آشپزی
آشپزی؛ هنر و مهارت پختن و آماده کردن خوراک.
آشپزی، مهارت آمادهسازی غذا با استفاده از گرما یا بدون آن است. هنر آشپزی در بیشتر جوامع، ابتدا در دربار پادشاهان و اشراف پرورانده شده و سپس در سطوح پایینتر جامعه گسترش یافته است؛ اما این هنر میان ایرانیان از چنان جایگاهی برخوردار بود که تفاوت چندانی در خانه و دربار نداشت. بشر پس از آنکه آتش را کشف کرد خیلی زود آن را در پختوپز انواع خوراکها بهکار گرفت. تغییرات عمیقی که آتش در بافت، طعم، رنگ و خواص خوراکیها ایجاد میکند ذائقه بشر را از خامخواری به غذاهای پختهشده تغییر داد.
دیوارنگارههای ثبت شده در غارها، نخستین رویدادهای مربوط به آشپزی با استفاده از آتش را به تصویر کشیدهاند. امروزه روشهای پختن غذا مختلف است، ازجمله پختن در تنور و سایر لوازم جدید مثل ماکروفر؛ آبپز کردن/ بخارپز کردن؛ پختن با شعله مستقیم مثل استفاده از زغال، باربیکیو یا اجاق گاز؛ پختن غیرمستقیم غذا مثل استفاده از شن و ماسه؛ سرخ کردن/ تفت دادن (استفاده از روغن) و جوشاندن.
واژهشناسی
آشپزی در کتابهای لغت بهمعنای پختوپز، طباخی و خوراکپزی آمده و در اصطلاح به سازوکار آماده کردن غذاهای گوناگون بر اساس شیوههای متنوع و با استفاده از ابزارآلات مختلف گفته میشود. به فردی که کار تهیه و آمادهسازی غذا را بر عهده دارد «آشپز» و به روشهای پختن غذاها «برنامه آشپزی» میگویند. «سرآشپز» نیز فردی است که بهصورت حرفهای آشپزی میکند و نظارت بر آشپزهای دیگر را در رستورانها یا آشپزخانههای بزرگ بر عهده دارد.
اهمیت و کارکرد
آشپزی، تنها محدود به دستور پخت غذاها نیست، بلکه از عوامل زیادی مانند عناصر جغرافیایی ـ تاریخی نیز اثر میپذیرد. عالمان رشتههایی همچون پزشکی، هنر، جغرافیا، تاریخ، ادبیات، انسانشناسی و جامعهشناسی، بهمنظور شناخت فضای زندگی انسانها همواره به سراغ فرهنگِ خورد و خوراک آنها میروند؛ بنابراین، انواع خوراکیها و نحوهٔ مصرف آنها در هر جامعه میتواند بستر مطالعاتی در حوزههای مختلف علمی باشد.[۱]
بسیاری از انسانشناسان و جامعهشناسان با بررسی آشپزی به شیوههای رفتاری، فرهنگ، باور، عقاید و انگارههای دینی ـ مذهبی مردم در جوامع مختلف دست یافتهاند. برای مثال، بسیاری از اندیشمندان حوزه آشپزی، در مطالعات خود به بررسی خاستگاه سفرهآرایی، انواع خوراکیها، رابطه متقابل پخت و آرایش غذا، آداب غذا خوردن، نقش غذا در شناسایی تفاوتهای قومی و طبقه اجتماعی، مَنِش و خصلت افراد در جوامع مختلف پرداختهاند. در سالهای اخیر ثابت شده که آشپزی حتی در حوزه دانش زبانشناسی نیز اهمیت دارد و بر اساس آن میتوان جهان امروز را به مناطقی مشخص تقسیم کرد، مناطقی با شیوههای آشپزی مشابه و روشهای پخت مشترک غذا. برای مثال، برنج خوراک اصلی مردم در آسیای شرقی است، یا آنکه مردم در هند و اندونزی از ادویهجات و چاشنیها بسیار استفاده میکنند.
در فرهنگها
ویژگیهایی مانند خوشمزگی، آداب سرو غذا، فلسفه و منطق مذهبی، سیاسی، پزشکی و اجتماعی نهفته در غذاهای هر جامعه، تا حد زیادی بیانگر ساختار فرهنگی ـ مذهبی آن جامعه است. خوشطعم بودن معمولاً یک مسئلهٔ سلیقهای است و از یک داوری شخصی نشأت میگیرد که همانند مُد در جوامع، همواره در حال تغییر است. آداب غذا خوردن مانند آرامش یا شتاب در صرف غذا، بیانگر منش، شأن و شخصیت افراد است. برخی از غذاها نیز گاه نماد قداست و ارزشمندی میشوند و به اصطلاح زبان استعاری مییابند؛ مانند نان در میان مردم ایران که گاهی معنای ضمنی دارد و جایگزینی برای واژه غذا میباشد. زبان مذهبی غذاها نیز طیف پاکی و ناپاکی، حلال و حرام، متبرک و نذری و قربانی را شامل میشود. حوزه آشپزی حتی با حوزهٔ سیاست نیز درآمیخته است؛ برخی غذاها نشاندهنده جایگاه و طبقه اجتماعی افراد هستند، مثلاً حاکمان و اشراف همواره در جشنها و مهمانیهای خود بهترین غذاها را تهیه میکنند که آن را زبان سیاسی غذاها مینامند.[۲]
ارزش درمانی، طبیعت سرد و گرم غذاها، فواید و مضرات نهفته در آنها نیز در حوزه طب و پزشکی بررسی میشود. هنوز باورهایی در رابطه با خواص جادویی برخی غذاها در سرزمینهای شرقی وجود دارد؛ برای مثال، برخی بهدلیل خاصیت پیشگیرانه سیر از بعضی آفات و امراض، آن را به گردن کودک خود آویزان میکنند؛ یا گروهی دیگر غذاها را بر اساس رنگ آنها طبقهبندی کردهاند و خوراکیهای با رنگ زرد را موجب نشاط و شادابی و رنگهای تیره را بدشگون و موجب بداقبالی دانستهاند.[۳]
آشپزی همواره به سبک زندگی اقوام مختلف بستگی داشته است؛ مثلاً خوراک مردم شمال ایران، غالباً برنج و ماهی و گوشت پرندگانی همچون اردک و مرغابی بود. آنها از چاشنیهایی مانند آبلیمو، سرکه، ربانار و از نوشیدنیهای ترش استفاده میکنند. در مناطق دیگر ایران، قوت غالب مردم، نان و گوشت بوده است. آش و آبگوشت غذای روزانه مردم را تشکیل میداده است.[۴]
تاریخچه
آشپزی در ایران
دوره ساسانیان
قدیمیترین مکتوبات دربارهٔ آشپزی ایرانیان به دوره ساسانیان برمیگردد. اشاراتی به مهارت آشپزی، که در زبان پهلوی به آن «خوالیگری» میگفتند، در رسالهٔ «خسرو و ریدک» صورت گرفته است. در این متن، خسرو پرویز با غلامی بهنام ریدک بهتفصیل دربارهٔ انواع خوراکها، شیوه طبخ و آرایش آنها، انواع خوراکهای گوشتی گرم و سرد، نوشیدنیها، شیرینیها و مرباها سخن میگوید.[۵] برخی منابع تاریخی به دستور پادشاهان، برای تهیه خوراکهای ساده در دوران جنگ و قحطی اشاره دارد.[۶] یکی از خوراکهای ساده تهیه شده توسط آشپزان دوره ساسانی، نان، نمک، سبزی، سرکه و «بزماورد» بوده که غذایی شبیه ساندویچ و تهیه شده از گوشت پخته و خاگینه و تره است.[۷]
در ارتباط با آشپزی، آیینهای ویژهٔ سفرهآرایی و مهمانداری نیز در برخی کتب دوران پیش از اسلام مورد توجه بود. این آئینها بیانگر آداب سفرهگستران، تهیه انواع خوراکها، مهمانی دادن و بزمآرایی در فرهنگ کهن ایرانی است. دعا کردن در کنار سفره، خاموش ماندن هنگام صرف غذا، پرهیز از پرخوری، استفاده از دستمال سفره تمیز و سفید، دست دراز نکردن برای گرفتن غذای دور از دسترس، لقمههای کوچک برداشتن، آرام غذا خوردن و درست جویدن آن، پاک نکردن دستهای آلوده به غذا با لباس، برنداشتن غذا با کارد و آداب دست کشیدن از غذا، از رفتارهای ثبت شده در فرهنگ آشپزی و غذا خوردن ایرانیان است که عدم اجرای آنها، جریمههایی از جمله تنزل جایگاه اجتماعی را در پی داشت.[۸]
پس از اسلام
با ورود اسلام به ایران، بسیاری از شیوههای پختوپز ایرانیان دگرگون شد؛ اما برخی از هنجارهای غذایی ایرانیان همچنان باقی ماند و حتی به دیگر کشورهای مسلمان نیز وارد شد که شامل برخی شیوههای طبخ غذا و تهیهٔ نوشیدنیها و نحوه مصرف آنها بود.[۹] در دوره عباسیان، اعراب با فرهنگ غذایی ایرانیان آشنایی بیشتری پیدا کردند.[۱۰] بره یا بزغاله بریان، مرغ شکمپر، تخممرغ نیمرو، پنیر تند، سرکه تیز و شکر اهوازی، هلیم (حلیم) و شلهزرد از غذاهای ایرانی بود که در کشورهای عربزبان با استقبال خوبی روبرو شد. گستردگی خلافت عباسی موجب شد که عربها بسیاری از روشهای آشپزی ایرانی را با عناصر غیرایرانی مانند یونانی، مغربی و اندلسی ترکیب کردند و سبک آشپزی نوینی را پدیدآوردند. این فرهنگ آشپزیِ ترکیبی که رنگوبوی عربی یافته بود، پس از مدتها به ایران نیز انتقال یافت. این انتقال، سبب تغییر برخی لغات فارسی به عربی نیز شد مانند تغییر لغت خورش به قلیه، بنشن به حبوبات، داروهای گرم به ادویه، افشره به شربت و شاهسپرم به ریحان.
با ورود اسلام به ایران، همراه با تغییر هنجارهای اجتماعی، بسیاری از شیوههای پختوپز و غذا خوردن ایرانیان نیز دگرگون شد؛ اما برخی از هنجارهای غذایی ایرانیان همچنان باقی ماند و حتی به دیگر کشورهای مسلمان نیز وارد شد که شامل برخی شیوههای طبخ غذا و تهیهٔ نوشیدنیها و نحوه مصرف آنها بود.[۱۱] بسیاری از این آداب تا سده ۴ و ۵ق توسط حاکمان مسلمان نیز اجرایی میشد.[۱۲]
نظام غذایی اعراب بادیهنشین، به دلیل شرایط اقلیمی و جغرافیایی نامناسب آنها نسبت به ایرانیان، بسیار ساده بود؛[۱۳] اما در دوره عباسیان، اعراب با تمدن و فرهنگ غذایی ایرانیان آشنایی بیشتری پیدا کردند و این انتقال فرهنگی موجب تنوع و تجمل در سفرههای اعراب شد.[۱۴] بره یا بزغالهٔ بریان، مرغ شکمپر، تخممرغ نیمرو، پنیر تند، سرکه تیز و شکر اهوازی، هلیم (حلیم) و شلهزرد از غذاهای ایرانی بود که در کشورهای عربزبان با استقبال خوبی روبرو شد. گستردگی خلافت عباسی موجب شد که عربها بسیاری از روشهای آشپزی ایرانی را با عناصر غیرایرانی مانند یونانی، مغربی و اندلسی ترکیب کردند و سبک آشپزی نوینی را پدیدآوردند.[۱۵] این فرهنگ آشپزیِ ترکیبی که رنگ و بوی عربی یافته بود، پس از مدتها به ایران نیز انتقال یافت. این انتقال، سبب تغییر برخی لغات فارسی به عربی نیز شد مانند تغییر لغت خورش به قلیه، بنشن به حبوبات، داروهای گرم به ادویه، افشره به شربت و شاهسپرم به ریحان.[۱۶]
دوره سلجوقی و ایلخانی
سلجوقیان، ایلخانیان و گورکانیان نیز در زمان حکومت بر ایران، با وجود فاصله چشمگیر فرهنگ غذایی، فرهنگ و آیین آشپزی ایرانیان را پذیرفتند. البته برخی از ویژگیهای آشپزی و خورد و خوراک ترکان نیز در آشپزی ایرانیان نفوذ کرد. بارزترین آن، واژه ترکی «قروت» بهمعنای کشک است و «قرهقروت» بهمعنای کشک سیاه. خوراک ترکی «بورک» که تا سده ۸ق بین ایرانیان رواج داشت نیز نشانه تأثیر آشپزی اقوام آسیای میانه و قوم مغول است که در گذر زمان از فرهنگ غذایی ایرانیان حذف شد.
دوره مغولان و تیموری
قوم مغول و تیموریان در ابتدا به خوردن هر نوع گوشتی اعم از گوشت گرگ، روباه، موش و غیره تمایل داشتند و شیر اسب، نوشابه مورد علاقه آنها بود؛ اما آنها با اثرپذیری از فرهنگ غذایی ایرانیان، به پخت نان، برنج و ماهی و دیگر آداب غذا خوردن ایرانیان روی آوردند.
صفویه
در گزارشهای تاریخی از دوره صفویه، به انواع پلو، قلیه، آش و آردینه، بورانی، کوکو، دلمه و کوفته اشاره شده است. در آن روزگار، بشقاب اختصاصی رایج نبود و غذا را در دیس یا مجمعهای بزرگ میریختند و جلوی چند مهمان قرار میدادند و همگان غذا را با دست میخوردند.[۱۷] مهمانها دستان خود را پیش و پس از سفره، به کمک خدمتکاران و گاهی به کمک خود میزبان با آفتابه و لگن میشستند.[۱۸] در فرهنگ غذایی ایرانیان، بیشتر مردم صبحانه و نهار مختصری شامل نان و ماست، پنیر و میوه میخوردند و شام را بهصورت مفصل در کنار سایر اعضای خانواده میل میکردند که شامل پلو، یخنی، بریانی و غیره بود.[۱۹]
آشپزی در فرهنگ ملل
آشپزی در فرهنگ ایرانی
در گذشته، شیوههای هنر آشپزی در جهان را به سه گروه: ایرانی، چینی و رومی تقسیم میکردند که در هر سه گروه، محصولات کشاورزی شامل غلات و دانههای روغنی، میوهها و سبزیجات، گوشت و لبنیات مواد اولیهٔ آشپزی را تشکیل میدهند. گندم و برنج از دیرباز، عمدهترین محصولات قابل کشت در ایران بودهاند، بنابراین، سبد غذایی ایرانیان همواره شامل خوراکهای آردی و برنجی است.[۲۰] جامعهٔ دامداران و عشایر ایران نیز نقش مهمی در تولید لبنیات و گوشت داشتند و غذای اصلی ایلات، معمولاً غلات و لبنیات بوده است.
آشپزی ایرانیان، همواره به سبک زندگی اقوام مختلف بستگی داشت؛ مثلاً خوراک مردم شمال، غالباً برنج و ماهی و گوشت پرندگانی همچون اردک و مرغابی بود. آنها از چاشنیهایی مانند آبلیمو، سرکه، ربانار و از نوشیدنیهای ترش استفاده میکردند.[۲۱] در مناطق دیگر ایران، قوت غالب مردم، نان و گوشت بود. آش و آبگوشت غذای روزانه مردم را تشکیل میداد.
آشپزی، نزد ایرانیان همواره بهعنوان یک هنر و مهارت، مورد توجه بوده و چند ویژگی مشترک دارد:
- خوراکهای اصلی، دستور پخت یکسانی دارند. این خوراکها میتوانند منبعی برای نوآوری و تولید غذاهای جدید باشد که لازمهٔ آن، ترکیب مواد با یکدیگر و کمی ابتکار و سلیقه آشپز است؛
- خوراکهای ایرانی غالباً طعم، رنگ و بوی ملایم و متعادلی دارند و از چاشنیهای تند در آنها استفاده نمیشود.
- برای پخت غذاهای ایرانی، عموماً به حرارتی ملایم و یکنواخت نیاز است، برای مثال، پلو، چلو و اغلب خورشهای ایرانی با حرارت ملایم طبخ میشوند.
- از نوآوریهای آشپزی ایران، همراهی خورش با پلو است که در تمام مناطق ایران، به دلیل ارزانتر بودن موادی همچون بنشن، ترهبار و سبزی در مقایسه با گوشت، انجام میشد.[۲۲]
با نفوذ فرهنگ غربی، شتاب حاصل از زندگی ماشینی در تمام دنیا و روی آوردن مردم به خوراکهای آماده در شهرهای بزرگ، امروزه آشپزی ایرانی دیگر همچون گذشته رونقی ندارد و ذائقهٔ مردم تغییر کرده است.[۲۳]
کتابشناسی
بنابر متون تاریخی معتبر، از سده ۳ و ۴ق، اکثریت نویسندگان همواره بخشی از کتب خود را به خوراک، نوشیدنیها و آداب غذا خوردن و آشپزی ایرانی اختصاص میدادند. در این کتابها نکاتی دربارهٔ چگونگی طبخ شیرینی و طرز چیدمان آنها در سبد یا سینی، تهیه خورشها و اضافه کردن چاشنیها و ادویههای مختلف به آنها، آداب شستن دستها در برابر میزبان و خداحافظی کردن بیان شده است. بنابر متون تاریخی، از سده سوم و چهارم قمری، نویسندگان همواره بخشی از کتابهای خود را به خوراک، نوشیدنیها، و آداب آشپزی ایرانی اختصاص میدادند. در این کتابها نکاتی دربارهٔ چگونگی طبخ، افزودن چاشنیها، و آداب غذا خوردن مانند شستن دستها بیان شده است. شیوهها و اصطلاحات فارسی در نوشتههای نویسندگان عرب، بیانگر تأثیر عمیق مکتب آشپزی ایرانی بر دربارهای شام، مصر و بغداد است. برخی رسالههای آشپزی دوره گورکانیان هند نیز که بیانگر آشپزی ایرانی ـ هندی است، به زبان فارسی ترجمه شده است. حذف گَرَم مسالا (گرم مصالح، داروهای گرم یا ادویه) از آشپزی آن دوره، ما را به آشپزی دوره تیموریان میرساند.[۲۴] شیوههای طبخ غذا، واژهها و اصطلاحات فارسی رایج در هنر آشپزی نویسندگان عربی بیانگر تأثیر گرفتن درباریان شام، مصر و بغداد از مکتب آشپزی ایرانی است. همچنین نویسندگان فارسیزبان، کتابهای مستقلی را از دیرباز به حوزه آشپزی اختصاص دادهاند:
- «کلیات» اثر بسحاق اطعمهٔ شیرازی (به زبان شعر و طنز).
- «کارنامه» نوشته محمدعلی باورچی (دوره شاه اسماعیل صفوی).
- «ماده الحیوه» اثر نورالله، آشپز شاهعباس اول.
- «نان و نمک» از سیدمحمدافضل صاحب (دوره حکومت مغول).
- «کارنامه» اثر نادرمیرزا (دوره قاجار).
- «سفره اطعمه» نوشته میرزا علیاکبر خان کاشانی، آشپزباشی ناصرالدینشاه قاجار.
پانویس
- ↑ Fragner, "From the Caucasus to the Roof of the World: A Culinary Adventure» , 1994 , p49-50;
Roden, A Book of Middle Eastern Food, 1968, p7. - ↑ Roden, A Book of Middle Eastern Food, 1968, p16.
- ↑ Roden, A Book of Middle Eastern Food, 1968, p16.
- ↑ خوجکو، سرزمین گیلان، ۱۳۵۴ش، ص۸۸–۹۰؛ بازن، گیلان و آذربایجان شرقی، ۱۳۶۵ش، ص۱۵۷–۱۶۰.
- ↑ ثعالبی مرغنی، غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم، ۱۹۰۰م، ص705 و 706.
- ↑ جاحظ، التاج، ۱۹۷۰م، ص۱۷۳.
- ↑ دهخدا، لغتنامه دهخدا، ذیل واژه بزماورد، سایت واژهیاب، تاریخ بازدید: 7 مهر 1400ش.
- ↑ جاحظ، التاج، ۱۹۷۰م، ص۲۱–۲۸، ۱۷۳ و ۱۷۴.
- ↑ Roden, A Book of Middle Eastern Food, 1968, p9.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ج4، ۱۴۱۱ق، ص31-392.
- ↑ Roden, A Book of Middle Eastern Food, 1968, p9.
- ↑ امام شوشتری، «هنر زیبای خوراکپزی و خوانآرایی در ایران باستان»، ۱۳۵۳ش، ص141.
- ↑ زرینکوب، از چیزهای دیگر، ۱۳۵۶ش، ص۱۳.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ج4، ۱۴۱۱ق، ص31-392.
- ↑ Rodinson, "Recherches sur les documents arabes relatif à la cuisine» , 1949, p99-100;
- ↑ دریابندری، مستطاب آشپزی، ۱۳۸۴ش، ص94-96.
- ↑ راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ج6، ۱۳۶۳ش، ص466.
- ↑ واله، سفرنامه، ۱۳۴۸ش، ص۲۷ و ۲۲۰.
- ↑ ناطق، «کتاب دولت ایران»، ۱۳۵۴ش، ص۸۵۶؛ کارری، سفرنامه، ۱۳۴۸ش، ص۱۴۵ و ۱۴۶.
- ↑ مقدسی، احسنالتقاسیم، ۱۹۰۶م، ص۲۷۱؛ ابنحوقل، صورةالارض، ۱۹۳۸م، ص۳۹۲.
- ↑ خوجکو، سرزمین گیلان، ۱۳۵۴ش، ص۸۸–۹۰؛ بازن، گیلان و آذربایجان شرقی، ۱۳۶۵ش، ص۱۵۷–۱۶۰.
- ↑ دریابندری، مستطاب آشپزی، ۱۳۸۴ش، ص۷۰–۷۵.
- ↑ دریابندری، مستطاب آشپزی، ۱۳۸۴ش، ص۲۰ و ۲۱.
- ↑ دریابندری، کتاب مستطاب آشپزی، ۱۳۸۴ش، ص۹۹.
منابع
- افشار، ایرج، مقدمه بر آشپزی دورهٔ صفوی، تهران، سروش، ۱۳۶۰ش.
- بسحاق اطعمه، احمد، کلیات، به تحقیق منصور رستگار فسایی، تهران، مؤسسه نشر میراث مکتوب، ۱۳۸۲ش.
- ثعالبی مرغنی، حسین، غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم، به تحقیق زُتنبرگ، پاریس، ۱۹۰۰م.
- حریری، قاسم، مقامات، ترجمهٔ کهن فارسی، به تحقیق علی رواقی، تهران، مؤسسه فرهنگی شهید محمد رواقی، ۱۳۶۵ش.
- خوجکو، الکساندر، سرزمین گیلان، ترجمهٔ سیروس سهامی، تهران، فرهنگ ایلیا، ۱۳۵۴ش.
- دریابندری، نجف، کتاب مستطاب آشپزی، تهران، کارنامه، ۱۳۸۴ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه دهخدا، در سایت واژهیاب.
- کلاویخو، روی گونزالس، سفرنامه، ترجمهٔ مسعود رجبنیا، تهران، شرکت انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۳۷ش.
- معین، محمد، فرهنگ لغت معین، در سایت واژهیاب.
- مسعودی، علی، مروج الذهب، به تحقیق عبدالامیر علی مهنا، بیروت، موسسة الاعلمیللمطبوعات، ۱۴۱۱ق.
- نسفی، عزیزالدین، الانسان الکامل، به تحقیق ماریژان موله، تهران، آگاه، ۱۳۴۶ش.
- ابنحوقل، محمد، صورةالارض، لیدن، بیروت، ۱۹۳۸م.
- امامشوشتری، محمدعلی، «هنر زیبای خوراکپزی و خوانآرایی در ایران باستان»، دوازده مقالهٔ تاریخی، به تحقیق یحیی شهیدی، تهران، بینا، ۱۳۵۳ش.
- بسحاق اطعمه، احمد، کلیات، به تحقیق منصور رستگار فسایی، تهران، مؤسسه نشر میراث مکتوب، ۱۳۸۲ش.
- ثعالبی مرغنی، حسین، غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم، به تحقیق زُتنبرگ، پاریس، ۱۹۰۰م.
- جاحظ، التاج، به تحقیق فوزی عطوی، بیروت، ۱۹۷۰م.
- حریری، قاسم، مقامات، ترجمهٔ کهن فارسی، به تحقیق علی رواقی، تهران، مؤسسه فرهنگی شهید محمد رواقی، ۱۳۶۵ش.
- خوجکو، الکساندر، سرزمین گیلان، ترجمهٔ سیروس سهامی، تهران، فرهنگ ایلیا، ۱۳۵۴ش.
- دریابندری، نجف، مستطاب آشپزی، تهران، کارنامه، ۱۳۸۴ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه دهخدا، در سایت واژهیاب.
- راوندی، مرتضی، تاریخ اجتماعی ایران، تهران، مرتضی راوندی، ۱۳۶۳ش.
- زرینکوب، عبدالحسین، از چیزهای دیگر، تهران، جاویدان، ۱۳۵۶ش.
- کلاویخو، روی گونزالس، سفرنامه، ترجمهٔ مسعود رجبنیا، تهران، شرکت انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۳۷ش.
- مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به تحقیق دخویه، لیدن، ۱۹۰۶م.
- مسعودی، علی، مروج الذهب، به تحقیق عبدالامیر علی مهنا، بیروت، موسسة الاعلمیللمطبوعات، ۱۴۱۱ق.
- ناطق، ناصح، «کتاب دولت ایران»، راهنمای کتاب، تهران، شماره ۱۸، ۱۳۵۴ش.
- نسفی، عزیزالدین، الانسان الکامل، به تحقیق ماریژان موله، تهران، آگاه، ۱۳۴۶ش.
- واله، پیترودلا، سفرنامه، ترجمهٔ شعاعالدین شفا، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۸ش.
- Fragner, Bert G. , «From the Caucasus to the Roof of the World: A Culinary Adventure", Culinary Cultures of the Middle East, ed. S. Zubaida and R. Tapper, London, 1994
- Roden, Claudia, A Book of Middle Eastern Food, New York, 1968.
- Rodinson, M. , «Recherches sur les documents arabes relatif à la cuisine", Revue des études islamiques, Paris, 1949.