اتلمتل: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات مفهوم | |||
| تصویر = اتل متل۱.jpg | |||
| زیرنویس تصویر = چند کودک در حال انجام بازی اتل متل | |||
| image_alt =بازی اتل متل کودکان | |||
| فایل پادکست = | |||
| حجم فایلپادکست = | |||
| تاریخ پادکست = | |||
| زیرنویس عنوان = | |||
| عنوان اصلی = | |||
| عنوان انگلیسی = | |||
| عنوان عربی = | |||
| عنوان علمی = | |||
| شاخه علمی = | |||
| نوع مفهوم = | |||
| معنای اصطلاحی = | |||
| حوزه کاربرد = | |||
| گستره جغرافیایی = | |||
| منشأ تاریخی = | |||
| نخستین کاربرد = | |||
| ریشه واژه = | |||
| مرتبط با = | |||
| اهمیت = | |||
| مبدع = | |||
| مروج = | |||
| مقدس برای = | |||
| مورد احترام = | |||
| آثار مرتبط = | |||
}} | |||
{{درشت|'''اَتَلمَتَل'''}}؛ شعر و بازی سنتی و کودکانه. | |||
اتلمتل، [[بازی]] و شعر کودکانه ایرانی است که با جملههای مسجع و آهنگین، اغلب با عبارت «اتل متل توتوله» آغاز میشود. این بازی قدمتی طولانی داشته و جنبۀ [[سرگرمی]] و آموزشی برای کودکان دارد. در اجرای بازی، [[کودکان]] در کنار هم مینشینند و یکی از آنها که اوستا نامیده میشود شعر را میخواند و به پاهای دیگران ضربه میزند؛ در پایان هر دور، بازیکنی که پایش باقی بماند، برنده یا بازنده شناخته میشود. در نقاط مختلف [[ایران]]، شیوۀ اجرای بازی، شعر و مجازات بازنده متفاوت است؛ از قلقلک گرفتن و دویدن روی یک پا تا بازی شاه و وزیر یا رقصیدن با آهنگ کودکان. شعرهای این بازی در هر منطقه گویش، ریتم و مضمون خاص خود را دارند و امروزه نسخههای آموزشی و آموزنده آن نیز رایج شده است. بازی اتلمتل، هم سرگرمی، هم تجربۀ اجتماعی و هم وسیلۀ انتقال [[فرهنگ]] و ارتقای [[خلاقیت کودک|خلاقیت]] در کودکان است. | |||
==معرفی == | ==معرفی == | ||
اتلمتل نام یک بازی و شعر کودکانه است که با جملههای مسجع (همقافیه و همآهنگ) اجرا میشود. اغلب این جملات با عبارت «اتل متل توتوله» آغاز میشوند. [[کودک|کودکان]] ایرانی این ترانۀ آهنگین را میخوانند و به همراه آن بازی میکنند. اشعار این بازی پیشینهای دیرینه دارند و گاه دربردارندۀ معانی زیبا و پندآموزی هستند.<ref>[https://www.khabarfoori.com/بخش-فرهنگی-69/2501292-معنی-شعر-ساله-اتل-متل «معنی شعر 500 ساله اتل متل توتوله چیست؟» وبسایت خبر فوری.]</ref> نام بازی نیز از نخستین سطر همین ترانه گرفته شده است.<ref>شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص107.</ref> | |||
[[محمدتقی بهار]]، این بازی را «هتل متل» نامیده و وزن و سبک شعری آن را | [[محمدتقی بهار]]، این بازی را «هتل متل» نامیده و وزن و سبک شعری آن را از اولین اشعار غنایی سروده شده به [[زبان فارسی]] دانسته که پیشینهٔ آن به قبل از [[ورود اسلام به ایران]] میرسد.<ref>بهار، بهار و ادب فارسی، ج1، ۱۳۵۱ش، ص31؛ محمدی، تاریخ ادبیات کودکان، ج1، ۱۳۸۰ش، ص37.</ref> گروهی دیگر از پژوهشگران، این سروده را شعری هدفمند، پُرمعنا و جهتدار دانستهاند که همه اقوام مانند عرب، ترک، کرد، هند، چین و فارس را به همبستگی فراخوانده و همگان را در این [[شادی]] آیینی شریک کرده است.<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/163325/اتل-متل-توتوله-1 «اتل متل توتوله»، وبسایت راسخون.]</ref> | ||
==نحوه انجام بازی== | ==نحوه انجام بازی== | ||
[[پرونده:اتل متل.jpg|جایگزین=بازی اتل متل دانشآموزان دختر|بندانگشتی|بازی اتل متل دانشآموزان دختر]] | [[پرونده:اتل متل.jpg|جایگزین=بازی اتل متل دانشآموزان دختر|بندانگشتی|بازی اتل متل دانشآموزان دختر]] | ||
برای انجام این بازی، که شکلی نمایشی دارد، تعدادی از کودکان در کنار هم نشسته و پاهای خود را دراز میکنند. سپس، یکی از کودکان | برای انجام این بازی، که شکلی نمایشی دارد، تعدادی از کودکان در کنار هم نشسته و پاهای خود را دراز میکنند. سپس، یکی از کودکان که به اوستا/استاد بازی معروف است، شعری هجایی میخواند و با خواندن هر هجا، روی پای بچهها ضربه زده یا به پای آنها، بهترتیب، اشاره میکند. همزمان با اتمام شعر، نوبت به پای هر بازیکنی که برسد، باید پای خود را جمع کند و این کار آنقدر ادامه مییابد تا همهٔ پاها جمع شده و تنها یک پا باقی بماند. پای باقیمانده، پای فرد بازنده است. البته در [[تهران]]، کودکی که در بازی باقی میماند، برنده دانسته میشود و در دور بعدی، نقش اوسا را ایفا میکند.<ref>رضایی، بیرجندنامه، ۱۳۸۱ش، ص۵۲۰–۵۲۱؛ صفینژاد، مونوگرافی ده طالبآباد، ۱۳۵۵ش، ص۳۴۷؛ جهانشاهی، فرهنگنامهٔ کودکان و نوجوانان، ج6، ۱۳۸۲ش، ص۶۳.</ref> | ||
در [[تنکابن]]، خود اوسا نیز در بازی شرکت کرده و در صورتیکه هر دو پای او جمع شود، بازیکنان باید اوسای دیگری را برای بازی انتخاب کنند.<ref>خلعتبری لیماکی، فرهنگ مردم تنکابن (شهسوار)، ۱۳۸۷ش، ص۱۸۲–۱۸۳.</ref> کودکان در [[گیلان]]، در صورتیکه تنها پای یک بازیکن باقی مانده باشد، بین او و زمین، شعر را دوباره میخوانند و اگر ترانه به پای بازیکن ختم شود، او پای خود را جمع میکند و در صورتیکه به زمین ختم شود، بازیکنان دیگر، بازیکن بازنده را قلقلک میدهند.<ref>فقیه محمدی جلالی، سیمای کوچان، ۱۳۸۲ش، ص۲۷۸–۲۷۹.</ref> | |||
در این لحظه، بازیکنان شروع به گرفتن نیشگونهای ریز از پشت بازنده میکنند.<ref>متحدین، دانشنامهٔ کوچک ایران، ۱۳۸۱ش، ص۳۹۳–۳۹۴؛ کامرانی، «بازی اتل متل»، ۱۳۴۸ش، ص5.</ref> مجازات بازنده، بهصورتهای دیگری نیز انجام میشود. برای مثال، روی یک پا دویدن، | در برخی نقاط نیز برای مشخصشدن برنده یا بازنده، کودکان باید با گفتن آخرین جملهٔ اوسا، پای خود را جمع کنند و کسی که این عمل را سریع انجام ندهد، میبازد. مجازات بازنده نیز متفاوت است. برای مثال، گاهی فرد بازنده روی زمین زانو زده و صورت بر زمین میگذارد، افراد دیگر روی پشت او میزنند و این شعر را میخوانند: «تاپ تاپ خمیر، شیشه پُر پنیر، دست کی بالا؟» در این لحظه، یکی از کودکان، به اشارۀ اوسا، دست خود را بالا میگیرد. اگر بازنده، درست تشخیص داد، دوباره نشسته و بازی ادامه مییابد. در صورت پاسخ اشتباه نیز، اوسا بر پشت بازنده زده و میخواند: «رفتیم دکون قصابی، دیدیم زنبور را میکنن جلزّ و ولز» در این لحظه، بازیکنان شروع به گرفتن نیشگونهای ریز از پشت بازنده میکنند.<ref>متحدین، دانشنامهٔ کوچک ایران، ۱۳۸۱ش، ص۳۹۳–۳۹۴؛ کامرانی، «بازی اتل متل»، ۱۳۴۸ش، ص5.</ref> مجازات بازنده، بهصورتهای دیگری نیز انجام میشود. برای مثال، روی یک پا دویدن، کولیدادن به دیگران، فریاد یکنفس کشیدن با هجای «زو…»،<ref>ایرانشهر، کمیسیون ملی یونسکو در ایران، ج1، ۱۳۴۲ش، ص188.</ref> بازی شاه و وزیر (با دستیاری اوسا)،<ref>شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص107.</ref> چهاردستوپا روی زمین حرکت کردن و با آهنگ بچههای دیگر رقصیدن (در [[استان کردستان|کردستان]]).<ref>فاروقی، نظری به تاریخ و فرهنگ سقز کردستان، ۱۳۶۹ش، ص۲۹۸–۲۹۹.</ref> | ||
== متن شعر == | == متن شعر == | ||
روایتی از این شعر، که امروزه نیز رایج است بهشرح زیر است:{{شعر جدید|متن=اتل متل توتوله \\گاو حسن چه جوره؟ | روایتی از این شعر، که امروزه نیز رایج است بهشرح زیر است: | ||
{{شعر جدید|متن= | |||
اتل متل توتوله\\گاو حسن چه جوره؟ | |||
نه شیر داره نه پستون\\گاوش رو بردن هندستون | |||
\\یک زن کُردی بستون | |||
اسمش رو بزار عمقزی\\دور کلاش قرمزی | |||
\\هاچین و واچین | |||
\\یک پات رو ور چین}} | |||
[[محمدعلی جمالزاده|جمالزاده]]، روایتی قدیمیتر از این شعر را اینگونه بیان کرده است:<ref>جمالزاده، فرهنگ لغات عامیانه، ۱۳۴۱ش، ص5؛ متحدین، دانشنامهٔ کوچک ایران، ۱۳۸۱ش، ص۳۹۳.</ref> | [[محمدعلی جمالزاده|جمالزاده]]، روایتی قدیمیتر از این شعر را اینگونه بیان کرده است:<ref>جمالزاده، فرهنگ لغات عامیانه، ۱۳۴۱ش، ص5؛ متحدین، دانشنامهٔ کوچک ایران، ۱۳۸۱ش، ص۳۹۳.</ref> | ||
{{شعر جدید|متن=اتل متل توتوله \\گاب (گاو) حسن کوتوله | {{شعر جدید|متن= | ||
اتل متل توتوله\\گاب (گاو) حسن کوتوله | |||
نه شیر داره نه پستون\\شیرشو ببر کُردستون | |||
\\یه زن کُردی بستون | |||
اسمشو بزار ستاره\\واسش بزن نقاره | |||
یه چوب زدم به بلبل\\صداش رفت به استامبول | |||
استامبولم خراب شد\\بند دلم کباب شد | |||
\\هاچین و واچین | |||
\\یه پاتو ورچین}} | |||
در روایتی دیگر از شعر این بازی، پس از خواندن هجاهای اول، میگویند:<ref>میرنیا، فرهنگ مردم (فولکلور ایران)، ۱۳۶۹ش، ص۲۶۴.</ref> | در روایتی دیگر از شعر این بازی، پس از خواندن هجاهای اول، میگویند:<ref>میرنیا، فرهنگ مردم (فولکلور ایران)، ۱۳۶۹ش، ص۲۶۴.</ref> | ||
{{شعر جدید|متن=شیرشو بردن گلسون \\یه زن گرجی بسون | {{شعر جدید|متن= | ||
شیرشو بردن گلسون\\یه زن گرجی بسون | |||
اسمشو بذار عمقزی\\دور قباش قرمزی | |||
\\اره اره به پات بزن | |||
\\درد دره}} | |||
بچههای [[کرمان]]، در هنگام اجرای این بازی میخوانند:<ref>لاریمر، فرهنگ مردم کرمان، ۱۳۵۳ش، ص۴۳؛ قزل ایاغ، راهنمای بازیهای ایران، ۱۳۷۹ش، ص۵۱۷.</ref> | بچههای [[کرمان]]، در هنگام اجرای این بازی میخوانند:<ref>لاریمر، فرهنگ مردم کرمان، ۱۳۵۳ش، ص۴۳؛ قزل ایاغ، راهنمای بازیهای ایران، ۱۳۷۹ش، ص۵۱۷.</ref> | ||
{{شعر جدید|متن=اتلک تی تتلک پنجه بشه مال شکرک\\احمدک، جون پدر، برو به جنگ | {{شعر جدید|متن= | ||
اتلک تی تتلک پنجه بشه مال شکرک\\احمدک، جون پدر، برو به جنگ شونهسر | |||
شونهسر غوغا شد، مشت راستش واشد\\عباس کجا؟ تو باغچه. چی میچینه؟ آلوچه | |||
\\ور دخترون خونه، ور پسرون کوچه | |||
دسمال شاه سوخته شده\\آب طلا ریخته شده | |||
\\اره بره یکیش بزن به دره}} | |||
بختیاریها نیز شعری متفاوت را هنگام اجرای این بازی میخوانند:<ref>عبداللهی موگویی، ترانهها و مثلهای بختیاری، ۱۳۷۲ش، ص۱۴۰.</ref> | [[ایل بختیاری|بختیاریها]] نیز شعری متفاوت را هنگام اجرای این بازی میخوانند:<ref>عبداللهی موگویی، ترانهها و مثلهای بختیاری، ۱۳۷۲ش، ص۱۴۰.</ref> | ||
{{شعر جدید|متن=متل متل توت متل\\پنگه به شیر نون شکر | {{شعر جدید|متن= | ||
متل متل توت متل\\پنگه به شیر نون شکر | |||
ای حیدر بخد پدرت\\رو بجنگ شانظرت | |||
شانظر قرقو کنه\\پوسد سرس کلوکنه | |||
اره بره یکیش بزن به در\\هپوسد سرس کلوکنه}} | |||
در [[سیستان]]، در حالیکه اوسا به دستهای بازیکنان ضربه میزند، میخواند:<ref>آذر خرداد، میراث سرزمین مردان مرد، ۱۳۸۳ش، ص۳۱۱–۳۱۲.</ref> | در [[سیستان]]، در حالیکه اوسا به دستهای بازیکنان ضربه میزند، میخواند:<ref>آذر خرداد، میراث سرزمین مردان مرد، ۱۳۸۳ش، ص۳۱۱–۳۱۲.</ref> | ||
{{شعر جدید|متن=کِریچو کِریچو پَندونِه \\موش رفته باله خونه | {{شعر جدید|متن= | ||
کِریچو کِریچو پَندونِه\\موش رفته باله خونه | |||
همسایه را دزد برده\\از محل بالا برده | |||
کُدَش کُدَش اُرومه\\کوری ناتمومه | |||
چش مرغک چَمومه\\کَلاچِل گِل کُیج دومه | |||
\\کریچوکِریچو پَندونِه}} | |||
در رفسنجان نیز، ترانۀ این بازی کمی متفاوت است:<ref>کامرانی، «بازی اتل متل»، ۱۳۴۸ش، ص5.</ref> | در [[رفسنجان]] نیز، ترانۀ این بازی کمی متفاوت است:<ref>کامرانی، «بازی اتل متل»، ۱۳۴۸ش، ص5.</ref> | ||
{{شعر جدید|متن=اتلک توتو تلک \\پنجهٔ موشو شکلک | {{شعر جدید|متن= | ||
اتلک توتو تلک\\پنجهٔ موشو شکلک | |||
عباس کجا؟ تو باغچه\\چی میچینه؟ آلوچه | |||
آلوچهٔ سه گردو\\خبر بردن به اردو | |||
اردو خبردار شد\\عباس حالش زار شد | |||
\\ارش پرش | |||
\\یکی بزن تا درش}} | |||
در سایر نقاط [[ایران]] نیز، این شعر را با زبان و گویش و مفاهیمی متفاوت میخوانند.<ref>محمدی، ایل لر اویون لار (تحقیقی پیرامون معرفی ۱۰۰ بازی محلی رایج استان اردبیل)، ۱۳۸۴ش، ص۳۲۷–۳۲۸؛ محمدی، فرهنگ بازیهای محلی ایلام، ج1، ۱۳۸۴ش، ص219-220؛ رسولی، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران (ملایر)، ۱۳۷۸ش، ص۲۷۲؛ پاینده، فرهنگ گیل و دیلم، ۱۳۶۶ش، ص۹۲.</ref> امروزه، انواع دیگری از این شعر در [[ایران]]، با مفاهیمی آموزشی خوانده میشود، برای مثال:<ref>[https://sevteb.com/atal-matal-tootoole/ «اتل متل توتوسه، گاو حسن و چند موضوع دیگر!»، وبسایت سیوطب.]</ref> | در سایر نقاط [[ایران]] نیز، این شعر را با زبان و گویش و مفاهیمی متفاوت میخوانند.<ref>محمدی، ایل لر اویون لار (تحقیقی پیرامون معرفی ۱۰۰ بازی محلی رایج استان اردبیل)، ۱۳۸۴ش، ص۳۲۷–۳۲۸؛ محمدی، فرهنگ بازیهای محلی ایلام، ج1، ۱۳۸۴ش، ص219-220؛ رسولی، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران (ملایر)، ۱۳۷۸ش، ص۲۷۲؛ پاینده، فرهنگ گیل و دیلم، ۱۳۶۶ش، ص۹۲.</ref> امروزه، انواع دیگری از این شعر در [[ایران]]، با مفاهیمی آموزشی خوانده میشود، برای مثال:<ref>[https://sevteb.com/atal-matal-tootoole/ «اتل متل توتوسه، گاو حسن و چند موضوع دیگر!»، وبسایت سیوطب.]</ref> | ||
{{شعر جدید|متن=اتل متل یک مورچه\\قدم میزد تو کوچه | {{شعر جدید|متن= | ||
اتل متل یک مورچه\\قدم میزد تو کوچه | |||
اومد یک کفش ولگرد\\پای اونو لگد کرد | |||
مورچۀ پا شکسته\\راه نمیره نشسته | |||
\\با برگی پاشو بسته | |||
مورچه جونم تو ماهی\\خوب بشه پات الهی | |||
\\هاچین و واچین | |||
\\یک پاتو ورچین}} | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۵ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۳۲
چند کودک در حال انجام بازی اتل متل |
اَتَلمَتَل؛ شعر و بازی سنتی و کودکانه.
اتلمتل، بازی و شعر کودکانه ایرانی است که با جملههای مسجع و آهنگین، اغلب با عبارت «اتل متل توتوله» آغاز میشود. این بازی قدمتی طولانی داشته و جنبۀ سرگرمی و آموزشی برای کودکان دارد. در اجرای بازی، کودکان در کنار هم مینشینند و یکی از آنها که اوستا نامیده میشود شعر را میخواند و به پاهای دیگران ضربه میزند؛ در پایان هر دور، بازیکنی که پایش باقی بماند، برنده یا بازنده شناخته میشود. در نقاط مختلف ایران، شیوۀ اجرای بازی، شعر و مجازات بازنده متفاوت است؛ از قلقلک گرفتن و دویدن روی یک پا تا بازی شاه و وزیر یا رقصیدن با آهنگ کودکان. شعرهای این بازی در هر منطقه گویش، ریتم و مضمون خاص خود را دارند و امروزه نسخههای آموزشی و آموزنده آن نیز رایج شده است. بازی اتلمتل، هم سرگرمی، هم تجربۀ اجتماعی و هم وسیلۀ انتقال فرهنگ و ارتقای خلاقیت در کودکان است.
معرفی
اتلمتل نام یک بازی و شعر کودکانه است که با جملههای مسجع (همقافیه و همآهنگ) اجرا میشود. اغلب این جملات با عبارت «اتل متل توتوله» آغاز میشوند. کودکان ایرانی این ترانۀ آهنگین را میخوانند و به همراه آن بازی میکنند. اشعار این بازی پیشینهای دیرینه دارند و گاه دربردارندۀ معانی زیبا و پندآموزی هستند.[۱] نام بازی نیز از نخستین سطر همین ترانه گرفته شده است.[۲]
محمدتقی بهار، این بازی را «هتل متل» نامیده و وزن و سبک شعری آن را از اولین اشعار غنایی سروده شده به زبان فارسی دانسته که پیشینهٔ آن به قبل از ورود اسلام به ایران میرسد.[۳] گروهی دیگر از پژوهشگران، این سروده را شعری هدفمند، پُرمعنا و جهتدار دانستهاند که همه اقوام مانند عرب، ترک، کرد، هند، چین و فارس را به همبستگی فراخوانده و همگان را در این شادی آیینی شریک کرده است.[۴]
نحوه انجام بازی

برای انجام این بازی، که شکلی نمایشی دارد، تعدادی از کودکان در کنار هم نشسته و پاهای خود را دراز میکنند. سپس، یکی از کودکان که به اوستا/استاد بازی معروف است، شعری هجایی میخواند و با خواندن هر هجا، روی پای بچهها ضربه زده یا به پای آنها، بهترتیب، اشاره میکند. همزمان با اتمام شعر، نوبت به پای هر بازیکنی که برسد، باید پای خود را جمع کند و این کار آنقدر ادامه مییابد تا همهٔ پاها جمع شده و تنها یک پا باقی بماند. پای باقیمانده، پای فرد بازنده است. البته در تهران، کودکی که در بازی باقی میماند، برنده دانسته میشود و در دور بعدی، نقش اوسا را ایفا میکند.[۵]
در تنکابن، خود اوسا نیز در بازی شرکت کرده و در صورتیکه هر دو پای او جمع شود، بازیکنان باید اوسای دیگری را برای بازی انتخاب کنند.[۶] کودکان در گیلان، در صورتیکه تنها پای یک بازیکن باقی مانده باشد، بین او و زمین، شعر را دوباره میخوانند و اگر ترانه به پای بازیکن ختم شود، او پای خود را جمع میکند و در صورتیکه به زمین ختم شود، بازیکنان دیگر، بازیکن بازنده را قلقلک میدهند.[۷]
در برخی نقاط نیز برای مشخصشدن برنده یا بازنده، کودکان باید با گفتن آخرین جملهٔ اوسا، پای خود را جمع کنند و کسی که این عمل را سریع انجام ندهد، میبازد. مجازات بازنده نیز متفاوت است. برای مثال، گاهی فرد بازنده روی زمین زانو زده و صورت بر زمین میگذارد، افراد دیگر روی پشت او میزنند و این شعر را میخوانند: «تاپ تاپ خمیر، شیشه پُر پنیر، دست کی بالا؟» در این لحظه، یکی از کودکان، به اشارۀ اوسا، دست خود را بالا میگیرد. اگر بازنده، درست تشخیص داد، دوباره نشسته و بازی ادامه مییابد. در صورت پاسخ اشتباه نیز، اوسا بر پشت بازنده زده و میخواند: «رفتیم دکون قصابی، دیدیم زنبور را میکنن جلزّ و ولز» در این لحظه، بازیکنان شروع به گرفتن نیشگونهای ریز از پشت بازنده میکنند.[۸] مجازات بازنده، بهصورتهای دیگری نیز انجام میشود. برای مثال، روی یک پا دویدن، کولیدادن به دیگران، فریاد یکنفس کشیدن با هجای «زو…»،[۹] بازی شاه و وزیر (با دستیاری اوسا)،[۱۰] چهاردستوپا روی زمین حرکت کردن و با آهنگ بچههای دیگر رقصیدن (در کردستان).[۱۱]
متن شعر
روایتی از این شعر، که امروزه نیز رایج است بهشرح زیر است:
جمالزاده، روایتی قدیمیتر از این شعر را اینگونه بیان کرده است:[۱۲]
در روایتی دیگر از شعر این بازی، پس از خواندن هجاهای اول، میگویند:[۱۳]
بچههای کرمان، در هنگام اجرای این بازی میخوانند:[۱۴]
بختیاریها نیز شعری متفاوت را هنگام اجرای این بازی میخوانند:[۱۵]
در سیستان، در حالیکه اوسا به دستهای بازیکنان ضربه میزند، میخواند:[۱۶]
در رفسنجان نیز، ترانۀ این بازی کمی متفاوت است:[۱۷]
در سایر نقاط ایران نیز، این شعر را با زبان و گویش و مفاهیمی متفاوت میخوانند.[۱۸] امروزه، انواع دیگری از این شعر در ایران، با مفاهیمی آموزشی خوانده میشود، برای مثال:[۱۹]
پانویس
- ↑ «معنی شعر 500 ساله اتل متل توتوله چیست؟» وبسایت خبر فوری.
- ↑ شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص107.
- ↑ بهار، بهار و ادب فارسی، ج1، ۱۳۵۱ش، ص31؛ محمدی، تاریخ ادبیات کودکان، ج1، ۱۳۸۰ش، ص37.
- ↑ «اتل متل توتوله»، وبسایت راسخون.
- ↑ رضایی، بیرجندنامه، ۱۳۸۱ش، ص۵۲۰–۵۲۱؛ صفینژاد، مونوگرافی ده طالبآباد، ۱۳۵۵ش، ص۳۴۷؛ جهانشاهی، فرهنگنامهٔ کودکان و نوجوانان، ج6، ۱۳۸۲ش، ص۶۳.
- ↑ خلعتبری لیماکی، فرهنگ مردم تنکابن (شهسوار)، ۱۳۸۷ش، ص۱۸۲–۱۸۳.
- ↑ فقیه محمدی جلالی، سیمای کوچان، ۱۳۸۲ش، ص۲۷۸–۲۷۹.
- ↑ متحدین، دانشنامهٔ کوچک ایران، ۱۳۸۱ش، ص۳۹۳–۳۹۴؛ کامرانی، «بازی اتل متل»، ۱۳۴۸ش، ص5.
- ↑ ایرانشهر، کمیسیون ملی یونسکو در ایران، ج1، ۱۳۴۲ش، ص188.
- ↑ شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص107.
- ↑ فاروقی، نظری به تاریخ و فرهنگ سقز کردستان، ۱۳۶۹ش، ص۲۹۸–۲۹۹.
- ↑ جمالزاده، فرهنگ لغات عامیانه، ۱۳۴۱ش، ص5؛ متحدین، دانشنامهٔ کوچک ایران، ۱۳۸۱ش، ص۳۹۳.
- ↑ میرنیا، فرهنگ مردم (فولکلور ایران)، ۱۳۶۹ش، ص۲۶۴.
- ↑ لاریمر، فرهنگ مردم کرمان، ۱۳۵۳ش، ص۴۳؛ قزل ایاغ، راهنمای بازیهای ایران، ۱۳۷۹ش، ص۵۱۷.
- ↑ عبداللهی موگویی، ترانهها و مثلهای بختیاری، ۱۳۷۲ش، ص۱۴۰.
- ↑ آذر خرداد، میراث سرزمین مردان مرد، ۱۳۸۳ش، ص۳۱۱–۳۱۲.
- ↑ کامرانی، «بازی اتل متل»، ۱۳۴۸ش، ص5.
- ↑ محمدی، ایل لر اویون لار (تحقیقی پیرامون معرفی ۱۰۰ بازی محلی رایج استان اردبیل)، ۱۳۸۴ش، ص۳۲۷–۳۲۸؛ محمدی، فرهنگ بازیهای محلی ایلام، ج1، ۱۳۸۴ش، ص219-220؛ رسولی، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران (ملایر)، ۱۳۷۸ش، ص۲۷۲؛ پاینده، فرهنگ گیل و دیلم، ۱۳۶۶ش، ص۹۲.
- ↑ «اتل متل توتوسه، گاو حسن و چند موضوع دیگر!»، وبسایت سیوطب.
منابع
- آذر خرداد، محمد، میراث سرزمین مردان مرد، سیوستان، زاهدان، ۱۳۸۳ش.
- ایرانشهر، کمیسیون ملی یونسکو در ایران، تهران، ۱۳۴۲ش.
- «اتل متل توتوله»، وبسایت راسخون، تاریخ بازدید: ۲۴ دی ۱۴۰۰ش.
- «اتل متل توتوسه، گاو حسن و چند موضوع دیگر!»، وبسایت سیوطب، تاریخ بارگذاری: ۱۸ مرداد ۱۴۰۰ش.
- بهار، محمدتقی، بهار و ادب فارسی، بهتحقیق محمد گلبن، تهران، کتابهای جیبی، ۱۳۵۱ش.
- پاینده، محمود، فرهنگ گیل و دیلم، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۶ش.
- جمالزاده، محمدعلی، فرهنگ لغات عامیانه، بهتحقیق محمدجعفر محجوب، تهران، سخن، ۱۳۴۱ش.
- جهانشاهی، ایرج و دیگران، فرهنگنامهٔ کودکان و نوجوانان، تهران، ۱۳۸۲ش.
- خلعتبری لیماکی، مصطفی، فرهنگ مردم تنکابن (شهسوار)، تهران، پازینه، ۱۳۸۷ش.
- رسولی، غلامحسن، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران (ملایر)، تهران، بلخ، ۱۳۷۸ش.
- رضایی، جمال، بیرجندنامه، بهتحقیق محمود رفیعی، تهران، هیرمند، ۱۳۸۱ش.
- شاملو، احمد، کتاب کوچه، تهران، مازیار، ۱۳۶۱ش.
- صفینژاد، جواد، مونوگرافی ده طالبآباد، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۵۵ش.
- عبداللهی موگویی، احمد، ترانهها و مثلهای بختیاری، اصفهان، فردا، ۱۳۷۲ش.
- کامرانی، محمود، «بازی اتل متل»، تهران، فردوسی، شماره ۹۲۸، ۱۳۴۸ش.
- فاروقی، عمر، نظری به تاریخ و فرهنگ سقز کردستان، سقز، ۱۳۶۹ش.
- فقیه محمدی جلالی، محمدمهدی، سیمای کوچان، بهتحقیق رجبعلی یحیایی، قم، بخشایش، ۱۳۸۲ش.
- قزل ایاغ، ثریا، راهنمای بازیهای ایران، تهران، کمیسیون ملی یونسکو، ۱۳۷۹ش.
- لاریمر، د. ل، فرهنگ مردم کرمان، تهران، بنیاد فرهنگ تهران، ۱۳۵۳ش.
- متحدین، ژاله، دانشنامهٔ کوچک ایران، بهتحقیق محمدجعفر محجوب، تهران، توس، ۱۳۸۱ش.
- محمدی (کلهر)، آیت و محمدی، فاطمه، فرهنگ بازیهای محلی ایلام، تهران، سمیرا، ۱۳۸۴ش.
- محمدی، محمدهادی و دیگران، تاریخ ادبیات کودکان، تهران، چیستا، ۱۳۸۰ش.
- محمدی، مهین و کامرانی، حسن، ایل لر اویون لار (تحقیقی پیرامون معرفی ۱۰۰ بازی محلی رایج استان اردبیل)، صداوسیمای اردبیل، ۱۳۸۴ش.
- «معنی شعر ۵۰۰ ساله اتل متل توتوله چیست؟» وبسایت خبر فوری، تاریخ بارگذاری: ۱ اسفند ۱۳۹۹ش.
- میرنیا، علی، فرهنگ مردم (فولکلور ایران)، تهران، پارسا، ۱۳۶۹ش.