جامعهشناسی بدن
![]() | |
| مشخصات مفهوم | |
|---|---|
| شاخه علمی | جامعهشناسی فلسفه |
| نوع مفهوم | نهاد اجتماعی |
| معنای اصطلاحی | علم مطالعه جنبههای نمادین بدن زنان و مردان و گفتمانهای حاکم بر آن |
| حوزه کاربرد | جامعهشناسی مطالعات فرهنگی |
| گستره جغرافیایی | جهان |
| اهمیت و ارتباط | |
| اهمیت | تبیین ابعاد اجتماعی بدن |
| مرتبط با | بدن مدیریت بدن جنسیت |
جامعهشناسی بدن؛ علم مطالعه جنبههای نمادین بدن زنان و مردان و گفتمانهای حاکم بر آن.
جامعهشناسی بدن نشان میدهد بدن تنها واقعیتی زیستی نیست، بلکه ماهیتی ناتمام و برساخته اجتماع است که ارزشها و هنجارهای اجتماعی را با خود حمل میکند و معنایش با دگرگونی جامعه تغییر مییابد. در نگاه برخی جامعهشناسان، بدن در رابطهای دوسویه با محیط اجتماعی شکل میگیرد. فعالیتهای بدنی مانند راه رفتن و خوردن، هرچند زیستی به نظر میرسند، در فرهنگها متفاوتاند؛ حتی احساسات میتوانند مدیریت یا سرکوب شوند. بازآرایی و خودآرایی بدن، هویت شخصی را به هنجارها پیوند میزند و دربارهٔ زنان، انتظارات اجتماعی به تصور بدنی منفی، اختلالات خوردن و جراحی زیبایی میانجامد.
مفهومشناسی
جامعهشناسی بدن به بررسی این موضوع میپردازد که بدن در قالب رفتارهای گوناگون چگونه بهصورت نمادین بازنمایی میشود. در این نگاه، بدن یک واقعیت ثابت و کامل نیست، بلکه ماهیتی ناتمام است که ارزشهای نمادین و هنجارهای اجتماعی را با خود حمل میکند و پیوسته آنها را بیان میکند. از آنجا که ارزشها و هنجارها در سطوح مختلف جامعه پویا و متغیرند، معنای نمادین بدن نیز دائماً در حال تغییر است.[۱]
پیشینه
در دیدگاه دکارتی، ذهن و بدن در برابر هم قرار میگیرند و خویشتن اصیل انسان در ذهن جای میگیرد؛ ذهنی که باید بدنِ مستعد انحراف را مهار کند. این تقابل، مرد را با ذهن برتر و مهارشده و زن را با بدن ضعیف و منحرف پیوند میزند و از این راه، نابرابری جنسیتی را توجیه میکند. نظام سرمایهداری نیز از چنین تبیینهایی پشتیبانی میکند. در این نگاه، باید برای بدن، بهویژه بدن زنانه، هزینه کرد و با مصرف کالاهای مناسب آن را بهبود بخشید.[۲] فوکو هم به این نابرابری توجه داشته است؛ او گفتمان سلامت را عاملی میداند که به استثمار جنسیت و ذهنیت زنانه بهدست مردان کمک میکند.[۳]
محورهای مطالعاتی
از دیدگاه گیدنز، جامعهشناسی بدن بیشتر به این موضوع میپردازد که عوامل اجتماعی چگونه بر بدن و مسائل مربوط به آن اثر میگذارند؛ چون در این رویکرد، بدن ساختهٔ محیط اجتماعی است و در یک رابطهٔ دوسویه، هم بر رفتار تأثیر میگذارد و هم از آن تأثیر میپذیرد. مدیریت بدن، شیوههای آن و موضوعاتی از این دست نیز از مسائل مورد توجه جامعهشناسان بوده است.[۴]
۱. فعالیتهای بدنی
تصور رایج این است که بسیاری از فعالیتهای بدنی جنبهای صرفاً زیستی و فیزیکی دارند؛ اما اگر همین فعالیتهای ساده را میان جوامع مختلف مقایسه کنیم، تفاوتهای فرهنگی چشمگیری در آنها مییابیم. قواعد حاکم بر فعالیتهای بدنی و حالات بدن در کارهایی مانند راه رفتن، دویدن، شنا کردن، پریدن، خوردن، نوشیدن، استحمام، قضای حاجت و خوابیدن، از نسلی به نسل دیگر و از جامعهای به جامعه دیگر متفاوت است.[۵] در میان این فعالیتها، الگوی راه رفتن نیز میان اقشار اجتماعی و قومیتهای مختلف تا حدی متفاوت است و چون از فاصله دور هم قابل تشخیص است، یکی از نشانههای هویت فرد بهشمار میرود.[۶]
۲. رفتارهای نمادین
در تعاملات اجتماعی، افراد با حرکات بدن، دستها، سر، چهره، فاصله و وضعیت شانهها احساساتی مانند وقار، عاطفه، شور یا نشاط را نشان میدهند. این حرکات گاهی جایگزین کلام میشوند و گاهی آن را تقویت، تفسیر، تضعیف یا رد میکنند.[۷] بسیاری از پژوهشگران معتقدند بیش از ۵۰ درصد معانی در تعامل، از راه غیرکلامی منتقل میشود. برخی پژوهشها نشان میدهد بیان و تشخیص احساسات پایه مانند شادی، اندوه، خشم، بیزاری، ترس و شگفتی در انسانها ذاتی است؛ اما شکل اجرای آنها، مثل لبخند، آموختنی است. حالتهای غیرکلامی چهره و بدن میتوانند نشان دهند آنچه با کلمات گفته میشود با نیت درونی همخوان نیست. حالتهای طبیعی پس از چهار یا پنج ثانیه محو میشوند و ماندگاری بیشتر میتواند نشانه فریب باشد؛ لبخند ناخودآگاه نشانه رضایت است، اما لبخند طولانی میتواند تظاهر باشد. چشمها مهمترین نقش را در این میان دارند و حرکات بینی، لبها و دستها نیز معانیای مانند تنفر، عصبانیت، تکبر، تعجب، تمسخر، احترام یا اشتیاق میرسانند. با این حال، در جامعهشناسی بدن، بخش مهمی از شیوههای ابراز احساسات در خردهفرهنگهای مختلف متفاوت است یا یک ادا در فرهنگهای گوناگون، معانی متفاوتی دارد.[۸]
۳. بیان احساسات
بسیاری از رفتارها و اداهای احساسی که ظاهراً زیستی، غیرارادی یا تحمیلی به نظر میرسند، تحت تأثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی شکل میگیرند. احساسات، سرشار از معنا و سازمانیافتگیاند و در نسبت با دیگران ساخته میشوند؛ شیوههای ابراز عشق، دوستی، رنج، تحقیر، شادی، خشونت و درد خودانگیخته نیستند و از گروهی به گروه دیگر تفاوت دارند.[۹] اگر بیان احساس با موقعیت اجتماعی سازگار نباشد، فرد آن را ارزیابی، نظارت، تقویت، سرکوب یا اصلاح میکند تا احساسی متناسب نشان دهد. وقتی حالات و ژستهای احساسی بخشی از نیروی کار ارزشگذاری شوند، خرید و فروش میشوند. نمونههایی مانند شور و نشاط مدیر شرکت یا صمیمیت گرم مهماندار هواپیما، احساساتی ساختگی و بخشی از مهارتهای شغلیاند. آنها وقت، انرژی، مهارت و حتی شخصیت خود را میفروشند و لبخند و مهربانی را در معاملهای سودآور عرضه میکنند، در حالی که باید تنفر و عصبانیت خود را سرکوب کنند، چون این ویژگیها برای کارایی و سود بیشتر ضروریاند. بررسی شغلهای زنان طبقه متوسط نشان میدهد در سرمایهداری مدرن، لبخندها، ژستها، احساسات و روابط افراد به محصولاتی تبدیل میشوند که بیش از آنکه به خودشان تعلق داشته باشند، به کارفرمایان تعلق دارند.[۱۰][۱۱]
۴. بازآرایی بدن
افراد با زبان بدن، روایتی از هویت خود را برای تماشا و ارزیابی دیگران عرضه میکنند؛ بخشی از این کار به بازآرایی، خودآرایی و مدیریت بدن مربوط میشود. بازآرایی یعنی آرایش مداوم و متناسب با موقعیتهای اجتماعی، که همیشه به معنای آراستگی نیست و حتی ممکن است با ظاهری شلخته همراه باشد. خودآرایی با پویایی شخصیت پیوند دارد؛ پوشاک هم وجوه زندگی خصوصی را پنهان یا آشکار میکند و هم وسیلهای برای خودنمایی است و آداب و هنجارهای رایج را به هویت شخصی وصل میکند.[۱۲] مدیریت بدن در ظاهر اختیاری به نظر میرسد، اما برخی نظریههای فمینیستی گفتمان پزشکی را ابزاری مردانه برای تنظیم بدن زنانه میدانند؛ زیرا بدن مردانه معیار آموزش پزشکی قرار گرفته و بیماریهای زنان با ویژگیهای عاطفی و جسمانی نامطلوب بهصورت اجتماعی ساخته شدهاند. الگوهای مصرف زنانه نیز شکلهای خاصی از مدیریت بدن را تحمیل میکنند؛ مثلاً مد جدید لباس زنانه در نیوزلند پس از جنگ جهانی دوم فقط برای زنان دارای اندام مدیریتشده مناسب بود و با استقبال و مقاومت روبهرو شد. تفاوتهای فرهنگی در این زمینه چشمگیر است؛ در ایران دوره ماد و هخامنشی، معیارهای شیکپوشی بیشتر مردانه بود، در دوره ساسانی به زنان هم توجه شد و بر کیفیت جنس لباس تأکید میشد، اما در دوره قاجار بهتدریج تزئینات لباس و الگوگیری از معیارهای غربی رواج یافت.[۱۳][۱۴]
تصور زنان از بدن خود
از نگاه گیدنز، انتظارات اجتماعی با اثرگذاری بر تصور فرد از بدن، زنان را نسبت به ویژگیهای جسمانیشان شرمسار میکند. هنجارهای اجتماعی بر جذابیت جسمی زنان تأکید بیشتری دارند و در همین راستا، الگوی لاغراندام را مطلوب معرفی میکنند. با اینکه زنان حضور اجتماعی فعال و پیشرفتهای بسیاری در عرصههای مختلف داشتهاند، هنوز بر پایه وضعیت ظاهریشان ارزیابی و قضاوت میشوند. پیامد این انتظارات اجتماعی، شیوع اختلالات خوردن در میان زنان بوده است. انگیزه زنان از ورزش، برخلاف مردان، بیشتر کنترل وزن و ظاهر فیزیکی و حفظ زیبایی است، نه حفظ سلامت.[۱۵] جراحی بدن برای رسیدن به مدل دلخواه، مانند پیکر ساعتشنی، در بسیاری از جوامع رایج شده است و در ایران دختران ۱۷ تا ۲۲ سال بیشترین متقاضیان جراحی بینی هستند.[۱۶] پژوهشها نشان میدهد دخترانی که از شکل بدن یا وزن خود ناراضیاند، در مقایسه با دخترانی که تصور مثبتی از بدن خود دارند، عزت نفس پایینتری دارند؛ و هرچه فاصله میان بدن واقعی و ایدهآلهای ذهنیشان بیشتر شود، فشار روانی و اختلالات ناشی از آن، سلامت آنان را بیشتر به خطر میاندازد.[۱۷]
بدن در روابط قدرت
از دید فوکو، فرهنگ غربی میکوشد بدن را مطیع و رام سازد؛ حتی آزادی جنسی نیز انسان را دوباره در دامی میاندازد که طبیعت جنسی را تمام هستی او میداند و رهایی از آن را ناممکن نشان میدهد. او یکی از راهبردهای این گفتمان در عرصه جنسیت را هیجانپذیر دانستن بدن زن میداند. بدن زن، از جنسیت اشباع شده و با آسیبشناسی درونی خود شناخته میشود و در رابطهای انداموار با جامعه، وظیفه بارآوری مستمر بر دوش دارد. از نظر فوکو، قدرت جنسیتی با تعریف زنانگی و مردانگی، جنس زن را فرودست و جنس مرد را فرادست معرفی میکند و نابرابری جنسیتی میسازد. فمینیستها نشان دادهاند که زنان به واسطه بدنهایشان در استثمار مردان قرار گرفتهاند. برخی گفتمانها نیز از زنان میخواهند به بدن خویش گوش فرادهند، با شهود بدنیشان هدایت شوند و به تواناییهای خود بهعنوان یک زن ایمان بیاورند.[۱۸]
پانویس
- ↑ لو بروتون، جامعهشناسی بدن، 1392ش، ص96.
- ↑ اباذری و حمیدی، «جامعهشناسی بدن و پارهای مناقشات»، 1387ش، ص135.
- ↑ اباذری و حمیدی، «جامعهشناسی بدن و پارهای مناقشات»، 1387ش، ص148
- ↑ احمدنیا، جامعهشناسی بدن و بدن زن، 1384.
- ↑ لو بروتون، جامعهشناسی بدن، 1392ش ص60.
- ↑ عسکریفر، شناسایی انسان از روی راه رفتن، 1390ش.
- ↑ لو بروتون، جامعهشناسی بدن، 1392ش، ص67.
- ↑ گیدنز، جامعهشناسی، 1376ش، ص121-122.
- ↑ لو بروتون، جامعهشناسی بدن، 1392ش، ص77–79.
- ↑ mills,white collar, 1969, p225.
- ↑ Russell, Hochschild, managed heart, 2012, p198.
- ↑ گیدنز، تجدد و تشخص، 1393ش، ص95.
- ↑ احمدنیا، جامعهشناسی بدن و بدن زن، 1384ش.
- ↑ اباذری و حمیدی، «جامعهشناسی بدن و پارهای مناقشات»، 1387ش، ص149.
- ↑ احمدنیا، جامعهشناسی بدن و بدن زن، 1384ش.
- ↑ فتحی، روزنامه جام جم، تاریخ انتشار: 20 بهمن 1382ش.
- ↑ احمدنیا، جامعهشناسی بدن و بدن زن، 1384ش.
- ↑ اباذری و حمیدی، «جامعهشناسی بدن و پارهای مناقشات»، 1387ش، ص130-147.
منابع
- اباذری، یوسف و حمیدی، نفیسه، «جامعهشناسی بدن و پارهای مناقشات»، پژوهش زنان، دوره ۶، شماره ۴، زمستان ۱۳۸۷.
- احمدنیا، شیرین، «جامعهشناسی بدن و بدن زنان»، فصل زنان، شماره ۵، ۱۳۸۴ش.
- عسکریفر، حدیث، شناسایی انسان از روی راه رفتن، پایاننامه کارشناسی ارشد در دانشگاه زنجان، دانشکده مهندسی، ۱۳۹۰ش.
- فتحی، مهدی، فوق تخصص جراحی پلاستیک، مصاحبه با روزنامه جام جم، تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۳۸۲ش.
- گیدنز آنتونی، جامعهشناسی، ترجمة منوچهر صبوری، تهران، نی، ۱۳۷۶ش.
- گیدنز، آنتونی، تجدد و تشخص؛ جامعه و هویت شخصی در عصر جدید، ترجمة ناصر موفقیان، تهران، نی، ۱۳۹۳ش.
- لو بروتون، داوید، جامعهشناسی بدن، ترجمه ناصر فکوهی، تهران، ثالث، ۱۳۹۲ش.
- Arlie Russell, Hochschild, managed heart, university of California press, 2012.
- c. wright mills,white collar, oxford university press, 1969.
