پرش به محتوا

فمینیسم

از ایران‌پدیا
فمینیسم
نماد فمینیسم
نماد فمینیسم


فمینیسم؛ جنبش فکری، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مدعی دفاع از حقوق زنان.

فمینیسم جنبشی اجتماعی، سیاسی و فکری است که هدف آن تعریف، برقراری و دفاع از حقوق برابر سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و شخصی برای زنان است. این جنبش به‌طور تاریخی به دنبال تغییر ساختارهای اجتماعی‌ای بوده که زنان را در موقعیت فرودست نسبت به مردان قرار داده‌اند. فمینیسم شامل طیف گسترده‌ای از ایدئولوژی‌ها و جنبش‌ها است که دربارهٔ علل نابرابری جنسیتی و راه‌حل‌های آن دیدگاه‌های متفاوتی دارند. برخی اندیشمندان فمینیست بر این باور هستند که فمینیسم پس از قرن‌ها تلاش و مبارزه، کژکاردهای بسیاری را در پی داشته است، ازجمله: ابهام‌افزایی، دامن‌زدن به بحران تفاهم انسان‌ها، ایجاد دشمنی بین دو جنس زن و مرد، تلاش در ایجاد همانندی مصنوعی با نادیده گرفتن نقش‌ها و کارکردهای ویژه زنان و مردان و در نهایت پایین آوردن جایگاه انسانی زن.

ریشه‌شناسی و تعاریف

واژه فمینیسم (به فرانسوی: Féminisme) ریشه در لاتین دارد و از واژه Femina به معنای زن گرفته شده است. این واژه نخستین بار در قرن نوزدهم میلادی در زبان فرانسوی به کار رفت.[۱] در زبان فارسی، معادل‌هایی چون زن‌گرایی، زنانه‌نگری، جنبش زنان[۲] و نهضت برابری‌خواهی زنان برای آن به کار می‌رود.[۳]

اولین استفاده ثبت‌شده از واژه فمینیسم به سال ۱۸۷۱م بازمی‌گردد که در یک متن پزشکی فرانسوی به کار رفت و برای توصیف «توقف رشد خصوصیات مردانه» استفاده شده است. یک سال بعد، یک نویسنده ضد فمینیست از آن برای توصیف زنانی که رفتاری مردانه داشتند، استفاده کرد. این تغییر معنایی نشان می‌دهد که در ابتدا مفهوم برابری‌خواهی زنان، بار معنایی منفی داشته است. تبدیل این واژه به یک عنوان خودخواسته برای جنبش، فرآیندی تدریجی بود و تا اواسط قرن بیستم به‌طور گسترده برای اشاره به فعالان زن به کار نرفت.[۴]

در منابع تحقیقی، تعاریف متعددی از فمینیسم ارائه شده است، از جمله:

  • یک ایدئولوژی که بر برابری ارزش زن و مرد تأکید دارد و با تبعیض‌های جنسیتی مبارزه می‌کند.[۵]
  • یک جنبش اجتماعی سازمان‌یافته که برای دگرگونی نظامات اجتماعی نابرابر تلاش می‌کند.[۶]
  • یک چشم‌انداز نظری که به تحلیل روابط قدرت بین جنسیت‌ها در حوزه‌های مختلف دانش می‌پردازد.[۷]

زمینه‌های پیدایش فمینیسم

برخی دیدگاه‌ها پیدایش فمینیسم را به‌عنوان پاسخی به نظام‌های متعدد محرومیت در جوامع غربی می‌دانند، نظام‌هایی که زنان را از کسب شخصیت حقوقی مستقل و مشارکت اجتماعی کامل بازمی‌داشتند. تحولات فکری و اجتماعی در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی در اروپا و آمریکا، زمینه را برای ظهور فمینیسم فراهم ساخت. از این دیدگاه، فمینیسم به عنوان یک نیروی اجتماعی و فکری سازمان‌یافته، در واکنش به مجموعه‌ای از شرایط تاریخی، فلسفی، اقتصادی و اجتماعی در غرب شکل گرفت.[۸]

زمینه‌های فلسفی و دینی

  • یونان باستان: در جوامع باستانی، مانند آتن در یونان، زنان از حقوق شهروندی محروم بودند و حق رأی، شرکت در مجامع عمومی و مالکیت مستقل را نداشتند. برخی از فیلسوفان یونانی، نظیر ارسطو، زنان را از نظر عقلانی ناقص می‌دانستند و بر برتری مرد بر زن تأکید داشتند. در مقابل، افلاطون در برخی آثار خود از آموزش برابر برای زنان و مردان سخن گفته است، اما در جای دیگر، آفرینش مرد را توسط خدا ستایش کرده است.[۹]
  • مسیحیت و یهودیت: تفاسیر سنتی از متون مقدس یهودی-مسیحی نقش بسزایی در تثبیت جایگاه فرودست زن ایفا کرد. دتفسیرهای سنتی از متون مقدس، نقش مهمی در تعیین جایگاه فرودست زن ایفا کرده است. داستان آفرینش حوا از دنده آدم و فریب‌دادن او، اغلب به‌عنوان مبنایی برای برتری مرد و گناهکاری ذاتی زن به کار رفته است.[۱۰]

زمینه‌های حقوقی و سیاسی

تظاهرات زنان نیویورکی در اعتراض برای نداشتن حق رأی
تظاهرات زنان نیویورکی در اعتراض برای نداشتن حق رأی سال ۱۹۱۳م

در نظام‌های حقوقی گذشته اروپا و آمریکا، هویت قانونی زن متأهل در وجود شوهرش ادغام می‌شد. بر اساس برخی پژوهش‌ها، این اصل نتایج زیر را در پی داشت:

  • نفی حق مالکیت: زنان ازدواج‌کرده حق مالکیت مستقل بر اموال، درآمد شخصی یا ارث را نداشتند و تمام دارایی آن‌ها به کنترل کامل شوهر منتقل می‌شد.
  • نفی حق قرارداد و دادخواهی: زنان نمی‌توانستند به‌طور مستقل قرارداد ببندند، در دادگاه اقامه دعوا کنند یا مورد دعوا قرار گیرند.
  • محرومیت از حضانت فرزند: در صورت طلاق یا جدایی، حق سرپرستی فرزندان به‌طور خودکار به پدر تعلق می‌گرفت.
  • محرومیت از مشارکت سیاسی: زنان به‌طور مطلق از حق رأی و نامزدی در انتخابات محروم بودند. زنان شهروند درجه دوم محسوب می‌شدند که سرنوشت سیاسی آنان توسط مردان شامل پدر، برادر و شوهر، تعیین می‌شد.[۱۱]

زمینه‌های اقتصادی و اجتماعی

  • محدودیت‌های آموزشی: دسترسی زنان به آموزش رسمی، به ویژه تحصیلات عالی، محدود بود. دانشگاه‌ها اغلب پذیرش دانشجوی زن نداشتند. آموزش زنان عمدتاً به مهارت‌های مرتبط با خانه‌داری، همسرداری و فرزندپروری متمرکز بود
  • محدودیت‌های شغلی: حرفه‌های تخصصی، مشاغل مدیریتی و حتی بسیاری از مشاغل کارگری برای زنان ممنوع یا بسیار دشوار بود. فعالیت اقتصادی آنان غالباً به کار بدون مزد در خانه یا مشاغل کم‌درآمد و بی‌ثبات محدود می‌شد و وابستگی اقتصادی کامل به مردان را تداوم می‌بخشید.
  • تقسیم کار جنسیتی: جامعه، حوزه عمومی را قلمرو مردان و حوزه خصوصی مانند خانه، خانواده و عواطف را عرصه طبیعی زنان تعریف کرده بود. این تقسیم‌بندی، قدرت اجتماعی و اقتصادی را در دست مردان متمرکز و زنان را از منابع قدرت دور نگاه می‌داشت.[۱۲]

زمینه‌های فکری و روشنگرانه

سوجورنر تروث فعال لغو برده‌داری
سوجورنر تروث فعال لغو برده‌داری و فعال حقوق مدنی آفریقایی-آمریکایی، حدود ۱۸۶۴م
  • اومانیسم و عقل‌گرایی: ظهور اومانیسم و عقل‌گرایی، با تأکید بر ارزش ذاتی انسان و قدرت عقل، در ابتدا رویکرد مردمحوری را تقویت کرد. با این حال، این جنبش‌ها به‌تدریج سوالاتی را در مورد طبیعت و جایگاه زنان در جامعه مطرح نمودند.
  • انقلاب فرانسه و ایده‌های روشنگری: شعارهای آزادی، برابری و برادری و تأکید بر حقوق طبیعی و ذاتی بشر، با وضعیت حقوقی زنان تضاد داشت. زنان خواستار اعمال این حقوق بر خود نیز بودند.
  • انقلاب‌های صنعتی: با انتقال تولید از خانه، نقش اقتصادی سنتی زنان را کاهش دادند. از سوی دیگر، ایجاد کارخانه‌ها نیازمند نیروی کار ارزان، از جمله زنان و کودکان بود. اگرچه این امر اغلب با استثمار همراه بود، اما فرصت‌هایی برای استقلال اقتصادی نسبی و حضور زنان در عرصه عمومی ایجاد کرد.
  • جنبش الغای بردگی: زنان در جنبش ضدبرده‌داری در آمریکا و بریتانیا، مهارت‌های سازمان‌دهی، سخنرانی عمومی و نگارش متقاعدکننده را آموختند. تجربه تبعیض مضاعف به عنوان یک زن در جامعه، بسیاری از آن‌ها را به مبارزه برای رهایی خود سوق داد.[۱۳]

امواج فمینیسم

بر پایه گزارش منابع تحقیقی و تاریخی، سیر تحول تاریخی فمینیسم معمولاً به چند موج اصلی تقسیم می‌شود که هر کدام بر مسائل خاصی متمرکز بوده‌اند. با این حال، این امواج فمینیسم در دوره‌های زمانی مختلف همپوشانی دارند و در هر دوره، گرایش‌های فکری متنوعی وجود داشته است.[۱۴]

موج اول: دهه‌های ۱۸۴۰ تا ۱۹۲۰م

این موج که با نام فمنیسیم اثباتگرا و جنبش حق رأی زنان شناخته می‌شود، عمدتاً بر حقوق قانونی و سیاسی زنان متمرکز بود.[۱۵]

  • اهداف اصلی: کسب حق رأی، حق مالکیت، حق قرارداد بستن و دسترسی به آموزش عالی.[۱۶]
  • رویدادهای شاخص: تشکیل کنوانسیون حقوق زنان در سِنِکا فالس آمریکا (۱۸۴۸م)، فعالیت‌های سافراجت‌ها در بریتانیا و آمریکا.
  • دستاوردها: رسمیت‌یافتن حق رأی برای زنان در بسیاری از کشورهای غربی مانند نیوزیلند در ۱۸۹۳م، آمریکا در ۱۹۲۰م و بریتانیا در ۱۹۲۸م.[۱۷]

موج دوم: دهه‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰م

این موج از حقوق صوری فراتر رفت و نابرابری‌های اجتماعی، فرهنگی و جنسی را مورد نقد قرار داد.[۱۸]

موج سوم: دهه‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۰م

راهپیمایی سازمان ملی زنان برای برابری حقوق زنان
تظاهرکنندگان شرکت کننده در راهپیمایی سازمان ملی زنان برای برابری حقوق زنان سال ۱۹۹۵م

این موج در پاسخ به شکاف‌های موج دوم و تحت تأثیر اندیشه‌های پست‌مدرن و پساساختارگرا شکل گرفت.

  • ویژگی اصلی: تأکید بر تنوع تجربیات زنان و به چالش‌کشیدن ایده یک تجربه جهانی زنانه.
  • مفاهیم کلیدی: تفاوت بین زنان و مردان، بازاندیشی در مفاهیم زنانگی و مردانگی.
  • نمادها: هنرمندانی مانند مدونا که بر استقلال و قدرت جنسی زن تأکید داشتند.
  • نقد به موج دوم: تمرکز موج دوم بر تجربه زنان سفیدپوست، طبقه متوسط و دگرجنس‌گرا.[۲۱]

موج چهارم: حدود ۲۰۱۲م تا کنون

این موج با استفاده از فناوری دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته و بر مسائل جدیدتری متمرکز است.

گرایش‌ها و مکاتب فکری فمینیستی

بر پایه تحقیقات صورت گرفته، درون جنبش فمینیسم، مکاتب فکری متنوع و گاه متعارضی وجود دارد؛ اما جریان کلی فمینیسم دارای اصول مشترکی است که مهم‌ترین آنها اومانیسم، سکولاریسم و لزوم تغییر نظام خانواده است. اومانیسم، انسان را تنها مرجع تفسیر عالم و نظم‌بخشی به آن می‌داند و تمام پیوندهای پیش‌ساخته از حیات بشری را نفی می‌کند.[۲۳] سکولاریسم به بی‌تفاوتی در برابر دین یا نفی مذهب و آموزه‌های دینی یا خارج‌بودن عرصه‌های مختلف علوم از قلمرو دین تعریف شده است و بر این اساس، حقوق زنان با تکیه بر نیازهای ملموس و محسوس بشری تنظیم می‌شود.[۲۴] همچنین تغییر و اصلاح نظام سلسله‌مراتبی خانواده یکی از اهداف گرایش‌های فمینیستی است که در قالب تغییر قوانین حاکم بر خانواده، حذف خانواده، تغییر روابط قدرت در خانواده و ایجاد برابری و اشتراک در تمام شئون خانواده، بازتعریف می‌شود.[۲۵]

فمینیسم لیبرال

وُلستونکرافت، مِری نماینده فمینیسم لیبرال
وُلستونکرافت، مِری نماینده فمینیسم لیبرال

پیروان فمنیسم لیبرال، نبودن فرصت‌های برابر آموزشی در جامعه را دلیل ستم بر زنان می‌دانند و تلاش می‌کنند با انجام اصلاحاتی در این زمینه، بدون آنکه بنیادهای اجتماعی و اساسی موجود در جامعه تغییر کند، موقعیت زنان را بهبود بخشند.

فمینیسم رادیکال

طرفداران فمنیسم رادیکال بر این باورند که هیچ حوزه‌ای از جامعه، از تبیین مردانه بر کنار نیست، در نتیجه باید در هر جنبه‌ای از زندگی زن که طبیعی تلقی می‌شود، تردید کرد و برای انجام کارها شیوه‌های جدیدی یافت.

فمینیسم مارکسیستی و سوسیالیستی

طرفداران فمینیسم مارکسیستی با تأکید بر مادرسالار بودن جوامع اولیه، معتقدند که پیدایش مالکیت خصوصی در جوامع، سبب در بند کشیدن زنان شده و تا زمانی که نظام مالکیت خصوصی وجود دارد، این اسارت وجود خواهد داشت. فمینیسم سوسیالیستی نیز جنس، طبقه، نژاد، سن و ملیت را عوامل ستم بر زنان می‌داند و معتقد است که سلطه تاریخی مردان بر زنان، در جوامع سرمایه‌داری شکل تازه‌تری می‌یابد.[۲۸]

فمینیسم سیاه/ زن‌گرایی اینترسکشنال

بل هوکس نماینده فمینیسم سیاه
بل هوکس نماینده فمینیسم سیاه

فمینیسم پست‌مدرن

واژه فمینیسم پست‌مدرن تداعی‌کننده مجموعه‌ای از مفاهیم و طرز فکرها در مورد زنان و مسائل زنانه است که گاه متضاد و متعارض به نظر می‌رسد. این گرایش معتقد است روابطی که بر زنان تحمیل می‌شود و رفتارهایی که میان دختر و پسر تفاوت ایجاد می‌کند، موجب بردگی زن در تاریخ شده است؛ نه اموری مانند ازدواج و نقش مادری.

فمینیسم اسلامی

فاطمه مرنیسی نماینده فمینیسم اسلامی
فاطمه مرنیسی نماینده فمینیسم اسلامی

در دوران اوج اسلام‌گرایی در خاورمیانه و گسترش دیدگاه‌های متفاوت در اندیشه فمینیستی، جریانی خاص مربوط به مباحث زنان در جهان اسلام شکل گرفت که به‌دنبال گسترش برابری در همه عرصه‌های زندگی بود. این جریان از نیمه دوم قرن بیستم میلادی با رواج مفهوم حقوق بشر و به‌ویژه حقوق و آزادی‌های زنان در عرصه بین‌المللی، درصدد نظریه‌پردازی پیرامون فمینیسم اسلامی برآمد.

برخی پژوهشگران، رویکرد فمینیستی به اسلام را با دیده تردید می‌نگرند؛ زیرا معتقدند اسلام به‌عنوان یک ایدئولوژی جامع، نمی‌تواند ایدئولوژی دیگری را در کنار خود بپذیرد؛ همچنین اسلام یک مکتب پیشرو در زمینه توجه و کرامت‌بخشی به زنان است و می‌تواند الهام‌بخش مدافعان و فعالان حقوق زنان به‌شمار رود.[۳۲]

اندیشه‌های فمینیستی

اندیشه فمینیستی با سیاسی انگاشتن امور شخصی، به بازخوانی ریشه‌ای نهادهایی پرداخته که طبیعی و تغییرناپذیر تصور می‌شدند. اگرچه مواضع درون این جنبش متنوع است، تأثیر کلی آن دگرگونی بنیادین در نگرش به قدرت، خانواده، بدن و بازنمایی فرهنگی بوده است. این تحولات پیامدهای گسترده اجتماعی داشته و همچنان محور مباحث نظری و اجتماعی است.

نقد نهاد ازدواج و خانواده

اندیشه فمینیستی، نهادهای سنتی ازدواج و خانواده را نه ساختارهایی طبیعی، بلکه برساخته‌های اجتماعی می‌داند که در خدمت تثبیت و بازتولید مناسبات نابرابر قدرت جنسیتی عمل کرده‌اند. این نقد بر سه محور اساسی استوار است:

گرایش‌های گوناگون فمینیستی، دیدگاه‌های متفاوتی دربارهٔ ازدواج دارند، ازجمله:

  • موضع لیبرال: اصلاح قوانین در حوزه‌هایی مانند حقوق مالکیت، طلاق و حضانت، برای تبدیل ازدواج به پیمانی برابر.
  • موضع رادیکال: برچیدن ازدواج و خانواده که ابزار کنترل تولیدمثل، کار و عاطفه زنان هستند و یافتن شکل‌های جایگزین خانواده برای زندگی مشترک.
  • موضع مارکسیستی/سوسیالیستی: ازدواج در خدمت نظام سرمایه‌داری است با هدف بازتولید نیروی کار و ارائه کار خانگی رایگان.

این نقدها به بازتعریف خانواده (مشروعیت‌بخشی به هم‌باشی، خانواده‌های تک‌والدی،[۳۴] همجنس‌گرایی[۳۵])، تغییر الگوهای جمعیتی (کاهش ازدواج، افزایش طلاق)[۳۶] و برجسته شدن «بحران مراقبت» به‌عنوان یک مسئله عمومی انجامیده است.[۳۷]

رابطه با سیاست و دولت

فمینیسم در قبال نهاد دولت و سیاست رسمی دو رویکرد اصلی دارد که برآمده از تفاوت در مکاتب فکری آن است:

  • رویکرد مشارکت‌جویانه: دولت را عرصه‌ای برای اصلاحات قانونی می‌داند. استراتژی آن لابی‌گری، افزایش سهمیه زنان در نهادهای قدرت و تصویب قوانین ضدتبعیض است.
  • رویکرد مبارزه‌جویانه: دولت را ذاتاً پدرسالار یا در خدمت سیستم سرمایه‌داری می‌داند. در این رویکرد، بنیان نظری دولت-ملت‌های مدرن، مبتنی بر یک قرارداد جنسی نانوشته است که زنان را از حوزه عمومی طرد و در حوزه خصوصی محصور می‌کند؛ بنابراین تمرکز را بر مبارزه بیرونی، آگاهی‌بخشی، ایجاد نهادهای مستقل زنان و تغییر فرهنگی به‌عنوان پیش‌شرط تغییر سیاسی قرار می‌دهد.[۳۸]

تحول در عرصه هنر

از دهه ۱۹۷۰م، فمینیسم با نقد رادیکال تاریخ و تولید هنری، تحول عمیقی در عرصه هنر ایجاد کرد. لیندا ناکلین با نقد تاریخ‌نگاری هنر به بررسی چرایی فقدان هنرمندان مشهور زن پرداخت و پاسخ آن را در موانع سیستماتیک یافت، ازجمله محرومیت از آموزش آکادمیک، عدم دسترسی به شبکه‌های حرفه‌ای و تعریف مردانه از نبوغ هنری.[۳۹] از طریق به چالش‌کشیدن بازنمایی کلیشه‌ای زنان در هنر کلاسیک و رسانه‌ها، تلاش شد تا هنر با رویکرد فمینیستی، بازتعریف شود. فمینیست‌ها موضوعات حوزه خصوصی زندگی زنان مانند بدن، کار خانگی، خشونت و مادری را وارد قلمرو هنر کردند. این جریان نیز با چالش‌هایی مواجه شد، از جمله: خطر بازتولید نگاه ابژه‌ساز در حین نقد آن، غلبه روایت زنان سفیدپوست طبقه متوسط، و ادغام تدریجی برخی از آثار در بازار سرمایه‌داری هنر.[۴۰]

نقدهای وارد بر فمینیسم

فمینیسم از بدو شکل‌گیری تاکنون با نقدهای مختلفی مواجه بوده است:

نقدهای داخلی (از درون جنبش)

  • تمرکز بر زنان سفیدپوست و طبقه متوسط: از سوی فمینیست‌های سیاه، لاتین و جهان سومی مطرح شده است.
  • حذف تجربه سایر گروه‌ها: نادیده گرفتن تجربه زنان تراجنسیتی، معلول، یا زنان مناطق محروم.
  • گرایش به افراط و ایجاد شکاف: برخی از گرایش‌های رادیکال به ایجاد دشمنی نظام‌مند بین زنان و مردان متهم شده‌اند.

نقدهای خارجی (از بیرون جنبش)

  • تضعیف نهاد خانواده: منتقدان محافظه‌کار و مذهبی معتقدند فمینیسم با ترویج فردگرایی افراطی و کم‌اهمیت‌شماری نقش مادری، بنیان خانواده را سست کرده است.
  • تناقض با ارزش‌های سنتی و دینی: در بسیاری از جوامع، خواسته‌های فمینیستی مانند برابری کامل در ارث، قضاوت یا رهبری، با تفسیرهای سنتی از متون دینی در تعارض دیده می‌شود.
  • ایجاد بحران هویت برای مردان: برخی منتقدان معتقدند فمینیسم بدون ارائه الگوی جایگزین روشن برای مردانگی، موجب سردرگمی مردان در نقش اجتماعی شده است.
  • غرب‌محوری: منتقدان پسااستعماری، فمینیسم را بازتاب ارزش‌ها و اولویت‌های غربی می‌دانند که برای همه جوامع در جهان قابل تعمیم نیست.
  • نادیده گرفتن تفاوت‌های زیست‌شناختی: برخی منتقدان استدلال می‌کنند که فمینیسم با تأکید صرف بر ساخت اجتماعی جنسیت، تفاوت‌های طبیعی بین زن و مرد را نادیده می‌گیرد.

فمینیسم در ایران

در دوران مشروطه با توجه به فضای باز سیاسی، انجمن‌ها و نشریاتی ایجاد شد که بر آموزش مادران برای تربیت فرزند تأکید می‌کردند. برخی محققین معتقدند مطالبات اولیه زنان در این دوره، فمینیستی نبود و بسیاری از این مطالبات، رنگ‌وبوی ضداستعماری و ضداستبدادی داشت، مانند نهضت تنباکو و کمک‌های مالی برای تأسیس بانک ملی که زنان در آن نقش فعالی داشتند؛[۴۱] اما تأسیس مدارس دخترانه به سبک جدید و اعزام دانشجو به اروپا زمینه آشنایی بیش از پیش ایرانیان با فرهنگ غرب و ورود افکار و اندیشه‌های فمینیستی را فراهم کرد.[۴۲] از این منظر برخی بر این عقیده هستند که، فمینیسم، نظریه‌ای بیگانه از لایه‌های معرفتی فرهنگ ایرانی بود که در تعاملات فرهنگی با غرب و با انگیزه‌های سیاسی‌–اجتماعی به‌وجود آمد[۴۳] و تحولات تاریخی زیر را سپری کرده است:

  • دوران مشروطه: نخستین تشکل‌های زنان، انتشار نشریات زنانه مانند «دانش» و «شکوفه» و تأسیس مدارس دخترانه نوین.
  • دوران پهلوی: سیاست‌های دولتی «انقلاب سفید» و «کشف حجاب»، رشد طبقه متوسط زن تحصیل‌کرده و حضور محدود در عرصه عمومی.
  • پس از انقلاب اسلامی: تلاش برای تفسیر برابرخواهانه از شریعت و تغییر قوانین مربوط به خانواده، حق طلاق و حضانت.
  • شعار «زن، زندگی، آزادی»: برخی از جریان‌های فعال فمینیستی در ایران، از شعار «زن، زندگی، آزادی» خوانشی فمینیستی ارائه کردند و آن را در چارچوب مطالبات جنسیتی، حقوق زنان و نقد ساختارهای مردسالارانه صورت‌بندی نمودند.

پانویس

  1. میشل، جنبش اجتماعی زنان، 1383ش، ص11.
  2. فرهنگ عمید، ذیل واژه «فمینیسم»، وب‌سایت واژه یاب
  3. معین، فرهنگ معین، ذیل واژه فمینیسم.
  4. جمعی از نویسندگان، فمینیسم و دانش‌های فمنیستی، 1382ش، ص14.
  5. جمعی از نویسندگان، فمینیسم و دانش‌های فمنیستی، 1385ش، ص 13و 14.
  6. Dictionary of Ethics, theology and society, Rosemary Radford Ruether, 1997, p.377.
  7. میشل، جنبش اجتماعی زنان، 1383ش، ص11.
  8. افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388ش، ص88.
  9. زروندی، «نقدی بر دیدگاه‌های رایج فمینیستی»، 1386ش، ص80.
  10. سفر پیدایش، باب 2، ص21-23.
  11. دولتی و دیگران، «بررسی مبانی فلسفی، اخلاقی، کلامی و آثار عملی فمینیسم»، 1389ش.
  12. افشون و توفیقیان، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص59.
  13. افشون و توفیقیان، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص59.
  14. کدخدایی، «مبانی مقایسه‌ی ارزشی نظام حقوق زن در اسلام و فمینیسم»، 1391ش، ص 58و 59
  15. افتخاری، «اثبات، مساوات یا قدرت»، 1379ش، ص91.
  16. توحیدفام و عیسی‌وند، «فمینیسم و دموکراسی در گذر تاریخ»، 1389ش، ص37.
  17. مشیرزاده، از جنبش تا نظریه، 1381ش، ص124.
  18. افتخاری، «اثبات، مساوات یا قدرت»، 1379ش، ص87.
  19. سینافر، «فمینیسم، تاریخچه، امواج، گرایش‌ها و آثار مثبت و منفی جنبش‌ها»، 1401ش، ص7.
  20. افشون و توفیقیان، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص61.
  21. آقاجانی، «چالش فمینیسم با عدالت جنسیتی»، 1388ش، ص15
  22. مهدی‌پور، «زنان و مبارزه آنلاین»، سایت سایبرپژوه، 24 شهریور 1399ش.
  23. رودگر، تاریخچه، نظریات، گرایشها و نقد فمنیسم، 1394ش، ص191-193.
  24. کدخدایی، «مبانی مقایسه ارزشی نظام حقوق زن در اسلام و فمینیسم»، 1391، ص60.
  25. توفیقیان و افشون، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص70.
  26. افشون و توفیقیان، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص63.
  27. افشون و توفیقیان، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص62.
  28. سینافر، «فمینیسم، تاریخچه، امواج، گرایش‌ها و آثار مثبت و منفی جنبش‌ها»، 1401ش، ص7.
  29. سینافر، «فمینیسم، تاریخچه، امواج، گرایش‌ها و آثار مثبت و منفی جنبش‌ها»، 1401ش، ص7.
  30. افشون و توفیقیان، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص66.
  31. شفیعی‌رودپشتی، «نگاهی انتقادی بر فمینیسم اسلامی و ارزیابی میزان گرایش دانشجویان دختر به آن»، 1390ش، ص73.
  32. کرمی و محبوبی، «فمینیسم اسلامی، مفاهیم و امکان‌ها»، 1392ش، ص231.
  33. آل‌بویه و جمشیدی، «فمینیسم و غیراخلاقی بودن ازدواج»، 1403ش، ص24.
  34. رودگر، تاریخچه، گرایش، نظریات و نقد فمینیسم، 1394ش، ص 244 و 245.
  35. کاستلز، عصر اطلاعات، ترجمه حسن چاوشیان، 1380ش، ص253.
  36. رودگر، تاریخچه، گرایش، نظریات و نقد فمینیسم، 1394ش، ص238 و 239.
  37. توفیقیان و افشون، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص80.
  38. پاک‌نیا، «فمینیسم و سیاست»، 1383ش، ص56.
  39. سمیع‌آذر، «هنر فمینیستی زایش اندیشه‌های زنانه»، 1386ش.
  40. چراغی کوتیانی، «هنر و زیبایی‌شناسی فمینیسم»، 1390ش، ص35.
  41. زیبایی‌نژاد، «خاستگاه فمینیسم در ایران»، 1388ش، ص54.
  42. ربیعی رودسری، «سرانجام فمینیسم در ایران»، 1385ش، ص7.
  43. اقبالی، ابوالفضل، «ماهیت سیاسی فمینیسم در ایران»، خبرگزاری دانشجو، کد خبر:۱۰۸۰۲۵۲، 10 خرداد 1402ش.

منابع

  • افتخاری، اصغر، «اثبات، مساوات یا قدرت»، مطالعات راهبردی زنان، ش۹، ۱۳۷۹ش.
  • آقاجانی، نصرالله، «چالش فمینیسم با عدالت جنسیتی»، نشریه مطالعات راهبردی زنان، س۱۲، ش۴۶، ۱۳۸۶ش.
  • آل‌بویه، علیرضا و فاطمه جمشیدی، «فمینیسم و غیراخلاقی بودن ازدواج»، نقد و نظر، س۲۹، ش۲، ۱۴۰۳ش.
  • پاک‌نیا، محبوبه، «فمینیسم و سیاست»، فصلنامه مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان، س۲، ش۴، ۱۳۸۳ش.
  • توحیدفام، محمد و لیلا عیسی‌وند، «فمینیسم و دموکراسی در گذر تاریخ»، فصلنامه علمی پژوهشی مطالعات روابط بین‌الملل، س۳، ش۱۳، ۱۳۸۹ش.
  • توفیقیان، خدیجه و مهدی افشون، فمینیسم در ترازوی نقد، پژوهش نامه اسلامی زنان و خانواده، ش۳، ۱۳۸۸ش.
  • جمعی از نویسندگان، فمینیسم و دانش‌های فمینیستی، ترجمه و نقد تعدادی از مقالات دایرةالمعارف فلسفی روتلیج، تهران، نشر دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ۱۳۸۵ش.
  • چراغی کوتیانی، اسماعیل، «هنر و زیبایی‌شناسی فمینیسم»، معرفت فرهنگی اجتماعی، س۳، ش۱، ۱۳۹۰ش.
  • حاجی‌ده آبادی، محمدعلی و فهیمه زارع چاهوکی، «تبیین و بررسی معرفت‌شناسی فمینیستی»، فصلنامه اسلام و مطالعات اجتماعی، س۵، ش۴، ۱۳۹۷ش.
  • دولتی، غزاله، حسینی اکبرنژاد، هاله و حسینی اکبرنژاد، حوریه، «بررسی مبانی فلسفی، اخلاقی، کلامی و آثار عملی فمینیسم»، قم، نشر معارف، ۱۳۸۹ش.
  • ربیعی رودسری، منیژه، سرانجام فمینیسم در ایران، زمانه، س۵، ش۴۸، ۱۳۸۵ش.
  • رودگر، نرجس، تاریخچه، گرایش، نظریات و نقد فمینیسم، تهران، سازمان ملی جوانان، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ۱۳۸۸ش.
  • زروندی، نفیسه، «نقدی بر دیدگاه‌های رایج فمینیستی و تبیین پیامدهای آن»، فصلنامه فرهنگی- تربیتی زنان و خانواده، س۳، ش۴، ۱۳۸۶ش.
  • زیبایی‌نژاد، محمدرضا، خاستگاه فمینیسم در ایران، حوراء، شماره ۳۳، ۱۳۸۸ش.
  • سمیع‌آذر، علیرضا، «هنر فمینیستی زایش اندیشه‌های زنانه»، مجله زنان، ش۱۴۳، ۱۳۸۶ش.
  • سینافر، حبیب، فمینیسم، تاریخچه، امواج، گرایش‌ها و آثار مثبت و منفی جنبش‌ها، دهمین کنفرانس بین‌المللی مدیریت و علوم انسانی در ایران، دانشگاه تهران، ۱۴۰۱ش.
  • شفیعی رودپشتی، میثم و خسروانیان، حمیدرضا، «نگاهی انتقادی بر فمینیسم اسلامی و ارزیابی میزان گرایش دانشجویان دختر به آن»، پژوهش نامه زنان، س۲، ش۲، ۱۳۹۰ش.
  • عمید، حسن، فرهنگ عمید، ذیل واژه «فمینیسم»، وب‌سایت واژه یاب.
  • کاستلز، مانوئل، عصر اطلاعات، اقتصاد، جامعه و فرهنگ، قدرت هویت، ترجمه افشین خاکباز، احد علیقلیان، حسن چاوشیان، جلد دوم، تهران، نشر نی، ۱۳۸۰ش.
  • کتاب مقدس، ترجمه هنری مرتن، ویلیام گلن و فاضل‌خان‌همدانی، تهران، اساطیر، ۱۳۸۳ش.
  • کدخدایی، محمدرضا، «مبانی مقایسه ارزشی نظام حقوق زن در اسلام و فمینیسم»، مطالعات راهبردی زنان، س۱۵، ش۵۷، ۱۳۹۱ش.
  • کرمی، محمدتقی، محبوبی شریعت پناهی، نسیم‌السادات، «فمینیسم اسلامی، مفاهیم و امکان‌ها»، مطالعات راهبردی زنان، س۱۵، ش۵۷، ۱۳۹۲ش.
  • گاردنر، ویلیام، جنگ علیه خانواده، ترجمه معصومه محمدی، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ۱۳۸۱ش.
  • مشیرزاده، حمیرا، از جنبش تا نظریه اجتماعی: تاریخ دو قرن فمینیسم، تهران، شیرازه، ۱۳۸۱ش.
  • معین، محمد، فرهنگ معین، ذیل واژه «فمینیسم»، وب‌سایت واژه یاب.
  • مهدی‌پور، سارا، زنان و مبارزه آنلاین، سایت سایبرپژوه، ۲۴ شهریور ۱۳۹۹ش.
  • میشل، آندره، جنبش اجتماعی زنان، ترجمه هما زنجانی‌زاده، تهران، نیکا، ۱۳۸۳ش.
  • Dictionary of Ethics, theology and society, Rosemary Radford Ruether، ۱۹۹۷

ویکی ج

فمینیسم؛ جنبش هوادار برابری مطلق زن و مرد.
واژه فمینیسم (Feminism) از ریشه لاتین «Femina» گرفته شده که در زبان آلمانی و فرانسوی معادل «Feminin» به‌معنای زن یا جنس مؤنث است. این واژه در زبان فارسی به هواداری از حقوق و آزادی زنان، آزادی‌خواهی زنان، زن‌وری، زن‌گرایی و مؤنث‌گرایی معنا می‌شود.[۱]

پیدایش فمینیسم

اصطلاح فمینیسم نخستین بار در سال 1871 میلادی و در یک متن پزشکی به زبان فرانسه برای تشریح گونه‌ای وقفه در رشد اندام‌ها و ویژگی‌های جنسی بیماران مرد که از خصوصیات زنانه اندام خود رنج می‌بردند به‌کار رفت و پس از یک سال، نویسنده‌ای فرانسوی این واژه را در جزوه‌ای با عنوان «مردزن» درباره زنانی که در ظاهر رفتاری مردانه دارند به‌کار برد. گرچه در فرهنگ پزشکی معنای فمینیسم، خصوصیات زنانه یافتن مردان بود؛ اما در اصطلاح سیاسی این واژه در توضیح خصوصیات مردانه یافتن زنان به‌کار رفت.[۲] فرهنگ انگلیسی آکسفورد سال 1895م را به‌عنوان سال ظهور واژۀ «فمینیسم» بیان می‌کند.[۳]

اندیشه فمینیسم

فمینیسم سیستم ایده‌ها و اعمال سیاسی است که بر اصل برابری زنان و مردان دلالت دارد.[۴] این مفهوم به نظریه‌ای اشاره دارد که معتقد است به زنان بنا بر زن بودن ایشان ستم شده است یا در موقعیت نابرابر بوده‌اند.[۵] فمینیست‌ها استراتژی محوری خود را بر مبنای برابری زن و مرد، جلوگیری از ظلم و ستم علیه زنان و تولید قواعد فراملیتی به‌منظور ایجاد اتحاد بین زنان قرار دادند که با هنجارشکنی‌های خاصی چـون انکار ولایت و سرپرستی مرد بر خانواده، ازدواج همجنس‌گرایان زن (لزبین‌ها)، اشتغال زنان در تمامی سطوح شغلی و نکوهش نقش‌های همسری و مادری زنان همراه بود.[۶] در تعریفی دیگر فمینیسم به اعتقاد و حمایت از برابری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جنسیت که به‌ویژه از طریق فعالیت سازمان‌یافته و از طرف حقوق و منافع زنان ابراز می‌شود، اطلاق می‌گردد.[۷]

جریان‌شناسی فمینیسم

جنبش فمینیسم را می‌توان بر مبنای مقاطع تاریخی به سه موج مجزا تقسیم‌بندی کرد و بر اساس گرایش‌های عقیدتی و سیاسی به انواع گوناگونی چون فمینیسم لیبرال، فمینیسم مارکسیستی، فمینیسم رادیکال، سوسیال فمینیسم و فمینیسم پست‌مدرن دسته‌بندی کرد.

موج نخست فمینیسم

این موج در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم همراه با جنگ جهانی اول در جهت حمایت از حقوق زنان فعال شد و بر اموری مانند ارتقاء برابری در حقوق مالی، ازدواج، حقوق والدینی و حق مالکیت زنان تمرکز داشت. از نویسندگان مهم این موج، «مری آستل»،[۸] «مری ولستون کرافت»[۹] و «جان استوارت میل»[۱۰] هستند که تأثیر مهمی بر این موج از فمینیسم داشتند. مهم‌ترین اثر فمینیستی در این دوره که در سال 1865م منتشر شد رساله «انقیاد» زنان اثر جان استوارت میل است.[۱۱]

موج دوم فمینیسم

عامل زمینه‌ساز موج دوم را می‌توان در رکود موج اول در سال‌های 1920-1960م جستجو کرد. فمینیست‌های این دوره برخلاف موج اول، گرایش‌های تندتری داشتند. این موج با شعار «زنان بدون مردان» و بروز رفتارهای مردانه در سطح وسیعی توسط زنان همراه بود که زنان را از پذیرش نقش‌هایی چون مادری و همسری بر حذر می‌داشت و بر رقابت زنان با مردان در صحنة کار و فعالیت اجتماعی تأکید می‌کرد. تقبیح ازدواج و تشویق زنان به شرکت گسترده در فعالیت اقتصادی نیز از دیگر موارد مورد توجه در این دوره بود.[۱۲] کتاب «جنس دوم»[۱۳] از سیمون دوبوار[۱۴] و «راز و رمز زنانه»[۱۵] از بتی فریدن[۱۶] از مهم‌ترین کتب در این دوره است.

موج سوم فمینیسم

تحولاتی چون شکل‌گیری جامعه جدید پسامدرن یا پساصنعتی و تحولات پیچیده در سرمایه‌داری و تغییر آن به سرمایه‌داری بی‌سازمان و ظهور نظریات انتقادی جدید مانند پسامدرنیته، ساختارگرایی که از نیمه دوم دهه 1970م و به‌طور خاص از 1980م تا 1990م در غرب شکل گرفت سبب شد تا فمینیسم نیز به‌عنوان جزئی از فرهنگ غرب دچار تحول و دگرگونی شود و فمینیسم موج سوم با تمرکز بر نهادهای فرهنگی و دانشگاهی، نشر کتب و مقالات متعدد و در نهایت تلاش برای ارائه و جایگزینی علوم با صبغه زنانه، به دست زنان شکل گرفت.[۱۷]

انواع فمینیسم

فمینیسم لیبرال

فمینیسم لیبرال[۱۸] از اصول و نظریات مکتب لیبرالیسم سر برآورده که عملاً مؤثرترین و مستدل‌ترین صورت فمینیسم دانسته شده است.[۱۹] لیبرالیست‌ها در پی تعمیم اصول لیبرالیستی مانند برابری حقوق، استقلال، آزادی و فردگرایی برای زنان به‌منزلة شهروندان جامعه‌اند. از نظر اینان تفاوت در جسمانیت مانع برابری مردان و زنان در حقوق نیست و نابرابری جنسی که زنان در جامعه با آن رو به رو هستند، بر خلاف اصول لیبرالیسم است.[۲۰] هدف و آرمان مهم فمینیست‌های لیبرال تحقق جامعة دوجنسیتی است که در آن هیچ چیز به جنس خاصی تعلق ندارد و همة فرصت‌های اجتماعی برای زنان و مردان، مساوی است.[۲۱]

فمینیسم رادیکال

فمینیسم رادیکال[۲۲] از آموزه‌های مارکسیسم تأثیر پذیرفته است و اختلاف‌های موجود میان دیدگاه‌های اندیشمندان این گرایش موجب شده است که فمینیسم رادیکال را گسترده‌ترین نوع فمینیسم بدانند.[۲۳] این دسته معتقدند تبعیض‌ها و نابرابری‌های جنسی به‌علت حاکم بودن «نظام مردسالاری» است. آن‌ها مردسالاری را یک نظام جهان‌شمول می‌دانند که در آن، زنان زیر سلطۀ مردان قرار دارند. نظام مردسالاری در هر جامعه با نوعی تقسیم کار جنسی تقویت و تحکیم می‌شود. فمینیست‌های رادیکال معتقدند که باید دربارۀ هر یک از وجوه زندگی زنان که در حال حاضر «طبیعی» به‌شمار می‌آید، تردید کرد و آن را از نو بررسی کرد و در پی یافتن راه‌های تازه برای تمام امور زندگی بود.[۲۴]

فمینیسم مارکسیستی

پیروان «فمينيسم ماركسيستي»[۲۵] با تأكيد بر مادرسالار بودن جوامع اوليه بشري، معتقدند كه پيدايش مالكيت خصوصي در جوامع، سبب اسارت زنان شده است و تا زماني كه نظام بورژوازي وجود دارد، اين اسارت وجود خواهد داشت. با توجه به تقسيم جامعه به دو عرصۀ عمومي (بازار) و خصوصي (خانواده) توسط نظام سرمايه‌داري، اولين شرط رهايي زنان خانه‌دار از بند اسارت مردان، بازگشت آنان به فعاليت‌هاي عمومي است. نئوماركسيست‌هاي مكتب فرانكفورت تا حدود زيادي از نظريات فمينيست‌هاي ماركسيست عدول کرده‌اند. آنان معتقدند كه در چارچوب نهاد خانواده، به‌دليل روابط عاطفي و شخصي و اعتماد بين افراد خانواده، از خودبيگانگي تا حدودی كاهش مي‌يابد.[۲۶]

فمینیسم سوسیالیست

فمینیست‌های سوسیالیست[۲۷] به فراتاریخی بودن مردسالاری اعتقاد دارند اما این مسئله در نظام‌های سرمایه‌داری شکل خاصی به خود می‌گیرد؛ ایشان جنس، طبقه، نژاد، سن و ملیت را از عوامل ستم‌آفرین می‌دانند.[۲۸] از طرفی این دسته مانند مارکسیست‌ها بر این باورند که مناسبات طبقاتی و ارتباطات جامعۀ سرمایه‌داری برای فهم سرکوب زنان اهمیت دارند اما برخلاف مارکسیست‌ها سرکوب را صرفاً ناشی از طبقه نمی‌دانند که با از بین رفتن سرمایه‌داری و نظام طبقاتی از بین برود؛ بلکه این نظریه‌پردازان به ارتباط متقابل بین فضاهای عمومی سرمایه‌داری و مناسبات دولتی و فضاهای خصوصی و خانواده اشاره کرده‌اند و معتقدند که زنان با مواظبت از بچه‌ها و همسران و انجام دادن کارهای خانگی به تولید و بازتولید کمک می‌کنند و در نتیجه هم سرمایه‌داری و هم مردان از کار مجانی زنان منتفع می‌شوند.[۲۹]

فمینیسم پست‌مدرن

فمینیسم پست‌مدرن[۳۰] از گرایش‌های متأخر فمینیسم است که پس از دهۀ هفتاد میلادی پدیدار شد. این گرایش تحت تأثیر آموزه‌های پست‌مدرن شکل گرفته است و با تأکید بر اصل تفاوت انسان‌ها و به‌ویژه تفاوت‌های میان زنان مردان، تردید در روایت‌های کلان و مفروضات پیشینی مربوط به حقیقت و نفی مبانی معرفت‌شناختی و متافیزیکی هویت مدرنیستی، بر این باور است که نمی‌توان زن را با قالب مشخصی تعریف کرد و یک ساختار فرهنگی- اجتماعی ثابت برای وی در نظر گرفت. گفتنی است که این طیف از سوی جریان‌های فمینیستی رادیکال و لیبرال مورد نقد قرار گرفته‌اند.[۳۱]

فمینیسم اسلامی

طرح مباحث فمینیستی در جهان اسلام از اواخر قرن نوزدهم و در پی نفوذ فرهنگ مدرن در کشورهای اسلامی صورت گرفت.[۳۲] فمینیسم اسلامی مفهومی مبتنی بر برداشتی برابری‌خواهانه میان زن و مرد در اسلام است.[۳۳] به‌طور کلی فمینیسم اسلامی را می‌توان برآیند فعالیت دو گروه دانست؛ نخست افرادی که توجه به اسلام را به‌عنوان یک سیاست راهبردی برای توسعۀ مفاهیم فرهنگی غرب و مقابله با اصول‌گرایی در کشورهای اسلامی برگزیده‌اند و گروه دوم دسته‌ای از روشنفکران مسلمان که آشنایی با فرهنگ مدرن، آنان را با یک چالش اساسی دربارۀ رابطۀ میان تجدد و سنت مواجه ساخته است. آنان از یک‌سو به‌دلیل داشتن پیوندی عاطفی با دین و از سوی دیگر به‌دلیل پذیرش بن‌مایه‌های فرهنگ مدرن به‌عنوان محصول عقل بشری، اصلاحات در دین را با ترازوی فرهنگ مدرن ضروری می‌دانند.[۳۴]

پانویس

  1. عمید، فرهنگ عمید، ذیل واژه فمینیسم.
  2. فریدمن، فمینیسم، 1386ش، ص6.
  3. Oxford English Dictionary (feminism).
  4. Lengermann, Niebrugge "Feminism".2010 p. 223. ISBN 978-1-4051-8353-6
  5. علاسوند، زن در اسلام، 1395ش، ص407.
  6. .فرهمند و بختیاری، واگردهای فمینیستی در ازدواج، 1385ش، شماره 31، ص86.
  7. Webster Dictionary (Feminism)
  8. Mary Astel.
  9. Mary Wollstonecraft.
  10. John Stuart Mil.
  11. عظیم‌زاده اردبیلی و ذبیحی بیگدلی، مبانی حقوق خانواده در اسلام و غرب، 1396ش، ص105-102.
  12. عظیم‌زاده اردبیلی و ذبیحی بیگدلی، مبانی حقوق خانواده در اسلام و غرب، 1396ش، ص111-110.
  13. The second sex.
  14. Simone de Beavoir
  15. The Feminine Mystique.
  16. Betty Friedan.
  17. رودگر، فمینیسم: تاریخچه، نظریات، گرایش‌ها، نقد، 1394ش، ص63.
  18. Liberal Feminism.
  19. عظیم‌زاده اردبیلی و ذبیحی بیگدلی، میانی حقوق خانواده در اسلام و غرب، 1396ش، ص121.
  20. علاسوند، زن در اسلام، 1395ش، ص421.
  21. عظیم‌زاده اردبیلی و ذبیحی بیگدلی، میانی حقوق خانواده در اسلام و غرب، 1396ش، ص124.
  22. Radical Feminism.
  23. ریتزر، نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر، 1391ش، ص491.
  24. آبوت و والاس، 1380ش، ص 293-297.
  25. Marxism Feminism.
  26. سجادی، «فمینیسم در اندیشه پست مدرنیسم»، 1384ش، ص14.
  27. Socialist Feminism.
  28. آبوت و والاس، «تولید دانش فمینیستی»، 1380ش، ص297- 300.
  29. صادقی فسائی، «ضرورت نظریه پردازی در حوزه ی مسائل زنان از تحقیق تا نظریه»، ص206.
  30. Postmodern Feminism
  31. سجادی، «فمینیسم در اندیشه پست مدرنیسم»، 1384ش، ص15.
  32. اسحاقی، تأملی بر پیکره و پیامدهای فمینیسم اسلامی، 1384ش.
  33. کرمی و محبوبی شریعت‌پناهی، فمینیسم اسلامی: مفاهیم و امکان‌ها، 1392ش، ص2.
  34. حسین‌زاده و عباسیان، «نقد و بررسی مبانی فکری و شاخصه‌های فمینیسم اسلامی»، 1394ش، ص213.

منابع

  • اسحاقی، سید حسین، «تأملی بر پیکره و پیامدهای فمینیسم اسلامی»، مجله رواق هنر و اندیشه، 1384ش، شماره 44.
  • آبوت، پاملا و والاس، کلر ، تولید دانش فمینیستی، جامعه‌شناسی زنان، ترجمه منیژه نجم‌عراقی، تهران، نی، ۱۳۸۵ش.
  • حسین‌زاده، ابوالحسن، و عباسیان، حسین، «نقد و بررسی مبانی فکری و شاخصه‌های فمینیسم اسلامی»، دوفصلنامه علمی- پژوهشی انسان پژوهی دینی، سال دوازدهم، شماره 34، 1394ش.
  • رودگر، نرگس، فمینیسم: تاریخچه، نظریات، گرایش‌ها، نقد، تهران، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، چاپ دوم، 1394ش.
  • سجادي، سيدمهدي، «فمينيسم در انديشه پست مدرنيسم»، مطالعات راهبردي زنان،
  • دوره 8 ، شماره 29 ، 1384ش.
  • صادقی فسائی، سهیلا، «ضرورت نظریه‌پردازی در حوزۀ مسائل زنان از تحقیق تا نظریه»، مطالعات راهبردی زنان، دوره 13، شماره 50، 1389ش.
  • عظیم‌زاده اردبیلی، فائزه، و ذبیحی بیگدلی، عاطفه، مبانی حقوق خانواده در اسلام و غرب، تهران، دانشگاه امام صادق علیه السلام، چاپ اول، 1396ش.
  • علاسوند، فریبا، زن در اسلام، قم، هاجر، 1395ش.
  • عمید، حسن، فرهنگ عمید، تهران، امیرکبیر، چاپ نخست، 1342ش.
  • فرهمند، مریم، و بختیاری، آمنه، «واگردهای فمینیستی در ازدواج»، کتاب زنان، فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان، 1385ش.
  • فریدمن، جین، فمینیسم، ترجمة فیروزه مهاجر، تهران، آشیان، چاپ سوم، 1386ش.
  • کرمی، محمدتقی، محبوبی شریعت‌پناهی، نسیم‌السادات، «فمینیسم اسلامی، مفاهیم و امکان‌ها، مجله مطالعات راهبردی زنان»، 1392ش، شماره 597.
  • ( Lengermann, Patricia; Niebrugge, Gillian (2010). "Feminism". In Ritzer, G.; Ryan, J.M. The Concise Encyclopedia of Sociology. John Wiley & Sons. p. 223. ISBN 978-1-4051-8353-6)).
  • Oxford English Dictionary, Clarendon press, 1989.
  • www.merrian Webster. com

ویکی ز