنگی و سیاسی حضور فعالی داشت و در حقوق زنان و نشر آثار ادبی مشارکت کرد، اما نگرش او نسبت به فرهنگ ایران و کشورهای جهان سوم انتقادی و گاه منفی بود و گرایش او به رئالیسم سوسیالیستی، تخیل و خلاقیت فردی را محدود کرده بود. دیدگاه او نسبت به زنان ترکیبی از الگوی غربی و تلاش برای تساوی جنسیتی بود، که گاه با ارزشهای بومی همخوانی نداشت. او مقالات و آثار متعددی در زمینه ادبیات، فردوسیشناسی و نقد ادبی منتشر کرد و از پیشگامان نقد علمی در ایران به شمار میرود.
تولد فاطمه سیاح
فاطمه رضازاده محلاتی از پدری ایرانی و مادری آلمانی[۱] به سال ۱۲۸۱ش در شهر مسکو متولد شد. به علت اینکه مدتی همسر حمید سیاح بوده است، او را فاطمه سیاح نامیدند.[۲] پدرش میرزا جعفرخان رضازاده محلاتی بود که به مدت ۴۵ سال در مدرسۀ زبانهای شرقی مسکو زبان و ادبیات فارسی تدریس میکرد و کتابهایی در موضوع زبان محاورۀ فارسی، روسی و فرانسوی منتشر کرد. اسناد تاریخی حاکی از این است که همانند برادرش میرزا محمدعلی محلاتی با سید جمالالدین اسدآبادی (۱۲۱۷-۱۲۷۵ش) و زینالعابدین مراغهای (۱۲۵۵-۱۳۲۸ش) مصاحبت داشته است.[۳]
تحصیلات فاطمه سیاح
فاطمه سیاح تحصیلات خود را بهصورت کامل در مسکو گذراند و با نگارش رسالهای تحت عنوان «آناتول فرانس[۴] در ادبیات فرانسه» موفق به اخذ دکتری[۵] از دانشکدۀ ادبیات اونیورسیته مسکو شد.[۶]
تدریس فاطمه سیاح
سیاح، چهار سال در دانشکدههای روسیه تدریس کرد. او در سال ۱۳۱۲ش و در سن ۳۲ سالگی به ایران آمد[۷] و در سال ۱۳۱۵ش به تدریس زبانهای روسی و فرانسوی در دانشسرای عالی پرداخت و دو سال بعد به دانشیاری و سپس در سال ۱۳۲۲ش به استادی دانشگاه تهران رسید. دکتر سیاح به دلیل تسلط بر زبان و ادبیات روسی، فرانسوی، انگلیسی، آلمانی و ایتالیایی، درس نقد ادبی و ادبیات تطبیقی با عنوان «بخش ادبیات زبانهای خارجه» در دانشگاه تهران را به راه انداخت که به علت نداشتن جایگزینی برای او این بخش پس از فوتش تعطیل شد.[۸]
ازدواج فاطمه سیاح
فاطمه سیاح با پسرعمویش، حمید سیاح ازدواج کرد. این ازدواج تنها سه سال دوام داشت و به جدایی انجامید.[۹]
مأخذ فکری فاطمه سیاح
فاطمه سیاح به مارکسیسم و مکتب رئالیسم سوسیالیستی، تقید خاصی داشت که به عقیدۀ برخی همین امر سبب شد که او تخیل را بهطور کامل کنار بگذارد و تنها به وصف واقعیت در آثارش بپردازد و از ضمیر ناخودآگاه و تأثیر آن در خلق هنر و ادبیات اصیل غافل شود.[۱۰] همچنین او تحت تأثیر نقادان مشهور روسی مانند بلینسکی (۱۸۱۱-۱۸۴۸م) و چرنیشِفسکی (۱۸۲۸-۱۸۸۹م) بود.[۱۱]
سیاح تحت تأثیر دنیای غرب و نگرش منفی نسبت به کشورهای جهان سوم بود، بهطوریکه همواره نوعی بدبینی به فرهنگ و ادبیات و در مواردی حتی مردم ایران در گفتهها و آثارش به چشم میخورد.[۱۲]
سیرۀ اخلاقی فاطمه سیاح
دوستان و همکاران دکتر سیاح او را فردی بااراده و دارای وقار و متانت معرفی کردهاند که همیشه خندان و گشادهرو بود و هیچگاه رنجها و ناراحتیهای خود را ابراز نمیکرد. او با وجود دانش فراوان همواره فروتن بود. در زندگی خصوصی نیز او را بهسادگی و بیآلایشی میشناختند که از دروغ و ریا به دور بود.[۱۳]
فعالیتهای علمی و فرهنگی فاطمه سیاح
- عضویت در کنگرۀ فردوسی و انتشار دو مقالۀ مهم دربارۀ فردوسی به زبان فرانسه و فارسی در این کنگره؛
- دبیر اول حزب زنان ایران و از پیشوایان نهضت زنان؛
- عضویت در هیئت نمایندگی ایران در جامعۀ ملل در سال ۱۳۱۵ش؛[۱۴]
- عضو هیئت تحریریۀ ماهنامۀ ادبی «پیام نو» در سال ۱۳۲۳ش؛[۱۵]
- شرکت در کنگرۀ «زن و صلح» فرانسه، بهعنوان نمایندهای از شورای زنان ایران در سال ۱۳۲۴ش؛[۱۶]
- انتشار «مجلۀ حزب زنان ایران» با همکاری دکتر زهرا خانلری(۱۲۹۱-۱۳۶۹ش)، سیمین دانشور (۱۳۰۰-۱۳۹۰ش) و هاجر تربیت (۱۲۸۵-۱۳۵۲ش) در دیماه ۱۳۲۴ش؛[۱۷]
- عضویت در کمیتۀ مرکزی سازمان زنان ایران و جمعیت شیر و خورشید سرخ بانوان ایران؛[۱۸]
- عضو نخستین کنگرۀ نویسندگان ایران در سال ۱۳۲۵ش و سخنرانی در خصوص «مقام استاد در ادبیات» و «پیرامون سخنرانی دکتر خانلری در نثر معاصر فارسی»؛
- ایراد چهار خطابه دربارۀ تحولات هنر در سال ۱۳۲۶ش؛
فاطمه سیاح گذشته از ادبیات، در هنرهای موسیقی و نقاشی نیز صاحبنظر بود. او نوازندگی پیانو را در کنسرواتوار مسکو آموخته بود و با آثار نقاشان جهان نیز آشنایی کامل داشت.[۱۹]
فعالیتهای سیاسی و اجتماعی فاطمه سیاح
او پس از ورود به ایران فعالیتهای سیاسی و اجتماعی خود را آغاز کرد. در مصاحبهای که با مجلۀ «عالم زنان» داشت از صحبت با زنان روشنفکر ایران برای آزادی زنان و تشکیل «کانون بانوان» سخن گفته بود. او همچنین پس از برداشته شدن حجاب در ایران از طرف دولت وقت ایران مأمور شد تا در این باره در هفدهمین دورۀ جامعه ملل شرکت کند.[۲۰]
دیدگاهها فاطمه سیاح
جایگاه زن در اندیشه فاطمه سیاح
سیاح در جایی، زن را تنها پیرو و مقلد معرفی میکند که حتی در کارهایی چون رقاصی نیز دنبالهرو و پیرو نبوغ و افکار مردانه است و خود ابتکار و ابداعی ندارد و کمال زن را در همانندی او با مردان میداند؛ باز در موردی دیگر از دیدگاه نخست خود میگذرد و زن را موجودی متفاوت از مرد و دارای احساسات قوی زنانه معرفی میکند و در آخر نیز خواستار تساوی زن و مرد است.[۲۱]
در نوشتههای او مواردی چون ترویج روابط دختر و پسر، رواج رقص، رمانهای هرزهنگاری، معرفی خوانندههای زن اروپا و ارائۀ الگوی زن غربی به چشم میخورد که در جهت ترویج فرهنگ ابتذال در ایران و رواج ارزشها و فرهنگ غرب است. او حامی اصلاحات ارضی بود و از دشمنی با اعراب نیز حمایت میکرد و آنها را موجب انحطاط ادبیات ایرانیان معرفی میکرد.[۲۲]
شاگردان فاطمه سیاح
پرویز ناتل خانلری، زهرا کیاخانلری و سیمین دانشور ازجمله شاگردان فاطمه سیاح هستند.[۲۳]
آثار فاطمه سیاح
دکتر سیاح در ایران بزرگ نشده بود و زبان فارسی را خوب نمیدانست؛ بدین خاطر مطالب خود را به زبان روسی مینوشت و دیگران به فارسی ترجمه میکردند.[۲۴] از دکتر سیاح مقالات گوناگونی در حوزههای مختلف به چاپ رسیده است:
- در زمینۀ زنان و جایگاه اینان در جامعه و ادبیات: زن در مغرب زمین ۵۰ سال پیش و امروز، زن و هنر، مقام زن در ادبیات، نبوغ در نزد زنها؛
- دربارۀ ادبیات و نقد ادبی: ادبیات معاصر ایران، موضوع رمانتیسم و رئالیسم سبک نگارش در ادبیات اروپایی، مقام سنت در تاریخ و ادبیات؛
- در خصوص زندگی و آثار نویسندگان روس: آنتوان چخوف، شرق در آثار پوشکین، داستایوسکی؛
- در باب فردوسیشناسی: تحقیق مختصر در احوال و زندگی فردوسی، انتقاد دانشمندان اروپایی در باب فردوسی، نظریاتی چند در باب شاهنامه و زندگانی فردوسی؛
او همچنین برخی مقالات تربیتی نیز به چاپ رسانده است.[۲۵]
نوآوریها فاطمه سیاح
فاطمه سیاح از پیشگامان نقد ادبی جدید ایران بود. او توانست گفتارهایی بر پایۀ استدلال علمی و عینی در نقد ادبیات ایران بنویسد.[۲۶]او همچنین از پیشاهنگان ایجاد تردید در رأی و نظر شرقشناسان اروپایی درباره ادبیات ایران بود.[۲۷]
درگذشت فاطمه سیاح
فاطمه سیاح مدتی پس از ابتلا به بیماری دیابت، سکتۀ قلبی کرد و سیزدهم اسفند ۱۳۲۶ش در ۴۵ سالگی درگذشت[۲۸] و در ابنبابویه به خاک سپرده شد.[۲۹]
پانویس
- ↑ «یادروز درگذشت فاطمه سیاح؛ نخستین بانوی استاد دانشگاه تهران»، تارنمای خبری زرتشتیان، تاریخ درج مطلب: 13اسفند 1400ش.
- ↑ رمضاننرگسی، «زندگی و اندیشۀ دکترفاطمه سیاح»، 1383ش.
- ↑ پارسینژاد، «فاطمه سیاح و نقد ادبی»، مجلۀ فرهنگی و هنری بخارا، تاریخ درج مطلب: 5 تیر 1395ش.
- ↑ «آناتول فرانس»، وبسایت ایران کتاب، تاریخ بازدید 16 مهر 1401ش.
- ↑ پارسینژاد،«فاطمه سیاح و نقد ادبی»، مجلۀ فرهنگی و هنری بخارا، تاریخ درج مطلب: 5 تیر 1395ش.
- ↑ رمضان نرگسی، «زندگی و اندیشۀ دکترفاطمه سیاح»، 1383ش.
- ↑ رمضاننرگسی، «زندگی و اندیشۀ دکترفاطمه سیاح»، 1383ش.
- ↑ پارسینژاد، ایرج، «فاطمه سیاح و نقد ادبی»، مجلۀ فرهنگی و هنری بخارا، تاریخ درج مطلب: 5 تیر 1395ش.
- ↑ رمضان نرگسی، «زندگی و اندیشۀ دکترفاطمه سیاح»، 1383ش.
- ↑ پارسینژاد، «فاطمه سیاح و نقد ادبی»، مجلۀ فرهنگی و هنری بخارا، تاریخ درج مطلب: 5 تیر 1395ش.
- ↑ «یادروز درگذشت فاطمه سیاح؛ نخستین بانوی استاد دانشگاه تهران»، تارنمای خبری زرتشتیان، تاریخ درج مطلب: 13اسفند 1400ش.
- ↑ رمضاننرگسی، «زندگی و اندیشۀ دکترفاطمه سیاح»، 1383ش.https://hawzah.net/fa/Magazine/View/6432/6462/73638/
- ↑ «نگاهی به زندگی و آثار دکتر فاطمه سیاح»، وبلاگ محلات سیتی، تاریخ درج مطلب: 1 بهمن 1389.
- ↑ پارسینژاد، «فاطمه سیاح و نقد ادبی»، مجلۀ فرهنگی و هنری بخارا، تاریخ درج مطلب: 5 تیر 1395ش.
- ↑ «یادروز درگذشت فاطمه سیاح؛ نخستین بانوی استاد دانشگاه تهران»، تارنمای خبری زرتشتیان، تاریخ درج مطلب: 13اسفند 1400ش.
- ↑ پارسینژاد، «فاطمه سیاح و نقد ادبی»، مجلۀ فرهنگی و هنری بخارا، تاریخ درج مطلب: 5 تیر 1395ش.
- ↑ پیرنیا، سالارزنان ایران، 1374ش، ص88
- ↑ «یادروز درگذشت فاطمه سیاح؛ نخستین بانوی استاد دانشگاه تهران»، تارنمای خبری زرتشتیان، تاریخ درج مطلب: 13اسفند 1400ش.
- ↑ پارسینژاد، «فاطمه سیاح و نقد ادبی»، مجلۀ فرهنگی و هنری بخارا، تاریخ درج مطلب: 5 تیر 1395ش.
- ↑ رمضاننرگسی، «زندگی و اندیشۀ دکترفاطمه سیاح»، 1383ش.
- ↑ رمضاننرگسی، «زندگی و اندیشه دکتر فاطمه سیاح»، 1383ش.
- ↑ رمضان نرگسی، «زندگی و اندیشۀ دکترفاطمه سیاح»، 1383ش.
- ↑ «یادروز درگذشت فاطمه سیاح؛ نخستین بانوی استاد دانشگاه تهران»، تارنمای خبری زرتشتیان، تاریخ درج مطلب: 13اسفند 1400ش.
- ↑ رمضاننرگسی، «زندگی و اندیشه دکتر فاطمه سیاح»، 1383ش.
- ↑ «یادروز درگذشت فاطمه سیاح؛ نخستین بانوی استاد دانشگاه تهران»، تارنمای خبری زرتشتیان، تاریخ درج مطلب: 13اسفند 1400ش.
- ↑ پارسینژاد، «فاطمه سیاح و نقد ادبی»، مجلۀ فرهنگی و هنری بخارا، تاریخ درج مطلب: 5 تیر 1395ش.
- ↑ «یادروز درگذشت فاطمه سیاح؛ نخستین بانوی استاد دانشگاه تهران»، تارنمای خبری زرتشتیان، تاریخ درج مطلب: 13اسفند 1400ش.
- ↑ پارسینژاد، «فاطمه سیاح و نقد ادبی»، مجلۀ فرهنگی و هنری بخارا، تاریخ درج مطلب: 5 تیر 1395ش.
- ↑ رمضاننرگسی، «زندگی و اندیشه دکتر فاطمه سیاح»، 1383ش.
منابع
- «آناتول فرانس»، وبسایت ایران کتاب، تاریخ بازدید ۱۶ مهر ۱۴۰۱ش.
- پارسینژاد، ایرج، «فاطمه سیاح و نقد ادبی»، مجلۀ فرهنگی و هنری بخارا، تاریخ درج مطلب: ۵ تیر ۱۳۹۵ش.
- پیرنیا، منصوره، سالارزنان ایران، واشنگتن، ایرانمهر، ۱۳۷۴ش.
- رمضاننرگسی، رضا، «زندگی و اندیشۀ دکتر فاطمه سیاح»، مجلۀ حوراء، شمارۀ ۸، ۱۳۸۳ش.
- «یادروز درگذشت فاطمه سیاح؛ نخستین بانوی استاد دانشگاه تهران»، تارنمای خبری زرتشتیان، تاریخ درج مطلب: ۱۳اسفند ۱۴۰۰ش.
ویکی ز