آموزش زنان در افغانستان، تعلیم و تربیت زنان در نظام آموزشی افغانستان.
| مکتب خانه در افغانستان تصویر یکی از مکاتب دخترانه در ولایت فراه که در نتیجه وضع محدودیت های طالبان مسدود شده است |
آموزش زنان و دختران بهعنوان یکی از روشهای مدیریت افکار و حالات روحی و روانی در تاریخ افغانستان به تبع تحولات سیاسی و اجتماعی دارای فراز و فرود بوده است؛ قبل از اصلاحات امانالله خان، آموزش زنان در افغانستان محدود و سنتی بود که بیشتر شامل آموزش قرآن و متون ادبی کلاسیک و در میان اقشار مرفه میشد. پس از آن، با کوششهای اصلاحگرانۀ امانالله خان، آموزش زنان در شهرها گسترش یافت و رسمی شد، اما پس از سقوط او، روند توسعۀ آموزش زنان متوقف شد.
در دوران جمهوری داوود خان و پس از آن، آموزش زنان رشد کرد، اما در مناطق روستایی همچنان محدود باقی ماند. در دوران چهارسالۀ حکومت مجاهدین اگرچه آموزش دختران بهطور کامل متوقف نشد، اما بر اساس فتوای صادره، تحصیل و کار مختلط ممنوع شد و ناامنیهای گسترده، امکان تحصیل آرام را از زنان گرفت. با حاکمیت طالبان در دهۀ ۹۰ میلادی، آموزش دختران ممنوع شد. پس از ۲۰۰۱م با تقاضاهای مردم، تلاشهایی برای بازگشایی مدارس و احیای آموزش زنان صورت گرفت که تا حدی موفق بود اما پس از سقوط نظام جمهوریت در ۲۰۲۱م دوباره محدودیتها شدت گرفت و در حالحاضر میلیونها دختر از آموزش بعد از صنف ششم، محروم هستند که به نظر کارشناسان آیندۀ کشور را تحت تأثیر قرار میدهد.
پیشنه آموزش زنان در افغانستان
پیشینۀ تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) غیررسمی زنان در افغانستان به مکتبخانههای سنتی و آموزشهای خانگی باز میگردد.[۱] پیش از دورۀ اصلاحات امانالله خان و سالهای آغازین قرن بیستم، نظام آموزش سنتی زنان در افغانستان بهصورت محدود و غیررسمی، تحت تأثیر شرایط اجتماعی، فرهنگی و مذهبی آن زمان شکل گرفت. آموزش زنان بهطور عمده در مکتبخانههای سنتی، محیطهای خانگی و توسط ملایان یا زنان باسواد درون خانوادهها صورت میگرفت و محتوای آن شامل آموزش خواندن و نوشتن، قرائت قرآن و مطالعۀ متون ادبی مانند دیوان حافظ و گلستان سعدی بود.[۲]
این نظام، بیشتر داوطلبانه و محدود به اقشار مرفه و نخبگان شهری میشد که هدف آن تربیت زنان خانهدار و عدم توجه به آموزشهای حرفهای و مشارکت اجتماعی بود.[۳] برای مثال مکتبخانۀ ضحاک بلخی در زمان خود میزبان ۷۰۰ دختر شاگرد بوده است.[۴] با وجود محدودیتها، نسلی از زنان باسواد در این نظام غیر رسمی پرورش یافت و پایههای اولیۀ سوادآموزی و آموزش فرهنگی زنان در جامعه افغانستان بنا نهاده شد، ظرفیتهایی برای توسعه آیندۀ آموزش زنان در جامعه فراهم کرد و بعدها در توسعۀ آموزش نوین زنان در دورۀ اصلاحات نقش مهم داشت.[۵]
آموزش رسمی زنان در افغانستان
زمینۀ آموزش رسمی برای دختران افغانستان در زمان پادشاهی «امانالله خان» فراهم و نخستین مکتب نسوان (زنان) در زمان حکومت وی (۱۲۹۷-۱۳۰۷ش) بهنام «مکتب مستورات» در ۱۲۹۹ش در کابل تأسیس و مکتب دوم زنان بهنام «مکتب عصمت» در ۱۳۰۰ش راه اندازی شد.[۶] امانالله برای نخستینبار تعدادی از دختران را جهت تحصیل در رشتۀ پزشکی (طب) به ترکیه فرستاد اما بهدلیل اعتراض شدید مردم، دستور به بازگشت آنان داد.[۷]
در زمان نادرخان (۱۳۰۸-۱۳۱۲ش) علاوهبر رشد تکاملی تعلیم و تربیت، در ۱۳۱۰ش دوره آموزش قابلگی (مامایی) در شفاخانه (بیمارستان) مستورات برای دختران و لیسه نسوان (دبیرستان دخترانه) در کابل تأسیس شد. دارالمعلمات بهمنظور ورود زنان به تحصیلات عالی در ۱۳۲۷ش بهطور رسمی به کار آغاز کرد.[۸]
در دوره محمدظاهر شاه (۱۳۱۲-۱۳۵۲ش) در همه ولایات، مکتب نسوان تأسیس شد. علاهبر تأسیس مکاتب، در ۱۳۱۵ش، دورههای آموزشی کوتاهمدت برای آموزش زنان در رشتههای زبان، بهداشت، مخابرات و فنون راه اندازی شد.[۹] در حکومت سردار محمدداود خان (۱۳۵۲-۱۳۵۷ش) به روال سابق زنان مانند مردان، بهعنوان محصل، معلم و مربی، در مراکز آموزشی و دانشگاهی حضور داشتند.[۱۰]
وضعیت تعلیم و تربیت زنان در دورۀ حاکمیت حزب خلق و پرچم (۱۳۵۷-۱۳۷۳ش) رو به افول گذاشت.[۱۱] از ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۶ش بهدلیل شدت یافتن جنگهای داخلی، مراکز آموزشی آسیب دید و برای تقویت تعلیم و تربیت رسمی دختران و زنان نه تنها کاری صورت نگرفت، بلکه جنگ، محدویتهایی را نیز برای آنها بهوجود آورد.[۱۲]
در دوران حاکمیت اول طالبان (۱۳۷۵ تا ۱۳۸۰ش)، دختران و زنان از حق تحصیل منع شدند.[۱۳] ولی پس از شکلگیری نظام جمهوری اسلامی افغانستان، تحصیل رسمی زنان و دختران به یک خواست عمومی بدل شد و در اکثر مناطق افغانستان زمینۀ دسترسی زنان به تحصیل فراهم آمد. اما در پی به قدرت رسیدن مجدد طالبان در ۱۴۰۰ش، متعلمین (دانشآموزان) دختر صنف (کلاس) ۶ تا ۱۲ از تعلیم محروم شدهاند.[۱۴]
تحولات آموزشی زنان در عصر امانی
در دورۀ اصلاحات امانالله خان (۱۹۱۹-۱۹۲۹م)، برنامۀ جامعی برای ارتقای آموزش و موقعیت اجتماعی زنان طراحی و اجرا شد که فراتر از تأسیس مدارس دخترانه بود. این برنامه چندبعدی شامل اقدامات فرهنگی، حقوقی، بهداشتی و اجتماعی میشد که همگی در راستای توانمندسازی زنان از طریق آموزش صورت میگرفت:
- با آغاز اصلاحات آموزشی، مکاتب جدیدی در کابل و ولایات تأسیس شد و هزاران دانشآموز تحت تعلیم قرار گرفتند. در کابل، علاوهبر لیسۀ حبیبیه، مدارس معتبری همچون لیسۀ امانیه (بعدها لیسه استقلال) و لیسۀ امانی (بعدها لیسۀ نجات) با مدیریت اساتید داخلی و خارجی از کشورهای آلمان و فرانسه پایهگذاری شد.
- گسترش آموزشهای تخصصی و حرفهای نیز از ویژگیهای بارز این دوره بود، بهطوریکه مدارسی چون رشدیه غازی، رشدیه استقلال، تلگراف، رسامی، نجاری، معماری، السنه، زراعت، دارالعلوم عربی و دارالمعلمین در شهرهای مختلف از جمله هرات، جلالآباد، قندهار، مزارشریف و قطغن دایر شد. همچنین، برای نخستین بار، مکاتب مخصوص زنان مانند رشدیه مستورات، تدبیر منزل زنانه، و مکتب طبیه ایجاد شد که گامی انقلابی در راستای آموزش دختران محسوب میشد.
- در این دوره بیش از ۲۲۲باب مکتب ابتدایی در سراسر کشور ساخته شد و شمار دانشآموزان تا ۱۹۲۷م به ۱۰هزار نفر در مقطع ابتدایی و بیش از ۳هزار نفر در مدارس متوسطه و فنیحرفهای رسید. این تحولات نشاندهندۀ عزم دولت برای تعمیم آموزش، توسعۀ مدارس دخترانه، و ترویج علوم نوین بود که زمینهساز تحولات اجتماعی و فرهنگی به نفع زنان در افغانستان شد.
- در بعد فرهنگی، انتشار مجلۀ ارشاد النسوان (۱۹۲۲) گامی اساسی در گسترش آگاهی و دانش زنان بود. این نشریه که ابتدا در ۴ صفحه و سپس در ۸ صفحه منتشر میشد، به مسائل آموزشی و تربیتی میپرداخت و با درج مقالاتی دربارۀ بهداشت زنان، مهارتهای زندگی و اخبار پیشرفت زنان در دیگر کشورها، افق جدیدی پیش روی زنان افغانستان گشود.
- در حوزۀ بهداشت و آموزش پزشکی، تأسیس شفاخانه (بیمارستان) مخصوص زنان (۱۹۲۴م) توسط ملکه ثریا و اعزام اولین گروه دختران برای تحصیل در رشتههای پزشکی و پرستاری به ترکیه، زمینهساز تربیت نسل اول پزشکان زن افغانستانی شد. این اقدامات بهصورت مستقیم به بهبود سلامت زنان و کاهش مرگ و میر مادران و کودکان کمک میکرد.
- اصلاحات حقوقی این دوره نیز در خدمت آموزش زنان قرار داشت. ممنوعیت ازدواج کودکان، تعیین سن قانونی ازدواج (۱۸سال برای دختران و ۲۲سال برای پسران) و محدودکردن چندهمسری، همگی به زنان فرصت بیشتری برای تحصیل و مشارکت اجتماعی میداد. تشکیل انجمن حمایت نسوان (۱۹۲۰م) و دادگاه ویژۀ رسیدگی به شکایات زنان نیز امنیت و حمایت قانونی لازم برای حضور زنان در عرصۀ آموزش را فراهم میکرد.[۱۵]
- شاه امانالله، نشان معارف را بهعنوان نمادی ارزشمندتر از سایر نشانهای دولتی برگزید و بدین ترتیب جایگاه ویژۀ آموزش و پرورش را در برنامههای توسعهای کشور تثبیت کرد. این تصمیم تاریخی، پایههای قانونی برای گسترش آموزش بهویژه برای زنان را فراهم آورد و مسیر تحولات آموزشی بعدی در افغانستان را مشخص ساخت.[۱۶]
عدالت آموزشی زنان در قانون اساس افغانستان
تحولات تاریخی آموزش زنان در افغانستان نشان میدهد که عدالت آموزشی زنان از نظر قانونی با تصویب اولین قانون اساسی کشور در ۱۳۰۳ش به نقطۀ عطف خود رسید. نظامنامۀ اساسی دولت افغانستان در مادۀ ۲۸ خود، آموزش ابتدایی را برای تمامی اتباع کشور الزامی اعلام و تأکید کرد که جزئیات و شیوۀ اجرای این قانون در آییننامهای جداگانه مشخص خواهد شد. این اقدام اصلاحگرایانه که در دوران حکومت شاه امانالله خان به وقوع پیوست، نشاندهندۀ عزم جدی حکومت برای نهادینهسازی آموزش همگانی بود.[۱۷]
در قانون اساسی دوران جمهوری اسلامی افغانستان که در ۱۳۸۲ش به تصویب رسید نیز حق تحصیل زنان بهصراحت بهعنوان یک حق اساسی به رسمیت شناخته شده بود. بر اساس مادۀ ۴۳ این قانون، دولت موظف به ارائه آموزش رایگان تا مقطع لیسانس برای تمام اتباع کشور بود و بر اساس مادۀ ۱۷، مکلف به ایجاد توازن آموزشی بین زنان و مردان و بهبود وضعیت تحصیل در مناطق روستایی شده بود. همچنین، قانون منع خشونت علیه زنان (۱۳۸۸ش) بهطور مشخص هرگونه ممانعت از تحصیل زنان را جرم دانسته و مجازات حبس برای آن پیشبینی کرده بود. این قوانین پس از تسلط طالبان در ۱۴۰۰ش بهصورت علمی حالت تعلیق درآمده است.[۱۸]
با اینکه از نظر قانونی فرصت برابر برای دختران در دوران نظام جمهوری اسلامی افغانستان ایجاد شد اما دسترسی دختران به تعلیم در مقایسه با پسران اندک بود. پژوهشگران ناامنی، در دسترسنبودن مکاتب دخترانه برای عموم، کمبود معلم زن، فرهنگ مردسالار، ساختارهای اجتماعی و وضعیت اقتصادی را مهمترین موانع تحصیل دختران در این دوران برشمردهاند. اما در شرایط موجود عامل سیاسی نیز افزوده شده است.[۱۹]
نظام آموزشی دختران در افغانستان
در قانون معارف افغانستان، مراحل تعلیمی (آموزش) به تعلیمات پیشا مکتب، تعلیمات اساسی و ثانوی تقسیم شده است. تعلیمات اساسی شامل شش سال ابتدایی و سه سال متوسطه میشود. دوره ثانویه یا لیسه (دبیرستان) از کلاس نه تا دوازده را در برمیگیرد.[۲۰] اما در اسناد جدید معارف افغانستان، مقاطع آموزشی دختران به تبع نظام آموزش عمومی، به سه مرحلهی ابتدایی، متوسطه (کلاس هفتم تا نهم) و ثانویه (کلاس دهم تا دوازدهم) تقسیم میشود. لیسه به سه بخش تقسیم شده است؛ تعلیمات عمومی، تعلیمات تخنیکی – مسلکی، حرفهای و هنری، تربیت معلم و تعیلمات اسلامی. تعلیمات عمومی با پایان کلاس دوازدهم ختم شده و فارغین آن با کنکور وارد دانشگاه میشوند. اما متعلیمن سه رشته دیگر پس از اتمام کلاس چهاردهم فارغ التحصیل میشوند؛[۲۱] سوادآموزی و آموزش بزرگسالان روش دیگر تعلیم و تربیت دختران و زنان است.[۲۲] ۹ سال تعلیمات اساسی برای دختران مانند پسران رایگان و اجباری است، ولی دورۀ لیسه برای عموم رایگان اما اختیاری است.[۲۳]
سن شروع تعلیم و تعداد دختران متعلم
سن رسمی آموزش دختران در افغانستان از هفت سالگی آغاز میشود. با ثبت نام در مکاتب، آموزش و پرورش دختران بهطور رسمی شروع میشود.[۲۴] براساس آمارهای ارائه شده از سوی وزارت معارف در سال ۱۳۹۸ش به تعداد ۹۲۵، ۰۱۷، ۱۰ متعلم در مکاتب تحت وزارت معارف مشغول تعلیم هستند که از این میان ۱۷درصد آن دختران هستند.[۲۵]
تحولات آموزشی زنان در حکومت کمونیستی
وضعیت معارف زنان در دوران حکومت کمونیستی افغانستان دستخوش تحولات قابل توجهی بود. در مرحلۀ نخست پیش از تجاوز شوروی، نظام آموزشی بهطور عمده در خدمت اهداف حکومتی قرار داشت و فعالیتهای فرهنگی مانند مارشها و کنسرتها در مراکز آموزشی رواج داشت. در این دوره نوعی ابتذال فرهنگی در محیطهای آموزشی مشاهده میشد و مقامات حکومتی به حضور دختران در فعالیتهای نمایشی مباهات میکردند.
با اشغال افغانستان توسط نیروهای شوروی، وضعیت معارف بهشدت تحت تأثیر درگیریهای نظامی قرار گرفت. در مناطق تحت کنترل مجاهدین، بسیاری از مراکز آموزشی تخریب و فرآیند آموزش متوقف شد در حالی که در مناطق تحت حاکمیت دولت، بهویژه در مراکز ولایات و شهرهایی مانند کابل، نظام آموزشی بهخصوص برای زنان رشد نسبی داشت.
پس از خروج نیروهای شوروی، ضعف دولت مرکزی منجر به از دست رفتن کنترل بسیاری از مناطق شد. در این دوره، نظام آموزشی به چند شهر محدود و با پیشروی نیروهای مجاهدین، بسیاری از مراکز آموزشی بهطور موقت تعطیل شد. این تحولات نشاندهندۀ تأثیر عمیق نوسانات سیاسی بر ساختار آموزشی کشور، بهویژه در بخش آموزش زنان بود.[۲۶]
ممنوعیت رسمی آموزش دختران در افغانستان
آموزش زنان در افغانستان همواره با چالشهای متعدد فرهنگی، اجتماعی مواجه بوده است، اما هیچگاه به اندازه دورۀ حاکمیت طالبان در ۱۳۷۵ش بهصورت رسمی و کامل ممنوع نشده بود. این اقدام بیسابقه که با واکنشهای شدید داخلی و بینالمللی همراه شد، تمامی مراکز آموزشی دختران بعد از صنف را تعطیل کرد.[۲۷] پس از سقوط طالبان در ۱۳۸۰ش و استقرار نظام جمهوری اسلامی، دختران بهصورت چشمگیری به نظام آموزشی برگشتند بهطوری که تا سال ۱۴۰۰ش بیش از شش میلیون دختر در مدارس و دانشگاههای کشور مشغول تحصیل شدند.[۲۸]
با این حال، این دوره نیز خالی از چالش نبود و مخالفان آموزش زنان با استفاده از شیوههایی همچون ایجاد رعب و وحشت، حملات انتحاری به مراکز آموزشی و تهدید معلمان و دانشآموزان، به مقابله با این تحول اجتماعی پرداختند. این مقاومتها نشاندهندۀ عمق چالشهای فراروی آموزش زنان در افغانستان است که علیرغم پیشرفتهای چشمگیر، همواره در معرض تهدید بوده است. بازگشت دوبارۀ طالبان و سقوط نظام جمهوری اسلامی، آموزش زنان را با محدودیت جدی مواجه کرد.[۲۹]
گستره ممنوعیت آموزش دختران
1. از صنف ششم به بالا؛ در آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۱ش وزارت معارف طالبان با صدور بیانیهای، آموزش دختران در صنف (کلاس) ششم و بالاتر را «تا اطلاع ثانی» بهحالت تعلیق درآورد و وعده داد که بعد از بازنگری اساسی متون درسی و طراحی لباس مخصوص دختران، آموزش دختران در این مقطع تحصیلی از سال آینده شروع خواهد شد، [۳۰] اما یک روز قبل از نوروز ۱۴۰۲ش، دوباره اعلام کرد که در سال تحصیلی جدید، مدارس فقط بر روی دانشآموزان پسر بازگشایی میشود. بر اساس آمار سازمان ملل، یک میلیون و دویست هزار دختر، از آموزش در این دورۀ تحصیلی بازماندهاند.[۳۱]
2. تحصیلات عالی؛ طالبان قبل از پیروزی اعلام کرده بودند که مخالف آموزش زنان نیستند؛ بههمین دلیل، بعد از پیروزی این گروه، هزاران دختر در سراسر افغانستان در امتحانات ورودی دانشگاهها شرکت کردند، اما در یک چرخش ناگهانی، وزارت تحصیلات عالی، در ۲۹ قوس (آبان) ۱۴۰۱ش، طی نامهای بهتمام دانشگاههای دولتی و خصوصی خبر داد که دختران و زنان تا اطلاع ثانوی از تحصیلات عالی منع شدهاند.[۳۲]
3. آموزشگاههای آزاد (کورس)؛ در ادامۀ سیاستهای ممنوعیت آموزش زنان، حکومت طالبان، آموزش دختران ۱۲ سال به بالا را در کورسهای غیردولتی (آموزشگاههای آزاد) نیز ممنوع کرده است.[۳۳]
دلایل ممنوعیت آموزش دختران
طالبان دلایل تعلیق آموزش دختران از صنف ششم به بالا و کورسهای آزاد را نداشتن بودجه، مناسب نبودن نصاب تعلیمی (سرفصلهای درسی) برای دختران[۳۴] و طراحی لباس فرم «مطابق شریعت، رسم و فرهنگ افغانی» ذکر کردهاند. [۳۵] دلایل ممنوعیت آموزش دختران در دانشگاه نیز این گونه اعلام شده است:
- فعالیت خوابگاههای دانشجویان دختر در ولایتهای افغانستان مخالف «غیرت افغانی» و اسلام است؛
- تحصیل دختران بدون اعضای خانواده در ولایتی دیگر و سفر بدون محرم شرعی، جایز نیست؛
- عدم رعایت حجاب کامل از سوی دانشجویان دختر و مختلط بودن زن و مرد در آموزشگاهها؛
- حضور دانشجویان زن در رشتههایی که مناسب شأن و عزت زنان نیست.[۳۶]
واکنشهای داخلی و بینالمللی به ممنوعیت آموزش دختران در افغانستان
1. واکنشها در افغانستان
الف) تظاهرات زنان و اعتصاب دانشآموزان؛ ممنوعیت رسمی آموزش دختران توسط طالبان، با واکنش اعتراضآمیز مردم افغانستان از طریق رسانهها و شبکههای اجماعی مواجه شد. همچنین عدهای از زنان افغانستان در شهرهای مختلف این کشور تظاهرات کردند. از جمله شهرهای کابل، هرات، بلخ، ننگرهار، نیمروز و تخار چند روز متوالی شاهد حضور اعتراضآمیز زنان در خیابانها بود، اما این اعتراضهای مدنی بهشدت از سوی طالبان سرکوب شد. در کنار دختران و زنان، شماری از دانشآموزان پسر و کاسبان نیز در برخی ولایتها دست به اعتصاب درسی و کاری زدند.[۳۷]
ب) سیاستمداران؛ تعداد زیادی از چهرههای مشهور سیاسی افغانستان، از جمله «حامد کرزی» رییسجمهور پیشین افغانستان، «عبدالله عبدالله»، رییس شورای عالی مصالحۀ دولت گذشته افغانستان، «گلبدین حکمتیار» رهبر حزب اسلامی افغانستان ممنوعیت آموزش دختران توسط طالبان را محکوم کردند و آن را غیراسلامی دانستند.[۳۸]
ج) عالمان دین؛ برخی از عالمان دین، آموزش دختران در بیرون از خانه بهویژه توسط آموزگاران مرد را جایز توصیف کردند و از طالبان خواستند در تصمیم خود بازنگری کنند.[۳۹]
ه) استادان دانشگاهها؛ در اعتراض به ممنوعیت آموزش دختران، بسیاری از استادان دانشگاههای مختلف افغانستان از سمت خود استعفا دادند.[۴۰]
و) برخی از رهبران طالبان؛ برخی رهبران میانهرو طالبان، از جمله «شیرمحمد عباس استانکزی» نیز منع آموزش دختران را نقض حقوق نیمی از جمعیت افغانستان دانستند.[۴۱]
2. واکنشهای بینالمللی
الف) سازمان ملل متحد؛ سازمان ملل متحد بسته شدن مکاتب دخترانه و ممنوعیت آموزش دختران را نگرانکننده خواند و چیره شدن بر مشکلات متعدد این کشور را بدون آموزش و مشارکت فعال زنان غیرقابل تصور دانست.[۴۲] «آنتونیو گوترش»، دبیرکل این سازمان از طالبان خواست دسترسی زنان به آموزش در تمامی سطوح در افغانستان را تضمین کند.[۴۳]
ب) سایر سازمانها و کشورها؛ کشورهای ایران، روسیه، ترکیه، عربستان، انگلیس، فرانسه، آمریکا، وزرای خارجۀ هفت کشور صنعتی جهان موسوم به «گروه هفت»، هر کدام در بیانیۀ جداگانه، تحصیل زنان را حق مشروع آنها دانستند.[۴۴] در واپسین روزهای سال ۱۴۰۱ش، بیش از ۷۰ کشور جهان و اتحادیه اروپا بهطور مشترک در بیانیهای تاکید کردند محروم ماندن دختران از ورود به مدارس و دانشگاهها قابل دفاع نیست. در بیانیۀ مشترک قطعنامۀ سازمان همکاری اسلامی نیز یادآوری شده که اسلام با آموزش، کار و مشارکت زنان در زندگی عمومی مخالفتی ندارد.[۴۵] «عمران خان» نخست وزیر پاکستان نیز دلیل ممنوعیت آموزش دختران از سوی طالبان را فرهنگی میداند و معتقد است این تصمیم هیچ ربطی به دین ندارد. [۴۶]
ج) دانشگاه الازهر مصر؛ هیأت ریاست دانشگاه الازهر مصر تصمیم طالبان در محروم کردن زنان و دختران از آموزش را خلاف دین اسلام خوانده است.[۴۷]
د) مشروطشدن کمکهای جهانی؛ سرپرست نمایندگی سازمان ملل در افغانستان (یوناما)، ادامۀ کمکها به افغانستان را به بازگشایی مدارس دخترانه توسط طالبان مشروط کرده است. [۴۸]
ه) سفر معاون دبیر کل سازمان ملل متحد به افغانستان؛ «امینه محمد» معاون و دو دستیار دبیر کل سازمان ملل متحد به افغانستان سفر کردند تا در دیدار با مقامات طالبان، تصمیمات آنها دربارۀ ممنوعیت آموزش زنان در این کشور را تغییر دهند. [۴۹]
پاسخ طالبان
علیرغم اعتراضهای شدید داخلی و بینالمللی، فشارهای رسانهای، درخواست مکرر چهرههای ذینفوذ ملی و جهانی، هیچگونه اقدامی برای بازگشایی مدارس و لغو ممنوعیت تحصیل دختران تا کنون انجام ندادهاند.[۵۰] وزیر تحصیلات عالی طالبان در واکنش به اعتراضات و واکنشهای بینالمللی گفته است که اگر بر سر ما بمب اتم هم بیندازند، از تصمیم منع تحصیلات دانشگاهی زنان کوتاه نمیآییم.[۵۱]
پیامدهای ممنوعیت تحصیل دختران در افغانستان
1. پیامدهای روانشناختی؛ از پیامدهای مهم ایجاد محدودیت برای زنان و منع تحصیل دختران در افغانستان، مشکلات روانی، نومیدی، سرخوردگی و نگاه تیرهوتار به آینده است که باعث افزایش آمار خودکشی زنان و دختران در یکونیم سال گذشته شده است. برای مثال، دختر ۱۹ سالهای در حوزۀ ششم شهر کابل بهدلیل فشارهای روانی که بعد از بستهشدن آموزشگاهها بر او وارد شده بود با خوردن مواد شوینده، خودکشی کرد. [۵۲]
2. پیامدهای فرهنگی و اجتماعی؛ محدودیتهای آموزشی برای دختران در افغانستان به ترویج ازدواجهای اجباری و زیر سن منجر شده و دامنه منازعات اجتماعی و خانوادگی را گسترش خواهد داد. این سیاست فرصتهای رشد فردی را از دختران سلب و ساختارهای اجتماعی را نیز دچار تحولات نامطلوب میکند. پژوهشگران هشدار میدهند که خانهنشینی اجباری دختران، علاوهبر ایجاد نسلی بیسواد، چرخۀ معیوبی از محرومیت آموزشی را برای نسلهای آینده رقم خواهد زد، چرا که مادران بیسواد توانایی پرورش فرزندانی تحصیلکرده را نخواهند داشت. این روند در بلندمدت به افت شاخصهای توسعه انسانی و تشدید نابرابریهای جنسیتی در جامعه افغانستان منجر خواهد شد.
3. پیامدهای جمعیتشناختی و امینتی؛ از دیگر تبعات این سیاست میتوان به رشد بیرویۀ جمعیت اشاره کرد؛ چرا که ازدواج در سنین پایین با نرخ باروری بالاتر همراه است. این در حالی است که فقدان آموزش و مهارتهای لازم، این جمعیت جوان را به جای تبدیلشدن به عامل توسعه، به تهدیدی امنیتی برای منطقه تبدیل خواهد کرد. تجربه نشان داده است جوانان بیسواد و فاقد مهارت، هدف آسانی برای گروههای افراطی هستند.
این وضعیت نهتنها آینده افغانستان را تیره و تار کرده، بلکه کشورهای همسایه از جمله ایران را نیز با چالشهای امنیتی و اجتماعی فزایندهای مواجه خواهد ساخت. افزایش فشار مهاجرت، گسترش بیکاری و تشدید ناامنیهای مرزی از جمله این تهدیدات محسوب میشوند. با توجه به عدم وجود برنامهای مشخص از سوی طالبان برای مهارتآموزی و اشتغالزایی، به نظر میرسد این بحران در سالهای آینده ابعاد گستردهتری به خود بگیرد.[۵۳]
4. پیامدهای اقتصادی؛ بر اساس گزارش وزارت تحصیلات عالی، در حدود ۱۲۶دانشگاه خصوصی و ۳۹دانشگاه دولتی در افغانستان فعالیت دارند. ۲۵ تا ۳۵درصد استادان در دانشگاههای دولتی را زنان تشکیل میدهند. ۳۵ تا ۴۵درصد دانشجویان را نیز دختران تشکیل میدهند. در بعضی دانشگاههای خصوصی بیش از ۵۰درصد دانشجویان، دختر بودهاند. با بستهشدن دانشگاهها، استادان زن وظایف خود را از دست دادهاند. منع تحصیل دختران سبب میشود که در سالهای آینده در حدود ۷۰ تا ۸۰درصد دانشگاههای خصوصی فعالیت خود را متوقف کنند که ضربۀ جبرانناپذیر بر عدالت اجتماعی و اقتصادی است و پیامدهای منفی زیادی دارد. این امر، سرعت چرخۀ اقتصاد را کند میکند و فرار سرمایه و به تبع آن بیکاری و فقر را افزایش میدهد. مردم بیشتر مجبور میشوند به مهاجرت روی بیاورند.[۵۴]
آموزش زنان از منظر قوانین داخلی کشورها
در سطح جهانی، آموزش عمومی بهعنوان یک حق اساسی در قوانین داخلی اکثر کشورها به رسمیت شناخته شده است، به طوری که قوانین اساسی بسیاری از کشورها از جمله آلمان، ژاپن، آفریقای جنوبی، جمهوری اسلامی ایران و دیگر کشورهای اسلامی، بهصراحت حق آموزش رایگان و برابر را بدون در نظر گرفتن عواملی مانند جنسیت، سن، مذهب یا عقیده سیاسی تضمین کردهاند. با این وجود، علیرغم این چارچوبهای حقوقی، در عمل چالشهای اجرایی قابل توجهی وجود دارد که از جمله میتوان به تفسیرهای افراطی از متون دینی در برخی جوامع، کمبود بودجه و زیرساختهای آموزشی در کشورهای در حال توسعه، و مقاومتهای فرهنگی در مناطق محافظهکار اشاره کرد که گاه منجر به ایجاد موانع غیررسمی در راه تحصیل زنان و گروههای خاص میشود. این در حالی است که تجربه کشورهای دیگر نشان میدهد ترکیب قوانین شفاف و سرمایهگذاری در زیرساختهای آموزشی میتواند به تحقق عینی عدالت آموزشی منجر شود، هرچند دستیابی کامل به این هدف مستلزم تغییرات عمیق فرهنگی و اجتماعی در جوامعی با پیشینه منازعه و نابرابری است.[۵۵]
آموزش زنان از منظر آموزههای دینی و اسناد بینالمللی
بهنظر محققان و کارشناسان امور دینی، هیچگونه نصی مبنی بر ممنوعیت آموزش (اعم از مرد و زن) وجود ندارد؛ بلکه تحصیل علم، فریضۀ دینی هر مرد و زن محسوب میشود. آنچه از نظر شریعت اسلامی مورد توجه است، مساله رعایت حجاب و عفاف است که نهتنها در کسب علم، بلکه در همه امور زندگی باید رعایت شود. تجربه عینی کشورهای اسلامی نیز بیانگر همین واقعیت است.[۵۶]
از طرف دیگر حق آموزش بهویژه برای زنان، بهعنوان یکی از ارکان اساسی توسعۀ فردی و اجتماعی، در منابع اسلامی، اسناد بینالمللی حقوق بشر و قوانین افغانستان مورد تأکید قرار گرفته است. این حق نه تنها بهعنوان یک امتیاز بشری، بلکه بهعنوان ابزاری حیاتی برای ارتقای سلامت، بهداشت، دستیابی به حقوق اجتماعی، و تحقق عدالت الهی شناخته میشود.
اسناد بینالمللی حقوق بشر بر کشورهای عضو، از جمله افغانستان، تکلیف میکنند که با بهرهگیری از حداکثر امکانات، آموزش ابتدایی را بهصورت اجباری و رایگان ارائه دهند و زمینه دسترسی به آموزش متوسطه و عالی را نیز فراهم کند. افغانستان بهعنوان کشوری اسلامی و متعهد به این اسناد، موظف است تا با الهام از تعالیم دینی و قوانین ملی، حق آموزش را برای تمامی شهروندان، به ویژه زنان به عنوان قشر آسیبپذیر جامعه، تضمین کند. این تعهد مشترک، گواهی بر اهمیت نقش بیبدیل آموزش در شکوفایی شخصیت افراد و پیشرفت جامعه است و افغانستان را به ایفای مسئولیت خود در این زمینه فرا میخواند.[۵۷]
انگیزهها و زمینههای واقعی ممنوعیت آموزش دختران
برخی پژوهشگران در بررسی عوامل منع آموزش دختران از سوی طالبان به موارد زیر توجه کردهاند:
1. سبک زندگی روستایی؛ یکی از زمینههای فرهنگی مخالفت طالبان با آموزش زنان، سبک زندگی روستایی طالبان و تحمیل آن بر جامعۀ مدرن شهری است. آموزش دختران در بسیاری از مناطق افغانستان و بهویژه در روستاها تنها تا مقطع ابتدایی بوده و پیش از این نیز اجازه تحصیل دختران در مقاطع بالاتر داده نشده بود. بر اساس گزارش برخی نهادهای اجتماعی و آموزشی بینالمللی، حتی در زمان نظام جمهوری این رویۀ مرسوم در بسیاری از ولایتهای پشتوننشین بوده که اجازۀ آموزش به دختران در مقاطع بالاتر داده نشده است.[۵۸]
2. تقلیدگرایی؛ به نظر کارشناسان رهبران طالبان در مدارس دیوبندیه و حقانیۀ پاکستان تحصیل کرده و تربیت شدهاند که سیستم آموزشی سنتی، زنستیزانه و مخالف خردورزی و مدرن دارد. آنچه در این مدارس معمول است، دستورهای مقلدانه از بالا به پایین و عدم تفکر در آموزههای دینی است. منع آموزش دختران توسط طالبان ریشه در چنین زمینههای آموزشی، فکری و تقلیدگرایانه دارد. [۵۹]
3. تفاوت دیدگاه دربارۀ جایگاه زن؛ خاستگاه اجتماعی اکثر نیروهای طالبان، قبایل سنتگرای پشتون است که زنان از دیدگاه آنها «دارایی مردان» محسوب میشوند. بنابراین، مواضع تبعیضآمیز طالبان نسبت به زنان، ریشه در باورهای سنتی و قبیلهای آنان دارد که نقش چندانی برای زنان در فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و بهویژه سیاسی و اقتصادی قائل نیستند.[۶۰]
4. تلقی متفاوت از علم؛ یکی از دلایل مخالفت طالبان با مقوله آموزش زنان، به دیدگاه آنها دربارۀ علم برمیگردد؛ از نظر آنها، علم به اسلامی و کفری تقسیم میشود و بسیاری از متون درسی مدارس و سرفصلهای درسی دانشگاهها از نظر طالبان، ذیل علوم کفری دستهبندی شده و خلاف آموزههای اسلامی دانسته میشود. [۶۱]
5. انگیزههای سیاسی؛ بسیاری از کارشناسان ممنوعیت آموزش دختران در مدارس و دانشگاهها را با انگیزه سیاسی و نظامی قابل بررسی میدانند و اینکه گروه طالبان از حق آزادی و آموزش زنان بهعنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی و نظامی خود استفاده میکنند.[۶۲]
کمک جهانی به دختران بازمانده از آموزش
الف) آموزش ابتدایی
1. مدرسۀ آنلاین برای دانشآموزان افغان؛ پل آموزش برای افغانستان (EBA) یک موسسه آموزشی غیرانتفاعی است که با تلاش مهاجران افغانستان برای تسهیل آموزش دختران گرفتار در این کشور راهاندازی شده است. این مدرسۀ آنلاین کارش را از ۱۵ اوت ۲۰۲۲م آغاز کرده و آموزشهای آن برای دختران دانشآموز رایگان است.[۶۳]
2. رایگان شدن خدمات آموزشی فیلیمو مدرسه؛ مدیر عامل «فیلیمو مدرسه» اعلام کرد که خدمات آموزشی این پلتفرم برای دختران دانشآموز افغانستان که از آموزش منع شدهاند، رایگان است.[۶۴]
3. مدرسۀ آنلاین هرات؛ مدرسۀ آنلاین هرات، پس از تسلط طالبان بر افغانستان، به ابتکار خانم «آنجلا غیور» راهاندازی شده است. معلمان این مدرسه نیز بهصورت داوطلبانه و رایگان به دختران دانشآموز افغانستان درس میدهند.[۶۵]
ب) آموزش دانشگاهی
1. ایران؛ در پی ممنوعیت آموزش دختران افغانستانی توسط طالبان، مقامات وزارت خارجه و دانشگاه پیام نور ایران از آمادگی برای کمک بهحل مشکلات ادامۀ تحصیل دختران بهصورت آنلاین و استفاده از زیرساختهای موجود در ایران خبر داد.[۶۶] همچنین، دانشگاههای الزهرا در تهران، کوثر در خراسان شمالی و حضرت معصومه در قم اعلام کردند برای کمک به دختران افغانستانی که از سوی طالبان از تحصیل منع شدهاند، چندین بورسی تحصیلی را اختصاص دادهاند.[۶۷]
2. FutureLearn برای دختران مقیم افغانستان؛ وبسایت «FutureLearn» یک پلتفرم دیجیتال پیشرو بریتانیایی است که برای زنان و دختران مقیم افغانستان که از آموزش منع شدهاند، این فرصت را فراهم آورده تا در دورههای آموزشی رایگان این مرکز شرکت کنند.[۶۸]
3. Boston College برای افغانستانیهای مقیم بنگلادش؛ کالج بوستون دورههای آموزش آنلاین رایگان را برای زنان و دختران افغانستانی فراهم آورده که قبل از تسلط طالبان بر افغانستان در این کشور زندگی میکردند و اکنون ساکن بنگلادش هستند.[۶۹]
4. آلمان؛ وزارت همکاریهای اقتصادی و توسعۀ آلمان اعلام کرد که از حدود ۵۰۰۰ زن افغانستانی برای تحصیل در یکی از کشورهای همسایه حمایت میکند.[۷۰]
5. آمریکا؛ ادارۀ توسعه بینالمللی آمریکا و بنیاد قطری «آموزش برای همه» طی توافقی ۵۰میلیون دلار را برای آموزش ۱۰۰هزار کودک بازمانده از تحصیل در افغانستان اختصاص دادند. این دو نهاد با تأکید بر حمایت از آموزش در افغانستان، مبلغ ۵۰میلیون دلار را بهطور مساوی برای ثبتنام بیش از ۱۰۰هزار کودک بازمانده از تحصیل و اعطای نزدیک به دو هزار بورسیه تحصیلی به جوانان اختصاص دادهاند.[۷۱]
6. تأسیس دانشگاه آنلاین؛ در پی ممنوعیت آموزش دختران در افغانستان، شماری از استادان دانشگاههای افغانستان بهمنظور جبران خلأ تحصیلی برای دختران محروم از تحصیل، «دانشگاه آنلاین زن» را تأسیس کردهاند.[۷۲]
آموزش دینی زنان در افغانستان
آموزش علوم دینی به زنان در افغانستان پیشینهای تاریخی دارد، اما این آموزش همواره در چارچوبی محدود و سنتی و بهطور عمده در محیطهای خانگی یا حلقههای محدود مذهبی ارائه میشد. در گذشته، این نوع آموزش بیشتر مختص به خانوادههای مذهبی و روحانیون بود و بهندرت بهصورت نظاممند و گسترده در دسترس عموم زنان قرار میگرفت.[۷۳] با تسلط طالبان بر افغانستان در سال ۱۴۰۰ش تحولی بنیادین در این حوزه رخ داد. سیاستهای محدودکنندۀ این گروه در محرومساختن زنان و دختران از آموزش رسمی، موجب شده است تا آموزش دینی به تنها گزینۀ تحصیلی برای میلیونها دختر و زن افغانسانی تبدیل شود.
با مسدودشدن دروازههای مکاتب و دانشگاهها به روی دختران، خانوادههای افغانستانی ناگزیر به رویآوردن به مدارس دینی شدهاند. آمارهای میدانی نشان میدهد که ثبتنام دختران در این مراکز در برخی مناطق تا ۴۰درصد افزایش یافته است. این افزایش چشمگیر نه از سر تمایل طبیعی جامعه، بلکه در نتیجۀ سیاستهای تحمیلی و نبود گزینههای جایگزین بوده است. نکتۀ قابل توجه این که برخلاف مکاتب رسمی که محدودیتهای سنی سختگیرانهای برای دختران اعمال میکنند، در مدارس دینی هیچ محدودیت سنی وجود ندارد و زنان در هر سنی میتوانند به فراگیری علوم دینی بپردازند.[۷۴]
مدارس دینی در افغانستان بهصورت عمده بر آموزش قرآن کریم، فقه، حدیث و اصول دین تمرکز دارند. این مراکز که بیشتر در مساجد و حسینیهها فعال هستند، از نظر محتوای آموزشی بسیار محدودتر از نظام آموزشی رسمی عمل میکنند. در حالی که این آموزشها توانسته تا حدی از گسترش بیسوادی در میان زنان جلوگیری کند، اما نتوانسته جایگزین مناسبی برای نظام آموزشی جامع باشد. بسیاری از دختران افغانستان که پیش از این رویای پزشک، مهندس یا معلمشدن را در سر میپروراندند، اکنون ناچار به پذیرش این واقعیت هستند که آموزشهای دینی نمیتواند آنها را به این آرزوها برساند.
به نظر کارشناسان این تحول آموزشی در افغانستان پیامدهای گستردهای دارد. از یک سو، باعث شکلگیری نسلی از زنان شده است که دانش آنها محدود به علوم دینی است و از مهارتهای لازم برای مشارکت فعال در بازار کار محروم هستند. از سوی دیگر، این وضعیت نابرابری آموزشی بین زنان و مردان را تشدید کرده است، چرا که مردان افغانستانی به تمام سطوح آموزشی دسترسی دارند. جامعه بینالمللی بارها این سیاستهای تبعیضآمیز را محکوم کرده است، اما طالبان تاکنون هیچ تغییری در مواضع خود ایجاد نکردهاند.[۷۵]
الگوهای آموزشی زنان در افغانستان
کارشناسان معتقدند که تاریخ آموزش زنان در افغانستان همواره میان دو جریان متضاد در نوسان بوده است: از یک سو الگوهای وارداتی غربی که بدون توجه به بستر فرهنگی و دینی جامعه تحمیل شد و از سوی دیگر تفکرات افراطی سنتی که حقوق اساسی زنان را نادیده گرفت. این دوگانگی نه تنها به پیشرفت پایدار آموزشی زنان کمکی نکرد، بلکه همواره آنان را به حاشیه راند.
برای مثال تحولات نظام آموزشی زنان در افغانستان در دوران امانالله خان نشاندهندۀ تأثیرپذیری آشکار از الگوهای غربی بود که در مواردی با سبک زندگی اسلامی و فرهنگ بومی افغانستان فاصله گرفت. دعوت امانالله خان از زنان به مشارکت فعال در امور اجتماعی و اداری پس از بازگشت از سفر اروپا، بیانگر این رویکرد جدید بود. این اقدام اگرچه گامی به سوی نوسازی محسوب میشد و بستر را برای آموزش و رشد زنان مهیا کرد، اما در بسیاری از موارد بدون در نظر گرفتن بستر فرهنگی و دینی جامعۀ افغانستان صورت پذیرفت.[۷۶]
تأسیس مدارس جدید با برنامههای درسی الهامگرفته از نظامهای آموزشی اروپایی، حضور معلمان خارجی و تشویق زنان به خروج از حوزۀ خصوصی و ورود به عرصۀ عمومی بدون بدون فراهم کردن زمینههای فرهنگی و اجتماعی لازم، همگی نشاندهنده ماهیت غربگرایانۀ این تحولات بود. این وضعیت تا زمان سقوط حکومت حزب خلق و پرچم ادامه داشت و همین امر باعث نوعی عقب ماندگی نیز شده بود؛ چون وضعیت آموزشی با باورهای بنیادی آنها در غیریت بود.[۷۷]
در دوران حضور کشورهای غربی در افغانستان بعد از ۲۰۰۱م نظام آموزشی اگرچه فرصتهای جدید و بیسابقۀ آموزشی را برای آموزش همهجانبۀ زنان فراهم کرد اما الگوی آموزش بهطور عمده به سمت ترویج ارزشهای غربی و تغییر سبک زندگی اسلامی و بومی حرکت کرد. به نظر کارشناسان هدف اصلی این سیاستها، ترویج سبک زندگی غربی و تضعیف ارزشهای اسلامی بود. در این دوره، آموزش زنان در شهرهای بزرگ و برخی مراکز استانی تمرکز داشت، اما این فعالیتها نتوانست پایداری اقتصادی و اجتماعی برای زنان فراهم کند و تنها در حد ظاهری باقی ماند و با خروج نیروهای خارجی، جایگاه زنان روز به روز تضعیف شد.
در مقابل، پس از سقوط نظام جمهوری و بهویژه در دورۀ حاکمیت طالبان، نظام آموزشی بر مبنای فرهنگ پشتونوالی و آیینهای قبیلهای شکل گرفت. این وضعیت نشانگر سویهای دیگر از افراط است که به جای حفظ هویت اسلامی و تنوع فرهنگی، بیشتر بر ترویج دیدگاههای مردسالارانه و قبیلهای تأکید دارد. در این ساختار، جایگاه زنان بهشدت محدود و تقلیل یافته و مفاهیم «ناموس»، «شرف»، و «عصمت» در قالبهای سنتی و قبیلهای تبیین شده است، به گونهای که زنان در این نظام، بیشتر به ابزارِ نگهداری و حفظ شرافت مردان تبدیل شدهاند و حقوق مستقل و فردی آنان نادیده انگاشته میشود.
بر اساس نظر کارشناسان هر دو نظام آموزشی، هر چند در ظاهر در جهت حفظ هویت اسلامی و فرهنگ مردم افغانستان ادعا میکنند، اما در واقع به مسیرهای افراط و تفریط گرایش دارند. نظام غربی تلاش کرد ارزشهای مدرن و غربی را بر فرهنگ مردم تحمیل کند، در حالیکه نظام پشتونوالی و طالبان، تنها در راستای حفظ ساختارهای مردسالارانه، قبیلهای و فرهنگی سنتی قدم بر میداشتند. این دوگانگی نه تنها نتوانسته است به نیازهای واقعی زنان افغان پاسخ دهد، بلکه همواره آنان را میان سنت و مدرنیته سرگردان کرده است. [۷۸]
نگرش مردم به آموزش زنان در افغانستان
نگرش مردم افغانستان نسبت به آموزش دختران در سالهای اخیر دستخوش تحولات قابل توجهی شده است. بررسیها نشان میدهد که در مناطق شهری، اکثریت خانوادهها از تحصیل دختران تا سطوح عالی حمایت میکنند در حالیکه در برخی مناطق روستایی و محافظهکار، باورهای سنتی و محدودیتهای زیرساختی همچنان چالشهایی جدی محسوب میشود. مطالعات میدانی حاکی از آن است که نسل جوان افغانستان بهشدت از حق تحصیل دختران دفاع میکند، اما نسل مسنتر نگرش محتاطانهتری دارد.[۷۹]
پس از تحولات اخیر رویکاری آمدن طالبان، بسیاری از خانوادهها اگرچه در ظاهر تسلیم محدودیتهای آموزشی شدهاند، اما در عمل همچنان به ارزش آموزش دختران اعتقاد دارند. گزارشهای سازمانهای بینالمللی نشان میدهد که پیش از سال ۱۴۰۰ش حدود ۳.۵میلیون دختر در مدارس ثبتنام کرده بودند که نشاندهندۀ تغییر مثبت در نگرش اجتماعی بود، هرچند این دستاوردها در سالهای اخیر با تهدیدات جدی مواجه شده است. بهطور کلی، روند عمومی حاکی از پذیرش فزایندۀ اهمیت آموزش دختران در افغانستان است، اما این پذیرش در مناطق مختلف و میان گروههای سنتی و اجتماعی بهصورت ناهمگون توزیع شده است.[۸۰]
تحول نگرشها نسبت به آموزش زنان در افغانستان تحت تأثیر عوامل متعددی شکل گرفته است. از یک سو، گسترش ارتباطات و رسانهها، آگاهیبخشی نهادهای مدنی، و تجربههای موفق زنان تحصیلکرده در عرصههای اجتماعی و اقتصادی به تغییر باورهای سنتی کمک کرده است. از سوی دیگر، تلاشهای دو دهه اخیر برای توسعه زیرساختهای آموزشی و حضور پررنگتر زنان معلم در مناطق مختلف، اعتماد خانوادهها را به سیستم آموزشی افزایش داده است.
در مناطق شهری، دیدن پیامدهای ملموس تحصیل زنان مانند اشتغال، مشارکت اجتماعی و بهبود وضعیت اقتصادی خانوارها بسیاری از خانوادهها را متقاعد کرده که آموزش دختران ضروری است. حتی در برخی مناطق روستایی، موفقیت زنان تحصیلکرده در مشاغل پزشکی و معلمی، به تدریج مقاومتهای فرهنگی را کاهش داده است.
این تغییر نگرش پیامدهای مثبت قابل توجهی داشته است: افزایش نرخ ثبتنام دختران در مدارس، کاهش ازدواجهای زودهنگام، و تقویت حضور اجتماعی زنان تنها بخشی از این دستاوردها بودهاند. تجربه نشان داده است در مناطقی که تحصیل دختران نهادینه شده، شاخصهای سلامت، اقتصاد و حتی ثبات اجتماعی بهبود یافته است. هرچند چالشهای جدی از جمله ناامنی و محدودیتهای اخیر، بخشی از این دستاوردها را تهدید میکند، اما تغییرات فرهنگی ایجادشده در نگرش جامعه، امیدواری نسبت به تداوم این روند مثبت را زنده نگه داشته است.[۸۱]
پیامدهای آموزش زنان در افغانستان
تاریخ افغانستان نشان میدهد که هرگاه فضای آموزشی برای زنان گشوده شده، تأثیرات عمیقی بر ساختارهای اجتماعی این کشور گذاشته است. دورههای اصلاحات آموزشی، بهویژه در زمان امانالله خان و دو دهه حکومت جمهوری اسلامی افغانستان نمونههای بارزی از این تحولات محسوب میشود. این دورهها اگرچه کوتاه و پرچالش بودند، اما تأثیرات ملموسی در چندین حوزه حیاتی جامعه برجای گذاشتند.
- در حوزۀ بهداشت و سلامت عمومی، آموزش زنان یک عامل تحولآفرین بود. زنان تحصیلکرده نهتنها بهعنوان پزشک و پرستار، بلکه بهعنوان مروجان سلامت در جامعه عمل کردند. حضور آنان در مراکز درمانی و برنامههای بهداشتی منجر به کاهش چشمگیر مرگومیر مادران و کودکان شد. آمارهای سازمانهای بینالمللی در دوران حکومت جمهوری نشان میدهد که دسترسی به خدمات بهداشتی برای زنان بهبود یافت و نرخ مرگومیر نوزادان کاهش پیدا کرد.
- در عرصه برابری جنسیتی، اگرچه چالشهای عمیقی وجود داشت، اما آموزش زنان گفتمان جدیدی را در جامعه افغانستان ایجاد کرد. زنان تحصیلکرده بهتدریج از حاشیه به متن اجتماع راه یافتند و خواستههای خود را برای مشارکت بیشتر در عرصههای مختلف مطرح کردند. این تحول هرچند آرام و تدریجی بود، اما بنیانهای سنتی جامعه را به چالش کشید و فضایی برای گفتوگو درباره حقوق زنان ایجاد کرد.
- از نظر اجتماعی، آموزش زنان منجر به افزایش آگاهی و مشارکت مدنی شد. زنان تحصیلکرده در نهادهای دولتی حضور پیدا کردند و در رسانهها، سازمانهای جامعۀ مدنی و نهادهای بینالمللی نیز نقشآفرینی کردند. این حضور به تدریج منجر به شکلگیری نسل جدیدی از زنان شد که میتوانستند ساختارهای سنتی و قبیلهسالار را نقد و برای تغییر آنها تلاش کنند.
- آموزش زنان تأثیری عمیق بر عرصه سیاسی کشور گذاشت. برای مثال در دوران نظام جمهوری زنان تحصیلکرده افغانستان گامهای تاریخی در عرصه سیاست برداشتند. برای نخستینبار در تاریخ معاصر افغانستان، زنان به موقعیتهای کلیدی سیاسی دست یافتند؛ از نمایندگی در پارلمان تا تصدی پستهای وزارت و معاونت وزارتخانهها. حضور زنان در نهادهای قانونگذاری، اگرچه با چالشهای فراوان همراه بود، اما فضای سیاسی کشور را دگرگون ساخت.
- با بازگشت طالبان و محدودیتهای شدید آموزشی، جامعۀ افغانستان شاهد پسرفت در تمامی این عرصهها است. محرومیت زنان از آموزش فرصتهای فردی را از زنان گرفته و پیامدهای ویرانگری برای کل جامعه دارد. کارشناسان معتقدند که بدون آموزش مؤثر زنان، توسعۀ پایدار و بهبود شاخصهای اجتماعی در کشور غیر ممکن است. [۸۲]
چالشهای اصلی آموزش زنان در افغانستان
جامعۀ افغانستان با چالشهای عمیقی در زمینه آموزش زنان روبهرو است:
1. باورهای سنتی نادرست در بسیاری از مناطق روستایی، تحصیل دختران را امری غیرضروری یا حتی ناپسند میدانند و آن را در تضاد با نقش زن در خانهداری و تربیت فرزندان تصور میکنند، در حالی که آموزش میتواند به بهبود این وظایف نیز کمک کند.
2. از سوی دیگر، فقر اقتصادی بسیاری از خانوادهها را مجبور کرده است تا کودکان خود را به جای مدرسه به کار بگمارند، که این امر آیندۀ تحصیلی دختران و پسران را به خطر میاندازد.
3. چهار دهه جنگ در افغانستان زیرساختهای آموزشی را ویران کرد و مدارس بسیاری تخریب یا تعطیل شدند. ناامنی و درگیریهای مسلحانه دسترسی به آموزش، بهویژه برای زنان و دختران را بهشدت محدود ساخت. گروههای افراطی با ترویج تفکرات ضدآموزشی، بهطور سیستماتیک تحصیل زنان را هدف قرار دادند. این شرایط منجر به محرومیت نسلی از زنان از آموزش و تثبیت چرخۀ فقر و عقبماندگی شد.
4. کمبود مدارس دخترانه و امکانات آموزشی مناسب، بهویژه در مناطق دورافتاده، مشکل دیگری است که دسترسی به آموزش را برای دختران دشوار میسازد. در برخی موارد، آموزش مختلط بهدلیل مقاومت فرهنگی خانوادهها، مانع دیگری بر سر راه تحصیل دختران ایجاد کرده است.
5. در افغانستان غربگرایان با معرفی سیستم آموزشی مدرن به شیوهای سکولار و گسسته از ارزشهای بومی، این برداشت را در اذهان عمومی تقویت کردند که علم جدید در تعارض با آموزههای دینی است. این مدیریت نادرست آموزشی، بهویژه در مورد زنان، با شتابزدگی در اجرای برنامهها و بیتوجهی به حساسیتهای فرهنگی، باعث شد بسیاری از مردم عادی و مذهبیها به اشتباه نتیجه بگیرند که آموزش زنان مغایر با تعالیم اسلامی است. از سوی دیگر، تندروهای مذهبی نیز با تفسیرهای افراطی، دین را در تقابل با دانش روز قرار دادند. این دوگانگی و تقابلهای ساختگی، فضای آموزشی کشور را دچار تنش کرد و به ویژه آموزش زنان را با موانع جدی مواجه ساخت. نتیجه این شد که آموزش بانوان از مسیر متعادل و سازندۀ خود خارج شد و این روند به یکی از عوامل مهم عقبماندگی آموزشی زنان در افغانستان تبدیل شد.[۸۳]
پانویس
- ↑ خواند میر، تاريخ حبيب السير، 1380ش، ج3، ص176.
- ↑ پوپل، «سیر آموزش۲۰۱۹م در افغانستان»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ پوپل، «سیر آموزش زنان در افغانستان»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ خواند میر، تاريخ حبيب السير، 1380ش، ج3، ص176.
- ↑ پوپل، «سیر آموزش زنان در افغانستان»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ مظفری تخاری، زن در میزان اسلام، تاریخ و افغانستان، 1389ش، ص248.
- ↑ مظفری تخاری، زن در میزان اسلام، تاریخ و افغانستان، 1389ش، ص251.
- ↑ کامگار، تاریخ معارف افغانستان، 1387ش، ص26.
- ↑ مظفری تخاری، زن در میزان اسلام، تاریخ و افغانستان، 1389ش، ص255.
- ↑ مظفری تخاری، زن در میزان اسلام، تاریخ و افغانستان، 1389ش، ص256.
- ↑ مظفری تخاری، زسن در میزان اسلام، تاریخ و افغانستان، 1389ش، ص258.
- ↑ مظفری تخاری، زن در میزان اسلام، تاریخ و افغانستان، 1389ش، ص259.
- ↑ حقانی، حفیظالله، طالبان، 1377ش، ص135.
- ↑ پوپل، «سیر آموزش زنان در افغانستان»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ صابری و ابراهیمی، «بررسی شکلگیری نظام نوین آموزشی افغانستان در دوره امانالله خان (با نگاه ویژه به زنان)»، 1401ش، ص51-60.
- ↑ صابری و ابراهیمی، «بررسی شکلگیری نظام نوین آموزشی افغانستان در دوره امانالله خان (با نگاه ویژه به زنان)»، 1401ش، ص51-60.
- ↑ صابری و ابراهیمی، «بررسی شکلگیری نظام نوین آموزشی افغانستان در دوره امانالله خان (با نگاه ویژه به زنان)»، 1401ش، ص51-60.
- ↑ محمودی و رضایی آهوانویی، زهرا، «بررسی حق تحصيل زنان در حقوق افغانستان»، 1402ش، ص83-84.
- ↑ رضایی، «محرومیت اطفال از حق آموزش در افغانستان»، 1397ش، ص470.
- ↑ «قانون معارف افغانستان»، وبسایت شبکه اطلاع رسانی افعانستان.
- ↑ «قانون معارف افغانستان»، وبسایت شبکه اطلاع رسانی افعانستان.
- ↑ «قانون معارف افغانستان»، وبسایت شبکه اطلاع رسانی افعانستان.
- ↑ «قانون معارف افغانستان»، وبسایت شبکه اطلاع رسانی افعانستان.
- ↑ وزارت معارف، پالیسی تعلیم و تربیه دختران، 1397ش، ص7.
- ↑ وزارت معارف، چارچوب اصلاحات سیستم معارف افغانستان، 1400ش، ص3.
- ↑ اخلاصی، «بررسی تاریخی معارف زنان از دوره ظاهرشاه تا حاکمیت طالبان»، 1398ش، ص129.
- ↑ پوپل، «سیر آموزش زنان در افغانستان»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ وفاییزاده، «مشکل صدسالۀ تحصیل دختران در افغانستان»، وبسایت نیمرخ.
- ↑ وفاییزاده، «مشکل صدسالۀ تحصیل دختران در افغانستان»، وبسایت نیمرخ.
- ↑ «ممنوعیت تحصیل زنان؛ طالبان از زنان میترسد؛ میگویند زن باید چشمش را هم بپوشاند، از زنان معترض اعترافات اجباری میگیرند»، خبر آنلاین.
- ↑ «چرا طالبان به دختران اجازه آموزش نمیدهد؟»، وبسایت بهار نیوز.
- ↑ کاوه، «خط آخر ممنوعیت؛ منع تحصیل زنان، مصداق جنایت علیه بشریت است»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ ساعین، «به دنبال بستهشدن دانشگاهها مرکزهای آموزشی نیز به روی دختران بسته شدند»، وبسایت طلوع نیوز.
- ↑ «ممنوعیت تحصیل زنان؛ طالبان از زنان میترسد؛ میگویند زن باید چشمش را هم بپوشاند، از زنان معترض اعترافات اجباری میگیرند»، خبر آنلاین.
- ↑ «سختگیری طالبان در مورد پوشش؛ بسته ماندن مکاتب دخترانه وارد هشتمین ماه شد»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ «طالبان دلایل ممنوعیت تحصیل دختران دانشجو در افغانستان را اعلام کرد»، خبرگزاری تسنیم.
- ↑ «اعتراضها به تعلیق تحصیل دختران؛ معترضان سرکوب شدند و کسبهکاران هشدار دریافت کردند»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ «کرزی: منع تحصیل زنان در دانشگاه، افغانستان را محتاج بیگانگان خواهد کرد»، خبرگزاری فارس.
- ↑ «اعتراضها به تعلیق تحصیل دختران؛ معترضان سرکوب شدند و کسبهکاران هشدار دریافت کردند»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ «همه یا هیچکس»، وبسایت شبکۀ شرق.
- ↑ «کلاسهایی که خالی ماندند؛ چرا درهای مدارس در افغانستان بهروی دختران بسته است؟»، خبرگزاری فارس.
- ↑ کاوه، «خط آخر ممنوعیت؛ منع تحصیل زنان، مصداق جنایت علیه بشریت است»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ «محدویت تازۀ طالبان علیه دختران و سیل واکنش از سراسر جهان»، خبرگزاری ایرنا.
- ↑ «محدویت تازۀ طالبان علیه دختران و سیل واکنش از سراسر جهان»، خبرگزاری ایرنا.
- ↑ «بیانیۀ ۷۰ کشور جهان: محروم ماندن دختران افغان از تحصیل قابل دفاع نیست»، خبرگزاری تسنیم.
- ↑ «عمران خان: محرومیت دختران افغان از آموزش ربطی به دین اسلام ندارد»، خبرگزاری فارس.
- ↑ «محدودیت تازۀ طالبان علیه دختران و سیل واکنش از سراسر جهان»، خبرگزاری ایرنا.
- ↑ «مشروط شدن کمکهای جهانی به افغانستان به بازگشایی مدارس دخترانه»، خبرگزاری پارس تودی.
- ↑ «معاونان و دستیاران سازمان ملل در تلاش برای تغییر تصمیم طالبان دربارۀ زنان افغانستان»، خبرگزاری ایرنا.
- ↑ «کلاسهایی که خالی ماند؛ چرا درهای مدارس در افغانستان به روی دختران بسته است؟»، خبرگزاری فارس.
- ↑ «همه یا هیچکس»، وبسایت شبکۀ شرق.
- ↑ سایه، «دختران محروم از آموزش از ترس نکاح اجباری با طالبان، ازدواج میکنند»، وبسایت نیمرخ.
- ↑ «پیامدهای ممنوعیت از تحصیل دختران در افغانستان؛ کاهش سن ازدواج و افزایش کودک همسری / یک پژوهشگر حوزه مطالعات اجتماعی در گفتوگو با شفقنا»، خبرگزاری شفقنا.
- ↑ عثمانی، «بستن دانشگاه به روی دختران؛ آسیبها و پیامدها»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ موسوی، «منع تحصیل زنان؛ امری اسلامی یا هنجاری قبیلهای؟»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ موسوی، «منع تحصیل زنان؛ امری اسلامی یا هنجاری قبیلهای؟»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ حیدری، «حق تحصیل و آموزش زنان در اسلام، اسناد بینالمللی حقوق بشر و قوانین افغانستان»، 1393ش، ص81.
- ↑ «کلاسهایی که خالی ماند؛ چرا درهای مدارس در افغانستان به روی دختران بسته است؟»، خبرگزاری فارس.
- ↑ موسوی، «منع تحصیل زنان؛ امری اسلامی یا هنجاری قبیلهای؟»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ باقری، «نگاهی جامعهشناختی به جایگاه زنان در جامعه افغانستان در حکومت دوم طالبان»، وبسایت دیپلماسی ایرانی.
- ↑ امین، «طالبان و علمستیزی؛ جدال سنت و مدرنیته»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ «چرا طالبان به دختران اجازه آموزش نمیدهد؟»، وبسایت بهار نیوز.
- ↑ «تلاش جهانی برای ایجاد امکان آموزش دختران افغانستانی»، وبسایت روزنامۀ شرق.
- ↑ «تلاش جهانی برای ایجاد امکان آموزش دختران افغانستانی»، وبسایت روزنامۀ شرق.
- ↑ «تلاش جهانی برای ایجاد امکان آموزش دختران افغانستانی»، وبسایت روزنامۀ شرق.
- ↑ «اعلام آمادگی ايران براى پذيرش دختران دانشجوى بازمانده از تحصيل در افغانستان»، خبرگزاری آوا.
- ↑ «ایران در کنار مردم افغانستان؛ سه دانشگاه برای دختران محروم از تحصیل بورسیه میدهند»، وبسایت تلویزیون چکاد.
- ↑ «تلاش جهانی برای ایجاد امکان آموزش دختران افغانستانی»، وبسایت روزنامۀ شرق.
- ↑ «تلاش جهانی برای ایجاد امکان آموزش دختران افغانستانی»، وبسایت روزنامۀ شرق.
- ↑ «حمایت آلمان از تحصیل دختران افغانستان در خارج»، خبرگزاری aa.
- ↑ «کمک به ۱۰۰ هزار کودک بازمانده از تحصیل در افغانستان»، خبرگزاری تسنیم.
- ↑ رضایی، «راهاندازی دانشگاه آنلاین زن برای دختران بازمانده از تحصیل»، خبرگزاری خامه پرس.
- ↑ صابری و ابراهیمی، «بررسی شکلگیری نظام نوین آموزشی افغانستان در دوره امانالله خان (با نگاه ویژه به زنان)»، 1401ش، ص51-60.
- ↑ «طالبان: محدودیت سنی برای آموزش دختران در مدارس دینی افغانستان وجود ندارد»، خبرگزاری تسنیم.
- ↑ «در مدرسههای دینی دخترانۀ افغانستان چی میگذرد؟»، وبسایت شبکۀ دیاسپورای افغانستان.
- ↑ صابری و ابراهیمی، «بررسی شکلگیری نظام نوین آموزشی افغانستان در دوره امانالله خان (با نگاه ویژه به زنان)»، 1401ش، ص51-60.
- ↑ صابری و ابراهیمی، «بررسی شکلگیری نظام نوین آموزشی افغانستان در دوره امانالله خان (با نگاه ویژه به زنان)»، 1401ش، ص51-60.
- ↑ باقری، «نگاهی جامعهشناختی به جایگاه زنان در جامعه افغانستان در حکومت دوم طالبان»، وبسایت دپلماسی ایرانی.
- ↑ «خلاصه گزارش سیگر؛ زنان افغانستان در 20 سالگذشته دستاوردهای قابل توجهی داشتهاند»، وبرونامۀ افغانستان ما.
- ↑ «خلاصه گزارش سیگر؛ زنان افغانستان در 20 سالگذشته دستاوردهای قابل توجهی داشتهاند»، وبرونامۀ افغانستان ما.
- ↑ «دو دهه پویایی زنان در عرصهی تحصیلی در افغانستان»، وبسایت مؤسسۀ مطالعات اقتصادی و حقوقی افغانستان.
- ↑ «پیشینه تاریخی تحصیل زنان در افغانستان»، وبسایت رسانۀ گوهرشاد
- ↑ «محدودیتهای تحصیلی برای زنان در افغانستان؛ عوامل و راهکارها»، خبرگزاری جمهور.
منابع
- اخلاصی، احمدبخش، «بررسی تاریخی معارف زنان از دوره ظاهرشاه تا حاکمیت طالبان»، مجلۀ راه شکوفایی، شمارۀ 18، 1398ش، ص129.
- «اعتراضها بهتعلیق تحصیل دختران؛ معترضان سرکوب شدند و کسبهکاران هشدار دریافت کردند»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح، تاریخ درج مطلب: 4 دی 1401ش.
- «اعلام آمادگی ايران براى پذيرش دختران دانشجوى بازمانده از تحصيل در افغانستان»، خبرگزاری آوا، تاریخ درج مطلب: ۳ دی ۱۴۰۱ش.
- امین، میرویس، «طالبان و علمستیزی؛ جدال سنت و مدرنیته»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح، تاریخ درج مطلب: ۱۲ مهر ۱۴۰۱ش.
- «ایران در کنار مردم افغانستان؛ سه دانشگاه برای دختران محروم از تحصیل بورسیه میدهند»، وبسایت تلویزیون چکاد، تاریخ درج مطلب: 2 ژانویه 2023م.
- باقری، اسماعیل، «نگاهی جامعهشناختی به جایگاه زنان در جامعه افغانستان در حکومت دوم طالبان»، وبسایت دیپلماسی ایرانی، تاریخ درج مطلب: ۲ بهمن ۱۴۰۱ش.
- «بیانیه ۷۰ کشور جهان: محروم ماندن دختران افغان از تحصیل قابل دفاع نیست»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: 29 اسفند 1401ش.
- پوپل، کریم، «سیر آموزش زنان در افغانستان»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح، تاریخ درج مطلب: 13 دی 1401ش.
- «پیشینه تاریخی تحصیل زنان در افغانستان»، وبسایت رسانۀ گوهرشاد، تاریخ بازدید: 16 اردیبهشت 1404ش.
- «پیامدهای ممنوعیت از تحصیل دختران در افغانستان؛ کاهش سن ازدواج و افزایش کودک همسری / یک پژوهشگر حوزه مطالعات اجتماعی در گفتوگو با شفقنا»، خبرگزاری شفقنا، تاریخ درج مطلب: 13 مهر 1403ش.
- «تلاش جهانی برای ایجاد امکان آموزش دختران افغانستانی»، وبسایت روزنامۀ شرق، تاریخ درج مطلب: 11 دی 1401ش.
- «چرا طالبان به دختران اجازه آموزش نمیدهد؟»، وبسایت بهار نیوز، تاریخ درج مطلب: 8 فروردین 1402ش.
- «حمایت آلمان از تحصیل دختران افغانستان در خارج»، خبرگزاری aa، تاریخ درج مطلب: 11 فوریه 2023م.
- حقانی، حفیظالله، طالبان، ترجمة رحیمالله صافی، کابل، بنیاد نشرات حقیقت، 1377ش.
- حیدری، محمدعلی، «حق تحصیل و آموزش زنان در اسلام، اسناد بینالمللی حقوق بشر و قوانین افغانستان»، فصلنامۀ علمی اندیشۀ خاتم، شمارۀ 1، 1393ش.
- «خلاصه گزارش سیگر؛ زنان افغانستان در 20 سالگذشته دستاوردهای قابل توجهی داشتهاند»، وبرونامۀ افغانستان ما، تاریخ درج مطلب: ۲۶ خرداد ۱۴۰۰ش.
- خواند مير، غياثالدين بن همامالدين، تاريخ حبيب السير، تهران، خيام، چاپ چهارم، 1380ش.
- «دو دهه پویایی زنان در عرصهی تحصیلی در افغانستان»، وبسایت مؤسسۀ مطالعات اقتصادی و حقوقی افغانستان، تاریخ درج مطلب: 7 ژوئیه 2022م.
- «در مدرسههای دینی دخترانۀ افغانستان چی میگذرد؟»، وبسایت شبکۀ دیاسپورای افغانستان، تاریخ درج مطلب: 3 سپتامبر 2024م.
- رضایی، محمدمهدی، «راهاندازی دانشگاه آنلاین زن برای دختران بازمانده از تحصیل»، خبرگزاری خامهپرس، تاریخ درج مطلب: 6 فوریه 2023م.
- رضایی، مهری، «محرومیت اطفال از حق آموزش در افغانستان»، در فصلنامه اندیشه معاصر، شماره 11، 1397ش.
- ساعین، اسما، «به دنبال بستهشدن دانشگاهها مرکزهای آموزشی نیز به روی دختران بسته شدند»، وبسایت طلوع نیوز، تاریخ درج مطلب: 1 دی 1401ش.
- سایه، «دختران محروم از آموزش از ترس نکاح اجباری با طالبان، ازدواج میکنند»، وبسایت نیمرخ، 4دلو 1401ش.
- «سختگیری طالبان در مورد پوشش؛ بسته ماندن مکاتب دخترانه وارد هشتمین ماه شد»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح، تاریخ درج مطلب: ۹ ثور ۱۴۰۱ش.
- صابری، حمیده و ابراهیمی، فاطمهسادات، «بررسی شکلگیری نظام نوین آموزشی افغانستان در دوره امانالله خان (با نگاه ویژه به زنان)»، مجلۀ مطالعات پژوهشی زنان با رویکرد اسلامی، شمارۀ 16، 1401ش.
- «طالبان دلایل ممنوعیت تحصیل دختران دانشجو در افغانستان را اعلام کرد»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: 2 دی ۱۴۰۱ش.
- «طالبان رسما دروس صنف ششم به بالا را برای دختران ممنوع کرد»، وبسایت باشگاه خبرنگاران جوان، تاریخ درج مطلب: ۰۲ دی ۱۴۰۱ش.
- «طالبان: محدودیت سنی برای آموزش دختران در مدارس دینی افغانستان وجود ندارد»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: 1 دی 1402ش.
- عثمانی، مجیبالرحمان، «بستن دانشگاه به روی دختران؛ آسیبها و پیامدها»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح، تاریخ درج مطلب: 7 دی 1401ش.
- علیزاده، احمدعلی، «مکتبخانه؛ پیدایش، سیر تحول، قوتها و ضعفها»، در فصلنامه اندیشه معاصر، شماره یازدهم، سال سوم، بهار 1397ش.
- «عمران خان: محرومیت دختران افغان از آموزش ربطی به دین اسلام ندارد»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: 31 شهریور 1400ش.
- قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان مصوب 1382، کابل، میوند، 1383ش.
- کامگار، جمیلالرحمان، تاریخ معارف افغانستان، کابل، میوند، 1387ش.
- کاوه، امین، «خط آخر ممنوعیت؛ منع تحصیل زنان، مصداق جنایت علیه بشریت است»، تاریخ درج مطلب: ۳۰ قوس ۱۴۰۱ش.
- «کرزی: منع تحصیل زنان در دانشگاه، افغانستان را محتاج بیگانگان خواهد کرد»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: 30 آذر 1401ش.
- «کلاسهایی که خالی ماند؛ چرا درهای مدارس در افغانستان به روی دختران بسته است؟»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: 25 خرداد 1401ش.
- «کمک به ۱۰۰ هزار کودک بازمانده از تحصیل در افغانستان»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: 19 آذر 1403ش
- «محدویت تازۀ طالبان علیه دختران و سیل واکنش از سراسر جهان»، خبرگزاری ایرنا، تاریخ درج مطلب: ۳ دی ۱۴۰۱ش.
- «محدودیتهای تحصیلی برای زنان در افغانستان؛ عوامل و راهکارها»، خبرگزاری جمهور، تاریخ درج مطلب: ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ش.
- محمودی، زهرا و رضایی آهوانویی، زهرا، «بررسی حق تحصيل زنان در حقوق افغانستان»، مجلۀ پژوهشنامۀ اسلامی حقوق، شمارۀ 7، 1402ش،
- «مشروط شدن کمکهای جهانی به افغانستان به بازگشایی مدارس دخترانه»، خبرگزاری پارس تودی، تاریخ درج مطلب: 27 تیر 1401ش.
- مظفری تخاری، عبدالغفار، زن در میزان اسلام، تاریخ و افغانستان، کابل، الازهر، 1389ش.
- «معاونان و دستیاران سازمان ملل در تلاش برای تغییر تصمیم طالبان دربارۀ زنان افغانستان»، خبرگزاری ایرنا، تاریخ درج مطلب: ۱ بهمن ۱۴۰۱ش.
- «ممنوعیت تحصیل زنان؛ طالبان از زنان میترسد؛ میگویند زن باید چشمش را هم بپوشاند، از زنان معترض اعترافات اجباری میگیرند»، خبر آنلاین، تاریخ درج مطلب: 17 دی 1401ش.
- «منع دانشجویان دختر از تحصیل و پیامدهای آن»، وبسایت مرکز مطالعات استراتژیک و منطقوی، تاریخ درج مطلب: 29 دی 1401ش.
- موسوی، سیدمحمد، «منع تحصیل زنان؛ امری اسلامی یا هنجاری قبیلهای؟»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح، 14 دی 1401ش.
- وفاییزاده، محمدقاسم، «مشکل صدسالۀ تحصیل دختران در افغانستان»، وبسایت نیمرخ، تاریخ درج مطلب: ۶ فروردین ۱۴۰۱ش.
- وزارت معارف، پالیسی تعلیم و تربیه دختران، مسوده، 1397ش.
- وزارت معارف، «قانون معارف افغانستان»، شبکه اطلاعرسانی افغانستان، تاریخ بازدید 17 شهریور 1401ش.
- وزارت معارف، چارچوب اصلاحات سیستم معارف افغانستان، 1400ش.
- «همه یا هیچکس»، وبسایت شبکۀ شرق، تاریخ درج مطلب: ۱۱ دی ۱۴۰۱ش.