آموزش علوم دینی در افغانستان؛ فرایند تربیت عالم دین در افغانستان برای پاسخگویی به نیازهای معنوی مردم.

پرونده:آموزش-علوم-دینی-در-افغانستان.jpg
تصویر قاریان، حافظان کل قرآن و قرآن‌آموزان مؤسسۀ جامعة القرآن الکریم و علوم اهل البیت (ع) افغانستان

آموزش علوم دینی در افغانستان، در اصل یک نهاد مردمی و خودجوش بوده و سابقه‌ای دیرینه دارد که به قرون اولیۀ اسلامی باز می‌گردد. این نظام آموزشی به‌طور عمده به‌صورت غیردولتی و با مشارکت فعال مردم و عالمان دینی توسعه یافته است. مدارس دینی در افغانستان به سه‌دستۀ دولتی، خصوصی و نیمه‌خصوصی تقسیم می‌شوند که بخش عمدۀ آنها به‌صورت مستقل و با حمایت‌های مردمی اداره می‌شود.

پایه‌های این نظام آموزشی بر مکتب‌خانه‌های سنتی استوار بوده که در تربیت مقدماتی کودکان نقش مهم دارد. در مناطق شیعه‌نشین، حوزه‌های علمیۀ محلی و در مناطق اهل‌سنت، مدارس دینی با گرایش‌های مختلف فعالیت داشته است. این مراکز علاوه‌بر آموزش علوم دینی، به ترویج معارف اسلامی و پاسخگویی به نیازهای شرعی مردم می پردازند.

این نظام آموزشی عامل اصلی تقویت و تدام هویت اسلامی در سراسر افغانستان بوده و از دیگر سو به‌عنوان حافظ و تقویت‌کنندۀ هویت‌های مذهبی خاص، به‌ویژه برای شیعیان و اهل‌سنت نیز عمل می‌کند. برای شیعیان، مدارس دینی کانون‌های اصلی حفظ سبک زندگی و میراث اهل‌بیت بوده و برای اهل‌سنت، آموزه‌های فقهی حنفی را تداوم بخشیده است.

مفهوم‌ آموزش علوم دینی در افغانستان

آموزش علوم دینی در افغانستان به‌عنوان یک نظام آموزشی ریشه‌دار و خودجوش، فرآیند نظام‌مندی برای تربیت عالمان، مبلغان، مدرسان و کارشناسان دینی محسوب می‌شود که هدف اصلی آن تأمین نیازهای معنوی جامعه و ترویج معارف اسلامی است. این نظام آموزشی که به‌طور عمده بر پایۀ مشارکت‌های مردمی و وجوهات شرعی استوار است، شامل انتقال دانش‌های پایه‌ای مانند آموزش قرآن کریم، فقه، حدیث، تفسیر، اصول عقاید و اخلاق اسلامی می‌شود و در قالب نهادهای مختلفی از جمله مکتبخانه‌های سنتی، مدارس دینی محلی، حوزه‌های علمیه و مراکز آموزشی خارج از کشور سازمان یافته است. ویژگی ممتاز این نظام آموزشی، تلفیق سنت‌های بومی آموزش دینی با تأثیرپذیری از مراکز علمی مهم جهان اسلام مانند نجف، قم (برای شیعیان)، دیوبند، الازهر، برخی مدارس پاکستان و عربستان (برای اهل‌سنت) است که در چارچوب حفظ هویت‌های مذهبی خاص شیعی و سنی توسعه یافته و علاوه‌بر کارکردهای آموزشی، نقش مهمی در حفظ انسجام اجتماعی، تقویت ارزش‌های دینی و پاسخگویی به مسائل شرعی جامعه ایفا می‌کند.[۱]

تاریخچه آموزش علوم دینی در افغانستان 

پس از گسترش اسلام در خراسان بزرگ که افغانستان در آن زمان جزو آن بود، نظام آموزش دینی این سرزمین با تأسیس مدارس و مکاتب متعدد به شکوفایی رسید و شخصیت‌های علمی و دینی بزرگی را پرورش داد. این نظام آموزشی جامع، علاوه بر علوم شرعی، شامل علوم تجربی مانند نجوم، طب، ریاضیات و فلسفه نیز می‌شد.

در عصر سامانیان، مراکز علمی بلخ و بخارا که هویت دینی داشت، دانشمندانی چون ابوریحان بیرونی (نجوم و ریاضی)، ابن‌سینا (طب و فلسفه)، ابونصر فارابی (فلسفه) و ابوزید بلخی (جغرافیا و علوم عقلی) را پرورش داد که نشان‌دهندۀ تلفیق عمیق علوم دینی و تجربی در این مدارس بود. غزنویان با تأسیس هزاران مدرسه، اگرچه بر علوم اسلامی تأکید داشتند، اما دانشمندان متخصص در چند رشته مانند ابوالفضل بیهقی (تاریخ‌نگاری) و بیرونی را تربیت کرد.

در دورۀ تیموریان، مدارسی چون نظامیۀ هرات، مدرسۀ خواجه عبدالله انصاری و مدرسه سلطانیه به مراکز علمی جامعی تبدیل شد که در کنار فقه و تفسیر، علوم طبیعی نیز تدریس می‌شد. کتابخانه‌های بزرگ مانند کتابخانۀ احمدمیرزا و کتابخانه امیرعلی شیرنوایی با گنجینه‌های علمی خود، این رویکرد چندرشته‌ای را تقویت می‌کرد. این سنت آموزشی که در آن عالمان دینی همزمان در علوم تجربی تبحر داشتند، باعث ظهور چهره‌های جهانی مانند ابن‌سینا شد که هم فقیه بود و هم پزشکی برجسته، یا ابوریحان بیرونی که هم منجم بود و هم متخصص در علوم دینی. این رویکرد یکپارچه به آموزش، میراث ماندگار تمدن اسلامی در افغانستان را شکل داد که در آن تعالیم دینی نه تنها مانع رشد علوم تجربی نبود، بلکه مشوق آن به شمار می‌رفت.[۲]

به گواهی تاریخ، اوﻟﯿﻦ آموزشگاه شیعی را ﺿﺤﺎک ﺑﻦ ﻣﺰاﺣﻢ ﺑﻠﺨﯽ، از ﺷﺎﮔﺮدان اﻣﺎم ﺳﺠﺎد، در بلخ تأسیس ﮐﺮد ﮐﻪ در آن ﺣـﺪود ۳ هـﺰار ﭘﺴـﺮ و ۷۰۰ دﺧﺘﺮ آموزش می‌دیدند.[۳] برخی تأسیس اولین مدرسۀ دینی دولتی برای اهل‌سنت را به اواخر قرن نوزدهم و عبدالرحمان خان در کابل نسبت می‌دهند. برخی نیز آغاز آموزش دولتی دینی را به امیر شیرعلی خان و سید جمال‌الدین مرتبط می‌دانند.[۴] پیش از ۱۹۴۷م، طلاب اهل‌سنت به هند و شیعیان به نجف و قم می‌رفتند.[۵] 

در دورۀ ظاهر شاه و داوود خان، مدارس دولتی به ترتیب به ۱۶ و ۲۰ باب رسید. پس از کودتای ۱۳۵۷ش، آموزش دولتی دینی دچار مشکل شد، اما مدارس خصوصی رونق یافت. در ۱۳۷۵ش، فارغ‌التحصیلان مدارس دیوبند، دولت طالبان را تشکیل دادند. در دور اول حکومت طالبان، مدارس دولتی تعطیل و مدارس خصوصی گسترش یافت. پس از ۱۳۸۰ش و حاکمیت جمهوری اسلامی افغانستان، مدارس دولتی احیا شد و در زمان ریاست‌جمهوری حامد کرزی به ۲۷۵ باب رسید.[۶] تا آخر دورۀ جمهوری اسلامی افغانستان، تعداد مدارس دولتی به ۷۸۷ و خصوصی به حدود ۱۲ هزار باب افزایش یافت. پس از بازگشت طالبان در ۱۴۰۰ش، مدارس دینی به سرعت گسترش یافته و در حال افزایش است.[۷]

مدارس علوم دینی

در افغانستان مدارس علوم دینی از ارکان اصلی نظام آموزش علوم دینی است و به سه گروه اصلی تقسیم می‌شوند:

1. مدارس دینی دولتی

این مدارس وابسته به وزارت معارف (آموزش و پرورش) بوده و هزینۀ آنها توسط دولت تأمین می‌شود. برای محصلان این مدارس، مدارک رسمی صادر شده و دانش‌آموختگان آنها می‌توانند در دانشگاه‌ها و به‌خصوص دانشکده‌های شرعیات ادامۀ تحصیل بدهند و در مراکز دینی فعالیت کنند. بر اساس آمار، در ۱۳۹۷ش تعداد ۷۸۷ مدرسه، ۷۵دارالعلوم و ۱۶۳ دارالحفاظ زیر پوشش وزارت معارف فعال بوده‌اند و تعداد شاگردان این مدارس ۳۷۶۷۷۰ نفر بوده است. از ۱۳۸۱ش این مدارس شامل پیروان مذهب جعفری نیز شده و در مناطق شیعه‌نشین دروس و محصلان آن به پیروان مذهب شیعه اختصاص یافته است.[۸]

2. مدارس دینی خصوصی

این مدارس توسط افراد، برخی احزاب و گروه‌ها و گاهی توسط کشورهای دیگر تأسیس شده و هیچ ارتباطی با دولت ندارند. هزینۀ این مدارس از طریق مردم، نذورات، وجوهات شرعیه و موارد مشابه تأمین می‌شود. بیشتر مدارس موجود در افغانستان ماهیت خصوصی دارد که آمار دقیقی از تعداد آنها وجود ندارد. برخی معتقدند در ۱۳۹۷ش حدود ۱۲ هزار مدرسۀ خصوصی در کشور فعال بوده‌ است.[۹] مدارس علوم دینی شیعیان، مدارس خصوصی مستقل به‌حساب می‌آیند.[۱۰]

3. مدارس دینی نیمه‌خصوصی

این مدارس در وزارت معارف ثبت شده و از آن وزارت مجوز فعالیت دریافت می‌کنند. این مدارس در نصاب درسی خود تا حد زیادی تابع برنامه‌های دولتی بوده ولی در امور مالی، اداری، مدیریت، اساتید و جذب محصل آزاد عمل می‌کنند. تعداد دقیق این نوع مدارس مشخص نیست.[۱۱]

دانشکده‌های شرعیات

دانشکدۀ شرعیاتِ دانشگاه کابل از مهم‌ترین آموزشگا‌ه‌های علوم دینی در افغانستان است. این دانشکده در ۱۳۳۰ش به‌عنوان اولین مرکز تعلیمات علوم شرعی و قانونی و پنجمین دانشکده در دانشگاه کابل ایجاد شد. هـدف از تأسیس این دانشکده فراهم‌آوری زمینه‌های تحصیل و تحقیق در عرصۀ علوم شرعی و قانونی و تربیت کادر برای ادارات قضایی از قبیل قاضی، څارنوالی (دادگستری)، وکالت دعاوی و کادرهای علوم شرعی برای دانشگاه‌ها، مدارس دینی و مکاتب بوده است. دانشکدۀ شرعیات دارای پنج دپارتمان (گروه علمی) شامل تفسیر و علوم قرآن؛ فقه و اصول فقه؛ تعلیمات اسلامی؛ عقیده و فلسفه و ثقافت (فرهنگ) اسلامی، است.[۱۲] جدا از دانشگاه کابل، اغلب دانشگاه‌های ولایتی و دانشگاه‌های خصوصی نیز دارای دانشکدۀ شرعیات هستند.[۱۳]

آموزشگاه‌های خارج از کشور

در کنار نظام آموزشی داخلی، برخی از شهروندان افغانستانی برای تحصیل علوم دینی به مراکز آموزش دینی خارج از کشور مراجعه می‌کنند. این مراکز آموزشی کشورهای اسلامی با ارائه برنامه‌های تحصیلی متنوع، فرصت‌هایی برای دانشجویان افغانستانی ایجاد می‌کنند:[۱۴]

1. عربستان

عربستان سعودی با داشتن امکانات فراوان و نگاه به آینده دانشجویان زیادی از افغانستان جذب کرده و در چندین دانشگاه مهم خود از جمله دانشگاه ام‌القری، دانشگاه اسلامی مدینه و دانشگاه اسلامی امام محمدبن سعود آموزش می‌دهد. دانشگاه‌های این کشور با دادن بورسیه به جوانان افغانستان، موفقیت‌هایی در ترویج تفکر وهابی به دست آورده است که از جملۀ آنها حضور فارغ‌التحصیلان آنها در دانشگاه‌های افغانستان در دورۀ جمهوری سلامی افغانستان بوده است.[۱۵]

2. پاکستان

پاکستان به‌دلیل داشتن مرزهای طولانی و مشترکات فرهنگی با پشتون‌های افغانستان از گذشته‌های دور مرکز توجه علاقه‌مندان به علوم اسلامی بوده است. در دورۀ جهاد مردم افغانستان با ارتش متجاوز شوری با مهاجرت گستردۀ مردم به آن کشور این امر شدت یافت و هزاران جوان و نوجوان اهل‌سنت افغانستانی در مدارس دینی آن کشور جذب شده و تحت تعالیم مدارسی همانند دارالعلوم حقانی، جامعة‌العلوم الاسلامیه، جامعه اشرفیه لاهور و مدارس اهل‌حدیث، با رویکرد سلفی‌گری آشنا شده و موجب تحولات مهمی در افغانستان شدند. محصول این مدارس گروه طالبان بود که با ظهور ناگهانی خود و تصرف کشور در ۱۳۷۵ش و برای بار دوم در ۱۴۰۰ش نقش این مراکز دینی در تحولات مهم افغاسنتان را نشان داد.[۱۶]

3. هند

هند به مفهوم شبه‌جزیره تا قبل از ۱۹۴۷م مهم‌ترین مرکز تحصیل دانشجویان علوم دینی افغانستان بود، اما بعد از تقسیم هند به سه کشور هند، پاکستان و بنگلادش جوانان افغانستان زمینۀ کمتری برای تحصیل در هند به‌دست آوردند که مرکز آن دارالعلوم دیوبند است.[۱۷]

4. مصر

دانشگاه الازهر مصر، یکی از قدیمی‌ترین و معتبرترین مراکز علمی جهان اسلام، همواره مورد توجه طلاب و دانشجویان اهل‌سنت افغانستانی بوده است. اما در دورۀ معاصر شمار محدودی از اتباع افغانستان موفق به تحصیل در این نهاد علمی شده‌اند که از جمله برجسته‌ترین آنان می‌توان به برهان‌الدین ربانی، رهبر فقید جمعیت اسلامی افغانستان و عبدالرب سول سیاف یکی از هبران جهادی و رهبر حزب اتحاد اسلامی اشاره کرد. اگرچه میزان حضور دانشجویان افغان در الازهر در مقایسه با سایر مراکز علمی اسلامی کمتر بوده، اما تأثیرگذاری دانش‌آموختگان این مرکز علمی در تحولات فکری و سیاسی افغانستان قابل توجه بوده است.[۱۸]

5. آسیای میانه

آسیای میانه و به‌خصوص بخارا در قرون گذشته از قطب‌های تحصیلی مردم افغانستان و به‌خصوص مردم شمال کشور بود، اما در قرن اخیر و با توجه به تحولات مربوط به شوروی و ضعیف‌شدن مراکز دینی کشورهای آسیای میانه، زمینۀ مهاجرت طلاب علوم دینی افغانستان برای تحصیل در آن کشورها از بین رفته است.[۱۹]

6. ایران

ایران از گذشته‌های دور محل رجوع شیعیان افغانستان برای تحصیل علوم دینی بوده و این توجه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی گسترش یافته است. جدا از دانشگاه‌های ایران که دارای رشته‌های علوم دینی و معارف اسلامی هستند، حوزه‌های علمیه سراسر ایران به‌ویژه قم و مشهد نقش زیادی در تربیت جوانان شیعه داشته و به این طریق در حوزه‌های گوناگون علوم اسلامی شخصیت‌های برجسته‌ای آموزش داده‌ است. این شخصیت‌ها نیز توانسته‌اند در فرهنگ، سیاست، ادبیات، اجتماع و دانشگاه‌های افغانستان نقش‌آفرین باشند.[۲۰] در ایران مدارس اهل‌سنت نیز به‌خصوص در سیستان و بلوچستان و خراسان اقدام به جذب جوانان اهل‌سنت افغانستان کرده و در طول سال‌های اخیر جامعه المصطفی العالمیه نیز در بعضی واحدهای خود چون گرگان طلاب اهل‌سنت را جذب نموده که برخی از دانش‌آموختگان این مدارس در افغانستان نقش داشته‌ است.[۲۱]

7. عراق

عراق به‌عنوان یکی از مهم‌ترین کانون‌های علمی و دینی جهان تشیع شناخته می‌شود. در دوران معاصر، شمار قابل توجهی از طلاب علوم دینی افغانستان این فرصت را یافته‌اند که تحت نظر مراجع تقلید در این کشور به تحصیل بپردازند. دانش‌آموختگان حوزۀ علمیۀ نجف پس از بازگشت به وطن، نقش محوری در هدایت دینی جامعه و تأسیس مراکز علمی داشته‌اند.

پس از دورۀ عبدالرحمان خان، این عالمان با ایجاد مدارس علوم دینی در داخل افغانستان، بستر مناسبی برای آموزش معارف اسلامی فراهم آوردند. در سال‌های اخیر نیز با احیای مجدد حوزۀ علمیۀ نجف پس از سقوط نظام بعثی، طلاب افغانستانی در این مراکز علمی مشغول تحصیل شده‌اند.

حوزۀ علمیۀ نجف اشرف با تربیت نسلی از عالمان افغانستانی مانند سید واعظ، سید محسن حجت و قربان‌علی محقق کابلی، تأثیر عمیقی بر فرهنگ و هویت دینی شیعیان این کشور گذاشته است. این مرکز علمی با انتقال معارف اصیل اسلامی و تربیت روحانیون برجسته، در شکل‌گیری نظام آموزشی و تقویت بنیان‌های اعتقادی جامعۀ شیعۀ افغانستان اثرگذار بوده است.[۲۲]

مواد و منابع آموزش دینی در افغانستان

آموزش علوم دینی در افغانستان همواره بر پایۀ معارف، احکام و اخلاق اسلامی استوار بوده و شامل درس‌های همچون قرآن، فقه، زبان عربی، منطق، کلام، عقاید، اخلاق، تفسیر، حدیث و بلاغت می‌شود. نخستین برنامۀ درسی رسمی در ۱۲۹۹ش برای مدرسۀ قضات کابل طراحی شد که مشتمل بر علوم دینی و معارف جدید بود.[۲۳]

وزارت معارف در ۱۳۹۷ش برنامه درسی مدارس دینی دولتی را به دو بخش دروس عمومی (پشتو، فارسی، علوم پایه) و درس‌های تخصصی (تفسیر، حدیث، فقه، اصول فقه و علوم اسلامی) اصلاح کرد. در مدارس خصوصی مربوط به اهل‌سنت، محتوای آموزشی متأثر از مکاتب دیوبندی پاکستان بوده و به‌طور خاص بر علوم سنتی حوزوی متمرکز است.[۲۴] مدارس شیعی نیز به‌طور عموم از الگوی حوزه‌های علمیه قم و مشهد تبعیت می‌کنند.[۲۵]

منابع مالی آموزش علوم دینی در افغانستان

با توجه به فقر مردم، منابع مالی از مهم‌ترین مسایل آموزش دینی در افغانستان است و مراکز آموزش علوم دینی، دانشکده‌ها و مدارس علوم دینی با مشکلات زیادی مواجه است. دانشکده‌ها و مکاتب با توجه به استفاده از منابع دولتی بودجۀ ثابتی دارد، اما برخی از مدارس مستقل بوده و به کمک‌های مردمی و وجوهات شرعی متکی است. برخی مدارس از طریق کمک‌های خارجی تأمین می‌شود و برخی از آنها را احزاب و گروه‌ها اداره می‌کردند.[۲۶]

چالش‌های آموزش دینی در افغانستان

سنت‌گرایی محض، ناآگاهی از مسایل مهم جهان، فقر عمومی و کمبود منابع، وابستگی به خارج، وابستگی به مردم، بی‌آیندگی، بی‌برنامگی، سلیقه‌گرایی، متن‌محوری، نبودن متون امروزی، طولانی‌بودن دورۀ آموزش، نبودن رشته‌های تخصصی، پذیرش بدون برنامه توسط مدارس، محوریت فقه و اصول فقه، نبود مراتب معیاری علمی، ناترازی نظام آموزش، ناهماهنگی آموزش با نیازهای جامعه و کمبود وسایل آموزشی و کمک آموزشی، از جمله مشکلات مهم آموزش دینی در افغانستان است.[۲۷]

رابطه زبان فارسی و آموزش دینی در افغانستان

رابطۀ زبان فارسی و آموزش‌ دینی در افغانستان تا اوایل قرن بیستم رابطۀ دوسویه در تقویت همدیگر بوده است. از طرفی مدارس دینی با تدریس متون کلاسیک فارسی مانند بوستان و گلستان سعدی، غزلیات حافظ، مناجات‌نامۀ خواجه عبدالله انصاری و آثار سنایی غزنوی، به حفظ و اشاعۀ زبان فارسی به‌عنوان زبان فرهنگ، عرفان و اندیشۀ اسلامی کمک شایانی کرد.[۲۸] زیرا در گذشته، این متون بخشی جدایی‌ناپذیر از برنامه‌های درسی مدارس دینی بودند و طلاب علوم دینی از طریق آنها هم با معارف اسلامی آشنا می‌شدند و هم با ظرافت‌های ادبی و فلسفی زبان فارسی. برای مثال سعدی شیرازی در افغانستان یکی از محبوبترین شاعران است و کتاب‌های گلستان و بوستان او، بخش عمده‌ای از منابع آموزشی در مدارس دینی به‌ویژه مکتب‌خانه‌های قدیمی در این کشور بوده‌ است.[۲۹]

این روند سبب شد تا زبان فارسی به‌عنوان پلی میان سنت‌های عرفانی و الهیات اسلامی در افغانستان تداوم یابد. از طرف دیگر زبان فارسی به‌عنوان زبان رسمی مردم افغانستان و میانجی انتقال مفاهیم دینی، در ترویج، گسترش و حفظ معارف اسلامی نقش اساسی داشت اما در دوران حاکمیت استعمار انگلیس بر شبه‌قارۀ و راه‌پیداکردن طلاب اهل‌سنت به مدارس هندی، پاکستانی و کشورهای عربی و تغییر سیاست‌های ضد فرهنگی حاکمان افغانستان، نقش زبان فارسی در مدارس دینی اهل‌سنت کم‌رنگ شد.[۳۰]

مدارس دینی شیعیان افغانستان

اولین مدرسۀ دینی شیعیان در اواخر قرن نخست هجری، در بلخ توسط ضحاک، فرزند مزاحم بلخی از شاگردان امام سجاد، تأسیس شد. در آن دوره بلخ مرکز فرهنگی خراسان بزرگ بود[۳۱] و شیعیان هزاره از جایگاه اجتماعی بالایی بهره‌مند بودند.[۳۲] مدارس دینی در دورۀ غزنویان و غوریان، گسترش یافت، اما با حملۀ مغول بسیاری از این مراکز آموزشی ویران شد. مدارس دینی در دورۀ تیموریان، رونق دوباره یافتند، اما با سقوط تیموریان و تجزیۀ خراسان، مرکزیت علمی افغانستان نیز از بین رفت.[۳۳]

در دورۀ حاکمیت عبدالرحمن و سرکوب مردم هزاره، تمام مراکز مذهبی و آموزشی این مردم تخریب و چراغ علم و دانش در هزارستان خاموش شد.[۳۴] پس از مرگ نادرشاه، این مراکز دوباره احیا شد و در اواخر حکومت ظاهرشاه، با برگشت علمای مهاجر از کشورهای ایران و عراق، تعداد زیادی مدارس دینی در هزارجات و برخی مناطق دیگر از جمله کابل فعال شد.[۳۵] مدارس دینی در این دوره، مهم‌ترین مراکز آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها بودند. در دورۀ جهاد علیه تجاوز شوروی، مدارس دینی و علما نقشی تعیین‌کننده در تحولات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی داشتند؛ [۳۶] اما پس از روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی در افغانستان و رونق مدارس مدرن، مدارس دینی از رونق افتاد.[۳۷]

مکتب‌خانه به‌مثابه پیش‌نیاز مدرسه دینی

مکتب‌خانه‌ها در هزارستان و میان شیعیان افغانستان، تربیت مقدماتی کودکان را برای ورود به مدارس دینی بر عهده داشته‌ است. از آنجای که اکثر هزاره‌ها پیرو مذهب شیعه هستند، مکتب‌خانه‌ها به‌دلیل وضعیت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی هزاره‌ها، تنها مراکز آموزشی و راه ورود آنها به مدارس دینی بوده است. تا دهۀ ۱۳۲۰ش، مکتب‌خانه تنها مرکز آموزشی در دسترس هزاره‌ها بود و تا دهۀ ۱۳۷۰ش نیز مکتب‌خانه‌ها سهم اصلی را در آموزش مردم هزاره حفظ کرده بودند. مکتب‌خانه‌ها به‌طور معمول در مساجد، حسینیه‌ها و خانه‌های مسکونی توسط ملای قریه/ روستا اداره می‌شد. کودکان هزاره به‌طور معمول از ۶سالگی وارد مکتب‌خانه می‌شدند، اما حضور دختران کم‌رنگ بوده است. در مکتب‌خانه قرآن، نماز، اصول و فروع دین، خواندن و نوشتن زبان فارسی و ریاضی مقدماتی آموزش داده می‌شد.[۳۸] ملای مکتب در صورت توانایی علمی، لغت و ادبیات عربی (صرف و نحو) را نیز تدریس می‌کرد. نوجوانان پس از گذراندن دورۀ مکتب‌خانه و تکمیل شرایط، وارد مدرسه می‌شدند.[۳۹]

ویژگی‌های مدارس دینی شیعیان افغانستان

مدارس دینی به‌طور معمول توسط عالمان دین، در زمین‌های موقوفه برپا می‌شود.[۴۰] هزینۀ ساخت، شهریۀ استادان و مصارف شبانه‌روزی طلاب نیز از کمک‌های مردمی و وجوهات شرعی تأمین می‌شود.[۴۱] ساختار فیزیکی مدارس دینی به‌طور معمول دارای یک یا چند اتاق درسی، خوابگاه طلاب، کتاب‌خانه و مسجد است.[۴۲] این مدارس به‌طور کامل مستقل از دولت است.[۴۳] حضور طلاب به‌طور ‌معمول شبانه‌روزی است و حضور استادان به‌صورت تمام‌وقت یا پاره‌وقت است. در مدارس دینی ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول فقه تدریس می‌شود و امروزه در مدرسه‌های دینی بزرگ تا مدارج و سطوح عالی این دروس نیز تدریس می‌شود.[۴۴]

کارکردهای مدارس دینی شیعیان افغانستان

مدارس دینی شیعیان در افغانستان، فراتر از نهادهای فقط آموزشی، به کانون‌های حیات دینی و اجتماعی تبدیل شده‌ است که نقش چندبعدی در تحولات جامعه ایفا می‌کند. این مراکز علمی علاوه‌بر تربیت طلاب و ترویج معارف اسلامی، به‌عنوان پایگاه‌های تبلیغ و تبیین آموزه‌های دینی عمل کرده‌ و در صیانت از ارزش‌های مذهبی در برابر جریان‌های انحرافی پیشگام بوده‌ است. علمای این مدارس با حضور فعال در عرصه‌های اجتماعی، نقش میانجی‌گرانۀ مؤثری در حل و فصل اختلافات خانوادگی و تنش‌های محلی ایفا کرده‌اند که این امر به تقویت انسجام اجتماعی و کاهش نزاع‌های درون‌جامعه‌ای منجر شده است.[۴۵]

در دوره‌های حساس تاریخی، این نهادهای دینی به پناهگاه‌های امن معنوی و سیاسی برای جامعۀ شیعه تبدیل شده‌ است. برای مثال در دوران تجاوز نظامی شوروی به افغانستان، مدارس دینی با حفظ ساختار آموزشی خود، به کانون‌های مقاومت فرهنگی و سازمان‌دهی مبارزات مردمی بدل شد. همچنین در دوره‌های سرکوب داخلی علیه شیعیان و هزاره‌ها، این مراکز با ارائه پشتیبانی‌های فکری و روحی، نقش حامیان استوار مردم را ایفا کرد. نویسندگان معتقدند که این نقش‌آفرینی چندبعدی، جایگاه ممتاز مدارس دینی شیعیان را در تحولات اجتماعی و سیاسی افغانستان به خوبی تبیین می‌نماید.[۴۶]

مدارس دینی دخترانه در میان شیعیان افغانستان

در گذشته علاقه به آموزش دختران در فرهنگ هزاره کم‌رنگ بود؛ اما پس از تحول مثبت نظام آموزشی کشور در دورۀ جمهوری اسلامی افغانستان و برگشت مهاجرین هزاره و زنان دانش‌آموختۀ دینی، در کنار مدارس مدرن، در برخی مناطق هزارستان، مدارس دینی دخترانه نیز ایجاد شد و مورد استقبال جامعه قرار گرفت. با حاکمیت دوبارۀ طالبان و بسته‌شدن درب‌های مدارس مدرن به روی دختران، مراجعۀ دختران هزاره به مدارس دینی افزایش یافته است.[۴۷]

سبک آموزش و تربیت در مدارس شیعیان افغانستان

سبک آموزش و تربیت در مدارس شیعیان ویژگی‌هایی دارد که طی قرن‌ها تکامل یافته و شخصیت‌های برجسته‌ای را پرورش داده است:

1. روابط استاد و شاگردی: در مدارس شیعیان افغانستان بر اساس سنت‌های همیشگی حوزه‌های علمیه شیعه، بر رابطۀ عمیق و صمیمی بین استاد و شاگرد تأکید وجود دارد. این رابطه فراتر از ارتباط رسمی آموزشی است و شامل راهنمایی‌های اخلاقی و تربیتی نیز می‌شود. مدرسان و مربیان الگوهای عملی برای طلاب محسوب می‌شوند. شاگردان با مطالعۀ متون مثل «آداب المتعلمین» شیوۀ تعامل با استاد و موفقیت در تحصیل را یاد می‌گیرند.

2. سنت مباحثه: در مدارس شعیان افغانستان، سنت مباحثه گروهی از ارکان اصلی آموزش است. طلاب پس از هر درس به‌صورت گروهی به بررسی و نقد مطالب می‌پردازند. این روش نه تنها باعث تعمیق یادگیری می‌شود، بلکه مهارت‌های استدلال، انتقادپذیری و دفاع از دیدگاه‌های علمی و روحیۀ انتقادی را در طلاب تقویت می‌کند.

3. تدریس همراه با تحصیل: حوزه‌ها از روش «تدریس همزمان با تحصیل» استفاده می‌کنند. طلاب سطوح بالاتر مسئولیت تدریس به طلاب سطوح پایین‌تر را بر عهده می‌گیرند. این سیستم هم به تثبیت دانش طلاب مدرس کمک می‌کند و هم فضای یادگیری مشارکتی ایجاد می‌کند.

4. تربیت سخنوران و مبلغان: یکی از ویژگی‌های بارز حوزه‌ها، توجه ویژه به مهارت‌های سخنوری و تبلیغ است. برنامه‌های منظم مباحثه، سخنرانی‌های تمرینی و کلاس‌های عملی خطابه، طلاب را برای ایفای نقش مبلغان توانا آماده می‌سازد. این سبک آموزش باعث شده است که مدارس شیعیان شخصیت‌های برجسته‌ای را پرورش دهند.[۴۸]

مناسبات مدارس دینی شیعیان با حوزه‌های علمیۀ قم و نجف

حوزۀ علمیۀ قم و حوزه علمیۀ نجف، نقش مکمل مدارس دینی شیعیان افغانستان را ایفا می‌کنند. در گذشته بیشتر فارغ‌التحصیلان این مدارس برای تکمیل سطوح عالی، به نجف سفر می‌کردند، اما امروزه با رونق‌گرفتن حوزۀ علمیۀ قم، بیشتر در شهر قم و در جامعه المصطفی العالمیه ادامۀ تحصیل می‌دهند. برخی از دانش‌آموختگان حوزه‌های علمیه قم و نجف با برگشت به افغانستان، سطوح عالی دروس دینی را در این کشور تدریس می‌کنند.[۴۹]

چالش‌های مدارس دینی شیعیان

امروزه مدارس دینی شیعیان در رقابت با مراکز آموزشی دیگر، دچار رکود شده است؛ در آسیب‌شناسی این چالش، برخی کارشناسان به عوامل گوناگونی توجه کرده‌اند، از جمله: مشکلات اقتصادی، نداشتن رسمیت دولتی، نبود مدرک، طولانی‌بودن دورۀ آموزشی، بروز نبودن مواد آموزشی، نبود رشته‌های تخصصی و مخالفت برخی استادان مدارس دینی با علوم روز.[۵۰]

مؤسسان مدارس دینی شیعیان افغانستان

در تاریخ پرچالش افغانستان، گروهی از عالمان دینی با درک ضرورت احیای ارزش‌های اسلامی، نهضتی آموزش دینی را در دوره‌های بسیار حساس به‌ویژه بعد از نسل‌کشی هزاره‌های افغانستان که نماد شیعیان این کشور محسوب می‌شوند، پایه‌گذاری کردند که تأثیری ماندگار بر هویت دینی و تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعۀ هزاره گذاشت. تعداد این عالمان اثرگذار زیاد بوده و شماری از آنها در ذیل به‌عنوان نمونه است:

میرزاحسین دره‌صوفی

میرزاحسین دره‌صوفی (۱۲۶۰-۱۳۳۰ش) پیشگام نهضت احیای آموزش دینی شیعیان در دورۀ پس از نسل‌کشی هزاره‌ها توسط امیر عبدالرحمان خان شمرده می‌شود که با تأسیس نخستین مدرسۀ دینی در منطقۀ «سرولنگ» السوالی دره‌صوف، تحولی بنیادین در نظام آموزشی مناطق شیعه‌نشین ایجاد کرد.

این اقدام شجاعانه که در اوج سرکوب و محدودیت‌های حکومتی علیه هزاره‌ها صورت گرفت، به‌عنوان جرقه‌ای برای گسترش مدارس دینی در دیگر مناطق هزاره‌نشین عمل کرد و الهام‌بخش علمای بعدی برای تأسیس مراکز آموزش دینی و فعالیت‌های فرهنگی در کابل و سایر نقاط کشور شد.

وی با رویکردی جامع‌نگر، ضمن توجه به آموزش معارف اهل‌بیت، گفتمان وحدت مذهبی و کاهش تنش‌های قومی را در دستور کار خود قرار داد. تأثیر اقدامات مبارزاتی، فرهگی و تقریبی وی به حدی بود که به الگویی برای مدارس بعدی تبدیل شد و باعث تحولات فرهنگی و علمی در جامعۀ شیعیان افغانستان شد.[۵۱]

غلام‌حسن پدردار

غلام‌حسن پدردار ( متولد ۱۲۸۰ش) از علمای مبارز و مؤسسان حوزه‌های علمیه در شمال افغانستان بود. وی پس از تحصیل مقدمات در بلخاب، برای تکمیل علوم حوزوی به نجف مهاجرت کرد و در نزد مراجعی چون ابوالقاسم خویی و حکیم به درجۀ اجتهاد رسید.[۵۲]  پدردار با بازگشت به افغانستان، با تأسیس مدارس متعددی از جمله حسنیه باجگاه و دره چیوک، به احیای معارف اهل‌بیت در مناطق شمالی پرداخت. این مدارس به کانون‌های اصلی تربیت طلاب تبدیل شد و نقش به‌سزایی در مقابله با غربت فرهنگی شیعیان ایفا کرد. فعالیت‌های آموزشی و تبلیغی او، زمینه‌ساز بیداری دینی در مناطق مرکزی و شمالی افغانستان شد.[۵۳]

خادم‌حسین کوه‌بیرونی

در تاریک‌ترین دوران محرومیت شیعیان افغانستان، خادم حسین کوه‌بیرونی (۱۲۸۶-۱۳۵۸ش) با تأسیس سه مرکز علمی در مناطق محروم، تحولی ماندگار در آموزش دینی ایجاد کرد. تحصیلات عمیق حوزوی در نجف نزد مراجعی چون حکیم و خویی، او را به چهره‌ای بی‌بدیل در فقه و اصول تبدیل کرده بود.  

بازگشت او به افغانستان در ۱۳۳۶ش آغازی بود بر جنبش آموزشی که تا امروز ادامه دارد. مدرسۀ علمیۀ کوه‌بیرون السوالی بهسود که به نجف کوچک شهرت یافته بود، منشأ تربیت عالمان برجسته در منطقه شد. سپس مدرسۀ دهن‌غوری را در بغلان و امام صادق را در سمنگان تأسیس کرد. در اوج سرکوب‌های کمونیستی، این مدارس به سنگرهای مقاومت فرهنگی تبدیل شد. شاگردان پرورش‌یافته در این مکتب، امروزه نیز جزو مبلغان مهم دینی در سراسر افغانستان هستند.[۵۴]

قربان‌علی وحیدی جاغوری

وحیدی از چهره‌های تأثیرگذار روحانی شیعه در افغانستان بود که در گسترش علوم حوزوی و معارف اهل‌بیت تلاش‌های چشمگیری داشت. متولد ۱۲۹۱ش در قریه اودقول جاغوری، تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند و سپس برای تکمیل دانش دینی به مشهد و نجف مهاجرت کرد. پس از بازگشت به افغانستان، فعالیت‌های علمی و فرهنگی خود را با تأسیس مدارس و تربیت طلاب آغاز کرد.  

از مهم‌ترین اقدامات او بنیان‌گذاری اولین مدرسۀ دینی در اودقول السوالی جاغوری بود که به کانونی برای آموزش علوم اسلامی تبدیل شد. وی با ایجاد مدارس، مساجد و حسینیه‌ها در مناطق مختلف از جمله جاغوری، کابل و بغلان، زمینۀ آموزش معارف اهل‌بیت را برای طلاب و عموم مردم فراهم کرد. روش تدریس او به گونه‌ای بود که شاگردانش نه‌تنها در علوم حوزوی، بلکه در اخلاق و مبارزه برای حق نیز پرورش می‌یافتند. از شاگردان برجسته او می‌توان به محمدآصف محسنی قندهاری اشاره کرد که تحت تعلیمات وی رشد یافت و بعدها به یکی از عالمان مشهور شیعه در افغانستان تبدیل شد.[۵۵]

محمدسلطان ترکستانی

محمدسلطان ترکستانی فردی عالم، مردمی و متواضع بود که بیش از دو دهه در شهر مزارشریف در حوزه‌های مختلف علمی، فرهنگی و اجتماعی فعالیت داشت. او نقش مهمی در توسعۀ زیرساخت‌های مذهبی و آموزش در شمال کشور ایفا کرد، به‌گونه‌ای که جایگاهش در تاریخ این منطقه بی‌نظیر است.

او با شروع فعالیت‌هایش در مزارشریف، همواره بر گسترش علم و معارف اهلبیت تمرکز داشت. در کنار تدریس درس‌های فقه و اصول، تلاش کرد تا مدارس و مراکز دینی متعددی را بنا یا تعمیر کند و منشأ تولید علم و ترویج معارف اهل‌بیت باشد. مدرسۀ بزرگ و معروف «سلطانیه» مزار شریف که عالمان برجسته و اثرگذار از جمله عبدالعلی مزاری، چهرۀ مشهور سیاسی و رهبر مقاومت ضد استبداد در افغانستان را تربیت کرد، از جمله یادگارهای وی است.

وی همچنین اهتمام داشت تا حوزه‌های علمیه را از حالت محدود و محدودکننده به مراتب بزرگ‌تر و تأثیرگذارتر تبدیل کند و در این مسیر، به تربیت شاگردانی پرداخت که امروز در جایگاه علمای دین و رهبران معنوی تاثیرگذار در جامعه شناخته می‌شوند. حضور و فعالیت‌های او بر توسعه علمی، ترویج فرهنگ اسلامی و تقویت همبستگی مذهبی در مناطق همجوار نقش مؤثری داشت و همچنان اثرات این تلاش‌ها در گذر زمان پابرجا است.[۵۶]

سیدمحمد سرور واعظ بهسودی

سید محمدسرور واعظ بهسودی (۱۲۹۵-۱۳۵۷ش) از عالمان تأثیرگذار افغانستان محسوب می‌شود که پس از تحصیلات حوزوی در نجف و اخذ اجازه اجتهاد از آیت‌الله حکیم، به افغانستان بازگشت و به احیای مراکز دینی پرداخت. وی با تأسیس مدارس علمیه محمدیه در بهسود و کابل، همچنین مسجد محمدیه، نقش مهمی در تربیت طلاب و ترویج معارف اسلامی ایفا کرد. واعظ بهسودی با راه‌اندازی ماهنامۀ برهان به مبارزه فکری با اندیشه‌های مارکسیستی پرداخت. وی در ۱۳۵۷ش توسط رژیم کمونیستی دستگیر شد و به شهادت رسید.[۵۷]

قربان‌علی محقق کابلی

قربانعلی محقق کابلی (۱۳۰۷-۱۳۹۸ش) از مراجع تقلید برجستۀ شیعیان افغانستان، به نظام آموزشی حوزوی این کشور رونق بخشید.[۵۸] وی مدارس متعددی از جمله مدرسۀ علمیۀ جامعة‌الاسلام در کابل و مزارشریف، حوزه علمیه الزهرا در دایکندی و مجتمع علمی-فرهنگی در بامیان را تأسیس و تحولی بنیادین در نظام آموزشی شیعیان افغانستان ایجاد کرد.[۵۹]

این مراکز علمی به کانون‌های اصلی تربیت طلاب و ترویج معارف اهل‌بیت در دوران پرچالش معاصر تبدیل شد.[۶۰] محقق کابلی همچنین با بنیان‌گذاری نماز جمعه شیعیان در کابل، گام بلندی در رسمیت بخشیدن به فعالیت‌ها و آیین‌های مذهبی شیعیان برداشت.[۶۱] آثار علمی متعدد وی در زمینۀ فقه و اصول از جمله منهاج‌الصلحاء و تحریر العروه، منابع درسی مهمی برای طلاب[۶۲] و شاگردان برجسته‌ای که در این مراکز علمی تربیت یافتند، امروزه از عالمان تأثیرگذار افغانستان محسوب می‌شود.[۶۳]

آخوند محمداسحاق 

آخوند محمداسحاق در ۱۳۰۷ش در منطقۀ «زیرچغت» ولایت سرپل به دنیا آمد و پس از تحصیلات ابتدایی، علوم دینی را در مدارس شاهمرد و دهان‌شرد فراگرفت.[۶۴] وی بعد از تکمیل تحصیلات دینی خود در نجف، به وطن بازگشت و به تأسیس مراکز دینی و مدرسه علمیه در سوزمه‌قلعه، به تربیت طلاب و ترویج معارف اسلامی پرداخت. در جریان کودتای کمونیستی، رهبری مقاومت مردمی را بر عهده گرفت و در خط مقدم نبردها حضور یافت.[۶۵] او در ۱۳۵۸ش به شهادت رسید و به نمادی از مقاومت عالمان دینی در برابر ستم تبدیل شد.[۶۶]

خادم حسین فاضل ورسی

خادم حسین فاضل ورسی (متولد ۱۳۰۸ش در ورس بامیان) از برجسته‌ترین عالمان دینی افغانستان است که با تأسیس مراکز علمی و تربیت نسل جدیدی از طلاب، نهضت آموزشی نوینی را در مناطق شیعه‌نشین افغانستان بنیان گذاشت. پس از تحصیلات مقدماتی در حوزه‌های علمیۀ ورس، بهسود و یکه‌ولنگ، در ۱۳۳۵ش برای تکمیل تحصیلات به نجف مهاجرت کرد و از محضر مراجعی چون خوئی و شهید صدر بهره برد.

با بازگشت به افغانستان، حوزه‌علمیۀ ورس را تأسیس و به مدت ۱۵ سال به تدریس سطوح عالی حوزوی پرداخت. این مرکز به کانونی برای تربیت طلاب و حل اختلافات اجتماعی تبدیل شد. پس از کودتای ۱۳۵۷ش به ایران مهاجرت و به تألیف و تحقیق در حوزۀ علمیۀ مشهد مشغول شد. آثار علمی وی در زمینه‌های فقه، اصول، تفسیر و کلام، گنجینۀ ارزشمندی برای جامعۀ علمی شیعیان افغانستان محسوب می‌شود. تلاش‌های آموزشی و تألیفی وی سهم مهم در احیای آموزش دینی و تقویت بنیان‌های علمی حوزه‌های شیعی افغانستان داشته است.[۶۷]

محمدآصف محسنی

محمدآصف محسنی (۱۳۱۴-۱۳۹۸ش) از چهره‌های مهم معاصر احیاگران مدارس دینی در افغانستان محسوب می‌شود. وی با تأسیس حوزۀ علمیۀ خاتم‌النبیین در کابل و قندهار و مراکز علمی دیگر، نظام آموزشی شیعیان افغانستان را نوسازی کرد و این مراکز به کانون‌های اصلی تربیت طلاب تبدیل شد.

محسنی همچنین با ایجاد شبکه‌های رسانه‌ای و فرهنگی، بستر مناسبی برای ترویج معارف اسلامی فراهم ساخت. آثار متعدد علمی او در زمینه‌های فقه، اصول و حدیث، منابع ارزشمندی برای طلاب علوم دینی به شمار می‌رود. فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی وی، تحولی ماندگار در نظام حوزوی افغانستان ایجاد کرده است.[۶۸]

محمدهاشم صالحی مدرس

محمدهاشم صالحی مدرس از چهره‌های برجستۀ علمی و فرهنگی افغانستان محسوب می‌شود که خدمات گسترده‌ای در زمینه توسعۀ معارف اهل‌بیت و تربیت طلاب داشته است. وی در سال ۱۳۲۴ش در خانواده‌ای مذهبی در ولایت پروان به دنیا آمد و از کودکی مسیر تحصیل علوم دینی را در پیش گرفت.

تحصیلات حوزوی خود را ابتدا در کابل و سپس در نجف اشرف نزد استادانی چون امام خمینی، ابوالقاسم خویی و شهید صدر تکمیل کرد. پس از اخراج از عراق توسط رژیم بعث، به مدت ۲۴ سال در قم به تدریس سطوح عالی حوزوی پرداخت و شاگردان بسیاری از کشورهای مختلف تربیت کرد.

از مهم‌ترین اقدامات وی می‌توان به تأسیس دو مدرسه علمیه «رسالت» و «ولایت» در کابل و بامیان اشاره کرد که در گسترش علوم حوزوی در افغانستان اثرگذار بوده است. همچنین ساخت مسجد جامع الزهرا در کابل و چندین مسجد و حسینیه دیگر در مناطق مختلف از خدمات عمرانی وی محسوب می‌شود.[۶۹]

نقش مدارس دینی شیعیان در زندگی روزمره مردم

نظام آموزش دینی شیعیان در افغانستان از طریق شبکه گسترده‌ای از مساجد، حسینیه‌ها و مراکز مذهبی، حضور دانش‌آموختگان و مربیان این مدارس، تأثیر عمیقی بر سبک زندگی و رفتارهای روزمره مردم می‌گذارد. روحانیون و مبلغان دینی و حضور دایمی ملاامامان درمیان مردم با بهره‌گیری از مناسبت‌های مذهبی، اجتماعی و فرهنگی، معارف اسلامی را در لایه‌های مختلف جامعه نهادینه می‌کنند. در ذیل به چند مورد اشاره شده است:

1. در مناسبت‌های مذهبی مانند اعیاد فطر، قربان و غدیر، آموزش‌های دینی در قالب مراسم شادمانی ارائه می‌شود. شیعیان افغانستان این مناسبت‌ها را با حضور در مساجد و حسینیه‌ها گرامی می‌دارند و از فرصت دیدوبازدیدها برای تبادل معارف دینی استفاده می‌کنند. در ایام ولادت معصومین نیز مجالس سخنرانی و مدیحه‌سرایی به‌عنوان فرصت‌های آموزشی مورد توجه قرار می‌گیرد.[۷۰]

2. مراسم سوگواری محرم و صفر به‌عنوان یکی از مؤثرترین بسترهای آموزشی عمل می‌کند. در این ایام، مجالس روضه‌خوانی، تعزیه و سخنرانی‌های تربیتی برگزار می‌شود که ضمن زنده‌نگاه‌داشتن یاد شهدای کربلا، معارف اسلامی را نیز منتقل می‌کند. سنت‌هایی مانند «جمعه‌خوانی» و «منقبت‌خوانی» نیز به‌عنوان محافل آموزشی غیررسمی مورد استفاده قرار می‌گیرند. مراسم جمعه‌خوانی بیشتر در فصل زمستان که مردم فراغت بیشتری دارند، برگزار می‌شود. سنت جمعه‌خوانی در سال‌های اخیر بسیار کم‌رنگ شده است.

3. تبلیغ چهره به چهره از دیگر نقش مدارس در زندگی مردم است که تأثیرگذاری زیادی دارد. به‌همین دلیل، روحانی محل که حضور دایمی بین مردم دارد، در مناسبت‌های مختلف از این روش برای آموزش و تبلیغ بهره می‌گیرد. برای مثال هنگام صرف غذا که به‌طور معمول به همراه میزبان است، در جمع خانوادگی حاضر می‌شود و به بیان مسائل اخلاقی، ارائه مشاوره، حل اختلافات خانوادگی و پاسخگویی به پرسش‌های شرعی می‌پردازد. این رویکرد در تحکیم بنیان خانواده، کاهش مشکلات و ترویج اخلاق در جامعه بسیار مؤثر است. در این جلسات، اگر رفتار ناشایست یا هنجارشکنی از فردی سر بزند، روحانی محل با واکنش مناسب و به موقع، آن را مدیریت می‌کند که این امر به نوبه خود موجب پیشگیری از بسیاری از مشکلات احتمالی می‌شود.[۷۱]

4. در مجالس ترحیم و فاتحه، علاوه‌بر قرائت قرآن کریم فرصتی برای بیان معارف دینی فراهم می‌شود. آیین «تلقین میت» ضمن آموزش اصول دین به مرده، در واقع مخاطبان زنده را مورد خطاب قرار می‌دهد. حضور روحانیون در مراسم‌های ختم قرآن، نذورات، مهمانی‌ها و مراسم خانوادگی، از تولد تا ازدواج، به‌عنوان فرصتی برای آموزش غیرمستقیم مورد توجه است. حتی در مراسم ساده‌ای مانند «اذان گفتن در گوش نوزاد»، نخستین پیام‌های دینی به نسل جدید منتقل می‌شود. در مجالس عروسی نیز با رعایت موازین شرعی، معارف اسلامی تبیین می‌شود.[۷۲]

5. آموزش رسانه‌ای در سال‌های اخیر از روش‌های دیگر نظام آموزش شیعیان است. برای مثال پخش برنامه‌های مذهبی در ماه رمضان، نیمه شعبان، ایام محرم، رعایت احکام شرعی ارتباط زن و مردم، رعایت حجاب و عفاف در برنامه‌ها، عدم نشر فیلم و سریال‌های مغایر با ارزش‌های اسلامی توسط شبکه‌های تلویزیونی شیعیان به‌یژه تلویزیون تمدن موجب شده است که تلویزیون تمدن در بین مردم افغانستان طرفداران زیادی پیدا کند.[۷۳] همچنین پخش برنامه‌های خاص دینی چون «عطر زندگی» پیرامون خانواده و برنامه «زن و جامعه در نگاه دینی» از برنامه‌های پرطرفداری است که در تلویزیون تمدن پخش می‌شود و سبک زندگی دینی را به خانواده و زنان آموزش می‌دهد.[۷۴]

6. مدارس دینی از طریق ملاامامان محلی با آموزش جزئیات احکام شرعی، مانند طهارت، نجاست، آداب نماز و روزه، کودکان را برای زندگی بر اساس موازین اسلامی آماده می‌سازند. تأثیر این آموزش‌ها چنان ژرف است که حتی اگر فردی به تحصیلات عالی دینی نپردازد، همان آموخته‌های ابتدایی برای دینداری او کفایت می‌کند. بسیاری از آداب و سنن مذهبی رایج در جامعه، ریشه در همین آموزش‌های ساده اما عمیق دارد.

7. آموزش هنر خط و خوشنویسی نیز در این نظام جایگاه ویژه‌ای دارد. البته امروزه این روش کمرنگ شده است. شاگردان با نوشتن عباراتی چون «بسم الله» و «یا علی» در کنار کسب مهارت نوشتاری، صفاتی چون صبر و نظم را در خود پرورش می‌دهند. استفاده از ابزار ساده‌ای مانند تخته‌چوبی و قلم نی، خود درس عملی قناعت و ساده‌زیستی در این نظام است.[۷۵]

نقش مدارس دینی شیعیان در عرصه سیاسی افغانستان

شیعیان در افغانستان از طریق شبکۀ گستردۀ علمای دین، در صحنۀ سیاسی کشور و حفظ هویت جامعۀ شیعه حضور فعال داشته است. این نظام که ریشه در سنت‌های عمیق مذهبی دارد، از دو رویکرد اساسی در مواجهه با ساختارهای سیاسی بهره برده است:

در رویکرد نخست، روحانیت شیعه با اتخاذ موضعی انعطاف‌ناپذیر، از هرگونه سازش با حکومت‌های ظالم و ناکارآمد خودداری ورزیده است. این موضعگیری ریشه در جایگاه اجتماعی والای علما دارد که همواره به‌عنوان پناهگاه مردمی و حافظ ارزش‌های دینی شناخته شده‌اند.

رویکرد دوم، مقاومت فعال و روشنگرانه در برابر استبداد بوده است. روحانیت شیعه با روشنگری دربارۀ ماهیت ظالمانۀ حکومت‌ها و افشای بی‌عدالتی‌های آنان، نقش محوری در بسیج مردمی ایفا کرده‌اند. این موضعگیری موجب شده که حاکمان در دوره‌های مختلف، از عبدالرحمن خان تا حکومت‌های متأخر، به سرکوب سیستماتیک روحانیون شیعه روی آورند. شهادت شخصیت‌هایی چون فیض محمد کاتب هزاره، سیداسماعیل بلخی، محمداسماعیل مبلغ و عبدالعلی مزاری، گواه این رویکردهای سیاسی است.

در مواجهه با قدرت‌های خارجی از جمله انگلیسی‌ها، شوروی‌ها و آمریکایی‌ها و همچنین گروه‌های تندرو مانند داعش و القاعده، علمای شیعه با حفظ وحدت جامعه و تقویت بنیۀ اعتقادی آن، مانع از اضمحلال هویت مذهبی شیعیان شده‌اند. حتی در سخت‌ترین شرایط، مانند دورۀ عبدالرحمن خان که شیعیان مجبور به شرکت در نمازهای جماعت اهل‌سنت می‌شدند، روحانیون با حفظ شبکه‌های آموزشی زیرزمینی، تداوم معارف شیعی را تضمین کرده‌اند.[۷۶]

نقش حوزه‌های علمیه نجف و قم بر آموزش شیعیان

گسترش فرهنگ و نمادهای شیعی

یکی از تأثیرهای مهم حوزه‌­های علمیه نجف و قم و دانش‌آموختگان آنها در افغانستان (به‌خصوص حوزۀ علمیۀ کهن نجف)، گسترش فرهنگ شیعی در میان جامعه است. جان.ال اسپوزیتو معتقد است که تغییرات فرهنگی در عراق و ایران باعث تغییر در فرهنگ افغانستان نیز می‌شود.[۷۷]

یکی از مهم­‌ترین برنامه‌­های دانش‌آموختگان مراکز دینی نجف، بعد از بازگشت به افغانستان فعالیت‌های فرهنگی بوده است. برای مثال قربان‌علی محقق کابلی در زمستان ۱۳۵۱ش از نجف به کابل بازگشت و تا اواخر ۱۳۵۷ش در آنجا ماند. تدریس علوم دینی، تبلیغ معارف اسلامی و بنیانگذاری چند مرکز اسلامی از فعالیت‌های فرهنگی وی در این مدت در کابل محسوب می‌شود. او مدرسه جامعةالاسلام را تأسیس کرد که از مراکز فعال برای طلاب علوم دینی است. همچنین ساخت مسجد امام خمینی را آغاز کرد که در اثر کودتای کمونیستی ناتمام ماند و چند سال بعد تکمیل شد. آیین‌های مذهبی نیز به‌خصوص عزاداری در ماه محرم و صفر، سخنرانی‌های جمعه و رمضان از سوی محقق کابلی برگزار می‌شد.[۷۸]

ایجاد و توسعه زیرساخت‌های آموزش دینی

به‌گواهی در افغانستان، آموزش و امکانات آموزشی، برای شیعیان، بسیار اندک بوده است. آموزش به‌طور سنّتی توسط روحانیان انجام می‌گرفته است. در مناطق هزارجات از مدارس جدید تا دهۀ ۱۳۴۰ش خبری نبود. دانش‌آموختگان حوزۀ علمیۀ نجف بعد از بازگشت، اولین زیرساخت­‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری را در افغانستان به وجود آوردند. آنان در کنار تدریس علوم دینی و تبلیغ معارف اهل‌بیت، بسیاری از مکاتب جدید را تأسیس کردند. همچنین از طریق مکتبخانه‌های سنتی و ملاامامی و آموزش‌های غیر مستقیم به توسعۀ آموزش دینی کمک کردند.[۷۹]

تأسیس حوزه‌های علمیه

علمای افغانستانی که برای تحصیل به نجف اشرف رفته بودند، پس از بازگشت به وطن، در سراسر مناطق شیعه‌نشین به تأسیس حوزه‌های علمیه همت گماردند. از جمله این شخصیت‌های برجسته می‌توان به نوراحمد تقدسی اشاره کرد. وی پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در کابل، راهی نجف شد و در محضر مراجع بزرگی چون حکیم و شاهرودی به تحصیل پرداخت. پس از بازگشت به افغانستان، در منطقه قلعۀ شهادۀ کابل، مدرسه علمیه مدینه‌العلم را تأسیس کرد که امروزه علاوه‌بر فعالیت‌های آموزشی، محل برگزاری نماز جمعه نیز است.

نمونه دیگر، آیت‌الله شیخ محمدامین افشار است که در سال‌های ۱۳۴۳-۱۳۴۴ش در قلعه فتح‌الله خان کابل، مدرسه علمیه مهدیه را بنیان نهاد. وی پس از تکمیل تحصیلات در نجف و بهره‌گیری از نزد نائینی، اصفهانی و عراقی، به افغانستان بازگشت و علاوه‌بر تأسیس مدرسه مهدیه، تکیه‌خانۀ عمومی وزیرآباد را نیز ایجاد کرد.[۸۰]

مدارس دیگر نیز توسط ده‌ها عالم تحصیل‌کرده در حوزه‌های علمیه نجف و قم در سراسر افغانستان پایه‌گذاری شده که در توسعۀ فرهنگ و معارف اهل‌بیت نقش مهم داشته است. برای مثال می‌توان از این مداس نام برد: مدرسۀ سید محمد سرور واعظ (کابل)، مدرسۀ سید علی بهشتی (ورس بامیان)، مدرسۀ صادقیه (هرات)، مجتمع علمی و فرهنگی غوری، مدرسۀ رسالت، مدرسه مهدویه (کابل)، مدرسۀ سلطانیه (مزار شریف)، مدرسۀ جعفریه (هرات)، مدرسۀ امیرالمؤمنین (مزار شریف) مدرسۀ جعفریه (مزار شریف)، مدرسۀ امام حسن (هرات)، مدرسۀ امام حسین (هرات)، مدرسۀ خاتم‌الانبیاء (هرات)، مدرسۀ بقیةالله (هرات)، مدرسۀ مترقیه (هرات)، مدرسۀ محمدیه تپه سلام (کابل) و ده‌ها حوزه‌های علمیه در مناطق روستایی از جمله در جاغوری، بلخاب، یکه‌ولنگ، بهسود، کابل، هرات، بلخ، قندهار، ارزگان، مرکز غزنی، بدخشان (فیضیه در شهرستان درواز) و پنجاب.[۸۱]

بنیان‌گذاری مراکز دانشگاهی

امروزه دانشگاه‌ها و مؤسسات تحصیلات عالی بسیاری وجود دارد که به دست دانش‌آموختگان حوزه‌های علمیه به‌ویژه حوزۀ علمیۀ قم راه‌اندازی شده‌اند. بسیاری از طلاب و دانش‌پژوهان علوم دینی افغانستان در کنار دروس حوزوی در قم، به مطالعات جدید و علوم غیر حوزوی نیز روی آورند. برای مثال دانشگاه بامیان و مؤسسۀ تحصیلات عالی بامیکا در بامیان، دانشگاه ابن‌سینا، دانشگاه خاتم‌النبیین، دانشگاه کاتب، دانشگاه غرجستان، خواجه عبدالله انصاری در هرات، ناصر خسرو دایکندی، گوهرشاد، ابوریحان بیرونی و رهنورد در مزار، را یا طلاب افغانستانی تأسیس کرده‌اند و یا دانش‌آخوتگان حوزه‌ها در این مراکز حضور فعال داشته و کادرهای علمی این مراکز را به عهده‌ دارند.[۸۲]

تأسیس و گسترش رسانه

در افغانستان پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی، بسترهای لازم برای ایجاد رسانه‌ها به وجود آمد که دانش‌آموختگان حوزه‌­های علمیه به‌ویژه حوزۀ علمیۀ قم پیشگام بوده‌اند.

1. رسانه‌های تصویری: دانش‌آموختگان مراکز دینی نجف و قم در رسانه­‌های تصویری افغانستان مانند تلویزیون­‌ها نقش برجسته و فعال داشته‌اند. تلویزیون کوثر و تمدن را که نوراحمد تقدسی و محمدآصف محسنی، در کابل تأسیس کرده‌اند، نمونه‌ای از تأثیرگذاری حوزه‌های علمیه نجف و قم است.

2. رسانه‌­های شنیداری: فارغ‌التحصیلان حوزه‌های علمیه همانند حضور در رسانه‌های تصویری در رسانه‌های شنیداری نیز حضوری چشمگیر داشته‌اند. تاکنون چندین رادیو توسط فارغ‌التحصیلان حوزه‌های علمیه نجف و قم راه‌اندازی شده است.

3. رسانه­‌های نوشتاری: شیعیان در مباحث فرهنگی در تاریخ افغانستان پیشگام و دست اندر کار بوده‌اند. برای مثال در زمان جمهوری اسلامی حداقل ۵۰درصد مطبوعات افغانستان به دست فرهنگیان شیعه تولید، تغذیه و اداره می‌شد که دانش‌­آموختگان دینی سبب اصلی در این پیشگامی بودند.

4. سایت‌های اینترنتی و شبکه‌های مجازی: در عرصۀ رسانه­‌های مجازی (اینترنت) نیز حضور طلاب و روحانیون، از سایت‌ها و وبلاگ‌های شخصی گرفته تا سایت‌های رسمی احزاب، نهادهای علمی، فرهنگی، مذهبی، ادبی، هنری، آموزشی و مطبوعاتی بسیار پر رنگ و توجه برانگیز است. بسیاری از این سایت‌ها و وبلاگ‌ها به چندین زبان بروز می‌شود.[۸۳]

تأسیس کتابخانه

در حوزۀ آثار مکتوب، ضعفی آشکار در جامعۀ شیعی افغانستان وجود دارد. در دو سدۀ اخیر، به‌جز دو دهۀ اخیر، تولید آثار مکتوب در حد پایینی قرار داشته است. با توجه به این فقر فرهنگی در افغانستان، علمای دین برای ایجاد دگرگونی مثبت در جامعه، کتابخانه‌­هایی را در مناطق مختلف افغانستان تأسیس کرده‌اند. در این میان، اولین سنگ‌بنای کتابخانه­‌ها در افغانستان از طرف دانش‌آموختگان حوزه‌های علمیه نجف و قم پایه‌گذاری شده است. برای مثال کتابخانۀ دارالقرآن در کابل، دو کتابخانه در لعل به‌نام‌های «رسالت» و «بصیرت» بنا شد که کتاب­‌های ارزندۀ علمی، تاریخی، اجتماعی و اقتصادی را به در خود جای داده است. در مناطق دیگر افغانستان از جمله دایکندی، بامیان (پنجاب، یکاولنگ و ورس)، سمت شمال، بهسود، پروان و جاغوری نیز چنین کتابخانه­‌های توسط علمای بازگشته از حوزۀ علمیۀ نجف و قم تأسیس شده است.[۸۴]

فقاهت و مرجعیت دینی در مدارس شیعیان افغانستان

در عرصه علم اجتهاد و مرجعیت دینی، مدارس و حوزه‌های علمیه شیعه در افغانستان تاریخچه‌ای درخشان دارد. «ابو خالد کابلی» یکی از اصحاب امام زین‌العابدین، نقش مهمی در بنیان‌گذاری این عرصه ایفا کرده است. باکوشش ملا محمدکاظم هروی خراسانی و با نگارش اثر ارزشمند «کفایة الأصول» توسط وی، این جهاد علمی ادامه پیدا کرد. خراسانی در دوران قتل‌عام مردم هزاره توسط امیرعبدالرحمان خان در عراق زندگی می‌کرد و پس از درگشت میرزای شیرازی، مسئولیت زعامت حوزه‌های علمیه را بر عهده گرفت.

در دوران معاصر، عالمان بزرگی مانند فیض‌محمد کاتب هزاره به‌عنوان عالم برجستۀ دینی با نگارش «سراج التواریخ»، هویت تاریخی مردم هزاره و شیعیان را احیاکردند و زحمات آنان در آموزش و ترویج علوم دینی منجر به تقویت و استحکام حوزه‌های علمیه شد. پس از کاتب هزاره، نسل جدیدی از جمله ملا محمدافضل ارزگانی و ده‌ها عالم دیگر، برای تحصیل به نجف مهاجرت کردند و بعد از چندین سال تحصیل و تحقیق، بیشتر این عالمان گواهی اجتهاد از مراجع بزرگ نجف را دریافت کردند اما اعلام مرجعیت نکردند.[۸۵]

در دهه هفتاد شمسی، شیعیان افغانستان با اعتماد کامل به اخلاص، صداقت و علم قربان‌علی محقق کابلی، در شرایط حساس و نیازهای شرعی و ملی، از وی درخواست کردند که مرجعیت دینی شیعیان این کشور را بپذیرند. در پاسخ به این تقاضای جمعی و وظیفه‌ای شرعی، وی در ۲۳ شهریور ۱۳۷۳ش وظیفۀ مرجعیت را به عهده گرفت.

با اعلام مرجعیت دینی و علمی محقق کابلی، محبوبیت و مشروعیت مرجعیت در میان جامعۀ تشیع افغانستان تقویت شد. این رویداد به‌عنوان نماد استقلال فکری و سیاسی علمای شیعه افغانستان شناخته شد و اتهامات گذشته مبنی بر وابستگی علمای شیعه به مراجع خارجی را رد کرد.[۸۶]

اعلام مرجعیت از سوی محمداسحاق فیاض (متولد ۱۳۰۹ش و از شیعیان هزارۀ افغانستان)، مرجعیت دینی مدارس شیعیان افغانستان را پربارتر کرد. گرچه وی مرجعیت خود را در دوران زعامت خویی آغاز کرده بود اما به احترام استاد بزرگوار خود تا سال‌ها از انتشار رسالۀ عملیه خودداری کرد و مقلدین را به خویی ارجاع می‌داد. پس از اصرار فراوان مردم، سرانجام رسالۀ عملیۀ خود را منتشر ساخت.[۸۷] وی از جمله مراجعی است که سید محمدصدر به مقلدان خود توصیه کرده بود.[۸۸] پس از سقوط نظام بعثی در عراق، دفاتر نمایندگی این مرجع تقلید در کشورهای ایران، افغانستان و پاکستان تأسیس شد.[۸۹]

مرکز مطالعات استراتژیک سلطنتی اردن که هر سال ۵۰۰ شخصیت تأثیرگذار مسلمان را معرفی می‌کند، در گزارش ۲۰۲۲م، آیت‌الله فیاض را به‌عنوان یکی از دو استاد برجستۀ حوزۀ علمۀ شیعه و از چهره‌های سرشناس جهان اسلام معرفی کرده است. این نهاد بین‌المللی بر نفوذ و احترام گسترده وی در میان شیعیان، به‌ویژه در منطقه جنوب آسیا تأکید کرده است. جایگاه علمی و مرجعیت دینی آیت‌الله فیاض در عراق و دیگر کشورهای اسلامی مورد توجه خاص محافل علمی و دینی قرار دارد.[۹۰] محمدباقر فاضلی بهسودی، مرجع و استاد درس خارج در حوزۀ علمیه قم[۹۱] و غلام‌عباس واعظ‌زاده بهسودی، مرجع و استاد درس خارج در حوزۀ علمیه کابل، از دیگر مراجع تقلید تأثیرگذاری مدارس شیعیان افغانستان محسوب می‌شوند که رسالۀ عملیه چاپ کرده‌اند.[۹۲]

وضعیت امروزی مدارس شیعیان افغانستان

در حال‌حاضر در مناطق اصلی شیعه‌نشین افغانستان مانند کابل، بامیان، یکاولنگ، قندهار و هرات مدارس علمیۀ متعددی فعال است. تنها در کابل حدود ۱۵ مدرسۀ دینی شیعی تحت مدیریت شورای مرکزی فعالیت می‌کنند که حدود ۱۲۰۰ طلبه در آنها مشغول تحصیل هستند. حوزۀ علمیۀ خاتم‌الانبیاء که توسط محمدآصف محسنی تأسیس شده و مدرسۀ جامعه الاسلام محقق کابلی از مراکز مهم علمی شیعیان در پایتخت افغانستان شمرده می‌شود. همچنین حوزه علمیه رسالت کابل به مدیریت محمدهاشم صالحی با دارا بودن ۲۷۰ طلبۀ شبانه‌روزی و ارائه دروس تا سطح خارج، از مراکز پیشرو در شهر کابل است.[۹۳]

مدرسه دارالمعارف اهل‌بیت واقع در غرب کابل از دیگر مدارس مهم در پایتخت کشور است که با داشتن تشکیلات مدرن و ساختار سازمان‌یافته، تحت مدیریت واعظ‌زادۀ بهسودی، از مراجع جوان تقلید شیعیان، درس‌های دینی را از سطح مبتدی تا خارج اصول و فقه پوشش می‌دهد.[۹۴]

امروزه مدارس دینی شیعیان افغانستان ارتباط نزدیکی با مراکز حوزوی قم و نجف دارد. «جامعه المصطفی العالمیه» در حمایت از این مدارس نقش مهم اساسی ایفا می‌کند. بسیاری از طلاب افغانستانی که در ایران تحصیل می‌کنند و برخی از اساتید ایرانی نیز برای تدریس به افغانستان اعزام می‌شوند.[۹۵]

دست‌آوردهای مهم مدارس شیعیان افغانستان

رسمیت‌یافتن حقوق مذهبی شیعیان در قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان، گنجاندن تعالیم شیعه در کتب درسی مدارس دولتی در دوره جمهوری اسلامی افغانستان، حضور در شورای علمای سراسری افغانستان، تشکیل شورای علمای شیعیان، تشکیل شورای اخوت میان علمای شیعه و سنی، توسعۀ کمی و کیفی مدارس علمیه در سال‌های اخیر، تربیت نسل جدیدی از طلاب در سطوح مختلف، از جمله دست‌آوردهای مهم مدارس شیعیان افغانستان محسوب می‌شود.[۹۶]

مدارس اهل‌سنت در افغانستان

در نظام آموزشی گذشتۀ افغانستان، مدارس دینی اهل‌سنت به دو بخش دولتی و خصوصی تقسیم می‌شد. مدارس دولتی مانند مدرسۀ شاهی کابل (تأسیس شده در دورۀ عبدالرحمان خان)، دارالعلوم عربیه کابل (آغاز به کار در اوایل حکومت امان‌الله خان) و مدرسۀ علوم شرعیه (بنیان‌گذاری‌شده در ۱۳۲۳ش در دوره محمدظاهرشاه) از حمایت مالی و امکانات دولتی برخوردار بودند و به مراکز مهم آموزشی تبدیل شده بودند، چنانکه بسیاری از چهره‌های شاخص مجاهدین در این مراکز تحصیل کرده بودند.

در مقابل، مدارس خصوصی که به‌طور عمده در مساجد و مراکز کوچک‌تر توسط علمای محلی اداره می‌شد، به‌دلیل عدم برخورداری از حمایت‌های دولتی و کمبود منابع مالی، به تدریج جایگاه خود را از دست دادند و تحت الشعاع مدارس دولتی قرار گرفتند. این وضعیت منجر به تمرکز فعالیت‌های آموزشی در مراکز دولتی و تضعیف تدریجی نهادهای آموزشی خصوصی شد.[۹۷]

تحولات نظام آموزشی افغانستان در دهه‌های اخیر تحت تأثیر تحولات سیاسی و اجتماعی قرار گرفته است. پس از تهاجم شوروی و مهاجرت گسترده به پاکستان، احزاب جهادی به تأسیس مدارس دینی اقدام کردند.در دورۀ مجاهدین، سیاست تأسیس مدرسه دینی در هر ولسوالی اجرا شد که متأثر از الگوی آموزشی پاکستان بود.[۹۸] در حکومت اول طالبان، اکثر مراکز آموزشی به مدارس دینی تبدیل شد.[۹۹]

در دورۀ جمهوری اسلامی افغانستان، توسعۀ مدارس دولتی و خصوصی در دستور کار قرار گرفت، به‌طوری که در ۲۰۱۳م حدود ۳۰۰ مدرسه دولتی و ۱۳ هزار مدرسه خصوصی فعال بودند.[۱۰۰] پس از بازگشت طالبان به قدرت، تمرکز بر توسعه مدارس دینی افزایش یافته و محدودیت‌های آموزشی برای دختران موجب رونق این مدارس شده است.[۱۰۱] براساس آخرین گزارش‌ها، تعداد مدارس دینی اهل‌سنت به بیش از ۱۹ هزار مورد رسیده و در هر مرکز استان یک مدرسۀ دینی ویژه تأسیس شده است.[۱۰۲]

شرایط و برنامه‌های مدارس دینی اهل‌سنت

مدارس دینی به‌طور معمول شبانه‌روزی بوده و هزینه‌های مدارس دولتی بر عهدۀ دولت است. مدارس خصوصی منبع مشخصی ندارد و به‌طور عموم از کمک‌های مردمی تأمین می‌شود.[۱۰۳] در مواردی، طالبان علم، روزانه، جهت جمع‌آوری هزینۀ مدرسه به‌ویژه غذای شبانه‌روزی، به خانه‌های مردم محل مراجعه می‌کنند و یا در کنار جاده‌های عمومی به جمع‌آوری کمک می‌پردازند.[۱۰۴]

مدارس دولتی کلاس‌بندی شده و دارای برنامۀ منظم است؛ اما در مدارس خصوصی هیچ برنامۀ منظم برای جذب طالب علم و استاد، اشتغال به‌ تحصیل و فراغت وجود ندارد.[۱۰۵] روش و مواد درسی مدارس اهل‌سنت برگرفته از مدارس ماوراءالنهر و یا مدارس دیوبندی است.[۱۰۶] در دورۀ طالبان، این مدارس تحت تأثیر نظام آموزشی دارالعلوم حقانیه پاکستان و ایدئولوژی رادیکال قرار داشتند.[۱۰۷]

در مدارس دولتی تا قبل از قدرت‌گیری مجدد طالبان، ۴۰درصد مضامین معمول مدرسه‌ای و ۶۰رصد مضامین عصری به‌شمول زبان‌های ملی و بین‌المللی و کامپیوتر تدریس می‌شد.[۱۰۸] در گذشته در مدارس دینی خصوصی تدریس ادبیات کلاسیک و طب سنتی نیز رایج بود.[۱۰۹] در مدارس دینی اهل‌سنت، به دانش‌آموزان، طالب علم و با ارتقای سطح علمی آنها به ترتیب ملا، مولوی، مولانا، مفتی و مفتی اعظم گفته می‌شود.[۱۱۰] از نظر کارشناسان دانش‌آموختگان مدارس دولتی متجددتر و به طبقۀ روشن‌فکر نزدیک‌ترند اما دانش‌آموختگان مدارس خصوصی رادیکال و از نظر نفوس نیز اکثریت را دارند.[۱۱۱]

پیامدهای مدارس دینی اهل‌سنت در تحولات افغانستان

مدارس داخلی

مدارس دینی اهل‌سنت در افغانستان، با تنوع ساختاری شامل مدارس دولتی، نیمه‌دولتی، خصوصی و خارجی، تأثیرات عمیقی بر تحولات سیاسی و اجتماعی کشور داشته است. این مراکز آموزشی از یکسو با تربیت نیروهای مذهبی و ترویج ارزش‌های اسلامی، نقش مهمی در حفظ هویت دینی جامعه ایفا کرده و با ارائه آموزش‌های دینی به اقشار محروم، خلأهای نظام آموزشی رسمی را پر کرده است.[۱۱۲]

مدارس دولتی و نیمه‌دولتی با نظارت بر محتوای درسی و جلوگیری از افراط‌گرایی، در ثبات نسبی آموزش دینی مؤثر بوده‌ است. بااینحال، مدارس خصوصی مستقل که خارج از چارچوب نظارتی دولت فعالیت می‌کند، به‌دلیل وابستگی به شخصیت مؤسس و عدم کنترل محتوای آموزشی، در مواردی به کانون‌های نشر تفکرات افراطی تبدیل شده و زمینه‌ساز شکل‌گیری گروه‌های رادیکال شده است.

همچنین، مدارس خارجی با حمایت برخی کشورهای منطقه، با ترویج قرائت‌های خاص از اسلام مانند وهابیت و سلفیت، به تقویت گفتمان‌های تکفیری دامن زده و با ایجاد شکاف‌های مذهبی، امنیت ملی و انسجام اجتماعی افغانستان را تحت تأثیر قرار داده است.[۱۱۳] این در حالی است که فقدان نظام یکپارچه نظارتی و استانداردهای آموزشی مشترک، چالش‌های جدی در کیفیت محتوای ارائه‌شده و جهت‌گیری‌های فکری این مراکز ایجاد کرده است.[۱۱۴]

مدارس خارجی

جامعه‌شناسان، مدارس دینی خارج از افغانستان به‌ویژه مدارس دینی پاکستان را به‌عنوان نهادهای اجتماعی-مذهبی، دارای کارکردی دوگانه در تحولات افغانستان می‌دانند. این مراکز که به‌طور عمده تحت تأثیر گفتمان جهادی و ارائه قرائتی انحصارگرایانه از اسلام، به کانون‌های اصلی جامعه‌پذیری افراط‌گرایانه تبدیل شده‌ است.

نظام بسته و تمامیت‌خواه حاکم بر این مدارس که شامل انزوای جغرافیایی (نگهداری طلاب علوم دینی در خوابگاه‌ه‌های شبانه‌روزی)، ممنوعیت دسترسی به رسانه‌ها و سرکوب هرگونه پرسشگری است، شرایط ایده‌آلی برای القای ایدئولوژی‌های رادیکال فراهم می‌کند. این نهادها با ایجاد هویت جمعی مبتنی بر دشمن‌سازی و تقدس‌بخشی به خشونت، به بازتولید نیروهای رزمنده برای گروه‌های افراطی می‌پردازند.  

پیوندهای مالی این مدارس با بازیگران منطقه‌ای (به‌ویژه عربستان سعودی و قطر) و ارتباطات ارگانیک با نهادهای امنیتی پاکستان، نمونه‌ای بارز از پیچیدگی رابطۀ این مدارس با قدرت سیاسی است. بر اساس آمارها، بیش از ۸۰درصد تروریست‌های دستگیرشده در دوره جمهوری اسلامی افغانستان، سابقۀ تحصیل در این مدارس را داشته‌اند.[۱۱۵]

نقش مدارس اهل سنت افغانستان در جریان‌های تصوف

مدارس اهل‌سنت افغانستان سهم به‌سزایی در حفظ و انتقال آموزه‌های صوفیانه در این کشور داشته است. این مدارس با تدریس و ترویج آثار بزرگان تصوف مانند خواجه عبدالله انصاری، ابراهیم ادهم، شقیق بلخی، حاتم اصم و احمد خضرویه پیوند میان فقه سنتی و عرفان را استمرار بخشیده‌ است. بسیاری از مشایخ صوفیه در همین مدارس پرورش یافته‌ یا درس‌های مقدماتی خود را در آنها گذرانده‌اند. البته به‌دلیل نفوذ قرائت‌های سلفی‌گری و وهابیت در سال‌های اخیر، برخی از مدارس اهل‌سنت در تقابل با جریان‌های صوفیانه قرار گرفته‌ است.

این مدارس به‌ویژه در مناطق شمالی و مرکزی افغانستان، نقش مهمی در ترویج فرق نقشبندیه و قادریه داشته‌ است. بسیاری از طلاب این مدارس پس از فراغت، به‌عنوان مبلغان این طریقت‌ها فعالیت می‌کنند. تصوف افغانستان در طول تاریخ رابطه پیچیدهای با ساختار قدرت داشته است؛ خاندان گیلانی (قادریه) از طریق ازدواج‌های سیاسی با خاندان سلطنتی رابطه برقرار کردند و خاندان مجددی (نقشبندیه) در دورۀ جهاد ضد شوروی به بازیگران مهم سیاسی تبدیل شد. برخی مشایخ صوفیه مانند صبغت‌الله مجددی در زمان حکومت مجاهدین و پس از سقوط طالبان در ۲۰۰۱م به موقعیت‌های سیاسی مهمی دست یافت.

جریان طالبان به‌عنوان یک پدیده فکری-سیاسی برخاسته از مدارس دینی اهل سنت افغانستان، رابطه‌ی پیچیده‌ای با سنت‌های صوفیانه این کشور دارد. پایگاه اعتقادی طالبان می‌توان در تفسیر افراطی جنبش دیوبندی در شبه‌قارۀ هند می‌رسد که خود ریشه در مکتب فکری دارالعلوم دیوبند هند دارد. این مکتب به لحاظ نظری به طریقت‌های صوفیه مانند چشتیه، نقشبندیه و قادریه ارادت خاص دارد اما در عمل، طالبان تحت تأثیر جنگجویان عرب-افغان و با گرایشی سلفی-جهادی، موضعی سختگیرانه نسبت به بسیاری از آداب و رسوم تصوف گرفته‌اند.[۱۱۶]  

بخش قابل توجهی از نیروهای طالبان وابسته به طریقت‌های صوفیانه است. بسیاری از سران این گروه، از جمله سراج‌الدین حقانی، با سلسله‌های تصوفی مانند نقشبندیه و قادریه رابطه دارد. این نشان می‌دهد که چگونه آموزه‌های اولیه تصوف می‌تواند در بستر سیاسی یک کشور تغییر می‌کند و آموزه‌های تصوف که در اصل بر تزکیه نفس و اخلاق تأکید دارد، در پیوند با قدرت سیاسی به ابزاری برای حذف مخالفان تبدیل می‌شود.[۱۱۷]

پانویس

  1. معتصم، بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی، 1397ش، ص6.
  2. اصغری، «تعلیم و تربیت در افغانستان»، 1390ش، ص171-175.
  3. رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، 1383ش، ص454.
  4. ندیشمند، معارف عصری افغانستان، 1389ش، ص7؛ رشتیا، افغانستان در قرن نوزده، 1389ش، ص271؛ ضیایی، تاریخ حوزه‌های علمیه شیعه در افغانستان، 1396ش، ص196؛ شیرازی، «ساختار دیوبندیه در شبه‌قارۀ هند»، مجلۀ مطالعات راهبردی جهان اسلام، از ص161.
  5. معتصم، بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی، 1397ش، ص8.
  6. معتصم، بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی، 1397ش، ص9.
  7. شهاب، «گسترش مدارس دینی به سبک طالبان و آینده ترس‌آور افغانستان»، وب‌سایت روزنامۀ 8 صبح.
  8. معتصم، بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی، ص12-13، 20 و 45.
  9. معتصم، بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی، ص10.
  10. ضیایی، تاریخ حوزه‌های علمیه شیعه در افغانستان، 1396ش، ص196.
  11. معتصم، بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی، ص15.
  12. «وضعیت فعلی پوهنځی»، وب‌سایت دانشگاه کابل؛ «تعداد محصلين» وب‌سایت دانشگاه کابل؛ «درباره پوهنځی»، وب‌سایت دانشگاه کابل.
  13. «دانشکده شرعیات و علوم اسلامی»، وب‌سایت دانشگاه جامی؛ «دانشکده شرعیات»، وب‌سایت موسسۀ تحصیلات عالی اشراق؛ «شرعیات و علوم اسلامی»، وب‌سایت دانشگاه هرات؛ «دانشکدۀ شرعیات»، وب‌سایت دانشگاه بلخ.
  14. شیرازی، «ساختار دیوبندیه در شبه‌قارۀ هند»، مجلۀ مطالعات راهبردی جهان اسلام، ص169.
  15. «آشنایی با دانشگاه اسلامی مدینه»، مجلۀ دین پژوهان، 1381ش. ص145.
  16. اسکندری، «مدارس علوم دینی در پاکستان»، وب‌سایت مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی.
  17. طاووسی مسرور، «دارالعلوم دئوبند»، دانشنامه جهان اسلام، 1390ش، ج16، ص719.
  18. «اخوان‌المسلمین در افغانستان»، وب‌سایت افق حوزه.
  19. معتصم، بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی، ص9.
  20. کاظمی، حوزۀ علمیه نجف و قم و نقش آن در تاریخ معاصر افغانستان، 1401‌ش، ص51.
  21. «معرفی دارالعلوم زاهدان»، پایگاه رسمی اطلاع‌رسانی اهل‌سنت ایران.
  22. کاظمی، حوزۀ علمیه نجف و قم و نقش آن در تاریخ معاصر افغانستان، 1401ش، ص98.
  23. معتصم، بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی، ص58 و 65.
  24. معتصم، بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی، ص56.
  25. حسینی، بررسی برنامۀ درسی حوزه‌های علمیه شیعه افغانستان در دوران معاصر، 1395ش، ص98؛ «راهکارهای برای روز‌آمد شدن مدارس دینی در افغانستان»، وب‌سایت افق اندیشه.
  26. معتصم، بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی، ص56.
  27. مؤمنی، «ﺑﺮرﺳﯽ وﺿﻌﯿﺖ ﺳﯿﺎﺳﺖ‌ﮔﺬاری ﻧﻈﺎم آﻣﻮزشﺣﻮزه ‌های علمیه اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎن»، دو فصل‌نامه اسلام و مدیریت، 1397ش، 17؛ حسینی، بررسی برنامۀ درسی حوزه‌های علمیه شیعه افغانستان در دوران معاصر، 1395ش، ص128؛ معتصم، بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی، ص62؛ «راهکارهایی برای روز‌آمد شدن مدارس دینی در افغانستان»، وب‌سایت افق اندیشه.
  28. «طالبان و بحران فقر فرهنگی»، وب‌سایت آمو تی وی.
  29. «نخستین شاعر ایرانی که شعرش در اروپا ترجمه شده، سعدی است»، وب‌سایت لیزنا.
  30. رضایتی کیشه‌خاله و بسم‌الله، «فارسی‌ستیزی در یک سدۀ اخیر در افغانستان»، 1401ش، ص10-15.
  31. مؤمنی و توکلی، «بررسی وضعیت سیاست‌گذاری نظام آموزش حوزه‌های علمیه افغانستان»، 1397ش، ص10.
  32. «اوضاع فرهنگی و مذهبی عصر غزنوی»، وب‌سایت تاریخ ما.
  33. امینی، «تاریخ تحولات حوزه‌های علمیه شیعه در افغانستان در صد سال اخیر»، 1389ش، ص186-187.
  34. ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، 1390ش، ج1، ص16.
  35. امینی، «تاریخ تحولات حوزه‌های علمیه شیعه در افغانستان در صد سال اخیر»، 1389ش، ص34-35. .
  36. «حوزه علمیه افغانستان در گفت‌وگو با آیت‌الله محمدهاشم صالحی»، دین‌آنلاین.
  37. «راهکارهایی برای روزآمد شدن مدارس دینی در افغانستان»، وب‌سایت افق‌اندیشه.
  38. اصغری، «تعلیم و تربیت در افغانستان»، 1390ش، ص180.
  39. امینی، «تاریخ تحولات حوزه‌های علمیه شیعه در افغانستان در صد سال اخیر»، 1389ش، ص34-35.
  40. امینی، «تاریخ تحولات حوزه‌های علمیه شیعه در افغانستان در صد سال اخیر»، 1389ش، ص50-155.
  41. اصغری، «تعلیم و تربیت در افغانستان»، 1390ش، ص171-186.
  42. امینی، «تاریخ تحولات حوزه‌های علمیه شیعه در افغانستان در صد سال اخیر»، 1389ش، ص57-70.
  43. اصغری، «تعلیم و تربیت در افغانستان»، 1390ش، ص171-186.
  44. مؤمنی و توکلی، «بررسی وضعیت سیاست‌گذاری نظام آموزش حوزه‌های علمیه افغانستان»، 1397ش، ص16-17.
  45. ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، 1390ش، ج1، ص205-208.
  46. امینی، «تاریخ تحولات حوزه‌های علمیه شیعه در افغانستان در صد سال اخیر»، 1389ش، ص172-180.
  47. «افزایش علاقه دختران شیعۀ افغانستان به فراگیری علوم ینی»، وب‌سایت شیعه‌نیوز.
  48. کریمی، جابر و دیگران، «بررسی و مقایسۀ نظام آموزشی حوزه و دانشگاه»، 1384ش، ص3-4.
  49. «حوزه علمیه افغانستان در گفت‌وگو با آیت‌الله محمدهاشم صالحی»، وب‌سایت دین‌آنلاین.
  50. «راهکارهایی برای روزآمد شدن مدارس دینی در افغانستان»، وب‌سایت افق‌اندیشه.
  51. توسلی و طلوع، پیشگامان دره‌صوف، 1403ش، ج2، ص 186-205.
  52. حسن‌زاده، «زندگی‌نامه مرحوم پدردار»، 1395ش.
  53. حسن‌زاده، «زندگی‌نامه مرحوم پدردار»، 1395ش.
  54. «زندگینامه آیت الله حاج آخوند کوه بیرونی»، وب‌سایت افق اندیشه.
  55. ناصری داودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، 1390ش، ج3، ص387-390.
  56. «آیت الله شهید شیخ سلطان محمد ترکستانی رحمت الله»، وب‌سایت افق اندیشه.
  57. احمدی‌نژاد بلخی، «سید محمد سرور واعظ بهسودی حسینی (واعظ بهسودی)»، فرهیختگان تمدن شیعی.
  58. «مرجعیت رمز بقاء تشیع»، بخش فرهنگی جامعه روحانیت، 1374ش، ص40.
  59. «بررسی فعالیت‌های علمی و عملی آیت‌الله محقق کابلی در کلام یکی از شاگردان»، خبرگزاری رسا.
  60. «بررسی فعالیت‌های علمی و عملی آیت‌الله محقق کابلی در کلام یکی از شاگردان»، خبرگزاری رسا.
  61. «مرجعیت رمز بقاء تشیع»، بخش فرهنگی جامعه روحانیت، 1374ش، ص40.
  62. «زندگی‌نامه»، وب‌سایت دفتر آیت‌الله محقق کابلی.
  63. «زندگی‌نامه»، وب‌سایت دفتر آیت‌الله محقق کابلی.
  64. علیزاده، حماسه‌های ماندگار در سرپل، 1388ش، ص47.
  65. علیزاده، سوزمه‌قلعه در مسیر جهاد و هجرت، 1380ش، ص26.
  66. علیزاده، سوزمه‌قلعه در مسیر جهاد و هجرت، 1380ش، ص26.
  67. «آیه الله خادم حسین فاضلی ورسی»، وب‌سایت افق اندیشه.
  68. «زندگی‌نامة محمد آصف محسنی»، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.
  69. «آیت الله محمدهاشــم صالحی مدرس»، وب‌سایت افق اندیشه.
  70. آیتی، «نقش تشيع در فرهنگ و تمدن افغانستان از صفويه تا دوره معاصر» 1386ش، ص50-59.
  71. عادلی، «نقش ملا و مکتبخانه‌های قدیمی در تحولات رشد فرهنگی شیعیان افغانستان» 1400ش، ص12-124.
  72. آیتی، «نقش تشيع در فرهنگ و تمدن افغانستان از صفويه تا دوره معاصر» 1386ش، ص50-59.
  73. «تلویزیون اکثریت خاموش» ، نشریه فرهنگی تحلیلی راه.
  74. «تلویزیون اکثریت خاموش» ، نشریه فرهنگی تحلیلی راه.
  75. عادلی، «نقش ملا و مکتبخانه‌های قدیمی در تحولات رشد فرهنگی شیعیان افغانستان» 1400ش، ص12-124.
  76. آیتی، «نقش تشيع در فرهنگ و تمدن افغانستان از صفويه تا دوره معاصر» 1386ش، ص107-109.
  77. اسپوزيتو، انقلاب اسلامي و بازتاب جهاني آن، 1382ش، ص200.
  78. «حضرت آیه الله العظمی محقق کابلی»، وب‌سایت افق اندیشه.
  79. «اشاعۀ فرهنگی و تأثیر حوزه‌ی علمیه نجف و قم در بیداری فرهنگی افغانستان معاصر»، وب‌سایت پژوهش‌های تاریخی.
  80. «اشاعۀ فرهنگی و تأثیر حوزه‌ی علمیه نجف و قم در بیداری فرهنگی افغانستان معاصر»، وب‌سایت پژوهش‌های تاریخی.
  81. علی‌آبادی، جامعه و فرهنگ افغانستان، 1395ش، ص190.
  82. «اشاعۀ فرهنگی و تأثیر حوزه‌ی علمیه نجف و قم در بیداری فرهنگی افغانستان معاصر»، وب‌سایت پژوهش‌های تاریخی.
  83. «اشاعۀ فرهنگی و تأثیر حوزه‌ی علمیه نجف و قم در بیداری فرهنگی افغانستان معاصر»، وب‌سایت پژوهش‌های تاریخی.
  84. لعلی، سیری در هزاره­جات، 1372ش، ص335.
  85. فیاض، «نقش شهید مزاری در احیای مرجعیت شیعه در افغانستان»، 1399ش، ص154.
  86. حلیمی بلخابی، «نقش علما و مرجعیت در تحولات سیاسی و اجتماعی افغانستان»، 6 1399ش، ص143.
  87. ناصری، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج2، ص۵۰۵.
  88. خسرو شاهین، نشریه شهروند، ۱۳۸۶، ش۳۱.
  89. «دفتر مرجع دینی آیة الله العظمی شیخ محمد اسحاق فیاض»، وب‌سایت دفتر مرجع دینی آیة الله العظمی شیخ محمد اسحاق فیاض.
  90. The Muslim 500, 2023, p114
  91. زندگینامه حضرت آیت الله العظمی فاضلی بهسودی»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی الحاج شیخ محمدباقر فاضلی بهسودی.
  92. «اجمالی از زندگی نامه آیت الله العظمی واعظ زاده بهسودی(دام ظله العالی)»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر فقیه اهل‌بیت حضرت آیت‌الله العظمی واعظ‌زاده بهسودی.
  93. «حوزه علمیه افغانستان در گفت‌وگو با آیت‌الله محمدهاشم صالحی»، دین آنلاین.
  94. «مدرسه دارالمعارف اهل البیت علیهم السلام»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر فقیه اهل‌بیت حضرت آیت‌الله العظمی واعظ‌زاده بهسودی.
  95. «حوزه علمیه افغانستان در گفت‌وگو با آیت‌الله محمدهاشم صالحی»، دین آنلاین.
  96. «حوزه علمیه افغانستان در گفت‌وگو با آیت‌الله محمدهاشم صالحی»، دین آنلاین.
  97. علی‌آبادی، جامعه و فرهنگ افغانستان، 1395ش، ص163-164.
  98. علی‌آبادی، جامعه و فرهنگ افغانستان، 1395ش، ص162.
  99. اصغری، «تعلیم و تربیت در افغانستان»، 1390ش، ص186-187.
  100. «گزارشی جامع از راهاندازی مدارس دینی در افغانستان طالبان چه نقشهای در سر دارد؟» خبر آنلاین.
  101. «گسترش مدارس دینی آیا طالبان به دنبال تغییر قطب مدارس دینی از پاکستان به افغانستان هستند؟»، وبسایت پنجرهای برای شناخت افغانستان.
  102. «ایجاد بیش از 19 هزار مدرسۀ دینی در افغانستان»، وب‌سایت خبربان.
  103. روآ، افغانستان اسلام و نوگرایی سیاسی، 1369ش، ص75-76.
  104. محمدی و دیگران، «جریان افراط گرایی در مدارس دینی غیر رسمی افغانستان»، 1394ش، ص33.
  105. معتصم، «بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی»، 1397ش، ص29-32.
  106. اصغری، «تعلیم و تربیت در افغانستان»، 1390ش، ص185.
  107. «گسترش مدارس دینی آیا طالبان به دنبال تغییر قطب مدارس دینی از پاکستان به افغانستان هستند؟»، وب‌سایت پنجرهای برای شناخت افغانستان.
  108. اندیشمند، معارف عصری افغانستان 1282-1389ش، 1389ش، ص179-180.
  109. روآ، افغانستان اسلام و نوگرایی سیاسی، 1369ش، ص75-76.
  110. علی‌آبادی، جامعه و فرهنگ افغانستان، 1395ش، ص158.
  111. روآ، افغانستان اسلام و نوگرایی سیاسی، 1369ش، ص75-76.
  112. اصغری، «تعلیم و تربیت در افغانستان»، 1390ش، ص186-187.
  113. «هزینۀ گزاف اعراب در افغانستان فاجعه‌ای به نام مدارس دینی در سایۀ سکوت دولت»، خبرگزاری تسنیم.
  114. روآ، افغانستان اسلام و نوگرایی سیاسی، 1369ش، ص75-76.
  115. «مدارس دینی در پاکستان، عامل اصلی افراط گرایی و ترور در منطقه»، وب‌سایت آژانش اطلاعاتی باختر.
  116. حسینی، «تصوف در افغانستان»، 1384ش، ص179-182.
  117. «آیا تصوف در افغانستان می‌تواند تفکرات افراطی را مهار کند؟»، وب‌سایت روزنامۀ 8صبح.

منابع

  • «آشنایی با دانشگاه اسلامی مدینه»، مجلۀ دین‌پژوهان، شمارۀ 7، 1381ش.
  • «آیا تصوف در افغانستان می‌تواند تفکرات افراطی را مهار کند؟»، وب‌سایت روزنامۀ 8 صبح، تاریخ درج مطلب: 16 مرداد 1403ش
  • «آیت‌‌الله خادم‌حسین فاضلی ورسی»، وب‌سایت افق اندیشه، تاریخ درج مطلب: 30 تیر 1401ش.
  • «آیت الله شهید شیخ سلطان محمد ترکستانی رحمت الله»، وب‌سایت افق اندیشه، تاریخ درج مطلب: 15 آبان1401ش..
  • «آیت‌الله محمد امین افشار»، وب‌سایت افق اندیشه، تاریخ درج مطلب: 30 خرداد 1401ش.
  • «آیت‌الله نوراحمد تقدسی»، وب‌سایت افق اندیشه، تاریخ درج مطلب: 15 مرداد 1401ش.
  • «آیت الله محمدهاشــم صالحی مدرس»، وب‌سایت افق اندیشه، تاریخ درج مطلب: 1 دی 1403ش.
  • آیتی، عبدالقیوم، «نقش تشيع در فرهنگ و تمدن افغانستان از صفويه تا دوره معاصر» (پایان نامه)، قم، جامعه المصطفی العالمیه، 1386ش.
  • «اجمالی از زندگی نامه آیت الله العظمی واعظ زاده بهسودی(دام ظله العالی)»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر فقیه اهل‌بیت حضرت آیت‌الله العظمی واعظ‌زاده بهسودی، تاریخ بازدید: 30 اردیبهشت 1404ش.
  • احمدی نژاد بلخی، سید حسن، «سید محمد سرور واعظ بهسودی حسینی (واعظ بهسودی)»، فرهیختگان تمدن شیعی، تاریخ درج مطلب: ۱۲ مهر ۱۳۹۴ش.
  • «اخوان‌المسلمین در افغانستان»، وب‌سایت افق حوزه، تاریخ درج مطلب: 1 تیر 1401ش.
  • اسپوزيتو، جان. ال، انقلاب اسلامي و بازتاب جهاني آن، ترجمه دكتر محسن مدير شانه­چي، تهران، مرکز بازشناسی اسلام و ایران، 1382ش.
  • اسکندری، مصطفی، «مدارس علوم دینی در پاکستان»، وب‌سایت مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، تاریخ درج مطلب: 23 اسفند 1401ش.
  • «اشاعه‌ی فرهنگی و تأثیر حوزه‌ی علمیه نجف و قم در بیداری فرهنگی افغانستان معاصر»، وب‌سایت پژوهش‌های تاریخی، تاریخ درج مطلب: 19 اردیبهشت 1401ش.
  • اصغری، محمدجواد، «تعلیم و تربیت در افغانستان»، مجلۀ جریان‌شناسی دینی معرفتی در عرصه بین الملل، شمارۀ 7، 1390ش.
  • اندیشمند، محمداکرم، معارف عصری افغانستان، کابل مطبعه دولتی، 1389ش.
  • «بررسی فعالیت‌های علمی و عملی آیت‌الله محقق کابلی در کلام یکی از شاگردان»، خبرگزاری رسا، تاریخ بازدید: 9 آذر 1404ش.
  • زندگینامه حضرت آیت الله العظمی فاضلی بهسودی»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی الحاج شیخ محمدباقر فاضلی بهسودی، تاریخ بازدید: 30 اردیبهشت 1404ش.
  • «تعداد محصلين» وب‌سایت دانشگاه کابل، تاریخ بازدید: 25 اسفند 1402ش.
  • «تلویزیون اکثریت خاموش»، وب‌سایت ماهنامه فرهنگی تحلیلی راه، تاریخ بازید: 6 دی 1401ش.
  • توسلی، محمدنایب‌علی و طلوع، عبدالمؤمن، پیشگامان دره‌صوف، کویته، انتشارات قلم، 1403ش.
  • حسن‌زاده، غ.علی، آشنایی با حوزه‌های علمیه شیعیان در افغانستان، قم، دارالتفسیر، 1390ش.
  • حسن‌زاده، غ. علی، «زندگی‌نامه مرحوم پدردار» در مجله معرفت، 1395ش.
  • حسینی، سیدآقاحسن، بررسی برنامۀ درسی حوزه‌های علمیه شیعه افغانستان در دوران معاصر، قم، مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی، 1395ش.
  • حسینی، یحیی، «تصوف در افغانستان»، پژوهشنامه حکمت و فلسفه اسلامی زمستان، شمارۀ 16، 1384ش.
  • «حضرت آیت‌الله العظمی محقق کابلی»، وب‌سایت افق اندیشه، تاریخ درج مطلب: ۱۹ خرداد ۱۴۰۱ش.
  • حلیمی بلخابی، غلام‌سخی، نقش علما و مرجعیت در تحولات سیاسی و اجتماعی افغانستان، مجلۀ عدالت وامید، ویژه‌نامۀ مرجعیت و هویت، شمارۀ 6 1399ش.
  • «حوزه علمیه افغانستان در گفت‌وگو با آیت‌الله محمدهاشم صالحی»، دین آنلاین، تاریخ بازدید: 30 اردیبهشت 1404ش.
  • خسرو شاهین، هادی، «روحانی انقلابی»، نشریه شهروند،ش ۳۱، دی ۱۳۸۶ش.
  • «دانشکدۀ شرعیات»، وب‌سایت موسسۀ تحصیلات عالی اشراق، تاریخ بازدید: 25 اسفند 1402ش.
  • «دانشکدۀ شرعیات»، وب‌سایت دانشگاه بلخ، تاریخ بازدید: 25 اسفند 1402ش.
  • «دانشکده شرعیات و علوم اسلامی»، وب‌سایت دانشگاه جامی، تاریخ بازدید: 25 اسفند 1402ش.
  • «درباره پوهنځی»، وب‌سایت دانشگاه کابل، تاریخ بازدید: 25 اسفند 1402ش.
  • «دفتر مرجع دینی آیة الله العظمی شیخ محمد اسحاق فیاض»، وب‌سایت دفتر مرجع دینی آیة الله العظمی شیخ محمد اسحاق فیاض، تاریخ بازدید: 30 اردیبهشت 1404ش
  • «راهکارهایی برای روز‌آمد شدن مدارس دینی در افغانستان»، وب‌سایت افق اندیشه، تاریخ درج مطلب: 28 فروردین 1401ش.
  • رحمانی ولوی، مهدی، تاریخ علمای بلخ، مشهد، بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی، 1383ش.
  • رحیمی، محمدعیسی، «تکثر رسانه‌ها و تأثیر آن بر فرهنگ آینده‌ی افغانستان»، فصل‌نامۀ پژوهش‌های منطقه‌ای، شماره 12، 1393ش.
  • «رشته تحصيلی تعليمات اسلامی»، وب‌سایت وزارت تحصیلات عالی، تاریخ بازدید: 25 اسفند 1402ش.
  • رشتیا، سیدقاسم، افغانستان در قرن نوزده، کابل، میوند، 1389ش.
  • رضایتی کیشه‌خاله، محرم و برهانی، بسم الله، «فارسی‌ستیزی در یک سدۀ اخیر در افغانستان»، مجلۀ علمی زبان فارسی و گویش‌های ایرانی، شمارۀ 14، 1401ش.
  • زرین‌کوب، عبدالحسین، کارنامۀ اسلام، تهران، امیرکبیر، 1387ش.
  • «زندگینامه آیت الله حاج آخوند کوه بیرونی»، وب‌سایت افق اندیشه، تاریخ درج مطلب: ۵ دی ۱۴۰۰ش.
  • «زندگی‌نامه» وب‌سایت دفتر آیت‌الله محقق کابلی، تاریخ انتشار: 12 اسفند 1397ش.
  • «زندگی‌نامۀ محمد آصف محسنی»، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، تاریخ بازدید: 28 آذر1401ش.
  • «شرعیات و علوم اسلامی»، وب‌سایت دانشگاه هرات، تاریخ بازدید: 25 اسفند 1402ش.
  • شهاب، «گسترش مدارس دینی به سبک طالبان و آینده ترس‌آور افغانستان»، وب‌سایت روزنامۀ 8 صبح، تاریخ درج مطلب: 11 جدی 1402ش.
  • شیرازی، مهران، «ساختار دیوبندیه در شبه‌قارۀ هند»، مجلۀ مطالعات راهبردی جهان اسلام، شماره 72، زمستان 1396ش. از ص149 تا 176
  • ضیایی، محمد‌رضا، تاریخ حوزه‌های علمیه شیعه در افغانستان، قم، مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی، 1396ش.
  • «طالبان و بحران فقر فرهنگی»، وب‌سایت آمو تی وی، تاریخ درج مطلب: ۲۸ آذر ۱۴۰۳ش.
  • طاووسی مسرور، سعید، «دارالعلوم دئوبند»، دانشنامه جهان اسلام، 1390ش.
  • عادلی، علی‌جان، «نقش ملا و مکتبخانه‌های قدیمی در تحولات رشد فرهنگی شیعیان افغانستان» دوفصلنامۀ عملی- تخصصی تاریخ اسلام در آیینۀ اندیشه‌ها، شمارۀ 19، 1400ش.
  • غبار، میرغلام‌‌محمد، افغانستان در مسير تاريخ، تهران، جمهوری، 1366ش.
  • فیاض، محمدحسین، نقش شهید مزاری در احیای مرجعیت شیعه در افغانستان، مجلۀ عدالت وامید، ویژه‌نامۀ مرجعیت و هویت، شمارۀ 6 1399ش.
  • کاظمی، سیدآصف، حوزۀ علمیه نجف و قم و نقش آن در تاریخ معاصر افغانستان، قم، المصطفی، 1401ش.
  • کریمی، جابر و دیگران، «بررسی و مقایسۀ نظام آموزشی حوزه و دانشگاه»،  مجلۀ پژوهشنامه انقلاب اسلامی(دانشگاه اصفهان)، شمارۀ 11 و 12، 1384ش.
  • لعلی، علیداد، سیری در هزاره­جات، قم: ناشر احسانی، 1372ش،
  • «مدارس دینی در پاکستان، عامل اصلی افراط گرایی و ترور در منطقه»، وب‌سایت آژانش اطلاعاتی باختر، تاریخ درج مطلب: 29 ژانویۀ 2017م.
  • «مدرسه دارالمعارف اهل البیت علیهم السلام»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر فقیه اهل‌بیت حضرت آیت‌العظمی واعظ‌زادۀ بهسودی، تاریخ بازدید: 30 اردیبهشت 1404ش.
  • «مرجعیت رمز بقاء تشیع» بخش فرهنگی جامعه روحانیت، قم، 1374ش.
  • معتصم، امین‌الله، بررسی وضعیت مدارس دینی کنونی کشور اعم از دولتی و خصوصی، پایان‌نامۀ کارشناسی‌ارشد دانشگاه پروان، 1397ش.
  • «معرفی دارالعلوم زاهدان»، پایگاه رسمی اطلاع‌رسانی اهل‌سنت ایران، تاریخ بازدید: 27 اسفند 1402ش.
  • موحد، مهران، «راز انحطاط گفتمان دینی در افغانستان»، وب‌سایت روزنامۀ 8 صبح، تاریخ درج مطلب: 28 تیر 1402ش.
  • مؤمنی، حسین، توکلی، عبدالله، «ﺑﺮرﺳﯽ وﺿﻌﯿﺖ ﺳﯿﺎﺳﺖ‌ﮔﺬاری ﻧﻈﺎم آﻣﻮزشﺣﻮزه‌های علمیه اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎن»، دوفصلنامۀ اسلام و مدیریت، شماره 13، 1397ش.
  • مهدی‌زاده کابلی، محمدرئوف مهدی، «محسنی، محمدآصف»، در دانش‌نامه آریانا، تاریخ درج مطلب: ۱۱ مرداد ۱۳۸۸ش، تاریخ بازدید: ۲۳ مهر ۱۳۹۶ش.
  • ناصری داوودی، عبدالمجید، مشاهیر تشیع در افغانستان، قم، نشر المصطفی، ۱۳۹۰ش.
  • «وضعیت فعلی پوهنځی»، وب‌سایت دانشگاه کابل، تاریخ بازدید: 25 اسفند 1402ش.
  • Muslim 500: The World’s 500 Most Influential Muslims, 2023