پرش به محتوا

سیاه‌دوزی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
ابرابزار
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''سیاه‌دوزی؛''' دوخت انواع نقوش سیاه‌دوزی با نخ کاموای ظریف روی پارچه
'''سیاه‌دوزی؛''' دوخت انواع نقوش ذهنی با نخ سیاه‌رنگ و ظریف روی پارچه.


سیاه‌دوزی از هنرهای اصیل و قدیمی منطقهٔ سیستان است که نمونه‌هایی از آن در سایر شهرها نظیر گلستان، هرمزگان و خراسان جنوبی و کشورهای پاکستان، عمان و افغانستان دیده می‌شود. تمام نقوش سیاه‌دوزی به‌صورت ذهنی و با الهام از طبیعت منطقه انجام شده که هر یک دارای نماد و نشانه‌ای برای مردم این مناطق است. این هنر در دورهٔ اشکانیان و ساسانیان به اوج خود رسید و امروزه از آن برای تزیین لباس و منسوجات پارچه‌ای به‌کار می‌رود. هنرمندان سیاه‌دوز اغلب با نخ سیاه‌رنگ روی پارچهٔ سفید نقش‌اندازی می‌کنند تا جلوای زیبا از این هنر را به‌وجود آورند.
سیاه‌دوزی از هنرهای اصیل و قدیمی [[قوم بلوچ]] در سیستان و بلوچستان است که نمونه‌هایی از آن در مناطقی از [[استان گلستان|گلستان]]، [[هرمزگان]] و [[خراسان جنوبی]] و کشورهای [[پاکستان]]، [[عمان]] و [[افغانستان]] دیده می‌شود. تمام نقوش سیاه‌دوزی به‌صورت ذهنی و با الهام از طبیعت منطقه انجام می‌شود که هر یک دارای نماد و نشانه‌ای برای مردم این مناطق است. این هنر در دورهٔ [[اشکانیان]] و [[ساسانیان]] به اوج خود رسید و امروزه برای تزیین لباس و منسوجات پارچه‌ای به‌کار می‌رود. هنرمندان سیاه‌دوز اغلب با نخ سیاه‌رنگ روی پارچهٔ سفید نقش‌اندازی می‌کنند تا جلوه‌ای زیباتر به‌وجود آورند.  


== معرفی ==
== معرفی ==
خط ۷: خط ۷:


== تاریخچه ==
== تاریخچه ==
قدمت هنر سیاه‌دوزی به زمان ظهور ابریشم در سیستان برمی‌گردد. سیستان در آغاز، مکان تولید بهترین بافته‌های ابریشمی و پشمی بوده و با داشتن باغ‌های توت، یکی از بزرگ‌ترین مراکز پرورش ابریشم بوده است. حدود ۱۰۰ سال پیش در روستای چلنگ زابل، کارگاه‌های تولید پیله و ابریشم وجود داشته است.<ref>{{پک|شیخ‌ویسی|1399|ک=سیاه‌دوزی و خامه‌دوزی سیستان و تولید مصنوعات جدید بر اساس فرهنگ منطقه|ص=11}}</ref> اوج هنر سیاه‌دوزی به‌دورهٔ اشکانی و ساسانی بازمی‌گردد.<ref>{{پک/بن|سرزمین|ک=خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)|ف=هفت هزار سال هنر در یک سرزمین}}</ref> سیاه‌دوزی از جمله شیوه‌های سوزن‌دوزی ایرانی است که در پوشاک زرتشتیان نیز کاربرد داشته است. بر اساس برخی گزارش‌های تاریخی، در دوره‌هایی که تمایز دینی در پوشش اهمیت داشت، پیروان ادیان مختلف با نشانه‌هایی در لباس خود از یکدیگر بازشناخته می‌شدند. زرتشتیان در این دوره، لباس‌های سفید از جنس کرباس می‌پوشیدند و نقوش سیاه‌دوزی را بر یقه، سرآستین و لبه جامه می‌دوختند تا پوشش آنان به‌عنوان نشانه‌ای از هویت دینی‌شان شناخته شود. به‌تدریج، این شیوهٔ دوخت از کارکرد صرفاً هویتی فراتر رفت و به یکی از گونه‌های سوزن‌دوزی در میان برخی مناطق و اقوام ایران تبدیل شد.<ref>{{پک|شیخ‌ویسی|1399|ک=سیاه‌دوزی و خامه‌دوزی سیستان و تولید مصنوعات جدید بر اساس فرهنگ منطقه|ص=12}}</ref>
قدمت هنر سیاه‌دوزی به زمان ورود [[ابریشم]] به سیستان برمی‌گردد. سیستان در گذشته‌های دور، مکان تولید بهترین بافته‌های ابریشمی و پشمی بوده و با داشتن باغ‌های توت، یکی از بزرگ‌ترین مراکز پرورش پیله ابریشم بوده است. تا حدود ۱۰۰ سال پیش نیز در روستای چلنگ [[زابل]]، کارگاه‌های تولید پیله و ابریشم وجود داشته است.<ref>{{پک|شیخ‌ویسی|1399|ک=سیاه‌دوزی و خامه‌دوزی سیستان و تولید مصنوعات جدید بر اساس فرهنگ منطقه|ص=11}}</ref> اوج هنر سیاه‌دوزی به‌دورهٔ اشکانی و ساسانی بازمی‌گردد.<ref>{{پک/بن|سرزمین|ک=خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)|ف=هفت هزار سال هنر در یک سرزمین}}</ref> سیاه‌دوزی از جمله شیوه‌های سوزن‌دوزی ایرانی است که در پوشاک زرتشتیان نیز کاربرد داشته است. بر اساس برخی گزارش‌های تاریخی، در دوره‌هایی که تمایز دینی در پوشش اهمیت داشت، پیروان ادیان مختلف با نشانه‌هایی در لباس خود از یکدیگر بازشناخته می‌شدند. [[زرتشتیان]] در این دوره، لباس‌های سفید از جنس کرباس می‌پوشیدند و نقوش سیاه‌دوزی را بر یقه، سرآستین و لبه جامه می‌دوختند تا پوشش آنان به‌عنوان نشانه‌ای از هویت دینی‌شان شناخته شود. به‌تدریج، این شیوهٔ دوخت از کارکرد صرفاً هویتی فراتر رفت و به یکی از گونه‌های [[سوزن‌دوزی]] میان برخی مناطق و [[اقوام ایرانی|اقوام ایران]] تبدیل شد.<ref>{{پک|شیخ‌ویسی|1399|ک=سیاه‌دوزی و خامه‌دوزی سیستان و تولید مصنوعات جدید بر اساس فرهنگ منطقه|ص=12}}</ref>


== انواع دوخت‌های سیاه‌دوزی ==
== انواع دوخت‌های سیاه‌دوزی ==
از دوخت‌های سیاه‌دوزی به دوخت دندان‌موشی، دو دندان تا شش دندان که در حاشیه و لبهٔ لباس به‌کار می‌رود، دوخت زنجیره که به‌صورت دانه‌های زنجیر به‌هم پیوسته دوخته می‌شود، ساقه‌دوزی که به‌صورت پهن و باریک در مرزبندی طرح و حاشیه استفاده می‌شود و دوخت زیگزاگ که به سه حالت بسته، باز و توپر وجود دارد، بیان شده است. روی دوخت زیگزاگ توپر، یک ردیف دندان‌موشی نیز دوخته می‌شود.<ref>{{پک|شیخ‌ویسی|1399|ک=سیاه‌دوزی و خامه‌دوزی سیستان و تولید مصنوعات جدید بر اساس فرهنگ منطقه|ص=20-25}}</ref>
از دوخت‌های سیاه‌دوزی به دوخت دندان‌موشی، دو دندان تا شش دندان که در حاشیه و لبهٔ لباس به‌کار می‌رود، دوخت زنجیره که به‌صورت دانه‌های زنجیر به‌هم‌پیوسته دوخته می‌شود، ساقه‌دوزی که به‌صورت پهن و باریک در مرزبندی طرح و حاشیه استفاده می‌شود و دوخت زیگزاگ که به سه حالت بسته، باز و توپر وجود دارد، بیان شده است. روی دوخت زیگزاگ توپر، یک ردیف دندان‌موشی نیز دوخته می‌شود.<ref>{{پک|شیخ‌ویسی|1399|ک=سیاه‌دوزی و خامه‌دوزی سیستان و تولید مصنوعات جدید بر اساس فرهنگ منطقه|ص=20-25}}</ref>


== کاربرد ==
== کاربرد ==
مردم شهر زابل هنر سیاه‌دوزی را برای تزیین جامه‌های خود در اطراف یقه، سردست و پای دامن لباس مردان استفاده می‌کنند.<ref>{{پک|گلستانه|1388|ک=سور و سوگ در سیستان (شادی و غم مرگ و زند)|ص=8}}</ref> علاوه‌بر آن، برای تزیین بقچه، جانماز و روطاقچه‌ای نیز کاربرد دارد. زنان سیستانی پیراهنی بلند و راسته می‌پوشند که پهلوهای آن تا نزدیکی خط کمر، چاک دارد. قسمت جلوی پیراهن با انواع نقوش تخم خربزه، دندون بره، پا مرغک، زنجیره و پنجولک سیاه‌دوزی شده است. دامن پرچین زنان سیستانی تُنبون نام دارد که لبهٔ پایین آن مزین به سیاه‌دوزی است. زنان همچنین از پارچه‌های ساده و تیره‌رنگ جلیقه تهیه می‌کنند و دور تا دور آن را با سیاه‌دوزی تزیین می‌کنند. چِل‌تِریز پیراهنی سفید، گشاد و پر چین مخصوص مردان است که اغلب به‌رنگ سفید بوده که از ۴۰ تکه تشکیل می‌شود که دور یقه و سر مچ پیراهن سیاه‌دوزی شده است. نوعی از این پیراهن را زنان نیز به تن می‌کنند که به پیراهن دو گریبانه معروف است.<ref>{{پک|شیخ‌ویسی|1399|ک=سیاه‌دوزی و خامه‌دوزی سیستان و تولید مصنوعات جدید بر اساس فرهنگ منطقه|ص=25-28}}</ref> در روستای شاهکوه از توابع استان گلستان نیز از سیاه‌دوزی برای تزیین پوشاک زنانه استفاده می‌شود. در کلاته رودبار روستایی در نزدیکی شهرستان دامغان، از سیاه‌دوزی علاوه‌بر تزیین لباس و منسوجات پارچه‌ای، برای تزیین جهیزیه نیز استفاده می‌شود. هنر سیاه‌دوزی در این روستا بیشتر جنبهٔ تزیینی دارد و زنان لباس‌های سیاه‌دوزی شده را در مراسم‌های شادمانی و عروسی می‌پوشند.<ref name=":02">{{پک|موسوی‌زاده|شیخی|1404|ک=پژوهش‌نامهٔ خراسان بزرگ|ف=مطالعهٔ تطبیقی هنر دوخت سنتی سیاه دوزی زابل، شاهکوه و کلاته رودبار|ص=74-77}}</ref>
مردم شهر زابل هنر سیاه‌دوزی را برای تزیین جامه‌های خود در اطراف یقه، سردست و پای دامن لباس مردان استفاده می‌کنند.<ref>{{پک|گلستانه|1388|ک=سور و سوگ در سیستان (شادی و غم مرگ و زند)|ص=8}}</ref> علاوه‌بر آن، برای تزیین [[بقچه]]، [[جانماز]] و روطاقچه‌ای نیز کاربرد دارد. زنان سیستانی پیراهنی بلند و راسته می‌پوشند که پهلوهای آن تا نزدیکی خط کمر، چاک دارد. قسمت جلوی پیراهن با انواع نقوش تخم خربزه، دندون بره، پا مرغک، زنجیره و پنجولک سیاه‌دوزی شده است. دامن پرچین زنان سیستانی تُنبون نام دارد که لبهٔ پایین آن مزین به سیاه‌دوزی است. زنان همچنین از پارچه‌های ساده و تیره‌رنگ جلیقه تهیه می‌کنند و دور تا دور آن را با سیاه‌دوزی تزیین می‌کنند. چِل‌تِریز پیراهنی سفید، گشاد و پر چین مخصوص مردان است که اغلب به‌رنگ سفید بوده که از ۴۰ تکه تشکیل می‌شود که دور یقه و سر مچ پیراهن سیاه‌دوزی شده است. نوعی از این پیراهن را زنان نیز به تن می‌کنند که به پیراهن دو گریبانه معروف است.<ref>{{پک|شیخ‌ویسی|1399|ک=سیاه‌دوزی و خامه‌دوزی سیستان و تولید مصنوعات جدید بر اساس فرهنگ منطقه|ص=25-28}}</ref> در روستای شاهکوه از توابع استان [[استان گلستان|گلستان]] نیز از سیاه‌دوزی برای تزیین پوشاک زنانه استفاده می‌شود. در کلاته رودبار، روستایی در نزدیکی [[دامغان]]، از سیاه‌دوزی علاوه‌بر تزیین لباس و منسوجات پارچه‌ای، برای تزیین [[جهیزیه]] نیز استفاده می‌شود. هنر سیاه‌دوزی در این روستا بیشتر جنبهٔ تزیینی دارد و زنان لباس‌های سیاه‌دوزی شده را در مراسم‌های شادمانی و [[مراسم عروسی|عروسی]] می‌پوشند.<ref name=":02">{{پک|موسوی‌زاده|شیخی|1404|ک=پژوهش‌نامهٔ خراسان بزرگ|ف=مطالعهٔ تطبیقی هنر دوخت سنتی سیاه دوزی زابل، شاهکوه و کلاته رودبار|ص=74-77}}</ref>


== ابزارها ==
== ابزارها ==
ابزارهای لازم برای سیاه‌دوزی، نخ، پارچه، سوزن، انگشتانه و قیچی است. نخ استفاده شده در این نوع سوزن‌دوزی اغلب نخ کاموایی ظریف بوده که در گذشته با رنگ‌های طبیعی رنگ می‌شده است. برای مثال رنگ سیاه را از پوست انار و زاج سیاه و قرمز را با روناس و گیاهان طبیعی منطقه به‌دست می‌آوردند. پارچهٔ مورد استفاده برای این هنر ساده و اغلب از جنس نخی و پنبه‌ای و به‌رنگ سفید است؛ اما متناسب با شرایط آب و هوایی از پارچه‌های کرپ، پشمی و ابریشمی نیز استفاده می‌شود. هنرمندان روستای شاهکوه، به‌دلیل شرایط محیطی و عدم دسترسی به روستاها و شهرهای اطراف، مواد اولیهٔ این هنر را از طریق دام یا مزارع تأمین می‌کنند که پس از شست و شو و ریسیدن آن، رنگرزی نموده و روی پارچه نقش‌اندازی می‌کنند.<ref name=":022">{{پک|موسوی‌زاده|شیخی|1404|ک=پژوهش‌نامهٔ خراسان بزرگ|ف=مطالعهٔ تطبیقی هنر دوخت سنتی سیاه دوزی زابل، شاهکوه و کلاته رودبار|ص=70}}</ref>
ابزارهای لازم برای سیاه‌دوزی، نخ، پارچه، [[سوزن]]، انگشتانه و قیچی است. نخ استفاده شده در این نوع سوزن‌دوزی اغلب نخ کاموایی ظریف بوده که در گذشته با رنگ‌های طبیعی رنگ می‌شده است. برای مثال رنگ سیاه را از پوست [[انار]] و زاج سیاه و قرمز را با [[روناس]] و گیاهان طبیعی منطقه به‌دست می‌آوردند. پارچهٔ مورد استفاده برای این هنر ساده و اغلب از جنس نخی و پنبه‌ای و به‌رنگ سفید است؛ اما متناسب با شرایط آب‌وهوایی از پارچه‌های کرپ، پشمی و ابریشمی نیز استفاده می‌شود. هنرمندان روستای شاهکوه، به‌دلیل شرایط محیطی و دسترسی‌نداشتن به روستاها و شهرهای اطراف، مواد اولیهٔ این هنر را از طریق دام یا مزارع تأمین می‌کنند که پس از شست‌وشو و ریسیدن آن، رنگرزی نموده و روی پارچه نقش‌اندازی می‌کنند.<ref name=":022">{{پک|موسوی‌زاده|شیخی|1404|ک=پژوهش‌نامهٔ خراسان بزرگ|ف=مطالعهٔ تطبیقی هنر دوخت سنتی سیاه دوزی زابل، شاهکوه و کلاته رودبار|ص=70}}</ref>


== رنگ در سیاه‌دوزی ==
== رنگ در سیاه‌دوزی ==
سوزن‌دوزان زابلی، اغلب نخ سیاه رنگ را برای نقش‌اندازی انتخاب می‌کنند تا روی پارچهٔ سفید جلوه‌ای زیبا پدیدآورد. در حال حاضر، با توجه به سلیقهٔ بازار از پارچه‌هایی با رنگ‌های مختلف نیز برای دوخت این هنر استفاده می‌شود.<ref name=":029">{{پک|موسوی‌زاده|شیخی|1404|ک=پژوهش‌نامهٔ خراسان بزرگ|ف=مطالعهٔ تطبیقی هنر دوخت سنتی سیاه دوزی زابل، شاهکوه و کلاته رودبار|ص=71}}</ref> زنان روستای شاهکوه برای تهیهٔ لباس‌های خود فقط از پارچهٔ سفید رنگ و برای نقش‌اندازی از نخ سیاه به مقدار کم و نخ‌های سبز و قرمز استفاده می‌کنند. سیاه‌دوزی در کلاتهٔ رودبار با استفاده از رنگ‌های سیاه و گاهی قرمز، سبز، نارنجی و صورتی انجام می‌پذیرد.<ref name=":023">{{پک|موسوی‌زاده|شیخی|1404|ک=پژوهش‌نامهٔ خراسان بزرگ|ف=مطالعهٔ تطبیقی هنر دوخت سنتی سیاه دوزی زابل، شاهکوه و کلاته رودبار|ص=74-77}}</ref>
سوزن‌دوزان زابلی، اغلب نخ سیاه‌رنگ را برای نقش‌اندازی انتخاب می‌کنند تا روی پارچهٔ سفید جلوه‌ای زیبا پدید آورد. در حال حاضر، با توجه به سلیقهٔ بازار از پارچه‌هایی با رنگ‌های مختلف نیز برای دوخت این هنر استفاده می‌شود.<ref name=":029">{{پک|موسوی‌زاده|شیخی|1404|ک=پژوهش‌نامهٔ خراسان بزرگ|ف=مطالعهٔ تطبیقی هنر دوخت سنتی سیاه دوزی زابل، شاهکوه و کلاته رودبار|ص=71}}</ref> زنان روستای شاهکوه برای تهیهٔ لباس‌های خود فقط از پارچهٔ سفید رنگ و برای نقش‌اندازی از نخ سیاه به مقدار کم و نخ‌های سبز و قرمز استفاده می‌کنند. سیاه‌دوزی در کلاتهٔ رودبار با استفاده از رنگ‌های سیاه و گاهی قرمز، سبز، نارنجی و صورتی انجام می‌پذیرد.<ref name=":023">{{پک|موسوی‌زاده|شیخی|1404|ک=پژوهش‌نامهٔ خراسان بزرگ|ف=مطالعهٔ تطبیقی هنر دوخت سنتی سیاه دوزی زابل، شاهکوه و کلاته رودبار|ص=74-77}}</ref>


== سیاه‌دوزی مدرن ==
== سیاه‌دوزی مدرن ==
در سال‌های اخیر هنرمندان بلوچ و فعالان حوزهٔ مد و پوشاک سنتی، سیاه‌دوزی را با سایر رنگ‌ها نظیر قرمز، سبز، فیروزه‌ای و رنگ‌های دیگر تلفیق کردند. استفاده از این رنگ‌ها در زمینهٔ پارچه و رنگ نخ سبب شد تا سیاه‌دوزی از حالت صرفاً سنتی خارج و وارد دنیای مدرن و هنری شود. همچنین هنرمندان با ترکیب آن با هنر آینه‌دوزی توانستند نوعی تنوع بصری و کاربردی به این هنر اضافه کنند.<ref>{{پک|گرگیچ|1402|ک=طراحی پارچه مجلسی بر اساس سیاه دوزی سیستان و نقوش سوزن دوزی بلوچستان|ص=55}}</ref>
در سال‌های اخیر هنرمندان بلوچ و فعالان حوزهٔ مد و پوشاک سنتی، سیاه‌دوزی را با سایر رنگ‌ها نظیر قرمز، [[سبز]]، فیروزه‌ای و رنگ‌های دیگر تلفیق کردند. استفاده از این رنگ‌ها در زمینهٔ پارچه و رنگ نخ سبب شد تا سیاه‌دوزی از حالت صرفاً سنتی خارج و وارد دنیای هنر مدرن شود. همچنین هنرمندان با ترکیب آن با هنر [[آینه‌دوزی]] توانستند نوعی تنوع بصری و کاربردی به این هنر اضافه کنند.<ref>{{پک|گرگیچ|1402|ک=طراحی پارچه مجلسی بر اساس سیاه دوزی سیستان و نقوش سوزن دوزی بلوچستان|ص=55}}</ref>


== نقوش سیاه‌دوزی ==
== نقوش سیاه‌دوزی ==
خط ۲۸: خط ۲۸:


=== نقوش گیاهی ===
=== نقوش گیاهی ===
در سیاه‌دوزی زابل، نقش‌مایهٔ گیاهی کمتری دیده می‌شود که این خود حاکی از عدم پوشش گیاهی در منطقه و خشکی بیش از حد است؛ زیرا اقلیم کوهستان دارای آب و هوای خشک و بیابانی است و درخت سرو بیشتر از سایر نقوش گیاهی به‌کار می‌رود. در منطقهٔ شاهکوه به‌دلیل نزدیکی به گرگان، نقوش گیاهی از تنوع بیشتری برخوردار است. هنرمندان منطقهٔ کلاتهٔ رودبار، بیشترین نقش‌مایه‌های گیاهی را در سیاه‌دوزی‌های خود بهره می‌برند؛ چون در این منطقه اکثر گیاهان رویشی خاصیت دارویی دارند و علاوه‌بر تأمین مایحتاج آن‌ها، در نقوش سیاه‌دوزی نیز اهمیت بالایی دارند.<ref name=":024">{{پک|موسوی‌زاده|شیخی|1404|ک=پژوهش‌نامهٔ خراسان بزرگ|ف=مطالعهٔ تطبیقی هنر دوخت سنتی سیاه دوزی زابل، شاهکوه و کلاته رودبار|ص=79-80}}</ref>
در سیاه‌دوزی زابل، نقش‌مایهٔ گیاهی کمتری دیده می‌شود که این خود حاکی از عدم پوشش گیاهی در منطقه و خشکی بیش از حد است؛ زیرا اقلیم کوهستان دارای آب‌وهوای خشک و بیابانی است و درخت [[سرو]] بیشتر از سایر نقوش گیاهی به‌کار می‌رود. در منطقهٔ شاهکوه به‌دلیل نزدیکی به [[گرگان]]، نقوش گیاهی از تنوع بیشتری برخوردار است. هنرمندان منطقهٔ کلاتهٔ رودبار، بیشترین نقش‌مایه‌های گیاهی را در سیاه‌دوزی‌های خود بهره می‌برند؛ چون در این منطقه اکثر گیاهان رویشی خاصیت دارویی دارند و علاوه‌بر تأمین مایحتاج آن‌ها، در نقوش سیاه‌دوزی نیز اهمیت بالایی دارند.<ref name=":024">{{پک|موسوی‌زاده|شیخی|1404|ک=پژوهش‌نامهٔ خراسان بزرگ|ف=مطالعهٔ تطبیقی هنر دوخت سنتی سیاه دوزی زابل، شاهکوه و کلاته رودبار|ص=79-80}}</ref>


=== نقوش حیوانی ===
=== نقوش حیوانی ===
در سیاه‌دوزی مناطق کلاتهٔ رودبار و زابل، جزئی از بدن حیوانات نظیر تاج خروس، پای مرغ و جوجه دیده می‌شود. حضور این حیوانات در سیاه‌دوزی به‌دلیل همراه بودن زندگی مردم به دامپروری و کشاورزی است. هنرمندان شاهکوه اغلب از نقوش حیوانی پرنده بهره می‌برند که نشانی برای مدد گرفتن از نیروی طبیعت و محیط زیست است.<ref name=":025">{{پک|فلکی|مهرآفرین|۱۳۹8|ک=مطالعات باستان‌شناسی پارسه|ف=مطالعه و شناخت نقوش حیوانی مهرهای مشبک جنوب شرق ایران|ص=47}}</ref>
در سیاه‌دوزی مناطق کلاتهٔ رودبار و زابل، جزئی از بدن حیوانات نظیر تاج خروس، پای مرغ و جوجه دیده می‌شود. حضور این حیوانات در سیاه‌دوزی به‌دلیل همراه بودن زندگی مردم به [[دام‌پروری]] و [[کشاورزی]] است. هنرمندان شاهکوه اغلب از نقوش حیوانی پرنده بهره می‌برند که نشانی برای مدد گرفتن از نیروی طبیعت و محیط زیست است.<ref name=":025">{{پک|فلکی|مهرآفرین|۱۳۹8|ک=مطالعات باستان‌شناسی پارسه|ف=مطالعه و شناخت نقوش حیوانی مهرهای مشبک جنوب شرق ایران|ص=47}}</ref>


=== عناصر طبیعت ===
=== عناصر طبیعت ===
خط ۴۰: خط ۴۰:


== باورها و نمادهای نقوش سیاه‌دوزی ==
== باورها و نمادهای نقوش سیاه‌دوزی ==
نقوش به‌کار رفته در سیاه‌دوزی ریشه در ارزش‌های فرهنگی، ملی و آیینی و شرایط اقلیمی منطقه دارد.<ref>{{پک|شیخ‌ویسی|1399|ک=سیاه‌دوزی و خامه‌دوزی سیستان و تولید مصنوعات جدید بر اساس فرهنگ منطقه|ص=31}}</ref> تمامی نقوش سیاه‌دوزی به‌صورت ذهنی و برگرفته از عناصر موجود در طبیعت روی پارچه دوخته می‌شود. در واقع زنان هنرمند، اندیشه، احساسات و تجربیات خود را در قالب دوخت‌های سنتی به نمایش گذاشته و پیام‌هایی از طبیعت و فرهنگ‌شان را به مخاطب بیان می‌کنند:<ref name=":0210">{{پک|موسوی‌زاده|شیخی|1404|ک=پژوهش‌نامهٔ خراسان بزرگ|ف=مطالعهٔ تطبیقی هنر دوخت سنتی سیاه‌دوزی زابل، شاهکوه و کلاته رودبار|ص=74}}</ref>
نقوش به‌کار رفته در سیاه‌دوزی ریشه در ارزش‌های فرهنگی، ملی و آیینی و شرایط اقلیمی منطقه دارد.<ref>{{پک|شیخ‌ویسی|1399|ک=سیاه‌دوزی و خامه‌دوزی سیستان و تولید مصنوعات جدید بر اساس فرهنگ منطقه|ص=31}}</ref> تمامی نقوش سیاه‌دوزی به‌صورت ذهنی و برگرفته از عناصر موجود در طبیعت روی پارچه دوخته می‌شود. زنان هنرمند، اندیشه، احساسات و تجربیات خود را در قالب دوخت‌های سنتی به نمایش گذاشته و پیام‌هایی از طبیعت و فرهنگ‌شان را به مخاطب بیان می‌کنند:<ref name=":0210">{{پک|موسوی‌زاده|شیخی|1404|ک=پژوهش‌نامهٔ خراسان بزرگ|ف=مطالعهٔ تطبیقی هنر دوخت سنتی سیاه‌دوزی زابل، شاهکوه و کلاته رودبار|ص=74}}</ref>
{| class="wikitable"
{| class="wikitable"
!نقش‌مایه
!نقش‌مایه
خط ۱۰۰: خط ۱۰۰:


== پراکندگی جغرافیایی هنر سیاه‌دوزی ==
== پراکندگی جغرافیایی هنر سیاه‌دوزی ==
هنر سیاه‌دوزی علاوه‌بر مناطق بلوچ‌نشین، شاهکوه و کلاتهٔ رودبار، در کرمان، خراسان جنوبی و هرمزگان نیز وجود دارد. این هنر در سایر کشورهایی که اقوام بلوچ در آن ساکن هستند، نظیر پاکستان، عمان و افغانستان نیز استفاده می‌شود. سیاه‌دوزی در پاکستان به‌عنوان جلوه‌ای منحصر از هنر سوزن‌دوزی بلوچی یاد می‌شود. ایرانشهر که به‌عنوان شهر ملی سوزن‌دوزی ثبت شده، آثار متنوعی از انواع سیاه‌دوزی در کارگاه‌های آن تولید می‌شود.<ref>{{پک|گرگیچ|1402|ک=طراحی پارچه مجلسی بر اساس سیاه دوزی سیستان و نقوش سوزن دوزی بلوچستان|ص=42}}</ref>
هنر سیاه‌دوزی علاوه‌بر مناطق بلوچ‌نشین، شاهکوه و کلاتهٔ رودبار، در [[استان کرمان|کرمان]]، [[خراسان جنوبی]] و [[هرمزگان]] نیز وجود دارد. این هنر در سایر کشورهایی که [[قوم بلوچ|بلوچ‌ها]] در آن ساکن هستند، نظیر [[پاکستان]]، [[عمان]] و [[افغانستان]] نیز استفاده می‌شود. سیاه‌دوزی در پاکستان به‌عنوان جلوه‌ای از هنر [[سوزن‌دوزی بلوچی]] یاد می‌شود. [[ایرانشهر]] که به‌عنوان شهر ملی سوزن‌دوزی ثبت شده، آثار متنوعی از انواع سیاه‌دوزی در کارگاه‌های آن تولید می‌شود.<ref>{{پک|گرگیچ|1402|ک=طراحی پارچه مجلسی بر اساس سیاه دوزی سیستان و نقوش سوزن دوزی بلوچستان|ص=42}}</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==

نسخهٔ کنونی تا ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۳۲

سیاه‌دوزی؛ دوخت انواع نقوش ذهنی با نخ سیاه‌رنگ و ظریف روی پارچه.

سیاه‌دوزی از هنرهای اصیل و قدیمی قوم بلوچ در سیستان و بلوچستان است که نمونه‌هایی از آن در مناطقی از گلستان، هرمزگان و خراسان جنوبی و کشورهای پاکستان، عمان و افغانستان دیده می‌شود. تمام نقوش سیاه‌دوزی به‌صورت ذهنی و با الهام از طبیعت منطقه انجام می‌شود که هر یک دارای نماد و نشانه‌ای برای مردم این مناطق است. این هنر در دورهٔ اشکانیان و ساسانیان به اوج خود رسید و امروزه برای تزیین لباس و منسوجات پارچه‌ای به‌کار می‌رود. هنرمندان سیاه‌دوز اغلب با نخ سیاه‌رنگ روی پارچهٔ سفید نقش‌اندازی می‌کنند تا جلوه‌ای زیباتر به‌وجود آورند.

معرفی

سیاه‌دوزی از رودوزی‌های اصیل و قدیمی زنان سیستانی است که به‌صورت دستی روی پارچه انجام می‌شود.[۱] برای دوخت این هنر از نخ سیاه ابریشمی، برای تزیین پیش‌سینه و سر آستین به‌کار می‌رود.[۲]

تاریخچه

قدمت هنر سیاه‌دوزی به زمان ورود ابریشم به سیستان برمی‌گردد. سیستان در گذشته‌های دور، مکان تولید بهترین بافته‌های ابریشمی و پشمی بوده و با داشتن باغ‌های توت، یکی از بزرگ‌ترین مراکز پرورش پیله ابریشم بوده است. تا حدود ۱۰۰ سال پیش نیز در روستای چلنگ زابل، کارگاه‌های تولید پیله و ابریشم وجود داشته است.[۳] اوج هنر سیاه‌دوزی به‌دورهٔ اشکانی و ساسانی بازمی‌گردد.[۴] سیاه‌دوزی از جمله شیوه‌های سوزن‌دوزی ایرانی است که در پوشاک زرتشتیان نیز کاربرد داشته است. بر اساس برخی گزارش‌های تاریخی، در دوره‌هایی که تمایز دینی در پوشش اهمیت داشت، پیروان ادیان مختلف با نشانه‌هایی در لباس خود از یکدیگر بازشناخته می‌شدند. زرتشتیان در این دوره، لباس‌های سفید از جنس کرباس می‌پوشیدند و نقوش سیاه‌دوزی را بر یقه، سرآستین و لبه جامه می‌دوختند تا پوشش آنان به‌عنوان نشانه‌ای از هویت دینی‌شان شناخته شود. به‌تدریج، این شیوهٔ دوخت از کارکرد صرفاً هویتی فراتر رفت و به یکی از گونه‌های سوزن‌دوزی میان برخی مناطق و اقوام ایران تبدیل شد.[۵]

انواع دوخت‌های سیاه‌دوزی

از دوخت‌های سیاه‌دوزی به دوخت دندان‌موشی، دو دندان تا شش دندان که در حاشیه و لبهٔ لباس به‌کار می‌رود، دوخت زنجیره که به‌صورت دانه‌های زنجیر به‌هم‌پیوسته دوخته می‌شود، ساقه‌دوزی که به‌صورت پهن و باریک در مرزبندی طرح و حاشیه استفاده می‌شود و دوخت زیگزاگ که به سه حالت بسته، باز و توپر وجود دارد، بیان شده است. روی دوخت زیگزاگ توپر، یک ردیف دندان‌موشی نیز دوخته می‌شود.[۶]

کاربرد

مردم شهر زابل هنر سیاه‌دوزی را برای تزیین جامه‌های خود در اطراف یقه، سردست و پای دامن لباس مردان استفاده می‌کنند.[۷] علاوه‌بر آن، برای تزیین بقچه، جانماز و روطاقچه‌ای نیز کاربرد دارد. زنان سیستانی پیراهنی بلند و راسته می‌پوشند که پهلوهای آن تا نزدیکی خط کمر، چاک دارد. قسمت جلوی پیراهن با انواع نقوش تخم خربزه، دندون بره، پا مرغک، زنجیره و پنجولک سیاه‌دوزی شده است. دامن پرچین زنان سیستانی تُنبون نام دارد که لبهٔ پایین آن مزین به سیاه‌دوزی است. زنان همچنین از پارچه‌های ساده و تیره‌رنگ جلیقه تهیه می‌کنند و دور تا دور آن را با سیاه‌دوزی تزیین می‌کنند. چِل‌تِریز پیراهنی سفید، گشاد و پر چین مخصوص مردان است که اغلب به‌رنگ سفید بوده که از ۴۰ تکه تشکیل می‌شود که دور یقه و سر مچ پیراهن سیاه‌دوزی شده است. نوعی از این پیراهن را زنان نیز به تن می‌کنند که به پیراهن دو گریبانه معروف است.[۸] در روستای شاهکوه از توابع استان گلستان نیز از سیاه‌دوزی برای تزیین پوشاک زنانه استفاده می‌شود. در کلاته رودبار، روستایی در نزدیکی دامغان، از سیاه‌دوزی علاوه‌بر تزیین لباس و منسوجات پارچه‌ای، برای تزیین جهیزیه نیز استفاده می‌شود. هنر سیاه‌دوزی در این روستا بیشتر جنبهٔ تزیینی دارد و زنان لباس‌های سیاه‌دوزی شده را در مراسم‌های شادمانی و عروسی می‌پوشند.[۹]

ابزارها

ابزارهای لازم برای سیاه‌دوزی، نخ، پارچه، سوزن، انگشتانه و قیچی است. نخ استفاده شده در این نوع سوزن‌دوزی اغلب نخ کاموایی ظریف بوده که در گذشته با رنگ‌های طبیعی رنگ می‌شده است. برای مثال رنگ سیاه را از پوست انار و زاج سیاه و قرمز را با روناس و گیاهان طبیعی منطقه به‌دست می‌آوردند. پارچهٔ مورد استفاده برای این هنر ساده و اغلب از جنس نخی و پنبه‌ای و به‌رنگ سفید است؛ اما متناسب با شرایط آب‌وهوایی از پارچه‌های کرپ، پشمی و ابریشمی نیز استفاده می‌شود. هنرمندان روستای شاهکوه، به‌دلیل شرایط محیطی و دسترسی‌نداشتن به روستاها و شهرهای اطراف، مواد اولیهٔ این هنر را از طریق دام یا مزارع تأمین می‌کنند که پس از شست‌وشو و ریسیدن آن، رنگرزی نموده و روی پارچه نقش‌اندازی می‌کنند.[۱۰]

رنگ در سیاه‌دوزی

سوزن‌دوزان زابلی، اغلب نخ سیاه‌رنگ را برای نقش‌اندازی انتخاب می‌کنند تا روی پارچهٔ سفید جلوه‌ای زیبا پدید آورد. در حال حاضر، با توجه به سلیقهٔ بازار از پارچه‌هایی با رنگ‌های مختلف نیز برای دوخت این هنر استفاده می‌شود.[۱۱] زنان روستای شاهکوه برای تهیهٔ لباس‌های خود فقط از پارچهٔ سفید رنگ و برای نقش‌اندازی از نخ سیاه به مقدار کم و نخ‌های سبز و قرمز استفاده می‌کنند. سیاه‌دوزی در کلاتهٔ رودبار با استفاده از رنگ‌های سیاه و گاهی قرمز، سبز، نارنجی و صورتی انجام می‌پذیرد.[۱۲]

سیاه‌دوزی مدرن

در سال‌های اخیر هنرمندان بلوچ و فعالان حوزهٔ مد و پوشاک سنتی، سیاه‌دوزی را با سایر رنگ‌ها نظیر قرمز، سبز، فیروزه‌ای و رنگ‌های دیگر تلفیق کردند. استفاده از این رنگ‌ها در زمینهٔ پارچه و رنگ نخ سبب شد تا سیاه‌دوزی از حالت صرفاً سنتی خارج و وارد دنیای هنر مدرن شود. همچنین هنرمندان با ترکیب آن با هنر آینه‌دوزی توانستند نوعی تنوع بصری و کاربردی به این هنر اضافه کنند.[۱۳]

نقوش سیاه‌دوزی

نقوش سیاه‌دوزی شامل موارد زیر است:

نقوش گیاهی

در سیاه‌دوزی زابل، نقش‌مایهٔ گیاهی کمتری دیده می‌شود که این خود حاکی از عدم پوشش گیاهی در منطقه و خشکی بیش از حد است؛ زیرا اقلیم کوهستان دارای آب‌وهوای خشک و بیابانی است و درخت سرو بیشتر از سایر نقوش گیاهی به‌کار می‌رود. در منطقهٔ شاهکوه به‌دلیل نزدیکی به گرگان، نقوش گیاهی از تنوع بیشتری برخوردار است. هنرمندان منطقهٔ کلاتهٔ رودبار، بیشترین نقش‌مایه‌های گیاهی را در سیاه‌دوزی‌های خود بهره می‌برند؛ چون در این منطقه اکثر گیاهان رویشی خاصیت دارویی دارند و علاوه‌بر تأمین مایحتاج آن‌ها، در نقوش سیاه‌دوزی نیز اهمیت بالایی دارند.[۱۴]

نقوش حیوانی

در سیاه‌دوزی مناطق کلاتهٔ رودبار و زابل، جزئی از بدن حیوانات نظیر تاج خروس، پای مرغ و جوجه دیده می‌شود. حضور این حیوانات در سیاه‌دوزی به‌دلیل همراه بودن زندگی مردم به دام‌پروری و کشاورزی است. هنرمندان شاهکوه اغلب از نقوش حیوانی پرنده بهره می‌برند که نشانی برای مدد گرفتن از نیروی طبیعت و محیط زیست است.[۱۵]

عناصر طبیعت

سیاه‌دوزان مناطق زابل، شاهکوه و کلاتهٔ رودبار نقوش ستاره و کوه را به‌طور یکسان و در ترکیب با نقوش حیوانی و گیاهی به‌کار می‌برند. وجود این دو نقش در این مناطق حاکی از زندگی در روستا، کوهستان و آسمان پر ستاره در مناطق خشک است.[۱۶]

نقوش برگرفته از آداب و رسوم محلی

در سیاه‌دوزی شاهکوه و کلاتهٔ رودبار نقشی به‌نام کله‌قندی وجود دارد که برگرفته از آداب و رسوم منطقه یعنی رسم قندشکنی در مراسم عروسی است که از گذشته در این دو منطقه وجود داشته است.[۱۷]

باورها و نمادهای نقوش سیاه‌دوزی

نقوش به‌کار رفته در سیاه‌دوزی ریشه در ارزش‌های فرهنگی، ملی و آیینی و شرایط اقلیمی منطقه دارد.[۱۸] تمامی نقوش سیاه‌دوزی به‌صورت ذهنی و برگرفته از عناصر موجود در طبیعت روی پارچه دوخته می‌شود. زنان هنرمند، اندیشه، احساسات و تجربیات خود را در قالب دوخت‌های سنتی به نمایش گذاشته و پیام‌هایی از طبیعت و فرهنگ‌شان را به مخاطب بیان می‌کنند:[۱۹]

نقش‌مایه منطقه مفهوم نمادین
سرو زابل، شاهکوه بلندقامتی و سرافرازی
پای مرغ (پاچوچک) زابل جان
هفت و هشتی زابل و کلاته رودبار مقاومت و سخت‌کوشی
دَمه زابل آب و حاصلخیزی
ستاره زابل، شاهکوه و کلاته رودبار نور، الوهیت و امید
گنجشک شاهکوه آزادی و وفاداری
کبک شاهکوه باروری و حاصلخیزی
خورشید شاهکوه نیروی کیهانی
گل سه‌چله شاهکوه عشق و درستکاری
بته‌جقه کلاته رودبار درخت زندگی
تاج خروس کلاته رودبار بیداری و عبادت
بوتهٔ خاردار کلاته رودبار طبیعت
کله‌قند شاهکوه و کلاته رودبار سرور و شادی[۲۰]

پراکندگی جغرافیایی هنر سیاه‌دوزی

هنر سیاه‌دوزی علاوه‌بر مناطق بلوچ‌نشین، شاهکوه و کلاتهٔ رودبار، در کرمان، خراسان جنوبی و هرمزگان نیز وجود دارد. این هنر در سایر کشورهایی که بلوچ‌ها در آن ساکن هستند، نظیر پاکستان، عمان و افغانستان نیز استفاده می‌شود. سیاه‌دوزی در پاکستان به‌عنوان جلوه‌ای از هنر سوزن‌دوزی بلوچی یاد می‌شود. ایرانشهر که به‌عنوان شهر ملی سوزن‌دوزی ثبت شده، آثار متنوعی از انواع سیاه‌دوزی در کارگاه‌های آن تولید می‌شود.[۲۱]

پانویس

  1. گلستانه، سور و سوگ در سیستان (شادی و غم مرگ و زند)، ۸.
  2. «معرفی هنر سیاه‌دوزی»، پایگاه خبری تحلیلی ساعد نیوز.
  3. شیخ‌ویسی، سیاه‌دوزی و خامه‌دوزی سیستان و تولید مصنوعات جدید بر اساس فرهنگ منطقه، ۱۱.
  4. «هفت هزار سال هنر در یک سرزمین»، خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا).
  5. شیخ‌ویسی، سیاه‌دوزی و خامه‌دوزی سیستان و تولید مصنوعات جدید بر اساس فرهنگ منطقه، ۱۲.
  6. شیخ‌ویسی، سیاه‌دوزی و خامه‌دوزی سیستان و تولید مصنوعات جدید بر اساس فرهنگ منطقه، ۲۰-۲۵.
  7. گلستانه، سور و سوگ در سیستان (شادی و غم مرگ و زند)، ۸.
  8. شیخ‌ویسی، سیاه‌دوزی و خامه‌دوزی سیستان و تولید مصنوعات جدید بر اساس فرهنگ منطقه، ۲۵-۲۸.
  9. موسوی‌زاده و شیخی، «مطالعهٔ تطبیقی هنر دوخت سنتی سیاه دوزی زابل، شاهکوه و کلاته رودبار»، پژوهش‌نامهٔ خراسان بزرگ، ۷۴-۷۷.
  10. موسوی‌زاده و شیخی، «مطالعهٔ تطبیقی هنر دوخت سنتی سیاه دوزی زابل، شاهکوه و کلاته رودبار»، پژوهش‌نامهٔ خراسان بزرگ، ۷۰.
  11. موسوی‌زاده و شیخی، «مطالعهٔ تطبیقی هنر دوخت سنتی سیاه دوزی زابل، شاهکوه و کلاته رودبار»، پژوهش‌نامهٔ خراسان بزرگ، ۷۱.
  12. موسوی‌زاده و شیخی، «مطالعهٔ تطبیقی هنر دوخت سنتی سیاه دوزی زابل، شاهکوه و کلاته رودبار»، پژوهش‌نامهٔ خراسان بزرگ، ۷۴-۷۷.
  13. گرگیچ، طراحی پارچه مجلسی بر اساس سیاه دوزی سیستان و نقوش سوزن دوزی بلوچستان، ۵۵.
  14. موسوی‌زاده و شیخی، «مطالعهٔ تطبیقی هنر دوخت سنتی سیاه دوزی زابل، شاهکوه و کلاته رودبار»، پژوهش‌نامهٔ خراسان بزرگ، ۷۹-۸۰.
  15. فلکی و مهرآفرین، «مطالعه و شناخت نقوش حیوانی مهرهای مشبک جنوب شرق ایران»، مطالعات باستان‌شناسی پارسه، ۴۷.
  16. موسوی‌زاده و شیخی، «مطالعهٔ تطبیقی هنر دوخت سنتی سیاه دوزی زابل، شاهکوه و کلاته رودبار»، پژوهش‌نامهٔ خراسان بزرگ، ۸۲.
  17. ساریخانی و کریمیان، «بررسی تطبیقی نقوش دست‌بافته‌های عشایر بختیاری با سفال‌های پیش از تاریخ جنوب غرب ایران»، نشریه علمی مطالعات تطبیقی هنر، ۷۶.
  18. شیخ‌ویسی، سیاه‌دوزی و خامه‌دوزی سیستان و تولید مصنوعات جدید بر اساس فرهنگ منطقه، ۳۱.
  19. موسوی‌زاده و شیخی، «مطالعهٔ تطبیقی هنر دوخت سنتی سیاه‌دوزی زابل، شاهکوه و کلاته رودبار»، پژوهش‌نامهٔ خراسان بزرگ، ۷۴.
  20. موسوی‌زاده و شیخی، «مطالعهٔ تطبیقی هنر دوخت سنتی سیاه دوزی زابل، شاهکوه و کلاته رودبار»، پژوهش‌نامهٔ خراسان بزرگ، ۷۴-۷۹.
  21. گرگیچ، طراحی پارچه مجلسی بر اساس سیاه دوزی سیستان و نقوش سوزن دوزی بلوچستان، ۴۲.

منابع