آموزش در افغانستان؛
تاریخچه
آموزش در افغانستان از دوران باستان تاکنون، فراز و فرودهای پیچیدهای داشته و هر دوره نقشی مهم در شکلگیری فرهنگ و تمدن این سرزمین ایفا کرده است. در دوران پیش از اسلام، آموزش بر اساس آموزههای دینی و انسانی بود و محتواهایی چون دینشناسی، تاریخ، ریاضی، ادبیات و تربیت بدنی را شامل میشد. این آموزشها بهطور غالب شفاهی و در محافل مذهبی برگزار میگردید و برهمنان بهعنوان معلمان، نقش اصلی را بر عهده داشتند. با نفوذ آیین بودا (حدود ۲۳۷ قبل از میلاد)، مدارس بودایی در مراکزی چون بلخ و بامیان شکل گرفت و آموزش رایگان تا ۲۰ سالگی ادامه مییافت.[۱]
پس از ورود اسلام، مدارس متعددی در شهرها و روستاها تأسیس گردید. این نظام آموزشی، دانشمندانی چون ابوریحان بیرونی، ابوزید بلخی، فارابی و ابنسینا را پرورش داد.[۲] در دورهٔ سامانیان، آموزش دینی و ابتدایی به اوج شکوفایی رسید و کتابخانههای بزرگ و تألیفات ارزشمند، میراثی غنی برجای گذاشت.[۳] در عصر غزنویان و غوریان، با حمایت سلاطین، مدارس متعددی در غزنه تأسیس شد و آموزش در دو سطح پایه و عالی ارائه میشد. زبان عربی، علوم شرعی، ادبیات، حساب، نجوم و طب از مهمترین موضوعات بودند. شاهان غوری به آموزش زنان نیز توجه داشتند و علیشیر نوایی با تأسیس مدارس، نقش مهمی در گسترش نظام آموزشی ایفا کرد.[۴]
با تشکیل حکومت مستقل افغانستان در ۱۷۴۷م (عصر درانیها)، نظام آموزشی خراسان بزرگ رو به افول نهاد و به مدارس محلی محدود شد. از دورهٔ غوریان، بهدلیل درگیریهای داخلی، آموزش رسمی رو به فراموشی رفت. سید جمالالدین افغانی، امیر شیرعلی را به تأسیس مدارس نظامی و ملکی تشویق کرد که گامی نخست در مسیر آموزش مدرن بود. در دورهٔ حبیباللهخان، مکتب حبیبه تأسیس شد، اما این نظام از عظمت آموزشی خراسان قدیم فاصله داشت. اماناللهخان با اجباریکردن آموزش ابتدایی، ایجاد مدارس دخترانه و تأسیس وزارت معارف، زمینهساز گسترش آموزش مدرن شد. در دوران محمدنادرخان، نظام آموزشی افول کرد و در عصر ظاهرشاه، تأسیس دانشگاه کابل روندی رو به رشد داشت. حکومت کمونیستی با وجود سوادآموزی بزرگسالان، با ایدئولوژیککردن آموزش، بیاعتمادی عمومی را برانگیخت. دوران مجاهدین و امارت اول طالبان با ویرانی زیرساختها، بستهشدن مدارس و ممنوعیت تحصیل زنان، ضربهای مهلک بر نظام آموزشی وارد آورد.[۵]
مکتبخانه
مکتبخانه، در گذشته به محلی گفته میشد که آموزش در آن انجام میگرفت.[۶] واژه مکتب در افغانستان هنوز هم برای مدارس رسمی بهکار میرود.[۷] در برخی مناطق به این الگوی آموزشی «سَبَقخوانی» یا «بچهخوانی» نیز گفته میشود.[۸] در گذشته، گاهی برخی از خانهها و مساجد نیز نقش مکتبخانه را ایفا میکردند.[۹] همچنین شاگردان مستعد، پساز فراگیری آموزشهای ابتدایی در مکتبخانه، به مدرسه دینی میرفتند تا سطوح بالاتری از دانش، بهویژه علوم دینی را فرابگیرند.[۱۰]
از نخستین مکتبخانههای شناختهشده در سرزمین بلخ، مکتبی در منطقهٔ «بروقان» بود[۱۱] که توسط ضحاک بن مزاحم بلخی (متوفای ۱۰۵ق) پایهگذاری شد.[۱۲] او صدها پسر و دختر را آموزش داد[۱۳] و به «اشراف المعلمین» ملقب گردید.[۱۴] در قرن سوم هجری، سهل بلخی در روستای «عربنکی» از توابع بلخ، مکتبخانهای ساخت و پسرش ابوزید بلخی (۲۳۵–۳۲۲ق) نیز مدتی به تعلیم کودکان پرداخت.[۱۵]
رکن اصلی آموزش مکتبخانهای، آموزگار بود که ملا یا آخوند نامیده میشد. نظام آموزشی سنتی، بر متون دینی استوار بود و زبان فارسی، زبان اصلی آموزش در افغانستان بود.[۱۶] محتوای آموزش در آغاز شامل قرآن، حدیث، عقائد، احکام و اخلاق بود[۱۷] و سپس متونی چون گلستان سعدی، دیوان حافظ، نصاب الصبیان و رسالههای عملیه به آن افزوده شد.[۱۸] شیوهٔ آموزش با یادگیری حروف الفبا از کتاب «قاعده بغدادی» آغاز میشد و پس از آن، قرآن و سپس متون فارسی آموخته میشد.[۲۰] مکتبخانهها در طول سال فعال بودند، اما در فصل زمستان رونق بیشتری داشتند.[۱۹] سن ورود به مکتبخانه از شش یا هفت سالگی و گاهی کمتر، آغاز میشد.[۲۰] مکتبخانهها به دو نوع عمومی و خصوصی و نیز پسرانه و دخترانه تقسیم میشدند.[۲۱]
روشهای تنبیهی شدیدی در این نظام آموزشی رایج بود که شامل فلککرددن، ترکهزدن و گوشکشیدن میشد.[۲۲] این تنبیهات چنان شدید بود که گاه موجب بیاختیاری ادرار کودکان میشد و روز پنجشنبه (روز امتحان هفتگی) به «ماتمشنبه» یا «جزاشنبه» شهرت یافته بود. این روشها ریشه در باورهای فرهنگی داشت و خانوادهها اعتراضی نداشتند و در ضربالمثلهایی چون «بیادب را هر کجا دیدی، بکوب» تجلی مییافت.[۲۳]
مکتبخانه تا پیشاز تأسیس مدارس جدید، نهاد اصلی آموزش بود.[۲۴] پس از آن کمرنگ شد، اما در دورهٔ جهاد علیه شوروی[۲۵] و در دوران طالبان، بار دیگر رونق یافت.[۲۶]
چالشهای اصلی این نظام آموزشی در دوران معاصر، محتوای نامناسب، روشهای حفظمحور، معلمان کمسواد و برنامههای فشرده و خستهکننده بود که موجب دلسردی دانشآموزان و ناتوانی آنان در درک مفاهیم میشد.[۲۷]
آموزش نوین
آموزش و پرورش نوین در افغانستان در عهد شیرعلیخان (۱۲۴۰–۱۲۹۶ق) و با تأسیس دو مدرسهٔ نظامی و اداری در کابل آغاز شد، هرچند این اقدامات محدود به پایتخت بود و سایر مناطق همچنان از آموزش سنتی بهره میبردند.[۲۸] امیر حبیبالله نیز با تأسیس مدرسهٔ حبیبیه (۱۹۰۳م) گام مهمی در توسعهٔ آموزش نوین برداشت،[۲۹] اما از گسترش آن خودداری کرد.[۳۰] دوران امانالله، نقطهٔ عطفی در تاریخ آموزش افغانستان بود؛ وزارت معارف (۱۹۲۲م) تأسیس شد،[۳۱] مدارس متوسطه و تخصصی متعددی در کابل و ولایات ایجاد گردید[۳۲] و برای نخستین بار دختران به مدارس راه یافتند و گروهی برای تحصیل به ترکیه اعزام شدند؛[۳۳] اما اصلاحات سریع و آموزش زنان با مخالفت شدید سنتگرایان مواجه شد و به شورش و عقبنشینی شاه انجامید.[۳۴] در دورهٔ حبیبالله کلکانی (۱۳۰۷ش) و نادرشاه (۱۳۰۸–۱۳۱۲ش)، آموزش افول کرد؛[۳۵] مدارس دخترانه تعطیل و دانشجویان افغان از ترکیه بازگردانده شدند.[۳۶]
آموزش در دوران ظاهرشاه (۱۳۱۲–۱۳۵۲ش) و داوودخان (۱۳۵۲–۱۳۵۷ش)، توسعهٔ کمی و کیفی یافت؛ تعداد مدارس و دانشآموزان افزایش یافت، دانشگاه کابل و پلیتکنیک تأسیس شد، اما کیفیت پایین،[۳۷] تبعیض آموزشی در مناطق هزارهنشین[۳۸] و شکاف عمیق میان آموزش رسمی و ارزشهای سنتی از نقاط ضعف این دوره بود.[۳۹][۴۰] قانون اساسی ۱۳۵۵ش بر آموزش اجباری تأکید داشت، اما در عمل تحقق نیافت.[۴۱]
حکومت کمونیستی (۱۳۵۷–۱۳۷۱ش) با حذف کانکور، اجرای نظام ۱۰-۱۲ ساله و راهاندازی سوادآموزی گسترده، تغییرات ساختاری ایجاد کرد، اما با ایدئولوژیککردن محتوا (تاریخ کمونیسم، زبان روسی و حذف مضامین دینی)، انتقال کودکان به شوروی و ایجاد بیاعتمادی عمومی،[۴۲] ضربهای جدی بر نظام آموزشی وارد کرد.[۴۳] در دورهٔ مجاهدین، زیرساختهای آموزشی تخریب شد و نظام آموزشی عملاً تعطیل گردید.[۴۴][۴۵][۴۶] دورهٔ اول طالبان (۱۳۷۵–۱۳۸۰ش) نیز با تعطیلی مدارس متوسطه و دبیرستانها، اخراج ۷۰۱۴ معلم زن، و تمرکز بر مدارس دینی برای تربیت نیروهای وفادار، نظام آموزشی مدرن را به حاشیه راند.[۴۷]
آموزش در دوران جمهوری اسلامی
در دوران جمهوری اسلامی افغانستان (۱۳۸۰–۱۴۰۰ش)، نظام آموزش دستخوش تحولات بنیادینی شد. قانون اساسی جدید، آموزش ابتدایی تا صنف نهم را اجباری و آموزش از دوران مکتب تا دورهٔ لیسانس را رایگان اعلام کرد و بر محو بیسوادی، بهبود آموزش زنان و تحصیلات خصوصی تأکید نمود.[۴۸] دولت موظف به توسعهٔ متوازن آموزشی، آموزش به زبان مادری و تدوین نصاب واحد بر اساس احکام اسلام و فرهنگ ملی شد.[۴۹]
این دوره شاهد افزایش چشمگیر دانشآموزان از حدود چهار میلیون در ۱۳۸۰ش به ۷٫۷ میلیون نفر در ۱۴۰۰ش بود که شامل بیش از ۳ میلیون دختر میشد. تعداد مراکز آموزشی دولتی به ۱۶ هزار و ۴۴۸ باب رسید و ۲ هزار و ۸۶۵ مکتب خصوصی نیز با ۷۳۹ هزار دانشآموز فعال شدند. توسعهٔ آموزش عالی با تأسیس ۴۲ مرکز دولتی و ۱۳۴ دانشگاه خصوصی، دسترسی به تحصیلات عالی را برای طیف وسیعی از جامعه، بهویژه زنان و اقلیتها فراهم کرد. این تحولات آموزشی تأثیرات عمیقی بر سبک زندگی مردم گذاشت؛ از جمله افزایش سن ازدواج، تغییر در نظام خانواده، حضور گستردهٔ زنان در عرصههای اجتماعی و اقتصادی، و دگرگونی در فرهنگ، هنر و معماری شهری.[۵۰] با این حال، حملات و تهدیدات طالبان در مناطق تحت نفوذشان، موجب تعطیلی حدود ۷۵۰ مرکز آموزشی، بهویژه مدارس دخترانه، شد و دسترسی عادلانه به آموزش را با چالش مواجه کرد.[۵۱]
آموزش زنان در این دوره پیشرفت چشمگیری داشت، هرچند نابرابری آموزشی بین مناطق شهری و روستایی همچنان پابرجا بود. در مناطق شهری، حدود ۴۰ درصد و در روستاها حدود ۳۶ درصد از دانشآموزان را دختران تشکیل میدادند. در سال ۱۴۰۰ش، از مجموع ۷٫۷ میلیون دانشآموز، حدود ۲ میلیون و ۹۳ هزار نفر (حدود ۳۶٪) در مناطق روستایی تحصیل میکردند. توزیع مکاتب در روستاها (حدود ۷۲٪ از کل مدارس) با جمعیت روستایی (حدود ۷۰٪) همخوانی قابل قبولی داشت و نشان از عدالت نسبی آموزشی در این دوره داشت.[۵۲]
آموزش در دوره دوم طالبان
پس از بازگشت طالبان در ۱۴۰۰ش، نظام آموزشی افغانستان دستخوش تغییرات بنیادین شد. مهمترین اقدام آنان، ممنوعیت تحصیل دختران از کلاس ششم به بالا است که با وعدهٔ بازنگری در متون و طراحی لباس، تاکنون (۱۴۰۴ش) ادامه یافته است.[۵۳] همچنین محتوای درسی با حذف مفاهیم حقوق بشر، ارزشهای مدنی و علوم انسانی، بر اساس ایدئولوژی خاص این گروه بازتعریف شده و بر ترویج تفسیر بنیادگرایانه از اسلام و قوانین شریعت متمرکز است. فارسیزدایی و یکدستسازی نظام آموزشی بر مبنای اهلسنت نیز از دیگر اقدامات این دوره است. زیرساختهای آموزشی با کمبود منابع، معلم ماهر و امکانات مواجه شده و کیفیت آموزش کاهش یافته است. طالبان با ترویج مدارس مذهبی (قرآنی) که با استانداردهای بینالمللی فاصله دارند، در تلاش برای تربیت نسلی همسو با ایدئولوژی خود هستند.[۵۴]
اهداف اصلی این سیاستها شامل ترویج قرائت خاصی از اسلام، تحکیم ساختارهای مردسالارانه، مهندسی هویت ملی با تأکید بر مؤلفههای قومی خاص، کاهش نفوذ اندیشههای مدرن، و تربیت نیروی انسانی همسو با اهداف سیاسی طالبان است.[۵۵] پیامدهای این سیاستها عبارت است از: محرومیت تحصیلی بخش قابلتوجهی از جمعیت (دختران)، کاهش کیفیت آموزش و عقبماندگی علمی، محرومیت فرهنگی اقلیتها با فارسیزدایی و ممنوعیت فقه جعفری، تضعیف هویت ملی چندفرهنگی، کاهش فرصتهای شغلی، افزایش فقر و تشدید تنشهای اجتماعی. گزارشهای سازمانهای بینالمللی نیز بر تأثیرات منفی این سیاستها بر توسعه و آیندهٔ کشور تأکید دارند.[۵۶]
ساختار آموزش
نظام آموزش معاصر افغانستان، بر اساس اهداف توسعهای و فرهنگی، برای تربیت شهروندان مسئولیتپذیر و مولد، در چارچوبی ساختاری و زیر نظر وزارت معارف طراحی شده است. آموزش رسمی از سن ۶ سالگی آغاز میشود و مقاطع تحصیلی عبارتاند از:
- دورهٔ کودکستان (۳ تا ۴ سالگی)؛
- دورهٔ پیشدبستانی (۵ سالگی) برای آمادهسازی کودکان؛
- دورهٔ ابتدایی (۶ سال، کلاس اول تا ششم، رایگان و اجباری) که شامل دو بخش سهساله برای آموزش مهارتهای پایه و زبان دوم است؛
- دورهٔ متوسطه (۳ سال، کلاس هفتم تا نهم، رایگان و اجباری) با تمرکز بر علوم تجربی، تکنولوژی و زبان بینالمللی؛
- دورهٔ لیسه (۳ سال، کلاس دهم تا دوازدهم، رایگان) که به سه شاخهٔ عمومی، تخنیکی-مسلکی و اسلامی تقسیم میشود.[۵۷]
همچنین دورهٔ سوادآموزی برای افراد ۱۵ سال به بالا که از آموزش رسمی محروم ماندهاند، در نظر گرفته شده است؛ بر اساس آمار ۱۳۹۰ش، حدود ۱۰ میلیون نفر از جمعیت بالای ۶ سال کشور بیسواد بودهاند.[۵۸] مکاتب به دو نوع دولتی و خصوصی تقسیم میشوند و قانون اساسی ۱۳۸۲ش با بهرسمیتشناختن حق تأسیس مراکز آموزشی خصوصی، زمینهٔ گسترش هزاران مکتب خصوصی را در سراسر کشور فراهم کرد.[۵۹][۶۰]
ویژگیها
نظام آموزشی افغانستان همواره دو ویژگی اساسی داشته است: اثرپذیری عمیق از دین و حساسیت به تحولات سیاسی. این دو عامل بهطور مستقیم بر سبک زندگی مردم اثر گذاشتهاند؛ بهگونهای که در دوران پیش از اسلام، آموزش تحت تأثیر آیینهای زرتشتی و بودایی بود و پس از اسلام، محتوای آموزشی کاملاً اسلامی شد و مکتبخانهها به کانون اصلی آموزش علوم دینی تبدیل شدند و علمآموزی را با دینداری درآمیختند. همچنین تحولات سیاسی، مانند نوسازی نظام آموزشی در دورهٔ امانالله یا محدودیتهای دوران طالبان، باعث نوسان سبک زندگی میان سنت و مدرنیته شده است.[۶۱]
زبان آموزش در این سرزمین، فارسی دری بوده که از دورهٔ سامانیان تا پیش از حاکمیت پشتونها، زبان اصلی علم و فرهنگ بود[۶۲][۶۳] و متونی چون گلستان سعدی، دیوان حافظ و یوسف و زلیخا در مکتبخانهها تدریس میشد.[۶۴] از دورهٔ عبدالرحمانخان، سیاست فارسیزدایی و تقویت زبان پشتو بهعنوان زبان رسمی و آموزشی آغاز شد و در دورهٔ نادرشاه و ظاهرشاه به اوج رسید.[۶۵] این سیاست با چالشهایی چون کمبود معلمان پشتوزبان در مناطق غیرپشتون مواجه شد و سرانجام در ۱۹۴۶ش، هر دو زبان فارسی و پشتو بهعنوان زبانهای رسمی شناخته شدند، اما تلاش برای تضعیف فارسی همچنان ادامه یافت.[۶۶]
عقبماندگی آموزشی افغانستان ریشه در عوامل متعددی دارد که مهمترین آنها ساختار استبدادی حکومتها و وابستگی به نیروهای خارجی است. استبداد داخلی، همراه با مداخلات خارجی، مانع سرمایهگذاری در آموزش شد. نقش علمای متحجر که با قرائتهای تنگنظرانه از دین، هرگونه نوآوری را به چالش میکشیدند، نیز قابل توجه است. تعارضات قومی و مذهبی اگرچه بهتنهایی عامل عقبماندگی نبودند، اما حاکمان مستبد از آنها برای تفرقهاندازی و حفظ قدرت استفاده کردند. این عوامل در کنار یکدیگر، چرخه معیوبی از عقبماندگی آموزشی ایجاد کردهاند.[۶۷]
پانویس
- ↑ اصغری، «تعلیم و تربیت در افغانستان»، 1390ش، ص171-173.
- ↑ اصغری، «تعلیم و تربیت در افغانستان»، 1390ش، ص172-173.
- ↑ اصغری، «تعلیم و تربیت در افغانستان»، 1390ش، ص172-173.
- ↑ اصغری، «تعلیم و تربیت در افغانستان»، 1390ش، ص173-174.
- ↑ ناصری داوودی و فهیمی، «اصلاحات فرهنگی- اجتماعی امانالله در افغانستان»، 1390ش، ص101-102.
- ↑ دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه مکتبخانه.
- ↑ شبلی، تاریخ آموزش در اسلام، 1370ش، ص44.
- ↑ کتیرایی، از خشت تا خشت، 1385ش، ص52.
- ↑ «دانش آموزان ابتدایی افغانستان در مساجد درس میخوانند»، خبرگزاری شبستان.
- ↑ اصغری، «تعلیم و تربیت در افغانستان»، 1390ش، ص179-180.
- ↑ نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال حدیث، 1404ق، ج4 ص278.
- ↑ ثقفی، الغارات، 1374ش، ج2، ص240.
- ↑ خواند میر، تاریخ حبیب السیر، 1380ش، ج3، ص176.
- ↑ بغدادی، کتاب المحبر، بیتا، ص475.
- ↑ ثعالبی، تحسین و تقبیح، 1385ش، ص376.
- ↑ اصغری، «تعلیم و تربیت در افغانستان»، 1390ش، ص172-185.
- ↑ علیزاده، «مکتبخانه؛ پیدایش، سیر تحول، قوتها و ضعفها»، 1397ش، ص162.
- ↑ اصغری، «تعلیم و تربیت در افغانستان»، 1390ش، ص179-180.
- ↑ اکبری، معماری مدارس دینی قاجار، 1382ش، ص68.
- ↑ اخلاصی، «مکتب خانگی یک داد خدا بود!»، در وبسایت سروش صبا، تاریخ بازدید: 31 شهریور 1401ش.
- ↑ علیزاده، «مکتبخانه؛ پیدایش، سیر تحول، قوتها و ضعفها»، 1397ش، ص166.
- ↑ رهیاب، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، ج2، 1401ش، ص71.
- ↑ یگانه، «مکاتب خانگی غور»؛ در شناسنامه غور، 1398ش، ص308.
- ↑ علیزاده، مکتبخانه؛ پیدایش، سیر تحول، قوتها و ضعفها، 1397ش، ص167.
- ↑ علیزاده، مکتبخانه؛ پیدایش، سیر تحول، قوتها و ضعفها، 1397ش، ص172.
- ↑ «چه کسی میتواند به مکتب برود؟ (۱): آنچه مردم درباره مکتب بعد از تصرف کابل توسط طالبان به ما گفتند»، شبکۀ تحلیلگران افغانستان.
- ↑ اصغری، «تعلیم و تربیت در افغانستان»، 1390ش، ص181-183.
- ↑ کامگار، تاریخ معارف افغانستان، 1377ش، ص13-18.
- ↑ علیآبادی، جامعه و فرهنگ افغانستان، 1395ش، ص262-263.
- ↑ غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، 1999م، ج1، ص720.
- ↑ کامگار، تاریخ معارف افغانستان، 1377ش، ص28.
- ↑ علیآبادی، جامعه و فرهنگ افغانستان، 1395ش، ص262-270.
- ↑ کامگار، جلیلالرحمن، تاریخ معارف افغانستان، 1377ش، ص28.
- ↑ نظری، «بخش اول – طالبان و سابقه دشمنی با معارف عصری در افغانستان»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ کامگار، تاریخ معارف افغانستان، 1377ش، ص44-45.
- ↑ غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، 1999م، ج2، ص83-84.
- ↑ کامگار، تاریخ معارف افغانستان، 1377ش، ص119.
- ↑ احمدی وردک، سیر تاریخی معارف افغانستان، 1395ش، ص264.
- ↑ غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، 1999م، ج2، ص197.
- ↑ کامگار، تاریخ معارف افغانستان، 1377ش، ص61.
- ↑ کامگار، تاریخ معارف افغانستان، 1377ش، ص59.
- ↑ کامگار، تاریخ معارف افغانستان، 1377ش، ص86-87.
- ↑ احمدی وردک، سیر تاریخی معارف افغانستان، 1395ش، ص90.
- ↑ اخلاصی، «بررسی تاریخی معارف زنان از ظاهر شاه تا حاکمیت طالبان»، 1398ش، ص129.
- ↑ کامگار، تاریخ معارف افغانستان، 1377ش، ص95-97.
- ↑ احمدی وردک، سیر تاریخی معارف افغانستان، 1395ش، ص289.
- ↑ نظری، «بخش دوم – طالبان و سابقه دشمنی با معارف عصری در افغانستان»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ «قانون اساسی نافذ افغانستان»، سایت وزارت عدلیه، تاریخ بازدید: مهر 1401.
- ↑ نظری، «بخش دوم – طالبان و سابقه دشمنی با معارف عصری در افغانستان»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ نظری، «بخش دوم – طالبان و سابقه دشمنی با معارف عصری در افغانستان»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ نظری، «بخش دوم – طالبان و سابقه دشمنی با معارف عصری در افغانستان»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ نظری، «بخش دوم – طالبان و سابقه دشمنی با معارف عصری در افغانستان»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ «ممنوعیت تحصیل زنان؛ طالبان از زنان میترسد؛ میگویند زن باید چشمش را هم بپوشاند، از زنان معترض اعترافات اجباری میگیرند»، خبر آنلاین.
- ↑ حیدری، «مهندسی و تغییر محتوای نظام آموزشی افغانستان توسط گروه طالبان؛ آثار و پیامدها»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ حیدری، «مهندسی و تغییر محتوای نظام آموزشی افغانستان توسط گروه طالبان؛ آثار و پیامدها»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ حیدری، «مهندسی و تغییر محتوای نظام آموزشی افغانستان توسط گروه طالبان؛ آثار و پیامدها»، نوبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ «قانون معارف افغانستان»، شبکۀ اطلاعرسانی افغانستان.
- ↑ اصغری، «تعلیم و تربیت در افغانستان»، 1390ش، ص191-194.
- ↑ نظری، «بخش دوم – طالبان و سابقه دشمنی با معارف عصری در افغانستان»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ «مقررهی مکتبهای خصوصی؛ مانعی برای گسترش مکتبهای خصوصی»، وبسایت روزنامۀ صبح کابل.
- ↑ علیآبادی، جامعه و فرهنگ افغانستان، 1395ش، ص262-269.
- ↑ اصغری، «تعلیم و تربیت در افغانستان»، 1390ش، ص173.
- ↑ اسلامی و دیگران، «سازوکاری ایدئولوژی فارسیزدایی در افغانستان»، 1403ش، ص95.
- ↑ علیزاده، «مکتبخانه؛ پیدایش، سیر تحول، قوتها و ضعفها»، 1397ش، ص166.
- ↑ «پشتو یا دری؟ هویت ملی و رقابت زبانی در افغانستان» وبسایت دانشکده.
- ↑ «پشتو یا دری؟ هویت ملی و رقابت زبانی در افغانستان» وبسایت دانشکده.
- ↑ «علل عقب ماندگی فرهنگی سیاسی افغانستان»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه.
منابع
- قرآن کریم.
- احمدی وردک، گلآغا، سیر تاریخی معارف افغانستان، کابل، نشر وزارت معارف، ۱۳۹۵ش.
- اخلاصی، احمدبخش، «بررسی تاریخی معارف زنان از ظاهر شاه تا حاکمیت طالبان»، مجله راه شکوفایی، شمارهٔ ۱۸، ۱۳۹۸ش.
- اخلاصی، احمدبخش، «مکتب خانگی یک داد خدا بود!»، در وبسایت سروش صبا، تاریخ بازدید: ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ش.
- اخوان، محمد، «مساجد در افغانستان، کارکردها و ویژگیها»، خبرگزاری جمهوری اسلامی، تاریخ درج مطلب: مرداد ۱۳۸۲ش.
- اسلامی، روحالله و دیگران، «سازوکاری ایدئولوژی فارسیزدایی در افغانستان»، فصلنامهٔ مطالعات ملی، سال بیستوپنجم، شمارهٔ ۱، ۱۴۰۳ش.
- اصغری، محمدجواد، «تعلیم و تربیت در افغانستان»، مجلهٔ جریانشناسی دینی معرفتی در عرصه بینالملل، شمارهٔ ۷، ۱۳۹۰ش.
- امینی، علیمدد، «سیر تاریخی تعلیم و تربیت در افغانستان»، در مجله سیمای تاریخ، شماره ۵ و ۶، بهار و تابستان ۱۳۹۱ش.
- انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، سخن، چاپ اول، ۱۳۸۱ش.
- بختیاری، محمدعزیز، شیعیان افغانستان، قم، شیعهشناسی، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.
- بغدادی، ابوجعفر محمد بن حبیب، کتاب المحبر، تحقیق ایلزة لیختن شتیتر، بیروت، دار الآفاق الجدیدة، بیتا.
- «پشتو یا دری؟ هویت ملی و رقابت زبانی در افغانستان» وبسایت دانشکده، تاریخ بازدید: ۸ خرداد ۱۴۰۴ش.
- تهرانی، آقابزرگ، الذریعة إلی تصانیف الشیعة، قم، اسماعیلیان و کتابخانه اسلامیه تهران، ۱۴۰۸ق.
- ثعالبی، أبومنصور عبدالملک بن محمد، تحسین و تقبیح، ترجمه محمد بن أبیبکر، تحقیق و تصحیح عارف أحمد زغول، تهران، میراث مکتوب، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.
- ثقفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، ترجمه عبدالمحمدآیتی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۴ش.
- «چه کسی میتواند به مکتب برود؟ (۱): آنچه مردم دربارهٔ مکتب بعد از تصرف کابل توسط طالبان به ما گفتند»، شبکهٔ تحلیلگران افغانستان، تاریخ درج مطلب: ۲۲ اسفند ۱۴۰۰ش.
- حیدری، کیامهر، «مهندسی و تغییر محتوای نظام آموزشی افغانستان توسط گروه طالبان؛ آثار و پیامدها»، نوبسایت روزنامهٔ ۸ صبح، تاریخ درج مطلب: ۱۸ آبان ۱۴۰۳ش.
- خواندمیر، غیاثالدین بن همامالدین، تاریخ حبیب السیر، تهران، خیام، چاپ چهارم، ۱۳۸۰ش.
- «دانش آموزان ابتدایی افغانستان در مساجد درس میخوانند»، خبرگزاری شبستان، تاریخ درج مطلب: ۱۷ آذر ۱۳۹۹ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، در وبسایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ش.
- دولتآبادی، بصیراحمد؛ شناسنامه افغانستان، تهران، عرفان، چاپ دوم، ۱۳۸۲ش.
- سعیدی، علیجان، «تاریخچه معارف افغانستان»، وبلاگ اندیشمندان افغانستان، تاریخ درج مطلب: آبان ۱۳۸۸ش.
- سیدخیل، محمدشاکر، «رویکردها و سیاستهای آموزشی طالبان پس از بازگشت به قدرت»، نوبسایت روزنامهٔ ۸ صبح، تاریخ درج مطلب: ۶ بهمن ۱۴۰۳ش.
- شبلی، احمد، تاریخ آموزش در اسلام، ترجمه محمدحسین ساکت، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۰ش.
- «علل عقب ماندگی فرهنگی سیاسی افغانستان»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۱۰ دی ۱۳۸۸ش.
- علیآبادی، علیرضا، جامعه و فرهنگ افغانستان، تهران، مؤسسه فرهنگی هنری و انتشاراتی بینالمللی الهدی، ۱۳۹۵ش.
- علیزاده، احمدعلی، «مکتبخانه؛ پیدایش، سیر تحول، قوتها و ضعفها»، در فصلنامه اندیشه معاصر، شماره یازدهم، سال سوم، بهار ۱۳۹۷ش.
- غبار، غلاممحمد، افغانستان در مسیر تاریخ، آمریکا، ویرجینیا، ۱۹۹۹م.
- «غرب در اندیشه سید جمال»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۲۰ اسفند ۱۳۹۲ش.
- فاضلی، خادمحسین، «مکتبخانهها در افغانستان، چالشها و راهکارها»، همایش عالمان دینی افغانستان رهآوردها و راهبردها، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۶ش.
- «قانون معارف افغانستان»، شبکهٔ اطلاعرسانی افغانستان، تاریخ درج مطلب: ۲۱ فروردین ۱۳۸۹ش.
- جمیلالرحمن کامگار، جلیلالرحمن، تاریخ معارف افغانستان، کابل، میوند، ۱۳۷۷ش.
- متز، آدام، تمدن اسلامی در قرن چهارم، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو، تهران، امیرکبیر، چاپ چهارم، ۱۳۸۸ش.
- «مجموعه قوانین افغانستان-۹»، کابل، وزارت عدلیه جمهوری اسلامی افغانستان، ۱۳۸۸ش.
- مزی، یوسف بن عبدالرحمن، تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، تحقیق د. بشار عواد معروف، لبنان، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، ۱۴۰۰ق.
- «معرفی سیستم آموزش غیررسمی، تعلیمات علوم دینی در مساجد»، روزنامه انیس، تاریخ درج مطلب: ۱ عقرب ۱۳۸۹ش.
- «مقررهٔ مکتبهای خصوصی؛ مانعی برای گسترش مکتبهای خصوصی»، وبسایت روزنامهٔ صبح کابل، تاریخ درج مطلب: ۱۸ مه ۲۰۲۱م.
- ناصری داوودی، عبدالمجید و فهیمی، علی، «اصلاحات فرهنگی- اجتماعی امانالله در افغانستان»، فصلنامهٔ علمی-تخصصی سخن تاریخ، شمارهٔ ۱۲، ۱۳۹۰ش.
- نمازی شاهرودی، محمد، مستدرکات علم رجال حدیث، تهران، بینا، ۱۴۰۴ق.
- نظری، محمدعلی، «بخش اول – طالبان و سابقه دشمنی با معارف عصری در افغانستان»، وبسایت روزنامهٔ ۸ صبح، تاریخ درج مطلب: ۲۱ مرداد ۱۴۰۲ش.
- نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، لبنان، بیروت، مؤسسهٔ آلالبیت لاحیاء التراث، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.