بازیهای محلی افغانستان
بازیهای محلی افغانستان؛ سرگرمیهای سنتی رایج در میان مردم افغانستان.
بازیهای محلی افغانستان، بخشی از میراث فرهنگی ناملموس این کشور محسوب میشود و نقش مؤثری در حفظ سلامت جسمی و روانی مردم، بهویژه کودکان ایفا میکند. طراحی این بازیها بر اساس شرایط اقلیمی، سنتها و فرهنگ هر منطقه صورت گرفته و بازتابی از جهانبینی و ارزشهای جوامع محلی بوده است. ویژگیهای منحصربهفردی همچون سادگی، عدم نیاز به امکانات خاص، تناسب با تمام گروههای سنی و تقویت تواناییهای جسمی و ذهنی، این بازیها را به فعالیتی مطلوب تبدیل کرده است. علاوهبر ایجاد نشاط و شادابی، این بازیها با قوانین سادۀ خود، اصول اولیۀ زندگی اجتماعی و مهارتهای مدیریتی را بهصورت غیرمستقیم آموزش میدهد. امروزه گسترش فناوری، دیجیتالیشدن بازیها و گسترش شبکههای اجتماعی سببشده است تا برخی از این بازیهای محلی که زمانی جایگاه ویژهای در سراسر این کشور داشت کمرونق شود.
ویژگیها
بازیهای محلی در افغانستان، بهعنوان بخشی از خراسان قدیم، از جذابیت و تنوع بالایی برخوردارند و تحت تأثیر تنوع اقلیمی، قومی و قبیلهای، انواع گوناگونی با کارکردهای خاص اجتماعی، فرهنگی و مذهبی در این کشور رواج یافته است.[۱] کارشناسان، بازیهای محلی را ابزاری فرهنگی با کارکردهای چندبعدی میدانند که مفاهیمی چون قانونگرایی، مسئولیتپذیری، کار گروهی و احترام به حقوق دیگران را بهصورت غیرمستقیم آموزش میدهند. این بازیها با وجود سادگی ظاهری، حامل مفاهیم عمیق تربیتی بوده و نقش مهمی در تقویت اعتمادبهنفس، پرورش خلاقیت کودک، توسعه تواناییهای حسی و حرکتی و ایجاد تعادل روانی دارند. همچنین بهعنوان ابزاری برای تخلیه انرژی، کاهش اضطراب و تقویت تعاملات اجتماعی عمل میکنند.[۲]
تنوع جغرافیایی و قومی افغانستان، غنای فرهنگی این بازیها را دوچندان کرده است. این بازیها که در فضای باز و با کمترین امکانات اجرا میشوند، قوانین سادهای دارند و اغلب بهصورت تیمی و با روشهای سنتی برای قرعهکشی انجام میشوند. همراهی ترانهها و اصطلاحات محلی بر جذابیت آنها میافزاید. این بازیها برای تمام گروههای سنی طراحی شده و به تقویت قوای جسمانی، مهارتهای ذهنی و روحیه کمک میکنند.[۳]
بازیهای محلی به دو دستهٔ مناسبتی و غیرمناسبتی تقسیم میشوند. بادبادکبازی، تخممرغجنگی، بزکشی و کُشتی ازجمله بازیهای مناسبتی هستند که بهمناسبت نوروز طرفداران زیادی دارند.[۴] برخی بازیها مانند شیغیبازی و چلیکبازی در فصل زمستان و تعطیلات مرسوم هستند.[۵] همچنین این بازیها به دو دستهٔ شبانه و روزانه تقسیم میشوند. بازیهای شبانه مختص گردهماییهای جوانان در شبهای طولانی بوده و با تحرک بیشتری همراه است. در مقابل، بازیهای روزانه به نور کافی وابسته هستند و برخی با باورهای سنتی عجین شدهاند؛ برای نمونه، بازی «طناببازی با شاخه درخت» بهدلیل اعتقاد به حضور اجنه در شب، عمدتاً در روز انجام میشده است.[۶]
بازیهای گروهی
این بازیها نیازمند کار تیمی، استراتژی و تواناییهای فیزیکی هستند و معمولاً بین دو تیم برگزار میشوند.
چِلِّیکبازی یکی از بازیهای گروهی رایج در افغانستان، ایران و آسیای مرکزی است[۷] که با نامهای مختلفی همچون الکدولک (تهران)، چیلی، چالک و چیلهبازی (در آسیای مرکزی، تاشکند، بخارا، خجند و سمرقند)، گالچنبه (هرات) و الکان چوچکان (کابل) شناخته میشود.[۸] این بازی به تقویت مهارتهایی چون دقت، تمرکز، هماهنگی چشم و دست، سرعت عمل، نظم گروهی و اعتمادبهنفس کمک میکند.[۹] وسایل آن شامل یک چوب بلند (تیاق/چوگان) به طول حدود یک متر، یک چوب کوچک (چلیک/الک) به طول ۱۰ تا ۲۰ سانتیمتر و دو تکهسنگ برای قرار دادن چلیک بر روی آنها است. زمین بازی باید صاف و مسطح باشد.[۱۰] بازیکنان به دو گروه تقسیم میشوند. انتخاب اعضا بهاینصورت است که دو نفر بهعنوان سرگروه (میر) انتخاب شده و سپس دیگر بازیکنان بهصورت دوتایی با نامهای نمادین مانند آفتاب و مهتاب نزد میرها رفته و توسط آنها انتخاب میشوند. برای تعیین نوبت شروع، از روش «تَر و خُشک» (پرتاب سنگی که یک روی آن خیس است) استفاده میشود.[۱۱] در افغانستان، چلیکبازی به سه شیوهٔ اصلی انجام میشود:
- چلیکبازی زوزو: بازیکنان به دو تیم تقسیم شده و محدودهای دایرهشکل بهعنوان میدان اصلی تعیین میشود. تیم مدافع با استفاده از وسایلی مانند پتو مانع خروج چوب کوچک از دایره میشود. برندهیابی بر اساس طی مسافتی با واحد «گز» (طول چوب) صورت میگیرد.
- چلیکبازی کاککاک: با ایجاد گودی کوچکی به نام «کاک» و تعیین نقطهای بهنام «مله» آغاز میشود. بازیکنان با عبارت «اَلَه مار، گیرد غار» و حرکاتی مانند «قُچَل زدن» (پرتاب چلیک به هوا) به رقابت میپردازند. حرکاتی مانند «دَملَوی» (ضربه به جلو) و «پَسلَوی» (ضربه به عقب) از مهارتهای کلیدی این بازی هستند.[۱۲]
- چلیکبازی کچلدار یا سنگی: مشابه کاککاک است، اما بهجای گودی از دو سنگ با فاصله حدود ۱۰ سانتیمتر استفاده میشود. چلیک بر روی سنگها قرار گرفته و با ضربهای محکم پرتاب میشود. مهارت بازیکن در نشانهگیری و اصابت به سنگها عامل تعیینکننده است.[۱۳]
توپبازی یا توپدنده یکی از پرطرفدارترین بازیهای محلی افغانستان است که شباهت زیادی به چوگان دارد.[۱۴] این بازی قدرت بدنی، تمرکز، سرعت و تعامل اجتماعی را تقویت میکند.[۱۵] وسایل آن شامل توپی پارچهای (به اندازه تخممرغ) و چوبی (تیاق) به طول یک تا یکونیم متر است. انتخاب بازیکنان بهصورت گروهی و با روش مشابه چلیکبازی (میر و انتخاب نامهای نمادین) انجام میشود. تعیین آغازگر بازی با روش «پِشک» (پرتاب سنگ تر و خشک) صورت میگیرد. زمین بازی بهصورت خطی با فاصلهٔ ۱۰۰ تا ۱۵۰ متری تعیین میشود که انتهای آن «مِتّه» و ابتدای آن «کَندَنی» نام دارد.[۱۶] در شروع بازی، تیم مدافع در زمین مستقر میشود و یکی از بازیکنان توپ را به ارتفاعی معتدل پرتاب میکند. بازیکن مهاجم باید با چوب به توپ ضربه بزند. هر بازیکن سه ضربه مجاز دارد، اما اگر توپ توسط مدافع در هوا گرفته شود، ضربات باقیمانده از بین میرود. پس از پایان نوبت، بازیکن به حالت «یار مرده» درمیآید و برای کسب دوبارهٔ حق ضربه، باید مسیر «کندنی» تا «مته» را بدون برخورد توپ طی کند. اگر موفق شود، حق ضربه دوباره به دست میآورد، در غیر این صورت نوبت به تیم مقابل میرسد. تغییر نوبت همچنین با گرفتن توپ در هوا توسط مدافع یا در شرایط اضطراری که تمام اعضای یک تیم در وضعیت مرده باقی بمانند، اتفاق میافتد. برندهٔ نهایی تیمی است که در مدت زمان مشخص، عملکرد بهتری در ضربهزنی و استراتژی داشته باشد.[۱۷]
کلاهبُردَک بازی سنتی پسران در ولایت پنجشیر است که با تشکیل دایرهای و تقسیم بازیکنان به دو گروه انجام میشود. تیم مدافع داخل دایره از کلاهی که بر سر یکی از اعضای خود قرار دارد، محافظت میکند. تیم مهاجم با گفتن «اَلَه بِدِه کولَه بِدِه» تلاش میکند کلاه را تصاحب کند و به نقطهای امن (جرجای) فرار کند. اگر مدافعان موفق به گرفتن مهاجم پیش از رسیدن به جرجای شوند، برندهاند. این بازی بهطور معمول در فصل بهار انجام میشود و جرجای بهعنوان محل ایمن در فاصله معینی از محل بازی توسط دو تیم انتخاب میشود.[۱۸]
چرخچرخ: در این بازی، دو گروه با رهبران خود، دایرهای رسم کرده و کلاه یا دستمالی در مرکز آن قرار میدهند. بازیکنان با علامت شروع به سمت مرکز میدوند و اولین نفری که دستمال را بردارد، باید هفت بار دور دایره بچرخد. گروه مدافع تلاش میکند دستمال را به جای اول بازگرداند و گروه مهاجم مانع این کار میشود. هر گروه که موفق شود، بازی را کنترل میکند. اگر مدافعان موفق شوند، دستمال نزد آنها میماند و بازی با همان گروهها ادامه مییابد. اما اگر مهاجمان برنده شوند، جای دو گروه عوض میشود. بازی تا زمانی که رهبران توافق کنند، ادامه پیدا میکند.[۱۹]
تریکی در شبهای تاریک انجام میشود. یکی از بازیکنان کلاهی را به نقطهای دور پرتاب میکند و همه به دنبال آن میگردند. هرکه کلاه را پیدا کند، فریاد میزند و دیگران به سمت او میدوند. اعضای گروه برنده بر دوش گروه بازنده سوار میشوند.[۲۰]
دایرهبازی مهارتهای دفاع شخصی، همکاری و استراتژی را تقویت میکند. دو رهبر گروه انتخاب شده و بازیکنان به دو تیم تقسیم میشوند. یک دایره در مرکز ترسیم میشود. تیم مدافع داخل دایره و تیم مهاجم خارج از آن قرار میگیرند. مهاجمان تلاش میکنند مدافعان را با ضربه از دایره خارج کنند و مدافعان باید از خود دفاع کنند. بازی تا زمانی ادامه مییابد که یکی از تیمها تمام اعضای خود را از دست بدهد.[۲۱]
سنگیرک یکی از بازیهای سنتی و پرطرفدار قوم هزاره است که با ابزار سادهٔ سنگ انجام میشود. دو دایره در دو سوی زمینی هموار (به فاصله حدود ۲۰ متر) ترسیم شده و در مرکز هر کدام تپهای کوچک با نشانهای از چوب یا سنگ ایجاد میشود. بازیکنان به دو گروه تقسیم شده و به نوبت سنگهای خود را به سمت نشانهها پرتاب میکنند. سنگی که به نشانه نزدیکتر باشد، امتیاز دارد. بازی تا رسیدن یکی از تیمها به امتیاز نهایی ادامه مییابد. این بازی که در فصل انتقال از زمستان به بهار انجام میشود، مهارتهای هدفگیری، رقابت سالم و کار گروهی را تقویت میکند و بهدلیل سادگی، در میان مهاجران افغانستانی در ایران نیز زنده نگه داشته شده است.[۲۲][۲۳]
بازیهای مهارتی
این بازیها بیشتر بر تواناییهای فردی مانند قدرت، دقت، چابکی و تعادل تمرکز دارند.
غورسی در میان نوجوانان، جوانان و بزرگسالان رواج دارد. در این بازی، شرکتکنندگان به دو تیم تقسیم شده و هر تیم نمایندهای را به میدان میفرستد که با گرفتن یکی از پاهای خود و حرکت روی پای دیگر، سعی میکند با حفظ تعادل، حریف را به زمین بزند. این بازی نوعی ورزش محلی نیز شناخته میشود که هماهنگی جسمی، تعادل و قدرت را تقویت میکند. نخستین لیگ برتر غورسی افغانستان در سال ۱۴۰۱ش به میزبانی کابل برگزار شد و این بازی را از سطح یک سرگرمی محلی به ورزشی سازمانیافته با قوانین مدون ارتقا داد.[۲۴][۲۵]
سنگاندازی در مناسبتهای خاص مانند اعیاد و روزهای پایانی زمستان انجام میشود. شرکتکنندگان سنگی با وزن چند کیلوگرم را انتخاب کرده و از خط مشخصی، آن را به روشهای مختلف مانند ایستاده با پاهای باز، ایستاده با پاهای جفت یا نشسته، پرتاب میکنند. فردی که سنگ را به دورترین فاصله پرتاب کند، برنده است. این بازی شباهتهایی با ورزش پرتاب وزنه دارد.[۲۶]
لنگیپُشتی (کشتی) در طبیعت و بهویژه در فصل بهار انجام میشود. در این بازی، دو گروه با یکدیگر رقابت میکنند. در حالت تنبهتن، دو نفر از هر گروه وارد دایره میشوند و با شانههای خود به مبارزه میپردازند. هر کس پا از میدان خارج کند، بازنده است. ضربات باید از مرفق تا شانه اجرا شوند و خطاها موجب حذف بازیکن میشود.[۲۷]
پُشتیبازی با دو گروه سهنفره انجام میشود. سه نفر از یک گروه پشت به پشت هم خم میشوند و دستان خود را از میان پاهایشان عبور داده و به هم قفل میکنند. سه نفر از گروه مقابل بر روی آنان پشتک میزنند تا زمانی که یکی از افراد خمشده خسته شود. در صورت باخت، جای گروهها عوض میشود. این بازی برنده و بازنده ندارد و با توافق پایان مییابد.[۲۸]
سهپرش با دو گروه دارای تعداد مساوی، برگزار میشود. ابتدا، بازیکنان یک نقطۀ مشخص روی زمین تعیین میکنند. سپس، هر گروه بهصورت جداگانه، سه پرش متوالی از آن نقطه انجام داده و مسافت را اندازه میگیرند. گروه برنده بر کول افراد گروه بازنده سوار میشود.[۲۹]
چار قدم: دو بازیکن با قرعهکشی شروع میکنند. چوب کوچکی روی دو سنگ قرار میگیرد و بازیکن اول با چوب بزرگ، چوب کوچک را به دورترین نقطه پرتاب میکند. بازیکن دوم باید چوب را در هوا بگیرد. در صورت عدم موفقیت، سه بار تلاش میکند تا چوب کوچک را به چوب بزرگ بزند. در صورت عدم موفقیت، باید مسافت را یک نفس بدود و اگر نتواند، بازیکن اول بر پشت او سوار میشود.[۳۰]
سنگچاقو بازی مهارتی است که پنج سنگ کوچک و گرد و حداقل دو بازیکن نیاز دارد. تعیین نوبت با پرتاب سنگ به پشت دست و شمارش تعداد سنگها (زوج یا فرد) انجام میشود. اگر تعداد سنگها، زوج باشد، بازیکنی که گزینه زوج را انتخاب کرده بود، آغازگر بازی است و الا حق شروع بازی به انتخابکنندۀ گزینه فرد تعلق میگیرد.[۳۱] بازی شامل مراحل مختلفی است: یکَک (جمعآوری یکیک سنگها)، دوکَک (دوتا دوتا)، سهکَک (سهتا سهتا)، چهارکَک (جمعآوری چهار سنگ همزمان)، پنجکَک (جمعآوری چهار سنگ به ترتیب)، غَلّه (جمعآوری سنگها در یکجا)، سگ (عبور دادن سنگ از زیر انگشتها با یک ضربه)، قریشَک (عبور دادن سنگ از فاصله یک وجب)، خانَه کاکا (عبور دادن سنگ از زیر پنج انگشت)، یک قریشک و دو قریشک (انجام عمل در یک یا دو مرتبه)، و پشتِ خَرلِیج (پرتاب سنگها با دو دست و گرفتن با کف دست). بازنده در مرحله پایانی مشمول مجازات نمادینی به نام «بار» میشود که شامل فشار بین ناخنها، ضربه مشت و نیشگون گرفتن است.[۳۲]
شیغیبازی یا بجولبازی از کهنترین بازیهای رایج میان مردم افغانستان، بهویژه در مناطق مرکزی و در فصل زمستان است. «شیغی» نام استخوان پای پشتی گوسفند است که دارای چهار سطح با نامهای «الاغ»، «اسب»، «چیک» و «پوک» است. بازیکنان دایرهای روی زمین ترسیم کرده و شیغیهای خود را در مرکز قرار میدهند. سپس با شیغی بزرگتری که بین دو انگشت گرفته میشود، سعی میکنند شیغیهای داخل دایره را خارج کنند و آنها را به عنوان امتیاز تصاحب کنند. این بازی مهارتهای بدنی، دقت و تمرکز را تقویت میکند.[۳۳]
چارمغزبازی، بازی محبوب در هزارستان است. گردوها در یک نقطه به صورت ردیف قرار میگیرند (مال). هر بازیکن یک گردوی بزرگ (تیره) دارد که با پرتاب آن به سمت مالها، سعی میکند گردوها را تصاحب کند. انواع مختلفی از این بازی وجود دارد، از جمله پرتاب تیره به سمت مالها، ردیفکردن تیرهها و ضربهزدن با چوب یا پای گاو و پرتاب تیره به داخل گودال. بازنده کسی است که تیرههایش تمام شود.[۳۴]
هشتخین: در این بازی شش مربع در کنار هم روی زمین کشیده میشود. بازیکن با استفاده از تختهسنگی کوچک، مهرهها را در خانههای مشخصشده حرکت میدهد. اگر سنگ بر روی خطوط بماند، بازیکن بازنده محسوب میشود. در صورت باخت، برای دور بعدی، بازیکن از یک خانه جلوتر شروع میکند تا بازی به پایان برسد. گوشههای مربعها به عنوان بهشت و دوزخ و یکی مانده به آخر تنگی غارو نامیده میشود.[۳۵]
تُشلَهبازی با کندن حفرههای کوچک به عمق ۴ سانتیمتر شروع میشود. بازیکنان به نوبت تیلههای خود را به سمت حفرهها میاندازند. اگر بازیکن تیله/تشله را در حفره بیندازد یا با تیلۀ خود، تیله حریف را بزند و در حفره بیندازد، یک تیله برنده میشود. کسانی که تیلههایشان تمام شود، از بازی خارج میشوند.[۳۶]
نشانهزنی (اُوشَد/تی شیخی) فعالیتی مردانه است که بیشتر در فصل زمستان و در کنار جشنها و مراسم منطقهای برگزار میشود. دو گروه، هر کدام دو نفر را برای نشانهزنی با تفنگ انتخاب میکنند. نشانهای در فاصله یک کیلومتری نصب شده و گروهها با پرچمهای سرخ و سبز، محل اصابت تیر را مشخص میکنند. گروهی که تیرش به هدف نزدیکتر باشد، برنده است. این بازی در گذشته با تفنگهای سربی و امروزه با تفنگهای واقعی انجام میشود.[۳۷]
تیروکمان بازی سنتی میان مردان چند طایفه است که با تیر و کمان به سمت نشانهای مشخص، تیراندازی میکنند. گروهی که تیرهای بیشتری به هدف بزند یا نزدیکتر باشد، برنده است. این بازی در بخشهایی از ولایت غزنی در فصل زمستان طرفداران زیادی دارد.[۳۸]
بازیهای فکری
این بازیها نیازمند تفکر، برنامهریزی و پیشبینی حرکت حریف هستند و معمولاً روی زمین یا صفحه انجام میشوند.
قطار بازی
در این بازی، ابتدا بر روی زمین سه مربع داخل هم رسم میشود. سپس، خطوطی در قسمتهای میانی هر یک از این مربعها رسم و قطع میشود. یک بازیکن، ۹ ریگ ریز و دیگری، ۹ چوب کوچک را به ترتیب در زوایای مربعها و نقاط تقاطع خطوط رسم شده قرار میدهد. بازی با حرکتدادن این مهرهها بر روی نقاط مورد نظر ادامه مییابد. در صورت قرارگیری سه مهره از یک نوع در یک خط مستقیم، «قطار» تشکیل و باعث برندگی میشود. در این حالت، بازیکن برنده میتواند یکی از مهرههای رقیب را خارج سازد. فرآیند بازی ادامه پیدا میکند تا یکی از بازیکنان شکست بخورد.[۳۹]
شیر و بز
این بازی ابتدا بر روی یک برگ مقوایی با رسم شکل مربوط به بازی، یا روی زمین طراحی میشود. هر دو بازیکن، شامل شیر و بزهای متفاوت (مهره یا ریگهای رنگی) دارند؛ برای مثال ۲ شیر و ۱۲، ۲۰ یا ۴۰ بز. به قید قرعه، یکی از بازیکنان بازی را با قراردادن یکی از مهرههای خود در وسط مربعی که بر تمام نقاط تسلط دارد، آغاز میکند. این نقطه مرکزی، محل شروع بازی است، و مهره را در آن قرار میدهد.
بازیکن مقابل، مهرۀ خود را از گوشههایی که در موقعیت ردۀ دوم قرار دارند، قرار میدهد. نفر بعدی، مهره دیگری را از گوشهها میگذارد و سپس بازیکنان به مانند بازی شطرنج، مهرههای خود را حرکت میدهند. هدف این است که بزها شیرها را بگیرند یا شیرها بزها را در بند کشند و از میدان بازی خارج کنند.
این روند بهطور معمول با تلاش بزها برای رسیدن به هدف، و شیرها برای خوردن بزها ادامه مییابد. بازی تا زمانی ادامه دارد که یا بزها شیرها را بگیرند یا شیرها بزها را در بند گرفته و از میدان بیرون کنند. از انواع مختلف این بازی میتوان به ۱۲ بز، ۴۰ بز و بازی گوشخر اشاره کرد. این بازی از نظر فکری مانند شطرنج بسیار پیچیده است، و به احتمال در گذشته منبع الهام بازی شطرنج بوده است.[۴۰]
بازی گوش خر
این بازی شبیه به بازی قطار است، اما با ترسیم لوزیهایی بهشکل گوش خر انجام میشود که در وسط آن دالان (گلخن یا گلخو) قرار دارد. در ابتدای بازی، ریگها (شن) در دو طرف گوشهای خر چیده میشوند و ریگ بزرگتر در مرکز دالان قرار میگیرد.بازیکنان مانند بازیهای شیر و بز یا شطرنج، از گوشههای لوزی وارد منطقه حریف میشوند و به نوبت دانههای او را جمع میکنند. حرکتها باید با دقت انجام شود، چرا که هر اشتباهی میتواند به از دستدادن دانهها بینجامد. بازنده کسی است که زودتر تمام دانههایش را از دست بدهد و میدان بازی را به حریف واگذار کند.[۴۱]
این بازی که نیازمند تمرکز و برنامهریزی است، در گذشته بهعنوان یکی از سرگرمیهای فکری محبوب در میان کودکان و نوجوانان رواج داشته و گاهی ساعتها آنها را مشغول نگه میداشته است. شکل خاص زمین بازی (به صورت لوزی گوش خر) و قرارگیری مهرهها، آن را از بازیهای مشابه متمایز میساخت.[۴۲]
۴. بازیهای سرگرمی، نمایشی و کودکانه
این دسته شامل بازیهای خلاقانه، تقلیدی، آهنگین و بازیهایی با قوانین سادهتر است که بیشتر جنبه سرگرمی دارند.
الف. بازیهای مبتنی بر پنهانشدن، جستجو و تعقیب
چمتشکی (چشمپوتوکان)
در این بازی، افراد بهصورت جفتهایی تقسیم میشوند و این جفتها در دو گروه مساوی قرار میگیرند. ابتدا برای تعیین نوبت بازی، به روش قرعهکشی اقدام میشود. گروه بازنده روی زمین حلقهای رسم میکنند و درون آن مینشینند. سرگروه برنده، چشم سرگروه بازنده را میبندد و در این حالت، اعضای گروه برنده مخفی میشوند. سپس سرگروه برنده، چشم سرگروه بازنده را باز میکند و به جستوجو برای پیدا کردن افراد مخفی شده میپردازد. وقتی کسی را پیدا کند، همه با فریاد و شادی او را همراهی میکنند. این بازی برنده و بازنده ندارد و بهطور معمول با توافق گروه پایان مییابد.[۴۳]
سوختم بازی
در این بازی، بازیکنان به دو گروه مساوی تقسیم میشوند. یک گروه (گروه بالا) در اطراف دایرهای که روی زمین کشیده شده است، ایستادهاند، و گروه دیگر در داخل دایره قرار دارند. یک نفر از گروه بالا بهعنوان گرگ انتخاب میشود. او باید پای خود را بلند کند و دنبال افراد داخل دایره، با حرکت سریع و مانند «لی لی ایرانی»، بپرد و آنها را دنبال کند.
در حین حرکت، گرگ دستی به هر یک از افراد داخل دایره بزند. فردی که مورد ضربه قرار میگیرد، سوخته و کنار میرود. این فرآیند ادامه پیدا میکند تا زمانی که همه افراد داخل دایره کنار بروند. پس از آن، گروهها جای خود را با هم عوض میکنند و بازی ادامه مییابد. این بازی همچنین میتواند بهصورت دو نفره نیز انجام شود، جایی که یک نفر نقش گرگ را بازی میکند و دیگری داخل دایره است.[۴۴]
دستمال پشتی
در این بازی، تعداد شرکتکنندگان بین ۴ تا ۱۵ نفر یا بیشتر است. کودکان در حالت نشسته در اطراف دایرهایشکل، روی زمین مینشینند. یکی از کودکان بهعنوان گرگ انتخاب میشود و به دور دایره میچرخد. گرگ بدون صدا و مخفیانه، دستمالی را که در دست دارد، پشت سر یکی از کودکان میاندازد.
کودکان باید بسیار هوشیار باشند تا بفهمند که چه کسی دستمال را پشت سرشان قرار داده است. اگر کسی متوجه نشود و دستمال را در پشت سر او بیاندازند، باید با دقت بازی کند تا گرگ نتواند او را فریب دهد. اگر گرگ موفق شود دستمال را پشت سر کسی بیاندازد و او نفهمد، باید دنبال او بدود و سعی کند او را بگیرد. اگر گرگ او را بگیرد، برنده میشود و نفر اول جای او مینشیند و نقش گرگ را به عهده میگیرد.
در زمان دنبالکردن، کودکان در حال تشویق و هیجان، دوست خود را حمایت میکنند. گرگ جدیدی شروع به دنبالکردن میکند و بازی ادامه مییابد. اگر کسی نفهمد که دستمال در پشت سرش گذاشته شده است، بازی را بازنده و از بازی خارج میشود. بازی تا زمان توافق گروه پایان مییابد.[۴۵]
بازی گرگ و گوسپو (گرگ و بره)
در بازی گرگ و گوسپو (گوسفند)، تعداد بازیکنان باید زوج و بیشتر از ۲۰ نفر نباشد. بازیکنان در داخل دایرهای که از پیش روی زمین رسم شده است، قرار میگیرند. در خارج از دایره، گرگ و گوسفند (بره) به قید قرعه قرار میگیرند و آمادۀ حمله و فرار میشوند.
بازیکنان داخل دایره در حالت راهرفتن و حرکت مرتب قرار دارند، در حالی که گرگ و گوسفند در خارج از دایره، در حالت آمادهباش برای حمله و گرفتن گوسفند هستند. گرگ، بهصورت متناوب، به داخل دایره حمله میبرد و سعی میکند گوسفند را بگیرد. در لحظههای حمله، افراد داخل دایره به دفاع برمیخیزند و سعی میکنند مانع شوند.
اگر گرگ بتواند در فشار و حمله، وارد دایره شود، راه برای فرار گوسفند باز میشود و او فرصت مییابد که از میدان فرار کند. در این حالت، اگر گرگ بتواند گوسفند را بگیرد، موفق شده است و بازی به پایان میرسد. در غیر این صورت، اگر میخواهد بازی ادامه یابد، باید تلاش کند که گوسفند را بگیرد، وگرنه بازی پایان مییابد. این بازی، برنده و بازنده ندارد و در نهایت، بر اساس توافق بازیکنان، پایان مییابد.[۴۶]
ب. بازیهای نمایشی، تقلیدی و خلاقانه
بازی گدیپران (بادبادک)
بادبادکبازی یا «گُدِیپَرَان» یکی از محبوبترین بازیهای سنتی افغانستان است که بیش از یک قرن قدمت دارد. این بازی در میان کودکان و نوجوانان، جوانان و حتی بزرگسالان نیز طرفداران بسیاری دارد و بهویژه در شهر کابل از جایگاه فرهنگی ویژهای برخوردار است.[۴۷]
امروزه در نقاط مختلف کابل، فروشگاههای متعددی به فروش بادبادکهای رنگارنگ مشغولاند که هر یک با اندازهها و قیمتهای متفاوت عرضه میشوند. اجرای این بازی بهطور معمول بهصورت گروهی و با همکاری دو نفر انجام میگیرد: یک نفر مسئولیت هدایت بادبادک و دیگری کنترل چرخ نخ را بر عهده میگیرد. مهارت اصلی در این بازی، حفظ تعادل و هدایت بادبادک در آسمان است که نیازمند تجربه و دقت فراوان است.[۴۸]
این بازی اصطلاحات خاص خود را دارد، از جمله «لوتدادن»، «غوتهدادن»، «تَوخوردن»، «غیلکردن»، و «راست و چپکردن»، که هر یک بیانگر تکنیکهای مختلف کنترل بادبادک هستند.[۴۹] از نظر تاریخی، گدیپران ریشه در فرهنگ هندوستان دارد و در گذشته علاوهبر جنبۀ تفریحی، برای ارسال پیامهای رمزی و عاشقانه نیز استفاده میشده است.
امروزه، پرواز بادبادکها در آسمان و تعقیب آنها توسط گروههای پرتعداد مردم، به یکی از صحنههای نمادین فرهنگی در شهرهای بزرگ از جمله کابل تبدیل شده است. گاهی شور و اشتیاق شرکتکنندگان بهحدی است که حتی باعث ایجاد ترافیک در خیابانهای شهر میشود. این بازی نهتنها یک سرگرمی ساده، بلکه بخشی از خاطرات جمعی و هویت فرهنگی بسیاری از افغانستانیها، بهویژه ساکنان شهرهای بزرگ، محسوب میشود.[۵۰]
خالد حسینی نویسندۀ مطرح افغانستانی، با دستمایهقراردادن بازی گدیپران، رمان معروف «The Kite Runner» (بادبادکباز) را نوشت که در صدر فهرست پرفروشترینهای «نیویورک تایمز» قرار گرفت. درونمایۀ اصلی رمان، رابطۀ پیچیده و عمیق میان دو دوست، امیر (پسر ارباب) و حسن (خانهزاد آنها) و تأثیر تفاوتهای طبقاتی و سختیهای ملت افغانستان بر سرنوشت آنها است. این اثر که برندۀ جوایز متعدد ادبی شده، با پرداختن به روابط انسانی، تضادهای طبقاتی و پیامدهای خیانت، تصویری تأثیرگذار از جامعۀ افغانستان ارائه میدهد. با اقتباس از این کتاب، فیلمی نیز بههمین نام ساخته شده است.[۵۱]
بیری بیریبازی
بِیری بِیریبازی (عروسبازی) بیشتر در مراسمها و جشنهای محلی انجام میشود و شامل بخشهای گفتگو، شعرخوانی، آواز و رقص است. شرکتکنندگان بهطور معمول دختران و پسران کوچک هستند، یکی را عروس و دیگری را داماد مینامند.
در ابتدا، داماد و عروس روی جای بلند مینشینند و در انتظار رفتن به خانۀ آیندۀشان هستند. دو دختر از طرف خانوادۀ داماد، دور عروس میچرخند، دست به گردن یکدیگر میاندازند و شادی میکنند، در حالی که بر سر داماد، برگ درخت یا گل میریزند. سپس، عروس را میبوسند و با آهنگ خاصی میخوانند:
در ادامه، دختران دیگر که در ظاهر از خانوادۀ عروس هستند، پاسخ میدهند:
دختربچههای خواستگار نیز میگویند:
در مرحله بعد، عروس را زیر بازوانشان میگیرند و بلند میکنند و میخوانند:
همزمان، خانواده داماد با شادی، شعر میخوانند:
در پایان، داماد و عروس بر روی چوب (که «اسب» نام دارد) سوار میشوند و در حالی که خانوادهها شادی و گریه میکنند، دور خانه میچرخند. این مراسم و بازی، نماد جشن و آغاز زندگی مشترک است و شادی و شور خاصی در آن جاری است.[۵۲]
خاله بازی
این بازی را کودکان خردسال انجام میدهند و نمونهای کوچکشده از نقش زنان بزرگسال در خانواده است. در آغاز، دختران لباسهای چادر یا روسریهای بزرگ میپوشند تا شبیه زنان بزرگ خانواده شوند و با هم دیگر در نقش «خاله» و «بابا» بازی میکنند.
یکی از دختران نقش خاله را بر عهده میگیرد و چادر خود را جلو چشمانش میکشاند. سپس، او به نقش نوزاد و مادر بازی میپردازد، لباسهایی که ساخته است (مثل نوارهای پارچه و لباسهای کوچک) را بر تن میکند، و شروع به لالاییخواندن، شیر دادن، آواز خواندن و ساختن خانههای کوچک میکند. در این تمرینهای نمادین، او حرکات و حرفهایی را که زنان خانهدار انجام میدهند، بازسازی میکند. این نوع بازی، علاوهبر سرگرمی، آموزش نقشهای اجتماعی و خانوادگی را برای کودکان فراهم میآورد.[۵۳]
نوور بازی
نَوُور (سد آب کوچک) بازی بیشتر مربوط به پسران خردسال است و آنها با تقلید از رفتار بزرگترها، نقش مهندسین آب و سازندگان سد را بازی میکنند. پسران، بیل و کلنگهای چوبی کوچک در دست میگیرند و در اطراف، جویهای آب کوچک یا آبراهههای موجود را جدا میکنند یا با کفشهایشان آب میآورند.
آنها با دقت و صبر، سدهای کوچک میسازند و آب را در مسیرهای متفاوت هدایت میکنند. ساعتها در کنار آب، بازی میکنند، بازیهای تخیلی دارند و شادی و خوشحالی زیادی میکنند. این بازی علاوهبر سرگرمی، تخیل و مهارتهای فنی کوچک آنها را تقویت میکند و حس کار گروهی و خلاقیت در ساخت و ساز را آموزش میدهد.[۵۴]
خانه خانه بازی
این بازی شامل ساختن و طراحی خانههای کوچک است که توسط پسران و دختران خردسال بازی میشود و گاهی بهصورت مشترک انجام میپذیرد. کودکان از چوب، سنگ، گل و لای و اشیاء طبیعی دیگر برای ساختن خانهها استفاده میکنند. آنها با خلاقیت، آدمها، حیوانها و اشکال مختلف را از گل و لای میسازند و در داخل یا اطراف خانههای ساخته شده قرار میدهند، و دکوراسیونهای مختلفی برای روستای کوچک خود ترتیب میدهند.
در این بازی، عروسکهای پارچهای را در داخل خانهها قرار میدهند و احساس تعلق و سرگرمی زیادی دارند، بهگونهای که ساعتها در کنار هم بازی میکنند و از ساختن و طراحی لذت میبرند. این بازی، تخیل، همکاری و مهارتهای دستی کودکان را تقویت میکند. اما هنگام بیرحمی بزرگسالان که ممکن است خانهها را خراب کنند، کودکان احساس ناراحتی و اشک ریختن نشان میدهند، که نشانگر اهمیت دلبستگی به بازی و ساختههای خود است.[۵۵]
حیوانبازی
گروهی از افراد دور هم مینشینند در حالی که یک نفر بهعنوان بازیگر مقابل آنها میایستد. بازیگر با حرکات بدن، حالت چهره و گاهی تقلید صدا، ویژگیهای یک حیوان را نمایش میدهد. دیگر شرکتکنندگان باید حدس بزنند که چه حیوانی تقلید میشود. در حالت گروهی، اعضای هر تیم میتوانند با هم مشورت کنند تا پاسخ درست را پیدا کنند. اگر گروه مقابل نتواند حیوان مورد نظر را تشخیص دهد، بازنده محسوب شده و نوبت بازی به تیم دیگر واگذار میشود. البته این بازی محدود به حیوانات نیست و میتواند شامل تقلید هر شیء، شغل یا مفهومی باشد که چالش تشخیص و حدس زدن را برای بازیکنان ایجاد کند.[۵۶]
این بازی ساده اما پرجنبوجوش، هم مهارتهای نمایشی بازیگر را به چالش میکشد و هم دقت و سرعت عمل دیگران را در تشخیص میسنجد. فضایی شاد و پر از خنده ایجاد میکند که در آن هر بازیکن میتواند خلاقیت خود را در نمایش و حدسزدن به کار بگیرد.[۵۷]
او چیرتگ
بازی اَوچِیرتک یا آبپاش بازی رایج در میان هزارهها است که به نامهای «آوچِیتنَی» (در غزنی) و «آوچِیرتَک» (در جاغوری) نیز شناخته میشود. نام بازی از وسیله آن گرفته شده است. در این بازی از ساقه بریدهشدۀ گیاهی به نام محلی «بَلِدِرغُو» که شبیه نی است استفاده میشود؛ سر چوبی را با پارچه میپوشانند و داخل ساقۀ بلدرغو قرار میدهند. با کشیدن چوب، آب به داخل ساقه میآید و با فشاردادن چوب به داخل ساقه، آب به بیرون پاشیده میشد. وقتی چوب به انتها میرسد و آب بهطور کامل تخلیه میشود، صدای خاصی ایجاد میکند.[۵۸]
ج. بازیهای آهنگین، کلامی و ریتمیک
بازی دخترانه آبوبه جان
بازی «آبوبه جان» از جمله بازیهای سنتی و دخترانۀ رایج در افغانستان محسوب میشود که در گذشتهای نهچندان دور، بهویژه در مناطق شهری، رواج چشمگیری داشته است. این بازی که به ابزار خاصی نیاز ندارد، به صورت دو نفره انجام میشود. شرکتکنندگان در ابتدا رو به روی یکدیگر قرار گرفته و با گرفتن دستان یکدیگر بهشکل ضربدری، حالت قولدادن به خود میگیرند. سپس با خمشدن به عقب و چرخش بر روی نوک انگشتان پا، ضمن خواندن شعر آهنگین «آبوبه جان آبوبه، دسته گلم شرابه، شراب ما خوردنی، پیش حاکم بُردنی، حاکم دو تا زن کده، دُهله به گردن کده» را با صدای بلند، به اجرای بازی میپردازند. در صورت حضور تعداد بیشتری از بازیکنان، این فعالیت بهصورت نوبتی و با شور و شوق خاصی انجام میپذیرد. امروزه گرایش به این بازی سنتی در میان نسل جوان کاهش یافته است.[۵۹]
بازی خر بیار خروار ببر
این بازی در منطقه هزارستان، بهویژه در فصل تابستان، بین نوجوانان محبوب است و بهصورت گروهی و سرگرمکننده برگزار میشود. روش بازی به این صورت است که، ابتدا، بازیکنان به دو گروه تقسیم میشوند. یکی از گروهها، با قرعهکشی مشخص میشود که باید در داخل آب برود و نقش بازیگر را ایفا کند، در حالی که گروه مقابل باید با گفتن حرف «آری» یا «نه» آنها را از آب بیرون بکشد.
در مرحلهی بازی، گروه بیرون آب، سوالهایی در قالب گفتگویی کوتاه درباره رنگ یا ویژگیهای اشیاء میپرسند، برای مثال:
- گروه بیرون آب میگویند: «گل چه رنگه؟»
- گروه داخل آب پاسخ میدهند: «رنگارنگه.»
- دوباره، گروه بیرون آب میپرسند: «گل خاله چه رنگه؟»
- گروه داخل آب پاسخ میدهند: «سرخ و سپید، رنگارنگه.»
این تبادلات ادامه پیدا میکند تا زمانی که گروه بیرون آب، با خنده و شادی اعلام میکند: «زرد و بیرنگه»، که نشانگر برنده بودن آنها است. در این لحظه، بازیگران جای خود را عوض میکنند و نوبت بازی گروه دیگر است. گرچه در بازی، موضوع اصلی «گل» است، اما میتواند هر چیز دیگری باشد؛ مثلا ممکن است بگویند: «گاو شاخ دارد». اشتباه زمانی رخ میدهد که پاسخ نادرستی بدهند، برای مثال اگر بگویند: «خرش شاخ دارد» و پاسخ نادرست بدهند، بازی به پایان میرسد و برنده مشخص میشود.[۶۰]
زنبور آسی بازی
بازیکنان دور هم حلقه میزنند و هر یک مشت گره کردهی خود را بر روی مشت دیگران قرار میدهند. با شروع آهنگ «زنبور آسِی کند، کوچ کو بال بیه»، دستها به نوبت حرکت میکند و مشتها مانند پرههای آسیاب میچرخند. این چرخش ادامه مییابد تا زمانی که مشت اولی به پایینترین موقعیت برسد.
مشت بازیکن که در پایان بازی، در بالاترین جایگاه قرار بگیرد، بهعنوان برنده اعلام میشود. برنده با مالش دستهایش به یکدیگر، خود را برای دریافت 3 ضربۀ نمادین آماده میکند. اما در این میان، هر اشتباه یا تعللی از سوی ضربهزننده، موجب بخشودگی ضربهها میشود. این بازی ساده که آمیختهای از ریتم، حرکت و شانس است، تمرینی برای هماهنگی و تمرکز به شمار میرود.[۶۱]
آکو باکو بازی
در این بازی دو بازیکن دستهای خود را کنار هم قرار میدهند و یکی از آنها با آهنگی خاص شروع به خواندن میکند:
«آکو باکو، دنبه لاکو، چادو چنبر، بیدو انبر، القا زنجیر، کومی کوتور، دانی دونی، ترکش برکش...»
پس از این ترانه، یکی از بازیکنان انگشتی را که بهعنوان «انگشت حساب» مشخص شده است، بیرون میکشد. این روند ادامه پیدا میکند تا تنها دو انگشت باقی بماند. در این مرحله، بازیکن حسابگر جملهٔ پایانی را میخواند:
«شبتل خور گاو پربی!»
هر کس که انگشت او در پایان به عنوان شبتلخور انتخاب شود، بازنده محسوب میشود. مجازات بازنده این است که باید دستهای خود را به هم بساید و ۳ ضربهٔ نمادین از حریف دریافت کند. این بازی ترکیبی از شانس، ریتم و سرگرمی است که در گذشته میان کودکان رواج داشت.[۶۲]
د. سرگرمیهای فصلی و عمومی
این دسته از بازیها عبارتند از:
تخممرغ جنگی
بازی تخم مرغ جنگی از جمله سرگرمیهای سنتی و محبوب در افغانستان محسوب میشود که بهویژه در ایام نوروز در جاهای تفریحی و پارکهای عمومی برگزار میشود. این بازی که نشاندهندۀ بخشی از فرهنگ عامۀ افغانستان است، با مشارکت گستردۀ اقشار مختلف جامعه از کودکان تا بزرگسالان رواج دارد.
در این بازی ساده اما جذاب، دو نفر با در دستداشتن تخم مرغهای آبپز سفتشده، تخم مرغهای خود را به یکدیگر میکوبند. تخم مرغی که در این برخورد زودتر شکسته شود، نشاندهندۀ بازندهبودن صاحب آن است و تخم مرغ شکستهشده بهعنوان جایزه به برندۀ بازی تعلق میگیرد.
این بازی نه تنها در میان جوانان محبوبیت دارد، بلکه بسیاری از خانوادههای افغانستانی نیز آن را بهمثابۀ یک فعالیت جمعی و شاد در کنار سایر مراسم نوروزی انجام میدهند. این سنت دیرینه، علاوهبر ایجاد فضایی شاد و مفرح، به تقویت پیوندهای خانوادگی و اجتماعی نیز کمک میکند.[۶۳]
بازی یخمالک
در فصل زمستان که محدودیتهای آبوهوایی و امکانات، امکان بازیهای متعارف را در مناطق روستایی افغانستان محدود میسازد، بازیهای سنتی مانند یخمالک و پاغُنده بهعنوان سرگرمیهای محبوب کودکان و نوجوانان مطرح میشود. این بازیها که با کمترین امکانات و در سادهترین فضاهای برفی اجرا میشوند، بهعنوان بخشی از سنتهای زمستانی این مناطق محسوب میشود. ترانهسراهای محلی، این بازی کودکانه و زمستانی را در قالب شعر کودکانه بهتصویر کشدهاند که بهعنوان بخشی از فرهنگ شفاهی مردم افغانستان سینه به سینه نقل شده و به نسلها بعدی رسیده است:[۶۴]
| یکروز برفی، در خانه بودم | گُل بود بخاری، پروانه بودم | |
| دیدم به حویلی، از پشت کلکین | پاغُنده بازی، میکرد یاسین | |
| آهسته رفتم، با شوق بسیار | بر روی صُفّه، نزدیک دیوار | |
| تا مادرم گفت، موزه بپوشم | پاغُنده شد تیر، از بیخ گوشم | |
| آن روز خوردم، از صبح تا شام | در روی حویلی، یخمالک آرام |
۵. بازیهای مبتنی بر شانس و حدس
در این بازیها، عنصر شانس و توانایی حدس زدن نقش اصلی را ایفا میکند.
تاشهبازی
این بازی با دو گروه ششنفره یا بیشتر انجام میشود. ابتدا، اعضای هر گروه یارگیری میکنند و سپس با انداختن سنگ (تر یا خشک)، مشخص میشود که کدام گروه بازی را شروع میکند. گروه اول، شیء یا سنگی مخفی میکند و گروه دوم باید آن را پیدا کند.
اگر گروه دوم نتواند شیء مخفیشده را پیدا کند، گروه اول، افراد گروه مقابل را بر پشت خود سوار کرده دور میدان میچرخد. در این حالت، بازیکنان بهصورت حرکتهای دورانی ادامه میدهند تا به هر کدام از بازیگران برسند و بپرسند: «سواره یا پیاده؟» اگر بازیکن جواب دهد: «سواره»، باید بر پشت دیگران بماند و ادامه دهد. اگر پاسخ دهد: «پیاده»، آن فرد را از سواری برمیدارند.
تمام سه نفر که در این حالت، بازی را باختهاند، باید حریف خود را سواری دهند. پس از پایان سواری، بازی از نو آغاز میشود. اندازۀ دور میدان برای سواری، تعیین میشود و هر فرد میتواند 2 دور، دور میدان بچرخد. پس از چند دور، بازی گروهی پایان میپذیرد.[۶۵]
تَشکِی بازی
این بازی با حداقل هشت نفر یا بیشتر اجرا میشود و در ابتدای بازی، بازیکنان پشت سر یکدیگر صفآرایی میکنند. سپس، یک نفر بهعنوان سردسته انتخاب میشود. سردسته، تکهچوبی را در کف دست افراد قرار میدهد. فردی که در کنار فردی است که تکه چوب در دست او قرار گرفته است، باید بهطور سریع متوجه شده و با پا از پشت به فرد مقابل ضربه بزند. در این حالت، شخص کارا باید تکهچوب را به سردسته برساند، تا سردسته نیز این تکه را در کف دست بازیکن دیگری بگذارد.
اگر هنگام قراردادن تکهچوب در کف دست یکی از بازیکنان، فرد کنار دستی او متوجه این کار نشود، شخص تکهچوب را برمیدارد و فرار میکند. در این صورت، فرد کنار دستی باید دوان دوان به دنبال او دویده و تکهچوب را از دست او بگیرد. اگر شخص تکهچوب را بگیرد و بتواند خودش را به محل مشخص شده (که از قبل تعیین شده است) برساند، فرد تعقیبکننده باید او را سوار بر کول خود کرده و تا محل صف بازیکنان او را همراهی کند. اگر شخص تعقیبکننده موفق شود تکهچوب را بگیرد، آن شخص را بر دوش خود سوار کرده و به صف بازیکنان برمیگرداند و این روند تا پایان بازی ادامه مییابد.[۶۶]
بازی غلغله شیطان
بازی «غلغله شیطان» نیز از سرگرمیهای آموزشی و گروهی در میان کودکان و نوجوانان افغانستان شناخته میشود که در مناطق شهری و روستایی نزدیک به شهرها رواج دارد. این بازی که فراتر از یک فعالیت تفریحی ساده است، بهصورت غیرمستقیم به آموزش قواعد اجتماعی، مسئولیتپذیری و کار گروهی میپردازد. نحوۀ اجرای بازی مبتنی بر ایجاد چندین گودال کوچک توسط شرکتکنندگان در اطراف یک گودال مرکزی به نام «خانه شیطان» است. بازیکنان به نوبت توپی را به سمت گودال مرکزی پرتاب میکنند و در صورت خطا در پرتاب و ورود توپ به گودال دیگران، صاحب آن گودال موظف است بر شانه پرتاب کننده بنشیند تا وی بتواند توپ را به درستی به مقصد برساند.
پیچیدگی آموزشی این بازی زمانی نمایان میشود که توپ با موفقیت به گودال مرکزی وارد شود. در این مرحله، تمامی بازیکنان متفرق شده و پرتاب کنندۀ اصلی باید با نشانهگرفتن یکی از آنها با توپ، فردی را برای انجام تکلیف نهایی انتخاب کند. فردی که مورد اصابت قرار گیرد، مسئولیت بازگرداندن توپ به گودال مرکزی را بر عهده میگیرد. این چرخۀ تعاملی مهارتهای حرکتی و هدفگیری را تقویت میکند و مفاهیم مهمی چون پذیرش مسئولیت پیامدهای اعمال، احترام به نوبت و اهمیت همکاری گروهی را در قالب بازی به شرکتکنندگان میآموزد.[۶۷]
شاهدزدبازی
این بازی توسط گروهی بین ۵ تا ۱۰ نفر انجام میشود و از یک جعبۀ کبریت استفاده میشود. ابتدا، اعضا دور جعبه جمع میشوند و برای هر ضلع کبریت یک نام مانند شاه، دزد، وزیر و جلاد، انتخاب میکنند. سپس، نوبتی کبریت را بالا پرتاب میکنند و هنگامی که کبریت روی زمین میافتد، آن ضلع که روی زمین قرار میگیرد، مشخص میکند که چه کسی در آن لحظه شاه، وزیر، یا جلاد است. اگر روی زمین، تخت بیفتد، فرد از بازی رد میشود. در ادامه، فردی که شاه است، دستور میدهد تا جلاد دزد یا فرد خاصی را مجازات کند. مجازات ممکن است با صلاحدید شاه و به سختی انجام شود.
نوع دیگر این بازی، با کبریت و با استفاده از اعداد انجام میشود. در این حالت، هر ضلع کبریت، یک عدد خاص دارد. دو گروه جداگانه، نوبتی کبریت را پرتاب میکنند و اعداد روی زمین میماند. سپس، جمع اعداد هر گروه محاسبه میشود. پس از آن، عدد بزرگتر از عدد گروه مقابل کم میشود و نتیجه حاصل، تعداد ضربههایی است که گروه برنده بر روی گروه مقابل میزند. این فرآیند تا تعیین برندۀ نهایی ادامه مییابد.[۶۸]
چمپوتکبازی
در چَمپُوتَکبازی دو گروه حداقل پنج نفره یا بیشتر شرکت میکنند. ابتدا، با قرعهکشی، تعیین میشود که چه کسی بازی را شروع میکند. برای این منظور، یک طرف سنگی را تر و آن را به سمت بالا پرتاب میکنند. گروهی که بر اساس نتیجۀ پرتاب، تصمیم میگیرد بازی را آغاز کند، با گرفتن همدیگر، سر خود را به هم میگیرند و اطراف خود را نمیبینند.
سپس، رییس یا سرگروه مقابل، چشمهای سرگروه حریف را با یک دستمال میبندد. گروه خود را دستور میدهد که با دست، به سر یا پشت حریف بزنند. پس از این، سرگروه با صدای بلند، میپرسد: «که بود؟» اگر فرد زننده درست شناسایی شود، برندۀ بازی است. کسی که ضربه زده باید سر خودش را زیر چادر کند یا سرگروه چشمان او را میبندد. بازی تا زمانی ادامه پیدا میکند که با توافق کامل تمام اعضا، بازی خاتمه یابد.[۶۹]
بازی تق و جفت
این بازی بهطور غالب در فصل تابستان، زمانی که هستههای باغهای میوه مانند زردآلو و بادام فراوان است، انجام میشود. روش بازی این است که یک بازیکن، تعدادی هسته را در کف دست مخفی میکند و از رقیب درخواست میکند که حدس بزند که آیا تعداد هستهها جفت (زوج) است یا تک (فرد). اگر حدس رقیب درست باشد، برنده، هستهها را میگیرد و صاحب آنها میشود. ولی اگر حدس اشتباه باشد، باید به مقدار هستههایی که حدس زده، به برنده بدهد. طول زمانی این بازی به میزان هستههای مورد بازی بستگی دارد و بهطور معمول بر اساس تعداد هستهها تعیین میشود. این بازی، ساده و همزمان سرگرمکننده است و علاوهبر تفاوت در حدس، تمرین حافظه و دقت بازیگران را تقویت میکند.[۷۰]
پانویس
- ↑ «بازهای محلی هرات منتشر شد/ از بزکشی تا هفت سنگ»»، خبرگزاری ایبنا.
- ↑ سعیدیکیا، «بازیهای بومی و محلی مبتنی بر سبک زندگی ایرانی»، وبسایت سیلیویکا.
- ↑ «بازهای محلی هرات منتشر شد/ از بزکشی تا هفتسنگ»»، خبرگزاری ایبنا.
- ↑ «نگاهی به بازیهای سنتی مردم افغانستان در نوروز + عکس»، وبسایت شهرآرا نیوز.
- ↑ «بازهای محلی هرات منتشر شد/ از بزکشی تا هفتسنگ»»، خبرگزاری ایبنا.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ دهخدا، لغتنامه، 1377ش، ج3، ص3239.
- ↑ سعیدی کیا، «بازیهای بومی و محلی مبتنی بر سبک زندگی ایرانی»، وبسایت سیلیویکا.
- ↑ مشیری، روش بازی الکدولک، 1383ش، ص58.
- ↑ رضوانفر، بازیهای بومی و محلی ايران، ۱۳۹۰ش، ص35 و رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
- ↑ رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
- ↑ گروهی از نویسندگان، شناسنامه غور، 1398ش، ص170.
- ↑ رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
- ↑ گروهی از نویسندگان، شناسنامه غور، 1398ش، ص170.
- ↑ «نحوه بازی محلی چوب توپ»، وبسایت بیتوته.
- ↑ . رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
- ↑ . گروهی از نویسندگان، «شناسنامه غور»، 1398ش، ص170؛ رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
- ↑ «بازی محلی کلاه بُردَک»، وبلاگ باغ.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «بازهای محلی هرات منتشر شد/ از بزکشی تا هفتسنگ»»، خبرگزاری ایبنا.
- ↑ «سنگبازی افغانستانیها»، وبسایت مجلۀ ویستا.
- ↑ «پخش رقابتهای لیگ برتر غورسی به زودی از تلویزیونهای طلوع و لمر»، وبسایت طلوعنیوز.
- ↑ «غورسی بازی سنتی و محلی مردم افغانستان»، خبرگزاری میزان.
- ↑ «بازهای محلی هرات منتشر شد/ از بزکشی تا هفتسنگ»، خبرگزاری ایبنا.
- ↑ «درنگی بر بازیهای هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازیهای هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازیهای هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازیهای هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
- ↑ رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
- ↑ «شیغی، قدیمیترین بازی مرسوم بین مردم افغانستان»، خبرگزاری میزان.
- ↑ «درنگی بر بازیهای هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازیهای هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازیهای هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازیهای هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «گدیپران پرطرفدارترین بازی سنتی مردم افغانستان»، خبرگزاری میزان.
- ↑ «تفریحات نوروزی در افغانستان؛ از بُزکشی تا گودی پران بازی»، وبسایت آی فیلم.
- ↑ «برگزاری جشنواره گودی پران بازی با شعار«یک قلب و دو ملت» در تهران»، وبسایت آی فیلم.
- ↑ «گودی پرانی به آرزوی صلح و سعادت (عکس)»، وبسایت شبکۀ اطلاعراسانی افغانستان.
- ↑ «ناگفتههای خالد حسینی از افغانستان و بادبادکباز»، خبرگزاری ایسنا.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ جمعی از نویسندگان، دانشنامۀ هزاره، 1399ش، ص956.
- ↑ «آبوبه جان بازی دختران افغانستان»، خبرگزاری میزان.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «نگاهی به بازیهای سنتی مردم افغانستان در عید نوروز + عکس»، خبرگزاری فارس.
- ↑ «یخمالک»، وبلاگ باغ.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «بازهای محلی هرات منتشر شد/ از بزکشی تا هفت سنگ»»، خبرگزاری ایبنا.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
منابع
- «آبوبه جان بازی دختران افغانستان»، خبرگزاری میزان، تاریخ درج مطلب: 4 فروردین 1395ش.
- اندام، رضا و دیگران، «بررسی موانع توسعه بازیهای بومی و محلی از دیدگاه دانشجویان»، مجلۀ پژوهشهای کاربردی در مدیریت شمارۀ 14، 1394ش.
- «بازهای محلی هرات منتشر شد/ از بزکشی تا هفت سنگ»، خبرگزاری ایبنا، تاریخ درج مطلب: ۲۹ اسفند ۱۳۹۸ش.
- باقری، وفا، «ورزشهای ملی افغانستان، بزکشی»، تاریخ بازدید: 26 فروردین 1402ش.
- «برگزاری جشنواره گودی پران بازی با شعار«یک قلب و دو ملت» در تهران»، وبسایت آی فیلم، تاریخ بازدید: 12 خرداد 1404ش.
- «بزکشی، ورزش سنتی افغانستان»، وبسایت آپارات، تاریخ بازدید: 19 فروردین 1402ش.
- بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، دانشنامۀ جهان اسلام، تهران، بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، 1375ش.
- «پخش رقابتهای لیگ برتر غورسی به زودی از تلویزیونهای طلوع و لمر»، وبسایت طلوعنیوز، تاریخ درج مطلب: 14 مرداد 1401ش.
- «پول افغانها در گذر زمان»، وبسایت بیمۀ سلامت، تاریخ درج مطلب: 1 اسفند 1385ش.
- پیمان، عارف، «تاریخچۀ مختصری از بازی بزکشی»، وبسایت ریاست عمومی تربیتبدنی و ورزش افغانستان، تاریخ درج مطلب: حمل (فروردین) 1400ش.
- «تاریخچۀ ورزش بزکشی در افغانستان»، وبسایت آپارات، تاریخ بازدید: 26 فروردین 1402ش.
- «تفریحات نوروزی در افغانستان؛ از بُزکشی تا گودی پران بازی»، وبسایت آی فیلم، تاریخ درج مطلب: 12 خرداد 1404ش.
- «درنگی بر بازیهای هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک، تاریخ بازدید: 12 خرداد 1404ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، تهران، دانشگاه تهران، 1377ش.
- دهخدا، علیاکبر، فرهنگ فارسی دهخدا، ذیل واژۀ بازی، وبسایت واژهیاب، تاریخ بازدید: 11 خرداد 1404ش.
- رهیاب (بلخی)، سید حسین، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، قم، صبح امید دانش، 1401ش.
- رضوانفر، مرتضی، بازیهای بومی و محلی ايران، آبادبوم، ۱۳۹۰ش.
- سعیدی کیا، «بازی های بومی و محلی مبتنی بر سبک زندگی ایرانی»، وبسایت سیلیویکا، تاریخ درج مطلب: 9 اسفند 1402ش.
- «سنگبازی افغانستانیها»، وبسایت مجلۀ ویستا، تاریخ درج مطلب: ۱۲ خرداد ۱۴۰۴ ش.
- «شیغی، قدیمیترین بازی مرسوم بین مردم افغانستان»، خبرگزاری میزان، تاریخ درج مطلب: 22 شهريور 1395ش.
- عابدوف، دادا جان، آداب، آیینها و باورهای مردم افغانستان، ترجمۀ بهرام امیر احمدیان، کابل، انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان، 1393ش.
- «غورسی بازی سنتی و محلی مردم افغانستان»، خبرگزاری میزان، تاریخ درج مطلب: 20 مهر 1395ش.
- گروهی از نویسندگان، شناسنامه غور، کابل، پرند و انجمن ادبی غور، 1398ش.
- «گودیپرانی به آرزوی صلح و سعادت (عکس)»، وبسایت شبکۀ اطلاعراسانی افغانستان، تاریخ درج مطلب: 16 فروردین 1394ش.
- «گدیپران پرطرفدارترین بازی سنتی مردم افغانستان»، خبرگزاری میزان، تاریخ درج مطلب: 28 شهريور 1395ش.
- «معرفی بازی ایرانی: یک قول دوقول، تابناک جوان«، تاریخ درج مطلب: 25 اردیبهشت 1401ش.
- «مسابقۀ بزکشی: ورزش معنوی افغانستان»، وبسایت آپارات، تاریخ بازدید: 26 فروردین 1402ش.
- مشیری، ژیلا، روش بازی الک دولک، پژوهشکده مردمشناسی، ۱۳۸۳ش.
- میرفخرایی، مریم، «بزکشی»، مرکز دائرۀالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 12 شهریور 1399ش.
- میرزایی، زهرا، «بزکشی نبردی میان دلیران افغان»، وبسایت کارناوال، تاریخ بازدید: 26 فروردین 1402ش.
- «ناگفتههای خالد حسینی از افغانستان و بادبادکباز»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: 26 شهریور 1393ش.
- «نحوه بازی محلی چوب توپ»، وبسایت بیتوته، تاریخ بازدید: 12 دیماه 1401ش.
- «نگاهی به بازیهای سنتی مردم افغانستان در نوروز + عکس»، وبسایت شهرآرا نیوز، تاریخ درج مطلب: 7 فروردین 1400ش.
- «نگاهی به بازیهای سنتی مردم افغانستان در عید نوروز + عکس»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: 24 اسفند 1390ش.
- وایتنی، آزوی، «بزکشی»، وبسایت دانشنامۀ جهان اسلام، تاریخ بازدید: 19 اردیبهشت 1402ش.
- «ورزش بزکشی چیست؟»، خبرگزاری ایمنا، تاریخ درج مطلب: 6 آبان 1399ش.
- وفایی، مختار، «جنگ سگها؛ از تفریح تا تجارت»، وبسایت روزنامۀ مشرق، تاریخ درج مطلب: 20 اسفند 1392ش.
- «یخمالک»، وبلاگ باغ، تاریخ بازدید: 12 خرداد 1404ش.
- «یک قل دو قل؛ سخت و سنگی اما دوست داشتنی»، وبسایت سیو طب، تاریخ بارگذاری: 14 آذر 1400ش.