حانیه کلهر (بحث | مشارکتها) صفحهای تازه حاوی «جایگزین=شبنشینی خانوادگی|بندانگشتی|مراسم شبنشینی یک خانواده ایرانی {{درشت|'''شبنشینی'''}}؛ دورهمی دوستانه یا خانوادگی شبانه. شبنشینی، دورهمی در ابتدای شب یا پس از گذشت پاسی از شب است<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/شب+نشینی ده...» ایجاد کرد |
علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) ابرابزار |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
شبنشینی، دورهمی در ابتدای شب یا پس از گذشت پاسی از شب است<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/شب+نشینی دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه شبنشینی.]</ref> که افراد با یکدیگر گفتگو و [[تفریح]] میکنند.<ref>[https://www.vajehyab.com/amid/شب+نشینی عمید، فرهنگ فارسی، ذیل واژه شبنشینی.]</ref> شبنشینی در مناطق مختلف [[ایران]] با نامهای متفاوتی شناخته میشود. در ساوه به آن اتوماقا،<ref>نصری اشرفی، وازیگاه، ۱۳۹۲ش، ج۳، ص۲۲۶۹.</ref> مردم [[کردستان]] شوداوَت<ref>نصری اشرفی، وازیگاه، ۱۳۹۲ش، ج۳، ص۲۳۳۷.</ref> و در [[خوانسار]] (استان [[اصفهان]]) شینشین میگویند.<ref>امیری خوانساری، فرهنگ باستانی خوانسار، ۱۳۸۱ش، ص۱۴۶.</ref> در شبنشینی چند شاخص وجود دارد؛ گروهی از همسایگان، دوستان، آشنایان و خویشاوندان دور هم جمع میشوند،<ref>جمالزاده، فرهنگ لغات عامیانه، ۱۳۴۱ش، ص۲۴۲.</ref> با [[موسیقی]] و آواز و تفریح با یکدیگر وقت میگذارنند و در [[خانه]] یا مهمانخانه گرد هم مینشینند.<ref>صدریافشار، فرهنگنامهٔ فارسی، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۱۷۳۳.</ref> شبنشینی در تمام روزهای سال بهخصوص شبهای فصل [[زمستان]] و شبهای [[رمضان|ماه رمضان]] صورت میگیرد.<ref>جمالزاده، فرهنگ لغات عامیانه، ۱۳۴۱ش، ص۲۴۲.</ref> شبنشینی با شبزندهداریهای مذهبی یا نگهداری از دامها در زمان کوچ متفاوت است.<ref>مجیدی کرایی، مردم و سرزمینهای استان کهگیلویه و بویراحمد، ۱۳۹۳ش، ص۵۴۷–۵۴۸.</ref> | شبنشینی، دورهمی در ابتدای شب یا پس از گذشت پاسی از شب است<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/شب+نشینی دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه شبنشینی.]</ref> که افراد با یکدیگر گفتگو و [[تفریح]] میکنند.<ref>[https://www.vajehyab.com/amid/شب+نشینی عمید، فرهنگ فارسی، ذیل واژه شبنشینی.]</ref> شبنشینی در مناطق مختلف [[ایران]] با نامهای متفاوتی شناخته میشود. در ساوه به آن اتوماقا،<ref>نصری اشرفی، وازیگاه، ۱۳۹۲ش، ج۳، ص۲۲۶۹.</ref> مردم [[کردستان]] شوداوَت<ref>نصری اشرفی، وازیگاه، ۱۳۹۲ش، ج۳، ص۲۳۳۷.</ref> و در [[خوانسار]] (استان [[اصفهان]]) شینشین میگویند.<ref>امیری خوانساری، فرهنگ باستانی خوانسار، ۱۳۸۱ش، ص۱۴۶.</ref> در شبنشینی چند شاخص وجود دارد؛ گروهی از همسایگان، دوستان، آشنایان و خویشاوندان دور هم جمع میشوند،<ref>جمالزاده، فرهنگ لغات عامیانه، ۱۳۴۱ش، ص۲۴۲.</ref> با [[موسیقی]] و آواز و تفریح با یکدیگر وقت میگذارنند و در [[خانه]] یا مهمانخانه گرد هم مینشینند.<ref>صدریافشار، فرهنگنامهٔ فارسی، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۱۷۳۳.</ref> شبنشینی در تمام روزهای سال بهخصوص شبهای فصل [[زمستان]] و شبهای [[رمضان|ماه رمضان]] صورت میگیرد.<ref>جمالزاده، فرهنگ لغات عامیانه، ۱۳۴۱ش، ص۲۴۲.</ref> شبنشینی با شبزندهداریهای مذهبی یا نگهداری از دامها در زمان کوچ متفاوت است.<ref>مجیدی کرایی، مردم و سرزمینهای استان کهگیلویه و بویراحمد، ۱۳۹۳ش، ص۵۴۷–۵۴۸.</ref> | ||
==پیشینه شبنشینی== | == پیشینه شبنشینی == | ||
در کتب تاریخی اشارهای به شبنشینی نشده است. در یک سفرنامه به شبنشینی طوایف صحراگرد و مهماننوازی مردم لرستان و [[خوزستان]] اشاره شده است.<ref>بُد، سفرنامه لرستان و خوزستان، ۱۳۸۸ش، ص۳۹۱.</ref> در سفرنامهای دیگر به شبنشینی [[ترکمن]]ها در زمستان همراه با شنیدن [[افسانه]]های سحرآمیز، داستانهای تاریخی و آوازهای خوانندگان دورهگرد بهویژه اشعار مخدومقلی، قرهقلو و امامملّا اشاره شده است.<ref>وامبری، سیاحت درویشی دروغین در خانات آسیای میانه، ۱۳۴۳ش، ص۳۹۶.</ref> در سفرنامههای دیگر تنها از شبنشینی اشراف و شاهزادگان سخن به میان آمده است.<ref>فلاندن، سفرنامه، ۱۳۲۴ش، ص۲۵۴.</ref> | در کتب تاریخی اشارهای به شبنشینی نشده است. در یک سفرنامه به شبنشینی طوایف صحراگرد و مهماننوازی مردم لرستان و [[خوزستان]] اشاره شده است.<ref>بُد، سفرنامه لرستان و خوزستان، ۱۳۸۸ش، ص۳۹۱.</ref> در سفرنامهای دیگر به شبنشینی [[ترکمن]]ها در زمستان همراه با شنیدن [[افسانه]]های سحرآمیز، داستانهای تاریخی و آوازهای خوانندگان دورهگرد بهویژه اشعار مخدومقلی، قرهقلو و امامملّا اشاره شده است.<ref>وامبری، سیاحت درویشی دروغین در خانات آسیای میانه، ۱۳۴۳ش، ص۳۹۶.</ref> در سفرنامههای دیگر تنها از شبنشینی اشراف و شاهزادگان سخن به میان آمده است.<ref>فلاندن، سفرنامه، ۱۳۲۴ش، ص۲۵۴.</ref> | ||
==فواید شبنشینی== | == فواید شبنشینی == | ||
شبنشینی فواید زیادی از جمله گذراندن اوقات فراغت، تعامل و گفتوگو، شادیبخشی، هنرنمایی، تکریم [[روابط خانوادگی]] و رفع کدورتها دارد.<ref>عیوقی، «زمستان در اصفهان، شهر چهارفصل»، ۱۳۸۸ش، ص۵۸.</ref> مردم آذربایجان بر این باورند که کدورت و دشمنی موجب بدون آفتاب شدن آسمان آنها میشود؛ بنابراین آنها در شبنشینی و [[روضهخوانی]]ها به رفع کدورتها میپردازند.<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۲، ص۵۴.</ref> شبنشینی فرصتی مناسب برای اطلاع از گرفتاریهای یکدیگر و رفع آنها است.<ref>وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ۱۳۷۰ش، ج۱، ص۱۴۴–۱۴۵.</ref> | شبنشینی فواید زیادی از جمله گذراندن اوقات فراغت، تعامل و گفتوگو، شادیبخشی، هنرنمایی، تکریم [[روابط خانوادگی]] و رفع کدورتها دارد.<ref>عیوقی، «زمستان در اصفهان، شهر چهارفصل»، ۱۳۸۸ش، ص۵۸.</ref> مردم آذربایجان بر این باورند که کدورت و دشمنی موجب بدون آفتاب شدن آسمان آنها میشود؛ بنابراین آنها در شبنشینی و [[روضهخوانی]]ها به رفع کدورتها میپردازند.<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۲، ص۵۴.</ref> شبنشینی فرصتی مناسب برای اطلاع از گرفتاریهای یکدیگر و رفع آنها است.<ref>وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ۱۳۷۰ش، ج۱، ص۱۴۴–۱۴۵.</ref> | ||
==موضوعات شبنشینی== | == موضوعات شبنشینی == | ||
عمدهترین موضوعات شبنشینی بیان سبک زندگی در گذشته و مقایسه آن با سبک زندگی امروزی، بیان کمبود امکانات رفاهی، خبرگرفتن از دیگران، بیان فضیلتهای [[اخلاق|اخلاقی]] درگذشتگان،<ref>رجبی همپا، «زمستان و نوروز در چراغتپهٔ سفلای تکاب آذربایجان غربی»، ۱۳۸۷ش، ص۵۵.</ref> ذکر دلاوریها و اتفاقات عجیب،<ref>صفینژاد، مونوگرافی ده طالبآباد، ۱۳۴۵ش، ص۳۸۶.</ref> بیان خاطرات [[کودک|کودکی]]،<ref>کریمی، آداب و رسوم و فرهنگ عامهٔ احمدآباد جرقویه، ۱۳۸۸ش، ص۷۲.</ref> بیان قیمت احشام و میوهها<ref>سلیمی، زمستان در فرهنگ مردم کرد، ۱۳۸۱ش، ص۱۷۴.</ref> و صحبت از سردی زمستان است.<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۱، ص۳۰و۱۲۶.</ref> | عمدهترین موضوعات شبنشینی بیان سبک زندگی در گذشته و مقایسه آن با سبک زندگی امروزی، بیان کمبود امکانات رفاهی، خبرگرفتن از دیگران، بیان فضیلتهای [[اخلاق|اخلاقی]] درگذشتگان،<ref>رجبی همپا، «زمستان و نوروز در چراغتپهٔ سفلای تکاب آذربایجان غربی»، ۱۳۸۷ش، ص۵۵.</ref> ذکر دلاوریها و اتفاقات عجیب،<ref>صفینژاد، مونوگرافی ده طالبآباد، ۱۳۴۵ش، ص۳۸۶.</ref> بیان خاطرات [[کودک|کودکی]]،<ref>کریمی، آداب و رسوم و فرهنگ عامهٔ احمدآباد جرقویه، ۱۳۸۸ش، ص۷۲.</ref> بیان قیمت احشام و میوهها<ref>سلیمی، زمستان در فرهنگ مردم کرد، ۱۳۸۱ش، ص۱۷۴.</ref> و صحبت از سردی زمستان است.<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۱، ص۳۰و۱۲۶.</ref> | ||
==زمان شبنشینی== | == زمان شبنشینی == | ||
در جوامع روستایی شبنشینی پس از پایان فصل کشتوزرع شروع میشد. اوج شبنشینی در شبهای زمستان و ماه رمضان بود. ایرانیان شبهای ماه رمضان را بهترین فرصت برای صلهرحم میدانند و یکدیگر را برای افطار به خانهٔ خود دعوت میکنند.<ref>وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ۱۳۷۰ش، ج۱، ص۱۴۴–۱۴۵.</ref> | در جوامع روستایی شبنشینی پس از پایان فصل کشتوزرع شروع میشد. اوج شبنشینی در شبهای زمستان و ماه رمضان بود. ایرانیان شبهای ماه رمضان را بهترین فرصت برای صلهرحم میدانند و یکدیگر را برای افطار به خانهٔ خود دعوت میکنند.<ref>وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ۱۳۷۰ش، ج۱، ص۱۴۴–۱۴۵.</ref> | ||
==شبنشینی در فرهنگ ایرانیان== | == شبنشینی در فرهنگ ایرانیان == | ||
مردم استان فارس در شبنشینی، اشعار حافظ، سعدی، فایز دشتستانی، محیای قتالی و باقر لارستانی را میخوانند. در استهبان گاهی فردی نی زده و دیگری آواز میخواند.<ref>وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ۱۳۷۰ش، ج۱، ص۱۴۴–۱۴۵.</ref> مردم نطنز (استان اصفهان)، شبنشینی در ماه رمضان بهجز روزهای [[شهادت]] را ثواب میدانند ولی خیلی زود آن را تمام میکنند. اگر در سالی، محرم در زمستان باشد آنها ۱۰ روز اول را به شبنشینی نمیروند و در شبهای دیگر بدون خنده و شوخی شبنشینی میکنند.<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۱، ص۳۲–۳۳.</ref> | مردم استان فارس در شبنشینی، اشعار حافظ، سعدی، فایز دشتستانی، محیای قتالی و باقر لارستانی را میخوانند. در استهبان گاهی فردی نی زده و دیگری آواز میخواند.<ref>وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ۱۳۷۰ش، ج۱، ص۱۴۴–۱۴۵.</ref> مردم نطنز (استان اصفهان)، شبنشینی در ماه رمضان بهجز روزهای [[شهادت]] را ثواب میدانند ولی خیلی زود آن را تمام میکنند. اگر در سالی، محرم در زمستان باشد آنها ۱۰ روز اول را به شبنشینی نمیروند و در شبهای دیگر بدون خنده و شوخی شبنشینی میکنند.<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۱، ص۳۲–۳۳.</ref> | ||
در [[نطنز]] اگر در خانوادهای فردی بیمار حضور داشته باشد شبهای یکشنبه، چهارشنبه و [[جمعه]]، دوستان برای شبنشینی به خانهٔ آنها نمیروند زیرا باور دارند با اینکار حال بیمار بدتر میشود.<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۱، ص۳۲.</ref> خانوادههای تکابی (استان آذربایجان غربی) که فرزند کوچک داشته باشند ترجیح میدهند میزبان باشند تا کودکان برای بقیه ایجاد مزاحمت نکنند. خانوادههایی که در آنها فردی بیمار است نیز ترجیح میدهند میزبان باشند.<ref>رجبی همپا، «زمستان و نوروز در چراغتپهٔ سفلای تکاب آذربایجان غربی»، ۱۳۸۷ش، ص۵۴.</ref> | در [[نطنز]] اگر در خانوادهای فردی بیمار حضور داشته باشد شبهای یکشنبه، چهارشنبه و [[جمعه]]، دوستان برای شبنشینی به خانهٔ آنها نمیروند زیرا باور دارند با اینکار حال بیمار بدتر میشود.<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۱، ص۳۲.</ref> خانوادههای تکابی (استان آذربایجان غربی) که فرزند کوچک داشته باشند ترجیح میدهند میزبان باشند تا کودکان برای بقیه ایجاد مزاحمت نکنند. خانوادههایی که در آنها فردی بیمار است نیز ترجیح میدهند میزبان باشند.<ref>رجبی همپا، «زمستان و نوروز در چراغتپهٔ سفلای تکاب آذربایجان غربی»، ۱۳۸۷ش، ص۵۴.</ref> | ||
==مکان شبنشینی== | == مکان شبنشینی == | ||
[[پرونده:شب نشینی (3).jpg|جایگزین=شبنشینی-کرسی-شب یلدا|بندانگشتی|شبنشینی در شب یلدا دور کرسی]] | [[پرونده:شب نشینی (3).jpg|جایگزین=شبنشینی-کرسی-شب یلدا|بندانگشتی|شبنشینی در شب یلدا دور کرسی]] | ||
شبنشینیها غالبأ در خانهٔ بزرگ ایل یا فامیل برگزار میشود. در گذشته برای شبنشینی نقال یا نوازندهٔ دورهگرد نیز دعوت میشد و این شبنشینی بیشتر در خانهٔ افراد متمول برگزار میشد. افراد در [[زمستان]] در اتاقی با نام کرسیخانه دور کرسی مینشستند.<ref>حمیدی، مردمنگاری الموت، ۱۳۸۴ش، ص۱۱۰.</ref> در این شبنشینیها هریک از اعضای [[خانواده|خانوادهٔ]] میزبان و مهمان مکانی مشخص داشتند. ضلع بالای کرسی ویژهٔ [[پدر]] خانواده بود، ضلع سمت راست ویژهٔ مادر، ضلع سمت چپ فرزند بزرگ [[خانواده]] و ضلع پایین که ویژهٔ آتشکردن کرسی بود به کوچکترها اختصاص داشت.<ref>جعفرزاده، «زمستان در آیینها و باورهای مردم دستجرد کهک قم»، ۱۳۸۷ش، ص۴۱.</ref> در برخی مناطق، شبنشینی گرداگرد چراغموشی یا آتشدان سنتی و محلی با نام «کوانک» یا «آرگاه» تشکیل میشد.<ref>سعیدی، اویهنگ و آداب و رسوم مردم ژاورود و اورامان، ۱۳۸۴ش، ص۱۰۸.</ref> | شبنشینیها غالبأ در خانهٔ بزرگ ایل یا فامیل برگزار میشود. در گذشته برای شبنشینی نقال یا نوازندهٔ دورهگرد نیز دعوت میشد و این شبنشینی بیشتر در خانهٔ افراد متمول برگزار میشد. افراد در [[زمستان]] در اتاقی با نام کرسیخانه دور کرسی مینشستند.<ref>حمیدی، مردمنگاری الموت، ۱۳۸۴ش، ص۱۱۰.</ref> در این شبنشینیها هریک از اعضای [[خانواده|خانوادهٔ]] میزبان و مهمان مکانی مشخص داشتند. ضلع بالای کرسی ویژهٔ [[پدر]] خانواده بود، ضلع سمت راست ویژهٔ مادر، ضلع سمت چپ فرزند بزرگ [[خانواده]] و ضلع پایین که ویژهٔ آتشکردن کرسی بود به کوچکترها اختصاص داشت.<ref>جعفرزاده، «زمستان در آیینها و باورهای مردم دستجرد کهک قم»، ۱۳۸۷ش، ص۴۱.</ref> در برخی مناطق، شبنشینی گرداگرد چراغموشی یا آتشدان سنتی و محلی با نام «کوانک» یا «آرگاه» تشکیل میشد.<ref>سعیدی، اویهنگ و آداب و رسوم مردم ژاورود و اورامان، ۱۳۸۴ش، ص۱۰۸.</ref> | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
در [[کردستان]] مکانهای خاصی برای شبنشینی وجود دارد: چَقهخانه؛ اتاق کوچک کنار [[مسجد]] است که برای شبنشینی استفاده میشود. سرداریخانه یا ذرتخانه؛ در محلههای قدیمی این مناطق مغازههایی وجود داشت که در آن از آرد ذرت یا [[قاووت]] و [[دوشاب]]، [[حلوا]] و [[فرنی]] درست میکردند. مردها شبنشینیهای دوستانهٔ خود را در این مکان برگزار میکردند. دیوانخان؛ خانهای هر روستا اتاق ویژهای برای مهمان داشتند. دیوانخانها در اختیار کدخدا بود.<ref>سلیمی، زمستان در فرهنگ مردم کرد، ۱۳۸۱ش، ص۱۷۵–۱۷۷.</ref> در میان کشاورزان و باغداران، گاهی شبنشینی به دعوت صاحب آب انجام میشود تا میرآب تنها نبوده و بر کار تقسیم آب نیز نظارت شود. در برخی مناطق شبنشینیهای مردانه در [[قهوهخانه]] شکل میگرفت.<ref>بلوکباشی، قهوهخانه و قهوهخانهنشینی در ایران، ۱۳۹۳ش، ص۱۰.</ref> گاهی در قهوهخانهها نقل سهرابکشی گفته میشد. در این شبها قهوهخانه تزیین و چراغانی شده و مردم ساعتها قبل از شروع نقل به قهوهخانه میرفتند.<ref>آقایی، «آیین شاهنامهخوانی عشایر»، ۱۳۸۶ش، ص۱۵۴–۱۵۵.</ref> | در [[کردستان]] مکانهای خاصی برای شبنشینی وجود دارد: چَقهخانه؛ اتاق کوچک کنار [[مسجد]] است که برای شبنشینی استفاده میشود. سرداریخانه یا ذرتخانه؛ در محلههای قدیمی این مناطق مغازههایی وجود داشت که در آن از آرد ذرت یا [[قاووت]] و [[دوشاب]]، [[حلوا]] و [[فرنی]] درست میکردند. مردها شبنشینیهای دوستانهٔ خود را در این مکان برگزار میکردند. دیوانخان؛ خانهای هر روستا اتاق ویژهای برای مهمان داشتند. دیوانخانها در اختیار کدخدا بود.<ref>سلیمی، زمستان در فرهنگ مردم کرد، ۱۳۸۱ش، ص۱۷۵–۱۷۷.</ref> در میان کشاورزان و باغداران، گاهی شبنشینی به دعوت صاحب آب انجام میشود تا میرآب تنها نبوده و بر کار تقسیم آب نیز نظارت شود. در برخی مناطق شبنشینیهای مردانه در [[قهوهخانه]] شکل میگرفت.<ref>بلوکباشی، قهوهخانه و قهوهخانهنشینی در ایران، ۱۳۹۳ش، ص۱۰.</ref> گاهی در قهوهخانهها نقل سهرابکشی گفته میشد. در این شبها قهوهخانه تزیین و چراغانی شده و مردم ساعتها قبل از شروع نقل به قهوهخانه میرفتند.<ref>آقایی، «آیین شاهنامهخوانی عشایر»، ۱۳۸۶ش، ص۱۵۴–۱۵۵.</ref> | ||
==شبچره== | == شبچره == | ||
شبچره به آجیل، خشکبار، نان، میوههای تازه و خشک و [[چای]] و مانند آن که در پذیراییهای شبنشینی استفاده میشود، گفته میشود.<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۲، ص۵۰–۵۳.</ref> در برخی مناطق به شبچره شوچره،<ref>رسولی، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران، ۱۳۷۸ش، ص۳۱۸.</ref> شبچرز<ref>رجبی همپا، «زمستان و نوروز در چراغتپهٔ سفلای تکاب آذربایجان غربی»، ۱۳۸۷ش، ص۵۵.</ref> یا شیچرا میگویند.<ref>امیری خوانساری، فرهنگ باستانی خوانسار، ۱۳۸۱ش، ص۱۴۸.</ref> مردم آذربایجان باور دارند بدون شبنشینی، شبهای زمستان دیر میگذرد و بدون شبچره خانه بدون برکت میشود. در گذشته بانوان جهت مدیریت شبچرهها تا پایان زمستان صندوقی با نام شبچره داشتند. در برخی مناطق مردم بهصورت گروهی شبچرههای لازم کل روستا را از آبادی دیگر تهیه میکردند.<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۲، ص۵۰–۵۳.</ref> در نطنز اگر خانوادهای شبچره برای مهمانان نیاورند مهامان برای آنها میخوانند: هرکه نیاره شبچره/ مورچه به غارش میپره. در این منطقه اگر مهمانان تازه عروس و داماد باشند ابتدا با [[آب]] گرم و قند از آنها پذیرایی میشود.<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۱، ص۳۰و۳۲.</ref> | شبچره به آجیل، خشکبار، نان، میوههای تازه و خشک و [[چای]] و مانند آن که در پذیراییهای شبنشینی استفاده میشود، گفته میشود.<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۲، ص۵۰–۵۳.</ref> در برخی مناطق به شبچره شوچره،<ref>رسولی، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران، ۱۳۷۸ش، ص۳۱۸.</ref> شبچرز<ref>رجبی همپا، «زمستان و نوروز در چراغتپهٔ سفلای تکاب آذربایجان غربی»، ۱۳۸۷ش، ص۵۵.</ref> یا شیچرا میگویند.<ref>امیری خوانساری، فرهنگ باستانی خوانسار، ۱۳۸۱ش، ص۱۴۸.</ref> مردم آذربایجان باور دارند بدون شبنشینی، شبهای زمستان دیر میگذرد و بدون شبچره خانه بدون برکت میشود. در گذشته بانوان جهت مدیریت شبچرهها تا پایان زمستان صندوقی با نام شبچره داشتند. در برخی مناطق مردم بهصورت گروهی شبچرههای لازم کل روستا را از آبادی دیگر تهیه میکردند.<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۲، ص۵۰–۵۳.</ref> در نطنز اگر خانوادهای شبچره برای مهمانان نیاورند مهامان برای آنها میخوانند: هرکه نیاره شبچره/ مورچه به غارش میپره. در این منطقه اگر مهمانان تازه عروس و داماد باشند ابتدا با [[آب]] گرم و قند از آنها پذیرایی میشود.<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۱، ص۳۰و۳۲.</ref> | ||
==اصول دعوت برای شبنشینی== | == اصول دعوت برای شبنشینی == | ||
در برخی مناطق مرسوم است که مهمان برای شبنشینی از قبل به صاحبخانه اطلاع میدهد.<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۱، ص۱۹.</ref> در گذشته شبنشینی بهصورت نوبتی انجام میشد که در برخی مناطق به آن «شولیپا» میگفتند. این نوع شبنشینیها مخصوص خانوادههای ثروتمند بود.<ref>رسولی، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران، ۱۳۷۸ش، ص۲۹۶.</ref> در تویسرکان پس از مشخص شدن کتابخان (فرد باسوادی که از او دعوت میشد در شبنشینی برای سایرین کتاب بخواند)، دوره از بزرگ خاندان شروع میشد. پس از او خانوادههای دیگر به نوبت شبنشینی برگزار میکردند.<ref>مرادی، فرهنگ عامهٔ تویسرکان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۹۴.</ref> | در برخی مناطق مرسوم است که مهمان برای شبنشینی از قبل به صاحبخانه اطلاع میدهد.<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۱، ص۱۹.</ref> در گذشته شبنشینی بهصورت نوبتی انجام میشد که در برخی مناطق به آن «شولیپا» میگفتند. این نوع شبنشینیها مخصوص خانوادههای ثروتمند بود.<ref>رسولی، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران، ۱۳۷۸ش، ص۲۹۶.</ref> در تویسرکان پس از مشخص شدن کتابخان (فرد باسوادی که از او دعوت میشد در شبنشینی برای سایرین کتاب بخواند)، دوره از بزرگ خاندان شروع میشد. پس از او خانوادههای دیگر به نوبت شبنشینی برگزار میکردند.<ref>مرادی، فرهنگ عامهٔ تویسرکان، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۹۴.</ref> | ||
==سرگرمیهای شبنشینی در شهرهای مختلف ایران== | == سرگرمیهای شبنشینی در شهرهای مختلف ایران == | ||
[[پرونده:شب نشینی (1).jpg|جایگزین=گوروابازی-شب چله-کردستان|بندانگشتی|سرگرمی گوروابازی یا جوراب بازی در شب چله، کردستان]] | [[پرونده:شب نشینی (1).jpg|جایگزین=گوروابازی-شب چله-کردستان|بندانگشتی|سرگرمی گوروابازی یا جوراب بازی در شب چله، کردستان]] | ||
در گذشته برخی در شبنشینیهای خود [[کتاب]] و قصه میخواندند و چون افراد باسواد آن جامعه کم بود از افراد باسواد دعوت میکردند تا در شبنشینی حضور یابند.<ref>صفینژاد، مونوگرافی ده طالبآباد، ۱۳۴۵ش، ص۳۸۶–۳۸۷.</ref> مهمترین کتابی که در غالب شبنشینیها خوانده میشد [[شاهنامه|شاهنامهٔ]] [[فردوسی]] بود.<ref>مجیدی کرایی، تاریخ و جغرافیای ممسنی، ۱۳۷۱ش، ص۵۲۳–۵۲۴.</ref> اگر در مجلسی افراد باسواد حضور نداشتند، کهنسالان مجلس بهصورت شفاهی داستانی را بیان میکردند.<ref>بذرافکن، فرهنگ مردم داریون، ۱۳۸۹ش، ص۲۰۳؛ کرزبر یاراحمدی، «کرسی گرم زمستان سرد در لرستان»، ۱۳۸۶ش، ص۲۳۸–۲۴۰.</ref> علاوه بر کتاب در شبنشینی شعرهایی بهویژه [[دوبیتی]] خوانده میشد.<ref>انجوی، گذری و نظری بر فرهنگ مردم، ۱۳۷۱ش، ص۲۱۶.</ref> مردم آذربایجان، اشعار محلی موسوم به امیراه میخوانند.<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۲، ص۶۳.</ref> در برخی نواحی [[گیلان]] در شب سیزدهم برج تیر اشعار طبری در شبنشینیها خوانده میشود.<ref>مظفری، پژوهشهای فرهنگ عامه (شرق گیلان)، ۱۳۹۳ش، ص۱۴۹.</ref> | در گذشته برخی در شبنشینیهای خود [[کتاب]] و قصه میخواندند و چون افراد باسواد آن جامعه کم بود از افراد باسواد دعوت میکردند تا در شبنشینی حضور یابند.<ref>صفینژاد، مونوگرافی ده طالبآباد، ۱۳۴۵ش، ص۳۸۶–۳۸۷.</ref> مهمترین کتابی که در غالب شبنشینیها خوانده میشد [[شاهنامه|شاهنامهٔ]] [[فردوسی]] بود.<ref>مجیدی کرایی، تاریخ و جغرافیای ممسنی، ۱۳۷۱ش، ص۵۲۳–۵۲۴.</ref> اگر در مجلسی افراد باسواد حضور نداشتند، کهنسالان مجلس بهصورت شفاهی داستانی را بیان میکردند.<ref>بذرافکن، فرهنگ مردم داریون، ۱۳۸۹ش، ص۲۰۳؛ کرزبر یاراحمدی، «کرسی گرم زمستان سرد در لرستان»، ۱۳۸۶ش، ص۲۳۸–۲۴۰.</ref> علاوه بر کتاب در شبنشینی شعرهایی بهویژه [[دوبیتی]] خوانده میشد.<ref>انجوی، گذری و نظری بر فرهنگ مردم، ۱۳۷۱ش، ص۲۱۶.</ref> مردم آذربایجان، اشعار محلی موسوم به امیراه میخوانند.<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ۱۳۵۲–۱۳۵۴ش، ج۲، ص۶۳.</ref> در برخی نواحی [[گیلان]] در شب سیزدهم برج تیر اشعار طبری در شبنشینیها خوانده میشود.<ref>مظفری، پژوهشهای فرهنگ عامه (شرق گیلان)، ۱۳۹۳ش، ص۱۴۹.</ref> | ||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
یکی دیگر از سرگرمیهای ایرانیان در شبنشینی، گرفتن [[فال]] و خبرگرفتن از سرنوشت خود است. مردم در شبنشینیهای [[شب یلدا]]، چهارشنبهٔ آخر ماه [[صفر]] و [[چهارشنبه سوری]] [[فال حافظ]] میگیرند.<ref>بختیاری، سیرجان در آیینهٔ زمان، ۱۳۷۸ش، ص۲۹۱–۲۹۲.</ref> برخی به [[قرآن]] تفأل زده و چند آیه از آن را جهت دفع نحوست قرائت میکنند.<ref>سلیمی، زمستان در فرهنگ مردم کرد، ۱۳۸۱ش، ص۴۶؛ شعبانی اصل، «آیین شب چله»، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۰.</ref> بازیهایی نیز در شبنشینیها انجام میگیرد. در گیلان در شب سیزده تیرماه «گودرهبازی» و انگشتر بازی از بازیهای پرطرفدار بودند.<ref>مظفری، پژوهشهای فرهنگ عامه (شرق گیلان)، ۱۳۹۳ش، ص۱۵۰.</ref> در گذشته تفریح عمدهٔ مردان در شبنشینی کشیدن چپق بود. در بزرک کاشان مسابقهٔ تخمهشکستن انجام میدهند. هرکس کاسهٔ تخمه خود را زودتر تمام میکرد صاحبخانه به او یک جوزقند هدیه میداد.<ref>جهانی برزکی، برزک نگین کوهستان، ۱۳۸۵ش، ص۹۹.</ref> | یکی دیگر از سرگرمیهای ایرانیان در شبنشینی، گرفتن [[فال]] و خبرگرفتن از سرنوشت خود است. مردم در شبنشینیهای [[شب یلدا]]، چهارشنبهٔ آخر ماه [[صفر]] و [[چهارشنبه سوری]] [[فال حافظ]] میگیرند.<ref>بختیاری، سیرجان در آیینهٔ زمان، ۱۳۷۸ش، ص۲۹۱–۲۹۲.</ref> برخی به [[قرآن]] تفأل زده و چند آیه از آن را جهت دفع نحوست قرائت میکنند.<ref>سلیمی، زمستان در فرهنگ مردم کرد، ۱۳۸۱ش، ص۴۶؛ شعبانی اصل، «آیین شب چله»، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۰.</ref> بازیهایی نیز در شبنشینیها انجام میگیرد. در گیلان در شب سیزده تیرماه «گودرهبازی» و انگشتر بازی از بازیهای پرطرفدار بودند.<ref>مظفری، پژوهشهای فرهنگ عامه (شرق گیلان)، ۱۳۹۳ش، ص۱۵۰.</ref> در گذشته تفریح عمدهٔ مردان در شبنشینی کشیدن چپق بود. در بزرک کاشان مسابقهٔ تخمهشکستن انجام میدهند. هرکس کاسهٔ تخمه خود را زودتر تمام میکرد صاحبخانه به او یک جوزقند هدیه میداد.<ref>جهانی برزکی، برزک نگین کوهستان، ۱۳۸۵ش، ص۹۹.</ref> | ||
==پانویس== | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
==منابع== | == منابع == | ||
{{آغاز منابع}} | {{آغاز منابع}} | ||
* آقایی، سیما و حمیدرضا آقایی، «آیین شاهنامهخوانی عشایر»، فصلنامهٔ فرهنگ مردم، تهران، شمارخ ۲۱–۲۲، ۱۳۸۶ش. | * آقایی، سیما و حمیدرضا آقایی، «آیین شاهنامهخوانی عشایر»، فصلنامهٔ فرهنگ مردم، تهران، شمارخ ۲۱–۲۲، ۱۳۸۶ش. | ||
| خط ۷۷: | خط ۷۷: | ||
* وکیلیان، احمد، رمضان در فرهنگ مردم، تهران، سروش، ۱۳۷۰ش. | * وکیلیان، احمد، رمضان در فرهنگ مردم، تهران، سروش، ۱۳۷۰ش. | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
{{خانواده}} | |||