(۱۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱:
خط ۱:
{{درشت|'''بلخ،'''}} کهنشهر تمدنساز خراسان بزرگ با پیشینهای درخشان در شمال افغانستان..
{{جعبه اطلاعات مفهوم
| تصویر =بلخ.jpg
| زیرنویس تصویر =نمایی از شهر مزار شریف، مرکز ولایت بلخ
|image_alt=نمایی از شهر مزار شریف، مرکز ولایت بلخ
| فایل پادکست =بلخ.ogg
| حجم فایلپادکست =2/58
| تاریخ پادکست =23-11-1404
| زیرنویس عنوان =
| عنوان اصلی =
| عنوان انگلیسی =
| عنوان عربی =
| عنوان علمی =
| شاخه علمی =
| نوع مفهوم =
| معنای اصطلاحی =
| حوزه کاربرد =
| گستره جغرافیایی =
| منشأ تاریخی =
| نخستین کاربرد =
| ریشه واژه =
| مرتبط با =
| اهمیت =
| مبدع =
| مروج =
| مقدس برای =
| مورد احترام =
| آثار مرتبط =
}}
{{درشت|'''بلخ،'''}} کهنشهر تمدنساز خراسان بزرگ در شمال افغانستان.
بلخ، یکی از کهنترین و تأثیرگذارترین شهرهای [[خراسان بزرگ]]، [[تمدن|تمدنی]] چند هزارساله دارد که از دوران [[پیشدادیان]] و [[هخامنشیان]] تا عصر اسلامی تداوم یافته است. این شهر که در متون کهن از [[اوستا]] تا ادبیات فارسی با صفاتی چون «بلخ درخشان» ستوده شده، بهعنوان چهارراه تمدنهای شرق و غرب و واقع شدن در مسیر [[جاده ابریشم]]، نقش بیبدیلی در مبادلات تجاری و تعاملات فرهنگی ایفا کرده است. بلخ مهد پرورش اندیشمندان و ادیبان بزرگی چون [[مولانا]]، [[ابنسینا]] و [[رابعه بلخی]] بوده و با دارابودن مراکز علمی و مدارس اسلامی، به عنوان یکی از کانونهای مهم تولید و نشر [[فرهنگ]] در [[جهان اسلام]] شناخته میشود. معماری شکوهمند، از [[مسجد نهگنبد]] تا [[زیارت سخی]]، [[موسیقی سنتی]] با سازهای منحصربهفردی چون [[دوتار]] و [[رباب]]، و آیینهای کهنی چون [[میله گل سرخ|میلهٔ گل سرخ]]، گواه غنای فرهنگی این منطقه است. امروزه بلخ با مرکزیت شهر [[مزار شریف]] که آرامگاه منسوب به امام علی را در خود جای داده، همچنان بهعنوان نماد تلفیق اصالت فرهنگی و زندگی مدرن، پویایی خود را حفظ کرده و مقصدی مهم برای زائران، [[گردشگر|گردشگران]] و پژوهشگران جهان بهشمار میرود.
بلخ، یکی از کهنترین و تأثیرگذارترین شهرهای [[خراسان بزرگ]]، [[تمدن|تمدنی]] چند هزارساله دارد که از دوران [[پیشدادیان]] و [[هخامنشیان]] تا عصر اسلامی تداوم یافته است. این شهر که در متون کهن از [[اوستا]] تا ادبیات فارسی با صفاتی چون «بلخ درخشان» ستوده شده، بهعنوان چهارراه تمدنهای شرق و غرب و واقع شدن در مسیر [[جاده ابریشم]]، نقش بیبدیلی در مبادلات تجاری و تعاملات فرهنگی ایفا کرده است. بلخ مهد پرورش اندیشمندان و ادیبان بزرگی چون [[مولانا]]، [[ابنسینا]] و [[رابعه بلخی]] بوده و با دارابودن مراکز علمی و مدارس اسلامی، به عنوان یکی از کانونهای مهم تولید و نشر [[فرهنگ]] در [[جهان اسلام]] شناخته میشود. معماری شکوهمند، از [[مسجد نهگنبد]] تا [[زیارت سخی]]، [[موسیقی سنتی]] با سازهای منحصربهفردی چون [[دوتار]] و [[رباب]]، و آیینهای کهنی چون [[میله گل سرخ|میلهٔ گل سرخ]]، گواه غنای فرهنگی این منطقه است. امروزه بلخ با مرکزیت شهر [[مزار شریف]] که آرامگاه منسوب به امام علی را در خود جای داده، همچنان بهعنوان نماد تلفیق اصالت فرهنگی و زندگی مدرن، پویایی خود را حفظ کرده و مقصدی مهم برای زائران، [[گردشگر|گردشگران]] و پژوهشگران جهان بهشمار میرود.
== نامگذاری بلخ ==
== نامگذاری ==
بلخ در طول تاریخ با نامهای مختلفی شناخته شده که هر یک بیانگر اهمیت و غنای تمدنی آن است. در سنگنوشتههای [[هخامنشیان|هخامنشی]] همچون [[کتیبه بیستون]] با نام «باختریش»، در [[اوستا]] به صورت «باخذی» و در منابع یونانی با عنوان «باکترا» و «باکتریا» از آن یاد شده است. این سرزمین در زبان ایلامی «بائیک تور ریایش»، در زبان اکدی «باآحْتَر» و در فارسی باستان «باختری» نامیده شده است. این تنوع نامگذاری در زبانهای باستانی مانند ایلامی و اکدی، نهتنها نشاندهنده قدمت کهن این شهر، بلکه گواهی بر نقش آن به عنوان کانون تمدنی فعال در تعامل با فرهنگهای همجوار است.<ref>دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۵، ج۵، ص۲۵۶.</ref>
بلخ در طول تاریخ با نامهای گوناگونی شناخته شده است. در [[کتیبه بیستون|کتیبهٔ بیستون]] از آن با نام «باختریش»، در [[اوستا]] «باخذی»، در منابع یونانی «باکترا» و «باکتریا»، در [[عیلامیها|ایلامی]] «بائیک تور ریایش»، در اکدی «باآحْتَر» و در فارسی باستان «باختری» یاد شده است.<ref>دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۵، ج۵، ص۲۵۶.</ref> در اترویدا، یکی از کتابهای چهارگانهٔ وداها و نیز در منابع سانسکریت، از بلخ با نام «بلهیکا» یاد شده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۹۰–۵۹۹.</ref>
شاعرانی چون [[فردوسی]]، [[اسدی توسی]] و [[فرخی سیستانی]] از بلخ بامی یاد کردهاند. در زبان پهلوی این سرزمین با نام «بامیلنه» یا «بلخ درخشان» معرفی شده است. از دوران باستان تا دورهٔ اسلامی، صفات زیبایی و درخشندگی با عناوینی چون سربرام، بامیک، بامی و حسناء به نام بلخ پیوند خورده است. در کتاب مقدس [[زرتشتی|زرتشتیان]]، بلخ، چهارمین قطعهٔ زمین زیبا توصیف شده و با عبارت «اردو و درفشام» (پرچمهای بلند) به مرکزیت بخدی اشاره دارد که نشاندهندهٔ جایگاه بلخ بهعنوان پایتخت پادشاهان پارادانا ([[پیشدادیان|پیشدادی]]) و کاری ([[کیانیان|کیانی]]) است. این امتیاز منحصربه فرد میان شانزده منطقه زمین، تنها به بخدی اعطا شده است.<ref>رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ۱۳۸۶، ص۱۷–۱۹.</ref>
شاعرانی چون [[فردوسی]]، [[اسدی توسی]] و [[فرخی سیستانی]] از بلخ با وصف «بامی» (درخشان) یاد کردهاند. در زبان پهلوی، این سرزمین «بامیلنه» یا «بلخ درخشان» نامیده شده و در اوستا، چهارمین قطعهٔ زمین زیبا توصیف گردیده و با عبارت «اردو و درفشام» (پرچمهای بلند) به مرکزیت بخدی اشاره شده که نشاندهندهٔ جایگاه آن بهعنوان پایتخت پادشاهان پیشدادی و کیانی است.<ref>رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ۱۳۸۶، ص۱۷–۱۹.</ref>
=== ریشهشناسی نام بلخ ===
بر پایهٔ پژوهشهای زبانشناختی، صورت اصلی واژه بلخ، «باخدَری» (برگرفته از نام رودخانهای در منطقه) بوده است. در پهلوی بهصورت «بُخْتْرا» و «بَهْل»، در ارمنی «بهل بامیک» و در فارسی میانه «بَخْل» (تحولیافتهٔ «باخذی» اوستایی) ثبت شده است.<ref>رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ۱۸۶ش، ج۱، ص۱۸.</ref>
بر اساس پژوهشهای زبانشناختی، صورت اصلی واژه بلخ، احتمالاً «باخدَری» بوده که از نام [[رودخانه|رودخانهای]] در این منطقه گرفته شده است. در زبان پهلوی این نام بهصورت «بُخْتْرا» و «بَهْل» ثبت شده است. موسی خورنی، مورخ ارمنی، از این شهر با نام «بهل بامیک» یاد کرده است. صورت فارسی میانهٔ آن «بَخْل» است که محققان آن را تحول یافتهٔ «باخذی» اوستایی میدانند.<ref>رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ۱۸۶ش، ج۱، ص۱۸.</ref>
== تاریخچهٔ بلخ ==
این شهر در دورههای مختلف با عناوین متعددی شناخته شده است:
تاریخ بلخ، فراز و فرود بسیاری را از دوران پیشدادیان تا عصر اسلامی سپری کرده است. این سرزمین باستانی همواره چهارراه تمدنهای شرق و غرب بوده است. بلخ از شکوفایی در عصر [[هخامنشیان]] تا اوج قدرت در دورهٔ [[کوشانیان]]، شاهد تحولات فرهنگی، مذهبی و سیاسی بینظیری بوده که هر یک بر غنای تاریخی آن افزوده است.
آریاییها از پنج هزار سال پیش از میلاد مسیح در سرزمین بلخ، سکونت و حکومت داشتند. آریاییها دژهای استوار و [[روستا]]های بسیاری را در [[بلخ]] بنا نهادند و [[معیشت]] خود را بر [[دامپروری]] و [[کشاورزی]]، استوار کردند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۴۳.</ref> در اترویدا، یکی از کتابهای چهارگانهٔ وداها و نیز در منابع سانسکریت، از بلخ در این دوران، با نام «بلهیکا» یاد شده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۹۰–۵۹۹.</ref> در اوستا، نخستین سلسلهٔ پادشاهان آریایی در بلخ با ویژگیهای ایزدی توصیف شده است که برخی از آنها مانند [[کیومرث]]، [[هوشنگ]] و [[تهمورث]]، با نیروهای اهریمنی نبرد کردهاند و به آنها دستاوردهای تمدنی مانند کشف آتش، توسعهٔ کشاورزی و ابداع خط نسبت داده شده است. [[اوستا]]، [[جمشید]] را سرسلسلهٔ پیشدادیان و بنیانگذار شهر بلخ در [[نوروز]] ۳۵۸۹ پیش از میلاد مسیح، معرفی کرده است. در فرگارد دوم وندیداد، معماری پیشرفته و برنامهریزی شهری بلخ، توصیف شده است. در دوران [[پیشدادیان]]، بلخ مرکز آریانا بود و با اقوام همسایه مانند تورانیها، داسیوسها و سامیها درگیر نبردهایی شد که به سقوط حکومت جمشید و ظهور [[ضحاک]] انجامید. کیانیان، دومین خاندان شاهی بلخ، به رهبری کیقباد بود که از [[چوپانی]] در دامنههای کوههای البرز بلخ به پادشاهی رسید. پس از او، کیکاووس، سیاووش و کیخسرو بر تخت نشستند. در این دوران، [[آیین مهر]] در آریانا رواج داشت. ایزدان مهر و [[آناهیتا]] در بلخ پرستش میشدند و معبد باشکوه آناهیتا در بلخ مشهور بود. پس از کیانیان، امپراتوری اسپهها حدود ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد در بلخ قدرت یافت. [[لهراسپ]] و سپس [[گشتاسپ]]، معاصر [[زرتشت]]، به پادشاهی رسیدند. [[اسفندیار]]، پسر گشتاسپ، شهر نوازک را با آتشکدهٔ وهران بنا نهاد که ویرانههای آن هنوز پابرجا است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۸۳.</ref>
* نامهای توصیفی: بلخ درخشان، بلخ الحسنی؛
* القاب علمی و مذهبی: دارالفقاهة، دارالاجتهاد، قبة الاسلام؛
در دوره هخامنشیان، آیین [[مزدیسنا]] در بلخ و پیرامون آن رواج داشت. کوروش بزرگ، بنیانگذار این شاهنشاهی، در ۵۴۴ پیش از میلاد بلخ را فتح کرد و بهدلیل اهمیت این منطقه، پسر خود بردیا (سمردیس) را بهعنوان ساتراپ آن گماشت. [[داریوش]] یکم، شاهنشاه بزرگ هخامنشی، در [[کتیبه بیستون|کتیبهٔ بیستون]] از بلخ بهعنوان یکی از ایالات تحت فرمان خود نام برده است. در آغاز حکومت او، شورشهای گستردهای در قلمرو هخامنشی رخ داد، اما دادار شیش، ساتراپ وفادار بلخ، به دستور داریوش شورش مرو را سرکوب کرد. آرامگاه این ساتراپ هنوز در شمال بلخ پابرجا است.<ref>پیرنیا و دیگران، تاریخ ایران قبل از اسلام و پس از اسلام، ۱۳۸۹ش، ص۸۵–۹۲.</ref> نزدیکان خشایارشاه، بارها از سرزمین بلخ، شورشهایی را آغاز کردند که همگی سرکوب شد.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۸۶.</ref> [[هخامنشیان]] در سرزمین بلخ شهرهای متعددی بنا نهادند که از جملهٔ آنها میتوان به سیرا، شاتراکارتا، کرییاتا، و اورنوس اشاره کرد. این شهرهای آباد و پررونق، در لشکرکشی اسکندر، ویران شدند.<ref>صدقی، جغرافیای مختصر تاریخی شهرهای آریانا، ۱۳۸۵ش، ص۲۰؛ خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۸۶.</ref>
نامهایی چون «نوداک» و «نوشاد» به قلعهٔ باستانی نوشاد بازمیگردد که به دستور داوود بن عباس، حاکم بلخ، در مدت ۲۰ سال ساخته شد. برخی محققان به تحول این نام در فارسی نو اشاره کرده و بعضی دیگر با صورتهای «بخل بامیک» و «بخل آراوتین» (بلخ شرقی)، بر غنای تاریخی این نامگذاریها تأکید کرده است.<ref>دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۵، ج۵، ص۲۵۶.</ref>
اسکندر با تأسیس هشت شهر جدید، جمعیت قابل توجهی از یونانیان را در بلخ اسکان داد و زمینهٔ آمیزش فرهنگ هلنیستی با سنتهای محلی را فراهم کرد. [[ازدواج]] او با رخشانه (روشنک)، دختر حاکم بلخ، نماد پیوند فرهنگی شرق و غرب شد. در دورهٔ سلوکیان، بلخ بهعنوان ساتراپی مهم باقی ماند و به کانون تمدن یونانی-آسیایی تبدیل شد. در این دوره، [[آیین بودایی]] از طریق مبلغان هندی به بلخ راه یافت و با فرهنگ هلنیستی درآمیخت، که نتیجهٔ آن ظهور هنر یونانی-بودایی با ویژگیهای منحصربه فرد بود. دورهٔ یونانی-باختری (۲۳۰–۱۲۵ پیش از میلاد) اوج شکوفایی شهری و فرهنگی بلخ محسوب میشود. اوتیدموس با گسترش قلمرو خود تا چین، بلخ را به مرکز تجاری مهمی تبدیل کرد و نخستین سکههای نیکلی در این منطقه ضرب شد. شهرهای جدیدی مانند ائوکراتیدیا در کنار رود خلم ساخته شدند که الگوی معماری هلنیستی-محلی را نمایش میداد. بلخ (زاریاسپا) در این دوره بهعنوان پایتخت، شهری پررونق با باغها و تاکستانهای گسترده توصیف شده است. [[اشکانیان]] بلخی در ۲۵۶ پیش از میلاد قیام خود را آغاز کردند. ارشک اول، بنیانگذار این سلسله که از مردم بلخ بود، سلوکیان را شکست داد. اشکانیان با حفظ سنتهای ایرانی-یونانی، بلخ را به مرکز سیاسی-فرهنگی مهمی تبدیل کردند. مهرداد اول (۱۷۰–۱۳۸ پیش از میلاد) با فتح [[مرو]] و گسترش نفوذ به [[هند]]، موقعیت بلخ را بهعنوان چهارراه تمدنی تثبیت کرد. در این دوره، بلخ که محل تلاقی جادهٔ ابریشم بود، به مرکز تبادل اندیشههای مذهبی (زرتشتی، بودایی و هلنیستی) و هنری تبدیل شد.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۸۶–۸۹.</ref>
== تاریخچه ==
بلخ از دوران پیشدادیان تا عصر اسلامی، فراز و فرودهای بسیاری را پشت سر گذاشته، اما همواره چهارراه تمدنهای شرق و غرب بوده است. آریاییها از پنج هزار سال پیشاز میلاد در بلخ سکونت داشتند و دژها و روستاهای متعددی بنا نهادند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۴۳.</ref> در اوستا، نخستین سلسلهٔ پادشاهان آریایی در بلخ با ویژگیهای ایزدی توصیف شده و جمشید بهعنوان بنیانگذار شهر بلخ در نوروز ۳۵۸۹ پیش از میلاد معرفی شده است. در دوران کیانیان، آیین مهر رواج داشت و معبد باشکوه آناهیتا در بلخ شهرت یافت. پساز آن، امپراتوری اسپهها قدرت یافتند و گشتاسپ، معاصر [[زرتشت]]، به پادشاهی رسید.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۸۳.</ref>
۱۲۸ سال پیش از میلاد مسیح، امپراتوری [[کوشانیان]] در بلخ تأسیس شد و آنها این شهر را به مرکز یکی از بزرگترین امپراتوریهای دنیای باستان تبدیل کردند. از حدود سال ۴۰ میلادی، بلخ کانون تبادلات فرهنگی بین جهان ایرانی، هندی و بودایی شد. در این دوران، زبان باختری بهعنوان زبان رسمی امپراتوری تثبیت و تقویم جدیدی معروف به «تقویم کنیشکا» در بلخ پایهگذاری شد. در تمدن کوشانی از ترکیب هنرهای یونانی، هندی و ایرانی در معماری و مجسمهسازی و نیز رونق آیین بودایی همراه با حفظ عناصر زرتشتی، [[معبد سرخکوتل]] بغلان و مجموعه [[نوبهار بلخ]] شکل گرفت که نشاندهندهٔ غنای معماری و اهمیت مذهبی بلخ است. نوبهار بهویژه بهعنوان مرکز برگزاری [[جشن نوروز|جشنهای نوروزی]] شهرت داشت.<ref>کهزاد، تاریخ افغانستان، ۱۳۸۵ش، ص۴۲۶–۴۵۷.</ref> این دوره شکوفایی تا اواسط سدهٔ سوم میلادی ادامه یافت، اما میراث فرهنگی کوشانیان در بلخ، تأثیری ماندگار بر تحولات بعدی منطقه گذاشت.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۸۹.</ref> در سدهٔ سوم میلادی، بلخ تحت حاکمیت [[ساسانیان]] قرار گرفت، اما بهزودی به مرکز قدرت [[یفتلی ها|یفتلیان]] تبدیل شد. یفتلیان در سدهٔ پنجم میلادی، دولتی مستقل با پایتختی بلخ تشکیل دادند که تا نیمه سده ششم دوام آورد. در این دوره، بلخ بهعنوان پایتخت زمستانی یفتلیان اهمیت سیاسی و اقتصادی ویژهای یافت؛ همزیستی آیینهای زرتشتی و بودایی در منطقه ادامه یافت و زبان بلخی (شکل کهن فارسی دری) در اسناد و سکهها استفاده میشد.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۹۰–۹۱.</ref>
در دورهٔ [[هخامنشیان]]، [[کوروش]] در ۵۴۴ پیش از میلاد بلخ را فتح کرد و [[داریوش]] در کتیبهٔ [[بیستون]] از آن بهعنوان یکی از ایالات تحت فرمان خود یاد کرده است.<ref>پیرنیا و دیگران، تاریخ ایران قبل از اسلام و پس از اسلام، ۱۳۸۹ش، ص۸۵–۹۲.</ref> [[اسکندر]] با تأسیس هشت شهر جدید، یونانیان را در بلخ سکونت داد و با ازدواج با رخشانه، پیوند فرهنگی شرق و غرب را شکل داد. در دورهٔ [[سلوکیان]]، آیین بودایی با فرهنگ هلنیستی درآمیخت و هنر یونانی-بودایی پدید آمد. دورهٔ یونانی-باختری (۲۳۰–۱۲۵ پیش از میلاد) اوج شکوفایی شهری و فرهنگی بلخ بود. اشکانیان نیز که از مردم بلخ بودند، این شهر را به مرکز سیاسی-فرهنگی مهمی تبدیل کردند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۸۶–۸۹.</ref>
=== بلخ در دوران اسلامی ===
امپراتوری کوشانیان در ۱۲۸ پیشاز میلاد در بلخ تأسیس شد و آن را به مرکز یکی از بزرگترین امپراتوریهای باستان تبدیل کردند. در این دوره، زبان باختری بهعنوان زبان رسمی تثبیت شد و معبد نوبهار بلخ به مرکز برگزاری جشنهای نوروزی شهرت یافت.<ref>کهزاد، تاریخ افغانستان، ۱۳۸۵ش، ص۴۲۶–۴۵۷.</ref> در سدهٔ سوم میلادی، بلخ تحت حاکمیت ساسانیان و سپس به مرکز قدرت یفتلیان تبدیل شد و تا نیمهٔ سدهٔ ششم دوام آورد.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۹۰–۹۱.</ref>
[[اسلام]]، هویت چندلایه شهر تاریخی بلخ را بازتعریف کرد. بلخ از دوره [[امویان]] و [[عباسیان]]، کانون [[تمدن اسلامی]] در [[خراسان بزرگ]] بوده است. [[خاندان برمکی]] که ریشه در بلخ داشتند، با ورود به دستگاه خلافت عباسی، پلی میان سنتهای ایرانی و [[فرهنگ اسلامی]] ایجاد کردند. اقدامات عمرانی مانند احداث شبکهٔ آبرسانی توسط فضل برمکی، نشاندهندهٔ توجه به توسعه زیرساختهای شهری بود. در این دوره، سنتهای کهن مانند [[جشن مهرگان]] در کنار عناصر جدید اسلامی به حیات خود ادامه دادند.<ref>حبیبی، تاریخ افغانستان بعد از اسلام در دو قرن اول هجری، ۱۳۵۴ش، ج۱، ص۱۸۱.</ref> بلخ، نقش محوری در سقوط امویان ایفا کرد و سپس به مرکز اداری [[خراسان بزرگ]] تبدیل شد و خاندانهای محلی آن در ساختار حکومت اسلامی نفوذ یافتند. ظهور [[طاهریان]] و استقرار نخستین حکومت نیمهمستقل ایرانی در قرن نهم میلادی، فصل جدیدی در تاریخ بلخ گشود. این تحولات نشانگر گذار تدریجی بلخ از شهری با هویت پیشااسلامی به مرکزی مهم در تمدن اسلامی بود.<ref>زوّاری، جغرافیای تاریخی بلخ، ۱۳۸۸ش، ص۴۹–۵۰.</ref> بلخ در عصر طاهریان دارای ۱۲۴۸ [[مسجد]]، ۴۰۰ [[مدرسه]]، ۵۰۰ [[حمام|گرمابه]] و ۹۰۰ دبیرستان بود. میزان خراج بلخ ۱۳۹۳۰۰ درهم و بسیار بیشتر از شهرهای همجوار مانند خلم (۱۲۳۰۰ درهم) بود.<ref>زوّاری، جغرافیای تاریخی بلخ، ۱۳۸۸ش، ص۴۹–۵۱.</ref>
در دورهٔ [[صفاریان]] و نیز در عصر [[سامانیان]]، بلخ شاهد درگیریهای نظامی بود، اما بلخ همچنان شهری بزرگ با دو حصار و هفت دروازه بوده است که [[مسجد جامع]] و بازارهای آن پررونق بود. در این دوره، [[فارسی دری]] بهعنوان زبان رسمی تثبیت شد.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۹۰–۹۱.</ref> در دوره غزنویان نیز بلخ، یکی از مهمترین شهرهای خراسان بود که جایگاه ممتازی در حیات سیاسی و فرهنگی منطقه داشت. این شهر کهن با حفظ ساختار شهری منظم خود، دارای کوشکهای شاهی، مساجد عظیم مانند مسجد آدینه و بازارهای پررونق بود و باغهای گسترده و فضای سبز وسیع، چهرهٔ شهر را آراسته و محیط زندگی را تلطیف میکرد. حیات فرهنگی بلخ در این دوره با تداوم سنتهای دیرینه و درآمیختن آن با عناصر اسلامی، شکلی نوین یافت و گزارشهای تاریخی مانند [[تاریخ بیهقی]]، تصاویر زندهای از زندگی روزمره، مراسم تاجگذاری و رویدادهای سیاسی-اجتماعی بلخ ارائه میدهند. همچنین موقعیت استراتژیک بلخ بهعنوان پایگاه دوم غزنویان پس از غزنه، موجب توجه خاص حکمرانان به این شهر میشد.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۹۵–۹۶.</ref> در عصر [[سلجوقیان]]، تأسیس دانشگاه نظامیه بلخ به دستور [[خواجه نظامالملک]]، از نوآوریهای مهم آن عصر محسوب میشد که دانشمندان و دانشجویان را از نقاط مختلف به خود جذب میکرد.<ref>خلیق، تاریخ ادبیات بلخ، ۱۳۸۷ش، ص۱۲۴–۱۲۵.</ref> برخی از بناهای تاریخی باقیمانده از این عصر، گواهی بر معماری پیشرفته و ذوق هنری مردم آن زمان است.<ref>غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۱۳۷.</ref>
=== دوران اسلامی ===
بلخ از دورهٔ امویان و عباسیان، کانون [[تمدن اسلامی]] در [[خراسان بزرگ]] بود. خاندان برمکی با ریشهٔ بلخی، پلی میان سنتهای ایرانی و [[فرهنگ اسلامی]] ایجاد کردند.<ref>حبیبی، تاریخ افغانستان بعد از اسلام در دو قرن اول هجری، ۱۳۵۴ش، ج۱، ص۱۸۱.</ref> بلخ در عصر طاهریان دارای ۱۲۴۸ [[مسجد]]، ۴۰۰ مدرسه، ۵۰۰ [[حمام|گرمابه]] و ۹۰۰ دبیرستان بود.<ref>زوّاری، جغرافیای تاریخی بلخ، ۱۳۸۸ش، ص۴۹–۵۱.</ref> در دورهٔ سامانیان، [[فارسی دری]] بهعنوان زبان رسمی تثبیت شد.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۹۰–۹۱.</ref> در عصر سلجوقیان، نظامیه بلخ تأسیس شد که دانشمندان بسیاری را جذب کرد.<ref>خلیق، تاریخ ادبیات بلخ، ۱۳۸۷ش، ص۱۲۴–۱۲۵.</ref> یورش مغولها در ۱۲۲۱م ضربهای مهلک بر پیکر این شهر وارد آورد،<ref>غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۱۳1-۱۳۶.</ref> اما در دورهٔ تیموریان، بلخ دوباره رونق نسبی یافت و بناهایی چون مدرسهٔ شاهرخیه و مسجد جامع خواجه ابونصر پارسا ساخته شد. در سدهٔ ۱۶ میلادی، بلخ شاهد کشمکشهای شیبانیان، تیموریان و صفویان بود و بیشتر بهعنوان مرکزی نظامی-سیاسی شناخته میشد تا کانون فرهنگی و علمی. در دورهٔ ابدالیان و محمدزاییها، بلخ جایگاه نظامی و اداری خود را حفظ کرد و مرکزیت آن به مزار شریف منتقل شد.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۱۰۰–۱۰۱.</ref>
بلخ در عصر غوریان از پایتختهای دورتر اداره میشد، اما با انتقال قدرت به خوارزمشاهیان، بلخ بار دیگر اهمیت سیاسی یافت. با یورش مغولها، بلخ شاهد ویرانیهای گسترده و تغییرات عمیق در ساختار اجتماعی و فرهنگی بود. یورش چنگیزخان در ۱۲۲۱م ضربهای مهلک بر پیکر این شهر باستانی وارد آورد که پیامدهای آن تا سدهها ادامه یافت.<ref>غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۱۳1-۱۳۶.</ref> با این همه، دانشمندانی چون عبدالله محمّد بلخی در روستای کفشگران به حفظ و انتقال میراث علمی همت گماشتند. کتاب «فضایل بلخ» در همین دوره به [[فارسی دری]] ترجمه شد. جهانگردانی مانند مارکوپولو و ابنبطوطه از ویرانههای شهر دیدن کردهاند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۹۷–۹۸.</ref> تیمور نیز در ۱۳۶۹م حکومت خود را از بلخ آغاز کرد و این شهر به یکی از پایگاههای مهم تیموریان تبدیل شد. در دورهٔ شاهرخ، بلخ شاهد رونق نسبی فرهنگی بود. بناهایی چون مدرسهٔ شاهرخیه و مسجد جامع خواجه ابونصر پارسا، یادگار آن دوره است.
=== دوران معاصر ===
در عصر امانالله، نخستین نهادهای آموزشی مدرن در بلخ تأسیس شد. دورهٔ ظاهرشاه با طرحهای توسعهٔ شهری همراه بود. پس از روی کار آمدن حکومت کمونیستها در ۱۹۷۸م، بلخ صحنهٔ درگیریهای شدید شد. دورهٔ طالبان (۱۹۹۸–۲۰۰۱) با محدودیتهای فرهنگی همراه بود. پس از ۲۰۰۱م، بلخ وارد مرحلهٔ جدیدی از بازسازی و توسعه شد و مزارشریف بهعنوان مرکز استان، چهرهٔ تازهای یافت. حرم منسوب به [[امام علی]] مرمت و بناهای تاریخی چون مسجد نهگنبد و آرامگاه [[رابعه بلخی]] بازسازی شدند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۹۹–۱۰۸.</ref>
در سده ۱۶ میلادی، بلخ شاهد کشمکشهای پیوسته میان شیبانیان، تیموریان و صفویان بود و سبک زندگی مردم تحت تأثیر ترکیبی از عناصر ایرانی، ترکی و مغولی قرار داشت که در معماری، هنر و [[آداب]] اجتماعی نمود پیدا میکرد. بلخ در این دوره بیشتر بهعنوان مرکزی نظامی-سیاسی شناخته میشد تا کانون فرهنگی و علمی که در گذشته بود. در این دوره پرتلاطم، بلخ شاهد رفتوآمد مکرر قدرتهای محلی بود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۱۰۰–۱۰۱.</ref> بلخ در دورهٔ [[احمدشاه ابدالی|ابدالیان]] بهعنوان بخشی از قلمرو احمدشاه درانی همچنان جایگاه ویژهٔ نظامی و سیاسی داشت. با ظهور محمدزاییها در ۱۸۲۷م، بلخ وارد مرحلهٔ جدیدی از حیات سیاسی و اداری شد. دوستمحمدخان با انتصاب برادران خود به حکومت مناطق شمالی، ساختار اداری متمرکزی ایجاد کرد. در این دوره، شهر تختهپل بهعنوان مرکز جدید اداری تأسیس شد و پس از شیوع مالاریا در ۱۸۷۳م، مرکزیت به [[مزار شریف]] انتقال یافت.
=== اهمیت تاریخی ===
بلخ بهدلیل موقعیت استراتژیک در جادهٔ ابریشم، رونق اقتصادی، کشاورزی پربار و تنوع فرهنگی، جایگاهی بیبدیل در تاریخ تمدنهای شرقی دارد. این شهر با ۱۲ دروازه، نماد ارتباطات گسترده با جهان پیرامون بود.<ref>ابنبطوطه، رحلة ابنبطوطه، ۱۳۷۶ش، ج۱، ص۴۶۳.</ref><ref>یعقوبی، البلدان، ۱۴۲۲ق، ص۱۱۶.</ref> بلخ در متون کهن زرتشتی بهعنوان «چهارمین کشور» ستوده شده و پس از اسلام، به کانون گسترش اسلام در شرق تبدیل شد.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref>
=== بلخ در دورهٔ معاصر ===
بلخ در عصر امیر امانالله (۱۹۱۹–۱۹۲۹م)، با تأسیس نخستین نهادهای آموزشی مدرن و انتشار [[روزنامه]] بیدار در ۱۹۲۲م، گامهایی به سوی نوسازی برداشت. دورهٔ ظاهرشاه (۱۹۳۳–۱۹۷۳) با طرحهای توسعهٔ شهری همراه بود که اگرچه چهرهٔ شهر را دگرگون کرد، اما به برخی آثار تاریخی آسیب رساند. در دوران جمهوری داوود (۱۹۷۳–۱۹۷۸)، بلخ میزبان مراسم رسمی شد و توجه بیشتری به توسعه زیرساختها صورت گرفت. با آغاز دورههای پرتلاطم پس از روی کار آمدن حکومت کمونیستها در ۱۹۷۸م این شهر صحنهٔ درگیریهای شدید میان نیروهای مختلف شد. دورهٔ طالبان (۱۹۹۸–۲۰۰۱) با محدودیتهای فرهنگی و خشونتهای زیادی همراه بود. بلخ در دورهٔ جمهوری اسلامی افغانستان (پس از ۲۰۰۱م) شاهد تحولات چشمگیری در عرصههای فرهنگی و شهری بوده که بر تغییر سبک زندگی مردم تأثیرگذار بود. با سقوط طالبان در ۲۰۰۱م این شهر تاریخی وارد مرحلهٔ جدیدی از بازسازی و توسعه شد و شهر مزارشریف بهعنوان مرکز استان بلخ، چهرهٔ جدیدی به خود گرفت. در زمینهٔ معماری و حفظ میراث فرهنگی، اقدامات قابل توجهی صورت گرفت. برای مثال حرم منسوب به [[امام علی]] مرمت و تزیین شد. بازسازی بناهای تاریخی متعدد از جمله مسجد نه گنبد و آرامگاه [[رابعه بلخی]] انجام شد. در عرصهٔ شهری، پروژههای گستردهای برای نوسازی زیرساختها، احداث شهرکهای جدید و توسعهٔ شبکه معابر اجرا شد. این تحولات در کنار حفظ هویت تاریخی شهر، زندگی روزمرهٔ مردم را تا حدودی دگرگون ساخته و فضای عمومی شهر را ارتقا بخشیده است. امروزه بلخ با ترکیبی از معماری سنتی و مدرن و با حفظ میراث غنی فرهنگی خود، بهعنوان یکی از مراکز مهم فرهنگی و تاریخی افغانستان شناخته میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۹۹–۱۰۸.</ref>
=== اهمیت تاریخی بلخ ===
بلخ به عنوان یکی از کهنترین و مهمترین شهرهای [[خراسان بزرگ]]، جایگاهی بیبدیل در تاریخ تمدنهای شرقی دارد. اهمیت این شهر هم بهدلیل موقعیت استراتژیک آن در تقاطع [[جاده ابریشم]] و ارتباط با [[ایران]]، آسیای مرکزی، [[چین]] و شبهقاره هند بود و هم بهدلیل رونق اقتصادی، کشاورزی پربار، [[تنوع فرهنگی]] و ساختار شهری منحصربهفردش. بلخ با داشتن ۱۲ دروازه، نمادی از یک شهر بزرگ و پررونق بود که هر دروازه، گواهی بر ارتباطات گسترده آن با جهان پیرامون بهشمار میرفت.<ref>ابنبطوطه، رحلة ابنبطوطه، ۱۳۷۶ش، ج۱، ص۴۶۳.</ref> از جمله این دروازهها، «باب هندوان» بود که ویژه تجار هندی بود و نشاندهنده نقش بلخ به عنوان چهارراه تمدنها و محل تلاقی فرهنگها و اقتصادهای مختلف بود.<ref>یعقوبی، البلدان، ۱۴۲۲ق، ص۱۱۶.</ref>
این شهر با شبکه آبیاری پیشرفته، باغهای پرثمر و محصولاتی مانند [[لیمو]]، [[پرتقال]] و [[انگور]] که به مناطق دورتر صادر میشد، شکوفایی اقتصادی چشمگیری داشت. همچنین، بلخ از نظر فرهنگی و مذهبی اهمیت ویژهای داشت؛ در متون کهن زرتشتی مانند وندیداد، به عنوان «چهارمین کشور» ستوده شده و پس از اسلام نیز با وجود آرامگاههایی چون مقبره عکاشه بن محصن الاسدی از [[صحابه پیامبر]]، به عنوان یکی از کانونهای گسترش [[اسلام]] در شرق شناخته میشد. بلخ با گشودگی در برابر فرهنگها و ادیان مختلف، نقش مهمی در انتقال و تبادل افکار علمی، دینی و اساطیری میان تمدنهایی چون [[مصر]]، [[عربستان]]، مدیترانه، [[هند]] و [[چین]] ایفا کرد و به الگویی پیشرفته از شهرنشینی در [[جهان اسلام]] تبدیل شد.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref>
=== بنیانگذار بلخ ===
=== بنیانگذار بلخ ===
محمّد بلخی در «مجمع الغرایب» اشاره کرده که بلخ دومین شهر روی زمین بوده و توسط [[قابیل]] بن [[آدم]] ساخته شده است. در مقابل، [[حمدالله مستوفی]] در «تاریخ گزیده» بنیانگذار بلخ را فردی از فرزندان سام بن نوح میداند. صاحب «مرآت البلدان» و مستوفی در «نزهة القلوب» معتقدند که شهر بلخ توسط [[کیومرث]] بنا شد. واعظ بلخی در «فضایل بلخ» بانی شهر را «تبع» دانسته و برخی محققان نیز ملکه بامی از قوم عادیانی را مؤسس آن میپندارند. برخی منابع مانند نوشتههای بلخی، بنای بلخ را به [[کیقباد]]، اولین پادشاه کیانی، نسبت دادهاند. [[علیاکبر دهخدا]]، [[اسکندر مقدونی]] را بانی بلخ معرفی کرده و اشاره میکند که این شهر ابتدا «اسکندریه» نام داشت. مفتی محمّد بلخی در «مجمع الغرایب» نقل میکند که ایوب پیامبر به گشتاسب دستور داد تا شهر بلخ را بنا کند. جوزجانی در «طبقات ناصری» نیز افراسیاب را سازندهٔ بلخ میداند. مؤلف «مرآت البلدان» اشاره میکند که مردم آسیا بلخ را قدیمیترین شهر جهان و «امّ البلدان» مینامند. محققان این اختلافات دربارهٔ بنیانگذار بلخ را نشاندهندهٔ اهمیت نمادین این شهر بهعنوان یکی از کانونهای تمدنی باستانی میدانند.<ref>رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ۱۳۸۶، ص۱۹–۲۰.</ref>
دربارهٔ بنیانگذار بلخ اختلاف نظر وجود دارد: برخی آن را به قابیل بن آدم، برخی به کیومرث، برخی به کیقباد و برخی به اسکندر مقدونی نسبت دادهاند. این اختلافات نشاندهندهٔ اهمیت نمادین بلخ بهعنوان یکی از کانونهای تمدنی باستانی است.<ref>رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ۱۳۸۶، ص۱۹–۲۰.</ref>
== دین و دینداری در بلخ ==
دینداری در بلخ بهعنوان یک فرایند تاریخی پویا و تمدنساز در سه مرحلهٔ اصلی زرتشتی، بودایی و اسلامی تجلی یافته است. بلخ، خاستگاه و مرکز اصلی دو دین بزرگ ایرانی و هندی و محلی برای تلفیق، انتقال و تکامل معنویت بوده است.
* زرتشتیگری: بلخ به عنوان خاستگاه [[زرتشت]] و پایتخت پادشاهان حامی او مانند [[گشتاسپ]]، جایگاهی بیبدیل در این دین دارد. این منطقه تنها یک مرکز سیاسی نبود، بلکه جهانبینی، اسطورهها و باورهای عمیق زرتشتی در آن ریشه داشت که با یافتههای باستانشناسی مانند آتشکدههای بزرگ، تأیید شده است. روایات اوستایی به زندگی ساده و بیآلایش [[چمشید]]، پادشاه و بنیانگذار بلخ، اشاره دارد که نشاندهندهٔ پیوند عمیق این شهر با سنتهای زرتشتی است. [[تاجیکستان]] و [[افغانستان]] امروزی، محل شکلگیری و گسترش [[آیین زرتشت]] بوده است. بازتاب آیین زرتشتی در بلخ را میتوان در متون کهن مانند [[شاهنامه|شاهنامهٔ]] [[فردوسی]] مشاهده کرد.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref>
* بوداییگری: بلخ برای نزدیک به هفت قرن به یکی از کانونهای اصلی بودیسم در منطقه تبدیل شد. وجود نوبهارها و حدود یکصد معبد فعال همچون [[نوبهار بلخ]] که هم کارکرد عبادی و هم کارکرد علمی-فرهنگی داشتند، گواه این اهمیت است. آیین بودایی در این منطقه بهگونهای نهادینه شده بود که میزبان هزاران راهب بود. [[بودیسم]] در نخستین قرن میلادی از [[هند]] وارد بلخ شده و از حدود شرقی به کرانههای جیحون گسترش یافت. [[دینداری]] در این دوره با زندگی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی درآمیخته بود و آیینهای دینی، بازتابدهندهٔ باورهای عمیق کیهانی نزد مردم این سرزمین بودند.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref>
ورود [[اسلام]] به بلخ یک فرایند سریع و آسان نبود، بلکه مرحلهای پیچیده از تعامل و تغییر بود. بوداییان بلخ به دلیل ریشهدار بودن آیین خود، تا پایان قرن نخست هجری در برابر حاکمیت اسلامی مقاومت کردند. حاکمان مسلمان نیز با رویکردی اصلاحی، کارکرد مکانهای مقدس پیشین را بهتدریج تغییر دادند مانند تبدیل بخشی از نوبهار به مسجد و این امر به حفظ بخشی از میراث معماری و تسهیل انتقال فرهنگی کمک میکرد.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> مدارس و مساجد اسلامی که جایگزین نوبهارهای بودایی شدند، در واقع ادامهٔ همان کارکردهای آموزشی قبلی اما با محتوای جدید بودند. این تداوم نهادی، دلیل اصلی تبدیل سریع بلخ به یک مرکز علمی اسلامی شد. پس از استقرار اسلام، بلخ نقش تاریخی خود به عنوان یک کانون معنوی را در قالبی جدید احیا کرد:
* مرکزیت علمی: بلخ با کسب لقبهایی مانند «دارالفقه» و «دارالاجتهاد»، به یکی از مهمترین مراکز تولید علم در جهان اسلام تبدیل شد. حضور شمار زیادی از عالمان مانند ابوسهل بلخی<ref>سوسه، الشریف الادریسی فی الجفر الجغرافیا العربی، 1974م، ج۱، ص۱۵۴.</ref> و ابوالقاسم بلخی<ref>«رویکرد پیشگیرانه ابوزید بلخی به حوزه سلامت روان (در کتاب مصالح الابدان و الانفس)»، 1394ش، ص22.</ref> در رشتههای [[فقه]]، [[حدیث]]، تفسیر، کلام و علوم عقلی، گواه این امر است.<ref>حموی، معجم الادباء، 1414م، ج۳، ص۸۰.</ref>
* نوآوریهای فکری و عرفانی: دینداری در بلخ تنها به فقه و حدیث محدود نماند، بلکه مکاتب کلامی مهمی مانند [[ماتریدیه]]، [[مرجئه]] و [[کرامیه]] در این منطقه زاده شدند. این مکاتب نشاندهندهٔ ظرفیت بلخ برای هضم معارف اسلامی و تولید جریانهای فکری بومی و تأثیرگذار بود.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref>
* تلفیق شرع و فرهنگ محلی: عالمان بلخی توانستند به گونهای عمل کنند که سنتهای آموزشی و معنوی پیشین را با نهادهای اسلامی تلفیق کنند. این امر باعث شد که عناصری از خرد و پاکی در ادیان پیشین، در قالب جدید اسلامی تداوم یابد.<ref>«رویکرد پیشگیرانه ابوزید بلخی به حوزه سلامت روان (در کتاب مصالح الابدان و الانفس)»، 1394ش، ص28.</ref>
دین و دینداری در بلخ از دوران باستان تا دوران اسلامی دارای چند ویژگی مهم است:
# تداوم و تحول: بلخ صحنهٔ یک تداوم تمدنی بوده است؛ به طوری که مرکزیت معنوی آن از زرتشتیگری به بوداییگری و سپس به اسلام انتقال یافت، بدون آن که گسست کامل رخ دهد. نهادهای آموزشی و معنوی هر دوره، پایههای دوره بعد را فراهم میکردند.
# تعامل به جای تقابل: رویکرد غالب در بلخ، تقابل خصمانه نبود، بلکه تعامل و تلفیق هوشمندانه بود. نمونه بارز آن، تبدیل تدریجی معابد بودایی به مراکز علمی اسلامی است. همچنین آموزش [[زبان عربی]] و [[علوم اسلامی]] در کنار [[فارسی دری]] بهعنوان زبان دیوانی، از دیگر عوامل موفقیتآمیز این انتقال فرهنگی بود.
# تولید فکر: بلخ تنها مصرفکننده ادیان نبود، بلکه همواره نقش زایشگاه و تولیدکننده جریانهای فکری و مذهبی، از اسطورههای زرتشتی تا مکاتب کلامی و عرفانی اسلامی، را ایفا کرده است.
# عمق و گستردگی: دینداری در بلخ همیشه با دانش و عقلانیت همراه بود. این منطقه همزمان مهد فقیهان بزرگ، مفسران قرآن، دانشمندان علوم تجربی (مانند پزشکی و جغرافیا) و عارفان ژرفنگر بود.<ref>حسینزاده شانهچی و کمالی سرپلی، «جستاری در نقش شیعیان بلخ در فرهنگ و تمدن اسلامی - تا پیش از یورش مغولان-»، ۱۳۹۰ش، ص۱۹۴–۱۹۵.</ref>
بلخ نمونه بارزی از یک «تمدن دینی» است که در آن دینداری صرفاً یک امر فردی نبوده، بلکه نیروی محرکهٔ شکلدهنده نهادهای اجتماعی، آموزشی، هنری و هویت جمعی در طول تاریخ شده است.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/226634/ابوزید-بلخی موحد، «ابوزید بلخی»، وبسایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref>
=== بلخ در سفرنامههای تاریخی ===
بلخ میزبان جهانگردان بسیاری بوده است. چانگ کین، ژنرال چینی، در ۱۲۸ پیشاز میلاد از بلخ بهعنوان دروازهٔ هند یاد کرده است. هیوان تسانگ در ۶۳۰م از شکوه معابد بودایی و باغهای پرگل بلخ گزارش داده است. مارکوپولو در ۱۲۷۱م از کاخهای مرمرین و ویرانههای باشکوه آن سخن گفته و ابنبطوطه در ۱۳۲۵م مسجد بزرگ بلخ را از زیباترین مساجد جهان توصیف کرده است. این سفرنامهها تصویری زنده از جایگاه ویژهٔ بلخ بهعنوان یکی از کانونهای مهم تمدنی در جادهٔ ابریشم ارائه میدهند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۱۴۰–۱۴۸.</ref>
=== مکتب عرفانی بلخ ===
== دین ==
بلخ که در متون تاریخی از آن با نام «ام البلاد» یا مادر شهرهای [[خراسان بزرگ]] یاد میشود، بستری مناسب برای رشد جریانهای فکری و معنوی فراهم آورده بود. زندگینامهٔ [[ابراهیم ادهم|ابراهیم بن ادهم بلخی]] (متوفی۱۶۱ یا ۱۶۲ق) نشاندهندهٔ تحولی عمیق در [[سبک زندگی]] از الگوی اشرافی به شیوهای زاهدانه در چارچوب اسلامی است و او با تأکید بر کار و تلاش برای کسب [[روزی حلال]]، الگویی نوین در سلوک عرفانی پدیدآورد.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/1073378/ابراهیم-ادهم-عارف-و-زاهد-قرن-دوم-هجری-قمری «ابراهیم ادهم؛ عارف و زاهد قرن دوم هجری قمری»، خبرگزاری مهر.]</ref> مکتب عرفانی بلخ که از طریق ابراهیم ادهم شکل گرفت، دارای ویژگیهای زیر بود:
دینداری مردمان بلخ در سه مرحلهٔ زرتشتی، بودایی و اسلامی تجلی یافته است. بلخ، خاستگاه [[زرتشت]] و پایتخت پادشاهان حامی او مانند گشتاسپ بوده است. این شهر با آتشکدههای بزرگ و پیوند با اسطورههای اوستایی، جایگاهی بیبدیل در این آیین دارد. بازتاب این سنت را در شاهنامهٔ فردوسی نیز میتوان دید.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> سپس این سرزمین بهمدت هفت قرن، یکی از کانونهای اصلی بودیسم در منطقه بود. وجود نوبهارها و حدود یکصد معبد فعال با کارکرد عبادی و علمی-فرهنگی، گواه این اهمیت است. [[بودیسم]] در نخستین قرن میلادی از [[هند]] وارد بلخ شد و تا کرانههای جیحون گسترش یافت.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref>
* تأکید بر حفظ تعادل میان [[عبادت]] و [[معیشت]]؛
* پرهیز از [[شهرتطلبی]] و [[جلوهگری]]؛
* اولویتدادن به تجربهٔ باطنی بر ظواهر صوری؛
* ارتباط با سنت حدیثی و فقهی؛
* توجه به مسئولیتهای اجتماعی در کنار [[سیر و سلوک]] فردی.<ref>[https://article.tebyan.net/134786/ادهم-اسطوره-ای-فرای-مرزها محمدی، «ادهم، اسطورهای فرای مرزها»، وبسایت تبیان.]</ref>
این مکتب از طریق شاگردان و پیروان ابراهیم ادهم در سراسر [[جهان اسلام]] گسترش یافت و پایههای فکری بسیاری از سلسلههای صوفیه را تشکیل داد. تأثیر این جریان فکری را میتوان در توسعه نهادهای اجتماعی مانند [[خانقاه]]ها و نظام آموزش عرفانی در قرون بعدی مشاهده کرد. سبک زندگی عرفانی که در بلخ شکل گرفت، با حفظ چارچوبهای شریعت، الگویی عملی از تلفیق دنیا و آخرت ارائه میداد که برای طبقات مختلف جامعه قابل فهم و پیروی بود. این ویژگی، سبب شد عرفان بلخی بتواند در بستر زندگی روزمره مردم نفوذ کند و به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل شود.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/238105/ابراهیم-ادهم مجتبایی و جعفری (قنواتی)، «ابراهیم ادهم»، وبسایت مرکزدائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref>
پذیرش اسلام در بلخ فرایندی پیچیده و تدریجی بود. بوداییان تا پایان قرن نخست هجری مقاومت کردند، اما حاکمان مسلمان با رویکردی اصلاحی، کارکرد مکانهای مقدس پیشین را بهتدریج تغییر دادند و بخشی از نوبهار را به مسجد تبدیل کردند.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> پس از استقرار اسلام، بلخ نقش تاریخی خود را بهعنوان کانونی معنوی در قالبی جدید بازیافت. بلخ با لقبهای دارالفقه و دارالاجتهاد، از مهمترین مراکز تولید علم شد و عالمانی چون ابوسهل بلخی<ref>سوسه، الشریف الادریسی فی الجفر الجغرافیا العربی، 1974م، ج۱، ص۱۵۴.</ref> و ابوالقاسم بلخی<ref>«رویکرد پیشگیرانه ابوزید بلخی به حوزه سلامت روان (در کتاب مصالح الابدان و الانفس)»، 1394ش، ص22.</ref> را پرورش داد.<ref>حموی، معجم الادباء، 1414م، ج۳، ص۸۰.</ref> مکاتب کلامی ماتریدیه، مرجئه و کرامیه در این منطقه زاده شدند که نشان از ظرفیت بلخ در تولید جریانهای فکری بومی دارد.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> عالمان بلخی نیز سنتهای آموزشی و معنوی پیشین را با نهادهای اسلامی تلفیق کردند و عناصری از خرد و پاکی در ادیان پیشین را در قالب جدید اسلامی تداوم بخشیدند.<ref>«رویکرد پیشگیرانه ابوزید بلخی به حوزه سلامت روان (در کتاب مصالح الابدان و الانفس)»، 1394ش، ص28.</ref>
=== گسترش سبک زندگی شیعی ===
دینداری در بلخ با دانش و عقلانیت همراه بود<ref>حسینزاده شانهچی و کمالی سرپلی، «جستاری در نقش شیعیان بلخ در فرهنگ و تمدن اسلامی - تا پیش از یورش مغولان-»، ۱۳۹۰ش، ص۱۹۴–۱۹۵.</ref> و این ویژگی، بلخ را به الگوی تمدن دینی تبدیل کرد که در آن دین، نیروی محرکه و شکلدهندهٔ نهادهای اجتماعی، آموزشی و هویت جمعی در طول تاریخ بوده است.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/226634/ابوزید-بلخی موحد، «ابوزید بلخی»، وبسایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref>[[پرونده:بلخ1.jpg|جایگزین=مینیاتوری ابراهیم ادهم مبدع مکتب عرفانی بلخ|بندانگشتی|مینیاتوری ابراهیم ادهم مبدع مکتب عرفانی بلخ]]
بلخ در خراسان بزرگ، سهم قابل توجهی در توسعه و انتقال معارف شیعی در سدههای نخستین هجری داشته است. بیش از ۱۰۰ [[محدث]] شیعه در این منطقه بین قرن دوم تا پنجم هجری فعالیت داشتهاند. حوزهٔ حدیثی بلخ از قرن دوم هجری شکل گرفت و در قرن سوم، همزمان با حضور [[امام رضا]] در خراسان، به اوج فعالیت خود رسید. این محدثان با ایجاد حلقههای علمی و برگزاری مجالس حدیث، نقش مهمی در انتقال و حفظ احادیث [[اهلبیت]] ایفا کردند. بررسیها نشان میدهد که دستکم ۲۵ اثر روایی مهم توسط علمای بلخ در این دوره تألیف شده که برخی از آنها در منابع معتبر حدیثی شیعه مانند [[کتب اربعه]] مورد استناد قرار گرفته است.<ref>مهدی، «نقش کلیدی در نشر معارف شیعه در خراسان بزرگ»، ۱۳۹۱ش، ص۱۸۴–۱۸۶.</ref> [[شیخ صدوق]] با سفر به بلخ و اقامت در روستای ایلاق که مرکز تجمع شیعیان بود، نقش بسزایی در گسترش معارف و سبک زندگی شیعی در این منطقه ایفا کرد. استقبال گرم علمای بلخ و درخواست ابوعبدالله محمد بن حسن علوی برای تألیف کتاب «من لا یحضره الفقیه» نشان از نفوذ و اثرگذاری عمیق شیخ صدوق در این دیار دارد. تألیف این اثر فقهی و نیز کتاب «آمالی» در بلخ، به تقویت بنیانهای علمی شیعیان منطقه انجامید و سبک زندگی مبتنی بر احکام و معارف [[اهل بیت]] را میان مردم نهادینه ساخت.<ref>حسینزاده شانهچی و کمالی سرپلی، «جستاری در نقش شیعیان بلخ در فرهنگ و تمدن اسلامی - تا پیش از یورش مغولان-»، ۱۳۹۰ش، ص۱۹۵–۱۹۹.</ref>
=== اثرپذیری مکتب فلسفی بلخ از اسلام ===
=== مکتب عرفانی ===
بلخ با پیشینهای غنی در حکمت و دانش، بستر مناسبی برای ظهور اندیشمندان بزرگی بود که میراث فلسفی یونان را در بستر [[تمدن اسلامی]] بازخوانی کرده و توسعه دادند. [[فارابی|ابونصر فارابی]] و [[ابنسینا|ابوعلی سینا]]، نمایندگان برجسته مکتب فلسفی بلخ شناخته میشوند. فارابی، با لقب «معلم ثانی»، بنیانگذار فلسفه اسلامی بهشمار میرود. او با تلفیق سنت ارسطویی و افلاطونی، نظام فلسفی منسجمی را بر عقلانیت و برهان استوار کرد. اثر شاخص او، «آراء اهل المدینه الفاضله»، تصویری آرمانی از جامعهای مبتنی بر خرد و عدالت ارائه میدهد که در آن فیلسوف-حاکم نقش محوری دارد. ابنسینا با تکمیل پروژه فکری فارابی، [[فلسفه اسلامی]] را به اوج شکوفایی رساند. کتاب «شفا» ی او، دایرةالمعارفی جامع از علوم عقلی بود که قرنها بهعنوان متن درسی در مراکز علمی تدریس میشد. نوآوریهای ابنسینا در مباحث وجودشناسی، بهویژه تمایز بین وجود و ماهیت، تأثیری ماندگار بر فلسفه اسلامی و حتی فلسفهٔ مدرسی غرب گذاشت. مکتب فلسفی بلخ، با ویژگیهای منحصربهفردی همچون تأکید بر عقلگرایی، پیوند فلسفه با علوم طبیعی و توجه به مسائل اجتماعی و سیاسی، از دیگر جریانهای فکری متمایز بود. این مکتب علاوه بر بازخوانی میراث یونانی، با نوآوریهای اصیل، گفتمان فلسفی جدیدی در تمدن اسلامی ایجاد کرد.<ref>[https://www.zeitoons.com/84622 مرادی، «درآمدی بر شکستِ عقلانیتِ بلخی»، وبسایت زیتون.]</ref>
بلخ با لقب «امالبلاد» خراسان بزرگ، بستری مناسب برای رشد جریانهای عرفانی بود. [[ابراهیم ادهم|ابراهیم بن ادهم بلخی]] (متوفی ۱۶۱ یا ۱۶۲ق) با تحول از الگوی اشرافی به سبکی زاهدانه و تأکید بر کار و کسب روزی حلال، الگویی نوین در سلوک عرفانی پدیدآورد.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/1073378/ابراهیم-ادهم-عارف-و-زاهد-قرن-دوم-هجری-قمری «ابراهیم ادهم؛ عارف و زاهد قرن دوم هجری قمری»، خبرگزاری مهر.]</ref> ویژگیهای این مکتب عبارت بود از:
== جغرافیا و اقلیم بلخ ==
* تعادل میان عبادت و معیشت
ولایت بلخ در افغانستان با مساحتی حدود ۱۶٬۱۸۶ کیلومتر مربع، بین مدارهای ۳۵٫۶۷ تا ۳۷٫۴۰ عرض شمالی و ۶۶٫۲۵ تا ۶۸٫۲۰ طول شرقی قرار گرفته است. شمال این ولایت از طریق رود آمو با کشورهای تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان دارای مرز مشترک است. در داخل افغانستان، بلخ با ولایتهای [[ولایت سمنگان|سمنگان]]، [[ولایت سرپل|سرپل]]، [[ولایت کندز|کندز]]، [[ولایت بغلان|بغلان]] و [[ولایت جوزجان|جوزجان]] همسایه است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۱۱۰.</ref> بلخ در ادوار تاریخی، قلمروی وسیعی را در خود جای داده بود که از فاریاب در غرب تا بدخشان در شرق و از رود آمو در شمال تا بامیان در جنوب امتداد داشت.<ref>ابنفقیه همدانی، ترجمهٔ مختصر البلدان، ۱۳۴۷ش، ص۶۴–۶۷.</ref> محققان وسعت قلمرو بلخ در دورههای مختلف تاریخی را نشانددهندهٔ موقعیت استراتژیک و اهمیت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی این منطقه میدانند.<ref>رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ۱۳۸۶، ص۴۷–۴۸.</ref> بلخ از نظر آبوهوا، [[فصل تابستان|تابستانی]] گرم، [[فصل زمستان|زمستانی]] بسیار سرد و [[فصل بهار|بهاری]] مرطوب و بارانی دارد. در روزهای گرم تابستانی دمای هوا تا ۴۳درجه سانتیگراد و در روزهای سرد زمستان تا ۱۰- درجه سانتیگراد میرسد.<ref>[https://atis.af/balkh-province/ «معرفی ولایت بلخ»، وبسایت سیستم معلوماتی گردشگری افغانستان.]</ref>
* پرهیز از شهرتطلبی
* اولویتدادن به تجربهٔ باطنی
* ارتباط با سنت حدیثی و فقهی
* توجه به مسئولیتهای اجتماعی<ref>[https://article.tebyan.net/134786/ادهم-اسطوره-ای-فرای-مرزها محمدی، «ادهم، اسطورهای فرای مرزها»، وبسایت تبیان.]</ref>
=== البرزکوه ===
این مکتب از طریق شاگردان ابراهیم ادهم در سراسر جهان اسلام گسترش یافت و پایههای فکری بسیاری از سلسلههای صوفیه را تشکیل داد.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/238105/ابراهیم-ادهم مجتبایی و جعفری (قنواتی)، «ابراهیم ادهم»، وبسایت مرکزدائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref>
البرزکوه که امروزه در چهل کیلومتری جنوبغرب [[مزارشریف]] واقع شده، در باورهای باستانی ایرانی جایگاهی مقدس داشته است. این کوه در [[مزدیسنا]] بهعنوان جایگاه ایزدان، گیاهان مقدس و سرچشمه رودهای بزرگ شناخته میشد. اوستا از کاخهای ایزد مهر و سروش بر فراز این کوه سخن میگوید و آن را محل رویش گیاه هوم و منشأ ۲۰ رود مهم توصیف میکند. رود بلخاب که از تنگه البرز میگذرد، نقش حیاتی در تأمین آب مناطق اطراف از جمله شهرهای بلخ و آقچه دارد؛ چشمهٔ شفا و محوطهٔ باستانی جمشیدشهر در این منطقه قرار دارد و داستانهای فریدون، کیقباد و زال نیز با البرزکوه گره خورده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۴۱.</ref> شاعران بلخ همچون اسدالله عفیف باختری و تهماسبی خراسانی، البرزکوه را بهعنوان نماد مقاومت، اصالت و زیباییهای طبیعی در اشعار خود ستودهاند. این کوه در نگاه آنان تلفیقی از اسطوره و واقعیت است که هویت فرهنگی مردم منطقه را شکل میدهد:<ref>عفیف، آوازهای خاکستری (مجموعة شعر)، ۱۳۸۳ش، ص۳۷؛ تهماسبی خراسانی، گاهان (مجموعة شعر)، ۱۳۹۳ش، ص۱۴.</ref>
{{آغاز نستعلیق}}
=== گسترش تشیع ===
{{شعر|نستعلیق}}
بلخ در سدههای نخستین هجری، سهم قابلتوجهی در گسترش و انتقال معارف شیعی داشت. بیش از ۱۰۰ محدث شیعه بین قرن دوم تا پنجم هجری در این منطقه فعالیت داشتند و دستکم ۲۵ اثر روایی مهم تألیف کردند که برخی در [[کتب اربعه]] مورد استناد قرار گرفته است.<ref>مهدی، «نقش کلیدی در نشر معارف شیعه در خراسان بزرگ»، ۱۳۹۱ش، ص۱۸۴–۱۸۶.</ref> [[شیخ صدوق]] با سفر به بلخ و اقامت در روستای ایلاق، نقش بسزایی در نهادینهسازی سبک زندگی شیعی ایفا کرد و کتاب «من لا یحضره الفقیه» را به درخواست علمای بلخ تألیف نمود.<ref>حسینزاده شانهچی و کمالی سرپلی، «جستاری در نقش شیعیان بلخ در فرهنگ و تمدن اسلامی - تا پیش از یورش مغولان-»، ۱۳۹۰ش، ص۱۹۵–۱۹۹.</ref>
{{ب|شبیه دامن البرز، پرصالبت و سبز|رهاست در گذر بادها رها گل سرخ}}
=== مکتب فلسفی ===
{{پایان شعر}}
بلخ با پیشینهای غنی در حکمت، بستر ظهور اندیشمندان بزرگی چون [[فارابی|ابونصر فارابی]] و [[ابنسینا|ابوعلی سینا]] بود. فارابی با تلفیق سنت ارسطویی و افلاطونی، نظام فلسفی مبتنی بر عقلانیت و برهان بنیان نهاد و کتاب «آراء اهل المدینه الفاضله» را نگاشت. ابنسینا با تکمیل پروژهٔ فکری فارابی، [[فلسفه اسلامی]] را به اوج رساند و کتاب «شفا» را بهعنوان دایرةالمعارفی از [[علوم عقلی]] تألیف کرد. مکتب فلسفی بلخ با ویژگیهایی چون عقلگرایی، پیوند فلسفه با علوم طبیعی و توجه به مسائل اجتماعی، گفتمان فلسفی جدیدی در تمدن اسلامی ایجاد کرد.<ref>[https://www.zeitoons.com/84622 مرادی، «درآمدی بر شکستِ عقلانیتِ بلخی»، وبسایت زیتون.]</ref>
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|البرز در برابر چشمانت، آمو در ازدحام پریشانی| سیمرغ از این معامله تب کردهست، تنها نشسته دست به پیشانی}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
=== کوه مارمل ===
== موقعیت و آبوهوا ==
کوه مارمل با درهٔ آن در جنوب مزارشریف، هم در زندگی روزمره مردم بلخ نقش حیاتی دارد و هم در خاطرهٔ جمعی آنها جایگاه ویژهای پیدا کرده است. این کوه که نامش از ترکیب «مار» بهمعنای تندرستی و «مُل» بهمعنای باده گرفته شده، با رودخانهای که از درهاش جاری میشود دشتهای شمالی را سیراب میکند و بهعنوان یک مکان تاریخی و تفریحی مورد توجه اهالی منطقه است. در تابستانها که آب و هوای این منطقه خنک و مطبوع میشود، گردشگران از نقاط مختلف برای استراحت و تفریح به این مکان میآیند. گذشته از جاذبههای طبیعی، آثار باقیمانده از سنگرهای مجاهدین در دوران مقاومت ضد شوروی، بر اهمیت تاریخی این مکان افزوده و آن را به نمادی از مقاومت و هویت مردم منطقه تبدیل کرده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۴۲.</ref>
سرزمین باستانی باخْتْر، بخشهای گستردهای از شمال خاوری ایران باستان را در بر میگرفت. باخْتْر از شمال با سرزمین سُغد و آمودریا و از شرق با [[چین]] و از جنوب با [[هند]] و رشتهکوه [[هندوکش]]، مرز مشترک داشت و پایتخت آن که امروزه بلخ نامیده میشود ولایتی در شمال افغانستان امروزی است. ولایت بلخ در افغانستان با مساحتی حدود ۱۶٬۱۸۶ کیلومتر مربع، از شمال با [[تاجیکستان]]، [[ازبکستان]] و [[ترکمنستان]] (از طریق رود آمو) و در داخل افغانستان با ولایتهای [[سمنگان]]، [[سرپل]]، کندز، [[بغلان]] و [[جوزجان]] همسایه است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۱۱۰.</ref> قلمرو تاریخی بلخ بسیار وسیعتر بوده و از فاریاب تا بدخشان و از رود آمو تا [[بامیان]] را در بر میگرفته است.<ref>ابنفقیه همدانی، ترجمهٔ مختصر البلدان، ۱۳۴۷ش، ص۶۴–۶۷.</ref> آبوهوای بلخ [[تابستان]]هایی گرم (تا ۴۳ درجه)، [[زمستان]]هایی بسیار سرد (تا ۱۰- درجه) و بهاری مرطوب و بارانی دارد.<ref>[https://atis.af/balkh-province/ «معرفی ولایت بلخ»، وبسایت سیستم معلوماتی گردشگری افغانستان.]</ref>
=== دشت شادیان ===
=== کوهها و تنگهها ===
کوه، تنگه و دشت شادیان در ۱۷ کیلومتری جنوب [[مزارشریف]] بهعنوان یکی از جاذبههای گردشگری بلخ شناخته میشود. در جنوب این کوه، روستای تاریخی شادیان قرار دارد که بقایای آثار باستانی از دورههای زردشتی و بودایی را در خود جای داده است. این مکان در متون کهن با نام «شادیاخ» یاد شده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۴۲.</ref> '''تنگه شادیان''' از دیرباز بهعنوان مسیر ارتباطی حیاتی بین شهر مزارشریف و ولسوالی چهارکنت ایفای نقش کرده است. این تنگه که در دل کوهپایهها جای گرفته، بهعنوان سنگری استوار در برابر تهاجمات دشمنان نیز کاربرد داشته است. قدمت این اثر تاریخی به حدود ۱۰۰۰ سال میرسد و معماری آن بازتابی از هنر دفاعی دوران سامانیان است.<ref>[https://fa2.ifilmtv.ir/News/Content/79471/ «سفر به تنگه شادیان؛ دهلیز ارتباطی بین بلخ و ولسوالی چهارکنت»، وبسایت آی فیلم ۲.]</ref> '''دشت شادیان''' (یا ارژن/ارزنه) در جنوب مزارشریف گسترده شده و با پیوند به دامنههای کوه شادیان، یکی از زیباترین مناظر طبیعی بلخ را شکل میدهد. این دشت پهناور هر بهار با شقایقهای سرخ و گلهای زرد خود رو پوشیده میشود و بهویژه در چهل روز جشنوارهٔ نوروزی و روز [[سیزدهبهدر|سیزدهبدر]]، میزبان هزاران [[خانواده]] از مزارشریف و گردشگرانی از سراسر ولایت بلخ است. شاعران معاصر بلخ بارها در اشعار خود از زیباییهای این دشت الهام گرفتهاند. اسدالله عفیف باختری آن را نماد بخشش دل خوانده، محمدصادق عصیان از رقص باشکوهتر از پیش در آن سخن گفته، و شهباز ایرج آرزو کرده است دلش مانند شقایق در این دشت چادر بزند. عبدالوهاب مجیر از بیقراری غزلخوان در شادیان میگوید، ابراهیم امینی آن را به شعر پریشان تشبیه کرده و نورمحمد نورنیا از خشکیدن خاطرات بهاری در نبود یار در این دشت سروده است. این اشعار گواهی بر جایگاه عمیق دشت شادیان در خیال شاعران و هویت فرهنگی مردم بلخ است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۴۲.</ref>
البرزکوه در ۴۰ کیلومتری جنوبغرب [[مزارشریف]]، در باورهای باستانی ایرانی جایگاهی مقدس دارد. در [[آیین زرتشت|مزدیسنا]]، این کوه جایگاه ایزدان، سرچشمهٔ رودهای بزرگ و رویشگاه گیاه هوم است. رود بلخاب از تنگهٔ آن میگذرد و چشمهٔ شفا و محوطهٔ باستانی جمشیدشهر در این منطقه قرار دارند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۴۱.</ref> شاعران بلخ، البرزکوه را نماد مقاومت و هویت فرهنگی منطقه دانستهاند.<ref>عفیف، آوازهای خاکستری (مجموعة شعر)، ۱۳۸۳ش، ص۳۷؛ تهماسبی خراسانی، گاهان (مجموعة شعر)، ۱۳۹۳ش، ص۱۴.</ref>[[پرونده:بلخ4.png|جایگزین=دشت شادیان در السوالی مارمل بلخ|بندانگشتی|دشت شادیان در ولسوالی مارمل بلخ]]کوه مارمل با درهای در جنوب مزارشریف، نقشی حیاتی در زندگی روزمره و خاطرهٔ جمعی مردم بلخ دارد. رودخانهٔ آن دشتهای شمالی را سیراب میکند و در [[تابستان]] بهعنوان مکانی تفریحی مورد توجه گردشگران است. سنگرهای باقیمانده از دوران مقاومت ضد شوروی، بر اهمیت تاریخی آن افزوده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۴۲.</ref>
=== کوه خلم ===
دشت و تنگهٔ شادیان در ۱۷ کیلومتری جنوب مزارشریف، یکی از جاذبههای گردشگری بلخ است. روستای تاریخی شادیان با بقایای آثار باستانی از دورههای زردشتی و بودایی در این منطقه قرار دارد.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۴۲.</ref> تنگهٔ شادیان مسیر ارتباطی حیاتی میان مزارشریف و ولسوالی چهارکنت بوده و قدمت آن به حدود ۱۰۰۰ سال (دورهٔ سامانیان) میرسد.<ref>[https://fa2.ifilmtv.ir/News/Content/79471/ «سفر به تنگه شادیان؛ دهلیز ارتباطی بین بلخ و ولسوالی چهارکنت»، وبسایت آی فیلم ۲.]</ref> دشت شادیان (ارژن/ارزنه) در بهار با شقایقهای سرخ و گلهای زرد پوشیده میشود و در [[نوروز]] و سیزدهبدر، میزبان خانوادههای بسیاری است. شاعران معاصر بلخ در اشعار خود از زیباییهای آن الهام گرفتهاند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۴۲.</ref>[[پرونده:بلخ8.png|جایگزین=تنگه تاشقرغان|بندانگشتی|تنگه تاشقرغان از جاذبههای طبیعی در ولایت بلخ]]کوه خلم در جنوب شهر تاریخی خلم، با درهای زیبا که شاهراه کابل-بلخ از میان آن میگذرد، بخشی از هویت فرهنگی و طبیعی بلخ است. رود خلم با آبیاری باغهای منطقه، منظرهای بدیع پدیدآورده و در فصل گرما میزبان گردشگران است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۴۴.</ref>
در جنوب شهر تاریخی خلم در ولایت بلخ، کوه خلم با درهٔ زیبای آن قرار دارد که شاهراه حیاتی [[کابل]]-بلخ از میان آن میگذرد. این منطقه که در متون تاریخی مانند تاریخ بیهقی از آن یاد شده، از دیرباز بخشی از هویت فرهنگی و طبیعی بلخ بهشمار میآید. رود خلم که از میان تنگهٔ جریان دارد، با آبیاری باغهای سرسبز شرق منطقه، منظرهای بدیع پدیدآورده که در فصل گرما میزبان شمار زیادی از گردشگران و در پایداری زندگی و معیشت مردم منطقه نقش مهم دارد.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۴۴.</ref>
=== دره تاشقرغان ===
تنگهٔ تاشقرغان، دیواری از صخرههای غولپیکر، چهار ولایت شمالی را به مرکز و شمالشرق افغانستان متصل میکند. نام آن از ترکیب واژههای ترکی «تاش» (سنگ) و «قرغان» (نگهبان) گرفته شده و نهر تاریخی «ظلمآباد» با ۱۶ کیلومتر طول، گواهی بر تمدن دیرپای این منطقه است.<ref>[https://fa2.ifilmtv.ir/News/Content/58540/ «تاشقرغان تنگه ای اسرارآمیز در دل کوههای هندوکش + تصاویر»، وبسایت آی فیلم ۲.]</ref>
تنگه تاشقرغان، یکی از شگفتیهای طبیعی و تاریخی شمال افغانستان محسوب میشود. این تنگهٔ استراتژیک که همچون دیواری عظیم از صخرههای غولپیکر تشکیل شده، چهار ولایت شمالی کشور را به مرکز و شمال شرق افغانستان متصل میسازد. منطقه تاشقرغان (خلم) دارای سابقهای کهن است که در متون تاریخی به دورههای باستانی بازمیگردد. نام این منطقه از ترکیب واژههای ترکی «تاش» (سنگ) و «قرغان» (نگهبان) تشکیل شده و به موقعیت دفاعی طبیعی آن اشاره دارد. نهر تاریخی «ظلمآباد» با ۱۶ کیلومتر طول که نواحی خلم را آبیاری میکند، گواهی بر تمدن دیرپای این منطقه است. این تنگه با دیوارههای سنگی بلند و خاک چسبندهای که خاصیت نگهداری آب دارد، منظرهای خیرهکننده خلق کرده و موقعیت جغرافیایی خاص آن در دل رشتهکوههای هندوکش، این مکان را به یکی از جاذبههای مهم طبیعی افغانستان تبدیل کرده است. تاشقرغان با حفظ آثار تاریخی خود علیرغم آشوبهای متعدد، همچنان بهعنوان یکی از میراث ارزشمند فرهنگی افغانستان شناخته میشود. این منطقه نه تنها گذرگاهی حیاتی، بلکه نمادی از پیوند طبیعت و تاریخ در این سرزمین است.<ref>[https://fa2.ifilmtv.ir/News/Content/58540/ «تاشقرغان تنگه ای اسرارآمیز در دل کوههای هندوکش + تصاویر»، وبسایت آی فیلم ۲.]</ref>
=== رود بلخ (بلخاب) ===
=== رودها و چشمهها ===
رود بلخ از دامنههای کوهستانی سرچشمه گرفته و در مجاورت شهر به ۱۲ شاخه تقسیم میشود که در دوران معاصر این تقسیمات به ۱۸ نهر افزایش یافته است. این شبکهٔ آبیاری گسترده، نقش تعیینکنندهای در حاصلخیزی اراضی کشاورزی پیرامون بلخ ایفا کرده و موجبات رونق اقتصادی این ناحیه را فراهم آورده است. این شبکه آبی که از ارتفاعات بامیان تا دشت بلخ امتداد دارد، موقعیت راهبردی بلخ را در ادوار گذشته بهعنوان کانون مبادلات تجاری میان تمدنهای هند و چین، تقویت میکرد. در [[فصل بهار]]، رود بلخ چنان پرآب میشود که مازاد آب آن به سوی رودخانه جیحون سرازیر میشود. آب این رودخانه که به زلالی و گوارایی در بین مردم شهرت دارد، طراوت و شادابی را به جان و دل مردمان این دیار میبخشد. اگرچه این رود در مبدأ خود جریانی کمعرض دارد، اما هنگام تقسیم به شاخههای متعدد، از برکت و فراوانی قابل توجهی برخوردار میشود. در برخی منابع آمده است که این موهبت الهی، نتیجه دعای ابراهیم خلیل و [[امام علی]] برای اهالی بلخ دانست.<ref>رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ۱۳۸۶، ص۴۸–۴۹.</ref> پل تاریخی امام بکری از دورهٔ [[غزنویان]] بر روی این رود و چشمه شفا در کنارههای آن، از جاذبههای [[گردشگری]] مهم منطقه محسوب میشوند که در فصل گرما میزبان گردشگران بسیاری است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۵۶.</ref>
رود بلخ (بلخاب) از دامنههای کوهستانی سرچشمه گرفته و در مجاورت شهر به ۱۲ شاخه (و در دوران معاصر ۱۸ نهر) تقسیم میشود. این شبکهٔ آبیاری گسترده، نقش تعیینکنندهای در حاصلخیزی اراضی کشاورزی و رونق اقتصادی منطقه دارد. در فصل بهار، مازاد آب آن به رود جیحون میریزد. پل تاریخی امام بکری (دورهٔ غزنویان) و چشمه شفا در کنارههای این رود، از جاذبههای گردشگری مهم هستند.<ref>رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ۱۳۸۶، ص۴۸–۴۹.</ref><ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۵۶.</ref>
=== رود آمو (جیحون) ===
رود آمو (جیحون) با ۲۵۴۰ کیلومتر طول، از پامیر سرچشمه گرفته و مرز طبیعی شمال افغانستان را تشکیل میدهد. در اساطیر ایرانی نماد ایزدبانوی آب (آناهیتا) بوده و امروز نقش اقتصادی و تفریحی مهمی دارد. شهر بندری حیرتان با پل دوستی، به مرکز تجاری تبدیل شده و کنارههای آن در فصل گرما میزبان گردشگران است. شاعران بلخی از دیرباز در وصف این رود سرودهاند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۵۷–۲۵۸.</ref>
رود آمو با ۲۵۴۰ کیلومتر طول، یکی از مهمترین رودهای آسیای مرکزی است که از پامیر سرچشمه گرفته و مرز طبیعی شمال افغانستان با تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان را تشکیل میدهد. این رود که در متون تاریخی با نامهای وخش، اکسوس و جیحون شناخته میشود، از دیرباز در اساطیر ایرانی بهعنوان نماد ایزدبانوی آب ([[آناهیتا]]) مورد احترام بوده است. در زندگی امروزی مردم بلخ، رود آمو نقش اقتصادی و تفریحی مهمی ایفا میکند. شهر بندری حیرتان با پل دوستی (متصلکننده افغانستان و ازبکستان) به مرکز مهم تجاری تبدیل شده است. در فصل گرما، کنارههای خوشآبوهوای این رود میزبان گردشگرانی است که برای ماهیگیری و تفریح به این منطقه میآیند. شاعران بلخی از دیرباز تاکنون در وصف این رود سرودهاند. [[عنصری بلخی]] در سدههای چهارم و پنجم هجری از خروش جیحون سخن گفته و یحیی جواهری، شاعر معاصر، آن را رودی خشمگین اما باشکوه توصیف کرده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۵۷–۲۵۸.</ref>
=== چشمه شفا ===
چشمه شفا در دامنهٔ البرزکوه، چشمهای آبگرم با خواص درمانی است که در متون کهن (بندهش) از آن یاد شده است. مردم محلی برای درمان بیماریهای پوستی به آنجا میروند. معماری اتاق آبتنی با گنبدی ۶ متری، نمونهای از هنر سنتی منطقه است و در سالهای ۱۳۹۱–۱۳۹۳ش بازسازی شده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۴۹.</ref>
چشمه شفا در دامنهٔ البرزکوه و مجاور محوطه باستانی شهر کاووس (جمشیدشهر)، یکی از جاذبههای طبیعی-تاریخی بلخ است. این [[چشمه آبگرم]] که در متون کهن مانند بندهش از خواص درمانی آن یاد شده، از دیرباز مورد توجه مردم منطقه بوده است. بر اساس باورهای باستانی، آب این چشمه خاصیت جوانکنندگی و درمانی داشته و در متون پهلوی به توانایی آن در بازگرداندن جوانی اشاره شده است. مردم محلی و گردشگران بهویژه در فصل گرما برای استفاده از خواص درمانی آن برای بیماریهای پوستی، به این مکان میآیند. معماری ویژه اتاق آبتنی با گنبدی به ارتفاع ۶ متر و دیوارهای سنگی، نمونهای از هنر معماری سنتی منطقه است. محوطه چشمه شفا در سالهای ۱۳۹۱–۱۳۹۳ش بازسازی شد و امروزه یکی از نقاط مهم گردشگری مذهبی-درمانی در شمال افغانستان است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۴۹.</ref>
=== چشمه صیاد ===
چشمه صیاد (حیات) در منطقه خلم، هم منبعی برای آشامیدن و کشاورزی است و هم با پیشینهای بهعنوان شکارگاه و منطقهٔ تفریحی، در روزهای تعطیل میزبان خانوادههاست. سنت پاکسازی آن توسط پادشاه حسین قلندر، نشاندهندهٔ احترام مردم به منابع طبیعی است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۴۹–۲۵۰.</ref>
چشمه صیاد یا حیات در منطقه خلم، نقشی دوگانه در زندگی مردم ایفا میکند. از یکسو منبع حیاتی آب برای آشامیدن و [[کشاورزی]] است و از سویدیگر، با پیشینهای بهعنوان شکارگاه تاریخی و منطقهای تفریحی با امکانات اقامتی موقت، هنوز هم در روزهای تعطیل میزبان خانوادههایی است که برای تفریح و آبتنی به این منطقه میآیند. سنت پاکسازی این چشمه توسط پادشاه حسین قلندر، نشاندهنده احترام عمیق مردم به این منابع طبیعی است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۴۹–۲۵۰.</ref>
== جمعیتشناسی بلخ ==
== جمعیتشناسی ==
در ولایت بلخ، اقوام [[تاجیکهای افغانستان|تاجیک]]، [[قوم هزاره|هزاره]]، [[قوم بلوچ|بلوچ]]، [[قوم پشتون|پشتون]]، ازبیک و [[قوم ترکمن|ترکمن]] زندگی میکنند. بیشتر مردمان بلخ، از اهل تسنن هستند و اندکی از آنها [[شیعه]] هستند.<ref name=":0">[http://lib.eshia.ir/23019/1/1671 «بلخ»، دانشنامه جهان اسلام.]</ref>
در ولایت بلخ، اقوام [[تاجیکهای افغانستان|تاجیک]]، [[قوم هزاره|هزاره]]، [[قوم بلوچ|بلوچ]]، [[قوم پشتون|پشتون]]، ازبیک و [[قوم ترکمن|ترکمن]] زندگی میکنند. بیشتر مردمان بلخ، از اهل تسنن هستند و اندکی از آنها [[شیعه]] هستند.<ref name=":0">[http://lib.eshia.ir/23019/1/1671 «بلخ»، دانشنامه جهان اسلام.]</ref>
براساس گزارش ادارهٔ ملی احصائیه و معلومات، نفوس ولایت بلخ در ۱۴۰۰ش ۱ میلیون و ۵۴۳ هزار و ۴۶۴ نفر بوده است. بر اساس این برآورد، از مجموع نفوس ولایت بلخ، تعداد ۷۸۴ هزار و ۲۳۸ تن آن را مردان و تعداد ۷۵۹ هزار و ۲۲۶ نفر آن را زنان تشکیل میدهد. در سال ۱۴۰۰ش از مجموع نفوس بلخ به تعداد ۶۰۳۰۲۰ تن در شهر زندگی میکردند که شامل ۳۰۳ هزار و ۹۵۴ مرد و ۲۹۹ هزار و ۶۶ زن میشود. همچنین تعداد ۹۴۰۴۴۴ تن در روستاها سکونت داشتند که ۴۸۰۲۸۴ مرد و ۴۶۰۱۶۰ تن زن را در برمیگیرد. ولسوالی بلخ بیشترین نفوس را میان سایر ولسوالیها دارد که تعداد آن به ۱۳۸۵۹۴ تن میرسد.<ref>[https://www.avapress.com/fa/news/237989/نفوس-ولایت-بلخ-یک-میلیون-و-543-هزار-464-تن-برآورد-شد «نفوس ولایت بلخ یک میلیون و 543 هزار و 464 تن برآورد شد»، خبرگزاری آوا.]</ref>
براساس گزارش ادارهٔ ملی احصائیه و معلومات، نفوس ولایت بلخ در ۱۴۰۰ش ۱ میلیون و ۵۴۳ هزار و ۴۶۴ نفر بوده است. بر اساس این برآورد، از مجموع نفوس ولایت بلخ، تعداد ۷۸۴ هزار و ۲۳۸ تن آن را مردان و تعداد ۷۵۹ هزار و ۲۲۶ نفر آن را زنان تشکیل میدهد. در سال ۱۴۰۰ش از مجموع نفوس بلخ به تعداد ۶۰۳۰۲۰ تن در شهر زندگی میکردند که شامل ۳۰۳ هزار و ۹۵۴ مرد و ۲۹۹ هزار و ۶۶ زن میشود. همچنین تعداد ۹۴۰۴۴۴ تن در روستاها سکونت داشتند که ۴۸۰۲۸۴ مرد و ۴۶۰۱۶۰ تن زن را در برمیگیرد. ولسوالی بلخ بیشترین نفوس را میان سایر ولسوالیها دارد که تعداد آن به ۱۳۸۵۹۴ تن میرسد.<ref>[https://www.avapress.com/fa/news/237989/نفوس-ولایت-بلخ-یک-میلیون-و-543-هزار-464-تن-برآورد-شد «نفوس ولایت بلخ یک میلیون و 543 هزار و 464 تن برآورد شد»، خبرگزاری آوا.]</ref>
=== زبان فارسی در بلخ ===
=== زبان فارسی ===
[[فارسی دری]]، زبان رایج مردم بلخ، [[سمرقند]] و [[بخارا]] در دوره پیش از اسلام و قرون اولیه اسلامی بوده است. در دوره اسلامی نیز ادبیات فارسی در این منطقه با ظهور شاعران و ادیبانی همچون شهید بلخی، ابوشکور بلخی، ابومؤید بلخی، معروفی بلخی، رابعه بلخی، دقیقی بلخی، عنصری بلخی، [[ناصر خسرو|ناصر خسرو قبادیانی]] و [[مولانا|جلالالدین محمد بلخی]] (مولوی) به شکوفایی فزایندهای رسید. دورهٔ سامانیان (قرن ۴ هجری) نقطهٔ عطفی در احیای زبان فارسی محسوب میشود. حاکمان سامانی که خود ریشه در بلخ داشتند، با حمایت از زبان مادری خود، زمینهساز شکوفایی دوبارهٔ ادبیات فارسی شدند. فارسی دری که ریشه در خراسان قدیم دارد، به واسطه موقعیت جغرافیایی و فرهنگی بلخ، توانست بهعنوان زبان علمی و ادبی در گستره وسیعی از جهان اسلام نفوذ کند. این زبان در عرصههای علمی، فلسفی و عرفانی نیز به کار گرفته میشد.<ref>رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ۱۳۸۶ش، ص۵۸.</ref> درحالحاضر در بلخ، زبانهای فارسی دری، پشتو، ازبیکی و ترکمنی رایج است، اما بیشتر مردم به زبان فارسی دری صحبت میکنند.<ref>[https://atis.af/balkh-province/ «معرفی ولایت بلخ»، وبسایت سیستم معلوماتی گردشگری افغانستان.]</ref>
[[فارسی دری]]، زبان رایج مردم بلخ، [[سمرقند]] و [[بخارا]] در دوره پیش از اسلام و قرون اولیه اسلامی بوده است. در دوره اسلامی نیز ادبیات فارسی در این منطقه با ظهور شاعران و ادیبانی همچون شهید بلخی، ابوشکور بلخی، ابومؤید بلخی، معروفی بلخی، رابعه بلخی، دقیقی بلخی، عنصری بلخی، [[ناصر خسرو|ناصر خسرو قبادیانی]] و [[مولانا|جلالالدین محمد بلخی]] (مولوی) به شکوفایی فزایندهای رسید. سامانیان (قرن ۴ هجری) که خود ریشه در بلخ داشتند، با حمایت از زبان مادری خود، زمینهساز شکوفایی ادبیات فارسی شدند و فارسی دری بهواسطه موقعیت جغرافیایی و فرهنگی بلخ، زبان علمی و ادبی در گستره وسیعی از جهان اسلام شد و در علم، فلسفه و عرفان بهکار گرفته میشد.<ref>رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ۱۳۸۶ش، ص۵۸.</ref> درحالحاضر در بلخ، زبانهای فارسی دری، پشتو، ازبیکی و ترکمنی رایج است، اما بیشتر مردم به زبان فارسی دری صحبت میکنند.<ref>[https://atis.af/balkh-province/ «معرفی ولایت بلخ»، وبسایت سیستم معلوماتی گردشگری افغانستان.]</ref>
== ساختار اداری بلخ ==
بلخ امروزه به چندین ولسوالی و مناطق مهم اداری تقسیم شده است که با تنوع قومی و مذهبی خود، نمونهای بارز از [[همزیستی]] مسالمتآمیز اقوام مختلف را به نمایش میگذارد.<ref>عظیمی و احمدی، شناسنامة مختصر ادارات محلّی افغانستان، ۱۳۹۷ش، ص۲۵.</ref>
=== مزار شریف ===
شهر مزار شریف بهعنوان مرکز ولایت بلخ، شهری با پیشینه تاریخی عمیق و جایگاه ویژه مذهبی-فرهنگی در شمال افغانستان شناخته میشود. این شهر که در ۱۴۸۰م با کشف آرامگاه منسوب به [[امام علی]] شکل گرفت، امروزه به یکی از مهمترین قطبهای زیارتی، فرهنگی و اقتصادی کشور تبدیل شده است. مزار شریف با مساحت ۴۸کیلومتر مربع، ساختار شهری منسجمی دارد که شامل ۱۲ ناحیه شهری با بیش از ۳۲۸ گذر و محله میشود. توسعه کویهای مسکونی مدرن از دهه ۱۳۶۰ خورشیدی آغاز شد و امروزه ترکیبی از بافت سنتی و مدرن را نمایش میدهد. این شهر دارای ۳۴۳ مسجد، ۹۳ حسینیه و بیش از ۱۲ هزار مرکز تجاری است که نشاندهندهٔ حیات پویای مذهبی و اقتصادی آن است.
آرامگاه منسوب به امام علی بهعنوان مهمترین جاذبهٔ شهر، سالانه پذیرای بیش از یک میلیون زائر از سراسر افغانستان و کشورهای همسایه است. جشن [[نوروز]] و جشنواره گل سرخ از دیگر رویدادهای شاخص فرهنگی این شهر محسوب میشوند که ریشه در سنتهای دیرینه منطقه دارند. سبک زندگی در مزار شریف ترکیبی از سنت و مدرنیته است. بازارهای سنتی با معماری اصیل افغانستانی در کنار مراکز خرید مدرن، تصویری از این تلفیق را ارائه میدهند. نامگذاری خیابانها به نام مشاهیر فرهنگی و تاریخی مانند مولانا جلالالدین بلخی و حکیم [[ناصر خسرو]]، نشاندهندهٔ توجه ویژه به هویت فرهنگی منطقه است.
== ساختار اداری ==
ولایت بلخ شامل چندین ولسوالی با تنوع قومی و مذهبی است که نمونهای از همزیستی مسالمتآمیز اقوام مختلف را به نمایش میگذارد.<ref>عظیمی و احمدی، شناسنامة مختصر ادارات محلّی افغانستان، ۱۳۹۷ش، ص۲۵.</ref>[[پرونده:بلخ9.jpg|جایگزین=سر درب ورودی جنوبی روضه سخی (زیارتگاه منسوب به امام علی). |بندانگشتی|شعر نظامی گنجوی در کتیبهای بر سردر ورودی جنوبی روضه سخی (زیارتگاه منسوب به امام علی). ]]مزار شریف، مرکز ولایت بلخ، شهری با پیشینهٔ تاریخی عمیق و جایگاه ویژهٔ مذهبی-فرهنگی است که در ۱۴۸۰م با کشف آرامگاه منسوب به امام علی شکل گرفت. این شهر با مساحت ۴۸ کیلومتر مربع، شامل ۱۲ ناحیه و بیش از ۳۲۸ گذر و محله است و ترکیبی از بافت سنتی و مدرن دارد. آرامگاه منسوب به امام علی، سالانه پذیرای بیش از یک میلیون زائر است و جشن نوروز و جشنوارهٔ گل سرخ از رویدادهای شاخص فرهنگی آن بهشمار میروند. مزار شریف با ۳۴۳ مسجد، ۹۳ حسینیه و بیش از ۱۲ هزار مرکز تجاری، حیاتی پویا دارد و فرودگاه بینالمللی آن نقش کلیدی در ارتباط با خارج از افغانستان ایفا میکند. همزیستی مسالمتآمیز اقوام و مذاهب مختلف، از ویژگیهای بارز این شهر است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۱۱۱–۱۱۵.</ref> بر روی یکی از ورودیهای شهر، شعری از عبدالرحمن جامی نقش بسته است:<ref>[https://mazarisharif.mfa.gov.ir/portal/generalcategoryservices/12588 «درباره افغانستان»، وبسایت سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در مزار شریف.]</ref>{{آغاز نستعلیق}}
این شهر بهعنوان مرکز مهم تجاری در مسیر تاریخی جادهٔ ابریشم، نقش کلیدی در اقتصاد منطقه ایفا میکند. فرودگاه بینالمللی مزار شریف بهعنوان یکی از مهمترین دروازههای هوایی کشور، ارتباط این شهر را با جهان خارج تسهیل میکند. توسعه زیرساختهای شهری در سالهای اخیر، مزار شریف را به یکی از شهرهای پیشرو در شمال افغانستان تبدیل کرده است.
همزیستی مسالمتآمیز اقوام و مذاهب مختلف، از ویژگیهای بارز زندگی اجتماعی در این شهر است. حفظ نامهای تاریخی محلات قدیمی مانند شادیان و قبادیان، پیوند نسل جدید را با گذشته تاریخی شهر حفظ کرده است. مزار شریف با ترکیب منحصر به فرد معماری سنتی و مدرن، حفظ میراث تاریخی و توسعه متوازن شهری، نمونهای موفق از شهرهای مهم فرهنگی در منطقه آسیای مرکزی محسوب میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۱۱۱–۱۱۵.</ref>
بر روی یکی از ورودیهای شهر مزار شریف شعری از عبدالرحمن جامی حک شده، که چنین است:<ref>[https://mazarisharif.mfa.gov.ir/portal/generalcategoryservices/12588 «درباره افغانستان»، وبسایت سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در مزار شریف.]</ref>{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|گویند که مرتضی علی در نجف است|در بلخ بیا ببین چه بیت الشرف است}}
{{ب|گویند که مرتضی علی در نجف است|در بلخ بیا ببین چه بیت الشرف است}}
خط ۱۴۵:
خط ۱۲۷:
{{پایان نستعلیق}}
{{پایان نستعلیق}}
'''بلخ'''
* ولسوالی '''بلخ''' در ۲۲ کیلومتری غرب مزارشریف، با مساحت ۶۲۰ کیلومتر مربع و جمعیت بیش از ۲۵۰ هزار نفر، نخستین پایتخت خراسان قدیم بوده و یادگار تمدنی چندینهزارساله است.
* '''شولگر''' با طبیعتی سرسبز و کوهستانی، مساحت ۱۷۹۶ کیلومتر مربع و جمعیت ۱۱۱ هزار نفر، به کشت برنج معروف و دارای جاذبههای تاریخی مانند آرامگاه بابه عوض و خواجه سکندر است.
* '''چمتال''' با مساحت ۱۰۳۱ کیلومتر مربع و جمعیت ۹۱ هزار نفر، در گذشته «آهنقلعه» نام داشت و امروز مرکز آن روستای بایتیمور است.
* چهاربولک با مساحت ۵۷۳ کیلومتر مربع و جمعیت ۸۰ هزار نفر، منطقهای هموار با آثار تاریخی چون تپه غورهچی و آرامگاه خواجه روشنایی است.
* '''خلم''' در ۵۵ کیلومتری شرق مزارشریف، با مساحت ۲۷۷۴ کیلومتر مربع و جمعیت ۷۲ هزار نفر، گذرگاه مهم شاهراه مزارشریف-کابل و دارای تنگه خلم و چشمه حیات است.
* '''مارمل''' منطقهای کوهستانی با مساحت ۵۴۴ کیلومتر مربع و جمعیت ۱۲ هزار نفر، به صنایع دستی مانند دستاربافی و قالیبافی معروف است.
* '''چهارکنت''' با مساحت ۱۰۷۹ کیلومتر مربع و جمعیت ۴۴ هزار نفر، منطقهای کوهستانی با جاذبههایی چون کافرقلعه و تنگه شادیان است.
* '''نهرشاهی''' با مساحت ۱۳۳۳ کیلومتر مربع و جمعیت ۴۴ هزار نفر، به واسطهٔ نهر تاریخی شاهی آبیاری میشود و دارای باغستانهای انبوه است.
* '''دهدادی''' با مساحت ۲۵۴ کیلومتر مربع، دارای بناهای تاریخی چون قلعه چهلدختران و پل امام بکری است.
* '''کشنده''' با مساحت ۱۲۳۹ کیلومتر مربع، منطقهای کوهستانی با محوطهٔ باستانی سفیدپل.
* '''زاری''' با مساحت ۸۹۴ کیلومتر مربع و جمعیت ۴۴ هزار نفر، دارای محوطهٔ باستانی ابدالگان است.
* '''دولتآباد''' با مساحت ۱۶۵۲ کیلومتر مربع و جمعیت ۱۰۳ هزار نفر، دارای آثار تاریخی چون تپه نیچکه و آتشکده وهران است.
* '''شورتپه''' با مساحت ۱۳۷۰ کیلومتر مربع و جمعیت ۳۸ هزار نفر، منطقهای بیابانی در مرز ازبکستان و ترکمنستان.
* '''کلدار''' با مساحت ۹۹۵ کیلومتر مربع و جمعیت ۱۸ هزار نفر، خاستگاه دودمان سامانیان است.
* '''حیرتان''' در کنار رود آمو، مهمترین بندر شمال افغانستان و با احداث پل دوستی (۱۳۶۱ش) و راهآهن حیرتان-مزارشریف (۱۳۸۹ش)، نقش حیاتی در ترانزیت کالا میان افغانستان و آسیای مرکزی دارد.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۱۱۵–۱۳۵.</ref>
ولسوالی بلخ با پیشینهای کهن بهعنوان نخستین پایتخت خراسان قدیم شناخته میشود. این ولسوالی در ۲۲ کیلومتری غرب شهر مزارشریف قرار دارد و مساحتی حدود ۶۲۰ کیلومتر مربع با جمعیتی بیش از ۲۵۰ هزار نفر را در بر میگیرد. مرکز آن شهر تاریخی بلخ (بخدی) است که در طول تاریخ بیش از ۲۰ بار ویران و بازسازی شده. این منطقه با ۱۲۸ روستا از جمله چهارباغ گلشن و قلعهچه، یادگار تمدنی چندین هزارساله است.
== اقتصاد ==
'''شولگر'''
این ولسوالی با طبیعتی سرسبز و کوهستانی در جنوب غرب مزارشریف واقع شده و با مساحتی حدود ۱۷۹۶ کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر ۱۱۱ هزار نفر، ۱۱۵ روستا را در خود جای داده است. محصولات کشاورزی متنوعی از جمله برنج معروف شولگر در این منطقه کشت میشود. رود بلخ از میان این منطقه عبور کرده و جنگلهای [[پسته]] و بادام کوهی از ویژگیهای طبیعی آن است. جاذبههای تاریخی مانند آرامگاههای بابه عوض و خواجه سکندر، همراه با چشمههای فراوان و محوطههای باستانی، این منطقه را به مقصدی جذاب برای گردشگران تبدیل کرده است. طبق باور عامیانه سیمرغ، پرورندهٔ زال، در جنگ [[رستم]] و اسفندیار، چوب گز را از همین سرزمین برای ساختن تیر دو سر به رستم آورد و رستم با زدن آن تیر بر چشمان اسفندیار که یگانه جای آسیبپذیر آن رویینتن بود، او را از پا درآورد. نام تاریخی این منطقه «درهٔ گز» است.
=== چمتال ===
ولسوالی چمتال با مساحت ۱۰۳۱ کیلومترمربع در ۳۴ کیلومتری غرب مزارشریف واقع شده و از شمال با بلخ و چهاربولک، از جنوب با شولگر، از شرق با دهدادی و از غرب با فیضآباد جوزجان همسایه است. این شهرستان با جمعیتی حدود ۹۱ هزار نفر، دارای ۱۷۶ روستا از جمله نوشهر، جوی شهر و چهارآسیاب است. چمتال که در گذشته به نام «آهنقلعه» شناخته میشد، امروز مرکز آن روستای بایتیمور است.
چشمههای شفا و قبرغه با آب گوارا، همراه با آثار تاریخی چون کافرقلعه، مسجد چشمه شفا و آرامگاههای متعدد، جاذبههای چمتال را شکل میدهند.
اقتصاد چمتال بر کشاورزی و باغداری استوار است. گندم، جو، پنبه، زردآلو و انگور از محصولات اصلی آن است، همراه با گیاهان دارویی مانند کاسنی و [[خاکشیر]]. دامداری نیز در این منطقه رونق دارد و حیواناتی چون گاو، گوسفند و شتر در کنار حیوانات وحشی مانند گرگ و آهو در این منطقه زندگی میکنند.
=== چهار بولک ===
ولسوالی چهاربولک با مساحت ۵۷۳ کیلومتر مربع در غرب مزارشریف واقع شده و بخشی از مسیر شاهراه بلخ-شبرغان محسوب میشود. این شهرستان از شمال به دولتآباد، از جنوب به چمتال، از شرق به بلخ و از غرب به استان جوزجان محدود است. چهاربولک با جمعیتی نزدیک به ۸۰ هزار نفر، دارای ۱۱۱ روستا از جمله دهنو، خواجه روشنایی و هزارچکش است که آن را به یکی از سرسبزترین مناطق استان بلخ تبدیل کرده است.
چهاربولک منطقهای عمدتاً هموار (۹۹٪) با بخشهای محدود کوهستانی (۱٪) که آثار تاریخی مهمی چون تپه غورهچی، محوطه کهنهچهاربولک و آرامگاه خواجه روشنایی را در خود جای داده است. موقعیت جغرافیایی آن در مختصات ۳۶°۴۵′۲۰ شمالی و ۶۱°۴۳′۴۸ شرقی قرار دارد.
=== خلم ===
این ولسوالی در ۵۵ کیلومتری شرق مزارشریف واقع شده و بهعنوان یکی از گذرگاههای مهم شاهراه مزارشریف-کابل محسوب میشود. این شهرستان با مساحت ۲۷۷۴ کیلومتر مربع و جمعیت ۷۲ هزار نفر، از شمال به رود آمو (مرز تاجیکستان) و از جنوب به استان سمنگان محدود میشود. خلم با ۳۹ روستا از جمله دهنو، باباصدق و پادشاه مردان، مناظر طبیعی چشمگیری مانند تنگه خلم با دیوارههای سرخ رنگ و چشمه حیات (صیاد) را در خود جای داده است.
=== مارمل ===
ولسوالی مارمل در جنوب استان بلخ واقع شده و با مناطق نهرشاهی، خلم و چهارکنت همسایه است. این منطقه کوهستانی با مساحت ۵۴۴ کیلومتر مربع و ارتفاع ۱۶۰۰ متر از سطح دریا، دارای جمعیتی حدود ۱۲ هزار نفر است. مارمل که در ۱۳۶۸ش به رسمیت شناخته شد، شامل ۲۹ روستای تاریخی از جمله شادیان، رِجِن و غندک میشود.
مارمل منطقهای با پوشش گیاهی متنوع شامل درختان پسته، [[بادام]]، انجیر و زردآلو که بهویژه برای تولیدات دامی و [[صنایع دستی]] مانند دستاربافی (معروف به دستار مارملی) و قالیبافی شناخته شده است. جاذبههای تاریخی آن شامل زیارتگاههای خواجه مرادبخش و خواجه پرواز ولی و همچنین محوطههای باستانی مانند بهارآب و دامنههای کوه ملآغان است. سبک زندگی در مارمل تحت تأثیر فعالیتهای کشاورزی محدود، دامداری و هنرهای سنتی است که هویت محلی آن را شکل دادهاند.
=== چهارکنت ===
ولسوالی چهارکنت در جنوبشرق مزارشریف واقع شده و با ارتفاعی تا ۲۰۰۰ متر از سطح دریا، منطقهای کوهستانی با مساحت ۱۰۷۹ کیلومتر مربع محسوب میشود. این شهرستان با جمعیت ۴۴ هزار نفر و ۸۶ روستا از جمله چهارمحله، قلعه نایبسالار و شرشره، به کشاورزی و دامپروری مشغولند. جاذبههای تاریخی آن شامل کافرقلعه و تنگه شادیان است.
=== نهرشاهی ===
این ولسوالی همچون کمربندی مزارشریف را احاطه کرده و با مساحت ۱۳۳۳ کیلومتر مربع، ۴۴ هزار نفر جمعیت دارد. ۴۶ روستا از جمله سیاگرد و تختهپل در این منطقه قرار دارند که به واسطه نهر تاریخی شاهی آبیاری میشوند. باغستانهای انبوه با درختان میوه و صنایع دستی مانند [[گلیمبافی]] از ویژگیهای بارز این منطقه است. آثار تاریخی مهم آن شامل قلعه تختهپل و [[مسجد]] تاریخی آن است. با گسترش مزارشریف، بخشهایی از این شهرستان به محدوده شهری اضافه شدهاند.
=== دهدادی ===
این ولسوالی در جنوبشرق مزارشریف با مساحت ۲۵۴ کیلومتر مربع واقع شده و از شمال به بلخ و نهرشاهی، از جنوب به چهارکنت و شولگر محدود میشود. دهدادی با ۵۸ روستا از جمله دهسوار، چهلگزی و خانقاه کالن، دارای بناهای تاریخی مهمی چون قلعه چهلدختران و پل امام بکری است. کشاورزی و باغداری پایه اقتصادی منطقه را تشکیل میدهد که محصولاتی چون گندم، جو، [[انگور]] و [[انار]] تولید میکنند. حیات وحش متنوعی شامل [[آهو]]، بز کوهی و انواع پرندگان در این منطقه یافت میشود.
=== کشنده ===
ولسوالی کشنده با مساحت ۱۲۳۹ کیلومتر مربع در مرز استانهای سرپل و سمنگان قرار دارد. این شهرستان کوهستانی با ۱۸۷ روستا از جمله چرخاب و چشمه، اگرچه کمآب است اما تولیدات کشاورزی متنوعی دارد. درختان میوه و گیاهان دارویی از منابع طبیعی منطقه محسوب میشوند. کشنده از نظر تاریخی اهمیت ویژهای دارد چرا که برخی از قدیمیترین آثار تمدن بشری از جمله محوطه باستانی سفیدپل در این منطقه کشف شده است. صنایع دستی مانند گلیمبافی و جوالدوزی از فعالیتهای سنتی مردم این ناحیه است.
=== زاری ===
ولسوالی زاری در جنوب مزارشریف با مساحت ۸۹۴ کیلومتر مربع واقع شده و از نظر ارتفاعی بین ۱۲۵۶ تا ۳۴۶۵ متر از سطح دریا متغیر است. این منطقه با ۴۴ هزار نفر جمعیت و ۱۵۹ روستا از جمله ناوک و فیلبند، به دامداری و کشاورزی مشغولند. محصولات اصلی شامل گندم، جو و میوههایی مانند انگور و زردآلو است. محوطه باستانی ابدالگان از مهمترین آثار تاریخی این منطقه محسوب میشود.
=== دولتآباد ===
ولسوالی دولتآباد با مساحت ۱۶۵۲ کیلومتر مربع در ۴۲ کیلومتری مزارشریف قرار دارد. این شهرستان با ۱۰۳ هزار نفر جمعیت و ۸۷ روستا از جمله چاهی و فرخآباد، دارای آثار تاریخی مهمی از دورههای مختلف از جمله تپه نیچکه و آتشکده وهران است. کشاورزی در این منطقه متکی به نهر دولتآباد است و محصولاتی مانند گندم، [[پنبه]] و میوههای مختلف تولید میکند. صنایع دستی از جمله قالیبافی در این منطقه رونق دارد.
=== شورتپه ===
ولسوالی شورتپه در مرز با ازبکستان و ترکمنستان با مساحت ۱۳۷۰ کیلومتر مربع واقع شده است. این منطقه بیابانی با ۳۸ هزار نفر جمعیت و ۲۳ روستا از جمله آرنجی و بوزیر، به پرورش گوسفند قرهقل و تولید صنایع دستی مانند قالیچه معروف است. محصولات کشاورزی محدود این منطقه شامل گندم و خربزه میباشد.
=== کلدار ===
ولسوالی کلدار در همسایگی رود آمو و در مجاورت مرزهای تاجیکستان و ازبکستان واقع شده است. این منطقه با مساحت ۹۹۵ کیلومتر مربع و جمعیت حدود ۱۸ هزار نفر، شامل ۱۷ روستا از جمله خواجه کلدار و کهنهکلدار است. مرکز آن سامان، خاستگاه دودمان سامانیان بوده که در قرن چهارم هجری بر [[خراسان]] حکومت میکردند. زمینهای این منطقه بهطور عمده ریگی بوده و پوشش گیاهی آن شامل سکساول، گز و خار روسی است. اقتصاد منطقه مبتنی بر پرورش گوسفند قرهقل و تولید صنایع دستی مانند قالی و قاقمه شتری بوده و محصولات کشاورزی آن شامل گندم، جو و پنبه میشود.
=== بندر مرزی حیرتان ===
حیرتان بهعنوان مهمترین بندر مرزی شمال افغانستان در کنار رود آمو و مقابل شهر ترمذ ازبکستان قرار دارد. این شهر با احداث پل دوستی در ۱۳۶۱ش به مهمترین گذرگاه تجاری با آسیای مرکزی تبدیل شد. پروژه راهآهن حیرتان-مزارشریف با سرمایهگذاری بانک توسعهٔ آسیا در ۱۳۸۹ش به بهرهبرداری رسید و نقش حیاتی در ترانزیت کالا بین افغانستان و کشورهای همسایه ایفا میکند. این شهر که برای جمعیت ۴۰ هزار نفری طراحی شده، کانون اصلی مبادلات تجاری در شمال افغانستان محسوب میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۱۱۵–۱۳۵.</ref>
== اقتصاد بلخ ==
=== کشاورزی ===
=== کشاورزی ===
بلخ بهعنوان یکی از خاستگاههای تاریخی کشاورزی در آسیای مرکزی، از دوران باستان تاکنون در توسعهٔ فعالیتهای کشاورزی نقش مهم داشته است. این منطقه با تنوع اقلیمی منحصربهفرد، میزبان طیف گستردهای از محصولات کشاورزی شامل غلات (گندم، جو، برنج بهویژه در شولگر)، حبوبات (نخود، ماش، لوبیا)، محصولات صنعتی (پنبه)، سبزیجات (پیاز، سیر، سیبزمینی) و صیفیجات معروفی مانند خربزه ارکانی در دولتآباد، خربزه برگنی در خلم و خربزه لوبیایی در بلخ، چمتال و چهاربولک است.
[[پرونده:بلخ2.jpg|جایگزین= کاشت و تولید زعفران در بلخ|بندانگشتی|برداشت زعفران در بلخ]]بلخ از خاستگاههای کشاورزی در آسیای مرکزی است و با تنوع اقلیمی، محصولات متنوعی از جمله غلات (گندم، جو، برنج)، حبوبات، پنبه، سبزیجات و صیفیجات معروفی همچون خربزهٔ ارکانی، برگنی و لوبیایی تولید میکند. کشاورزان با روشهای سازگار با محیط مانند کشت للمی (دیم)، دانش عمیق بومی در مدیریت منابع آبی و خاکی را بهکار میگیرند.<ref name=":3">رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ۱۸۶ش، ج۱َ، ص۱۸.</ref> کشت زعفران در سالهای اخیر با رشد ۵۰ درصدی همراه بوده و بیش از ۱۰۰ قطعه کشت نمایشی توسط کشاورزان ایجاد شده است. هر قطعه نیم جریبی قادر به تولید حدود ۵۰۰ گرم زعفران است که در مجموع به ۳۰ تا ۴۰ کیلوگرم زعفران در سطح ولایت منجر شده است.<ref>[https://tolonews.com/fa/business/افزایش-۵۰-درصدی-در-کشت-زعفران-در-بلخ «افزایش ۵۰ درصدی در کشت زعفران در بلخ»، وبسایت طلوع نیوز.]</ref>
کشاورزان بلخ با بهرهگیری از روشهای سازگار با محیط مانند کشت لَلمِی (دیم) در مناطق کوهستانی برای غلات و حبوبات و همین روش را برای صیفیجات در مناطق کمآب به کار میگیرند، که نشاندهندهٔ دانش عمیق بومی در مدیریت منابع آبی و خاکی است. محصولات شاخصی مانند جواری سفید در دولتآباد، شورتپه و کلدار، [[برنج]] مرغوب شولگر و انواع خاص خربزه، جایگاه بلخ را بهعنوان یکی از قطبهای مهم کشاورزی افغانستان تثبیت کرده است.<ref name=":3">رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ۱۸۶ش، ج۱َ، ص۱۸.</ref>
==== کشت زعفران ====
ولایت بلخ در سالهای اخیر شاهد رشد چشمگیر ۵۰درصدی در کشت [[زعفران]] نسبت به سال گذشته بوده است. به گزارش رسانهها این افزایش مرهون عوامل متعددی از جمله برنامههای آموزشی کشاورزان، توزیع پیاز زعفران مرغوب، و دسترسی بهتر به کودهای شیمیایی است. بر اساس اعلام مدیر ترویج اداره زراعت بلخ، علاوه بر ۲۰ قطعه نمایشی رسمی که توسط دولت ایجاد شده، بیش از ۱۰۰ قطعه کشت نمایشی توسط کشاورزان بهصورت خودجوش راهاندازی شده است. هر قطعه نیم جریبی قادر به تولید حدود ۵۰۰ گرم زعفران است که در مجموع به ۳۰ تا ۴۰ کیلوگرم زعفران در سطح ولایت منجر شده است.<ref>[https://tolonews.com/fa/business/افزایش-۵۰-درصدی-در-کشت-زعفران-در-بلخ «افزایش ۵۰ درصدی در کشت زعفران در بلخ»، وبسایت طلوع نیوز.]</ref>
=== دامداری و صنایع وابسته ===
=== دامداری و صنایع وابسته ===
بلخ با تنوع زیستی ویژهٔ خود، میزبان طیف گستردهای از فعالیتهای دامپروری شامل پرورش گاو، گوسفند قرهقل (بهویژه در خلم، دولتآباد و کلدار)، بز، شتر برای باربری و تولید فرآوردههای دامی و انواع طیور است. دامداران بلخ با بهرهگیری از دانش بومی، محصولات متنوعی مانند پوست قرهقل (که از اقلام مهم صادراتی است)، قاقمه شتری (در شورتپه و کلدار)، قالی، گلیم، شال و نمد تولید میکنند.
بلخ با تنوع زیستی، میزبان پرورش گاو، گوسفند قرهقل، بز، شتر و طیور است. فرآوردههای دامی شامل پوست قرهقل، قاقمهٔ شتری، قالی، گلیم، شال و نمد است.<ref name=":4">خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۴۳.</ref> در حال حاضر ۳۵ فارم گاوداری صنعتی با تولید روزانه ۳۵ هزار لیتر شیر فعال است و ۱٬۷۰۰ گوساله برای تأمین گوشت پرورش داده میشود.<ref>[https://8am.media/fa/balkh-cattle-farms-produce-30000-liters-of-milk-per-day/ «فارمهای گاوداری بلخ روزانه ۳۰هزار لیتر شیر تولید میکند»، وبسایت روزنامۀ ۸ صبح.]</ref> ۴۶ فارم ماهیپروری سالانه ۱۱ تا ۱۳ تُن ماهی تولید میکنند<ref>[https://tolonews.com/fa/business/گُسترش-فارمهای-ماهیپروری-در-بلخ «گُسترش فارمهای ماهیپروری در بلخ»، وبسایت طلوع نیوز.]</ref> و چهار فابریکهٔ پرورش مرغ، ماهانه ۱٫۰۸ میلیون جوجه تولید میکند.<ref>[https://www.avapress.com/fa/news/176897/افتتاح-کارخانه-پرورش-مرغ-بلخ «افتتاح کارخانه پرورش مرغ در بلخ»، خبرگزاری آوا.]</ref> صنعت زنبورداری نیز با ۲۵۰ کندو در حال احیا است و عسل تولیدی بهدلیل خلوص بالا، خواص درمانی دارد.<ref name=":1">دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۵، ج۵، ص۲۵۶.</ref>
صنایع دستی وابسته به دامپروری مانند ابریشمبافی در چهارکنت و مارمل، و همچنین توسعه فارمهای مدرن پرورش طیور و ماهی در سالهای اخیر، نشاندهندهٔ تلفیق سنت و نوآوری در این بخش است. پرورش اسب و خر برای حمل و نقل و سگ برای نگهبانی و شکار نیز بخشی جداییناپذیر از زندگی روستایی در بسیاری از مناطق بلخ محسوب میشود.<ref name=":4">خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۴۳.</ref>
==== توسعه دامداری و تولید لبنیات ====
در دورهٔ جمهوری اسلامی افغانستان زمینهٔ توسعه و تنوع دامداری صنعتی در بلخ فراهم شد و در حالحاضر ۳۵ فارم گاوداری در بلخ فعال است که روزانه ۳۵ هزار لیتر شیر تولید و شرکتهایی مانند بلخ لبنیات و پاکیزه این محصولات را پردازش میکنند. علاوهبر این، ۱٬۷۰۰ گوساله برای تأمین گوشت پرورش داده میشود. وزارت زراعت با اجرای ۱۲۰ هزار دوز واکسیناسیون دامها و ایجاد کلینیکهای دامپزشکی در ۱۴ ولسوالی، به ارتقای سلامت دامها کمک کرده است.<ref>[https://8am.media/fa/balkh-cattle-farms-produce-30000-liters-of-milk-per-day/ «فارمهای گاوداری بلخ روزانه ۳۰هزار لیتر شیر تولید میکند»، وبسایت روزنامۀ ۸ صبح.]</ref>
==== صنعت ماهیپروری ====
ولایت بلخ با ۴۶ فارم فعال ماهیپروری، سالانه ۱۱ تا ۱۳ تُن ماهی تولید میکند که بهطور عمده در ولسوالیهای دهدادی و نهرشاهی متمرکز است. این طرحها که توسط پروژهٔ ملی باغداری و مالداری وزارت زراعت حمایت میشوند، هدف افزایش تولید و تأمین نیاز بازار محلی را دنبال میکنند.<ref>[https://tolonews.com/fa/business/گُسترش-فارمهای-ماهیپروری-در-بلخ «گُسترش فارمهای ماهیپروری در بلخ»، وبسایت طلوع نیوز.]</ref>
==== مرغداری ====
امروزه ولایت بلخ با چهار فابریکهٔ بزرگ پرورش مرغ، ماهانه ۱٫۰۸ میلیون جوجه تولید میکند که فراتر از نیاز محلی (۶۰۰ هزار مرغ در ماه) است. یک کارخانه جدید پرورش مرغ نیز در مزارشریف افتتاح شده که قادر به تولید ۲۰۰ هزار جوجه در هر دوره ۲۱ روزه است. این ظرفیتها امکان صادرات به ولایات همجوار و کاهش وابستگی به محصولات وارداتی را فراهم کرده است.<ref>[https://www.avapress.com/fa/news/176897/افتتاح-کارخانه-پرورش-مرغ-بلخ «افتتاح کارخانه پرورش مرغ در بلخ»، خبرگزاری آوا.]</ref>
==== صنعت زنبورداری ====
صنعت زنبورداری در ولایت بلخ پس از دورهای رکود ناشی از ناامنیهای گذشته، در پنج سال اخیر شاهد احیای قابل توجهی بوده است. بر اساس گزارشها، ریاست زراعت بلخ که فعالیت خود را در ۱۳۸۵ش با تنها دو کندوی زنبور عسل آغاز کرده بود، اکنون به ۲۵۰ کندو رسیده است که هر کندو بین ۱۰ تا ۵۰ هزار زنبور را در خود جای میدهد.
این صنعت با چالشهای متعددی مواجه است که مهمترین آن خشکسالیهای اخیر و کاهش پوشش گیاهی است. این عوامل تأثیر مستقیمی بر کیفیت و کمیت تولید عسل داشته است، چرا که زنبورها برای تغذیه و تولید عسل به گلها و گیاهان نیاز دارند. از سوی دیگر، نبود بازار فروش مناسب و رقابت با محصولات وارداتی از دیگر مشکلات پیش روی زنبورداران محلی است.
عسل تولیدی بلخ بهدلیل خلوص بالا و دارا بودن ترکیبات ارزشمند غذایی از جمله پروتئینها، ویتامینها و مواد معدنی، از خواص درمانی متعددی برخوردار است. این محصول طبیعی در درمان بیماریهای تنفسی، گوارشی و قلبی-عروقی مؤثر بوده و به کاهش [[اضطراب فراگیر|اضطراب]] و اختلالات خواب کمک میکند. با وجود چالشهای موجود، کارشناسان امیدوارند با حمایتهای بیشتر و بهبود شرایط محیطی، این صنعت بتواند جایگاه واقعی خود را در اقتصاد محلی بازیابد و به منبع درآمدی پایدار برای مردم منطقه تبدیل شود.<ref name=":1">دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۵، ج۵، ص۲۵۶.</ref>
=== صنایع دستی ===
=== صنایع دستی ===
==== بافندگی ====
[[پرونده:بلخ۸.jpg|جایگزین=راهاندازی کارگاه صنایع دستیزنی توسط یک زن در ولایت بلخ|بندانگشتی|راهاندازی کارگاه صنایع دستیزنی توسط یک زن در ولایت بلخ.]]
* '''بافندگی از پشم:''' بافندگی با پشم گوسفند در بلخ به دوران اهلیسازی حیوانات بازمیگردد. از پشم، فرآوردههای گوناگونی مانند قالی، گلیم، پالس، نمد، جانماز، پردههای دیواری و دسترخوان ساخته میشود. بر پایه اسطورههای آریایی، بنیانگذار این صنعت تهمورث پسر هوشنگ از پادشاهان پیشدادی آریانا در بلخ بوده است.
'''بافندگی''': بافندگی از پشم گوسفند با تولید قالی، گلیم، پالس، نمد و جانماز، از صنایع کهن بلخ است. قالیبافی با رنگهای طبیعی و مصنوعی در دولتآباد، شورتپه و کلدار رواج دارد. گلیمبافی با نام «قاقمه» و بافندگی از پنبه با تولید اَلَچه، کرباس و دستار، از دیگر صنایع دستی هستند. ابریشمبافی در مارمل، کلدار و شورتپه رواج دارد و محصولات آن به اروپا و آمریکا صادر میشود. بافندگی از نی و شاخههای درخت برای ساخت بوریا، تواره، چیغ و سبد، و نمدسازی نیز از پیشههای دیرینهٔ منطقه است.<ref name=":5">خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۹۰–۵۹۹.</ref>
* '''قالیبافی:''' قالیبافی هنری است که بیشتر توسط زنان و دختران در ولسوالیهای دولتآباد، شورتپه و کلدار بلخ انجام میشود. رنگآمیزی پشم قالی به دو روش طبیعی و مصنوعی انجام میگیرد. رنگهای طبیعی از پوست انار، پیاز، گردو و عصاره گل و گیاهان به دست میآید و قالیهای «چوبرنگ» بهدلیل کیفیت بالاتر، ارزش بیشتری دارند. نقشهای قالی متنوع و هر یک نام ویژهای دارد.
* '''گلیمبافی:''' گلیمبافی نیز از صنایع دستی دیرینه بلخ است. گلیم مزاری بهعنوان یکی از بهترین فرشها با طرحهای زیبا شهرت دارد و به «قاقمه» نیز معروف است. زنان و دختران از [[پشم]]، [[پنبه]]، [[ابریشم]] و سُند برای بافت گلیم، پلاس، شال و سفره استفاده میکنند. گلیم کشیده بیشتر بهعنوان سرانداز، تزیین [[خانه]]ها و آلاچیقها کاربرد دارد. نوع سادهتر آن «پلاس» نامیده میشود و «شال» نیز بهطور معمول از ابریشم بافته و بهعنوان روسری استفاده میشود.
* '''بافندگی از تار پنبه:''' این نوع بافندگی نیز ریشه در تاریخ بلخ دارد. زنان ابتدا پنبه را میریسند و سپس با چرخ به نخ تبدیل میکنند. از این نخها، پارچههایی مانند اَلَچه، کرباس، شطرنجی، جانماز و دستار بافته میشود. اَلَچه مزار شریف برای دوخت چپن و جیلک، دستمال خلم و دستار مارمل از شهرت خاصی برخوردارند.
* '''ابریشمبافی:''' ابریشمبافی از پیشههای دیرینه بلخ است که بیشتر در شهرستانهای مارمل، کلدار، شورتپه و مزار شریف رواج دارد. گفته میشود این صنعت از طریق جادهٔ ابریشم به بلخ راه یافت و پارچههای ابریشمین بلخ و سغد شهرتی جهانی پیدا کرد. ابریشم از کرم پیله بهدست میآید. پس از ریسیدن و رنگآمیزی، از آن چپن، جیلک، دستمال، دستار و شال میبافند. امروزه محصولات ابریشمی بلخ به کشورهای اروپایی و آمریکایی صادر میشوند. با این حال، کاهش درختان توت (خوراک کرم پیله) و رقابت با ابریشم مصنوعی چالشهای این صنعت هستند.
* '''بافندگی از نی و شاخههای درخت:''' نوع بافندگی نیز در بلخ قدمتی دیرینه دارد. از نی، بوریا، تواره، چیغ و پَکَه میبافند. بوریا برای فرش خانههای نمدار و پوشش سقف و چیغ برای ساخت آلاچیق استفاده میشود. همچنین از شاخههای انعطافپذیر درختان، سبد، کجاوه و منجیله ساخته میشود.
* '''نمدسازی:''' نمدسازی از صنایع کهن بلخ است. برای ساخت نمد، پشم را شسته و پس از خشککردن، با رنگهای طبیعی رنگآمیزی میکنند. سپس با مالش و فشار دادن، پشم را به نمد تبدیل میکنند. نمد بهعنوان زیرانداز، پوشش و عایق رطوبت کاربرد دارد.<ref name=":5">خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۹۰–۵۹۹.</ref>
==== دستدوزی ====
دستدوزی یکی از پیشههای کهن و اصیل بلخ است که بیشتر توسط زنان هنرمند این دیار انجام میشود. این هنر، زیباییهای منحصربهفردی را در قالب پوشاک سنتی مردانه و زنانه با نقشهای گلدار و طرحهای هندسی به نمایش میگذارد. برخی از معروفترین پوشاک دستدوزی شده در بلخ عبارتاند از:
* '''چپن:''' یک نوع لباس (بالاپوش/عبا) سنتی با آستینهای بلند و یقهای زیبا بوده که با دوختهای ظریف تزیین میشود. این پوشاک دارای روکش و آستر است و میان آن با پنبه پر میشود تا گرمای مطلوبی داشته باشد. برای جلوگیری از جابهجایی پنبه، چپن را از شانه تا پایین دامن و آستینها با بخیههای موازی میدوزند. در قسمت یقه، نوارهای ابریشمی زیبا به نام «قناویز» دوخته میشود. چپن بهطور معمول از پارچهٔ نخی یا ابریشمی دوخته میشود و در فصل سرما مورد استفاده قرار میگیرد.
* '''جیلک:''' در واقع چپنی بدون پنبه است که در فصل گرما پوشیده میشود. این لباس بهطور معمول بدون پوشیدن آستینها، بهصورت آزاد روی شانه قرار میگیرد و سبکی و خنکی آن، محبوبیت خاصی در میان مردم دارد.
* '''چکمن:''' نوع دیگری از چپن است که از پارچه پشمی دوخته میشود. این پارچه از پشم گوسفند و موی «غژگاو» (گاومیش کوهاندار) بافته شده و رنگ آن بهطور معمول زرد متمایل به طلایی است. چکمن بهدلیل جنس نرم و گرمایش، مناسب هوای سرد است.
* '''قاقمه:''' قاقمه نوعی چکمن است که با تارهای نازک بافته میشود و برخلاف چکمن معمولی، سنگین نیست. این پوشاک سبک، بیشتر شبیه به جیلک بوده و برای روزهای معتدل مناسب است.
* '''گوپیچه:''' گوپیچه نوعی چپن کوتاه است که با پارچه مخملی دوخته میشود و داخل آن پنبه دارد. این لباس بیشتر توسط کشاورزان در زمان کار و سوارکاران در بازی بزکشی پوشیده میشود. گوپیچههای نازک و بدون پنبه نیز وجود دارند که در فصول گرم استفاده میشوند.
* '''کلاه چهارترک خلمی:''' این کلاه سنتی از صنایع دستی معروف شهرستان خلم در بلخ است و مورد توجه گردشگران داخلی و خارجی قرار دارد. برای ساخت آن، پارچه را روی قالب سفالی یا چوبی میکشند و سپس با [[ابریشم]]، سُند یا نخهای زری، چهار گلِ قلبمانند را روی آن گلدوزی میکنند. این کلاه بهعنوان سوغاتی نیز خریداری میشود.
* '''کلاه قرهقلی:''' این کلاه تجملی و زیبا از پوست برههای نژاد قرهقل ساخته میشود که بهدلیل نرمی و گرمای فوقالعاده، شهرت خاصی دارد. رنگهای طبیعی این پوستها شامل سور (قرمز مایل به قهوهای)، کبودچه (آبی-خاکستری)، شتری و سیاه است. ویژگی منحصربهفرد کله قرهقلی، چینخوردگیهای منظم پشم آن است که بهصورت طبیعی طرحهای زیبایی ایجاد میکند و بدون نیاز به دوخت اضافی، جلوهای چشمنواز به کلاه میبخشد. این کلاه نهتنها در بلخ، بلکه در میان گردشگران نیز طرفداران بسیاری دارد.
* '''پوستین:''' پوستین یکی از پوشاک اصیل و گرم بلخی است که از پوست حیواناتی مانند گوسفند، روباه، گرگ، سنجاب و سمور دوخته میشود. این لباس سنتی، شبیه به چپن و چکمن، دارای آستینهای بلند، یقه و دامنی کشیده است و در زمستانهای سرد بلخ، گرمای مطلوبی را برای مصرفکننده فراهم میکند. پوستین کامل همانند چپن، دارای دامن بلند و آستینهای دراز است و بیشتر توسط چوپانان و روستاییان در فصل سرما استفاده میشود. پوستینچه نوع کوتاهتر پوستین است که دامن آن کوتاهتر بوده و برای فعالیتهای روزمره مناسبتر است.<ref>عاطف و قرار، فرهنگ صنف دهم، بیجا، وزارت معارف افغانستان، ۱۳۹۲ش، ص۶۷–۷۳.</ref>
==== گلدوزی ====
گلدوزی یکی از هنرهای رایج در بلخ است که بیشتر روی لباسهای زنانه و مردانه، دستمال، روسری، پرده و روتختی انجام میشود. زنان بلخی با استفاده از نخ، ابریشم و سند، طرحهای زیبایی را روی پارچه میدوزند که مورد علاقه گردشگران است.
==== سفالگری ====
سفالگری از کهنترین [[صنایع دستی]] سرزمین بلخ بهشمار میرود. کشف سفالینههای متعدد در محوطههای باستانی این منطقه گواهی بر پیشینه غنی این هنر است که از دوران پیش از تاریخ تا دوره اسلامی تداوم یافته است. این آثار نهتنها نشاندهندهٔ مهارت سفالگران بلخی است، بلکه بهعنوان راهنمای ارزشمندی برای باستانشناسان در شناسایی و تاریخگذاری محوطههای تاریخی عمل میکند.
سفالهای بلخ با روشهای مختلفی مانند برجستهکاری، کندهکاری و لعابکاری تزیین میشود. برای ساخت ظروف دارای نقش برجسته از قالبهای مخصوص استفاده میشود. مرحله نهایی پخت در کوره انجام میگیرد که در آن حرارت به تدریج افزایش یافته تا سفال بهطور یکنواخت پخته شود.
'''دستدوزی''': این هنر که بیشتر توسط زنان انجام میشود، شامل دوخت پوشاک سنتی مانند چپن (بالاپوش پنبهدار)، جیلک (چپن بدون پنبه)، چکمن (از پشم و موی غژگاو)، قاقمه (چکمن سبک)، گوپیچه (چپن کوتاه مخملی)، کلاه چهارترک خلمی، کلاه قرهقلی و پوستین است.<ref>عاطف و قرار، فرهنگ صنف دهم، بیجا، وزارت معارف افغانستان، ۱۳۹۲ش، ص۶۷–۷۳.</ref>
از جمله تولیدات سفالگران بلخ میتوان به کوزه، کاسه، بشقاب، صراحی، خم، تغاره و پیاله اشاره کرد. در شهر مزارشریف، کوچهای به نام سفالگری وجود دارد که هنوز هم مرکز تولید و فروش این آثار هنری است و میتواند برای گردشگران جذابیت خاصی داشته باشد.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۰۳.</ref>
'''گلدوزی''': روی لباسها، دستمال، روسری، پرده و روتختی با نخ و ابریشم انجام میشود.
==== کاشیسازی ====
'''سفالگری''': با پیشینهای کهن، شامل تولید کوزه، کاسه، بشقاب، صراحی و خم با روشهای برجستهکاری، کندهکاری و لعابکاری است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۰۳.</ref>
کاشیسازی بهعنوان یکی از صنایع کهن بلخ، ریشه در سفالگری و سابقهای بیش از ۱۲۵۰ سال پیش از میلاد در آریانا دارد. کاشیهای سنتی با ترکیبی از بدنهٔ سفالی و لعاب شیشهای ساخته میشوند و علاوهبر کاربرد تزئینی در معماری، بهعنوان عایق رطوبت نیز استفاده میشود. فرایند تولید کاشی شامل دو مرحله پخت است که در مرحله دوم با افزودن لعاب و نقوش گلدار، زیبایی آن دوچندان میشود. این هنر در بناهای تاریخی بلخ همچون مساجد و مقبرهها تجلی یافته و امروزه نیز در تزئینات معماری معاصر کاربرد دارد.
==== گچبری ====
کاشیسازی با قدمت بیش از ۱۲۵۰ سال، گچبری با نقوش اسلیمی، فلزکاری (آهنگری، زرگری و مسگری)، صنایع چوبی (منبتکاری و خراطی)<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۰۳–۶۰۷.</ref> و چرمگری<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۰۸–۶۰۱۱.</ref> از دیگر صنایع دستی بلخ هستند.
گچبری بهعنوان هنری وابسته به معماری، از دیرباز در بلخ رواج داشته است. گچ با قابلیت شکلپذیری و چسبندگی بالا، مادهای ایدهآل برای تزئین دیوارها، ستونها و گنبدها بوده است. این هنر در دورهٔ اسلامی با نقوش اسلیمی و خطنویسی تکامل یافت و در بناهای تاریخی مانند مسجد نهگنبد و منار زادیان به چشم میخورد. امروزه گچبریهای پیشساخته با رنگآمیزیهای متنوع، جایگاه ویژهای در معماری مدرن یافتهاند.
==== فلزکاری ====
* '''آهنگری:''' آهنگری نیز از صنایع ریشهدار بلخ است که از عصر آهن تاکنون ادامه یافته است. آهنگران با استفاده از کورههای سنتی، ابزارآلات کشاورزی و روزمره مانند بیل، تبر و چاقو تولید میکنند. مراسم سالانه آهنگران در آرامگاه کاوه آهنگر، نشاندهنده پیوند عمیق این صنعت با فرهنگ و اعتقادات مردم منطقه است.
* '''زرگری''' این صنعت با پیشینهای که به دوران پیش از تاریخ میرسد، نشاندهنده مهارت استادکاران بلخی در ساخت زیورآلات [[طلا]] و نقره است. از گلوبند و دستبند گرفته تا تاج و پایزیب، هر یک با ظرافتی خاص ساخته میشوند. وجود سنگهای قیمتی مانند [[زمرد]] و [[یاقوت]] در برخی از این آثار، بر ارزش هنری آنها میافزاید. راسته زرگران مزارشریف همچنان مرکز تولید و عرضه این آثار نفیس است.
* '''مسگری:''' مسگری از صنایع باستانی بلخ است که به عصر فلزات بازمیگردد. مسگران بلخی با مهارت خود، ظروف تزئینی، سازهای [[موسیقی]] و زیورآلاتی مانند النگو و گوشواره میسازند. فرایند تولید شامل ذوب مس، شکلدهی و ملمعکاری با قلع است. بازار مسگری مزارشریف با عرضه محصولات دستساز، جاذبهای برای گردشگران محسوب میشود.
==== صنایع چوبی ====
چوبکاری از صنایع دیرینهٔ بلخ است که قدمت آن به عصر سنگ بازمیگردد. هنرمندان بلخی با مهارتهای [[منبت کاری|منبتکاری]]، حکاکی و خراطی، زیباییهای چشمنوازی بر چوب میآفریند. از این هنر در ساخت ابزار [[موسیقی]] مانند رباب و دمبوره، وسایل [[خانه]] مانند گهواره و مبلمان و ابزار کشاورزی استفاده میشود. گهوارههای خراطیشده خلم و راسته چوبفروشان مزارشریف از نمونههای برجسته این هنر اصیل محسوب میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۰۳–۶۰۷.</ref>
==== چرمگری ====
چرمگری از صنایع باستانی بلخ است که در آن پوست حیوانات به محصولاتی کاربردی تبدیل میشود. از چرم در ساخت کفش، کیف، ابزار موسیقی و حتی جلد کتاب استفاده میشده است. این صنعت که ریشه در اسطورههای قدیم ایرانی دارد، امروزه نیز با تولید محصولات چرمی مرغوب ادامه یافته است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۰۸–۶۰۱۱.</ref>
=== معدن ===
=== معدن ===
ولایت بلخ از نظر ذخایر معدنی دارای پتانسیل قابل توجهی است که میتواند نقش مهمی در توسعه اقتصادی منطقه ایفا کند. بر اساس مطالعات وزارت معادن و پطرولیم افغانستان، این ولایت از تنوع معدنی چشمگیری برخوردار است که مهمترین آنها شامل موارد ذیل است:
بلخ دارای ذخایر معدنی متنوعی است: سلفر در البرز، نمک در دهنو، کوارتز در چشمهشفا، زغالسنگ در سفیدخاک، گچ در سیغانچی و سنگهای ساختمانی در غرمین، شفتلک و چتگری. این تنوع معدنی با مدیریت صحیح میتواند به توسعهٔ اقتصادی منطقه کمک کند.<ref>[https://momp.gov.af/_____-_____-_____-___ «ظواهر معدنی ولایت بلخ»، وبسایت وزارت معادن و پطرولیم.]</ref>
در منطقهٔ البرز، معادن سلفر با کیفیت مطلوب شناسایی شده که میتواند در صنایع شیمیایی و داروسازی مورد استفاده قرار گیرد. معادن نمک در ناحیه ده نو از دیگر ذخایر ارزشمند این منطقه محسوب میشود که علاوهبر مصارف خوراکی، در صنایع مختلف کاربرد دارد. کانی کوارتز در محدودهٔ چشمه شفا از جمله مواد معدنی با ارزشی است که در صنایع شیشهسازی، الکترونیک و نیمههادیها کاربرد گستردهای دارد.
ذخایر زغال سنگ در سفیدخاک از دیگر منابع انرژی منطقه است که میتواند در تأمین سوخت صنایع محلی نقش آفرینی کند. معادن گچ در سیغانچی نیز از کیفیت مناسبی برای استفاده در صنایع ساختمانی برخوردار است. سنگهای ساختمانی و تزئینی از جمله سنگ چونه (آهک) در مناطق غَرمین و شفتلک و همچنین سنگ تعمیراتی در چَتگری از دیگر ذخایر معدنی این ولایت بهشمار میرود که میتواند در پروژههای عمرانی و ساختمانی مورد بهرهبرداری قرار گیرد.
این تنوع معدنی، فرصتهای سرمایهگذاری متعددی را در بخشهای مختلف صنعتی و معدنی فراهم میسازد که به نظر کارشناسان با مدیریت صحیح و بهرهگیری از فناوریهای روز میتواند به محرکی برای توسعه اقتصادی منطقه تبدیل شود. بهرهبرداری اصولی از این معادن علاوهبر ایجاد اشتغال، میتواند به رشد صنایع وابسته و بهبود وضعیت معیشتی مردم محلی منجر شود.<ref>[https://momp.gov.af/_____-_____-_____-___ «ظواهر معدنی ولایت بلخ»، وبسایت وزارت معادن و پطرولیم.]</ref>
=== تجارت ===
=== تجارت ===
ولایت بلخ با دارا بودن موقعیت استراتژیک در شمال افغانستان، از ظرفیتهای تجاری قابل توجهی برخوردار است که میتواند بهعنوان پل ارتباطی میان ایران و کشورهای آسیای مرکزی عمل کند. وجود بندر حیرتان بهعنوان یکی از مهمترین گمرکات مرزی افغانستان، زمینه را برای مبادلات تجاری با کشورهای همسایه از جمله ازبکستان و ترکمنستان فراهم ساخته است.
بلخ با موقعیت استراتژیک و بندر حیرتان، پل ارتباطی میان ایران و کشورهای آسیای مرکزی است. نمایشگاههای بینالمللی و توافقنامههای همکاری با [[خراسان رضوی]]، زمینهٔ سرمایهگذاری در زیرساختها، معادن و صنایع تبدیلی را فراهم کرده است. ایجاد بازار مشترک با ازبکستان در ترمذ، گامی در جهت تسهیل مبادلات تجاری است.<ref>[https://atis.af/balkh-province/ معرفی ولایت بلخ»، وبسایت سیستم معلوماتی گردشگری افغانستان.]</ref>
برگزاری نمایشگاههای بینالمللی در سالهای اخیر مانند نمایشگاه اختصاصی ایران در [[مزارشریف]]، نشاندهندهٔ ظرفیت بالای این منطقه در جذب سرمایهگذاریهای خارجی و توسعه روابط تجاری است. صنایع کوچک و متوسط، محصولات کشاورزی و دامداری، معادن و خدمات فنی و مهندسی از جمله حوزههایی است که میتوانند در چارچوب همکاریهای منطقهای توسعه یابند. ایجاد بازار مشترک افغانستان و ازبکستان در ترمذ، گامی مؤثر در جهت تسهیل مبادلات تجاری و معرفی محصولات منطقه به بازارهای بینالمللی محسوب میشود.
== زیرساختها ==
با توجه به توافقنامههای منعقدشده میان مقامات بلخ و [[خراسان رضوی]]، زمینه برای سرمایهگذاریهای مشترک در حوزههای مختلف از جمله توسعه زیرساختهای حمل و نقل، بهرهبرداری از معادن و تقویت صنایع تبدیلی فراهم شده است. این همکاریها نه تنها به رونق اقتصادی منطقه منجر خواهد شد، بلکه سبک زندگی مردم را نیز از طریق ایجاد فرصتهای شغلی جدید و دسترسی به کالاهای باکیفیت متحول خواهد ساخت.<ref>[https://atis.af/balkh-province/ معرفی ولایت بلخ»، وبسایت سیستم معلوماتی گردشگری افغانستان.]</ref>
=== جادههای اصلی ===
ولایت بلخ با شبکهٔ گستردهٔ جادهای، نقش محوری در ارتباطات شمال افغانستان دارد. راههای اصلی، عبارت است از:
== زیرساخت و امکانات رفاهی ==
* شاهراه حلقوی: اتصال به کابل، هرات و قندهار؛<ref>[https://www.avapress.com/fa/news/91340/شاهراه-کابل-مزار-شریف-بازگشایی «شاهراه کابل- مزار شریف بازگشایی شد»، خبرگزاری آوا.]</ref>
ولایت بلخ با دارا بودن شبکه گسترده جادهای، نقش محوری در ارتباطات شمال افغانستان ایفا میکند. شاهراههای اصلی این منطقه نه تنها مراکز مهم شهری را به هم متصل میسازند، بلکه بهعنوان شریانهای حیاتی تجاری و ترانزیتی در سطح ملی و منطقهای کاربرد دارد.
* جادهٔ مزارشریف–شبرغان؛<ref>[https://atlaspress.news/آغاز-به-کار-بازسازی-جاده-شبرغان-_-مزارشر/ «آغاز به کار بازسازی جاده شبرغان _ مزارشریف»، خبرگزاری اطلس.]</ref>
# شاهراه حلقوی: این شاهراه یک مسیر مهم است که بلخ را به شهرهای دیگر از جمله [[کابل]]، [[هرات]] و [[قندهار]] متصل میکند.<ref>[https://www.avapress.com/fa/news/91340/شاهراه-کابل-مزار-شریف-بازگشایی «شاهراه کابل- مزار شریف بازگشایی شد»، خبرگزاری آوا.]</ref>
* جادهٔ مزارشریف–کندز؛<ref>[https://didpress.com/3173/ «فاز اول و دوم شاهراه مزار– کندز به بهرهبرداری رسید»، خبرگزاری دید.]</ref>
# جاده مزارشریف–درهٔ صوف: این جاده بخشی از شاهراه حلقوی است و مزار بلخ را به سمت دره صوف و مناطق مرکزی افغانستان مرتبط میکند.<ref>[https://af.shafaqna.com/FA/580060 «'''جاده مزارشریف- دره صوف ترمیم میشود'''»، خبرگزاری شفقنا.]</ref>
* جادهٔ پلخمری–شبرغان: اتصال شهرهای عمدهٔ شمال.<ref>[http://www.afghanpaper.com/info/joghrafia/hamlonaghl.htm «'''حمل و نقل در افغانستان'''»، وبسایت شبکۀ اطلاعرسانی افغانستان.]</ref>
# جاده مزارشریف–شبرغان: این جاده مزار شریف را به سمت غرب و ولایت جوزجان و شهرهای دیگر شمال کشور پیوند میدهد.<ref>[https://atlaspress.news/آغاز-به-کار-بازسازی-جاده-شبرغان-_-مزارشر/ «آغاز به کار بازسازی جاده شبرغان _ مزارشریف»، خبرگزاری اطلس.]</ref>
# جاده مزارشریف–کندز: این جاده مزار شریف را به سمت شرق و ولایت کندز میرساند.<ref>[https://didpress.com/3173/ «فاز اول و دوم شاهراه مزار– کندز به بهرهبرداری رسید»، خبرگزاری دید.]</ref>
# جادهٔ پلخمری- شبرغان: این راه نیز شاهراه بزرگ کشور بوده شهرهای عمده مانند پُلخُمری، ایبک، خلم، مزارشریف، بلخ، آقچه و شبرغان را با هم وصل میکند.<ref>[http://www.afghanpaper.com/info/joghrafia/hamlonaghl.htm «'''حمل و نقل در افغانستان'''»، وبسایت شبکۀ اطلاعرسانی افغانستان.]</ref>
=== راهآهن ===
=== راهآهن ===
ولایت بلخ با دارا بودن موقعیت جغرافیایی استثنایی و بندر استراتژیک حیرتان، همواره از ظرفیت تبدیل شدن به قطب حمل و نقل ریلی در سطح منطقه برخوردار بوده است. این ظرفیت میتوانست نقش تعیینکنندهای در رشد اقتصادی ملی و درآمدزایی محلی ایفا کند. با این حال، دههها جنگ و ناآرامیهای سیاسی، توسعه این زیرساخت حیاتی را با تأخیر مواجه ساخت.
بلخ با بندر استراتژیک حیرتان، ظرفیت تبدیلشدن به قطب حملونقل ریلی را دارد. تاکنون ۱۰۶ کیلومتر خط آهن (۷۵ کیلومتر اصلی و ۳۱ کیلومتر فرعی) احداث شده که افغانستان را به ازبکستان متصل میکند.<ref>[https://iraf.ir/11443/economy/معرفی-مسیرهای-ارتباطی-راه-آهن/ «معرفی مسیرهای ارتباطی راهآهن افغانستان»، وبسایت ایراف.]</ref> پساز راهاندازی این خطوط، حجم تخلیه کالا در بندر حیرتان از ۳۰۰ به ۱۲۰۰ واگن در روز (رشد ۷۰ درصدی) افزایش یافته است. مطالعات برای احداث خط ریلی ۲۰۰۰ کیلومتری نیز در دست انجام است.<ref>[https://tolonews.com/fa/afghanistan/provincial-182803 «افزایش درآمد اداره راهآهن بلخ در یک سال پسین»، وبسایت طلوعنیوز.]</ref>
در سالهای اخیر، گامهایی برای احیای این ظرفیت مهم برداشته شده است. تاکنون ۱۰۶ کیلومتر خط آهن در این ولایت احداث شده که شامل ۷۵ کیلومتر خط اصلی (رابطه بندر حیرتان به میدان هوایی مزارشریف) و ۳۱ کیلومتر خط فرعی میشود. این شبکه ریلی افغانستان را به ازبکستان متصل میسازد و نقش حیاتی در ترانزیت کالاهای تجاری دارد.<ref>[https://iraf.ir/11443/economy/معرفی-مسیرهای-ارتباطی-راه-آهن/ «معرفی مسیرهای ارتباطی راهآهن افغانستان»، وبسایت ایراف.]</ref>
بررسی آمارهای تجاری نشان میدهد که پس از راهاندازی این خطوط، حجم تخلیه کالا در بندر حیرتان از ۳۰۰ واگن به ۱۲۰۰ واگن در روز افزایش یافته که رشد ۷۰ درصدی را نشان میدهد. این موفقیتها در حالی حاصل شده که مطالعات فنی برای احداث خط ریلی ۲۰۰۰ کیلومتری نیز در دست انجام است. کارشناسان بلخ را هنوز در ابتدای مسیر بهرهبرداری کامل از پتانسیلهای ریلی خود میدانند. به نظر آنها توسعه بیشتر این شبکه میتواند موقعیت بلخ را بهعنوان دروازه شمالی افغانستان تثبیت کرده و سهم قابل توجهی در رشد اقتصادی ملی و منطقهای داشته باشد.<ref>[https://tolonews.com/fa/afghanistan/provincial-182803 «افزایش درآمد اداره راهآهن بلخ در یک سال پسین»، وبسایت طلوعنیوز.]</ref>
=== فرودگاه ===
=== فرودگاه ===
بلخ دارای یک فرودگاه بینالمللی بهنام «مولانا جلالالدین بلخی» است که در ۹ کیلومتری شرق مزارشریف واقع شده و پس از فرودگاههای کابل، هرات و قندهار، چهارمین فرودگاه بزرگ افغانستان محسوب میشود. این فرودگاه که در فاصلهٔ ۱۵ دقیقهای از مرکز شهر قرار دارد، دارای یک باند اصلی به طول ۲۹۹۸ متر (۹۸۳۶ فوت) است و ظرفیت پذیرش تا ۱۰۰۰ مسافر را به صورت همزمان دارا است. موقعیت جغرافیایی مطلوب، این فرودگاه را به یکی از مهمترین قطبهای حمل و نقل هوایی در افغانستان تبدیل کرده است.<ref name=":2">رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ۱۳۸۶، ص۱۷–۱۹.</ref>
[[پرونده:بلخ۹.jpg|جایگزین=تصویری از فرودگاه بینالمللی مولانا جلالالدین بلخی|بندانگشتی|تصویری از فرودگاه بینالمللی مولانا جلالالدین بلخی]]
فرودگاه بینالمللی مولانا جلالالدین بلخی در ۹ کیلومتری شرق مزارشریف، چهارمین فرودگاه بزرگ افغانستان است. این فرودگاه با باندی به طول ۲۹۹۸ متر، ظرفیت پذیرش ۱۰۰۰ مسافر را دارد.<ref name=":2">رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ۱۳۸۶، ص۱۷–۱۹.</ref>
== تسهیلات گردشگری ==
=== هتلها ===
صنعت گردشگری استان بلخ تحولات ساختاری قابل توجهی را از دهه ۱۳۴۰ش تاکنون تجربه کرده است. در دوره اول (۱۳۴۰–۱۳۷۷ش) تمامی خدمات گردشگری شامل اسکان، پذیرایی، راهنمایی و تبلیغات جاذبههای گردشگری بهصورت انحصاری توسط نهادهای دولتی شامل ادارهٔ [[گردشگری]] و اداره هتلها ارائه میشد.
در سالهای اخیر، هتلهای خصوصی و مدرن متعددی در بلخ ساخته شده است؛ ازجمله هتل برات، سمیر ولید، کفایت، زرافشان، آریانا، مارکوپولو، غضنفر، هتل سهستارهٔ شهرداری، امپراتوری باران، کاروان بلخ و نوی روشن پلازا.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۲۳–۲۲۷.</ref> صنعت گردشگری بلخ از دههٔ ۱۳۴۰ش تاکنون تحول یافته است. در دورهٔ اول (۱۳۴۰–۱۳۷۷ش)، خدمات بهصورت انحصاری دولتی ارائه میشد. از سال ۱۳۸۴ش، با تفویض اختیارات به بخش خصوصی، شرکتهای گردشگری مستقل تأسیس شدند و خدمات متنوعی از جمله فروش بلیط، سازماندهی تورها و هماهنگی سفرهای زیارتی را ارائه میدهند. نقش دولت به نظارت، محدود شده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۲۰.</ref>
با آغاز دورهٔ دوم فعالیت از سال ۱۳۸۴ش و در چارچوب سیاستهای اقتصاد بازار، تحولی اساسی در این حوزه رخ داد. در این دوره با تفویض اختیارات به بخش خصوصی، زمینه برای تأسیس شرکتهای گردشگری مستقل فراهم شد. این شرکتها با دریافت مجوزهای سهساله و پرداخت حقالزحمه مربوطه، مسئولیت ارائه خدمات جامع گردشگری را بر عهده گرفتند.
شرکتهای خصوصی فعال در این حوزه خدمات متنوعی از جمله: فروش بلیط پروازهای داخلی و بینالمللی؛ سازماندهی تورهای زمینی؛ هماهنگی سفرهای زیارتی و درمانی به خارج از کشور؛ پذیرایی و اسکان گردشگران در هتلها و مهمانسراهای خصوصی؛ همکاری با کنسولگریهای خارجی مستقر در بلخ را ارائه میدهند. در این ساختار جدید، نقش نهادهای دولتی بیشتر به نظارت بر عملکرد شرکتهای خصوصی و هتلها محدود شده است. این تحول ساختاری منجر به توسعه کمی و کیفی صنعت گردشگری در استان بلخ گردیده و زمینه را برای جذب بیشتر گردشگران داخلی و خارجی فراهم آورده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۲۰.</ref>
=== هتل ===
در سالهای اخیر بهویژه در دوران جمهوری اسلامی افغانستان، هتلهای خصوصی و مدرن فراوانی ساخته شده است و بسیاری از آنها از ظرفیتی بالا و سهولتهایی فراوان برای پذیرش گردشگران داخلی و خارجی برخوردار است. از جملهٔ آنها میتوان به به هتل برات، سمیر ولید، کفایت، برگ سبز، هتل بینالمللی زرافشان، آریانا، مارکوپولو، همسفر، غضنفر، هتل سهستارهٔ شهرداری مزار شریف، امپراتوری باران، مهمانسرای ارسلان، کاروان بلخ، نوی روشن پلازا و مهمانخانهٔ راحت اشاره کرده که در مناطق مختلف بلخ بهویژه مزار شریف موقعیت دارد.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۲۳–۲۲۷.</ref>
=== مراکز درمانی ===
=== مراکز درمانی ===
براساس گزارش رسانهها در زمان حاکمیت جمهوری اسلامی افغانستان و توجه جامعه جهانی به بخش بهداشت، وضع زیرساختهای بهداشتی نسبت به قدیم بهبود پیدا کرد و در ۱۳۹۶ش ۱۳۶ مرکز درمانی خُرد و بزرگ با ۲۲۰۰ کارمند در ولایت بلخ فعالیت میکردند.<ref>[https://didpress.com/2498/ «شفاخانه ۳۲۰ بستر«مادر و کودک» در بلخ تهدابگذاری شد»، خبرگزاری دید.]</ref> پس از حاکمیت طالبان نیز ۴۵ کلینیک جدید در مناطق مختلف بلخ ساخته شده است که این امر نقش مهمی در بهبود دسترسی به مراقبتهای بهداشتی ایفا کرده است.<ref>[https://www.avapress.com/fa/news/276651/شهروندان-بلخ-خدمات-صحی-دسترسی-کامل «شهروندان بلخ به خدمات صحی دسترسی کامل دارند»، خبرگزاری آوا.]</ref> نام برخی از مراکز درمانی معروف بلخ در ذیل آمده است:
در سال ۱۳۹۶ش، ۱۳۶ مرکز درمانی با ۲۲۰۰ کارمند در بلخ فعال بودند.<ref>[https://didpress.com/2498/ «شفاخانه ۳۲۰ بستر«مادر و کودک» در بلخ تهدابگذاری شد»، خبرگزاری دید.]</ref> پس از حاکمیت طالبان، ۴۵ کلینیک جدید نیز ساخته شده است.<ref>[https://www.avapress.com/fa/news/276651/شهروندان-بلخ-خدمات-صحی-دسترسی-کامل «شهروندان بلخ به خدمات صحی دسترسی کامل دارند»، خبرگزاری آوا.]</ref> برخی از بیمارستانهای معروف بلخ عبارتاند از: بیمارستان ابنسینای بلخی (۶۰۰ تخت)، بیمارستان شهرک کارگری (۵۰ تخت)، بیمارستان چشم نور، بیمارستان ۲۰۰ تختخوابی ارتش، بیمارستان جراحی پلاستیک و سوختگی (۵۰ تخت)، بیمارستان روانی و عصبی عالمی (نخستین مرکز تخصصی روانپزشکی کشور)، بیمارستان بینالمللی مولانا، بیمارستان بینالمللی رهنورد، بیمارستان حیات بلخ-هند و مراکز تخصصی دیگر.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۴۹۸–۵۱۱.</ref>
# '''بیمارستان حوزهای آموزشی ابنسینای بلخی:''' تأسیس در ۱۴ مرداد ۱۳۱۵ش در مزارشریف، این بیمارستان با ۶۰۰ تخت در رشتههای تخصصی مختلف پزشکی فعالیت دارد. ساختمان جدید آن در ۱۳۹۱ش با همکاری کشورهای آلمان، سوئد و ژاپن احداث شده و دارای بخشهای جراحی، داخلی، اطفال، زنان و [[زایمان]]، روانپزشکی و سایر تخصصهای پزشکی است.
# '''بیمارستان شهرک کارگری کارخانه کود و برق''': واقع در شهرک کارگری کارخانههای کود شیمیایی و برق حرارتی، این بیمارستان با ۵۰ تخت خدمات عمومی پزشکی شامل جراحی عمومی، داخلی، اطفال، زنان و زایمان، روانپزشکی و سایر تخصصها را ارائه میدهد.
# '''. بیمارستان چشم نور:''' از دهه ۱۳۶۰ش در مزارشریف فعالیت داشته و هماکنون در خیابان مخدومقلی فراغی واقع شده است. این مرکز تخصصی به ارائه خدمات تشخیصی و درمانی بیماریهای چشمی میپردازد.
# '''بیمارستان ۲۰۰ تختخوابی ارتش:''' از ۱۳۷۰ش در خیابان ابنسینای بلخی مزارشریف با امکانات مدرن به ارائه خدمات تخصصی پزشکی به نیروهای نظامی و خانوادههای آنان مشغول است.
# '''بیمارستان ابوعلیسینای بلخی:''' تأسیس در ۱۳۸۰ش در محله سخیآباد مزارشریف، این بیمارستان کوچک با ۱۰ تخت در زمینه جراحی عمومی و ارتوپدی خدمات ارائه میدهد.
# '''بیمارستان جراحی پلاستیک و سوختگی:''' واقع در شهرک کارگری کارخانه کود شیمیایی، این مرکز تخصصی با ۵۰ تخت به درمان بیماران سوختگی و انجام جراحیهای ترمیمی و پلاستیک میپردازد.
# '''بیمارستان روانی و عصبی عالمی:''' بهعنوان نخستین مرکز تخصصی روانپزشکی کشور در سال ۱۳۸۳ش در قلعه هاجری مزارشریف تأسیس شد. این بیمارستان با ۲۰ تخت و کادر مجرب، خدمات روانپزشکی و رواندرمانی ارائه میدهد.
# '''بیمارستان نورمحمد فیض:''' تأسیس در ۱۳۸۵ش در گذر سهدکان مزارشریف، این بیمارستان کوچک با ۲۰ تخت در زمینه جراحی عمومی و ارتوپدی فعالیت دارد.
# '''بیمارستان فارابی:''' تأسیس در ۱۳۸۶ش در جاده میان چهارراهیهای الکوزی و محب مزارشریف، این مرکز با ۲۰ تخت خدمات داخلی، جراحی و زنان را ارائه میدهد.
# '''بیمارستان سمندری:''' تأسیس در ۱۳۸۷ش در کوی مولانای مزارشریف، این بیمارستان با ۲۰ تخت در بخشهای داخلی، جراحی و زنان فعالیت دارد.
# '''بیمارستان حکیمی:''' تأسیس در ۱۳۸۷ش در جاده ابنسینای بلخی، این مرکز با ۳۰ تخت و تجهیزات مدرن تشخیصی در رشتههای مختلف تخصصی پزشکی خدمات ارائه میدهد.
# '''بیمارستان الفالح:''' تأسیس در ۱۳۸۷ش در چهارراه سلیم شهید مزارشریف، این بیمارستان با ۴۰ تخت در رشتههای مختلف پزشکی از جمله دندانپزشکی فعالیت میکند.
# '''بیمارستان بینالمللی مولانا:''' تأسیس در ۱۳۸۷ش در چهارراه کفایت مزارشریف، این مرکز با ۳۰ تخت و حضور متخصصان بینالمللی در رشتههای مختلف پزشکی خدمات ارائه میدهد.
# '''بیمارستان درمانگر:''' تأسیس در ۱۳۸۸ش در کوی مولانای مزارشریف، این بیمارستان کوچک با ۱۰ تخت در زمینه جراحی و ارتوپدی فعالیت دارد.
# '''بیمارستان عصبی-روانی محبی:''' تأسیس در ۱۳۹۰ش در گذر میرزا قاسم مزارشریف، این مرکز تخصصی با ۵ تخت به ارائه خدمات روانپزشکی میپردازد.
# '''بیمارستان استوماتولوژی شفا:''' تأسیس در ۱۳۹۰ش در چهارراه محب مزارشریف، این مرکز تخصصی دندانپزشکی با ۵ تخت به ارائه خدمات تشخیصی و درمانی بیماریهای دهان و دندان میپردازد.
# '''بیمارستان صحت مولا علی:''' تأسیس در ۱۳۹۱ش در چهارراه محب مزارشریف، این بیمارستان با ۲۰ تخت در رشتههای مختلف پزشکی شامل جراحی، زنان و زایمان، داخلی و اطفال فعالیت دارد.
# '''بیمارستان آمون:''' تأسیس در ۱۳۹۱ش در گذر خیرخواه مزارشریف، این مرکز تخصصی چشمپزشکی با ۵ تخت به مدیریت دکتر احمدضیا آمون، خدمات تشخیصی و درمانی بیماریهای چشمی ارائه میدهد.
# '''بیمارستان صمیم قادری:''' تأسیس در ۱۳۹۱ش در چهارراه الکوزی مزارشریف، این بیمارستان با ۱۰ تخت در بخشهای داخلی و جراحی عمومی خدمات پزشکی ارائه میکند.
# '''بیمارستان بلخ باستان:''' تأسیس در ۱۳۹۲ش با هزینه ۶۵۰ هزار دلار، این بیمارستان ۲۰ تختخوابی در مزارشریف با امکانات مدرن تشخیصی و درمانی در رشتههای مختلف پزشکی فعالیت دارد.
# '''بیمارستان مادر:''' تأسیس در ۱۳۹۳ش در خیابان مسعود شهید مزارشریف، این مرکز تخصصی با ۲۰ تخت به ارائه خدمات زنان و زایمان میپردازد.
# '''بیمارستان آفتاب:''' تأسیس در ۱۳۹۴ش در کوی آریانای مزارشریف، این بیمارستان با ۲۰ تخت در بخشهای داخلی، جراحی، زنان و زایمان و اطفال فعالیت دارد.
# '''بیمارستان بینالمللی رهنورد:''' تأسیس در ۱۳۹۵ش در کنار شاهراه کابل-بلخ، این بیمارستان مجهز با امکانات پیشرفته در رشتههای مختلف تخصصی پزشکی شامل داخلی، جراحی، ENT، دندانپزشکی، زنان و زایمان، اطفال و ارتوپدی خدمات ارائه میدهد.
# '''بیمارستان صحت خانواده:''' تأسیس در ۱۳۹۵ش در کوی شفاخانه مزارشریف، این مرکز با ۲۰ تخت در زمینه جراحی و زنان و زایمان فعالیت دارد.
# '''بیمارستان استوماتولوژی راحت:''' تأسیس در ۱۳۹۷ش در گذر گلجهاخانه مزارشریف، این کلینیک تخصصی دندانپزشکی با ۵ تخت به ارائه خدمات دندانپزشکی میپردازد.
# '''بیمارستان حیات بلخ-هند:''' واقع در کنار شاهراه کابل-بلخ، این بیمارستان ۲۰ تختخوابی در رشتههای مختلف تخصصی پزشکی شامل داخلی، جراحی، اطفال، زنان و زایمان، ارتوپدی، جراحی اعصاب، پوست، اورولوژی و چشم فعالیت دارد.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۴۹۸–۵۱۱.</ref>
=== مکانهای تفریحی و ورزشی ===
=== مکانهای تفریحی و ورزشی ===
==== فضاهای سبز (بوستانها) ====
'''فضاهای سبز''': بلخ در گذشته دارای باغهای مشهوری چون باغ بزرگ، باغ خاصه، باغ خواجه میکائیل، چهارباغ روضهٔ امام علی و باغ جهاننما (خلم) بوده است. از سال ۱۳۸۵ش، گشتوگذار در پارکهای مزارشریف رونق یافته و برخی نهادهای فرهنگی از این فضاها برای برگزاری همایشها و نمایشگاهها استفاده میکنند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۱۲.</ref>
بلخ در گذشتهای نهچندان دور، باغهای مشهور و باشکوهی داشته که محل تجمع و تفریح عموم مردم از هر قشر و طبقه بوده است. منابع تاریخی از باغهایی چون «باغ بزرگ»، «باغ خاصه» و «باغ خواجه میکائیل» در دوره غزنویان یاد میکنند. همچنین در سدههای دهم و یازدهم هجری قمری باغهای معروفی مانند «حرمسرا»، «امینآباد»، «ظلمآباد»، «باجگاهی»، «فرید»، «میرزا ابراهیمسلطان»، «خانی»، «گلزمین»، «زاغان» و «مراد» در این منطقه وجود داشته است. از میان این باغهای تاریخی، چهارباغ روضهٔ [[امام علی]] در شهر مزارشریف و باغ جهاننما در شهرستان خُلم، امروزه بهعنوان جاذبههای گردشگری بلخ شناخته میشوند.
روند گشتوگذار خانوادههای شهرنشین در پارکهای مزارشریف از سال ۱۳۸۵ش به این سو رونق چشمگیری یافته است. بسیاری از خانوادهها ترجیح میدهند غذای شام خود را به همراه برده و در فضای آرام و دلنشین این پارکها صرف کنند. علاوهبر این، برخی نهادهای فرهنگی و هنری نیز از فضاهای باز این پارکها برای برگزاری همایشها، نمایشگاهها و برنامههای هنری استفاده میکنند، که این امر بر جذابیت و پویایی این فضاهای عمومی افزوده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۱۲.</ref>
==== ورزشگاهها ====
ورزشگاهها بهعنوان مکانهای مهم فرهنگی، بهویژه در حوزه تربیت بدنی-سبک زندگی و گردشگری فرهنگی معاصر، نقش بسزایی در میان جوانان و کودکان بلخ میکنند. در استان بلخ، سنتهای ورزشی دیرینهای همچون بزکشی، پهلوانی، سوارکاری و دویدن در سالهای اخیر در مکانهای مشخصی برگزار میشود.
در دوران معاصر، برای گسترش و توسعه ورزشهای محلی، ملی و بینالمللی، ورزشگاههای مدرن و مجهزی با استانداردهای روز احداث شده است. از جمله این ورزشگاهها میتوان به ورزشگاه بزکشی حاجی مقیمبای اشاره کرد که بهعنوان یکی از مهمترین مراکز برگزاری مسابقات سنتی بزکشی در منطقه شناخته میشود. همچنین ورزشگاه سینا، ورزشگاه شهرک امیری و ورزشگاه کرکت از دیگر مراکز ورزشی مهم استان بلخ هستند که امکانات مناسبی را برای ورزشکاران و تماشاگران فراهم میکنند.
'''ورزشگاهها''': ورزشگاههای مدرن و مجهزی در بلخ ساخته شده است، از جمله ورزشگاه بزکشی حاجی مقیمبای، ورزشگاه سینا، ورزشگاه شهرک امیری، ورزشگاه کرکت و ورزشگاه امامخمینی که میزبان رویدادهای ملی و بینالمللی است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۲۲.</ref>
ورزشگاه [[امام خمینی|امامخمینی]] نیز با دارابودن امکانات و تجهیزات مدرن، میزبان رویدادهای ورزشی مختلف در سطح ملی و بینالمللی است. این ورزشگاهها نه تنها مراکز فعالیتهای ورزشی، بلکه بهعنوان بخشی از جاذبههای فرهنگی و اجتماعی استان بلخ، نقش مهمی در تقویت روحیهٔ ورزشی و ایجاد فضایی برای تعاملات اجتماعی ایفا میکند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۲۲.</ref>
== فرهنگ ==
== فرهنگ، هنر و جامعه ==
ولایت بلخ بهعنوان یکی از کانونهای تاریخی و فرهنگی افغانستان، همواره جایگاه ویژهای در عرصههای هنری و فرهنگی داشته است. این منطقه با پیشینهای غنی در زمینههای مختلف هنرهای نمایشی، موسیقی، آیینهای ملی و محلی و رسانههای جمعی، نقش مهمی در حفظ و توسعه میراث فرهنگی کشور ایفا میکند. با وجود چالشهای موجود در مسیر رشد و توسعه فرهنگی، تلاشهای هنرمندان و فعالان این عرصه نشاندهندهٔ ظرفیتهای بالای این ولایت در زمینههای مختلف هنری است.
=== رسانهها ===
=== رسانهها ===
ولایت بلخ با پیشینه تاریخی غنی و تنوع فرهنگی چشمگیر، از ظرفیت بالایی برای توسعه فعالیتهای رسانهای برخوردار است، اما سالها جنگ و ناامنی همراه با پیامدهای اقتصادی ناشی از آن، موجب شده رشد رسانهها با توجه به قابلیتهای اجتماعی و فرهنگی این منطقه همخوانی نداشته باشد. در حالحاضر این ولایت با جمعیتی بیش از یک و نیم میلیون نفر و ویژگیهای منحصربهفرد قومی و مذهبی، تنها ۶ شبکه تلویزیونی، ۱۲ ایستگاه رادیوی محلی و حدود ۳۰ نشریه چاپی را در خود جای داده که نسبت به ظرفیتهای موجود عددی ناچیز محسوب میشود.
ولایت بلخ با جمعیتی بیش از یکونیم میلیون نفر، ۶ شبکهٔ تلویزیونی، ۱۲ ایستگاه رادیویی محلی و حدود ۳۰ نشریهٔ چاپی دارد. کمبود منابع مالی، ضعف زیرساختها، نبود نیروی متخصص و مشکلات امنیتی، از موانع اصلی توسعهٔ رسانهها در این ولایت است.<ref>[http://www.farsi.ru/doc/8871.html «مسولین رسانهها در بلخ وضعیت مطبوعات در کشور را بررسی کردند»، وبسایت افغانستان.رو.]</ref>
چالشهای عمدهای چون کمبود منابع مالی، ضعف زیرساختها، نبود نیروی متخصص و مشکلات امنیتی، توسعه کیفی و کمی رسانهها را با محدودیت مواجه ساخته است. با این حال، با [[برنامهریزی]] دقیق و حمایتهای هدفمند میتوان از این ظرفیتهای فرهنگی غنی برای ارتقای سطح رسانههای محلی و تأثیرگذاری بیشتر آنها در توسعه اجتماعی بهره برد.<ref>[http://www.farsi.ru/doc/8871.html «مسولین رسانهها در بلخ وضعیت مطبوعات در کشور را بررسی کردند»، وبسایت افغانستان.رو.]</ref>
=== کتابخانهها ===
=== کتابخانهها ===
ولایت بلخ با دارابودن حدود ۶۰ کتابخانه، از جمله مراکز مهم فرهنگی و علمی در شمال افغانستان محسوب میشود. در میان این کتابخانهها، کتابخانهٔ [[مولانا]] خسته که در ۱۳۴۵ش تأسیس شد بهعنوان یکی از قدیمیترین مراکز فرهنگی این ولایت شناخته میشود. همچنین کتابخانههای معتبر دیگری چون کتابخانه پوهنتون بلخ، کتابخانه خوشحال بابا (تنها کتابخانهٔ تخصصی پشتو در منطقه)، کتابخانه خلم، و کتابخانههای نهادهای آموزشی مانند مدرسهٔ اسدیه و پوهنتونهای خصوصی، گنجینههای ارزشمندی از دانش و ادب را در خود جای داده است.<ref>[https://www.avapress.com/fa/interview/91756/فرهنگ-کتابخوانی-بلخ-۸۰-درصد-رشد-داشته «فرهنگ کتابخوانی در بلخ ۸۰ درصد رشد داشته است»، خبرگزاری آوا؛] [https://8am.media/fa/وضعیت-کتابخانه-ها-در-مزار-شریف-قسمت-اول/ «وضعیت کتابخانهها در مزار شریف»، وبسایت روزنامه ۸صبح.]</ref>
بلخ دارای حدود ۶۰ کتابخانه است، ازجمله کتابخانهٔ مولانا خسته (تأسیس ۱۳۴۵ش)، کتابخانهٔ پوهنتون بلخ، کتابخانهٔ خوشحال بابا (تخصصی پشتو)، کتابخانهٔ خلم و کتابخانههای نهادهای آموزشی.<ref>[https://www.avapress.com/fa/interview/91756/فرهنگ-کتابخوانی-بلخ-۸۰-درصد-رشد-داشته «فرهنگ کتابخوانی در بلخ ۸۰ درصد رشد داشته است»، خبرگزاری آوا؛] [https://8am.media/fa/وضعیت-کتابخانه-ها-در-مزار-شریف-قسمت-اول/ «وضعیت کتابخانهها در مزار شریف»، وبسایت روزنامه ۸صبح.]</ref> در دوران جمهوری اسلامی، کتابخانهٔ عمومی رابعه بلخی در ۱۳۹۵ش با حمایت مالی آلمان تأسیس شد و با ۱۸۰۰ جلد کتاب، دسترسی به منابع مطالعاتی را برای عموم، بهویژه بانوان، فراهم کرد.<ref>[https://www.payam-aftab.com/fa/news/55156/________-____-_____-____-_____-___-______ «کتابخانه عامه رابعه بلخی در ولایت بلخ افتتاح شد»، خبرگزاری پیام آفتاب.]</ref><ref>[https://af.shafaqna.com/FA/153191 «کتابخانه عمومی رابعه بلخی در مزار شریف افتتاح شد»، خبرگزاری شفقنا.]</ref>
در دوران جمهوری اسلامی افغانستان کتابخانههای زیادی در این منطقهٔ تاریخی ایجاد شد و برنامههای ترویج کتابخوانی، بهویژه «هفتهٔ مطالعه و کتاب»، با همکاری ریاست اطلاعات و فرهنگ و کتابخانههای بلخ برگزار میشد که بر ترویج کتابخوانی اثرگذار بود.<ref>[https://www.payam-aftab.com/fa/news/55156/________-____-_____-____-_____-___-______ «کتابخانه عامه رابعه بلخی در ولایت بلخ افتتاح شد»، خبرگزاری پیام آفتاب.]</ref> برای مثال کتابخانهٔ عمومی رابعه بلخی که در ۱۳۹۵ش در مزارشریف با حمایت مالی دولت آلمان و اجرای برنامهٔ ارتقای ظرفیت منطقهای (RCD) تأسیس شد، یکی از این اقدامات فرهنگی مهم بود. این مرکز با دارا بودن ۱۸۰۰ جلد کتاب و تجهیزات آموزشی، دسترسی به منابع مطالعاتی را برای عموم، بهویژه بانوان و دانشآموزان ولسوالی بلخ، فراهم کرد و جایگزین نیاز به سفر به شهرهای دیگر شد. این پروژهٔ فرهنگی علاوهبر توسعهٔ زیرساختهای فرهنگی، دورههای آموزشی برای کارکنان دولتی نیز برگزار کرد و گامی مؤثر در ارتقای سواد و پژوهش در منطقه بهشمار میرود.<ref>[https://af.shafaqna.com/FA/153191 «کتابخانه عمومی رابعه بلخی در مزار شریف افتتاح شد»، خبرگزاری شفقنا.]</ref>
=== نهادهای ادبی ===
=== نهادهای ادبی ===
بلخ بهعنوان یکی از کانونهای فرهنگی افغانستان، شاهد شکلگیری و تحول نهادهای ادبی متعددی بوده است. قدیمیترین گردهماییهای ادبی به دوران امیر شیرعلی خان و امیر حبیبالله خان بازمیگردد که در مدرسه خواجهخیران با حضور ادیبانی چون مولانا خالمحمد خسته، میرزا ثاقب و نظامالدین انصار برگزار میشد. در فاصله سالهای ۱۹۴۹–۱۹۵۲م تحول مهمی با انتشار مجله «بلخ» رخ داد که مقدمهای برای تأسیس «انجمن نویسندگان بلخ» در ۱۹۷۷م شد. این انجمن به همت چهرههایی چون هلالالدین بدری، محمداسحاق دلگیر و عمر فرزاد شکل گرفت و فعالیت آن تا امروز تداوم یافته است.
قدیمیترین گردهماییهای ادبی بلخ به دوران امیر شیرعلیخان و امیر حبیباللهخان بازمیگردد. در ۱۹۷۷م، «انجمن نویسندگان بلخ» تأسیس شد. از دههٔ ۱۹۸۰م، نهادهایی چون «انجمن مولانا جلالالدین محمد بلخی»، «خانهٔ مولانا»، «کانون فرهنگی حکیم ناصرخسرو»، «انجمن امیرعلیشیر نوایی» و «انجمن ادبی ظهیرالدین محمد بابر» شکل گرفتند. در دو دههٔ اخیر، «کانون فرهنگی پرتو» (تأسیس ۱۳۸۷ش) با انتشار ماهنامهٔ «پرتو» و «کانون فرهنگی پرواز» به گسترش ادبیات معاصر کمک کردهاند.<ref>[https://8am.media/fa/نگاهی-به-کار-شاعری-بانوان-بلخ/ «نگاهی به کار شاعری بانوان بلخ»، وبسایت روزنامۀ ۸ صبح.]</ref>
از دهه ۱۹۸۰م به بعد، شاهد گسترش چشمگیر نهادهای ادبی در این منطقه هستیم. «انجمن مولانا جلالالدین محمد بلخی»، «خانه مولانا»، «کانون فرهنگی حکیم ناصرخسرو بلخی»، «انجمن امیرعلی شیر نوایی» و «انجمن ادبی ظهیرالدین محمد بابر» از جمله این مراکز هستند که به ترویج میراث ادبی پرداختهاند. در دو دهه اخیر، نهادهای جدیدی مانند «کانون فرهنگی پرتو» (تأسیس ۱۳۸۷ش) با انتشار ماهنامه «پرتو»، «کانون فرهنگی پرواز» و سایر حلقههای ادبی، فضای پویاتری را ایجاد کردهاند. این مراکز با حمایت از نشر آثار و برگزاری نشستهای منظم، نقش مهمی در توسعه فضای ادبی معاصر بلخ ایفا میکنند.
=== فعالیت ادبی زنان ===
بلخ خاستگاه رابعهٔ بلخی، پیشگام شعر پارسی، است. از دههٔ ۱۹۵۰م، چهرههایی چون حمیرا روحی، کریمه ویدا و فوزیه رهگذر ظهور کردند. در دهههای اخیر، شاعران زن معاصر مانند صدا سلطانی، فرنگیس سوگند و هدیه ارمغان با بهرهگیری از قالبهای غزل و شعر سپید، به بیان احساسات زنانه و مسائل اجتماعی پرداختهاند.<ref>[https://8am.media/fa/نگاهی-به-کار-شاعری-بانوان-بلخ/ «نگاهی به کار شاعری بانوان بلخ»، وبسایت روزنامۀ ۸ صبح.]</ref>
به نظر محققان تکامل تاریخی این نهادها نشاندهندهٔ ظرفیت بالای بلخ در حفظ سنتهای ادبی و همگامی با جریانهای نوین فرهنگی است. از گردهماییهای سنتی در مدارس تاریخی تا تشکیل انجمنهای منسجم و انتشار مجلات تخصصی، همه گواهی بر پویایی مستمر حیات ادبی این منطقه محسوب میشود.<ref>[https://8am.media/fa/نگاهی-به-کار-شاعری-بانوان-بلخ/ «نگاهی به کار شاعری بانوان بلخ»، وبسایت روزنامۀ ۸ صبح.]</ref>
=== فعالیت ادبی زنان در بلخ ===
ولایت بلخ بهعنوان خاستگاه [[رابعه بلخی]]، پیشگام شعر پارسی، همواره بستر بالندگی ادبی بانوان بوده است. اگرچه سنتهای اجتماعی در گذشته مجال بروز استعدادهای زنان را محدود میکرد، اما از دهه ۱۹۵۰م با ظهور چهرههایی مانند حمیرا روحی (نخستین شاعر زن بلخی با مجموعه صبح امید) و پس از او کریمه ویدا و فوزیه رهگذر، فصل تازهای در شعر زنان این منطقه گشوده شد.
در دهههای اخیر، با تأسیس نهادهای فرهنگی مانند «انجمن نویسندگان بلخ»، «خانه فرهنگی پرتو» و «کانون فرهنگی پرواز»، فضای مناسبی برای رشد ادبیات زنان فراهم آمده است. شاعران زن معاصر بلخ مانند صدا سلطانی، فرنگیس سوگند و هدیه ارمغان، با بهرهگیری از قالبهای غزل و شعر سپید، به بیان احساسات زنانه، چالشهای اجتماعی و مسائل هویتی پرداختهاند. ویژگی ممتاز این نسل، جسارت در شکستن تابوها و استفاده از زبان امروزی با ترکیببندیهای نوین است.
این تحول ادبی که با حمایت نشریاتی مانند ماهنامه «پرتو» همراه بوده، نشاندهندهٔ ظرفیت بالای فرهنگی بلخ در پرورش استعدادهای ادبی بانوان است.<ref>[https://8am.media/fa/نگاهی-به-کار-شاعری-بانوان-بلخ/ «نگاهی به کار شاعری بانوان بلخ»، وبسایت روزنامۀ ۸ صبح.]</ref>
=== هنر نمایشی ===
=== هنر نمایشی ===
هنر نمایشی در ولایت بلخ، بهرغم فراهم شدن زمینههای رشد در دوران جمهوری اسلامی افغانستان، نتوانست به سطح مطلوب دست یابد. در این دوره، حدود ۷۰ هنرمند سینمایی در بلخ فعالیت داشتند، اما کمتوجهی دولت مرکزی و عدم تخصیص بودجهٔ مشخص، مانع پیشرفت این هنر شد. سینماگران بلخ از نبود امکانات فنی و همکاری ناکافی نویسندگان بهعنوان عوامل اصلی کاهش کیفیت فیلمهای داخلی یاد میکنند.
در دوران جمهوری اسلامی، حدود ۷۰ هنرمند سینمایی در بلخ فعالیت داشتند، اما کمتوجهی دولت مرکزی و نبود بودجهٔ مشخص، مانع پیشرفت این هنر شد. با این حال، ۱۱ مؤسسهٔ تولید فیلم در این ولایت فعال هستند و تجلیل از روز جهانی سینما در مزارشریف، نشاندهندهٔ تلاش هنرمندان برای احیای این هنر است.<ref>[https://parstoday.ir/dari/news/afghanistan-i188876-شکایت_هنرمندان_تئاتر_و_موسیقی_ولایت_بلخ_از_وضعیت_بد_اقتصادی «شکایت هنرمندان تئاتر و موسیقی ولایت بلخ از وضعیت بد اقتصادی»، وبسایت پارس تودی.]</ref>
همچنین، تمرکز فعالیتهای دولتی در [[کابل]] و بیاعتنایی به سایر ولایات، چالشهای این عرصه را تشدید کرده است. زنان هنرمند نیز با دشواریهای مضاعفی روبهرو هستند، از بیتوجهی دولت تا آزارهای روحی. با این حال، مسئولان محلی بلخ اعلام کردهاند که از یازده مؤسسهٔ تولید فیلم فعال در این ولایت حمایت خواهند کرد. تجلیل از روز جهانی سینما در مزارشریف، نشاندهندهٔ تلاش هنرمندان برای احیای این هنر است، اما تحقق این هدف مستلزم توجه جدیتر دولت و توزیع عادلانهٔ امکانات در سراسر کشور است.<ref>[https://parstoday.ir/dari/news/afghanistan-i188876-شکایت_هنرمندان_تئاتر_و_موسیقی_ولایت_بلخ_از_وضعیت_بد_اقتصادی «شکایت هنرمندان تئاتر و موسیقی ولایت بلخ از وضعیت بد اقتصادی»، وبسایت پارس تودی.]</ref>
=== هنرهای دستی ===
=== هنرهای دستی ===
بررسی آثار تاریخی نشان میدهد که ساکنان این منطقه از دوران کهن، ذوق هنری خود را در قالبهای مختلفی همچون تزئینات معماری، طراحی لباس، ساخت ظروف و نقاشیهای دیواری به نمایش گذاشتهاند. این آثار نه تنها بیانگر مهارتهای هنری هنرمندان بلخی است، بلکه بازتابی از باورها، ارزشها و سنتهای فرهنگی این منطقه محسوب میشود.
از کهنترین هنرهای دستی بلخ میتوان به گلیمبافی، نمدسازی، پشتیبافی، جانمازبافی، دستمالسازی، خیاطی سنتی، مهرهبافی و گلدوزی اشاره کرد. قالیبافی و نمدسازی اهمیت اقتصادی ویژهای دارند و زرگری نیز از صنایع دستی مردان بلخی است.<ref>حبیبی، تاریخ صنایع در افغانستان، ۱۳۸۲ش، ص۴۹–۵۳.</ref>
در میان هنرهای دستی رایج در بلخ، میتوان به تولیدات متنوعی همچون [[گلیمبافی]]، نمدسازی، ساخت پشتی و جانماز، تولید دستمالهای تزئینی، [[خیاطی]] سنتی، مهرهبافی و انواع گلدوزیهای ظریف اشاره کرد. در این میان، قالیبافی و نمدسازی از اهمیت اقتصادی ویژهای برخوردار بوده در حالی که سایر تولیدات بهطور عمده برای مصارف خانگی و محلی کاربرد داشته است. مردان بلخی نیز در برخی حوزههای هنر دستی مانند زرگری و ساخت زیورآلاتی نظیر انگشتر و دستبند فعالیت چشمگیری داشتهاند.<ref>حبیبی، تاریخ صنایع در افغانستان، ۱۳۸۲ش، ص۴۹–۵۳.</ref>
=== خوشنویسی ===
=== خوشنویسی ===
منطقه بلخ بهعنوان یکی از کانونهای مهم هنر خوشنویسی در [[خراسان]] بزرگ شناخته میشود. خاندان برمکیان که از خاندانهای تأثیرگذار در تاریخ این منطقه بودند، نقش بسزایی در رشد و توسعه این هنر ایفا کردند. از جمله شخصیتهای برجسته در این زمینه میتوان به احمد بن خاد اشاره کرد که در تدوین اصول و قواعد خوشنویسی نقش مهمی داشت.
بلخ از کانونهای مهم خوشنویسی در خراسان بزرگ بوده است. خاندان برمکیان و احمد بن خاد در تدوین اصول خوشنویسی نقش داشتند. یکی از قدیمیترین نسخههای خطی، کتاب «ابنیه عن الحقایق الادویه» (۴۴۷ق) به خط علی بن احمد است که در کتابخانهٔ ملی اتریش نگهداری میشود.<ref>حبیبی، تاریخ خط و نوشتههای کهن افغانستان، ۱۳۵۰ش، ۹۸–۹۹.</ref> خط کوفی در دورهٔ سلجوقی به اوج زیبایی رسید و کتیبههای مرقد یحیی بن زید از شاخصترین نمونههای آن است.<ref>حبیبی، تاریخ خط و نوشتههای کهن افغانستان، ۱۳۵۰ش، ۹۸–۹۹.</ref>
کتابهای خطی تولید شده در بلخ از لحاظ هنری دارای ویژگیهای منحصر به فردی هستند. تذهیبکاری ظریف، ترکیببندی هنرمندانه رنگها، زیبایی خط و طراحی جلدهای نفیس، این آثار را به گنجینههای هنری تبدیل کرده است. از جمله هنرمندان شیعی بلخ در این زمینه میتوان به ابو جعفر محمد بن عبدالجبار (متوفی ۴۸۲ق) اشاره کرد. یکی از قدیمیترین نمونههای خطی متعلق به این منطقه، نسخهای از کتاب «ابنیه عن الحقایق الادویه» است که در ۴۴۷ق به خط علی بن احمد کتابت شده و نسخه منحصربهفرد آن در کتابخانه ملی اتریش در وین نگهداری میشود.<ref>حبیبی، تاریخ خط و نوشتههای کهن افغانستان، ۱۳۵۰ش، ۹۸–۹۹.</ref>
=== تکامل خط کوفی در بلخ ===
خط کوفی در منطقه بلخ و [[جوزجان]] در ابتدا بهصورت ساده و با حروفی کم ارتفاع به کار میرفت، اما با ذوق و استعداد هنرمندان خراسانی، این خط به تدریج تکامل یافت و در دوره سلجوقی به اوج زیبایی و ظرافت خود رسید. از شاخصترین نمونههای این خط در منطقه میتوان به کتیبههای مرقد یحیی بن زید اشاره کرد که از نظر هنری و تاریخی دارای اهمیت فراوانی است.<ref>حبیبی، تاریخ خط و نوشتههای کهن افغانستان، ۱۳۵۰ش، ۹۸–۹۹.</ref>
=== هنر نقاشی ===
=== هنر نقاشی ===
اوج هنر [[نقاشی]] در بلخ را میتوان به دوره حکومت سامانیان نسبت داد. در قرن چهارم هجری، امیر نصر بن احمد سامانی دستور ترجمه و تصویرگری کتاب [[کلیله و دمنه]] را به هنرمندان چینی سپرد. این دوره همچنین شاهد رواج [[نقاشی]] دیواری در تزئین کاخها و بناهای مهم بود. نقاشیهای این دوره از لحاظ ترکیببندی، رنگآمیزی و نمایش عناصر طبیعت، از ویژگیهای منحصر به فردی برخوردارند که نشاندهنده مهارت و خلاقیت هنرمندان بلخی است.<ref>حبیبی، تاریخ صنایع در افغانستان، ۱۳۸۲ش، ص۱۸–۱۹.</ref>
[[پرونده:بلخ۲.jpg|جایگزین=نمایشگاه هنری «هفت قلم» در مزارشریف|بندانگشتی|نمایشگاه هنری «هفت قلم» در مزارشریف؛ ۱۴۰ اثر خوشنویسی و نقاشی هنرمندان بلخ به نمایش گذاشته شد.]]
اوج نقاشی در بلخ به دورهٔ سامانیان (قرن چهارم هجری) بازمیگردد. در این دوره، امیر نصر بن احمد سامانی دستور ترجمه و تصویرگری کتاب کلیله و دمنه را به هنرمندان چینی سپرد و نقاشیهای دیواری کاخها رونق گرفت.<ref>حبیبی، تاریخ صنایع در افغانستان، ۱۳۸۲ش، ص۱۸–۱۹.</ref>
=== ورزش و مسابقات محلی ===
=== ورزش و مسابقات محلی ===
در بلخ [[ورزش]]های رزمی، ورزش با توپ و ورزشهای محلی رایج است. رشتههایی همچون فوتبال، والیبال، بسکتبال، بالینگ، بیلیارد، تکواندو، کاراته، فول رزم، کشتی، کونکفو توآ و رشتههای ورزشی محلی همچون [[بزکشی]] و کشتی محلی پر طرفدار است.<ref>[https://bakhtarnews.af/dr/_________-___-_______-__-______-____-_/ ورزشکاران تیم والیبال بلخ تشویق مالی شدند»، خبرگزاری باختر.]</ref>
ورزشهای رایج در بلخ شامل فوتبال، والیبال، بسکتبال، تکواندو، کاراته، کشتی و رشتههای محلی مانند بزکشی و کشتی محلی (پهلوانی) است.<ref>[https://bakhtarnews.af/dr/_________-___-_______-__-______-____-_/ ورزشکاران تیم والیبال بلخ تشویق مالی شدند»، خبرگزاری باختر.]</ref> بزکشی در میدان ویژهٔ دشت شادیان برگزار میشود و در نوروز و جشن گلسرخ اوج میگیرد. کشتی محلی نیز در جشنها و عروسیها برگزار میشود و پهلوانانی چون عبدالله تکه و نصرالله پهلوان در آن شهرت دارند. مسابقات پایگه (دو) نیز از سنتهای ورزشی منطقه است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۹۱–۵۹۲.</ref>
بزکشی از مسابقات اصلی و پرطرفدار در این ولایت محسوب میشود که به شهرت ملی و جهانی رسیده است. این ورزش کهن که بهعنوان میراث فرهنگی ثبت شده، نمایشی خیرهکننده از مهارتهای سوارکاری است. در میدان ویژه [[بزکشی]] در دشت شادیان مزارشریف، سوارکاران بلخی با حرکات ماهرانه برای به چنگ آوردن لاشه بز یا گوساله به رقابت میپردازند. این ورزش که در نوروز و جشن گل سرخ اوج میگیرد، یادآور نبردهای سوارکاران خراسانیان در دوران باستان است.
کشتی محلی یا پهلوانی، ورزشی با پیشینهٔ بلند بوده که در آن پهلوانانی چون عبدالله تکه و نصرالله پهلوان به شهرت رسیدهاند. این مسابقات که در جشنها و مراسم [[مراسم عروسی|عروسی]] برگزار میشود، نمایشی از قدرت و مهارت مردان بلخی است. همچنین مسابقات پایگه (مسابقهٔ دو) بهعنوان آزمون استقامت و سرعت در انواع مختلف از دو ساده تا اسپدوانی برگزار میشود، بخشی از سنتهای ورزشی منطقه است و در مناسبتهای ملی مورد توجه قرار میگیرد.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۹۱–۵۹۲.</ref>
=== بازیهای سنتی ===
بازیهای محلی بلخ شامل چشمپتکان، جِزبازی، سنگچاق (ویژهٔ دختران)، چلکدنده، ریسمانبازی و کاغذپران (ویژهٔ پسران) است. چلکدنده یکی از بازیهای رایج با چوب است که آزمونی برای سنجش دقت و مهارت است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۹۱–۵۹۲.</ref>
==== بازیهای سنتی ====
=== آموزش و پرورش ===
در بلخ بازیهای محلی متنوعی رایج است که ریشه در تاریخ کهن این سرزمین دارد. از بازیهای کودکانه مانند چشمپتکان (که در میان دختران و پسران رایج است)، جِزبازی و سنگچاق (مخصوص دختران) گرفته تا بازیهای پسرانه مانند چلکدنده، ریسمانبازی و کاغذپران، همگی بخشی از فرهنگ غنی غیرملموس این منطقه را تشکیل میدهند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۹۱–۵۹۲.</ref>
بلخ با حدود ۶۰۰ مکتب دولتی و خصوصی، میزبان بیش از نیممیلیون دانشآموز است. کمبود زیرساختها، محرومیت دختران از صنف ۶ به بالا و نبود امید به آیندهٔ شغلی از چالشهای عمده هستند. بیش از ۱۳۰ مکتب فاقد ساختمان مناسب است.<ref>[https://tolonews.com/fa/afghanistan-177845 «چالشهای بنیادی معارف بلخ»، وبسایت طلوع نیوز.]</ref><ref>[https://ufuqnews.com/archives/12433 «بیش از 130 مکتب در ولایت بلخ بدون ساختمان کار میکند»، خبرگزاری افق.]</ref> افزونبر مکاتب دولتی، ۴۰ مکتب خصوصی در این ولایت فعال هستند.<ref>[https://ufuqnews.com/archives/12433 «بیش از 130 مکتب در ولایت بلخ بدون ساختمان کار میکند»، خبرگزاری افق.]</ref> همچنین حدود ۵۶۰ مدرسهٔ دینی با بیش از ۱۰۰ هزار طلبه (اهلسنت) در بلخ فعالیت دارند.<ref>[https://www.avapress.com/fa/news/280173/برگزاری-مسابقه-رقابتی-میان-مدارس-دینی-ولایت-بلخ-حدود-۵۶۰-مدرسه-بیش-۱۰۰-هزار-شاگرد-فعال «برگزاری مسابقه رقابتی میان مدارس دینی ولایت بلخ/ حدود ۵۶۰ مدرسه دینی با بیش از ۱۰۰ هزار شاگرد در ولایت بلخ فعال است»، خبرگزاری آوا.]</ref>
چلکدنده بازی که با چوب انجام میشود، یکی از بازیهای محلی رایج بوده و آزمونی برای سنجش دقت و مهارت پرتاب شرکتکنندگان است و در میان نوجوانان و جوانان بلخی محبوبیت خاصی دارد. این ورزشها و بازیها نه تنها جنبه سرگرمی دارند، بلکه حامل ارزشهای فرهنگی و تاریخی بلخ است و در انتقال میراث ناملموس این منطقه به نسلهای آینده نقش اساسی ایفا میکند. امروزه بسیاری از این فعالیتها به جاذبههای [[گردشگری]] منحصربهفرد بلخ تبدیل شده است و توجه علاقهمندان به فرهنگ و تاریخ را به خود جلب میکند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۹۱–۵۹۲.</ref>
=== تحصیلات عالی ===
دانشگاه دولتی بلخ (تأسیس ۱۳۶۶ش) با ۱۵ دانشکدهٔ روزانه و ۴ دانشکدهٔ شبانه، یکی از مهمترین مراکز آموزش عالی افغانستان است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۴۹۱.</ref> دانشگاه مولانا جلالالدین محمد بلخی (تأسیس ۱۳۸۶ش) دارای دانشکدههای پزشکی، حقوق، اقتصاد، روزنامهنگاری و آموزش و پرورش است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۴۹۲.</ref> دانشگاه ابنسینا (شعبهٔ بلخ، ۱۳۹۱ش)، دانشگاه آریا (تأسیس ۱۳۸۸ش) و دانشگاه کاوون (تأسیس ۱۳۹۳ش) از دیگر مراکز آموزش عالی هستند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۴۹۱–۴۹۵.</ref>
=== آموزش و تحصیلاتعالی ===
مؤسسات آموزش عالی خصوصی نیز شامل راه سعادت، سادات، رهنورد، تاج، البرز، ترکستان و نخبگان هستند که در رشتههای مختلف دانشجو میپذیرند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۴۹۳–۴۹۸.</ref>
==== آموزش و پرورش ====
===== مکتبهای دولتی و خصوص =====
ولایت بلخ با حدود ۶۰۰ مکتب دولتی و خصوصی، میزبان بیش از نیم میلیون دانشآموز [[دختر]] و پسر بوده که در چارچوب نظام آموزشی کشور مشغول تحصیل است. با این وجود، کمبود زیرساختهای آموزشی بهویژه در مناطق روستایی، محرومیت دختران از صنف ۶ به بالا و نبود امید به آیندهٔ شغلی از چالشهای عمده این حوزه محسوب میشود.<ref>[https://tolonews.com/fa/afghanistan-177845 «چالشهای بنیادی معارف بلخ»، وبسایت طلوع نیوز.]</ref> از سوی دیگر بیش از ۱۳۰ مکتب فاقد ساختمان مناسب بوده و دانشآموزان در فضای باز به تحصیل مشغولند. علاوهبر این، کمبود معلمان متخصص و مسلکی، بهویژه در مناطق دوردست، کیفیت آموزش را تحت تأثیر قرار داده است.
در کنار مراکز دولتی، مکاتب خصوصی با ارائه برنامههای آموزشی باکیفیتتر و ابتکاراتی مانند برگزاری جشنهای آموزشی، گامهای مؤثری در بهبود فضای تحصیلی برداشتهاند. در حالحاضر ۴۰ مکتب خصوصی در مرکز و ولسوالیهای بلخ فعالیت دارد.<ref>[https://ufuqnews.com/archives/12433 «بیش از 130 مکتب در ولایت بلخ بدون ساختمان کار میکند»، خبرگزاری افق.]</ref>
=== حوزههای علمیه شیعیان ===
در مزارشریف، حدود ۱۷ مدرسهٔ علمیهٔ شیعی با حدود ۱۰۰۰ طلبه (زن و مرد) فعال است که تحت نظارت شورای مدیریت حوزههای علمیهٔ مزارشریف فعالیت میکنند. مجتمع عالی امام جعفر صادق با بیش از ۱۰۰۰ نفر از دانشآموزان ۵ ساله تا طلاب ۷۰ ساله، بزرگترین حوزهٔ علمیهٔ شیعی در شمال افغانستان است و دارای مسجد، سالن ورزشی و کتابخانه است.<ref>[https://fa.abna24.com/news/1549501/بزرگترین-حوزه-علمیه-شیعی-در-شمال-افغانستان-روزانه-۱۰۰۰-نفر «بزرگترین حوزه علمیه شیعی در شمال افغانستان/ روزانه ۱۰۰۰ نفر برای تحصیل در مجتمع عالی امام صادق(ع) رفت و آمد دارند»، خبرگزاری ابنا.]</ref>
===== مدارس دینی =====
=== ازدواج و تشکیل خانواده ===
بر اساس آمارهای موجود، در حالحاضر حدود ۵۶۰ مدرسه دینی دولتی و خصوصی با ظرفیت آموزشی بیش از ۱۰۰ هزار طلبه (اهلسنت) در سطح ولایت بلخ مشغول به فعالیت است. امروزه برنامههای درسی و محتوای آموزشی این مراکز دینی، مطابق با سیاستها و دستورالعملهای رسمی رهبری طالبان طراحی، تدوین و به تصویب رسیده است.<ref>[https://www.avapress.com/fa/news/280173/برگزاری-مسابقه-رقابتی-میان-مدارس-دینی-ولایت-بلخ-حدود-۵۶۰-مدرسه-بیش-۱۰۰-هزار-شاگرد-فعال «برگزاری مسابقه رقابتی میان مدارس دینی ولایت بلخ/ حدود ۵۶۰ مدرسه دینی با بیش از ۱۰۰ هزار شاگرد در ولایت بلخ فعال است»، خبرگزاری آوا.]</ref>
خانواده در بلخ بهعنوان هستهٔ اصلی ساختار اجتماعی، نقش محوری در انتقال ارزشهای فرهنگی، سنتها و هویت قومی دارد. آیینهای مفصّل ازدواج و تولد با مشارکت گستردهٔ خویشاوندان، نشاندهندهٔ اهمیت نهاد خانواده در تقویت همبستگی اجتماعی است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۷۹–۵۸۰.</ref>
با وجود تلاشهای انجامشده، نابرابری در دسترسی به آموزش باکیفیت، بهویژه برای [[خانواده]]های کمبضاعت، همچنان باقی است. توسعهٔ زیرساختهای آموزشی، تأمین نیروی انسانی متخصص و توجه به مناطق محروم از ضروریات اساسی برای ارتقای نظام تعلیم و تربیت در این ولایت بهشمار میرود.<ref>[https://ufuqnews.com/archives/12433 «بیش از 130 مکتب در ولایت بلخ بدون ساختمان کار میکند»، خبرگزاری افق.]</ref>
فرایند ازدواج در بلخ عبارت است از:
==== تحصیلات عالی ====
* خواستگاری: با بردن سینیهای خوراکی به خانهٔ عروس؛
===== دانشگاه بلخ =====
* لفظگیری: قطعیکردن نامزدی با اهدای شیربها؛
دانشگاه بلخ بهعنوان دانشگاه دولتی در شمال افغانستان، در ۱۳۶۶ش تأسیس شد. این مرکز علمی با گذشت بیش از سه دهه، به یکی از مهمترین نهادهای آموزش عالی کشور تبدیل شده است.
* شیرینیخوری؛
* خویشخوری: برنامهریزی نهایی برای مراسم عروسی؛
* حنابندان: در شب قبل از عروسی؛
* مراسم عقد نکاح: با حضور روحانی یا امام محل؛
* جشن عروسی: در هتلهای مخصوص.
این دانشگاه با ۱۵ دانشکده روزانه شامل مهندسی، اقتصاد، روزنامهنگاری، کشاورزی (با شعبه در سمنگان)، ادبیات، شرعیات، علوم کامپیوتر، حقوق و علوم سیاسی، اداره عامه، پزشکی، آموزش و پرورش (با شعبه در سمنگان)، داروسازی و دامپزشکی و چهار دانشکدهٔ شبانه در رشتههای اقتصاد، ادبیات، حقوق و علوم سیاسی و آموزش و پرورش، طیف وسیعی از رشتههای تحصیلی را پوشش میدهد. پردیس اصلی دانشگاه در شهر نو مزارشریف، در مجاورت خیابان امیر اسماعیل سامانی واقع شده است.
پس از عروسی، مراسمی چون تختجمعی، سلامدادن داماد، خسرطلبان و پایوازی برگزار میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۷۹–۵۸۰.</ref>
این دانشگاه با فراهم آوردن امکانات آموزشی مناسب و محیط علمی پویا، نقش مهمی در [[تربیت]] نیروهای متخصص و توسعه علمی منطقه ایفا میکند و بهعنوان یکی از مراکز مهم جذب دانشجویان از سراسر افغانستان شناخته میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۴۹۱.</ref>
=== جشنهای نوزاد ===
تولد نوزاد در بلخ با آیینهایی چون دودکردن اسپند، خواندن اذان در گوش نوزاد، انتخاب نام با مشورت خانواده، مراسم «شب شش» (در ششمین شب تولد)، «گهوارهبندان» (نخستین بار خواباندن کودک در گهواره)، «بچهبینی» (دیدار زنان فامیل با هدایا) و «چهلهگریز» (در چهلمین روز تولد) همراه است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۸۲.</ref>[[پرونده:بلخ3.jpg|جایگزین=برافراشتن جَنْدَه (عَلَم) در زیارتگاه سخی در مزار شریف|بندانگشتی|برافراشتن جَنْدَه (عَلَم) در زیارتگاه سخی در مزار شریف]]
===== دانشگاه مولانا جلالالدین محمد بلخی =====
این مرکز آموزش عالی در ۱۳۸۶ش با ابتکار محمدظریف انوری بهعنوان مؤسسه آموزش عالی در بلخ آغاز به کار کرد و در ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ش بهعنوان دانشگاه به رسمیت شناخته شد. دانشگاه مولانا بلخی دارای دانشکدههای پزشکی، حقوق و علوم سیاسی، اقتصاد، روزنامهنگاری و آموزش و پرورش است. کتابخانه غنی این دانشگاه نیز بهعنوان مرجع علمی برای دانشجویان و پژوهشگران خدمت میکند. پردیس اصلی دانشگاه در انتهای خیابان سرباز شهر مزارشریف واقع شده است. همچنین این دانشگاه دارای یک شعبه در استان سمنگان است که در آن دو دانشکدهٔ حقوق و اقتصاد فعال است. این دانشگاه بهعنوان یکی از مراکز علمی مهم در شمال افغانستان، نقش بسزایی در تربیت نیروهای متخصص و توسعه آموزش عالی در منطقه ایفا میکند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۴۹۲.</ref>
===== دانشگاه ابن سینا =====
دانشگاه ابن سینا در ۱۳۸۹ش در [[کابل]] تأسیس شد و نخستین شعبه ولایتی آن در ۱۳۹۱شدر بلخ آغاز به کار کرد. این دانشگاه در رشتههای حقوق و علوم سیاسی، اقتصاد تجارتی و علوم کامپیوتر فعالیت آموزشی دارد و با دانشگاههای معتبری از جمله شریف و [[تهران]] در ایران، سلیمانشاه و فاتح در ترکیه، تالین در استونی و ملی قزاقستان قراردادهای همکاری آکادمیک منعقد کرده است.
===== دانشگاه آریا =====
دانشگاه آریا در ۱۳۸۸ش با تلاشهای عبدالمجید نصرتیار در بلخ تأسیس شد و در ۱۳۹۲ش به رسمیت شناخته شد. این مرکز آموزش عالی با ارائه برنامههای تحصیلی معتبر، نقش مهمی در توسعه علمی و آموزشی منطقه ایفا میکند. دانشگاه آریا شامل دانشکدههای پزشکی، علوم کامپیوتر، مهندسی، اقتصاد و حقوق و علوم سیاسی است.
===== دانشگاه کاوون =====
دانشگاه کاوون در ۱۳۹۳ش در بلخ پایهگذاری شد و در رشتههای اقتصاد، حقوق و علوم سیاسی و قابلگی (مامایی) تا مقطع کارشناسی دانشجو پرورش میدهد. این مرکز آموزش عالی در هفتم مرداد ۱۳۹۲ش پیمان همکاری علمی با دانشگاه ویتن آلمان در زمینههای تبادل اساتید، برنامههای کوتاهمدت دانشجویی و طرحهای تحقیقاتی مشترک برای دانشجویان و استادان منعقد کرده است. ساختمان این نهاد آموزشی در خیابان فراغی شهر مزارشریف واقع شده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۴۹۱–۴۹۵.</ref>
==== مؤسسات تحصیلات عالی ====
# '''مؤسسه آموزشهای عالی راه سعادت:''' در ۱۳۸۹ش به کوشش غلامسرور سعادت در بلخ بنیانگذاری شد و در ۱۳۹۰ش فعالیت خود را آغاز کرد. این مؤسسه دارای دانشکدههای حقوق و علوم سیاسی، اقتصاد، مهندسی ساختمانی و آموزش و پرورش است.
# '''مؤسسه آموزشهای عالی سادات:''' بهعنوان سومین مؤسسه آموزش عالی خصوصی در بلخ پس از مؤسسات آریا و راه سعادت فعالیت خود را آغاز کرده است. این مؤسسه در رشتههای شرعیات، مهندسی ساختمان و علوم کامپیوتر دانشجو میپذیرد و ساختمان آن در شهر مزارشریف، مقابل ساختمان مسکونی آشیانه واقع شده است. طبق برنامهریزیهای انجام شده، این مؤسسه در آینده در زمینی به مساحت ۳۰ جریب ساختمان جدیدی احداث خواهد کرد تا فضای آموزشی خود را گسترش دهد.
# '''مؤسسه آموزش عالی رهنورد:''' در ۱۳۹۳ش به همت غلامعباس ابراهیمزاده، نمایندهٔ مردم بلخ در شورای ملی کشور تأسیس شد و هماکنون با چهار دانشکده پزشکی، حقوق و علوم سیاسی، استوماتولوژی و آموزش و پرورش در ساختمانی واقع در خیابان [[سید اسماعیل بلخی]] شهر مزارشریف به ارائه خدمات آموزشی میپردازد. این مؤسسه با بهرهگیری از کادر علمی مجرب و امکانات آموزشی مناسب، نقش بسزایی در تربیت نیروهای متخصص و ارتقای سطح علمی کشور ایفا میکند.
# '''مؤسسه آموزشهای عالی تاج:''' در ۱۳۸۹ش در بلخ توسّط عبدالملک تأسیس شد و به فعالیّت آغاز کرده و دارای دانشکدههای حقوق و علوم سیاسی، پزشکی معالجوی و اقتصاد است.
# '''مؤسسه آموزشهای عالی البرز:''' در ۱۳۹۴ش در بلخ در آغاز کوی وحدت شهر مزار شریف به فعالیّت پرداخته و دارای دانشکدههای مهندسی، حقوق و علوم سیاسی و اقتصاد است. بنیادگذار این مؤسسهٔ آموزشها عالی، جمعهخان زاولی است.
# '''مؤسسه آموزشهای عالی ترکستان:''' در ۱۳۹۴ش در بلخ به ریاست عبدالفتاح شریفی به فعالیّت پرداخته است و دارای دانشکدههای حقوق و علوم سیاسی، پزشکی و اقتصاد است.
# '''مؤسسه آموزشهای عالی نخبگان:''' در ۱۳۹۵ش به همّت نورالله داوودزی در بلخ به فعالیّت پرداخته است و در رشتههای علوم سیاسی، مهندسی، کشاورزی و اقتصاد آموزش میدهد.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۴۹۳–۴۹۸.</ref>
==== حوزههای علمیه شیعیان ====
در مزار شریف، مرکز ولایت بلخ، حدود ۱۷ مدرسه علمیه شیعی فعال است که برخی مانند مدرسه الزهرا، حسنیه و مدرسهٔ باقرالعلوم ویژهٔ بانوان بوده و در مجموع حدود ۱۰۰۰ طلبه زن و مرد در آنها مشغول تحصیل هستند. این مدارس تحت نظارت شورای مدیریت حوزههای علمیهٔ مزارشریف فعالیت میکنند که هر ۱۵ روز جلسات هماهنگی برگزار میکنند. در شهر مزارشریف مرکز ولایت بلخ، حوزههای علمیه از آزادی فعالیت برخوردار بوده و به [[تربیت]] طلاب میپردازند. در این میان مجتمع عالی [[امام جعفر بن محمد|امام جعفر صادق]] بهعنوان بزرگترین حوزهٔ علمیهٔ شیعی در شمال افغانستان، روزانه پذیرای بیش از ۱۰۰۰ نفر از دانشآموزان ۵ ساله تا طلاب ۷۰ ساله است. این مرکز آموزشی علاوهبر حوزه علمیه، دارای مدرسه/ مکتب با ۵۵۰ دانشآموز، مسجد ۱۰۰۰ متری، سالن ورزشی و کتابخانه است.
* '''فعالیتهای تبلیغی و فرهنگی:''' حوزههای علمیه شیعی در بلخ علاوهبر آموزش، به فعالیتهای تبلیغی گستردهای میپردازند. برای مثال مجتمع امام جعفر صادق برنامههای ۲۵ مسجد محلی را سازماندهی کرده و طلاب آن در مجالس مذهبی خانگی به تبلیغ معارف [[اهلبیت]] مشغول هستند. این مرکز همچنین نمایشگاههای فرهنگی مانند «جا مانده از بهشت» با ۱۰ هزار بازدیدکننده و مسابقات کتابخوانی با حضور ۸۰۰ شرکتکننده برگزار کرده است.
* '''برنامههای آموزشی و پژوهشی:''' در حوزههای علمیه بلخ، برنامههای آموزشی از نماز صبح آغاز شده و روزانه ۱۲۵ ساعت کلاس درس برگزار میشود. اخیراً درس خارج فقه و اصول نیز در مزارشریف راهاندازی شده است. طلاب این حوزهها علاوه بر دروس حوزوی، در رشتههای قرآنی مانند تجوید، حفظ و تفسیر نیز فعالیت دارند.
* '''مراسم مذهبی:''' حوزههای علمیه شیعی در بلخ میزبان بزرگترین مراسم عزاداری [[ماه محرم|محرم]] در منطقه هستند که پیش از این تا ۷۰۰۰ نفر شرکتکننده داشته است. همچنین برنامههای متنوعی در مناسبتهای مذهبی برگزار میکنند.<ref>[https://fa.abna24.com/news/1549501/بزرگترین-حوزه-علمیه-شیعی-در-شمال-افغانستان-روزانه-۱۰۰۰-نفر «بزرگترین حوزه علمیه شیعی در شمال افغانستان/ روزانه ۱۰۰۰ نفر برای تحصیل در مجتمع عالی امام صادق(ع) رفت و آمد دارند»، خبرگزاری ابنا.]</ref>
=== ساختار اجتماعی و فرهنگی بلخ ===
بلخ با ترکیب قومی متنوع ([[تاجیکهای افغانستان|تاجیک]]، [[قوم ازبک|ازبک]]، [[قوم پشتون|پشتون]]، [[قوم هزاره|هزاره]] و دیگر اقوام) و اکثریت سنی مذهب، ساختاری چندفرهنگی دارد که همزیستی سنتهای شهری و روستایی را نشان میدهد. تمرکز جمعیت در شهرها (۶۰۳٬۰۲۰ نفر در مقابل ۹۴۰٬۴۴۴ نفر در روستاها) و توزیع نسبتاً متعادل جنسیتی (۵۱٪ مردان و ۴۹٪ زنان) بازتابی از تحولات اجتماعی-اقتصادی معاصر است، در حالی که ریشههای تاریخی آن در تنوع قومی و مذهبی باقی مانده است.<ref>دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۵ش، ج۵، ص۲۵۶.</ref>
تعدد اقوام و مذاهب در بلخ، این شهر را به کانونی برای تعامل فرهنگی تبدیل کرده است، اما همچنین چالشهایی در مدیریت همگرایی اجتماعی ایجاد میکند. حضور پررنگ جمعیت روستایی در کنار شهری، نشاندهندهٔ تداوم پیوندهای سنتی با اقتصاد کشاورزی و در عین حال گرایش به شهرنشینی است.<ref>[https://www.avapress.com/fa/news/237989/نفوس-ولایت-بلخ-یک-میلیون-و-543-هزار-464-تن-برآورد-شد «نفوس ولایت بلخ یک میلیون و 543 هزار و 464 تن برآورد شد»، خبرگزاری آوا.]</ref>
=== اهمیت و جایگاه خانواده ===
در ولایت بلخ، نهاد [[خانواده]] به عنوان هستهٔ اصلی ساختار اجتماعی و فرهنگی از جایگاهی ویژه برخوردار است. این نهاد با حفظ پیوندهای عمیق عاطفی و اجتماعی، نقش محوری در انتقال ارزشهای فرهنگی، سنتها و هویت قومی ایفا میکند. آیینهای مفصّل [[ازدواج]] و تولد که با مشارکت گستردهٔ خویشاوندان همراه است، نشاندهندهٔ اهمیت نهاد خانواده در تقویت همبستگی اجتماعی و تداوم فرهنگی است.
در بافت چندقومی بلخ، خانواده بهعنوان کانون اصلی حفظ و ترویج زبان، آداب و رسوم محلی عمل میکند و در عین حال پل ارتباطی بین نسلها محسوب میشود. این نهاد با وجود تحولات اجتماعی، همچنان کارکردهای اقتصادی، تربیتی و حمایتی خود را حفظ کرده و بهعنوان مهمترین نهاد اجتماعی در سبک زندگی مردم بلخ بهشمار میآید.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۷۹–۵۸۰.</ref>
==== ازدواج و تشکیل خانواده ====
===== خواستگاری و لفظگیری =====
فرایند تشکیل خانواده در بلخ با مراسم [[خواستگاری]] آغاز میشود. در این مرحله، زنان خانوادهٔ داماد با بردن سینیهای خوراکی به خانهٔ عروس رفته و این عمل چندین بار تکرار میشود. پس از موافقت خانوادهٔ عروس، مراسم لفظگیری برگزار میشود که در آن مردان خانواده داماد با اهدای [[شیربها]] (قلین) به خانوادهٔ عروس، بهطور رسمی نامزدی را قطعی میکنند. در مقابل، خانوادهٔ عروس سبدی گل آراسته به خانواده داماد هدیه میدهند.
===== شیرینیخوری و خویشخوری =====
مراسم شیرینیخوری به میزبانی خانوادهٔ داماد در دو بخش مجزای مردانه و زنانه برگزار میشود. در این مراسم که بهطور معمول در کاخهای عروسی انجام میشود، هدایایی بین دو [[خانواده]] مبادله میشود. سپس مراسم خویشخوری انجام میگیرد که در آن برنامهریزیهای نهایی برای عروسی انجام شده و مسئولیتها تقسیم میشود.
===== حنابندان و مراسم عقد =====
شب قبل از [[مراسم عروسی|عروسی]]، مراسم [[حنابندان]] با آوازهای خاصی همراه است که در آن دستان عروس و داماد را [[حنا]] میبندند. مراسم عقد نکاح که بخش اصلی عروسی محسوب میشود، بهطور معمول صبحگاه با حضور امام محل انجام میشود. در این مراسم، داماد با آهنگ سنتی «آهسته برو» به جمع مهمانان وارد میشود.
===== جشن عروسی =====
جشن عروسی در سالهای اخیر در هتلهای مخصوص با شکوه خاصی برگزار میشود. بخش زنانه این مراسم با تغییر لباسهای متعدد عروس، [[موسیقی]] و رقص همراه است. در پایان مراسم، عروس و داماد با تشریفات خاص و خودروی گلپوش به [[خانه]] داماد برده میشوند و با قربانی کردن مرغ یا گوسفند، مراسم به پایان میرسد.
===== آیینهای پس از عروسی =====
پس از عروسی، مراسم مختلفی از جمله تختجمعی (هدیهدهی به عروس)، سلامدادن داماد به خانواده عروس، خسر طلبان (دعوت از خانواده عروس) و [[پایوازی]] (مهمانی زنان) برگزار میشود. همچنین در طول یک سال پس از عروسی، مراسم عروسطلبان توسط اقوام و دوستان برگزار میشود که در آن هدایایی به عروس تقدیم میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۷۹–۵۸۰.</ref>
===== جشنهای نوزاد =====
در فرهنگ برخی از مردم بلخ، تولد هر نوزاد با آیینهای خاصی همراه است. پیش از تولد، خانوادهها وسایل مورد نیاز کودک را آماده میکنند و خانواده مادر با نواختن دف و آواز، هدایایی به خانه پدری نوزاد میبرند. پس از تولد، با [[اسپند دود کردن|دودکردن اسپند]] و خواندن اذان در گوش نوزاد، مراسم استقبال آغاز میشود. انتخاب نام نوزاد با [[مشاوره|مشورت]] خانواده انجام شده و با توزیع شیرینی و نامنوشته به آشنایان اعلام میشود.
مراسم «شب شش» در ششمین شب تولد با حضور زنان فامیل و دوستان برگزار میشود که شامل موسیقی، رقص و شادمانی تا نیمهشب است. آیین «گهوارهبندان» نیز نخستین باری است که کودک در گهواره خوابانده میشود و با آواز و پایکوبی همراه است. دیدارهای «بچهبینی» توسط زنان فامیل و دوستان با آوردن هدایا انجام میگیرد.
در چهلمین روز تولد، مراسم «چهلهگریز» برگزار میشود که در آن مادر و [[کودک]] به همراه جمعی از نزدیکان به خانه پدری مادر دعوت میشوند. پس از صرف غذا و برنامههای شاد، مهمانان مراجعت میکنند، در حالی که مادر و کودک معمولاً شب را در آنجا میمانند. این آیینها نشاندهنده اهمیت والای کودکان در فرهنگ غنی بلخ است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۸۲.</ref>
=== مناسبتهای ملی و فرهنگی ===
=== مناسبتهای ملی و فرهنگی ===
==== جشن نوروز ====
نوروز بهعنوان یکی از کهنترین جشنهای آریایی، ریشه در تاریخ بلخ دارد. بر اساس روایات تاریخی، این جشن برای نخستینبار در ۳۶۷۹ پیش از میلاد توسط جمشید، نخستین پادشاه پیشدادی آریانا، همزمان با گشایش شهر بلخ بهعنوان پایتخت آریانای بزرگ و تاجگذاری او برگزار شد.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۴۰–۵۴۱.</ref>
===== آیینهای قبل از نوروز =====
* '''نوروز''': کهنترین جشن آریایی، نخستینبار در ۳۶۷۹ پیش از میلاد توسط جمشید در بلخ برگزار شد.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۴۰–۵۴۱.</ref> آیینهای پیش از [[نوروز]] شامل [[خانهتکانی]]، شب [[چهارشنبهسوری]]<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۴۴.</ref> و مرام سمنکپزان است. در نوروز، مراسم برافراشتهشدن علم زیارت سخی در مزارشریف با حضور هزاران نفر برگزار میشود<ref>[https://www.mehrnews.com/news/1273543/میله-گل-سرخ-جشن-نوروز-مردمان-مزار-شریف «میله گل سرخ؛ جشن نوروز مردمان مزار شریف»، خبرگزاری مهر.]</ref> و سفرهٔ [[هفتسین]] چیده میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۴۵
* '''خانهتکانی:''' در آستانه سال نو، مردم ولایت بلخ با برگزاری آیین [[خانهتکانی]]، به استقبال [[بهار]] میروند. این سنت دیرینه شامل شستوشوی کامل خانه، نوکردن وسایل و تزیین منزل با طرحهای سنتی میشود. خانوادهها با پاکیزه کردن فرشها، پردهها و ظروف، فضایی نو و پرنشاط برای سال جدید ایجاد میکند. زنان بلخی در این مراسم نقش محوری داشته و با پخت شیرینیهای مخصوص مانند کلوچه و نانروغنی، بر شکوه این آیین میافزاید. خانهتکانی در بلخ نهتنها نماد پاکیزگی، که نشانهای از تجدید حیات و امید به آیندهای بهتر است.
* '''شب چهارشنبهسوری:''' شب [[چهارشنبه سوری|چهارشنبهسوری]] یکی از آیینهای مهم نوروزی است که پیش از نوروز برگزار میشد و تا کنون ادامه دارد. واژه «سور» در [[زبان فارسی]] و گویشهای محلی بهمعنای «جشن»، «مهمانی» و «سرخ» به کار میرود، و در این شب، آتش روشن میکردند و شادی میکردند. نام «چهارشنبهسوری» بهدلیل جشنگرفتن در شب چهارشنبه آخر سال است و نشاندهندهٔ شور و سرور با شعلههای آتش سرخ است. این آیین قدمتی بسیار کهن دارد، اما تاریخ دقیق آن مشخص نیست و به احتمال زیاد پس از اسلام، واژه «چهارشنبه» به آن افزوده شده است. تنها اشاره تاریخی مربوط به بخارا بوده که در آن از «شب سوری» و برگزاری آتشافروزی در این شب یاد شده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۴۴.</ref>
* '''مرام سمنکپزان:''' سمنکپزان آیین کهنی است که پیش از [[نوروز]] در بلخ و مناطق فرهنگی [[خراسان]] بزرگ برگزار میشود. در این مراسم، گندم ترشیده را در سینی پهن میکنند و با آبپاشی و قرار دادن در معرض باران، آن را سبز و ریشهدار میکنند. سپس ساقههای سبز را جمع میکنند، باقیمانده گندم را میکوبند و شیرهٔ آن را با آب و آرد در دیگی بزرگ میجوشانند. هنگام جوشیدن، چند دانه چهارمغز به آن اضافه میشود و تا زمان پخت، مدام با کفگیر هم میزنند. سپس سر دیگ را میبندند و به آن «دَم» میدهند. این کارها معمولاً شب انجام میشود. زنان و دختران به نوبت کفگیر میزنند و همزمان ترانههای مخصوص سمنکپزان را میخوانند. در پایان، با [[دعا]] و نیایش، درِ دیگ سمنک را باز میکنند. نقشها و نقشبرجستههایی که بر روی سمنک ایجاد میشود، در صورت داشتن نقشهای مقدس یا نمادهایی مانند سبحه، فال نیک گرفته میشود. سمنک از غذاهای اصلی سفرهٔ شب نوروز است و در شعر معاصر بلخ در وصف [[شادی]] و نشاط آن یاد شده است.
===== آیینهای روز نوروز =====
.</ref> پس از نوروز، جشنوارهٔ دهقان در دوم فروردین برگزار میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۵۳.</ref> میلهٔ گل سرخ، جشن باستانی مردمان بلخ است که بهمناسبت شکوفایی گلهای سرخ شقایق در دشتها، به مدت چهل روز ادامه مییابد. در روز چهلم، علم زیارت سخی با تشریفات خاصی پایین آورده میشود و این آیین باشکوه به پایان میرسد.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/1273543/میله-گل-سرخ-جشن-نوروز-مردمان-مزار-شریف «میله گل سرخ؛ جشن نوروز مردمان مزار شریف»، خبرگزاری مهر.]</ref>
مراسم روز نوروز در مزارشریف با برافراشتهشدن جهنده زیارت سخی (حرم منسوب به [[امام علی]]) آغاز میشود. این رویداد که نماد تجدید بیعت با [[امامت]] امام علی است، هزاران نفر از سراسر افغانستان را بهسوی این شهر میکشاند. مردم مزارشریف با آمادهسازی مهمانخانهها، تزیین خیابانها و چراغانی پارک روضه، میزبان مشتاقان این مراسم معنوی و ملی هستند.
* '''شب یلدا''': با شبنشینی، گستردن سفرهٔ خشکبار و انار، و خواندن اشعار فردوسی و حافظ برگزار میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۴۶.</ref>
* '''آیینهای مولودی''': میلاد پیامبر با محافل سخنرانی، نعتخوانی، نذر و خیرات و گلابپاشی در مساجد و اماکن عمومی برگزار میشود. باشکوهترین مراسم در صحن آرامگاه منسوب به امام علی در مزارشریف برگزار میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۷۲.</ref>
* '''جشنوارهٔ گل بادام''': قبل از نوروز در شهرستان خلم با مشاعره، موسیقی، تئاتر، مسابقات پهلوانی و نمایشگاههای صنایع دستی در باغ تاریخی جهاننما برگزار میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۵۴.</ref>
* '''مراسم عاشورا''': عزاداری برای امام حسین در بلخ ریشهای دیرینه دارد. بارگاه یحیی بن زید در سرپل و زیارت سخی در مزارشریف کانونهای اصلی عزاداری هستند. مردم با سیاهپوش کردن شهر، نصب بیرقهای سیاه و برگزاری مجالس روضهخوانی و سینهزنی، این ایام را گرامی میدارند. اهلسنت بلخ نیز با برگزاری مراسم ختم قرآن مشارکت فعالی دارند.<ref>[https://ofoghandisha.com/مقالات/تاریخ-اسلام/تاریخ-عزاداری-امام-حسینع-در-بلخ-باستان/ «تاریخ عزاداری امام حسین(ع) در بلخ باستان در گفتگو با عبدالقادر کمالی»، وبسایت افق اندیشه.]</ref>
* '''آیینهای رمضانی''': ماه رمضان با افطاریهای دستهجمعی، تقسیم غذا میان روزهداران، خواندن ترانههای رمضانی توسط کودکان و نواختن نقاره برای بیداری سحر، همراه است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۷۵.</ref>
* عید '''فطر''' و '''قربان''': با خانهتکانی، خرید لباس نو، پخت حلوا در شب عید، نماز عید، دید و بازدیدهای سهروزه (عیدگشتک)، و قربانی کردن در عید قربان همراه است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۷۵–۵۷۷.</ref>
شب پیش از نوروز، پارک روضه شاهد تجمع هزاران زن و مرد، پیر و جوان است که با شور و شادی، شب را در انتظار طلوع سال نو و برافراشتهشدن علم سخی به صبح میرسانند. در ساعت ۹ صبح روز نوروز، پرچم مخصوص زیارت سخی که با پارچهای سبز آراسته شده، در میان هلهله و [[شادی]] مردم به اهتزاز درمیآید. این پرچم که با آیات قرآنی و نام ائمه تزیین شده، نماد امید و برکت برای سال جدید است. همزمان با نواختن موزیک احترام و پرواز کبوتران سفید، فضایی معنوی در شهر حاکم میشود.
=== موسیقی محلی ===
موسیقی محلی بلخ در دو قالب عرفانی و غنایی (جشنها و عروسیها) حضور دارد و هنرمندان محلی با تکنوازی و آواز، این میراث را زنده نگه داشتهاند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۱۵.</ref> سازهای محلی شامل سه دسته است:
مراسم برافراشتهشدن علم زیارت سخی، با حضور مقامات دولتی و سخنرانیهای رسمی همراه است. بسیاری از زائران از نقاط مختلف افغانستان و کشورهای همسایه، با امید شفایابی به پای این علم مقدس میآیند و پس از چلهنشینی، با امیدواری زیاد به دیار خود بازمیگردند.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/1273543/میله-گل-سرخ-جشن-نوروز-مردمان-مزار-شریف «میله گل سرخ؛ جشن نوروز مردمان مزار شریف»، خبرگزاری مهر.]</ref>
آراستن سفرهٔ نوروز از آیینهای روز نوروز است که پیش از تحویل سال تهیه میشود و در آن هفت نوع میوه یا خوراکی مانند سبزی، [[سیر]]، [[سرکه]]، [[سماق]]، سمنک، [[سیب]] و [[سنجد]] چیده میشود. برخی آن را «هفتچین» یا «[[هفتسین]]» مینامند و عدد هفت در فرهنگ مردم، نمادی از کثرت و برکت است. در شعر شاعران معاصر، این نماد و مراسم برای جشن نوروز بازتاب یافته است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۴۵
موسیقی محلی بلخ با نوازندگان و آوازخوانان برجستهای که در طول تاریخ پرورش داده، جایگاه ویژهای در فرهنگ خراسان دارد. هنرمندانی چون محمدحکیم خلمی، تنبورنواز چیرهدست قرن سیزدهم هجری، بابهقران دنبورهنواز صاحب سبک، و استاد بهاءالدین با پشتکار خود میراثداران این هنر اصیل بودهاند. در میان نسلهای بعدی، عبدالجلیل باختری با تسلط بر سازهای متنوع و تأسیس آموزشگاه موسیقی و محمدحسن بسمل با صدای رسای محلیخوانی، نقش مهمی در تداوم این سنت ایفا کردهاند. این هنرمندان نهتنها در عروسیها و محافل محلی، بلکه در جشنوارههای ملی و بینالمللی نیز هنرنمایی کردهاند و آثار ماندگاری در رادیو و تلویزیون افغانستان به ثبت رساندهاند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۲۱–۶۲۵.</ref>
.</ref>
=== غذاهای محلی ===
خوراکهای محلی بلخ به چند دسته اصلی تقسیم میشود:
آیینهای همگانی نوروزی در بلخ شامل مواردی مانند پوشیدن لباسهای نو و تمیز، مبادله پیشکشهای نوروزی میان خانوادهها و جوانان نامزد، پاکسازی سرچشمهها، نهرها و جویبارها، آتشبازیهای شبانه، چراغانی خیابانها، سفید کردن ظروف مسی و قدیمی و قبّههای آرامگاها امام علی است. همچنین، گشت و گذارهای شبانه، برپایی برنامههای ورزشی، به ویژه ورزشهای ملی و محلی مانند [[بزکشی]] و پهلوانی، و برگزاری جشنها، فعالیتهای فرهنگی، هنری، ادبی و اجتماعی از دیگر آیینهای این [[جشن]] است که در بلخ و دیگر مناطق برگزار میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۴۵.</ref>
محصولات لبنی، بهویژه قیماق (خامه) خلم و شیر یخ بلخ، شهرت جهانی دارند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۲۸.</ref>
* '''جشنواره دهقان:''' جشنوارهٔ دهقان یا دهگان، یک رویداد نوروزی است که در تاریخ معاصر به روز دوم [[فروردین]] در سراسر کشور، از جمله در بلخ، برگزار میشود. در این روز، همایشهایی با سخنرانی، [[شاهنامهخوانی]]، نمایشگاههای محصولات و ابزارهای کشاورزی، دامداری و باغداری، و برنامههای [[موسیقی]]، هنری، رقص، بازیهای محلی و ورزشهای بومی و محلی انجام میشود. همچنین، برزگران، باغداران و دامپروران توسط نهادهای دولتی با اهدای ستایشنامهها، جایزهها و هدیههای متنوع مورد تقدیر قرار میگیرند. روز دهقان در تقویم رسمی کشور بهعنوان تعطیل رسمی نیز اعلام شده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۵۳.</ref>
* '''جشن گل سرخ:''' میلهٔ گل سرخ، یکی از کهنترین و باشکوهترین مراسم نوروزی در افغانستان، هرساله در شهر [[مزارشریف]] برگزار میشود. این جشن تاریخی که ریشه در تمدن دیرینه بلخ باستان دارد، به مناسبت شکوفایی گلهای سرخ شقایق در دشتها و دمنهای این منطقه نامگذاری شده است. در فصل [[بهار]]، طبیعت بلخ با انبوهی از گلهای سرخ پوشیده میشود و فضایی رؤیایی در شهر و پیرامون آن ایجاد میکند. جشن گل سرخ به مدت چهل روز ادامه مییابد و در این مدت، برنامههای فرهنگی، هنری و مذهبی مختلفی در شهر برگزار میشود. در روز چهلم، علم زیارت سخی با تشریفات خاصی پایین آورده میشود و این آیین باشکوه به پایان میرسد. محققان جشن گل سرخ را نشاندهندهٔ غنای فرهنگی و تاریخی بلخ و نشان پیوند ناگسستنی مردم این دیار با سنتهای دینی و ملی میدانند.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/1273543/میله-گل-سرخ-جشن-نوروز-مردمان-مزار-شریف «میله گل سرخ؛ جشن نوروز مردمان مزار شریف»، خبرگزاری مهر.]</ref>
==== مراسم شب یلدا ====
[[شب یلدا]] در بلخ بهمعنای شب بلند و آغاز [[زمستان]] است و ریشههای تاریخی آن به دورانهای قبل از پیدایش آیین مهر میرسد. شب یلدا بهعنوان شب نخست فصل زمستان از گذشتهها و تا امروز، در بلخ و دیگر نقاط کشور با برپایی شبنشینیها، گستردن سفرهای شامل خشکبار، شیرینی، [[انار]] و هندوانه، و خواندن اشعار [[فردوسی]]، [[مثنوی معنوی]] و [[فال حافظ|فال]] گرفتن از [[دیوان حافظ]] برگزار میشود. از سال ۱۳۴۰ش این شب در بلخ بهعنوان شب فرهنگی با برنامههای شعرخوانی، موسیقی و هنرهای نمایشی، عمدتاً توسط نهادهای فرهنگی و آموزشی، نظیر مدارس، دانشگاهها و رسانهها، بهطور منظم برگزار میشود و نمادی از میراث فرهنگی و وحدت ملی است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۴۶.</ref>
==== آیینهای مولودی ====
روز میلاد [[حضرت محمد|پیامبر اسلام]] که بنا بر روایات در دوازدهم یا هفدهم ربیعالاول واقع شده، از مناسبتهای باشکوه در بلخ بوده و در تقویم رسمی کشور، نیز این روز تعطیل عمومی است و مردم با آیینهای ویژهای آن را گرامی میدارند. در بلخ، بزرگداشت میلاد پیامبر سابقهای دیرینه دارد و با برنامههای متنوعی همراه است. مراسم بهطور معمول شامل محافل سخنرانی، [[ختم قرآن]]، نعتخوانی، [[نذر]] و خیرات و کمک به نیازمندان در [[مسجد|مساجد]]، اماکن عمومی و منازل افراد متمکن است. این محافل در طول ماه [[ربیع الاول|ربیعالاول]]، بهویژه در روزهای پنجشنبه و جمعه، با شکوه بیشتری برگزار میشود. یکی از رسوم ویژه در بلخ، خواندن سرودهای مخصوص مولودی و گلابپاشیدن بر شرکتکنندگان است.
باشکوهترین مراسم میلاد پیامبر در شب ولادت، در صحن آرامگاه منسوب به امام علی در مزارشریف برگزار میشود. این محفل با نعتخوانی، ذکرهای صوفیانه، و حضور انبوهی از مردم همراه است. علاوهبر این، مراسم رسمیتر با حضور مقامات دولتی و علمای دینی در مسجد جامع آستان مرتضوی انجام میشود. در سالهای اخیر، برخی نهادهای دینی، با الهام از جمهوری اسلامی ایران، هفتهای از دوازدهم تا هفدهم ربیعالاول را بهعنوان «هفته وحدت اسلامی» نامگذاری کرده و برنامههای ویژهای در این ایام اجرا میکنند.
رسانههای بلخ نیز مانند سایر رسانههای کشور، با پخش برنامههای ویژه، این مناسبت را پوشش میدهند. همچنین، ستایش پیامبر و آیینهای مولودی در [[شعر فارسی]] دری، از جمله در آثار شاعران بلخی، جایگاه برجستهای دارد و نشاندهنده عمق ارادت مردم این دیار به ساحت نبوی است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۷۲.</ref>
==== جشنوارهٔ گل بادام ====
جشنوارهٔ [[جشن گل بادام|گل بادام]]، جشن آنار یا بهاری است که قبل از جشن نوروز در شهرستان خلم استان بلخ برگزار میشود. این جشنواره، بیشتر جنبه فرهنگی دارد و از سال ۱۳۵۰ش تاکنون برقرار است و در سالهای اخیر بسیار پررونق شده است. در این جشن، مشاعرههای نوروزی، آزمونهای ادبی و فرهنگی، ترانهخوانی، بزمهای موسیقی، تئاتر، مسابقات پهلوانی، ورزشهای محلی، نمایشگاههای محصولات کشاورزی و [[صنایع دستی]]، لباسهای سنتی، ابزارهای محلی و خوراکیهایی مانند قیماق و نان خلمی که از خوراکیهای محبوب گردشگران است، برگزار میشود. این برنامههای هنری و فرهنگی بهطور عمومی در باغ تاریخی جهاننما، که یک مکان توریستی است، برگزار میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۵۴.</ref>
==== مراسم عاشورا ====
مردم بلخ از همان آغاز پذیرش اسلام، عشق و ارادت عمیقی به پیامبر و خاندانش نشان دادند. حضور گستردهٔ اصحاب ائمه از این منطقه و [[مهاجرت]] سادات به بلخ در دوران امویان، این پیشنه را تأیید میکند. حتی حاکمان بلخ نیز گاه در برابر ظلم امویان موضع میگرفتند، چنانکه ابنخادم، والی بلخ، از بیعت با بنیامیه سر باز زد. قیامهای علویان مانند نهضت [[یحیی بن زید|یحیی بنزید]] نیز با استقبال مردم بلخ مواجه شد و این منطقه به پایگاهی برای مبارزه با ستم تبدیل گشت.
عزاداری برای [[امام حسین]] در بلخ ریشهای دیرینه دارد. پس از [[شهادت]] یحیی بنزید که به شیوهٔ مشابه شهادت امام حسین به شهادت رسید، موجی از اندوه سراسر بلخ را فراگرفت. مردم سیاهپوش شدند و نامگذاری فرزندان به نامهای یحیی و زید رواج یافت. [[زیارت یحیی بن زید|بارگاه یحیی بنزید]] در سرپل و زیارت سخی در مزارشریف به کانونهای اصلی عزاداری تبدیل شدند و تا امروز پذیرای هزاران عزادار در ایام [[ماه محرم|محرم]] هستند.
مردم بلخ با فرارسیدن محرم، شهر را سیاهپوش میکنند و بیرقهای سیاه بر درِ خانهها و اماکن عمومی نصب میشود. مجالس عزاداری شامل سخنرانی، [[روضهخوانی]]، سینهزنی، و نوحهسرایی است. هر روز از محرم به یکی از شهدای کربلا اختصاص دارد و نوحهها به زبانهای دری، پشتو و ازبکی خوانده میشوند. نذرهای دستهجمعی و اطعام عزاداران نیز از رسوم رایج است.
اهل سنت بلخ نیز در ایام محرم مشارکت فعالی دارند. آنها با برگزاری مراسم [[ختم قرآن]] ارادت خود را به [[اهلبیت از دیدگاه اهلسنت افغانستان|اهلبیت]] نشان میدهند. این همراهی، نشاندهندهٔ عمق محبت مشترک میان شیعیان و اهل سنت این منطقه به خاندان پیامبر است.<ref>[https://ofoghandisha.com/مقالات/تاریخ-اسلام/تاریخ-عزاداری-امام-حسینع-در-بلخ-باستان/ «تاریخ عزاداری امام حسین(ع) در بلخ باستان در گفتگو با عبدالقادر کمالی»، وبسایت افق اندیشه.]</ref>
==== آیینهای رمضانی ====
[[ماه رمضان در افغانستان|ماه رمضان]]، نهمین ماه [[تقویم هجری قمری]]، با آداب و رسوم ویژهای در بلخ همراه است. مسلمانان این دیار همچون دیگر هموطنان، با روزهداری از طلوع تا غروب آفتاب و پرهیز از خوردن و آشامیدن، این فریضه عبادی را به جای میآورند. شبهای رمضان نیز به [[نماز]]، تلاوت قرآن و مناجات میگذرد.
* '''آغاز رمضان:''' در گذشته، استقبال از رمضان در مزارشریف با شلیک ۲۱ توپ همراه بود. امروزه نیز اولین روز رمضان در سراسر کشور تعطیل رسمی است. با فرارسیدن این ماه، بازار شیرینیهای مخصوص رمضان مانند مربا و نشاسته رونق میگیرد و سفرههای افطار رنگینتر از همیشه میشود.
* '''رسوم افطار و سحر:''' مهمانیهای افطاری و کمک به نیازمندان از سنتهای دیرینه [[رمضان]] در بلخ است. هنگام اذان مغرب، مردم آب، خرما و دیگر خوراکیها را میان نمازگزاران و رهگذران تقسیم میکنند. [[کودک|کودکان]] و [[نوجوانی|نوجوانان]] نیز با خواندن [[رمضانی|ترانههای رمضانی]] به در خانهها میروند و در ازا شیرینی دریافت میکنند. سحرخیزی و تهیه سفرهٔ سحری از دیگر آیینهای مهم این ماه است. در گذشته، نواختن نقاره در مزارشریف و مناطق دیگر بلخ، مردم را برای سحری بیدار میکرد. امروزه اگرچه این رسم کمرنگ شده، اما هنوز در برخی محلهها نوای [[دهل]] و [[نقاره]] به گوش میرسد.
* '''روز قدس و آمادهسازی برای عید:''' در سالهای اخیر، با الهام از جمهوری اسلامی ایران، آخرین جمعه رمضان بهعنوان «روز قدس» با راهپیماییها و همایشهای حمایت از مردم فلسطین گرامی داشته میشود. در روزهای پایانی ماه، مردم بلخ با خرید و تهیه مقدمات، خود را برای جشن [[عید فطر]] آماده میکنند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۷۵.</ref>
==== آیینهای عید فطر و قربان ====
* '''آمادهسازی برای عید:''' مردم بلخ با نزدیک شدن به دو عید بزرگ اسلامی «فطر و [[عید قربان در افغانستان|قربان]]» به نظافت و آراستن خانههای خود میپردازند. خرید لباس نو، تهیه شیرینیجات و آمادهسازی هدایا برای عروس و دامادهای آیین از فعالیتهای رایج پیش از عید است. بازارهای مختلف از جمله پارچهفروشی، طلافروشی و قنادیها رونق خاصی مییابند.
* '''شب عید و غذاهای مخصوص:''' دو شب قبل از عید، خانوادهها [[حلوا]] میپزند و به نیت اموات بین همسایگان توزیع میکنند. در شب عید، زنان سفرهای از شیرینیجات و میوهها میچینند که بخشی از آن به نیازمندان و اقوام داده میشود.
* '''مراسم روز عید:''' صبح روز عید، مردم پس از غسل و پوشیدن لباس نو به نماز عید میروند. پس از نماز، دید و بازدیدهای سهروزه عید آغاز میشود که به آن «عیدگشتک» میگویند. در این دیدارها که ابتدا از والدین و بزرگان فامیل شروع میشود، به کودکان عیدی داده میشود. مسئولان بلخ پس از نماز از بیمارستانها و پرورشگاهها بازدید میکنند.
* '''ویژگیهای خاص هر عید:''' در عید فطر، شیرینیهای مخصوص تهیه میشود، در حالی که در عید قربان مراسم [[قربانی کردن]] گوسفند، گاو یا شتر انجام میگیرد. گوشت قربانی بین نیازمندان توزیع شده و بخشی از آن برای مهمانان پخته میشود. جوانان نیز به ورزشهای محلی مانند بزکشی میپردازند.
* '''بازتاب در فرهنگ و هنر:''' این آیینها در شعر و ادبیات فارسی دری بازتاب گستردهای داشته است. شاعران با استفاده از مفاهیم مرتبط با این عیدها، مضامین لطیف و عمیقی را خلق کردهاند. رسانههای محلی نیز با پخش برنامههای ویژه، فضای شاد عید را به خانهها میبرند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۷۵–۵۷۷.</ref>
=== موسیقی محلی بلخ ===
موسیقی محلی بلخ، بهعنوان بخشی از میراث غنی فرهنگی خراسان، هم در قالب آهنگهای عرفانی و صوفیانه و هم در اشکال غنایی و شاد جشنها و عروسیها حضور پررنگی دارد. هنرمندان بلخ، با حفظ این سنت دیرینه، از طریق تکنوازی و همراهی با آواز، نه تنها هویت فرهنگی منطقه را زنده نگه داشتهاند، بلکه آن را به نسلهای بعد نیز انتقال میدهند. امروز، موسیقی محلی بلخ همچون پلی میان گذشته و حال، در جشنوارهها و مراسم مختلف استفاده میشود و برای گردشگران و پژوهشگران جذابیتی منحصر به فرد ایجاد کرده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۱۵.</ref>
==== ابزارهای موسیقی محلی بلخ ====
بلخ، بهعنوان یکی از خاستگاههای کهن موسیقی در خراسان بزرگ، دارای تنوع گستردهای از سازهای محلی است که به سه دسته زهی، بادی و ضربی تقسیم میشود. بسیاری از این سازها ریشه در تاریخ باستانی این منطقه دارند و تا امروز در فرهنگ موسیقایی بلخ زنده مانده است:
===== سازهای زهی =====
# '''دوتار:''' نوعی ساز زهی با دسته بلند به طول حدود ۱٫۳ متر، ساخته شده از چوب توت است. در گذشته دو سیم رودهای داشت، اما امروز دارای یک سیم اصلی، ۱۳ سیم فرعی و ۱۹ پرده بوده که با ناخنک نواخته میشود و در مناطق شمالی افغانستان رواج دارد.
# '''سهتار:''' ساز باستانی آریایی با دسته بلند و سه سیم فلزی است. از نوازندگان معاصر آن میتوان به عبدالجلیل باختری اشاره کرد.
# '''تنبور:''' سازی بزرگ با دو سیم اصلی و ۱۵ سیم فرعی و ۲۷ پرده است که از چوب توت ساخته شده و با ناخنک نواخته میشود.
# '''دمبوره:''' سازی با دو سیم رودهای و بدون پرده، بهطول حدود یک متر است که با انگشت نواخته میشود و در بلخ و مناطق شمالی افغانستان رایج است.
# '''رباب:''' ساز باستانی با پنج سیم اصلی و ۱۶ سیم فرعی است و کاسهٔ آن با پوست بز پوشیده شده و با ناخنک نواخته میشود.
# '''غیچک:''' ساز زهی با دو سیم و کاسه چوبی پوشیده از پوست بز بوده که با آرشه (زخمه) نواخته میشود و طول معمول آن ۸۷ سانتیمتر است.
===== سازهای بادی =====
# '''نی:''' از گیاه نی ساخته میشود و در موسیقی عرفانی جایگاه ویژهای دارد. چوپانان بلخ از دیرباز در طبیعت آن را مینواختند و مولوی در مثنوی معنوی از نی بهعنوان نماد عرفانی یاد کرده است.
# '''تُوله:''' ساز بادی به طول ۴۶ سانتیمتر، بهطور معمول از مفرغ یا چوب زیتون ساخته میشود که آرای هفت سوراخ است و در بلخ و دیگر مناطق افغانستان رواج دارد.
# '''سُرنای:''' ساز بادی با هفت سوراخ، بهطور معمول در جشنها و عروسیها همراه با دهل نواخته میشود.
===== سازهای ضربی =====
# '''دهل:''' طبل دوطرفه با پوست گاو یا گاومیش، در اندازههای مختلف است که در مراسم شادی و رزم استفاده میشود.
# '''طبله:''' متشکل از دو طبل کوچک و بزرگ که با دست نواخته میشود.
# '''زیربغلی:''' طبل تکسره با پوست بز یا آهو، بهطور معمول زیر بغل قرار میگیرد و در بلخ و مناطق شمالی افغانستان رواج دارد.
# '''دف و دایره:'''حلقههای چوبی با پوست حیوانات، بهطور معمول توسط زنان در عروسیها نواخته میشود. دف دارای زنجیرکهایی است که صدای ویژهای ایجاد میکنند.
# '''نقاره:''' طبل دوپارچه با پوست گاو و شتر است در گذشته برای اعلام زمان در شهرها استفاده میشد. در بلخ، نقارهچیان در ماه [[رمضان]] برای بیدار کردن روزهداران آن را مینواختند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۱۶–۶۲۱.</ref>
===== نوازندگان و آوازخوانان =====
موسیقی محلی بلخ با نوازندگان و آوازخوانان برجستهای که در طول تاریخ پرورش داده، جایگاه ویژهای در فرهنگ خراسان دارد. هنرمندانی چون محمدحکیم خلمی، تنبورنواز چیرهدست قرن سیزدهم هجری، بابهقران دنبورهنواز صاحب سبک، و استاد بهاءالدین با پشتکار خود میراثداران این هنر اصیل بودهاند. در میان نسلهای بعدی، عبدالجلیل باختری با تسلط بر سازهای متنوع و تأسیس آموزشگاه موسیقی و محمدحسن بسمل با صدای رسای محلیخوانی، نقش مهمی در تداوم این سنت ایفا کردهاند. این هنرمندان نهتنها در عروسیها و محافل محلی، بلکه در جشنوارههای ملی و بینالمللی نیز هنرنمایی کردهاند و آثار ماندگاری در رادیو و تلویزیون افغانستان به ثبت رساندهاند. امروز اگرچه برخی از این استادان درگذشتهاند، اما شاگردانشان راه آنها را ادامه میدهند و موسیقی بلخ را به نسلهای جدید منتقل میکنند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۲۱–۶۲۵.</ref>
=== غذاهای محلی ===
غذاهای محلی بلخ بهعنوان بخشی از میراث غنی فرهنگی این منطقه، از تنوع و اصالت چشمگیری برخوردارند. این مجموعه شامل انواع غذاهای اصلی، نوشیدنیها و شیرینیهای سنتی میشود که بسیاری از آنها ریشه در تاریخ کهن خراسان بزرگ دارند. از جمله غذاهای شاخص میتوان به قابلیپلو، کباب چوپان، منتو، آیخانم، سنبوسه و آشبریده اشاره کرد که در متون ادبی فارسی نیز از آنها یاد شده است. شیرینیهایی مانند حلوای کنجدی، [[زولبیا و بامیه|زولبیا]] و فیرنی همراه با نوشیدنیهای سنتی همچون هفت میوه و شیرچای، کاملکننده این سفره رنگین هستند.
ویژگی منحصربهفرد غذاهای محلی بلخ، تنوع کاربردی آنها است که شامل غذاهای روزمره (عادی)، خوراکیهای فصلی (هوسانه)، غذاهای مخصوص مناسبتهای آیینی و نیز سوغاتیهای محلی میشود. برخی از این خوراکها مانند «شیرینپلو» و «حلوای زرد» علاوهبر جنبه غذایی، دارای ارزش دارویی نیز هستند. محصولات لبنی منطقه بلخ بهویژه قیماق (خامه) خلم و شیر یخ بلخ از شهرت جهانی برخوردار است. این تنوع غذایی نهتنها نیازهای تغذیهای ساکنان را تأمین میکند، بلکه بهعنوان یکی از جاذبههای گردشگری منطقه نیز محسوب میشود. سفرنامهنویسان و جهانگردان تاریخی بارها به کیفیت و تنوع این غذاها اشاره کردهاند که نشاندهنده تداوم این سنت غذایی تا به امروز است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۲۸.</ref>
=== آیینهای سوگواری ===
=== آیینهای سوگواری ===
# '''اطلاعرسانی و مراحل اولیه:''' با درگذشت فردی در بلخ، خانواده متوفا از طریق بلندگوهای مساجد، رسانههای محلی و شبکههای اجتماعی، آگهی فوت را منتشر میکنند. این آگهی شامل مشخصات متوفا، زمان و مکان نماز جنازه، خاکسپاری و مراسم فاتحه است. [[خانواده]] و نزدیکان در تغسیل و تکفین میت مشارکت میکنند.
پس از درگذشت فرد، آگهی فوت از طریق بلندگوهای مساجد و رسانهها منتشر میشود. خانواده و نزدیکان در تغسیل و تکفین مشارکت میکنند. مراسم خاکسپاری با اقامهٔ نماز میت و توزیع اسقاط (هدایای نقدی) همراه است. در سه شب اول، نزدیکان برای بازماندگان غذا میبرند. مراسم ختم قرآن تا چهل روز در روزهای جمعه ادامه مییابد و در چهلمین روز (چهلکشی) و سالگرد (سالکشی) مراسم جداگانه برگزار میشود. در اولین نوروز پس از فوت، بولانی ماشی و آب هفتمیوه توزیع میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۸۴–۵۸۵.</ref>
# '''مراسم پیش از خاکسپاری:''' پیش از انتقال جنازه، زنان و مردان به صورت جداگانه برای ابراز همدردی در خانه متوفا جمع میشوند. کوچهها را آبپاشی و نظافت میکنند. برای زنان حاضر در مراسم، حلوای کنجدی و پارچه توزیع میشود. اگر خاکسپاری به روز بعد موکول شود، شبانه بر سر جنازه قرآن خوانده میشود.
# '''مراسم خاکسپاری:''' پس از اقامه [[نماز میت]] و توزیع اسقاط (هدایای نقدی)، جنازه با همراهی جمعیت به گورستان منتقل میشود. در محل خاکسپاری، حلوا و نان بین حاضران توزیع میشود. پس از دفن، عالم دینی آیاتی از قرآن تلاوت کرده و موعظه کوتاهی ایراد میکند.
# '''مراسم پس از خاکسپاری:''' در سه شب اول، نزدیکان برای بازماندگان غذا میبرند. صبح روز دوم، مراسم فاتحهخوانی مردانه در [[مسجد]] برگزار میشود. روز سوم، فاتحهخوانی زنانه در خانه متوفا با قرآنخوانی و پذیرایی انجام میگیرد.
# '''مراسم یادبود:''' مراسم ختم قرآن تا چهل روز در روزهای [[جمعه]] ادامه مییابد. در چهلمین روز (چهلکشی) و سالگرد درگذشت (سالکشی)، مراسم جداگانه برای مردان و زنان با قرآنخوانی و ضیافت برگزار میشود. در اولین نوروز پس از فوت، خانوادهها بولانی ماشی و آب هفتمیوه بین همسایگان توزیع میکنند.
# '''دوره سوگواری:''' برخی زنان تا یک سال از شرکت در مراسم شاد خودداری میکنند. این آیینها نشاندهنده احترام عمیق مردم بلخ به درگذشتگان و اهمیت همبستگی اجتماعی در مواقع سوگ است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۸۴–۵۸۵.</ref>
== مکانهای تاریخی بلخ ==
== مکانهای تاریخی ==
بر اساس گزارشهای معتبر در بلخ در حدود ۵۸ اثر تاریخی موجود است که اکثر آن در حال فروپاشی قرار دارد. تعدادی از این بناها در ذیل معرفی شده است:<ref>[http://www.afghanpaper.com/info/amaken/amaken%20balkh.htm «اماکن تاریخی بلخ»، وبسایت شبکه اطلاعرسانی افغانستان.]</ref>
بر اساس گزارشها، حدود ۵۸ اثر تاریخی در بلخ موجود است که بیشتر آنها در حال فروپاشی است.<ref>[http://www.afghanpaper.com/info/amaken/amaken%20balkh.htm «اماکن تاریخی بلخ»، وبسایت شبکه اطلاعرسانی افغانستان.]</ref>[[پرونده:بلخ5.jpg|جایگزین=زیارت سخی|بندانگشتی|زیارت سخی؛ مرقد منسوب به [[امام علی]] در [[مزارشریف]]. ]]
=== زیارت سخی ===
زیارت سخی یا مسجد کبود در مزارشریف، مهمترین بنای دینی-تاریخی افغانستان و مرقدی منسوب به امام علی است که سالانه میزبان هزاران زائر از داخل و خارج کشور است. بر اساس منابع تاریخی، این قبر در دوران سلطان سنجر سلجوقی (۵۱۱–۵۵۲ق) کشف شد و بنایی بر آن ساخته شد. این بنا در حملهٔ مغول (۶۱۷ق) ویران شد، اما در دورهٔ سلطان حسین بایقرا (۸۶۱–۹۱۱ق) با معماری تیموری بازسازی شد.<ref>گوگهدی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۳۵–۵۶.</ref> زیارت سخی، کانون برگزاری آیینهایی چون شمعافروزی در [[شب برات]]، برافراشتن علم در نوروز و میلهٔ گل سرخ است و بسیاری از عالمان و شخصیتهای تاریخی در جوار آن دفن شدهاند.<ref>گوگهدی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۶۲.</ref> امروزه، مسجد کبود نهتنها زیارتگاه، بلکه نماد وحدت و هویت فرهنگی شمال افغانستان است و با معماری باشکوه و گنبد فیروزهای، یکی از زیباترین بناهای تاریخی کشور بهشمار میرود.<ref>[https://fa2.ifilmtv.ir/News/Content/55064/مسجد-کبود-مزار-شریف-جایگاه-همدلی-و-وحدت-مردم-افغانستان?مسجد-کبود «مسجد کبود مزار شریف؛ جایگاه همدلی و وحدت مردم افغانستان»، وبسایت آی فیلم ۲.]</ref>
=== مسجد کبود (زیارت سخی) ===
در مورد انتساب قبر به امام علی، اختلاف نظر وجود دارد. برخی منابع کشف آن را با خوابهای پیدرپی اهالی بلخ و یافتن کتیبهای با عبارت «هذا ولیالله، علی اسدالله، اخ رسولالله» روایت کردهاند، اما مورخانی مانند علی بن ابیبکر هروی این انتساب را رد کردهاند.<ref>لاری، تاریخچه مزارشریف، ۱۳۴۹ش، ص۲۴–۲۹.</ref> [[سید بن طاووس]] با استناد به روایات متعدد، مدفن امام علی را شهر نجف دانسته<ref>امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۵۳۰.</ref> و [[سید شهابالدین مرعشی نجفی]] معتقد است این مزار احتمالاً متعلق به شخصی علوی به نام علی بن ابیطالب بلخی (از نوادگان امام سجاد) بوده که به اشتباه به امام اول شیعیان نسبت داده شده است.<ref>مرعشی نجفی، فخری فی انساب الطالبین، ۱۴۰۹ق، پانویس در ص ۶۴.</ref>
[[مسجد کبود]] یا زیارت سخی در شهر مزار شریف، مرقدی منسوب به امام علی است که بهعنوان مهمترین بنای دینی-تاریخی افغانستان شناخته میشود. این مکان مقدس، سالانه میزبان هزاران زائر از داخل و خارج افغانستان است و نقش محوری در حیات مذهبی و فرهنگی شمال این کشور دارد. بر اساس منابع تاریخی، قبر منسوب به امام علیدر دوران سلطان سنجر سلجوقی (۵۱۱–۵۵۲ق) در منطقه بلخ کشف و به دستور وی بنایی بر آن ساخته شد. این بنا در حمله مغولان (۶۱۷ق) ویران شد، اما در دورهٔ سلطان حسین بایقرا (۸۶۱–۹۱۱ق) بازسازی و با معماری تیموری، گنبد و بارگاهی باشکوه بر آن احداث شد. در دورههای بعد، حاکمان ازبک و بارکزایی با افزودن موقوفات، مدرسه علمیه، [[کتابخانه]] و مراکز قرآنی، بر رونق این مکان افزودند.<ref>گوگهدی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۳۵–۵۶.</ref>
==== اهمیت مذهبی و اجتماعی ====
=== معبد نوبهار ===
زیارت سخی نهتنها بهعنوان یک مکان مقدس، بلکه بهمثابهٔ کانونی برای تجمعات مذهبی و مراسم آیینی شناخته میشود. مراسمی همچون شمعافروزی در شب برات ([[نیمه شعبان]])، برافراشتن عَلَم سخی در اول فروردین (مقارن با نوروز) و [[میله گل سرخ]] از جمله آیینهای مهمی است که در این مکان برگزار میشوند. همچنین، بسیاری از عالمان، صوفیان و شخصیتهای برجسته تاریخی در جوار این مرقد دفن شدهاند که بر اهمیت آن میافزاید.<ref>گوگهدی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۶۲.</ref>
معبد نوبهار در ولایت بلخ، یکی از کهنترین و باشکوهترین پرستشگاههای ایرانِ فرهنگی است که در طول تاریخ، کارکردی چندلایه داشته: از آتشکدهٔ زرتشتی و نیایشگاه بودایی تا [[مسجد جامع]] در دوران اسلامی. این بنا نهتنها کانون مذهبی، بلکه نماد تمدن، رقابت فرهنگی با خانهٔ [[کعبه]] و عامل انسجام اجتماعی در منطقه بوده است. نوبهار در سانسکریت از «نه وه وی هه» بهمعنی «معبد جدید» گرفته شده است.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/نوبهار دهخدا، لغتنامه، ذیل واژۀ نوبهار.]</ref> یاقوت حموی نامگذاری آن را به آذینبندی با گلهای تازهٔ بهاری مرتبط دانسته است.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref> این بنای باستانی، میان مردم به آتشکدهٔ نوبهار بلخ نیز شهرت دارد.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref>
==== انتساب قبر به امام علی ====
برخی، تاریخ بنای آن را به دورهٔ کیانیان نسبت میدهند<ref>فردوسی، شاهنامه، ج۴، 1369ش، ص۱۱۳۴.</ref> و برخی آن را از آتشکدههای بزرگ ساسانی میدانند؛<ref>[https://jameghor.com/article/آتشکده-نوبهار-نمادِ-از-تمدن-کهن/ «آتشکدۀ نوبهار نمادِ از تمدن کهن»، وبسایت جام غور.]</ref> اما پژوهشهای نوین آن را معبدی بودایی معرفی میکنند<ref>حبیبی، «سهم برمکیان بلخی در پرورش علم و ثقافت»، 1344ش، ص243.</ref> که بعدها به مسجد تبدیل شد.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/229049/بودایی،-آیین فلاحتی موحد، «بودایی، آیین»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> معبد نوبهار در حملهٔ مغول آسیب دید و امروزه تنها بخشی از آن در محلهٔ نوبهار بلخ باقی است.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref> در دورهٔ بودایی، طول و عرض آن به اندازهٔ صد ذراع و ارتفاعی بیش از صد ذراع داشت. گنبدی بزرگ به نام «استن» و رواقی دایرهای با ۳۶۰ اتاق برای خادمان، و پرچمهای ابریشمی بر فراز آن، از ویژگیهای آن بود.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref><ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/229049/بودایی،-آیین فلاحتی موحد، «بودایی، آیین»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref>
در مورد انتساب این مکان به امام علی، روایات تاریخی مختلفی وجود دارد. برخی منابع مانند محمد بن عبدالرحیم غرناطی (قرن ششم هجری) نقل کردهاند که این قبر پس از خوابهای پیدرپی اهالی بلخ کشف شد و کتیبهای با عبارت هذا ولیالله، علی اسدالله، اخ رسولالله در آن یافت شد. با این حال، برخی مورخان مانندعلی بن ابیبکر هروی (قرن هفتم هجری) این انتساب را مورد تردید قرار دادهاند.<ref>لاری، تاریخچه مزارشریف، ۱۳۴۹ش، ص۲۴–۲۹.</ref>
بر اساس منابع تاریخی و تحقیقات علمای شیعه، زیارت سخی مزارشریف منسوب به امام علی با چالشهای اسنادی مواجه است. سید بن طاووس در فرحة الغری با استناد به روایات متعدد، مدفن امام علی را نجف اشرف دانسته، در حالی که منابعی مانند الإشارات إلی معرفة الزیارات علی بن ابیبکر هروی این انتساب را رد کردهاند.<ref>امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۵۳۰.</ref> سید شهابالدین مرعشی نجفی معتقد است این مزار احتمالاً متعلق به شخصی علوی بهنام علی بن ابیطالب بلخی بوده که نسبش به [[امام سجاد]] میرسیده و به اشتباه به امام اول شیعیان نسبت داده شده است.<ref>مرعشی نجفی، فخری فی انساب الطالبین، ۱۴۰۹ق، پانویس در ص ۶۴.</ref>
ابنخلکان، معبد نوبهار را برای ترکان و ایرانیان همپایهٔ کعبه برای عربها دانسته است.<ref>ابنخلکان، وفیات الاعیان، بیتا، ج۶، ص۲۱۹.</ref> مسعودی و زکریای قزوینی از آن بهعنوان بزرگترین بتخانه و تقلیدی از کعبه یاد کردهاند و دقیقی از هجوم زائران از هند، چین و ترکستان به آن سخن گفته است؛<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref><ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref> حتی پادشاهان هند، چین و [[کابل]] برای زیارت و تعظیم آن به بلخ میرفتند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/229049/بودایی،-آیین فلاحتی موحد، «بودایی، آیین»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> در دوران زرتشتی از آتشکدههای بزرگ و مورد احترام پادشاهان ساسانی بود<ref>[http://www.shabestan.ir/detail/News/680975 «مسجد ۹ گنبد بنایی تاریخی در افغانستان»، خبرگزاری شبستان.]</ref><ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref> و در دوران بودایی، معبدی پررونق با هدایای ارزشمند از هند و چین بود که املاک گستردهای در تخارستان داشت.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref><ref>[https://hajj.ir/fa/content/id/id=86680/token=13f842e7d4d86e6d285e5f7de4d1edd63787a955 ربانی، «برمکیان»، وبسایت حوزۀ نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت.]</ref> این بنا از منظر باستانشناسان اروپایی، آمریکایی و ایرانی دریچهای به فرهنگ و تمدن ادوار مختلف محسوب میشود.<ref>[https://jameghor.com/article/آتشکده-نوبهار-نمادِ-از-تمدن-کهن/ «آتشکدۀ نوبهار نمادِ از تمدن کهن»، وبسایت جام غور.]</ref><ref>[http://www.shabestan.ir/detail/News/680975 «مسجد ۹ گنبد بنایی تاریخی در افغانستان»، خبرگزاری شبستان.]</ref> در روزگار معاصر نیز گردشگران داخلی و خارجی از آن دیدن میکنند.<ref>[http://www.shabestan.ir/detail/News/680975 «مسجد ۹ گنبد بنایی تاریخی در افغانستان»، خبرگزاری شبستان.]</ref>
==== جایگاه کنونی ====
=== {{درشت|آقکپرک}} ===
امروزه، مسجد کبود مزار شریف نهتنها یک [[زیارتگاه سخی|زیارتگاه،]] بلکه نماد وحدت و هویت فرهنگی مردم شمال افغانستان است. این مکان بهدلیل موقعیت مذهبی و تاریخی خود، در طول قرون متمادی بهعنوان مرکز سیاسی، اجتماعی و آموزشی این منطقه ایفای نقش کرده است. معماری باشکوه، گنبد فیروزهای و حیاط وسیع آن، آن را به یکی از زیباترین بناهای تاریخی افغانستان تبدیل کرده که همچنان پابرجا و مورد احترام میلیونها [[مسلمان]] است.<ref>[https://fa2.ifilmtv.ir/News/Content/55064/مسجد-کبود-مزار-شریف-جایگاه-همدلی-و-وحدت-مردم-افغانستان?مسجد-کبود «مسجد کبود مزار شریف؛ جایگاه همدلی و وحدت مردم افغانستان»، وبسایت آی فیلم ۲.]</ref>
آقکُپرُک (بهمعنای «پل سفید» در زبان ازبکی) مجموعهای از چهار پایگاه باستانی در امتداد رود بلخاب است.<ref>هاشمی، «آقکپرک»، در دانشنامه هزاره، 1399ش، ج1، ص161.</ref> این منطقه در ۱۳ کیلومتری جنوبغربی ولسوالی کشنده و ۷۷ کیلومتری جنوب مزارشریف واقع شده و جادهٔ بامیان به شمال کشور از کنار آن میگذرد.<ref>گروتس باخ، جغرافیای شهری در افغانستان، 1368ش، ص131؛ انجمن آریانا دائرة المعارف، قاموس جغرافیایی افغانستان، 1335، ج1، ص25.</ref> بین سالهای ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۵م، هزاران قطعهٔ تاریخی شامل آیینهٔ برنجی، انگشتر، دستبند، نگین لاجوردین، تیغ، تبر، سرتیر و سفال متعلق به ۲۰ هزار سال پیش از میلاد در این منطقه کشف شد.<ref>تالقانی، افغانستان ما قبل آریاییها، 1361ش، ص169؛ سیستانی، مجله آریانا، ص293.</ref> ابزارهای بهدستآمده چنان ماهرانه ساخته شدهاند که باستانشناسان سازندگان آنها را «میکلآنجلوهای دورهٔ پارینهسنگی فوقانی» نامیدهاند. تصویر تراشیدهشدهٔ چهرهٔ انسان بر روی سنگی کوچک، از نخستین حکاکیهای چهرهٔ انسان است که بر جای مانده است.<ref>غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، 1390ش، ج1، ص84؛ دلجو، تاریخ باستانی هزارهها، 1392ش، ص77 و 78.</ref><ref>همسایه نزدیکتر از خویش (مقالاتی از دایرهٔ المعارف ایرانیکا)، 1387ش، ص173.</ref>
=== معبد نوبهار بلخ ===
بر اساس اوستا، «ایریاناوئجه» (مسکن اولیه آریانها) نخستین سرزمین آفریدهشدهٔ اهورا مزدا است که در کنار رود «وَنگُوهیدائیتِیا» (بلخاب) قرار داشته است. بسیاری از شرقشناسان این منطقه را با شمال هندوکش (بلخ) تطبیق دادهاند. این رود در دورهٔ آخرالزمانی نیز نقش دارد و در ظهور منجی زرتشتی، آبهای آن به بلندی اسب جاری میشود.<ref>فاضل کیانی و دیگران، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، 1393ش، ص639.</ref><ref>پورداوود، یسنا، 1356ش، ج1، ص46 و 47.</ref><ref>هزادی، بندهش هندی، 1368ش، ص187.</ref> در منابع ودایی نیز از این منطقه یاد شده است. اسامی مناطق بلخ که به صورت «بلهیکا» آمده است نشان میدهد سرودهای اولیه «ریگودا» در این منطقه سروده شده و مدتها بهصورت شفاهی بین مردم نقل میشده تا بعدها در آثار بزرگی چون «ریگوید» ثبت شود. سرزمین بلخ، رود خروشان بلخاب، کوههای سبز و جلگههای غنی منطقه، در یاد ریشیهای «دراویدی» ماندگار شده است.<ref>باوری، باستانشناسی مدنیتهای اولیه (دوره آنتیک) افغانستان، 1387ش، ص25 و 26.</ref>
معبد نوبهار، بنای باستانی مشهور در ولایت بلخ افغانستان است. این بنا از دوران باستان تا دوران برمکیان، آتشکدهٔ زرتشتی و نیایشگاه بودایی بوده و در دورهٔ اسلامی به [[مسجد جامع]] بزرگ تبدیل شده است. [[معبد نوبهار]]، بهدلیل جایگاه دینی و اجتماعی، نقش مهمی در شکلدهی فرهنگ و تمدن منطقه در دوران زرتشتیان، بوداییان و اسلام داشته و امروزه جزئی از میراث تمدنیِ ایران فرهنگی، محسوب میشود. برخی محققان، «نوبهار» را به نخستین فصل سال ربط دادهاند، اما بهنظر بسیاری از پژوهشگران، نوبهار برگرفته از «نه وه وی هه» در زبان سانسکریت است. جزء اول این کلمه، در فارسی بهمعنی «تازه» و جزء دوم که تغییر پیدا کرده و در فارسی «بهار» شده، بهمعنی «دیر» و «معبد» و هردو جزء باهم بهمعنی «دیر نو» و «معبد جدید» است.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/نوبهار دهخدا، لغتنامه، ذیل واژۀ نوبهار.]</ref>
این بنای باستانی، در متون کهن بهنام «نَوه ویهاره» یا «سنگهارامه» بهمعنی صومعهٔ جدید آمده است<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/229049/بودایی،-آیین فلاحتی موحد، «بودایی، آیین»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> اما در منابع امروزی و میان مردم بهنامهای «معبد نوبهار»، «آتشکدهٔ نوبهار بلخ»،<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref> شهرت دارد. یاقوت حموی، معتقد است که علت نامگذاری این معبد به نوبهار، این است که مردم آن سرزمین، قسمتهای مختلف آن را با گیاهان و گلهای تازهروییدهٔ بهاری آذین میبستند.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref>
دانش کشت گندم و حبوبات از منطقهٔ بلخ به مندیگگ منتقل شده است.<ref>دلجو، تاریخ باستانی هزارهها، 1392ش، ص81.</ref> لعل و زمرد بدخشان از طریق بلخ به مصر حمل میشده و بهعنوان سنگ جادویی استفاده میشده است.<ref>دلجو، تاریخ باستانی هزارهها، 1392ش، ص73.</ref> ساکنان آقکپرک از حوزهٔ آکسوس (باختر) با مهاجرت به بینالنهرین، کشاورزی را به آنجا منتقل کردند و زمینهٔ شکلگیری تمدن سومری را فراهم آوردند.<ref>دلجو، تاریخ باستانی هزارهها، 1392ش، ص73 و 81.</ref> لاجورد بدخشان از طریق جادهٔ ابریشم به بینالنهرین و مصر منتقل میشده است.<ref>کهزاد، تاریخ افغانستان، 1325ش، ج1، ص223.</ref>
==== تاریخچه معبد نوبهار ====
برخی منابع، تاریخچهٔ پرستشگاه بلخ را به زمان حکومت کیانیان میرسانند.<ref>فردوسی، شاهنامه، ج۴، 1369ش، ص۱۱۳۴.</ref> برخی آن را از بزرگترین آتشکدههای زرتشتی در زمان حکومت [[ساسانیان]] میدانند؛<ref>[https://jameghor.com/article/آتشکده-نوبهار-نمادِ-از-تمدن-کهن/ «آتشکدۀ نوبهار نمادِ از تمدن کهن»، وبسایت جام غور.]</ref> اما بر اساس پژوهشهای اخیر، نوبهار معبدی بودایی بوده است. برخی در جهت حل این اختلاف، نوبهار را ابتدا آتشکده دانستهاند که بعدها مقارن با ظهور اسلام به مرکز مهم بوداییان باختر تبدیل شده است.<ref>حبیبی، «سهم برمکیان بلخی در پرورش علم و ثقافت»، 1344ش، ص243.</ref> با ورود اسلام به این سرزمین، مسجدی بهجای آن تأسیس شد.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/229049/بودایی،-آیین فلاحتی موحد، «بودایی، آیین»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> چند قرن بعد که چنگیز مغول به ایران و بلخ حمله کرد، این مکان آسیب جدی دید. محلهٔ معبد نوبهار در حالحاضر از دروازههای ششگانهٔ جنوبی شهر بلخ است.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref>
==== معماری ====
معماری پرستشگاه نوبهار، در طول تاریخ همواره تغییر کرده است و پیروان هر باور یا سلسلهٔ حکومتی، معماری و کاربری آن را تغییر دادهاند. معبد نوبهار در دورهٔ بودایی به اندازهٔ صد ذراع طول و همان مقدار عرض داشته و ارتفاع آن نیز بیش از صد ذراع بوده است.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref> یک گنبد بزرگ بهنام «استن» بر فراز آن قرار داشت که رواقی دایرهمانند آن را احاطه کرده و در اطراف ساختمان آن ۳۶۰ اتاق مخصوص خادمان موجود بوده است. در بالای گنبد پرچمهایی از [[ابریشم]] افراشته بوده و بت موجود در معبد نیز با پارچههای ابریشمی و جواهرات آراسته بوده است. به گفتهٔ برخی از مورخان، بقایای معبد نوبهار تا قرن نهم هجری قمری پابرجا بوده است.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/229049/بودایی،-آیین فلاحتی موحد، «بودایی، آیین»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref>
==== اهمیت و جایگاه ====
# '''دینی:''' اهمیت دینی معبد نوبهار مربوط به گذشتهٔ این مکان میشود. ابنخلکان نوشته است که معبد نوبهار در نظر ترکان و پارسیان (ایرانیان) همان منزلت مکه برای [[مسلمانان]] عرب را داشته است.<ref>ابنخلکان، وفیات الاعیان، بیتا، ج۶، ص۲۱۹.</ref> همچنین برای زائران هندی و چینی از نظر مذهبی بسیار مهم بوده است تا جایی که حتی پادشاهان هند، چین و [[کابل]] برای زیارت و تعظیم آن به بلخ میرفتند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/229049/بودایی،-آیین فلاحتی موحد، «بودایی، آیین»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref>
# '''باستانشناختی و فرهنگی:''' امروزه این مکان اهمیت علمی و مطالعاتی برای باستانشناسان دارد و از نظر فرهنگی نیز مهم شمرده میشود؛ زیرا شکوه فرهنگی و میراث تمدنی ایران قدیم، بهویژه جایگاه فرهنگی و تمدنی بلخ در تاریخ این سرزمین را نشان میدهد.<ref>[https://jameghor.com/article/آتشکده-نوبهار-نمادِ-از-تمدن-کهن/ «آتشکدۀ نوبهار نمادِ از تمدن کهن»، وبسایت جام غور.]</ref> اهمیت علمی و باستانشناختی معبد باعث شده است که دانشمندان از کشورهای اروپایی، آمریکا و ایران برای مطالعهٔ آن بروند و آن را دریچهای رو به گذشته و مهم برای مطالعهٔ فرهنگ و تمدن سلسلههای مختلف بدانند.<ref>[http://www.shabestan.ir/detail/News/680975 «مسجد ۹ گنبد بنایی تاریخی در افغانستان»، خبرگزاری شبستان.]</ref>
# '''گردشگری و اقتصادی:''' این مکان امروزه از اهمیت گردشگری و اقتصادی برخوردار است. هرساله گردشگران زیادی از خارج و داخل افغانستان از آن دیدن میکنند و برای مردم محل، سبب اشتغال و رونق کار و گردش چرخهٔ اقتصاد میشود.<ref>[http://www.shabestan.ir/detail/News/680975 «مسجد ۹ گنبد بنایی تاریخی در افغانستان»، خبرگزاری شبستان.]</ref>
==== معبد نوبهار در زمان زرتشتیان ====
بنا به شواهد موجود، این مکان ابتدا از آتشکدههای بزرگ و مهم زرتشتی بوده و نقش زیادی در سبک زندگی، انسجام دینی و اجتماعی پیروان زرتشت داشته و از رونق بسیار برخوردار بوده است.<ref>[http://www.shabestan.ir/detail/News/680975 «مسجد ۹ گنبد بنایی تاریخی در افغانستان»، خبرگزاری شبستان.]</ref> در برخی از منابع نیز آمده است که این آتشکده نزد پادشاهان ایرانی از احترام خاصی برخوردار بود و یکی از بزرگترین آتشکدههای آیین زرتشی در زمان [[ساسانیان]] محسوب میشد.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref>
==== معبد نوبهار در زمان بوداییان ====
در زمان بوداییان، این معبد از اهمیت دینی بسیار برخوردار بود و به سبک زندگی باورمندان بودایی و مردم آن منطقه سامان میداد و معنی میبخشید. به نوشتهٔ [[یاقوت]] حموی، مردم معبد نوبهار را در مقابل خانهٔ خدا [[عبادت]] میکردند و گرداگرد آن بتها برافراشته و اطراف آن را با حریر و دیبا آراسته بودند و گوهرهای ارزنده بر آن میآویختند. در جشنهای آیینی، طاق نصرتی را که میبستند با گیاهان و گلهای تازه و رنگارنگ آن را آذین میبستند.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref> از نظر اقتصادی نیز از غنیترین نهادهای دینی جهان محسوب میشد زیرا مردم و حتی پادشاهان هند و چین هدایای زیادی برای معبد میفرستادند. بههمین دلیل، معبد نوبهار، املاک بیشمار در مناطق مختلف از جمله «رُستاق» تخارستان داشت. قدرت اقتصادی باعث میشد که دامنهٔ نفوذ متولیان معبد به نقاط دوردست ایران برسد.<ref>[https://hajj.ir/fa/content/id/id=86680/token=13f842e7d4d86e6d285e5f7de4d1edd63787a955 ربانی، «برمکیان»، وبسایت حوزۀ نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت.]</ref>
==== نقش تمدنی و تاریخی معبد نوبهار ====
===== نماد فرهنگی و تمدنی =====
معبد نوبهار بهدلیل جایگاه دینی و نقش انسجامبخش مذهبی آن، در طول قرون در حوادث مهم تاریخی و تحولات سیاسی و فرهنگی اثرگذار بوده است. پیروزی بر پرستشگاه و تخریب یا تجدید بنای آن، نماد پیروزی بر یک باور دینی، طرز تفکر، سیستم حکومتی و سبک [[زندگی]] خاص و جایگزینی شیوهٔ زندگی دیگر بوده است. مسعودی در کتاب «مروج الذهب و معادن الجوهر» مینویسد که نوبهار را، منوچهر در شهر بلخ خراسان بنیانگذاری کرد و کسی که پردهداری این [[خانه]] را بهعهده داشت، در نزد پادشاهان آن منطقه بسیار محترم بود و دستور وی را میپذیرفتند و مال فراوان میدادند.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref>[[پرونده:6383246-1.jpg|بندانگشتی|بقایای مسجد نُهگنبد در محل معبد نوبهار]]
===== نماد رقابت با فرهنگ و تمدن عربی =====
معبد نوبهار در دوران قبل از اسلام، در چارچوب رقابت نمادین با عربها و خانهٔ کعبه که نماد دینی و سمبل تمدن عربی محسوب میشد، منشأ اثر بود و مردم منطقه در رقابت با خانهٔ کعبه، در آبادانی نوبهار میکوشیدند. از این نظر پرستشگاه نوبهار مورد توجه مورخان قرار گرفته و برای مثال «زکریای قزوینی» در کتاب «آثار البلاد» نوشته است که معبد نوبهار در شهر بلخ واقع و بزرگترین بُتخانه است. وی در علت شکوه این مکان مینویسد که چون پادشاهان آن زمان، شرف کعبه و احترام و تعظیم عرب نسبت به خانهٔ کعبه را شنیدند، نوبهار را به تقلید از کعبه ساختند و با دیبا و حریر و جواهر گرانبها تزیین و بر اطراف آن بتهای زیادی نصب کردند. «دقیقی» نیز نوشته است که اهل [[ایران]]، هند، چین و ترکستان، مانند حاجیان در آنجا به زیارت میآمدند.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref>
=== مسجد نهگنبد (حج پیاده) ===
مسجد تاریخی نهگنبد در سه کیلومتری جنوب شهر بلخ، یکی از شاخصترین آثار معماری دوران اسلامی در افغانستان محسوب میشود. بر اساس اسناد تاریخی، این بنا به احتمال در فاصله سالهای ۱۰۷ تا ۱۷۹ق توسط خاندان برمکی ساخته شده است. باستانشناسان فرانسوی در کاوشهای سال ۱۳۹۵ش دریافتند که این مسجد بر روی بقایای نیایشگاه بودایی نوبهار بلخ احداث شده و حتی تکههای سفال متعلق به دورهٔ هخامنشی نیز در محوطه آن یافت شده است.
# '''ویژگیهای معماری:''' این مسجد با پلان مربعشکل به ابعاد حدود ۲۰×۲۰ متر، دارای نه گنبد و ۱۶ ستون خشتی بود که امروزه تنها بقایای آن باقی مانده است. ستونهای میانی با قطر ۱۵۲ سانتیمتر و ستونهای متصل به دیوار به صورت جفتی طراحی شده بودند. تزئینات گچبری با نقوش گیاهی و استفاده از رنگ لاجوردی از ویژگیهای بارز این بنا محسوب میشود. متخصصان معماری، سبک این بنا را تلفیقی از هنر ساسانی، بودایی و گندهارا میدانند.
# '''مرمت و حفاظت:''' از ۱۳۵۵ش اقدامات حفاظتی روی این اثر آغاز شد و در سالهای اخیر با همکاری مؤسسات بینالمللی مانند بنیاد آقاخان و هیئت باستانشناسی فرانسه، مرمتهای گستردهای صورت گرفته است. این پروژهها شامل استحکامبخشی سازه، ایجاد فضای سبز و آمادهسازی محوطه برای بازدیدکنندگان بوده است.
# '''اهمیت فرهنگی و مذهبی:''' این مسجد بهدلیل مجاورت با آرامگاه قاضی یونس بن طاهر نصیری (متوفی ۴۱۱ قمری)، دانشمند برجسته عصر غزنوی، همواره مورد احترام مردم بوده است. اهالی منطقه در ایام [[نوروز]] و مراسم مذهبی در این مکان جمع میشوند و به [[نذر]] و نیاز میپردازند. اعتقاد بر این است که زیارت این مکان ثواب [[حج]] را دارد، از همین رو به «حج پیاده» معروف شده است.
=== {{درشت|آقکپرک}} ===
آقکُپرُک واژهٔ ازبکی و بهمعنای پُلِ سفید است. [[آقکپرک]]، مجموعهٔ چهارگانهٔ پایگاههای باستانی در ولایت بلخ است که در امتداد [[رود بلخاب]] واقع شده است.<ref>هاشمی، «آقکپرک»، در دانشنامه هزاره، 1399ش، ج1، ص161.</ref> در آقکپروک بین سالهای ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۵م، هزاران قطعهٔ تاریخی شامل آیینهٔ برنجی، انگشتر، دستبند، نگین لاجوردین، [[انگشتر]]، تیغ، تبر، سرتیر و سفال متعلق به ۲۰ هزار سال قبل از میلاد بهدست آمد.<ref>تالقانی، افغانستان ما قبل آریاییها، 1361ش، ص169؛ سیستانی، مجله آریانا، ص293.</ref> این منطقهٔ تاریخی در ۱۳ کیلومتری جنوبغربی ولسوالی (شهرستان) کِشِندِه از ولایت بلخ، واقع شده است. تپههای آقکپرک در شمال روستایی به همین نام و در ۷۷ کیلومتری جنوب شهر مزارشریف واقع شده است. قلعهٔ آقکپرک نیز در همین ناحیه واقع است. جادهٔ ارتباطی ولایت [[بامیان]] به شمال کشور از این ناحیه میگذرد و رود [[بلخاب]] نیز از کنار آن عبور میکند.<ref>گروتس باخ، جغرافیای شهری در افغانستان، 1368ش، ص131؛ انجمن آریانا دائرة المعارف، قاموس جغرافیایی افغانستان، 1335، ج1، ص25.</ref>
==== خصوصیات آثار کشفشده ====
اهمیت آقکُپرُک در ارزش باستانشناسانهٔ آثار کشفشدهٔ آن است که به شناخت ویژگیهای پارینهسنگی قدیم آسیای مرکزی کمک میکند.<ref>غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، 1390ش، ج1، ص84؛ دلجو، تاریخ باستانی هزارهها، 1392ش، ص77 و 78.</ref> ابزارهای کشفشده چنان ماهرانه ساخته شدهاند که باستانشناسان از سازندگان آنها با عنوان «میکلآنجلوهای دورهٔ پارینهسنگی فوقانی» یاد میکنند. آثار بهدستآمده از آقکُپرُک، متعلق به یک دورهٔ فرهنگی است که از حدود ۲۰ هزار تا ۱۵ هزار سال پیش از میلاد طول کشیده است. تصویر تراشیدهشدهٔ چهرهٔ یک انسان بر روی سنگی کوچک، از نخستین حکاکیهای چهرهٔ انسان است که بر جای مانده است.<ref>همسایه نزدیکتر از خویش (مقالاتی از دایرهٔ المعارف ایرانیکا)، 1387ش، ص173.</ref>
==== پایگاهها ====
در حفاریهای آقکپرک چهار پایگاه باستانشناسی بهترتیب زیر مشخص شده است:
در حفاریهای آقکپرک چهار پایگاه باستانشناسی بهترتیب زیر مشخص شده است:
* آقکپرک ۱ (غارِ اسب): پناهگاهی صخرهای از دوران [[کوشانیان]] و [[ساسانیان]] است که شامل پارهای از آثار فرسکو بودایی و معماری ساده است. آثار دوره میانسنگی نیز در غار اسب بهدست آمده است. کشف بقایای گوسفند وحشی، غزال، روباه و پرندگان نشان میدهد که امرار معاش در آن دوره، از طریق شکار بوده است.<ref>همسایه نزدیکتر از خویش (مقالاتی از دایرهٔ المعارف ایرانیکا)، 1387ش، ص173.</ref>
* آقکپرک ۲ (غارِ مار): ابزار بهدست آمده از این سایت باستانشناسی، مربوط به عهد کهنسنگی اخیر و میانه است.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، 1398ش، ج1، ص128.</ref>
* آقکپرک ۳: یک پایگاه روباز (بیسقف) در کرانهٔ رود بلخاب است که شامل دو دورهٔ متعلق به عصر فرا پارینهسنگی میشود.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، 1398ش، ج1، ص128.</ref>
* آقکپرک ۴: یافتههای این پایگاه شامل سازههای فراوان و پیشرفته از ابزارهای سنگی همچون سردیس سنگی بسیار ابتدایی، بقایای گوسفند و بز اهلی شده، قطعاتی از مس چکش خورده متعلق به عصر نوسنگی، سفال، نیش پرتابهها، شیشهجات سفالینه و جواهرات ساده است.<ref>بال، فهرست پایگاههای باستانشناسی افغانستان، 1982م، ج1، ص38.</ref> از نظر کارشناسان، این منطقه از دیرباز محل سکونت اقوام ترک بوده است و به همین دلیل نامهای ترکی خود را حفظ کرده است.<ref>دلجو، تاریخ باستانی هزارهها، 1392ش، ص77 و 78.</ref>
==== روابط بین تمدنی ====
دانشمندان در کشفیات خود نمونههای روشنی از مراودهٔ دائمی بین تمدن شمال افغانستان و تمدنهای منطقهای را کشف کردهاند، از جمله:
* ارتباط با مندیگگ: باستانشناسان شوروی، دانش روش کشت گندم و حبوبات را مربوط به انسانهایی میدانند که در کنارههای دریای آمو و در شمال کوههای هندوکش زندگی میکردهاند و معتقدند که دانش و روش کشت گندم از آنجا به «مندیگگ» رفته است.<ref>دلجو، تاریخ باستانی هزارهها، 1392ش، ص81.</ref>
* ارتباط با مصر: در دوران کهن، لعل و زمرد بدخشان از طریق پایگاه تمدنی بلخ به مصر حمل شده و در آنجا بهعنوان سنگ جادویی مورد استفادهٔ زنان، مردان و کاهنان بوده است.<ref>دلجو، تاریخ باستانی هزارهها، 1392ش، ص73.</ref>
* با توجه به آثار آقکپرک برخی معتقدند در حدود ۷۰ هزار سال قبل از میلاد دهقانان و چوپانانی در جلگههای حاصلخیز پیرامون هندوکش زندگی میکردهاند. این مردمان، صنعت ابتدایی خانهسازی با خشتخام و سفالگری را با خود به همراه آوردند و بعدها در عصر مس، از فروش لاجورد که در سواحل و بستر رودخانهها مییافتند و تجارت آن به کشورهای اولیه باختری از طریق میانرودان، ثروتمند میشدند.<ref>دلجو، تاریخ باستانی هزارهها، 1392ش، ص73 و 81.</ref>
* ارتباط با میانرودان: برخی باستانشناسان ساکنین آقکپرک را مردمانی از حوزه آکسوس (باختر) میدانند که با [[مهاجرت]] به بینرودان، از تمدن منطقه استفاده کرده و کشاورزی را که اولین مرتبه در بلخ پدید آمده بود، در بینالنهرین رواج دادند. در نتیجهٔ این انتقال، مردم بومی آن مناطق از طریق مهاجران بلخی با کاشت گندم، جو و برخی محصولات دیگر آشنا شدند و یادگرفتند از حیوانات بهره بگیرند. بهمرور زمان، تمدن سومری پدید آمد که بررسیها نشان داده است، این تمدن بیشترین شباهت را با بلخ دارد. نشانهٔ دیگر، ارتباط گسترده سومر با بلخ از طریق جادهٔ ابریشم است. لاجورد بدخشان از این طریق، به بینالنهرین و مصر منتقل میشد و یافتههای جدید در مصر با آثار بلخی ارتباط دارد.<ref>کهزاد، تاریخ افغانستان، 1325ش، ج1، ص223.</ref>
==== آقکپرک در منابع اوستایی ====
بر اساس [[اوستا]]، «ایریاناوئجه» (مسکن اولیه آریانها)، نخستین سرزمینی است که اهورا مزدا آفرید. بر اساس فرگرد اول «وَندیداد»، این سرزمین اولین منطقه در بین ۱۶ شهر اوستایی است. این اسم بهمعنی خاستگاه یا زادگاه آریانها است. بر اساس فرگرد اول وندیداد، این منطقه بهترین جایی بوده که اهورا مزدا آفریده است. «ایریاناوئجه» از رود «وَنگُوهیدائیتِیا» مشروب میشده است. بسیاری از شرقشناسان این منطقه را با شمال هندوکش (بلخ) تطبیق کرده و رود «وَنگُوهیدائیتِیا» را همان رود بلخاب دانستهاند که بلخ را آبیاری میکند. این افراد اعتقاد دارند «ونگویی» در اینجا صفت «دائیتیا» است که بهمعنی «خوب» بهکار رفته است. در متون دوره پهلوی «وهرود» و «بهرود» هم بهکار رفته است که منظور از آن همان رود بلخاب است. وهرود که در بندهش هندی آن را بهرود آورده است، رود بلخاب است که بر خلاف جهت آرنگ (جیحون) به شرق میرود.<ref>فاضل کیانی و دیگران، غزنی بستر تمدن شرق اسلامی، 1393ش، ص639.</ref>
در وندیداد «ایریاناوئجه» در کنار رود «دائیتی» بهنام نخستین شهر اهورایی یاد شده است. شهری که جمشید «ورجمکرد» را در آنجا بنا کرد. در بندهش روایتی وجود دارد که بر اساس آن اولین مرحله آفرینش، آسمانها و دومین مرحله، آفرینش آبها است. آبها بعد از آفرینش به سوی دریای فراخکرت، در جنوب کوه البرز سرازیر شدند. سرچشمه آنها در قله البرز است که به واسطه «آناهیتا» جاری میشود تا به کوه «هوگر» برسد. در قله «هوگر» دریاچه مقدس «اورویس» قرار دارد. آبها برای تصفیه به این دریاچه میریزند و سپس از معبری خارج میشوند.<ref>پورداوود، یسنا، 1356ش، ج1، ص46 و 47.</ref>
در اوستا، فقرات زیادی وجود دارد که گویای جنبهٔ تقدس رود «دائیتی» است. رود «دائیتی» جایگاه نزول پرتو اهورا مزدا و ایزدان و گهواره تمدن و دین در «ایریاناوئجه» است. پیامبر زرتشتی در کنار رود این سرزمین به الهام غیبی رسید. یلان و ناموران در کنار آب این خاک، ایزدان را ستوده و از آنان رستگاری و کامیابی خواستند. این رود نه فقط در ارتباط با خلقت و آفرینش موجودات اولیه و رسالت [[زرتشت]] اهمیت حیاتی دارد که بر اساس اوستا در دوره آخرالزمانی این دین نیز نقش دارد؛ زیرا بر اساس اوستا سیسال پس از ظهور «هوشیدر» (اولین منجی آخرالزمانی زرتشتی) «ایریاناوئجه»، بعد از گرفتارشدن در تاریکی، به نور روشن میشود. گیاهان سبز میشوند و آبهای فراوان در حدی که رود «دائیتی» در «ایریاناوئجه» قرار دارد، به بلندی اسبی جریان مییابد.<ref>هزادی، بندهش هندی، 1368ش، ص187.</ref>
==== آقکپرک در منابع ودایی ====
در منابع ودایی نیز از این منطقه یاد شده است. اسامی مناطق بلخ که به صورت «بلهیکا» آمده است نشان میدهد سرودهای اولیه «ریگودا» در این منطقه سروده شده و مدتها بهصورت شفاهی بین مردم نقل میشده تا بعدها در آثار بزرگی چون «ریگوید» ثبت شود. سرزمین بلخ، رود خروشان بلخاب، کوههای سبز و جلگههای غنی منطقه، در یاد ریشیهای «دراویدی» ماندگار شده است.<ref>باوری، باستانشناسی مدنیتهای اولیه (دوره آنتیک) افغانستان، 1387ش، ص25 و 26.</ref>
=== بالاحصار بلخ ===
بالاحصار بلخ، که به نام «شهر اندرون» نیز شناخته میشود، از جمله آثار تاریخی ارزشمند در شمال افغانستان محسوب میشود. پژوهشگران با استناد به مشابهتهای معماری این بنا با بالاحصار [[مرو]]، آن را به دوران پیشدادیان، کیانیان و تمدن باکتریا (مرکز هزارشهر) نسبت میدهند. کاوشهای باستانشناسی معاصر، قدمت این اثر را دستکم ۵۵۰ تا ۳۳۰ پیش از میلادبازمیگرداند.
# '''موقعیت و ساختار معماری:''' این قلعه باستانی که از مصالح پخته و خشت خام ساخته شده، در فاصلهٔ یک کیلومتری شمال باغ مرکزی شهر بلخ واقع شده است. از سمت شرق به کشتزارها و از غرب به مناطق مسکونی محدود میشود. بالاحصار در روزگاران گذشته با برجهای رفیع خود، محل افراشتن پرچمهای نمادین امالبلاد بود، اما امروزه تنها بقایایی از برج و باروی آن بر جای مانده است. در مجاورت ورودی این دژ تاریخی، مناری عظیم قابل مشاهده است که بخش فوقانی آن فرو ریخته. دیوارهای فعلی بالاحصار دارای ضخامتی حدود سه و نیم متر، ارتفاعی بین هشت تا دوازده متر و چهل سانتیمتر بوده و پیرامون آن آثار خندقی به عرض ۳۰ تا ۵۰ متر مشهود است.
# '''آرامگاههای تاریخی:''' در شمال خارج از محدوده بالاحصار، آرامگاه منسوب به شیث پیامبر قرار دارد. همچنین در غرب داخل حصار، مرقد احمد زمچی پهلوان، از یاران ابومسلم خراسانی، بهعنوان یکی از زیارتگاههای مورد توجه عام و خاص شناخته میشود.
# '''پژوهشهای باستانشناسی:''' نخستین مطالعات علمی در این محوطه توسط فوشه، باستانشناس فرانسوی، در ۱۳۰۲ش انجام شد که منجر به کشف مخزنی آبی و نیمی از یک برج ساختهشده از خشت پخته شد. در سال بعد، ژوزف هاکن به همراه فوشه به کاوش ادامه دادند و موفق به شناسایی نیایشگاهی بودایی شدند. شلومبرژه، دیگر پژوهشگر فرانسوی، در ۱۳۲۸ش قطعات سفالی لعابدار و بدون لعاب از دورههای یونانیهای باختری، کوشانی و اسلامی به همراه سکههای قدیمی را در این محل یافت. در سال ۱۳۳۳ هجری شمسی، مهندس بوبو (از فرانسه) با بررسی بخشهای تحتانی دیوارها، ابعاد حائز اهمیت این سازه را مشخص نمود که عرضی سه متری و ارتفاعی بیش از بیست متر داشت.
# '''کشفیات اخیر:''' از۱۳۸۴ش گروههای مشترک افغانستانی و فرانسوی بهصورت منظم به بررسی این محوطه پرداختهاند. در کاوشهای ۱۳۸۵ش یافتههای قابل توجهی شامل: ستونهای گلی، خشتهای خام با ابعاد ۱۰×۲۲×۲۳ سانتیمتر، خشتهای پخته در اندازههای ۵×۳۳×۳۳ و ۵×۳۵×۳۵ سانتیمتر، چراغ روغنی به رنگ آبی، ظروف سفالی شامل کوزه و [[آفتابه لگن|آفتابه]]، مهرههای منقوش، سه سکه اکسیدشده، دو اسکلت انسانی به طول ۱۶۰ سانتیمتر با جهتگیری شمالی-قبلهای، دو انگشتر بدون نگین به قطر ده میلیمتر به دست آمد. همچنین اتاقی از خشت پخته و گودالی مربعشکل با عمق پنجاه سانتیمتر (به ابعاد ۶۵×۵۴ سانتیمتر) که کاربری آتشکده داشته، در این محل شناسایی شده است.
# '''وضعیت کنونی و تهدیدات:''' امروزه این اثر تاریخی ارزشمند، همچون صدها بنای دیگر افغانستان، در معرض تخریب قرار دارد. ساختوسازهای غیرمجاز در حریم این محوطه و تخصیص غیرقانونی زمینهای اطراف، بقایای این میراث کهن را به شدت تهدید میکند.<ref>[https://af.sahartv.ir/news/web_browsing-i28911 «بالاحصار بلخ (شهر اندرون)؛ از داشتههای تاریخی افغانستان»، وبسایت تلویزیون سحر.]</ref>
=== منار زادیان ===
منار زادیان با ارتفاع ۱۷۷۴ سانتیمتر و ۶۴ پله دسترسی، از قدیمیترین منارههای اسلامی در بلخ است. این بنا که متعلق به دورهٔ [[سلجوقیان|سلجوقی]] است، کتیبهای به خط ثلث برجسته و تزیینات گچبری ظریف دارد. سبک معماری این مناره قابل مقایسه با بناهای مشابه در منطقه است.
=== مزار باباروشنی ===
مزار گنبددار و تکاتاقهای بهنام باباروشنی (واقع در شمال شرقی بالاحصار و متعلق به قرن پنجم هجری) از بناهای تاریخی منحصربهفرد دورهٔ اسلامی پیش از مغول است.<ref>G A Pugachenkova (Pougatchenkova), "Little known monuments of the Balkh area"، ج۱، ص۳۱–۳۲، in Art and archaeology research papers, London June 1978, 31-40.</ref>
=== مزار میر روزهدار ===
در سه کیلومتری شرق بلخ، بقایای مزاری با دیوارهای برپا وجود دارد که به میر روزهدار شهرت دارد و در میان گورستانی با آجرهای تزیینی محصور شده است. فضای داخلی این بقعه با هنرمندی تزیین شده است (طرح روی گنبد و طاقچهها با رنگآمیزی جلوه بیشتری یافته است)، اما فقدان گنبد بیرونی و روکش بنا، این احتمال را مطرح میکند که بهدلیل ناآرامیهای سیاسی در سده هشتم هجری، ساخت آن ناتمام رها شده است.<ref>A Mukhtarov, Pozdnesrednevekovy i § Balkh، ج۱، ص۷۵–۸۳، Dushanbe 1980.</ref> ترکیب معماری این بنا، از جمله اتاق مقبره هشتضلعی با طاقچههای قوسدار حکاکیشده در سطوح و گوشهها و پیشآمدگی اتاق ورودی، بیانگر ذوق هنری دوره تیموری است. همین ترکیب با اندکی تفاوت در مزار خواجه بَجگاهی (در حاشیه شرقی شهر و متعلق به قرن یازدهم هجری) و خواجه عکاشه نیز به چشم میخورد که دارای شکلی پیچیدهتر است.
=== آرامگاه خواجه ابونصر پارسا ===
مسجد آرامگاه خواجه ابونصر پارسا، شاید معروفترین بنای تاریخی بلخ باشد. این بنا اندکی پس از درگذشت این عارف در ۸۶۷ق ساخته شد. در این آرامگاه، یک پیشطاق بلند با دو مناره در اطراف، جایگزین اتاق ورودی معمول شده است. ستونهای باریک مارپیچی در جلوی هر یک از این منارهها قرار گرفتهاند. نمای بیرونی و گنبد شیاردار بهطور کامل با کاشیهای آبی نقرهای پوشیده شده بود، اما بهدلیل فرسودگی مواد، سطوح وسیعی از آن از بین رفته است. نور فضای داخلی از طریق شانزده منفذ مشبک در ساقهٔ گنبد که با گچبریهای زیبا تزیین شدهاند، تأمین میشود. این بنا، یکی از برجستهترین نمونههای معماری دوره تیموری است.<ref>G A Pugachenkova (Pougatchenkova), "A l'tude des monuments timourides d'Afghanistan" Afghanistan، ۲۳/۳ (۱۹۷۰)، ۳۳–۳۷.</ref>
=== مدرسه سیدسبحانقلیخان ===
آخرین دورهٔ آبادانی بلخ به زمان هشترخانیان (۱۰۰۷–۱۱۶۴ق) بازمیگردد، زمانی که آنها وارث بخارا شدند. از این دوره، مدرسهای به نام سیدسبحانقلیخان باقی مانده است که در سالهای پایانی قرن یازدهم هجری ساخته شده و تنها ورودی کاشیکاری ایوان آن پابرجا است. این [[مدرسه]] رو به روی مسجد ابونصر پارسا در باغی واقع شده که امروزه مرکز شهر را تشکیل میدهد. ویرانههای کاخ حاکم، از جمله مسجدی کوچک که فوچر در بالاحصار آن را حفاری کرده است، تاریخ دقیقی را روشن نمیسازد، اما متعلق به اواخر دورهٔ اسلامی است.<ref>K Fischer, Indische Baukunst islamischer Zeit، ج۱، ص۹۸–۱۱۲، Baden-Baden ۱۹۷۶، ۱۳۱؛ لوحهای یازدهم ـ هجدهم، K Fischer, Indische Baukunst islamischer Zeit, Baden-Baden 1976, 131.</ref>
=== برج عیاران ===
برج عیاران با قدمتی که به دورهٔ [[کوشانیان]] (قرن اول میلادی) بازمیگردد، از شاخصترین آثار تاریخی ولایت بلخ محسوب میشود. این بنای هشتضلعی که در نزدیکی دروازهٔ نوبهار واقع شده، نمونهای برجسته از معماری دفاعی دوران کهن است. ساختار ویژهٔ برج متشکل از دو دیوار هشتضلعی تو در تو با هشت راهروی ارتباطی است که با خشتهای پخته ساخته شده و در رأس آن گنبدی حکاکیشده قرار دارد.
نام این برج با فرهنگ «عیاری» در خراسان بزرگ پیوند خورده است؛ جنبشی اجتماعی که بر پایه اصول جوانمردی، یاریرسانی به محرومان و مقابله با ستمگران شکل گرفته بود. عیاران بهعنوان نماد عدالتخواهی، در دورههای مختلف تاریخی نقش مؤثری در تحولات اجتماعی منطقه ایفا کردند.
ویژگیهای معماری این برج از جمله موقعیت استراتژیک آن که اشراف کامل بر شهر بلخ دارد و طراحی خاص دیدگاههای آن، نشاندهندهٔ کاربرد نظامی و نظارتی آن در ادوار مختلف تاریخی است. اگرچه این اثر ارزشمند در طول تاریخ و بهویژه در جنگهای اخیر آسیبهای جدی دیده، اما مرمتهای انجام شده در دوره تیموری و همچنین بازسازی گنبد میانی در ۱۳۸۵ش، تا حدی اصالت این بنای تاریخی را حفظ کرده است. برج عیاران امروزه بهعنوان نمادی از فرهنگ جوانمردی و عدالتطلبی در تاریخ افغانستان مورد توجه است.<ref>[https://fa2.ifilmtv.ir/News/Content/60818/ «درباره «عیاران برج هشت ضلعی بلخ بیشتر بدانید»، وبسایت آی فیلم ۲.]</ref>
=== قصر جهاننما ===
* آقکپرک ۱ (غار اسب): پناهگاهی صخرهای از دوران کوشانیان و ساسانیان با آثار فرسکو بودایی و معماری ساده. بقایای گوسفند وحشی، غزال، روباه و پرندگان نشان از معیشت شکارگری دارد.<ref>همسایه نزدیکتر از خویش (مقالاتی از دایرهٔ المعارف ایرانیکا)، 1387ش، ص173.</ref>
قصر جهاننما یکی از برجستهترین آثار تاریخی ولایت بلخ، نمونهای کمنظیر از هنر معماری و سبک زندگی اشرافی در افغانستان قرن سیزدهم خورشیدی محسوب میشود. این بنای باشکوه که توسط عالمگیر دوم برای دخترش گوهربیگم (زهره بیگم) بر فراز تپهای از کوه هندکی احداث شد، در دورههای مختلف کاربردهای متنوعی داشته و امروزه بهعنوان موزه و فضای فرهنگی مورد استفاده قرار میگیرد.
* آقکپرک ۲ (غار مار): ابزارهای بهدستآمده مربوط به عهد کهنسنگی اخیر و میانه است.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، 1398ش، ج1، ص128.</ref>
* آقکپرک ۳: پایگاهی روباز در کرانهٔ رود بلخاب، شامل دو دوره از عصر فراپارینهسنگی.<ref>رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، 1398ش، ج1، ص128.</ref>
* آقکپرک ۴: یافتهها شامل ابزارهای سنگی پیشرفته، سردیس سنگی ابتدایی، بقایای گوسفند و بز اهلی، قطعات مس چکشخورده (عصر نوسنگی)، سفال، نیش پرتابهها و جواهرات ساده است.<ref>بال، فهرست پایگاههای باستانشناسی افغانستان، 1982م، ج1، ص38.</ref><ref>دلجو، تاریخ باستانی هزارهها، 1392ش، ص77 و 78.</ref>
طراحی این مجموعه که در ۷۰ جریب زمین گسترده شده، ترکیبی هنرمندانه از فضاهای مسکونی، تفریحی و تشریفاتی را ارائه میدهد. باغهای دوگانه داخلی و خارجی با مساحتی حدود ۳۰ هکتار، مزین به چمنزارهای سرسبز، درختان میوه و ردیفهای منظم سرو، تصویری زنده از باغسازی سنتی ایرانی-اسلامی را به نمایش میگذارد. عناصر معماری شاخصی چون گنبدهای ظریف، برجهای دیدبانی، حوضهای بزرگ آب و سالنهای زیرزمینی، همگی گویای ذوق و مهارت معماران دورهٔ خود است.
=== مسجد نهگنبد ===
[[پرونده:بلخ6.jpg|جایگزین=مسجد نُهگنبد یا مسجد حاجی پیاده|بندانگشتی|مسجد نُهگنبد در ۳ کیلومتری جنوب شهر بلخ. ]]
مسجد تاریخی نهگنبد یا حج پیاده، در سه کیلومتری جنوب شهر بلخ، بنا به احتمال در فاصله سالهای ۱۰۷ تا ۱۷۹ق توسط خاندان برمکی ساخته شده است. باستانشناسان فرانسوی در کاوشهای سال ۱۳۹۵ش دریافتند که این مسجد بر روی بقایای نیایشگاه بودایی نوبهار بلخ احداث شده و حتی تکههای سفال متعلق به دورهٔ هخامنشی نیز در محوطه آن یافت شده است. این مسجد با ابعاد حدود ۲۰×۲۰ متر، دارای نه گنبد و ۱۶ ستون خشتی بود که امروزه بقایای اندکی از آن باقی مانده است. متخصصان معماری، سبک این بنا را تلفیقی از هنر ساسانی، بودایی و گندهارا میدانند. این مسجد بهدلیل مجاورت با آرامگاه قاضی یونس بن طاهر نصیری (متوفی ۴۱۱ قمری)، دانشمند برجسته عصر غزنوی، همواره مورد احترام مردم بوده است. اهالی منطقه در [[نوروز]] و مراسم مذهبی در این مکان جمع میشوند و به [[نذر]] و نیاز میپردازند. اعتقاد بر این است که زیارت این مکان ثواب [[حج]] را دارد، از همین رو به «حج پیاده» معروف شده است.
کاربریهای متغیر این قصر در طول تاریخ - از اقامتگاه سلطنتی تا مهمانخانه دولتی، خوابگاه دانشآموزی و مرکز اداری - نشاندهنده انعطافپذیری معماری آن است. امروزه این مجموعه بهعنوان موزه میزبان بیش از ۷۰ اثر تاریخی از دورههای یونان-باختری، کوشانی و اسلامی است و در مناسبتهای فرهنگی مانند [[جشن نوروز]] و مراسم هنری مورد استفاده قرار میگیرد. قصر جهاننما نه تنها بازتابی از سبک زندگی اشرافی گذشته، بلکه پیوندی زنده بین تاریخ و فرهنگ معاصر افغانستان ایجاد کرده است.<ref>[https://fa2.ifilmtv.ir/Iran/Content/56350/قصر%20جهان%20نما%20مکان%20دیدنی%20و%20گردشگری%20در%20بلخ%20%20تصاویر «قصر جهاننما» مکان دیدنی و گردشگری در بلخ + تصاویر»، وبسایت آی فیلم ۲.]</ref>
برخی دیگر از مکانهای تاریخی و باستانی بلخ در جدولهای زیر آمده است:
=== قلعه هندوان ===
==== بناهای تاریخی شاخص ====
قلعهٔ هندوان از آثار تاریخی مهم بلخ، دارای پیشینهای کهن است که به دوران پیش از اسلام بازمیگردد. بر اساس منابع تاریخی، این قلعه توسط لهراسپ، پادشاه خاندان اسپه، در حدود ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد ساخته شده است. ویرانههای این قلعه در ۳ کیلومتری شمال جاده قدیمی مزارشریف-شبرغان قرار دارد و با باغ مرکزی شهر بلخ همجوار است. این مکان تاریخی از شمال و شرق به روستای غندان، از جنوب به آرامگاه نظامالدین و چهلتن و از شمال غرب به مدرسه سلطانالعلماء و روستای بهاءالدین محدود میشود.
{| class="wikitable"
|+بناهای تاریخی بلخ
!نام بنا
!دورهٔ تاریخی
!موقعیت
!توضیحات
!منبع
|-
|بالاحصار بلخ
|پیشدادیان، کیانیان، باکتریا (۵۵۰–۳۳۰ پ.م)
|یک کیلومتری شمال باغ مرکزی بلخ
|قلعهٔ باستانی با برج و باروی عظیم (ضخامت ۳٫۵ متر، ارتفاع ۸–۱۲ متر) و خندقی به عرض ۳۰–۵۰ متر. شامل آرامگاه منسوب به شیث پیامبر و مرقد احمد زمچی پهلوان. کاوشهای فرانسوی (۱۳۰۲–۱۳۸۵ش) آثار ارزشمندی از دورههای مختلف کشف کردهاند.
|<ref>[https://af.sahartv.ir/news/web_browsing-i28911 «بالاحصار بلخ (شهر اندرون)؛ از داشتههای تاریخی افغانستان»، وبسایت تلویزیون سحر.]</ref>
|-
|منار زادیان
|دورهٔ سلجوقی
|بلخ
|منارهای با ارتفاع ۱۷۷۴ سانتیمتر و ۶۴ پله، دارای کتیبهٔ ثلث برجسته و تزیینات گچبری ظریف.
|
|-
|مزار باباروشنی
|قرن پنجم هجری (پیش از مغول)
|شمال شرقی بالاحصار
|بقعهٔ گنبددار تکاتاقه، از بناهای منحصربهفرد دورهٔ اسلامی پیش از مغول.
|<ref>G A Pugachenkova (Pougatchenkova), "Little known monuments of the Balkh area"، ج۱، ص۳۱–۳۲، in Art and archaeology research papers, London June 1978, 31-40.</ref>
|-
|مزار میر روزهدار
|دورهٔ تیموری (احتمالاً ناتمام)
|سه کیلومتری شرق بلخ
|بقعهای با اتاق مقبرهٔ هشتضلعی و طاقچههای قوسدار، احتمالاً بهدلیل ناآرامیهای سیاسی ناتمام مانده است.
|<ref>A Mukhtarov, Pozdnesrednevekovy i § Balkh، ج۱، ص۷۵–۸۳، Dushanbe 1980.</ref>
|-
|آرامگاه خواجه ابونصر پارسا
|۸۶۷ق (دورهٔ تیموری)
|مرکز شهر بلخ
|مسجد-آرامگاهی با پیشطاق بلند، دو مناره و گنبد شیاردار پوشیده از کاشیهای آبی نقرهای. نور فضای داخلی از ۱۶ منفذ مشبک در ساقهٔ گنبد تأمین میشود. یکی از برجستهترین نمونههای معماری تیموری.
|<ref>G A Pugachenkova (Pougatchenkova), "A l'tude des monuments timourides d'Afghanistan" Afghanistan، ۲۳/۳ (۱۹۷۰)، ۳۳–۳۷.</ref>
|-
|مدرسه سیدسبحانقلیخان
|اواخر قرن ۱۱ هجری (دورهٔ هشترخانیان)
|روبروی مسجد ابونصر پارسا
|تنها ورودی کاشیکاریشدهٔ ایوان آن پابرجاست و نشاندهندهٔ آخرین دورهٔ آبادانی بلخ است.
|بنای هشتضلعی با دو دیوار تو در تو و هشت راهرو، با گنبدی حکاکیشده. نماد فرهنگ جوانمردی و عدالتخواهی در خراسان بزرگ. مرمتهای دورهٔ تیموری و بازسازی گنبد میانی در ۱۳۸۵ش انجام شده است.
|<ref>[https://fa2.ifilmtv.ir/News/Content/60818/ «درباره «عیاران برج هشت ضلعی بلخ بیشتر بدانید»، وبسایت آی فیلم ۲.]</ref>
|-
|قصر جهاننما
|قرن ۱۳ خورشیدی (دورهٔ عالمگیر دوم)
|کوه هندکی، بلخ
|مجموعهٔ ۷۰ جریبی با باغهای دوگانه (۳۰ هکتار)، گنبدها، برجهای دیدبانی و حوضهای بزرگ. امروزه موزهای با ۷۰ اثر تاریخی از دورههای مختلف است.
|<ref>[https://fa2.ifilmtv.ir/Iran/Content/56350/قصر%20جهان%20نما%20مکان%20دیدنی%20و%20گردشگری%20در%20بلخ%20%20تصاویر «قصر جهاننما» مکان دیدنی و گردشگری در بلخ + تصاویر»، وبسایت آی فیلم ۲.]</ref>
|-
|قلعه هندوان
|پیش از اسلام (لهراسپ، ۱۰۰۰–۱۵۰۰ پ.م)
|۳ کیلومتری شمال جادهٔ مزارشریف-شبرغان
|قلعهای با دیوارهای خشتی (۳۸×۳۸×۹ سانتیمتر). در قرن ۲ هجری توسط ابومسلم خراسانی و در ۷۶۴ق توسط امیر حسین مرمت شد و در ۷۷۱ق به دستور تیمور ویران گردید. امروزه بهصورت چهار تپهٔ خاکی باقی مانده است.
قلعه هندوان در گذشته دروازهای بههمین نام در شهر بلخ داشت که آرامگاه ابوجعفر هندوانی در نزدیکی آن قرار گرفته است. کاوشهای باستانشناسی در ۱۳۸۶ش نشان داد که دیوارهای این قلعه از خشتهای خام به ابعاد ۳۸×۳۸×۹ سانتیمتر ساخته شده است. در این کاوشها، آثار معماری شامل اتاقهایی با تیرکشهای دایرهای، پلکانهایی با ابعاد مشخص، چاه آب و ظروف سفالی نیز کشف شد.
==== مناطق باستانی<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۶۲–۲۹۱.</ref> ====
{| class="wikitable"
این قلعه در طول تاریخ چندین بار بازسازی و تخریب شده است. در قرن دوم هجری توسط ابومسلم خراسانی و در ۷۶۴ق توسط امیر حسین مرمت شد، اما در ۷۷۱ق به دستور امیر تیمور ویران شد. در دورههای بعد نیز تغییراتی در ساختار آن ایجاد شد تا اینکه در نهایت به وضعیت کنونی درآمد. امروزه بقایای این قلعه بهصورت چهار تپهٔ خاکی درآمده که یادآور عظمت گذشتهٔ آن است.
|+مناطق باستانی بلخ
!نام محوطه
ابوجعفر هندوانی، دانشمند برجستهٔ بلخی که در قرن چهارم هجری میزیست، از شخصیتهای مرتبط با این مکان تاریخی محسوب میشود. آرامگاه وی که در نزدیکی دروازه هندوان قرار دارد، همچنان بهعنوان یکی از آثار تاریخی بلخ پابرجا است. پژوهشگران این قلعه و آثار مرتبط با آن را نشان اهمیت تاریخی و فرهنگی منطقهٔ بلخ در ادوار مختلف میدانند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۳۰۱–۳۰۲.</ref>
!دورهٔ تاریخی
!موقعیت
=== بازار سرپوشیده خلم ===
!توضیحات
بازار سرپوشیده خلم در ۶۰ کیلومتری جنوب مزارشریف، یادگار آخرین دوره حکومت تیموریان (۱۵۹۹–۱۷۸۵م) محسوب میشود. این بنای تاریخی که به همراه بالاحصار و مسجد جوار آن ساخته شده، نمونه بارزی از هنر معماری و شهرسازی دوران اشترخانیها است. طرح دایرهای متحدالمرکز با دو محور ارتباطی متقاطع، گنبد مرکزی مجلل با تزئینات دوره تیموری، دکانهای متعدد با سقفهای گنبدی و سیستم تهویه طبیعی که هوای مطبوعی در فصول مختلف ایجاد میکرد از ویژگیهای مهم این بنای تاریخی است.
|-
|سفیدپل
این بازار که در مسیر جادهٔ ابریشم واقع شده بود، نه تنها مرکز مبادلات تجاری، بلکه کانون تعاملات اجتماعی و فرهنگی منطقه محسوب میشد. طراحی هوشمندانه فضای داخلی آن که به چهار بخش مساوی تقسیم شده بود، نظم خاصی به فعالیتهای بازرگانی میبخشید. این اثر ارزشمند که زمانی از شکوه معماری و رونق اقتصادی حکایت میکرد، امروزه بهدلیل بیتوجهی و آسیبهای ناشی از جنگها، حدود ۹۰ درصد تخریب شده و تنها بخشهایی از تهداب و سنگچین آن باقی مانده است. با این حال، بقایای موجود همچنان گویای عظمت گذشتهٔ این بنا و اهمیت آن در حیات اقتصادی و اجتماعی منطقه بلخ است.<ref>[https://fa2.ifilmtv.ir/News/Content/62781/ «بازار سرپوشیده خُلم؛ یادگار آخرین دوره تیموریان در افغانستان + تصاویر»، وبسایت آی فیلم ۲.]</ref>
|پارینهسنگی (حدود ۴۰ هزار سال پیش)
|۲۰ کیلومتری جنوبغرب مزارشریف
=== خانقاه مولانا ===
|سه پناهگاه سنگی با ابزارهای سنگی، استخوانی و فلزی، نشاندهندهٔ سکونت طولانیمدت.
این بنای تاریخی که محل اقامت جلالالدین محمد بلخی (مولوی) در دوران [[کودک|کودکی]] بوده، بخشی از یک مجموعه بزرگ معماری متعلق به مکتب خاندان حسینی محسوب میشود. خانقاه کنونی که پس از تخریب بنای اصلی باقی مانده، در قرن دهم هجری قمری بازسازی شده است.<ref>گالینا، آ. پوکاچنکووا، شاهکارهای معماری آسیای میانه، ۱۳۸۷ش، ص۲۲۳.</ref>
|-
|تپه نیچکه
=== مناطق باستانشناختی ===
|۷۰۰۰–۹۰۰۰ سال پیش (عصر سنگ)
استان بلخ بهعنوان یکی از کانونهای تمدنی باستانی در افغانستان، دارای محوطههای تاریخی متعددی است که هر یک گواهی بر غنای فرهنگی و پیشینه کهن این منطقه است. از دوره پارینهسنگی تا دوران اسلامی، این سرزمین شاهد شکلگیری و توسعه تمدنهای مختلف بوده است. در ذیل تعداد از مناطق باستانی بلخ آمده است:
|شهرستان دولتآباد
# '''سفیدپل:''' محوطه باستانی متعلق به عصر پارینهسنگی با قدمت حدود ۴۰ هزار سال در ۲۰ کیلومتری جنوب غرب مزارشریف. شامل سه پناهگاه سنگی و آثار ارزشمندی از ابزارهای سنگی، استخوانی و فلزی که نشاندهنده سکونت طولانی مدت در این منطقه است.
|تیغههای کارد سنگی، محل انبار مواد غذایی شکارچیان.
# '''تپه نیچکه:''' محوطهای با قدمت ۷۰۰۰ تا ۹۰۰۰ سال در شهرستان دولتآباد. کشف تیغههای کارد سنگی نشاندهنده فعالیت شکارچیان و استفاده از محل بهعنوان انبار مواد غذایی در عصر سنگ است.
|-
# '''غار مار:''' سایت متعلق به عصر سنگ در جنوب مزارشریف با ابزارهای سنگی و سفالی مربوط به ۵۰۰۰۰ سال پیش. دارای قدیمیترین تاریخهای ثبتشده برای آثار مفرغی در منطقه (۵۴۸۷–۵۲۶۱ ق. م).
|غار مار
# '''تاجیکایلتن:''' محوطهای در دامنه البرزکوه با آثار سنگی و سفالی عصر سنگ. پتانسیل بالایی برای مطالعات باستانشناسی و گردشگری تاریخی دارد.
|عصر سنگ (۵۰۰۰۰ سال پیش)
# '''مغارههای طالکمر:''' دو غار باستانی در البرزکوه با عمق ۲۰۰ و ۱٫۵ متر. کشف ابزارهای سنگی عصر سنگ و اهمیت بهعنوان جاذبه طبیعی-تاریخی.
|جنوب مزارشریف
# '''ساحات شمال بلخ (دشتلی، فرخآباد و دولتآباد):''' مجموعهای از محوطههای متعلق به عصر سنگ تا آهن. شامل نیایشگاههای مدور، کاخهای چهارگوش و کارگاههای ذوب مفرغ که نشاندهنده توسعه شهری پیشرفته است.
|ابزارهای سنگی و سفالی، قدیمیترین تاریخ ثبتشده برای آثار مفرغی (۵۴۸۷–۵۲۶۱ ق.م).
# '''آقچپر و کملی:''' دو سایت همجوار با سفالهای متعلق به عصر مفرغ و آهن. موقعیت مرزی این محوطهها نشاندهنده ارتباطات فرهنگی گسترده در دوران باستان است.
|-
# '''کافر قلعه دولتآباد:''' مجموعهای از قلعه، دیوارهای دفاعی و آرامگاه متعلق به دورههای کوشانی و اسلامی. کشف ابزارهای نوسنگی (۸۰۰۰–۱۰۰۰۰ سال پیش) سابقه سکونت در منطقه را ثابت میکند.
|تاجیکایلتن
# '''عسکر تپه:''' محوطهای در غرب حیرتان با شواهدی از سازههای دفاعی. نیازمند کاوشهای بیشتر برای تعیین دقیق تاریخچه و اهمیت آن است.
|عصر سنگ
# '''جمشیدشهر (شهر کاووس):''' شهر هخامنشی با دیوار دفاعی ۷٫۵ کیلومتری و قدیمیترین آتشکده زرتشتی منطقه. ارتباط احتمالی با شهرهای اسطورهای «وارا» و «کاووسکرد».
|دامنهٔ البرزکوه
# '''سیاگرد:''' محوطهٔ متعلق به دورهٔ کیانیان (پیش از ۱۵۰۰ ق. م) با بقایای قلعه و خانههای خشتی. احتمالاً همان شهر سیاوشکرد مذکور در اساطیر است.
|آثار سنگی و سفالی، پتانسیل بالا برای مطالعات باستانشناسی و گردشگری تاریخی.
# '''شورتپه خلم:''' شهر باستانی ۴۰۰ جریبی با معماری دوطبقه و سیستم آبرسانی پیشرفته از طریق کاریز. نشاندهنده سطح بالای [[شهرنشینی]] در منطقه.
|-
# '''بهارآب:''' سایت متعلق به دوره پیشدادیان و کیانیان در میان باغات و زمینهای کشاورزی. موقعیت آن انجام کاوشهای باستانشناسی را دشوار کرده است.
|مغارههای طالکمر
# '''باباقره:''' شهر تاریخی در مسیر جاده ابریشم با سیستم آبرسانی از طریق لولههای سفالی. متأسفانه بسیاری از آثار آن در جنگها تخریب شده است.
|عصر سنگ
# '''شاهتپه:''' تپهای به طول ۱ کیلومتر و ارتفاع ۱۴ متر با سفالهای متعلق به دوره باختریها (۱۵۰۰–۱۰۰۰ ق. م). از مهمترین سایتهای منطقه محسوب میشود.
|البرزکوه
# '''ملآغان:''' محوطه مقدس با چشمههای طبیعی و معبد بودایی کشف شده در سال ۱۳۸۶ش. اهمیت مذهبی و تاریخی این منطقه را نشان میدهد.
|دو غار باستانی با عمق ۲۰۰ و ۱٫۵ متر، ابزارهای سنگی.
# '''دلبرجینتپه:''' شهر یونانی-باختری (۲۵۰–۱۲۸ ق. م) با کاخ شاهی ۱۵ هکتاری و معابد بودایی. نقاشیهای دیواری منحصربهفرد با سبک هندو-یونانی از ویژگیهای برجسته آن است.
|-
# '''چهلستون:''' محوطهٔ یونانی-باختری با ستونهای سنگی منقوش و تندیس گاو خوابیده. کاوشهای ۱۳۸۶ش اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ این دوره تاریخی ارائه داد.
|ساحات شمال بلخ
# '''تاجیکان:''' نیایشگاه احتمالی دورهٔ کوشانی-ساسانی با معماری گنبدی خشتی. کشف زیرستون سنگی منقوش در سال ۱۳۸۵ش اهمیت این محوطه را آشکار ساخت.
|عصر سنگ تا آهن
# '''کافرقلعه چهارکنت:''' قلعهٔ دفاعی با دو غار نوسنگی در مجاورت. کشف ظروف سفالی لعابدار در سال ۱۳۸۹ش تداوم سکونت در این محل را ثابت میکند.
|شمال بلخ
# '''آب الی (تپه بابا علیشیر):''' محوطهای با شواهد سکونت در دوره اسپهها (۱۵۰۰–۱۰۰۰ ق. م) و آرامگاه بابا علیشیر. ترکیب جاذبههای تاریخی و طبیعی آن را به سایت مهمی تبدیل کرده است.
|شامل نیایشگاههای مدور، کاخهای چهارگوش و کارگاههای ذوب مفرغ، نشاندهندهٔ توسعه شهری پیشرفته.
# '''تپه زرگران:''' محوطه دورهٔ اشکانیان و یونانی-باختری که اولین بار در سال ۱۳۰۱ش توسط باستانشناسان فرانسوی کاوش شد. نقش مهمی در مطالعه هنر گندهارا دارد.
|-
# '''سیرک قلعه حیرتان:''' قلعهٔ احتمالی دورهٔ کوشانیان (سده ۱–۲ میلادی) با کارگاه سفالگری. نشاندهنده فعالیتهای صنعتی در این دوره تاریخی است.
|آقچپر و کملی
# '''قزلآباد:''' تپهٔ تاریخی دورهٔ کوشانیان در نزدیکی فرودگاه مزارشریف. موقعیت استراتژیک آن در دوران باستان را نشان میدهد.
|عصر مفرغ و آهن
# '''بازارک:''' شهر بازرگانی دورهٔ کوشانی-ساسانی در میان کشتزارهای کنونی.
|بلخ
# '''قلعه بربر دولتآباد:''' قلعهای با معماری گنبدی و خشتیهای بزرگ (۳۹×۲۰×۱۰ سانتیمتر). احتمالاً متعلق به دوره یفتلیان (سده ۵–۶ میلادی) با نشانههایی از دوره اسلامی در بخشهای بالایی.
|سفالهای متعلق به عصر مفرغ و آهن، نشاندهندهٔ ارتباطات فرهنگی گسترده.
# '''قمسک تپه:''' مجموعهٔ سه تپه باستانی نشاندهنده سکونت پیوسته از دوره کوشانی تا اسلام (سده ۱–۶ میلادی). این قلعه نیازمند مطالعات دقیق باستانشناسی تشخیص داده شده است.
|-
# '''تپه غندان:''' محوطهای مرموز در مسیر قدیمی مزارشریف-بلخ. عدم تعیین دقیق پیشینه تاریخی، ضرورت کاوشهای بیشتر را نشان میدهد.
|کافر قلعه دولتآباد
# '''ابدالگان:''' محوطهٔ کوهستانی دورهٔ یفتلیان و [[ساسانیان]] (سده ۵–۷ میلادی). علیرغم بازدیدهای متعدد، هنوز کاوش نظاممندی در آن انجام نشده است.
|دورهٔ کوشانی و اسلامی
# '''گاز دختر پادشاه:''' محوطهٔ اسطورهای با تخت سنگی در دره شهرستان کشنده. افسانه محلی از شاهدختی که در این مکان گاز میبافته، بر جذابیت آن افزوده است.
|دولتآباد
# '''سنگچال بابوجان (نوشاد):''' محوطهٔ تاریخی کشف شده در سال ۱۳۹۶ش با دیوارهای آجری و سفالهای لعابدار دوره اسلامی. احتمالاً همان شهر تاریخی نوشاد مذکور در متون کهن است.
|قلعه، دیوارهای دفاعی و آرامگاه، ابزارهای نوسنگی (۸۰۰۰–۱۰۰۰۰ سال پیش).
# '''تپه امام صاحب:''' محوطهٔ دورهٔ غزنویان (سده ۵ قمری/۱۱ میلادی). عدم انجام کاوشهای علمی، بررسی دقیق این محوطه را محدود ساخته است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۶۲–۲۹۱.</ref>
|-
|جمشیدشهر (شهر کاووس)
== بلخ در سفرنامههای تاریخی ==
|هخامنشی
بلخ در طول تاریخ میزبان جهانگردان، دانشمندان و سیاحان بسیاری از نقاط مختلف جهان بوده است. نخستین گزارشهای ثبت شده از این شهر به سفر چانگ کین، ژنرال چینی در ۱۲۸سال پیش از میلاد بازمیگردد که در آن از بلخ بهعنوان دروازهٔ هند یاد شده است. برخی از این سفرنامهها عبارتند از:
|البرزکوه
|شهر هخامنشی با دیوار دفاعی ۷٫۵ کیلومتری و قدیمیترین آتشکدهٔ زرتشتی منطقه. ارتباط احتمالی با شهرهای اسطورهای «وارا» و «کاووسکرد».
=== هیوان تسانگ ===
|-
بلخ در سفرنامهٔ هیوان تسانگ بهعنوان مرکز مهم بودایی با هزار معبد و ۳۰۰۰راهب توصیف شده است. این زائر چینی در ۶۳۰م از شکوه معبد نواسنگهارامه گزارش داده که مجسمههای زرین بودا و آثار مقدس آن مورد احترام بوداییان بود. او وسعت بلخ را ۸۰۰ لی در شرق و غرب و ۴۰۰ لی در شمال و جنوب ذکر کرده و از استوپههای عظیم اطراف شهر سخن گفته است. توصیفات هیوان تسانگ از باغهای پرگل و محصولات کشاورزی متنوع، تصویری زنده از رونق بلخ پیش از اسلام ارائه میدهد.
|سیاگرد
|کیانیان (پیش از ۱۵۰۰ ق.م)
=== مارکوپولو ===
|بلخ
مارکوپولو در سفر خود در ۱۲۷۱م از شبرغان (شاپورگان) و بلخ دیدن کرد. او شبرغان را شهری با خربزههای مرغوب توصیف کرده که پس از خشکشدن، شیرینتر از عسل میشدند. وی در توصیف بلخ، به عظمت گذشتهٔ شهر اشاره کرده که در زمان او به دست تاتارها ویران شده بود. مارکوپولو از کاخهای مرمرین و ویرانههای باشکوه بلخ سخن گفته و به افسانه ازدواج اسکندر با دختر داریوش در این شهر اشاره کرده است.
|بقایای قلعه و خانههای خشتی، احتمالاً همان شهر سیاوشکرد اساطیری.
|-
=== ابنبطوطه ===
|شورتپه خلم
ابنبطوطه در ۱۳۲۵م از بلخ بازدید کرد و با وجود ویرانیهای ناشی از حمله چنگیزخان، هنوز آثار عظمت گذشته شهر را در مساجد و مدارس باقیمانده دید. او به نقوش و تزئینات لاجوردی بناها اشاره کرده که از معادن بدخشان استخراج میشد. ابن طوطه مسجد بزرگ بلخ را از زیباترین [[مسجد|مساجد]] جهان توصیف کرده که از نظر عظمت تنها با مسجد رباط الفتح در مغرب قابل مقایسه بود. این گزارشهای تاریخی نه تنها تصویری زنده از بلخ در ادوار مختلف ارائه میدهند، بلکه نشانگر جایگاه ویژه این شهر بهعنوان یکی از کانونهای مهم تمدنی در جاده ابریشم است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۱۴۰–۱۴۸.</ref>
|باستانی
|خلم
|شهر ۴۰۰ جریبی با معماری دوطبقه و سیستم آبرسانی کاریز، نشاندهندهٔ سطح بالای شهرنشینی.
|-
|بهارآب
|پیشدادیان و کیانیان
|بلخ
|محوطهٔ تاریخی در میان باغات و زمینهای کشاورزی، کاوش را دشوار کرده است.
|-
|باباقره
|تاریخی (جادهٔ ابریشم)
|بلخ
|شهر تاریخی با سیستم آبرسانی لولههای سفالی، بسیاری از آثار در جنگها تخریب شده است.
|-
|شاهتپه
|باختریها (۱۵۰۰–۱۰۰۰ ق.م)
|بلخ
|تپهای به طول ۱ کیلومتر و ارتفاع ۱۴ متر، از مهمترین سایتهای منطقه.
|-
|ملآغان
|دورهٔ کوشانی
|بلخ
|محوطهٔ مقدس با چشمههای طبیعی و معبد بودایی کشفشده در ۱۳۸۶ش.
|-
|دلبرجینتپه
|یونانی-باختری (۲۵۰–۱۲۸ ق.م)
|بلخ
|شهر یونانی-باختری با کاخ شاهی ۱۵ هکتاری و معابد بودایی. نقاشیهای دیواری منحصربهفرد با سبک هندو-یونانی.
|-
|چهلستون
|یونانی-باختری
|بلخ
|محوطهٔ یونانی-باختری با ستونهای سنگی منقوش و تندیس گاو خوابیده. کاوشهای ۱۳۸۶ش اطلاعات ارزشمندی ارائه داد.
|-
|تاجیکان
|کوشانی-ساسانی
|بلخ
|نیایشگاه با معماری گنبدی خشتی، کشف زیرستون سنگی منقوش در ۱۳۸۵ش.
|-
|کافرقلعه چهارکنت
|نوسنگی و دورههای بعد
|چهارکنت
|قلعهٔ دفاعی با دو غار نوسنگی و ظروف سفالی لعابدار (۱۳۸۹ش).
|-
|تپه زرگران
|اشکانیان و یونانی-باختری
|بلخ
|اولین بار در ۱۳۰۱ش توسط باستانشناسان فرانسوی کاوش شد، نقش مهمی در مطالعه هنر گندهارا دارد.
|-
|قزلآباد
|دورهٔ کوشانیان
|نزدیکی فرودگاه مزارشریف
|تپهٔ تاریخی با موقعیت استراتژیک در دوران باستان.
|-
|قلعه بربر دولتآباد
|یفتلیان (سده ۵–۶ میلادی)
|دولتآباد
|قلعه با معماری گنبدی و خشتیهای بزرگ (۳۹×۲۰×۱۰ سانتیمتر)، نشانههایی از دورهٔ اسلامی در بخشهای بالایی.
|-
|ابدالگان
|یفتلیان و ساسانیان (سده ۵–۷ میلادی)
|بلخ
|محوطهٔ کوهستانی، هنوز کاوش نظاممندی در آن انجام نشده است.
|}
== بلخ در آثار پژوهشگران ==
== بلخ در آثار پژوهشگران ==
بلخ بهعنوان یکی از کانونهای تمدنی و فرهنگی خراسان بزرگ، همواره مورد توجه پژوهشگران و محققان بوده است، بهگونهای که آثار متعددی در قالب کتاب و مقاله دربارهٔ ابعاد مختلف تاریخی، جغرافیایی، ادبی و فرهنگی این منطقه به رشته تحریر درآمده است. از جمله این آثار میتوان به «جغرافیای تاریخی بلخ» اثر پژوهشگران افغان، «تاریخ علمای بلخ» تألیف رحمانی ولوی، «جغرافیای تاریخی بلخ و جیحون و مضافات بلخ» نوشته الهامه مفتاح، «تاریخ ادبیات بلخ» و «جاذبههای گردشگری بلخ» هر دو اثر صالح محمد خلیق اشاره کرد.
بلخ به عنوان یکی از کانونهای تمدنی و فرهنگی خراسان بزرگ، همواره مورد توجه پژوهشگران بوده و آثار متعددی دربارهٔ ابعاد تاریخی، جغرافیایی، ادبی و فرهنگی آن منتشر شده است. از جمله این آثار میتوان به «جغرافیای تاریخی بلخ» (پژوهشگران افغان)، «تاریخ علمای بلخ» (رحمانی ولوی)، «جغرافیای تاریخی بلخ و جیحون و مضافات بلخ» (الهامه مفتاح)، «تاریخ ادبیات بلخ» و «جاذبههای گردشگری بلخ» (هر دو از صالح محمد خلیق) اشاره کرد. همچنین آثاری چون «بلخ در گذر زمانهها» (سلطانمحمد انصاری)، «فقهای بلخ» و «مفاخر بلخ» (محمدحنیف بلخی)، «ساحههای باستانی و بناهای تاریخی بلخ» و «والیان بلخ در نخستین سده پس از بازستانی استقلال افغانستان» (صالح محمد خلیق) و «جغرافیای تاریخی بلخ» (محمدامین زواری) بر غنای مطالعات بلخشناسی افزودهاند. در حوزه ادبیات نیز کتابهایی چون «بلخ در تاریخ و ادب پارسی» (ابوطالب میرعابدینی)، «فضائل بلخ» (عبدالله صفیالدین بلخی)، پژوهشهای آزرمیدخت مشایخ فریدنی و بوری احمدویچ احمدوف و نیز «مشایخ بلخ من الحنفیه و ما انفردوا به من المسائل الفقهیه» (محمد محروس مدرس)، هر یک بر اهمیت این شهر تاریخی در حوزههای مختلف علمی و فرهنگی تأکید دارند.<ref>[https://noorlib.ir/book/list?query=بلخ&sort=rank-desc «تاریخ علمای بلخ»، وبسایت کتابخانۀ دیجیتالی نور.]</ref>
همچنین آثاری همچون «بلخ در گذر زمانهها» اثر سلطانمحمد انصاری، «فقهای بلخ» و «مفاخر بلخ» نوشته محمدحنیف بلخی، «ساحههای باستانی و بناهای تاریخی بلخ» و «والیان بلخ در نخستین سده پس از بازستانی استقلال افغانستان» از صالح محمد خلیق و «جغرافیای تاریخی بلخ» تألیف محمدامین زواری، گواهی بر غنای مطالعات بلخشناسی است. در حوزه ادبیات نیز آثاری مانند «بلخ در تاریخ و ادب پارسی» اثر ابوطالب میرعابدینی، «فضائل بلخ» از عبدالله صفیالدین بلخی و پژوهشهای آزرمیدخت مشایخ فریدنی و بوری احمدویچ احمدوف دربارهٔ تاریخ بلخ و نیز اثر محمد محروس مدرس با عنوان «مشایخ بلخ من الحنفیه و ما انفردوا به من المسائل الفقهیه»، هر یک به سهم خود بر اهمیت این شهر تاریخی در حوزههای مختلف علمی و فرهنگی تأکید دارند.<ref>[https://noorlib.ir/book/list?query=بلخ&sort=rank-desc «تاریخ علمای بلخ»، وبسایت کتابخانۀ دیجیتالی نور.]</ref>
== بلخ در شعر و موسیقی ==
== بلخ در شعر و موسیقی ==
خط ۸۰۶:
خط ۵۴۰:
{{پایان نستعلیق}}
{{پایان نستعلیق}}
آهنگ بیا که بریم به مزار [[ملا ممدجان]] از معروفترین آثار موسیقی سنتی افغانستان است که در آن مزار شریف (زیارت سخی/شهر مزار شریف) بهعنوان پایخت بلخ، نقش محوری دارد:<ref>[https://shahrestanadab.com/Content/ID/10488/ترانه-ملاممد-جان-چگونه-ساخته-شد--یادداشتی-از-موسی-عصمتی عصمتی، «ترانه ملا ممدجان چگونه ساخته شد؟»، وبسایت شهرستان ادب.]</ref>{{آغاز نستعلیق}}
آهنگ [[ملاممدجان (ترانه)|بیا که بریم به مزار ملا ممدجان]] از معروفترین آثار موسیقی سنتی افغانستان است که در آن مزارشریف، مرکز ولایت بلخ، نقش محوری دارد:<ref>[https://shahrestanadab.com/Content/ID/10488/ترانه-ملاممد-جان-چگونه-ساخته-شد--یادداشتی-از-موسی-عصمتی عصمتی، «ترانه ملا ممدجان چگونه ساخته شد؟»، وبسایت شهرستان ادب.]</ref>{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|بیا که بریم به مزار ملا ممدجان|سیل گل لالهزار وا وا دلبر جان}}
{{ب|بیا که بریم به مزار ملا ممدجان|سیل گل لالهزار وا وا دلبر جان}}
خط ۸۱۸:
خط ۵۵۲:
{{پایان نستعلیق}}
{{پایان نستعلیق}}
== القاب و صفات بلخ ==
== مشاهیر ==
این شهر در طول تاریخ با عناوین متعددی شناخته شده است که هر کدام بیانگر جنبهای از اهمیت آن است:
وجه تسمیه نامهایی چون «نوداک» و «نوشاد» به وجود بنای افسانهای قلعه باستانی نوشاد در این شهر بازمیگردد که به دستور داوود بن عباس، حاکم بلخ، در مدت ۲۰ سال ساخته شد. برخی محققان مانند مارکوارت به تحول نام بلخ در فارسی نو اشاره کردهاند. گورگیان نیز با ارائه صورتهای «بخل بامیک» و «بخل آراوتین» به معنای «بلخ شرقی»، بر غنای تاریخی این نامگذاریها تأکید کرده است.<ref>دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۵، ج۵، ص۲۵۶.</ref>
== مشاهیر بلخ ==
بلخ بهعنوان یکی از مهمترین مراکز علمی جهان اسلام، شاهد ظهور چهرههای برجستهای بوده که هر یک سهم قابل توجهی در پیشبرد دانشهای مختلف داشتهاند. برخی از محققان شرح حال حدود ۱۷۰۰ تن از مشاهیر بلخ اعم از علما، فقها، محدثان، فلاسفه، حکما، شعرا، عرفا، قضات، حکام، وعاظ، محققان، سران لشکر و صاحبان اثر را نوشتهاند.<ref>رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ۱۳۸۶ش، ص۷۲.</ref> برخی از این مشاهیر در ذیل آمده است:
بلخ بهعنوان یکی از مهمترین مراکز علمی جهان اسلام، شاهد ظهور چهرههای برجستهای بوده که هر یک سهم قابل توجهی در پیشبرد دانشهای مختلف داشتهاند. برخی از محققان شرح حال حدود ۱۷۰۰ تن از مشاهیر بلخ اعم از علما، فقها، محدثان، فلاسفه، حکما، شعرا، عرفا، قضات، حکام، وعاظ، محققان، سران لشکر و صاحبان اثر را نوشتهاند.<ref>رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ۱۳۸۶ش، ص۷۲.</ref> برخی از این مشاهیر در ذیل آمده است:
# '''زرتشت (زردشت)''' - پیامبر و مصلح دینی باستانی ایران، بنیانگذار آیین زرتشتی و سرایندهٔ گاتها (بخشی از اوستا). او در بلخ ظهور کرد و با حمایت گشتاسپ شاه، آیین خود را گسترش داد. [[زرتشت]] بهعنوان نخستین پیامبر یکتاپرست در تاریخ شناخته میشود که بر اصول اخلاقی سهگانهٔ «پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک» تأکید داشت. آموزههای او تأثیر عمیقی بر تمدن ایرانی و ادیان بعدی گذاشت.
{| class="wikitable"
# '''پوروچیستای بلخی-''' دختر زرتشت و نماد خردورزی زنانه در ایران باستان، که در بلخ زاده شد و بهعنوان یکی از نخستین پیروان آیین [[مزدیسنا]]، نقش مؤثری در گسترش این دین داشت. او با [[ازدواج]] با جاماسپ حکیم، وزیر گشتاسپ شاه، به چهرهای تأثیرگذار در عرصههای دینی و فرهنگی تبدیل شد. پوروچیستا بهمعنای «پُربینش»، در گاتها بهعنوان زنی خردمند ستوده شده که آزادی انتخاب همسرش، نشانگر جایگاه والای زنان در تمدن ایرانی است. امروزه باغی در مزارشریف بهنام او وجود دارد و یادش بر سنگهای مرمرین تندیس فرهیختگان بلخ نقش بسته است.
!نام
# '''جاماسپ فرزانه-''' وزیر دانشمند گشتاسپ شاه و داماد زرتشت که بهعنوان نخستین فیلسوف و ستارهشناس ایرانی در بلخ شناخته میشود. کتاب «جاماسپنامه» مشتمل بر آموزههای فلسفی او است و جشن بهمنگان زرتشتیان با پوشیدن لباس سفید و تقدیم گل، به یاد او برگزار میشود. جاماسپ در متون فلسفی اسلامی، از جمله آثار [[شهابالدین یحیی سهروردی|سهروردی]]، بهعنوان نماد حکمت باستانی تجلیل شده است.
!دوره
# '''ابوزید بلخی-''' دانشمند سدههای سوم و چهارم هجری که در جغرافیا، ریاضیات و فلسفه تبحر داشت. شاگرد کندی و استاد رازی، که با سفرهای پژوهشی از هند تا عراق، گنجینهای از دانش را گردآورد. او با نگارش آثاری در هماهنگی فلسفه و شریعت، راه را برای تفکر عقلی در جهان اسلام هموار کرد. ابوزید با وجود پیشنهاد وزارت، عزلت گزید و به تألیف پرداخت تا به «جاحظ خراسان» مشهور شود.
!حوزهٔ تخصصی
# '''ابومعشر بلخی-''' منجم برجستهٔ قرن دوم هجری که از بلخ به بغداد رفت و به «استاد کل اخترشناسی» در دربار عباسیان مبدل شد. کشف کتابخانه «خزانةالحکمة» در بغداد، مسیر زندگی او را از حدیث به ستارهشناسی تغییر داد. آثار او مانند «زیج الکبیر» پایهگذار نجوم علمی در تمدن اسلامی شد و تأثیرش تا اروپای قرون وسطی گسترش یافت. ابومعشر با ترکیب دانش ایرانی، هندی و یونانی، میراثی ماندگار در پیشبینیهای نجومی برجای گذاشت.
!توضیحات
# '''شهید بلخی -''' شاعر، متکلم و فیلسوف برجستهٔ سدههای سوم و چهارم هجری که در بلخ پرورش یافت. از پیشگامان ادبیات فلسفی فارسی که مناظرات عمیقی با دانشمندانی مانند رازی داشت. همعصر رودکی بود که او را بهعنوان استاد حکمت ستود. آثارش آمیزهای از شعر و فلسفه بود و در توسعه تفکر عقلانی در خراسان بزرگ نقش مهمی ایفا کرد. ارتباط علمی نزدیکی با ابوزید بلخی داشت و در خوشنویسی نیز مهارت داشت.
|-
# '''[[رابعه بلخی]] -''' نخستین شاعر زن فارسیزبان و از پیشگامان شعر عرفانی در سدهٔ چهارم هجری. دختر کعب قزداری، حاکم بلخ، که به مهارت در شعر، نقاشی، سوارکاری و شمشیرزنی شهرت داشت. زندگی پرحادثه او با عشق نافرجام به بکتاش (غلام برادرش) و مرگش در گرمابه، توسط عطار و دیگران بهصورت افسانهای روایت شده است. اشعار خونین او بر دیوارهٔ حمام، نماد جاودانگی عشق و ادب فارسی است. آرامگاه وی در بلخ امروزه زیارتگاه است.
|[[زرتشت]] (زردشت)
# '''ابوشکور بلخی -''' شاعر و حکیم برجستهٔ سدهٔ چهارم هجری و از پیشگامان شعر حماسی فارسی. اهل بلخ که در دورهٔ سامانیان میزیست و مورد توجه نوح بن نصر سامانی بود. او را نخستین سرایندهٔ مثنوی در ادب فارسی میدانند که اثر مشهورش «آفریننامه» در بحر متقارب، الهامبخش فردوسی در سرودن شاهنامه شد. سبک شعری و محتوای حماسی آثارش، حلقهٔ واسط میان [[رودکی]] و [[فردوسی]] بهشمار میرود. از زندگی شخصی او اطلاعات کمی در دست است، اما تأثیرش بر تحول شعر فارسی انکارناپذیر است.
|ایران باستان
# '''ابوالمؤید بلخی -''' شاعر و ادیب برجستهٔ سدهٔ چهارم هجری و از پیشگامان داستانسرایی منظوم در ادب فارسی. اهل بلخ که در دورهٔ سامانیان میزیست و بهعنوان نخستین سرایندهٔ داستان یوسف و زلیخا به زبان فارسی شناخته میشود. اگرچه اثر معروف او در این زمینه باقی نمانده، اما طبق شواهد تاریخی، این منظومه به بحر متقارب سروده شده و بهطور احتمالی الهامبخش شاعران پس از او بوده است. از زندگی شخصی او اطلاعات دقیقی در دست نیست، اما جایگاهش بهعنوان یکی از پایهگذاران سنت داستانسرایی مذهبی در شعر فارسی قابل توجه است.
|پیامبر و مصلح دینی
# '''ابنسینای بلخی -''' پزشک، فیلسوف و دانشمند برجستهٔ سدهٔ چهارم هجری که به «شیخالرئیس» و «پورسینا» شهرت یافت. زادگاه پدری او بلخ بود و در بخارا پرورش یافت. از نوابغ جهان اسلام که در فلسفه، پزشکی، ریاضیات و علوم طبیعی تبحر داشت. آثار ماندگار او مانند «قانون در طب» و «شفا» برای قرنها در دانشگاههای شرق و غرب تدریس میشد. بهعنوان پیرو فلسفهٔ ارسطو و مکتب مشائیون، تأثیر عمیقی بر فلسفهٔ اسلامی و حتی فلسفهٔ مسیحی قرون وسطی گذاشت. زندگی پرفرازونشیب او میان دربار سامانیان، آل بویه و کاکویه سپری شد و سرانجام در همدان به خاک سپرده شد. از او حدود ۲۵۰ اثر در زمینههای مختلف علمی به جای مانده است.
|بنیانگذار آیین زرتشتی و سرایندهٔ گاتها. در بلخ ظهور کرد و با حمایت گشتاسپ شاه، آیین خود را گسترش داد. بر اصول «پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک» تأکید داشت.
# '''[[ناصر خسرو|ناصر خسرو بلخی]] -''' شاعر، فیلسوف و جهانگرد نامدار سدهٔ پنجم هجری و از مبلغان مذهب اسماعیلی. زادهٔ قبادیان بلخ در خانوادهای ادیب و دولتمرد که در جوانی به مناصب دیوانی غزنویان و [[سلجوقیان]] رسید. پس از تحول روحی و سفر ۷ ساله به سرزمینهای اسلامی، به مذهب اسماعیلی گروید و بهعنوان «حجت خراسان» منصوب شد. آثار او مانند «سفرنامه» (قدیمیترین سفرنامهٔ فارسی) و «دیوان اشعار» آمیختهای از حکمت، عرفان و انتقادهای اجتماعی است. سبک شعر وی استوار و پرمحتوا، با درونمایههای فلسفی و دینی بود که او را بهعنوان یکی از پایهگذاران ادبیات تعلیمی فارسی مطرح کرد. پس از مخالفتهای محافل سنتی، به یمگان بدخشان تبعید شد و بقیه عمر را به تدریس و تألیف گذراند.
|-
# '''انوری بلخی-''' شاعر، فیلسوف و دانشمند برجستهٔ سدهٔ ششم هجری و از بزرگترین قصیدهسرایان ادب فارسی. زادهٔ روستای بازنهٔ ابیورد که بیشتر عمر خود را در بلخ گذراند. از نوادر روزگار که هم در علوم عقلی مانند نجوم، ریاضیات و فلسفه تبحر داشت و هم در شعر و ادب استادی بیهمتا بود. در دربار سلطان سنجر سلجوقی به مقام بلندی رسید و به «حجتالحق» ملقب شد. دیوان اشعار او با حدود پانزده هزار بیت، مشتمل بر قصاید فاخر و قطعات طنزآمیز است. از آثار علمی او میتوان به «البشارات فی شرح الاشارات» (شرحی بر کتاب [[ابنسینا|ابن سینا]]) اشاره کرد. انوری به خوشنویسی نیز شهرت داشت و نسخهای از دیوان قطران تبرزی به خط او باقی مانده است. آرامگاه این حکیم شاعر در گورستان نوبهار بلخ واقع است.
|پوروچیستا
# '''رشیدالدین وطواط بلخی -''' ادیب، شاعر و زبانشناس برجستهٔ سدهٔ ششم هجری که بهعنوان منشی و وزیر خوارزمشاهیان خدمت کرد. زادهٔ بلخ که بهدلیل جثهٔ کوچکش به «وطواط» (خفاش) ملقب شد. از پیشگامان نثر فنی فارسی و صاحب آثار ارزشمندی چون «حدائق السحر فی دقائق الشعر» (در علم بدیع) و «دیوان» اشعار است. وطواط به هر دو [[زبان فارسی]] و [[زبان عربی|عربی]] تسلط کامل داشت و در دربار آتسز خوارزمشاهی به مقام وزارت رسید. از ویژگیهای آثارش میتوان به مهارت در صنایع لفظی و معنوی، دقت در انتخاب الفاظ و عمق محتوای ادبی اشاره کرد. او همچنین در فلسفه و منطق تبحر داشت و با دانشمندان بزرگی چون زمخشری مناظرات علمی انجام داد. در پایان عمر، کتابخانهای با هزار جلد کتاب تصحیحشده از خود به یادگار گذاشت.
|ایران باستان
# '''[[مولانا]] جلالالدین محمد بلخی-''' عارف، شاعر و اندیشمند برجستهٔ سدهٔ هفتم هجری که به «[[مولوی]]» و «رومی» نیز شهرت دارد. زادهٔ بلخ که در پی هجوم مغولان به همراه خانواده به قونیه [[مهاجرت]] کرد. بنیانگذار طریقت مولویه و خالق شاهکارهای بیهمتایی چون «مثنوی معنوی» (معروف به قرآن فارسی) و «دیوان شمس». آموزههای عرفانی او که آمیزهای از محبت، سماع و عشق الهی است، مرزهای جغرافیایی و فرهنگی را درنوردیده و او را به نماد گفتگوی ادیان و فرهنگها تبدیل کرده است. ملاقات با [[شمس تبریزی]] نقطه عطفی در زندگی او بود که تحولی عمیق در اندیشهاش ایجاد کرد. آرامگاهش در قونیه بهعنوان «کعبه عاشقان» شناخته میشود و آثارش به بسیاری از زبانهای زنده دنیا ترجمه شده است.
|چهرهٔ دینی و فرهنگی
# '''ابنخلکان برمکی -''' مورخ، قاضی و ادیب برجستهٔ سدهٔ هفتم هجری و از نوادگان خاندان مشهور برمکیان بلخ. زادهٔ اربیل در خانوادهای اهل علم که به مقام قاضی القضاتی دمشق رسید. مؤلف کتاب ارزشمند «وفیات الاعیان» که از مهمترین منابع تراجمنگاری در تمدن اسلامی محسوب میشود. این اثر شامل شرح حال ۸۴۶ تن از شخصیتهای برجستهٔ جهان اسلام است. ابنخلکان به هر دو زبان عربی و فارسی تسلط داشت و در فقه شافعی، تاریخ و ادبیات عرب تبحر ویژه ای کسب کرده بود. از ویژگیهای کار او دقت در نقل روایات تاریخی و ذکر دقیق تاریخ ولادت و وفات شخصیتها است. آرامگاه این دانشمند بزرگ در دامنهٔ کوه قاسیون دمشق قرار دارد.
|دختر زرتشت و همسر جاماسپ حکیم. نماد خردورزی زنانه در ایران باستان که در گسترش آیین مزدیسنا نقش داشت.
# '''امیر خسرو بلخی -''' شاعر، موسیقیدان و ادیب برجستهٔ سدهٔ هفتم و هشتم هجری که به «طوطی هند» و «سعدی هند» شهرت یافت. زادهٔ پتیالی هند از خاندان برمکیان بلخ که در دربار سلاطین دهلی به مقام ملکالشعرایی رسید. از نوابغ ادبیات فارسی که آثارش پلی میان فرهنگ فارسی و هندی ایجاد کرد. خالق «خمسه» (متشکل از پنج مثنوی) و آثار ارزشمندی چون «دولرانی و خضرخان»، «نُه سپهر» و «اعجاز خسروی». از پیشگامان توسعهٔ موسیقی اصیل هندو-ایرانی و بنیانگذار سبک «قووالی» در موسیقی عرفانی. شاگرد و مرید خواجه نظامالدین اولیا بود و در غزلسرایی از استادان مسلم بهشمار میرود. آرامگاهش در دهلی نزدیک مزار استادش، بهعنوان یکی از مهمترین زیارتگاههای فرهنگی هندوستان شناخته میشود.
|-
# '''میرخواند بلخی -''' مورخ برجستهٔ سدهٔ نهم هجری و مؤلف اثر عظیم «روضةالصفا» در هفت جلد. زادهٔ بلخ که پس از تحصیل علوم به دربار سلطان حسین بایقرا تیموری راه یافت. تاریخ جامع او که به سفارش [[امیر علیشیر نوایی|امیرعلیشیر نوای]]<nowiki/> تألیف شد، از آفرینش جهان تا دوران تیموریان را دربرمیگیرد. سبک نگارش او آمیزهای از نثر فنی و ساده است که با دقت در نقل روایات تاریخی همراه شده است. نوادهاش خواندمیر کار ناتمام او را تکمیل کرد. این اثر بهعنوان یکی از مهمترین منابع تاریخ [[ایران]] و [[اسلام]] شناخته میشود که بعدها اساس کار بسیاری از تاریخنگاران قرار گرفت. آرامگاهش در گورستان سلطان احمد خضرویه بلخ واقع است.
|جاماسپ
# '''محمدشاه واصف باختری''' - شاعر، پژوهشگر و مترجم برجستهٔ معاصر افغانستان و از پیشگامان شعر نو در ادبیات فارسی دری. زادهٔ مزارشریف که تحصیلات عالی خود را در دانشگاه کلمبیای نیویورک تکمیل کرد. از بنیانگذاران کانون دوستداران مولانا و از چهرههای مؤثر در تحول ادبیات معاصر افغانستان. اشعار او که آمیزهای از فرمهای کلاسیک و مدرن است، اغلب مضامین اجتماعی و سیاسی را با زبان پویا و تصاویر بدیع دربرمیگیرد. از آثار مهم او میتوان به آفتاب نمیمیرد، از میعاد تا هرگز و ترجمههای ارزشمندش از ادبیات جهان اشاره کرد. واصف باختری با تلفیق سنت و نوآوری، نقش مهمی در توسعهٔ شعر مقاومت افغانستان ایفا کرده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۴۰۷–۴۸۷.</ref>
|ایران باستان
# '''[[عبدالعلی مزاری]]–''' رهبر انقلابی و مصلح اجتماعی افغانستان، بنیانگذار جنبش عدالتخواهی هزارهها و معمار وحدت [[شیعیان]]. او در بلخ زاده شد و با الهام از مکتب [[اهلبیت]] و اندیشههای انقلابی معاصر، مبارزه برای ایجاد حکومتی مبتنی بر مشارکت همه اقوام افغانستان را آغاز کرد. مزاری بهعنوان پیشگام مبارز و مقاومت شیعیان علیه استبداد قومی شناخته میشود که بر اصل «عدالت اجتماعی، وحدت ملی و مقاومت در برابر ظلم» تأکید داشت. آرمانهای او بنیاد جنبشهای سیاسی و عدالتخواهانهٔ معاصر افغانستان را شکل داد و به رسمیتشناسی حقوق شیعیان انجامید.<ref>[https://www.andisha.af/fa/martyrMazari/191/نگاهی-به-مبانی-اصولی-شهید-مزاری احمدی، «نگاهی به مبانی اصولی شهید مزاری»، وبسایت بنیاد اندیشه.]</ref>
|فیلسوف، ستارهشناس
|وزیر دانشمند گشتاسپ شاه و داماد زرتشت. نویسندهٔ «جاماسپنامه» و نماد حکمت باستانی در متون فلسفی اسلامی.
|-
|ابوزید بلخی
|سدههای ۳ و ۴ هجری
|جغرافیدان، ریاضیدان، فیلسوف
|شاگرد کندی و استاد رازی. از پیشگامان هماهنگی فلسفه و شریعت. به «جاحظ خراسان» مشهور بود.
|-
|ابومعشر بلخی
|سدهٔ ۲ هجری
|منجم (اخترشناس)
|«استاد کل اخترشناسی» در دربار عباسیان. نویسندهٔ «زیج الکبیر» که پایهگذار نجوم علمی در تمدن اسلامی شد.
|-
|شهید بلخی
|سدههای ۳ و ۴ هجری
|شاعر، متکلم، فیلسوف
|پیشگام ادبیات فلسفی فارسی. همعصر رودکی و استاد حکمت. مناظرات علمی با رازی داشت.
|-
|[[رابعه بلخی]]
|سدهٔ ۴ هجری
|شاعر
|نخستین شاعر زن فارسیزبان و از پیشگامان شعر عرفانی. دختر کعب قزداری، حاکم بلخ. آرامگاهش در بلخ زیارتگاه است.
|-
|ابوشکور بلخی
|سدهٔ ۴ هجری
|شاعر حماسی
|نخستین سرایندهٔ مثنوی در ادب فارسی. اثر مشهورش «آفریننامه» الهامبخش فردوسی در شاهنامه بود.
|-
|ابوالمؤید بلخی
|سدهٔ ۴ هجری
|شاعر و ادیب
|پیشگام داستانسرایی منظوم. نخستین سرایندهٔ داستان یوسف و زلیخا به زبان فارسی.
|-
|[[ابوعلی سینا]]
|سدهٔ ۴ هجری
|پزشک، فیلسوف، دانشمند
|«شیخالرئیس» و «پورسینا». نویسندهٔ «قانون در طب» و «شفا». از نوابغ جهان اسلام با حدود ۲۵۰ اثر علمی.
|-
|[[ناصر خسرو]]
|سدهٔ ۵ هجری
|شاعر، فیلسوف، جهانگرد
|مبلغ مذهب اسماعیلی و «حجت خراسان». نویسندهٔ قدیمیترین سفرنامهٔ فارسی و از پایهگذاران ادبیات تعلیمی.
|-
|انوری بلخی
|سدهٔ ۶ هجری
|شاعر، فیلسوف، منجم
|از بزرگترین قصیدهسرایان ادب فارسی. در دربار سلطان سنجر سلجوقی به «حجتالحق» ملقب شد. آرامگاهش در نوبهار بلخ است.
|-
|رشیدالدین وطواط بلخی
|سدهٔ ۶ هجری
|ادیب، شاعر، زبانشناس
|منشی و وزیر خوارزمشاهیان. از پیشگامان نثر فنی فارسی و نویسندهٔ «حدائق السحر فی دقائق الشعر».
|-
|مولانا جلالالدین محمد بلخی
|سدهٔ ۷ هجری
|عارف، شاعر، اندیشمند
|بنیانگذار طریقت مولویه. خالق «مثنوی معنوی» و «دیوان شمس». نماد گفتگوی ادیان و فرهنگها. آرامگاهش در قونیه «کعبه عاشقان» است.
|-
|ابنخلکان برمکی
|سدهٔ ۷ هجری
|مورخ، قاضی، ادیب
|از نوادگان خاندان برمکیان بلخ. مؤلف «وفیات الاعیان» (شرح حال ۸۴۶ شخصیت برجستهٔ جهان اسلام).
|-
|امیر خسرو بلخی
|سدههای ۷ و ۸ هجری
|شاعر، موسیقیدان، ادیب
|«طوطی هند» و «سعدی هند». خالق «خمسه» و بنیانگذار سبک قووالی. آرامگاهش در دهلی زیارتگاه فرهنگی است.
|-
|میرخواند بلخی
|سدهٔ ۹ هجری
|مورخ
|مؤلف اثر عظیم «روضةالصفا» در هفت جلد. تاریخ جامعی از آفرینش تا دوران تیموریان. آرامگاهش در گورستان سلطان احمد خضرویه بلخ است.
|-
|محمدشاه واصف باختری
|معاصر
|شاعر، پژوهشگر، مترجم
|پیشگام شعر نو در افغانستان. از بنیانگذاران کانون دوستداران مولانا. آثارش آمیزهای از سنت و نوآوری.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۴۰۷–۴۸۷.</ref>
|-
|[[عبدالعلی مزاری]]
|معاصر
|رهبر انقلابی، مصلح اجتماعی
|بنیانگذار جنبش عدالتخواهی هزارهها و معمار وحدت شیعیان. بر «عدالت اجتماعی، وحدت ملی و مقاومت در برابر ظلم» تأکید داشت.<ref>[https://www.andisha.af/fa/martyrMazari/191/نگاهی-به-مبانی-اصولی-شهید-مزاری احمدی، «نگاهی به مبانی اصولی شهید مزاری»، وبسایت بنیاد اندیشه.]</ref>
بلخ، کهنشهر تمدنساز خراسان بزرگ در شمال افغانستان.
بلخ، یکی از کهنترین و تأثیرگذارترین شهرهای خراسان بزرگ، تمدنی چند هزارساله دارد که از دوران پیشدادیان و هخامنشیان تا عصر اسلامی تداوم یافته است. این شهر که در متون کهن از اوستا تا ادبیات فارسی با صفاتی چون «بلخ درخشان» ستوده شده، بهعنوان چهارراه تمدنهای شرق و غرب و واقع شدن در مسیر جاده ابریشم، نقش بیبدیلی در مبادلات تجاری و تعاملات فرهنگی ایفا کرده است. بلخ مهد پرورش اندیشمندان و ادیبان بزرگی چون مولانا، ابنسینا و رابعه بلخی بوده و با دارابودن مراکز علمی و مدارس اسلامی، به عنوان یکی از کانونهای مهم تولید و نشر فرهنگ در جهان اسلام شناخته میشود. معماری شکوهمند، از مسجد نهگنبد تا زیارت سخی، موسیقی سنتی با سازهای منحصربهفردی چون دوتار و رباب، و آیینهای کهنی چون میلهٔ گل سرخ، گواه غنای فرهنگی این منطقه است. امروزه بلخ با مرکزیت شهر مزار شریف که آرامگاه منسوب به امام علی را در خود جای داده، همچنان بهعنوان نماد تلفیق اصالت فرهنگی و زندگی مدرن، پویایی خود را حفظ کرده و مقصدی مهم برای زائران، گردشگران و پژوهشگران جهان بهشمار میرود.
نامگذاری
بلخ در طول تاریخ با نامهای گوناگونی شناخته شده است. در کتیبهٔ بیستون از آن با نام «باختریش»، در اوستا «باخذی»، در منابع یونانی «باکترا» و «باکتریا»، در ایلامی «بائیک تور ریایش»، در اکدی «باآحْتَر» و در فارسی باستان «باختری» یاد شده است.[۱] در اترویدا، یکی از کتابهای چهارگانهٔ وداها و نیز در منابع سانسکریت، از بلخ با نام «بلهیکا» یاد شده است.[۲]
شاعرانی چون فردوسی، اسدی توسی و فرخی سیستانی از بلخ با وصف «بامی» (درخشان) یاد کردهاند. در زبان پهلوی، این سرزمین «بامیلنه» یا «بلخ درخشان» نامیده شده و در اوستا، چهارمین قطعهٔ زمین زیبا توصیف گردیده و با عبارت «اردو و درفشام» (پرچمهای بلند) به مرکزیت بخدی اشاره شده که نشاندهندهٔ جایگاه آن بهعنوان پایتخت پادشاهان پیشدادی و کیانی است.[۳]
بر پایهٔ پژوهشهای زبانشناختی، صورت اصلی واژه بلخ، «باخدَری» (برگرفته از نام رودخانهای در منطقه) بوده است. در پهلوی بهصورت «بُخْتْرا» و «بَهْل»، در ارمنی «بهل بامیک» و در فارسی میانه «بَخْل» (تحولیافتهٔ «باخذی» اوستایی) ثبت شده است.[۴]
این شهر در دورههای مختلف با عناوین متعددی شناخته شده است:
نامهایی چون «نوداک» و «نوشاد» به قلعهٔ باستانی نوشاد بازمیگردد که به دستور داوود بن عباس، حاکم بلخ، در مدت ۲۰ سال ساخته شد. برخی محققان به تحول این نام در فارسی نو اشاره کرده و بعضی دیگر با صورتهای «بخل بامیک» و «بخل آراوتین» (بلخ شرقی)، بر غنای تاریخی این نامگذاریها تأکید کرده است.[۶]
تاریخچه
بلخ از دوران پیشدادیان تا عصر اسلامی، فراز و فرودهای بسیاری را پشت سر گذاشته، اما همواره چهارراه تمدنهای شرق و غرب بوده است. آریاییها از پنج هزار سال پیشاز میلاد در بلخ سکونت داشتند و دژها و روستاهای متعددی بنا نهادند.[۷] در اوستا، نخستین سلسلهٔ پادشاهان آریایی در بلخ با ویژگیهای ایزدی توصیف شده و جمشید بهعنوان بنیانگذار شهر بلخ در نوروز ۳۵۸۹ پیش از میلاد معرفی شده است. در دوران کیانیان، آیین مهر رواج داشت و معبد باشکوه آناهیتا در بلخ شهرت یافت. پساز آن، امپراتوری اسپهها قدرت یافتند و گشتاسپ، معاصر زرتشت، به پادشاهی رسید.[۸]
در دورهٔ هخامنشیان، کوروش در ۵۴۴ پیش از میلاد بلخ را فتح کرد و داریوش در کتیبهٔ بیستون از آن بهعنوان یکی از ایالات تحت فرمان خود یاد کرده است.[۹]اسکندر با تأسیس هشت شهر جدید، یونانیان را در بلخ سکونت داد و با ازدواج با رخشانه، پیوند فرهنگی شرق و غرب را شکل داد. در دورهٔ سلوکیان، آیین بودایی با فرهنگ هلنیستی درآمیخت و هنر یونانی-بودایی پدید آمد. دورهٔ یونانی-باختری (۲۳۰–۱۲۵ پیش از میلاد) اوج شکوفایی شهری و فرهنگی بلخ بود. اشکانیان نیز که از مردم بلخ بودند، این شهر را به مرکز سیاسی-فرهنگی مهمی تبدیل کردند.[۱۰]
امپراتوری کوشانیان در ۱۲۸ پیشاز میلاد در بلخ تأسیس شد و آن را به مرکز یکی از بزرگترین امپراتوریهای باستان تبدیل کردند. در این دوره، زبان باختری بهعنوان زبان رسمی تثبیت شد و معبد نوبهار بلخ به مرکز برگزاری جشنهای نوروزی شهرت یافت.[۱۱] در سدهٔ سوم میلادی، بلخ تحت حاکمیت ساسانیان و سپس به مرکز قدرت یفتلیان تبدیل شد و تا نیمهٔ سدهٔ ششم دوام آورد.[۱۲]
دوران اسلامی
بلخ از دورهٔ امویان و عباسیان، کانون تمدن اسلامی در خراسان بزرگ بود. خاندان برمکی با ریشهٔ بلخی، پلی میان سنتهای ایرانی و فرهنگ اسلامی ایجاد کردند.[۱۳] بلخ در عصر طاهریان دارای ۱۲۴۸ مسجد، ۴۰۰ مدرسه، ۵۰۰ گرمابه و ۹۰۰ دبیرستان بود.[۱۴] در دورهٔ سامانیان، فارسی دری بهعنوان زبان رسمی تثبیت شد.[۱۵] در عصر سلجوقیان، نظامیه بلخ تأسیس شد که دانشمندان بسیاری را جذب کرد.[۱۶] یورش مغولها در ۱۲۲۱م ضربهای مهلک بر پیکر این شهر وارد آورد،[۱۷] اما در دورهٔ تیموریان، بلخ دوباره رونق نسبی یافت و بناهایی چون مدرسهٔ شاهرخیه و مسجد جامع خواجه ابونصر پارسا ساخته شد. در سدهٔ ۱۶ میلادی، بلخ شاهد کشمکشهای شیبانیان، تیموریان و صفویان بود و بیشتر بهعنوان مرکزی نظامی-سیاسی شناخته میشد تا کانون فرهنگی و علمی. در دورهٔ ابدالیان و محمدزاییها، بلخ جایگاه نظامی و اداری خود را حفظ کرد و مرکزیت آن به مزار شریف منتقل شد.[۱۸]
دوران معاصر
در عصر امانالله، نخستین نهادهای آموزشی مدرن در بلخ تأسیس شد. دورهٔ ظاهرشاه با طرحهای توسعهٔ شهری همراه بود. پس از روی کار آمدن حکومت کمونیستها در ۱۹۷۸م، بلخ صحنهٔ درگیریهای شدید شد. دورهٔ طالبان (۱۹۹۸–۲۰۰۱) با محدودیتهای فرهنگی همراه بود. پس از ۲۰۰۱م، بلخ وارد مرحلهٔ جدیدی از بازسازی و توسعه شد و مزارشریف بهعنوان مرکز استان، چهرهٔ تازهای یافت. حرم منسوب به امام علی مرمت و بناهای تاریخی چون مسجد نهگنبد و آرامگاه رابعه بلخی بازسازی شدند.[۱۹]
اهمیت تاریخی
بلخ بهدلیل موقعیت استراتژیک در جادهٔ ابریشم، رونق اقتصادی، کشاورزی پربار و تنوع فرهنگی، جایگاهی بیبدیل در تاریخ تمدنهای شرقی دارد. این شهر با ۱۲ دروازه، نماد ارتباطات گسترده با جهان پیرامون بود.[۲۰][۲۱] بلخ در متون کهن زرتشتی بهعنوان «چهارمین کشور» ستوده شده و پس از اسلام، به کانون گسترش اسلام در شرق تبدیل شد.[۲۲]
بنیانگذار بلخ
دربارهٔ بنیانگذار بلخ اختلاف نظر وجود دارد: برخی آن را به قابیل بن آدم، برخی به کیومرث، برخی به کیقباد و برخی به اسکندر مقدونی نسبت دادهاند. این اختلافات نشاندهندهٔ اهمیت نمادین بلخ بهعنوان یکی از کانونهای تمدنی باستانی است.[۲۳]
بلخ در سفرنامههای تاریخی
بلخ میزبان جهانگردان بسیاری بوده است. چانگ کین، ژنرال چینی، در ۱۲۸ پیشاز میلاد از بلخ بهعنوان دروازهٔ هند یاد کرده است. هیوان تسانگ در ۶۳۰م از شکوه معابد بودایی و باغهای پرگل بلخ گزارش داده است. مارکوپولو در ۱۲۷۱م از کاخهای مرمرین و ویرانههای باشکوه آن سخن گفته و ابنبطوطه در ۱۳۲۵م مسجد بزرگ بلخ را از زیباترین مساجد جهان توصیف کرده است. این سفرنامهها تصویری زنده از جایگاه ویژهٔ بلخ بهعنوان یکی از کانونهای مهم تمدنی در جادهٔ ابریشم ارائه میدهند.[۲۴]
دین
دینداری مردمان بلخ در سه مرحلهٔ زرتشتی، بودایی و اسلامی تجلی یافته است. بلخ، خاستگاه زرتشت و پایتخت پادشاهان حامی او مانند گشتاسپ بوده است. این شهر با آتشکدههای بزرگ و پیوند با اسطورههای اوستایی، جایگاهی بیبدیل در این آیین دارد. بازتاب این سنت را در شاهنامهٔ فردوسی نیز میتوان دید.[۲۵] سپس این سرزمین بهمدت هفت قرن، یکی از کانونهای اصلی بودیسم در منطقه بود. وجود نوبهارها و حدود یکصد معبد فعال با کارکرد عبادی و علمی-فرهنگی، گواه این اهمیت است. بودیسم در نخستین قرن میلادی از هند وارد بلخ شد و تا کرانههای جیحون گسترش یافت.[۲۶]
پذیرش اسلام در بلخ فرایندی پیچیده و تدریجی بود. بوداییان تا پایان قرن نخست هجری مقاومت کردند، اما حاکمان مسلمان با رویکردی اصلاحی، کارکرد مکانهای مقدس پیشین را بهتدریج تغییر دادند و بخشی از نوبهار را به مسجد تبدیل کردند.[۲۷] پس از استقرار اسلام، بلخ نقش تاریخی خود را بهعنوان کانونی معنوی در قالبی جدید بازیافت. بلخ با لقبهای دارالفقه و دارالاجتهاد، از مهمترین مراکز تولید علم شد و عالمانی چون ابوسهل بلخی[۲۸] و ابوالقاسم بلخی[۲۹] را پرورش داد.[۳۰] مکاتب کلامی ماتریدیه، مرجئه و کرامیه در این منطقه زاده شدند که نشان از ظرفیت بلخ در تولید جریانهای فکری بومی دارد.[۳۱] عالمان بلخی نیز سنتهای آموزشی و معنوی پیشین را با نهادهای اسلامی تلفیق کردند و عناصری از خرد و پاکی در ادیان پیشین را در قالب جدید اسلامی تداوم بخشیدند.[۳۲]
دینداری در بلخ با دانش و عقلانیت همراه بود[۳۳] و این ویژگی، بلخ را به الگوی تمدن دینی تبدیل کرد که در آن دین، نیروی محرکه و شکلدهندهٔ نهادهای اجتماعی، آموزشی و هویت جمعی در طول تاریخ بوده است.[۳۴]
مینیاتوری ابراهیم ادهم مبدع مکتب عرفانی بلخ
مکتب عرفانی
بلخ با لقب «امالبلاد» خراسان بزرگ، بستری مناسب برای رشد جریانهای عرفانی بود. ابراهیم بن ادهم بلخی (متوفی ۱۶۱ یا ۱۶۲ق) با تحول از الگوی اشرافی به سبکی زاهدانه و تأکید بر کار و کسب روزی حلال، الگویی نوین در سلوک عرفانی پدیدآورد.[۳۵] ویژگیهای این مکتب عبارت بود از:
این مکتب از طریق شاگردان ابراهیم ادهم در سراسر جهان اسلام گسترش یافت و پایههای فکری بسیاری از سلسلههای صوفیه را تشکیل داد.[۳۷]
گسترش تشیع
بلخ در سدههای نخستین هجری، سهم قابلتوجهی در گسترش و انتقال معارف شیعی داشت. بیش از ۱۰۰ محدث شیعه بین قرن دوم تا پنجم هجری در این منطقه فعالیت داشتند و دستکم ۲۵ اثر روایی مهم تألیف کردند که برخی در کتب اربعه مورد استناد قرار گرفته است.[۳۸]شیخ صدوق با سفر به بلخ و اقامت در روستای ایلاق، نقش بسزایی در نهادینهسازی سبک زندگی شیعی ایفا کرد و کتاب «من لا یحضره الفقیه» را به درخواست علمای بلخ تألیف نمود.[۳۹]
مکتب فلسفی
بلخ با پیشینهای غنی در حکمت، بستر ظهور اندیشمندان بزرگی چون ابونصر فارابی و ابوعلی سینا بود. فارابی با تلفیق سنت ارسطویی و افلاطونی، نظام فلسفی مبتنی بر عقلانیت و برهان بنیان نهاد و کتاب «آراء اهل المدینه الفاضله» را نگاشت. ابنسینا با تکمیل پروژهٔ فکری فارابی، فلسفه اسلامی را به اوج رساند و کتاب «شفا» را بهعنوان دایرةالمعارفی از علوم عقلی تألیف کرد. مکتب فلسفی بلخ با ویژگیهایی چون عقلگرایی، پیوند فلسفه با علوم طبیعی و توجه به مسائل اجتماعی، گفتمان فلسفی جدیدی در تمدن اسلامی ایجاد کرد.[۴۰]
موقعیت و آبوهوا
سرزمین باستانی باخْتْر، بخشهای گستردهای از شمال خاوری ایران باستان را در بر میگرفت. باخْتْر از شمال با سرزمین سُغد و آمودریا و از شرق با چین و از جنوب با هند و رشتهکوه هندوکش، مرز مشترک داشت و پایتخت آن که امروزه بلخ نامیده میشود ولایتی در شمال افغانستان امروزی است. ولایت بلخ در افغانستان با مساحتی حدود ۱۶٬۱۸۶ کیلومتر مربع، از شمال با تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان (از طریق رود آمو) و در داخل افغانستان با ولایتهای سمنگان، سرپل، کندز، بغلان و جوزجان همسایه است.[۴۱] قلمرو تاریخی بلخ بسیار وسیعتر بوده و از فاریاب تا بدخشان و از رود آمو تا بامیان را در بر میگرفته است.[۴۲] آبوهوای بلخ تابستانهایی گرم (تا ۴۳ درجه)، زمستانهایی بسیار سرد (تا ۱۰- درجه) و بهاری مرطوب و بارانی دارد.[۴۳]
کوهها و تنگهها
البرزکوه در ۴۰ کیلومتری جنوبغرب مزارشریف، در باورهای باستانی ایرانی جایگاهی مقدس دارد. در مزدیسنا، این کوه جایگاه ایزدان، سرچشمهٔ رودهای بزرگ و رویشگاه گیاه هوم است. رود بلخاب از تنگهٔ آن میگذرد و چشمهٔ شفا و محوطهٔ باستانی جمشیدشهر در این منطقه قرار دارند.[۴۴] شاعران بلخ، البرزکوه را نماد مقاومت و هویت فرهنگی منطقه دانستهاند.[۴۵]
دشت شادیان در ولسوالی مارمل بلخ
کوه مارمل با درهای در جنوب مزارشریف، نقشی حیاتی در زندگی روزمره و خاطرهٔ جمعی مردم بلخ دارد. رودخانهٔ آن دشتهای شمالی را سیراب میکند و در تابستان بهعنوان مکانی تفریحی مورد توجه گردشگران است. سنگرهای باقیمانده از دوران مقاومت ضد شوروی، بر اهمیت تاریخی آن افزوده است.[۴۶]
دشت و تنگهٔ شادیان در ۱۷ کیلومتری جنوب مزارشریف، یکی از جاذبههای گردشگری بلخ است. روستای تاریخی شادیان با بقایای آثار باستانی از دورههای زردشتی و بودایی در این منطقه قرار دارد.[۴۷] تنگهٔ شادیان مسیر ارتباطی حیاتی میان مزارشریف و ولسوالی چهارکنت بوده و قدمت آن به حدود ۱۰۰۰ سال (دورهٔ سامانیان) میرسد.[۴۸] دشت شادیان (ارژن/ارزنه) در بهار با شقایقهای سرخ و گلهای زرد پوشیده میشود و در نوروز و سیزدهبدر، میزبان خانوادههای بسیاری است. شاعران معاصر بلخ در اشعار خود از زیباییهای آن الهام گرفتهاند.[۴۹]
تنگه تاشقرغان از جاذبههای طبیعی در ولایت بلخ
کوه خلم در جنوب شهر تاریخی خلم، با درهای زیبا که شاهراه کابل-بلخ از میان آن میگذرد، بخشی از هویت فرهنگی و طبیعی بلخ است. رود خلم با آبیاری باغهای منطقه، منظرهای بدیع پدیدآورده و در فصل گرما میزبان گردشگران است.[۵۰]
تنگهٔ تاشقرغان، دیواری از صخرههای غولپیکر، چهار ولایت شمالی را به مرکز و شمالشرق افغانستان متصل میکند. نام آن از ترکیب واژههای ترکی «تاش» (سنگ) و «قرغان» (نگهبان) گرفته شده و نهر تاریخی «ظلمآباد» با ۱۶ کیلومتر طول، گواهی بر تمدن دیرپای این منطقه است.[۵۱]
رودها و چشمهها
رود بلخ (بلخاب) از دامنههای کوهستانی سرچشمه گرفته و در مجاورت شهر به ۱۲ شاخه (و در دوران معاصر ۱۸ نهر) تقسیم میشود. این شبکهٔ آبیاری گسترده، نقش تعیینکنندهای در حاصلخیزی اراضی کشاورزی و رونق اقتصادی منطقه دارد. در فصل بهار، مازاد آب آن به رود جیحون میریزد. پل تاریخی امام بکری (دورهٔ غزنویان) و چشمه شفا در کنارههای این رود، از جاذبههای گردشگری مهم هستند.[۵۲][۵۳]
رود آمو (جیحون) با ۲۵۴۰ کیلومتر طول، از پامیر سرچشمه گرفته و مرز طبیعی شمال افغانستان را تشکیل میدهد. در اساطیر ایرانی نماد ایزدبانوی آب (آناهیتا) بوده و امروز نقش اقتصادی و تفریحی مهمی دارد. شهر بندری حیرتان با پل دوستی، به مرکز تجاری تبدیل شده و کنارههای آن در فصل گرما میزبان گردشگران است. شاعران بلخی از دیرباز در وصف این رود سرودهاند.[۵۴]
چشمه شفا در دامنهٔ البرزکوه، چشمهای آبگرم با خواص درمانی است که در متون کهن (بندهش) از آن یاد شده است. مردم محلی برای درمان بیماریهای پوستی به آنجا میروند. معماری اتاق آبتنی با گنبدی ۶ متری، نمونهای از هنر سنتی منطقه است و در سالهای ۱۳۹۱–۱۳۹۳ش بازسازی شده است.[۵۵]
چشمه صیاد (حیات) در منطقه خلم، هم منبعی برای آشامیدن و کشاورزی است و هم با پیشینهای بهعنوان شکارگاه و منطقهٔ تفریحی، در روزهای تعطیل میزبان خانوادههاست. سنت پاکسازی آن توسط پادشاه حسین قلندر، نشاندهندهٔ احترام مردم به منابع طبیعی است.[۵۶]
جمعیتشناسی
در ولایت بلخ، اقوام تاجیک، هزاره، بلوچ، پشتون، ازبیک و ترکمن زندگی میکنند. بیشتر مردمان بلخ، از اهل تسنن هستند و اندکی از آنها شیعه هستند.[۵۷]
براساس گزارش ادارهٔ ملی احصائیه و معلومات، نفوس ولایت بلخ در ۱۴۰۰ش ۱ میلیون و ۵۴۳ هزار و ۴۶۴ نفر بوده است. بر اساس این برآورد، از مجموع نفوس ولایت بلخ، تعداد ۷۸۴ هزار و ۲۳۸ تن آن را مردان و تعداد ۷۵۹ هزار و ۲۲۶ نفر آن را زنان تشکیل میدهد. در سال ۱۴۰۰ش از مجموع نفوس بلخ به تعداد ۶۰۳۰۲۰ تن در شهر زندگی میکردند که شامل ۳۰۳ هزار و ۹۵۴ مرد و ۲۹۹ هزار و ۶۶ زن میشود. همچنین تعداد ۹۴۰۴۴۴ تن در روستاها سکونت داشتند که ۴۸۰۲۸۴ مرد و ۴۶۰۱۶۰ تن زن را در برمیگیرد. ولسوالی بلخ بیشترین نفوس را میان سایر ولسوالیها دارد که تعداد آن به ۱۳۸۵۹۴ تن میرسد.[۵۸]
زبان فارسی
فارسی دری، زبان رایج مردم بلخ، سمرقند و بخارا در دوره پیش از اسلام و قرون اولیه اسلامی بوده است. در دوره اسلامی نیز ادبیات فارسی در این منطقه با ظهور شاعران و ادیبانی همچون شهید بلخی، ابوشکور بلخی، ابومؤید بلخی، معروفی بلخی، رابعه بلخی، دقیقی بلخی، عنصری بلخی، ناصر خسرو قبادیانی و جلالالدین محمد بلخی (مولوی) به شکوفایی فزایندهای رسید. سامانیان (قرن ۴ هجری) که خود ریشه در بلخ داشتند، با حمایت از زبان مادری خود، زمینهساز شکوفایی ادبیات فارسی شدند و فارسی دری بهواسطه موقعیت جغرافیایی و فرهنگی بلخ، زبان علمی و ادبی در گستره وسیعی از جهان اسلام شد و در علم، فلسفه و عرفان بهکار گرفته میشد.[۵۹] درحالحاضر در بلخ، زبانهای فارسی دری، پشتو، ازبیکی و ترکمنی رایج است، اما بیشتر مردم به زبان فارسی دری صحبت میکنند.[۶۰]
ساختار اداری
ولایت بلخ شامل چندین ولسوالی با تنوع قومی و مذهبی است که نمونهای از همزیستی مسالمتآمیز اقوام مختلف را به نمایش میگذارد.[۶۱]
شعر نظامی گنجوی در کتیبهای بر سردر ورودی جنوبی روضه سخی (زیارتگاه منسوب به امام علی).
مزار شریف، مرکز ولایت بلخ، شهری با پیشینهٔ تاریخی عمیق و جایگاه ویژهٔ مذهبی-فرهنگی است که در ۱۴۸۰م با کشف آرامگاه منسوب به امام علی شکل گرفت. این شهر با مساحت ۴۸ کیلومتر مربع، شامل ۱۲ ناحیه و بیش از ۳۲۸ گذر و محله است و ترکیبی از بافت سنتی و مدرن دارد. آرامگاه منسوب به امام علی، سالانه پذیرای بیش از یک میلیون زائر است و جشن نوروز و جشنوارهٔ گل سرخ از رویدادهای شاخص فرهنگی آن بهشمار میروند. مزار شریف با ۳۴۳ مسجد، ۹۳ حسینیه و بیش از ۱۲ هزار مرکز تجاری، حیاتی پویا دارد و فرودگاه بینالمللی آن نقش کلیدی در ارتباط با خارج از افغانستان ایفا میکند. همزیستی مسالمتآمیز اقوام و مذاهب مختلف، از ویژگیهای بارز این شهر است.[۶۲] بر روی یکی از ورودیهای شهر، شعری از عبدالرحمن جامی نقش بسته است:[۶۳]
گویند که مرتضی علی در نجف است
در بلخ بیا ببین چه بیت الشرف است
جامی نه عدن گوی و نه بین الجبلین
خورشید یکی و نور او هر طرف است
ولسوالی بلخ در ۲۲ کیلومتری غرب مزارشریف، با مساحت ۶۲۰ کیلومتر مربع و جمعیت بیش از ۲۵۰ هزار نفر، نخستین پایتخت خراسان قدیم بوده و یادگار تمدنی چندینهزارساله است.
شولگر با طبیعتی سرسبز و کوهستانی، مساحت ۱۷۹۶ کیلومتر مربع و جمعیت ۱۱۱ هزار نفر، به کشت برنج معروف و دارای جاذبههای تاریخی مانند آرامگاه بابه عوض و خواجه سکندر است.
چمتال با مساحت ۱۰۳۱ کیلومتر مربع و جمعیت ۹۱ هزار نفر، در گذشته «آهنقلعه» نام داشت و امروز مرکز آن روستای بایتیمور است.
چهاربولک با مساحت ۵۷۳ کیلومتر مربع و جمعیت ۸۰ هزار نفر، منطقهای هموار با آثار تاریخی چون تپه غورهچی و آرامگاه خواجه روشنایی است.
خلم در ۵۵ کیلومتری شرق مزارشریف، با مساحت ۲۷۷۴ کیلومتر مربع و جمعیت ۷۲ هزار نفر، گذرگاه مهم شاهراه مزارشریف-کابل و دارای تنگه خلم و چشمه حیات است.
مارمل منطقهای کوهستانی با مساحت ۵۴۴ کیلومتر مربع و جمعیت ۱۲ هزار نفر، به صنایع دستی مانند دستاربافی و قالیبافی معروف است.
چهارکنت با مساحت ۱۰۷۹ کیلومتر مربع و جمعیت ۴۴ هزار نفر، منطقهای کوهستانی با جاذبههایی چون کافرقلعه و تنگه شادیان است.
نهرشاهی با مساحت ۱۳۳۳ کیلومتر مربع و جمعیت ۴۴ هزار نفر، به واسطهٔ نهر تاریخی شاهی آبیاری میشود و دارای باغستانهای انبوه است.
دهدادی با مساحت ۲۵۴ کیلومتر مربع، دارای بناهای تاریخی چون قلعه چهلدختران و پل امام بکری است.
کشنده با مساحت ۱۲۳۹ کیلومتر مربع، منطقهای کوهستانی با محوطهٔ باستانی سفیدپل.
زاری با مساحت ۸۹۴ کیلومتر مربع و جمعیت ۴۴ هزار نفر، دارای محوطهٔ باستانی ابدالگان است.
دولتآباد با مساحت ۱۶۵۲ کیلومتر مربع و جمعیت ۱۰۳ هزار نفر، دارای آثار تاریخی چون تپه نیچکه و آتشکده وهران است.
شورتپه با مساحت ۱۳۷۰ کیلومتر مربع و جمعیت ۳۸ هزار نفر، منطقهای بیابانی در مرز ازبکستان و ترکمنستان.
کلدار با مساحت ۹۹۵ کیلومتر مربع و جمعیت ۱۸ هزار نفر، خاستگاه دودمان سامانیان است.
حیرتان در کنار رود آمو، مهمترین بندر شمال افغانستان و با احداث پل دوستی (۱۳۶۱ش) و راهآهن حیرتان-مزارشریف (۱۳۸۹ش)، نقش حیاتی در ترانزیت کالا میان افغانستان و آسیای مرکزی دارد.[۶۴]
اقتصاد
کشاورزی
برداشت زعفران در بلخ
بلخ از خاستگاههای کشاورزی در آسیای مرکزی است و با تنوع اقلیمی، محصولات متنوعی از جمله غلات (گندم، جو، برنج)، حبوبات، پنبه، سبزیجات و صیفیجات معروفی همچون خربزهٔ ارکانی، برگنی و لوبیایی تولید میکند. کشاورزان با روشهای سازگار با محیط مانند کشت للمی (دیم)، دانش عمیق بومی در مدیریت منابع آبی و خاکی را بهکار میگیرند.[۶۵] کشت زعفران در سالهای اخیر با رشد ۵۰ درصدی همراه بوده و بیش از ۱۰۰ قطعه کشت نمایشی توسط کشاورزان ایجاد شده است. هر قطعه نیم جریبی قادر به تولید حدود ۵۰۰ گرم زعفران است که در مجموع به ۳۰ تا ۴۰ کیلوگرم زعفران در سطح ولایت منجر شده است.[۶۶]
دامداری و صنایع وابسته
بلخ با تنوع زیستی، میزبان پرورش گاو، گوسفند قرهقل، بز، شتر و طیور است. فرآوردههای دامی شامل پوست قرهقل، قاقمهٔ شتری، قالی، گلیم، شال و نمد است.[۶۷] در حال حاضر ۳۵ فارم گاوداری صنعتی با تولید روزانه ۳۵ هزار لیتر شیر فعال است و ۱٬۷۰۰ گوساله برای تأمین گوشت پرورش داده میشود.[۶۸] ۴۶ فارم ماهیپروری سالانه ۱۱ تا ۱۳ تُن ماهی تولید میکنند[۶۹] و چهار فابریکهٔ پرورش مرغ، ماهانه ۱٫۰۸ میلیون جوجه تولید میکند.[۷۰] صنعت زنبورداری نیز با ۲۵۰ کندو در حال احیا است و عسل تولیدی بهدلیل خلوص بالا، خواص درمانی دارد.[۷۱]
صنایع دستی
راهاندازی کارگاه صنایع دستیزنی توسط یک زن در ولایت بلخ.
بافندگی: بافندگی از پشم گوسفند با تولید قالی، گلیم، پالس، نمد و جانماز، از صنایع کهن بلخ است. قالیبافی با رنگهای طبیعی و مصنوعی در دولتآباد، شورتپه و کلدار رواج دارد. گلیمبافی با نام «قاقمه» و بافندگی از پنبه با تولید اَلَچه، کرباس و دستار، از دیگر صنایع دستی هستند. ابریشمبافی در مارمل، کلدار و شورتپه رواج دارد و محصولات آن به اروپا و آمریکا صادر میشود. بافندگی از نی و شاخههای درخت برای ساخت بوریا، تواره، چیغ و سبد، و نمدسازی نیز از پیشههای دیرینهٔ منطقه است.[۷۲]
دستدوزی: این هنر که بیشتر توسط زنان انجام میشود، شامل دوخت پوشاک سنتی مانند چپن (بالاپوش پنبهدار)، جیلک (چپن بدون پنبه)، چکمن (از پشم و موی غژگاو)، قاقمه (چکمن سبک)، گوپیچه (چپن کوتاه مخملی)، کلاه چهارترک خلمی، کلاه قرهقلی و پوستین است.[۷۳]
گلدوزی: روی لباسها، دستمال، روسری، پرده و روتختی با نخ و ابریشم انجام میشود.
سفالگری: با پیشینهای کهن، شامل تولید کوزه، کاسه، بشقاب، صراحی و خم با روشهای برجستهکاری، کندهکاری و لعابکاری است.[۷۴]
کاشیسازی با قدمت بیش از ۱۲۵۰ سال، گچبری با نقوش اسلیمی، فلزکاری (آهنگری، زرگری و مسگری)، صنایع چوبی (منبتکاری و خراطی)[۷۵] و چرمگری[۷۶] از دیگر صنایع دستی بلخ هستند.
معدن
بلخ دارای ذخایر معدنی متنوعی است: سلفر در البرز، نمک در دهنو، کوارتز در چشمهشفا، زغالسنگ در سفیدخاک، گچ در سیغانچی و سنگهای ساختمانی در غرمین، شفتلک و چتگری. این تنوع معدنی با مدیریت صحیح میتواند به توسعهٔ اقتصادی منطقه کمک کند.[۷۷]
تجارت
بلخ با موقعیت استراتژیک و بندر حیرتان، پل ارتباطی میان ایران و کشورهای آسیای مرکزی است. نمایشگاههای بینالمللی و توافقنامههای همکاری با خراسان رضوی، زمینهٔ سرمایهگذاری در زیرساختها، معادن و صنایع تبدیلی را فراهم کرده است. ایجاد بازار مشترک با ازبکستان در ترمذ، گامی در جهت تسهیل مبادلات تجاری است.[۷۸]
زیرساختها
جادههای اصلی
ولایت بلخ با شبکهٔ گستردهٔ جادهای، نقش محوری در ارتباطات شمال افغانستان دارد. راههای اصلی، عبارت است از:
جادهٔ پلخمری–شبرغان: اتصال شهرهای عمدهٔ شمال.[۸۳]
راهآهن
بلخ با بندر استراتژیک حیرتان، ظرفیت تبدیلشدن به قطب حملونقل ریلی را دارد. تاکنون ۱۰۶ کیلومتر خط آهن (۷۵ کیلومتر اصلی و ۳۱ کیلومتر فرعی) احداث شده که افغانستان را به ازبکستان متصل میکند.[۸۴] پساز راهاندازی این خطوط، حجم تخلیه کالا در بندر حیرتان از ۳۰۰ به ۱۲۰۰ واگن در روز (رشد ۷۰ درصدی) افزایش یافته است. مطالعات برای احداث خط ریلی ۲۰۰۰ کیلومتری نیز در دست انجام است.[۸۵]
فرودگاه
تصویری از فرودگاه بینالمللی مولانا جلالالدین بلخی
فرودگاه بینالمللی مولانا جلالالدین بلخی در ۹ کیلومتری شرق مزارشریف، چهارمین فرودگاه بزرگ افغانستان است. این فرودگاه با باندی به طول ۲۹۹۸ متر، ظرفیت پذیرش ۱۰۰۰ مسافر را دارد.[۸۶]
هتلها
در سالهای اخیر، هتلهای خصوصی و مدرن متعددی در بلخ ساخته شده است؛ ازجمله هتل برات، سمیر ولید، کفایت، زرافشان، آریانا، مارکوپولو، غضنفر، هتل سهستارهٔ شهرداری، امپراتوری باران، کاروان بلخ و نوی روشن پلازا.[۸۷] صنعت گردشگری بلخ از دههٔ ۱۳۴۰ش تاکنون تحول یافته است. در دورهٔ اول (۱۳۴۰–۱۳۷۷ش)، خدمات بهصورت انحصاری دولتی ارائه میشد. از سال ۱۳۸۴ش، با تفویض اختیارات به بخش خصوصی، شرکتهای گردشگری مستقل تأسیس شدند و خدمات متنوعی از جمله فروش بلیط، سازماندهی تورها و هماهنگی سفرهای زیارتی را ارائه میدهند. نقش دولت به نظارت، محدود شده است.[۸۸]
مراکز درمانی
در سال ۱۳۹۶ش، ۱۳۶ مرکز درمانی با ۲۲۰۰ کارمند در بلخ فعال بودند.[۸۹] پس از حاکمیت طالبان، ۴۵ کلینیک جدید نیز ساخته شده است.[۹۰] برخی از بیمارستانهای معروف بلخ عبارتاند از: بیمارستان ابنسینای بلخی (۶۰۰ تخت)، بیمارستان شهرک کارگری (۵۰ تخت)، بیمارستان چشم نور، بیمارستان ۲۰۰ تختخوابی ارتش، بیمارستان جراحی پلاستیک و سوختگی (۵۰ تخت)، بیمارستان روانی و عصبی عالمی (نخستین مرکز تخصصی روانپزشکی کشور)، بیمارستان بینالمللی مولانا، بیمارستان بینالمللی رهنورد، بیمارستان حیات بلخ-هند و مراکز تخصصی دیگر.[۹۱]
مکانهای تفریحی و ورزشی
فضاهای سبز: بلخ در گذشته دارای باغهای مشهوری چون باغ بزرگ، باغ خاصه، باغ خواجه میکائیل، چهارباغ روضهٔ امام علی و باغ جهاننما (خلم) بوده است. از سال ۱۳۸۵ش، گشتوگذار در پارکهای مزارشریف رونق یافته و برخی نهادهای فرهنگی از این فضاها برای برگزاری همایشها و نمایشگاهها استفاده میکنند.[۹۲]
ورزشگاهها: ورزشگاههای مدرن و مجهزی در بلخ ساخته شده است، از جمله ورزشگاه بزکشی حاجی مقیمبای، ورزشگاه سینا، ورزشگاه شهرک امیری، ورزشگاه کرکت و ورزشگاه امامخمینی که میزبان رویدادهای ملی و بینالمللی است.[۹۳]
فرهنگ
رسانهها
ولایت بلخ با جمعیتی بیش از یکونیم میلیون نفر، ۶ شبکهٔ تلویزیونی، ۱۲ ایستگاه رادیویی محلی و حدود ۳۰ نشریهٔ چاپی دارد. کمبود منابع مالی، ضعف زیرساختها، نبود نیروی متخصص و مشکلات امنیتی، از موانع اصلی توسعهٔ رسانهها در این ولایت است.[۹۴]
کتابخانهها
بلخ دارای حدود ۶۰ کتابخانه است، ازجمله کتابخانهٔ مولانا خسته (تأسیس ۱۳۴۵ش)، کتابخانهٔ پوهنتون بلخ، کتابخانهٔ خوشحال بابا (تخصصی پشتو)، کتابخانهٔ خلم و کتابخانههای نهادهای آموزشی.[۹۵] در دوران جمهوری اسلامی، کتابخانهٔ عمومی رابعه بلخی در ۱۳۹۵ش با حمایت مالی آلمان تأسیس شد و با ۱۸۰۰ جلد کتاب، دسترسی به منابع مطالعاتی را برای عموم، بهویژه بانوان، فراهم کرد.[۹۶][۹۷]
نهادهای ادبی
قدیمیترین گردهماییهای ادبی بلخ به دوران امیر شیرعلیخان و امیر حبیباللهخان بازمیگردد. در ۱۹۷۷م، «انجمن نویسندگان بلخ» تأسیس شد. از دههٔ ۱۹۸۰م، نهادهایی چون «انجمن مولانا جلالالدین محمد بلخی»، «خانهٔ مولانا»، «کانون فرهنگی حکیم ناصرخسرو»، «انجمن امیرعلیشیر نوایی» و «انجمن ادبی ظهیرالدین محمد بابر» شکل گرفتند. در دو دههٔ اخیر، «کانون فرهنگی پرتو» (تأسیس ۱۳۸۷ش) با انتشار ماهنامهٔ «پرتو» و «کانون فرهنگی پرواز» به گسترش ادبیات معاصر کمک کردهاند.[۹۸]
فعالیت ادبی زنان
بلخ خاستگاه رابعهٔ بلخی، پیشگام شعر پارسی، است. از دههٔ ۱۹۵۰م، چهرههایی چون حمیرا روحی، کریمه ویدا و فوزیه رهگذر ظهور کردند. در دهههای اخیر، شاعران زن معاصر مانند صدا سلطانی، فرنگیس سوگند و هدیه ارمغان با بهرهگیری از قالبهای غزل و شعر سپید، به بیان احساسات زنانه و مسائل اجتماعی پرداختهاند.[۹۹]
هنر نمایشی
در دوران جمهوری اسلامی، حدود ۷۰ هنرمند سینمایی در بلخ فعالیت داشتند، اما کمتوجهی دولت مرکزی و نبود بودجهٔ مشخص، مانع پیشرفت این هنر شد. با این حال، ۱۱ مؤسسهٔ تولید فیلم در این ولایت فعال هستند و تجلیل از روز جهانی سینما در مزارشریف، نشاندهندهٔ تلاش هنرمندان برای احیای این هنر است.[۱۰۰]
هنرهای دستی
از کهنترین هنرهای دستی بلخ میتوان به گلیمبافی، نمدسازی، پشتیبافی، جانمازبافی، دستمالسازی، خیاطی سنتی، مهرهبافی و گلدوزی اشاره کرد. قالیبافی و نمدسازی اهمیت اقتصادی ویژهای دارند و زرگری نیز از صنایع دستی مردان بلخی است.[۱۰۱]
خوشنویسی
بلخ از کانونهای مهم خوشنویسی در خراسان بزرگ بوده است. خاندان برمکیان و احمد بن خاد در تدوین اصول خوشنویسی نقش داشتند. یکی از قدیمیترین نسخههای خطی، کتاب «ابنیه عن الحقایق الادویه» (۴۴۷ق) به خط علی بن احمد است که در کتابخانهٔ ملی اتریش نگهداری میشود.[۱۰۲] خط کوفی در دورهٔ سلجوقی به اوج زیبایی رسید و کتیبههای مرقد یحیی بن زید از شاخصترین نمونههای آن است.[۱۰۳]
هنر نقاشی
نمایشگاه هنری «هفت قلم» در مزارشریف؛ ۱۴۰ اثر خوشنویسی و نقاشی هنرمندان بلخ به نمایش گذاشته شد.
اوج نقاشی در بلخ به دورهٔ سامانیان (قرن چهارم هجری) بازمیگردد. در این دوره، امیر نصر بن احمد سامانی دستور ترجمه و تصویرگری کتاب کلیله و دمنه را به هنرمندان چینی سپرد و نقاشیهای دیواری کاخها رونق گرفت.[۱۰۴]
ورزش و مسابقات محلی
ورزشهای رایج در بلخ شامل فوتبال، والیبال، بسکتبال، تکواندو، کاراته، کشتی و رشتههای محلی مانند بزکشی و کشتی محلی (پهلوانی) است.[۱۰۵] بزکشی در میدان ویژهٔ دشت شادیان برگزار میشود و در نوروز و جشن گلسرخ اوج میگیرد. کشتی محلی نیز در جشنها و عروسیها برگزار میشود و پهلوانانی چون عبدالله تکه و نصرالله پهلوان در آن شهرت دارند. مسابقات پایگه (دو) نیز از سنتهای ورزشی منطقه است.[۱۰۶]
بازیهای سنتی
بازیهای محلی بلخ شامل چشمپتکان، جِزبازی، سنگچاق (ویژهٔ دختران)، چلکدنده، ریسمانبازی و کاغذپران (ویژهٔ پسران) است. چلکدنده یکی از بازیهای رایج با چوب است که آزمونی برای سنجش دقت و مهارت است.[۱۰۷]
آموزش و پرورش
بلخ با حدود ۶۰۰ مکتب دولتی و خصوصی، میزبان بیش از نیممیلیون دانشآموز است. کمبود زیرساختها، محرومیت دختران از صنف ۶ به بالا و نبود امید به آیندهٔ شغلی از چالشهای عمده هستند. بیش از ۱۳۰ مکتب فاقد ساختمان مناسب است.[۱۰۸][۱۰۹] افزونبر مکاتب دولتی، ۴۰ مکتب خصوصی در این ولایت فعال هستند.[۱۱۰] همچنین حدود ۵۶۰ مدرسهٔ دینی با بیش از ۱۰۰ هزار طلبه (اهلسنت) در بلخ فعالیت دارند.[۱۱۱]
تحصیلات عالی
دانشگاه دولتی بلخ (تأسیس ۱۳۶۶ش) با ۱۵ دانشکدهٔ روزانه و ۴ دانشکدهٔ شبانه، یکی از مهمترین مراکز آموزش عالی افغانستان است.[۱۱۲] دانشگاه مولانا جلالالدین محمد بلخی (تأسیس ۱۳۸۶ش) دارای دانشکدههای پزشکی، حقوق، اقتصاد، روزنامهنگاری و آموزش و پرورش است.[۱۱۳] دانشگاه ابنسینا (شعبهٔ بلخ، ۱۳۹۱ش)، دانشگاه آریا (تأسیس ۱۳۸۸ش) و دانشگاه کاوون (تأسیس ۱۳۹۳ش) از دیگر مراکز آموزش عالی هستند.[۱۱۴]
مؤسسات آموزش عالی خصوصی نیز شامل راه سعادت، سادات، رهنورد، تاج، البرز، ترکستان و نخبگان هستند که در رشتههای مختلف دانشجو میپذیرند.[۱۱۵]
حوزههای علمیه شیعیان
در مزارشریف، حدود ۱۷ مدرسهٔ علمیهٔ شیعی با حدود ۱۰۰۰ طلبه (زن و مرد) فعال است که تحت نظارت شورای مدیریت حوزههای علمیهٔ مزارشریف فعالیت میکنند. مجتمع عالی امام جعفر صادق با بیش از ۱۰۰۰ نفر از دانشآموزان ۵ ساله تا طلاب ۷۰ ساله، بزرگترین حوزهٔ علمیهٔ شیعی در شمال افغانستان است و دارای مسجد، سالن ورزشی و کتابخانه است.[۱۱۶]
ازدواج و تشکیل خانواده
خانواده در بلخ بهعنوان هستهٔ اصلی ساختار اجتماعی، نقش محوری در انتقال ارزشهای فرهنگی، سنتها و هویت قومی دارد. آیینهای مفصّل ازدواج و تولد با مشارکت گستردهٔ خویشاوندان، نشاندهندهٔ اهمیت نهاد خانواده در تقویت همبستگی اجتماعی است.[۱۱۷]
فرایند ازدواج در بلخ عبارت است از:
خواستگاری: با بردن سینیهای خوراکی به خانهٔ عروس؛
لفظگیری: قطعیکردن نامزدی با اهدای شیربها؛
شیرینیخوری؛
خویشخوری: برنامهریزی نهایی برای مراسم عروسی؛
حنابندان: در شب قبل از عروسی؛
مراسم عقد نکاح: با حضور روحانی یا امام محل؛
جشن عروسی: در هتلهای مخصوص.
پس از عروسی، مراسمی چون تختجمعی، سلامدادن داماد، خسرطلبان و پایوازی برگزار میشود.[۱۱۸]
جشنهای نوزاد
تولد نوزاد در بلخ با آیینهایی چون دودکردن اسپند، خواندن اذان در گوش نوزاد، انتخاب نام با مشورت خانواده، مراسم «شب شش» (در ششمین شب تولد)، «گهوارهبندان» (نخستین بار خواباندن کودک در گهواره)، «بچهبینی» (دیدار زنان فامیل با هدایا) و «چهلهگریز» (در چهلمین روز تولد) همراه است.[۱۱۹]
برافراشتن جَنْدَه (عَلَم) در زیارتگاه سخی در مزار شریف
مناسبتهای ملی و فرهنگی
نوروز: کهنترین جشن آریایی، نخستینبار در ۳۶۷۹ پیش از میلاد توسط جمشید در بلخ برگزار شد.[۱۲۰] آیینهای پیش از نوروز شامل خانهتکانی، شب چهارشنبهسوری[۱۲۱] و مرام سمنکپزان است. در نوروز، مراسم برافراشتهشدن علم زیارت سخی در مزارشریف با حضور هزاران نفر برگزار میشود[۱۲۲] و سفرهٔ هفتسین چیده میشود.[۱۲۳] پس از نوروز، جشنوارهٔ دهقان در دوم فروردین برگزار میشود.[۱۲۴] میلهٔ گل سرخ، جشن باستانی مردمان بلخ است که بهمناسبت شکوفایی گلهای سرخ شقایق در دشتها، به مدت چهل روز ادامه مییابد. در روز چهلم، علم زیارت سخی با تشریفات خاصی پایین آورده میشود و این آیین باشکوه به پایان میرسد.[۱۲۵]
شب یلدا: با شبنشینی، گستردن سفرهٔ خشکبار و انار، و خواندن اشعار فردوسی و حافظ برگزار میشود.[۱۲۶]
آیینهای مولودی: میلاد پیامبر با محافل سخنرانی، نعتخوانی، نذر و خیرات و گلابپاشی در مساجد و اماکن عمومی برگزار میشود. باشکوهترین مراسم در صحن آرامگاه منسوب به امام علی در مزارشریف برگزار میشود.[۱۲۷]
جشنوارهٔ گل بادام: قبل از نوروز در شهرستان خلم با مشاعره، موسیقی، تئاتر، مسابقات پهلوانی و نمایشگاههای صنایع دستی در باغ تاریخی جهاننما برگزار میشود.[۱۲۸]
مراسم عاشورا: عزاداری برای امام حسین در بلخ ریشهای دیرینه دارد. بارگاه یحیی بن زید در سرپل و زیارت سخی در مزارشریف کانونهای اصلی عزاداری هستند. مردم با سیاهپوش کردن شهر، نصب بیرقهای سیاه و برگزاری مجالس روضهخوانی و سینهزنی، این ایام را گرامی میدارند. اهلسنت بلخ نیز با برگزاری مراسم ختم قرآن مشارکت فعالی دارند.[۱۲۹]
آیینهای رمضانی: ماه رمضان با افطاریهای دستهجمعی، تقسیم غذا میان روزهداران، خواندن ترانههای رمضانی توسط کودکان و نواختن نقاره برای بیداری سحر، همراه است.[۱۳۰]
عید فطر و قربان: با خانهتکانی، خرید لباس نو، پخت حلوا در شب عید، نماز عید، دید و بازدیدهای سهروزه (عیدگشتک)، و قربانی کردن در عید قربان همراه است.[۱۳۱]
موسیقی محلی
موسیقی محلی بلخ در دو قالب عرفانی و غنایی (جشنها و عروسیها) حضور دارد و هنرمندان محلی با تکنوازی و آواز، این میراث را زنده نگه داشتهاند.[۱۳۲] سازهای محلی شامل سه دسته است:
موسیقی محلی بلخ با نوازندگان و آوازخوانان برجستهای که در طول تاریخ پرورش داده، جایگاه ویژهای در فرهنگ خراسان دارد. هنرمندانی چون محمدحکیم خلمی، تنبورنواز چیرهدست قرن سیزدهم هجری، بابهقران دنبورهنواز صاحب سبک، و استاد بهاءالدین با پشتکار خود میراثداران این هنر اصیل بودهاند. در میان نسلهای بعدی، عبدالجلیل باختری با تسلط بر سازهای متنوع و تأسیس آموزشگاه موسیقی و محمدحسن بسمل با صدای رسای محلیخوانی، نقش مهمی در تداوم این سنت ایفا کردهاند. این هنرمندان نهتنها در عروسیها و محافل محلی، بلکه در جشنوارههای ملی و بینالمللی نیز هنرنمایی کردهاند و آثار ماندگاری در رادیو و تلویزیون افغانستان به ثبت رساندهاند.[۱۳۴]
محصولات لبنی، بهویژه قیماق (خامه) خلم و شیر یخ بلخ، شهرت جهانی دارند.[۱۳۵]
آیینهای سوگواری
پس از درگذشت فرد، آگهی فوت از طریق بلندگوهای مساجد و رسانهها منتشر میشود. خانواده و نزدیکان در تغسیل و تکفین مشارکت میکنند. مراسم خاکسپاری با اقامهٔ نماز میت و توزیع اسقاط (هدایای نقدی) همراه است. در سه شب اول، نزدیکان برای بازماندگان غذا میبرند. مراسم ختم قرآن تا چهل روز در روزهای جمعه ادامه مییابد و در چهلمین روز (چهلکشی) و سالگرد (سالکشی) مراسم جداگانه برگزار میشود. در اولین نوروز پس از فوت، بولانی ماشی و آب هفتمیوه توزیع میشود.[۱۳۶]
مکانهای تاریخی
بر اساس گزارشها، حدود ۵۸ اثر تاریخی در بلخ موجود است که بیشتر آنها در حال فروپاشی است.[۱۳۷]
زیارت سخی یا مسجد کبود در مزارشریف، مهمترین بنای دینی-تاریخی افغانستان و مرقدی منسوب به امام علی است که سالانه میزبان هزاران زائر از داخل و خارج کشور است. بر اساس منابع تاریخی، این قبر در دوران سلطان سنجر سلجوقی (۵۱۱–۵۵۲ق) کشف شد و بنایی بر آن ساخته شد. این بنا در حملهٔ مغول (۶۱۷ق) ویران شد، اما در دورهٔ سلطان حسین بایقرا (۸۶۱–۹۱۱ق) با معماری تیموری بازسازی شد.[۱۳۸] زیارت سخی، کانون برگزاری آیینهایی چون شمعافروزی در شب برات، برافراشتن علم در نوروز و میلهٔ گل سرخ است و بسیاری از عالمان و شخصیتهای تاریخی در جوار آن دفن شدهاند.[۱۳۹] امروزه، مسجد کبود نهتنها زیارتگاه، بلکه نماد وحدت و هویت فرهنگی شمال افغانستان است و با معماری باشکوه و گنبد فیروزهای، یکی از زیباترین بناهای تاریخی کشور بهشمار میرود.[۱۴۰]
در مورد انتساب قبر به امام علی، اختلاف نظر وجود دارد. برخی منابع کشف آن را با خوابهای پیدرپی اهالی بلخ و یافتن کتیبهای با عبارت «هذا ولیالله، علی اسدالله، اخ رسولالله» روایت کردهاند، اما مورخانی مانند علی بن ابیبکر هروی این انتساب را رد کردهاند.[۱۴۱]سید بن طاووس با استناد به روایات متعدد، مدفن امام علی را شهر نجف دانسته[۱۴۲] و سید شهابالدین مرعشی نجفی معتقد است این مزار احتمالاً متعلق به شخصی علوی به نام علی بن ابیطالب بلخی (از نوادگان امام سجاد) بوده که به اشتباه به امام اول شیعیان نسبت داده شده است.[۱۴۳]
معبد نوبهار
معبد نوبهار در ولایت بلخ، یکی از کهنترین و باشکوهترین پرستشگاههای ایرانِ فرهنگی است که در طول تاریخ، کارکردی چندلایه داشته: از آتشکدهٔ زرتشتی و نیایشگاه بودایی تا مسجد جامع در دوران اسلامی. این بنا نهتنها کانون مذهبی، بلکه نماد تمدن، رقابت فرهنگی با خانهٔ کعبه و عامل انسجام اجتماعی در منطقه بوده است. نوبهار در سانسکریت از «نه وه وی هه» بهمعنی «معبد جدید» گرفته شده است.[۱۴۴] یاقوت حموی نامگذاری آن را به آذینبندی با گلهای تازهٔ بهاری مرتبط دانسته است.[۱۴۵] این بنای باستانی، میان مردم به آتشکدهٔ نوبهار بلخ نیز شهرت دارد.[۱۴۶]
برخی، تاریخ بنای آن را به دورهٔ کیانیان نسبت میدهند[۱۴۷] و برخی آن را از آتشکدههای بزرگ ساسانی میدانند؛[۱۴۸] اما پژوهشهای نوین آن را معبدی بودایی معرفی میکنند[۱۴۹] که بعدها به مسجد تبدیل شد.[۱۵۰] معبد نوبهار در حملهٔ مغول آسیب دید و امروزه تنها بخشی از آن در محلهٔ نوبهار بلخ باقی است.[۱۵۱] در دورهٔ بودایی، طول و عرض آن به اندازهٔ صد ذراع و ارتفاعی بیش از صد ذراع داشت. گنبدی بزرگ به نام «استن» و رواقی دایرهای با ۳۶۰ اتاق برای خادمان، و پرچمهای ابریشمی بر فراز آن، از ویژگیهای آن بود.[۱۵۲][۱۵۳]
ابنخلکان، معبد نوبهار را برای ترکان و ایرانیان همپایهٔ کعبه برای عربها دانسته است.[۱۵۴] مسعودی و زکریای قزوینی از آن بهعنوان بزرگترین بتخانه و تقلیدی از کعبه یاد کردهاند و دقیقی از هجوم زائران از هند، چین و ترکستان به آن سخن گفته است؛[۱۵۵][۱۵۶] حتی پادشاهان هند، چین و کابل برای زیارت و تعظیم آن به بلخ میرفتند.[۱۵۷] در دوران زرتشتی از آتشکدههای بزرگ و مورد احترام پادشاهان ساسانی بود[۱۵۸][۱۵۹] و در دوران بودایی، معبدی پررونق با هدایای ارزشمند از هند و چین بود که املاک گستردهای در تخارستان داشت.[۱۶۰][۱۶۱] این بنا از منظر باستانشناسان اروپایی، آمریکایی و ایرانی دریچهای به فرهنگ و تمدن ادوار مختلف محسوب میشود.[۱۶۲][۱۶۳] در روزگار معاصر نیز گردشگران داخلی و خارجی از آن دیدن میکنند.[۱۶۴]
آقکپرک
آقکُپرُک (بهمعنای «پل سفید» در زبان ازبکی) مجموعهای از چهار پایگاه باستانی در امتداد رود بلخاب است.[۱۶۵] این منطقه در ۱۳ کیلومتری جنوبغربی ولسوالی کشنده و ۷۷ کیلومتری جنوب مزارشریف واقع شده و جادهٔ بامیان به شمال کشور از کنار آن میگذرد.[۱۶۶] بین سالهای ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۵م، هزاران قطعهٔ تاریخی شامل آیینهٔ برنجی، انگشتر، دستبند، نگین لاجوردین، تیغ، تبر، سرتیر و سفال متعلق به ۲۰ هزار سال پیش از میلاد در این منطقه کشف شد.[۱۶۷] ابزارهای بهدستآمده چنان ماهرانه ساخته شدهاند که باستانشناسان سازندگان آنها را «میکلآنجلوهای دورهٔ پارینهسنگی فوقانی» نامیدهاند. تصویر تراشیدهشدهٔ چهرهٔ انسان بر روی سنگی کوچک، از نخستین حکاکیهای چهرهٔ انسان است که بر جای مانده است.[۱۶۸][۱۶۹]
بر اساس اوستا، «ایریاناوئجه» (مسکن اولیه آریانها) نخستین سرزمین آفریدهشدهٔ اهورا مزدا است که در کنار رود «وَنگُوهیدائیتِیا» (بلخاب) قرار داشته است. بسیاری از شرقشناسان این منطقه را با شمال هندوکش (بلخ) تطبیق دادهاند. این رود در دورهٔ آخرالزمانی نیز نقش دارد و در ظهور منجی زرتشتی، آبهای آن به بلندی اسب جاری میشود.[۱۷۰][۱۷۱][۱۷۲] در منابع ودایی نیز از این منطقه یاد شده است. اسامی مناطق بلخ که به صورت «بلهیکا» آمده است نشان میدهد سرودهای اولیه «ریگودا» در این منطقه سروده شده و مدتها بهصورت شفاهی بین مردم نقل میشده تا بعدها در آثار بزرگی چون «ریگوید» ثبت شود. سرزمین بلخ، رود خروشان بلخاب، کوههای سبز و جلگههای غنی منطقه، در یاد ریشیهای «دراویدی» ماندگار شده است.[۱۷۳]
دانش کشت گندم و حبوبات از منطقهٔ بلخ به مندیگگ منتقل شده است.[۱۷۴] لعل و زمرد بدخشان از طریق بلخ به مصر حمل میشده و بهعنوان سنگ جادویی استفاده میشده است.[۱۷۵] ساکنان آقکپرک از حوزهٔ آکسوس (باختر) با مهاجرت به بینالنهرین، کشاورزی را به آنجا منتقل کردند و زمینهٔ شکلگیری تمدن سومری را فراهم آوردند.[۱۷۶] لاجورد بدخشان از طریق جادهٔ ابریشم به بینالنهرین و مصر منتقل میشده است.[۱۷۷]
در حفاریهای آقکپرک چهار پایگاه باستانشناسی بهترتیب زیر مشخص شده است:
آقکپرک ۱ (غار اسب): پناهگاهی صخرهای از دوران کوشانیان و ساسانیان با آثار فرسکو بودایی و معماری ساده. بقایای گوسفند وحشی، غزال، روباه و پرندگان نشان از معیشت شکارگری دارد.[۱۷۸]
آقکپرک ۲ (غار مار): ابزارهای بهدستآمده مربوط به عهد کهنسنگی اخیر و میانه است.[۱۷۹]
آقکپرک ۳: پایگاهی روباز در کرانهٔ رود بلخاب، شامل دو دوره از عصر فراپارینهسنگی.[۱۸۰]
آقکپرک ۴: یافتهها شامل ابزارهای سنگی پیشرفته، سردیس سنگی ابتدایی، بقایای گوسفند و بز اهلی، قطعات مس چکشخورده (عصر نوسنگی)، سفال، نیش پرتابهها و جواهرات ساده است.[۱۸۱][۱۸۲]
مسجد نهگنبد
مسجد نُهگنبد در ۳ کیلومتری جنوب شهر بلخ.
مسجد تاریخی نهگنبد یا حج پیاده، در سه کیلومتری جنوب شهر بلخ، بنا به احتمال در فاصله سالهای ۱۰۷ تا ۱۷۹ق توسط خاندان برمکی ساخته شده است. باستانشناسان فرانسوی در کاوشهای سال ۱۳۹۵ش دریافتند که این مسجد بر روی بقایای نیایشگاه بودایی نوبهار بلخ احداث شده و حتی تکههای سفال متعلق به دورهٔ هخامنشی نیز در محوطه آن یافت شده است. این مسجد با ابعاد حدود ۲۰×۲۰ متر، دارای نه گنبد و ۱۶ ستون خشتی بود که امروزه بقایای اندکی از آن باقی مانده است. متخصصان معماری، سبک این بنا را تلفیقی از هنر ساسانی، بودایی و گندهارا میدانند. این مسجد بهدلیل مجاورت با آرامگاه قاضی یونس بن طاهر نصیری (متوفی ۴۱۱ قمری)، دانشمند برجسته عصر غزنوی، همواره مورد احترام مردم بوده است. اهالی منطقه در نوروز و مراسم مذهبی در این مکان جمع میشوند و به نذر و نیاز میپردازند. اعتقاد بر این است که زیارت این مکان ثواب حج را دارد، از همین رو به «حج پیاده» معروف شده است.
برخی دیگر از مکانهای تاریخی و باستانی بلخ در جدولهای زیر آمده است:
بناهای تاریخی شاخص
بناهای تاریخی بلخ
نام بنا
دورهٔ تاریخی
موقعیت
توضیحات
منبع
بالاحصار بلخ
پیشدادیان، کیانیان، باکتریا (۵۵۰–۳۳۰ پ.م)
یک کیلومتری شمال باغ مرکزی بلخ
قلعهٔ باستانی با برج و باروی عظیم (ضخامت ۳٫۵ متر، ارتفاع ۸–۱۲ متر) و خندقی به عرض ۳۰–۵۰ متر. شامل آرامگاه منسوب به شیث پیامبر و مرقد احمد زمچی پهلوان. کاوشهای فرانسوی (۱۳۰۲–۱۳۸۵ش) آثار ارزشمندی از دورههای مختلف کشف کردهاند.
مسجد-آرامگاهی با پیشطاق بلند، دو مناره و گنبد شیاردار پوشیده از کاشیهای آبی نقرهای. نور فضای داخلی از ۱۶ منفذ مشبک در ساقهٔ گنبد تأمین میشود. یکی از برجستهترین نمونههای معماری تیموری.
بنای هشتضلعی با دو دیوار تو در تو و هشت راهرو، با گنبدی حکاکیشده. نماد فرهنگ جوانمردی و عدالتخواهی در خراسان بزرگ. مرمتهای دورهٔ تیموری و بازسازی گنبد میانی در ۱۳۸۵ش انجام شده است.
قلعهای با دیوارهای خشتی (۳۸×۳۸×۹ سانتیمتر). در قرن ۲ هجری توسط ابومسلم خراسانی و در ۷۶۴ق توسط امیر حسین مرمت شد و در ۷۷۱ق به دستور تیمور ویران گردید. امروزه بهصورت چهار تپهٔ خاکی باقی مانده است.
سه پناهگاه سنگی با ابزارهای سنگی، استخوانی و فلزی، نشاندهندهٔ سکونت طولانیمدت.
تپه نیچکه
۷۰۰۰–۹۰۰۰ سال پیش (عصر سنگ)
شهرستان دولتآباد
تیغههای کارد سنگی، محل انبار مواد غذایی شکارچیان.
غار مار
عصر سنگ (۵۰۰۰۰ سال پیش)
جنوب مزارشریف
ابزارهای سنگی و سفالی، قدیمیترین تاریخ ثبتشده برای آثار مفرغی (۵۴۸۷–۵۲۶۱ ق.م).
تاجیکایلتن
عصر سنگ
دامنهٔ البرزکوه
آثار سنگی و سفالی، پتانسیل بالا برای مطالعات باستانشناسی و گردشگری تاریخی.
مغارههای طالکمر
عصر سنگ
البرزکوه
دو غار باستانی با عمق ۲۰۰ و ۱٫۵ متر، ابزارهای سنگی.
ساحات شمال بلخ
عصر سنگ تا آهن
شمال بلخ
شامل نیایشگاههای مدور، کاخهای چهارگوش و کارگاههای ذوب مفرغ، نشاندهندهٔ توسعه شهری پیشرفته.
آقچپر و کملی
عصر مفرغ و آهن
بلخ
سفالهای متعلق به عصر مفرغ و آهن، نشاندهندهٔ ارتباطات فرهنگی گسترده.
کافر قلعه دولتآباد
دورهٔ کوشانی و اسلامی
دولتآباد
قلعه، دیوارهای دفاعی و آرامگاه، ابزارهای نوسنگی (۸۰۰۰–۱۰۰۰۰ سال پیش).
جمشیدشهر (شهر کاووس)
هخامنشی
البرزکوه
شهر هخامنشی با دیوار دفاعی ۷٫۵ کیلومتری و قدیمیترین آتشکدهٔ زرتشتی منطقه. ارتباط احتمالی با شهرهای اسطورهای «وارا» و «کاووسکرد».
سیاگرد
کیانیان (پیش از ۱۵۰۰ ق.م)
بلخ
بقایای قلعه و خانههای خشتی، احتمالاً همان شهر سیاوشکرد اساطیری.
شورتپه خلم
باستانی
خلم
شهر ۴۰۰ جریبی با معماری دوطبقه و سیستم آبرسانی کاریز، نشاندهندهٔ سطح بالای شهرنشینی.
بهارآب
پیشدادیان و کیانیان
بلخ
محوطهٔ تاریخی در میان باغات و زمینهای کشاورزی، کاوش را دشوار کرده است.
باباقره
تاریخی (جادهٔ ابریشم)
بلخ
شهر تاریخی با سیستم آبرسانی لولههای سفالی، بسیاری از آثار در جنگها تخریب شده است.
شاهتپه
باختریها (۱۵۰۰–۱۰۰۰ ق.م)
بلخ
تپهای به طول ۱ کیلومتر و ارتفاع ۱۴ متر، از مهمترین سایتهای منطقه.
ملآغان
دورهٔ کوشانی
بلخ
محوطهٔ مقدس با چشمههای طبیعی و معبد بودایی کشفشده در ۱۳۸۶ش.
دلبرجینتپه
یونانی-باختری (۲۵۰–۱۲۸ ق.م)
بلخ
شهر یونانی-باختری با کاخ شاهی ۱۵ هکتاری و معابد بودایی. نقاشیهای دیواری منحصربهفرد با سبک هندو-یونانی.
چهلستون
یونانی-باختری
بلخ
محوطهٔ یونانی-باختری با ستونهای سنگی منقوش و تندیس گاو خوابیده. کاوشهای ۱۳۸۶ش اطلاعات ارزشمندی ارائه داد.
تاجیکان
کوشانی-ساسانی
بلخ
نیایشگاه با معماری گنبدی خشتی، کشف زیرستون سنگی منقوش در ۱۳۸۵ش.
کافرقلعه چهارکنت
نوسنگی و دورههای بعد
چهارکنت
قلعهٔ دفاعی با دو غار نوسنگی و ظروف سفالی لعابدار (۱۳۸۹ش).
تپه زرگران
اشکانیان و یونانی-باختری
بلخ
اولین بار در ۱۳۰۱ش توسط باستانشناسان فرانسوی کاوش شد، نقش مهمی در مطالعه هنر گندهارا دارد.
قزلآباد
دورهٔ کوشانیان
نزدیکی فرودگاه مزارشریف
تپهٔ تاریخی با موقعیت استراتژیک در دوران باستان.
قلعه بربر دولتآباد
یفتلیان (سده ۵–۶ میلادی)
دولتآباد
قلعه با معماری گنبدی و خشتیهای بزرگ (۳۹×۲۰×۱۰ سانتیمتر)، نشانههایی از دورهٔ اسلامی در بخشهای بالایی.
ابدالگان
یفتلیان و ساسانیان (سده ۵–۷ میلادی)
بلخ
محوطهٔ کوهستانی، هنوز کاوش نظاممندی در آن انجام نشده است.
بلخ در آثار پژوهشگران
بلخ به عنوان یکی از کانونهای تمدنی و فرهنگی خراسان بزرگ، همواره مورد توجه پژوهشگران بوده و آثار متعددی دربارهٔ ابعاد تاریخی، جغرافیایی، ادبی و فرهنگی آن منتشر شده است. از جمله این آثار میتوان به «جغرافیای تاریخی بلخ» (پژوهشگران افغان)، «تاریخ علمای بلخ» (رحمانی ولوی)، «جغرافیای تاریخی بلخ و جیحون و مضافات بلخ» (الهامه مفتاح)، «تاریخ ادبیات بلخ» و «جاذبههای گردشگری بلخ» (هر دو از صالح محمد خلیق) اشاره کرد. همچنین آثاری چون «بلخ در گذر زمانهها» (سلطانمحمد انصاری)، «فقهای بلخ» و «مفاخر بلخ» (محمدحنیف بلخی)، «ساحههای باستانی و بناهای تاریخی بلخ» و «والیان بلخ در نخستین سده پس از بازستانی استقلال افغانستان» (صالح محمد خلیق) و «جغرافیای تاریخی بلخ» (محمدامین زواری) بر غنای مطالعات بلخشناسی افزودهاند. در حوزه ادبیات نیز کتابهایی چون «بلخ در تاریخ و ادب پارسی» (ابوطالب میرعابدینی)، «فضائل بلخ» (عبدالله صفیالدین بلخی)، پژوهشهای آزرمیدخت مشایخ فریدنی و بوری احمدویچ احمدوف و نیز «مشایخ بلخ من الحنفیه و ما انفردوا به من المسائل الفقهیه» (محمد محروس مدرس)، هر یک بر اهمیت این شهر تاریخی در حوزههای مختلف علمی و فرهنگی تأکید دارند.[۱۹۴]
بلخ در شعر و موسیقی
بلخ و مناطق مختلف آن در آثار شاعران آمده است. وطواط بلخی، بلخ را روضهٔ ارم توصیف کرده است:[۱۹۵]
بلخ بهعنوان یکی از مهمترین مراکز علمی جهان اسلام، شاهد ظهور چهرههای برجستهای بوده که هر یک سهم قابل توجهی در پیشبرد دانشهای مختلف داشتهاند. برخی از محققان شرح حال حدود ۱۷۰۰ تن از مشاهیر بلخ اعم از علما، فقها، محدثان، فلاسفه، حکما، شعرا، عرفا، قضات، حکام، وعاظ، محققان، سران لشکر و صاحبان اثر را نوشتهاند.[۱۹۷] برخی از این مشاهیر در ذیل آمده است:
بنیانگذار آیین زرتشتی و سرایندهٔ گاتها. در بلخ ظهور کرد و با حمایت گشتاسپ شاه، آیین خود را گسترش داد. بر اصول «پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک» تأکید داشت.
پوروچیستا
ایران باستان
چهرهٔ دینی و فرهنگی
دختر زرتشت و همسر جاماسپ حکیم. نماد خردورزی زنانه در ایران باستان که در گسترش آیین مزدیسنا نقش داشت.
جاماسپ
ایران باستان
فیلسوف، ستارهشناس
وزیر دانشمند گشتاسپ شاه و داماد زرتشت. نویسندهٔ «جاماسپنامه» و نماد حکمت باستانی در متون فلسفی اسلامی.
ابوزید بلخی
سدههای ۳ و ۴ هجری
جغرافیدان، ریاضیدان، فیلسوف
شاگرد کندی و استاد رازی. از پیشگامان هماهنگی فلسفه و شریعت. به «جاحظ خراسان» مشهور بود.
ابومعشر بلخی
سدهٔ ۲ هجری
منجم (اخترشناس)
«استاد کل اخترشناسی» در دربار عباسیان. نویسندهٔ «زیج الکبیر» که پایهگذار نجوم علمی در تمدن اسلامی شد.
شهید بلخی
سدههای ۳ و ۴ هجری
شاعر، متکلم، فیلسوف
پیشگام ادبیات فلسفی فارسی. همعصر رودکی و استاد حکمت. مناظرات علمی با رازی داشت.
↑G A Pugachenkova (Pougatchenkova), "Little known monuments of the Balkh area"، ج۱، ص۳۱–۳۲، in Art and archaeology research papers, London June 1978, 31-40.
↑A Mukhtarov, Pozdnesrednevekovy i § Balkh، ج۱، ص۷۵–۸۳، Dushanbe 1980.
↑G A Pugachenkova (Pougatchenkova), "A l'tude des monuments timourides d'Afghanistan" Afghanistan، ۲۳/۳ (۱۹۷۰)، ۳۳–۳۷.
پورداوود، ابراهیم، یسنا، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۵۶ش.
تالقانی، نورالله، افغانستان ما قبل آریاییها، کابل، مطبعة دولتی، ۱۳۶۱ش.
«برگزاری مسابقه رقابتی میان مدارس دینی ولایت بلخ/ حدود ۵۶۰ مدرسه دینی با بیش از ۱۰۰ هزار شاگرد در ولایت بلخ فعال است»، خبرگزاری آوا، تاریخ درج مطلب: ۲۰ آذر ۱۴۰۲ش.
«بزرگترین حوزه علمیه شیعی در شمال افغانستان/ روزانه ۱۰۰۰ نفر برای تحصیل در مجتمع عالی امام صادق (ع) رفت و آمد دارند»، خبرگزاری ابنا، تاریخ درج مطلب: ۲۶ فروردین ۱۴۰۴ش.
حبیبی، عبدالحی، «سهم برمکیان بلخی در پرورش علم و ثقافت»، مجلهٔ آریانا، شمارهٔ ۲۵۹، خرداد و تیر ۱۳۴۴ش.
حسینزاده شانهچی، حسن و کمالی سرپلی، عبدالقادر، «جستاری در نقش شیعیان بلخ در فرهنگ و تمدن اسلامی - تا پیش از یورش مغولان-»، مجلهٔ سخن تاریخ، شمارهٔ ۱۳، ۱۳۹۰ش.
«حمل و نقل در افغانستان»، وبسایت شبکهٔ اطلاعرسانی افغانستان، تاریخ بازدید: ۸ تیر ۱۴۰۴ش.
خلیق، صالح محمد، تاریخ ادبیات بلخ، انجمن نویسندگان بلخ، ۱۳۸۷ش.
خلیق، صالح محمد، جاذبههای گردشگری بلخ، کابل، شاهمحمد، ۱۳۹۹ش.
«خوشبینی کشاورزان در بلخ از افزایش فراوردههای بادام در این ولایت»، طلوع نیوز، تاریخ درج مطلب: ۱۵ خرداد ۱۳۹۹ش.
دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۵ش.
«دربارهٔ افغانستان»، وبسایت سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در مزار شریف، تاریخ بازدید: ۱۵ تیر ۱۴۰۴ش.
«دربارهٔ عیاران برج هشت ضلعی بلخ بیشتر بدانید»، وبسایت آی فیلم ۲، تاریخ درج مطلب: ۱۴ مرداد ۱۳۹۹ش.
دلجو، عباس، تاریخ باستانی هزارهها، کابل، امیری، ۱۳۹۲ش.
دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، وبسایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ش.
ربانی، ابوالفضل، «برمکیان»، وبسایت حوزهٔ نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، تاریخ درج مطلب: ۱ مهر ۱۳۹۲ش.
لاری، عبدالغفور (منسوب به او)، تاریخچه مزارشریف، به کوشش نجیب مایل هروی، افغانستان، انجمن تاریخ و ادب، ۱۳۴۹ش.
مایل هروی، غلامرضا، حاشیه بر جغرافیای حافظ ابرو (قسمت ربع خراسان هرات)، تهران، ۱۳۴۹ش.
مجتبایی، فتحالله و جعفری (قنواتی)، محمد، «ابراهیم ادهم»، وبسایت مرکزدائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۱۲ آذر ۱۳۹۸ش.
محمدی، «أدهم، اسطورهای فرای مرزها»، وبسایت تبیان، تاریخ درج مطلب: ۳ شهریور ۱۳۸۹ش.
مرادی، حسین، «درآمدی بر شکستِ عقلانیتِ بلخی»، وبسایت زیتون، تاریخ درج مطلب: ۱۶ بهمن ۱۳۹۹ش.
مرادی غیاثآبادی، رضا، مراسم جشن نوروز یا میله گل سرخ در بلخ و مزارشریف، مجموعه مقالات دومین همایش منطقهای نوروز، پژوهشکده مردمشناسی سازمان میراث فرهنگی ۱۳۸۲ش.
مروزی علوی، اسماعیل بن حسین، الفخری فی أنساب الطالبیین، قم، کتابخانه عمومی حضرت آیتالله العظمی مرعشی نجفی، ۱۳۸۵ش.
«مسجد کبود مزار شریف؛ جایگاه همدلی و وحدت مردم افغانستان»، وبسایت آی فیلم ۲، تاریخ درج مطلب: ۵ آذر ۱۳۹۸ش.
«مسجد ۹ گنبد بنایی تاریخی در افغانستان»، خبرگزاری شبستان، تاریخ درج مطلب: ۱۷ دی ۱۳۹۶ش.
«مسئولین رسانهها در بلخ وضعیت مطبوعات در کشور را بررسی کردند»، وبسایت افغانستان رو، تاریخ درج مطلب: ۷ می ۲۰۱۴م.
مسعودی، أبو الحسن علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۴ش.
«معرفی ولایت بلخ»، وبسایت سیستم معلوماتی گردشگری افغانستان، تاریخ درج مطلب: ۱۵ آبان ۱۳۹۸ش.
ملک شهمیرزادی، صادق، تاریخ تمدنهای آسیای مرکزی، تهران، وزارت خارجه، ۱۳۷۴ش.
مهدی، غلامعلی، «نقش کلیدی در نشر معارف شیعه در خراسان بزرگ»، مجلهٔ علوم حدیث، شمارهٔ ۶۴، ۱۳۹۱ش.
«میدان هوایی قندهار پرترددترین فرودگاه یکبانده در جهان»، خبرگزاری آوا، تاریخ درج مطلب: ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ش.
«میله گل سرخ؛ جشن نوروز مردمان مزار شریف»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: ۲۳ اسنفد ۱۳۸۹ش.
«نشست بررسی تجربهٔ حفاظت و مرمت از مسجد تاریخی بلخ»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: ۵ خرداد ۱۳۹۸ش.
«نفوس ولایت بلخ یک میلیون و ۵۴۳ هزار و ۴۶۴ تن برآورد شد»، خبرگزاری آوا، تاریخ درج مطلب: ۱۲ تیر ۱۴۰۰ش.
نقابی، عفت و بهرامیان، روحالله، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، مجلهٔ پژوهشنامهٔ فرهنگ و ادبیات آیینی، شمارهٔ ۳، ۱۴۰۲ش.
«نقش شیعیان بلخ در فرهنگ و تمدن اسلامی (تا حمله مغول)»، وبسایت سخن تاریخ، تاریخ بازدید: ۵ تیر ۱۴۰۴ش.
«نگاهی به کار شاعری بانوان بلخ»، وبسایت روزنامهٔ ۸ صبح، تاریخ درج مطلب: ۲۴ آبان ۱۳۹۱ش.
«نوعیت خاکهای زراعتی در ولایت بلخ»، وبسایت A l H، تاریخ درج مطلب: ۱۱ آبان ۱۳۸۴ش.
«ورزشکاران تیم والیبال بلخ تشویق مالی شدند»، خبرگزاری باختر، تاریخ درج مطلب: ۳ مهر ۱۴۰۱ش.
«وضعیت کتابخانهها در مزار شریف»، وبسایت روزنامه ۸صبح، تاریخ درج مطلب: ۷ تیر ۱۳۸۸ش.
هاشمی، صدیقه، «آقکپرک»، در دانشنامه هزاره، کابل، بنیاد دانشنامه، ۱۳۹۹ش.
هروی، مایل، تاریخچه مزار شریف، انجمن تاریخ و ادب، کابل، مطبعه دولتی ۱۳۴۹ش.
«هفتصد مدرسه دینی در بلخ فعال است»، خبرگزاری پیام آفتاب، تاریخ درج مطلب: ۲۸ حمل ۱۳۹۶ش.
همسایه نزدیکتر از خویش (مقالاتی از دایرهٔ المعارف ایرانیکا)، ترجمه هوشنگ اعلم و دیگران، تهران، مرجع، ۱۳۸۷ش.
یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، البلدان، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۲ق.