کپنک؛ بالاپوش نمدین

کَپَنَک، پوشاکی جلو باز از جنس نمد است که مردم در سرمای زمستان بر روی جامه‌های زیرین خود، بر دوش کشند. این پوشش بیشتر توسط مردان کرد‌زبان و بعضی روستائیان استفاده می‌شود.

این پوشش پشمینه که روزگاری، مخصوص درویشان بوده و پس از آن بیش‌تر توسط چوپانان استفاده می‌شده، پوشاکی است که قد آن تا کمر است و در دو نوع بی‌آستین و آستین‌دار (آستین سرخود) تهیه می‌شد و همچون یک کفن، بدن را می‌پوشاند. شاید به‌همین خاطر بوده، که این لباس را جامه‌ی فقرا و مردم بینوای جامعه دانسته و آن را «کفنک» می‌گفتند که به‌مرور زمان «ف» به «پ» در زبان فارسی تبدیل شد.[۱] در ایران، به این نوع جامه، کفنک، کپنک، کپنگ، شولا یا بالاپوش و در ترکی به آن کِپِنِک گویند.[۲]

ما که با یک فتنی ساخته‌ایم و کپنک بد ادایی چه کشیم از فلک و پیر فلک

پیشینه‌ی کپنک

در برخی از متون به‌جا مانده از دوران مغول، به تهیه‌ی کپنک در تبریز اشاراتی شده است.[۳] نظام‌الدین قاری نیز در «دیوان البسه»ی خود که کتابی در راستای معرفی انواع لباس‌ها و پارچه‌های آن روزگار است، بارها به کپنک اشاره کرده است.[۴]

امروزه، تنها در برخی از نقاط ایران، مانند خراسان و سبزوار می‌توان نمونه‌هایی از این جامه‌ی پشمین را یافت.[۵]

پانویس

  1. ↑ دهخدا، لغت‌نامه، ذیل واژه کپنک، سایت واژه‌یاب.
  2. ↑ معین، فرهنگ فارسی، سایت آبادیس.
  3. ↑ همدانی، مکاتبات رشیدی، 1367ق، ص188.
  4. ↑ نظام قاری، دیوان البسه، 1304ق، ص161.
  5. ↑ Beyhaqi, Clothing, Encyclopaedia Iranica,ed, E. Yarshater, 1992, sec XX.

منابع

  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: 14 آذر 1400ش.
  • معین، محمد، فرهنگ فارسی، سایت آبادیس، تاریخ بازدید: 14 آذر 1400ش.
  • نظام قاری، محمد، دیوان البسه، به‌تصحیح میرزا حبیب اصفهانی، استانبول، 1304ق.
  • همدانی، رشیدالدین فضل‌الله، مکاتبات رشیدی، به‌تصحیح شفیعی لاهوری، پنجاب، 1367ق.
  • Beyhaqi,H.A. Clothing, Encyclopaedia Iranica,ed, E. Yarshater, California, 1992.