علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) ←منابع: ابرابزار |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
در لغتنامهها، خانواده هممعنا با خاندان، دودمان و تبار معرفی شده است.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/خانواده دهخدا، لغتنامه، وب سایت واژهیاب]</ref> در تعریف اهل خانه و اهل البیت، گفته شده است که مجموعه افراد دارای پیوند سببی یا نسبی میباشند که در زیر یک سقف زندگی میکنند.<ref>[https://vajehyab.com/moein/خانواده معین، فرهنگ فارسی، وب سایت واژه یاب]</ref> معادل خانواده در [[زبان عربی]] «أسرة» و «أهلبیت» است.<ref>[https://lib.eshia.ir/71460/1/170 مصطفوی، التحقیق، ج1، 1368ش، ص170].</ref> اهل، دلالت بر پیوند جامع و انس و الفت میان یک عده دارد<ref>[https://lib.eshia.ir/71428/1/135 قرشی، قاموس قرآن، ج1، 1371ش، ص135].</ref> و بیت مترادف با مَسکن<ref>[https://lib.eshia.ir/71428/1/248 قرشی، قاموس قرآن، ج1، 1371ش، ص248].</ref> و به محل اقامت شبانه اطلاق میشود.<ref>[https://lib.eshia.ir/71460/1/359 مصطفوی، التحقیق، ج1، 1368ش، ص359].</ref> معادل انگلیسی خانواده «Family» بهمعنی گروهی شامل یکی از والدین یا هر دو آنها و فرزندان است.<ref>[http://hadith.riqh.ac.ir/article_6671_cbb1f581dc62a061648061ba5c1389c1.pdf سراقی و صفوراییپاریزی، «بازتعریف خانواده بر اساس قرآن و منابع روایی»، 1398ش، ص68.]</ref> | در لغتنامهها، خانواده هممعنا با خاندان، دودمان و تبار معرفی شده است.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/خانواده دهخدا، لغتنامه، وب سایت واژهیاب]</ref> در تعریف اهل خانه و اهل البیت، گفته شده است که مجموعه افراد دارای پیوند سببی یا نسبی میباشند که در زیر یک سقف زندگی میکنند.<ref>[https://vajehyab.com/moein/خانواده معین، فرهنگ فارسی، وب سایت واژه یاب]</ref> معادل خانواده در [[زبان عربی]] «أسرة» و «أهلبیت» است.<ref>[https://lib.eshia.ir/71460/1/170 مصطفوی، التحقیق، ج1، 1368ش، ص170].</ref> اهل، دلالت بر پیوند جامع و انس و الفت میان یک عده دارد<ref>[https://lib.eshia.ir/71428/1/135 قرشی، قاموس قرآن، ج1، 1371ش، ص135].</ref> و بیت مترادف با مَسکن<ref>[https://lib.eshia.ir/71428/1/248 قرشی، قاموس قرآن، ج1، 1371ش، ص248].</ref> و به محل اقامت شبانه اطلاق میشود.<ref>[https://lib.eshia.ir/71460/1/359 مصطفوی، التحقیق، ج1، 1368ش، ص359].</ref> معادل انگلیسی خانواده «Family» بهمعنی گروهی شامل یکی از والدین یا هر دو آنها و فرزندان است.<ref>[http://hadith.riqh.ac.ir/article_6671_cbb1f581dc62a061648061ba5c1389c1.pdf سراقی و صفوراییپاریزی، «بازتعریف خانواده بر اساس قرآن و منابع روایی»، 1398ش، ص68.]</ref> | ||
در اصطلاح، خانواده متشکل از افرادی است که از طریق نسب یا سبب و رضاع در کنار یکدیگر بهعنوان شوهر، [[زن]]، فرزندان، مادر، پدر، برادر و خواهر در ارتباط متقابل هستند. این ارتباط باعث پدیدآمدن واحدی خاص و فرهنگ مشترک میشود.<ref>حسنزاده، «عوامل تحکیم خانواده در فرهنگ اسلامی»، 1392ش.، ص46.</ref> گفته شده که این واژه به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی دانسته میشود.<ref>[https://www.vajehyab.com/?q=خانواده&f=moein معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه خانواده].</ref><ref>[https://vajehyab.com/?q=خانواده عمید، فرهنگ فارسی، وب سایت واژهیاب]</ref> بر اساس برخی خوانشها، ارائه تعریف یکسان و جهانشمول از واژه خانواده، به جهت اعتباری بودن مفهومی آن، غیرممکن است. در رویکرد جامعهشناسی خانواده گروهی از افراد است که با ارتباطات خویشاوندی مستقیماً با یکدیگر پیوند یافته و اعضای بزرگسال آن مسئول نگهداری کودکان هستند.<ref>گیدنز، جامعهشناسی، 1383ش، ص424.</ref> خانواده به مفهوم محدود آن عبارتست از یک واحد اجتماعی، ناشی از ازدواج یک [[زن]] و یک [[مرد]] که فرزندان آنها آن را تکمیل میکنند. تعریف دیگری خانواده را شامل مجموعهای از افراد میداند که با هدف و منافع مشترک زیر سقفی گرد هم میآیند. اسلام خانواده را گروهی متشکل از افراد، دارای شخصیت مدنی، حقوقی و معنوی معرفی میکند که هسته اولیه آن را [[ازدواج]] مشروع زن و مرد تشکیل میدهد.<ref>[https://www.imamalicenter.se/fa/content «تعریف خانواده از دیدگاه اسلام»، وب سایت مرکز اسلامی امام علی (ع)]</ref> در رویکرد [[روانشناسی]] خانواده واحدی است که عملکرد آن از طریق الگوهای مراودهای صورت میگیرد.<ref>مینوچین، خانواده و خانوادهدرمانی، 1395ش، ص67.</ref> | در اصطلاح، خانواده متشکل از افرادی است که از طریق نسب یا سبب و رضاع در کنار یکدیگر بهعنوان شوهر، [[زن]]، فرزندان، مادر، پدر، برادر و خواهر در ارتباط متقابل هستند. این ارتباط باعث پدیدآمدن واحدی خاص و [[فرهنگ]] مشترک میشود.<ref>حسنزاده، «عوامل تحکیم خانواده در فرهنگ اسلامی»، 1392ش.، ص46.</ref> گفته شده که این واژه به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی دانسته میشود.<ref>[https://www.vajehyab.com/?q=خانواده&f=moein معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه خانواده].</ref><ref>[https://vajehyab.com/?q=خانواده عمید، فرهنگ فارسی، وب سایت واژهیاب]</ref> بر اساس برخی خوانشها، ارائه تعریف یکسان و جهانشمول از واژه خانواده، به جهت اعتباری بودن مفهومی آن، غیرممکن است. در رویکرد جامعهشناسی خانواده گروهی از افراد است که با ارتباطات خویشاوندی مستقیماً با یکدیگر پیوند یافته و اعضای بزرگسال آن مسئول نگهداری کودکان هستند.<ref>گیدنز، جامعهشناسی، 1383ش، ص424.</ref> خانواده به مفهوم محدود آن عبارتست از یک واحد اجتماعی، ناشی از ازدواج یک [[زن]] و یک [[مرد]] که فرزندان آنها آن را تکمیل میکنند. تعریف دیگری خانواده را شامل مجموعهای از افراد میداند که با هدف و منافع مشترک زیر سقفی گرد هم میآیند. اسلام خانواده را گروهی متشکل از افراد، دارای شخصیت مدنی، حقوقی و معنوی معرفی میکند که هسته اولیه آن را [[ازدواج]] مشروع زن و مرد تشکیل میدهد.<ref>[https://www.imamalicenter.se/fa/content «تعریف خانواده از دیدگاه اسلام»، وب سایت مرکز اسلامی امام علی (ع)]</ref> در رویکرد [[روانشناسی]] خانواده واحدی است که عملکرد آن از طریق الگوهای مراودهای صورت میگیرد.<ref>مینوچین، خانواده و خانوادهدرمانی، 1395ش، ص67.</ref> | ||
=== تشکیل خانواده === | === تشکیل خانواده === | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
=== کارکردهای تربیتی-آموزشی === | === کارکردهای تربیتی-آموزشی === | ||
کارکرد تربیتی خانواده با عنوان جامعهپذیری یا فرهنگ پذیری از مهمترین کارکردهای خانواده با رویکرد جامعهشناختی است. جامعهپذیری فرایندی است که افراد، نگرشها، ارزشها و کنشهای متناسب با جامعه بهعنوان عضوی از آن آموخته و نهادینه میشود. انتقال معارف و ارزشهای دینی یکی از مهمترین زیرمجموعههای جامعهپذیری است. علاوه بر این گاهی با اخلال در فرایند [[جامعهپذیری فرزندان در اسلام|جامعهپذیری]] زمینه آسیبها و نابهنجاریهای اجتماعی فراهم میآید که متقابلاً کارکرد نظارتی و کنترلی خانواده بهعنوان یک راهکار سازنده به ایفای نقش میپردازد. قدرت نظارتی و کنترلی خانواده بهمنظور پیشگیری و اصلاح آسیبهای اجتماعی ارتباط مستقیمی با جایگاه و اهمیت خانواده دارد. آموزش و نهادینهسازی ارزشهای فرهنگی، اجتماعی و مذهبی در قالب فرایند جامعهپذیری از مهمترین کارکردهای خانواده بهشمار میرود. فرزندان در خانواده بهعنوان فردی از یک فرهنگ و مذهب خاص میآموزند چگونه عضوی فعال و اثرگذار در اجتماع باشند. | کارکرد تربیتی خانواده با عنوان جامعهپذیری یا [[فرهنگ پذیری]] از مهمترین کارکردهای خانواده با رویکرد جامعهشناختی است. جامعهپذیری فرایندی است که افراد، نگرشها، ارزشها و کنشهای متناسب با جامعه بهعنوان عضوی از آن آموخته و نهادینه میشود. انتقال معارف و ارزشهای دینی یکی از مهمترین زیرمجموعههای جامعهپذیری است. علاوه بر این گاهی با اخلال در فرایند [[جامعهپذیری فرزندان در اسلام|جامعهپذیری]] زمینه آسیبها و نابهنجاریهای اجتماعی فراهم میآید که متقابلاً کارکرد نظارتی و کنترلی خانواده بهعنوان یک راهکار سازنده به ایفای نقش میپردازد. قدرت نظارتی و کنترلی خانواده بهمنظور پیشگیری و اصلاح آسیبهای اجتماعی ارتباط مستقیمی با جایگاه و اهمیت خانواده دارد. آموزش و نهادینهسازی ارزشهای فرهنگی، اجتماعی و مذهبی در قالب فرایند جامعهپذیری از مهمترین کارکردهای خانواده بهشمار میرود. فرزندان در خانواده بهعنوان فردی از یک فرهنگ و مذهب خاص میآموزند چگونه عضوی فعال و اثرگذار در اجتماع باشند. | ||
شخصیت سالم در فرزندان، با حفظ احترام در روابط خود با دیگران، ارزش قائلشدن برای شخصیت و نظر اطرافیان و استفاده از استعداد و توانایی خود برای تحقق خودباوری نمود پیدا میکند. ایجاد چنین شخصیت سالمی در بستر خانوادهای سالم امکانپذیر است.<ref>«اهمیت خانواده در روانشناسی و اسلام»، وبسایت دکتر فکر.</ref> آموزش و انتقال ارزشهای جنسیتی نیز از دیگر ابعاد جامعهپذیری خانواده محسوب میشود. نهاد خانواده از همان ابتدا با بهکارگیری شیوههای متفاوت [[تربیت]] کودکان [[دختر]] و پسر، باعث شکلگیری شخصیتهای متمایزی میشود که به تناسب نقشهای آینده در خانواده، نگرشها، احساسات و رفتارهای متفاوتی را در آنها برمیانگیزد. بنیانها و الگوهای نقشهای جنسیتی با کاربست آموزشهای مستقیم و الگوسازی به کودکان منتقل میشود. این مسئله زمینه اعتراض و بعدها شکلگیری جنبشهای اعتراضی از جمله جنبش [[فمینیسم]] شده است. از دیدگاه آنها مدیریت انتظارات و پاداشها با توجه به [[جنسیت]] دخترانه و پسرانه نابرابری جنسی را رقم میزند که باید کنار گذاشته شود. آنها بهمنظور دستیابی به جامعهای فارغ از نابرابری جنسیتی خواستار تبدیل الگوی سنتی جامعهپذیری دختران و پسران به الگویی تحت عنوان یکسانسازی الگوی تربیتی دختران و پسران هستند. به اعتقاد آنان، جامعهپذیری باید در راستای تلفیق بهترین ویژگیهای جنسیتی مردانه و زنانه در هر دو جنس باشد. دیدگاه فمینیستها علاوه بر مخالفت طیف وسیعی از طرفداران الگوی تربیت سنتی و حامیان خانواده، از میان خودشان نیز مخالفان سرسختی داشته است. عملی نبودن آرمانهای فمینیستی و وجود تفاوتهای ریشهدار جنسیتی دو مانع مهمی است که منتقدین فمینیست در مورد اهداف و خواستههای خود مطرح کردهاند. از اینرو امروزه بسیاری از فمینیستها ضمن احترام به بخشی از ابعاد زنانگی، با اندیشه جهان عاری از تفاوتهای جنسیتی مخالفت کردهاند. | شخصیت سالم در فرزندان، با حفظ احترام در روابط خود با دیگران، ارزش قائلشدن برای شخصیت و نظر اطرافیان و استفاده از استعداد و توانایی خود برای تحقق خودباوری نمود پیدا میکند. ایجاد چنین شخصیت سالمی در بستر خانوادهای سالم امکانپذیر است.<ref>«اهمیت خانواده در روانشناسی و اسلام»، وبسایت دکتر فکر.</ref> آموزش و انتقال ارزشهای جنسیتی نیز از دیگر ابعاد جامعهپذیری خانواده محسوب میشود. نهاد خانواده از همان ابتدا با بهکارگیری شیوههای متفاوت [[تربیت]] کودکان [[دختر]] و پسر، باعث شکلگیری شخصیتهای متمایزی میشود که به تناسب نقشهای آینده در خانواده، نگرشها، احساسات و رفتارهای متفاوتی را در آنها برمیانگیزد. بنیانها و الگوهای نقشهای جنسیتی با کاربست آموزشهای مستقیم و الگوسازی به کودکان منتقل میشود. این مسئله زمینه اعتراض و بعدها شکلگیری جنبشهای اعتراضی از جمله جنبش [[فمینیسم]] شده است. از دیدگاه آنها مدیریت انتظارات و پاداشها با توجه به [[جنسیت]] دخترانه و پسرانه نابرابری جنسی را رقم میزند که باید کنار گذاشته شود. آنها بهمنظور دستیابی به جامعهای فارغ از نابرابری جنسیتی خواستار تبدیل الگوی سنتی جامعهپذیری دختران و پسران به الگویی تحت عنوان یکسانسازی الگوی تربیتی دختران و پسران هستند. به اعتقاد آنان، جامعهپذیری باید در راستای تلفیق بهترین ویژگیهای جنسیتی مردانه و زنانه در هر دو جنس باشد. دیدگاه فمینیستها علاوه بر مخالفت طیف وسیعی از طرفداران الگوی تربیت سنتی و حامیان خانواده، از میان خودشان نیز مخالفان سرسختی داشته است. عملی نبودن آرمانهای فمینیستی و وجود تفاوتهای ریشهدار جنسیتی دو مانع مهمی است که منتقدین فمینیست در مورد اهداف و خواستههای خود مطرح کردهاند. از اینرو امروزه بسیاری از فمینیستها ضمن احترام به بخشی از ابعاد زنانگی، با اندیشه جهان عاری از تفاوتهای جنسیتی مخالفت کردهاند. | ||