پرش به محتوا

آندره میشل: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران‌پدیا
جز حمید گلزار صفحهٔ پیش‌نویس:آندره میشل را بدون برجای‌گذاشتن تغییرمسیر به آندره میشل منتقل کرد
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات افراد
| تصویر            = 
| زیرنویس تصویر    = 
| image_alt        =
| فایل پادکست      = 
| حجم فایلپادکست    = 
| تاریخ پادکست      = 
| زیرنویس عنوان    = جامعه‌شناس و نویسندهٔ فمینیست فرانسوی
| نام              = آندره
| نام خانوادگی      = میشل
| زادهٔ              = ۲۲ سپتامبر ۱۹۲۰
| ناپدید شدن        = 
| درگذشت            = ۸ فوریه ۲۰۲۲
| علت مرگ          = 
| مدفن              = 
| محل زندگی        = فرانسه
| ملیت              = فرانسوی
| دیگر نام‌ها        = آدل ماری آلبر کنستانس ویه
| تحصیلات            = دکترای [[جامعه‌شناسی]]
| محل تحصیل        = دانشگاه اکس-مارسی{{سخ}}دانشگاه گرنوبل آلپ{{سخ}}دانشگاه پانتئون-سوربن
| شناخته‌شده برای    = پژوهش درباره تبعیض جنسیتی{{سخ}}نقد ساختار [[پدرسالاری]]{{سخ}}تحلیل کلیشه‌های جنسیتی
| آثار              = پیکار با تبعیض جنسی{{سخ}}جنبش زنان فمینیسم
| منصب              = پژوهشگر مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه
| دوره              = 
| پس از            = 
| پیش از            = 
| همسر              = 
| فرزندان          = 
| پدر              = 
| مادر              = 
| خویشاوندان        = 
| جوایز            = 
| افتخارات          = 
| درجه نظامی        = 
| درجه علمی        = دکترای جامعه‌شناسی
}}
{{درشت|'''آندره میشل'''؛}} جامعه‌شناس و نویسندهٔ فمینیست فرانسوی.
{{درشت|'''آندره میشل'''؛}} جامعه‌شناس و نویسندهٔ فمینیست فرانسوی.


خط ۱۴: خط ۵۴:


=== خشونت علیه زنان ===
=== خشونت علیه زنان ===
از منظر آندره میشل، نخستین وفاق میان فمینیست‌های سراسر جهان، طرد همه‌گونه [[خشونت علیه زنان]] است. این خشونت‌ها طیف وسیعی از [[خشونت خانگی]] و [[همسرآزاری]] تا [[تجاوز جنسی]] در [[جنگ‌|جنگ‌ها]] را در بر می‌گیرد. زنان جهان عرب و [[آفریقا]] که همواره قربانی خشونت‌های [[افراط‌گرایی مذهبی|افراطیون مذهبی]] هستند، نمونه‌ای برجسته از مقاومت در برابر این پدیده به‌شمار می‌روند. [[کنفرانس حقوق بشر وین]] (۱۹۹۳م) با تأکید بر اینکه [[حقوق زن|حقوق زنان]] بخشی جدایی‌ناپذیر از [[حقوق بشر]] است، گامی مهم در این مسیر بود. همچنین [[دادگاه بین‌المللی لاهه]] تحت تأثیر فشارهای فمینیستی، تجاوز جنسی در [[جنگ بوسنی]] را [[جنایت علیه بشریت]] اعلام کرد که نشان‌دهنده تأثیرگذاری این مبارزات بر [[حقوق بین‌الملل]] است. انجمن‌های متعددی مانند SOS برای حمایت از قربانیان [[خشونت جنسی در اروپا]] شکل گرفته‌اند. با این حال، همۀ فمینیست‌ها این خشونت‌ها را به نظام پدرسالاری خودکامه نسبت نمی‌دهند، اما طرد خشونت به‌عنوان یک عامل وحدت‌بخش میان آنان عمل می‌کند.<ref>میشل، جنبش زنان «فمینیسم»، 1387ش، ص142-154.</ref>
از منظر آندره میشل، نخستین وفاق میان فمینیست‌های سراسر جهان، طرد همه‌گونه [[خشونت علیه زنان]] است. این خشونت‌ها طیف وسیعی از [[خشونت خانگی]] و [[همسرآزاری]] تا [[تجاوز جنسی]] در [[جنگ]]‌ها را در بر می‌گیرد. زنان جهان عرب و [[آفریقا]] که همواره قربانی خشونت‌های [[افراط‌گرایی مذهبی|افراطیون مذهبی]] هستند، نمونه‌ای برجسته از مقاومت در برابر این پدیده به‌شمار می‌روند. [[کنفرانس حقوق بشر وین]] (۱۹۹۳م) با تأکید بر اینکه [[حقوق زن|حقوق زنان]] بخشی جدایی‌ناپذیر از [[حقوق بشر]] است، گامی مهم در این مسیر بود. همچنین [[دادگاه بین‌المللی لاهه]] تحت تأثیر فشارهای فمینیستی، تجاوز جنسی در [[جنگ بوسنی]] را [[جنایت علیه بشریت]] اعلام کرد که نشان‌دهنده تأثیرگذاری این مبارزات بر [[حقوق بین‌الملل]] است. انجمن‌های متعددی مانند SOS برای حمایت از قربانیان [[خشونت جنسی در اروپا]] شکل گرفته‌اند. با این حال، همهٔ فمینیست‌ها این خشونت‌ها را به نظام پدرسالاری خودکامه نسبت نمی‌دهند، اما طرد خشونت به‌عنوان یک عامل وحدت‌بخش میان آنان عمل می‌کند.<ref>میشل، جنبش زنان «فمینیسم»، 1387ش، ص142-154.</ref>


=== الگوی توسعه ===
=== الگوی توسعه ===
خط ۲۰: خط ۶۰:


=== نظامی‌گری ===
=== نظامی‌گری ===
به اعتقاد آندره میشل، مقاومت زنان در برابر خشونت به حوزه نظامی‌گری نیز گسترش می‌یابد. فمینیست‌ها با افزایش مخارج نظامی و [[تجارت اسلحه]] مخالفت می‌کنند و [[دیپلماسی]] را جایگزین راه‌حل‌های نظامی می‌دانند. بر اساس گزارش [[سازمان ملل متحد]]، زنان ۶۴ درصد نیروهای [[صلح]] را تشکیل می‌دهند. آنان دریافته‌اند که قدرت نظامی بازوی مسلح ثروتمندان برای حفظ امتیازات‌شان است و هزینه افزایش بودجه نظامی به قیمت حذف مشاغل غیرنظامی تمام می‌شود که زنان بیشترین آسیب را از آن می‌بینند. نمونه‌های تاریخی از مخالفت زنان با نظامی‌گری در سراسر جهان وجود دارد: از اردوگاه صلح گرینهام کامن در [[انگلیس]] که سال‌ها در برابر [[سلاح‌ هسته‌ای|سلاح‌های هسته‌ای]] مقاومت کرد تا مادران روسی که خواستار بازگشت پسران‌شان از جبهه چچن شدند. در [[کلمبیا]]، [[الجزایر]]، [[بوسنی]] و [[لبنان]] نیز زنان با ابتکارات خود علیه خشونت نظامی ایستادگی کرده‌اند. شکاف جنسیتی در نگرش به خشونت نظامی مشهود است؛ زنان دو تا سه برابر مردان با توسل به زور مخالفت می‌کنند و پیشگام گفتگو و مذاکره هستند.<ref>میشل، جنبش زنان «فمینیسم»، 1387ش، ص142-154.</ref>
به اعتقاد آندره میشل، مقاومت زنان در برابر خشونت به حوزه نظامی‌گری نیز گسترش می‌یابد. فمینیست‌ها با افزایش مخارج نظامی و [[تجارت اسلحه]] مخالفت می‌کنند و [[دیپلماسی]] را جایگزین راه‌حل‌های نظامی می‌دانند. بر اساس گزارش [[سازمان ملل متحد]]، زنان ۶۴ درصد نیروهای [[صلح]] را تشکیل می‌دهند. آنان دریافته‌اند که قدرت نظامی بازوی مسلح ثروتمندان برای حفظ امتیازات‌شان است و هزینه افزایش بودجه نظامی به قیمت حذف مشاغل غیرنظامی تمام می‌شود که زنان بیشترین آسیب را از آن می‌بینند. نمونه‌های تاریخی از مخالفت زنان با نظامی‌گری در سراسر جهان وجود دارد: از اردوگاه صلح گرینهام کامن در [[انگلیس]] که سال‌ها در برابر [[سلاح هسته‌ای|سلاح‌های هسته‌ای]] مقاومت کرد تا مادران روسی که خواستار بازگشت پسران‌شان از جبهه چچن شدند. در [[کلمبیا]]، [[الجزایر]]، [[بوسنی]] و [[لبنان]] نیز زنان با ابتکارات خود علیه خشونت نظامی ایستادگی کرده‌اند. شکاف جنسیتی در نگرش به خشونت نظامی مشهود است؛ زنان دو تا سه برابر مردان با توسل به زور مخالفت می‌کنند و پیشگام گفتگو و مذاکره هستند.<ref>میشل، جنبش زنان «فمینیسم»، 1387ش، ص142-154.</ref>


=== بقای بشر ===
=== بقای بشر ===
خط ۵۱: خط ۹۱:
* Falquet, Jules (۹ فوریه ۲۰۲۲). "Continuer la lutte anti-militariste avec l'inspiration d'Andrée Michel". Mediapart (in French). Retrieved 25 February 2022.
* Falquet, Jules (۹ فوریه ۲۰۲۲). "Continuer la lutte anti-militariste avec l'inspiration d'Andrée Michel". Mediapart (in French). Retrieved 25 February 2022.
{{پایان چپ‌چین}}
{{پایان چپ‌چین}}
{{فمینیسم}}
[[رده:اهالی فرانسه]]
[[رده:جامعه‌شناسان اهل فرانسه]]
[[رده:درگذشتگان ۲۰۲۲ (میلادی)]]
[[رده:زادگان ۱۹۲۰ (میلادی)]]
[[رده:فمینیست‌های اهل فرانسه]]

نسخهٔ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۲۸

آندره میشل
نامآندره
نام خانوادگیمیشل
محل زندگیفرانسه
ملیتفرانسوی
تحصیلاتدکترای جامعه‌شناسی
محل تحصیلدانشگاه اکس-مارسی
دانشگاه گرنوبل آلپ
دانشگاه پانتئون-سوربن
شناخته‌شده
برای
پژوهش درباره تبعیض جنسیتی
نقد ساختار پدرسالاری
تحلیل کلیشه‌های جنسیتی
آثارپیکار با تبعیض جنسی
جنبش زنان فمینیسم
منصبپژوهشگر مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه

آندره میشل؛ جامعه‌شناس و نویسندهٔ فمینیست فرانسوی.

آندره میشل، جامعه‌شناس و فمینیست برجستهٔ فرانسوی بود که آثارش تمرکز عمیقی بر تحلیل تبعیض جنسیتی، نقد ساختار پدرسالاری و بررسی کلیشه‌های جنسیتی داشت. او در آثار مکتوب خود، این کلیشه‌ها را به‌عنوان سازه‌های اجتماعی بازتولیدکنندهٔ نابرابری تحلیل کرد. میشل همچنین فعالیت‌های گستردهٔ ضداستعماری و صلح‌طلبانه داشت و به بررسی همه‌جانبهٔ نظامی‌گری، سرمایه‌داری و ستم جنسیتی پرداخت.

زندگی‌نامه

آندره میشل، با نام تولد آدل ماری آلبر کنستانس ویه در ۲۲ سپتامبر ۱۹۲۰م در والوریس فرانسه متولد شد. میشل پس از دریافت مدرک حقوق از دانشگاه اکس-مارسی، در رشته فلسفه در دانشگاه گرنوبل آلپ تحصیل کرد و به تدریس در مقطع دبیرستان پرداخت. او در ۱۹۵۹م دکترای جامعه‌شناسی خود را از دانشگاه پانتئون-سوربن دریافت و پژوهش‌های خود را بر موضوعاتی چون تبعیض، نابرابری‌های جنسیتی و طبقاتی، نظامی‌گری و شهروندی متمرکز کرد.[۱] آندره میشل در ۱۹۵۱م به مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه پیوست و در خارج از کشور در چندین دانشگاه در آمریکا، الجزایر، کانادا، آمریکای لاتین و بلژیک به تدریس پرداخت. وی در ۸ فوریه ۲۰۲۲م در بوسی-سن-ژرژ در ۱۰۱ سالگی درگذشت.[۲] کتاب‌های پیکار با تبعیض جنسی و جنبش زنان فمینیسم از نوشته‌های او در طرح نظریات فمینیستی به‌شمار می‌آید.[۳]

دیدگاه‌های آندره میشل

سرکوب تاریخی زنان

از دیدگاه آندره میشل، سرکوب زنان پدیده‌ای نوین نیست بلکه ریشه‌های آن به حدود هشت هزار سال پیش و آغاز عصر نوسنگی میانه بازمی‌گردد؛ زمانی که کشاورزی با خیش جایگزین کشاورزی با کج‌بیل شد و ساختارهای اجتماعی مبتنی بر رقابت و انباشت قدرت شکل گرفت. این نظام پدرسالار در طول تاریخ تداوم یافته و امروزه نیز در قالب اقتصاد سرمایه‌داری و ارزش‌های مسلط بازتولید می‌شود. زنان همچنان به‌عنوان «کارگران ذخیره» تلقی می‌شوند و در زمان بحران‌های اقتصادی نخستین قربانیان بیکاری هستند. آمارها نشان می‌دهد در کشورهای غربی، سهم زنان از کل بیکاران به مراتب بیشتر از سهم آنان در جمعیت فعال است. همچنین شرکت‌های چندملیتی با رقابت فشرده خود، بنگاه‌های کوچک و متوسط را ورشکسته می‌کنند و این پدیده یادآور حذف تدریجی زنان از مشاغل سنتی در قرون گذشته است. بدین ترتیب، نظام اقتصادی کنونی با همان منطق نوسنگی میانه، آسیب‌پذیری زنان را تداوم می‌بخشد.[۴]

تحول فمینیسم

به باور آندره میشل، تاریخ زنان نه‌تنها روایت سرکوب، بلکه داستان مقاومت پیگیر آنان در برابر این سرکوب است. این مقاومت از عصر رنسانس با صورتبندی آرمان‌های رهایی فردی آغاز شد و به‌تدریج گسترش یافت تا در دهه ۱۹۷۰م به جنبش‌های آزادی‌بخش زنان در کشورهای شمال انجامید. فمینیسم از آغاز شکل‌گیری تا امروز امواج گوناگونی را تجربه کرده است. در دهه‌های آغازین قرن بیست‌ویکم میلادی، انجمن‌های فمینیستی کشورهای جنوب با پویایی چشمگیری جایگاه محوری یافته‌اند. این انجمن‌ها ضمن تأکید بر کرامت زنان، بر ضرورت ارائه آلترناتیوی برای الگوی توسعه‌ای تأکید می‌کنند که فقر را تشدید می‌کند. اگرچه در گذشته میان فمینیست‌های رادیکال و زنان فعال در نهادهای دولتی فاصله عمیقی وجود داشت، امروزه همکاری میان آنان برای پیشبرد امور زنان افزایش یافته است. همچنین شکاف‌های پیشین میان فمینیست‌های شمال و جنوب جای خود را به همگرایی در موضوعاتی چون خشونت و توسعه داده است. این همگرایی در کنفرانس‌های جهانی زنان از مکزیکو (۱۹۷۵م) تا پکن (۱۹۹۵م) تبلور یافته است.[۵]

خشونت علیه زنان

از منظر آندره میشل، نخستین وفاق میان فمینیست‌های سراسر جهان، طرد همه‌گونه خشونت علیه زنان است. این خشونت‌ها طیف وسیعی از خشونت خانگی و همسرآزاری تا تجاوز جنسی در جنگ‌ها را در بر می‌گیرد. زنان جهان عرب و آفریقا که همواره قربانی خشونت‌های افراطیون مذهبی هستند، نمونه‌ای برجسته از مقاومت در برابر این پدیده به‌شمار می‌روند. کنفرانس حقوق بشر وین (۱۹۹۳م) با تأکید بر اینکه حقوق زنان بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است، گامی مهم در این مسیر بود. همچنین دادگاه بین‌المللی لاهه تحت تأثیر فشارهای فمینیستی، تجاوز جنسی در جنگ بوسنی را جنایت علیه بشریت اعلام کرد که نشان‌دهنده تأثیرگذاری این مبارزات بر حقوق بین‌الملل است. انجمن‌های متعددی مانند SOS برای حمایت از قربانیان خشونت جنسی در اروپا شکل گرفته‌اند. با این حال، همهٔ فمینیست‌ها این خشونت‌ها را به نظام پدرسالاری خودکامه نسبت نمی‌دهند، اما طرد خشونت به‌عنوان یک عامل وحدت‌بخش میان آنان عمل می‌کند.[۶]

الگوی توسعه

دومین توافق مهم فمینیست‌های شمال و جنوب، نقد الگوی توسعه‌ای است که توسط قدرت‌های اقتصادی بزرگ و نهادهای بین‌المللی مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی تحمیل می‌شود. این مدل مبتنی بر رقابت شدید در چارچوب جهانی‌سازی اقتصاد، مرزها را برای تجارت باز می‌کند، اما پیامدهایی چون بیکاری، فقر و نابودی امنیت غذایی به‌همراه دارد. به باور آندره میشل، برنامه‌های سازگاری ساختاری، کشورهای فقیر را زیر بار وام‌های سنگین از پا درمی‌آورند و شرکت‌های چندملیتی با رفتار خود کشاورزی معیشتی را نابود می‌کنند. آمارهای کنفرانس‌های جهانی زنان نشان می‌دهد که زنان با وجود انجام ۶۶درصد ساعات کار جهانی، تنها ۱۰درصد درآمد و یک درصد مالکیت زمین را در اختیار دارند. فمینیست‌های آفریقایی در نایروبی (۱۹۸۵م) سلطهٔ استعمار نوین و اولویت‌های تحمیلی توسعه را افشا کردند که نیازهای اساسی زنان را نادیده می‌گیرد. در مقابل، زنان جنوب تعاونی‌های تولیدی و اعتباری جایگزینی ایجاد کرده‌اند که الگویی مبتنی بر همکاری، نه رقابت، ارائه می‌دهد.[۷]

نظامی‌گری

به اعتقاد آندره میشل، مقاومت زنان در برابر خشونت به حوزه نظامی‌گری نیز گسترش می‌یابد. فمینیست‌ها با افزایش مخارج نظامی و تجارت اسلحه مخالفت می‌کنند و دیپلماسی را جایگزین راه‌حل‌های نظامی می‌دانند. بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، زنان ۶۴ درصد نیروهای صلح را تشکیل می‌دهند. آنان دریافته‌اند که قدرت نظامی بازوی مسلح ثروتمندان برای حفظ امتیازات‌شان است و هزینه افزایش بودجه نظامی به قیمت حذف مشاغل غیرنظامی تمام می‌شود که زنان بیشترین آسیب را از آن می‌بینند. نمونه‌های تاریخی از مخالفت زنان با نظامی‌گری در سراسر جهان وجود دارد: از اردوگاه صلح گرینهام کامن در انگلیس که سال‌ها در برابر سلاح‌های هسته‌ای مقاومت کرد تا مادران روسی که خواستار بازگشت پسران‌شان از جبهه چچن شدند. در کلمبیا، الجزایر، بوسنی و لبنان نیز زنان با ابتکارات خود علیه خشونت نظامی ایستادگی کرده‌اند. شکاف جنسیتی در نگرش به خشونت نظامی مشهود است؛ زنان دو تا سه برابر مردان با توسل به زور مخالفت می‌کنند و پیشگام گفتگو و مذاکره هستند.[۸]

بقای بشر

از منظر آندره میشل، طی سی سال گذشته، تحولی بنیادین در آگاهی و خواسته‌های زنان رخ داده است. فمینیست‌ها بر ضرورت رعایت حقوق انسانی تمام زنان تأکید و شبکه‌های همبستگی فرامرزی ایجاد می‌کنند. این جنبش با افشای پیوند میان نابرابری جنسیتی، طبقاتی و بین‌المللی، مدل مسلطی را به چالش می‌کشد که بر پایه تحقیر نیازهای اساسی اکثریت استوار شده و به رشد افراط‌گرایی انجامیده است. از این منظر، جهانی‌شدن عدالت میان جنسیت‌ها، طبقات و ملت‌ها، فرصت طلایی برای بقای بشریت در قرن بیست‌ویکم محسوب می‌شود.[۹]

کلیشه‌های جنسیتی

میشل کلیشه‌های جنسیتی را در پنج دسته کلی جای می‌دهد:

  1. نقش‌های گوناگون در درون خانواده: مادر، نقش خدمت رسان خانوادگی و وابسته به همسر را به عهده دارد و پدر نقش نان‌آور و تکیه‌گاه را.
  2. خصوصیات شخصیتی: پسران و مردان آفریننده، تصمیم‌گیر و اهل عمل هستند (فعال)، اما دختران وابسته و نظاره‌گر (منفعل).
  3. نقش‌های اجتماعی و سیاسی: زنان در سطوح کوچک و محلی فعال‌اند، اما مردان از مسئولیت برخوردارند یا رهبر سیاسی هستند.
  4. نقش حرفه‌ای: مشاغل به دو بخش زنانه و مردانه تقسیم شده‌اند. زنان منشی یا پرستارند و مردان کارفرما یا پزشک.
  5. کلیشه‌ها همواره باورها و نگرش‌ها به مردانگی و زنانگی را شکل داده و بر نقش‌های اجتماعی زن و مرد اثر می‌گذارند.

میشل هدف کلیشه‌های تبعیض جنسی را، تقویت و توجیه وابستگی، فرودستی و نابرابری موقعیت زنان در جامعه می‌داند.[۱۰]

تحولات ساختار خانواده در غرب

آندره میشل در مطالعات خود از اضمحلال تدریجی خانواده هسته‌ای و جایگزینی آن با الگوهای جدید خانوادگی خبر می‌دهد. به باور وی، کشورهای اروپایی با افزایش چشمگیر تعداد افراد مجرد مواجه شده‌اند؛ به گونه‌ای که در سال ۱۹۸۵م در فرانسه ۲۷درصد مردان و ۲۶درصد زنان گروه سنی ۳۰ تا ۴۰ سال به‌تنهایی زندگی می‌کردند. این وضعیت در آمریکا نیز با کاهش شدید نرخ ازدواج همراه بوده است، چنان‌که درصد زنان ۳۵ تا ۳۹ ساله که هرگز ازدواج نکرده بودند، در فاصله سال‌های ۱۹۸۰م تا ۱۹۹۱م از ۶٫۲درصد به ۱۲درصد افزایش یافت.[۱۱]

میشل همچنین به افزایش چشمگیر روابط نامشروع و حاملگی‌های ناخواسته میان نوجوانان اشاره می‌کند و می‌نویسد بیش از ۴۰درصد زنانی که پیش از بیست‌سالگی ازدواج می‌کنند، باردار هستند و این رقم در نروژ به ۹۰درصد می‌رسد. وی رابطه معناداری میان اشتغال زنان و کاهش نرخ باروری می‌بیند و با استناد به تحقیقات انجام‌شده در فرانسه و آمریکا نشان می‌دهد که تعداد فرزندان زنان شاغل به‌طور معمول کمتر از زنان خانه‌دار است. از نگاه میشل، یکی از مهم‌ترین پیامدهای این تحولات، افزایش شمار خانواده‌های تک‌والدی است که در آنها فرزندان تنها با یکی از والدین (در بیش از ۹۰درصد موارد با مادر) زندگی می‌کنند. به گزارش یونسکو، در سال ۱۹۸۰م، ۴۰درصد کودکان سوئدی از مادران بی‌شوهر متولد شدند و در فرانسه نیز میان سال‌های ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۶م شمار این کودکان ۵۰درصد افزایش یافت و به ۲۲درصد کل نوزادان رسید.[۱۲]

پانویس

  1. Michel, Andrée; Texier, Geneviève (1963). La Condition de la Française d'aujourd'hui. Presses universitaires de France.
  2. Falquet, Jules (9 February 2022). "Continuer la lutte anti-militariste avec l'inspiration d'Andrée Michel". Mediapart (in French). Retrieved 25 February 2022
  3. «آندره میشل»، وب‌سایت کتابناک.
  4. میشل، جنبش زنان «فمینیسم»، 1387ش، ص142-154.
  5. میشل، جنبش زنان «فمینیسم»، 1387ش، ص142-154.
  6. میشل، جنبش زنان «فمینیسم»، 1387ش، ص142-154.
  7. میشل، جنبش زنان «فمینیسم»، 1387ش، ص142-154.
  8. میشل، جنبش زنان «فمینیسم»، 1387ش، ص142-154.
  9. میشل، جنبش زنان «فمینیسم»، 1387ش، ص142-154.
  10. مقدم، «بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر شکل‌گیری کلیشه‌های جنسیتی»، 1397ش، ص94.
  11. هاجری، «اسارت‍های کهنه در جنبش‌های نو»، 1379ش، ص36-43.
  12. هاجری، «اسارت‍های کهنه در جنبش‌های نو»، 1379ش، ص36-43.

منابع

  • «آندره میشل»، وب‌سایت کتابناک، تاریخ بازدید: ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ش.
  • میشل، آندره، جنبش زنان؛ «فمینیسم»، ترجمه هما زنجانی زاده، تهران، نیکا، ۱۳۸۷ش.
  • هاجری، عبدالرسول، «اسارت‍های کهنه در جنبش‌های نو»، مطالعات راهبردی زنان، شمارهٔ ۱۰، ۱۳۷۹ش.
  • Michel, Andrée; Texier, Geneviève (1963). La Condition de la Française d'aujourd'hui. Presses universitaires de France.
  • Falquet, Jules (۹ فوریه ۲۰۲۲). "Continuer la lutte anti-militariste avec l'inspiration d'Andrée Michel". Mediapart (in French). Retrieved 25 February 2022.