تخم مرغ؛ سلول نطفه مرغ برای تولید مثل و از غذاهای کامل و طبیعی انسانها.
تخممرغ، برای انسانها از جمله مواد غذایی مهم و اصلی محسوب میشود و امروزه با گسترش فناوری، تولید انبوه تخممرغ، به یک صنعت تبدیل شده است. تخممرغ که ارزش غذایی بسیاری دارد در آشپزی ایرانی، طب سنتی، پرورش جسم و حتی فرهنگ و ادب و آیینهای ایرانی هم مورد توجه است.
وجه نامگذاری تخم مرغ
در گویشها و زبانهای مختلف موجود در ایران، تخممرغ، نامهای متفاوتی دارد. برای مثال، در تالش آن را «آگِلَه»، در خویین «اَگ»، در کرینکان «اویو»، در کردی «ایک»، در لاریجان «پِلکَه»، در بوئینزهرا «چَرخایه»، در شهر دماوند و اطراف آن «چولو»، در دلیجان و کرمانشاه «خا»، در شیراز و بوشهر «خاگ»، در لار و زروان «خای»، در بردسیر «دلبَندو»، در فیروزکوه «دلکَچه»[۱] و در گیلکی نیز آن را «مُرغونه»[۲] میخوانند.
اجزای تخممرغ
تخممرغ از چند قسمت تشکیل میشود:
- پوست آهکی که دارای منافذی ریز برای تنفس نطفه است؛ این پوسته شامل ۹۴ درصد کربنات کلسیم است.
- پوستۀ نازک شفاف و پروتئینه، زیر پوسته آهکی که سد دفاعی در برابر هجوم باکتریها است.
- سفیدۀ تخممرغ (آلبومین) که مایعی لزج و بیرنگ است و پس از پخته شدن، به رنگ سفید درمیآید؛ سفیده تخممرغ، پنجاه درصد پروتئین دارد.
- زردۀ تخممرغ (یولک) که مادهای چرب و زردرنگ، در داخل سفیده است؛ زرده، ۳۳ درصد از وزن تخممرغ را تشکیل میدهد و ذخیره غذایی مورد نیاز برای رشد جنین است.
- نطفه مرغ.[۳]
پیشینه استفاده از تخم مرع بهعنوان مواد غذایی
تخممرغ بهعنوان مادۀ غذایی ارزشمند، همواره مورد توجه انسانها بوده است. استفاده از تخممرغ بهمنظور حاجتروایی و همچنین بهعنوان خوراک جایگزین در روزهای سوگواری به مناسبت درگذشت یکی از اعضای خانواده نیز گزارش شده است.[۴] از تخممرغ در خوراکهای گوناگونی استفاده میشد؛[۵] اما نیمرو (کواژه) و نیمبرشت از قدیمیترین موارد استفادۀ آن بوده است.[۶] استفاده از تخممرغ در جشن عید نوروز، سفره هفتسین،[۷] بازی،[۸] سحر و جادو، نذر و نیاز[۹] نیز رایج بوده است.
تخممرغ در طب سنتی
در طب کهن، از تخممرغ برای درمان سردرد، سوء هاضمه، التهاب معده، سنگ مثانه،[۱۰] درد چشم، جوش، دردهای مفصلی، دردهای دستگاه تنفسی[۱۱] و درد در قسمت گلو[۱۲] استفاده میشد. برخی از طبیبان، خوردن تخممرغ را بهصورت خام، پخته، نیمبرشت، نیمرو یا زرده و سفیده تجویز میکردند.[۱۳] ابنسینا برای درمان مسمومیت ناشی از سم برخی از حیوانات، خوردن سفیده تخممرغ یا خوردن زرده تخممرغ نیمهگرم را سفارش کرده است.[۱۴] یکی از روشهای معالجه سوختگی شدید بدن نیز مالیدن سفیده تخممرغ بر روی محل سوختگی معرفی شده است.[۱۵]
ارزش غذایی تخممرغ
تخممرغ، حاوی مقدار زیادی پروتئین، ویتامین و املاح ضروری است؛ اما کلسترول فراوان تخممرغ میتواند سلامتی انسان را با مشکل روبرو کند. یک عدد تخممرغ میتواند سه درصد از انرژی روزانۀ یک مرد بالغ و چهار درصد از انرژی روزانۀ یک زن بالغ را تأمین کند.[۱۶] تخممرغ، ویتامینهای D, E، K و B6 را برای بدن انسان، تأمین میکند. گفتنی است، ۱۰٫۸ درصد از زرده تخممرغ را چربی تشکیل میدهد.
تخممرغ در ادب فارسی
شاعران بسیاری در اشعار خود به تخممرغ اشاره کردهاند.[۱۷] تخممرغ، در ادبیات شفاهی فارسیزبانان نیز بسیار پرکاربرد بوده است. افسانهها، امثال و حِکم و کنایات بسیاری به این واژه و ویژگیهای آن اشاره کردهاند. در بیشتر افسانهها، از تخممرغ بهعنوان خوراکی ساده یاد میشود؛ مانند قصه «زندگی زن تاجر و زن حمامی»[۱۸] و «تخممرغ پخته».[۱۹] در برخی افسانهها نیز تخممرغ بهعنوان خوراکی خاص و دارای جنبههای سِحرآمیز است؛ مانند افسانه «مرغ سعادت»،[۲۰] «محمدک و مرغ تخم طلا».[۲۱]
تخممرغ، دستمایۀ ضربالمثلهای بسیاری نیز بوده است، ازجمله:
- «تخممرغ دزد، شتردزد میشود»[۲۲]
- «تخممرغ شفک توی دهانش شکستهاند» (کنایه از ناتوانی در پاسخگویی)[۲۳]
- «تخم دستش بدی، زرده نداره» (کنایه از کجدستی)
- «تخم دو زرده کردن» (ادعای هنرنمایی در کاری ساده)[۲۴]
- «حل که مرغانه نکرده خوشته مچین بخارده» (حالا که تخم نکرده، تخم اولیه رو هم خورده)[۲۵]
- «تخممرغ به چانه میبندد» (کنایه از پرحرفی)[۲۶]
- «تخممرغ او را به دندان زدهام»
- «تخممرغ امروز، از جوجۀ فردا بهتر است»
- «تخممرغ در تخمدان، بره در آغل»
- «تخممرغ را اندازهگیری میکند»
- «تخممرغ را برای دیگری میکنی، قدقدش را برای ما میزنی»
- «تخممرغ سفید از آن مرغ سیاه است»[۲۷]
- «تخممرغش زرده نداره» (کنایه از متقلب بودن فرد)
- «تخم نمیگذارد، وقتی هم میگذارد در کاهدان میگذارد».[۲۸]
باورهای عامیانه درباره تخممرغ
استفاده از تخممرغ بهمنظور دفع چشمزخم، میان مردم مناطق مختلف ایران، متداول است؛ قشقاییها، برای درمان فرد بهاصطلاح جنزده، خطوطی کج و معوج روی یک تخممرغ کشیده و هنگام غروب، آن را به زمین میزنند.[۲۹] در تنکابن، زنان معتقدند که پس از به دنیا آمدن بچه در خانه، نباید تخممرغِ آن خانه، به همسایهها داده شود.[۳۰] در تهران، برای رفع نازایی یک زن، آبِ چهار گوشۀ حمام را در پوست تخممرغ جمع کرده و روی سر زن نازا میریزند. در سیرجان نیز، صمغ عربی را روی تخممرغ نیمبرشت ساییده و بهمنظور پیشگیری از سقط جنین، میخوردند.[۳۱]
در باور برخی، ریختن پوست تخممرغ در راه، به دعوا و سیاهی منجر خواهد شد.[۳۲] همچنین، ریزریز کردن پوست تخممرغ را به دعوای خانوادگی تعبیر میکنند.[۳۳] برخی، تخم دو زرده گذاشتن یک مرغ در خانه را مثل راز، پنهان میکنند؛ زیرا برملا کردن آن را بدشگون میدانند.[۳۴] گروهی دیگر اما تخم دو زرده گذاشتن مرغ در خانه را خوشیمن و موجب ازدیاد برکت در خانه میدانند. خوردن تخممرغ در شب، میان برخی از مردم ایران، به شکست منجر میشود. شکستن تخممرغ از طریق زدن آن به تخممرغی دیگر، از نظر برخی از مردم، حرام است.[۳۵] در برخی شهرها، هنگام غروب، خارج کردن هر چیز سفیدی از خانه مانند تخممرغ، بدشگون و موجب از بین رفتن برکت قلمداد میشود.[۳۶]
در برخی نقاط ایران، ترکیب تخممرغ، فلفل و نمک را مرهمی برای شکستگی استخوان میدانند.[۳۷] سیرجانیها، خوردن تخممرغ را بهدلیل گرم بودن طبع آن، برای درمان دردهای عضلانی، مانند کمردرد، مفید میدانند.[۳۸] همچنین تخممرغ، برای درمان شبادراری کودکان، درمان زخمهای ناشی از دُمَل[۳۹] و نیز زخمهای سودایی،[۴۰] ضربدیدگی،[۴۱] درد چشم،[۴۲] ریزش موی سر،[۴۳] خونریزی داخلی، سینه درد و سرماخوردگی، ضعف، اسهال، بواسیر، بدرنگی پوست و لکهای روی آن،[۴۴] کاربست دارد.
تخممرغ در جشنها و مناسبتها
استفاده از تخممرغ رنگی و سفید، در سفره هفتسین، از جمله سنتهای دیرین فارسیزبانان است. مردم، پیش از نوروز، با روشهای مختلفی به رنگ کردن تخممرغها میپردازند.[۴۵] در بیشتر نقاط ایران، پس از سالتحویل، این تخممرغهای رنگین را به کودکان هدیه میدهند.[۴۶] در آیینها و جشنهای دیگری مانند شالاندازی،[۴۷] مراسم «رابرچره» در گیلان، مراسم «عروسگلی»[۴۸] و رسم نوروزخوانی، تخممرغ بهعنوان هدیه و شادباش،[۴۹] بین افراد رد و بدل میشود.
عقد و عروسی
در عصر صفوی، هنگام خطبۀ عقد از عروس میخواستند که رو به قبله بایستد و با دست خود، تخممرغی را به دیوار بزند.[۵۰] در مراسم عقدکنان تهرانیها، دو عدد تخممرغ را در هفت ادویه جوشانده و به نیت هفت اولاد به عروس و داماد میدادند تا هرکدام یکی از آنها را بخورند.[۵۱] در خراسان، پیش از جاری شدن خطبۀ عقد، عروس را روی تشت مسی بزرگی که ده تا دوازده دانه تخممرغ در آن قرار داشت، مینشاندند تا در آینده، بدون فرزند نمانده و به تعداد تخممرغها، بچهدار شود.[۵۲] در کازرون، فردای روز عقد، عروس در رسم «روگشون»، دو عدد تخممرغ از چهار تخممرغ موجود بر سفره عقد را آبپز کرده، پوست گرفته و در ظرفی دیگر، بههمراه دو تخممرغ خام و مقداری رنگینک به خانۀ داماد میفرستد. پس از آن، داماد نیز دو تخممرغ خام را آبپز کرده و آن را بههمراه مقداری رنگینک و هدیهای گرانبها مانند یک تکه طلا، به خانه عروس میفرستد.[۵۳] این رسم با اندکی تفاوت میان مردم فسا، از توابع شیراز، نیز اجرا میشود.[۵۴]
مردم تویسرکان، هفت تخممرغ را با شیر و عسل به عروس و داماد میخورانند.[۵۵] در شاهرود، تخممرغهای سفره عقد، به دست زنی مُسن، به خاگینه تبدیل شده و خوراک شب عروسی عروس و داماد است؛ آنها این خوراک را موجب زیاد شدن نسل آن دو میدانند.[۵۶] شکستن تخممرغ، جلوی پای عروس و داماد، در برخی نقاط ایران، بهمنظور دوری از شر و بدی، مرسوم است.[۵۷] گاهی نیز تخممرغ، مژدگانی فردی است که خبر عقدکنان یا عروسی دو نفر را به همسایگان میرساند.
زایمان و فرزندآوری
تخممرغ میان زنان ایرانی، از غذاهای پر انرژی، محسوب میشود.[۵۸] خوراک تخممرغ بههمراه نبات، هل و دارچین، از جمله خوراکیهای مرسوم مردم اصفهان برای زائو است.[۵۹] در خراسان نیز پنج سیر روغن زرد/حیوانی، فلفل و نبات کوبیدهشده بههمراه سه تا چهار زردۀ تخممرغ، خوراک زائو است.[۶۰] در گذشته، برخی زنها، بهمنظور برطرف شدن بزرگی شکم خود پس از زایمان، مقداری زرده تخممرغ، نخود کوبیده، زردچوبه و نمک را روی پوست شکم خود مالیده و با شکمبند آن را محکم میبستند.[۶۱] در تهران نیز، شب قبل از حمام زن زائو، ترکیبی از زرده و سفیدۀ تخممرغ، ماش بوداده، قهوه و مورد را روی سر زن زائو قرار داده و با پارچهای میبستند تا سر و مغز زن، قوت بگیرد. همچنین، تن و بدن زائو را با گردوی کوبیدهشده و تخممرغ ماساژ میدادند تا توان از دسترفتۀ زن، جبران شود.[۶۲]
تخممرغ در آشپزی ایرانی
در ایران، تنوع خوراکهایی که با تخممرغ درست میشوند، بسیار زیاد است. سادهترینِ این خوراکیها، نیمرو[۶۳] و تخممرغ آبپز است. نیمروی خرما، نیمروی قرمه،[۶۴] خاگینه تخممرغ، تخممرغ نیمبند[۶۵] و ترکیب تخممرغ و سیبزمینی[۶۶] نیز از دیگر غذاهای ساده و رایج میان مردم است. استفاده از تخممرغ در انواع خورش، سُس، بستنی، دسر و شیرینی و کوکو نیز بسیار متداول است. این مادۀ غذایی، در بسیاری از غذاها، بهعنوان مادۀ اصلی و در برخی دیگر بهعنوان مادهای فرعی مورد استفاده است. گاهی از تخممرغ بهعنوان مادهای فرمدهنده، غلیظکننده یا جلادهنده استفاده میشود.[۶۷]
نان کماج مرصع، کماج قبولی، آش سماق، آش ناردان، انواع سمبوسه و بورانی مارچوبه،[۶۸] از جمله غذاهای رایج در دوران صفویان بوده است که از تخممرغ در طبخ آنها استفاده میشد. خوراک چنگال نیز از جمله غذاهای مرسوم ایرانیان در دورۀ ناصرالدین شاه قاجار بوده است. برای تهیۀ چنگال که از جملۀ غذاهای زمستانی مردم بوده، مقداری روغن کرمانشاهی را در ظرفی ریخته و تخممرغ و شکر را نیز به آن اضافه میکردند. خوردن این غذا با دست مرسوم بوده است.[۶۹]
تخممرغ در غذاهای گیلانی، یکی از پرکاربردترین موارد استفاده را دارد. باقلاقاتق، ترشهتره، سیرتره، سیبزمینی تره، چل مُرغانه، گوجه خورشی، سیروابیج، پُلاسَرتری، کوچر و میرزاقاسمی از جملهی این غذاها هستند.[۷۰] در کازرون نیز خوراکهایی مانند خاگ (تخممرغ) تماته، خاگ روغن یا نیمرو، خاگینه، دوپیازه، سیرخاگ، اُودانمک یا اشکنه از تخممرغ تهیه میشوند.[۷۱]
تخممرغ، در تهیه برخی از انواع نان و کلوچههای محلی مانند کلوچه، نانچایی، کسمه، کوکا، کوله، اگیردک و نان شیرمال استفاده میشود.[۷۲] آشهای محبوبی همچون آش آب گرمه (پیاز، جعفری، ریحان، تخممرغ و سیبزمینی) و آش ترموغه (اشکنه) نیز از تخممرغ تهیه میشوند. میبدیها برای طبخ اشکنۀ ترش، از تخممرغ استفاده میکنند.[۷۳]
پانویس
- ↑ آذرلی، فرهنگ واژگان گویشهای ایران، ۱۳۸۷ش، ص6 و 16 و 140 و 153 و 157-158 و 181.
- ↑ پاینده، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۳۹۳.
- ↑ عمید، فرهنگ فارسی، ذیل واژه تخم مرغ، سایت واژهیاب.
- ↑ شایست و نـاشایست، ۱۳۶۹ش، ص154 و 225.
- ↑ فاضل هروی، ارشاد الزراعه، ۱۳۴۶ش، ص261.
- ↑ بیهقی، تاریخ بیهقی، ۱۳۲۴ش، ص۵۰۲.
- ↑ شاردن، سیاحتنامه، ۱۳۳۵ش، ج2، ص364.
- ↑ شاردن، سیاحتنامه، ۱۳۳۵ش، ج4، ص195.
- ↑ مونسالدوله، خاطرات، ۱۳۸۰ش، ص۳۹ و ۵۷-۵۸.
- ↑ اخوینی بخاری، هدایة المتعلمین، ۱۳۴۴ش، ص۲۲۰ و ۲۳۷ و ۳۴۴ و ۳۶۰ و ۳۹۹.
- ↑ ابنسینا، قانون، ۱۳۶۷ش، ج2، ص92 و ج5، ص۳۱-۳۲ و ۱۲۶-۱۲۷.
- ↑ جمالی یزدی، فرخنامه، ۱۳۴۶ش، ص۹۱؛
ابنبیطار، الجامع مفردات الادویة و الاغذیة، ۱۳۹۱ق، ج1، ص129-132. - ↑ اخوینی بخاری، هدایة المتعلمین، ۱۳۴۴ش، ص۳۶۰ و ۳۹۹؛
اسحاق بن سلیمان اسرائیلی، الاغذیة و الادویة، ۱۴۱2ق، ص۱۲۷؛
ابنسینا، قانون، ۱۳۶۷ش، ج2، ص92؛
جمالی یزدی، فرخنامه، ۱۳۴۶ش، ص۹۱؛
ابنبیطار، الجامع مفردات الادویة و الاغذیة، ۱۳۹۱ق، ج1، ص130. - ↑ ابنسینا، قانون، ۱۳۶۷ش، ج2، ص92 و ج5، ص۳۱-۳۲.
- ↑ ابنسینا، قانون، ۱۳۶۷ش، ج2، ص92 و ج5، ص126-127.
- ↑ «تخم مرغ، غنیترین منبع پروتئین»، سایت تبیان.
- ↑ فردوسی، شاهنامه، ۱۳۸۶ش، ج1، ص49؛
ناصرخسرو، جامع الحکمتین، بخش 3، سایت گنجور. - ↑ الول ساتن، قصههای مشدی گلین خانم، ۱۳۷۴ش، ص۱۳۴.
- ↑ کریستینسن، افسانههای ایرانیان، ۱۳۸۶ش، ص۱۷۴-۱۷۵.
- ↑ صبحی مهتدی، افسانهها، ۱۳۸۵ش، ص۷۳-۸۱.
- ↑ سعیدی، قصهها و افسانههای مردم هرمزگان، ۱۳۸۶ش، ص57-59.
- ↑ انجوی شیرازی، تمثیل و مثل، ۱۳۵۷ش، ج1، ص90-93؛
امینی، داستانهای امثال، ۱۳۵۱ش، ص۱۵۶-۱۵۷. - ↑ بختیاری، سیرجان در آیینۀ زمان، ۱۳۷۸ش، ص۳۶۳.
- ↑ امینی، فرهنگ عوام، ۱۳۵۰ش، ص۲۲۵ و 226.
- ↑ دانای علمی، فرهنگ عامۀ مردم تنکابن، ۱۳۸۹ش، ص۱۲۰-۱۲۱.
- ↑ نجفی، فرهنگ فارسی عامیانه، ۱۳۷۸ش، ج1، ص302.
- ↑ ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ۱۳۸۸ش، ج1، ص694.
- ↑ امینی، فرهنگ عوام، ۱۳۵۰ش، ص160.
- ↑ کیانی، سیهچادرها، ۱۳۷۱ش، ص۲۴۵.
- ↑ دانای علمی، فرهنگ عامۀ مردم تنکابن، ۱۳۸۹ش، ص۱۲۰.
- ↑ بختیاری، سیرجان در آیینۀ زمان، ۱۳۷۸ش، ص۲۶۸-۲۶۹.
- ↑ شادابی، فرهنگ مردم لرستان، ۱۳۷۷ش، ص۶۶؛
علمداری، فرهنگ عامیانۀ دماوند، ۱۳۷۹ش، ص۱۸۳؛
حاتمی، باورها و رفتارهای گذشته در کازرون، ۱۳۸۵ش، ص۱۳۴. - ↑ رضایی، شهر من فساء از نگاهی دیگر، ۱۳۸۷ش، ص۴۵۹.
- ↑ حاتمی، باورها و رفتارهای گذشته در کازرون، ۱۳۸۵ش، ص۱۳8؛
طباطباییفر، روستای قاطول در گذر زمان، ۱۳۸۱ش، ص۲۷۱. - ↑ علمداری، فرهنگ عامیانۀ دماوند، ۱۳۷۹ش، ص192 و 53.
- ↑ بهنیا، بررسی مردمشناسی طایفۀ ارشلو از ایل بچاقچی،[بیتا]، ص۱۴۵؛
نوربخش، بندر لنگه در ساحل خلیج فارس، ۱۳۵8ش، ص۲۵۵-۲۵۶. - ↑ پاینده، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۲۵۶.
- ↑ بختیاری، سیرجان در آیینۀ زمان، ۱۳۷۸ش، ص341؛
حکمت یغمایی، بر ساحل کویر نمک، ۱۳۷۰ش، ص۳۹۸. - ↑ ساعدی، خیاو یا مشکینشهر، ۱۳۵۴ش، ص۱۲۸؛
پاینده، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۲60. - ↑ لهساییزاده، ۳۲۳
- ↑ پاینده، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۲46؛
بختیاری، سیرجان در آیینۀ زمان، ۱۳۷۸ش، ص341؛
شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۴۵-۲۴۶. - ↑ بختیاری، سیرجان در آیینۀ زمان، ۱۳۷۸ش، ص336؛
شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۴6. - ↑ پاینده، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۲47؛
بختیاری، سیرجان در آیینۀ زمان، ۱۳۷۸ش، ص338. - ↑ شهری، طهران قدیم، ۱۳۸۳ش، ج5، ص259-261.
- ↑ ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ۱۳۸۷ش، ج2، ص255-256؛
زیانی، دلنوشتههایی از فرهنگ، آداب، رسوم و باورهای مردم شیراز، ۱۳۸۸ش، ص47؛
مختارپور، دو سال با بومیان جزیرۀ کیش، ۱۳۸۷ش، ص473؛
رضایی، بیرجندنامه، ۱۳۸۱ش، ص453؛
علمداری، فرهنگ عامیانۀ دماوند، ۱۳۷۹ش، ص53. - ↑ شادابی، سعید، فرهنگ مردم لرستان، تهران، افلاک، ۱۳۷۷ش، ص۵۰؛
بختیاری، سیرجان در آیینۀ زمان، ۱۳۷۸ش، ص338. - ↑ رسولی، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران، ۱۳۷۸ش، ص۳۲۲؛
کرزبر یاراحمدی، فرهنگ مردم بروجرد، ۱۳۸۸ش، ص۲۶۶-۲۶۷؛
شعبانی، آداب و رسوم نوروز، ۱۳۷۸ش، ص۳۴-۳۵. - ↑ پاینده، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص121-122؛
دانای علمی، فرهنگ عامۀ مردم تنکابن، ۱۳۸۹ش، ص۱18. - ↑ شریعتزاده، فرهنگ مردم شاهرود، ۱۳۷۱ش، ص۴۱۵-۴۱۶؛
بشرا، جشنها و آیینهای مردم گیلان، ۱۳۸۵ش، ص۳۷. - ↑ آقاجمال خوانساری، «عقاید النساء»، ۱۳۴۹ش، ص۹.
- ↑ مونسالدوله، خاطرات، ۱۳۸۰ش، ص۳۹؛
کتیرایی، از خشت تا خشت، ۱۳۷۸ش، ص۱۵۰. - ↑ شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۱۷۵-۱۷۷.
- ↑ حاتمی، باورها و رفتارهای گذشته در کازرون، ۱۳۸۵ش، ص۳۴.
- ↑ رضایی، شهر من فساء از نگاهی دیگر، ۱۳۸۷ش، ص508.
- ↑ مقدم گلمحمدی، تویسرکان، ۱۳۷۸ش، ص۵۵۶.
- ↑ شریعتزاده، فرهنگ مردم شاهرود، ۱۳۷۱ش، ص۲۷۱.
- ↑ سعیدی، فرهنگ مردم میناب، ۱۳۸۶ش، ص۲۸۴.
- ↑ پاینده، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص30 و 53-54.
- ↑ آقاجمال خوانساری، «عقاید النساء»، ۱۳۴۹ش، ص17.
- ↑ شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۱35.
- ↑ مونسالدوله، خاطرات، ۱۳۸۰ش، ص248-249.
- ↑ کتیرایی، از خشت تا خشت، ۱۳۷۸ش، ص61 و 64.
- ↑ شهری، طهران قدیم، ۱۳۸۳ش، ج5، ص130.
- ↑ شهری، طهران قدیم، ۱۳۸۳ش، ج5، ص131؛
نظری داشلیبرون، مردمشناسی روستای ابیانه، ۱۳۸۴ش، ص۳۹۲. - ↑ شهری، طهران قدیم، ۱۳۸۳ش، ج5، ص132؛
مظلومزاده، آشپزی در فرهنگ مردم کازرون، ۱۳۸۳ش، ص۱۴۷-۱۴۸. - ↑ شهری، طهران قدیم، ۱۳۸۳ش، ج5، ص132-133.
- ↑ دریابندری، کتاب مستطاب آشپزی، ۱۳۸۴ش، ج1، ص264.
- ↑ باورچی بغدادی، «کارنامه، در باب طباخی و صنعت آن»، ۱۳۶۰ش، ص43-44 و 45-47 و 82 و 88 و 138-139 و 239.
- ↑ مونسالدوله، خاطرات، ۱۳۸۰ش، ص۳۰۹.
- ↑ دانای علمی، فرهنگ عامۀ مردم تنکابن، ۱۳۸۹ش، ص240-243.
- ↑ مظلومزاده، آشپزی در فرهنگ مردم کازرون، ۱۳۸۳ش، ص۱۴۹-۱۵۲ و ۱۶۲.
- ↑ حجازی، غذاهای محلی و سنتی استان مرکزی، تغییرات و پیامدهای آن، ۱۳۸۲ش، ص۳۲ و ۳۴-۳۶.
- ↑ جانباللهی، چهل گفتار در مردمشناسی میبد، ۱۳۸۵ش، ص۶۶-۶۷.
منابع
- آذرلی، غلامرضا، فرهنگ واژگان گویشهای ایران، تهران، بلخ، ۱۳۸۷ش.
- آقاجمال خوانساری، محمد، «عقاید النساء»، عقاید النساء و مرآت البلهاء، بهتحقیق محمود کتیرایی، تهران، ۱۳۴۹ش.
- ابنبیطار، عبدالله، الجامع مفردات الادویة و الاغذیة، لبنان، [بینا]، ۱۳۹۱ق.
- ابنسینا، قانون، ترجمۀ عبدالرحمان شرفکندی، تهران، سروش، ۱۳۶۷ش.
- اخوینی بخاری، ربیع، هدایة المتعلمین، بهتحقیق جلال متینی، مشهد، دانشگاه فردوسی، ۱۳۴۴ش.
- اسحاق بن سلیمان اسرائیلی، الاغذیة و الادویة، بهتحقیق محمد صباح، بیروت، مؤسسه عزالدین، ۱۴۱۲ق.
- الول ساتن، ل. پ، قصههای مشدی گلین خانم، بهتحقیق ا. مارتسلف و دیگران، تهران، مرکز، ۱۳۷۴ش.
- امینی، امیرقلی، داستانهای امثال، اصفهان، فردوس، ۱۳۵۱ش.
- امینی، امیرقلی، فرهنگ عوام، تهران، علمی، ۱۳۵۰ش.
- انجوی شیرازی، ابوالقاسم، تمثیل و مثل، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۷ش.
- باورچی بغدادی، محمدعلی، «کارنامه، در باب طباخی و صنعت آن»، کارنامه و مادة الحیاة (متن دو رساله در آشپزی از دورۀ صفوی)، بهتحقیق ایرج افشار، تهران، ۱۳۶۰ش.
- بختیاری، علیاکبر، سیرجان در آیینۀ زمان، کرمان، مرکز کرمانشناسی، ۱۳۷۸ش.
- بیهقی، ابوالفضل، تاریخ بیهقی، بهتحقیق قاسم غنی و علیاکبر فیاض، تهران، هرمس، ۱۳۲۴ش.
- بشرا، محمد و طاهری، طاهر، جشنها و آیینهای مردم گیلان، رشت، فرهنگ ایلیا، ۱۳۸۵ش.
- بهنیا، علاءالدین، بررسی مردمشناسی طایفۀ ارشلو از ایل بچاقچی، کرمان، مؤسسۀ کویر، [بیتا
- پاینده، محمود، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۵۵ش.
- «تخم مرغ، غنیترین منبع پروتئین»، سایت تبیان، تاریخ بارگذاری: ۱۸ خرداد ۱۳۸۳ش.
- جانباللهی، محمدسعید، چهل گفتار در مردمشناسی میبد، تهران، گنجینه هنر، ۱۳۸۵ش.
- جمالی یزدی، مطهر، فرخنامه، بهتحقیق ایرج افشار، تهران، فرهنگ ایران زمین، ۱۳۴۶ش.
- حاتمی، حسن، باورها و رفتارهای گذشته در کازرون، تهران، ایلاف، ۱۳۸۵ش.
- حجازی، شبنم، غذاهای محلی و سنتی استان مرکزی، تغییرات و پیامدهای آن، تهران، سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۸۲ش.
- حکمت یغمایی، عبدالکریم، بر ساحل کویر نمک، تهران، کتابخانه انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۷۰ش.
- دانای علمی، عباس، فرهنگ عامۀ مردم تنکابن، تهران، آرون، ۱۳۸۹ش.
- دریابندری، نجف، کتاب مستطاب آشپزی، تهران، کارنامه، ۱۳۸۴ش.
- ذوالفقاری، حسن، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، تهران معین، ۱۳۸۸ش.
- رسولی، غلامحسن، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران، تهران، بلخ، ۱۳۷۸ش.
- رضایی، جمال، بیرجندنامه، تهران، هیرمند، ۱۳۸۱ش.
- رضایی، غلامرضا، شهر من فساء از نگاهی دیگر، شیراز، نوید شیراز، ۱۳۸۷ش.
- زیانی، جمال، دلنوشتههایی از فرهنگ، آداب، رسوم و باورهای مردم شیراز، شیراز، آوند اندیشه، ۱۳۸۸ش.
- ساعدی، غلامحسین، خیاو یا مشکینشهر، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۴ش.
- سعیدی، سهراب، قصهها و افسانههای مردم هرمزگان، قم، سلسال، ۱۳۸۶ش.
- شادابی، سعید، فرهنگ مردم لرستان، تهران، افلاک، ۱۳۷۷ش.
- شاردن، ژان، سیاحتنامه، ترجمۀ محمد عباسی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۳۵ش.
- شایست و نـاشایست، آوانـویسی و تـرجمۀ کتـایون مـزداپـور، تهـران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۹ش.
- شریعتزاده، علیاصغر، فرهنگ مردم شاهرود، تهران، مؤلف، ۱۳۷۱ش.
- شعبانی، رضا، آداب و رسوم نوروز، تهران، الهدی، ۱۳۷۸ش.
- شکورزاده، ابراهیم، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران، سروش، ۱۳۶۳ش.
- شهری، جعفر، طهران قدیم، تهران، معین، ۱۳۸۳ش.
- صبحی مهتدی، فضلالله، افسانهها، بهتحقیق حمیدرضا خزاعی، مشهد، ماه جان، ۱۳۸۵ش.
- طباطباییفر، رضا، روستای قاطول در گذر زمان، تهران، نقش بیان، ۱۳۸۱ش.
- علمداری، مهدی، فرهنگ عامیانۀ دماوند، تهران، فیض کاشانی، ۱۳۷۹ش.
- عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، سایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱ش.
- فاضل هروی، ارشاد الزراعه، بهتحقیق محمد مشیری، تهران، امیرکبیر، ۱۳۴۶ش.
- فردوسی، شاهنامه، بهتحقیق جلال خالقیمطلق، تهران، بینا، ۱۳۸۶ش.
- کتیرایی، محمود، از خشت تا خشت، تهران، ثالث، ۱۳۷۸ش.
- کرزبر یاراحمدی، غلامحسین، فرهنگ مردم بروجرد، بهتحقیق علی آنیزاده، تهران، طرح آینده، ۱۳۸۸ش.
- کریستینسن، آرتور، افسانههای ایرانیان، ترجمۀ امیرحسین اکبری شالچی، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۸۶ش.
- کیانی، منوچهر، سیهچادرها، تهران، مؤلف، ۱۳۷۱ش.
- لهساییزاده، عبدالعلی و سلامی، عبدالنبی، تاریخ و فرهنگ مردم دوان، تهران، نوید شیراز، ۱۳۷۰ش.
- ماسه، هانری، معتقدات و آداب ایرانی، ترجمۀ مهدی روشنضمیر، تهران، شفیعی، ۱۳۸۷ش.
- مختارپور، رجبعلی، دو سال با بومیان جزیرۀ کیش، تهران، ۱۳۸۷ش.
- مقدم گلمحمدی، محمد، تویسرکان، تهران، اقبال، ۱۳۷۸ش.
- مظلومزاده، محمدمهدی، آشپزی در فرهنگ مردم کازرون، تهران، کازرونیه، ۱۳۸۳ش.
- مونسالدوله، خاطرات، بهتحقیق سیروس سعدوندیان، تهران، زرین، ۱۳۸۰ش.
- ناصرخسرو، جامعالحکمتین، بخش ۳، سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱ش.
- نجفی، ابوالحسن، فرهنگ فارسی عامیانه، تهران، نیلوفر، ۱۳۷۸ش.
- نظری داشلیبرون، زلیخا و دیگران، مردمشناسی روستای ابیانه، تهران، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، ۱۳۸۴ش.
- نوربخش، حسین، بندر لنگه در ساحل خلیج فارس، بندرعباس، اداره کل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۵۸ش.