بدون خلاصۀ ویرایش |
←آسمان در ادبیات فارسی: ابرابزار |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
{{درشت|'''آسمان'''}}؛ سپهر و گنبدی در بالای زمین که ابرها، خورشید، ماه و ستارگان در آن دیده میشود. | {{درشت|'''آسمان'''}}؛ سپهر و گنبدی در بالای زمین که ابرها، خورشید، ماه و ستارگان در آن دیده میشود. | ||
آسمان، جو اطراف زمین است که روزها بهدلیل پراکندگی نور | آسمان، جو اطراف زمین است که روزها بهدلیل پراکندگی [[نور خورشید]]، [[آبی]] دیده میشود. واژهٔ آسمان، ریشه در فارسی باستان و [[اوستا]] دارد و در باور [[زرتشتی|زرتشتیان]]، نخستین مخلوق گیتی و مقدس محسوب میشده است. ایرانیان باستان، آسمان را چند طبقهای و از سنگ یا فلز میدانستند و هر طبقه با موجودات یا ارزشهای اخلاقی مرتبط بوده است. [[قرآن]] نیز به آفرینش آسمانها در شش روز و وجود هفت آسمان، اشاره کرده است. در فرهنگ و باور عمومی، آسمان پردهای میان [[انسان]] و [[خدا]] و نمادی از عظمت و قدرت الهی است. آسمان در [[ادبیات فارسی]]، حضوری پررنگ دارد؛ هم در [[شعر فارسی|شعر]] و [[ضربالمثل|امثال]] و هم در کنایهها و تعبیرات عامیانه به جایگاه، گستره و شگفتیهای آسمان اشاره میشود. | ||
== معرفی == | == معرفی == | ||
آسمان، به جوّ اطراف زمین گفته میشود که از سطح زمین، قابل دیدن است. در طول روز، آسمان به رنگ آبی دیده میشود که دلیل آن پراکندگی نور خورشید با امواجی متفاوت است؛ از اینرو، رنگ آبی آسمان را برگرفته از هوایی دانستهاند که کره زمین را احاطه کرده است.<ref>[https://www.vajehyab.com/amid/آسمان عمید، فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه آسمان.]</ref> | آسمان، به جوّ اطراف [[زمین]] گفته میشود که از سطح زمین، قابل دیدن است. در طول روز، آسمان به رنگ آبی دیده میشود که دلیل آن پراکندگی نور خورشید با امواجی متفاوت است؛ از اینرو، رنگ آبی آسمان را برگرفته از هوایی دانستهاند که کره زمین را احاطه کرده است.<ref>[https://www.vajehyab.com/amid/آسمان عمید، فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه آسمان.]</ref> | ||
== واژهشناسی == | == واژهشناسی == | ||
واژهٔ آسمان، در کتاب | واژهٔ آسمان، در کتاب اوستا، بهصورت «اَسَن» و «اَسمن»،<ref>Bartholomae, Altiranisches Wörterbuch, 1961, P207-208.</ref> در فارسی باستان بهصورت «اَسمَن»،<ref>Brandenstein, Handbuch des Altpersischen, 1964, P107.</ref> در فارسی میانه بهشکل «اَسمان»<ref>MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary, 1971, P12.</ref> و در پازند بهصورت آسمان آمده است.<ref>تفضلی، واژهنامهٔ مینوی خرد، ۱۳۴۸ش، ص32.</ref> [[ابوریحان بیرونی]] معتقد است که دلیل نامگذاری آسمان توسط مردمان پارس، ساختار و حرکت آسمان است که با «آس» مشابهت دارد.<ref>بیرونی، التفهیم، بیتا، ص۵۸؛ راهپوری، غیاث اللغات، ۱۳۷۵ش، ذیل واژه آسمان.</ref> | ||
== آسمان در باور زرتشتیان == | == آسمان در باور زرتشتیان == | ||
[[پرونده:آسمان۲.jpg|جایگزین=آسمان کویر لوت ایران؛ عکاس میگل کلارو، اهل لیسبون پرتغال|بندانگشتی|آسمان کویر لوت ایران؛ عکاس میگل کلارو، اهل لیسبون پرتغال]] | [[پرونده:آسمان۲.jpg|جایگزین=آسمان کویر لوت ایران؛ عکاس میگل کلارو، اهل لیسبون پرتغال|بندانگشتی|آسمان کویر لوت ایران؛ عکاس میگل کلارو، اهل لیسبون پرتغال]] | ||
آسمان، نخستین مخلوق گیتی در اسطوره آفرینش زرتشتی است<ref>بندهشن، بهتحقیق انکلساریا، ۱۹۰۸م، ص۳۳؛ دینکرد، بهتحقیق مدن، ۱۹۱۱م، ص۱۲۴؛ روایات پهلوی، بهتحقیق دابار، ۱۹۱۳م، ص۱۲۸.</ref> و زرتشتیان، آسمان را دارای جایگاهی مقدس میدانند و روز ۲۷ هر ماه را آسمان مینامند. در کتاب روایات پهلوی آمده که | آسمان، نخستین مخلوق گیتی در اسطوره آفرینش زرتشتی است<ref>بندهشن، بهتحقیق انکلساریا، ۱۹۰۸م، ص۳۳؛ دینکرد، بهتحقیق مدن، ۱۹۱۱م، ص۱۲۴؛ روایات پهلوی، بهتحقیق دابار، ۱۹۱۳م، ص۱۲۸.</ref> و زرتشتیان، آسمان را دارای جایگاهی مقدس میدانند و روز ۲۷ هر ماه را آسمان مینامند. در کتاب روایات پهلوی آمده که [[اهورامزدا|اورمزد]]، آفریدگان خود را از روشنی بیپایانی آفرید و آنها را در تَن خود نگهداری کرد و پس از ۳۰۰۰ سال آنها را عیان کرد. زرتشتیان بر این باور هستند که اورمزد، آسمان را از سر خویش آفرید.<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۷۰ق، ص۶۰۳.</ref> برخی زرتشتیان معتقدند که فروشیها یا [[فروهر|فروهرها]] که در واقع ارواح مقدس درگذشتگان هستند، اورمزد را در نگهداری آسمانها، در جهان مینویی یاری میدهند تا فرو نیفتند؛ اما در جهان گیتی، چیزی برای نگهداری آسمان لازم نیست،<ref>روایات پهلوی، بهتحقیق دابار، ۱۹۱۳م، ص۱۲۸.</ref> بههمین دلیل است که آن را با صفت بیستون میشناسند.<ref>گزیدههای زادسپرم، بهتحقیق انکلساریا، ۱۹۶۴م، فصل ۳۴، بند۲۰.</ref> همچنین، شکل آسمان را بهصورت گرد و شبیه [[تخم مرغ|تخممرغ]] میانگاشتند.<ref>بندهشن، بهتحقیق انکلساریا، ۱۹۰۸م، ص۱۱؛ مینوی خرد، ۱۳۵۴ش، پرسش 43؛ گزیدههای زادسپرم، بهتحقیق انکلساریا، ۱۹۶۴م، فصل ۳۴.</ref> | ||
در ایران باستان بر این باور بودند که آسمان از سنگ بنا شده و برخی بهدلیل شفافیت آسمان، آن را از جنس فولاد یا آبگینه میدانستند.<ref>بندهشن، بهتحقیق انکلساریا، ۱۹۰۸م، ص۱۸ و ۱۷۳؛ روایات پهلوی، بهتحقیق دابار، ۱۹۱۳م، ص۱۲۸؛ مینوی خرد، ۱۳۵۴ش، پرسش ۸، بند ۷.</ref> تعداد طبقات آسمان در قدیمیترین باورها، ۴ طبقه دانسته شده که بهترتیب شامل طبقه ستارگان، ماه، خورشید و طبقه روشنی بیپایان میشد. [[بهشت]] نیز در طبقه پایانی تصور شده بود.<ref>متون پهلوی، بهتحقیق جاماسب آسانا، ۱۹۱۳م، ص۷۲.</ref> گاهی نیز، طبقهای پایینتر از طبقه ستارگان، بهنام طبقه ابر در نظر گرفته میشد. با گذر زمان، تعداد این طبقات را به ۶ و گاهی ۷ رساندند. در این تقسیم، طبقه ستارگان به دو طبقه ستارگان ثابت و اختلاطپذیر تقسیم میشد.<ref>بندهشن، بهتحقیق انکلساریا، ۱۹۰۸م، فصل ۲۸، س۱، فصل ۳۲، س۱۲، فصل ۳۳، س۲.</ref> زرتشتیان، طبقات ستارگان، ماه و خورشید را به اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک نامگذاری کردند که همان شعار [[آیین زرتشت|دین زرتشت]] بود.<ref>زردشتِ بهرامِ پژدو، ارداویرافنامهٔ منظوم، ۱۳۴۳ش، فصلهای ۷–۹؛ مینوی خرد، ۱۳۵۴ش، پرسش۱، بند ۱۴۵–۱۴۶.</ref> در این طبقهبندی، فاصلهٔ طبقات از یکدیگر را حدود ۳۴ هزار فرسنگ محاسبه کرده بودند.<ref>روایات پهلوی، بهتحقیق دابار، ۱۹۱۳م، ص۱۲۹، بند ۷.</ref> | |||
در ایران باستان بر این باور بودند که آسمان از سنگ بنا شده و برخی بهدلیل شفافیت آسمان، آن را از جنس | |||
گاهی نیز، طبقهای پایینتر از طبقه ستارگان، بهنام طبقه | |||
== آسمان در آموزههای قرآن == | == آسمان در آموزههای قرآن == | ||
در [[زبان عربی|عربی]] به آسمان، | در [[زبان عربی|عربی]] به آسمان، سماء میگویند که به معنای چیزی است که در بالا جای دارد. در [[قرآن]]، به واژه سماء هم بهصورت مفرد،<ref>سوره انعام، آیه ۶ و ۳۵؛ سوره فرقان، آیه ۲۵ و ۶۱؛ سوره مؤمن، آیه ۴۰ و ۶۴.</ref> هم بهصورت جمع (سماوات)<ref>سوره هود، آیه ۱۱ و ۷؛ سوره لقمان، آیه ۳۱ و ۱۰؛ سوره زمر، آیه ۳۹ و ۶۷.</ref> و هم بهصورت «سبع سماوات» (هفت آسمان)<ref>سوره بقره، آیه ۲ و ۲۹؛ سوره فصلت، آیه ۴۱ و ۱۲؛ سوره طلاق، آیه ۶۵ و ۱2.</ref> اشاره و بر این نکته تأکید شده که خداوند، آسمانها و زمین را در ۶ روز، آفریده است.<ref>سوره اعراف، آیه ۷ و ۵۴؛ سوره یونس، آیه ۱۰ و ۳؛ سوره هود، آیه ۱۱ و ۷؛ سوره الذاریات، آیه 50 و ۳۸؛ سوره حدید، آیه ۵۷ و ۴.</ref> در آیاتی از قرآن نیز به برپایی آسمان، بدون هیچ ستونی<ref>سوره رعد، آیه ۱۳ و ۲؛ سوره لقمان، آیه ۳۱ و ۱۰.</ref> و حضور آسمان همچون سقفی برای زمین اشاره شده است.<ref>سوره انبیاء، آیه ۲۱ و ۳۲.</ref> | ||
== آسمان در فرهنگ مردم == | == آسمان در فرهنگ مردم == | ||
[[پرونده:آسمان۳.jpg|جایگزین=آسمان کویر مرنجاب کاشان|بندانگشتی|آسمان کویر مرنجاب کاشان]] | [[پرونده:آسمان۳.jpg|جایگزین=آسمان کویر مرنجاب کاشان|بندانگشتی|آسمان کویر مرنجاب کاشان]] | ||
باور و شناخت عمومی ایرانیان از آسمان، ریشه در [[دین]] و بینشهای اساطیری آنان دارد. باور به طبقات هفتگانه آسمان، انگارهای فراگیر، میان ایرانیان است. برخی بر این باور هستند که اولین طبقه آسمان، ویژهٔ آدمیان است؛ دومین آن مخصوص جنیان و باقی طبقات به ملائکه و پیامبران اختصاص دارد. آخرین طبقهٔ آسمان نیز عرش خداوندی است. آسمانها در باور برخی مردم، همچون پردهای بین انسان و خدا است که در طول ۶ روز آفریده شده و به مدد نام | باور و شناخت عمومی ایرانیان از آسمان، ریشه در [[دین]] و بینشهای اساطیری آنان دارد. باور به طبقات هفتگانه آسمان، انگارهای فراگیر، میان ایرانیان است. برخی بر این باور هستند که اولین طبقه آسمان، ویژهٔ آدمیان است؛ دومین آن مخصوص [[جنیان]] و باقی طبقات به [[فرشته|ملائکه]] و [[پیامبر|پیامبران]] اختصاص دارد. آخرین طبقهٔ آسمان نیز [[عرش خدا|عرش خداوندی]] است. آسمانها در باور برخی مردم، همچون پردهای بین انسان و خدا است که در طول ۶ روز آفریده شده و به مدد نام [[پنجتن]]، که خداوند آن را در آسمان هفتم قرار داده، این آسمانها آرام گرفتهاند.<ref>اسدیان خرمآبادی، باورها و دانستهها در لرستان و ایلام، ۱۳۵۸ش، ص۱۱۹.</ref> | ||
در برخی مناطق، مردم بر این باور هستند که طبقات آسمان بر ستونی از کوهها، استوار شده و طبقه اول از | در برخی مناطق، مردم بر این باور هستند که طبقات آسمان بر ستونی از کوهها، استوار شده و طبقه اول از [[برف]]، طبقه دوم از [[دریا]] و طبقه سوم از درخت [[سدر]] با شاخوبرگی به تعداد ستارگان، پوشیده است. طبقه چهارم، جایگاه [[خورشید]] و مخلوقاتی با دندانهای بزرگ و تَنی ستبر است؛ طبقه پنجم از قلعهای بزرگ که [[سلیمان]] نبی در آن به خواب رفته و تا [[رستاخیز]] در خواب خواهد ماند، ساخته شده و طبقه ششم شامل موجوداتی همچون زمینیان است. طبقه هفتم آسمان، بیانتها و جایگاه خداوند است.<ref>اسدیان خرمآبادی، باورها و دانستهها در لرستان و ایلام، ۱۳۵۸ش، ص۱۱۹.</ref> | ||
برخی از مردم، جنس آسمانها را از فلزات و گوهرهای گرانبها میدانند. آنها معتقدند که آسمان اول از سنگ خارا، آسمان دوم از پولاد، آسمان سوم از | برخی از مردم، جنس آسمانها را از فلزات و گوهرهای گرانبها میدانند. آنها معتقدند که آسمان اول از سنگ خارا، آسمان دوم از پولاد، آسمان سوم از [[مس]]، آسمان چهارم از [[نقره]]، آسمان پنجم از [[طلا]]، آسمان ششم از [[زمرد]] و آسمان هفتم از جنس [[یاقوت]] است.<ref>ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ج1، ۱۳۵۵ش، ص298.</ref> | ||
[[پرونده:آسمان۴.jpg|جایگزین=تابلوی معراج پیامبر اثر محمود فرشچیان. کشیدن آن حدود یک سال و نیم طول کشیده است. اهدا شده به موزه آستان قدس رضوی|بندانگشتی|تابلوی معراج پیامبر اثر محمود فرشچیان. کشیدن آن حدود یک سال و نیم طول کشیده است. اهدا شده به موزه آستان قدس رضوی]] | [[پرونده:آسمان۴.jpg|جایگزین=تابلوی معراج پیامبر اثر محمود فرشچیان. کشیدن آن حدود یک سال و نیم طول کشیده است. اهدا شده به موزه آستان قدس رضوی|بندانگشتی|تابلوی معراج پیامبر اثر محمود فرشچیان. کشیدن آن حدود یک سال و نیم طول کشیده است. اهدا شده به موزه آستان قدس رضوی]] | ||
برخی دیگر با الهام از واقعه معراج | برخی دیگر با الهام از واقعه [[معراج]] [[حضرت محمد]] و گشودگی آسمانها در برابر دیدگان او، معتقدند که در شبهایی از سال، آسمانها گشوده میشوند و تنها افراد [[مؤمن]] میتوانند با تماشای آن، به عظمت خداوند پی ببرند.<ref>نوربخش، بندر کُنگ شهر دریانوردان و کشتیسازان، ۱۳۷۴ش، ص۲۱۶.</ref> | ||
برخی دیگر معتقدند که برای هر نفر، در آسمان ستارهای است که وقتی میمیرد، آن ستاره نیز خاموش میشود؛ مَثَل معروف «در | برخی دیگر معتقدند که برای هر نفر، در آسمان ستارهای است که وقتی میمیرد، آن ستاره نیز خاموش میشود؛ مَثَل معروف «در هفت آسمان یک ستاره ندارد» برگرفته از همین باور است. برخی از مردم، دیدن آسمان در خواب را نشانهٔ وسعت [[رزق]] و روزی یا قدرت یافتن بر دشمنان میدانند.<ref>شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص۴۵۱–۴۵۲.</ref> | ||
== آسمان در ادبیات | == آسمان در ادبیات فارسی == | ||
آسمان، ازجمله واژگان کهن است که در نظم و نثر ایرانیان، حضوری پررنگ دارد. بخشی از | آسمان، ازجمله واژگان کهن است که در نظم و نثر ایرانیان، حضوری پررنگ دارد. بخشی از أمثال و حِکَم ایرانیان از شعرها وارد فرهنگ و زبان عامه شده است، مانند «آسمان از کجا و ریسمان از کجا» که به معنی حرف ناحساب زدن در برابر سخن معقول است و آن را برگرفته از شعر معروف [[مولانا]] میدانند که میگوید:<ref>[https://ganjoor.net/moulavi/masnavi/daftar6/sh18 مولانا، مثنوی معنوی، دفتر ششم، بخش 18، بیت 6، وبسایت گنجور.]</ref> | ||
{{شعر جدید|متن=اشتباهی هست لفظی در بیان \\ لیک خود کو آسمان تا ریسمان}} | {{شعر جدید|متن=اشتباهی هست لفظی در بیان \\ لیک خود کو آسمان تا ریسمان}} | ||
بخشی دیگر از امثال رایج نیز یا خود، شعر هستند یا بهصورت عبارت آمدهاند، ازجمله: | |||
بخشی دیگر از امثال رایج نیز یا خود، شعر هستند یا بهصورت عبارت آمدهاند، | * آهسته که آسمان نداند | ||
* زر نباریده از آسمان به سرش / یا خودش دزد بوده یا پدرش | |||
از آسمان در عبارات کنایی نیز استفاده شده است، برای مثال، «آسمان سوراخ نخواهد شد» به معنی اتفاق نیفتادن هیچ واقعه عظیمی؛ | * به هر کجا که روی، آسمان همین رنگ است | ||
* میان ماه من تا ماه گردون / تفاوت از زمین تا آسمان است | |||
* نه در آسمان تخت، نه در زمین بخت.<ref>امینی، فرهنگ عوام، ۱۳۷۱ش، ص۲۲؛ جمالزاده، فرهنگ لغات عامیانه، ۱۳۴۱ش، ص۳؛ شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص454-468.</ref> | |||
از آسمان در عبارات کنایی نیز استفاده شده است، برای مثال، «آسمان سوراخ نخواهد شد» به معنی اتفاق نیفتادن هیچ واقعه عظیمی؛ «آسمانجل» به معنی لات و ندار؛<ref>امینی، فرهنگ عوام، ۱۳۷۱ش، ص۲۲؛ جمالزاده، فرهنگ لغات عامیانه، ۱۳۴۱ش، ص۳؛ شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص454-468.</ref> «آسمان را به زمین دوختن» به معنی قدرت در تیراندازی؛ «آسمان را به ابر پوشیدن» کنایه از پنهان ساختن امری روشن؛ «آسمان را به زمین آوردن» کنایه از کاری عجیب و غریب انجام دادن؛ «آسمان روانداز و زمین زیرانداز» که کنایه از [[فقر]] و نداری است.<ref>آنندراج، محمد پادشاه، ۱۳۶۳ش، ذیل واژه آسمان.</ref> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||