پرش به محتوا

بامیان

از ایران پدیا
بامیان
نمایی از شهر بامیان
نمایی از شهر بامیان


بامیان؛ ولایت و منطقه‌ای باستانی در مرکز افغانستان.

بامیان، نگین درخشان افغانستان، در دل کوه‌های مرکزی این سرزمین جای گرفته است. این دیار کهن، در مسیر جادهٔ ابریشم، نقش پلی را ایفا می‌کرد که فرهنگ‌های آسیای میانه را به شبه‌قارهٔ هند پیوند می‌داد. با مجسمه‌های بزرگ بودا، شهر اسرارآمیز غلغله، قلعهٔ افسانه‌ای ضحاک و دریاچه‌های فیروزه‌ای بند امیر، بامیان گنجینه‌ای زنده از تاریخ و طبیعت است که همواره دل گردشگران و پژوهشگران را به خود کشیده است. بیشتر مردم این سامان، به زبان فارسی و با گویش دلنشین هزارگی سخن می‌گویند و پیرو مذهب شیعهٔ دوازده‌امامی هستند. زندگی آنان با کشاورزی، دامداری و هنر دست‌های ماهرشان در صنایع دستی، جریان دارد. انتخاب بامیان به‌عنوان نخستین پایتخت فرهنگی سارک در سال ۲۰۱۵، گواهی بر جایگاه رفیع فرهنگی این خطه است. با همهٔ زیبایی‌ها و داشته‌هایش، بامیان همچنان برای توسعه و حفظ میراث گران‌بهای خود به یاری و توجهی بیشتر نیاز دارد؛ تا این کهن‌شهر، همچون گذشته، بدرخشد و نام افغانستان را در جهان بلندآوازه سازد.

نام‌گذاری

نام بامیان با مفاهیم نور و روشنایی پیوند دارد. واژهٔ «بام» که در ترکیباتی چون بامی، بامین و بامیان دیده می‌شود، در زبان‌های باستانی منطقه به‌معنای روشنایی و درخشش به‌کار می‌رفته است. این مفهوم همچنان در عبارت رایج «از بام تا شام» که به دورهٔ زمانی از طلوع تا غروب خورشید اشاره دارد، حفظ شده است. برخی پژوهش‌ها، ردپای نام بامیان را در متون کهن اوستایی یافته‌اند. در اوستا، این نام به‌صورت‌های «gien-bam» یا «gien-wam» ثبت شده و در دورهٔ پهلوی به شکل «bamikan» تحول یافته که بعدها به تلفظ امروزی «بامیگان» و سپس «بامیان» تبدیل شده است.[۱] همچنین واژهٔ «بامیه» در اوستا به‌عنوان صفتی به‌معنای فروزنده و تابنده به‌کار رفته و صورت پهلوی آن «بامیک» از همین ریشه است.[۲] در زبان فارسی، واژهٔ «بام» بار معنایی روشنایی، سپیده‌دم و درخشندگی صبحگاهی را حفظ کرده است. به‌نظر پژوهشگران، این ویژگی اشاره‌ای به موقعیت جغرافیایی خاص منطقهٔ باستانی بامیان در میان کوه‌های مرتفع و آفتاب‌گیر دارد.[۳]

در اوستا (وندیداد) از بامیان با نام‌هایی همچون «خَنِیرَت‌بامی»، «هَنِیره‌بامی»، «ایران‌ویجه»، «پارس» و «ورنهٔ چهارگوش» یاد شده است.[۴] رشته‌کوه‌های هندوکش و بابا در بامیان نیز با نام‌های «هَراییتی» و «هَرابُرز اوپارسین» به‌معنای بالاترین پرواز سین (عقاب) آمده است. در متون پهلوی، این کوه‌ها به نام «اَبَرسِین» و در نوشته‌های مورخان به‌عنوان «پامیر» و در شاهنامه به نام «البرز» ثبت شده است. در دوران سلطهٔ یونانیان، بامیان و سرزمین‌های جنوبی آن را «پامیزوس»، «پاراپامیزوس» و «پاراپامیزاد» می‌نامیدند. برخی محققان معتقدند واژه‌های پامیر، پامیزوس، پاراپامیزوس و بامیان ریشهٔ مشترکی دارند و همگی به‌معنای سرزمین‌های بلند هستند.[۵]

تاریخچه

تندیس‌های بودا در دل کوه‌های مرکز بامیان
تندیس‌های بودا در دل کوه‌های مرکز بامیان

بر اساس افسانه‌ها و روایت‌های کهن، بامیان را ضحاک تأسیس کرد و به‌مدت ۱۰۰۰ سال بر آن حکمرانی کرد. در روایاتی دیگر، بامیان را نخستین سکونتگاه آدم و حوا می‌دانند و تندیس‌های صلصال و شهمامه را نمادی از این نخستین زوج بشری تفسیر می‌کنند. نام کوه بابا نیز در این روایات به آدم نسبت داده می‌شود. این سرزمین در اذهان مردم، محل تلاقی شخصیت‌های اسطوره‌ای و دینی متعددی چون ضحاک، کاوه، فریدون، امیر حمزه و امام علی است. همچنین بامیان در باور عامه، سرزمین شگفتی‌ها و محل سکونت موجودات افسانه‌ای مانند دیوان، پریان و الخاتوها به‌شمار می‌رود. برخی روایت‌گران محلی معتقدند بامیان در دوران باستان دارای چهار پایتخت بوده است: شهر ضحاک، شهر غلغله، شهر سرخوشک و شهر سارسینگ.[۶]

بر پایهٔ متون دینی کهن و منابع تاریخی، مردمان کوهستان‌های مرکزی بامیان خود را آریایی و کیانی می‌خواندند. شواهد پیکره‌ها و نقوش باستانی گواه آن است که تمدن‌های میترایی و خورشیدپرستی در این منطقه رواج داشته و سپس آیین زرتشت و بعدها بودایی جایگزین آن شدند. به استناد آثار باقی‌مانده، سازندگان این تمدن، چهره‌هایی مشابه هزاره‌های امروزی داشته‌اند.[۷] کوشانیان، از مهم‌ترین حامیان آیین بودا، این دین را از افغانستان تا ترکستان چین گسترش دادند. تندیس‌های بزرگ بودای بامیان در این دوره ساخته شدند و بامیان به مقام پایتخت معنوی آسیا ارتقا یافت. بسیاری از راه‌های دور برای زیارت این بت‌ها می‌آمدند و نذورات فراوانی تقدیم می‌کردند.[۸] موقعیت جغرافیایی بامیان در مسیر راه ابریشم نیز بهره‌مندی اقتصادی زیادی برای آن به همراه داشت.[۹]

با سقوط کوشانیان به دست شاپور اول ساسانی در ۲۲۰م، بامیان تحت حاکمیت ساسانیان قرار گرفت، اما این تسلط به‌دلیل تهاجمات پی‌درپی هپتالیان (یفتلی‌ها) و ترکان، ناپایدار بود. دولت یفتلیان (۴۵۰–۵۶۸م) قلمرو خود را از مرو تا کشمیر گسترش داد و در دورهٔ «اخشنور» که یفتلیان به اوج قدرت رسیدند، «میهره‌کوله» با تمرکز بر بلخ، بامیان و بادغیس، در تحولات سیاسی و فرهنگی منطقه اثرگذار بود.[۱۰] هیونگ تسانگ، زائر چینی بودایی که در ۶۳۰م به بامیان سفر کرد، در آثار خود مجسمه‌های بزرگ بودا، معابد، تزئینات طلایی، نقاشی‌های دیواری و آب زلال بندامیر را توصیف کرده است. بر اساس شرح او، در آن دوران شهر بامیان با معابد و صومعه‌های خود در اوج رونق و آبادی قرار داشته است.[۱۱]

هویت سازندگان آثار تاریخی بامیان، از معماهای باستان‌شناسی آسیای مرکزی است. موسیو فوشه، رئیس هیئت باستان‌شناسی فرانسه در افغانستان (۱۹۲۲م)، ساخت نخستین بناهای بامیان را به قرن اول میلادی و دورهٔ کوشانیان به‌ویژه عصر کانیشکا نسبت داده است. کهزاد نیز با تکیه بر گزارش هیوان تسنگ، جهانگرد چینی قرن هفتم میلادی، این فرضیه را تأیید کرده و زمان ساخت تندیس‌ها را قرون سوم و چهارم میلادی تخمین زده است. برخی پژوهشگران با بررسی ویژگی‌های معماری، وجود نمادهای مهری و زردشتی در لایه‌های زیرین آثار و نیز افسانه‌های محلی، بر تعلق بناها به تمدنی قدیمی‌تر از کوشانیان باور دارند. سبک زندگی کوچ‌نشینی کوشانیان و عدم شواهدی از تمدن شهری پیشرفته میان آنان، با توانایی ساخت چنین آثار پیچیده‌ای در تناقض است. همچنین، عدم وجود تصاویر یا نمادهای مشخص کوشانی در میان نگاره‌ها و غیاب اشاره به آنان در روایات محلی، بر تردیدها می‌افزاید و نقش کوشانیان را به حفاظت یا گسترش این بناها محدود می‌سازد، نه بنیان‌گذاری آنها.[۱۲]

دوران اسلامی

با ورود فاتحان مسلمان، پادشاه بامیان ملقب به «شیر» در حدود ۱۵۰ق به اسلام گروید و آیین بودا و هنر مجسمه‌سازی در این سرزمین متوقف شد. او از فاتحان استقبال کرد و با آنان پیوند خویشاوندی برقرار نمود. یعقوب لیث صفاری در ۲۵۶ق بامیان را تسخیر کرد و صورت بت‌ها را تراشید و طلاها و زیورآلات آنها را غنیمت گرفت. اصطخری، جغرافی‌دانان مسلمان در سدهٔ چهارم هجری، بامیان را به اندازهٔ نیمی از بلخ و بر فراز تپه‌ای مرتفع توصیف کرده و بر حاصل‌خیزی بی‌نظیر آن تأکید داشته است. مقدسی آن را در زمرهٔ بنادر مهم خراسان و گنجینه‌ای از نوادر سند معرفی کرده و به سرمای شدید و نبود حشرات موذی اشاره کرده است. یاقوت حموی در اوایل سدهٔ هفتم هجری، از معبدی باشکوه با ستون‌های عظیم و دو پیکرهٔ عظیم بودا با نام‌های «سرخ‌بت» و «خنک‌بت» سخن گفته است. در حمله مغول، بامیان، ویران شد و سکونت دوباره در آن را ممنوع کردند. پس‌از این واقعه، بامیان تا مدت‌ها با نام «موبلق» (شهر نفرین‌شده) شناخته می‌شد.[۱۳]

جغرافیا و اقلیم

ولایت بامیان با مساحتی حدود ۱۹٬۲۰۰ کیلومتر مربع، یکی از مناطق کوهستانی در مرکز افغانستان است. این ولایت از شمال با سمنگان، از شمال‌غرب با سرپل، از جنوب با میدان وردک، غزنی و دایکندی، از شرق با پروان و بغلان و از غرب با غور و دایکندی همسایه است. ارتفاع آن از سطح دریا ۲۵۰۰ متر است. بامیان در گذشته‌های دور، قلمرو وسیع‌تری داشته که شامل غرجستان، بلخ، بدخشان، تخارستان، پنجشیر، پروان و غوربند می‌شده است.[۱۴]

کوه‌های مهم بامیان

  • کوه شاه‌فولادی بامیان
    کوه شاه‌فولادی بامیان
    رشته‌کوه بابا (شاه‌فولادی): این رشته‌کوه بزرگ‌ترین و مهم‌ترین سلسله‌کوه بامیان است که از شرق آغاز شده و حدود ۲۰۰ کیلومتر به سمت غرب ادامه می‌یابد و به کوه‌های سفیدکوه، سیاه‌کوه و تیربند ترکستان منشعب می‌شود. قلهٔ شاه‌فولادی با ارتفاع ۵۱۶۰ تا ۵۱۹۱ متر، مرتفع‌ترین نقطهٔ آن است و منابع غنی آب و مواد معدنی را در اختیار ساکنان قرار می‌دهد.[۱۵]
  • کوه عروس: با ارتفاع حدود ۴۵۰۰ متر در امتداد کوه‌های بابا، یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های طبیعی بامیان است که به‌سبب قله‌ای به شکل عروس سوار بر اسب، چشمه‌ساران زلال و دامنه‌های پوشیده از گل و گیاه، منظرهای بدیع دارد. برف‌های دائمی، حوضچه‌های آب زلال، چشمه‌های آب‌گرم و عسل مرغوب از ویژگی‌های آن است. دربارهٔ این کوه، افسانه‌ای محلی وجود دارد که روایت‌گر عشقی تراژیک و نماد پاک‌دامنی زنان است.[۱۶]
  • سایر کوه‌ها: کوه‌های میخ، قوناق، سیاه‌کوه، دوشاخ، بینی‌گاو و سلسله‌کوه‌های نیل در منطقه ورس، هر یک در معیشت و حیات اجتماعی مردم نقش اساسی دارند.[۱۷] برخی از این کوه‌ها با شکل‌های تماشایی، الهام‌بخش افسانه‌ها و روایت‌های عاشقانه و پهلوانی بوده‌اند.[۱۸]

گردنه‌های حیاتی

نمایی از کوتل (گردنه) آجه‌گگ در فصل زمستان
نمایی از کوتل (گردنه) آجه‌گگ در فصل زمستان

بامیان از طریق گردنه‌های (کوتل) صعب‌العبور به دیگر مناطق متصل می‌شود. «کوتل شیبر» (۳۰۲۵ متر) دروازهٔ شرقی به سوی پروان و کابل است. «کوتل آجه‌گگ» شاهراه تاریخی شمال-جنوب به وردک بوده است. «کوتل آق‌رباط» در شمال‌غرب، اتصال به سیغان را برقرار می‌سازد. در جنوب، «کوتل شاتو» و «کوتل صدبرگ» به ترتیب یکاولنگ را به پنجاب و کرمان متصل می‌کنند و «کوتل قوناق» (۳۳۳۰ متر) مرز طبیعی با دایکندی است.[۱۹]

منابع آبی

رودخانه‌ها: ولایت بامیان از غنی‌ترین مناطق افغانستان از نظر منابع آبی است. چهار رودخانهٔ اصلی از کوه‌های آن سرچشمه می‌گیرند: رود بامیان (از شمال کوه بابا به سمت شمال)، رود بند امیر (از چشمه گپرک و آب‌های بندامیر به سوی بلخ)، رود دره چاشت (از هفت‌چشمه) و رود پنجاب (محل تلاقی پنج رود). همچنین رودهای ورس، کهمرد، مرغاب، هری‌رود و بلخ از این منطقه سرچشمه می‌گیرند.[۲۰][۲۱]

دریاچه‌ها: دریاچه‌های طبیعی بامیان با زیبایی خیره‌کننده، نقش حیاتی در تأمین آب و گردشگری دارند.

  • حوض‌های کوه بابا: مجموعه‌ای از دریاچه‌های طبیعی (حدود ۲۰ حوضچه آبی) در کوه بابا که بزرگ‌ترین آنها «حوض عزت» با ابعاد یک در دو کیلومتر است.
  • دریاچه دره چاشت: دریاچه طبیعی با طول ۲ کیلومتر و عرض ۶۰۰ متر در ابتدای درهٔ چاشت که آب زلال آن به رودخانه بند امیر می‌پیوندد.
  • حوض جرگگ: در ارتفاعات غربی کوه بابا و در منطقه سفید سنگ سرذولیج، این دریاچه طبیعی از آبشارها و چشمه‌های کوهستان تغذیه می‌شود.
  • حوض و یخچال طبیعی سچک: این پدیده طبیعی منحصربه‌فرد در دامنه‌های کوه بابا واقع شده و بخشی از آن در طول سال یخ‌زده باقی می‌ماند. آب این دریاچه خاصیت درمانی دارد.[۲۲]

آب‌وهوا

ولایت بامیان دارای آب‌وهوای سرد و خشک با زمستان‌های بسیار سخت (تا ۲۵- درجه سانتی‌گراد) است. این شرایط بر سبک زندگی، معماری خانه‌ها (دیوارهای ضخیم و پنجره‌های کوچک)،[۲۳] شیوهٔ گذران اوقات فراغت (قصه‌گویی و هنرهای دستی) و اقتصاد معیشتی (کشاورزی محدود و نیاز به ذخیره‌سازی مواد غذایی) تأثیر عمیقی گذاشته است. با این حال، بهار و تابستان معتدل، فرصت‌هایی برای جبران این محدودیت‌ها فراهم می‌آورد.[۲۴]

جمعیت‌شناسی بامیان

بیشتر ساکنان ولایت بامیان، از قوم هزاره و اندکی از قوم تاجیک هستند.[۲۵] تمامی مردم این استان، مسلمان بوده و بیشتر آنها شیعیان دوازده امامی و مابقی نیز از اهل‌سنت و شیعیان اسماعیلیه هستند.[۲۶]

برآورد جمعیت بامیان در ۱۳۹۸ش به تفکیک واحدهای اداری
ردیف واحد اداری مردان زنان هردو جنس
۱ مرکز ولایت (بامیان) ۴۵٬۳۱۹ ۴۶٬۷۳۹ ۹۳٬۱۳۸
۲ شیبر ۱۶٬۹۸۴ ۱۵٬۷۹۰ ۳۲٬۷۷۴
۳ سیغان ۱۳٬۵۵۷ ۱۳٬۰۵۰ ۲۶٬۶۳۷
۴ کهمرد ۲۰٬۶۴۱ ۱۹٬۷۰۴ ۴۰٬۳۴۵
۵ یکاولنگ حصه اول ۳۴٬۲۲۸ ۳۳٬۴۰۸ ۶۷٬۶۵۶
۶ یکاولنگ حصه دوم ۱۵٬۱۵۵ ۱۴٬۳۸۴ ۲۹٬۵۰۹
۷ پنجاب ۳۸٬۲۷۸ ۳۷٬۴۵۳ ۷۵٬۷۳۱
۸ ورس ۶۱٬۵۳۱ ۵۹٬۶۳۷ ۱۲۱٬۱۶۸
۹ مجموع ۲۴۶٬۷۹۳ ۲۶۰٬۱۳۵ ۴۸۶٬۹۲۸

بر اساس احصاییه ملی کشور در ۱۳۹۸ش جمعیت ولایت بامیان ۴۸۶ هزار و ۹۲۸ نفر برآورد شده است که ۲۴۶ هزار و ۷۹۳ نفر آن را مردان و ۲۴۰ هزار و ۱۳۵ نفر آن را زنان تشکیل می‌دهد.

۱۴ هزار و ۳۹۴ نفر از نفوس این ولایت شهرنشین هستند. پر نفوس‌ترین ولسوالی ولایت بامیان ولسوالی ورس است که ۱۲۱ هزار و ۱۶۸ نفر نفوس دارد.[۲۷]

زبان

بیشتر مردم بامیان را هزاره‌ها تشکیل می‌دهند که با زبان فارسی و گویش هزارگی صحبت می‌کنند. تاجیک‌های بامیان نیز فارسی را با لهجهٔ تاجیکی صحبت می‌کنند.[۲۸] منابع تاریخی ازجمله آثار مقدسی، جغرافی‌دان سدهٔ چهارم هجری، گواهی می‌دهند که مردم بامیان و مناطق هزاره‌نشین همیشه فارسی‌زبان بوده‌اند. بررسی‌های تطبیقی نشان می‌دهد گویش هزارگی بامیان با زبان بلخ باستان نیز قرابت‌های ساختاری دارد. این گویش بسیاری از ویژگی‌های آوایی، واژگانی و دستوریِ فارسی باستان را در خود دارد و ادامهٔ طبیعی زبان بلخ قدیم شناخته می‌شود.[۲۹]

ساختار اداری ولایت بامیان

ولایت بامیان دارای هفت ولسوالی (شهرستان) است که هر یک ویژگی‌های طبیعی، اقتصادی و تاریخی خاص خود را دارند:

بامیان: مرکز ولایت، در مجاورت رشته‌کوه‌های بابا با آب‌وهوای سرد. این منطقه به‌عنوان یکی از کهن‌ترین نقاط تاریخی افغانستان و قلب هزارستان شناخته می‌شود و به‌دلیل مجسمه‌های عظیم بودا (تخریب‌شده در دورهٔ طالبان) شهرت جهانی دارد. ساکنان اصلی آن قوم هزاره هستند که اکثریت شیعیان افغانستان را تشکیل می‌دهند.

کَهمَرد: در ۱۰۰ کیلومتری شمال‌شرق بامیان، با اقتصاد مبتنی بر کشاورزی و باغداری شامل زردآلو، سیب، بادام، انگور، انار، سنجد و توت، که هزاران جریب باغستان را شامل می‌شود.[۳۰]

پنجاب: نام آن از تلاقی پنج رود (غرغری، تگاب برگ، نرگس، مهر و ترپس) گرفته شده است. منطقه‌ای با مراتع سرسبز و کشاورزی رونق‌دار که فرآورده‌های دامی آن به کابل صادر می‌شود. کوه عروس با برف‌های نیمه‌تابستانی، چشمه‌ساران و عسل معروف، از جاذبه‌های گردشگری آن است.[۳۱]

سیغان: منطقه‌ای کشاورزی با محصولات زردآلو، بادام، شفتالو، گندم و سیب‌زمینی. قریه‌های معروف آن شامل بیانی، خدادادخیل، سیدبابا، قرخوال، گوشگ، خواجه گنج، آب‌بالای بیگل، پشتواز، چراغان، غورابچی، جنگلک، سوخته چنار، غوراب، کوهگدای، باغمیرا، ده‌نوله، قراونه و ده‌امان است.

شیبَر: در ۴۸ کیلومتری شمال‌شرق بامیان و ارتفاع ۲۶۰۰ متر. این ولسوالی در تقاطع سه شاهراه استراتژیک حاجیگگ-میدان وردک، شیبر-پروان و شکاری-بغلان قرار دارد و معدن عظیم آهن حاجی‌گک، یکی از بزرگ‌ترین ذخایر آسیا، در آن واقع شده است.

وَرَس: در ۱۷۲ کیلومتری جنوب‌غربی بامیان، منطقه‌ای مرزی و راهبردی است. سیب‌زمینی درشت و خوش‌طعم، زردآلو و توت مرغوب آن شهرت دارد. نمد لیگان به‌عنوان مرغوب‌ترین نمد افغانستان و صنایع دستی دیگری چون گلیم، شال، پلاس و برجی از تولیدات آن است.

مرکز یکاولنگ؛ از پرجمعیت‌ترین السوالی‌های بامیان
مرکز یکاولنگ؛ از پرجمعیت‌ترین السوالی‌های بامیان.

یَکاوْلَنگ: محل دریاچه‌های بند امیر (اولین پارک ملی افغانستان) و چهل‌برج (بقایای قلعه‌ای باستانی) که سالانه هزاران گردشگر خارجی را جذب می‌کند و منبع درآمدی مهم برای مردم و دولت است.[۳۲] این ولسوالی در ۱۳۹۵ش به دو بخش «یکاولنگ شماره یک» (مرکز: دره چاشت) و «یکاولنگ شماره دو» (مرکز: نیک) تقسیم شد[۳۳] و مجموعاً بیش از ۴۴۰ قریه دارد.[۳۴] شاهراه آن از شرق به بامیان–کابل و بامیان–مزارشریف و از غرب به غور و دایکندی متصل است[۳۵] و با کمک بانک آسیایی توسعه یافته است.[۳۶] زیرساخت‌های درمانی آن شامل یک شفاخانه، سه مرکز صحی اساسی، چهار مرکز فرعی، یک مرکز درمانی توبرکلوز و یک مرکز سیار است.[۳۷]

اقتصاد

کشاورزی

کجالو (سیب‌زمینی) از مهم‌ترین محصولات کشاورزی بامیان
کجالو (سیب‌زمینی) از مهم‌ترین محصولات کشاورزی بامیان.

بامیان یکی از ولایت‌های کمتر توسعه‌یافتهٔ افغانستان است که اقتصاد آن عمدتاً بر پایهٔ کشاورزی سنتی استوار است. زمان کشت بهاره از اول حمل تا اول جوزا و کشت خزانی از اول میزان تا دهم عقرب است. این ولایت با تولید ۳۳ نوع محصول زراعی از جمله گندم، سیب‌زمینی، جو، باقلی، عدس، جواری و سبزیجاتی مانند هویج، شلغم، پیاز، کرم، گل‌کلم، کاهو، فلفل، تره، کدو، خیار و ترب و میوه‌هایی چون زردآلو، سیب، گیلاس، گلابی، بادام، گردو و توت، نقش مهمی در تأمین معیشت مردم دارد. همچنین گیاهان دارویی و عایداتی مانند آنغوزه، زیره و شیرین‌بیان از دیگر محصولات این منطقه است.[۳۸]

با وجود ظرفیت‌های خوب کشاورزی، سال‌ها جنگ و موقعیت جغرافیایی خاص، باعث شده تا کشاورزی همچنان با روش‌های سنتی انجام شود و از فناوری‌های نوین بی‌بهره بماند. نبود سیستم‌های نوین آبیاری و کمبود امکانات پردازش محصولات، از چالش‌های اصلی این بخش است. گذران اوقات فراغت مردم با فعالیت‌های مرتبط با کشاورزی و مفاهیمی چون برداشت محصول و فصل‌های کشاورزی در ادبیات و فرهنگ عامه بازتاب یافته است.[۳۹]

دامداری

دامداری در بامیان به‌صورت سنتی و معیشتی انجام می‌شود و گوسفند، بز، گاو، اسب، قاطر و الاغ از مهم‌ترین دام‌های پرورشی هستند. پرورش مرغ خانگی و زنبورداری نیز به‌عنوان مشاغل نوپا در حال توسعه است. نبود سیستم‌های مدرن بسته‌بندی، فرآوری و نگهداری، فروش محصولات را به‌صورت محلی و غیرعمده محدود کرده و درآمد چندانی برای دامداران به‌همراه ندارد.[۴۰]

صنایع دستی

نمایشگاه صنایع دستی «گنجینه» در بامیان
نمایشگاه صنایع دستی «گنجینه» در بامیان؛ مرداد ۱۴۰۱ش.

صنایع دستی بامیان شامل قالین (قالیگلیم، نمد، برک و خامک‌دوزی است. قالین و گلیم هزارگی شهرت بین‌المللی داشته و در نمایشگاه‌های جهانی جایگاه ممتازی دارد. یخن‌دوزی به‌دلیل استقبال گردشگران رایج شده و هر لباس یخن‌دوزی‌شده به قیمت ۴ تا ۵ هزار افغانی فروش می‌رود. زنان بامیان در ساخت گلدان، جاقاشقی، سبد و موره‌دوزی مهارت دارند و برخی تولیدات به خارج صادر می‌شود.[۴۱]

معادن

بامیان دارای معادن با کمیت و کیفیت بالا است. معادن فعال عبارت‌اند از:

  • معادن ذغال‌سنگ در پنجاب (خشکچه کرمان)، یکاولنگ (قوم آبه، سرمرغی، سچگ، سیاه‌دره)، سیغان (کاریز، خواجه گنج، علاقه‌داری، کوشک)
  • معدن سرب در یکاولنگ (گنده‌کوتل و نورکه)
  • معدن آهن حاجی‌گگ در شیبر با خلوص ۸۰٪ (یکی از مهم‌ترین معادن افغانستان)
  • معدن گچ در پنجاب (باشتوگگ)
  • معدن نمک در یکاولنگ (سیاه‌دره)

صنعت گردشگری

بامیان با جاذبه‌های تاریخی مانند تندیس‌های بودا (صلصال و شهمامه)، شهر غلغله و مناظر طبیعی چون بند امیر، ظرفیت بالایی برای جذب گردشگر دارد. این صنعت می‌تواند منبع مهم درآمدزایی باشد، اما جنگ‌ها و ناامنی‌های چند دهه، مانع رشد آن شده است. در دوران جمهوری اسلامی، گردشگری رشد نسبی داشت و هتل‌های متعددی ساخته شد.[۴۲]

زیرساخت‌ها

حمل‌ونقل: بامیان دارای ۶۴ کیلومتر راه شهری و ۹۳۴ کیلومتر راه ولایتی و ولسوالی است که از این مقدار ۱۹۱٫۸ کیلومتر آسفالت و ۸۰۶٫۲ کیلومتر خاکی است. فرودگاه کوچک شهید مزاری برای نشست هواپیماهای کوچک در این ولایت وجود دارد.[۴۳][۴۴]

هتل‌ها: مهم‌ترین مراکز اقامتی شامل هتل‌های غلغله، راه ابریشم، هایلند، شاهی و نوربند است که با ارائه غذاهای محلی و بین‌المللی، بخشی از نیازهای مسافران را تأمین می‌کنند.[۴۵]

مراکز درمانی: بامیان با جمعیتی پراکنده و شرایط جغرافیایی دشوار، با چالش‌های جدی در دسترسی به خدمات درمانی مواجه است. مناطق دورافتاده مانند پنجاب با کمبود شدید مراکز بهداشتی روبه‌رو هستند و بسیاری از زنان به روش‌های سنتی زایمان روی می‌آورند که خطر مرگ و میر را افزایش می‌دهد.[۴۶] بر اساس آمار ۱۳۹۲ش، بامیان دارای ۹۹ واحد صحی شامل یک شفاخانهٔ ولایتی، ۳ شفاخانهٔ ولسوالی، ۱۰ مرکز جامع، ۲۳ مرکز اساسی، ۳۰ مرکز فرعی، ۳ مرکز درمانی توبرکلوز، ۲۴ آشیانهٔ صحی، ۲ مرکز معتادین، ۲ تیم حمایوی سیار و یک مرکز صحی محبس بوده است.[۴۷] در ۱۴۰۳ش، این تعداد به ۱۱۸ مرکز درمانی افزایش یافته، اما کمبود پزشکان متخصص و آگاهی پایین عمومی از موانع اصلی ارائهٔ خدمات مطلوب است.[۴۸] مهم‌ترین مراکز درمانی بامیان عبارت است از:

  • شفاخانه ۱۴۱ بستر آغاخان: این بیمارستان در ۱۳۸۶ش با همکاری دولت افغانستان، فرانسه، کانادا و بنیاد آغاخان بهره‌برداری شد و با ارائه خدمات تخصصی در حوزه‌های داخلی، اطفال، زنان و زایمان و جراحی، نقش مهمی در ارتقای سلامت منطقه دارد. این مرکز همچنین به‌عنوان مرکز آموزشی برای کادر پزشکی عمل می‌کند.[۴۹]
  • شفاخانه ۱۲۰ بستر امام خمینی: این بیمارستان با حمایت جمهوری اسلامی ایران در شهر بامیان احداث شده و دارای بخش‌های تخصصی جراحی، پیوند اعضا، زنان و زایمان، اطفال و مراقبت‌های ویژه است.[۵۰]
  • همچنین با حمایت صندوق جمعیت سازمان ملل، کار ساخت و بازسازی ۲۴ مرکز صحی در مناطق دوردست ۷ ولسوالی بامیان از ۱۴۰۲ آغاز شده است.[۵۱]

فرهنگ

فرهنگ بامیان بر بنیان پیشینهٔ تاریخی غنی و ظرفیت‌های انسانی قابل‌توجه، استوار است.[۵۲] فرهنگ کهن بامیان بیشتر گفتاری بوده و شامل اسطوره‌ها، افسانه‌ها، ترانه‌ها، دوبیتی‌ها، چهاربیتی‌ها، غزل‌ها، مخته‌ها، لالایی‌ها، پندنامه‌ها، ضرب‌المثل‌ها، داستان‌های حماسی و طنزها است.[۵۳] از آیین‌های شاخص بامیان، رقص «پیشپو» است که زنان و دختران در مراسم عروسی به‌صورت گروهی و با حرکات موزون اجرا می‌کنند.[۵۴]

غذاهای محلی

غذاهای سنتی بامیان شامل نان گندم محلی، نان و دوغ، شوربا، قبرغه‌داغ، گوشت‌کوچه، شیر روغو، حلوای سفید، قورمه‌پلو، نان ملیده، آش‌کشیده و پیاوهٔ سیب‌زمینی است که ریشه در فرهنگ و طبیعت کوهستانی منطقه دارند.[۵۵]

بازی‌های محلی

بازی‌های محلی مانند شیغی (بجول‌بازی)، کلاه‌شرط، بزکشی، نیزه‌زنی، کشتی، دره‌میخ، لنگی‌بازی، توپ‌دنده، سنگ‌چبچی، ریسمان‌کشی و لخشک روی سرجه، و نیز بازی‌های ویژهٔ زنان مانند اخوچی، پیشپو، غمبور، چهارده‌فال و فقیرک‌بازی، به‌دلیل مهاجرت، شهرنشینی، ورود فرهنگ‌های خارجی و سرگرمی‌های دیجیتال، در حال فراموشی هستند.[۵۶] کشتی محلی (لختکی و چورکی) از تفریحات دیرینهٔ بامیان در عیدها و عروسی‌ها است.[۵۷]

افزون‌بر بازی‌های سنتی، در دوران جمهوری اسلامی، ۱۶ فدراسیون ورزشی با ۱۲٬۷۴۰ ورزشکار (شامل ۷۰۰ زن) در رشته‌های والیبال، بسکتبال، فوتبال، کونگ‌فو، تکواندو، موای‌تای، کاراته، کشتی، بزکشی، اسنوکر، شطرنج، اسکی و کوهنوردی فعال بودند.[۵۸]

رسانه‌ها

در بامیان، چهار نشریهٔ چاپی، دو رادیوی محلی و یک شبکهٔ رادیو-تلویزیونی ملی فعالیت دارند. همچنین شبکه‌های رادیو-تلویزیونی راه فردا، تمدن و آریانا از کابل قابل دریافت هستند. پراکندگی جمعیت، سرمایه‌گذاری رسانه‌ای را کاهش داده و کارشناسان تعداد رسانه‌ها را با ظرفیت‌های بامیان ناهمخوان می‌دانند.[۵۹]

مساجد و حسینه‌ها

بامیان دارای بیش از ۱۹۰۰ مسجد و تکیه‌خانه است که افزون بر کارکرد عبادی، به‌عنوان نهادهای فرهنگی-اجتماعی در حفظ و ترویج معارف دینی و هویت‌بخشی به مردم نقش دارند.[۶۰]

آموزش

دانشگاه بامیان
دانشگاه بامیان

بامیان ۳۷۸ مرکز تعلیمی دارد که پاسخ‌گوی نیاز جمعیت این ولایت نیست. در ۱۳۹۷ش، ۵۱٪ دانش‌آموزان در فضای باز یا اماکن غیراستاندارد تحصیل می‌کردند.[۶۱] در ۱۴۰۲ش، کمبود ۲۴۰۰ معلم و کارمند و نیز دسترسی محدود به آب بهداشتی، سرویس بهداشتی و کتابخانه از چالش‌های اصلی در ولایت بامیان بود.[۶۲]

در بخش تحصیلات عالی، دانشگاه بامیان در ۱۳۷۵ش با همکاری ایران تأسیس شد[۶۳] و پس از تسلط طالبان در ۱۳۷۷ش تعطیل[۶۴] و در ۱۳۸۲ش بازگشایی شد.[۶۵] دانشگاه بامیان با وجود فضای آموزشی محدود، نبود خوابگاه، کمبود آب و فضای سبز،[۶۶][۶۷][۶۸] اکنون جزو ۹ دانشگاه برتر افغانستان است[۶۹] و تا ۱۴۰۰ش دارای ۱۴۲ عضو هیئت علمی و ۶۲۹۸ دانشجو در ۷ دانشکده و ۳۵ رشته بوده است.[۷۰] با تسلط مجدد طالبان، تدریس فقه جعفری در آن متوقف شده است.[۷۱] مؤسسه تحصیلات عالی بامیکا نیز در ۱۳۹۲ش با دو دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی و اقتصاد فعالیت خود را آغاز کرد و تاکنون بیش از ۷۰۰ فارغ‌التحصیل داشته است.[۷۲]

در بامیان چند مدرسهٔ دینی نیز فعالیت می‌کند؛ مدرسه علمیه امام صادق با کتابخانهٔ ۳۰ هزار جلدی،[۷۳] مدرسه علمیه ولایت تحت اشراف محمدهاشم صالحی[۷۴] و مدرسه علمیه تربیت مدرس وابسته به سید علی سیستانی، از مهم‌ترین مدارس دینی بامیان هستند که به تربیت طلاب و ترویج معارف اسلامی می‌پردازند.[۷۵]

مشارکت اجتماعی زنان

جامعهٔ بامیان ترکیبی از اکثریت هزاره و اقلیت تاجیک است و بر پایهٔ نظام قبیله‌ای و روابط خویشاوندی استوار است. ساختار قدرت محلی، تلفیقی از نهادهای دولتی و رهبران سنتی (بزرگان، روحانیون و مالکان) است. نقش زنان در اقتصاد پررنگ، اما در تصمیم‌گیری‌های اجتماعی محدود است.[۷۶] زنان بامیان ستون خانواده و حافظ ارزش‌های دینی و فرهنگی هستند و در کنار مسئولیت‌های خانگی، در کشاورزی و دامداری نیز مشارکت دارند. در دورهٔ جمهوری اسلامی، حضور زنان در آموزش و پست‌های اداری افزایش یافت، اما محدودیت‌های ناشی از نابرابری جنسیتی، خشونت خانگی و ممنوعیت تحصیل در برخی مناطق، همچنان چالش‌های جدی باقی مانده است.[۷۷] حبیبه سرابی، نخستین والی زن بامیان، در دورهٔ جمهوری اسلامی منصوب شد.[۷۸]

ازدواج و تشکیل خانواده

خانواده در بامیان نهادی مقدس است و ازدواج بر پایهٔ ارزش‌های دینی و سنتی، با خواستگاری و رضایت خانواده انجام می‌شود. ازدواج‌های فامیلی به‌ویژه دخترعمو-پسرعمو، رواج دارد. هزینه‌های سنگین عروسی و شیربها، چالش اصلی ازدواج است. تک‌همسری رایج و طلاق به دلیل نگاه منفی جامعه و وابستگی اقتصادی زنان، نادر است.[۷۹]

جشن‌ها

  • جشن نوروز در بامیان با خانه‌تکانی، خرید لباس نو، کاشت سبزه، پخت سمنک و مراسم کمپیرک (نماد پیروزی بهار بر زمستان) برگزار می‌شود. مردم به دشت‌ها و مکان‌های تفریحی مانند بندامیر و شهر غلغله می‌روند و مسابقات بزکشی، نیزه‌زنی، کشتی، توپ‌دنده، تخم‌جنگی و سرجه‌بازی برگزار می‌کنند. غذاهای سنتی چون شیربرنج، نان سرخ، گوشت‌کوچه، حلوای سرخ و دلده نیز از آیین‌های نوروزی است.[۸۰]
  • عید فطر با رؤیت هلال، مراسم پخت نذری برای اموات با نام عید مرده‌ها، ادای فطریه، دیدوبازدید و بازی‌های محلی مانند توپ‌دنده، اسپ‌دوانی و کشتی همراه است. برخی آیین‌های قدیمی مانند چوگان‌بازی به فراموشی سپرده شده، اما رسوم جدیدی مانند عیدی‌بردن برای عروس‌ها و رفتن به زیارتگاه‌ها رواج یافته است.[۸۱]
  • عید قربان در بامیان، افزون‌بر مناسک مذهبی، به رونق گردشگری و افزایش بازدید از بندامیر و شهر غلغله کمک می‌کند.[۸۲]
  • در دورهٔ جمهوری اسلامی، جشنواره‌هایی مانند دمبوره، گل‌کچالو، راه ابریشم، سمینار فولکلور هزارگی و شبی با بودا (در سالروز تخریب تندیس‌ها) برای معرفی بامیان و جذب گردشگر برگزار می‌شد.[۸۳][۸۴]

جاذبه‌های طبیعی

بند امیر

بند امیر؛ نخستین پارک ملی افغانستان
بند امیر؛ نخستین پارک ملی افغانستان.

مجموعهٔ طبیعی بند امیر در فاصلهٔ ۷۵ کیلومتری شرق شهر بامیان و ۳۴ کیلومتری غرب ولسوالی یکاولنگ، با مساحتی حدود ۷۵۰۰۰ هکتار و ارتفاع ۲۹۰۹ متر از سطح دریا، در میان رشته‌کوه‌های هندوکش و بابا واقع شده است. این مجموعه شامل شش دریاچهٔ طبیعی است که از غرب به شرق عبارت‌اند از: بند ذوالفقار، بند پودینه (پونه)، بند پنیر، بند هیبت، بند قنبر و بند غلامان. این دریاچه‌ها که بر اثر سدهای طبیعی به وجود آمده‌اند، آب هر یک به پایین‌دست خود سرازیر می‌شود و آبشارهای زیبایی را پدیدآورده است. بند ذوالفقار با ۴۹۰ هکتار وسیع‌ترین و بند غلامان با طول ۸۰۰ متر کوچک‌ترین دریاچه است. بند هیبت با عمق ۵۰ متر، طول بیش از ۳ کیلومتر و عرض ۴۶۰ متر، عمیق‌ترین دریاچه به‌شمار می‌رود و بند پنیر با دیواره‌های سنگ رسوبی سفیدرنگ، دارای عرضی حدود ۱۴۰ متر است.[۸۵][۸۶][۸۷]

در باورهای محلی، این سدهای طبیعی به امام علی نسبت داده شده و نام‌گذاری دریاچه‌ها برگرفته از روایات و افسانه‌های محلی دربارهٔ شمشیر، غلام و یاران او است. پژوهشگران، این روایات را بازتابی اسطوره‌ای از تلاش‌های تاریخی برای مهار آب‌های رودخانه‌های هندوکش می‌دانند. در کنار دریاچهٔ بند هیبت، بنایی تاریخی با قدمت حدود ۱۰۰ سال به نام «مزار بند امیر» قرار دارد که زائران از نقاط مختلف افغانستان آن را به‌عنوان قدمگاه امام علی زیارت می‌کنند و برای رفع حاجت و شفای بیماران به آنجا می‌آیند.[۸۸] بر سردر این بنا، تابلویی با عنوان «مسجد شریف امیر» نصب شده، اما بازدیدکنندگان معمولاً به این عنوان توجه نکرده و احکام مسجد را رعایت نمی‌کنند.[۸۹] در غرب بند هیبت، چشمه‌ای به نام «چشمه شفا» با آبی بسیار سرد وجود دارد که برخی بازدیدکنندگان برای تبرک یا درمان، خود را در آن می‌شویند.[۹۰][۹۱]

بند امیر از ۱۳۳۹ش به‌عنوان منطقه‌ای گردشگری شناخته شد و پیش از جنگ‌ها منبع درآمد مردم و دولت بود.[۹۲] پس از تأسیس نظام جمهوری اسلامی در ۱۳۸۱ش، دوباره مورد توجه گردشگران قرار گرفت و در ۱۳۸۸ش به‌عنوان نخستین پارک ملی افغانستان معرفی[۹۳] و در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.[۹۴] بازدیدکنندگان این منطقه در سه گروه جای می‌گیرند: پژوهشگران و طبیعت‌گردان، گردشگران تفریحی و زائران محلی[۹۵] که با هدف زیارت قدمگاه امام علی به آنجا می‌روند و بیشترین مراجعه‌کنندگان را تشکیل می‌دهند.[۹۶]

اژدهای بامیان

اژدهای بامیان، پدیده‌ای طبیعی و صخره‌ای به شکل اژدهای خوابیده، در فاصلهٔ ۸ کیلومتری غرب شهر بامیان و در انتهای دره‌ای کوچک به نام «درهٔ اژدر» قرار دارد. این دیوارهٔ طبیعی از رسوبات آهکی و به رنگ سفید، با ارتفاع ۱۲ متر، قطر ۱۰ متر و طول ۲۴۰ متر، یکی از شگفت‌انگیزترین پدیده‌های طبیعی افغانستان است.[۹۷] نزدیکی آن به دره‌ای با خاک سرخ، سبب شده تا گاهی «اژدهای سرخ دره» نیز نامیده شود.[۹۸]

در قسمت جلوی سر اژدها، چشمه‌های کوچک و متعددی از آب تلخ و شور جریان دارد که به‌نظر می‌رسد از سر این موجود خارج می‌شود.[۹۹] مواد آهکی مخلوط با آب و رنگ‌های معدنی به‌ویژه رنگ سرخ، در این ناحیه جریان دارند که به‌سرعت سرد و سخت می‌شوند و سنگ‌هایی به رنگ‌های سرخ، زرد و سفید پدیدمی‌آورند. سنگ قسمت فوقانی و یال اژدها دارای سولفور با بوی تند است. در پشت این پدیدهٔ طبیعی، مخروط‌هایی از سنگ‌های تورمانند و شکننده وجود دارد که از رأس آنها آب گرم بیرون می‌ریزد و بخش اعظم پیکر اژدها را پوشانده است.[۱۰۰] همچنین در زیر چشمه‌ها، ماده‌ای کریستالی شبیه فسیل آمونیاک یافت می‌شود که به‌گفتهٔ مردم محلی، در تپه‌های اطراف به مقدار زیاد وجود دارد.[۱۰۱] در پشت اژدها، جوی خشک و شکافی از سر تا انتهای آن دیده می‌شود که احتمالاً بر اثر تابش خورشید یا برودت هوا به‌وجود آمده است.[۱۰۲] برخی معتقدند که با چسباندن گوش به پوستهٔ سر اژدها، صداهای وحشتناکی از درون آن شنیده می‌شود.[۱۰۳]

اژدهای بامیان جایگاه ویژه‌ای در باورها و افسانه‌های مردم منطقه دارد.[۱۰۴] بر اساس روایات محلی، این دیواره در اصل اژدهای غول‌پیکر آدم‌خواری بوده که مردم منطقه را به ستوه آورده بود. آنان برای دفع این بلا، از خداوند یاری خواستند و حضرت علی با شمشیر ذوالفقار، اژدها را دو نیم کرده و به سنگ تبدیل نمود. سپس تسمه‌ای از فرق سر تا دم آن کشید و آن را نزد شاه بربر برد؛ شکاف موجود بر پیکر اژدها، اثر همان تسمه دانسته می‌شود.[۱۰۵] بر اساس اسناد قدیمی، این افسانه پیش از اسلام نیز میان بوداییان منطقه رواج داشته، با این تفاوت که کشتن اژدها به بودا نسبت داده می‌شد.[۱۰۶] پیکره‌های صخره‌ای کوچک‌تری نیز در بامیان وجود دارد که مردم محلی آن‌ها را بچه‌های اژدهای بامیان می‌نامند.[۱۰۷]

از نظر علمی، این دیواره‌های صخره‌ای بر اثر جریان چشمه‌های آهکی در طول میلیون‌ها سال شکل گرفته‌اند. زمین‌شناسان معتقدند زمانی که آب از زمین‌های دارای معدن آهک و مواد رسوبی عبور می‌کند، این مواد با آب آمیخته شده و پس از تماس با اکسیژن هوا، به رسوبات آهکی تبدیل می‌شوند و به‌مرور زمان بر طول و حجم آنها افزوده می‌گردد.[۱۰۸] این پدیدهٔ طبیعی تأثیر عمیقی بر سبک زندگی مردم بامیان گذاشته و به شکل‌گیری آیین‌های نذری و زیارتی انجامیده است. مردم باور دارند این مکان دارای قدرت معنوی است و در نزدیکی آن نذری پخته و مراسم خاصی برگزار می‌کنند. همچنین اژدهای بامیان به بخشی از هویت فرهنگی و گردشگری منطقه تبدیل شده است.[۱۰۹] اژدهای بامیان با داستان‌های جذاب خود، گردشگران بسیاری را از مناطق مختلف افغانستان به خود جذب می‌کند. در نزدیکی آن، اتاق گنبدی آبی‌رنگی وجود دارد که مردم برای پخت نذری و برگزاری مراسم از آن استفاده می‌کنند.[۱۱۰]

ماجرای نبرد حضرت علی با اژدهای بامیان در اشعار مختلف، از جمله در منظومهٔ حماسی «خاوران‌نامه» از ابن‌حسام خسوفی (۸۳۰ق)، بازتاب یافته است.[۱۱۱]

یکی اژدها دید کامد پدیدسراسر سر کوه از او ناپدید
دهان همچو دوزخ گشاده به همسر کوه از او پر تفَ و دود و دم
بیامد خروشان و دم می‌کشیدتو گفتی زمین را به هم می‌کشید
چنین گفت حیدر که هفتاد بارزدم بر بَر اژدها ذوالفقار
چو آن مار ناچیز و نابود گشتبه خونش همه کوه آلود گشت


غارهای طبیعی

غارهای طبیعی بامیان از جاذبه‌های منحصربه‌فرد این منطقه هستند که افزون‌بر ارزش طبیعی، ظرفیت بالایی برای توسعهٔ گردشگری و ایجاد فرصت‌های شغلی دارند.

  • غار یخ سرقازان در دامنه‌های کوه بابا، حدود ۴۵ کیلومتری جنوب‌غرب مرکز بامیان واقع شده است. ویژگی شگفت‌انگیز آن، تشکیل قندیل‌های یخی در تابستان و گرم‌شدن فضای داخلی در زمستان است که با شرایط جوی بیرون تضاد کامل دارد. عمق این غار بیش از سه هزار متر گزارش شده و تاکنون انتهای آن کشف نشده است. در نزدیکی آن، چشمهٔ «جلجلی» با خواص درمانی مورد توجه محلی‌ها است. این غار سالانه گردشگران داخلی و خارجی بسیاری را جذب می‌کند و پس از کشاورزی و دامداری، سومین منبع درآمدی بامیان محسوب می‌شود.[۱۱۲]
  • غار فریدون در منطقهٔ سرلدو، ناحیهٔ شهیدان بامیان قرار دارد. بر اساس افسانه‌های محلی، مادر فریدون برای نجات او از دست ضحاک، وی را در این غار پنهان و بزرگ کرد. فریدون پس از رشد، به همراه کاوه آهنگر (ساکن درهٔ آهنگران بامیان) علیه ضحاک قیام کرد و پس از هزار سال حکومت، او را شکست داد. این غار در فرهنگ عامه، نماد مقاومت و پیروزی نیکی بر بدی است.[۱۱۳]
  • غار بخارگرم به‌صورت عمودی و بسیار عمیق در منطقهٔ یکاولنگ قرار دارد و بخار گرمی به‌طور دائم از دهانهٔ آن خارج می‌شود. در کف غار، استخوان و اسکلت حیوانات مختلف یافت شده که بر رمزآلود بودن آن افزوده است.
  • غار چپچل با ارتفاع ۴۰ متر از سطح زمین، دارای محوطه‌ای وسیع با کف پوشیده از چمنزارهای مرطوب است. صدای خروش آب از اعماق آن نشان‌دهندهٔ وجود جریان آب زیرزمینی است و شرایط خاص آن، زیستگاهی مناسب برای برخی گونه‌های جانوری فراهم کرده است.
  • غار دانه‌قول در ارتفاع سه هزار متری از سطح دریا قرار گرفته و در گذشته کاربرد نظامی داشته است. موقعیت استراتژیک و دسترسی دشوار، آن را به مکان دفاعی مناسب تبدیل کرده بود.
  • غار نیچه زری در روستای طاق، منطقهٔ سیغان واقع شده و دارای دهانه‌ای تنگ اما محوطهٔ داخلی وسیع است. به گفتهٔ ساکنان محلی، در انتهای آن آب وجود دارد و بقایای استخوان حیوانات در آن دیده شده است که نشان‌دهندهٔ سیستم پیچیدهٔ آبراهه‌های زیرزمینی در منطقه است.[۱۱۴]

دره‌های بامیان

  • دره فولادی
    دره فولادی
    دره فولادی در جنوب‌شرق مرکز بامیان و نزدیک یکاولنگ، با طبیعتی چشم‌نواز و آثار تاریخی از دوران باستان، به‌ویژه دوره‌های غزنوی و غوری، یکی از مقاصد مهم گردشگری افغانستان است. این دره از دهه‌ ۱۹۹۰م مورد توجه برای احیا قرار گرفته و یافته‌های باستان‌شناختی آن، گنجینه‌ای از تاریخ و تمدن این سرزمین را آشکار کرده است.[۱۱۵]
  • دره آجر در فاصلهٔ ۷۵ کیلومتری بامیان و میان یکاولنگ و کهمرد، با کوه‌های رنگارنگ و مناظر بدیع، از دیرباز به‌عنوان شکارگاه سلطنتی استفاده می‌شد. دریاچهٔ طبیعی آن امکان ماهی‌گیری و شنا را فراهم می‌کند و این منطقه یکی از ذخیره‌گاه‌های مهم حیات وحش افغانستان است. از ۱۳۵۲ش تحت حفاظت دولت و مدیریت «افغانتور» قرار گرفت و سالانه پذیرای گردشگران بود. بخش‌های معروف آن شامل دره لکلکه، چهلتن، جوزری، پودینه‌تو، غوغاسار و قلاتو است.[۱۱۶]
  • بابر دره در شمال یکاولنگ، با مناظر بکر، آبشارهای متعدد و پوشش گیاهی طبیعی، ظرفیت بالای گردشگری دارد، اما دسترسی دشوار و مسیرهای صعب‌العبور موجب شده کمتر مورد توجه گردشگران خارجی قرار گیرد.[۱۱۷]
  • دره شش‌پل در نزدیکی شهر بامیان، با چشم‌اندازهای سرسبز، آب‌وهوای مطبوع و شش پل سنگی و چوبی بر روی رودخانه، ترکیبی منحصربه‌فرد از طبیعت و تاریخ است. بقایای قلعه‌ای منسوب به ضحاک و کاروانسرایی قدیمی در این دره قرار دارد. تنوع زیستی آن شامل گونه‌های گیاهی دارویی و جانورانی چون گرگ، روباه و گوزن است. جوامع محلی هزاره با مهمان‌نوازی و فرهنگ غنی خود، امکان تجربه زندگی سنتی را برای بازدیدکنندگان فراهم می‌کنند.[۱۱۸]

آثار باستانی

غارهای اطراف تندیس‌های بودا
غارهای اطراف تندیس‌های بودا

بامیان، با داشتن گنجینه‌ای از جاذبه‌های تاریخی، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز هویت‌بخش فرهنگی افغانستان شناخته می‌شود. با این حال، کمبود پژوهش‌های باستان‌شناسی و نبود مستندات تاریخی جامع، موجب شده اطلاعات موجود دربارهٔ بسیاری از این بناها بسیار محدود و در برخی موارد فاقد داده‌های قابل استناد باشد.[۱۱۹] در حال‌حاضر، چند اثر تاریخی از بامیان در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است که عبارت‌اند از: دو مجسمهٔ بزرگ بودا، شهر تاریخی غلغله، شهر ضحاک (شهر سرخ)، غارهای کنرک، دو قلعهٔ کافری الف و ب، غارهای درهٔ قلعهٔ اکرم و غارهای قلعهٔ غمی.[۱۲۰]

تندیس‌های بودای بامیان

تندیس‌ بودا (صلصال)، قبل از تخریب توسط طالبان
تندیس‌ بودا (صلصال)، قبل از تخریب توسط طالبان در ۱۳۸۰ش

تندیس‌های بودای بامیان، شامل دو پیکرهٔ عظیم به ارتفاع ۵۶ متر و ۳۸ متر، در دامنهٔ کوه‌های شمالی بامیان و رو به جنوب در دل صخره حجاری شده‌اند و به‌عنوان بزرگ‌ترین مجسمه‌های سنگی جهان شناخته می‌شوند. بر اساس پژوهش‌های تاریخی، شهمامه در ۵۰۷م و صلصال در ۵۵۴م ساخته شده‌اند و در دوران اوج، نمونه‌های کوچکی از آنها به مناطق بودایی در چین، ژاپن و تبت صادر می‌شد.[۱۲۱] برخی محققان قدمت این آثار را به دورهٔ دارا (کیانی) و آیین میترایی نسبت می‌دهند.[۱۲۲] در متون اسلامی، این تندیس‌ها با نام‌های صلصال و شهمامه یا «سرخ‌بت» و «خنگ‌بت» ثبت شده و منابعی چون حدود العالم، یاقوت حموی، زکریای قزوینی و شیروانی از آنها یاد کرده‌اند. مردم محلی نیز آنها را با همین نام‌ها و به‌عنوان بت‌های نر و ماده می‌شناسند.[۱۲۳]

ویژگی‌ شاخص این تندیس‌ها، استفاده از تکنیک پیشرفتهٔ رنگ‌روغن در تزیینات داخلی آنها است که قدیمی‌ترین نمونه‌ این تکنیک در جهان محسوب می‌شود. فضای داخلی شامل شبکه‌ای از اتاقک‌ها و دالان‌ها با دروازه‌های ورودی در پایه و پلکان‌های باریک به طبقات بالا است. دیوارها با لایه‌ای از قیر پوشیده شده و نقاشی‌های دیواری اصیل هنوز در برخی بخش‌ها باقی است. مسیر پلکان داخلی تا بالاترین نقطهٔ تندیس بزرگتر ادامه داشته که نشان‌دهندهٔ مهارت بالای معماران است.[۱۲۴] در مجاورت این دو تندیس، پیکرهٔ دیگری به نام «نسریم» یا «ستوا» (به شکل پیرزن) وجود داشته است. همچنین حدود ۱۱ عبادت‌گاه و نزدیک به سه هزار فضای معماری شامل مغاره‌ها، سالن‌ها، سردابه‌ها و اتاق‌های مجلل با نقوش ظریف از خدایان، پادشاهان، راهبان و مردم عادی با رنگ‌هایی چون آبی، لاجوردی، طلایی و ارغوانی تزیین شده بود که بخشی از آنها تا امروز باقی مانده است.[۱۲۵]

تندیس‌های بودا در طول قرن‌ها بارها آسیب دیده‌اند:

  • در دورهٔ فتوحات اسلامی و به‌ویژه در زمان حجاج بن یوسف، روکش طلایی صورت مجسمه‌ها تراشیده شد.
  • یعقوب لیث صفاری در ۲۵۶ق صورت تندیس‌ها را تخریب و زیورآلات طلای آنها را به بغداد فرستاد.
  • حاکمان غزنوی، غوری و تیموری هر یک آسیب‌هایی وارد کردند.
  • چنگیزخان (۱۲۲۲م)، اورنگ‌زیب (۱۶۸۹م)، امیر عبدالرحمان (۱۸۹۲م) و نادرشاه افشار نیز به این آثار صدمه زدند.
  • در دههٔ ۱۳۷۰ش، مجاهدین با توپ و سلاح‌های سبک به پیکره‌ها آسیب رساندند.
  • سرانجام در ۱۳۸۰ش، گروه طالبان با مواد منفجره آنها را به کلی نابود کرد.

این تخریب‌ها عمدتاً با انگیزهٔ مذهبی و به بهانهٔ مبارزه با شرک انجام شده است. منابعی مانند الفهرست ابن‌ندیم به غارت گستردهٔ طلا و جواهرات این مجموعه اشاره کرده‌اند.[۱۲۶]

همچنین افسانه‌های متعددی پیرامون این تندیس‌ها شکل گرفته است:

  • برخی آنها را آدم و حوا یا زن و شوهری حاکم بر بامیان می‌دانند.
  • عده‌ای ساخت آنها را به دوران طوفان نوح نسبت می‌دهند.
  • روایتی از پهلوانی به نام صلصال سخن می‌گوید که اژدهایی را کشت و خود به سنگ تبدیل شد.
  • در افسانه‌های شیعیان، امام علی برای مسلمان‌کردن صلصال با او نبرد کرده است.
  • برخی، ساختن آنها را نه برای پرستش، بلکه برای بزرگداشت شخصیت‌های محترم می‌دانند.
  • افسانه‌هایی از چشمان درخشان بت‌ها در شب، آمیزش بت‌ها با یکدیگر و تولید بت‌های کوچک، و نیز بلندقامتی فوق‌العاده صلصال و شهمامه در میان مردم رواج دارد.[۱۲۷]

این تندیس‌ها افزون‌بر ارزش هنری، نقش مهمی در اقتصاد، فرهنگ و سبک زندگی منطقه داشته‌اند:

  • از نظر اقتصادی، قطب گردشگری و زیارتی بودند و به رونق تجارت و صنایع دستی کمک می‌کردند.
  • در عرصهٔ هنری، تکنیک‌های پیشرفتهٔ حجاری، نقاشی رنگ‌روغن و گچبری آنها الهام‌بخش هنرمندان منطقه بود.
  • از منظر فرهنگی، مرکز آموزش و پرورش بودایی به‌شمار می‌رفتند و بر باورها و آیین‌های محلی تأثیر عمیق گذاشته بودند.
  • در ادبیات شفاهی، داستان‌ها و افسانه‌های متعددی حول آنها شکل گرفته که در خاطرهٔ جمعی مردم رسوخ کرده است.
  • حتی پس از تخریب، این آثار همچنان بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت تاریخی و فرهنگی بامیان باقی مانده‌اند.[۱۲۸]

شهر غلغله

بقایای شهر تاریخی غلغله
بقایای شهر تاریخی غلغله

شهر غُلْغُلَه، مجموعه‌ای از بقایای معماری و باستانی در مرکز بامیان، بر فراز تپه‌ای سنگی و مخروطی‌شکل با ارتفاع ۱۰۰ تا ۱۵۰ متر و وسعتی حدود چهار تا پنج هکتار، در منطقهٔ سیدآباد (سعیدآباد) و در مقابل مجسمه‌های تخریب‌شدهٔ بودا واقع شده است.[۱۲۹] دربارهٔ نام «غلغله» دو روایت وجود دارد: گروهی معتقدند کارگران سازندهٔ شهر باید با فریاد و هلهله در محل کار حاضر می‌شدند و در صورت تأخیر، گردن زده می‌شدند و سرشان را در دیوار می‌گذاشتند؛ ازاین‌رو شهر به غلغله نام گرفت.[۱۳۰] روایت دیگر آن را به فریاد و شیون مردم در زمان کشتار گستردهٔ چنگیزخان نسبت می‌دهد.[۱۳۱]

ساکنان شهر در غارهای دست‌کند (سوموچ) و خانه‌های گلی و خشتی زندگی می‌کردند. در نوک تپه، قصر فرمانروا قرار داشت که از نظر نظامی مستحکم بود. بر اساس افسانه‌ها، خندقی پرآب دور تا دور شهر وجود داشته است. دیوارها از گل و خشت با تهداب سنگی و به ضخامت یک متر ساخته شده‌اند.[۱۳۲] خانه‌ها با مهارت ساخته شده‌اند و وجود پله‌های منازل دوطبقه، نشان‌دهندهٔ پیشرفت معماری است. مغاره‌هایی در دامنهٔ تپه نیز دیده می‌شود که احتمالاً برای نگهداری حیوانات یا سلاح استفاده می‌شده است.[۱۳۳] دربارهٔ سیستم آب‌رسانی این شهر، برخی باستان‌شناسان بر این باورند که آب از طریق کانالی زیرزمینی تأمین می‌شد.[۱۳۴] برخی دیگر معتقدند لولهٔ مخفی آب از رودخانهٔ حیدرآباد (در فاصلهٔ چهار کیلومتری) به شهر می‌رسیده که علائم آن هنوز در نزدیکی مدرسهٔ سعیدآباد قابل مشاهده است.[۱۳۵]

شهر غلغله که در گذشته با نام‌های بامیان و بالاحصار بامیان شناخته می‌شد،[۱۳۶] یکی از یادگارهای دوران اسلامی است. پس از گسترش نفوذ غوریان و ورود مسلمانان، این شهر توسط ملک فخرالدین مسعود بن حسین شنسبی به‌عنوان مرکز حکومت ساخته شد.[۱۳۷] پس از سقوط غوریان به دست خوارزمشاهیان (بین ۶۰۷ تا ۶۱۰ق)، شهر غلغله به مرکز فرمانروایی جلال‌الدین خوارزمشاه تبدیل شد.[۱۳۸] در حملهٔ مغول، امرای خوارزمشاهی از شهر دفاع کردند.[۱۳۹] چنگیزخان از درهٔ شکاری به بامیان حمله کرد و در مسیر با شهر ضحاک روبه‌رو شد. پس از مقاومت مدافعان و کشته‌شدن نوهٔ چنگیز، او قسم خورد که پس از فتح، هیچ انسانی را زنده نگذارد. سرانجام در سال ۶۱۸ق با خیانت دختر سلطان محمد خوارزمشاه، شهر فتح و به آتش کشیده شد و همهٔ ساکنان آن قتل‌عام شدند.[۱۴۰] مغولان این شهر را مائوبالغ (شهر نفرین‌شده) نامیدند.[۱۴۱]

بخشی از آبادی‌های باقی‌مانده نیز در زمان قیام مردم بامیان علیه امیر عبدالرحمان، تخریب شد[۱۴۲] و در سال‌های جهاد نیز به‌عنوان پایگاه نظامی استفاده می‌شد که بر ویرانی آن افزود.[۱۴۳] امروزه جز چند مغاره، دیوارهای تخریب‌شده، برج‌های دیده‌بانی و یک منارهٔ مسجد، چیزی از آن باقی نمانده است.[۱۴۴] برخی محققان قدمت آن را به دوران اساطیر نسبت می‌دهند؛ زیرا سیستم آب‌رسانی آن مشابه شهر ضحاک و چهل‌برج است.[۱۴۵] مرمت شهر غلغله از ۱۳۹۲ش زیر نظر یونسکو آغاز شد و طی دو سال، بخش‌هایی از برج‌ها، رواق‌های گنبدی و دیوارهای عظیم بازسازی شد.[۱۴۶] در ۱۳۹۷ش نیز تیم مشترک فرانسوی-افغانستانی با همکاری یونسکو، کاوش‌هایی در این محوطه انجام دادند که برای اولین بار شامل تحقیقات روی استخوان‌ها نیز بود.[۱۴۷] با این حال، حوادث طبیعی، بی‌توجهی دولت و ناآگاهی مردم، وضعیت این میراث را همچنان اسفبار نگه داشته است.[۱۴۸]

شهر ضحاک

بقایای شهر تاریخی ضحاک
بقایای شهر تاریخی ضحاک

شهر ضحاک، یک دژ باستانی با استحکامات نظامی در ولایت بامیان است که در ۱۷ کیلومتری شمال‌شرق مرکز این ولایت، بر فراز تپه‌ای سرخ‌رنگ به ارتفاع ۱۵۰ متر و در محل تلاقی سه گذرگاه بلخ، کابل و غزنی قرار دارد.[۱۴۹] ابعاد آن یک‌ونیم کیلومتر طول و یک کیلومتر عرض است و از چهار طرف توسط کوه‌ها احاطه شده و تنها از طریق یک راه پیاده‌روی نیم‌ساعته قابل دسترسی است.[۱۵۰] برخی این شهر را «شهر سرخ» می‌نامند، زیرا بر روی تپه‌ای با خاک سرخ بنا شده و صخره‌ها و دره‌های اطراف نیز به همین رنگ است.[۱۵۱]

مردم محلی این شهر را با داستان ضحاک ماردوش پیوند داده‌اند و آن را پایتخت او می‌دانند؛ ازاین‌رو به «شهر ضحاک» شهرت یافته است.[۱۵۲] ضحاک، شخصیتی منفی در اساطیر ایران است که در اوستا با نام اژی‌دهاک و در شاهنامهٔ فردوسی به‌تفصیل از او یاد شده است.[۱۵۳] بر اساس افسانه‌های محلی، ضحاک دو مار بر شانه داشت که از مغز انسان تغذیه می‌کردند و مردم ناچار بودند روزانه یک نفر را برای آنان قربانی کنند. سرانجام کاوهٔ آهنگر، از سرداران مورد اعتماد ضحاک، با پتک خود بر سر او کوبید و به زندگی ضحاک و مارهایش پایان داد.[۱۵۴]

دربارهٔ تاریخچهٔ آن، دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد: عده‌ای آن را ساختهٔ ضحاک می‌دانند[۱۵۵] و برخی با استناد به کوزه‌های یافت‌شده، ساخت آن را به دورهٔ ساسانیان نسبت می‌دهند.[۱۵۶] گروهی نیز چهره‌های حک‌شده بر کوزه‌ها را از اقوام ترک یا مغول پیش از اسلام می‌دانند و برخی سفرنامه‌ها از فرمانروایی شاهزاده‌ای ترک در بامیان سخن گفته‌اند.[۱۵۷] این شهر در قرن سوم هجری توسط صفاریان[۱۵۸] و در قرن هفتم هجری توسط چنگیزخان مغول تخریب شد،[۱۵۹] هرچند برخی مورخان معتقدند چنگیز آن را تخریب نکرده است.[۱۶۰] در دههٔ هفتاد شمسی نیز به‌عنوان پایگاه نظامی استفاده می‌شد که بر ویرانی آن افزود.[۱۶۱]

شهر ضحاک از سه بخش تشکیل شده است: نریمان (سیستم دفاعی با راهروها، برج‌ها و باروها)، قسمت سفلی (محل سکونت مردم عادی) و بالاحصار (ارگ حاکم در بلندترین نقطه).[۱۶۲] برج‌های دیده‌بانی فاقد ورودی ثابت بودند و سربازان با پلکان‌های چوبی سیار وارد می‌شدند و پس از ورود، پلکان‌ها را جمع می‌کردند. این برج‌ها دارای روزنه‌های تیراندازی بودند و تسلط کامل بر مناطق اطراف داشتند. دیوارهای دفاعی از دامنه تا قله امتداد داشتند و هرچه بالاتر می‌رفتند، ضخیم‌تر و مستحکم‌تر می‌شدند. تنها راه ورودی، مسیری دشوار از میان برج‌های نگهبانی و پیچ‌وخم‌های فراوان بود که از دروازه‌ای تونل‌مانند و سنگی عبور می‌کرد.[۱۶۳] اتاق‌ها با مهندسی دقیق و دالان‌های منظم ساخته شده‌اند؛ برخی دوطبقه با سقف چوبی بوده‌اند. ارتفاع دیوارها ۶ تا ۱۰ متر و ضخامت دیوارهای اصلی دو تا سه متر بوده است. مصالح شامل سنگ، خشت خام چهارگوش (۴۰×۴۰ سانتی‌متر) و گل است. خشت‌ها سفیدرنگ هستند که با خاک سرخ تپه همخوانی ندارد و نشان می‌دهد که خاک آنها از جای دیگر آورده شده است. سطوح داخلی دیوارها با کاه‌گل پوشیده شده است.[۱۶۴]

آب شهر از طریق تونلی مارپیچ در وسط شهر تأمین می‌شد که به آب زیرزمینی راه داشت و به حوضی پرآب می‌رسید. آب این حوض از طریق لوله‌های سفالی از رودخانهٔ بامیان تأمین می‌شده است.[۱۶۵] این تونل که در اصطلاح محلی «آب‌دزدک» نامیده می‌شود، در مواقع اضطراری مانند جنگ و محاصره کاربرد داشته است.[۱۶۶]

امروزه از این شهر جز تونل ورودی، یک راه پلکانی، برج‌های ویران، دیوارهای فرو‌ریخته و مغاره‌های تخریب‌شده، چیزی باقی نمانده است.[۱۶۷] با وجود ثبت این اثر در فهرست میراث جهانی یونسکو، بقایای آن به‌دلیل حوادث طبیعی (برف و باران) و کاوش‌های غیرمجاز قاچاقچیان آثار عتیقه، در معرض خطر تخریب بیشتر قرار دارد.[۱۶۸][۱۶۹]

مجسمه بودای کوچک

مجسمهٔ بودای کوچک به ارتفاع حدود ۱۰ متر، در درهٔ ککرک و در فاصلهٔ ۸ کیلومتری دو بت بزرگ (صلصال و شهمامه) و یک کیلومتری خرابه‌های شهر غلغله قرار دارد. این تندیس به‌صورت ایستاده، در دیوار شرقی طاقی که رو به غرب کنده شده و زیر رواق آن، جای گرفته است.[۱۷۰][۱۷۱] بر اساس افسانه‌های محلی، دو بت بزرگ بامیان با یکدیگر ازدواج کرده‌اند و این مجسمهٔ ۱۰ متری، پسر آنها است. او ابتدا در کنار پدر و مادر خود بوده، اما به‌دلیلی از آنها قهر کرده و در درهٔ ککرک ساکن شده است. ازاین‌رو، این تندیس به «بت‌بچه»، «چوچه بودا» یا «بودای کوچک» معروف شده است.[۱۷۲]

درهٔ ککرک در اوایل قرن پنجم میلادی، در دورهٔ حکومت یفتلی‌ها ساخته شده است. داخل دره و اطراف این بت، بیش از ۱۰۰ معبد و مغاره وجود داشته که محل عبادت مردم بوده است؛[۱۷۳] اما این بت در جریان حفاری‌های سال ۱۳۰۸ش کشف شد و تصاویر رنگی آن به موزهٔ کابل منتقل گردید. این دیوارنگاره‌ها از مهم‌ترین آثار هنر بودایی آسیا، پس از غارهای آجانتا، محسوب می‌شوند.[۱۷۴][۱۷۵]

دربارهٔ ارتفاع این مجسمه اختلاف نظر وجود دارد: برخی آن را ۱۰ متر، برخی ۱۵ متر و گروهی ۷ متر می‌دانند.[۱۷۶][۱۷۷] طاقی که بت در آن قرار دارد، به‌صورت سنگی و با نقوش رنگی تزیین شده است. سطوح اطراف، ته طاق و دیوار پشت بت، دارای تزئینات آهکی است که به غارهای مجاور بودای ۵۳ متری شباهت دارد. برخی معتقدند این بت پس از بودای بزرگ ساخته شده است.[۱۷۸]

از پوشش آهکی این مجسمه، جز چند تکه که از یک شانه به شانهٔ دیگر فرو رفته، چیزی باقی نمانده است.[۱۷۹] همچنین بخش‌هایی از صورت و بدن بر اثر باد و باران در طول زمان فرسوده شده است.[۱۸۰] سرانجام در ۸ حوت ۱۳۷۹ش، این بت به همراه دو بت بزرگ بامیان توسط گروه طالبان تخریب شد.[۱۸۱]

قلعه چهل‌برج

قلعه چهل برج بامیان
قلعه چهل برج بامیان

قلعهٔ چهل‌برج بامیان، با نام‌های مختلفی همچون «چهل‌ستون»، «چهل‌دختران»، «چهل‌زینه»، «چهل‌بوری»، «چهل‌چشمه» و «چهل‌حدیث» شناخته می‌شود.[۱۸۲] این قلعه در تقاطع سه درهٔ عمیق واقع شده که درهٔ غربی آن، درهٔ چهل‌برج نام دارد.[۱۸۳] برخی محققان آن را با «قلعهٔ فیروز» فرزند کبک، پادشاه زابلستان در منابع تاریخی تطبیق می‌دهند.[۱۸۴] قلعهٔ چهل‌برج در ۷۵ کیلومتری شمال‌غرب ولسوالی یکاولنگ،[۱۸۵] بر روی تپه‌ای وسیع واقع شده و کوه‌های بلند «بابا» و «سد پیتاب» آن را احاطه کرده‌اند. منطقهٔ مسکونی «کلیگان» در شرق و «دهن مرغی» در غرب آن قرار دارد و رودخانهٔ سرچشمه‌گرفته از بند امیر در کنار آن جریان دارد.[۱۸۶]

این قلعه را برخی، مربوط به دورهٔ اسلامی و حدود ۷۰۰ سال پیش، می‌دانند،[۱۸۷] اما شواهد باستان‌شناختی و معماری برج‌ها و نقاشی‌های موجود، نشان از قدمت آن در دورهٔ غوریان یا کوشانیان دارد.[۱۸۸] مسعودی در مروج‌الذهب از قلعه‌ای در زابلستان (هزارستان امروزی) نام برده که به باور برخی، همان قلعهٔ چهل‌برج است و آن را در استواری، زیبایی و بلندی بی‌نظیر توصیف کرده است.[۱۸۹] معماری این قلعه شباهت زیادی به قلعهٔ ضحاک دارد، اما از «شهر بربر» جدیدتر به‌نظر می‌رسد.[۱۹۰]

سبک معماری این قلعه، آمیزه‌ای از دوره‌های بودایی، غوری و اسلامی است که نشان می‌دهد این بنا در دوره‌های مختلف توسعه و بازسازی شده است.[۱۹۱] قلعهٔ چهل‌برج بر روی تپه‌ای به ارتفاع ۱۲۰ متر، با سه ردیف برج‌های نگهبانی و معماری پیچیده ساخته شده است. تهداب (پایه) دیوارها از سنگ و قسمت‌های میانی و بالایی از خشت خام با عرض حدود ۳ متر ساخته شده‌اند. این بنا چنان مستحکم است که عوامل طبیعی در طول قرن‌ها نتوانسته‌اند آن را به‌کلی نابود کنند.[۱۹۲] برج‌ها با رعایت تناسب در بلندی‌ها و پستی‌های تپه، به‌صورت مدور و رو به دره ساخته شده‌اند و دارای شکاف‌های عمودی برای دیده‌بانی و تیراندازی هستند.[۱۹۳] اگرچه به چهل‌برج معروف است، اما این اثر تاریخی بیش از ۳۰۰ برج داشته است.[۱۹۴] دیوارها با ملاط کاه‌گل به‌صورت ظریف و مستحکم عایق‌بندی شده‌اند.[۱۹۵] در اطراف قلعه، دیوار ضخیم سنگی به نام «سور شهر» وجود داشته که امروزه نشان کمی از آن باقی مانده است.[۱۹۶]

در ضلع جنوب‌غربی قلعه، استادیومی به مساحت ۶ جریب وجود داشته که توسط دیوارهای سنگی به ضخامت ۱۸۰ سانتی‌متر و ارتفاع ۳ متر احاطه شده بود. این مکان احتمالاً برای برگزاری جشن‌ها، رژه، رقابت‌های ورزشی و تمرینات نظامی استفاده می‌شده است.[۱۹۷] راهی مخفی به طول ۶۰ متر، از داخل برج‌ها به‌سمت رودخانه برای مواقع جنگ و اضطرار کنده شده است.[۱۹۸] راه مخفی دیگری از دایرهٔ دوم قلعه به پایین دره کنده شده و به حوض آبی می‌رسیده که برای تأمین آب آشامیدنی در مواقع اضطراری استفاده می‌شده است. کف حوض از سنگ مرمر سفید فرش شده و منبع آب احتمالاً چشمه‌ای در زیر کوه بوده است.[۱۹۹] همچنین جوی آبی توسط سنگ‌تراشان ماهر از کنار صخره‌ای نزدیک قلعه به داخل آن کنده شده که آب را تا نزدیکی دیوار جنوبی می‌رسانده است. این جوی به نام «جوی فرهاد و شیرین» معروف است.[۲۰۰]

در بخش‌های مختلف قلعه، نقاشی‌های متعددی وجود داشته که امروزه تخریب شده‌اند. در زیر برج‌ها، سه اتاق کوچک با معماری ظریف و هنرمندانه وجود دارد که سقف و دیوارهای آنها با تصاویر زیبایی به رنگ سرخ نقاشی شده است. در این تصاویر، زنانی در حال رقص با پیاله‌هایی در دست، در حال تعارف به شخصی نشسته بر تخت دیده می‌شوند. در یکی از اتاق‌ها، تصویر پادشاهی مقتدر با دو مار کوچک بر شانه‌هایش نقش بسته که احتمالاً به دوران پیش از اسلام بازمی‌گردد.[۲۰۱]

قلعهٔ چهل‌برج از مهم‌ترین مناطق تاریخی بامیان و نماد معماری دورهٔ کوشانی است و از نظر تاریخی و باستان‌شناختی ارزش بالایی دارد.[۲۰۲] این بنا، در کنار دیگر آثار باستانی بامیان، یکی از جاذبه‌های مهم گردشگری محسوب می‌شود و سالانه گردشگران داخلی و خارجی بسیاری را جذب می‌کند که به رونق اقتصادی منطقه کمک می‌کند.[۲۰۳] با این حال، بر اثر حوادث طبیعی، حفاری‌های غیرقانونی و بی‌توجهی دولت‌ها، آسیب‌های جدی به این اثر تاریخی وارد شده است[۲۰۴] و از برج‌های متعدد آن، تنها بقایای ۳۴ برج باقی مانده که آن‌ها نیز در معرض فرسایش شدید قرار دارند.[۲۰۵]

قلعه گوهرگین

قلعهٔ گوهرگین، در ۱۸ کیلومتری جنوب‌شرق مرکز یکاولنگ، بر فراز تپه‌ای سنگی واقع شده و ویرانه‌های آن با برج‌های نیمه‌ویران و دیوارهای منقوش، از معماری پیچیده‌ای حکایت دارد که هنوز رازهای آن در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است. بر اساس یافته‌های باستان‌شناسی، از جمله قبرهای باستانی، مجسمه‌ها، ظروف سفالی و مهره‌های سنگی و گلی، این قلعه به دوران پیش از اسلام و به‌احتمال به دوره‌های خورشیدپرستی و بودایی‌گری تعلق دارد. مردم محلی آن را به کافری از توابع شهر بربر نسبت می‌دهند، اما شواهد موجود نشان از تمدنی کهن‌تر دارد. این دژ با موقعیت استراتژیک خود بر بلندای تپه، در گذشته به‌طور احتمالی کاربرد نظامی و مسکونی داشته و شاهد تحولات تاریخی بسیاری بوده است.[۲۰۶]

شهر سرخشک

شهر سرخشک در فاصلهٔ ۳۰ کیلومتری شرق بامیان و چهار کیلومتری درهٔ شکاری، بر فراز تپه‌ای مشرف به منطقهٔ شیبر قرار دارد. این شهر باستانی که به‌صورت استراتژیک در ارتفاع ساخته شده بود، از استحکام دفاعی قابل‌توجهی برخوردار بوده و در دوران اوج خود از اهمیت نظامی و سیاسی بالایی برخوردار بوده است. این شهر همچون غلغله و شهر ضحاک، دارای ساختارهای سردابه‌ای و بناهای خشتی است. این مجموعهٔ تاریخی از دو بخش اصلی تشکیل شده است: بخش نخست شامل هستهٔ مرکزی شهر با بقایای مسجد و سایر سازه‌های عمومی است که تاکنون پابرجا مانده‌اند، و بخش دوم شامل ارگ یا دژ مرکزی (بالاحصار) است که محل استقرار حاکمان و نظامیان بوده است. بر اساس روایات تاریخی، این شهر در جریان یورش مغول‌ها و به روایتی دیگر در دورهٔ حکومت عبدالرحمان‌خان ویران شده است.[۲۰۷]

شهر بربر

شهر بربر، یکی از آثار تاریخی بامیان، در فاصلهٔ دو تا سه کیلومتری شرق بازار نیک در شهرستان یکاولنگ، بر فراز قله‌ای به ارتفاع حدود ۴۰۰ متر واقع شده است. مردم محلی آن را پایتخت شاه بربرستان می‌دانند و بر این باورند که این شهر در زمان امام علی به اسلام روی آورده است. آثار باقی‌مانده از این محوطه، نشان‌دهندهٔ قدمت کهن آن و پیوندهای فرهنگی و تاریخی منطقه در دوران پیش و پس از اسلام است.[۲۰۸]

غارهای دست‌کند

غارهای دستکند در کوه‌های بامیان افغانستان
غارهای دستکند در کوه‌های بامیان افغانستان

در دل کوه‌ها و تپه‌های بامیان، هزاران غار تاریخی و دست‌ساز (سوموچ) با اشکال هندسی مربع، مستطیل، مدور و شش‌ضلعی، وجود دارد که در گذشته به‌عنوان مراکز فلسفی، هنری و آموزشی آیین بودا، در شکل‌دهی به فرهنگ منطقه نقش اساسی ایفا می‌کردند. این غارها که با نقاشی‌های دیواری بی‌نظیر و معماری منحصربه‌فرد تزیین شده بودند، هم محل عبادت و ریاضت راهبان بودند و هم به پرورش اندیشه‌های فلسفی و انتقال دانش دینی می‌پرداختند. تلفیق هنرهای هندی، یونانی و ساسانی در این آثار، گویای تعاملات فرهنگی گسترده در امتداد جادهٔ ابریشم است.[۲۰۹]

تعدادی از این غارها در درهٔ فولادی (جنوب‌غرب بامیان) قرار دارد که در گذشته مرکز حکومت شیران (پادشاهان) بامیان بوده است. این دره از دامنه‌های کوه بابا آغاز شده و تا چهار کیلومتر در عمق دره، آثار و غارهای متعلق به دوران بودایی به چشم می‌خورد. یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌غارهای بامیان، در منطقهٔ سرخ و در فاصلهٔ یک‌ونیم کیلومتری غرب شهر بامیان واقع شده است. این غار در دل دیواره‌ای عظیم کنده شده و شامل دهلیزهای متعددی است که توسط پایه‌ها و ستون‌های سنگی از هم جدا شده‌اند. به‌دلیل تعداد زیاد این ستون‌ها، غار به نام چهل‌ستون شهرت یافته است. سقف‌های گنبدی و دیوارهای منحنی این غارها که با مهارت و دقت در دل صخره‌ها تراشیده شده، در گذر زمان و با دست‌اندازی‌های انسانی، آسیب دیده‌اند.[۲۱۰]

امروزه برخی از این غارها به محل سکونت اقشار محروم و آسیب‌پذیر تبدیل شده است. ساکنان کنونی که عمدتاً از اقشار فرودست جامعه هستند، در محیط‌هایی فاقد امکانات اولیه زندگی می‌کنند.[۲۱۱] برخی از غارهای تاریخی بامیان به مکان‌هایی برای تعلیم نسل جدید تبدیل شده است. برای نمونه، در یکی از غارها، مدرسه‌ای غیررسمی با عنوان «مکتب غار» فعالیت می‌کند که با وجود امکانات محدود، زمینهٔ آموزش بیش از ۵۰ کودک از روستاهای اطراف را در دروس پایه فراهم کرده است.[۲۱۲]

بامیان در دوران معاصر

امروزه آثار هنری و باستانی بامیان، گواه مدنیت، هنرمندی[۲۱۳] و هویت فرهنگی و تاریخی مردمان هزاره بوده[۲۱۴][۲۱۵] و میراثی ارزشمند برای تمام بشریت شناخته می‌شود؛[۲۱۶] به‌گونه‌ای که این سرزمین، یکی از مهم‌ترین مقاصد گردشگران و پژوهشگران بین‌المللی است. وجود بیش از چهارصد دژ، چهار رودخانهٔ مهم و معادن غنی پرتعداد، اهمیت فرهنگی و اقتصادی بامیان را همچنان حفظ کرده است.[۲۱۷]

بامیان در دوران معاصر، نقش اساسی در حیات دینی، سیاسی و فرهنگی هزاره‌ها دارد. نقطهٔ عطف این نقش‌آفرینی در ۱۳۵۸ش با تأسیس شورای اتفاق اسلامی افغانستان رقم خورد، که در آن نمایندگان ۴۲ منطقه از سراسر هزارجات در ورس بامیان گرد هم آمدند. این شورا که از مالکان، علمای دینی و جوانان تحصیل‌کرده تشکیل شده بود، موفق به ایجاد نظام اداری منسجمی شد.[۲۱۸] این تجربه مقدمه‌ای شد برای تشکیل حزب وحدت اسلامی افغانستان در ۱۳۶۸ش که با اتحاد هفت گروه جهادی شیعه در بامیان شکل گرفت و به مهم‌ترین نهاد نمایندگی سیاسی هزاره‌ها تبدیل شد.[۲۱۹] بامیان همچنین به کانون مقاومت در برابر طالبان تبدیل شد و با وجود محاصرهٔ سنگین، سه سال ایستادگی سرسختانه را رهبری کرد و موجودیت سیاسی و نظامی هزاره‌ها را حفظ نمود.[۲۲۰]

شهر امروزی بامیان بسیاری از ویژگی‌های سنتی خود را حفظ کرده است. ساختار شهری آن فاقد عناصر مدرنیته است و بافت مسکونی شامل خانه‌های کوتاه با مصالح خشت، چوب و گل می‌شود. هستهٔ مرکزی شهر حول بازار نو شکل گرفته و بقایای بازار قدیم در مجاورت محوطهٔ بوداهای تخریب‌شده قرار دارد. پراکندگی سکونتگاه‌ها به‌صورت گروه‌های کوچک و بدون تقسیم‌بندی رسمی محله‌ها است.[۲۲۱]

در ۱۲ تیر ۱۳۸۲ش، درهٔ بامیان در فهرست آثار جهانی یونسکو ثبت شد. این رخداد پس از تخریب تندیس‌های بودا توسط طالبان در ۲۰۰۱م، به‌عنوان نماد احترام به میراث فرهنگی جهان و پیامی برای جلوگیری از تکرار تخریب آثار تاریخی صورت گرفت.[۲۲۲] بامیان در ۲۰۱۵م به عضویت شبکهٔ شهرهای خلاق یونسکو پذیرفته شد و لقب شهر خلاق را کسب کرد. معیارهای انتخاب شامل دارابودن آثار تاریخی، صنایع دستی اصیل و فرهنگ بومی بود. صنایع دستی این منطقه شامل نمد، برک، گلیم و خامک‌دوزی، از شهرت بین‌المللی برخوردار است.[۲۲۳] همچنین بامیان در ۲۰۱۵م به‌دلیل میراث فرهنگی غنی، آثار تاریخی بی‌نظیر و جاذبه‌های طبیعی منحصربه‌فرد مانند بند امیر، به‌عنوان نخستین پایتخت فرهنگی سازمان همکاری‌های منطقه‌ای جنوب آسیا (سارک) انتخاب شد.[۲۲۴]

بامیان در آثار پژوهشگران

کتاب بامیان در باستان و در داستان
کتاب بامیان در باستان و در داستان

دربارهٔ بامیان مقالات و کتاب‌های متعددی نوشته شده است. در سال‌های اخیر، اداره اطلاعات و فرهنگ بامیان از سیزده عنوان کتاب جدید دربارهٔ بامیان رونمایی کرد که شامل آثاری چون «مجموعه مقالات و راهنمای بامیان»، «آثار عتیقهٔ بودای بامیان»، «گویش هزارگی»، «بامیان پایتخت شکوه اساطیری»، «جنگ‌نامه و جنگ‌نامه‌سرایی در ادبیات فارسی» و «فرهنگ شفاهی مردم بامیان» می‌شود. این کتاب‌ها با هدف معرفی داشته‌های فرهنگی و تاریخی بامیان منتشر شده‌اند.[۲۲۵]

بامیان در شعر و موسیقی

بامیان همواره الهام‌بخش شاعران و ادیبان بوده است. یحیی جواهری، شاعر نامدار افغانستانی، در اشعار ماندگار خود، بامیان را این‌گونه به تصویر کشیده است:[۲۲۶]

یک جهان اعجاز دارد بامیانسینه پر راز دارد بامیان
گنچ‌ها در قلب این ویرانه‌هاستسنگ سنگش راوی افسانه‌هاست
بامیان گهوارهٔ زیبای شرقنقطهٔ وصل تمدن‌های شرق
در تمدن پیشتاز هند وچینجادهٔ ابریشم خاور زمین
ازتمدن دیده، صدها قافلهشهر تاریخ است شهر غلغله
شهر غازی‌های بی‌باک است اینشهر کاوه شهر ضحاک است این
درهٔ آهنگران، خوش‌منظر استیادگار کاوهٔ آهنگر است
اژدهایش بانگ زد بیدار شدعظمت پارینه‌اش تکرار شد
شوکت امروز و فردا هم از اوسترونق زردشت و بودا هم از اوست
کوه بابا مظهر آزادیششیر پرور دره فولادیش
خطهٔ دلکش دیار کم‌نظیر معجز مولاعلی بند امیر
سرزمین شور و عشقِ وحدت استقلب کشور زادگاه وحدت است
کای جدا افتادگان یکجا شویدنهرهای منفرد دریا شوید.


اشعار زیبایی همچون «یک جهان اعجاز دارد بامیان» توسط خوانندگان محلی و هنرمندان برجسته‌ای چون داوود سرخوش به آهنگ‌های ماندگار تبدیل شده است و با نوای سازهای اصیل محلی مانند دمبوره و غیچک، بخشی از فرهنگ موسیقایی بامیان را زنده نگه داشته است.[۲۲۷]

مشاهیر معاصر بامیان

برخی از مشاهیر معاصر بامیان، عبارت‌اند از:

نام تصویر حوزهٔ فعالیت توضیحات نکات کلیدی
عبدالعلی مزاری عبدالعلی مزاری رهبر سیاسی و مذهبی از بنیانگذاران حزب وحدت اسلامی افغانستان، نماد مقاومت مردم هزاره و عدالت‌خواهی. تأکید بر مشارکت سیاسی اقوام، رسمیت مذهب جعفری، شهادت در ۱۳۷۳ش توسط طالبان، طولانی‌ترین مراسم تشییع در تاریخ افغانستان.[۲۲۸]
سیدعلی بهشتی سید علی بهشتی رهبر علمی و جهادی رئیس شورای انقلابی اتفاق اسلامی، از رهبران مبارزه ضدکمونیستی. تأسیس مدارس علمیه متعدد، رهبری حکومت خودمختار در هزاره‌جات.
قربان‌علی عرفانی قربان‌علی عرفانی چهرهٔ مبارز، سیاسی و نویسنده عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی، نمایندهٔ سابق ولسی‌جرگه، از مؤسسان سازمان نصر افغانستان. تحصیل در نجف نزد خویی و امام خمینی، نویسندهٔ «تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی بامیان» و «امام و انقلاب اسلامی افغانستان».
محمد اکبری محمد اکبری رهبر سیاسی و نظامی از مؤسسان پاسداران جهاد اسلامی، معاون و عضو برجستهٔ حزب وحدت اسلامی، عضو شورای عالی دولت و مجلس سنای افغانستان. نقش در مبارزه علیه شوروی و رهبری مجاهدین در هزارجات، رهبری حزب حراست اسلامی افغانستان.
غلام‌علی محمدی بامیانی غلام‌علی محمدی بامیانی استاد حوزه و نویسنده از چهره‌های علمی و استادان برجستهٔ حوزه‌های علمیه در افغانستان، عراق و سوریه. بیش از پنج دهه تدریس و تحقیق، تألیف آثار در فقه، اصول، کلام و ادبیات عرب، از مؤسسان حوزهٔ زینبیه سوریه، شاگرد آیت‌الله خویی.
خادم‌حسین فاضل ورسی خادم‌حسین فاضل ورسی عالم دینی، مؤسس حوزه و نویسنده مؤسس حوزهٔ علمیه ورس و استاد علوم اسلامی با تخصص در فقه، اصول، تفسیر و کلام. نگارش آثار متعدد، تحقیق و تدریس در حوزهٔ علمیه مشهد پس از مهاجرت به ایران.
سید محمدحسن رئیس سید محمدحسن رئیس عالم دینی و رهبر مذهبی تحصیل در نجف نزد اصفهانی، نائینی و خویی، تأسیس مدارس علمی در بامیان. تربیت شاگردان متعدد، گسترش معارف اسلامی و نقش در رهبری مذهبی و اجتماعی منطقه.[۲۲۹]

پانویس

  1. فرحت سیفی، «آثار و ابنیه‌های تاریخی ولایت بامیان» پایگاه تخصصی جامعه و فرهنگ ملل.
  2. حبیبی، «بامیان و شیران در لغت و تاریخ»، 1348ش، ص55.
  3. فرحت سیفی، «آثار و ابنیه‌های تاریخی ولایت بامیان» پایگاه تخصصی جامعه و فرهنگ ملل.
  4. محمدی شاری، بامیان؛ پایتخت شکوه اساطیری، 1395ش، ص34.
  5. کاظمی، «پروندۀ انترنتی شهر باستانی بامیان»، وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ.
  6. کاظمی، «پروندۀ انترنتی شهر باستانی بامیان»، وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ.
  7. کاظمی، «پروندۀ انترنتی شهر باستانی بامیان»، وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ.
  8. حبیبی، «بامیان و شیران در لغت و تاریخ»، 1348ش، ص57-58.
  9. دانشنامهٔ جهان اسلام، 1375ش، ج5، ص111.
  10. «دانستنیهای افغانستان بخش اول، تاریخ و جغرافیا: دولت یفتلی ( 450الی568 میلادی)»، وب‌سایت رادیو نشاط.
  11. کاظمی، «پروندۀ انترنتی شهر باستانی بامیان»، وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ؛ اصغری، راهنمای بامیان، ۱۳۹۵ش.
  12. کیانی، «بناهای باستانی بامیان ساخته چه کسانی است؟»، وبلاگ زابلستان.
  13. لسترینج، جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرق، 1393ش، ص ۴۴۵.
  14. محمدی شاری، بامیان؛ پایتخت شکوه اساطیری، 1395ش، ص33.
  15. کاظمی، «پروندۀ انترنتی شهر باستانی بامیان»، وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ.
  16. «کوه عروس نمادی از عروس سنگی بر فراز کوه‌های بامیان»، وب‌سایت آی فیلم 2.
  17. کاظمی، «پروندۀ انترنتی شهر باستانی بامیان»، وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ.
  18. «کوه عروس نمادی از عروس سنگی بر فراز کوه‌های بامیان»، وب‌سایت آی فیلم 2.
  19. کاظمی، «پروندۀ انترنتی شهر باستانی بامیان»، وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ.
  20. کاظمی، «پروندۀ انترنتی شهر باستانی بامیان»، وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ.
  21. دانشنامهٔ جهان اسلام، 1375ش، ج1، ص314.
  22. کاظمی، «پروندۀ انترنتی شهر باستانی بامیان»، وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ.
  23. «ولایت بامیان»، شبکۀ اطلاع‌رسانی افغانستان.
  24. کاظمی، «پروندۀ انترنتی شهر باستانی بامیان»، وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ.
  25. کاظمی، «پروندۀ انترنتی شهر باستانی بامیان»، وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ.
  26. وزارت اقتصاد، «پروفایل ولایت بامیان، چشم‌انداز انکشاف اقتصادی و اجتماعی»، 1398ش، ص89
  27. «ولایت بامیان؛ نفوس و ولسوالی‌های آن»، خبرگزاری شاهد.
  28. کاظمی، «پروندۀ انترنتی شهر باستانی بامیان»، وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ؛«ولایت بامیان»، شبکۀ اطلاع‌رسانی افغانستان..
  29. محمدی شاری، بامیان؛ پایتخت شکوه اساطیری، 1395ش، ص159-160.
  30. دولت‌آبادی، شناسنامهٔ افغانستان، 1371ش، ص17؛ «ولایت بامیان افغانستان کجاست و چه اهمیتی دارد؟»، خبرگزاری صدا و سیما.
  31. «سفری به ولسوالی با صفای «پنجاب» در بامیان + تصاویر»، وب‌سایت آی فیلم 2.
  32. دولت‌آبادی، شناسنامهٔ افغانستان، 1371ش، ص17؛ «ولایت بامیان افغانستان کجاست و چه اهمیتی دارد؟»، خبرگزاری صدا و سیما.
  33. رضایی، «افتتاح ولسوالی حصه دوم یکه ولنگ در بامیان»، خبرگزاری تساوی.
  34. دانش، «معلومات دربارهٔ ولسوالی‌های بامیان»، وب‌لاگ اسکای.
  35. عرفانی، تحولات سیاسی - اجتماعی ولایت بامیان، 1368ش، ص54.
  36. وزارت اقتصاد، پروفایل ولایت بامیان، چشم‌انداز انکشاف اقتصادی و اجتماعی، 1398ش، ص42.
  37. دانش، «معلومات دربارهٔ ولسوالی‌های بامیان»، وب‌لاگ اسکای.
  38. وزارت اقتصاد، «پروفایل ولایت بامیان، چشم‌انداز انکشاف اقتصادی و اجتماعی»، 1398ش، ص27
  39. وزارت اقتصاد، «پروفایل ولایت بامیان، چشم‌انداز انکشاف اقتصادی و اجتماعی»، 1398ش، ص27
  40. وزارت اقتصاد، «پروفایل ولایت بامیان، چشم‌انداز انکشاف اقتصادی و اجتماعی»، 1398ش، ص28.
  41. «ولایت باستانی بامیان»، وب‌سایت کابلستان.
  42. کاظمی، «پروندۀ انترنتی شهر باستانی بامیان»، وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ.
  43. نایل، ساختار طبیعی هزاره‌جات، 1381ش، ص101- 103
  44. وزارت اقتصاد، پروفایل ولایت بامیان، چشم‌انداز انکشاف اقتصادی و اجتماعی، 1398ش، ص25
  45. «هتل‌های بامیان»، وب‌سایت یوتیوب.
  46. «افزایش جمعیت و کمبود امکانات در مراکز صحی بامیان؛ مردم خواستار ارتقای شفاخانۀ ولایتی هستند»، خبرگزاری پژواک.
  47. «شفاخانه بامیان تصدیق نامه بین‌المللی آی سی یو را به دست آورد»، خبرگزاری آوا.
  48. «افزایش جمعیت و کمبود امکانات در مراکز صحی بامیان؛ مردم خواستار ارتقای شفاخانۀ ولایتی هستند»، خبرگزاری پژواک.
  49. «افتتاح شفاخانه بامیان توسط سرور دانش+تصاویر» خبرگزاری شفقنا.
  50. «دیدار مقامات وزارت بهداشت افغانستان از بیمارستان امام خمینی(ره) در بامیان»، خبرگزاری تسنیم.
  51. «کار ساخت و بازسازی ۲۴ مرکز صحی در بامیان آغاز شد»، وب‌سایت باشگاه خبرنگاران جوان.
  52. «ولایت باستانی بامیان»، وب‌سایت کابلستان.
  53. سحر شریعتی، فرهنگ شفاهی مردم بامیان، 1392ش، ص11
  54. «ولایت باستانی بامیان»، وب‌سایت کابلستان.
  55. محمدی شاری، بامیان؛ پایتخت شکوه اساطیری، ش1395، ص86-89
  56. «بازی‌های محلی مردم بامیان در حال محو شدن»، وب‌سایت روزنامۀ 8 صبح.
  57. سحر شریعتی، فرهنگ شفاهی مردم بامیان، 1395ش، ص 63.
  58. «ولایت باستانی بامیان»، وب‌سایت کابلستان.
  59. «ولایت باستانی بامیان»، وب‌سایت کابلستان.
  60. «ولایت باستانی بامیان»، وب‌سایت کابلستان.
  61. «۵۱درصد دانش‌آموزان در بامیان در فضای باز آموزش می‌بینند»، خبرگزاری دید.
  62. «رئیس معارف بامیان: با کمبود ۲۴۰۰ معلم و پرسونل خدماتی مواجه هستیم»، خبرگزاری پژواک.
  63. فرحت سیفی، «آثار و ابنیه‌های تاریخی ولایت بامیان» پایگاه تخصصی جامعه و فرهنگ ملل.
  64. حبیبی، «بامیان و شیران در لغت و تاریخ»، 1348ش، ص55.
  65. فرحت سیفی، «آثار و ابنیه‌های تاریخی ولایت بامیان» پایگاه تخصصی جامعه و فرهنگ ملل.
  66. محمدی شاری، بامیان؛ پایتخت شکوه اساطیری، 1395ش، ص34.
  67. کاظمی، «پروندۀ انترنتی شهر باستانی بامیان»، وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ.
  68. اصغری، راهنمای بامیان، ۱۳۹۵ش.
  69. لسترینج، جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرق، 1393ش، ص ۴۴۵.
  70. فرحت سیفی، «آثار و ابنیه‌های تاریخی ولایت بامیان» پایگاه تخصصی جامعه و فرهنگ ملل.
  71. .«آموزش فقه حنفی جایگزین فقه جعفری در دانشگاه بامیا» خبرگزاری فاران نیوز.
  72. «آشنایی با ولایت بامیان و مؤسسه تحصیلات عالی بامیکا»، وب‌سایت مؤسسه تحصیلات عالی بامیکا.
  73. «آشنایی با حوزه‌های علمیه افغانستان-۲| مدرسه علمیه و مجتمع تحقیقاتی امام صادق (ع)- مرکز بامیان»، وب‌سایت افق اندیشه.
  74. «آشنایی با حوزه‌های علمیه افغانستان-۱۰| مدرسه علمیه ولایت- مرکز بامیان»، وب‌سایت افق اندیشه.
  75. «مدرسه علمیه تربیت مدرس»، وب‌سایت افق معرفت.
  76. کاظمی، «پروندۀ انترنتی شهر باستانی بامیان»، وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ.
  77. «زنان در بامیان؛ دوشادوش مردان؛ از مزرعه تا اداره»، وب‌سایت روزنامۀ 8 صبح.
  78. «نخستین والی زن افغانستان خود را برای این وظیفه خطیر آماده می‌کند»، خبرگزاری ایرنا.
  79. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص511-523.
  80. «نوروز در بامیان افغانستان چگونه تجلیل می‌شود؟+ تصاویر»، وب‌سایت آی فیلم 2.
  81. «رسم و رواج‌های عیدِ فطر در ولایت بامیان»، وب‌سایت روزنامۀ 8 صبح.
  82. «حضور ۲۵ هزار گردشگر در تعطیلات عید قربان در بامیان»، خبرگزاری شفقنا.
  83. «بامیان میزبان جشنواره‌های فرهنگی و هنری»، وب‌سایت آی فیلم 2.
  84. «نهمین برنامه فرهنگی شبی با بودا در بامیان افتتاح شد»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.
  85. دانشنامه جهان اسلام، ۱۳۷۷ش، ج۴، ص۲۶۱.
  86. «بند امیر نخستین پارک ملی افغانستان از دریچه دوربین»، خبرگزاری تسنیم.
  87. بهبودی، آثار باستانی افغانستان، 1392ش، ص31.
  88. بهبودی، آثار باستانی افغانستان، 1392ش، ص31.
  89. بهبودی، آثار باستانی افغانستان، 1392ش، ص31؛ «بند امیر بامیان»، شبکه اطلاع‌رسانی افغانستان.
  90. «بند امیر افغانستان از نقاط تماشایی جهان»، خبرگزاری فارس.
  91. «پارک ملی بند امیر بهشت بامیان»، باشگاه خبرنگاران جوان.
  92. بهبودی، آثار باستانی افغانستان، 1392ش، ص31.
  93. «دریاچه‌های آبی بند امیر در افغانستان»، سایت کجارو.
  94. «دریاچه‌های آبی بند امیر در افغانستان»، سایت کجارو.
  95. بهبودی، آثار باستانی افغانستان، 1392ش، ص31-32.
  96. «بند امیر بامیان» شبکه اطلاع‌رسانی افغانستان.
  97. خاوری، شگفتی‌های بامیان واقعیت یا افسانه، 1396ش، ص۱۰۷.
  98. هاشمی، «اژدهای بامیان»، دانشنامه هزاره، 1397ش، ص۴۲۴.
  99. یزدانی، بامیان سرزمین شگفتی‌ها، ۱۳۹۰ش، ص۶۴.
  100. هاشمی، «اژدهای بامیان»، دانشنامه هزاره، 1397ش، ص۴۲۴.
  101. خاوری، مردم هزاره و خراسان بزرگ، ۱۳۸۵ش، ص۲۵–۲۷.
  102. یزدانی، بامیان سرزمین شگفتی‌ها، ۱۳۹۰ش، ص۶۵.
  103. عظیمی، جغرافیای ولایت بامیان، ۱۳۹۱ش، ص۲۶۳.
  104. فرحت سیفی، «آثار و ابنیه‌های تاریخی ولایت بامیان» پایگاه تخصصی جامعه و فرهنگ ملل.
  105. یزدانی، بامیان سرزمین شگفتی‌ها، ۱۳۹۰ش، ص۶۴.
  106. خاوری، مردم هزاره و خراسان بزرگ، ۱۳۸۵ش، ص۲۵.
  107. یزدانی، بامیان سرزمین شگفتی‌ها، ۱۳۹۰ش، ص۶۴.
  108. یزدانی، بامیان سرزمین شگفتی‌ها، ۱۳۹۰ش، ص۶۴.
  109. فرحت سیفی، «آثار و ابنیه‌های تاریخی ولایت بامیان» پایگاه تخصصی جامعه و فرهنگ ملل.
  110. کهزاد، افغانستان در پرتو تاریخ، ۱۳۴۶ش، ص۲۲۹.
  111. منصور، اژدهای بامیان، افسانه یا واقعیت؟، وب‌سایت افغان جرمن.
  112. «غار یخ شگفت‌انگیز قازان»، وب‌سایت روزنامۀ 8 صبح.
  113. کاظمی، «پروندۀ انترنتی شهر باستانی بامیان»، وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ.
  114. «غارها؛ جاذبه‌ای تاریخی و گم‌شده در هیاهوی ناامنی افغانستان»، خبرگزاری فارس.
  115. «دره فولادی» وب‌سایت میراث فرهنگی افغانسنتان.
  116. «جلوه‌نمایی دره آجر با کوه‌های افسانه‌ای و دریاچه خروشان در بامیان»، خبرگزاری فارس.
  117. «بابر دره یکاولنگ یکی از زیباترین دره‌های ولایت بامیان»، وب‌سایت پارس تودی.
  118. «شش پل؛ گنج پنهان در قلب هندوکش»، خبرگزاری افغان ایریکا.
  119. فرحت صیفی، «آثار و ابنیه‌های تاریخی ولایت بامیان»، وب‌سایت پایگاه تخصصی-تحلیلی جامعه و فرهنگ ملل.
  120. جاویدی، «آثار تاریخی بامیان (ثبت شده در فهرست میراث جهانی یونسکو)»، 1397ش، ص1121.
  121. کاظمی، «پروندۀ انترنتی شهر باستانی بامیان»، وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ.
  122. کیانی، «بناهای باستانی بامیان ساخته چه کسانی است؟»، وبلاگ زابلستان.
  123. فرحت صیفی، «آثار و ابنیه‌های تاریخی ولایت بامیان»، وب‌سایت پایگاه تخصصی-تحلیلی جامعه و فرهنگ ملل.
  124. سجادی، «اولین نقاشی رنگ روغن جهان بر سقف تندیس‌های بامیان»، خبرگزاری فارس.
  125. کیانی، بامیان در تاریخ و ادبیات فارسی، 1398ش، ص 112.
  126. «بودا، بازمانده بودیسم در بامیان(۴)» وب‌سایت کلکین.
  127. کاظمی، «پروندۀ انترنتی شهر باستانی بامیان»، وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ.
  128. کاظمی، «پروندۀ انترنتی شهر باستانی بامیان»، وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ.
  129. فرحت سیفی، «آثار و ابنیه‌های تاریخی ولایت بامیان» پایگاه تخصصی جامعه و فرهنگ ملل.
  130. «غلغله میراثی جهانی با ۱۰۰۰ سال قدمت، تمدنی که چنگیز به باد داد»، خبرگزاری فارس.
  131. یزدانی، بامیان سرزمین شگفتی‌ها، ۱۳۹۰ش، ص۵۴.
  132. خاوری، شگفتی‌های بامیان واقعیت و افسانه، ۱۳۹۶ش، ص۶۲.
  133. «غلغله بامیان؛ میراث فرهنگی جهان»، وبسایت مؤسسه فرهنگی اکو.
  134. «غلغله میراثی جهانی با ۱۰۰۰ سال قدمت، تمدنی که چنگیز به باد داد»، خبرگزاری فارس.
  135. «غلغله میراثی جهانی با ۱۰۰۰ سال قدمت، تمدنی که چنگیز به باد داد»، خبرگزاری فارس.
  136. یزدانی، بامیان سرزمین شگفتی‌ها، ۱۳۹۰ش، ص۵۴.
  137. پنجشیری، جغرافیای تاریخی غور، ۱۳۶۰ش، ص۵۱؛ عظیمی، افغانستان و نقاط شگفت‌انگیز آن، ۱۳۹۰ش، ص۱۱۹.
  138. عظیمی، جغرافیای ولایت بامیان، ۱۳۹۱ش، ص۲۷۶.
  139. خاوری، شگفتی‌های بامیان واقعیت و افسانه، ۱۳۹۶ش، ص۶۱.
  140. خاوری، شگفتی‌های بامیان و اقعیت و افسانه، ۱۳۹۶ ش، ص ۶۹–۷۰.
  141. کهزاد، راهنمای بامیان، ۱۳۳۴ش، ص۳۴؛ عظیمی، جغرافیای ولایت بامیان، ۱۳۹۱ش، ص۲۷۶–۲۷۷.
  142. نائل، سرزمین و رجال هزاره‌جات، ۱۳۹۵ش، ص۱۴؛ حیدری، بررسی تحولات سیاسی و اجتماعی بامیان در دو سدهٔ اخیر، ۱۳۹۱ ش، ص۱۰۶.
  143. خاوری، شگفتی‌های بامیان واقعیت و افسانه، ۱۳۹۶ش، ص۶۵.
  144. احمدی، «گذری بر شهر غلغله یکی از عجایب بامیان»، وب‌سایت شفقنا، 14 سپتامبر 2015م.
  145. فرحت سیفی، «آثار و ابنیه‌های تاریخی ولایت بامیان» پایگاه تخصصی جامعه و فرهنگ ملل.
  146. «بازسازی و مرمت شهر غلغله ولایت بامیان»، خبرگزاری صدای افغان (آوا).
  147. «باستان‌شناسان: زاویه‌های پنهان شهر غلغله آشکار می‌شود»، وب‌سایت ۸ صبح.
  148. «غلغله میراثی جهانی با ۱۰۰۰ سال قدمت، تمدنی که چنگیز به باد داد»، خبرگزاری فارس.
  149. عظیمی، جغرافیای ولایت بامیان، ۱۳۹۱ش، ص۲۸۱.
  150. رجا، «شهر ضحاک؛ حقیقتی که افسانه می‌شود»، وب‌سایت ستاگیدیا.
  151. کهزاد، افغانستان در پرتو تاریخ، ص ۲۳۹؛ پولادی، هزاره‌ها (تاریخ، فرهنگ، سیاست، اقتصاد)، ۱۳۸۱ش، ص۱۲۶–۱۲۷.
  152. یزدانی، بامیان سرزمین شگفتی‌ها، ۱۳۹۰ش، ص۴۹.
  153. خاوری، شگفتی‌های بامیان واقعیت و افسانه، ۱۳۹۶ش، ص۸۸–۹۰.
  154. اخلاقی، «شهر ضحاک، میراث فرهنگی جهان»، وب‌سایت سیستم معلوماتی گردشگری افغانستان.
  155. خاوری، شگفتی‌های بامیان و اقعیت و افسانه، ۱۳۹۶ش، ص۸۵.
  156. کهزاد، افغانستان در پرتو تاریخ، ۱۳۴۶ش، ص۲۴۰.
  157. یزدانی، بامیان سرزمین شگفتی‌ها، ۱۳۹۰ش، ص۴۹.
  158. یزدانی، بامیان سرزمین شگفتی‌ها، ۱۳۹۰ش، ص۵۰.
  159. کهزاد، راهنمای بامیان، ۱۳۳۴ش، ص۳۸؛ پژواک، غوریان، ۱۳۴۵ش، ص۵۹.
  160. یزدانی، بامیان سرزمین شگفتی‌ها، ۱۳۹۰ش، ص۵۰.
  161. خاوری، شگفتی‌های بامیان و اقعیت و افسانه، ۱۳۹۶ش، ص۸۵.
  162. کهزاد، افغانستان در پرتو تاریخ، ۱۳۴۶ش، ص۲۴۰؛ عظیمی، جغرافیای ولایت بامیان، ۱۳۹۱ش، ص۲۸۳.
  163. عظیمی، افغانستان و نقاط شگفت‌انگیز آن، ۱۳۹۰ش، ص ۱۳۸–۱۳۹.
  164. خاوری، شگفتی‌های بامیان و اقعیت و افسانه، ۳۹۶ ش، ص۸۳.
  165. یزدانی، بامیان سرزمین شگفتی‌ها، ۱۳۹۰ش، ص۵۲.
  166. خاوری، شگفتی‌های بامیان و اقعیت و افسانه، ۱۳۹۶ش، ص۸۳–۸۴.
  167. رجا، «شهر ضحاک؛ حقیقتی که افسانه می‌شود»، وب‌سایت ستاگیدیا.
  168. احمدی، «شکوه غم‌انگیز شهر ضحاک... »، خبرگزاری تسنیم.
  169. فرحت سیفی، «آثار و ابنیه‌های تاریخی ولایت بامیان» پایگاه تخصصی جامعه و فرهنگ ملل.
  170. «بت‌بچه ککرک»، در مجموعه تلویزیونی جالب‌ترین‌های این دیار، تلویزیون بامیان.
  171. کهزاد، افغانستان در پرتو تاریخ، 1346ش، ص236.
  172. خاوری، شگفتی‌های بامیان واقعیت یا افسانه، 1396ش، ص115.
  173. «بت‌بچه ککرک»، در مجموعه تلویزیونی جالب‌ترین‌های این دیار، تلویزیون بامیان.
  174. غارهای آجانتا در ۴۰ کیلومتری شهر جالگائون هندوستان، مجموعهٔ ۳۰ غار پر از نقاشی‌های مذهبی دربارهٔ بودا است که قدمت آنها به ۲ قرن پیش از میلاد برمی‌گردد.
  175. کهزاد، افغانستان در پرتو تاریخ، 1346ش، ص236.
  176. شریفی، «بت درهٔ ککرک»، دانشنامه هزاره، 1397ش، ص ۱۱۸۷–۱۱۸۸؛ کهزاد، راهنمای بامیان، 1334ش، ص29؛ نائل، سایه روشن‌هایی از وضع جامعه هزاره، 1372ش، ص77.
  177. «طالبان تاریخ لوحه‌های ساحات تاریخی بامیان را تخریب کردند»، وب‌سایت ۸ صبح.
  178. موسیو گودار و دیگران، آثار عتیقه بامیان در هزارستان، 1372ش، ص105.
  179. موسیو گودار و دیگران، آثار عتیقه بامیان در هزارستان، 1372ش، ص105.
  180. کهزاد، افغانستان در پرتو تاریخ، 1346ش، ص236.
  181. خاوری، شگفتی‌های بامیان واقعیت یا افسانه، 1396ش، ص115.
  182. فاضل کیانی، «نگاهی به تاریخچۀ شهرک چهل‌برج بامیان، به مناسبت ولسوالی شدن آن»، خبرگزاری شفقنا.
  183. شهیر، «جلوه‌های درخشان یک تاریخ؛ قلعه چهل‌برج بامیان، سبک معماری کاشانی و اثر در معرض نابودی»، وب‌سایت خبرنامه.
  184. فاضل کیانی، «نگاهی به تاریخچۀ شهرک چهل‌برج بامیان، به مناسبت ولسوالی شدن آن»، خبرگزاری شفقنا.
  185. کیانی، «نگاهی به تاریخچۀ شهرک چهل‌برج بامیان، به مناسبت ولسوالی شدن آن»، خبرگزاری شفقنا.
  186. «قلعۀ چهل‌برج بامیان؛ جلوه‌ای از تاریخ درخشان افغانستان»، خبرگزاری فارس.
  187. رجا، «چهل‌برجه؛ قلعه‌ای با ۷۰۰ سال قدمت تاریخی»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.
  188. «قلعۀ چهل‌برج بامیان؛ جلوه‌ای از تاریخ درخشان افغانستان»، خبرگزاری فارس.
  189. رجا، «چهل‌برجه؛ قلعه‌ای با ۷۰۰ سال قدمت تاریخی»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.
  190. کیانی، «نگاهی به تاریخچۀ شهرک چهل‌برج بامیان، به مناسبت ولسوالی شدن آن»، خبرگزاری شفقنا.
  191. شهیر، «جلوه‌های درخشان یک تاریخ؛ قلعۀ چهل‌برج بامیان، سبک معماری کاشانی و اثر در معرض نابودی»، وب‌سایت خبرنامه.
  192. کیانی، «نگاهی به تاریخچۀ شهرک چهل‌برج بامیان، به مناسبت ولسوالی شدن آن»، خبرگزاری شفقنا.
  193. رجا، «چهل‌برجه؛ قلعه‌ای با ۷۰۰ سال قدمت تاریخی»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.
  194. «قلعۀ چهل‌برج بامیان؛ جلوه‌ای از تاریخ درخشان افغانستان»، خبرگزاری فارس.
  195. رجا، «چهل‌برجه؛ قلعه‌ای با ۷۰۰ سال قدمت تاریخی»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.
  196. «قلعۀ چهل‌برج بامیان؛ جلوه‌ای از تاریخ درخشان افغانستان»، خبرگزاری فارس.
  197. کیانی، «نگاهی به تاریخچۀ شهرک چهل‌برج بامیان، به مناسبت ولسوالی شدن آن»، خبرگزاری شفقنا.
  198. شهیر، «جلوه‌های درخشان یک تاریخ؛ قلعۀ چهل‌برج بامیان، سبک معماری کاشانی و اثر در معرض نابودی»، وب‌سایت خبرنامه.
  199. کیانی، «نگاهی به تاریخچۀ شهرک چهل‌برج بامیان، به مناسبت ولسوالی شدن آن»، خبرگزاری شفقنا.
  200. کیانی، «نگاهی به تاریخچۀ شهرک چهل‌برج بامیان، به مناسبت ولسوالی شدن آن»، خبرگزاری شفقنا.
  201. «قلعه چهل‌برج بامیان؛ جلوه‌ای از تاریخ درخشان افغانستان»، خبرگزاری فارس.
  202. شهیر، «جلوه‌های درخشان یک تاریخ؛ قلعۀ چهل‌برج بامیان، سبک معماری کاشانی و اثر در معرض نابودی»، وب‌سایت خبرنامه.
  203. غفاری، «چهل‌برج ولایت بامیان در معرض نابودی قرار دارد»، خبرگزاری پژواک.
  204. رجا، چهل‌برجه؛ قلعه‌ای با ۷۰۰ سال قدمت تاریخی»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.
  205. شهیر، «جلوه‌های درخشان یک تاریخ؛ قلعل چهل‌برج بامیان، سبک معماری کاشانی و اثر در معرض نابودی»، وب‌سایت خبرنامه.
  206. فرحت سیفی، «آثار و ابنیه‌های تاریخی ولایت بامیان» پایگاه تخصصی جامعه و فرهنگ ملل.
  207. فرحت سیفی، «آثار و ابنیه‌های تاریخی ولایت بامیان» پایگاه تخصصی جامعه و فرهنگ ملل.
  208. فرحت سیفی، «آثار و ابنیه‌های تاریخی ولایت بامیان» پایگاه تخصصی جامعه و فرهنگ ملل.
  209. «غارها؛ جاذبه‌ای تاریخی و گم‌شده در هیاهوی ناامنی افغانستان»، خبرگزاری فارس.
  210. «غارنشینان بامیان/ سموج مأمن مردم در روزهای سخت» خبرگزاری شفقنا.
  211. «افزایش غارنشینان در استان بامیان افغانستان»، خبرگزاری ایرنا.
  212. «مکتب غار در بامیان افغانستان»، وب‌سایت روزنامۀ اقتصاد.
  213. فرحت سیفی، «آثار و ابنیه‌های تاریخی ولایت بامیان» پایگاه تخصصی جامعه و فرهنگ ملل.
  214. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۲۴۱.
  215. کیانی، «بناهای باستانی بامیان ساخته چه کسانی است؟»، وبلاگ زابلستان.
  216. محمدی شاری، بامیان؛ پایتخت شکوه اساطیری، 1395ش، ص2.
  217. فرحت سیفی، «آثار و ابنیه‌های تاریخی ولایت بامیان» پایگاه تخصصی جامعه و فرهنگ ملل.
  218. علی‌آبادی، جامعه و فرهنگ افغانستان، 1395ش، ص 474-475.
  219. بختیاری، شیعیان افغانستان، ۱۳۹۰ش، ص۲۱۰–۲۱۱.
  220. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص627-630.
  221. «بامیان»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.
  222. «بامیان در فهرست آثار جهانی یونسکو ثبت شد»، خبرگزاری ایرنا.
  223. «بامیان؛ عضو شبکه شهرهای خلاق جهان شد»، خبرگزاری جمهور.
  224. «بامیان افغانستان پایتخت فرهنگی کشورهای عضو سارک شد»، خبرگزاری تسنیم.
  225. «چاپ سیزده عنوان کتاب در خصوص بامیان»، وب‌باشگاه خبرنگاران جوان.
  226. «بامیان سرزمین عجایب» وبلاگ زابلستان.
  227. «یک جهان اعجاز دارد بامیان»، وب‌سایت آپارات.
  228. جعفری، رویش‌های نو از دیار کهن؛ یادنامه و کارنامه علما و مفاخر بامیان، 1402ش، ص134.
  229. «مشاهیر بامیان»، وب‌سایت افق معرفت.

منابع

  • «آشنایی با حوزه‌های علمیه افغانستان-۲| مدرسه علمیه و مجتمع تحقیقاتی امام صادق (ع)- مرکز بامیان»، وب‌سایت افق اندیشه، تاریخ درج مطلب: ۲۶ آذر ۱۴۰۱ش.
  • «آشنایی با حوزه‌های علمیه افغانستان-۱۰| مدرسه علمیه ولایت- مرکز بامیان»، وب‌سایت افق اندیشه، تاریخ درج مطلب: ۲۹ دی ۱۴۰۳ش.
  • «آشنایی با ولایت بامیان و مؤسسه تحصیلات عالی بامیکا»، وب‌سایت مؤسسه تحصیلات عالی بامیکا، تاریخ بازدید: ۱۸ خرداد ۱۴۰۴ش.
  • احمدی، سید حیدر، «شکوه غم‌انگیز شهر ضحاک/ نشانه‌های تاریخی شاهنامه در افغانستان در حال نابودی است»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: ۲۰ تیر ۱۳۹۹ش.
  • اخلاقی، زینب، «شهر ضحاک، میراث فرهنگی جهان»، سایت سیستم معلوماتی گردشگری افغانستان، تاریخ درج مطلب: ۲۸ قوس ۱۱۳۹۸ش.
  • اسدی، ترکمان، «یادداشت‌هایی دربارهٔ بت‌های بامیان»، مجلهٔ بخارا، شمارهٔ ۱۸، ۱۳۸۰ش.
  • اصغری، محمدجواد، راهنمای بامیان، کابل، انتشارات امیری، ۱۳۹۵ش.
  • «افتتاح شفاخانه بامیان توسط سرور دانش+تصاویر» خبرگزاری شفقنا، تاریخ درج مطلب: ۴ اردیبهشت۱۳۹۶ش.
  • «افزایش جمعیت و کمبود امکانات در مراکز صحی بامیان؛ مردم خواستار ارتقای شفاخانهٔ ولایتی هستند»، خبرگزاری پژواک، تاریخ درج مطلب: ۷ بهمن ۱۴۰۳ش.
  • «افزایش غارنشینان در استان بامیان افغانستان»، خبرگزاری ایرنا، تاریخ درج مطلب: ۱۷ بهمن ۱۳۹۱ش.
  • اندیشه، بابه علی‌یار، وب‌سایت اندیشه‌ها، تاریخ درج مطلب: ۲۸ دی، ۱۳۸۸ش.
  • امینی، قربانعلی عرفانی، وب‌سایت ویکی شیعه، تاریخ درج مطلب: ۴ شهریور، ۱۴۰۱ش.
  • «بابر دره یکاولنگ یکی از زیباترین دره‌های ولایت بامیان»، وب‌سایت پارس تودی، تاریخ درج مطلب: ۱۸ دی ۱۴۰۰ش.
  • «بازی‌های محلی مردم بامیان در حال محو شدن»، وب‌سایت روزنامهٔ ۸ صبح، تاریخ درج مطلب: ۳ خرداد ۱۳۹۳ش.
  • «بامیان افغانستان پایتخت فرهنگی کشورهای عضو سارک شد»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: ۱۵ خرداد ۱۳۹۴ش.
  • «بامیان پایتخت فرهنگی سارک شد»، وب‌سایت روزنامهٔ اطلاعات روز، تاریخ بازدید: ۱۶ خرداد ۱۴۰۴ش.
  • «بامیان در فهرست آثار جهانی یونسکو ثبت شد»، خبرگزاری ایرنا، تاریخ درج مطلب: ۱۲ تیر ۱۳۸۲ش.
  • «بامیان سرزمین عجایب» وبلاگ زابلستان، تاریخ بازدید: ۱۶ خرداد ۱۴۰۴ش.
  • «بامیان؛ عضو شبکه شهرهای خلاق جهان شد»، خبرگزاری جمهور، تاریخ درج مطلب: ۲۳ قوس ۱۳۹۴ش.
  • «بامیان میزبان جشنواره‌های فرهنگی و هنری»، وب‌سایت آی فیلم ۲، تاریخ بازدید: ۱۶ خرداد ۱۴۰۴ش.
  • «بامیان»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال، تاریخ بازدید: ۱۹ خرداد ۱۴۰۴ش.
  • «بت‌بچه ککرک»، در مجموعه تلویزیونی جالب‌ترین‌های این دیار، تلویزیون بامیان در یوتیوب، تاریخ درج مطلب: ۱۹ می ۲۰۱۹م.
  • بختیاری، محمدعزیز، «شیعیان افغانستان»، قم، مؤسسه شیعه‌شناسی، ۱۳۸۵ش.
  • «بند امیر افغانستان از نقاط تماشایی جهان»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۵ شهریور ۱۳۹۶ش.
  • «بند امیر بامیان»، شبکه اطلاع‌رسانی افغانستان، تاریخ بازدید: ۷ آبان ۱۴۰۱ش.
  • «بند امیر نخستین پارک ملی افغانستان از دریچه دوربین»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ش.
  • بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، دانشنامهٔ جهان اسلام، تهران، بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، ۱۳۷۵ش.
  • «بودا، بازمانده بودیسم در بامیان(۴)» وب‌سایت کلکین، تاریخ درج مطلب: ۱۵ خرداد ۱۴۰۴ش.
  • بهبودی، مرتضی، آثار باستانی افغانستان، اصفهان، نشر دیجیتالی، مرکز تحقیقات رایانه‌ای قائمیه اصفهان، ۱۳۹۲ش.
  • «پارک ملی بند امیر بهشت بامیان»، باشگاه خبرنگاران جوان، تاریخ درج مطلب: ۲۴ اسفند ۱۳۹۴ش.
  • پژواک، عتیق‌الله، غوریان، کابل، انجمن تاریخ افغانستان، ۱۳۴۵ش.
  • پولادی، حسن، هزاره‌ها، ترجمهٔ علی عالمی کرمانی، تهران، عرفان، ۱۴۰۱ش.
  • «تاریخچه دانشگاه بامیان»، وب‌سایت دانشگاه بامیان، تاریخ بازدید: ۱۶ خرداد ۱۴۰۴ش.
  • «تلویزیون بامیان، هتل‌های بامیان» در وب‌سایت یوتیوب، تاریخ درج مطلب: ۱ آذر ۱۳۹۷ش.
  • جاویدی، غلام‌رضا، «آثار تاریخی بامیان (ثبت شده در فهرست میراث جهانی یونسکو)»، مجموعه مقالات سومین همایش بین‌المللی پژوهش‌های مدیریت و علوم انسان، دانشگاه تهران، ۱۳۹۷ش.
  • جعفری، حسینی، «آثار باستانی و فرهنگی ولسوالی یکاولنگ»، وب‌سایت گردشگری بامیان، تاریخ درج مطلب: ۲۴ مهر، ۱۳۹۴ش.
  • جعفری، حسینی، «معلومات مختصر در مورد یکاولنگ»، وب‌سایت گردشگری بامیان، تاریخ درج مطلب: ۱۲ بهمن، ۱۳۹۴.
  • جعفری، عبدالله، رویش‌های نو از دیار کهن؛ یادنامه و کارنامه علما و مفاخر بامیان، کابل، بنیاد اندیشه، ۱۴۰۲ش، ص۱۳۴.
  • «جلوه‌نمایی دره آجر با کوه‌های افسانه‌ای و دریاچه خروشان در بامیان»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۱۶ مرداد ۱۳۹۵ش.
  • «چاپ سیزده عنوان کتاب در خصوص بامیان»، وب‌باشگاه خبرنگاران جوان، تاریخ درج مطلب: ۲۹ خرداد ۱۳۹۶ش.
  • حبیبی، عبدالحی، «بامیان و شیران در لغت و تاریخ»، مجلهٔ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران (نشریات قدیمی)، شمارهٔ ۱، ۱۳۴۸ش.
  • «حضور ۲۵ هزار گردشگر در تعطیلات عید قربان در بامیان»، خبرگزاری شفقنا، تاریخ درج مطلب: ۱۴ مرداد ۱۳۹۹ش.
  • خاوری، محمدتقی، مردم هزاره و خراسان بزرگ، تهران، عرفان، ۱۳۸۵ش.
  • خاوری، جواد، شگفتی‌های بامیان واقعیت یا افسانه، تهران، عرفان، ۱۳۹۶ش.
  • «دانستنی‌های افغانستان بخش اول، تاریخ و جغرافیا: دولت یفتلی (۴۵۰الی۵۶۸ میلادی)»، وب‌سایت رادیو نشاط، تاریخ بازدید: ۱۸ خرداد ۱۴۰۴ش.
  • دانش، محمدعلی، «معلومات دربارهٔ ولسوالی‌های بامیان»، وب‌لاگ اسکای، تاریخ بازدید: ۴ بهمن ۱۴۰۱ش.
  • «دریاچه‌های آبی بند امیر در افغانستان»، وب‌سایت کجارو، تاریخ درج مطلب: ۳۰ تیر ۱۳۹۶ش.
  • دولت‌آبادی، بصیراحمد، شناسنامهٔ افغانستان، قم، مؤلف، ۱۳۷۱ش.
  • «دیدار مقامات وزارت بهداشت افغانستان از بیمارستان امام خمینی (ره) در بامیان»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: ۱ آذر ۱۴۰۲ش.
  • رادیو نسیم، «مستند بودای کوچک دره ککرک بامیان»، تاریخ درج مطلب: ۳۱ می ۲۰۲۲م.
  • رجا، نوروز، «چهل‌برجه؛ قلعه‌ای با ۷۰۰ سال قدمت تاریخی»، وب‌سایت روزنامهٔ افغانستان ما، تاریخ درج مطلب: ۱۵ مرداد ۱۳۹۶ش.
  • رجا، نوروز، «شهر ضحاک؛ حقیقتی که افسانه می‌شود»، وب‌سایت ستاگیدیا، تاریخ درج مطلب: ۳ جدی ۱۳۹۹ش.
  • «رسم و رواج‌های عیدِ فطر در ولایت بامیان»، وب‌سایت روزنامهٔ ۸ صبح، تاریخ درج مطلب: ۲ مرداد ۱۳۹۳ش.
  • رضایی، فاطمه، «افتتاح ولسوالی حصه دوم یکاولنگ در بامیان»، وب‌سایت خبرگزاری تساوی، تاریخ درج مطلب: ۵ عقرب ۱۳۹۵.
  • «رئیس معارف بامیان: با کمبود ۲۴۰۰ معلم و پرسونل خدماتی مواجه هستیم»، خبرگزاری پژواک، تاریخ درج مطلب: ۲۸ مارس ۲۰۲۳م.
  • «زنان در بامیان؛ دوشادوش مردان؛ از مزرعه تا اداره»، وب‌سایت روزنامهٔ ۸ صبح، تاریخ درج مطلب: ۱۶ اسفند ۱۳۸۸ش.
  • سجادی، سیدجمال‌الدین، «اولین نقاشی رنگ روغن جهان بر سقف تندیس‌های بامیان»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۲۹ مهر ۱۴۰۳ش.
  • سحر شریعتی، حفیظ، صنایع دستی هزارگی، کابل، امیری، ۱۳۹۲ش.
  • سحر شریعتی، حفیظ، فرهنگ شفاهی مردم بامیان، کابل، امیری، ۱۳۹۵ش.
  • «سفری به ولسوالی با صفای «پنجاب» در بامیان + تصاویر»، وب‌سایت آی فیلم ۲، تاریخ درج مطلب: ۲۹ اردیبشت ۱۳۹۹ش.
  • شریفی، محسن، «بت درهٔ ککرک»، دانشنامه هزاره، کابل، بنیاد دانشنامه هزاره، ۱۳۹۷ش.
  • «شش‌پل؛ گنج پنهان در قلب هندوکش»، خبرگزاری افغان ایریکا، تاریخ درج مطلب: ۶ خرداد ۱۴۰۴ش.
  • «شفاخانه بامیان تصدیق نامه بین‌المللی آی سی یو را به دست آورد»، خبرگزاری آوا، تاریخ درج مطلب: ۳ اسفند ۱۳۹۲ش.
  • شهیر، علی‌شیر، «جلوه‌های درخشان یک تاریخ؛ قلعه چهل‌برج بامیان، سبک معماری کاشانی و اثر در معرض نابودی»، وب سایت خبرنامه، تاریخ درج مطلب: ۶ آذر ۱۳۹۶ش.
  • «طالبان تاریخ لوحه‌های ساحات تاریخی بامیان را تخریب کردند»، وب‌سایت ۸ صبح، تاریخ درج مطلب: ۱۵ سنبله ۱۴۰۱ش.
  • عرفانی، قربان‌علی، تحولات سیاسی و اجتماعی بامیان، تهران، مؤسسه اطلاعات، ۱۳۶۸ش.
  • عظیمی، محمدعظیم، افغانستان و نقاط شگفت‌انگیز آن، کابل، هدی، ۱۳۹۰ش.
  • عظیمی، محمدعظیم، جغرافیای ولایت بامیان، کابل، هدی، ۱۳۹۱ش.
  • علی‌آبادی، علی‌رضا، جامعه و فرهنگ افغانستان، تهران، مؤسسه فرهنگی هنری و انتشاراتی بین‌المللی الهدی، ۱۳۹۵ش،
  • «غارها؛ جاذبه‌ای تاریخی و گم‌شده در هیاهوی ناامنی افغانستان»، تاریخ درج مطلب: ۲۲ آذر ۱۳۹۴ش.
  • «غارنشینان بامیان/ سموج مأمن مردم در روزهای سخت» خبرگزاری شفقنا، تاریخ درج مطلب: ۶ اسد ۱۳۹۴ش.
  • «غار یخ شگفت‌انگیز قازان»، وب‌سایت روزنامهٔ ۸ صبح، تاریخ درج مطلب: ۲۶ خرداد ۱۳۹۳ش.
  • غفاری، هادی، «چهل‌برج ولایت بامیان در معرض نابودی قرار دارد»، خبرگزاری پژواک، تاریخ درج مطلب: ۵ آذر ۱۳۹۶ش.
  • فایز، محمدظاهر، «وجه تسمیه خراسان، بامیان و دای‌زنگی»، نشریه علمی، فرهنگی و سیاسی و مذهبی و ادبی دانشجویان افغانستانی_قزوین، ش ۱۰، ۱۳۹۴ش.
  • فرحت سیفی، فریبا، «آثار و ابنیه‌های تاریخی ولایت بامیان» پایگاه تخصصی جامعه و فرهنگ ملل، تاریخ درج مطلب: ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
  • «قلعهٔ چهل‌برج بامیان؛ جلوه‌ای از تاریخ درخشان افغانستان»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۸ آذر ۱۳۹۶ش.
  • «کار ساخت و بازسازی ۲۴ مرکز صحی در بامیان آغاز شد»، وب‌سایت باشگاه خبرنگاران جوان، تاریخ درج مطلب: ۱ خرداد ۱۴۰۲ش.
  • «کوه عروس نمادی از عروس سنگی بر فراز کوه‌های بامیان»، وب‌سایت آی فیلم ۲، تاریخ درج مطلب: ۱ مهر ۱۳۹۷ش.
  • کهزاد، احمدعلی، افغانستان در پرتو تاریخ، کابل، مطبعه دولتی، ۱۳۴۶ش.
  • کهزاد، علی‌احمد، رهنمای بامیان، کابل، انجمن تاریخ، ۱۳۳۴ش.
  • کیانی، فاضل، بامیان در تاریخ و ادبیات فارسی، به مناسبت سمینار افغانستان گهوارهٔ زبان فارسی، ۱۳۹۸ش.
  • کیانی، فاضل، «بناهای باستانی بامیان ساخته چه کسانی است؟»، وبلاگ زابلستان، تاریخ بازدید: ۱۸ خرداد ۱۴۰۴ش.
  • کیانی، فاضل، «نگاهی به تاریخچهٔ شهرک چهل‌برج بامیان، به مناسبت ولسوالی شدن آن»، خبرگزاری شفقنا، تاریخ درج مطلب: ۴ آبان ۱۳۹۵ش.
  • کاظمی، عاطفه، «پروندی اینترنتی شهر باستان بامیان»، وب‌سایت مردم‌شناسی و فرهنگی، تاریخ درج مطلب: ۲ آذر ۱۳۹۹ش.
  • لی، جاناتان، عجایب تاریخی افغانستان، ترجمه سیدمحمد حسینی، کابل، رحمت، ۱۳۹۲ش.
  • لسترینج، گای، جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرق، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۹۳ش، ص ۴۴۵.
  • نواندیش، الیاس، رنج‌های اطلاع‌رسانی، روزنامه اطلاعات روز، تاریخ درج مطلب: ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ش.
  • «نهمین برنامه فرهنگی شبی با بودا در بامیان افتتاح شد»، وب‌سایت روزنامهٔ افغانستان ما، تاریخ درج مطلب: ۲۰ اسفند ۱۳۹۹ش.
  • محمدی شاری، شوکت‌علی، بامیان؛ پایتخت شکوه اساطیری، کابل، امیری، ۱۳۹۵ش.
  • «مدرسه علمیه تربیت مدرس»، وب‌سایت افق معرفت، تاریخ درج مطلب: ۱۸ آبان ۱۴۰۳ش.
  • «مکتب غار در بامیان افغانستان»، وب‌سایت روزنامهٔ اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۳ اسفند ۱۴۰۰ش.
  • منصور، شریف، «اژدهای بامیان، افسانه یا واقعیت»، وب‌سایت افغان جرمن، تاریخ درج مطلب: ۱ آگوست ۲۰۲۱م.
  • موسوی، سیدعسکر، هزاره‌های افغانستان، ترجمه اسدالله شفاهی، تهران، مؤسسه فرهنگی هنری نقش سیمرغ، ۱۳۷۹ش.
  • موسیو گودار و دیگران، آثار عتیقه بامیان در هزارستان، ترجمه احمدعلی‌خان، قم، اسماعیلیان، ۱۳۷۲ش.
  • «مشاهیر بامیان»، وب‌سایت افق معرفت، تاریخ بازدید: ۲۰ خرداد ۱۴۰۴ش.
  • نایل، حسین، ساختار طبیعی هزاره‌جات، کابل، صلصال، ۱۳۸۱ش.
  • نایل، حسین، سایه و روشن‌هایی از وضع جامعه هزاره، قم، اسماعیلیان، ۱۳۷۲ش.
  • «نخستین والی زن افغانستان خود را برای این وظیفه خطیر آماده می‌کند»، خبرگزاری ایرنا، تاریخ درج مطلب: ۸ اسفند ۱۳۸۳ش.
  • «نقش فرهنگی بامیان در گذشته و اکنون افغانستان»، وب‌سایت جادهٔ ابریشم، تاریخ درج مطلب: ۲۴ آذر ۱۳۹۹ش.
  • «نوروز در بامیان افغانستان چگونه تجلیل می‌شود؟ + تصاویر»، وب‌سایت آی فیلم ۲، تاریخ بازدید: ۱۶ خرداد ۱۴۰۴ش.
  • وزارت اقتصاد، «پروفایل ولایت بامیان، چشم‌انداز انکشاف اقتصادی و اجتماعی»، کابل، وزرات اقتصاد، ۱۳۹۸ش.
  • «ولایت باستانی بامیان»، وب‌سایت کابلستان، تاریخ درج مطلب: ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰ش.
  • «ولایت بامیان افغانستان کجاست و چه اهمیتی دارد؟»، خبرگزاری صدا و سیما، تاریخ درج مطلب: ۲ تیر ۱۴۰۰ ش.
  • «ولایت بامیان، نفوس و ولسوالی‌های آن»، خبرگزاری شاهد، تاریخ درج مطلب: ۲۶ اسفند ۱۳۹۹ش.
  • «ولایت بامیان»، وب‌سایت شبکهٔ اطلاع‌رسانی افغانستان، تاریخ بازدید: ۱۲ خرداد ۱۴۰۴ش.
  • هاشمی، صدیقه، «اژدهای بامیان»، در دانشنامه هزاره، کابل، بنیاد دانشنامه هزاره، ۱۳۹۷ش.
  • یزدانی، حسین‌علی (حاج کاظم)، بامیان سرزمین شگفتی‌ها، چ۲، کابل، گلستان اندیشه، ۱۳۹۰ش.
  • «یک جهان اعجاز دارد بامیان»، وب‌سایت آپارات، تاریخ درج مطلب: ۱۶ خرداد ۱۴۰۴ش.
  • «۵۱درصد دانش‌آموزان در بامیان در فضای باز آموزش می‌بینند»، خبرگزاری دید، تاریخ درج مطلب: ۲۹ تیر ۱۳۹۷ش.