زنان سرپرست خانوار؛ زنانی که علاوه بر نقش مادری، سرپرستی و تأمین معیشت خانوار را هم بر عهده دارند.
زن سرپرست خانوار به زنانی اطلاق میشود که به دلایلی مانند فوت، طلاق، از کار افتادگی، اعتیاد یا غیبت همسر، مسئولیت تأمین معیشت و مدیریت کامل خانوار را بهتنهایی بر عهده دارند. این گروه که شامل زنان خودسرپرست بدون فرزند نیز میشود، اغلب با چالشهای عمیقی از جمله فقر اقتصادی ناشی از محدودیت فرصتهای شغلی و تبعیض دستمزد، بار سنگین مسئولیت دوگانه اشتغال و امور خانه و فرزندان و همچنین فشارهای روانی مانند استرس و انزوا مواجه هستند. این شرایط آنان را در معرض آسیبپذیری اجتماعی قرار میدهد؛ بنابراین، حمایت از آنان از طریق ایجاد اشتغال پایدار، ارائهٔ خدمات مشاوره و رفاهی و تصویب قوانین حمایتی، نهتنها یک اقدام ضروری برای توانمندسازی آنان و تضمین رفاه فرزندانشان است، بلکه گامی اساسی بهسوی تحقق عدالت اجتماعی و تقویت بنیان خانواده و جامعه محسوب میشود.
مفهومشناسی
خانوار در لغت بهمعنی همهٔ کسانی است که باهم در یک مکان جغرافیایی زندگی میکنند. خانوار از دیدگاه صاحبنظران علوم اجتماعی و جمعیتشناسی، یک واحد آماری است با ویژگیهای اجتماعی و اقتصادی معینی، مرکب از افرادی که در یک کانون زندگی میکنند (وحدت زندگی)، زیر یک سقف میخوابند (وحدت محل سکونت)، همخرج هستند (وحدت بودجه) و دور یک میز یا سفره غذا میخورند (همسفرگی). خانوار از جهت تعداد و ترکیب اعضاء و همچنین نوع سکونت، تقسیمبندی میشود. مفهوم خانوار با تعریف خانواده متفاوت است. خانواده، حداقل از دو نفر تشکیل شده و اساس شکلگیری آن ازدواج است و با پیوند خونی، نکاحی یا فرزندخواندگی به یکدیگر مرتبط بوده و اعضای بزرگسال آن مسئول نگهداری کودکان هستند. کاربرد خانواده بیشتر در مباحث روانشناسی و جامعهشناسی و کلمه خانوار، که مفهومی اعم از خانواده است، بیشتر در موضوعات اقتصادی، جمعیتشناسی و آماری بهکار میرود. افراد تشکیلدهندهٔ خانوار لزوماً بستگی خویشاوندی باهم ندارند و یک همبستگی اقتصادی و یککاسه بودن بودجهای و زیر یک سقف زیستن به آنها عنوان خانوار میدهد و بدین ترتیب خانوار از یک یا چند نفر که زیر یک سقف زندگی کرده و بودجهٔ واحد دارند تشکیل میشود؛ اما خانواده مبتنی بر ازدواج و خویشاوندی است از قبیل یک زوج، پدر و مادر و فرزندان، پدر و مادر و فرزندان و نوهها یا ترکیبات دیگری از والدین و سایر اقوام و خویشاوندان.
خانواده مانند تمام جوامع خرد و کلان، جهت ساماندادن به امور زندگی و تصمیمگیری صحیح و بهموقع نیازمند رئیس و سرپرست است. طبق بررسیهای تاریخی، سرپرستی خانواده غالباً در اختیار مردان قرار داشته است. در واقع ریاست مرد در خانواده امری خودجوش و نهادی بوده است که میتواند ریشه در رسم مردسالاری و نظام قبایلی داشته باشد. از آسیبهای بیتوجهی به تعیین سرپرست برای خانواده، دامنهدارشدن اختلافات و نهایتاً رجوع به محاکم قضایی است که موجب از بین رفتن صمیمیت و متزلزلشدن پایههای زندگی زناشویی است.
زنان سرپرست خانوار به کسانی گفته میشود که بدون حضور منظم یا حمایت یک مرد بزرگسال، سرپرستی خانوار را بر عهده میگیرند و مسئولیت ادارهٔ اقتصادی، تصمیمگیریهای عمده و حیاتی خانوار را به دوش میکشند.[۱][۲] بر اساس تعریف سازمان بهزیستی، زنان سرپرست خانوار، زنانی هستند که عهدهدار تأمین معاش مادی و معنوی خود و اعضای خانوار هستند.[۳] زنان سرپرست خانوار، به دلایل مختلف مانند فوت همسر یا طلاق، مهاجرت، مفقودالاثر بودن، سالمندی، متواری یا زندانی بودن، نکاح منقطع، سربازی، بیماری و از کار افتادگی، اعتیاد و بیکاری، مسئولیت سرپرستی و ادارهٔ اقتصادی و تصمیمگیریهای عمده و حیاتی خانواده را بر عهده دارند. در تعریف سازمان ملل از زنان سرپرست خانواده نیز بر نقش مدیریتی، مسئولیت مالی و تصمیمگیری تأکید شده است.[۴][۵][۶] در تعریف رسمی، «زنان خودسرپرست»، به دختران ازدواج نکرده یا زنانی که به هر دلیلی، اداره امور زندگی خود را به عهده دارند، گفته میشوند؛[۷] در یک دستهبندی کلی، زنان سرپرست خانوار به چند گروه عمده تقسیم میشوند.[۸]
- گروه اول: خانوارهایی که در آن، مرد بهطور دائمی حضور ندارد و زنان بهدلیل فوت همسر یا طلاق، بیوه شدهاند یا دخترانی که ازدواج نکرده و تنها زندگی میکنند و سرپرستی خانواده را عهدهدار میشوند.
- گروه دوم: خانوارهایی که مرد بهطور موقت و بهدلیل مهاجرت، مفقودالاثر بودن، متواری یا زندانی بودن، نکاح منقطع، و سربازی غایب بوده و زن مجبور به تهیهٔ معاش زندگی خود یا فرزندانش است.
- گروه سوم: خانوارهایی که مرد در آنها حضور دارد، اما بهدلیل بیکاری یا از کارافتادگی نقشی در تأمین معاش ندارد و زن عملاً مسئولیت زندگی خود و خانوار را عهدهدار میشود.
در آموزههای اسلامی
آموزههای اسلامی، موید سرپرستی مرد بر خانواده است اگرچه با شرایطی مدیریت زنان را نیز بهرسمیت میشناسد. قرآن بهعنوان مهمترین و معتبرترین منبع استخراج احکام اسلامی، بهصراحت بر مدیریت و قوامیت مردان بر زنان و برخی دلایل آن اشاره کرده است.[۹] از نگاه قرآن، ریاست خانواده مقامی است که برای تثبیت و مصلحت خانواده به مرد داده شده است و یک امتیاز و حق فردی برای شوهر محسوب نمیشود. ریاست خانواده بیشتر یک وظیفهٔ اجتماعی است که برای تأمین سعادت خانواده به مرد محول شده و او نمیتواند از آن سوء استفاده کند و بر خلاف مصلحت خانواده آن را بهکار برد.[۱۰]
علاوه بر قرآن، در منابع روایی نیز بر مسئولیت مرد در خانواده، تأکید شده و اطاعت زن از شوهر بهعنوان یکی از عوامل خشنودی خدا نام برده شده است. در برخی از این روایات علاوه بر تعیین مرد بهعنوان سرپرست و مدیر خانواده، زن را مدیر و مسئول امور خانه میداند. در این روایات، مرد، سرپرست زن نیست بلکه سرپرستی و مدیریت خانواده را بر عهده دارد.[۱۱]
پژوهشهای علمی خصوصاً روانشناختی هم با بررسی و مقایسهٔ ویژگیهای جسمی و روانشناختی مرد و زن، دیدگاه دین مبنی بر سپردن مسئولیت و مدیریت خانواده بر عهدهٔ مرد را تأیید میکند. بر این اساس، با توجه به برخی صفات ذاتی، همچون اقتدارگرایی، مهارت ذهنی بیشتر، تقدم و غلبهٔ تعقل بر عاطفه و احساس مسئولیت در ادارهٔ زندگی، مردان، گزینه بهتری برای مدیریت زندگی بهشمار میآیند. علاوه بر این، مدیریت مرد بر خانواده با رضایت از زندگی و آرامش روانی زن و شوهر در ارتباط بوده و پذیرش اقتدار مرد توسط زن، علاوه بر رفع اختلاف نظرات در خانواده، بهصورت صحیحی فرایند نقشپذیری جنسیتی را در فرزندان شکل میدهد.[۱۲]
آمار
در اروپا
در اروپا تقریباً نیمی از زنان سرپرست در معرض فقر هستند؛[۱۳] در ﮐﺸﻮرﻫﺎی اروﭘﺎی ﻏﺮﺑﯽ، 18-25 درصد از زنان ﻓﻘﯿﺮ، ﺳﺮﭘﺮﺳت خانوار ﻫﺴﺘﻨﺪ.[۱۴] در این کشورها میزان خانوادههای زنسرپرست از 24% در 1980م، به 31% در 1990م افزایش یافته است.[۱۵] تعداد کل خانوارهای تحت سرپرستی زن در اروپا، 9.2 میلیون نفر است که نیمی از آنان دچار فقر هستند. البته برخی سیاستها باعث اشتغال 69% زنان مجرد سرپرست شده است؛ با این وجود، 10% از زنان، همسر بیکار داشته و 15% از مادران مجرد، فاقد شغل هستند. فقدان شغل مناسب و فقر، یکی از مشکلات اساسی زنان سرپرست خانوار اروپا است که خود ناشی از فقدان آموزش و تحصیلات و فرصت کافی برای مشاغل پردرآمد بوده و نتیجه آن، کمبودهای بهداشتی، فشارهای جسمی و اختلالات روانی است.[۱۶] آمار خانوادههای زنسرپرست در اﯾﺮﻟﻨﺪ 40 درصد است.[۱۷]
در آمریکا
در آمریکا در سال 1982م، بیش از 8 میلیون زن، سرپرست حداقل یک فرزند بودهاند که فقط 5 میلیون نفر از آنان کمک هزینه خود را از همسر خود دریافت کردهاند.[۱۸] در سال 2012م، یک چهارم مادران آمریکایی، مجرد بودهاند که 45% آنان هرگز ازدواج نکردهاند؛ 55% طلاق گرفته یا بیوه هستند؛ دوسوم آنان مشغول کار خارج از منزل بوده و فقط دوپنجم از آنها استخدام تمام وقت شدهاند و یک چهارم نیز بی شغل هستند. دوپنجم این خانوادهها، فقیر بوده و بخش عمده کودکان فقیر در خانوادههای مادران مجرد هستند. دوپنجم این خانوادهها نیز دچار ناامنی غذایی هستند.[۱۹] در سال 2023م، نیز بیش از 15 میلیون کودک با مادر مجرد خود زندگی می کردند که این تعداد در سال 2012م حدود 18میلیون کودک بوده است.[۲۰] آمار خانوادههای زنسرپرست در ﮐﺎﻧﺎدا 50 و آﻣﺮﯾﮑﺎ 63 درصد است.[۱۷]
در آفریقا
در کشورهای آفریقایی نیز آمارهای سال 2017م حاکی از افزایش زنان سرپرست خانوار است؛ به عنوان مثال، در زیمبابوه، 45% از خانوارها را زنان اداره میکنند. در نامیبیا،هائیتی و جمهوری دومینیکن این آمار بیش از 40% است. بین 30-39% از خانوارهای کشورهایی چون کومور، موزامبیک، کنیا، لیبریا، غنا و گابن نیز تحت سرپرستی زنان است که در دهههای گذشته، افزایش بیسابقهای داشته است.[۲۱]
در آسیا
ایران
در ایران بررسی خانوادههای تحت سرپرستی زن از سرشماری سال 1355ش، آغاز شده و شاخصهای آماری نشان میدهد به موازات رشد جمعیت کشور، جمعیت این زنان نیز رو به رشد بوده است؛ این خانوارها در سـال هـای 1355ش، 1365ش و 1375ش به ترتیـب 1/3، 7/4 و 7/7% از كل خانوارهای ایرانی را تشكیل دادهاند و در سال 1385ش به 4/9% رسیده است.[۲۲] در ایران در سالهای 1375-1385ش، جمعیت تحت پوشش زنان سرپرست خانوار، 39% رشد داشته و از 5.2% کل جمعیت کشور به 6.2% رسیده که بیش از افزایش جمعیت کشور است.[۲۳] در سرشماری سال 1395ش نیز تعداد این نوع خانوار به 12.69% افزایش یافته که حدود 14.64% از آنان شاغل و 85% نیز بیکار، محصل، خانه دار و دارای درآمد بدون کار هستند.[۲۴] بیش از 50% این خانوارها در دهک اول و دوم، یعنی فقیرترین گروهها قرار دارند.[۲۵] بیشتر زنان سرپرست در ایران، تنها زندگی میکنند؛ 46% از کل خانوارهای زن سرپرست و 9/34% از جمعیت خانوارهای زن سرپرست کشور، تحت پوشش مستقیم سازمانهای حمایتی قرار دارند.[۲۶]
بر اساس آخرین دادههای مرکز ملی آمار ایران از سرشماری نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ش، تعداد ۳۰۶۱۷۵۳ خانوار با سرپرستی زنان گزارش شده است که از این تعداد ۲۰۵۷۶۲۱ خانواده فاقد فرد شاغل غیر از سرپرست خانوار بودهاند. بر این اساس خانوادههای داری سرپرست زن ۱۲٬۶ درصد از کل خانوارهای کشور را تشکیل میدهد که این نسبت در سرشماری سال ۱۳۹۰ش، حدود ۱۲٬۱ درصد بوده است. به عبارت دیگر تعداد خانوارهای زن سرپرست نسبت به کل خانوارها در پنج سال حدود ۵/۰ درصد رشد کرده است.[۲۷] در سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸ش تعداد خانوارهای معمولی دارای سرپرست زن، افزایش حدود ۸/ ۲۶ درصدی داشته است. همچنین در سال ۱۳۹۰ش به ازای هر ۱۰۰ سرپرست مرد، حدود ۱۵ سرپرست زن وجود داشته که این نسبت در سال ۱۳۹۸ به حدود ۱۶ نفر رسیده است. در بین استانهای کشور در سال ۱۳۹۸، سیستان و بلوچستان و گیلان با ۱/ ۲۰ درصد و همدان با ۳/ ۱۷ درصد به ترتیب بیشترین و آذربایجان غربی با ۹/ ۹ درصد، کردستان با ۱/ ۱۰ درصد و هرمزگان با ۸/ ۱۰ درصد، به ترتیب کمترین درصد زنان سرپرست خانوار را به خود اختصاص دادهاند.[۲۸]
حمایتگری حقوقی و سیاسی
در ایران
جمهوری اسلامی ایران در راستای سیاستهای فقرزدا و عدالتمحور خود، حمایتهای قانونی گوناگونی را برای زنان سرپرست خانوار لحاظ کرده و این حمایتها، افزایش تدریجی داشته است؛ ازجمله، قانون اساسی کشور در اصل 21، برای تضمین حقوق زنان، بر ایجاد بیمه خاص بیوهگان و زنان سالخورده و سرپرست خانوار و اعطای قیومیت فرزندان به مادران شایسته در صورت نبود ولیّ شرعی تأکید کرده است. اصل 29 نیز شامل زنان سرپرست خانوار بوده و یکی از اهداف تشکیل کمیته امام خمینی و سازمان بهزیستی برای تحقق این بند در حمایت از زنان سرپرست خانوار است.[۲۹] همچنین طبق مصوبه مجلس شورای اسلامی، حضانت فرزندان صغیر یا محجور دارای پدر شهید یا متوفی و هزینههای ارائهشده از طریق ارث یا دولت نیز در اختیار مادران شان قرار میگیرد.[۳۰] قانون «ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی» نیز نظام تأمین اجتماعی را تدوین میکند که یکی از اهداف آن، ایجاد صندوق بیمه برای زنان بیوه، بیسرپرست و سرپرست خانوار است.[۳۱] در برنامههای پنج ساله و برنامه سوم توسعه کشور، بر اشتغال زنان سرپرست خانوار و برنامه چهارم، بر توانمندسازی آنان تأکید کرده و طبق مادۀ 39 برنامه پنجم توسعه، توانمندسازی زنان سرپرست خانوار از طریق برنامههای اجتماعمحور و خانوادهمحور، مورد تأکید قرار گرفته که دو اقدام مهم مرتبط با این بخش از زنان عبارتند از:[۳۲]
- طراحی نظام سطحبندی خدمات حمایتی و توانمندسازی متناسب با شرایط بومی، منطقهای و گروههای هدف؛
- تأمین حق سرانه بیمه اجتماعی زنان سرپرست خانوار نیازمند.
قانون مدنی ایران در روابط زوجین، ریاست خانواده را از خصایص شوهر معرفی کرده است.[۳۳] همچنین بنابر مفاد مادهٔ ۱۱۱۴ قانون مدنی، زن باید در منزلی که شوهرش تعیین میکند زندگی کند، مگر آنکه قبلاً اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد. در مادهٔ ۱۱۱۷ نیز آمده است که شوهر میتواند زن خود را از حرفه و صنعتی که منافی مصالح خانواده یا حثیت خود یا زن باشد، منع کند.[۳۴]
نظر به افزایش قابلتوجه تعداد خانوارهای زنسرپرست از سال ۱۳۳۵ش تاکنون و با توجه به این امر که مشکلات این قشر بهعنوان یکی از آسیبهای اجتماعی، تأثیر بهسزایی بر آیندهٔ فرزندان این خانوادهها و سپس آیندهٔ بخش قابلتوجهی از شهروندان کشور دارد؛ حل این مشکلات همواره از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. پس از انقلاب اسلامی، قانون اساسی بر تأمین نیازهای زنان سرپرست خانوار بهعنوان اقشار آسیبپذیر جامعه تأکید کرده است. با توجه به اصل حفظ نهاد خانواده، اصل برقراری عدالت اجتماعی، اصل پیشگیری از مفاسد اجتماعی و اصل رعایت حقوق شهروندی، حکومت موظف است که این گروهها را مورد حمایت خود قرار دهد. با تشکیل کمیتهٔ امداد امام خمینی، بخشی از این مسئولیت بر عهدهٔ این نهاد و بخشی از آن را بر عهده سازمان بهزیستی گذاشته شد.[۳۵] برای حل مشکلات این قشر تاکنون راهکارهای مختلفی ارائه شده است.[۳۶]
سازمان بهزیستی یکی از گروههای هدفی که دارد زنان سرپرست خانوار است. با توجه به اهمیت موضوع زنان سرپرست خانوار در سازمان بهزیستی، واحدی جداگانه تحت عنوان دفتر توانمندسازی زنان و خانواده شکل گرفت. آمارهای رسمی حاکی از آن است که تا سال ۱۴۰۰ش، حدود ۱۴ درصد از خانوارهای ایرانی را زنان سرپرست خانوار تشکیل میدهند که از این بین ۴/۸ درصد تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار دارند که این آمار حدود ۲۵۰ هزار خانوار و در کل با فرزندان ۵۸۱۰۰۰ نفر میشود. ۵۴ درصد زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی در میانگین سنی ۲۰ تا ۵۰ سال هستند. ۴۵ درصد بالای ۵۰ سال و حدود یکدرصد هم زیر ۲۰ سال هستند. ۷۱ هزار نفر از زنان سرپرست خانوار همسرشان فوت کردهاند. ۶۰ هزار نفر از همسرشان جدا شدهاند. ۶۵ هزار نفر همسر از کار افتاده دارند. حدود ۵ هزار نفر دخترانی هستند که ازدواج نکردهاند.[۳۷]
امور بانوان در کمیته امداد در ۴ بهمن ۱۳۹۸ش ایجاد شد. از بین یک میلیون و پانصد هزار نفر افرادی که تحت پوشش کمیته امداد هستند حدود ۹۶۷ هزار نفر زنان هستند که این آمار حدود ۶۳ درصد میشود. ۷ درصد از زنان تحت پوشش کمیته امداد دارای بیمه اجتماعی و ۱۱ درصد هم مستأجر هستند.
توانمندسازی
دشواریهای سرپرستی خانوار توسط زنان، موضوع توانمندسازی آنان را ایجاب میکند. آسیبپذیری زنان سرپرست خانوار، موجب شده است که بسیاری از دستگاهها و سازمانهای محلی، ملی و بینالمللی خود را موظف به حلِ مسائل این زنان و خانوادههای آنها بدانند و در جهت حمایت از آنان گام بردارند.[۳۸] در تعریف توانمندسازی، به مفاهیمی همچون حق انتخاب، امکان انتخاب، کنترل و قدرت اشاره شده که عمدتاً ناظر بر بهرهمندی زنان از توانایی لازم برای اخذ تصمیمهای مؤثر و مهم برای خود و خانوادههایشان است.[۳۹]
توانمندسازی زنان را میتوان با مؤلفههایی همچون تقویت جرأت دستیابی به هدف، توانایی لازم برای عملی ساختن خواستههای خود، آگاهی از نیازهای درونی خود، افزایش خوداتکایی، گسترش حق انتخاب در زندگی، فائق آمدن بر شرم بیمورد، داشتن اعتماد به نفس و اطمینان خاطر و توانایی ارزیابی موقعیتهای زندگی تعریف کرد. توانمندسازی زنان فرآیندی پویا است که زنان را برای دستیابی بیشتر به منابع کنترل زندگی کمک میکند و موجب احساس استقلال و اعتماد بهنفس بیشتر آنها میشود و عزت نفس آنها را افزایش میدهد، در نتیجه، زنان، تصویری بهتری از خودشان خواهند داشت.[۴۰] امروزه اغلب کشورها برای دستیابی به توسعهٔ پایدار، توانمندسازی اقشار آسیبپذیر را کارآمدترین روش یافتهاند، که در برنامهٔ ششم توسعه جمهوری اسلامی ایران نیز بدان اشاره شده است و بهعنوان یکی از جامعترین راه حلها میتوان از «طرح جامع توانمندسازی زنان سرپرست خانوار» نام برد. برخی از این راه حلها عبارتند از:
توانمندسازی روانشناختی-معنوی
شرایط زنان سرپرست خانوار بهویژه فقدان تکیهگاه، تزاحم نقشها، سطح پایین درآمدی و نگرش حاکم بر جامعه، زمینهساز برخی مشکلات و آسیبهایی است که بهترین راه درمان، توجه به مهارتافزایی روانشناختی و توانمندسازی معنوی است. توجه به توانمندسازی روانشناختی از این جهت اهمیت و اولویت بیشتری دارد که برخی از این مشکلات مانع دستیابی به اهداف توانمندسازی در سایر حیطهها بهشمار میرود و حتی در صورت تشدید میتواند موفقیتهای دیگر را تحت تأثیر قرار داده و از بین ببرد. علاوه بر اینکه زنان سرپرست خانوار با توجه به تحمل نقش مضاعف، نیازمند آموزشهای بیشتری در زمینهٔ مهارتهای زندگی، مهارتهای والدگری، مدیریت خانوار و منابع اقتصادی و بهرهمندی از مشاوره تخصصی هستند. توانمندسازی روانشناختی و معنوی بهدنبال تعالی زندگی و ارتقاء سلامت روان از طریق توجه به جنبههای مثبت زندگی، اصلاح نگرش، تقویت باورهای مذهبی، معنایابی در سختیها و بحرانها و پالایش تجربههای منفی،[۴۱]
بهبود سازگاری، افزایش اعتماد به نفس، خودکارآمدی و کنترل بر زندگی، پرورش صفات مثبت نظیر قناعتورزی، تقویت قدرت حل مسئله و تصمیمگیری است. این هدف با برنامههایی نظیر برگزاری کارگاههای آموزشی، جلسات مذهبی هدفمند، مشاورههای فردی، خانوادگی، گروهی و ارائهٔ محصولاتی مانند کتاب، نمایش فیلم و نوارهای آموزشی قابل دستیابی است.[۴۲]
توانمندسازی خانوادهمحور
خانواده از ارکان مهم جامعه است که هر گونه تغییر در ویژگیهای اجتماعی-اقتصادی و جمعیتشناختی آن، پیامدهای متعددی در رفاه و بهزیستی اعضای آن برجا میگذارد. زنان سرپرست خانوار بهخاطر فقدان همسر، برخی از کارکردهای نهاد خانواده را از دست میدهند اما برخی دیگر از کارکردهای خانواده مانند روابط والدفرزندی و حمایت عاطفی در دسترس است. در واقع، بخش زیادی از کارکردهای مشترک زوجی در خانوادههای زنسرپرست از دست میرود و فرزندان نیز بخشی از حمایت عاطفی را از دست میدهند. سطح درآمدی خانواده نیز کاهش محسوسی را تجربه میکند. اما هنوز هم نباید از سرمایهٔ روانشناختی و اجتماعی خانواده غافل شد. تقویت نهاد خانواده و کمک به پایداری آن نقش مؤثری بر تکمیل فرایند تربیت فرزندان خواهد داشت. از طرفی وجود خانواده عامل وحدتبخشی است که تحمل سختیها و مشکلات زندگی را تسهیل میکند. کمک به سلامت و بهداشت روان، کسب اعتبار اجتماعی، تقویت روابط، مقابله با انزوا و کمک به ادامه تحصیل و اشتغال فرزندان نیز از دیگر کارکردهای مهم خانواده زنسرپرست برای اعضای آن بهشمار میرود.[۴۳]
توانمندسازی اقتصادی
این حیطه با توجه به سیاستها، برنامهها و امکانات سازمان یا نهاد تامینکننده و ظرفیتهای فرد تحت پوشش در دو بخش توانمندسازی کنشگر و فعال و توانمندسازی منفعل یا گیرنده قابل دستهبندی است. در فرایند توانمندسازی کنشگر، فرد تحت پوشش با دریافت آموزش، امکانات و فرصت رشد و توسعهٔ مادی و معنوی، نقش اصلی را بر عهده میگیرد. در مقابل، توانمندسازی منفعل قرار دارد که صرفاً پذیرا و بیشتر مصرفکننده است. تأمین شهریهٔ تحصیلی، تهیهٔ جهیزیهٔ دختران، افزایش مستمری، پوشش بیمهٔ زنان سرپرست خانوار از جمله برنامههای توانمندسازی منفعل است و توانمندسازی مهارتی و ایجاد کارگاههای خانگی و بومی جهت فعالیتهای تولیدی از جمله برنامههای توانمندسازی فعال بهشمار میرود.[۴۴]
برخی محققان با انتقاد از ناکارآمدی الگوهای سنتی توانمندسازی، مانند اعطای وام و مستمری بدون برنامهریزی بلندمدت، بهترین روش را در ایجاد حلقههای واسطه بین زنان خودسرپرست و نهادهای حمایتی دانستهاند و بر این اساس، طرح نوین ساماندهی مشاغل خانگی و کارآفرینی خانوادگی ویژهٔ بانوان سرپرست خانوار را ارائه دادهاند. هم افزاییهای هدفمند، ترسیم اکوسیستم کسب و کار منطقهای و ترغیب و تشویق راهکارها و فعالیتهای خلاق و نوگرایانه از مهمترین ویژگیهای طرح جدید بهحساب میآید.[۴۵]
توانمندسازی آموزشی
زنان سرپرست خانوار در فقدان تکیهگاه و قبول نقشهای متعدد، بسیاری از زمینهها و امکانات رشد و تعالی را از دست میدهند. فقدان تحصیلات یا تحصیلات اندک در کنار فراهم نبودن شرایط ادامه تحصیل موجب میشود تا زنان خودسرپرست، فرصت ترمیم و بازسازی این مشکل را از دست دهند. علاوه بر این، تحصیلات یکی از مهمترین شاخصهای سرمایهٔ فرهنگی است. به این معنا که سطح پایین تحصیلات موجب نقص در سایر حیطهها میشود. افرادی که تحصیلات بالاتری دارند، شبکهٔ روابط اجتماعی و خانوادگی گسترده و سرمایهٔ اقتصادی بیشتری دارند و به موقعیتهای اجتماعی بالاتر دست پیدا کرده و از موقعیت و قدرت خود، برای افزایش سرمایه اقتصادی و اجتماعی استفاده میکنند.[۴۶]
توانمندسازی آموزشی، متناسب با شرایط و ظرفیت مخاطب، متفاوت است. مقابله با بیسوادی زنان خودسرپرست و پشتیبانی و تأمین هزینههای تحصیلی فرزندان آنها، از مهمترین شیوههای توانمندسازی آموزشی است.[۴۷]
توانمندسازی فرهنگی
توانمندسازی فرهنگی، بیشتر بر تأثیر ارزشها و هنجارهای شایع فرهنگی در ارتباط با زنان سرپرست خانوار متمرکز است و بر تغییر و اصلاح ارزشها، نگرشها و هنجارهای فرهنگی افراد جامعه تأکید دارد. وجود برخی دیدگاههای منفی نسبت به زنان خودسرپرست در رابطه با اشتغال یا عدم ازدواج مجدد، رنج مضاعفی است که بر این قشر آسیبپذیر وارد میشود. استفاده از ظرفیت سازمانها و نهادهای اجتماعی نظیر رسانه ملی جهت آگاهیبخشی و مددرسانی فکری با هدف تغییر و اصلاح نگرش جامعه نسبت به این زنان، ترویج فرهنگ ازدواج مجدد و زمینهسازی نسبت به تدوین، تصویب و اجرای قوانین روزآمد به منظور ایجاد امنیت و آرامش روانی اقشار آسیبپذیر از جمله زنان خودسرپرست، از نمونههای بارز توانمندسازی فرهنگی بهشمار میرود.[۴۸]
توانمندسازی اجتماعی
استفاده از ظرفیت اجتماع و ارتباطات و تعاملات اجتماعی بهمنظور روحیهبخشی، دوری از تنهایی و رفع برخی مشکلات مادی و معنوی زنان خودسرپرست بهواسطهٔ سایر افراد یا سازمانهای داوطلب و خیریه از مهمترین مولفههای توانمندسازی اجتماعی بهشمار میرود. جمعگرایی، تمایل به مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و داشتن رفتار مشارکتی سه مولفهٔ اصلی بهمنظور ارتقاء مهارتهای اجتماعی و بهرهمندی از ظرفیت اجتماع برای توانمندسازی اجتماعی زنان خودپرست بهحساب میآید.[۴۹]
توانمندسازی سیاسی
آگاهی سیاسی، آشنایی با قوانین و آییننامههای مرتبط با حقوق شخصی و صنفی، مشارکت سیاسی و تلاش هدفمند جهت دستیابی به حق و حقوق فردی از جمله مواردی است که در حیطهٔ توانمندیهای سیاسی قرار دارد و علاوه بر رشد شخصی زنان خودسرپرست، تأثیر بالایی بر افزایش کیفیت زندگی آنان دارد. علاوه بر این که زمینهٔ ارتقاء هرچه بیشتر جایگاه آنان در جامعه را فراهم میآورد.[۵۰]
نظریهها
موضوع زنان سرپرست خانوار در حوزههای مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به صبغهٔ اجتماعی زنان سرپرست خانوار، جامعهشناسان، مسئلهٔ زنان سرپرست خانوار را از جهت آثار و نتایج گسترش این نوع خانوارها در جامعه مورد بررسی قرار دادهاند، برخی از این دیدگاهها عبارتند از:
- نظریه رفاه اجتماعی در مورد زنان سرپرست خانوار: در خصوص زنان سرپرست خانوار یکی از قدیمیترین و متداولترین سیاستهای توسعهٔ اجتماعی در جهان سوم و بالاخص در رابطه با امور زنان، نظریهٔ رفاه اجتماعی است. این واژه معمولاً حالتی را میرساند که در آن کلیهٔ افراد از آنچه تأمینکنندهٔ نیازهای مادی و معنوی آنان است، برخوردار باشند. برای توزیع شرایط رفاهی در جامعه، خصوصاً برای آن دسته از افرادی که توانایی تأمین شخصی رفاه خود را ندارند، خدمات اجتماعی شکل میگیرد. خدمات اجتماعی فعالیتهای سازمان یافتهای است که هدف آنها کمک به سازش و تطابق بین افراد و محیطشان است. در این زمینه زنان سرپرست خانوار با توجه به کمبود منابع، از سطح رفاه اجتماعی کمتری برخوردارند و خدمات اجتماعی معمولاً نمیتواند آنان را به رفاه اجتماعی مطلوب برساند.[۵۱]
- نظریه آسیبپذیری در مورد زنان سرپرست خانوار: این دیدگاه زنان سرپرست خانوار و فرزندان آنها را بهخاطر عدم دسترسی به فرصتهای شغلی برابر، دستمزد کمتر و محرومیت از امکانات رفاهی آسیبپذیرتر میداند. نوجوانان و جوانان این خانوادهها نیز بیشتر از سایرین گرایش به بزهکاری دارند.[۵۲]
- نظریه ساختی- کارکردی در مورد زنان سرپرست خانوار: بر اساس این نظریه خانوادههای زنسرپرست اساساً با شکل طبیعی و سنتی خانوادههای دو والدی در تضادند و پیدایش این گروه از خانوادهها نوعی انحراف محسوب میشود چرا که فرصتهای زندگی کودکان در این خانوادهها به علت غیبت پدر و مادر کاهش مییابد و عدم اقتدار پدر برای ساماندهی به زندگی خانوادگی، خانواده را با بحران مواجه میکند، بحرانی که با ورود زنان به بازار کار بهجای انجام وظیفهٔ سنتی (خانهداری) به تربیت نامناسب کودکان، افت تحصیلی و بزهکاری آنان ختم میشود.[۵۳]
- نظریه کنش مثبت در مورد زنان سرپرست خانوار: طرفداران نظریهٔ کنش بر خلاف نظریههای قبلی که همگی جنبهای ساختاری و کلی دارند از جنبهٔ دیگری به مسئله پرداخته است. بهنظر آنان اگر چه خانوادههای زنسرپرست مشکلات متعددی دارند (بهد لیل تحصیلات کم و تبعیض در بازار کار) ولی این مسئله بهمعنای آن نیست که ایشان مطلقاً از این شرایط تأثیر میگیرند و نمیتوانند بر مشکلات خود فائق آیند. به عبارت دیگر نمیتوان این گروه از زنان را قربانی و منفعل در برابر شرایط دانست بلکه باید با بررسی تجربههای شخصی این زنان و توانمندسازی آنان، راههای مبارزه با شرایط حاکم بر زندگی آنان را از نزدیک شناخت.[۵۴]
آسیبشناسی
زنان سرپرست خانوار، بهدلیل فقدان تکیهگاه مالی و اجتماعی، با مجموعهای از آسیبهای فردی، خانوادگی و اجتماعی روبهرو هستند. مهمترین این آسیبها شامل فقر اقتصادی و شغلی، محدودیت در دسترسی به فرصتهای درآمدزا، سوءتغذیه و مشکلات بهداشتی است. فشار نقشهای متعدد و فقدان حمایت اجتماعی، زمینه بروز اختلالات روانی، افسردگی، تنهایی و اعتماد بهنفس پایین را فراهم میکند. این زنان بهخاطر نگرش منفی جامعه و نبود حمایت، در معرض ناامنی جسمی و جنسی قرار دارند و روابط اجتماعی آنان محدود میشود.[۵۵] علاوهبر این، فقر آموزشی و فرهنگی و مشکلات فرزندپروری، موجب میشود فرزندان این خانوادهها نیز با آسیبهایی همچون ترک تحصیل، کار کودکان و بزهکاری مواجه شوند. در مجموع، زنان سرپرست خانوار و فرزندانشان از آسیبپذیرترین گروههای اجتماعی محسوب میشوند و نیازمند حمایتهای جامع اقتصادی، فرهنگی و روانی هستند.[۵۶] از مهمترین و شایعترین مشکلات و آسیبهای زنان سرپرست خانوار میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
فقر شغلی و اقتصادی
فقر اقتصادی اولین و مهمترین آسیب زنان سرپرست خانوار است. آنها با وجود مسئولیت مراقبت از خانواده، به سختی میتوانند شغلی درآمدزا پیدا کنند و بههمین دلیل، مجبور به تمرکز در بخش غیررسمی بازار کار میشوند. در شرایطی که نانآور خانواده بهجای دو نفر، یک نفر است و در بخش غیررسمی و در شغلهای کمارزش با دستمزد کمتر اشتغال دارد، طبیعی است که با خطر فقر بیشتری مواجه شود. فقر اقتصادی، مجموعهای از آسیبهای فردی، خانوادگی و اجتماعی را برای زنان سرپرست خانوار به همراه دارد؛ اختلال در سلامت جسمی و بروز بیماریها بهخاطر محدودیت در دسترسی به امکانات بهداشتی و بیمه، سوءتغذیه، عدمدسترسی به تفریحات سالم و کافی و مشکلات روانشناختی اغلب ریشه در فقر اقتصادی دارد.[۵۷]
خانوارهای تحت سرپرستی زنان، علی رغم کمکهای دولتی، به دلیل پارهای از مشکلات، فقیرتر شده و فرزندان آنها به جهت کمبود امکانات رفاهی و عاطفی، کم سوادی سرپرست و فقر ناشی از آن، دچار افت تحصیلی و بزهکاری میشوند. این زنان یا از بیکاری و یا درآمد و مشاغل مادون رنج میبرند؛ علاوه بر اینکه دچار فقر زمانی و مالی توأمان بوده و وجود برخی تبعیضهای جنسیتی در جامعه یا محیط شغلی، آسیبپذیری آنان را تشدید میکند.[۵۸] غالب زنان سرپرست خانوار در طبقات پایین اقتصادی قرار میگیرند[۵۹] و به دلیل فرصتهای شغلی كمتر، دستمزد و تحصیلات پایین و منابع محدود، با اشتغال منقطع مواجه بوده و با چالشهای غیرمنتظره به سختی انطباق مییابند. البته زنان سرپرست خانواری که در طبقات متوسط به بالا قرار دارند، از تأمین مالی مناسب و تحصیلات بالا و در نتیجه، اشتغال دائم برخوردارند؛ هرچند آنان نیز از تنهایی رنج می برند.[۶۰] در جوامع مدرن، زنان سرپرست خانوار از حقوق مالی، شهروندی و فرصتهای نابرابری برخوردار بوده و فاقد امتیازات اشتغال رسمی، مهاجرتها و جنگها هستند؛ ضمن آنکه در معرض پیامدهای نابرابر سیاستهای اقتصادی و زنانهشدن بخش غیررسمی اقتصاد قرار گرفته و حتی با نابودی شبکه حمایتهای خانوادگی آنان، دچار فقر مضاعف میشوند.[۶۱]
آسیبهای روانشناختی
بعد از مشکلات اقتصادی، مهمترین آسیب زنان سرپرست خانوار، مسائل مربوط به بهداشت و سلامت روان است. ایفای نقشهای چندگانه، فقدان حمایتهای اجتماعی و وجود نگرشهای منفی جامعه، آنان را مستعد برخی مشکلات و آسیبهای روانی اجتماعی میکند. این زنان بهخاطر پایگاه اجتماعی نامشخص و مبهم و فقدان تکیهگاه، دچار نوعی خلأ عاطفی هستند. استرس، افسردگی، زودرنجی، احساس تنهایی و طردشدگی و عدم درک از سوی دیگران از مهمترین مشکلات روانشناختی این زنان است. تکثر نقشها و اشتغال مادر در خارج از خانه، موجب بروز مشکلات روانی متعددی برای زنان و کودکان آنها میشود. اعتماد بهنفس پایین، یکی دیگر از ویژگیهای شناختی زنان سرپرست خانوار است. مطالعات متعددی نشانگر وجود رابطه معنادار میان اعتماد بهنفس پایین و احساس تنهایی است؛ اعتماد بهنفس پایین و تنهایی، هر یک دیگری را تشدید میکند.[۶۲]
زنان سرپرست خانوار که به دلیل فقدان سرپرست مرد، مجبور به ورود به بازار کار هستند،[۶۳] به دلیل بهرهکشی روحی، جسمی و جنسی از زنان در محیطهای شغلی، به اشتغالات دون پایهای چون دستفروشی سوق یافته و با مشکلاتی چون استرس، بیماریهای مختلف، نگاه تحقیرآمیز دیگران و نگرانی از آیندۀ فرزندان مواجه میشوند.[۶۴] از جاییکه بسیاری از مردان جامعه به بدنهای این زنان بهمثابه یک فرصت یا متاع بیمراقب مینگرند، این زنان و خانواده آنان، دچار ناامنی، مخدوش شدن روابط اجتماعی و در نتیجه، بر هم خوردن تعادل روانی، اضطراب و افسردگی میشوند.[۶۵] این شرایط، زنان سرپرست خانوار را مجبور به محدودسازی شبکه ارتباطی خود و از دست دادن حمایت بخشی از شبکه خویشاوندی مانند برادران و والدین میکند.[۶۶]
آسیبهای فیزیکی
زنان سرپرست خانوار بهدلیل بیتوجهی و اقدام دیرهنگام نسبت به پیگیری بیماریها و ارتقاء سلامت جسمی بهخاطر فقر اقتصادی، نبود درآمد پایدار، سوءتغذیه و عدم وجود خدمات بیمهای و کیفیت پایین آن، مستعد ابتلا به بسیاری از بیماریها هستند.[۶۷]
آسیبهای امنیتی
از مشکلات زنان سرپرست خانوار، نگرش منفی و ناهمدلانه افراد جامعه نسبت به آنان است. اهمیت و اعتبار خانواده و جایگاه ایمنیبخش آن موجب شده تا خانواده زنان سرپرست خانوار بهخاطر فقدان تکیهگاه به خانوادهای آسیبدیده و ناقص تبدیل شود. این زنان بدون مرد، خصوصاً در جوامعی که اعتبار اجتماعی و امنیت زن وابسته به مرد و خانواده است گاهی در معرض تهدید و تعرض قرار میگیرند. برخی مردان این زنان را به عنوان یک فرصت تلقی میکنند و در صدد کامجویی از آنان بر میآیند. تقاضای ازدواج بدون شرایط مطلوب، ازدواج موقت یا غیررسمی، اذیت و آزار جسمی و جنسی و محرومشدن از حق و حقوق قانونی بهدلیل برخی انگارههای غلط فرهنگی از آسیبهای شایع بهشمار میرود.[۶۸]
آسیبهای اجتماعی
زنان سرپرست خانوار با توجه به نقشهای چندگانه و مسئولیتهای بسیار، غالباً وقت اضافی برای برقراری روابط اجتماعی را ندارند. این موضوع بهمرور موجب طرد آنها از جامعه میشود. همچنین فرزندان بهدلیل عدمحضور همهجانبهٔ سرپرست، دچار مشکل میشوند و خود سرپرستان بهخاطر تأمین مایحتاج خانواده در معرض آسیبهای اجتماعی قرار دارند.[۶۹]
با توجه به موقعیت زنان سرپرست خانوار، غالباً زنان دیگر نیز از گسترش رابطه با آنان میپرهیزند تا مبادا شوهران و مردان خانوادهشان به زنان بیسرپرست تمایل پیدا کنند. همچنین مردان دیگر هم برای جلوگیری از برچسبخوردن از آنان فاصله میگیرند تا جایی که گاهی برخی فرصتهای شغلی و موقعیتهای اجتماعی بههمین دلیل از دست میرود؛ لذا زنان سرپرست خانوار که شوهران خود را از دست دادهاند، در دایرهٔ محدود رابطه با فرزندان و محارم خود محبوس میشوند. مهمترین پیامد مخدوششدن روابط اجتماعی، طردشدگی و به هم خوردن تعادل روانی است.[۷۰]
نبود حمایتهای خانوادگی و غیررسمی از زنان سرپرست خانوار و حتی طرد اجتماعی آنان، این زنان را به انواع مشکلات اقتصادی، روانی و اجتماعی گرفتار میکند[۷۱] و فقدان حمایتهای رسمی، ضعف سیاستهای حمایتی دولت و نهادهای مربوطه در رفع مشکلات این زنان و عدم جبران کسری درآمد آنان نیز ممکن است وضعیت آنان را بغرنجتر کند.[۷۲]
طبق تحقیقات متعدد، بسیاری از زنان سرپرست خانوار توانستهاند اعتمادبه نفس، مدیریت و سرپرستی بهتری کسب کرده[۷۳] و علی رغم افزایش سطح اضطراب، به مرور زمان، نگاه مثبتتری به خود پیدا کنند که ناشی از عواملی چون برعهده گرفتن مدیریت همزمان منزل، فرزندان، كار و پیوندهای در حال تغییر و رو به رشد آنان با جامعه بوده است.[۷۴] همچنین کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار بستگی به برخورداری آنان از حمایتهای اجتماعی دارد. در صورتی که این زنان بتوانند حمایتهای اجتماعی را جذب کنند، سبب مشارکت اجتماعی، احساس تعلق به جامعه، رفع مشکلات عاطفی و روانی آنان می شود و زنانی که حمایت بیشتری دریافت میکنند، مسکن، شغل و درآمد بهتر و بیشتر و روابط و تعاملات باکیفیتتری نیز دارند.[۷۵]
آسیبهای آموزشی-فرهنگی
میزان سواد یکی از اجزای مؤثر و سازنده شاخص فقر است. اغلب زنان سرپرست خانوار و بدسرپرست از نظر جایگاه فرهنگی و سطح تحصیلات در موقعیتی نیستند که بتوانند بر تمام مسائل و معضلات اجتماعی و مسئولیت تربیت فرزندان فائق آیند. این خانوادهها بهدلیل فقر مالی و ارتباط گذشته خانواده با افراد و خانوادههای بزهکار به لحاظ بزهکاری پدر خانواده و ارتباطات اجتماعی نامطلوب وی، مجبور میشوند در مناطقی که وضعیت فرهنگی مناسبی ندارند، ساکن شوند و این امر خود دلیلی بر فقر فرهنگی این خانوادهها خواهد شد. در این خانوادهها بهدلیل فقر مالی، فرزندان و بهویژه پسران مجبور به ترک تحصیل در سنین پایین شده و بهدنبال آن چرخه فقر، تکرار میشود.[۷۶]
آسیبپذیری فرزندان
زنان سرپرست خانوار با توجه به شرایط بد اقتصادی و فرهنگی غالباً دچار مشکلات فرزندپروری میشوند و فرزندان آنها بهدلیل از دستدادن ارتباط خود با نزدیکان و نداشتن شبکهٔ حمایتی، از نظر تربیت اجتماعی آسیب میبینند. زنان سرپرست خانوار زمان بیشتری را صرف کار میکنند و همین امر، موجب فقر زمانی و بیتوجهی به جنبههای فرهنگی، آموزشی و تربیتی خود و فرزندان میشود. وضعیت بد اقتصادی موجب میشود تا هم زنان سرپرست خانوار و هم فرزندانشان در برابر آسیبهای اجتماعی، جزو آسیب پذیرترین قشرهای اجتماع باشند. از سوی دیگر فرزندان این خانوادهها نیز بالقوه در معرض مسائلی مانند کار کودکان در مشاغل سیاه و غیررسمی، بزهکاری اجتماعی، محرومیت از تحصیل و سوءتغذیه قرار دارند. این زنان بهدلیل تجارب کم از فضای اجتماعی جامعه و نبودن مردی برای تکمیل تجربیاتشان، استقلال و آزادی کمتری برای فرزندان فراهم میکنند و بههمین دلیل فرزندان آنها دارای اعتماد بهنفس پایینتر و ترس بیشتر از فضای اجتماعی هستند.[۷۷]
عوامل افزایش زنان سرپرست خانوار
در گذشته علت اصلی شكلگیری این نوع خانوارها، عمدتاً فوت شوهران بود؛ اما طی دهههای اخیر به دلیل تغییرات ارزشی و هنجاری و تحولات اقتصادی و فرهنگی، افزایش سرپرستیِ ناشی از طلاق بین زنان صورت گرفته است.[۷۸] گرایش زنان به ایجاد زندگی مستقل و کاهش ازدواج مجدد آنها، افزایش طول عمر و تعداد زنان بالای 50 سال بدون همسر، سبب شده تا تعداد این زنان افزایش یابد.[۷۹] از سوی دیگر، برخی مردان به دلیل تمایلات فردگرایانه و پیگیری خواستههای خود یا فشارهای مختلف زندگی و وجود فرصتهای مختلف در کلان شهرها برای گریز از سرزنشهای اجتماعی و اطرافیان، زنان و کودکان خود را رها میکنند.[۸۰]
پانویس
- ↑ محمدی، زنان سرپرست خانوار، 1385ش، ص13.
- ↑ ﻣﺆﻣﻨﯽزاده، «ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪای درﺧﺼﻮص زﻧﺎن ﺳﺮﭘﺮﺳﺖﺧﺎﻧﻮار»، 1393ش، ص96.
- ↑ محمدی، زنان سرپرست خانوار، 1385ش، ص80.
- ↑ شیانی و زارع، «فراتحلیل مطالعات زنان سرپرست خانوار در ایران»، 1398ش، ص68-69.
- ↑ فروزان و بیگلریان، «زنان سرپرست خانوار؛ فرصتها و چالشها»، 1382ش، ص38.
- ↑ فیروزآبادی و دیباجیفروشانی، «نقد سیاست اجتماعی در باب زنان سرپرست خانوار در ایران»، 1396ش، ص28.
- ↑ محمدی، «زنان سرپرست خانوار»، 1385ش، ص14.
- ↑ «چه تعداد زن سرپرست خانوار در کشور وجود دارد»، خبرگزاری خانه ملت.
- ↑ سوره نساء، آیه 34.
- ↑ امامی و صفائی، حقوق خانواده، 1370ش، ج1، ص163.
- ↑ نوری، مستدرک الوسائل، 1408ق، ج14، ص248.
- ↑ شیرزاد، «تحلیل لزوم سرپرستی مرد برنهاد خانواده از منظر اسلام و روانشناسی»، 1400ش، ص135.
- ↑ نوایی، فرهاد، «رویکرد سیاستگذارانه به مشکلات زنان سرپرست خانوار در اروپا (مطالعه سوئد و دانمارک)»، تارنمای تجزیه و تحلیل سیاست گذاری عمومی، ص3.
- ↑ ﻣﺆﻣﻨﯽزاده، «ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪای درﺧﺼﻮص زﻧﺎن ﺳﺮﭘﺮﺳﺖﺧﺎﻧﻮار»، 1393ش، ص98.
- ↑ نوایی، فرهاد، «رویکرد سیاستگذارانه به مشکلات زنان سرپرست خانوار در اروپا (مطالعه سوئد و دانمارک)»، تارنمای تجزیه و تحلیل سیاستگذاری عمومی، ص2.
- ↑ نوایی، فرهاد، «رویکرد سیاستگذارانه به مشکلات زنان سرپرست خانوار در اروپا (مطالعه سوئد و دانمارک)»، تارنمای تجزیه و تحلیل سیاستگذاری عمومی، ص3-6.
- ↑ ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ﻣﺆﻣﻨﯽزاده، «ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪای درﺧﺼﻮص زﻧﺎن ﺳﺮﭘﺮﺳﺖﺧﺎﻧﻮار»، 1393ش، ص98.
- ↑ سیدل و گاردنر، وایوای اروپا- آمریکا، 1389ش، ج2، ص21.
- ↑ Single Motherhood in the United States– A Snapshot (2012)«, legalmomentum webpage.
- ↑ Korhonen, »Number of children living with a single mother or a single father in the U.S. from 1970 to 2023«, statista webpage.
- ↑ نوایی، فرهاد، «رویکرد سیاستگذارانه به مشکلات زنان سرپرست خانوار در اروپا (مطالعه سوئد و دانمارک)»، تارنمای تجزیه و تحلیل سیاستگذاری عمومی، ص2.
- ↑ بلداجی و همکاران، «كيفيت زندگي زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزيستي كشور و زنان شاغل خدماتي»، 1389ش، ص10.
- ↑ دغاقله و کلهر، آسیبهای شهری در تهران (وندالیسم، دختران فراری، زنان سرپرست خانوار و تکدیگری)، 1389ش، ص249.
- ↑ [https://amar.org.ir/Portals/0/Articles/2020/Women_cn95.pdf?ver=T8qZTzNHD4cx581ZibXrpw%3d%3d «اطلاعنگاشت وضعیت فعالیت زنان بیهمسر بهدلیل طلاق در سرشماری 1395»، وبسایت مرکز آمار ایران.
- ↑ شادیطلب و همکاران، «فقر درآمدی فقط یک جنبه از فقر زنان سرپرست خانوار»، 1384ش، ص348.]
- ↑ فطرس و قدسی، «فقر چندبعدی زنان و مردان سرپرست خانوار در مناطق شهری و روستایی ایران»، 1397ش، ص190.
- ↑ «جدول 4، نتایج سرشمار نفوس و مسکن 1395ش»، وبسایت درگاه ملی امار.
- ↑ «آنالیز آماری زنان سرپرست خانوار»، وبسایت روزنامه دنیای اقتصاد.
- ↑ فتحی و کوهی اصفهانی، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بههمراه نظرات تفسیری شورای نگهبان، 1397ش، ص19 و 20.
- ↑ «قانون واگذاری حق حضانت فرزندان صغیر یا محجور به مادران آنها»، وبسایت مرکز پژوهشهای مجلس.
- ↑ «قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی»، وبسایت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی.
- ↑ فیروزآبادی و دیباجیفروشانی، «نقد سیاست اجتماعی در باب زنان سرپرست خانوار در ایران»، 1396ش، ص46.
- ↑ قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، مصوب 8/10/1361، وبسایت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی.
- ↑ مروی، «سرپرستی خانواده با نگاه به آیه 34 سوره نساء»، 1386ش.
- ↑ رضازاده و دیگران، «مروری بر توانمندسازی، سلامت و اشتغال زنان سرپرست خانوار».
- ↑ زمانی مقدم و افشانی،«توانمندسازی زنان سرپرست خانوار در ایران: مروری نظاممند»، ص45-80.
- ↑ «بررسی وضعیت زنان سرپرست خانوار»، وبسایت پژوهشکده تحقیقات راهبردی مجمع تشخیص مصلحت نظام.
- ↑ معیدفر و حمیدی، «زنان سرپرست خانوار؛ نگفته و آسیبها»، 1386ش، ص132.
- ↑ کبیر و دیگران، توانمندی زنان؛ نقدی بر رویکردهای رایج توسعه، 1388ش، ص25.
- ↑ افشانی و فاتحی، «توانمندی زنان سرپرست خانوار و عوامل اجتماعی-فرهنگی مرتبط با آن»، 1395ش، ص20.
- ↑ جوادیان و دیگران، «اثربخشی آموزش هوش معنوی بر تابآوری زنان سرپرست خانوار در شهر یزد»، 1396ش، ص164.
- ↑ کیمیایی، «شیوههای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار»، 1390ش، ص82.
- ↑ رضایی و دیگران، «کیفیت زندگی زنان سرپرست خانواده؛ نقش تابآوری و کارکرد خانواده»، 1396ش، ص409.
- ↑ جمشیدی و مهدیزاده، «طراحی الگوی توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار در استان ایلام»، 1398ش، ص42.
- ↑ جمشیدی و مهدیزاده، «طراحی الگوی توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار در استان ایلام»، 1398ش، ص42.
- ↑ افشانی و فاتحی، «توانمندی زنان سرپرست خانوار و عوامل اجتماعی-فرهنگی مرتبط با آن»، 1395ش، ص33.
- ↑ مومنیزاده، «تحلیل مقایسهای در خصوص زنان سرپرست خانوار»، 1393ش، ص98.
- ↑ «مروری بر مطالعات توانمندسازی زنان سرپرست خانوار در ایران»، وبسایت جهاد دانشگاهی واحد الزهرا.
- ↑ «زنان سرپرست خانوار»، ویکیخیر.
- ↑ «مروری بر مطالعات توانمندسازی زنان سرپرست خانوار در ایران»، وبسایت جهاد دانشگاهی واحد الزهرا.
- ↑ معیدفر و حمیدی، «زنان سرپرست خانوار؛ نگفتهها و آسیبهای اجتماعی»، 1386ش، ص136.
- ↑ ربیعی، تعدد نقش در زنان سرپرست خانوار، 1396ش، ص55.
- ↑ محمدی، زنان سرپرست خانوار، 1385ش، ص29.
- ↑ محمدی، زنان سرپرست خانوار، 1385ش، ص29.
- ↑ شیانی و زارع، «فراتحلیل مطالعات زنان سرپرست خانوار در ایران»، 1398ش، ص67.
- ↑ شیانی و زارع، «فراتحلیل مطالعات زنان سرپرست خانوار در ایران»، 1398ش، ص67.
- ↑ شادیطلب و گرایینژاد، «فقر زنان سرپرست خانوار»، 1383ش، ص51.
- ↑ محمدی، «زنان سرپرست خانوار»، 1385ش، ص29.
- ↑ محمدی، «زنان سرپرست خانوار»، 1385ش، ص30.
- ↑ احمدنیا و کاملقالیباف، «زنان سرپرست تهران؛ مطالعه کیفی تجربیات، چالشها و ظرفیتهای آنان»، 1396ش، ص126و127.
- ↑ فطرس و قدسی، «فقر چندبعدی زنان و مردان سرپرست خانوار در مناطق شهری و روستایی ایران»، 1397ش، ص190.
- ↑ معیدفر و حمیدی، «زنان سرپرست خانوار؛ نگفتهها و آسیبهای اجتماعی»، 1386ش، ص151.
- ↑ محمدی، «زنان سرپرست خانوار»، 1385ش، ص30.
- ↑ رفعتجاه و ربیعی، «مطالعه تجربه ایفای همزمان نقش شغلی–خانوادگی در زنان سرپرست خانوار با تأکید بر زنان دستفروش مترو»، 1395ش، ص180 و 182.
- ↑ رفعتجاه و ربیعی، «مطالعه تجربه ایفای همزمان نقش شغلی–خانوادگی در زنان سرپرست خانوار با تأکید بر زنان دستفروش مترو»، 1395ش، ص150.
- ↑ دغاقله و کلهر، آسیبهای شهری در تهران (وندالیسم، دختران فراری، زنان سرپرست خانوار و تکدیگری)، 1389ش، ص249.
- ↑ امیرینژاد و دیگران، «رابطۀ کیفیت زندگی با سلامت روان در زنان سرپرست خانوار»، 1400ش، ص30-32.
- ↑ معیدفر و حمیدی، «زنان سرپرست خانوار؛ نگفتهها و آسیبهای اجتماعی»، 1386ش، ص148.
- ↑ محمدی، زنان سرپرست خانوار، 1385ش، ص134.
- ↑ معیدفر و حمیدی، «زنان سرپرست خانوار؛ نگفتهها و آسیبهای اجتماعی»، 1386ش، ص150.
- ↑ انصاری، «فراتحلیل نیازها و اولویتهای زندگی زنان سرپرست خانوار با رویکرد جامعهشناختی»، 1398ش، ص74-81.
- ↑ دغاقله و کلهر، آسیبهای شهری در تهران (وندالیسم، دختران فراری، زنان سرپرست خانوار و تکدیگری)، 1389ش، ص249.
- ↑ محمدی، «زنان سرپرست خانوار»، 1385ش، ص31و32.
- ↑ احمدنیا و کاملقالیباف، «زنان سرپرست تهران؛ مطالعه کیفی تجربیات، چالشها و ظرفیتهای آنان»، 1396ش، ص119.
- ↑ انصاری، «فراتحلیل نیازها و اولویتهای زندگی زنان سرپرست خانوار با رویکرد جامعهشناختی»، 1398ش، ص74-81.
- ↑ فروزان و بیگلریان، «زنان سرپرست خانوار؛ فرصتها و چالشها»، 1382ش، ص54.
- ↑ «زنان سرپرست خانوار»، ویکیخیر.
- ↑ احمدنیا و کاملقالیباف، «زنان سرپرست تهران؛ مطالعه کیفی تجربیات، چالشها و ظرفیتهای آنان»، 1396ش، ص105.
- ↑ دغاقله و کلهر، آسیبهای شهری در تهران (وندالیسم، دختران فراری، زنان سرپرست خانوار و تکدیگری)، 1389ش، ص231.
- ↑ سیدل و گاردنر، وایوای اروپا- آمریکا، 1389ش، ج2، ص20.
منابع
- قرآن کریم.
- «آنالیز آماری زنان سرپرست خانوار»، وبسایت روزنامه دنیای اقتصاد، تاریخ بازدید: ۲۸ بهمن ۱۴۰۰ش.
- افشانی، سیدعلیرضا و فاتحی، الهام، «توانمندی زنان سرپرست خانوار و عوامل اجتماعی-فرهنگی مرتبط با آن»، فصلنامه زن و جامعه، سال ۷، شماره ۳، ۱۳۹۵ش.
- امامی، سیدحسن و صفائی، اسدالله، حقوق خانواده، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۰ش.
- امانی، مهدی، جمعیتشناسی عمومی ایران، تهران، سمت، ۱۳۸۰ش.
- امیرینژاد، علی و دیگران، «رابطهٔ کیفیت زندگی با سلامت روان در زنان سرپرست خانوار»، مرکز تحقیقات آسیبهای روانی– اجتماعی، دانشگاه علوم پزشکی ایلام، دوه ۱، شماره ۱، ۱۴۰۰ش.
- «بررسی وضعیت زنان سرپرست خانوار»، وبسایت پژوهشکده تحقیقات راهبردی مجمع تشخیص مصلحت نظام، تاریخ درج مطلب: ۲۴ شهریور ۱۳۹۹ش.
- تقوی، نعمتالله، مبانی جمعیتشناسی، تبریز، جامعهپژوه، ۱۳۷۸ش.
- «جدول ۴، نتایج سرشمار نفوس و مسکن ۱۳۹۵ش»، وبسایت درگاه ملی امار، تاریخ بازدید: ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ش.
- جمشیدی، معصومه و مهدیزاده، حسین، «طراحی الگوی توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار در استان ایلام»، مجله پژوهشهای ترویج و آموزش کشاورزی، ش۱۲، ش۲، ۱۳۹۸ش.
- جوادیان، سیدرضا و دیگران، «اثربخشی آموزش هوش معنوی بر تابآوری زنان سرپرست خانوار در شهر یزد»، پژوهشنامه مددکاری اجتماعی، سال ۴، شماره ۱۳، ۱۳۹۶ش.
- «چه تعداد زن سرپرست خانوار در کشور وجود دارد»، خبرگزاری خانه ملت، تاریخ بازدید: ۲۸ اسفند ۱۴۰۰ش.
- «خانواده و خانوار»، وبسایت پژوهه، تاریخ درج مطلب: ۲۴ آبان ۱۳۹۳ش.
- ربیعی، مرجان، تعدد نقش در زنان سرپرست خانوار، تهران، جامعهشناسان، ۱۳۹۶ش.
- رضازاده، فاطمه و دیگران، «مروری بر توانمندسازی، سلامت و اشتغال زنان سرپرست خانوار»، کنفرانس بینالمللی پژوهشهای نوین در مدیریت و مهندسی صنایع، ۱۳۹۴ش.
- رضایی، زهراسادات و دیگران، «کیفیت زندگی زنان سرپرست خانواده؛ نقش تابآوری و کارکرد خانواده»، فصلنامه خانوادهپژوهی، سال ۱۳، شماره ۵۱، ۱۳۹۶ش.
- زمانی مقدم، مسعود و افشانی، سیدعلیرضا، «توانمندسازی زنان سرپرست خانوار در ایران: مروری نظاممند»، در مجله رفاه اجتماعی، شماره ۸۰، بهار ۱۴۰۰ش.
- «زنان سرپرست خانوار»، ویکیخیر، تاریخ بازدید: ۸ شهریور ۱۴۰۴ش.
- «شرایط و قوانین سرپرستی خانوار در ایران»، وبسایت وکیلجو، تاریخ درج مطلب: ۱۸ فروردین ۱۴۰۴ش.
- شیانی، ملیحه و زارع، حنان، «فراتحلیل مطالعات زنان سرپرست خانوار در ایران»، نشریه علمی پژوهشی مطالعات جامعه شناختی، دوره ۲۶، شماره دو، ۱۳۹۸ش.
- شیرزاد، علیرضا، «تحلیل لزوم سرپرستی مرد برنهاد خانواده از منظر اسلام و روانشناسی»، نشریه علمی فرهنگی- تربیتی زنان و خانواده، سال ۱۶، شماره ۵۴، ۱۴۰۰ش.
- فروزان، ستاره و بیگلریان، اکبر، «زنان سرپرست خانوار؛ فرصتها و چالشها»، فصلنامه پژوهش زنان، سال ۱، شماره ۵، ۱۳۸۲ش.
- قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، وبسایت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی.
- کاظمیپور، شهلا، مبانی جمعیتشناسی، تهران، مرکز مطالعات و پژوهشهای جمعیتی آسیا و اقیانوسیه، ۱۳۸۳ش.
- کبیر، نایلا و دیگران، توانمندی زنان؛ نقدی بر رویکردهای رایج توسعه، تهران، آگه، ۱۳۸۸ش.
- کیمیایی، سیدعلی، نشیوههای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار»، فصلنامة رفاه اجتماعی، س۱۱، ش۴۰، ۱۳۹۰ش.
- گیدنز، آنتونی، جامعهشناسی، ترجمه حسن چاوشیان، تهران، نی، ۱۳۸۳ش.
- مجمع تشخیص مصلحت نظام، پژوهشکده تحقیقات راهبردی، دوازدهمین نشست راهبرد ایرانی با موضوع بررسی وضعیت زنان سرپرست خانوار، تاریخ بازدید: ۲۴ شهریور ۱۳۹۹ش.
- محمدی، زهرا، زنان سرپرست خانوار، تهران، شورای فرهنگی-اجتماعی زنان، ۱۳۸۵ش
- «مروری بر مطالعات توانمندسازی زنان سرپرست خانوار در ایران»، وبسایت جهاد دانشگاهی واحد الزهرا، تاریخ درج مطلب: ۳۰ مرداد ۱۴۰۲ش.
- مروی، محمدعلی، «سرپرستی خانواده با نگاه به آیه ۳۴ سوره نساء»، مجله معرفت، ش۱۲۲، ۱۳۸۶ش.
- معیدفر، سعید و حمیدی، نفیسه، «زنان سرپرست خانوار؛ نگفتهها و آسیبهای اجتماعی»، نامه علوم اجتماعی، ش۳۲، ۱۳۸۶ش.
- مومنیزاده، ندا، «تحلیل مقایسهای در خصوص زنان سرپرست خانوار»، مجله اقتصادی، شماره ۳، ۱۳۹۳ش.
- نوری، میرزاحسین، مستدرک الوسائل، بیروت، مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۸ق.
- احمدنیا، شیرین و کاملقالیباف، آتنا، «زنان سرپرست تهران؛ مطالعه کیفی تجربیات، چالشها و ظرفیتهای آنان»، نشریه رفاه اجتماعی، شماره 65، 1396ش.
- «اطلاعنگاشت وضعیت فعالیت زنان بیهمسر به دلیل طلاق در سرشماری 1395»، وبسایت مرکز آمار ایران، 1395ش.
- انصاری، حمید، «فراتحلیل نیازها و اولویتهای زندگی زنان سرپرست خانوار با رویکرد جامعهشناختی»، نشریه رفاه اجتماعی، شماره 72، 1398ش.
- بلداجی، املیلاتاتینا و همکاران، «كیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی كشور و زنان شاغل خدماتی»، نشریه رفاه اجتماعی، شماره 40، 1389ش.
- دغاقله، عقیل و کلهر، سمیرا، آسیبهای شهری در تهران، تهران، جامعه شناسان، 1389ش.
- رفعتجاه، مریم و ربیعی، مرجان، «مطالعه تجربه ایفای همزمان نقش شغلی–خانوادگی در زنان سرپرست خانوار با تأکید بر زنان دستفروش مترو»، نشریه رفاه اجتماعی، شماره 62، 1395ش.
- سیدل، روث و گاردنر، ویلیام، وایوای اروپا- آمریکا، ترجمه پریسا پورعلمداری و دیگران، تهران، معارف، 1389ش.
- شادیطلب، ژاله و همکاران، «فقر درآمدی فقط یک جنبه از فقر زنان سرپرست خانوار»، رفاه اجتماعی، شماره 17، 1384ش.
- فتحی، محمد و کوهی اصفهانی، کاظم، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به همراه نظرات تفسیری شورای نگهبان، تهران، پژوهشکده شورای نگهبان، 1397ش.
- فروزان، آمنه ستاره و بیگلریان، اکبر، «زنان سرپرست خانوار؛ فرصتها و چالشها»، پژوهشنامه زنان، شماره 5، 1382ش.
- فطرس، محمدحسن و قدسی، سوده، «فقر چندبعدی زنان و مردان سرپرست خانوار در مناطق شهری و روستایی ایران»، نشریه رفاه اجتماعی، شماره 67، 1397ش.
- فیروزآبادی، سیداحمد و دیباجی فروشانی، شکوه، «نقد سیاست اجتماعی در باب زنان سرپرست خانوار در ایران»، نشریه بررسی مسائل اجتماعی ایران، شماره 2، 1396ش.
- «قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی»، وبسایت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، 1383ش.
- «قانون واگذاری حق حضانت فرزندان صغیر یا محجور به مادران آنها»، وبسایت مرکز پژوهشهای مجلس، 1368ش.
- محمدی، زهرا، زنان سرپرست خانوار، تهران، شورای فرهنگی-اجتماعی زنان، 1385ش.
- ﻣﺆﻣﻨﯽزاده، ﻧﺪا، «ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪای درﺧﺼﻮص زﻧﺎن ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﺧﺎﻧﻮار»، مجله اقتصادی، شماره 3و4، 1393ش.
- نوایی، فرهاد، «رویکرد سیاستگذارانه به مشکلات زنان سرپرست خانوار در اروپا (مطالعه سوئد و دانمارک)»، تارنمای تجزیه و تحلیل سیاستگذاری عمومی، 1398ش.
- Korhonen, Veera, »Number of children living with a single mother or a single father in the U.S. from 1970 to 2023«, statista webpage, Jul 5, 2024.
- »Single Motherhood in the United States– A Snapshot (2012)«, legalmomentum webpage, March 2012.