ابرابزار |
ایجاد لینک داخلی |
||
| (۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات مفهوم | |||
| تصویر =بلخ.jpg | |||
| زیرنویس تصویر =نمایی از شهر مزار شریف، مرکز ولایت بلخ | |||
|image_alt=نمایی از شهر مزار شریف، مرکز ولایت بلخ | |||
| فایل پادکست =بلخ.ogg | |||
| حجم فایلپادکست =2/58 | |||
| تاریخ پادکست =23-11-1404 | |||
| زیرنویس عنوان = | |||
| عنوان اصلی = | |||
| عنوان انگلیسی = | |||
| عنوان عربی = | |||
| عنوان علمی = | |||
| شاخه علمی = | |||
| نوع مفهوم = | |||
| معنای اصطلاحی = | |||
| حوزه کاربرد = | |||
| گستره جغرافیایی = | |||
| منشأ تاریخی = | |||
| نخستین کاربرد = | |||
| ریشه واژه = | |||
| مرتبط با = | |||
| اهمیت = | |||
| مبدع = | |||
| مروج = | |||
| مقدس برای = | |||
| مورد احترام = | |||
| آثار مرتبط = | |||
}} | |||
{{درشت|'''بلخ،'''}} کهنشهر تمدنساز خراسان بزرگ با پیشینهای درخشان در شمال افغانستان.. | {{درشت|'''بلخ،'''}} کهنشهر تمدنساز خراسان بزرگ با پیشینهای درخشان در شمال افغانستان.. | ||
| خط ۳۰: | خط ۵۸: | ||
بلخ در عصر غوریان از پایتختهای دورتر اداره میشد، اما با انتقال قدرت به خوارزمشاهیان، بلخ بار دیگر اهمیت سیاسی یافت. با یورش مغولها، بلخ شاهد ویرانیهای گسترده و تغییرات عمیق در ساختار اجتماعی و فرهنگی بود. یورش چنگیزخان در ۱۲۲۱م ضربهای مهلک بر پیکر این شهر باستانی وارد آورد که پیامدهای آن تا سدهها ادامه یافت.<ref>غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۱۳1-۱۳۶.</ref> با این همه، دانشمندانی چون عبدالله محمّد بلخی در روستای کفشگران به حفظ و انتقال میراث علمی همت گماشتند. کتاب «فضایل بلخ» در همین دوره به [[فارسی دری]] ترجمه شد. جهانگردانی مانند مارکوپولو و ابنبطوطه از ویرانههای شهر دیدن کردهاند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۹۷–۹۸.</ref> تیمور نیز در ۱۳۶۹م حکومت خود را از بلخ آغاز کرد و این شهر به یکی از پایگاههای مهم تیموریان تبدیل شد. در دورهٔ شاهرخ، بلخ شاهد رونق نسبی فرهنگی بود. بناهایی چون مدرسهٔ شاهرخیه و مسجد جامع خواجه ابونصر پارسا، یادگار آن دوره است. | بلخ در عصر غوریان از پایتختهای دورتر اداره میشد، اما با انتقال قدرت به خوارزمشاهیان، بلخ بار دیگر اهمیت سیاسی یافت. با یورش مغولها، بلخ شاهد ویرانیهای گسترده و تغییرات عمیق در ساختار اجتماعی و فرهنگی بود. یورش چنگیزخان در ۱۲۲۱م ضربهای مهلک بر پیکر این شهر باستانی وارد آورد که پیامدهای آن تا سدهها ادامه یافت.<ref>غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۱۳1-۱۳۶.</ref> با این همه، دانشمندانی چون عبدالله محمّد بلخی در روستای کفشگران به حفظ و انتقال میراث علمی همت گماشتند. کتاب «فضایل بلخ» در همین دوره به [[فارسی دری]] ترجمه شد. جهانگردانی مانند مارکوپولو و ابنبطوطه از ویرانههای شهر دیدن کردهاند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۹۷–۹۸.</ref> تیمور نیز در ۱۳۶۹م حکومت خود را از بلخ آغاز کرد و این شهر به یکی از پایگاههای مهم تیموریان تبدیل شد. در دورهٔ شاهرخ، بلخ شاهد رونق نسبی فرهنگی بود. بناهایی چون مدرسهٔ شاهرخیه و مسجد جامع خواجه ابونصر پارسا، یادگار آن دوره است. | ||
در سده ۱۶ میلادی، بلخ شاهد کشمکشهای پیوسته میان شیبانیان، تیموریان و صفویان بود و سبک زندگی مردم تحت تأثیر ترکیبی از عناصر ایرانی، ترکی و مغولی قرار داشت که در معماری، هنر و [[آداب]] | در سده ۱۶ میلادی، بلخ شاهد کشمکشهای پیوسته میان شیبانیان، تیموریان و صفویان بود و سبک زندگی مردم تحت تأثیر ترکیبی از عناصر ایرانی، ترکی و مغولی قرار داشت که در معماری، هنر و [[آداب|آداب اجتماعی]] نمود پیدا میکرد. بلخ در این دوره بیشتر بهعنوان مرکزی نظامی-سیاسی شناخته میشد تا کانون فرهنگی و علمی که در گذشته بود. در این دوره پرتلاطم، بلخ شاهد رفتوآمد مکرر قدرتهای محلی بود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۱۰۰–۱۰۱.</ref> بلخ در دورهٔ [[احمدشاه ابدالی|ابدالیان]] بهعنوان بخشی از قلمرو احمدشاه درانی همچنان جایگاه ویژهٔ نظامی و سیاسی داشت. با ظهور محمدزاییها در ۱۸۲۷م، بلخ وارد مرحلهٔ جدیدی از حیات سیاسی و اداری شد. دوستمحمدخان با انتصاب برادران خود به حکومت مناطق شمالی، ساختار اداری متمرکزی ایجاد کرد. در این دوره، شهر تختهپل بهعنوان مرکز جدید اداری تأسیس شد و پس از شیوع مالاریا در ۱۸۷۳م، مرکزیت به [[مزار شریف]] انتقال یافت. | ||
=== بلخ در دورهٔ معاصر === | === بلخ در دورهٔ معاصر === | ||
بلخ در عصر امیر امانالله (۱۹۱۹–۱۹۲۹م)، با تأسیس نخستین نهادهای آموزشی مدرن و انتشار [[روزنامه]] بیدار در ۱۹۲۲م، گامهایی به سوی نوسازی برداشت. دورهٔ ظاهرشاه (۱۹۳۳–۱۹۷۳) با طرحهای توسعهٔ شهری همراه بود که اگرچه چهرهٔ شهر را دگرگون کرد، اما به برخی آثار تاریخی آسیب رساند. در دوران جمهوری داوود (۱۹۷۳–۱۹۷۸)، بلخ میزبان مراسم رسمی شد و توجه بیشتری به توسعه زیرساختها صورت گرفت. با آغاز دورههای پرتلاطم پس از روی کار آمدن حکومت کمونیستها در ۱۹۷۸م این شهر صحنهٔ درگیریهای شدید میان نیروهای مختلف شد. دورهٔ طالبان (۱۹۹۸–۲۰۰۱) با محدودیتهای فرهنگی و خشونتهای زیادی همراه بود. بلخ در دورهٔ جمهوری اسلامی افغانستان (پس از ۲۰۰۱م) شاهد تحولات چشمگیری در عرصههای فرهنگی و شهری بوده که بر تغییر سبک زندگی مردم تأثیرگذار بود. با سقوط طالبان در ۲۰۰۱م این شهر تاریخی وارد مرحلهٔ جدیدی از بازسازی و توسعه شد و شهر مزارشریف بهعنوان مرکز استان بلخ، چهرهٔ جدیدی به خود گرفت. در زمینهٔ معماری و حفظ میراث فرهنگی، اقدامات قابل توجهی صورت گرفت. برای مثال حرم منسوب به [[امام علی]] مرمت و تزیین شد. بازسازی بناهای تاریخی متعدد از جمله مسجد نه گنبد و آرامگاه [[رابعه بلخی]] انجام شد. در عرصهٔ شهری، پروژههای گستردهای برای نوسازی زیرساختها، احداث شهرکهای جدید و توسعهٔ شبکه معابر اجرا شد. این تحولات در کنار حفظ هویت تاریخی شهر، زندگی روزمرهٔ مردم را تا حدودی دگرگون ساخته و فضای عمومی شهر را ارتقا بخشیده است. امروزه بلخ با ترکیبی از معماری سنتی و مدرن و با حفظ میراث غنی فرهنگی خود، بهعنوان یکی از مراکز مهم فرهنگی و تاریخی افغانستان شناخته میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۹۹–۱۰۸.</ref> | بلخ در عصر امیر امانالله (۱۹۱۹–۱۹۲۹م)، با تأسیس نخستین نهادهای آموزشی مدرن و انتشار [[روزنامه]] بیدار در ۱۹۲۲م، گامهایی به سوی نوسازی برداشت. دورهٔ ظاهرشاه (۱۹۳۳–۱۹۷۳) با طرحهای توسعهٔ شهری همراه بود که اگرچه چهرهٔ شهر را دگرگون کرد، اما به برخی آثار تاریخی آسیب رساند. در دوران جمهوری داوود (۱۹۷۳–۱۹۷۸)، بلخ میزبان مراسم رسمی شد و توجه بیشتری به توسعه زیرساختها صورت گرفت. با آغاز دورههای پرتلاطم پس از روی کار آمدن حکومت کمونیستها در ۱۹۷۸م این شهر صحنهٔ درگیریهای شدید میان نیروهای مختلف شد. دورهٔ طالبان (۱۹۹۸–۲۰۰۱) با محدودیتهای فرهنگی و خشونتهای زیادی همراه بود. بلخ در دورهٔ [[جمهوری اسلامی افغانستان]] (پس از ۲۰۰۱م) شاهد تحولات چشمگیری در عرصههای فرهنگی و شهری بوده که بر تغییر سبک زندگی مردم تأثیرگذار بود. با سقوط طالبان در ۲۰۰۱م این شهر تاریخی وارد مرحلهٔ جدیدی از بازسازی و توسعه شد و شهر مزارشریف بهعنوان مرکز استان بلخ، چهرهٔ جدیدی به خود گرفت. در زمینهٔ معماری و حفظ میراث فرهنگی، اقدامات قابل توجهی صورت گرفت. برای مثال حرم منسوب به [[امام علی]] مرمت و تزیین شد. بازسازی بناهای تاریخی متعدد از جمله مسجد نه گنبد و آرامگاه [[رابعه بلخی]] انجام شد. در عرصهٔ شهری، پروژههای گستردهای برای نوسازی زیرساختها، احداث شهرکهای جدید و توسعهٔ شبکه معابر اجرا شد. این تحولات در کنار حفظ هویت تاریخی شهر، زندگی روزمرهٔ مردم را تا حدودی دگرگون ساخته و فضای عمومی شهر را ارتقا بخشیده است. امروزه بلخ با ترکیبی از معماری سنتی و مدرن و با حفظ میراث غنی فرهنگی خود، بهعنوان یکی از مراکز مهم فرهنگی و تاریخی افغانستان شناخته میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۹۹–۱۰۸.</ref> | ||
=== اهمیت تاریخی بلخ === | === اهمیت تاریخی بلخ === | ||
بلخ به عنوان یکی از کهنترین و مهمترین شهرهای [[خراسان بزرگ]]، جایگاهی بیبدیل در تاریخ تمدنهای شرقی دارد. اهمیت این شهر هم بهدلیل موقعیت استراتژیک آن در تقاطع [[جاده ابریشم]] و ارتباط با [[ایران]]، آسیای مرکزی، [[چین]] و شبهقاره هند بود و هم بهدلیل رونق اقتصادی، کشاورزی پربار، [[تنوع فرهنگی]] و ساختار شهری منحصربهفردش. بلخ با داشتن ۱۲ دروازه، نمادی از یک شهر بزرگ و پررونق بود که هر دروازه، گواهی بر ارتباطات گسترده آن با جهان پیرامون بهشمار میرفت.<ref>ابنبطوطه، رحلة ابنبطوطه، ۱۳۷۶ش، ج۱، ص۴۶۳.</ref> از جمله این دروازهها، «باب هندوان» بود که ویژه تجار هندی بود و نشاندهنده نقش بلخ به عنوان چهارراه تمدنها و محل تلاقی فرهنگها و اقتصادهای مختلف بود.<ref>یعقوبی، البلدان، ۱۴۲۲ق، ص۱۱۶.</ref> | بلخ به عنوان یکی از کهنترین و مهمترین شهرهای [[خراسان بزرگ|خراسان]]، جایگاهی بیبدیل در تاریخ تمدنهای شرقی دارد. اهمیت این شهر هم بهدلیل موقعیت استراتژیک آن در تقاطع [[جاده ابریشم]] و ارتباط با [[ایران]]، آسیای مرکزی، [[چین]] و شبهقاره هند بود و هم بهدلیل رونق اقتصادی، کشاورزی پربار، [[تنوع فرهنگی]] و ساختار شهری منحصربهفردش. بلخ با داشتن ۱۲ دروازه، نمادی از یک شهر بزرگ و پررونق بود که هر دروازه، گواهی بر ارتباطات گسترده آن با جهان پیرامون بهشمار میرفت.<ref>ابنبطوطه، رحلة ابنبطوطه، ۱۳۷۶ش، ج۱، ص۴۶۳.</ref> از جمله این دروازهها، «باب هندوان» بود که ویژه تجار هندی بود و نشاندهنده نقش بلخ به عنوان چهارراه تمدنها و محل تلاقی فرهنگها و اقتصادهای مختلف بود.<ref>یعقوبی، البلدان، ۱۴۲۲ق، ص۱۱۶.</ref> | ||
این شهر با شبکه آبیاری پیشرفته، باغهای پرثمر و محصولاتی مانند [[لیمو]]، [[پرتقال]] و [[انگور]] که به مناطق دورتر صادر میشد، شکوفایی اقتصادی چشمگیری داشت. همچنین، بلخ از نظر فرهنگی و مذهبی اهمیت ویژهای داشت؛ در متون کهن زرتشتی مانند وندیداد، | این شهر با شبکه آبیاری پیشرفته، باغهای پرثمر و محصولاتی مانند [[لیمو]]، [[پرتقال]] و [[انگور]] که به مناطق دورتر صادر میشد، شکوفایی اقتصادی چشمگیری داشت. همچنین، بلخ از نظر فرهنگی و مذهبی اهمیت ویژهای داشت؛ در متون کهن زرتشتی مانند وندیداد، بهعنوان «چهارمین کشور» ستوده شده و پس از اسلام نیز با وجود آرامگاههایی چون مقبره عکاشه بن محصن الاسدی از [[صحابه پیامبر]]، بهعنوان یکی از کانونهای گسترش [[اسلام]] در شرق شناخته میشد. بلخ با گشودگی در برابر فرهنگها و ادیان مختلف، نقش مهمی در انتقال و تبادل افکار علمی، دینی و اساطیری میان تمدنهایی چون [[مصر]]، [[عربستان]]، مدیترانه، [[هند]] و [[چین]] ایفا کرد و به الگویی پیشرفته از شهرنشینی در [[جهان اسلام]] تبدیل شد.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> | ||
=== بنیانگذار بلخ === | === بنیانگذار بلخ === | ||
| خط ۴۵: | خط ۷۳: | ||
== دین و دینداری در بلخ == | == دین و دینداری در بلخ == | ||
دینداری در بلخ بهعنوان یک فرایند تاریخی پویا و تمدنساز در سه مرحلهٔ اصلی زرتشتی، بودایی و اسلامی تجلی یافته است. بلخ، خاستگاه و مرکز اصلی دو دین بزرگ ایرانی و هندی و محلی برای تلفیق، انتقال و تکامل معنویت بوده است. | دینداری در بلخ بهعنوان یک فرایند تاریخی پویا و تمدنساز در سه مرحلهٔ اصلی زرتشتی، بودایی و اسلامی تجلی یافته است. بلخ، خاستگاه و مرکز اصلی دو دین بزرگ ایرانی و هندی و محلی برای تلفیق، انتقال و تکامل معنویت بوده است. | ||
* زرتشتیگری: بلخ | * زرتشتیگری: بلخ بهعنوان خاستگاه [[زرتشت]] و پایتخت پادشاهان حامی او مانند [[گشتاسپ]]، جایگاهی بیبدیل در این دین دارد. این منطقه تنها یک مرکز سیاسی نبود، بلکه جهانبینی، اسطورهها و باورهای عمیق زرتشتی در آن ریشه داشت که با یافتههای باستانشناسی مانند آتشکدههای بزرگ، تأیید شده است. روایات اوستایی به زندگی ساده و بیآلایش [[چمشید]]، پادشاه و بنیانگذار بلخ، اشاره دارد که نشاندهندهٔ پیوند عمیق این شهر با سنتهای زرتشتی است. [[تاجیکستان]] و [[افغانستان]] امروزی، محل شکلگیری و گسترش [[آیین زرتشت]] بوده است. بازتاب آیین زرتشتی در بلخ را میتوان در متون کهن مانند [[شاهنامه|شاهنامهٔ]] [[فردوسی]] مشاهده کرد.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> | ||
* بوداییگری: بلخ برای نزدیک به هفت قرن به یکی از کانونهای اصلی بودیسم در منطقه تبدیل شد. وجود نوبهارها و حدود یکصد معبد فعال همچون [[نوبهار بلخ]] که هم کارکرد عبادی و هم کارکرد علمی-فرهنگی داشتند، گواه این اهمیت است. آیین بودایی در این منطقه بهگونهای نهادینه شده بود که میزبان هزاران راهب بود. [[بودیسم]] در نخستین قرن میلادی از [[هند]] وارد بلخ شده و از حدود شرقی به کرانههای جیحون گسترش یافت. [[دینداری]] در این دوره با زندگی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی درآمیخته بود و آیینهای دینی، بازتابدهندهٔ باورهای عمیق کیهانی نزد مردم این سرزمین بودند.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> | * بوداییگری: بلخ برای نزدیک به هفت قرن به یکی از کانونهای اصلی بودیسم در منطقه تبدیل شد. وجود نوبهارها و حدود یکصد معبد فعال همچون [[نوبهار بلخ]] که هم کارکرد عبادی و هم کارکرد علمی-فرهنگی داشتند، گواه این اهمیت است. آیین بودایی در این منطقه بهگونهای نهادینه شده بود که میزبان هزاران راهب بود. [[بودیسم]] در نخستین قرن میلادی از [[هند]] وارد بلخ شده و از حدود شرقی به کرانههای جیحون گسترش یافت. [[دینداری]] در این دوره با زندگی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی درآمیخته بود و آیینهای دینی، بازتابدهندهٔ باورهای عمیق کیهانی نزد مردم این سرزمین بودند.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> | ||
ورود [[اسلام]] به بلخ یک فرایند سریع و آسان نبود، بلکه مرحلهای پیچیده از تعامل و تغییر بود. بوداییان بلخ به دلیل ریشهدار بودن آیین خود، تا پایان قرن نخست هجری در برابر حاکمیت اسلامی مقاومت کردند. حاکمان مسلمان نیز با رویکردی اصلاحی، کارکرد مکانهای مقدس پیشین را بهتدریج تغییر دادند مانند تبدیل بخشی از نوبهار به مسجد و این امر به حفظ بخشی از میراث معماری و تسهیل انتقال فرهنگی کمک میکرد.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> مدارس و مساجد اسلامی که جایگزین نوبهارهای بودایی شدند، در واقع ادامهٔ همان کارکردهای آموزشی قبلی اما با محتوای جدید بودند. این تداوم نهادی، دلیل اصلی تبدیل سریع بلخ به یک مرکز علمی اسلامی شد. پس از استقرار اسلام، بلخ نقش تاریخی خود به عنوان یک کانون معنوی را در قالبی جدید احیا کرد: | ورود [[اسلام]] به بلخ یک فرایند سریع و آسان نبود، بلکه مرحلهای پیچیده از تعامل و تغییر بود. بوداییان بلخ به دلیل ریشهدار بودن آیین خود، تا پایان قرن نخست هجری در برابر حاکمیت اسلامی مقاومت کردند. حاکمان مسلمان نیز با رویکردی اصلاحی، کارکرد مکانهای مقدس پیشین را بهتدریج تغییر دادند مانند تبدیل بخشی از نوبهار به مسجد و این امر به حفظ بخشی از میراث معماری و تسهیل انتقال فرهنگی کمک میکرد.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> مدارس و مساجد اسلامی که جایگزین نوبهارهای بودایی شدند، در واقع ادامهٔ همان کارکردهای آموزشی قبلی اما با محتوای جدید بودند. این تداوم نهادی، دلیل اصلی تبدیل سریع بلخ به یک مرکز علمی اسلامی شد. پس از استقرار اسلام، بلخ نقش تاریخی خود به عنوان یک کانون معنوی را در قالبی جدید احیا کرد: | ||
* مرکزیت علمی: بلخ با کسب لقبهایی مانند «دارالفقه» و «دارالاجتهاد»، به یکی از مهمترین مراکز تولید علم در جهان اسلام تبدیل شد. حضور شمار زیادی از عالمان مانند ابوسهل بلخی<ref>سوسه، الشریف الادریسی فی الجفر الجغرافیا العربی، 1974م، ج۱، ص۱۵۴.</ref> و ابوالقاسم بلخی<ref>«رویکرد پیشگیرانه ابوزید بلخی به حوزه سلامت روان (در کتاب مصالح الابدان و الانفس)»، 1394ش، ص22.</ref> در رشتههای [[فقه]]، [[حدیث]]، | * مرکزیت علمی: بلخ با کسب لقبهایی مانند «دارالفقه» و «دارالاجتهاد»، به یکی از مهمترین مراکز تولید علم در جهان اسلام تبدیل شد. حضور شمار زیادی از عالمان مانند [[ابوسهل بلخی]]<ref>سوسه، الشریف الادریسی فی الجفر الجغرافیا العربی، 1974م، ج۱، ص۱۵۴.</ref> و ابوالقاسم بلخی<ref>«رویکرد پیشگیرانه ابوزید بلخی به حوزه سلامت روان (در کتاب مصالح الابدان و الانفس)»، 1394ش، ص22.</ref> در رشتههای [[فقه]]، [[حدیث]]، [[تفسیر]]، [[کلام]] و [[علوم عقلی]]، گواه این امر است.<ref>حموی، معجم الادباء، 1414م، ج۳، ص۸۰.</ref> | ||
* نوآوریهای فکری و عرفانی: دینداری در بلخ تنها به فقه و حدیث محدود نماند، بلکه مکاتب کلامی مهمی مانند [[ماتریدیه]]، [[مرجئه]] و [[کرامیه]] در این منطقه زاده شدند. این مکاتب نشاندهندهٔ ظرفیت بلخ برای هضم معارف اسلامی و تولید جریانهای فکری بومی و تأثیرگذار بود.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> | * نوآوریهای فکری و عرفانی: دینداری در بلخ تنها به فقه و حدیث محدود نماند، بلکه مکاتب کلامی مهمی مانند [[ماتریدیه]]، [[مرجئه]] و [[کرامیه]] در این منطقه زاده شدند. این مکاتب نشاندهندهٔ ظرفیت بلخ برای هضم معارف اسلامی و تولید جریانهای فکری بومی و تأثیرگذار بود.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> | ||
* تلفیق شرع و فرهنگ محلی: عالمان بلخی توانستند به گونهای عمل کنند که سنتهای آموزشی و معنوی پیشین را با نهادهای اسلامی تلفیق کنند. این امر باعث شد که عناصری از خرد و پاکی در ادیان پیشین، در قالب جدید اسلامی تداوم یابد.<ref>«رویکرد پیشگیرانه ابوزید بلخی به حوزه سلامت روان (در کتاب مصالح الابدان و الانفس)»، 1394ش، ص28.</ref> | * تلفیق شرع و فرهنگ محلی: عالمان بلخی توانستند به گونهای عمل کنند که سنتهای آموزشی و معنوی پیشین را با نهادهای اسلامی تلفیق کنند. این امر باعث شد که عناصری از خرد و پاکی در ادیان پیشین، در قالب جدید اسلامی تداوم یابد.<ref>«رویکرد پیشگیرانه ابوزید بلخی به حوزه سلامت روان (در کتاب مصالح الابدان و الانفس)»، 1394ش، ص28.</ref> | ||
| خط ۶۲: | خط ۹۰: | ||
=== مکتب عرفانی بلخ === | === مکتب عرفانی بلخ === | ||
[[پرونده:بلخ1.jpg|جایگزین=مینیاتوری ابراهیم ادهم مبدع مکتب عرفانی بلخ|بندانگشتی|مینیاتوری ابراهیم ادهم مبدع مکتب عرفانی بلخ]] | |||
بلخ که در متون تاریخی از آن با نام «ام البلاد» یا مادر شهرهای [[خراسان بزرگ]] یاد میشود، بستری مناسب برای رشد جریانهای فکری و معنوی فراهم آورده بود. زندگینامهٔ [[ابراهیم ادهم|ابراهیم بن ادهم بلخی]] (متوفی۱۶۱ یا ۱۶۲ق) نشاندهندهٔ تحولی عمیق در [[سبک زندگی]] از الگوی اشرافی به شیوهای زاهدانه در چارچوب اسلامی است و او با تأکید بر کار و تلاش برای کسب [[روزی حلال]]، الگویی نوین در سلوک عرفانی پدیدآورد.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/1073378/ابراهیم-ادهم-عارف-و-زاهد-قرن-دوم-هجری-قمری «ابراهیم ادهم؛ عارف و زاهد قرن دوم هجری قمری»، خبرگزاری مهر.]</ref> مکتب عرفانی بلخ که از طریق ابراهیم ادهم شکل گرفت، دارای ویژگیهای زیر بود: | بلخ که در متون تاریخی از آن با نام «ام البلاد» یا مادر شهرهای [[خراسان بزرگ]] یاد میشود، بستری مناسب برای رشد جریانهای فکری و معنوی فراهم آورده بود. زندگینامهٔ [[ابراهیم ادهم|ابراهیم بن ادهم بلخی]] (متوفی۱۶۱ یا ۱۶۲ق) نشاندهندهٔ تحولی عمیق در [[سبک زندگی]] از الگوی اشرافی به شیوهای زاهدانه در چارچوب اسلامی است و او با تأکید بر کار و تلاش برای کسب [[روزی حلال]]، الگویی نوین در سلوک عرفانی پدیدآورد.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/1073378/ابراهیم-ادهم-عارف-و-زاهد-قرن-دوم-هجری-قمری «ابراهیم ادهم؛ عارف و زاهد قرن دوم هجری قمری»، خبرگزاری مهر.]</ref> مکتب عرفانی بلخ که از طریق ابراهیم ادهم شکل گرفت، دارای ویژگیهای زیر بود: | ||
* تأکید بر حفظ تعادل میان [[عبادت]] و [[معیشت]]؛ | * تأکید بر حفظ تعادل میان [[عبادت]] و [[معیشت]]؛ | ||
| خط ۷۲: | خط ۱۰۱: | ||
=== گسترش سبک زندگی شیعی === | === گسترش سبک زندگی شیعی === | ||
[[پرونده:بلخ7.jpg|جایگزین=کتاب مَن لایَحْضُرُهُ الفَقیهُ|بندانگشتی|کتاب مَن لایَحْضُرُهُ الفَقیهُ تدوینشده توسط شیخ صدوق در ۳۸۱ق در بلخ. ]] | |||
بلخ در خراسان بزرگ، سهم قابل توجهی در توسعه و انتقال معارف شیعی در سدههای نخستین هجری داشته است. بیش از ۱۰۰ [[محدث]] شیعه در این منطقه بین قرن دوم تا پنجم هجری فعالیت داشتهاند. حوزهٔ حدیثی بلخ از قرن دوم هجری شکل گرفت و در قرن سوم، همزمان با حضور [[امام رضا]] در خراسان، به اوج فعالیت خود رسید. این محدثان با ایجاد حلقههای علمی و برگزاری مجالس حدیث، نقش مهمی در انتقال و حفظ احادیث [[اهلبیت]] ایفا کردند. بررسیها نشان میدهد که دستکم ۲۵ اثر روایی مهم توسط علمای بلخ در این دوره تألیف شده که برخی از آنها در منابع معتبر حدیثی شیعه مانند [[کتب اربعه]] مورد استناد قرار گرفته است.<ref>مهدی، «نقش کلیدی در نشر معارف شیعه در خراسان بزرگ»، ۱۳۹۱ش، ص۱۸۴–۱۸۶.</ref> [[شیخ صدوق]] با سفر به بلخ و اقامت در روستای ایلاق که مرکز تجمع شیعیان بود، نقش بسزایی در گسترش معارف و سبک زندگی شیعی در این منطقه ایفا کرد. استقبال گرم علمای بلخ و درخواست ابوعبدالله محمد بن حسن علوی برای تألیف کتاب «من لا یحضره الفقیه» نشان از نفوذ و اثرگذاری عمیق شیخ صدوق در این دیار دارد. تألیف این اثر فقهی و نیز کتاب «آمالی» در بلخ، به تقویت بنیانهای علمی شیعیان منطقه انجامید و سبک زندگی مبتنی بر احکام و معارف [[اهل بیت]] را میان مردم نهادینه ساخت.<ref>حسینزاده شانهچی و کمالی سرپلی، «جستاری در نقش شیعیان بلخ در فرهنگ و تمدن اسلامی - تا پیش از یورش مغولان-»، ۱۳۹۰ش، ص۱۹۵–۱۹۹.</ref> | بلخ در خراسان بزرگ، سهم قابل توجهی در توسعه و انتقال معارف شیعی در سدههای نخستین هجری داشته است. بیش از ۱۰۰ [[محدث]] شیعه در این منطقه بین قرن دوم تا پنجم هجری فعالیت داشتهاند. حوزهٔ حدیثی بلخ از قرن دوم هجری شکل گرفت و در قرن سوم، همزمان با حضور [[امام رضا]] در خراسان، به اوج فعالیت خود رسید. این محدثان با ایجاد حلقههای علمی و برگزاری مجالس حدیث، نقش مهمی در انتقال و حفظ احادیث [[اهلبیت]] ایفا کردند. بررسیها نشان میدهد که دستکم ۲۵ اثر روایی مهم توسط علمای بلخ در این دوره تألیف شده که برخی از آنها در منابع معتبر حدیثی شیعه مانند [[کتب اربعه]] مورد استناد قرار گرفته است.<ref>مهدی، «نقش کلیدی در نشر معارف شیعه در خراسان بزرگ»، ۱۳۹۱ش، ص۱۸۴–۱۸۶.</ref> [[شیخ صدوق]] با سفر به بلخ و اقامت در روستای ایلاق که مرکز تجمع شیعیان بود، نقش بسزایی در گسترش معارف و سبک زندگی شیعی در این منطقه ایفا کرد. استقبال گرم علمای بلخ و درخواست ابوعبدالله محمد بن حسن علوی برای تألیف کتاب «من لا یحضره الفقیه» نشان از نفوذ و اثرگذاری عمیق شیخ صدوق در این دیار دارد. تألیف این اثر فقهی و نیز کتاب «آمالی» در بلخ، به تقویت بنیانهای علمی شیعیان منطقه انجامید و سبک زندگی مبتنی بر احکام و معارف [[اهل بیت]] را میان مردم نهادینه ساخت.<ref>حسینزاده شانهچی و کمالی سرپلی، «جستاری در نقش شیعیان بلخ در فرهنگ و تمدن اسلامی - تا پیش از یورش مغولان-»، ۱۳۹۰ش، ص۱۹۵–۱۹۹.</ref> | ||
| خط ۹۸: | خط ۱۲۸: | ||
=== دشت شادیان === | === دشت شادیان === | ||
[[پرونده:بلخ4.png|جایگزین=دشت شادیان در السوالی مارمل بلخ|بندانگشتی|دشت شادیان در السوالی مارمل بلخ]] | |||
کوه، تنگه و دشت شادیان در ۱۷ کیلومتری جنوب [[مزارشریف]] بهعنوان یکی از جاذبههای گردشگری بلخ شناخته میشود. در جنوب این کوه، روستای تاریخی شادیان قرار دارد که بقایای آثار باستانی از دورههای زردشتی و بودایی را در خود جای داده است. این مکان در متون کهن با نام «شادیاخ» یاد شده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۴۲.</ref> '''تنگه شادیان''' از دیرباز بهعنوان مسیر ارتباطی حیاتی بین شهر مزارشریف و ولسوالی چهارکنت ایفای نقش کرده است. این تنگه که در دل کوهپایهها جای گرفته، بهعنوان سنگری استوار در برابر تهاجمات دشمنان نیز کاربرد داشته است. قدمت این اثر تاریخی به حدود ۱۰۰۰ سال میرسد و معماری آن بازتابی از هنر دفاعی دوران سامانیان است.<ref>[https://fa2.ifilmtv.ir/News/Content/79471/ «سفر به تنگه شادیان؛ دهلیز ارتباطی بین بلخ و ولسوالی چهارکنت»، وبسایت آی فیلم ۲.]</ref> '''دشت شادیان''' (یا ارژن/ارزنه) در جنوب مزارشریف گسترده شده و با پیوند به دامنههای کوه شادیان، یکی از زیباترین مناظر طبیعی بلخ را شکل میدهد. این دشت پهناور هر بهار با شقایقهای سرخ و گلهای زرد خود رو پوشیده میشود و بهویژه در چهل روز جشنوارهٔ نوروزی و روز [[سیزدهبهدر|سیزدهبدر]]، میزبان هزاران [[خانواده]] از مزارشریف و گردشگرانی از سراسر ولایت بلخ است. شاعران معاصر بلخ بارها در اشعار خود از زیباییهای این دشت الهام گرفتهاند. اسدالله عفیف باختری آن را نماد بخشش دل خوانده، محمدصادق عصیان از رقص باشکوهتر از پیش در آن سخن گفته، و شهباز ایرج آرزو کرده است دلش مانند شقایق در این دشت چادر بزند. عبدالوهاب مجیر از بیقراری غزلخوان در شادیان میگوید، ابراهیم امینی آن را به شعر پریشان تشبیه کرده و نورمحمد نورنیا از خشکیدن خاطرات بهاری در نبود یار در این دشت سروده است. این اشعار گواهی بر جایگاه عمیق دشت شادیان در خیال شاعران و هویت فرهنگی مردم بلخ است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۴۲.</ref> | کوه، تنگه و دشت شادیان در ۱۷ کیلومتری جنوب [[مزارشریف]] بهعنوان یکی از جاذبههای گردشگری بلخ شناخته میشود. در جنوب این کوه، روستای تاریخی شادیان قرار دارد که بقایای آثار باستانی از دورههای زردشتی و بودایی را در خود جای داده است. این مکان در متون کهن با نام «شادیاخ» یاد شده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۴۲.</ref> '''تنگه شادیان''' از دیرباز بهعنوان مسیر ارتباطی حیاتی بین شهر مزارشریف و ولسوالی چهارکنت ایفای نقش کرده است. این تنگه که در دل کوهپایهها جای گرفته، بهعنوان سنگری استوار در برابر تهاجمات دشمنان نیز کاربرد داشته است. قدمت این اثر تاریخی به حدود ۱۰۰۰ سال میرسد و معماری آن بازتابی از هنر دفاعی دوران سامانیان است.<ref>[https://fa2.ifilmtv.ir/News/Content/79471/ «سفر به تنگه شادیان؛ دهلیز ارتباطی بین بلخ و ولسوالی چهارکنت»، وبسایت آی فیلم ۲.]</ref> '''دشت شادیان''' (یا ارژن/ارزنه) در جنوب مزارشریف گسترده شده و با پیوند به دامنههای کوه شادیان، یکی از زیباترین مناظر طبیعی بلخ را شکل میدهد. این دشت پهناور هر بهار با شقایقهای سرخ و گلهای زرد خود رو پوشیده میشود و بهویژه در چهل روز جشنوارهٔ نوروزی و روز [[سیزدهبهدر|سیزدهبدر]]، میزبان هزاران [[خانواده]] از مزارشریف و گردشگرانی از سراسر ولایت بلخ است. شاعران معاصر بلخ بارها در اشعار خود از زیباییهای این دشت الهام گرفتهاند. اسدالله عفیف باختری آن را نماد بخشش دل خوانده، محمدصادق عصیان از رقص باشکوهتر از پیش در آن سخن گفته، و شهباز ایرج آرزو کرده است دلش مانند شقایق در این دشت چادر بزند. عبدالوهاب مجیر از بیقراری غزلخوان در شادیان میگوید، ابراهیم امینی آن را به شعر پریشان تشبیه کرده و نورمحمد نورنیا از خشکیدن خاطرات بهاری در نبود یار در این دشت سروده است. این اشعار گواهی بر جایگاه عمیق دشت شادیان در خیال شاعران و هویت فرهنگی مردم بلخ است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۴۲.</ref> | ||
| خط ۱۰۴: | خط ۱۳۵: | ||
=== دره تاشقرغان === | === دره تاشقرغان === | ||
[[پرونده:بلخ8.png|جایگزین=تنگه تاشقرغان|بندانگشتی|تنگه تاشقرغان از جاذبههای طبیعی در ولایت بلخ]] | |||
تنگه تاشقرغان، یکی از شگفتیهای طبیعی و تاریخی شمال افغانستان محسوب میشود. این تنگهٔ استراتژیک که همچون دیواری عظیم از صخرههای غولپیکر تشکیل شده، چهار ولایت شمالی کشور را به مرکز و شمال شرق افغانستان متصل میسازد. منطقه تاشقرغان (خلم) دارای سابقهای کهن است که در متون تاریخی به دورههای باستانی بازمیگردد. نام این منطقه از ترکیب واژههای ترکی «تاش» (سنگ) و «قرغان» (نگهبان) تشکیل شده و به موقعیت دفاعی طبیعی آن اشاره دارد. نهر تاریخی «ظلمآباد» با ۱۶ کیلومتر طول که نواحی خلم را آبیاری میکند، گواهی بر تمدن دیرپای این منطقه است. این تنگه با دیوارههای سنگی بلند و خاک چسبندهای که خاصیت نگهداری آب دارد، منظرهای خیرهکننده خلق کرده و موقعیت جغرافیایی خاص آن در دل رشتهکوههای هندوکش، این مکان را به یکی از جاذبههای مهم طبیعی افغانستان تبدیل کرده است. تاشقرغان با حفظ آثار تاریخی خود علیرغم آشوبهای متعدد، همچنان بهعنوان یکی از میراث ارزشمند فرهنگی افغانستان شناخته میشود. این منطقه نه تنها گذرگاهی حیاتی، بلکه نمادی از پیوند طبیعت و تاریخ در این سرزمین است.<ref>[https://fa2.ifilmtv.ir/News/Content/58540/ «تاشقرغان تنگه ای اسرارآمیز در دل کوههای هندوکش + تصاویر»، وبسایت آی فیلم ۲.]</ref> | تنگه تاشقرغان، یکی از شگفتیهای طبیعی و تاریخی شمال افغانستان محسوب میشود. این تنگهٔ استراتژیک که همچون دیواری عظیم از صخرههای غولپیکر تشکیل شده، چهار ولایت شمالی کشور را به مرکز و شمال شرق افغانستان متصل میسازد. منطقه تاشقرغان (خلم) دارای سابقهای کهن است که در متون تاریخی به دورههای باستانی بازمیگردد. نام این منطقه از ترکیب واژههای ترکی «تاش» (سنگ) و «قرغان» (نگهبان) تشکیل شده و به موقعیت دفاعی طبیعی آن اشاره دارد. نهر تاریخی «ظلمآباد» با ۱۶ کیلومتر طول که نواحی خلم را آبیاری میکند، گواهی بر تمدن دیرپای این منطقه است. این تنگه با دیوارههای سنگی بلند و خاک چسبندهای که خاصیت نگهداری آب دارد، منظرهای خیرهکننده خلق کرده و موقعیت جغرافیایی خاص آن در دل رشتهکوههای هندوکش، این مکان را به یکی از جاذبههای مهم طبیعی افغانستان تبدیل کرده است. تاشقرغان با حفظ آثار تاریخی خود علیرغم آشوبهای متعدد، همچنان بهعنوان یکی از میراث ارزشمند فرهنگی افغانستان شناخته میشود. این منطقه نه تنها گذرگاهی حیاتی، بلکه نمادی از پیوند طبیعت و تاریخ در این سرزمین است.<ref>[https://fa2.ifilmtv.ir/News/Content/58540/ «تاشقرغان تنگه ای اسرارآمیز در دل کوههای هندوکش + تصاویر»، وبسایت آی فیلم ۲.]</ref> | ||
| خط ۱۳۰: | خط ۱۶۲: | ||
=== مزار شریف === | === مزار شریف === | ||
[[پرونده:بلخ9.jpg|جایگزین=سر درب ورودی جنوبی روضه سخی (زیارتگاه منسوب به امام علی). |بندانگشتی|شعر نظامی گنجوی در کتیبهای بر سر درب ورودی جنوبی روضه سخی (زیارتگاه منسوب به امام علی). ]] | |||
شهر مزار شریف بهعنوان مرکز ولایت بلخ، شهری با پیشینه تاریخی عمیق و جایگاه ویژه مذهبی-فرهنگی در شمال افغانستان شناخته میشود. این شهر که در ۱۴۸۰م با کشف آرامگاه منسوب به [[امام علی]] شکل گرفت، امروزه به یکی از مهمترین قطبهای زیارتی، فرهنگی و اقتصادی کشور تبدیل شده است. مزار شریف با مساحت ۴۸کیلومتر مربع، ساختار شهری منسجمی دارد که شامل ۱۲ ناحیه شهری با بیش از ۳۲۸ گذر و محله میشود. توسعه کویهای مسکونی مدرن از دهه ۱۳۶۰ خورشیدی آغاز شد و امروزه ترکیبی از بافت سنتی و مدرن را نمایش میدهد. این شهر دارای ۳۴۳ مسجد، ۹۳ حسینیه و بیش از ۱۲ هزار مرکز تجاری است که نشاندهندهٔ حیات پویای مذهبی و اقتصادی آن است. | شهر مزار شریف بهعنوان مرکز ولایت بلخ، شهری با پیشینه تاریخی عمیق و جایگاه ویژه مذهبی-فرهنگی در شمال افغانستان شناخته میشود. این شهر که در ۱۴۸۰م با کشف آرامگاه منسوب به [[امام علی]] شکل گرفت، امروزه به یکی از مهمترین قطبهای زیارتی، فرهنگی و اقتصادی کشور تبدیل شده است. مزار شریف با مساحت ۴۸کیلومتر مربع، ساختار شهری منسجمی دارد که شامل ۱۲ ناحیه شهری با بیش از ۳۲۸ گذر و محله میشود. توسعه کویهای مسکونی مدرن از دهه ۱۳۶۰ خورشیدی آغاز شد و امروزه ترکیبی از بافت سنتی و مدرن را نمایش میدهد. این شهر دارای ۳۴۳ مسجد، ۹۳ حسینیه و بیش از ۱۲ هزار مرکز تجاری است که نشاندهندهٔ حیات پویای مذهبی و اقتصادی آن است. | ||
| خط ۲۰۲: | خط ۲۳۵: | ||
== اقتصاد بلخ == | == اقتصاد بلخ == | ||
=== کشاورزی === | === کشاورزی === | ||
بلخ بهعنوان یکی از خاستگاههای تاریخی کشاورزی در آسیای مرکزی، از دوران باستان تاکنون در توسعهٔ فعالیتهای کشاورزی نقش مهم داشته است. این منطقه با تنوع اقلیمی منحصربهفرد، میزبان طیف گستردهای از محصولات کشاورزی شامل غلات (گندم، | بلخ بهعنوان یکی از خاستگاههای تاریخی کشاورزی در آسیای مرکزی، از دوران باستان تاکنون در توسعهٔ فعالیتهای کشاورزی نقش مهم داشته است. این منطقه با تنوع اقلیمی منحصربهفرد، میزبان طیف گستردهای از محصولات کشاورزی شامل غلات (گندم، جو و برنج بهویژه در شولگر)، حبوبات (نخود، ماش و لوبیا)، محصولات صنعتی (پنبه)، سبزیجات (پیاز، سیر و سیبزمینی) و صیفیجات معروفی مانند خربزه ارکانی در دولتآباد، خربزه برگنی در خلم و خربزه لوبیایی در بلخ، چمتال و چهاربولک است. | ||
کشاورزان بلخ با بهرهگیری از روشهای سازگار با محیط مانند کشت لَلمِی (دیم) در مناطق کوهستانی برای غلات و حبوبات و همین روش را برای صیفیجات در مناطق کمآب به کار میگیرند، که نشاندهندهٔ دانش عمیق بومی در مدیریت منابع آبی و خاکی است. محصولات شاخصی مانند جواری سفید در دولتآباد، شورتپه و کلدار، [[برنج]] مرغوب شولگر و انواع خاص خربزه، جایگاه بلخ را بهعنوان یکی از قطبهای مهم کشاورزی افغانستان تثبیت کرده است.<ref name=":3">رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ۱۸۶ش، ج۱َ، ص۱۸.</ref> | کشاورزان بلخ با بهرهگیری از روشهای سازگار با محیط مانند کشت لَلمِی (دیم) در مناطق کوهستانی برای غلات و حبوبات و همین روش را برای صیفیجات در مناطق کمآب به کار میگیرند، که نشاندهندهٔ دانش عمیق بومی در مدیریت منابع آبی و خاکی است. محصولات شاخصی مانند جواری سفید در دولتآباد، شورتپه و کلدار، [[برنج]] مرغوب شولگر و انواع خاص خربزه، جایگاه بلخ را بهعنوان یکی از قطبهای مهم کشاورزی افغانستان تثبیت کرده است.<ref name=":3">رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ۱۸۶ش، ج۱َ، ص۱۸.</ref> | ||
==== کشت زعفران ==== | ==== کشت زعفران ==== | ||
[[پرونده:بلخ2.jpg|جایگزین= کاشت و تولید زعفران در بلخ|بندانگشتی|افزایش کاشت و تولید زعفران در بلخ]] | |||
ولایت بلخ در سالهای اخیر شاهد رشد چشمگیر ۵۰درصدی در کشت [[زعفران]] نسبت به سال گذشته بوده است. به گزارش رسانهها این افزایش مرهون عوامل متعددی از جمله برنامههای آموزشی کشاورزان، توزیع پیاز زعفران مرغوب، و دسترسی بهتر به کودهای شیمیایی است. بر اساس اعلام مدیر ترویج اداره زراعت بلخ، علاوه بر ۲۰ قطعه نمایشی رسمی که توسط دولت ایجاد شده، بیش از ۱۰۰ قطعه کشت نمایشی توسط کشاورزان بهصورت خودجوش راهاندازی شده است. هر قطعه نیم جریبی قادر به تولید حدود ۵۰۰ گرم زعفران است که در مجموع به ۳۰ تا ۴۰ کیلوگرم زعفران در سطح ولایت منجر شده است.<ref>[https://tolonews.com/fa/business/افزایش-۵۰-درصدی-در-کشت-زعفران-در-بلخ «افزایش ۵۰ درصدی در کشت زعفران در بلخ»، وبسایت طلوع نیوز.]</ref> | ولایت بلخ در سالهای اخیر شاهد رشد چشمگیر ۵۰درصدی در کشت [[زعفران]] نسبت به سال گذشته بوده است. به گزارش رسانهها این افزایش مرهون عوامل متعددی از جمله برنامههای آموزشی کشاورزان، توزیع پیاز زعفران مرغوب، و دسترسی بهتر به کودهای شیمیایی است. بر اساس اعلام مدیر ترویج اداره زراعت بلخ، علاوه بر ۲۰ قطعه نمایشی رسمی که توسط دولت ایجاد شده، بیش از ۱۰۰ قطعه کشت نمایشی توسط کشاورزان بهصورت خودجوش راهاندازی شده است. هر قطعه نیم جریبی قادر به تولید حدود ۵۰۰ گرم زعفران است که در مجموع به ۳۰ تا ۴۰ کیلوگرم زعفران در سطح ولایت منجر شده است.<ref>[https://tolonews.com/fa/business/افزایش-۵۰-درصدی-در-کشت-زعفران-در-بلخ «افزایش ۵۰ درصدی در کشت زعفران در بلخ»، وبسایت طلوع نیوز.]</ref> | ||
| خط ۲۴۸: | خط ۲۸۲: | ||
* '''گوپیچه:''' گوپیچه نوعی چپن کوتاه است که با پارچه مخملی دوخته میشود و داخل آن پنبه دارد. این لباس بیشتر توسط کشاورزان در زمان کار و سوارکاران در بازی بزکشی پوشیده میشود. گوپیچههای نازک و بدون پنبه نیز وجود دارند که در فصول گرم استفاده میشوند. | * '''گوپیچه:''' گوپیچه نوعی چپن کوتاه است که با پارچه مخملی دوخته میشود و داخل آن پنبه دارد. این لباس بیشتر توسط کشاورزان در زمان کار و سوارکاران در بازی بزکشی پوشیده میشود. گوپیچههای نازک و بدون پنبه نیز وجود دارند که در فصول گرم استفاده میشوند. | ||
* '''کلاه چهارترک خلمی:''' این کلاه سنتی از صنایع دستی معروف شهرستان خلم در بلخ است و مورد توجه گردشگران داخلی و خارجی قرار دارد. برای ساخت آن، پارچه را روی قالب سفالی یا چوبی میکشند و سپس با [[ابریشم]]، سُند یا نخهای زری، چهار گلِ قلبمانند را روی آن گلدوزی میکنند. این کلاه بهعنوان سوغاتی نیز خریداری میشود. | * '''کلاه چهارترک خلمی:''' این کلاه سنتی از صنایع دستی معروف شهرستان خلم در بلخ است و مورد توجه گردشگران داخلی و خارجی قرار دارد. برای ساخت آن، پارچه را روی قالب سفالی یا چوبی میکشند و سپس با [[ابریشم]]، سُند یا نخهای زری، چهار گلِ قلبمانند را روی آن گلدوزی میکنند. این کلاه بهعنوان سوغاتی نیز خریداری میشود. | ||
* '''کلاه قرهقلی:''' این کلاه تجملی و زیبا از پوست برههای نژاد قرهقل ساخته میشود که بهدلیل نرمی و گرمای فوقالعاده، شهرت خاصی دارد. رنگهای طبیعی این پوستها شامل سور (قرمز مایل به قهوهای)، کبودچه (آبی-خاکستری)، شتری و سیاه است. ویژگی منحصربهفرد کله | * '''کلاه قرهقلی:''' این کلاه تجملی و زیبا از پوست برههای نژاد قرهقل ساخته میشود که بهدلیل نرمی و گرمای فوقالعاده، شهرت خاصی دارد. رنگهای طبیعی این پوستها شامل سور (قرمز مایل به قهوهای)، کبودچه (آبی-خاکستری)، شتری و سیاه است. ویژگی منحصربهفرد [[کلاه قرهگل|کله قرهقلی]]، چینخوردگیهای منظم پشم آن است که بهصورت طبیعی طرحهای زیبایی ایجاد میکند و بدون نیاز به دوخت اضافی، جلوهای چشمنواز به کلاه میبخشد. این کلاه نهتنها در بلخ، بلکه در میان گردشگران نیز طرفداران بسیاری دارد. | ||
* '''پوستین:''' پوستین یکی از پوشاک اصیل و گرم بلخی است که از پوست حیواناتی مانند گوسفند، روباه، گرگ، سنجاب و سمور دوخته میشود. این لباس سنتی، شبیه به چپن و چکمن، دارای آستینهای بلند، یقه و دامنی کشیده است و در زمستانهای سرد بلخ، گرمای مطلوبی را برای مصرفکننده فراهم میکند. پوستین کامل همانند چپن، دارای دامن بلند و آستینهای دراز است و بیشتر توسط چوپانان و روستاییان در فصل سرما استفاده میشود. پوستینچه نوع کوتاهتر پوستین است که دامن آن کوتاهتر بوده و برای فعالیتهای روزمره مناسبتر است.<ref>عاطف و قرار، فرهنگ صنف دهم، بیجا، وزارت معارف افغانستان، ۱۳۹۲ش، ص۶۷–۷۳.</ref> | * '''پوستین:''' پوستین یکی از پوشاک اصیل و گرم بلخی است که از پوست حیواناتی مانند گوسفند، روباه، گرگ، سنجاب و سمور دوخته میشود. این لباس سنتی، شبیه به چپن و چکمن، دارای آستینهای بلند، یقه و دامنی کشیده است و در زمستانهای سرد بلخ، گرمای مطلوبی را برای مصرفکننده فراهم میکند. پوستین کامل همانند چپن، دارای دامن بلند و آستینهای دراز است و بیشتر توسط چوپانان و روستاییان در فصل سرما استفاده میشود. پوستینچه نوع کوتاهتر پوستین است که دامن آن کوتاهتر بوده و برای فعالیتهای روزمره مناسبتر است.<ref>عاطف و قرار، فرهنگ صنف دهم، بیجا، وزارت معارف افغانستان، ۱۳۹۲ش، ص۶۷–۷۳.</ref> | ||
| خط ۵۱۵: | خط ۵۴۹: | ||
===== آیینهای روز نوروز ===== | ===== آیینهای روز نوروز ===== | ||
[[پرونده:بلخ3.jpg|جایگزین=برافراشتن جَنْدَه (عَلَم) در زیارتگاه سخی در مزار شریف|بندانگشتی|برافراشتن جَنْدَه (عَلَم) در زیارتگاه سخی در مزار شریف]] | |||
مراسم روز نوروز در مزارشریف با برافراشتهشدن جهنده زیارت سخی (حرم منسوب به [[امام علی]]) آغاز میشود. این رویداد که نماد تجدید بیعت با [[امامت]] امام علی است، هزاران نفر از سراسر افغانستان را بهسوی این شهر میکشاند. مردم مزارشریف با آمادهسازی مهمانخانهها، تزیین خیابانها و چراغانی پارک روضه، میزبان مشتاقان این مراسم معنوی و ملی هستند. | مراسم روز نوروز در مزارشریف با برافراشتهشدن جهنده زیارت سخی (حرم منسوب به [[امام علی]]) آغاز میشود. این رویداد که نماد تجدید بیعت با [[امامت]] امام علی است، هزاران نفر از سراسر افغانستان را بهسوی این شهر میکشاند. مردم مزارشریف با آمادهسازی مهمانخانهها، تزیین خیابانها و چراغانی پارک روضه، میزبان مشتاقان این مراسم معنوی و ملی هستند. | ||
| خط ۵۲۷: | خط ۵۶۲: | ||
آیینهای همگانی نوروزی در بلخ شامل مواردی مانند پوشیدن لباسهای نو و تمیز، مبادله پیشکشهای نوروزی میان خانوادهها و جوانان نامزد، پاکسازی سرچشمهها، نهرها و جویبارها، آتشبازیهای شبانه، چراغانی خیابانها، سفید کردن ظروف مسی و قدیمی و قبّههای آرامگاها امام علی است. همچنین، گشت و گذارهای شبانه، برپایی برنامههای ورزشی، به ویژه ورزشهای ملی و محلی مانند [[بزکشی]] و پهلوانی، و برگزاری جشنها، فعالیتهای فرهنگی، هنری، ادبی و اجتماعی از دیگر آیینهای این [[جشن]] است که در بلخ و دیگر مناطق برگزار میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۴۵.</ref> | آیینهای همگانی نوروزی در بلخ شامل مواردی مانند پوشیدن لباسهای نو و تمیز، مبادله پیشکشهای نوروزی میان خانوادهها و جوانان نامزد، پاکسازی سرچشمهها، نهرها و جویبارها، آتشبازیهای شبانه، چراغانی خیابانها، سفید کردن ظروف مسی و قدیمی و قبّههای آرامگاها امام علی است. همچنین، گشت و گذارهای شبانه، برپایی برنامههای ورزشی، به ویژه ورزشهای ملی و محلی مانند [[بزکشی]] و پهلوانی، و برگزاری جشنها، فعالیتهای فرهنگی، هنری، ادبی و اجتماعی از دیگر آیینهای این [[جشن]] است که در بلخ و دیگر مناطق برگزار میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۴۵.</ref> | ||
===== آیینهای بعد از نوروز ===== | ===== آیینهای بعد از نوروز: ===== | ||
* '''جشنواره دهقان:''' جشنوارهٔ دهقان یا دهگان، یک رویداد نوروزی است که در تاریخ معاصر به روز دوم [[فروردین]] در سراسر کشور، از جمله در بلخ، برگزار میشود. در این روز، همایشهایی با سخنرانی، [[شاهنامهخوانی]]، نمایشگاههای محصولات و ابزارهای کشاورزی، دامداری و باغداری، و برنامههای [[موسیقی]]، هنری، رقص، بازیهای محلی و ورزشهای بومی و محلی انجام میشود. همچنین، برزگران، باغداران و دامپروران توسط نهادهای دولتی با اهدای ستایشنامهها، جایزهها و هدیههای متنوع مورد تقدیر قرار میگیرند. روز دهقان در تقویم رسمی کشور بهعنوان تعطیل رسمی نیز اعلام شده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۵۳.</ref> | * '''جشنواره دهقان:''' جشنوارهٔ دهقان یا دهگان، یک رویداد نوروزی است که در تاریخ معاصر به روز دوم [[فروردین]] در سراسر کشور، از جمله در بلخ، برگزار میشود. در این روز، همایشهایی با سخنرانی، [[شاهنامهخوانی]]، نمایشگاههای محصولات و ابزارهای کشاورزی، دامداری و باغداری، و برنامههای [[موسیقی]]، هنری، رقص، بازیهای محلی و ورزشهای بومی و محلی انجام میشود. همچنین، برزگران، باغداران و دامپروران توسط نهادهای دولتی با اهدای ستایشنامهها، جایزهها و هدیههای متنوع مورد تقدیر قرار میگیرند. روز دهقان در تقویم رسمی کشور بهعنوان تعطیل رسمی نیز اعلام شده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۵۳.</ref> | ||
* '''جشن گل سرخ:''' میلهٔ گل سرخ، یکی از کهنترین و باشکوهترین مراسم نوروزی در افغانستان، هرساله در شهر [[مزارشریف]] برگزار میشود. این جشن تاریخی که ریشه در تمدن دیرینه بلخ باستان دارد، به مناسبت شکوفایی گلهای سرخ شقایق در دشتها و دمنهای این منطقه نامگذاری شده است. در فصل [[بهار]]، طبیعت بلخ با انبوهی از گلهای سرخ پوشیده میشود و فضایی رؤیایی در شهر و پیرامون آن ایجاد میکند. جشن گل سرخ به مدت چهل روز ادامه مییابد و در این مدت، برنامههای فرهنگی، هنری و مذهبی مختلفی در شهر برگزار میشود. در روز چهلم، علم زیارت سخی با تشریفات خاصی پایین آورده میشود و این آیین باشکوه به پایان میرسد. محققان جشن گل سرخ را نشاندهندهٔ غنای فرهنگی و تاریخی بلخ و نشان پیوند ناگسستنی مردم این دیار با سنتهای دینی و ملی میدانند.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/1273543/میله-گل-سرخ-جشن-نوروز-مردمان-مزار-شریف «میله گل سرخ؛ جشن نوروز مردمان مزار شریف»، خبرگزاری مهر.]</ref> | * '''جشن گل سرخ:''' میلهٔ گل سرخ، یکی از کهنترین و باشکوهترین مراسم نوروزی در افغانستان، هرساله در شهر [[مزارشریف]] برگزار میشود. این جشن تاریخی که ریشه در تمدن دیرینه بلخ باستان دارد، به مناسبت شکوفایی گلهای سرخ شقایق در دشتها و دمنهای این منطقه نامگذاری شده است. در فصل [[بهار]]، طبیعت بلخ با انبوهی از گلهای سرخ پوشیده میشود و فضایی رؤیایی در شهر و پیرامون آن ایجاد میکند. جشن گل سرخ به مدت چهل روز ادامه مییابد و در این مدت، برنامههای فرهنگی، هنری و مذهبی مختلفی در شهر برگزار میشود. در روز چهلم، علم زیارت سخی با تشریفات خاصی پایین آورده میشود و این آیین باشکوه به پایان میرسد. محققان جشن گل سرخ را نشاندهندهٔ غنای فرهنگی و تاریخی بلخ و نشان پیوند ناگسستنی مردم این دیار با سنتهای دینی و ملی میدانند.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/1273543/میله-گل-سرخ-جشن-نوروز-مردمان-مزار-شریف «میله گل سرخ؛ جشن نوروز مردمان مزار شریف»، خبرگزاری مهر.]</ref> | ||
| خط ۵۵۷: | خط ۵۹۲: | ||
* '''آغاز رمضان:''' در گذشته، استقبال از رمضان در مزارشریف با شلیک ۲۱ توپ همراه بود. امروزه نیز اولین روز رمضان در سراسر کشور تعطیل رسمی است. با فرارسیدن این ماه، بازار شیرینیهای مخصوص رمضان مانند مربا و نشاسته رونق میگیرد و سفرههای افطار رنگینتر از همیشه میشود. | * '''آغاز رمضان:''' در گذشته، استقبال از رمضان در مزارشریف با شلیک ۲۱ توپ همراه بود. امروزه نیز اولین روز رمضان در سراسر کشور تعطیل رسمی است. با فرارسیدن این ماه، بازار شیرینیهای مخصوص رمضان مانند مربا و نشاسته رونق میگیرد و سفرههای افطار رنگینتر از همیشه میشود. | ||
* '''رسوم افطار و سحر:''' مهمانیهای افطاری و کمک به نیازمندان از سنتهای دیرینه [[رمضان]] در بلخ است. هنگام اذان مغرب، مردم آب، خرما و دیگر خوراکیها را میان نمازگزاران و رهگذران تقسیم میکنند. [[کودک|کودکان]] و [[نوجوانی|نوجوانان]] نیز با خواندن [[رمضانی|ترانههای رمضانی]] به در خانهها میروند و در ازا شیرینی دریافت میکنند. سحرخیزی و تهیه سفرهٔ سحری از دیگر آیینهای مهم این ماه است. در گذشته، نواختن نقاره در مزارشریف و مناطق دیگر بلخ، مردم را برای سحری بیدار میکرد. امروزه اگرچه این رسم کمرنگ شده، اما هنوز در برخی محلهها نوای [[دهل]] و [[نقاره]] به گوش میرسد. | * '''رسوم افطار و سحر:''' مهمانیهای افطاری و کمک به نیازمندان از سنتهای دیرینه [[رمضان]] در بلخ است. هنگام اذان مغرب، مردم آب، خرما و دیگر خوراکیها را میان نمازگزاران و رهگذران تقسیم میکنند. [[کودک|کودکان]] و [[نوجوانی|نوجوانان]] نیز با خواندن [[رمضانی|ترانههای رمضانی]] به در خانهها میروند و در ازا شیرینی دریافت میکنند. سحرخیزی و تهیه سفرهٔ سحری از دیگر آیینهای مهم این ماه است. در گذشته، نواختن نقاره در مزارشریف و مناطق دیگر بلخ، مردم را برای سحری بیدار میکرد. امروزه اگرچه این رسم کمرنگ شده، اما هنوز در برخی محلهها نوای [[دهل]] و [[نقاره]] به گوش میرسد. | ||
* '''روز قدس و | * '''روز قدس و آمادهگی برای عید:''' در سالهای اخیر، با الهام از جمهوری اسلامی ایران، آخرین جمعه رمضان بهعنوان «روز قدس» با راهپیماییها و همایشهای حمایت از مردم فلسطین گرامی داشته میشود. در روزهای پایانی ماه، مردم بلخ با خرید و تهیه مقدمات، خود را برای [[عید فطر]] آماده میکنند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۷۵.</ref> | ||
==== آیینهای عید فطر و قربان ==== | ==== آیینهای عید فطر و قربان ==== | ||
| خط ۵۷۲: | خط ۶۰۷: | ||
بلخ، بهعنوان یکی از خاستگاههای کهن موسیقی در خراسان بزرگ، دارای تنوع گستردهای از سازهای محلی است که به سه دسته زهی، بادی و ضربی تقسیم میشود. بسیاری از این سازها ریشه در تاریخ باستانی این منطقه دارند و تا امروز در فرهنگ موسیقایی بلخ زنده مانده است: | بلخ، بهعنوان یکی از خاستگاههای کهن موسیقی در خراسان بزرگ، دارای تنوع گستردهای از سازهای محلی است که به سه دسته زهی، بادی و ضربی تقسیم میشود. بسیاری از این سازها ریشه در تاریخ باستانی این منطقه دارند و تا امروز در فرهنگ موسیقایی بلخ زنده مانده است: | ||
* '''سازهای زهی''' | |||
# '''دوتار:''' نوعی ساز زهی با دسته بلند به طول حدود ۱٫۳ متر، ساخته شده از چوب توت است. در گذشته دو سیم رودهای داشت، اما امروز دارای یک سیم اصلی، ۱۳ سیم فرعی و ۱۹ پرده بوده که با ناخنک نواخته میشود و در مناطق شمالی افغانستان رواج دارد. | # '''دوتار:''' نوعی ساز زهی با دسته بلند به طول حدود ۱٫۳ متر، ساخته شده از چوب توت است. در گذشته دو سیم رودهای داشت، اما امروز دارای یک سیم اصلی، ۱۳ سیم فرعی و ۱۹ پرده بوده که با ناخنک نواخته میشود و در مناطق شمالی افغانستان رواج دارد. | ||
# '''سهتار:''' ساز باستانی آریایی با دسته بلند و سه سیم فلزی است. از نوازندگان معاصر آن میتوان به عبدالجلیل باختری اشاره کرد. | # '''سهتار:''' ساز باستانی آریایی با دسته بلند و سه سیم فلزی است. از نوازندگان معاصر آن میتوان به عبدالجلیل باختری اشاره کرد. | ||
| خط ۵۸۰: | خط ۶۱۵: | ||
# '''غیچک:''' ساز زهی با دو سیم و کاسه چوبی پوشیده از پوست بز بوده که با آرشه (زخمه) نواخته میشود و طول معمول آن ۸۷ سانتیمتر است. | # '''غیچک:''' ساز زهی با دو سیم و کاسه چوبی پوشیده از پوست بز بوده که با آرشه (زخمه) نواخته میشود و طول معمول آن ۸۷ سانتیمتر است. | ||
* '''سازهای بادی''' | |||
# '''نی:''' از گیاه نی ساخته میشود و در موسیقی عرفانی جایگاه ویژهای دارد. چوپانان بلخ از دیرباز در طبیعت آن را مینواختند و مولوی در مثنوی معنوی از نی بهعنوان نماد عرفانی یاد کرده است. | # '''نی:''' از گیاه نی ساخته میشود و در موسیقی عرفانی جایگاه ویژهای دارد. چوپانان بلخ از دیرباز در طبیعت آن را مینواختند و مولوی در مثنوی معنوی از نی بهعنوان نماد عرفانی یاد کرده است. | ||
# '''تُوله:''' ساز بادی به طول ۴۶ سانتیمتر، بهطور معمول از مفرغ یا چوب زیتون ساخته میشود که آرای هفت سوراخ است و در بلخ و دیگر مناطق افغانستان رواج دارد. | # '''تُوله:''' ساز بادی به طول ۴۶ سانتیمتر، بهطور معمول از مفرغ یا چوب زیتون ساخته میشود که آرای هفت سوراخ است و در بلخ و دیگر مناطق افغانستان رواج دارد. | ||
# '''سُرنای:''' ساز بادی با هفت سوراخ، بهطور معمول در جشنها و عروسیها همراه با دهل نواخته میشود. | # '''سُرنای:''' ساز بادی با هفت سوراخ، بهطور معمول در جشنها و عروسیها همراه با دهل نواخته میشود. | ||
* '''سازهای ضربی''' | |||
# '''دهل:''' طبل دوطرفه با پوست گاو یا گاومیش، در اندازههای مختلف است که در مراسم شادی و رزم استفاده میشود. | # '''دهل:''' طبل دوطرفه با پوست گاو یا گاومیش، در اندازههای مختلف است که در مراسم شادی و رزم استفاده میشود. | ||
# '''طبله:''' متشکل از دو طبل کوچک و بزرگ که با دست نواخته میشود. | # '''طبله:''' متشکل از دو طبل کوچک و بزرگ که با دست نواخته میشود. | ||
| خط ۵۹۲: | خط ۶۲۷: | ||
# '''نقاره:''' طبل دوپارچه با پوست گاو و شتر است در گذشته برای اعلام زمان در شهرها استفاده میشد. در بلخ، نقارهچیان در ماه [[رمضان]] برای بیدار کردن روزهداران آن را مینواختند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۱۶–۶۲۱.</ref> | # '''نقاره:''' طبل دوپارچه با پوست گاو و شتر است در گذشته برای اعلام زمان در شهرها استفاده میشد. در بلخ، نقارهچیان در ماه [[رمضان]] برای بیدار کردن روزهداران آن را مینواختند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۱۶–۶۲۱.</ref> | ||
* '''نوازندگان و آوازخوانان''' | |||
موسیقی محلی بلخ با نوازندگان و آوازخوانان برجستهای که در طول تاریخ پرورش داده، جایگاه ویژهای در فرهنگ خراسان دارد. هنرمندانی چون محمدحکیم خلمی، تنبورنواز چیرهدست قرن سیزدهم هجری، بابهقران دنبورهنواز صاحب سبک، و استاد بهاءالدین با پشتکار خود میراثداران این هنر اصیل بودهاند. در میان نسلهای بعدی، عبدالجلیل باختری با تسلط بر سازهای متنوع و تأسیس آموزشگاه موسیقی و محمدحسن بسمل با صدای رسای محلیخوانی، نقش مهمی در تداوم این سنت ایفا کردهاند. این هنرمندان نهتنها در عروسیها و محافل محلی، بلکه در جشنوارههای ملی و بینالمللی نیز هنرنمایی کردهاند و آثار ماندگاری در رادیو و تلویزیون افغانستان به ثبت رساندهاند. امروز اگرچه برخی از این استادان درگذشتهاند، اما شاگردانشان راه آنها را ادامه میدهند و موسیقی بلخ را به نسلهای جدید منتقل میکنند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۲۱–۶۲۵.</ref> | موسیقی محلی بلخ با نوازندگان و آوازخوانان برجستهای که در طول تاریخ پرورش داده، جایگاه ویژهای در فرهنگ خراسان دارد. هنرمندانی چون محمدحکیم خلمی، تنبورنواز چیرهدست قرن سیزدهم هجری، بابهقران دنبورهنواز صاحب سبک، و استاد بهاءالدین با پشتکار خود میراثداران این هنر اصیل بودهاند. در میان نسلهای بعدی، عبدالجلیل باختری با تسلط بر سازهای متنوع و تأسیس آموزشگاه موسیقی و محمدحسن بسمل با صدای رسای محلیخوانی، نقش مهمی در تداوم این سنت ایفا کردهاند. این هنرمندان نهتنها در عروسیها و محافل محلی، بلکه در جشنوارههای ملی و بینالمللی نیز هنرنمایی کردهاند و آثار ماندگاری در رادیو و تلویزیون افغانستان به ثبت رساندهاند. امروز اگرچه برخی از این استادان درگذشتهاند، اما شاگردانشان راه آنها را ادامه میدهند و موسیقی بلخ را به نسلهای جدید منتقل میکنند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۲۱–۶۲۵.</ref> | ||
| خط ۶۱۲: | خط ۶۴۸: | ||
=== مسجد کبود (زیارت سخی) === | === مسجد کبود (زیارت سخی) === | ||
[[پرونده:بلخ5.jpg|جایگزین=زیارت سخی|بندانگشتی|زیارت سخی؛ مرقدی منسوب به امام علی در شهر مزار شریف. ]] | |||
[[مسجد کبود]] یا زیارت سخی در شهر مزار شریف، مرقدی منسوب به امام علی است که بهعنوان مهمترین بنای دینی-تاریخی افغانستان شناخته میشود. این مکان مقدس، سالانه میزبان هزاران زائر از داخل و خارج افغانستان است و نقش محوری در حیات مذهبی و فرهنگی شمال این کشور دارد. بر اساس منابع تاریخی، قبر منسوب به امام علیدر دوران سلطان سنجر سلجوقی (۵۱۱–۵۵۲ق) در منطقه بلخ کشف و به دستور وی بنایی بر آن ساخته شد. این بنا در حمله مغولان (۶۱۷ق) ویران شد، اما در دورهٔ سلطان حسین بایقرا (۸۶۱–۹۱۱ق) بازسازی و با معماری تیموری، گنبد و بارگاهی باشکوه بر آن احداث شد. در دورههای بعد، حاکمان ازبک و بارکزایی با افزودن موقوفات، مدرسه علمیه، [[کتابخانه]] و مراکز قرآنی، بر رونق این مکان افزودند.<ref>گوگهدی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۳۵–۵۶.</ref> | [[مسجد کبود]] یا زیارت سخی در شهر مزار شریف، مرقدی منسوب به امام علی است که بهعنوان مهمترین بنای دینی-تاریخی افغانستان شناخته میشود. این مکان مقدس، سالانه میزبان هزاران زائر از داخل و خارج افغانستان است و نقش محوری در حیات مذهبی و فرهنگی شمال این کشور دارد. بر اساس منابع تاریخی، قبر منسوب به امام علیدر دوران سلطان سنجر سلجوقی (۵۱۱–۵۵۲ق) در منطقه بلخ کشف و به دستور وی بنایی بر آن ساخته شد. این بنا در حمله مغولان (۶۱۷ق) ویران شد، اما در دورهٔ سلطان حسین بایقرا (۸۶۱–۹۱۱ق) بازسازی و با معماری تیموری، گنبد و بارگاهی باشکوه بر آن احداث شد. در دورههای بعد، حاکمان ازبک و بارکزایی با افزودن موقوفات، مدرسه علمیه، [[کتابخانه]] و مراکز قرآنی، بر رونق این مکان افزودند.<ref>گوگهدی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۳۵–۵۶.</ref> | ||
==== اهمیت مذهبی و اجتماعی ==== | ==== اهمیت مذهبی و اجتماعی ==== | ||
زیارت سخی نهتنها بهعنوان یک مکان مقدس، بلکه بهمثابهٔ کانونی برای تجمعات مذهبی و مراسم آیینی شناخته میشود. مراسمی همچون شمعافروزی در شب برات ([[نیمه شعبان]])، برافراشتن عَلَم سخی در اول فروردین (مقارن با نوروز) و [[میله گل سرخ]] از جمله آیینهای مهمی است که در این مکان برگزار میشوند. همچنین، بسیاری از عالمان، صوفیان و شخصیتهای برجسته تاریخی در جوار این مرقد دفن شدهاند که بر اهمیت آن میافزاید.<ref>گوگهدی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۶۲.</ref> | زیارت سخی نهتنها بهعنوان یک مکان مقدس، بلکه بهمثابهٔ کانونی برای تجمعات مذهبی و مراسم آیینی شناخته میشود. مراسمی همچون شمعافروزی در [[شب برات]] ([[نیمه شعبان]])، برافراشتن عَلَم سخی در اول فروردین (مقارن با نوروز) و [[میله گل سرخ]] از جمله آیینهای مهمی است که در این مکان برگزار میشوند. همچنین، بسیاری از عالمان، صوفیان و شخصیتهای برجسته تاریخی در جوار این مرقد دفن شدهاند که بر اهمیت آن میافزاید.<ref>گوگهدی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۶۲.</ref> | ||
==== انتساب قبر به امام علی ==== | ==== انتساب قبر به امام علی ==== | ||
| خط ۶۴۸: | خط ۶۸۵: | ||
==== نقش تمدنی و تاریخی معبد نوبهار ==== | ==== نقش تمدنی و تاریخی معبد نوبهار ==== | ||
===== نماد فرهنگی و تمدنی ===== | ===== '''نماد فرهنگی و تمدنی''' ===== | ||
معبد نوبهار بهدلیل جایگاه دینی و نقش انسجامبخش مذهبی آن، در طول قرون در حوادث مهم تاریخی و تحولات سیاسی و فرهنگی اثرگذار بوده است. پیروزی بر پرستشگاه و تخریب یا تجدید بنای آن، نماد پیروزی بر یک باور دینی، طرز تفکر، سیستم حکومتی و سبک [[زندگی]] خاص و جایگزینی شیوهٔ زندگی دیگر بوده است. مسعودی در کتاب «مروج الذهب و معادن الجوهر» مینویسد که نوبهار را، منوچهر در شهر بلخ خراسان بنیانگذاری کرد و کسی که پردهداری این [[خانه]] را بهعهده داشت، در نزد پادشاهان آن منطقه بسیار محترم بود و دستور وی را میپذیرفتند و مال فراوان میدادند.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref> | معبد نوبهار بهدلیل جایگاه دینی و نقش انسجامبخش مذهبی آن، در طول قرون در حوادث مهم تاریخی و تحولات سیاسی و فرهنگی اثرگذار بوده است. پیروزی بر پرستشگاه و تخریب یا تجدید بنای آن، نماد پیروزی بر یک باور دینی، طرز تفکر، سیستم حکومتی و سبک [[زندگی]] خاص و جایگزینی شیوهٔ زندگی دیگر بوده است. مسعودی در کتاب «مروج الذهب و معادن الجوهر» مینویسد که نوبهار را، منوچهر در شهر بلخ خراسان بنیانگذاری کرد و کسی که پردهداری این [[خانه]] را بهعهده داشت، در نزد پادشاهان آن منطقه بسیار محترم بود و دستور وی را میپذیرفتند و مال فراوان میدادند.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref> | ||
===== '''نماد رقابت با فرهنگ و تمدن عربی''' ===== | |||
===== نماد رقابت با فرهنگ و تمدن عربی ===== | |||
معبد نوبهار در دوران قبل از اسلام، در چارچوب رقابت نمادین با عربها و خانهٔ کعبه که نماد دینی و سمبل تمدن عربی محسوب میشد، منشأ اثر بود و مردم منطقه در رقابت با خانهٔ کعبه، در آبادانی نوبهار میکوشیدند. از این نظر پرستشگاه نوبهار مورد توجه مورخان قرار گرفته و برای مثال «زکریای قزوینی» در کتاب «آثار البلاد» نوشته است که معبد نوبهار در شهر بلخ واقع و بزرگترین بُتخانه است. وی در علت شکوه این مکان مینویسد که چون پادشاهان آن زمان، شرف کعبه و احترام و تعظیم عرب نسبت به خانهٔ کعبه را شنیدند، نوبهار را به تقلید از کعبه ساختند و با دیبا و حریر و جواهر گرانبها تزیین و بر اطراف آن بتهای زیادی نصب کردند. «دقیقی» نیز نوشته است که اهل [[ایران]]، هند، چین و ترکستان، مانند حاجیان در آنجا به زیارت میآمدند.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref> | معبد نوبهار در دوران قبل از اسلام، در چارچوب رقابت نمادین با عربها و خانهٔ کعبه که نماد دینی و سمبل تمدن عربی محسوب میشد، منشأ اثر بود و مردم منطقه در رقابت با خانهٔ کعبه، در آبادانی نوبهار میکوشیدند. از این نظر پرستشگاه نوبهار مورد توجه مورخان قرار گرفته و برای مثال «زکریای قزوینی» در کتاب «آثار البلاد» نوشته است که معبد نوبهار در شهر بلخ واقع و بزرگترین بُتخانه است. وی در علت شکوه این مکان مینویسد که چون پادشاهان آن زمان، شرف کعبه و احترام و تعظیم عرب نسبت به خانهٔ کعبه را شنیدند، نوبهار را به تقلید از کعبه ساختند و با دیبا و حریر و جواهر گرانبها تزیین و بر اطراف آن بتهای زیادی نصب کردند. «دقیقی» نیز نوشته است که اهل [[ایران]]، هند، چین و ترکستان، مانند حاجیان در آنجا به زیارت میآمدند.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref> | ||
=== مسجد نهگنبد (حج پیاده) === | === مسجد نهگنبد (حج پیاده) === | ||
[[پرونده:بلخ6.jpg|جایگزین=مسجد نُهگنبد یا مسجد حاجی پیاده|بندانگشتی|مسجد نُهگنبد یا مسجد حاجی پیاده در ۳ کیلومتری جنوب شهر بلخ. ]] | |||
مسجد تاریخی نهگنبد در سه کیلومتری جنوب شهر بلخ، یکی از شاخصترین آثار معماری دوران اسلامی در افغانستان محسوب میشود. بر اساس اسناد تاریخی، این بنا به احتمال در فاصله سالهای ۱۰۷ تا ۱۷۹ق توسط خاندان برمکی ساخته شده است. باستانشناسان فرانسوی در کاوشهای سال ۱۳۹۵ش دریافتند که این مسجد بر روی بقایای نیایشگاه بودایی نوبهار بلخ احداث شده و حتی تکههای سفال متعلق به دورهٔ هخامنشی نیز در محوطه آن یافت شده است. | مسجد تاریخی نهگنبد در سه کیلومتری جنوب شهر بلخ، یکی از شاخصترین آثار معماری دوران اسلامی در افغانستان محسوب میشود. بر اساس اسناد تاریخی، این بنا به احتمال در فاصله سالهای ۱۰۷ تا ۱۷۹ق توسط خاندان برمکی ساخته شده است. باستانشناسان فرانسوی در کاوشهای سال ۱۳۹۵ش دریافتند که این مسجد بر روی بقایای نیایشگاه بودایی نوبهار بلخ احداث شده و حتی تکههای سفال متعلق به دورهٔ هخامنشی نیز در محوطه آن یافت شده است. | ||
# '''ویژگیهای معماری:''' این مسجد با پلان مربعشکل به ابعاد حدود ۲۰×۲۰ متر، دارای نه گنبد و ۱۶ ستون خشتی بود که امروزه تنها بقایای آن باقی مانده است. ستونهای میانی با قطر ۱۵۲ سانتیمتر و ستونهای متصل به دیوار به صورت جفتی طراحی شده بودند. تزئینات گچبری با نقوش گیاهی و استفاده از رنگ لاجوردی از ویژگیهای بارز این بنا محسوب میشود. متخصصان معماری، سبک این بنا را تلفیقی از هنر ساسانی، بودایی و گندهارا میدانند. | # '''ویژگیهای معماری:''' این مسجد با پلان مربعشکل به ابعاد حدود ۲۰×۲۰ متر، دارای نه گنبد و ۱۶ ستون خشتی بود که امروزه تنها بقایای آن باقی مانده است. ستونهای میانی با قطر ۱۵۲ سانتیمتر و ستونهای متصل به دیوار به صورت جفتی طراحی شده بودند. تزئینات گچبری با نقوش گیاهی و استفاده از رنگ لاجوردی از ویژگیهای بارز این بنا محسوب میشود. متخصصان معماری، سبک این بنا را تلفیقی از هنر ساسانی، بودایی و گندهارا میدانند. | ||