پرش به محتوا

بازی‌های محلی افغانستان

از ایران‌پدیا

بازی‌های محلی افغانستان؛ سرگرمی‌های سنتی رایج در میان مردم افغانستان.

بازی‌های محلی افغانستان، بخشی از میراث فرهنگی ناملموس این کشور محسوب می‌شود و نقش مؤثری در حفظ سلامت جسمی و روانی مردم، به‌ویژه کودکان ایفا می‌کند. طراحی این بازی‌ها بر اساس شرایط اقلیمی، سنت‌ها و فرهنگ هر منطقه صورت گرفته و بازتابی از جهان‌بینی و ارزش‌های جوامع محلی بوده‌ است. ویژگی‌های منحصربه‌فردی همچون سادگی، عدم نیاز به امکانات خاص، تناسب با تمام گروه‌های سنی و تقویت توانایی‌های جسمی و ذهنی، این بازی‌ها را به فعالیتی مطلوب تبدیل کرده است. علاوه‌بر ایجاد نشاط و شادابی، این بازی‌ها با قوانین سادۀ خود، اصول اولیۀ زندگی اجتماعی و مهارت‌های مدیریتی را به‌صورت غیرمستقیم آموزش می‌دهد. امروزه گسترش فناوری، دیجیتالی‌شدن بازی‌ها و گسترش شبکه‌های اجتماعی سبب‌شده است تا برخی از این بازی‌های محلی که زمانی جایگاه ویژه‌ای در سراسر این کشور داشت کم‌رونق شود.

مفهوم‌ بازی‌های محلی

در فرهنگ لغت فارسی، کلمۀ بازی برابر با سرگرمی، مشغولیت، تفریح، لعب، کار، ورزش و فریب آمده است.‌[۱] بازی‌های بومی و محلی به‌طور عام دارای یک بار فرهنگی بوده و گنجینه‌ای ارزشمند از آداب، سنت‌ها و خرده‌فرهنگ‌های جوامع مختلف است که هویت و اصالت فرهنگی هر منطقه را به نمایش می‌گذارد.

این بازی‌ها که در بستر تاریخ و جغرافیای هر سرزمین شکل گرفته‌ است، بخشی جدایی‌ناپذیر از میراث معنوی و سرمایه‌های فرهنگی به شمار می‌رود. هر بازی محلی با قوانین، ابزارها و شیوه‌های اجرایی خاص خود، روایتی زنده از سبک زندگی، باورها و ارزش‌های مردمان یک سرزمین محسوب می‌شود. همچنین این بازی‌ها به‌عنوان آیین‌های فرهنگی نسل به نسل منتقل شده‌ و حامل پیام‌های تربیتی و اجتماعی است. تنوع بازی‌های محلی در مناطق مختلف، غنای فرهنگی و توانایی جوامع در خلق فعالیت‌های جمعی معنادار را نشان می‌دهد.[۲]

بازی‌های محلی در افغانستان به‌عنوان بخشی از خراسان قدیم علاوه‌بر بار فرهنگی، از جذابیت و تنوع بالایی نیز برخوردار است. با توجه به تنوع اقلیمی و قومی و قبیله‌ای در این کشور انواع بازی‌ها با هدف‌های خاص طراحی شده و میان مردم رایج و برخی از این بازی‌ها به لحاظ اجتماعی، فرهنگی و مذهبی در اکثر مناطق کشور مشترک است.[۳]

اهمیت بازی‌های محلی در افغانستان

کارشناسان بازی‌های بومی و محلی را در جوامع مختلف از جمله افغانستان به‌عنوان ابزاری فرهنگی با کارکردهای چندبعدی می‌شناسند. این بازی‌ها که ریشه در سنت‌ها و ارزش‌های اجتماعی دارند، توانایی منحصر‌به‌فردی در انتقال مفاهیم فرهنگی و تربیتی به نسل‌های مختلف را دارا است. بازی‌های سنتی و محلی، عناصری مانند قانون‌پذیری، مسئولیت‌پذیری، کار گروهی و احترام به حقوق دیگران را به بازیگران می‌آموزد. از دیدگاه کارشناسان علوم تربیتی، این بازی‌ها با وجود سادگی ظاهری، حامل مفاهیم عمیق آموزشی و تربیتی بوده که تأثیرات ماندگاری بر رشد فردی و اجتماعی افراد می‌گذارد.

همچنین بازی‌های محلی نقش مهمی در تقویت اعتماد به نفس، پرورش خلاقیت، آموزش مهارت‌های پایه، توسعه توانایی‌های حسی و حرکتی و ایجاد تعادل روانی ایفا می‌کند. این بازی‌ها همچنین به‌عنوان ابزاری برای تخلیۀ انرژی، کاهش اضطراب، بهبود مهارت‌های کلامی و ذهنی و تقویت تعاملات اجتماعی عمل می‌کند. از منظر سلامت عمومی، مشارکت در این بازی‌ها به حفظ تندرستی جسمی و روانی کمک شایانی می‌کند. امروزه که افغانستان با چالش‌های متعدد فرهنگی و اجتماعی رو به رو است، حفظ و احیای این بازی‌ها می‌تواند به‌عنوان راهکاری مؤثر برای تقویت انسجام اجتماعی، انتقال ارزش‌های فرهنگی و قواعد اجتماعی به کار گرفته شود.[۴]

تنوع جغرافیایی و قومی افغانستان باعث شده تا این بازی‌ها از غنای فرهنگی قابل توجهی برخوردار باشد که بیانگر ویژگی‌های منحصربه‌فرد هر منطقه است. به نظر کارشناسان در شرایطی که جهان به سمت یکسان‌سازی فرهنگی پیش می‌رود، بازی‌های محلی افغانستان می‌تواند به‌عنوان عاملی مهم در حفظ تنوع فرهنگی و تقویت هویت ملی عمل کنند. سرمایه‌گذاری در احیا و ترویج این بازی‌ها به حفظ میراث فرهنگی کمک می‌کند و ابزاری ارزشمند برای توسعۀ اجتماعی و تربیت نسل آینده محسوب می‌شود.‌[۵]

ویژگی‌های بازی‌های محلی افغانستان

بازی‌های محلی افغانستان از چند ویژگی کلیدی و مشترک برخوردار بوده که نشان‌دهندۀ غنای فرهنگی و تنوع اقلیمی این سرزمین است:

این بازی‌ها بخشی از فرهنگ عامه محسوب می‌شود و به‌دلیل اشتراکات تاریخی، زبانی و فرهنگی، قرابت زیادی با بازی‌های ایرانی دارد. ویژگی اصلی این بازی‌ها، آموزش غیرمستقیم مهارت‌های زندگی از طریق تجربۀ عملی و تعامل اجتماعی و شبیه‌سازی شده در این بازی‌ها است.این بازی‌ها به‌طور عمده در فضاهای باز و با کمترین امکانات اجرا می‌شود و قوانین ساده‌ای دارد که بر اساس سنت‌های محلی شکل گرفته‌ است. بسیاری از آنها جنبۀ رقابتی و ورزشی داشته و به تقویت قوای جسمانی، مهارت‌های حرکتی و روحیه کمک می‌کند.

ویژگی مشترک دیگر، تقسیم بازیکنان به تیم‌های مساوی و استفاده از روش‌های سنتی برای تعیین نوبت و قرعه‌کشی است. این بازی‌ها اغلب با ترانه‌ها و اصطلاحات محلی همراهند که بر جذابیت آنها می‌افزاید. این بازی‌ها، علاوه‌بر جنبۀ سرگرمی، به تقویت مهارت‌های ذهنی و تمرکز نیز کمک می‌کنند.

بازی‌های محلی افغانستان به‌طور عموم برای تمام گروه‌های سنتی از کودک تا بزرگسال طراحی شده‌ و در عین سادگی، حامل پیام‌های تربیتی و ارزش‌های اجتماعی است.[۶] برخی از بازی‌های محلی با حیوانات، امروزه به‌عنوان بخشی از فرهنگ افغانستان معرفی می‌شود که در واقع ریشه در سنت‌های اصیل اسلامی و بومی این سرزمین ندارند. بررسی‌ها نشان می‌دهد این گونه مسابقات خشونت‌آمیز به‌طور عمده از ۱۵۰ سال اخیر و تحت تأثیر ساختارهای قبیله‌ای قدرت در افغانستان رواج یافته‌ است.[۷]

دسته‌بندی بازی‌های محلی

در مطالعات بازی‌شناسی، پژوهشگران طبقه‌بندی‌های مختلفی برای بازی‌ها ارائه کرده‌اند. برای مثال «جروم فراید» معیارهایی مانند فصل اجرا، مکان برگزاری، تعداد شرکت‌کنندگان و ویژگی‌های جمعیت‌شناختی بازیکنان را ملاک قرار داده است. از سوی دیگر، «برایان ساتن اسمیت» بازی‌ها را در دسته‌بندی‌هایی شامل بازی‌های آوازی، غیررسمی، استاد-شاگردی، تعقیبی، ریتمیک، شانسی، چالش‌آمیز، محفلی و مهارتی جای می‌دهد.

برخی از پژوهشگران نیز بازی‌ها را در پنج گروه اصلی دسته‌بندی کرده‌اند: بازی‌های ویژۀ خردسالان، بازی‌های نوجوانان و جوانان، بازی‌های آیینی، بازی‌های نمایشی و بازی‌های فکری. البته این تقسیم‌بندی انعطاف‌پذیر بوده و هر دسته قابلیت تقسیم به زیرمجموعه‌های تخصصی‌تر را دارا است.‌[۸]

دربارۀ بازی‌های محلی افغانستان پژوهش میدانی و جامع صورت نگرفته و این بازی‌ها هنوز به‌صورت علمی دسته‌بندی نشده است،[۹] اما این بازی‌ها را می‌توان به دو دستۀ بزرگ بازی‌های مناسبتی و غیر مناسبتی تقسیم کرد. برای مثال بادبادک‌بازی، تخم مرغ‌جنگی، چرخ‌ و فلک‌سواری، بزکشی و کشتی از جمله سرگرمی‌هایی است که به مناسب فرارسیدن نوروز در افغانستان طرفداران زیادی دارد.[۱۰] برخی مانند شیغی‌بازی، سنگیرک و چلیک‌بازی در فصل زمستان و تعطیلات مرسوم است.[۱۱]

برخی از محققان این بازی‌ها را به شبانه و روزانه دسته‌بندی کرده‌اند. بازی‌های شبانه، مختص اوقات شب بوده و در گردهمایی‌های جوانان و نوجوانان اجرا می‌شود. این بازی‌ها که با تحرک بیشتری همراه است، ریشه در شرایط اقلیمی و فراغت مردم در شب‌های طولانی داشته‌ است. در زمان قدیم نبود رسانه‌های مدرن مانند رادیو و تلویزیون، سبب خلاقیت بیشتر در ابداع این سرگرمی‌ها شده بود.

در مقابل، بازی‌های روزانه به نور کافی وابسته بوده و برخی از آنها با باورهای سنتی عجین شد است. برای نمونه، بازی «طناب‌بازی با شاخه درخت» به‌دلیل اعتقاد به حضور اجنه در شب، به‌طور عمده در روز انجام می‌شده است.[۱۲] یکی از روش‌های دسته بندی روش زیر است.

1. بازی‌های گروهی و تیمی مبتنی بر رقابت فیزیکی

این بازی‌ها نیازمند کار تیمی، استراتژی و توانایی‌های فیزیکی هستند و معمولاً بین دو تیم برگزار می‌شوند.

الف. بازی‌های مبتنی بر توپ و چوب

مصادیق این دسته از بازی‌ها عبارتند از:

چلیک‌بازی در افغانستان

چِلِّیک‌بازی که در ایران به آن «الک‌دولک» و در برخی از مناطق افغانستان به آن لَوبازی می‌گویند از جمله بازی‌های جذاب گروهی است. این بازی در شهرها و نواحی مختلف ایران و افغانستان به‌نام‌های گوناگونی خوانده می‌شود؛ مانند: الک‌دولک (تهران)، چلک‌مسته (شیراز)، پل‌جفتک (اصفهان)، چفته‌بازی (کرمان)، ارچه خلوف (مازندران)، لوچنبه (مشهد)، گال چوب (نیشابور)، پتیماربازی (گیلان)، الک‌بازی (بیرجند)، الوکان (کردستان، سنندج)، پیل دسته (تبریز)، اَمِی بی (بهبهان)، هلاکوته (سمنان)، الاچنبش (قزوین)، الکان چوچکان (کابل)، گال‌چنبه (هرات)، چیلی، چالک و چیله‌بازی (در آسیای مرکزی، تاشکند، بخارا، خجند و سمرقند).[۱۳]

این بازی در تمام مناطق افغانستان، ایران و آسیای میانه شناخته شده و طرفداران بسیاری دارد[۱۴] که با هدف تقویت مهارت در نشانه‌گیری و بالا رفتن دقت و تمرکز و همچنین هماهنگی بین چشم و دست، بالارفتن سرعت عمل، ایجاد نظم گروهی، تقویت نیروی همکاری بین اعضای گروه و تقویت اعتماد به نفس، انجام می‌شود.[۱۵]

بازیکنان

سن و سال افراد در چلیک‌بازی اهمیتی ندارد و کافی است که بازیکنان توان ضربه‌زدن به ‌چوب و دویدن را داشته باشند. تعداد افراد نیز در این بازی، اهمیتی نداشته و حضور دو نفر هم کافی است ولی اگر تعداد بازیکنان آن بیشتر و افراد فعال و چالاک باشند، بازی جذاب‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌شود.[۱۶]

در شروع بازی، بازیکنان به دو دستۀ مساوی تقسیم می‌شوند. در صورت کم‌بودن یک طرف، تیم مقابل طوری یارگیری می‌کند که دو دسته حریف از حیث قدرت مساوی باشند و به آن «یک یار در شکم» می‌گویند. این یار در شکم را مطابق زور و توانایی از بین بازیکنان طرف دیگر انتخاب می‌کنند و به او حق دو بازی می‌دهند. یکی برای خود او و دیگر برای تیمی که کمبود یار دارند.[۱۷]

مراحل بازی

انتخاب بازیکن: در چلیک‌بازی، ابتدا افراد به دو گروه تقسیم می‌شوند به این صورت که ابتدا دو نفر ماهر به‌عنوان سرتیم یا «میر» انتخاب شده و سپس آنها افراد مورد نظر خود را انتخاب می‌کنند. به این ترتیب، همۀ افراد علاقه‌مند به‌ بازی، به‌صورت دو نفری دست به‌ شانه یکدیگر گذاشته و به فاصلۀ کمی دورتر می‌روند؛ در حدی‌که صدای آنها توسط میرها شنیده نشود. یکی اسم افتو (آفتاب) و یکی اسم مهتو (مهتاب) بر روی خود می‌گذارد. بعد نزد میرها برگشته و می‌گویند: «میرام میرام علیک» یکی از میرها در پاسخ می‌گوید: «سر بچه‌اش کَلَیک» باز می‌گویند: «افتو یا مهتو؟» یک میر آفتاب و دیگری مهتاب را انتخاب می‌کند. همۀ اعضای دو تیم به‌همین صورت انتخاب می‌شوند.[۱۸]

قرعه‌کشی: پس از انتخاب افراد، تیم‌ها برای تعیین نوبت، با قانون «تَر و خُشک» آغاز کنندۀ بازی را مشخص می‌کنند. برای این کار، یک نفر بی‌طرف را انتخاب می‌کنند تا تقلب نکند. او یک سنگ کوچک صاف را برداشته، یک طرف آن را با آب، تر می‌کند و از میرها سؤال می‌کند: «تر یا خشک؟» یکی تر و دیگری خشک را انتخاب می‌کنند. سپس سنگ را آهسته به‌سوی آسمان پرتاب می‌کند. وقتی سنگ به‌ زمین غلطید اگر طرف خشک بالا بود، بازی مال تیم انتخاب‌کنندۀ خشک بوده و اگر طرف تر بالا بود، بازی با تیم انتخاب‌کنندۀ تر شروع می‌شود.[۱۹]

وسایل بازی

وسایل چلیک بازی یک تَیاق (چوگان) دراز است که در ایران به آن دولک گویند و یک یا چند چلیک یا چوب کوچک است که در ایران به آن الک می‌گویند. تیاق حدود یک متر و چلیک حدود ۱۰ تا ۲۰ سانتی‌متر است. دو تکه سنگ که الک را روی آن گذاشته و در برخی از مناطق ایران به آن «مره» گویند نیز لازم است. مکان بازی زمین صاف، مسطح و محیط باز است.[۲۰]

شیوۀ بازی در افغانستان

در افغانستان سه گونه چلیک‌بازی رواج دارد که به نام‌های «زوزو»، «کاک‌کاک» و «کچل‌دار» یا «سنگی» شناخته می‌شوند.

چلیک‌بازی زوزو

در این شیوه، پس از تقسیم بازیکنان به دو تیم، محدوده‌ای دایره‌شکل به قطر حدود ده متر به عنوان «آب» یا میدان اصلی بازی تعیین می‌شود. معیار برنده‌یابی بر اساس طی مسافتی معین با واحد «گز» (معادل طول یک چوب) صورت می‌پذیرد. بازی با پرتاب چلیک به درون دایره آغاز می‌شود و تیم مدافع با استفاده از وسایلی مانند «قدیفه» (پتو) مانع خروج چلیک می‌شود. قواعد دقیقی برای محاسبه امتیازات وجود دارد که شامل مواردی مانند «دم‌لوی زدن» و «زیرخاک کردن» امتیازات است. هنگامی که چلیک به «تیاق» (عصا/چوب) اصابت کند، شرایط خاصی برای ادامه بازی ایجاد می‌شود. در پایان، تیم برنده حق «زو دواندن» تیم مقابل را خواهد داشت که طی آن با گفتن «اَچَق پُوچُوق» به تمسخر حریف می‌پردازند.[۲۱]

چلیک‌بازی کاک‌کاک

این نوع بازی با ایجاد گودی کوچکی به نام «کاک» و تعیین نقطه‌ای به‌نام «مله» یا «مته» آغاز می‌شود. بازیکنان با گفتن عبارت «اَلَه مار، گیرد غار» و انجام حرکاتی مانند «قُچَل زدن» (پرتاب چلیک به هوا) به رقابت می‌پردازند. قواعد پیچیده‌ای مانند «جان گرفتن» و «حق دفاع» بر بازی حاکم است. حرکاتی مانند «دَملَوی» (ضربه به جلو) و «پَسلَوی» (ضربه به عقب) از مهارت‌های کلیدی این بازی محسوب می‌شوند. بازیکنان ماهر می‌توانند «جان»‌های خود را به هم‌تیمی‌ها واگذار کنند.[۲۲]

چلیک‌بازی کچل‌دار یا سنگی

این شیوه مشابه کاک‌کاک است با این تفاوت که به جای گودی، از دو سنگ با فاصله حدود ۱۰ سانتیمتر استفاده می‌شود که به آن «کچل‌دار» می‌گویند. چلیک بر روی سنگ‌ها قرار گرفته و با ضربه‌ای محکم به فاصله دور پرتاب می‌شود. اصطلاح «رَون سوختن» به‌معنی از دست‌دادن نوبت بازی در این شیوه کاربرد دارد. مهارت بازیکن در نشانه‌گیری و اصابت به سنگ‌ها عامل تعیین‌کننده در این بازی است.[۲۳]  

شیوۀ بازی در ایران

بازی الک‌دولک (چیلک‌بازی) در ایران با تقسیم بازیکنان به دو تیم آغاز می‌شود. تیم مهاجم با استفاده از چوبی به نام الک (با طول حدود ۸۰ سانتی‌متر)، چوب کوچکتری به نام دولک را به سمت تیم مقابل پرتاب می‌کند. تیم مدافع در صورت موفقیت در گرفتن دولک در هوا، برندۀ آن دور محسوب شده و جای تیم‌ها عوض می‌شود. در صورت عدم موفقیت، تیم مدافع دولک را به سمت الک پرتاب می‌کند و بازیکن مهاجم باید تلاش کند دولک را در هوا بزند. عدم موفقیت در این مرحله به‌معنای پایان نوبت بازیکن است.

پس از پیروزی یک تیم، اعضای آن با استفاده از الک، دولک را به هوا پرتاب کرده و با ضربات متوالی آن را به نقاط دورتر می‌فرستند. تیم بازنده موظف است مسافت بین آخرین نقطه فرود دولک تا محل شروع بازی را به صورت نمادین (کولی‌دادن) طی کند. در طول بازی، خطاهایی مانند پرتاب نادرست دولک که منجر به افتادن آن شود، «سوتی» محسوب می‌شود. بازیکنان بر اساس سطح مهارت خود، بین یک تا سه سوتی مجاز دارند و در صورت تجاوز از این تعداد، از بازی حذف می‌شوند.

قوانین بازی امکان «تیر کردن» (پرتاب مجدد در شرایط خاص) و همچنین احیای بازیکنان حذف‌شده را فراهم می‌کند. در صورتی که الک به زمین افتد و تیم مدافع نتواند آن را بگیرد، باید الک را به سمت دولک پرتاب کند. اصابت الک به دولک موجب حذف یک بازیکن از تیم مهاجم می‌شود، در حالی که عدم اصابت، امکان احیای یک بازیکن حذف‌شدۀ تیم مهاجم را فراهم می‌آورد. این قواعد پیچیده و نظام‌مند، بازی الک‌دولک را به فعالیتی جذاب و چالش‌برانگیز تبدیل کرده است.[۲۴]

توپ‌بازی (توپ‌دنده)

توپ‌بازی که در برخی از مناطق به آن توپ‌دنده نیز می‌گویند، از جذاب‌ترین و پرطرفدار‌ترین بازی‌های محلی رایج در افغانستان بوده که در تمامی مناطق این کشور و نیز در ایران به‌نام توپ‌بازی یا «چوب‌توپ» شناخته می‌شود. این بازی شبیه چوگان است.[۲۵] قدرت بدنی و تمرکز، دو اصل مهم برای موفقیت در این بازی است. در این بازی سرعت، دقت، تمرکز، یارگیری و تعامل اجتماعی تقویت می‌شود.[۲۶]

وسایل بازی

توپ: از تکه‌های پارچه که در وسط آن سنگ کوچکی به‌کار رفته، تهیه می‌شود. کهنه یا نو بودن پارچه اهمیتی نداشته ولی محکم بودن آن مهم است. برای دوختن توپ بهتر است از سوزنچۀ بزرگ استفاده شود. حجم توپ به اندازۀ تخم ‌مرغ بوده و شکل مدور (گرد) دارد. گذاشتن سنگ کوچک در وسط توپ موجب سنگینی آن شده و باعث می‌شود وقتی‌که به‌وسیلۀ چوب به آن ضربه زده می‌شود یا یکی از بازیکنان آن را پرتاب ‌می‌کند، با قدرت بیشتری جابه‌جا شده، مسیر دورتری را طی کرده و باد نتواند به‌راحتی مسیر توپ را منحرف سازد. به‌همین جهت حجم توپ نباید بزرگ‌تر از یک تخم مرغ متوسط باشد.[۲۷]

تَیاق (چوگان): چوبی است که با آن توپ را می‌زنند. طول تیاق می‌تواند در حدود یک تا یک‌ونیم متر باشد ولی ضخامت آن باید به‌اندازه‌ای باشد که به‌راحتی در مشت بازیکن جای گرفته و او بتواند آن را محکم در پنجۀ خود نگه داشته و به توپ ضربه بزند.[۲۸]

بازیکنان

سن‌وسال افراد در توپ‌بازی اهمیتی ندارد. بازیکنان این مسابقه باید توان ضربه‌زدن به توپ و دویدن را داشته باشند. همچنین برای اجرای این بازی، افراد زیادی لازم نیست. در توپ‌بازی دو نفر هم کافی است ولی اگر بازیکنان چالاک و بیشتر باشند، بازی جذاب‌تر خواهد شد.[۲۹]

روش انتخاب بازیکن

فرآیند انتخاب بازیکنان در این بازی از نظام خاصی پیروی می‌کند که بر پایۀ اصول عدالت و توافق جمعی استوار است. در این روش ابتدا دو نفر از باتجربه‌ترین و ماهرترین بازیکنان به‌عنوان سرگروه (میر) انتخاب می‌شوند که مورد پذیرش تمامی شرکت‌کنندگان باشد. سپس سایر بازیکنان به‌صورت دوتایی با یکدیگر مشورت کرده و برای خود اسامی نمادینی مانند ماه، ستاره، آفتاب (افتو) یا مهتاب (مهتو) برمی‌گزینند.

پس از این توافق پنهانی، هر جفت بازیکن نزد میرها رفته و با عبارت مشخصی مانند «میرام میرام، ماه یا ستاره؟» خود را معرفی می‌کنند. هر یک از میرها به نوبت یکی از این بازیکنان را برمی‌گزیند تا بدین ترتیب تمامی شرکت‌کنندگان به‌صورت عادلانه بین دو گروه تقسیم شوند. این شیوه سنتی که از دیرباز در بازی‌های محلی افغانستان رواج داشته، سبب ایجاد توازن بین تیم‌ها می‌شود و روحیۀ همکاری و احترام متقابل را نیز در بین بازیکنان تقویت می‌کند.[۳۰]

روش تعیین آغازگر بازی

پس از تکمیل فرآیند یارگیری، مرحلۀ تعیین آغازگر بازی با روشی موسوم به «پِشک» (قرعه) انجام می‌پذیرد. در این روش، داور بازی سنگی کوچک و صاف به ابعاد تقریبی قوطی کبریت را انتخاب کرده و یک روی آن را مرطوب می‌سازد (به‌طور با استفاده از آب دهان). سپس هر یک از سرگروهان (میرها) یکی از دو حالت سنگ (تر یا خشک) را برمی‌گزینند.

داور سنگ را به هوا پرتاب می‌کند و پس از برخورد آن با زمین، وضعیت نمایان‌شده (تر یا خشک) مشخص می‌کند کدام گروه حق آغاز بازی را خواهد داشت. تیم برندۀ قرعه، یاران خود را در نقطۀ شروع بازی گرد هم آورده و به ترتیب چوگان را به دست گرفته، بازی را به‌طور رسمی آغاز می‌کند. این شیوۀ تعیین آغازگر که ریشه در سنت‌های دیرینۀ بازی‌های محلی دارد، هم بر پایۀ عدالت استوار است و هم به‌عنوان بخشی از مراسم تشریفاتی بازی، بر جذابیت و رسمیت آن می‌افزاید.[۳۱]

مقررات بازی

تعیین ابتدا و انتهای میدان توافقی است. فاصلۀ ابتدا تا انتهای میدان حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰متر است. در انتهای میدان نقطه‌ای به‌عنوان «مِتّه» یا «میته» مشخص می‌شود. در ابتدای میدان نیز غیر از محل ضربه‌زدن به توپ، جایی به‌نام کَندَنی یا مرده‌جای (فرارگاه) معین می‌شود.[۳۲]

روش بازی

پس از تقسیم بازیکنان به دو تیم، مرحله اصلی بازی آغاز و تیم مدافع با آرایش خاصی در زمین مستقر می‌شود؛ بازیکنان چالاک در مرکز و سایرین در حاشیۀ زمین قرار می‌گیرند، به‌طوری که تنها یک نفر در نقطۀ شروع بازی برای پرتاب توپ باقی می‌ماند. این بازیکن در فاصلۀ ۲ تا ۳ متری مقابل حریف قرار گرفته و توپ را به ارتفاعی معادل قد انسان یا کمی پایین‌تر پرتاب می‌کند.

بازیکن مهاجم که چوگان در دست دارد، می‌بایست با دقت و قدرت کامل به توپ ضربه بزند. هر بازیکن مجاز به سه ضربه است، اما می‌تواند با یک یا دو ضربه نیز بازی را ادامه دهد. اگر بازیکن مدافع بتواند توپ را پیش از برخورد با زمین در هوا بگیرد، مهاجم از ضربات باقیمانده محروم می‌شود. در برخی مناطق، این عمل ممکن است موجب تغییر نوبت بین تیم‌ها شود.

بازیکنی که نوبت ضربه‌زنی او به پایان رسیده، به حالت «یار مرده» درمی‌آید و برای کسب دوبارۀ حق ضربه، باید مسافت بین نقاط مشخص شده «کندنی» و «مت» را با موفقیت طی کند. در این حین، اگر توسط توپ حریف مورد اصابت قرار گیرد، نوبت به تیم مقابل منتقل می‌شود. سایر بازیکنان تیم مهاجم با ضربات محکم توپ را به نقاط دور می‌فرستند تا شرایط برای عبور ایمن یار مرده فراهم شود. یار مرده پس از رسیدن به مته می‌تواند در آنجا استراحت کند و برای بازگشت منتظر فرصت مناسب بماند.

برندۀ نهایی بازی، تیمی است که در طول مدت زمان مشخص شده، فرصت‌های بیشتری برای ضربه‌زنی به دست آورده و عملکرد بهتری در اجرای این استراتژی‌ها داشته باشد. این شیوۀ بازی که ترکیبی از مهارت‌های فردی و کار تیمی است، به جامعه‌پذیری نظم و رعایت قانون اجتماعی کمک می‌کند.[۳۳]

مکانیزم تغییر نوبت

تغییر نوبت بازی بین دو تیم در دو شرایط اساسی صورت می‌پذیرد: نخست هنگامی که بازیکنی در حین حرکت به سمت مته یا بازگشت از آن مورد اصابت توپ قرار گیرد (به‌طور مجازی کشته شود)؛ دوم زمانی که کلیه اعضای یک تیم نوبت ضربه‌زنی خود را به اتمام رسانده و در وضعیت یار مرده قرار گیرند، اما موفق به طی کامل مسیر مته و احیای دوبارۀ خود نشوند. در این حالت به‌دلیل عدم وجود بازیکن فعال برای ادامه بازی، نوبت به تیم مقابل منتقل می‌شود.

در برخی موارد، تیم‌ها قلاب‌کردن (گرفتن توپ در هوا) توسط تیم مدافع را نیز به‌عنوان عامل تغییر نوبت تعیین می‌کنند. در چنین شرایطی، اگر تیم مدافع موفق به دریافت توپ ضربه‌زده‌شده توسط تیم مهاجم قبل از برخورد با زمین شود، نوبت بازی بلافاصله به تیم مدافع منتقل خواهد شد. این مکانیزم‌های تغییر نوبت، علاوه‌بر ایجاد تنوع در روند بازی، بر جذابیت و هیجان آن می‌افزاید و بازیکنان را به نمایش مهارت‌های فردی و کار تیمی ترغیب می‌نماید..[۳۴]

حالت اضطراری

حالت اضطراری زمانی به وجود می‌آید که تمامی افراد تیمی که توپ می‌زنند فرصت‌ توپ‌زدن خود را از دست بدهند و برخی از یاران آنها در کندنی و برخی در مِتّه به‌صورت «مرده» باقی مانده و هیچکدام نتوانند فرصت توپ‌زدن مجدد را به دست آورند. در این حالت قانون بازی اقتضا می‌کند که دو نفر از گروه مقابل، بدون این‌که مشخص شود توپ در دست کیست، در فاصلۀ ۱۰ تا ۱۵ متری در دو طرف میدان قرار گرفته و فرد یا افرادی از گروه مقابل که در محل مِتّه قرار دارند، از فاصلۀ بین آن دو نفر به‌طرف ابتدای میدان بدوند. همچنین کسی‌که مرده و در کندنی منتظر فرصت رفت‌ و برگشت است خطر دویدن به‌سمت متّه را به جان بخرد. اگر شخص مرده توانست بدون آن‌که هدف توپ قرار بگیرد خود را به ابتدای میدان برساند، فرصت دوباره برای توپ‌زدن به دست می‌آورد و گرنه نوبت به گروه مقابل منتقل می‌شود.[۳۵]

پایان بازی

بازی به‌همین صورت ادامه می‌یابد تا دو طرف بر اساس توافق به آن پایان بدهند. گاهی هم دو طرف، بازی را در جایی رها کرده و توافق می‌کنند که در فرصت دیگر از همان‌جا ادامه بدهند.[۳۶]

ب. بازی‌های مبتنی بر تعقیب، گریز و تصاحب

مصادیق این نوع از بازی عبارتند از:

بازی کلاه بُردَک (اله بده)

بازی کلاه بُردک از بازی‌های سنتی و قدیمی افغانستان به شمار می‌رود که به‌طور عمده در ولایت «پنجشیر» رواج داشته و در میان کودکان این منطقه به‌نام «اَلَه بِدِه» شناخته می‌شود. این بازی که مختص پسران است، با تشکیل حلقه‌ای به قطر تقریبی سه متر بر روی زمین آغاز می‌شود. شرکت‌کنندگان به دو گروه تقسیم شده و بر اساس قرعه، تیم بازنده موظف است در داخل دایره قرار گیرد. یکی از اعضای این تیم کلاهی بر سر می‌گذارد یا در صورت عدم دسترسی به کلاه، از دستمال استفاده می‌کند.  

قواعد بازی بدین صورت است که بازیکنان تیم مدافع می‌بایست یک دست خود را بر خط محیط دایره قرار داده و از کلاه بازیکن مرکزی محافظت کند. آنها مجاز است که از پا برای جلوگیری از نفوذ تیم مهاجم استفاده کنند، اما در صورت تماس پای بازیکنان مدافع با اعضای تیم مقابل، بازی به سود تیم داخل دایره پایان می‌یابد و تیم‌ها جای خود را عوض می‌کنند. تیم مهاجم با گفتن عبارت «اَلَه بِدِه کولَه بِدِه» ضمن افزایش هیجان بازی، تلاش می‌کند کلاه را تصاحب کند. در صورت موفقیت، بازیکن مهاجم موظف است به‌سرعت به نقطه‌ای مشخص به نام «جَرجای» که در فاصلۀ ۵۰ تا ۷۰ متری تعیین شده است، فرار کند. اگر تیم مدافع بتواند پیش از رسیدن او به این نقطه، وی را بگیرد، بازی را برده است؛ در غیر این صورت، بازی با همان ترکیب تیم‌ها ادامه می‌یابد. این بازی به‌طور معمول در فصل بهار انجام می‌شود و جرجای به‌عنوان محل ایمن در فاصله معینی از محل بازی توسط دو تیم انتخاب می‌شود.[۳۷]

چرخ چرخ‌بازی  

دو گروه با انتخاب رهبران خود دایره‌ای به قطر یک متر رسم می‌کنند و کلاه یا دستمالی را در مرکز آن قرار می‌دهند. بازیکنان هر گروه رو به روی هم می‌ایستند، به‌طوری که هر فرد در مقابل بازیکنی با توانایی مشابه قرار گیرد. با علامت شروع، همه به سمت دستمال می‌دوند و اولین نفری که آن را بردارد، باید هفت بار دور دایره بچرخد.  

در این زمان، گروه مدافع سعی می‌کند با فرارکردن و چرخیدن دور دایره، دستمال را به جای اولش بازگرداند، در حالی که گروه مهاجم تلاش می‌کند از چرخیدن آنها جلوگیری کرده و دستمال را تصاحب کند. اگر مدافعان موفق شوند، دستمال نزد آنها می‌ماند و بازی با همان گروه‌ها ادامه می‌یابد. اما اگر مهاجمان برنده شوند، جای دو گروه عوض می‌شود. بازی تا زمانی که رهبران توافق کنند، ادامه پیدا می‌کند.[۳۸]

بازی تریکی (شب)

این بازی به‌طور عمده در شب‌های تاریک انجام می‌شود و تعداد بازیکنان باید زوج باشد تا به دو گروه مساوی تقسیم شود. یکی از بازیکنان، با قرعه‌کشی، ابتدا کلاهی را نشان می‌دهد و سپس آن را به نقطه‌ای دور پرتاب می‌کند. پس از این، تمامی بازیکنان به دنبال یافتن کلاه راه می‌افتند. هرگاه یکی از اعضای هر دو گروه در یافتن کلاه موفق شوند، پاهای خود را در کنار آن قرار داده و فریاد می‌زنند: «اینجی، اینجی» (اینجا، اینجا). به محض شنیدن این صدا، سایر بازیکنان به طرف آن فرد که فریاد زده است، می‌دوند. وقتی فردی موفق به پیدا کردن کلاهی شد، اعضای گروه برنده از نقطه‌ای که کلاه را پیدا کرده است، بر دوش اعضای گروه بازنده سوار می‌شوند، و بازی این‌گونه ادامه پیدا می‌کند. پایان بازی اختیاری است و هر زمان که یکی از گروه‌ها تمایل داشته باشد، بازی را متوقف می‌کند.[۳۹]

دایره‌بازی

این بازی قدیمی و جمعی در منطقه، به‌خصوص بین بچه‌ها و نوجوانان مردم هزاره، برای تمرین مهارت‌های دفاع شخصی، همکاری و استراتژی تیمی طراحی شده است. ابتدا، دو نفر از بازیکنان که به‌طور معمول قدرتمندترین و با نفوذترین افراد هستند، به‌عنوان رهبر گروه انتخاب می‌شوند. بقیه بازیکنان، که به‌صورت دونفره و هم‌قدرت هستند، در فاصله‌ای دورتر از رهبران، محل‌های خود را با نام‌های مستعار انتخاب می‌کنند و نزد رییس گروه آمده و اعلام می‌کنند: «شب» یا «روز»؟ تمام اعضای یک تیم به‌همین صورت انتخاب می‌شود.

در مرکز، یک دایرۀ فرضی ترسیم می‌شود که بازیکنان در داخل آن قرار می‌گیرند، در حالی که گروه مهاجم و مدافع در اطراف این دایره در خارج قرار دارند. بازی با هشدار یک بازیکن مهاجم که علامت شروع است، آغاز می‌شود. بازیکن دیگری در گروه مدافع با کلمه «آماده» پاسخ می‌دهد و زمانی که همه آماده شدند، بازی جدی آغاز می‌شود.

مهاجمین سعی دارند با دست، پا یا هر عضو دیگری، بازیکنان داخل دایره را ضربه بزنند و آنها را از میدان خارج کنند. در مقابل، بازیکنان مدافع باید با هماهنگی و دفاع کامل از خود، از دایره خارج نشوند و در صورت نیاز، مهاجمین را وارد دایره کرده و از میدان بیرون کنند.

در طول بازی، فشارهای متوالی و استراتژی‌های مختلفی رخ می‌دهد؛ گاهی گروه مدافع در فشار قرار می‌گیرد و به حالت دفاعی مطلق می‌رود و گاهی گروه مهاجم سعی می‌کند با تمرکز و حمله، افراد را از میدان خارج سازند. بازی ادامه می‌یابد تا یکی از گروه‌ها، اعضای خود را از دست بدهد. در این زمان، بازی به نفع گروه برنده تغییر می‌کند و افراد برنده داخل دایره قرار می‌گیرند و جای گروه‌های قبلی را می‌گیرند. این بازی، یادآور دفاع‌های تاریخی و ملی منطقه و نمادی از دفاع، همکاری و استراتژی در مواجهه با بحران‌ها است و به‌شکل نمادین، نگرش دفاعی هزاره‌ها از سرزمین و خانۀ شان را مجسم می‌کند.[۴۰]

ج. بازی‌های مبتنی بر هدف‌گیری و امتیازگیری

بازی سنگیرک

بازی سنگیرک از بازی‌های سنتی و پرطرفدار در میان مردم افغانستان به‌ویژه قوم هزاره شناخته می‌شود که با وجود تنوع بازی‌های مدرن، همچنان جایگاه خود را در فرهنگ این مردم حفظ کرده است. این بازی که به‌طور ساده و با تنها ابزار سنگ انجام می‌شود، با سادگی قواعد و کم‌هزینه بودنش توانسته است در گذر زمان ماندگار بماند. شیوه اجرای بازی بدین صورت است که بازیکنان در دو طرف (به‌طور عموم جوانان و بزرگ‌سالان) یک دایره در دو سوی یک زمین هموار و در فاصلۀ حدود بیست متری ترسیم می‌شود. با جمع‌آوری خاک در مرکز دایره، تپه‌ای کوچک ایجاد می‌کنند که بر روی آن نشانه‌ای از چوب یا سنگ قرار می‌گیرد. گاهی نشانه‌ها را در دوی سوی این زمین هموار، بدون دایره نصب می‌کنند.

شرکت‌کنندگان که به دو گروه تقسیم شده‌اند، به نوبت سنگ‌های خود را به سمت دایرۀ یا نشانۀ یک سمت زمین پرتاب می‌کنند. هر سنگ یک تیم که داخل دایره اصابت کند و نسبت به سنگ‌های حریف به ناشنۀ مرکزی نزدیک‌تر باشد، یک امتیاز و در صورت برخورد با نشانۀ مرکزی دو امتیاز برای تیم به همراه دارد. وقتی پرتاب سنگ از سوی تمام اعضای هردو گروه تمام شد، نوبت به پرتاب سنگ به نشانه‌ای که در مرکز دایرۀ سمت دیگر زمین است، می‌رسد. این پرتاب‌ها به تناوب ادامه پیدا می‌کند تا یکی از تیم‌ها، به امتیاز نهایی برسد. تیمی که زودتر به امتیاز تعیین شده دست یابد، به عنوان برنده شناخته می‌شود.[۴۱]

این بازی از قواعد ساده اما مهم و کاربردی در زندگی اجتماعی برخوردار است. برای مثال، فاصلۀ نزدیک و دوربودن سنگ‌های پرتاب‌شده به هدف را با وجب یا کف پا و یا چوب اندازه‌گیری می‌کند و تمام عناصر دخیل در این بازی، ساده، طبیعی و رایگان است. این بازی نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از اشیای ساده مانند سنگ و قواعد ساده یک بازی جذاب را طراحی کرد و ضمن تفریح سالم، به آموزش غیر مستقیمِ احترام به قواعد جمعی پرداخت.‌[۴۲]

جذابیت این بازی در سادگی اجرا، عدم نیاز به ابزار خاص و ایجاد فضای شاد و رقابتی است که موجب شده حتی در شرایط مهاجرت، هزاره‌های افغانستان این سنت فرهنگی را در شهرهای مختلف ایران نیز زنده نگه‌دارند.[۴۳] به‌طور معمول این بازی در مناسبت‌های خاص و به‌ویژه در فصل انتقال از زمستان به بهار که هوا مساعدتر است، انجام می‌شود. ویژگی‌های منحصر به فرد سنگیرک از جمله تقویت مهارت‌های هدف‌گیری، ایجاد روحیه رقابت سالم و تقویت کار گروهی، آن را به فعالیتی فراتر از یک سرگرمی ساده تبدیل کرده است.[۴۴]

2. بازی‌های فیزیکی و مهارتی

این بازی‌ها بیشتر بر توانایی‌های فردی مانند قدرت، دقت، چابکی و تعادل تمرکز دارند.

الف. قدرت، استقامت و مبارزه

مصادیق این دسته از بازی‌ها عبارتند از:

بازی غورسی

غورسی یکی از بازی‌های محلی و سنتی افغانستان است که جایگاه ویژه‌ای در میان سرگرمی‌های مردمی این کشور دارد. این بازی در میان نوجوانان، جوانان و بزرگسالان، با قوانین و معیارهای متفاوت در شماری از ولایت‌ها و روستا‌های کشور بی‌حضور داور و مربی برگزار می‌شود.[۴۵] شرکت‌کنندگان به دو تیم تقسیم شده و هر تیم نماینده‌ای را به میدان می‌فرستد که با گرفتن یکی از پاهای خود و حرکت روی پای دیگر، سعی می‌کند با حفظ تعادل، حریف را با ضربات ماهرانه به زمین بزند. پیروزی در این بازی به توانایی فرد در ایستادگی و کنترل بدن در برابر فشار حریف بستگی دارد.

به نظر کارشناسان این بازی محلی علاوه‌بر یک سرگرمی جذاب و پرتحرک، به‌عنوان نوعی ورزش محلی نیز شناخته می‌شود که هماهنگی جسمی، تعادل و قدرت را در شرکت‌کنندگان تقویت می‌کند. این بازی در بسیاری از مناطق افغانستان رواج دارد و بخشی از میراث فرهنگی این کشور محسوب می‌شود که نسل‌ به‌ نسل منتقل شده است. با وجود سادگی قواعد، غورسی هیجان و رقابت سالمی را میان بازیکنان ایجاد می‌کند و در جمع‌های دوستانه و محلی، فضایی شاد و پویا به وجود می‌آورد.[۴۶]

این بازی محلی برای نخسین‌بار در قالب رقابت‌های لیگ برتر غورسی افغانستان، در ۱۴۰۱ش تحت نظارت داوران و مربیان مجرب میان هشت منطقۀ کشور به میزبانی کابل برگزار شد. این اقدام، بازی غورسی را از سطح یک سرگرمی محلی به یک ورزش سازمان‌یافته با قوانین مدون، ساختار لیگ و سیستم داوری پیشرفته ارتقا داده است.

کارشناسان بر این باورند که سطح حرفه‌ای برگزاری این رقابت‌ها نشان‌دهندۀ ظرفیت بالای غورسی برای تبدیل‌شدن به یک ورزش منطقه‌ای و بین‌المللی است که با حمایت نهادهای ورزشی و سرمایه‌گذاری مناسب، این بازی سنتی افغانستان می‌تواند در آینده‌ای نزدیک به‌عنوان یک رشته ورزشی رسمی در سطح آسیا معرفی شود.

ویژگی‌های منحصر به فرد غورسی از جمله سادگی قوانین، جذابیت بصری، نیاز به حداقل امکانات و تناسب با فرهنگ‌های مختلف، آن را به گزینه‌ای ایده‌آل برای بین‌المللی شدن تبدیل کرده است. ایجاد لیگ برتر گام نخست در مسیر استانداردسازی این بازی و معرفی آن به مجامع ورزشی بین‌المللی محسوب می‌شود.[۴۷]

بازی سنگ‌اندازی

سنگ‌اندازی یکی از بازی‌های سنتی در افغانستان است که به‌طور عمده در میان جوانان رواج دارد. این بازی به‌صورت معمول در مناسبت‌های خاص مانند اعیاد و همچنین در روزهای پایانی فصل زمستان انجام می‌شود. تعداد افراد شرکت‌کننده در این بازی دست‌کم از دو نفر شروع می‌شود.

نحوۀ اجرای بازی بدین صورت است که تعدادی از افراد گرد هم می‌آیند و سنگی با وزن چند کیلوگرم را با توافق انتخاب می‌کنند که تمامی شرکت‌کنندگان قادر به بلندکردن و پرتاب آن باشند. این فعالیت علاوه‌بر جنبۀ سرگرمی، به‌عنوان آزمونی برای سنجش قدرت بدنی نیز محسوب می‌شود. در این رقابت، فردی که بتواند سنگ را به دورترین فاصله پرتاب کند، برنده شناخته شده و عنوان قدرتمندترین شرکت‌کننده را کسب می‌کند.  

برای شروع بازی، خطی روی زمین کشیده می‌شود که شرکت‌کنندگان هنگام پرتاب نباید از آن عبور کنند. روش پرتاب به این صورت است که افراد راست‌دست، سنگ را فقط با دست راست و از بالای شانه به حالت هُل‌دادن پرتاب می‌کنند و افراد چپ‌دست نیز از دست چپ استفاده می‌کنند.

این بازی به چند شیوۀ مختلف اجرا می‌شود: در حالت ایستاده با پاهای باز که به پرتاب‌کننده آزادی حرکت و قدرت بیشتری می‌دهد؛ در حالت ایستاده با پاهای جفت که در آن پاها باید روی خط قرار گرفته و هنگام پرتاب از هم جدا نشوند؛ و در حالت نشسته که در آن یک یا هر دو زانو روی خط قرار می‌گیرد. سنگ‌اندازی از نظر فرم و اجرا شباهت‌هایی با ورزش بین‌المللی پرتاب وزنه دارد.

سنگ‌اندازی نمونه‌ای از بازی‌های سنتی است که علاوه بر حفظ جنبه‌های فرهنگی، می‌تواند به عنوان پلی بین فعالیت‌های محلی و ورزش‌های رسمی عمل کند. این بازی نشان‌دهنده علاقه جوامع محلی به رقابت‌های سالم و تقویت توانایی‌های جسمانی است. با وجود سادگی در اجرا، سنگ‌اندازی از جمله بازی‌هایی است که توانسته در طول زمان جایگاه خود را در فرهنگ افغانستان حفظ کند.[۴۸]

لنگی پشتی (کشتی)

لنگی پُشتی بازی سنتی و جذابی است که در حین سفر به طبیعت، به‌ویژه در فصل بهار، بسیار مورد استقبال قرار می‌گیرد و سبب افزایش شور و نشاط بازیکنان و تماشاچیان می‌شود. در این بازی، ابتدا یک نفر به‌عنوان سرپرست انتخاب شده و محدوده‌ای خط‌کشی می‌شود که بازی در آن انجام خواهد شد.

این بازی در دو شکل متفاوت اجرا می‌شود: یکی به‌صورت مبارزۀ تن‌به‌تن و دیگری به‌صورت جمعی. در حالت تن‌به‌تن، دو نفر از هر گروه وارد دایره میدان بازی می‌شوند و مبارزه می‌کنند. هر کس که پا از میدان خارج کند، بازنده است و برنده اگر توانایی ادامه داشته باشد، می‌تواند دوباره با حریف دیگری رو به‌ رو شود. این رقابت‌ها تا آخرین نفر از هر گروه ادامه می‌یابد.

در این بازی، درگیری میان دو بازیکن از شانه‌های خود صورت می‌گیرد؛ یا دو شانه راست یا دو شانه چپ. ضربات باید از مرفق تا انتهای بالای دست، یعنی شانه، اجرا شوند و هر ضربه‌ای که غیر از این، به شانه زده شود، خطا محسوب و فرد خطاکار از بازی خارج می‌گردد. همچنین، تمامی بازیکنان در حالت بازی، با یک پا تکیه و پای دیگر را از پشت تنه با دست محکم گرفته و در حالت قامتی قرار دارند که یکی رو به پشت و دیگری رو به جلو است، تا از وقوع ضربات خطرناک جلوگیری به عمل آید.[۴۹]

پُشتی بازی

این بازی شامل شش نفر است و ابتدا، بازیکنان به دو گروه سه‌نفری تقسیم می‌شوند که این تقسیم‌بندی بر اساس قرعه‌کشی صورت می‌گیرد. سپس، سه نفر از اعضای یک گروه، پشت به پشت هم قرار می‌گیرند و با خم‌شدن، دستان خود را از میان پاهایشان عبور داده و به هم قفل می‌کنند. در این حالت، سه نفر از گروه مقابل شروع به پشتک‌زدن‌های پی در پی بر روی افراد گروهی که خم شده می‌کنند. این روند تا زمانی ادامه می‌یابد که یکی از افراد خم‌شده، به‌دلیل تحمل نیاوردن، خسته شده و به‌ اصطلاح، «بسوزد» و بازنده شود. در صورت باختن یکی از افراد گروه پشتک‌زن، گروه آنها جای خود را با گروه خم‌شده عوض می‌کند و فرآیند به‌همین صورت ادامه می‌یابد. این بازی برنده و بازنده ندارد و به‌طور معمول با توافق طرفین پایان می‌یابد.[۵۰]

بازی سه‌پرش

این بازی با تعداد افراد زوج، مانند شش نفر، انجام می‌شود و آنها به دو گروه مساوی تقسیم می‌شوند. در ابتدا، بازیکنان یک نقطۀ مشخص روی زمین تعیین می‌کنند. سپس، هر گروه به‌صورت جداگانه، سه پرش متوالی از آن نقطه انجام داده و ارتفاع و مسافت پرش‌های خود را اندازه می‌گیرند. پس از اتمام اندازه‌گیری، گروهی که تعداد پرش‌های بلند و دورتر داشته باشد، بر کول افراد گروه بازنده سوار می‌شود و در قالب سوارکاری بازی ادامه پیدا می‌کند.[۵۱]

بازی چار قدم

دو بازیکن با قرعه‌کشی شروع می‌کنند. چوب کوچکی روی دو سنگ قرار می‌گیرد. بازیکن «الف» با استفاده از چوب بزرگتر، سعی می‌کند چوب کوچک را به دورترین نقطه ممکن پرتاب کند. بازیکن «ب» باید سعی کند چوب پرتاب شده را در هوا بگیرد. اگر موفق شود، جای دو بازیکن عوض می‌شود. اگر بازیکن «ب» نتواند چوب را در هوا بگیرد، باید از محل فرود چوب کوچک، آن را به سمت چوب بزرگ پرتاب کند. اگر چوب کوچک به چوب بزرگ برخورد کند، بازیکن «ب» برنده می‌شود. در غیر این صورت، این فرصت تا سه بار تکرار می‌شود. اگر پس از سه تلاش بازیکن «ب» موفق نشود، باید فاصله بین نقطه فرود چوب کوچک تا محل شروع بازی را در یک نفس بدود. اگر نتواند این مسافت را یک نفس طی کند، بازیکن «الف» روی پشت او سوار می‌شود و باقی مسیر را می‌پیماید. بازی تا توافق طرفین ادامه می‌یابد.[۵۲]

ب. دقت، نشانه‌زنی و هماهنگی

مصادیق این دسته عبارتند از:

بازی سنگ‌چاقو (یه قل دو قل)

سنگ‌چاقُو (در افغانستان) یا «یِه ‌قُل دو قُل» (در ایران)، بازی چند نفرۀ فکری و بسیار جذاب در کشورهای ایران و افغانستان بوده که ایجاد حس تفکر و اندیشه، دقت در نگاه، هماهنگی حرکات دست‌ها و چشم‌ها، سرگرمی و درک ریاضی در زندگی از جمله اهداف این بازی است.[۵۳] انجام این بازی برای همۀ افراد ممکن بوده و وسایل این بازی در اختیار همگان قرار دارد؛[۵۴] زیرا پنج سنگ کوچک و گرد تنها وسیلۀ این بازی است. تعداد بازیکنان لازم برای آن نیز حداقل دو نفر است.[۵۵] این بازی با نام‌های مختلف و با کمی تفاوت، در تمامی مناطق افغانستان و ایران انجام می‌شود.[۵۶]

شروع بازی

در مرحله ابتدایی جهت تعیین نوبت بازی، یکی از بازیکنان تمامی سنگ‌ها را جمع‌آوری کرده و از سایر شرکت‌کنندگان می‌پرسد: «زوج انتخاب می‌کنید یا فرد؟». سپس تمامی سنگ‌ها را در مشت خود قرار داده و به ارتفاع تقریبی بیست سانتی‌متر به سمت بالا پرتاب می‌کند. در ادامه، پشت دست خود را به حالت افقی نگه می‌دارد تا سنگ‌ها بر روی آن فرود آیند.

در این مرحله، چنانچه تعداد سنگ‌های فرودآمده بر روی دست، عددی زوج باشد، بازیکنی که گزینه زوج را انتخاب کرده بود، به‌عنوان آغازگر بازی مشخص می‌شود. در صورتی که تعداد سنگ‌ها فرد باشد، حق شروع بازی به انتخاب‌کنندۀ گزینه فرد تعلق می‌گیرد. این روش، شیوه‌ای و عادلانه برای تعیین ترتیب مشارکت بازیکنان محسوب می‌شود.[۵۷] اگر در هر مرحله‌ای از بازی، بازیکن اشتباه کند، یا سنگ به زمین بیفتد، بازی به نفر بعد منتقل می‌شود. همچنین در افغانستان اگر سگ تکان بخورد بازی منتقل می‌شود. با اتمام صحیح یک مرحله از بازی نیز نوبت به نفر بعدی می‌رسد.[۵۸]

شیوه و مراحل بازی در افغانستان

شیوه بازی در افغانستان، قواعد، مراحل مختلف و نام خاص دارد که هر کدام با روش ویژۀ خود انجام می‌شود:

در آغاز، مرحلۀ «یَکَک» قرار دارد که در آن بازیکن نخست، سنگ‌ها را به پشت دست پرتاب می‌کند تا یکی باقی بماند و بقیه بر زمین بیفتند. سپس، سنگ را به هوا پرتاب کرده و در هر نوبت، یکی از سنگ‌های روی زمین را با دست جمع‌آوری می‌کند.

در مردحلۀ دوم با نام «دُوکَک»، بازیکن باید در هر بار، دو سنگ را جمع آوری کند؛ و در «سَه‌کَک»، این عمل به سه سنگ می‌رسد.

در مرحلۀ «چَهارکَک»، فرد، یک سنگ را از بالا پرتاب می‌کند و چهار سنگ را روی زمین می‌گذارد. پس از آن، یک سنگ دیگر را بلند کرده و تمامی چهار سنگ را همزمان جمع‌آوری می‌کند.

در مرحلۀ «پَنج‌کَک»، بازیکن چهار سنگ را روی زمین قرار داده و تنها یک سنگ در دست دارد، که با پرتاب آن، چهار سنگ به ترتیب جمع‌آوری می‌شود.

در مرحلۀ «غَلّه»، فرد پس از گذاشتن چهار سنگ بر روی زمین، یک سنگ در دست می‌گیرد، آن را روی زمین می‌گذارد و سپس یکی دیگر برمی‌دارد و بقیه سنگ‌ها را در یک‌جا جمع می‌کند؛ در پایان، یکی از سنگ‌های دست را بر روی آن سه سنگ می‌گذارد و همگی را جمع آوری می‌کند.

در مرحلۀ «سگ»، بازیکن دو انگشت شست و میانی خود را روی زمین قرار می‌دهد و پنج سنگ را به آرامی از بالای دست پرتاب می‌کند که در صورت قرار گرفتن یک سنگ در موقعیت نامناسب، آن را «سگ» می‌نامند. سپس، یک سنگ برداشته و بقیه را به زیر انگشت‌ها رد می‌کند؛ و نوبت به سگ می‌رسد، که تنها مجاز است یک ضربه به سنگ سگ بزند تا رد شود.

در مرحلۀ «قریشَک»، بازیکن انگشت‌ها را همانند مرحلۀ «سگ» روی زمین می‌گذارد و حریف با دست خود فاصلۀ یک وجب (قریش) را مشخص می‌کند که از این فاصله با ضربه، باید یکی از سنگ‌ها را از زیر انگشت‌ها عبور داد.

در «خانَه کاکا»، تمام پنج انگشت روی زمین قرار می‌گیرد به گونه‌ای که یک سنگ رد شود، سپس یک سنگ را گرفته و چهار سنگ باقی‌مانده را از زیر انگشت‌ها رد می‌کند و در نهایت، همگی را به‌صورت یک‌جا جمع می‌کند.

در مرحلۀ «یَک قریشک»، فرد مقابل یک وجب تعیین می‌کند، سپس یک سنگ را یک طرف وجب و سنگ دیگر را در طرف مقابل می‌گذارد؛ آن گاه، به نقطه نزدیک می‌شود و سنگ‌ها را جمع‌آوری می‌کند.

در «دُو قریشک»، عمل مشابه «یَک قریشک» است با این تفاوت که این عمل در دو مرتبه انجام می‌شود، یعنی تعداد وجب‌ها و نزدیک کردن سنگ‌ها دو برابر است.

مرحلۀ آخر «پشتِ خَرلِیج» است که در آن بازیکن هر دو دست را جمع کرده و سنگ‌ها را با حرکت آهسته به سمت بالا پرتاب می‌کند؛ اگر تمامی سنگ‌ها در پشت دست باقی بماند، اگر همۀ سنگ‌ها در پشت دست باقی بماند، دباره به‌طور آهسته سنگ‌ها را بالا پرتاب می‌کند و همه را در کف دو دست خود می‌گیرد.[۵۹]

مجازات بازنده

بازنده در مرحله پایانی مشمول مجازات نمادینی موسوم به «بار» می‌شود. در این مرحله، برنده پنج سنگ را بر پشت دست بازنده قرار داده و هر یک را با نام‌های خاصی مانند «مرغ نیشا»، «قِیشّی روغنی»، «اَو کُوبَک»، «گاو زنبور» و «زرد زنبور» نام‌گذاری می‌کند. بازنده موظف است تمام سنگ‌ها را به هوا پرتاب کرده و دوباره بگیرد. بر اساس نوع سنگی که به زمین می‌افتد، مجازات خاصی اعمال می‌شود: برای «مرغ نیشا» فشار بین دو ناخن، برای «اَو کُوبَک» ضربه مشت بر پشت دست، و برای «گاو زنبور» و «زرد زنبور» نیشگون گرفتن تا زمان افتادن سنگ. سخت‌ترین مجازات برای «قیشی روغنی» در نظر گرفته شده که شامل نیشگون محکم‌تر است. در برخی مناطق، اگر بازیکن نتواند مرحله را کامل کند، برای هر سنگ به ترتیب نیشگون دریافت می‌کند تا تمام سنگ‌ها به زمین بیفتند. این روند با افتادن آخرین سنگ خاتمه می‌یابد.[۶۰]

شیوه بازی در ایران
  • مرحلۀ اول: در مرحلۀ اول بازی، بازیکن هر پنج سنگ را در مشت خود گرفته و روی زمین می‌ریزد. سپس یکی از آنها را انتخاب کرده و به بالا پرتاب می‌کند. در فاصلۀ پایین‌آمدن آن سنگ، با همان دستی که پرتاب کرده، یکی از سنگ‌های روی زمین را برمی‌دارد و سنگ پرتاب شده را می‌گیرد. این کار را تکرار می‌کند تا تمامی سنگ‌ها را جمع کند.
  • مرحلۀ دوم: مرحلۀ دوم بسیار شبیه به مرحلۀ اول است با این تفاوت که بازیکن یک سنگ را به هوا پرتاب کرده و در فاصلۀ پایین آمدن آن سنگ، سنگ‌های روی زمین را دوتا دوتا جمع می‌کند.
  • مرحلۀ سوم: در این مرحله، بازیکن سعی می‌کند یکی از سنگ‌ها را در یک پرتاب و سه سنگ دیگر را در پرتاب دیگر بردارد.
  • مرحلۀ چهارم: در مرحلۀ چهارم بازیکن یکی از سنگ‌ها را پرتاب کرده و در فاصلۀ پایین آمدن آن، بقیه را روی زمین می‌گذارد و سنگ پرتاب شده را می‌گیرد. پس از پرتاب کردن یک سنگ، در فاصلۀ پایین آمدن آن، چهار سنگ را جمع می‌کند.
  • مرحلۀ پنجم، قرتک: یک سنگ را به هوا می‌اندازد، در حالی‌که چهار سنگ دیگر را در مشت دارد انگشت سبابه را به زمین می‌کشد، بعد سنگ را در هوا می‌گیرد.
  • مرحلۀ ششم: بازیکن سنگ‌ها را پخش کرده و یکی را بالا می‌اندازد. در فاصلۀ بازگشت، یکی از سنگ‌های روی زمین را برداشته و سنگ را در هوا می‌گیرد و با یک پرتاب دیگر، سنگی را که از روی زمین برداشته با یکی از سنگ‌ها عوض می‌کند و به‌همین روش، مرحله را با تعویض تمامی سنگ‌ها به پایان می‌رساند.
  • مرحلۀ هفتم، بشکن: این مرحله شبیه به مرحلۀ اول است. بازیکن باید طوری سنگی را که پرتاب کرده بگیرد که بلافاصله با سنگ موجود در مشت خود، برخورد کرده و صدا بدهد. او باید تک‌تک سنگ‌ها را به‌همین روش جمع کند.
  • مرحلۀ هشتم، نشکن: برعکس مرحلۀ قبل است. بازیکن باید طوری سنگی را که پرتاب کرده بگیرد که با سنگ موجود در مشت او، برخورد نکند. تک تک سنگ‌ها را باید همین‌گونه جمع کند.
  • مرحلۀ نهم: در این مرحله، بازیکن بعد از ریختن سنگ‌ها روی زمین، دست چپ را در یک طرف آن‌ها به‌شکل عمودی بر زمین می‌گذارد و دیواری درست می‌کند. با دست راست یکی را بعد از برداشتن به‌طرف بالا انداخته و دو‌باره می‌گیرد و در این فاصله باید یکی از سنگ‌ها را برداشته و آن سوی دیوار بگذارد و این حرکت را برای تمامی سنگ‌ها اجرا ‌کند.
  • مرحلۀ دهم: در این مرحله، بازیکن سنگ‌ها را یک‌جا به‌طرف بالا انداخته و در فاصلۀ بازگشت آنها، با دو کف دست، سنگ‌ها را می‌گیرد. دوباره آن‌ها را در همان حالت با دو دست به‌طرف بالا انداخته و در این فاصله دست‌ها را وارونه به‌هم می‌چسباند و آنها را با پشت دست‌های خود گرفته و سپس سنگ‌ها را به بالا پرتاب می‌کند و با کف دو دست می‌گیرد.
  • مرحلۀ یازدهم، پل: در این مرحله بازیکن باید با انگشت شست و انگشت میانی روی زمین پل بسازد و انگشت‌های دیگر را بالا نگه دارد. سپس سنگ‌ها را با دست دیگر روی زمین بریزد. سپس او باید یکی از سنگ‌ها را بالا انداخته و با سه ضربه سایر سنگ‌ها را از زیر پل رد کند. در این مرحله یکی از حریفان سنگ‌هایی را که اول و آخر از پل رد شوند و سنگ پرتاب‌شونده را انتخاب می‌کند.[۶۱]
تنبیه بازنده

در پایان بازی در ایران دو بازیکن روبه‌روی هم می‌نشینند؛ بازنده کف دست خود را به زمین می‌چسباند و نفر برنده سنگ‌ها را یکی یکی با اسامی تنبیه مانند: «نوازش و برداشتن عسل از کندو» پشت دست او می‌چسباند، سپس باید با یک حرکت همۀ سنگ‌ها را به‌سوی بالا بیندازد و با کف دست بگیرد، اگر توانست همه را بگیرد تنبیه نمی‌شود، اما اگر سنگی روی زمین بیفتد به‌تعداد سنگ‌های افتاده برای او جریمه تعیین می‌کنند. نحوۀ تنبیه را کسی که برنده شده تعیین می‌کند.[۶۲]

شیغی‌بازی (بجول بازی)

بازی «شِیغَی‌» یا «بُجُول» از کهن‌ترین بازی‌های رایج و مردانه در میان مردم افغانستان شناخته می‌شود. این بازی که ریشه در سنت‌های دیرین این سرزمین دارد، همچنان در بسیاری از مناطق افغانستان به‌ویژه در نواحی مرکزی و در فصل زمستان رواج دارد.

شیغی در واقع نام یکی از استخوان‌های پای پشتی گوسفند است که در این بازی به کار می‌رود. این استخوان دارای چهار سطح متمایز بوده که هر یک با نام‌های محلی خاص «الاغ»، «اسب»، «چِیک» و «پُوک» شناخته می‌شود. این نام‌گذاری‌ها نشان‌دهندۀ ارتباط عمیق این بازی با زندگی روستایی و دامداری در فرهنگ افغانستان است.

شیوه انجام این بازی به این صورت است که ابتدا دایره‌ای بر روی زمین ترسیم می‌شود و هر بازیکن «شیغی» خود را در مرکز این دایره قرار می‌دهد. سپس بازیکنان از فاصله‌ای معین، با استفاده از «شیغی» دیگری که به‌طور معمول بزرگ‌تر و سنگین‌تر است و با روش خاصی میان دو انگشت گرفته می‌شود، سعی می‌کنند «شیغی»‌های داخل دایره را مورد هدف قرار دهند. هر بازیکنی که بتواند شیغی‌ها را از محدوده دایره خارج کند، آنها را به عنوان امتیاز تصاحب می‌کند.

این بازی سنتی، علاوه‌بر جنبۀ سرگرمی، دارای ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی قابل توجهی است؛ زیرا به‌عنوان عاملی برای تقویت مهارت‌های بدنی، دقت و تمرکز در میان کودکان و نوجوانان عمل می‌کند. همچنین این بازی فرصتی برای تعاملات اجتماعی و تقویت روحیۀ رقابت سالم در میان اقشار مختلف جامعه فراهم می‌آورد. امروزه به‌دلیل تغییرات گسترده در سبک زندگی، ظهور سرگرمی‌های مدرن و رواج بازی‌های دیجیتالی در بین جوانان، شیغی‌بازی از رواج افتاده است.[۶۳]

چارمغز بازی (گردو بازی)

این بازی یکی از بازی‌های مشهور و محبوب در منطقۀ هزارستان است. نحوۀ انجام آن به این صورت است که، بسته به تعداد افراد، به‌طور معمول چهار، پنج یا شش نفر، یا بر اساس توافق گروه، چند گردو در یک نقطه به صورت ردیف قرار می‌دهند که به آن «مال» می‌گویند. هر فرد، یک گردوی بزرگ، که به آن «تیره» یا «تیره مال» (سقه) می‌نامند، در دست دارد. بهترین تیره، تیره‌ای است که هم درشت باشد و هم از ارتفاع یک متری بر روی زمین پرت شود و پس از برخورد، ارتفاع نگیرد و به سطح زمین بچسبد.

در مرحله بعد، تیره‌های هر فرد در دست او جمع می‌شود و با تکان‌دادن در دو دست، مخلوط می‌شود تا تقلب صورت نگیرد. سپس، تیره‌ها روی زمین انداخته می‌شوند و فاصلۀ هر تیره از تیره‌ای که بیشترین فاصله را دارد، اندازه‌گیری می‌شود. بر اساس این فاصله‌ها، نوبت هر فرد مشخص می‌شود و نفر اول، تیرۀ خود را با دقت به سمت مال‌ها پرت می‌کند. اگر تیره به یکی از مال‌ها بخورد، تمام گردوهای مال به نفع او می‌افتد و تیره‌ها جمع‌آوری می‌شود؛ ولی تیرۀ فرد باید در جای خود باقی بماند و باقی افراد تیره او را هدف قرار دهند. اگر تیرۀ شخص دوم، آن را بزند، نیمی از گردوها از مالک آن گرفته می‌شود و بازی پایان می‌پذیرد و دور جدید بازی آغاز می‌شود.

در حالت دیگر، اگر تیرۀ فرد اول به مال‌ها برخورد نکند، نوبت به فرد بعدی می‌رسد و اگر مال او نیز برخورد نکند، به ترتیب نوبت بقیه افراد می‌رسد.

در نوع دیگری از بازی، تیره‌های گردو در یک خط ردیف قرار می‌گیرند و با چوب یا پای گاو (گَولِی) از فاصلۀ یک متری به سمت آنها ضربه زده می‌شود. اگر ضربه چوب یا گولی، تیره‌ها را داخل خط یا محدوده خاصی قرار دهد، مال برنده محسوب می‌شود. این روند توسط همه بازیکنان تکرار می‌گردد.

در نوع دیگر، زمین گود می‌شود و تیره‌ها از فاصله یک متری به سمت گودالی که در آن کنده شده، پرتاب می‌شود. تیره‌ای که داخل گود کوچک‌تر بیفتد، مال برنده است. کسی که تیره‌هایش تمام شود، بازنده محسوب می‌شود.[۶۴]

هشت‌خین بازی

در این بازی، شش مربع در کنار هم روی زمین کشیده می‌شود. بازیکن با استفاده از یک تخته‌سنگ کوچک، با پای خود، مهره‌هایی را در خانه‌های مشخص‌شده حرکت می‌دهد. اگر سنگ بر روی خطوط بماند، فرد بازی‌خط‌زننده بازنده محسوب می‌شود. در صورت باخت، برای دور بعدی، بازیکن از یک خانه جلوتر شروع می‌کند تا بازی به پایان برسد. گوشه‌های مربع‌ها به عنوان بهشت و دوزخ و یکی مانده به آخر تنگی غارو نامیده می‌شود، در حالی که مرکز مربع‌ها «دمرس‌جای» نام دارد.[۶۵]

تشله‌بازی

تُشلَه (تِیلَه)بازی با کندن حفره‌های کوچک در زمین آغاز می‌شود که عمق آن‌ها حدود ۴ سانتی‌متر است. بازیگرها قبل از شروع بازی، مشخص می‌کنند که هر فرد چند تیله (تشله) همراه دارد و تمامی بچه‌ها باید به‌صورت مساوی تیله بیاورند.

در ادامه، بازیگرها به نوبت تیله‌های خود را به سمت حفره‌ها می‌اندازند. اگر بازیکن موفق شود تیله‌اش را در داخل حفره برساند، یا با زدن تیلۀ خود بر روی تیله حریف، آن را در داخل حفره بیندازد، یک تیله برمی‌دارد و به عنوان جایزه دریافت می‌کند. همچنین، اگر بازیکن بتواند در حین بازی، با تیلۀ خودش، تیله‌های دیگر بازیکنان را هدف قرار دهد و آنها را بزند، یک تیلۀ دیگر به‌دست می‌آورد. کسانی که تیله‌هایشان در حین بازی به‌طور کامل تمام شود، از بازی خارج می‌شوند. بازی ادامه می‌یابد تا زمانی که یکی از بازیکنان تمام تیله‌های خود را بردارد و برنده شود.‌[۶۶]

نشانه‌زنی (تی شیخی)

نشانه‌زنی (اُوشَد) یک فعالیت مردانه است که بیشتر در فصل زمستان و در کنار جشن‌ها و مراسم منطقه‌ای مانند شادی‌های محلی، عروسی‌ها، تولد نوزاد و مسابقات بین دو گروه یا طایفه برگزار می‌شود. هدف اصلی بازی، نشانه‌زنی با تفنگ بوده که اغلب همراه با برد و باخت است و گاهی منجر به نزاع‌های بزرگ می‌شود، هرچند بیشتر در قالب مسابقه و رقابت دوستانه برگزار می‌شود.

نحوۀ برگزاری بازی به این صورت است که، ابتدا، دو گروه، هر کدام دو نفر را برای انجام بازی با قرعه‌کشی انتخاب می‌کنند. اگر تعداد اعضای گروه بیشتر از ده نفر باشد، آنها به دو تیم یا شاخه (شیخه) تقسیم می‌شوند. در مراحل اولیه، دو نفر روی برف یا زمین نرم و سپید، در فاصله یک کیلومتر یا بیشتر، نشانه‌ای را نصب می‌کنند و وظیفه دارند جای اصابت تیر و فاصلۀ آن با هدف را اندازه‌گیری کنند. یکی به طرفداری از دسته‌ای، پرچم سرخ و دیگری پرچم سبز به دست می‌گیرد.اگر تیر یکی از دسته‌ها برنده شد، باید برنده پارچه را تکان بدهد و میرها نیز بازی را محاسبه می‌کنند. اگر تیر به هدف خورد باید پارچه را به هوا اندازند.

در گذشته، این بازی با تفنگ‌های سربی انجام می‌شد ولی امروزه بیشتر با تفنگ‌های واقعی و پخته انجام می‌شود. این بازی، به‌طور معمول با مهمانی‌های منطقه‌ای همراه است و جزو تفریحات پر انرژی و پر هزینه محسوب می‌شود. در نهایت، این مسابقه، هم می‌تواند جهت رقابت‌های مالی باشد و هم به‌عنوان سرگرمی آزاد برگزار شود.[۶۷]

تیرو کمان‌بازی  

این بازی که ریشه در سنت‌های دیرینه دارد، میان مردان چند طایفه برگزار می‌شود. ابتدا نشانه‌ای را مشخص می‌کنند و سپس دو گروه به نوبت با تیر و کمان به سمت آن نشانه‌گیری می‌کنند. مسابقه تا زمانی ادامه می‌یابد که یک گروه با اصابت‌های بیشتر یا نزدیک‌تر به هدف برنده شود. بازندگان کسانی هستند که تیرهایشان کمتر به نشانه خورده یا فاصله بیشتری داشته است. این بازی به‌ویژه در بخش‌هایی از استان غزنی، مانند شرق جاغوری، در فصل زمستان طرفداران زیادی دارد و با هیجان برگزار می‌شود.[۶۸]

۳. بازی‌های فکری، استراتژیک و صفحه‌ای

این بازی‌ها نیازمند تفکر، برنامه‌ریزی و پیش‌بینی حرکت حریف هستند و معمولاً روی زمین یا صفحه انجام می‌شوند.

قطار بازی

در این بازی، ابتدا بر روی زمین سه مربع داخل هم رسم می‌شود. سپس، خطوطی در قسمت‌های میانی هر یک از این مربع‌ها رسم و قطع می‌شود. یک بازیکن، ۹ ریگ ریز و دیگری، ۹ چوب کوچک را به ترتیب در زوایای مربع‌ها و نقاط تقاطع خطوط رسم شده قرار می‌دهد. بازی با حرکت‌دادن این مهره‌ها بر روی نقاط مورد نظر ادامه می‌یابد. در صورت قرارگیری سه مهره از یک نوع در یک خط مستقیم، «قطار» تشکیل و باعث برندگی می‌شود. در این حالت، بازیکن برنده می‌تواند یکی از مهره‌های رقیب را خارج سازد. فرآیند بازی ادامه پیدا می‌کند تا یکی از بازیکنان شکست بخورد.[۶۹]

شیر و بز

این بازی ابتدا بر روی یک برگ مقوایی با رسم شکل مربوط به بازی، یا روی زمین طراحی می‌شود. هر دو بازیکن، شامل شیر و بزهای متفاوت (مهره یا ریگ‌های رنگی) دارند؛ برای مثال ۲ شیر و ۱۲، ۲۰ یا ۴۰ بز. به قید قرعه، یکی از بازیکنان بازی را با قراردادن یکی از مهره‌های خود در وسط مربعی که بر تمام نقاط تسلط دارد، آغاز می‌کند. این نقطه مرکزی، محل شروع بازی است، و مهره را در آن قرار می‌دهد.

بازیکن مقابل، مهرۀ خود را از گوشه‌هایی که در موقعیت ردۀ دوم قرار دارند، قرار می‌دهد. نفر بعدی، مهره دیگری را از گوشه‌ها می‌گذارد و سپس بازیکنان به مانند بازی شطرنج، مهره‌های خود را حرکت می‌دهند. هدف این است که بزها شیرها را بگیرند یا شیرها بزها را در بند کشند و از میدان بازی خارج کنند.

این روند به‌طور معمول با تلاش بزها برای رسیدن به هدف، و شیرها برای خوردن بزها ادامه می‌یابد. بازی تا زمانی ادامه دارد که یا بزها شیرها را بگیرند یا شیرها بزها را در بند گرفته و از میدان بیرون کنند. از انواع مختلف این بازی می‌توان به ۱۲ بز، ۴۰ بز و بازی گوش‌خر اشاره کرد. این بازی از نظر فکری مانند شطرنج بسیار پیچیده است، و به‌ احتمال در گذشته منبع الهام بازی شطرنج بوده است.[۷۰]

بازی گوش خر

این بازی شبیه به بازی قطار است، اما با ترسیم لوزی‌هایی به‌شکل گوش خر انجام می‌شود که در وسط آن دالان (گلخن یا گلخو) قرار دارد. در ابتدای بازی، ریگ‌ها (شن) در دو طرف گوش‌های خر چیده می‌شوند و ریگ بزرگتر در مرکز دالان قرار می‌گیرد.بازیکنان مانند بازی‌های شیر و بز یا شطرنج، از گوشه‌های لوزی وارد منطقه حریف می‌شوند و به نوبت دانه‌های او را جمع می‌کنند. حرکت‌ها باید با دقت انجام شود، چرا که هر اشتباهی می‌تواند به از دست‌دادن دانه‌ها بینجامد. بازنده کسی است که زودتر تمام دانه‌هایش را از دست بدهد و میدان بازی را به حریف واگذار کند.[۷۱]

این بازی که نیازمند تمرکز و برنامه‌ریزی است، در گذشته به‌عنوان یکی از سرگرمی‌های فکری محبوب در میان کودکان و نوجوانان رواج داشته و گاهی ساعت‌ها آنها را مشغول نگه می‌داشته است. شکل خاص زمین بازی (به صورت لوزی گوش خر) و قرارگیری مهره‌ها، آن را از بازی‌های مشابه متمایز می‌ساخت.[۷۲]

۴. بازی‌های سرگرمی، نمایشی و کودکانه

این دسته شامل بازی‌های خلاقانه، تقلیدی، آهنگین و بازی‌هایی با قوانین ساده‌تر است که بیشتر جنبه سرگرمی دارند.

الف. بازی‌های مبتنی بر پنهان‌شدن، جستجو و تعقیب

چم‌تشکی (چشم‌پوتوکان)

در این بازی، افراد به‌صورت جفت‌هایی تقسیم می‌شوند و این جفت‌ها در دو گروه مساوی قرار می‌گیرند. ابتدا برای تعیین نوبت بازی، به روش قرعه‌کشی اقدام می‌شود. گروه بازنده روی زمین حلقه‌ای رسم می‌کنند و درون آن می‌نشینند. سرگروه برنده، چشم سرگروه بازنده را می‌بندد و در این حالت، اعضای گروه برنده مخفی می‌شوند. سپس سرگروه برنده، چشم سرگروه بازنده را باز می‌کند و به جست‌وجو برای پیدا کردن افراد مخفی شده می‌پردازد. وقتی کسی را پیدا کند، همه با فریاد و شادی او را همراهی می‌کنند. این بازی برنده و بازنده ندارد و به‌طور معمول با توافق گروه پایان می‌یابد.[۷۳]

سوختم بازی

در این بازی، بازیکنان به دو گروه مساوی تقسیم می‌شوند. یک گروه (گروه بالا) در اطراف دایره‌ای که روی زمین کشیده شده است، ایستاده‌اند، و گروه دیگر در داخل دایره قرار دارند. یک نفر از گروه بالا به‌عنوان گرگ انتخاب می‌شود. او باید پای خود را بلند کند و دنبال افراد داخل دایره، با حرکت سریع و مانند «لی لی ایرانی»، بپرد و آنها را دنبال کند.

در حین حرکت، گرگ دستی به هر یک از افراد داخل دایره بزند. فردی که مورد ضربه قرار می‌گیرد، سوخته و کنار می‌رود. این فرآیند ادامه پیدا می‌کند تا زمانی که همه افراد داخل دایره کنار بروند. پس از آن، گروه‌ها جای خود را با هم عوض می‌کنند و بازی ادامه می‌یابد. این بازی همچنین می‌تواند به‌صورت دو نفره نیز انجام شود، جایی که یک نفر نقش گرگ را بازی می‌کند و دیگری داخل دایره است.[۷۴]

دستمال پشتی

در این بازی، تعداد شرکت‌کنندگان بین ۴ تا ۱۵ نفر یا بیشتر است. کودکان در حالت نشسته در اطراف دایره‌ای‌شکل، روی زمین می‌نشینند. یکی از کودکان به‌عنوان گرگ انتخاب می‌شود و به دور دایره می‌چرخد. گرگ بدون صدا و مخفیانه، دستمالی را که در دست دارد، پشت سر یکی از کودکان می‌اندازد.

کودکان باید بسیار هوشیار باشند تا بفهمند که چه کسی دستمال را پشت سرشان قرار داده است. اگر کسی متوجه نشود و دستمال را در پشت سر او بیاندازند، باید با دقت بازی کند تا گرگ نتواند او را فریب دهد. اگر گرگ موفق شود دستمال را پشت سر کسی بیاندازد و او نفهمد، باید دنبال او بدود و سعی کند او را بگیرد. اگر گرگ او را بگیرد، برنده می‌شود و نفر اول جای او می‌نشیند و نقش گرگ را به عهده می‌گیرد.

در زمان دنبال‌کردن، کودکان در حال تشویق و هیجان، دوست خود را حمایت می‌کنند. گرگ جدیدی شروع به دنبال‌کردن می‌کند و بازی ادامه می‌یابد. اگر کسی نفهمد که دستمال در پشت سرش گذاشته شده است، بازی را بازنده و از بازی خارج می‌شود. بازی تا زمان توافق گروه پایان می‌یابد.[۷۵]

بازی گرگ و گوسپو (گرگ و بره)

در بازی گرگ و گوسپو (گوسفند)، تعداد بازیکنان باید زوج و بیشتر از ۲۰ نفر نباشد. بازیکنان در داخل دایره‌ای که از پیش روی زمین رسم شده است، قرار می‌گیرند. در خارج از دایره، گرگ و گوسفند (بره) به قید قرعه قرار می‌گیرند و آمادۀ حمله و فرار می‌شوند.

بازیکنان داخل دایره در حالت راه‌رفتن و حرکت مرتب قرار دارند، در حالی که گرگ و گوسفند در خارج از دایره، در حالت آماده‌باش برای حمله و گرفتن گوسفند هستند. گرگ، به‌صورت متناوب، به داخل دایره حمله می‌برد و سعی می‌کند گوسفند را بگیرد. در لحظه‌های حمله، افراد داخل دایره به دفاع برمی‌خیزند و سعی می‌کنند مانع شوند.

اگر گرگ بتواند در فشار و حمله، وارد دایره شود، راه برای فرار گوسفند باز می‌شود و او فرصت می‌یابد که از میدان فرار کند. در این حالت، اگر گرگ بتواند گوسفند را بگیرد، موفق شده است و بازی به پایان می‌رسد. در غیر این صورت، اگر می‌خواهد بازی ادامه یابد، باید تلاش کند که گوسفند را بگیرد، وگرنه بازی پایان می‌یابد. این بازی، برنده و بازنده ندارد و در نهایت، بر اساس توافق بازیکنان، پایان می‌یابد.[۷۶]

ب. بازی‌های نمایشی، تقلیدی و خلاقانه

بازی گدی‌پران (بادبادک)

بادبادک‌بازی یا «گُدِی‌پَرَان» یکی از محبوب‌ترین بازی‌های سنتی افغانستان است که بیش از یک قرن قدمت دارد. این بازی در میان کودکان و نوجوانان، جوانان و حتی بزرگسالان نیز طرفداران بسیاری دارد و به‌ویژه در شهر کابل از جایگاه فرهنگی ویژه‌ای برخوردار است.[۷۷]  

امروزه در نقاط مختلف کابل، فروشگاه‌های متعددی به فروش بادبادک‌های رنگارنگ مشغول‌اند که هر یک با اندازه‌ها و قیمت‌های متفاوت عرضه می‌شوند. اجرای این بازی به‌طور معمول به‌صورت گروهی و با همکاری دو نفر انجام می‌گیرد: یک نفر مسئولیت هدایت بادبادک و دیگری کنترل چرخ نخ را بر عهده می‌گیرد. مهارت اصلی در این بازی، حفظ تعادل و هدایت بادبادک در آسمان است که نیازمند تجربه و دقت فراوان است.[۷۸]  

این بازی اصطلاحات خاص خود را دارد، از جمله «لوت‌دادن»، «غوته‌دادن»، «تَوخوردن»، «غیل‌کردن»، و «راست و چپ‌کردن»، که هر یک بیانگر تکنیک‌های مختلف کنترل بادبادک هستند.[۷۹] از نظر تاریخی، گدی‌پران ریشه در فرهنگ هندوستان دارد و در گذشته علاوه‌بر جنبۀ تفریحی، برای ارسال پیام‌های رمزی و عاشقانه نیز استفاده می‌شده است.  

امروزه، پرواز بادبادک‌ها در آسمان و تعقیب آنها توسط گروه‌های پرتعداد مردم، به یکی از صحنه‌های نمادین فرهنگی در شهرهای بزرگ از جمله کابل تبدیل شده است. گاهی شور و اشتیاق شرکت‌کنندگان به‌حدی است که حتی باعث ایجاد ترافیک در خیابان‌های شهر می‌شود. این بازی نه‌تنها یک سرگرمی ساده، بلکه بخشی از خاطرات جمعی و هویت فرهنگی بسیاری از افغانستانی‌ها، به‌ویژه ساکنان شهرهای بزرگ، محسوب می‌شود.[۸۰]

خالد حسینی نویسندۀ مطرح افغانستانی، با دستمایه‌قراردادن بازی گدی‌پران، رمان معروف «The Kite Runner» (بادبادک‌باز) را نوشت که در صدر فهرست پرفروش‌ترین‌های «نیویورک تایمز» قرار گرفت. درون‌مایۀ اصلی رمان، رابطۀ پیچیده و عمیق میان دو دوست، امیر (پسر ارباب) و حسن (خانه‌زاد آنها) و تأثیر تفاوت‌های طبقاتی و سختی‌های ملت افغانستان بر سرنوشت آنها است. این اثر که برندۀ جوایز متعدد ادبی شده، با پرداختن به روابط انسانی، تضادهای طبقاتی و پیامدهای خیانت، تصویری تأثیرگذار از جامعۀ افغانستان ارائه می‌دهد. با اقتباس از این کتاب، فیلمی نیز به‌همین نام ساخته شده است.[۸۱]

بیری بیری‌بازی

بِیری بِیری‌بازی (عروس‌بازی) بیشتر در مراسم‌ها و جشن‌های محلی انجام می‌شود و شامل بخش‌های گفتگو، شعرخوانی، آواز و رقص است. شرکت‌کنندگان به‌طور معمول دختران و پسران کوچک هستند، یکی را عروس و دیگری را داماد می‌نامند.

در ابتدا، داماد و عروس روی جای بلند می‌نشینند و در انتظار رفتن به خانۀ آیندۀشان هستند. دو دختر از طرف خانوادۀ داماد، دور عروس می‌چرخند، دست به گردن یکدیگر می‌اندازند و شادی می‌کنند، در حالی که بر سر داماد، برگ درخت یا گل می‌ریزند. سپس، عروس را می‌بوسند و با آهنگ خاصی می‌خوانند:

آمدیم بیری بُوبریم
شاه پری بوبریم
بیری مو چِمشی پرآوست
داماد مو چمشی ده خواست
اسلام‌ آلیکم
اسلام آلیکم


در ادامه، دختران دیگر که در ظاهر از خانوادۀ عروس هستند، پاسخ می‌دهند:

علیک سلام کی آمده
پس بیری آمده
با دیستی خالی آمده
کالا جوالی آمده
نمی‌دیم بیری ره
نمی‌دیم بیری ره


دختربچه‌های خواستگار نیز می‌گویند:

نه، نه، با دیستی پرپول آمده
با گو، گوسپول، اسب و جل آمده
آغی نیگار ره موبریم
پشت بار ره موبریم


در مرحله بعد، عروس را زیر بازوانشان می‌گیرند و بلند می‌کنند و می‌خوانند:

آتی از مو خوش بخت شو
صاحب مال و تخت شو
بیری از خوه ره بوبرید
ریزی از موره بوبرید


همزمان، خانواده داماد با شادی، شعر می‌خوانند:

ریزی شومو، خوش‌بخت موشه
صاحب مال و تخت موشه
دوا کنید، بیرارو
دوا کنید، خوارو


در پایان، داماد و عروس بر روی چوب (که «اسب» نام دارد) سوار می‌شوند و در حالی که خانواده‌ها شادی و گریه می‌کنند، دور خانه می‌چرخند. این مراسم و بازی، نماد جشن و آغاز زندگی مشترک است و شادی و شور خاصی در آن جاری است.[۸۲]

خاله بازی

این بازی را کودکان خردسال انجام می‌دهند و نمونه‌ای کوچک‌شده از نقش زنان بزرگسال در خانواده است. در آغاز، دختران لباس‌های چادر یا روسری‌های بزرگ می‌پوشند تا شبیه زنان بزرگ خانواده شوند و با هم دیگر در نقش «خاله» و «بابا» بازی می‌کنند.

یکی از دختران نقش خاله را بر عهده می‌گیرد و چادر خود را جلو چشمانش می‌کشاند. سپس، او به نقش نوزاد و مادر بازی می‌پردازد، لباس‌هایی که ساخته است (مثل نوارهای پارچه و لباس‌های کوچک) را بر تن می‌کند، و شروع به لالایی‌خواندن، شیر دادن، آواز خواندن و ساختن خانه‌های کوچک می‌کند. در این تمرین‌های نمادین، او حرکات و حرف‌هایی را که زنان خانه‌دار انجام می‌دهند، بازسازی می‌کند. این نوع بازی، علاوه‌بر سرگرمی، آموزش نقش‌های اجتماعی و خانوادگی را برای کودکان فراهم می‌آورد.[۸۳]

نوور بازی

نَوُور (سد آب کوچک) بازی بیشتر مربوط به پسران خردسال است و آنها با تقلید از رفتار بزرگترها، نقش مهندسین آب و سازندگان سد را بازی می‌کنند. پسران، بیل و کلنگ‌های چوبی کوچک در دست می‌گیرند و در اطراف، جوی‌های آب کوچک یا آب‌راهه‌های موجود را جدا می‌کنند یا با کفش‌هایشان آب می‌آورند.

آنها با دقت و صبر، سدهای کوچک می‌سازند و آب را در مسیرهای متفاوت هدایت می‌کنند. ساعت‌ها در کنار آب، بازی می‌کنند، بازی‌های تخیلی دارند و شادی و خوشحالی زیادی می‌کنند. این بازی علاوه‌بر سرگرمی، تخیل و مهارت‌های فنی کوچک آنها را تقویت می‌کند و حس کار گروهی و خلاقیت در ساخت و ساز را آموزش می‌دهد.[۸۴]

خانه خانه بازی

این بازی شامل ساختن و طراحی خانه‌های کوچک است که توسط پسران و دختران خردسال بازی می‌شود و گاهی به‌صورت مشترک انجام می‌پذیرد. کودکان از چوب، سنگ، گل و لای و اشیاء طبیعی دیگر برای ساختن خانه‌ها استفاده می‌کنند. آنها با خلاقیت، آدم‌ها، حیوان‌ها و اشکال مختلف را از گل و لای می‌سازند و در داخل یا اطراف خانه‌های ساخته شده قرار می‌دهند، و دکوراسیون‌های مختلفی برای روستای کوچک خود ترتیب می‌دهند.

در این بازی، عروسک‌های پارچه‌ای را در داخل خانه‌ها قرار می‌دهند و احساس تعلق و سرگرمی زیادی دارند، به‌گونه‌ای که ساعت‌ها در کنار هم بازی می‌کنند و از ساختن و طراحی لذت می‌برند. این بازی، تخیل، همکاری و مهارت‌های دستی کودکان را تقویت می‌کند. اما هنگام بی‌رحمی بزرگسالان که ممکن است خانه‌ها را خراب کنند، کودکان احساس ناراحتی و اشک ریختن نشان می‌دهند، که نشانگر اهمیت دلبستگی به بازی و ساخته‌های خود است.[۸۵]

حیوان‌بازی

گروهی از افراد دور هم می‌نشینند در حالی که یک نفر به‌عنوان بازیگر مقابل آنها می‌ایستد. بازیگر با حرکات بدن، حالت چهره و گاهی تقلید صدا، ویژگی‌های یک حیوان را نمایش می‌دهد. دیگر شرکت‌کنندگان باید حدس بزنند که چه حیوانی تقلید می‌شود. در حالت گروهی، اعضای هر تیم می‌توانند با هم مشورت کنند تا پاسخ درست را پیدا کنند. اگر گروه مقابل نتواند حیوان مورد نظر را تشخیص دهد، بازنده محسوب شده و نوبت بازی به تیم دیگر واگذار می‌شود. البته این بازی محدود به حیوانات نیست و می‌تواند شامل تقلید هر شیء، شغل یا مفهومی باشد که چالش تشخیص و حدس زدن را برای بازیکنان ایجاد کند.[۸۶]

این بازی ساده اما پرجنب‌وجوش، هم مهارت‌های نمایشی بازیگر را به چالش می‌کشد و هم دقت و سرعت عمل دیگران را در تشخیص می‌سنجد. فضایی شاد و پر از خنده ایجاد می‌کند که در آن هر بازیکن می‌تواند خلاقیت خود را در نمایش و حدس‌زدن به کار بگیرد.[۸۷]

او چیرتگ

بازی اَوچِیرتک یا آب‌پاش بازی رایج در میان هزاره‌ها است که به نام‌های «آوچِیتنَی» (در غزنی) و «آوچِیرتَک» (در جاغوری) نیز شناخته می‌شود. نام بازی از وسیله آن گرفته شده است. در این بازی از ساقه بریده‌شدۀ گیاهی به‌ نام محلی «بَلِدِرغُو» که شبیه نی است استفاده می‌شود؛ سر چوبی را با پارچه می‌پوشانند و داخل ساقۀ بلدرغو قرار می‌دهند. با کشیدن چوب، آب به داخل ساقه می‌آید و با فشاردادن چوب به داخل ساقه، آب به بیرون پاشیده می‌شد. وقتی چوب به انتها می‌رسد و آب به‌طور کامل تخلیه می‌شود، صدای خاصی ایجاد می‌کند.[۸۸]

ج. بازی‌های آهنگین، کلامی و ریتمیک

بازی دخترانه آبوبه جان

بازی «آبوبه جان» از جمله بازی‌های سنتی و دخترانۀ رایج در افغانستان محسوب می‌شود که در گذشته‌ای نه‌چندان دور، به‌ویژه در مناطق شهری، رواج چشمگیری داشته است. این بازی که به ابزار خاصی نیاز ندارد، به صورت دو نفره انجام می‌شود. شرکت‌کنندگان در ابتدا رو به روی یکدیگر قرار گرفته و با گرفتن دستان یکدیگر به‌شکل ضربدری، حالت قول‌دادن به خود می‌گیرند. سپس با خم‌شدن به عقب و چرخش بر روی نوک انگشتان پا، ضمن خواندن شعر آهنگین «آبوبه جان آبوبه، دسته گلم شرابه، شراب ما خوردنی، پیش حاکم بُردنی، حاکم دو تا زن کده، دُهله به گردن کده» را با صدای بلند، به اجرای بازی می‌پردازند. در صورت حضور تعداد بیشتری از بازیکنان، این فعالیت به‌صورت نوبتی و با شور و شوق خاصی انجام می‌پذیرد. امروزه گرایش به این بازی سنتی در میان نسل جوان کاهش یافته است.[۸۹]

بازی خر بیار خروار ببر

این بازی در منطقه هزارستان، به‌ویژه در فصل تابستان، بین نوجوانان محبوب است و به‌صورت گروهی و سرگرم‌کننده برگزار می‌شود. روش بازی به این صورت است که، ابتدا، بازیکنان به دو گروه تقسیم می‌شوند. یکی از گروه‌ها، با قرعه‌کشی مشخص می‌شود که باید در داخل آب برود و نقش بازیگر را ایفا کند، در حالی که گروه مقابل باید با گفتن حرف «آری» یا «نه» آنها را از آب بیرون بکشد.

در مرحله‌ی بازی، گروه بیرون آب، سوال‌هایی در قالب گفتگویی کوتاه درباره رنگ یا ویژگی‌های اشیاء می‌پرسند، برای مثال:

  • گروه بیرون آب می‌گویند: «گل چه رنگه؟»
  • گروه داخل آب پاسخ می‌دهند: «رنگارنگه.»
  • دوباره، گروه بیرون آب می‌پرسند: «گل خاله چه رنگه؟»
  • گروه داخل آب پاسخ می‌دهند: «سرخ و سپید، رنگارنگه.»

این تبادلات ادامه پیدا می‌کند تا زمانی که گروه بیرون آب، با خنده و شادی اعلام می‌کند: «زرد و بیرنگه»، که نشانگر برنده بودن آنها است. در این لحظه، بازیگران جای خود را عوض می‌کنند و نوبت بازی گروه دیگر است. گرچه در بازی، موضوع اصلی «گل» است، اما می‌تواند هر چیز دیگری باشد؛ مثلا ممکن است بگویند: «گاو شاخ دارد». اشتباه زمانی رخ می‌دهد که پاسخ نادرستی بدهند، برای مثال اگر بگویند: «خرش شاخ دارد» و پاسخ نادرست بدهند، بازی به پایان می‌رسد و برنده مشخص می‌شود.[۹۰]

زنبور آسی بازی

بازیکنان دور هم حلقه می‌زنند و هر یک مشت گره کرده‌ی خود را بر روی مشت دیگران قرار می‌دهند. با شروع آهنگ «زنبور آسِی کند، کوچ کو بال بیه»، دست‌ها به نوبت حرکت می‌کند و مشت‌ها مانند پره‌های آسیاب می‌چرخند. این چرخش ادامه می‌یابد تا زمانی که مشت اولی به پایین‌ترین موقعیت برسد.

مشت بازیکن که در پایان بازی، در بالاترین جایگاه قرار بگیرد، به‌عنوان برنده اعلام می‌شود. برنده با مالش دست‌هایش به یکدیگر، خود را برای دریافت 3 ضربۀ نمادین آماده می‌کند. اما در این میان، هر اشتباه یا تعللی از سوی ضربه‌زننده، موجب بخشودگی ضربه‌ها می‌شود. این بازی ساده که آمیخته‌ای از ریتم، حرکت و شانس است، تمرینی برای هماهنگی و تمرکز به شمار می‌رود.[۹۱]

آکو باکو بازی 

در این بازی دو بازیکن دست‌های خود را کنار هم قرار می‌دهند و یکی از آنها با آهنگی خاص شروع به خواندن می‌کند:  

«آکو باکو، دنبه لاکو، چادو چنبر، بیدو انبر، القا زنجیر، کومی کوتور، دانی دونی، ترکش برکش...»  

پس از این ترانه، یکی از بازیکنان انگشتی را که به‌عنوان «انگشت حساب» مشخص شده است، بیرون می‌کشد. این روند ادامه پیدا می‌کند تا تنها دو انگشت باقی بماند. در این مرحله، بازیکن حسابگر جملهٔ پایانی را می‌خواند:  

«شبتل خور گاو پربی!» 

هر کس که انگشت او در پایان به عنوان شبتل‌خور انتخاب شود، بازنده محسوب می‌شود. مجازات بازنده این است که باید دست‌های خود را به هم بساید و ۳ ضربهٔ نمادین از حریف دریافت کند. این بازی ترکیبی از شانس، ریتم و سرگرمی است که در گذشته میان کودکان رواج داشت.[۹۲]

د. سرگرمی‌های فصلی و عمومی

این دسته از بازی‌ها عبارتند از:

تخم‌مرغ جنگی

بازی تخم مرغ‌ جنگی از جمله سرگرمی‌های سنتی و محبوب در افغانستان محسوب می‌شود که به‌ویژه در ایام نوروز در جاهای تفریحی و پارک‌های عمومی برگزار می‌شود. این بازی که نشان‌دهندۀ بخشی از فرهنگ عامۀ افغانستان است، با مشارکت گستردۀ اقشار مختلف جامعه از کودکان تا بزرگسالان رواج دارد.

در این بازی ساده اما جذاب، دو نفر با در دست‌داشتن تخم مرغ‌های آب‌پز سفت‌شده، تخم مرغ‌های خود را به یکدیگر می‌کوبند. تخم مرغی که در این برخورد زودتر شکسته شود، نشان‌دهندۀ بازنده‌بودن صاحب آن است و تخم مرغ شکسته‌شده به‌عنوان جایزه به برندۀ بازی تعلق می‌گیرد.

این بازی نه تنها در میان جوانان محبوبیت دارد، بلکه بسیاری از خانواده‌های افغانستانی نیز آن را به‌مثابۀ یک فعالیت جمعی و شاد در کنار سایر مراسم نوروزی انجام می‌دهند. این سنت دیرینه، علاوه‌بر ایجاد فضایی شاد و مفرح، به تقویت پیوندهای خانوادگی و اجتماعی نیز کمک می‌کند.[۹۳]

بازی یخمالک

در فصل زمستان که محدودیت‌های آب‌وهوایی و امکانات، امکان بازی‌های متعارف را در مناطق روستایی افغانستان محدود می‌سازد، بازی‌های سنتی مانند یخمالک و پاغُنده به‌عنوان سرگرمی‌های محبوب کودکان و نوجوانان مطرح می‌شود. این بازی‌ها که با کمترین امکانات و در ساده‌ترین فضاهای برفی اجرا می‌شوند، به‌عنوان بخشی از سنت‌های زمستانی این مناطق محسوب می‌شود. ترانه‌سراهای محلی، این بازی کودکانه و زمستانی را در قالب شعر کودکانه به‌تصویر کشده‌اند که به‌عنوان بخشی از فرهنگ شفاهی مردم افغانستان سینه‌ به سینه نقل شده و به نسل‌ها بعدی رسیده است:[۹۴]

یک‏روز برفی، در خانه بودمگُل بود بخاری، پروانه بودم
دیدم به حویلی، از پشت کلکینپاغُنده بازی، می‏کرد یاسین
آهسته رفتم، با شوق بسیاربر روی صُفّه، نزدیک دیوار
تا مادرم گفت، موزه بپوشمپاغُنده شد تیر، از بیخ گوشم
آن روز خوردم، از صبح تا شامدر روی حویلی، یخمالک آرام


۵. بازی‌های مبتنی بر شانس و حدس

در این بازی‌ها، عنصر شانس و توانایی حدس زدن نقش اصلی را ایفا می‌کند.

تاشه‌بازی

این بازی با دو گروه شش‌نفره یا بیشتر انجام می‌شود. ابتدا، اعضای هر گروه یارگیری می‌کنند و سپس با انداختن سنگ (تر یا خشک)، مشخص می‌شود که کدام گروه بازی را شروع می‌کند. گروه اول، شیء یا سنگی مخفی می‌کند و گروه دوم باید آن را پیدا کند.

اگر گروه دوم نتواند شیء مخفی‌شده را پیدا کند، گروه اول، افراد گروه مقابل را بر پشت خود سوار کرده دور میدان می‌چرخد. در این حالت، بازیکنان به‌صورت حرکت‌های دورانی ادامه می‌دهند تا به هر کدام از بازیگران برسند و بپرسند: «سواره یا پیاده؟» اگر بازیکن جواب دهد: «سواره»، باید بر پشت دیگران بماند و ادامه دهد. اگر پاسخ دهد: «پیاده»، آن فرد را از سواری برمی‌دارند.

تمام سه نفر که در این حالت، بازی را باخته‌اند، باید حریف خود را سواری دهند. پس از پایان سواری، بازی از نو آغاز می‌شود. اندازۀ دور میدان برای سواری، تعیین می‌شود و هر فرد می‌تواند 2 دور، دور میدان بچرخد. پس از چند دور، بازی گروهی پایان می‌پذیرد.[۹۵]  

تَشکِی بازی

این بازی با حداقل هشت نفر یا بیشتر اجرا می‌شود و در ابتدای بازی، بازیکنان پشت سر یکدیگر صف‌آرایی می‌کنند. سپس، یک نفر به‌عنوان سردسته انتخاب می‌شود. سردسته، تکه‌چوبی را در کف دست افراد قرار می‌دهد. فردی که در کنار فردی است که تکه چوب در دست او قرار گرفته است، باید به‌طور سریع متوجه شده و با پا از پشت به فرد مقابل ضربه بزند. در این حالت، شخص کارا باید تکه‌چوب را به سردسته برساند، تا سردسته نیز این تکه را در کف دست بازیکن دیگری بگذارد.

اگر هنگام قراردادن تکه‌چوب در کف دست یکی از بازیکنان، فرد کنار دستی او متوجه این کار نشود، شخص تکه‌چوب را برمی‌دارد و فرار می‌کند. در این صورت، فرد کنار دستی باید دوان دوان به دنبال او دویده و تکه‌چوب را از دست او بگیرد. اگر شخص تکه‌چوب را بگیرد و بتواند خودش را به محل مشخص شده (که از قبل تعیین شده است) برساند، فرد تعقیب‌کننده باید او را سوار بر کول خود کرده و تا محل صف بازیکنان او را همراهی کند. اگر شخص تعقیب‌کننده موفق شود تکه‌چوب را بگیرد، آن شخص را بر دوش خود سوار کرده و به صف بازیکنان برمی‌گرداند و این روند تا پایان بازی ادامه می‌یابد.[۹۶]

بازی غلغله شیطان

بازی «غلغله شیطان» نیز از سرگرمی‌های آموزشی و گروهی در میان کودکان و نوجوانان افغانستان شناخته می‌شود که در مناطق شهری و روستایی نزدیک به شهرها رواج دارد. این بازی که فراتر از یک فعالیت تفریحی ساده است، به‌صورت غیرمستقیم به آموزش قواعد اجتماعی، مسئولیت‌پذیری و کار گروهی می‌پردازد. نحوۀ اجرای بازی مبتنی بر ایجاد چندین گودال کوچک توسط شرکت‌کنندگان در اطراف یک گودال مرکزی به نام «خانه شیطان» است. بازیکنان به نوبت توپی را به سمت گودال مرکزی پرتاب می‌کنند و در صورت خطا در پرتاب و ورود توپ به گودال دیگران، صاحب آن گودال موظف است بر شانه پرتاب کننده بنشیند تا وی بتواند توپ را به درستی به مقصد برساند.

پیچیدگی آموزشی این بازی زمانی نمایان می‌شود که توپ با موفقیت به گودال مرکزی وارد شود. در این مرحله، تمامی بازیکنان متفرق شده و پرتاب کنندۀ اصلی باید با نشانه‌گرفتن یکی از آنها با توپ، فردی را برای انجام تکلیف نهایی انتخاب کند. فردی که مورد اصابت قرار گیرد، مسئولیت بازگرداندن توپ به گودال مرکزی را بر عهده می‌گیرد. این چرخۀ تعاملی مهارت‌های حرکتی و هدف‌گیری را تقویت می‌کند و مفاهیم مهمی چون پذیرش مسئولیت پیامدهای اعمال، احترام به نوبت و اهمیت همکاری گروهی را در قالب بازی به شرکت‌کنندگان می‌آموزد.‌[۹۷]

شاه‌دزدبازی

این بازی توسط گروهی بین ۵ تا ۱۰ نفر انجام می‌شود و از یک جعبۀ کبریت استفاده می‌شود. ابتدا، اعضا دور جعبه جمع می‌شوند و برای هر ضلع کبریت یک نام مانند شاه، دزد، وزیر و جلاد، انتخاب می‌کنند. سپس، نوبتی کبریت را بالا پرتاب می‌کنند و هنگامی که کبریت روی زمین می‌افتد، آن ضلع که روی زمین قرار می‌گیرد، مشخص می‌کند که چه کسی در آن لحظه شاه، وزیر، یا جلاد است. اگر روی زمین، تخت بیفتد، فرد از بازی رد می‌شود. در ادامه، فردی که شاه است، دستور می‌دهد تا جلاد دزد یا فرد خاصی را مجازات کند. مجازات ممکن است با صلاح‌دید شاه و به سختی انجام شود.

نوع دیگر این بازی، با کبریت و با استفاده از اعداد انجام می‌شود. در این حالت، هر ضلع کبریت، یک عدد خاص دارد. دو گروه جداگانه، نوبتی کبریت را پرتاب می‌کنند و اعداد روی زمین می‌ماند. سپس، جمع اعداد هر گروه محاسبه می‌شود. پس از آن، عدد بزرگ‌تر از عدد گروه مقابل کم می‌شود و نتیجه حاصل، تعداد ضربه‌هایی است که گروه برنده بر روی گروه مقابل می‌زند. این فرآیند تا تعیین برندۀ نهایی ادامه می‌یابد.[۹۸]

چم‌پوتک‌‌بازی

در چَم‌پُوتَک‌‌بازی دو گروه حداقل پنج نفره یا بیشتر شرکت می‌کنند. ابتدا، با قرعه‌کشی، تعیین می‌شود که چه کسی بازی را شروع می‌کند. برای این منظور، یک طرف سنگی را تر و آن را به سمت بالا پرتاب می‌کنند. گروهی که بر اساس نتیجۀ پرتاب، تصمیم می‌گیرد بازی را آغاز کند، با گرفتن همدیگر، سر خود را به هم می‌گیرند و اطراف خود را نمی‌بینند.

سپس، رییس یا سرگروه مقابل، چشم‌های سرگروه حریف را با یک دستمال می‌بندد. گروه خود را دستور می‌دهد که با دست، به سر یا پشت حریف بزنند. پس از این، سرگروه با صدای بلند، می‌پرسد: «که بود؟» اگر فرد زننده درست شناسایی شود، برندۀ بازی است. کسی که ضربه زده باید سر خودش را زیر چادر کند یا سرگروه چشمان او را می‌بندد. بازی تا زمانی ادامه پیدا می‌کند که با توافق کامل تمام اعضا، بازی خاتمه یابد.[۹۹]

بازی تق و جفت

این بازی به‌طور غالب در فصل تابستان، زمانی که هسته‌های باغ‌های میوه مانند زردآلو و بادام فراوان است، انجام می‌شود. روش بازی این است که یک بازیکن، تعدادی هسته را در کف دست مخفی می‌کند و از رقیب درخواست می‌کند که حدس بزند که آیا تعداد هسته‌ها جفت (زوج) است یا تک (فرد). اگر حدس رقیب درست باشد، برنده، هسته‌ها را می‌گیرد و صاحب آنها می‌شود. ولی اگر حدس اشتباه باشد، باید به مقدار هسته‌هایی که حدس زده، به برنده بدهد. طول زمانی این بازی به میزان هسته‌های مورد بازی بستگی دارد و به‌طور معمول بر اساس تعداد هسته‌ها تعیین می‌شود. این بازی، ساده و همزمان سرگرم‌کننده است و علاوه‌بر تفاوت در حدس، تمرین حافظه و دقت بازیگران را تقویت می‌کند.[۱۰۰]

کارکردهای بازی محلی افغانستان

حفظ و ترویج بازی‌های محلی و سنتی به‌عنوان میراث فرهنگی، نقشی حیاتی در انتقال ارزش‌های اصیل به نسل‌های آینده ایفا می‌کند. از منظر جامعه‌شناسی، این بازی‌ها نه‌تنها ابزاری برای تقویت هویت فرهنگی است، بلکه کارکردهای چندبعدی در حوزه‌های جسمانی، روانی و اجتماعی دارند. از جنبۀ جسمانی، موجب افزایش سرعت، قدرت، استقامت، چابکی و بهبود عملکرد سیستم قلبی-تنفسی می‌شوند. در بعد روانی، به تقویت هوش، ذکاوت، دقت، مهارت‌های ذهنی و اعتماد به نفس کمک می‌کنند. از منظر اجتماعی، این بازی‌ها با پرورش روحیۀ همکاری، تعاون، جوانمردی و مقاومت، به انسجام اجتماعی و تقویت ارزش‌های جمعی می‌انجامد. همچنین، به‌عنوان ابزاری برای پر کردن اوقات فراغت، از گرایش به رفتارهای پرخطر جلوگیری می‌کند. با وجود این مزایا، امروزه این بازی‌ها در میان کودکان و نوجوانان با کاهش اقبال مواجه است، حال‌آنکه می‌تواند حتی به‌عنوان برنامه‌های تمرینی مکمل در ورزش‌های مدرن نیز مورد استفاده قرار گیرد.[۱۰۱]

بازی‌های محلی با حیوانات در افغانستان

در میان ده‌ها بازی محلی و سنتی، جنگیدن برخی حیوانات و پرندگان، از دیگر بازی‌های محلی پرطرفدار و خشن در میان مردم افغانستان است. در میان بازی‌های خشن که طرفداران زیادی در میان باشندگان بومی و محلی، به‌خصوص برخی از دهات افغانستان دارد، جنگ شترها، جنگ سگ‌ها، جنگ کبک‌ها، جنگ خروس‌ها و جنگ بودنه‌ها (نوعی پرنده با نام محلی) بوده که پرهزینه‌ترین و مشهورترین آنها به «سگ‌جنگی» مشهور است. این پدیده در فصل‌های مختلف سال و به‌خصوص زمستان رونق بیشتری دارد. ولایت‌های کابل، قندهار، هرات، کندز و بلخ شاهد بیشترین برنامه‌های وسیع سگ‌جنگی طی سال‌های اخیر بوده است.

کارشناسان پدیدۀ سگ‌جنگی در افغانستان را به‌عنوان یک رفتار اجتماعی-فرهنگی پیچیده تحلیل می‌کند که ریشه در تحولات تاریخی ۱۵۰ سال اخیر این کشور دارد. بررسی تاریخی نشان می‌دهد این پدیدۀ خشن که با ارزش‌های اسلامی و سنت‌های اصیل افغانستانی در تضاد است، به‌طور عمده توسط گروه‌های صاحب قدرت و ثروت به‌عنوان نمادی از سلطه ترویج شده است. در دوران جنگ‌های اخیر، فرماندهان نظامی و زورمداران محلی با سرمایه‌گذاری کلان بر روی این پدیده، آن را به ابزاری برای نمایش قدرت و مشروعیت‌سازی اجتماعی تبدیل کردند. ساختار طبقاتی حاکم بر این پدیده نشان می‌دهد که سگ‌بازان به‌طور عمده از اقشار مرفه و صاحبان نفوذ سیاسی-اقتصادی هستند که با برگزاری مسابقات پرخرج، به تقویت پایگاه اجتماعی خود می‌پردازند.

از دیدگاه جامعه‌شناسی فرهنگی، این پدیده نمایانگر نوعی «خشونت نمادین» است که در آن حیوان‌آزاری به‌عنوان یک هنجار اجتماعی پذیرفته شده تثبیت می‌شود. گاهی هزینه‌های گزاف این مسابقات بین ۵۰۰۰ تا ۲۰/۰۰۰ دلار آن را به فعالیتی طبقاتی تبدیل کرده که توسط نخبگان قدرت حمایت می‌شود.

بررسی‌های در سال‌های اخیر نشان می‌دهد جامعۀ دینی، جوانان تحصیلکرده و فرهنگیان به این سنت خشونت‌آمیز علاقۀ چندانی ندارند. علمای دینی از طریق منابر، مساجد و رسانه‌ها جنگ حیوانات و پرنده‌ها را غیراسلامی و خلاف دستورات شریعت اعلام کرده‌اند، اما اثر آنچنانی در میان مردم نداشته و مقاومت این پدیده در برابر فتوای علمای اسلامی نشان می‌دهد که کارکردهای اجتماعی-سیاسی آن تحت تأثیر شرایط جنگ و بحران هویت در افغانستان شکل گرفته و تداوم یافته است.[۱۰۲]

پانویس

  1. دهخدا، لغت‌نامه، 1377ش، ج3، ص3239.
  2. سعیدی کیا، «بازی‌های بومی و محلی مبتنی بر سبک زندگی ایرانی»، وب‌سایت سیلیویکا.
  3. «​بازهای محلی هرات منتشر شد/ از بزکشی تا هفت سنگ»»، خبرگزاری ایبنا.
  4. سعیدی کیا، «بازی‌های بومی و محلی مبتنی بر سبک زندگی ایرانی»، وب‌سایت سیلیویکا.
  5. «​بازهای محلی هرات منتشر شد/ از بزکشی تا هفت سنگ»»، خبرگزاری ایبنا.
  6. «​بازهای محلی هرات منتشر شد/ از بزکشی تا هفت سنگ»»، خبرگزاری ایبنا.
  7. وفایی، «جنگ سگ‌ها؛ از تفریح تا تجارت»، وب‌سایت روزنامۀ مشرق.
  8. بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، دانشنامۀ جهان اسلام، 1375ش، ج1، ص209.
  9. «​بازهای محلی هرات منتشر شد/ از بزکشی تا هفت سنگ»»، خبرگزاری ایبنا.
  10. «نگاهی به بازی‌های سنتی مردم افغانستان در نوروز + عکس»، وب‌سایت شهرآرا نیوز.
  11. «​بازهای محلی هرات منتشر شد/ از بزکشی تا هفت سنگ»»، خبرگزاری ایبنا.
  12. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  13. سعیدی کیا، «بازی‌های بومی و محلی مبتنی بر سبک زندگی ایرانی»، وب‌سایت سیلیویکا.
  14. دهخدا، لغت‌نامه، 1377ش، ج3، ص3239.
  15. مشیری، روش بازی الک‌دولک،‌ 1383ش، ص58.
  16. رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
  17. رضوانفر، بازی‌های بومی و محلی ايران، ۱۳۹۰ش، ص35.
  18. رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
  19. رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
  20. رضوانفر، بازی‌های بومی و محلی ايران، ۱۳۹۰ش، ص35 و رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
  21. رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
  22. گروهی از نویسندگان، شناسنامه غور، 1398ش، ص170.
  23. رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
  24. مشیری، روش بازی الک دولک،‌ 1383ش، ص58.
  25. «نحوه بازی محلی چوب توپ»، وب‌سایت بیتوته؛ گروهی از نویسندگان، شناسنامه غور، 1398ش، ص170.
  26. «نحوه بازی محلی چوب توپ»، وب‌سایت بیتوته.
  27. . رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
  28. . رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
  29. . گروهی از نویسندگان، شناسنامه غور، 1398ش، ص170
  30. . رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
  31. . رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
  32. . رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
  33. . گروهی از نویسندگان، «شناسنامه غور»، 1398ش، ص170؛ رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
  34. . رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
  35. . رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
  36. . رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
  37. «بازی محلی کلاه بُردَک»، وبلاگ باغ.
  38. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  39. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  40. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  41. «​بازهای محلی هرات منتشر شد/ از بزکشی تا هفت سنگ»»، خبرگزاری ایبنا.
  42. «​بازهای محلی هرات منتشر شد/ از بزکشی تا هفت سنگ»»، خبرگزاری ایبنا.
  43. «سنگ‌بازی افغانستانی‌ها»، وب‌سایت مجلۀ ویستا.
  44. «​بازهای محلی هرات منتشر شد/ از بزکشی تا هفت سنگ»»، خبرگزاری ایبنا.
  45. «پخش رقابت‌های لیگ برتر غورسی به زودی از تلویزیون‌های طلوع و لمر»، وب‌سایت طلوع‌نیوز.
  46. «غورسی بازی‌ سنتی و محلی مردم افغانستان»، خبرگزاری میزان.
  47. «پخش رقابت‌های لیگ برتر غورسی به زودی از تلویزیون‌های طلوع و لمر»، وب‌سایت طلوع‌نیوز.
  48. «​بازهای محلی هرات منتشر شد/ از بزکشی تا هفت سنگ»، خبرگزاری ایبنا.
  49. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  50. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  51. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  52. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  53. . «یک قل دو قل؛ سخت و سنگی اما دوست داشتنی»، وب‌سایت سیو طب.
  54. «یک قل دو قل؛ سخت و سنگی اما دوست داشتنی»، وب‌سایت سیو طب.
  55. «معرفی بازی ایرانی: یه قل دو قل»، وب‌سایت تابناک جوان؛ رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
  56. رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
  57. رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
  58. رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266. «یک قل دو قل؛ سخت و سنگی اما دوست داشتنی»، وب‌سایت سیو طب.
  59. رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
  60. رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص266.
  61. . «یک قل دو قل؛ سخت و سنگی اما دوست داشتنی»، وب‌سایت سیو طب.
  62. . «یک قل دو قل؛ سخت و سنگی اما دوست داشتنی»، وب‌سایت سیو طب.
  63. «شیغی، قدیمی‌ترین بازی مرسوم بین مردم افغانستان»، خبرگزاری میزان.
  64. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  65. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  66. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  67. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  68. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  69. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  70. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  71. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  72. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  73. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  74. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  75. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  76. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  77. «گدی‌پران پرطرفدارترین بازی سنتی مردم افغانستان»، خبرگزاری میزان.
  78. «تفریحات نوروزی در افغانستان؛ از بُزکشی تا گودی پران بازی»، وب‌سایت آی فیلم.
  79. «برگزاری جشنواره گودی پران بازی با شعار«یک قلب و دو ملت» در تهران»، وب‌سایت آی فیلم.
  80. «گودی پرانی به آرزوی صلح و سعادت (عکس)»، وب‌سایت شبکۀ اطلاع‌راسانی افغانستان.
  81. «ناگفته‌های خالد حسینی از افغانستان و بادبادک‌باز»، خبرگزاری ایسنا.
  82. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  83. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  84. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  85. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  86. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  87. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  88. جمعی از نویسندگان، دانشنامۀ هزاره، 1399ش، ص956.
  89. «آبوبه جان بازی دختران افغانستان»، خبرگزاری میزان.
  90. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  91. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  92. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  93. «نگاهی به بازی‌های سنتی مردم افغانستان در عید نوروز + عکس»، خبرگزاری فارس.
  94. «یخمالک»، وبلاگ باغ.
  95. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  96. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  97. «​بازهای محلی هرات منتشر شد/ از بزکشی تا هفت سنگ»»، خبرگزاری ایبنا.
  98. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  99. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  100. «درنگی بر بازی های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  101. اندام و دیگران، «بررسی موانع توسعه بازی‌های بومی و محلی از دیدگاه دانشجویان»، 1394ش، ص59.
  102. وفایی، «جنگ سگ‌ها؛ از تفریح تا تجارت»، وب‌سایت روزنامۀ مشرق.

منابع

  • «آبوبه جان بازی دختران افغانستان»، خبرگزاری میزان، تاریخ درج مطلب: 4 فروردین 1395ش.
  • اندام، رضا و دیگران، «بررسی موانع توسعه بازی‌های بومی و محلی از دیدگاه دانشجویان»، مجلۀ پژوهش‌های کاربردی در مدیریت شمارۀ 14، 1394ش.
  • «​بازهای محلی هرات منتشر شد/ از بزکشی تا هفت سنگ»، خبرگزاری ایبنا، تاریخ درج مطلب: ۲۹ اسفند ۱۳۹۸ش.
  • باقری، وفا، «ورزش‌های ملی افغانستان، بزکشی»، تاریخ بازدید: 26 فروردین 1402ش.
  • «برگزاری جشنواره گودی پران بازی با شعار«یک قلب و دو ملت» در تهران»، وب‌سایت آی فیلم، تاریخ بازدید: 12 خرداد 1404ش.
  • «بزکشی، ورزش سنتی افغانستان»، وب‌سایت آپارات، تاریخ بازدید: 19 فروردین 1402ش.
  • بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، دانشنامۀ جهان اسلام، تهران، بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، 1375ش.
  • «پخش رقابت‌های لیگ برتر غورسی به زودی از تلویزیون‌های طلوع و لمر»، وب‌سایت طلوع‌نیوز، تاریخ درج مطلب: 14 مرداد 1401ش.
  • «پول افغان‌ها در گذر زمان»، وب‌سایت بیمۀ سلامت، تاریخ درج مطلب: 1 اسفند 1385ش.
  • پیمان، عارف، «تاریخچۀ مختصری از بازی بزکشی»، وب‌سایت ریاست عمومی تربیت‌بدنی و ورزش افغانستان، تاریخ درج مطلب: حمل (فروردین) 1400ش.
  • «تاریخچۀ ورزش بزکشی در افغانستان»، وب‌سایت آپارات، تاریخ بازدید: 26 فروردین 1402ش.
  • «تفریحات نوروزی در افغانستان؛ از بُزکشی تا گودی پران بازی»، وب‌سایت آی فیلم، تاریخ درج مطلب: 12 خرداد 1404ش.
  • «درنگی بر بازی‌های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک، تاریخ بازدید: 12 خرداد 1404ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، تهران، دانشگاه تهران، 1377ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر، فرهنگ فارسی دهخدا، ذیل واژۀ بازی، وب‌سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: 11 خرداد 1404ش.
  • رهیاب (بلخی)، سید حسین، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و جتماع)، قم، صبح امید دانش، 1401ش.
  • رضوانفر، مرتضی، بازی‌های بومی و محلی ايران، آباد‌بوم، ۱۳۹۰ش.
  • سعیدی کیا، «بازی های بومی و محلی مبتنی بر سبک زندگی ایرانی»، وب‌سایت سیلیویکا، تاریخ درج مطلب: 9 اسفند 1402ش.
  • «سنگ‌بازی افغانستانی‌ها»، وب‌سایت مجلۀ ویستا، تاریخ درج مطلب: ۱۲ خرداد ۱۴۰۴ ش.
  • «شیغی، قدیمی‌ترین بازی مرسوم بین مردم افغانستان»، خبرگزاری میزان، تاریخ درج مطلب: 22 شهريور 1395ش.
  • عابدوف، دادا جان، آداب، آیین‌ها و باورهای مردم افغانستان، ترجمۀ بهرام امیر احمدیان، کابل، انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان، 1393ش.
  • «غورسی بازی‌ سنتی و محلی مردم افغانستان»، خبرگزاری میزان، تاریخ درج مطلب: 20 مهر 1395ش.
  • گروهی از نویسندگان، شناسنامه غور، کابل، پرند و انجمن ادبی غور، 1398ش.
  • «گودی‌پرانی به آرزوی صلح و سعادت (عکس)»، وب‌سایت شبکۀ اطلاع‌راسانی افغانستان، تاریخ درج مطلب: 16 فروردین 1394ش.
  • «گدی‌پران پرطرفدارترین بازی سنتی مردم افغانستان»، خبرگزاری میزان، تاریخ درج مطلب: 28 شهريور 1395ش.
  • «معرفی بازی ایرانی: یک قول دوقول، تابناک جوان«، تاریخ درج مطلب: 25 اردیبهشت 1401ش.
  • «مسابقۀ بزکشی: ورزش معنوی افغانستان»، وب‌سایت آپارات، تاریخ بازدید: 26 فروردین 1402ش.
  • مشیری، ژیلا، روش بازی الک دولک،‌ پژوهشکده مردم‌شناسی، ۱۳۸۳ش.
  • میر‌فخرایی، مریم، «بزکشی»، مرکز دائرۀ‌المعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 12 شهریور 1399ش.
  • میرزایی، زهرا، «بزکشی نبردی میان دلیران افغان»، وب‌سایت کارناوال، تاریخ بازدید: 26 فروردین 1402ش.
  • «ناگفته‌های خالد حسینی از افغانستان و بادبادک‌باز»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مطلب: 26 شهریور 1393ش.
  • «نحوه بازی محلی چوب توپ»، وب‌سایت بیتوته، تاریخ بازدید: 12 دی‌ماه 1401ش.
  • «نگاهی به بازی‌های سنتی مردم افغانستان در نوروز + عکس»، وب‌سایت شهرآرا نیوز، تاریخ درج مطلب: 7 فروردین 1400ش.
  • «نگاهی به بازی‌های سنتی مردم افغانستان در عید نوروز + عکس»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: 24 اسفند 1390ش.
  • وایتنی، آزوی، «بزکشی»، وب‌سایت دانشنامۀ جهان اسلام، تاریخ بازدید: 19 اردیبهشت 1402ش.
  • «ورزش بزکشی چیست؟»، خبرگزاری ایمنا، تاریخ درج مطلب: 6 آبان 1399ش.
  • وفایی، مختار، «جنگ سگ‌ها؛ از تفریح تا تجارت»، وب‌سایت روزنامۀ مشرق، تاریخ درج مطلب: 20 اسفند 1392ش.
  • «یخمالک»، وبلاگ باغ، تاریخ بازدید: 12 خرداد 1404ش.
  • «یک قل دو قل؛ سخت و سنگی اما دوست داشتنی»، وب‌سایت سیو طب، تاریخ بارگذاری: 14 آذر 1400ش.