آهنگری، هنر و صنعتی است که از ذوب و ریختهگری آهن تا شکلدهی و ساخت اشیاء کاربردی و زیورآلات را شامل میشود و از دیرباز نقش مهمی در [[زندگی]] اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی [[ایران]] داشته است. ایرانیان، پس از تسلط بر فنون مفرغسازی، بهسرعت در بهرهگیری از آهن، مهارت یافتند و ابزار، جنگافزار و ظروف خود را از آن ساختند. این پیشه، علاوه بر ارزش کاربردی، جایگاه اجتماعی و معنوی والایی داشت؛ آهنگر نماد مقاومت، شجاعت و پهلوانی بود و در اسطورهها و ادبیات ایران، همچون کاوه آهنگر و آثار [[فردوسی]] و [[مولانا]]، تجلی یافته است. با گذشت زمان و بهدنبال سهولت دسترسی به آهن و گسترش صنایع مدرن، جایگاه سنتی حرفه آهنگری تضعیف شد. با وجود این، فرهنگ آهنگری همچنان بهعنوان یکی از میراثهای ارزشمند ایرانی، نمایانگر خلاقیت، مهارت و هویت تاریخی این سرزمین محسوب میشود.
آهنگری، هنر و صنعتی است که از ذوب و ریختهگری آهن تا شکلدهی و ساخت اشیای کاربردی و زیورآلات را شامل میشود و از دیرباز نقش مهمی در زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایرانیان داشته است. ایرانیان، پس از تسلط بر فنون مفرغسازی، بهسرعت در بهرهگیری از آهن، مهارت یافتند و ابزار، جنگافزار و ظروف خود را از آن ساختند. این پیشه، علاوه بر ارزش کاربردی، جایگاه اجتماعی و معنوی والایی داشت؛ آهنگر نماد مقاومت، شجاعت و [[پهلوان|پهلوانی]] بود و در [[اسطورههای ایرانی]] همچون [[کاوه آهنگر]] و نیز در [[ادبیات فارسی]] مانند آثار [[فردوسی]] و [[مولانا]]، تجلی یافته است. با گذشت زمان و گسترش صنایع مدرن، جایگاه سنتی حرفه آهنگری تضعیف شد، اما [[آیین پهلوانی]] بهعنوان یک میراث در [[فرهنگ ایرانی]]، ماندگار شد.
== معرفی آهنگری ==
== معرفی ==
آهنگری، بهمعنی ساخت آلات و ادوات از آهن و همچنین، نام کارگاهی است که در آن، این کار صورت میگیرد.<ref>[https://www.vajehyab.com/amid/آهنگری عمید، فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه آهنگری، وبسایت واژهیاب.]</ref> آهنگری، درواقع، فرایند ذوب، ریختهگری و قالبگیری آهن است که منجر به بالا رفتن مقاومت آهن از طریق تفتن، فشردن و پتکزدن، بهمنظور ساخت اشیاء آهنی میشود. این پیشه، از جمله مشاغل کهن در ایرانزمین بوده و همچنین در ساختار اجتماعیاقتصادی و صنعتی ایران، نقشی پررنگ را ایفا کرده است.<ref>واسیلیف، فلزات و انسان، ۱۳۵۳ش، ص۳۴.</ref>
آهنگری، بهمعنی ساخت آلات و ادوات از آهن و همچنین، نام کارگاهی است که در آن، این کار صورت میگیرد.<ref>[https://www.vajehyab.com/amid/آهنگری عمید، فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه آهنگری، وبسایت واژهیاب.]</ref> آهنگری، فرایند ذوب، ریختهگری و قالبگیری آهن است که منجر به بالا رفتن مقاومت آهن از طریق تفتن، فشردن و پتکزدن، بهمنظور ساخت اشیای آهنی میشود. این پیشه، از جمله مشاغل کهن در ایرانزمین بوده و همچنین در ساختار اجتماعیاقتصادی و صنعتی ایران، نقشی پررنگ را ایفا کرده است.<ref>واسیلیف، فلزات و انسان، ۱۳۵۳ش، ص۳۴.</ref>
کشف این فلز، تحولی شگرف را در زندگی مادی و معنوی انسانها بهدنبال داشت. ایرانیها، خیلی زود در ذوب و ریختهگری آهن به مهارت رسیده و فناوریهای لازم را بهدست آوردند. پس از آن، ویژگیهای مهم این فلز، مانند مقاومت بالای آن، منجر به تمایل مردم ایران به آهن شد و آنها، شروع به ساخت ابزارها، ظروف و جنگافزارهای خود از آهن کردند. این فراگیری استفاده از آهن، تا به امروز، در اقتصاد و صنعت ایران، ادامه دارد.<ref>واسیلیف، فلزات و انسان، ۱۳۵۳ش، ص۳۴.</ref>
کشف این فلز، تحولی شگرف را در زندگی مادی و معنوی انسانها بهدنبال داشت. مقاومت بالای این فلز، ایرانیان را نیز به ذوب و ریختهگری آهن، علاقمند کرد و آنها به ساخت ابزارها، ظروف و جنگافزارهای آهنی روی آوردند.<ref>واسیلیف، فلزات و انسان، ۱۳۵۳ش، ص۳۴.</ref> این فراگیری چنان تمام و کمال شد که در برخی مناطق ایران، حتی به ظروف ساختهشده از چدن، مفرغ و قلع نیز ظروف آهنی میگفتند. حتی دانشمندان نیز در علم متالورژی، فلزات را به دو دستهٔ کلی آهنی و غیرآهنی (آهن در برابر ۷۹ فلز دیگر)، تقسیم کردهاند.<ref>واسیلیف، فلزات و انسان، ۱۳۵۳ش، ص۳۴.</ref>
این فراگیری آن چنان تمام و کمال شد، که در برخی مناطق ایران، حتی به ظروف ساختهشده از چدن، مفرغ و قلع نیز ظروف آهنی میگفتند و تفکیکی برای آنها قائل نبودند. درواقع، در اذهان عمومی مردم ایران، آهن به نوعی مترادف با فلز در نظر گرفته میشود. حتی دانشمندان نیز تحتتأثیر عمومیت آهن قرار گرفته و در علم متالورژی، فلزات را به دو دستهٔ کلی آهنی و غیرآهنی (آهن در برابر ۷۹ فلز دیگر)، تقسیم کردهاند.<ref>واسیلیف، فلزات و انسان، ۱۳۵۳ش، ص۳۴.</ref>
== پیشینه ==
== پیشینه آهنگری ==
=== در جهان ===
[[پرونده:آهنگری۱.jpg|جایگزین=ساخت اشیاء دو فلزی (مفرغ و آهن) در عصر آهن|بندانگشتی|ساخت اشیاء دو فلزی (مفرغ و آهن) در عصر آهن، محوطه شهر یری اردبیل]]
[[پرونده:آهنگری۱.jpg|جایگزین=ساخت اشیاء دو فلزی (مفرغ و آهن) در عصر آهن|بندانگشتی|ساخت اشیاء دو فلزی (مفرغ و آهن) در عصر آهن، محوطه شهر یری اردبیل]]
در دوران پیش از تاریخ، انسانها برای اولینبار در دوران پالئولیتیک، سنگهای معدنی دارای فلزات را یافتند. اما، استفاده از آنها به قرنها بعد از کشف فلز، نسبت داده میشود. پس از آن، بشر توانست به ساخت و اختراع ابزارهایی آهنی روی آورد که برخی از آنها مانند خیش، در هزاره چهارم قبل از میلاد، سرنوشت تاریخ و تمدن انسانی را بهکلی تغییر داد و انسان را از کوچندگی به یکجانشینی و مدنیت رساند.<ref>لنسکی، سیر جوامع بشری، ۱۳۶۹ش، ص۱۳۲.</ref>
پیش از تاریخ، انسانها در دوران پالئولیتیک، سنگهای معدنی دارای فلز را شناختند؛ اما قرنها بعد از کشف فلز، بشر توانست به ساخت و اختراع ابزارهای آهنی روی آورد. گروهی از دانشمندان با استناد به نشانههای موجود در زبانها و فرهنگهای باستانی، معتقدند که بشر، نخستینبار آهن را از طریق شهابسنگها شناخته است. در این منابع، آهن، فلزی آسمانی، سنگ آسمان یا فلز ستارگان محسوب شده است.<ref>لینتون، سیر تمدن، ۱۳۳۷ش، ص۱۰۵.</ref> سیر تحول کشف و کاربرد فلزات شامل [[مس]] و [[مفرغ]] در گام اول، [[طلا]]، [[نقره]]، [[قلع]]، [[سرب]]، [[برنج (آلیاژ)|برنج]] و انواع آلیاژهای دیگر در گام بعدی صورت گرفت. پس از آن، بشر به معادن و سنگهای آهن در دل زمین، دست یافت.<ref>توحیدی، سیر تکاملی تولید آهن و فولاد در ایران و جهان، ۱۳۶۴ش، ص۹۴.</ref> برخی ابزارها مانند خیش، در هزاره چهارم قبل از میلاد، سرنوشت [[تاریخ]] و [[تمدن]] انسانی را تغییر داد و انسان را از کوچندگی به یکجانشینی و مدنیت رساند.<ref>لنسکی، سیر جوامع بشری، ۱۳۶۹ش، ص۱۳۲.</ref> آثار برجایمانده از کاوشهای باستانی، نشان از قدمت آهنگری دارد. در قبرهای سلطنتی شهر اور از [[سومر|تمدن سومریان]]، تبر کوچک آهنی کشف شده است که قدمت آن به ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد برمیگردد.<ref>توحیدی، سیر تکاملی تولید آهن و فولاد در ایران و جهان، ۱۳۶۴ش، ص۹۴.</ref> برخی دانشمندان نیز، خاستگاه کشف آهن را [[آسیای صغیر]] دانستهاند که پس از آن، ایرانیها و هندیها به مهمترین تولیدکنندگان آهن و فولاد در دوران کهن، تبدیل شدند.<ref>Wulff, The Traditional Crafts of Persia, 1976, P6.</ref>
پژوهشگران معتقدند که هرچند، هر یک از نوآوریهای بشر در طول تاریخ، میزان تسلط او بر طبیعت را افزایش داده، اما کشف آهن و کاربرد آن، این سلطه را بهصورتی یکباره ارتقا داد. گروهی از دانشمندان معتقدند که بشر، نخستینبار آهن را از طریق شهابسنگها شناخته که برای آن، به نشانههای موجود در زبانها و فرهنگهای باستانی مختلف استناد کردهاند. در این منابع، آهن، فلزی آسمانی، سنگ آسمان یا فلز ستارگان محسوب شده است.<ref>لینتون، سیر تمدن، ۱۳۳۷ش، ص۱۰۵.</ref> قرنها پس از آن، بشر به معادن و سنگهای آهن در دل زمین، دست مییابد و بهدلیل فراوانی، جایگزین بسیاری از فلزات دیگر میشود.<ref>توحیدی، سیر تکاملی تولید آهن و فولاد در ایران و جهان، ۱۳۶۴ش، ص۹۴.</ref>
سیر تحول کشف و کاربرد فلزات شامل مس و مفرغ در گام اول، [[طلا]]، نقره، قلع، سرب، برنج و انواع آلیاژهای دیگر در گام بعدی صورت گرفته که پس از آن، کشف آهن، تمام آنها را تحتتأثیرِ خود قرار داد و به تحول عمیق فرهنگ و تمدن بشری منجر شد. آثار برجایمانده از کاوشهای باستانی در نقاط مختلف جهان، نشان از قدمت آهن و آهنگری دارد. برای مثال، در حفاریهای صورتگرفته در قبرهای سلطنتی شهر اور، مرتبط با تمدن سومریان، تبر کوچک آهنینی کشف شده که قدمت آن به ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد برمیگردد.<ref>توحیدی، سیر تکاملی تولید آهن و فولاد در ایران و جهان، ۱۳۶۴ش، ص۹۴.</ref> برخی دانشمندان نیز، خاستگاه کشف آهن را آسیای صغیر دانسته که پس از آن، ایرانیها و هندیها به مهمترین تولیدکنندگان آهن و فولاد در دوران کهن، تبدیل شدند.<ref>Wulff, The Traditional Crafts of Persia, 1976, P6.</ref>
=== در ایران ===
'''سیر تحول صنعت آهن در ایران باستان:''' ایرانیان از ترکیب مس و قلع، به آلیاژی بهنام مفرغ رسیدند که از مس، مقاومت بیشتری داشت. آلیاژ مفرغ را نخستین ترکیب فلزی ساختهشده توسط بشر معرفی کردهاند. این آلیاژ در ساخت ابزار و ظروف بهکار میرفت. آشنایی با فنون فلزکاری در عصر مفرغ، زمینه را برای بهرهگیری آسانتر از آهن فراهم کرد. برخی مورخان، استفاده آهن توسط ایرانیان را بهدلیل مزیت اقتصادی آن نسبت به مفرغ و همچنین رقابت ایرانیان با همسایگان آشوری آنها در قسمت شمالغربی ایران دانستهاند.<ref>توحیدی، سیر تکاملی تولید آهن و فولاد در ایران و جهان، ۱۳۶۴ش، ص66.</ref>
'''تغییر سبک استفاده:''' در ابتدا، صنعتگران ایرانی، از آهن، تنها بهمنظور تزئین و زیور استفاده میکردند. در سدههای بعدی، پس از کشف معادن آهن در [[ایران]]، ایرانیان به ساخت ابزارهایی کاربردی مانند داس، خیش، ظروف و جنگافزارهای آهنی روی آوردند.<ref>گیرشمن، هنر ایران، در دوران ماد و هخامنشی، ۱۳۴۶ش، ص117-119.</ref> حتی، جنگافزارهای آهنی نیز در ابتدا، تنها مختص سرداران و رؤسا بود و سربازان و سپاهیان دیگر از انواع مفرغی آن استفاده میکردند. پس از کشف مزایای آهن توسط صنعتگران ایرانی، شیوهٔ بهکارگیری آن در ایران بهکلی تغییر کرد. آهن، جایگزینی برای انواع ابزارآلات فلزی در ایران شد و اشیاء تزئینی و زیورآلات از مس و مفرغ ساخته شدند.<ref>دیماند، راهنمای صنایع اسلامی، ۱۳۳۶ش، ص۱۳۴–۱۳۷.</ref>
'''شکلگیری و گسترش فرهنگ آهنگری:''' اسناد کشفشده در فرایند باستانشناسی ایران نشان میدهد که در همان دوره، ایرانیان بر هماهنگی عملیات فنی، شامل استخراج از معادن سنگ آهن، تهیه زغال سنگ و ذوب آهن و نیز تربیت آهنگران و نیروی کار ماهر در این زمینه، مصمم شدند تا نظامی ثابت در راستای تولید آهن در ایران بهوجود آمده و نیز فراگیر شود. بههمین دلیل است که مورخان بر این باورند که فرهنگ آهنگری از آسیای صغیر به ایران، از ایران به چین و سپس به اروپا راه یافت.<ref>Wulff, The Traditional Crafts of Persia, 1976, P6.</ref>
'''گسترش صنعت آهن:''' اشیاء بهدست آمده از حفاریهای [[تخت جمشید|تختجمشید]]، نشان میدهند که در دوران هخامنشیان، آهن، نسبت به دوران پیش از آن، کاربرد گستردهتر و متنوعتری پیدا کرد. انواع زره، جنگافزارها، اَره، خیش و چاقوی آهنی یافتشده در مناطق مختلف ایران، نشان از ابتکار ایرانیان در ساخت و پرداخت آهن در دوره هخامنشیان دارد. برای مثال، در ساخت بنای تخت جمشید، از انواع اشیاء آهنی مانند میخ، گیره و بست استفاده شده است.<ref>گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۳۶۳ش، ص۱۶۱.</ref> هرچند ایرانیان، در دوره هخامنشیان با روشهای تولید فولاد آشنا شدند، اما تولید گسترده آن در دورههای بعد، یعنی دوران پارتیان و [[ساسانیان]]، صورت گرفته است. در دوره سلوکیان، تولید و استخراج آهن چنان فراوان شده بود که به سرزمینهای دیگر نیز صادر میکردند.<ref>گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۳۶۳ش، ص237.</ref>
ایرانیان از ترکیب مس و قلع، به آلیاژی بهنام مفرغ رسیدند که از مس، مقاومت بیشتری داشت. آلیاژ مفرغ را نخستین ترکیب فلزی ساختهشده توسط بشر معرفی کردهاند. آشنایی با فنون فلزکاری در عصر مفرغ، زمینه را برای بهرهگیری آسانتر از آهن فراهم کرد. برخی مورخان، استفاده آهن توسط ایرانیان را بهدلیل مزیت اقتصادی آن نسبت به مفرغ و همچنین رقابت ایرانیان با همسایگان آشوری آنها در قسمت شمالغربی ایران دانستهاند.<ref>توحیدی، سیر تکاملی تولید آهن و فولاد در ایران و جهان، ۱۳۶۴ش، ص66.</ref> صنعتگران ایرانی، ابتدا از آهن، بهمنظور تزئین و زیور استفاده میکردند. در سدههای بعدی، پس از کشف معادن آهن، ایرانیان به ساخت ابزارهای کاربردی مانند [[داس]]، [[خیش]]، ظروف و جنگافزار روی آوردند.<ref>گیرشمن، هنر ایران، در دوران ماد و هخامنشی، ۱۳۴۶ش، ص117-119.</ref> ایرانیان در آن دوره، تمام مراحل فنی شامل استخراج سنگ آهن از معدن تا تهیه زغال سنگ و ذوب آهن و نیز تربیت آهنگران را به فرآیندی منسجم تبدیل کردند. بههمین دلیل مورخان بر این باورند که [[آهنگری]] از [[آسیای صغیر]] به [[ایران]] و از ایران به [[چین]] و سپس به [[اروپا]] راه یافت.<ref>Wulff, The Traditional Crafts of Persia, 1976, P6.</ref>
اطلاعات بهدست آمده از متون کهن نیز، نشان از فراگیری پیشه آهنگری در دوره ساسانیان دارد و چهار اصطلاح متفاوت برای آهنگران در نظر گرفته شده است:
اشیای بهدست آمده از حفاریهای [[تخت جمشید|تختجمشید]] و انواع زره، جنگافزار، اَره، خیش و چاقوهای یافتشده در مناطق مختلف، نشان از ابتکار ایرانیان در ساخت و پرداخت آهن در [[دوره هخامنشیان]] دارد. در بنای تخت جمشید، از انواع میخ، گیره و بست آهنی استفاده شده است.<ref>گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۳۶۳ش، ص۱۶۱.</ref> تولید گسترده فولاد در [[دوران اشکانیان|دوران پارتیان]] و [[دوران ساسانیان|ساسانیان]]، صورت گرفت.<ref>گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۳۶۳ش، ص237.</ref> اطلاعات بهدست آمده از متون کهن نشان از فراگیری پیشه آهنگری در دوره ساسانیان دارد. در آن دوران چهار اصطلاح متفاوت برای آهنگران به کار میرفت:
# آهنگر: کسی که تبر و پیکان آهنی میسازد؛
# آهنگر: کسی که تبر و پیکان آهنی میسازد؛
# آهنپیکر: کسی که قالبریزی و ریختهگری آهن را انجام میدهد؛
# آهنپیکر: کسی که قالبریزی و ریختهگری آهن را انجام میدهد؛
# چلنگر: سازنده ظروف آهنی؛
# چلنگر: سازنده ظروف آهنی؛
# پولادپیکر: کسی که با پولاد کار میکند.<ref>Allan, Persian Metal Technology, 700-1300 AD, 1979, P68; Tafazzoli, "A List of Trades and Crafts in the Sassanian Period» , 1974, P193-195.</ref>
# پولادپیکر: کسی که با پولاد کار میکند.<ref>Allan, Persian Metal Technology, 700-1300 AD, 1979, P68; Tafazzoli, "A List of Trades and Crafts in the Sassanian Period» , 1974, P193-195.</ref>
'''شکوفایی و تخصص در اوایل دوران اسلامی:''' مناطق شمالشرقی ایران ([[هرات]]، [[خراسان]]، فرغانه و بخشی از ماوراءالنهر)، در اوایل دوران پس از ظهور [[اسلام]]، از جمله مهمترین مراکز تولید آهن و نیز سلاحهای آهنی بهشمار میرفت. در این دوره، ویژگی مهم آهنگری در ایران، تخصصی شدن ساخت قطعات بود. برای مثال، آهنگران، در دماوند به ساخت سرنیزه، در [[قم]] به ساخت تبر، در ری و همدان به ساخت قیچی، [[آینه]] و بخوردان شهرت داشتند.<ref>Allan, Persian Metal Technology, 700-1300 AD, 1979, P67-68; Wulff, The Traditional Crafts of Persia, 1976, P48-52.</ref> دانشمندان و نویسندگان نیز، به مباحثی تخصصیتر در این زمینه پرداخته و ویژگیهای آهن و فرایند آهنگری را، در هر دورهای، به تفصیل بیان کردند. برای مثال، ابوریحان بیرونی به انواع معادن آهن در ایران اشاره کرده و آنها را به دو دسته نرمآهن (آهن ماده) و شابرکان (آهن نر) تقسیم کرده است.<ref>بیرونی، الجماهر فی الجواهر، ۱۳۷۴ش، ص۴۰۴.</ref> برخی دیگر از پژوهشگران، نام شابرقان (شابورقان، شابرن، شابرتان، شابورن، شابورگان، شابورک و شابران) را همان شاپورکان دانستهاند.<ref>زاوش، کانیشناسی در ایران قدیم، ۱۳۷۵ش، ص۲۹۳.</ref> فولاد (پولاد) نیز در دوره اسلامی بر اساس مقاومت و رنگ، دارای اسامی متنوعی بود. برای مثال، فَرَند (پَرَند) را فولاد مرغوب خراسان،<ref>بیرونی، الجماهر فی الجواهر، ۱۳۷۴ش، ص۴۱۰.</ref> پلارک (بلارک) را فولاد مرغوب هندی، روهینا (فولاد سفید) و حرمون (فولاد آبی تیره) بودند.<ref>بیرونی، الجماهر فی الجواهر، ۱۳۷۴ش، ص۴۱۱–۴۱۲.</ref> گروهی از متخصصان بر این باورند که تا اوایل دوره اسلامی در ایران، صنعت فولادسازی از رونقی بسیار برخوردار بود اما متأسفانه، پس از مدتی، فولاد هندی از نظر کیفیت، بر آن برتری یافت.<ref>شاردن، سیاحتنامه، ج4، ۱۳۳۶ش، ص94؛ اُرسل، سفرنامه، ۱۳۵۳ش، ص۲۳۸.</ref>
در اوایل دوران اسلامی، مناطق شمالشرقی ایران مانند [[هرات]]، [[خراسان]]، [[فرغانه]] و بخشی از [[ماوراءالنهر]]، مرکز تولید آهن و سلاحهای آهنی بودند. ویژگی مهم آهنگری در این دوره، تخصصیشدن ساخت ابزارآلات بود؛ برای مثال، آهنگران، در دماوند به ساخت سرنیزه، در [[قم]] به ساخت تبر، در [[ری]] و [[همدان]] به ساخت [[قیچی]]، [[آینه]] و بخوردان شهرت داشتند.<ref>Allan, Persian Metal Technology, 700-1300 AD, 1979, P67-68; Wulff, The Traditional Crafts of Persia, 1976, P48-52.</ref> ابوریحان بیرونی به انواع معادن آهن در ایران اشاره کرده و آنها را به دو دسته نرمآهن (آهن ماده) و شابرکان (آهن نر) تقسیم کرده است.<ref>بیرونی، الجماهر فی الجواهر، ۱۳۷۴ش، ص۴۰۴.</ref> [[پرونده:آهنگری۲.jpg|جایگزین=چلنگری و ساخت داس و نعل اسب در زمان قاجار|بندانگشتی|چلنگری یا آهنگری و ساخت داس و نعل اسب در زمان قاجار]]معادن آهن، صنعت آهنگری و تولید قطعات آهنی ایرانیان، در بسیاری از نوشتههای جهانگردان و جغرافیدانان داخلی و خارجی نیز ثبت شده است. برای مثال، [[ژان شاردن|شاردن]] و [[آدام اولئاریوس|اُلئاریوس]]، به فولاد مرغوب نیریز و معادن آهن دماوند و آهنگران بامهارت [[ماسوله]]، در [[دوران صفویان]]، اشاره کردهاند.<ref>شاردن، سیاحتنامه، ج4، ۱۳۳۶ش، ص94؛ اُرسل، سفرنامه، ۱۳۵۳ش، ص۲۳۸.</ref> کورههای آهنگری، به مراکز تولید زغال چوب گز، نخل، کهور و تاغ نزدیک بود و بههمین دلیل، سرزمینهای فارس و [[کرمان]]، همواره از نواحی مهم تولید آهن در ایران محسوب میشدند.<ref>توحیدی، سیر تکاملی تولید آهن و فولاد در ایران و جهان، ۱۳۶۴ش، ص150.</ref> صنعت آهنگری، در [[دوران قاجار]] تا مدتی رو به افول نهاد؛<ref>ملکم، تاریخ کامل ایران، ۱۳۷۹ش، ص803.</ref> اما در ۱۲۵۲ق، جعفرقلی بیک افشار، برای آشنایی بیشتر با معادن سنگ آهن به روسیه فرستاده شد و پس از مدتی کار در معادن [[سیبری]]، با کولهباری از تجربه به ایران آمد و در معادن [[مازندران]] مشغول به کار شد. وی، به ساخت و ریختهگری گلولههای توپ و نیز ساخت سلاح آهنی برای توپخانههای سپاهیان ایران پرداخت.<ref>«تاریخ روزنامهنگاری در ایران»، ۱۳۲۳ش، ص۱۱.</ref> در دوران حکومت محمدعلی شاه قاجار نیز، برخی از معادن کهن ایرانیان، دوباره به بهرهبرداری رسیدند.<ref>زاوش، کانیشناسی در ایران قدیم، ۱۳۷۵ش، ص300.</ref> در [[دوره پهلوی]] واردات گستردهٔ آهن و فولاد به ایران برای نوسازی پُلها، جادهها و خانهها صورت گرفت. در این دوره، مشاغل جدید بسیاری که مرتبط با صنعت آهن بود، ظهور یافت، ازجمله اسکلتبند، در و پنجرهساز، لولهکش، تراشکار و جوشکار.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ج2، ۱۳۶۸ش، ص627-629.</ref>[[پرونده:آهنگری۳.jpg|جایگزین=کارخانه ذوبآهن در شهر اصفهان|بندانگشتی|تصویری از کارخانه ذوبآهن در شهر اصفهان]]در دوران معاصر، احداث کارخانههای ذوب آهن، در مناطق مختلف ایران و نیز واردات صنایع آهنی، دستگاههای عظیم قالبگیری و ریختهگری و ساخت مصنوعات آهنی و فلزی در کارگاههای بزرگ فلزکاری در ایران، منجر به کمرنگ شدن دکانهای سنتی آهنگری، بهویژه در شهرهای بزرگ و صنعتی شده است.<ref>توحیدی، سیر تکاملی تولید آهن و فولاد در ایران و جهان، ۱۳۶۴ش، ص172.</ref>
معادن آهن، صنعت آهنگری و تولید قطعات آهنی ایرانیان، در بسیاری از نوشتههای جهانگردان و جغرافیدانان داخلی و خارجی نیز ثبت شده است. برای مثال، شاردن و اُلئاریوس، به فولاد مرغوب نیریز و معادن آهن دماوند و آهنگران بامهارت [[ماسوله]]، در دوران [[صفویه|صفویان]]، اشاره کردهاند.<ref>شاردن، سیاحتنامه، ج4، ۱۳۳۶ش، ص94؛ اُرسل، سفرنامه، ۱۳۵۳ش، ص۲۳۸.</ref> کورههای آهنگری، از دیرباز، به مراکز تولید زغال چوب گز، نخل، کهور و تاغ نزدیک بود و بههمین دلیل، سرزمینهای فارس و [[کرمان]]، همواره از نواحی مهم تولید آهن در ایران محسوب میشدند.<ref>توحیدی، سیر تکاملی تولید آهن و فولاد در ایران و جهان، ۱۳۶۴ش، ص150.</ref>
'''افول و تلاش برای احیا در دوره قاجار:''' صنعت آهن و آهنگری، در دورههای مختلف حکومتی، متأثر از کارآمدی یا ناکارآمدی حکام، فراز و نشیبهای بسیاری را تجربه کردهاند. عدم آشنایی آهنگران سنتی ایرانی با فنون و روشهای نوین آهنگری جهان، منجر به افول این صنعت در ایران شد.<ref>ملکم، تاریخ کامل ایران، ۱۳۷۹ش، ص803.</ref>[[پرونده:آهنگری۲.jpg|جایگزین=چلنگری و ساخت داس و نعل اسب در زمان قاجار|بندانگشتی|چلنگری یا آهنگری و ساخت داس و نعل اسب در زمان قاجار]]
پس از مدتی، در دوره [[قاجاریه|قاجاریان]]، تلاشهایی برای فراگیری علوم و مهارتهای مرتبط با صنعت ذوب آهن و آهنریزی، صورت گرفت. برای مثال، در ۱۲۵۲ق، جعفرقلی بیک افشار، برای فراگیری علوم مذکور به روسیه فرستاده شد و پس از مدتی کار در معادن سیبری، با کولهباری از تجربه به ایران آمد و در معادن [[مازندران]] مشغول به کار شد. وی، به ساخت و ریختهگری گلولههای توپ و نیز ساخت سلاح آهنی برای توپخانههای سپاهیان ایران پرداخت.<ref>«تاریخ روزنامهنگاری در ایران»، ۱۳۲۳ش، ص۱۱.</ref> در دوران حکومت محمدعلی شاه قاجار نیز، برخی از معادن کهن ایرانیان، دوباره به بهرهبرداری رسیدند.<ref>زاوش، کانیشناسی در ایران قدیم، ۱۳۷۵ش، ص300.</ref>
'''نوسازی و ظهور مشاغل جدید در دوره پهلوی:''' واردات گستردهٔ آهن و فولاد به ایران، در دوره رضاشاه پهلوی، بهمنظور اجرای سیاستهای عمومی نوسازی پُلها، جادهها و [[خانه]]ها صورت گرفت. در همین دوره، مشاغل جدید بسیاری که مرتبط با آهن و صنعت آهنگری بود، ظهور یافت، مانند اسکلتبند، در و پنجرهساز، لولهکش، تراشکار و جوشکار.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ج2، ۱۳۶۸ش، ص627-629.</ref>[[پرونده:آهنگری۳.jpg|جایگزین=کارخانه ذوبآهن در شهر اصفهان|بندانگشتی|تصویری از کارخانه ذوبآهن در شهر اصفهان]]'''دوران معاصر:''' در دوران معاصر نیز، احداث کارخانههای ذوب آهن، در مناطق مختلف ایران و نیز واردات صنایع آهنی، دستگاههای عظیم قالبگیری و ریختهگری و ساخت مصنوعات آهنی و فلزی در کارگاههای بزرگ فلزکاری در ایران، منجر به کمرنگ شدن دکانهای سنتی آهنگری، بهویژه در شهرهای بزرگ و صنعتی شده است.<ref>توحیدی، سیر تکاملی تولید آهن و فولاد در ایران و جهان، ۱۳۶۴ش، ص172.</ref>
== فرایند و مراحل آهنگری به شیوه سنتی ==
=== نقش آهنگر و چلنگر در کارگاه ===
در گذشته، آهنگر عموماً بهتنهایی یا به کمک یک شاگرد، تمامی مراحل فرایند آهنگری، شامل ذوب، ریختهگری، قالبگیری، پتکزدن و شکلدادن به آهن را انجام میداد. آهنگر خردهکار در ایران به چلنگر یا چیلانگر، معروف بود که از طریق خرید اشیاء آهنی کهنه، ذوب آنها و ریختهگری مجدد، به ساخت اشیائی مانند میخ، انبر، منقل، چفت، قفل و کلید میپرداخت.<ref>خسروی، «آهنگری»، ۱۳۴۳ش، ص۶۴؛ شهری، طهران قدیم، ج2، ۱۳۷۱ش، ص314-315.</ref>
=== مراحل گروهی و زنجیرهای فرایند آهنگری ===
عملیات آهنگری، در گذشته، همکاری زنجیرهای تعداد زیادی از مشاغل، مانند قالبساز، ریختهگر، دمساز، کورهساز، چکشکار، پتکزن و لحیمکار را منجر میشد.<ref>Wulff, The Traditional Crafts of Persia, 1976, P18-53.</ref>
==== مرحله اول: ساخت قالب (درجه) ====
قالبسازان، طی مراحل مختلف، از آلیاژ فلزهای متعددی به ساخت قالبهای ریختهگری که درجه، نام داشتند، میپرداختند.<ref>Wulff, The Traditional Crafts of Persia, 1976, P48-52.</ref>
==== مرحله دوم: آمادهسازی کوره ====
پس از آن، کورهداران، کوره آهنگری را با زغال چوب، روشن کرده و از زغال سنگ برای افزایش دمای کوره کمک میگرفتند. کورههای آهنگری معمولاً در ارتفاعی بالاتر از سطح زمین ساخته میشد و گاهی نیز آنها را در دیوار، کار میگذاشتند که به کورههای دیواری معروف بودند. شاگرد آهنگر، در این مرحله با سیخی بلند، مدام آتش را هم میزد تا دمای کوره حفظ شود.<ref>Wulff, The Traditional Crafts of Persia, 1976, P50.</ref>
==== مرحله سوم: دمیدن در آتش ====
در مرحله سوم، دمسازان، از قطعات چوبهای سخت و تکههای چرمی برای ساخت دَم، استفاده میکردند که با پُر و خالی شدن آن، جریان هوا به آتش دمیده شده و درجه حرارت آن بالا میرفت. گاهی، دم، در آهنگریهای بزرگ بهشکل فانوس بود که دستههایی متحرک داشت و گاهی نیز دَمهای پایی با زنجیر و رکاب وجود داشت که در اختیار خود آهنگر و پیش پای او قرار داده میشد.<ref>Wulff, The Traditional Crafts of Persia, 1976, P50.</ref>
==== مرحله چهارم: ریختهگری و جداسازی ====
پس از ذوب آهن، نوبت به ریختهگری میرسد. ریختهگر، باید آهن مذاب را در قالبهای مخصوص ریخته و پس از سرد شدن آن با چکش و قلم، به جداسازی آنها از قالب میپرداخت.<ref>Wulff, The Traditional Crafts of Persia, 1976, P50.</ref>
==== مرحله پنجم: شکلدهی و پرداخت نهایی ====
[[پرونده:آهنگری۴.jpg|جایگزین=پتک - دستیار پتکزن آهنگر |بندانگشتی|استفاده از پتک توسط دستیار پتکزن آهنگر]]
در مرحله بعد، چند کارگر چکشکار و پتکزن، به ضربه زدنهای منظم و متداوم، به آهنها شکل میدادند و برای این کار، چندینبار به گداختن، پتکزدن و در آب فروکردن آهن میپرداختند. در نهایت، آهنگر و شاگرد او، با ابزارآلات مخصوص خود، بر روی آهن تفته، کار میکردند.<ref>Wulff, The Traditional Crafts of Persia, 1976, P50-51.</ref>
=== تخصصی شدن آهنگری بر اساس نیازهای محلی ===
== آهنگری به شیوه سنتی ==
این فرایند ساخت، در هر شهر و روستایی، تنها به اقلام ضروری آن منطقه محدود میشد. برای مثال، در یک جامعه که از اسب و قاطر بهمنظور حمل و نقل استفاده میشد، شغل آهنگری، تنها به ساخت نعل و گاری محدود میشد. بههمین ترتیب، پیشههای تخصصی آهنگری در ایران به وجود آمد.<ref>خسروی، «آهنگری»، ۱۳۴۳ش، ص۶۴؛ شهری، طهران قدیم، ج2، ۱۳۷۱ش، ص62-66.</ref>
در گذشته، آهنگر عموماً بهتنهایی یا به کمک یک شاگرد، تمامی مراحل فرایند آهنگری، شامل ذوب، ریختهگری، قالبگیری، پتکزدن و شکلدادن به آهن را انجام میداد. آهنگر خردهکار در ایران به چلنگر یا چیلانگر، معروف بود که از طریق خرید اشیای آهنی کهنه، ذوب آنها و ریختهگری مجدد، به ساخت اشیایی مانند میخ، انبر، منقل، چفت، قفل و کلید میپرداخت.<ref>خسروی، «آهنگری»، ۱۳۴۳ش، ص۶۴؛ شهری، طهران قدیم، ج2، ۱۳۷۱ش، ص314-315.</ref> در حالت پیشرفتهتر، عملیات آهنگری، شامل همکاری زنجیرهای قالبساز، ریختهگر، دمساز، کورهساز، چکشکار، پتکزن و لحیمکار میشد.
== منزلت و جایگاه اجتماعی آهنگری در گذر تاریخ ==
* [[پرونده:آهنگری۴.jpg|جایگزین=پتک - دستیار پتکزن آهنگر |بندانگشتی|استفاده از پتک توسط دستیار پتکزن آهنگر]]قالب ریختهگری را از آلیاژ فلزهای گوناگون میساختند.
=== جایگاه مقدس آهنگری در تمدنهای کهن ===
* کوره آهنگری را با زغال چوب، روشن کرده و با زغالسنگ دمای آن را افزایش میدادند. شاگرد آهنگر با سیخی بلند، مدام آتش را هم میزد تا دمای کوره حفظ شود.
در گذشته، آهنگری از اعتبار و منزلت بالایی برخوردار بود و آهنگران از جمله افراد درخور احترام بهحساب میآمدند. در برخی جوامع کهن، آهنگری، پیشهای مقدس بهشمار میآمد. برای مثال، شغل هفائستوس، خدای یونانیان، آهنگری بود.<ref>واسیلیف، فلزات و انسان، ۱۳۵۳ش، ص۲۱۲.</ref> از دیگر نشانههای تقدس آهنگری، طرحهای منقش بر جامهٔ امپراتوران چینی است. تبر آهنین، نمادی از آهنگری است که بهعنوان یکی از نقشهای دوازدهگانهٔ امپراتوری چین محسوب میشود. در روم نیز، سندان و پتک، بهعنوان نمادی از آهنگر خدایان، شناخته شده است. پژوهشگران معتقدند که در اندیشههای کهن بشری، آهنگر، قهرمانی است که تمدنساز بوده و مأمور تکمیل کائنات بر روی زمین است. پس از کشف معادن فلز و راههای شناخت آن، تقدس زمین نیز به دامنهٔ جایگاه قدسی آهنگران اضافه شد. در باور پیشینیان، غارها و معادن، بهعنوان رحم مادر زمین، و سنگهای پنهان معادن، بهعنوان جنین مادر زمین، شناخته میشدند.<ref>آللو، اسرار انجمنهای محرمانه، ۱۳۶۹ش، ص121.</ref>
* در مرحله دَمسازی، جریان هوا به آتش دمیده میشد تا درجه حرارت آن بالا برود.
=== آهنگری در اسطورهها و باورهای ایرانی ===
* پس از ذوب آهن، ریختهگر، آهن مذاب را در قالب ریخته و پس از سرد شدن آن، با چکش و قلم به جداسازی آهن از قالب میپرداخت.
آهنگران در [[افسانه]]ها، اسطورهها و آیینهای ویژهٔ آفریقایی، هندی و سایر مناطق حضور دارند. در تمدنهای کهن، آهنگر بهدلیل توانایی تسلط بر آتش، دارای نیرویی فرا انسانی و مقدس بود. همچنین، گذشتگان بر این باور بودند که آهن و آهنگری، توسط اشخاص اسطورهای و پادشاهان پیشدادی پیدا شدهاند که همین، دلیل دیگری بر تقدس این پیشه میان ایرانیان بود. فردوسی به این باور ایرانیان در شعر خود اشاره کرده و میگوید که هوشنگ جهاندار اسطورهای، برای اولینبار، آهن را از سنگ جدا کرده و با آن اشیائی همچون تبر، تیشه و سلاح ساخته است.<ref>فردوسی، شاهنامه، ۱۳۶۳ش، ج1، ص55.</ref> کاوه آهنگر نیز از دیگر اسطورههای محبوب ایرانی است که پیشبند چرمین خود را بر سر نیزه کرد و در برابر ضحاک بهپا خواست.<ref>فردوسی، شاهنامه، ۱۳۶۳ش، ج1، ص88.</ref>
=== منزلت اجتماعی آهنگران ===
* در مرحله شکلدهی و پرداخت نهایی، چند کارگر چکشکار و پتکزن با ضربههای منظم و مداوم، به آهن شکل میدادند. در نهایت، آهنگر و شاگرد او، با ابزارآلات مخصوص خود، بر روی آهن تفته، کار میکردند.<ref>Wulff, The Traditional Crafts of Persia, 1976, P18-53.</ref>
علاوه بر تقدس پیشهٔ آهنگری در دورانهای بسیاری در ایران، از آنجایی که این حرفه بسیار سخت بود و به مردانی دلیر و تنومند برای پتکزدن و انجام سایر مراحل آهنگری نیاز داشت، بسیاری از آهنگران از جملهٔ پهلوانان و جوانمردان روزگاران خویش نیز محسوب میشدند. همین موضوع، موجب جایگاه و منزلت اجتماعی بالایی برای آهنگران میشد.<ref>افشار، «فتوتنامهٔ آهنگران»، ۱۳۵۹ش، ص۵۳–۵۴.</ref>
=== افول جایگاه آهنگری ===
== منزلت آهنگری ==
پس از مدتها آهن، دیگر بهصورت گسترده در دسترس همگان قرار گرفت و از فلزی نایاب و گرانقیمت به فلزی ارزان تبدیل شد. به نظر برخی از پژوهشگران، همین ارزانی، خود دلیلی برای کاهش جایگاه والا و مقدس آهن و درنتیجه پیشهٔ آهنگری شد. در بسیاری از متون ادبی و تاریخی برجایمانده از دوران پس از اسلام، به آهنگری بهعنوان حرفهای پست نگاه شده است.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/266308/آهنگری،-فرایند?entryviewid=266310 ابراهیمی، «آهنگری، فرایند»، وبسایت دائرة المعارف بزرگ اسلامی.]</ref>
در گذشته، آهنگری از اعتبار و منزلت بالایی برخوردار بود و آهنگری، پیشهای مقدس بهشمار میآمد. برای مثال، شغل هفائستوس، خدای یونانیان، آهنگری بود.<ref>واسیلیف، فلزات و انسان، ۱۳۵۳ش، ص۲۱۲.</ref> از دیگر نشانههای تقدس آهنگری، طرحهای منقش بر جامهٔ امپراتوران چینی است. تبر آهنین، نمادی از آهنگری است که بهعنوان یکی از نقشهای دوازدهگانهٔ امپراتوری چین محسوب میشود. در روم نیز، سندان و پتک، بهعنوان نمادی از آهنگر خدایان، شناخته شده است. در اندیشههای کهن بشری، آهنگر، قهرمانی تمدنساز و مأمور تکمیل کائنات بر روی زمین بوده است.<ref>آللو، اسرار انجمنهای محرمانه، ۱۳۶۹ش، ص121.</ref> ایرانیان نیز بر این باور بودند که آهنگری را [[پیشدادیان|پادشاهان پیشدادی]]، پیشه کردهاند. [[فردوسی]] در [[شاهنامه]] میگوید که [[هوشنگ]] جهاندار اسطورهای، آهن را از سنگ جدا کرده و با آن اشیایی همچون تبر، تیشه و سلاح ساخته است.<ref>فردوسی، شاهنامه، ۱۳۶۳ش، ج1، ص55.</ref> [[کاوه آهنگر]] نیز از اسطورههای محبوب ایرانی است که پیشبند چرمین خود را بر سر نیزه کرد و در برابر [[ضحاک]] بهپا خواست.<ref>فردوسی، شاهنامه، ۱۳۶۳ش، ج1، ص88.</ref> دلیر و تنومند بودن آهنگران موجب شده بود که در [[فرهنگ ایرانی]]، بسیاری از آهنگران ازجملهٔ پهلوانان و جوانمردان روزگار خویش باشند.<ref>افشار، «فتوتنامهٔ آهنگران»، ۱۳۵۹ش، ص۵۳–۵۴.</ref>
== آهنگری در ادبیات ایران ==
== آهنگری در ادبیات فارسی ==
پیشه آهنگری، همواره، بهدلیل سختی و استحکام آهن و فولاد، از دیرباز به سرسختی، مقاومت و سنگدلی معروف بوده است. بسیاری از شاعران و نویسندگان نیز از واژههای آهن و آهنگری، ترکیبات استعاری و تشبیهی فراوانی ساختهاند. گاهی نیز، علاوهبر آهن و آهنگری، به ابزارها و وسایل آهنگران، اشاراتی صورت گرفته است. برای مثال، پتک دل، آهن دل، بت آهنگر، کوره هجر، سندان دل، آهن سرد، کورهٔ نسیان و چیلانگر دل.<ref>فرخی سیستانی، دیوان، ۱۳۶۳ش، ص۵۹؛ عنصری، دیوان، ۱۳۲۳ش، ص۱۱۱؛ اسدی طوسی، گرشاسبنامه، ۱۳۵۴ش، ص۲۵۲؛ مسعود سعد سلمان، دیوان، ۱۳۶۴ش، ج2، ص620 و 623-624؛ سعدی، غزلها، ۱۳۸۵ش، ص۲۵۹.</ref>
پیشه آهنگری، همواره، بهدلیل سختی و استحکام آهن و فولاد، از دیرباز به سرسختی، مقاومت و سنگدلی معروف بوده است. بسیاری از شاعران و نویسندگان نیز از آهن و آهنگری، ترکیبات استعاری و تشبیهی فراوانی ساختهاند. گاهی نیز، به ابزارها و وسایل آهنگران، اشاراتی صورت گرفته است، ازجمله پتک دل، آهن دل، بت آهنگر، کوره هجر، سندان دل، آهن سرد، کورهٔ نسیان و چیلانگر دل.<ref>فرخی سیستانی، دیوان، ۱۳۶۳ش، ص۵۹؛ عنصری، دیوان، ۱۳۲۳ش، ص۱۱۱؛ اسدی طوسی، گرشاسبنامه، ۱۳۵۴ش، ص۲۵۲؛ مسعود سعد سلمان، دیوان، ۱۳۶۴ش، ج2، ص620 و 623-624؛ سعدی، غزلها، ۱۳۸۵ش، ص۲۵۹.</ref>
آهنگری، همچون سایر واژگان کهن و دارای ارزش اجتماعی بالا، از دیرباز، در شعر شاعران نامدار ایرانی نیز حضور یافته است. برای مثال، فردوسی گفته است:<ref>فردوسی، شاهنامه، ۱۳۶۳ش، ص767؛ [https://www.vajehyab.com/amid/آهنگری عمید، فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه آهنگری.]</ref>
آهنگری، همچون سایر واژگان کهن و دارای ارزش اجتماعی بالا، از دیرباز، در شعر شاعران نامدار ایرانی نیز حضور یافته است. برای مثال، فردوسی گفته است:<ref>فردوسی، شاهنامه، ۱۳۶۳ش، ص767؛ [https://www.vajehyab.com/amid/آهنگری عمید، فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه آهنگری.]</ref>
آهنگری، هنر و صنعتی است که از ذوب و ریختهگری آهن تا شکلدهی و ساخت اشیای کاربردی و زیورآلات را شامل میشود و از دیرباز نقش مهمی در زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایرانیان داشته است. ایرانیان، پس از تسلط بر فنون مفرغسازی، بهسرعت در بهرهگیری از آهن، مهارت یافتند و ابزار، جنگافزار و ظروف خود را از آن ساختند. این پیشه، علاوه بر ارزش کاربردی، جایگاه اجتماعی و معنوی والایی داشت؛ آهنگر نماد مقاومت، شجاعت و پهلوانی بود و در اسطورههای ایرانی همچون کاوه آهنگر و نیز در ادبیات فارسی مانند آثار فردوسی و مولانا، تجلی یافته است. با گذشت زمان و گسترش صنایع مدرن، جایگاه سنتی حرفه آهنگری تضعیف شد، اما آیین پهلوانی بهعنوان یک میراث در فرهنگ ایرانی، ماندگار شد.
معرفی
آهنگری، بهمعنی ساخت آلات و ادوات از آهن و همچنین، نام کارگاهی است که در آن، این کار صورت میگیرد.[۱] آهنگری، فرایند ذوب، ریختهگری و قالبگیری آهن است که منجر به بالا رفتن مقاومت آهن از طریق تفتن، فشردن و پتکزدن، بهمنظور ساخت اشیای آهنی میشود. این پیشه، از جمله مشاغل کهن در ایرانزمین بوده و همچنین در ساختار اجتماعیاقتصادی و صنعتی ایران، نقشی پررنگ را ایفا کرده است.[۲]
کشف این فلز، تحولی شگرف را در زندگی مادی و معنوی انسانها بهدنبال داشت. مقاومت بالای این فلز، ایرانیان را نیز به ذوب و ریختهگری آهن، علاقمند کرد و آنها به ساخت ابزارها، ظروف و جنگافزارهای آهنی روی آوردند.[۳] این فراگیری چنان تمام و کمال شد که در برخی مناطق ایران، حتی به ظروف ساختهشده از چدن، مفرغ و قلع نیز ظروف آهنی میگفتند. حتی دانشمندان نیز در علم متالورژی، فلزات را به دو دستهٔ کلی آهنی و غیرآهنی (آهن در برابر ۷۹ فلز دیگر)، تقسیم کردهاند.[۴]
پیش از تاریخ، انسانها در دوران پالئولیتیک، سنگهای معدنی دارای فلز را شناختند؛ اما قرنها بعد از کشف فلز، بشر توانست به ساخت و اختراع ابزارهای آهنی روی آورد. گروهی از دانشمندان با استناد به نشانههای موجود در زبانها و فرهنگهای باستانی، معتقدند که بشر، نخستینبار آهن را از طریق شهابسنگها شناخته است. در این منابع، آهن، فلزی آسمانی، سنگ آسمان یا فلز ستارگان محسوب شده است.[۵] سیر تحول کشف و کاربرد فلزات شامل مس و مفرغ در گام اول، طلا، نقره، قلع، سرب، برنج و انواع آلیاژهای دیگر در گام بعدی صورت گرفت. پس از آن، بشر به معادن و سنگهای آهن در دل زمین، دست یافت.[۶] برخی ابزارها مانند خیش، در هزاره چهارم قبل از میلاد، سرنوشت تاریخ و تمدن انسانی را تغییر داد و انسان را از کوچندگی به یکجانشینی و مدنیت رساند.[۷] آثار برجایمانده از کاوشهای باستانی، نشان از قدمت آهنگری دارد. در قبرهای سلطنتی شهر اور از تمدن سومریان، تبر کوچک آهنی کشف شده است که قدمت آن به ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد برمیگردد.[۸] برخی دانشمندان نیز، خاستگاه کشف آهن را آسیای صغیر دانستهاند که پس از آن، ایرانیها و هندیها به مهمترین تولیدکنندگان آهن و فولاد در دوران کهن، تبدیل شدند.[۹]
ایرانیان از ترکیب مس و قلع، به آلیاژی بهنام مفرغ رسیدند که از مس، مقاومت بیشتری داشت. آلیاژ مفرغ را نخستین ترکیب فلزی ساختهشده توسط بشر معرفی کردهاند. آشنایی با فنون فلزکاری در عصر مفرغ، زمینه را برای بهرهگیری آسانتر از آهن فراهم کرد. برخی مورخان، استفاده آهن توسط ایرانیان را بهدلیل مزیت اقتصادی آن نسبت به مفرغ و همچنین رقابت ایرانیان با همسایگان آشوری آنها در قسمت شمالغربی ایران دانستهاند.[۱۰] صنعتگران ایرانی، ابتدا از آهن، بهمنظور تزئین و زیور استفاده میکردند. در سدههای بعدی، پس از کشف معادن آهن، ایرانیان به ساخت ابزارهای کاربردی مانند داس، خیش، ظروف و جنگافزار روی آوردند.[۱۱] ایرانیان در آن دوره، تمام مراحل فنی شامل استخراج سنگ آهن از معدن تا تهیه زغال سنگ و ذوب آهن و نیز تربیت آهنگران را به فرآیندی منسجم تبدیل کردند. بههمین دلیل مورخان بر این باورند که آهنگری از آسیای صغیر به ایران و از ایران به چین و سپس به اروپا راه یافت.[۱۲]
اشیای بهدست آمده از حفاریهای تختجمشید و انواع زره، جنگافزار، اَره، خیش و چاقوهای یافتشده در مناطق مختلف، نشان از ابتکار ایرانیان در ساخت و پرداخت آهن در دوره هخامنشیان دارد. در بنای تخت جمشید، از انواع میخ، گیره و بست آهنی استفاده شده است.[۱۳] تولید گسترده فولاد در دوران پارتیان و ساسانیان، صورت گرفت.[۱۴] اطلاعات بهدست آمده از متون کهن نشان از فراگیری پیشه آهنگری در دوره ساسانیان دارد. در آن دوران چهار اصطلاح متفاوت برای آهنگران به کار میرفت:
آهنگر: کسی که تبر و پیکان آهنی میسازد؛
آهنپیکر: کسی که قالبریزی و ریختهگری آهن را انجام میدهد؛
در اوایل دوران اسلامی، مناطق شمالشرقی ایران مانند هرات، خراسان، فرغانه و بخشی از ماوراءالنهر، مرکز تولید آهن و سلاحهای آهنی بودند. ویژگی مهم آهنگری در این دوره، تخصصیشدن ساخت ابزارآلات بود؛ برای مثال، آهنگران، در دماوند به ساخت سرنیزه، در قم به ساخت تبر، در ری و همدان به ساخت قیچی، آینه و بخوردان شهرت داشتند.[۱۶] ابوریحان بیرونی به انواع معادن آهن در ایران اشاره کرده و آنها را به دو دسته نرمآهن (آهن ماده) و شابرکان (آهن نر) تقسیم کرده است.[۱۷]
معادن آهن، صنعت آهنگری و تولید قطعات آهنی ایرانیان، در بسیاری از نوشتههای جهانگردان و جغرافیدانان داخلی و خارجی نیز ثبت شده است. برای مثال، شاردن و اُلئاریوس، به فولاد مرغوب نیریز و معادن آهن دماوند و آهنگران بامهارت ماسوله، در دوران صفویان، اشاره کردهاند.[۱۸] کورههای آهنگری، به مراکز تولید زغال چوب گز، نخل، کهور و تاغ نزدیک بود و بههمین دلیل، سرزمینهای فارس و کرمان، همواره از نواحی مهم تولید آهن در ایران محسوب میشدند.[۱۹] صنعت آهنگری، در دوران قاجار تا مدتی رو به افول نهاد؛[۲۰] اما در ۱۲۵۲ق، جعفرقلی بیک افشار، برای آشنایی بیشتر با معادن سنگ آهن به روسیه فرستاده شد و پس از مدتی کار در معادن سیبری، با کولهباری از تجربه به ایران آمد و در معادن مازندران مشغول به کار شد. وی، به ساخت و ریختهگری گلولههای توپ و نیز ساخت سلاح آهنی برای توپخانههای سپاهیان ایران پرداخت.[۲۱] در دوران حکومت محمدعلی شاه قاجار نیز، برخی از معادن کهن ایرانیان، دوباره به بهرهبرداری رسیدند.[۲۲] در دوره پهلوی واردات گستردهٔ آهن و فولاد به ایران برای نوسازی پُلها، جادهها و خانهها صورت گرفت. در این دوره، مشاغل جدید بسیاری که مرتبط با صنعت آهن بود، ظهور یافت، ازجمله اسکلتبند، در و پنجرهساز، لولهکش، تراشکار و جوشکار.[۲۳]
در دوران معاصر، احداث کارخانههای ذوب آهن، در مناطق مختلف ایران و نیز واردات صنایع آهنی، دستگاههای عظیم قالبگیری و ریختهگری و ساخت مصنوعات آهنی و فلزی در کارگاههای بزرگ فلزکاری در ایران، منجر به کمرنگ شدن دکانهای سنتی آهنگری، بهویژه در شهرهای بزرگ و صنعتی شده است.[۲۴]
آهنگری به شیوه سنتی
در گذشته، آهنگر عموماً بهتنهایی یا به کمک یک شاگرد، تمامی مراحل فرایند آهنگری، شامل ذوب، ریختهگری، قالبگیری، پتکزدن و شکلدادن به آهن را انجام میداد. آهنگر خردهکار در ایران به چلنگر یا چیلانگر، معروف بود که از طریق خرید اشیای آهنی کهنه، ذوب آنها و ریختهگری مجدد، به ساخت اشیایی مانند میخ، انبر، منقل، چفت، قفل و کلید میپرداخت.[۲۵] در حالت پیشرفتهتر، عملیات آهنگری، شامل همکاری زنجیرهای قالبساز، ریختهگر، دمساز، کورهساز، چکشکار، پتکزن و لحیمکار میشد.
پتک - دستیار پتکزن آهنگراستفاده از پتک توسط دستیار پتکزن آهنگرقالب ریختهگری را از آلیاژ فلزهای گوناگون میساختند.
کوره آهنگری را با زغال چوب، روشن کرده و با زغالسنگ دمای آن را افزایش میدادند. شاگرد آهنگر با سیخی بلند، مدام آتش را هم میزد تا دمای کوره حفظ شود.
در مرحله دَمسازی، جریان هوا به آتش دمیده میشد تا درجه حرارت آن بالا برود.
پس از ذوب آهن، ریختهگر، آهن مذاب را در قالب ریخته و پس از سرد شدن آن، با چکش و قلم به جداسازی آهن از قالب میپرداخت.
در مرحله شکلدهی و پرداخت نهایی، چند کارگر چکشکار و پتکزن با ضربههای منظم و مداوم، به آهن شکل میدادند. در نهایت، آهنگر و شاگرد او، با ابزارآلات مخصوص خود، بر روی آهن تفته، کار میکردند.[۲۶]
منزلت آهنگری
در گذشته، آهنگری از اعتبار و منزلت بالایی برخوردار بود و آهنگری، پیشهای مقدس بهشمار میآمد. برای مثال، شغل هفائستوس، خدای یونانیان، آهنگری بود.[۲۷] از دیگر نشانههای تقدس آهنگری، طرحهای منقش بر جامهٔ امپراتوران چینی است. تبر آهنین، نمادی از آهنگری است که بهعنوان یکی از نقشهای دوازدهگانهٔ امپراتوری چین محسوب میشود. در روم نیز، سندان و پتک، بهعنوان نمادی از آهنگر خدایان، شناخته شده است. در اندیشههای کهن بشری، آهنگر، قهرمانی تمدنساز و مأمور تکمیل کائنات بر روی زمین بوده است.[۲۸] ایرانیان نیز بر این باور بودند که آهنگری را پادشاهان پیشدادی، پیشه کردهاند. فردوسی در شاهنامه میگوید که هوشنگ جهاندار اسطورهای، آهن را از سنگ جدا کرده و با آن اشیایی همچون تبر، تیشه و سلاح ساخته است.[۲۹]کاوه آهنگر نیز از اسطورههای محبوب ایرانی است که پیشبند چرمین خود را بر سر نیزه کرد و در برابر ضحاک بهپا خواست.[۳۰] دلیر و تنومند بودن آهنگران موجب شده بود که در فرهنگ ایرانی، بسیاری از آهنگران ازجملهٔ پهلوانان و جوانمردان روزگار خویش باشند.[۳۱]
آهنگری در ادبیات فارسی
پیشه آهنگری، همواره، بهدلیل سختی و استحکام آهن و فولاد، از دیرباز به سرسختی، مقاومت و سنگدلی معروف بوده است. بسیاری از شاعران و نویسندگان نیز از آهن و آهنگری، ترکیبات استعاری و تشبیهی فراوانی ساختهاند. گاهی نیز، به ابزارها و وسایل آهنگران، اشاراتی صورت گرفته است، ازجمله پتک دل، آهن دل، بت آهنگر، کوره هجر، سندان دل، آهن سرد، کورهٔ نسیان و چیلانگر دل.[۳۲]
آهنگری، همچون سایر واژگان کهن و دارای ارزش اجتماعی بالا، از دیرباز، در شعر شاعران نامدار ایرانی نیز حضور یافته است. برای مثال، فردوسی گفته است:[۳۳]
مرا نیست زآهنگری ننگ و عار
خِرد باید و مردی ای بادسار
مولانا نیز بارها به پیشه آهنگری اشاره کرده است:[۳۴]
زنجیرها را بر دریم ما هر یکی آهنگریم
آهن گزان چون کلبتین، آهنگ آتشدان کنیم
سنایی نیز از واژه آهنگری در شعر خود بهره گرفته است:[۳۵]