علی شریعتی؛ اندیشمند مبارز و از چهرههای تاثیرگذار در پیروزی انقلاب اسلامی ایران.
علی شریعتی از چهرههای ماندگار و اثرگذار در سپهر سیاسی ایران است که زبان و قلمش، نقشی بیبدیل در جذب قشر دانشگاهی و روشنفکر به انقلاب اسلامی ایران، داشته است. او مبارزات خود را از سن نوجوانی شروع کرد و بارها گرفتار زندان حکومت پهلوی شد. وی اندکی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در انگلستان درگذشت.
تولد علی شریعتی
علی مزینانی مشهور به شریعتی در دوم آذر ۱۳۱۲ش، در روستای کاهک از توابع سبزوار به دنیا آمد. جد پدری علی، ملا قربانعلی معروف به حکیم آخوند از شاگردان ملا هادی سبزواری بود. حکیم آخوند، تحصیل خود را در مدارس قدیم بخارا، مشهد و سبزوار به سرانجام رساند. پدرش محمدتقی نیز مفسری نواندیش و مؤسس کانون نشر حقایق اسلامی بود.[۱]
تحصیلات علی شریعتی
علی، تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در مشهد به پایان رساند. او در ۱۶ سالگی، برای ادامه تحصیل به دانشسرای مقدماتی رفت و بعد از پایان دوره دانشسرا معلمی را پیشۀ خود کرد. کارشناسی رشته زبان و ادبیات فارسی را نیز در سال ۱۳۳۷ش در دانشگاه مشهد به پایان رساند. او که شاگرد اول دانشگاه شده بود در سال ۱۳۳۸ش با بورسیه دولتی برای ادامه تحصیل راهی پاریس شد. رسالۀ دکتری شریعتی، ترجمه و حاشیۀ کتاب خطی «فضائل البلخ صفیالدین» بود.[۲] دکتر علی شریعتی در سال ۱۳۴۵ش با رتبه دانشیار تاریخ اسلام در دانشگاه مشهد تدریس کرد. درسهای اسلامشناسی شریعتی، در همین مقطع، ارائه شده است.[۳]
ازدواج علی شریعتی
شریعتی، در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۳۷ با همکلاسیاش فاطمه (پوران) شریعت رضوی ازدواج کرد. ثمره این ازدواج چهار فرزند به نامهای احسان، سوسن، سارا و مونا شد.[۴]
فعالیتهای سیاسی و اجتماعی قبل از سفر به اروپا
کانون نشر حقایق اسلام
پدر علی شریعتی در سال ۱۳۲۳ش با کمک تعدادی از فرهیختگان مشهد، کانون نشر حقایق اسلامی را برای مبارزه با افکار تودهای تاسیس کرد. آنها تلاش کردند، اندیشههای دینی را بازسازی کرده و با انحراف و تحریف مقابله کنند. این کانون که به نهاد مهم نوگرای مذهبی تبدیل شده بود تلاش میکرد فلسفۀ اخلاقِ قرآنبنیاد را به جامعه تزریق کند.[۵]
شریعتی از چهاردهسالگی در برنامههای این کانون شرکت میکرد و در جذب دوستانش نیز تاثیر داشت. از دل این نهاد، کانون انجمن اسلامی دانشآموزان سر برآورد و شریعتی در سال ۱۳۳۱ش به جمع آنها پیوست. شریعتی به اعضای این انجمن، فلسفه و شیوۀ سخنوری یاد داد تا بتوانند با اعضای جوان حزب توده مبارزۀ فکری کنند. بیشتر جوانان این کانون بهتدریج به نهضت خداپرستان سوسیالیست تمایل پیدا کردند. دکتر شریعتی در همان سال بازداشت و زندانی شد.[۶]
نهضت خداپرستان سوسیالیست
نهضت خداپرستان سوسیالیست در مشهد شکل گرفت که پدر علی شریعتی نیز عضو آن بود. این نهضت، در قالب حزب ایران و سپس جمعیت آزادی مردم ایران به حیات خود ادامه داد. شریعتی به این نهضت پیوست و آموزههای اسلام انتقادیش آنجا شکل گرفت؛ او بهویژه تحت تاثیر محمد نَخشَب، فعال سیاسی ـ مذهبی بود. شریعتی بر اساس این آموزهها در سال ۱۳۳۴ش کتاب ابوذر نوشته جودة السحار را با عنوان «ابوذر، خداپرست سوسیالیست»، ترجمه و منتشر کرد.[۷]
نهضت سوسیالیسم، آموزههای اقتصادی را از سوسیالیسم و آموزههای عدالت اجتماعی و توحید را از اسلام گرفته و با ترکیب آن دو، نظام فکری خود را سامان داده بود. این نهضت معتقد بود نفی مالکیت خصوصی بر ابزار تولید، راه میانبر برای از بین بردن بهرهکشی، تهیدستی و محرومیت تودهها است و این آموزه، منطبق بر مفهوم عدالت در اسلام است.[۸]
نهضت مقاومت ملی
شریعتی در ادامه مسیر فعالیتهای سیاسی اجتماعی، عضو نهضت مقاومت ملی به رهبری سید محمود طالقانی، مهدی بازرگان و یدالله سحابی شد. او تبدیل به یکی از فعالان و سخنگویان نهضت، علیه سلطه و استثمار غرب در ایران شد. دکتر شریعتی بهدلیل این فعالیتها در سال ۱۳۳۶ش دستگیر و بهمدت هشت ماه زندانی شد.
فعالیتهای سیاسی و اجتماعی در اروپا
شریعتی در اروپا، ضمن عضویت در شاخه جوانان نهضت آزادی، در سازمانهای دانشجویی ایران در اروپا نیز مشارکت جدی داشت. او در این دوران در روزنامههای ایران آزاد، اندیشه جبهه و نامه پارسی فعالیت میکرد، ولی چون به محافظهکاری این جبهه اعتراض داشت از آنها جدا شده و روزنامه را ترک کرد.
دکتر شریعتی در اروپا با نهضتهای آزادیبخش و جنبشهای آزادیخواهانه کشورهای دیگر چون کنگو، الجزایر و فلسطین ارتباط داشت و بهدلیل فعالیت در سازمان آزادیبخش الجزایر بهوسیله پلیس فرانسه دستگیر و مورد ضربوشتم قرار گرفته و روانه زندان شد. در اروپا مقاله «به کجا تکیه کنیم» را منتشر کرد، همچنین مقالۀ «شعر چیست؟» نوشته ژان پل سارتر را ترجمه کرد، سپس اقدام به انتشار مقاله «مرگ فرانتس فانون» در پاریس کرد.[۹]
فعالیتهای سیاسی و اجتماعی بعد از سفر اروپا
شریعتی در سال ۱۳۴۳ش به ایران برگشت و به دلیل فعالیتهای سیاسی علیه حکومت پهلوی در خارج از ایران، شش ماه زندانی شد. او از سال ۱۳۴۵ش به تدریس در دانشگاه فردوسی مشهد پرداخت.[۱۰] شریعتی در سالهای ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۱ش، از سخنرانان اصلی حسینیه ارشاد در تهران بود. این سخنرانیها با استقبال زیاد قشر جوان و دانشجو مواجه شد. او سه بار به همراه کاروان حسینیه ارشاد، به سفر حج رفت.[۱۱]
حکومت پهلوی در سال ۱۳۵۲ش، حسینیۀ ارشاد را تعطیل و شریعتی را ۱۸ ماه زندانی کرد. وی پس از آزادی، روزهای سختی را سپری کرد و بارها بهوسیله مأموران ساواک تهدید شد و شکنجههای روحی و جسمی دید.[۱۲] امکان فعالیت، سخنرانی و انتشار کتابهایش نیز از او سلب شد.[۱۳]
بازگشت به اروپا
شریعتی که از وضعیت موجود ناراضی بود، تصمیم به مهاجرت گرفت. او ممنوعالخروج بود، اما با گرفتن گذرنامه با اسم فامیلی «مزینانی» توانست از کشور خارج شده و به بروکسل برود. شریعتی پس از چند روز اقامت در بروکسل به ساوتهمپتون انگلیس رفت.[۱۴]
درگذشت علی شریعتی
شریعتی، سه هفته بعد از سفر به انگلستان در ۳۱ خرداد ۱۳۵۶ش درگذشت. دولت، دلیل مرگ او را سکته قلبی اعلام کرد،[۱۵] ولی این ادعا بهدلیل نداشتن سابقۀ بیماری قلبی، عدم کالبدشکافی، اعلام نتیجه سریع و خبرداشتن سفارت ایران در لندن از مرگ وی قبل از اعلام رسمی، مورد پذیرش افکار عمومی واقع نشد.[۱۶]
برخی انقلابیون، درگذشت شریعتی را شهادت خوانده و او را معلم شهید نامیدند.[۱۷] شریعتی وصیت کرده بود که او را در حسینیۀ ارشاد دفن کنند ولی سرانجام در زینبیه دمشق و در نزدیکی حرم حضرت زینب آرام گرفت. در مراسم دفن او علاوه بر نزدیکانش، امام موسی صدر نیز حضور داشت. [۱۸]
آثار علی شریعتی
آثار شریعتی بهطور عمده سخنرانیهایی بود که در نشستهای خصوصی، حسینیه ارشاد، دانشگاههای تهران، شیراز و آبادان ایراد کرد. همچنین آثاری نیز به قلم خود نگاشته یا ترجمه کرده است.[۱۹] این آثار توسط مرکز نشر آثار دکتر شریعتی بهصورت مجموعه آثار در ۳۶ جلد پس از مرگ وی به چاپ رسید.[۲۰]
برخی از کتابهای شریعتی عبارتند از: فاطمه فاطمه است، حسین وارث آدم، تشیع علوی و تشیع صفوی، هبوط در کویر، سیمای محمد، علی، پدر مادر ما متهمیم.[۲۱]
بخشی از این آثار، به زبانهای مختلف دنیا ترجمه شده است؛ ۵۹ کتاب به زبان ترکی، ۲۶ کتاب به زبان انگلیسی، ۱۸ کتاب به زبان عربی، همچنین برخی از کتابها به زبان کردی، اردو، اندونزیایی، آلبانیایی، تامیلی، تائی، بنگالی، آلمانی، ایتالیایی، فرانسوی و اسپانیولی ترجمه شده است.[۲۲]
اشخاص و جریانهای تاثیرگذار
شریعتی در طول عمر کوتاه خود از اشخاص و جریانهای فکری متعددی تاثیر گرفته است.[۲۳] او در نوشتههایش گفته که تمام عمر در ایمان به مکتب علی و عشق به خاندان پیامبر و تعهد در برابر نهضت عدالتخواه تشیع انقلابی، سپری شد.[۲۴] او مسیر تحولات تاریخ بشری را با بینش شیعی مینگریست و فاطمه را «واسطة العقد سلسله نبوت و امامت» میدانست.[۲۵]
دکتر شریعتی در سالهای ابتدایی دهه سی شمسی، تحت تاثیر افکار موریس مترلینگ، آرتور شوپنهاور، فرانتس کافکا و صادق هدایت قرار داشت و با فلسفههای گسترشیافته پس از دو جنگ جهانی، کاملا آشنا بود.[۲۶] شریعتی همچنین از اندیشه جامعهشناسانی مانند گورویچ و آرون و همچنین اسلامشناسانی مانند ماسینیون، ژاک برگ، برانشویک و هنری ماسه، بهره برده است.[۲۷]
نهضت احیای دینی
چهرههای اثرگذار در نهضت احیای دینی عبارتند از سید جمالالدین حسینی، شیخ محمد عبده، سیدقطب و اقبال لاهوری. شریعتی تحت تاثیر این جریان به دنبال بازگشت به قرآن و دستیابی به تفسیری نو و متناسب با زمانه بود و اسلام انقلابی و اجتماعی را نقطه مقابل اسلام واپسگرا میدانست. او در کتاب «ما و اقبال»، شناختن سیدجمال و اقبال لاهوری را «شناختن اسلام، شناختن مسلمانان و شناختن زمان حال و آینده» دانسته است.[۲۸]
مکتب تفکیک
برخی معتقدند که دکتر شریعتی تحت تاثیر مکتب تفکیک با فلسفه یونانی و سینایی مخالفت کرده است. دیدگاههای منفی شریعتی نسبت به اقتصاد خصوصی نیز علاوه بر اثرپذیری از مکتب سوسیالیسم، متأثر از مکتب تفکیک و اندیشههای دوست صمیمیاش محمدرضا حکیمی بوده است.[۲۹]
جریانهای فکری و فلسفی غربی
شریعتی در دوران اقامت در اروپا، با اندیشههای فرانتز فانون، روژه گارودی، ژرژ گورویچ، ریمون آرون، ژاک برک، هانری کربن، لویی ماسینیون و ژان پل سارتر آشنا شد. اشارههای شریعتی به اندیشمندانی مانند هگل، مارکس، هوسرل، یاسپرس، هایدگر و مارکوزه، نشانه اثرپذیری او از سنت فکری آلمانی و فرانسوی است. استفاده شریعتی از مفاهیمی مانند عصیانگری و انتخابگری، تاکید شریعتی بر تفاوت میان انسان و بشر و شاهد آوردن از سخنان سارتر، نیچه و هایدگر، نشانگر گرایش او به مکتب اگزیستانسیالیسم است.[۳۰]
دیدگاهها
برخی معتقدند، دغدغه اصلی شریعتی ابهامزدایی از معرفت دینی و کتاب و سنت بود.[۳۱] برخی دیدگاههای ایشان عبارتند از:
اسلامشناسی
شریعتی معتقد بود که رسالت اصلی دین، آزادی، برابری، نجات تودهها و عزتبخشیدن به مستضعفان است.[۳۲] او اسلام ایدئولوژیک را تولد دوباره روحی و رنسانس فکری معرفی میکرد، نه بازگشت به گذشته. ایدئولوژی، از نظر شریعتی، بینشی است که جهت اجتماعی، شکل زندگی و وضع ایدهآل فرد، جامعه و حیات بشری را تفسیر کرده و راه طی کردن فاصله میان وضع موجود و وضع مطلوب را نشان میدهد. برخی، مهمترین دستاورد شریعتی را ایدئولوژیک کردن دین دانستهاند که نقشی مهم در پیروزی انقلاب اسلامی ایران داشت.[۳۳]
شیعهشناسی
تشیع در نگاه شریعتی، حقیقت اسلام بوده[۳۴] که بر دو پایه امامت و عدالت شکل گرفته است.[۳۵] مذهب شیعه علاوه بر جهانبینی، سویههای سیاسی و اقتصادی داشته[۳۶] و دارای الگوی ۲۵۰ ساله مبارزه امامان شیعه است.[۳۷]
تشیع، تا سرکار آمدن دولت صفویه، رویکردی ضد ظلم داشته و عالمان، مجاهدان، واعظان، شاعران و مداحان شیعه، با تکیه بر اسلام اهلبیت، از آن محافظت کردهاند[۳۸] ولی با ظهور صفویه، تشیع سرخ (انقلابی) به تشیع سیاه تبدیل شده و مذهب شهادت، به مذهب عزا تبدیل گردید.[۳۹]
شریعتی، عزاداری و سوگواری در فرهنگ شیعیان را یک سنت مترقی و انقلابی در عصر اختناق حاکمان ظالم توصیف میکند که پرورشدهنده ایمان است، اما اثرپذیری عزاداری شیعیان از مسیحیت و نیز خرافهگرایی و محدود کردن دایره امر به معروف و نهی از منکر به مسائل فردی را نکوهش میکند.[۴۰]
امت و امامت
شریعتی، امت و امامت را دارای ابعاد اجتماعی میدانست؛ زیرا امت در پرتو هدایت امام، حرکت و جهت حرکت خود را تشخیص میدهد.[۴۱] امام از دیدگاه او، انسان مافوق است، نه مافوق انسان.[۴۲] او امت را جامعهای انسانی میداند که افراد آن هدفی مشترک داشته و با رهبری مشترک بهسوی آرمان خود حرکت میکنند[۴۳] و در فکر و عقیده و عمل اشتراک دارند.[۴۴]
هدف امامت از نگاه شریعتی، انتقال یک جامعه جاهلی عقبمانده به جامعهای دارای رشد فرهنگی، اعتقادی و سیاسی است. جامعه پس از دوازده امام، به سطحی میرسد که احتیاجی به امام بعدی ندارد و میتواند بر اساس بیعت، دموکراسی و شورا، مسیر رشد خود را طی کند.[۴۵]
تشیع علوی و تشیع صفوی
شریعتی معتقد بود که تشیع، اعتراض علیه انحراف از اسلام حقیقی است ولی خود تشیع هم دچار انحراف شد. در کنار تشیع علوی که اسلام راستین است، تشیع صفوی به وجود آمد که اسلام دروغین است. تشیع علوی بر عدالت، ولایت و امامت امام علی شکل گرفته و دشمنی آشتیناپذیر با قدرتطلبی و ظلم داشته و بهدنبال دفاع از طبقات مظلوم و ملتهای محروم بوده است، اما تشیع صفوی، همراه سلاطین و پادشاهان بوده است.
شریعتی، ریشههای پیدایش تشیع صفوی را همزمان با شکلگیری تشیع علوی میدانست و معتقد بود این قرائت از تشیع در دولت صفویه، رسمیت پیدا کرد. تشیع صفوی، مذهب تشیع را به یک مذهب دولتی، تبدیل کرده و از هدف اولیهاش که جستجوی عدالت و انجام وظایف مقدس بود دور کرده است.[۴۶]
پروتستانتیسم اسلامی
شریعتی، قرائتی از اسلام را نقد میکرد که به انسان سکوت، سکون و قناعت داده و همه امیدها را به بعد از مرگ موکول میکند. روشنفکر باید با ایجاد پروتستانتیسم اسلامی، فورانی از اندیشه و حرکت تازه به جامعه ببخشد. او معتقد بود پروتستانتیسم مسیحی، اروپای قرون وسطی را متحول کرده و همه عواملی که اندیشه و سرنوشت جامعه را به نام دین متوقف میکرد از میان برداشت.[۴۷]
شریعتی، اصلاح مذهب را در مبارزه با خرافات، جمود، تعصبهای کور و نفی مطلق معرفتهای دینی میدانست که در توجیه نظام طبقاتی و استبدادی کاربرد دارند؛ او معتقد بود باید دین به سرچشمه اصلی خود بازگشته و نهضت و تحول فکری، اجتماعی و علمی، بر اساس قرآن و سنت ایجاد شود. پروتستانتیسم اسلامى در دیدگاه شریعتى به معناى حذف دین از عرصه اجتماع نبود؛ بلکه به نظر او براى رسیدن به اسلامِ ایدئولوژیک، باید اسلام شناسى انزواگرا تغییر کند.[۴۸]
روشنفکری
شریعتی، روشنفکران را انسانهای آگاه و متعهد خوانده و ضمن تاکید بر رسالت آنان، وظایفی را برای آنها برشمرده است از جمله؛ ارتباط مستقیم با جامعه، آگاهی از جامعه، مذهب و فرهنگ اسلامی، احیای دین اسلام و بازگشت به خویشتن.[۴۹]
شریعتی و روحانیت
برخی محققان، معتقدند مخالفت شریعتی با برخی مواضع روحانیت، نه زاییده احساسات و نگاه طبقاتی و نه از باب مخالفت با اسلام و تشیع، بلکه ناشی از اعتقاد او به اسلام انقلابی است.[۵۰] مخالفت او با روحانیت در واقع مخالفت با عملکرد تقیهگونه در برابر حاکمان، و ریاکاری در برابر عوام است.[۵۱]
برخی بر این باورند که نحوه تعامل شریعتی با روحانیت، ناشی از باور او به مفهوم تشیع علوی و تشیع صفوی است و پایبندی شریعتی به این دوگانه مفهومی، باعث بدبین شدن او به روحانیت در زمان خود شده است.[۵۲] شریعتی معتقد است علمای شیعه در طول تاریخ اسلام برخلاف علمای اهل سنت، همواره در میان مردم بودهاند و از نزدیک شدن به قدرتمندان پرهیز داشتهاند، اما در دوران صفویه، در کنار حکومت قرار گرفتهاند.[۵۳]
یکی از نقدهای شریعتی نسبت به روحانیت، این است که حوزههای علمیه تمام سرمایهگذاری خود را روی صَرف، فلسفه، کلام، فقه و اصول گذاشته و رسالت حرف زدن با مردم و ابلاغ حقایق مذهبی و شناساندن سنت پیامبر و حکمت انقلاب کربلا را غالبا به افراد کماستعداد سپرده است.[۵۴]
او با ستایش از برخی بزرگان حوزه مانند سیدجمال، میرزای شیرازی، سیدحسن مدرس، میرزا کوچک خان جنگلی، شیخ محمد خیابانی، سید محمود طالقانی و آیتالله خمینی، آنان را زاییده روح حاکم بر حوزه علمیه نمیداند.[۵۵]
نقش شریعتی در انقلاب اسلامی
بسیاری از محققان، آراء و نظریات شریعتی را در شکلگیری انقلاب اسلامی ایران، اثرگذار دانستهاند.[۵۶] سایه اندیشه شریعتی، فضای فکری و ادبی ایران در دهۀ ۱۳۵۰ش را فرا گرفته است.[۵۷] شریعتی به همین دلیل به «معلم انقلاب» معروف شده است.[۵۸]
پانویس
- ↑ اسفندیاری، شعله بیقرار، ۱۳۹۰ش، ص ۲۰۴؛ دکتر علی شریعتی در یک نگاه، وبسایت دکتر شریعتی؛ «استاد محمدتقی شریعتی مدافع شریعت در برابر الحاد و طاغوت»، کیهان فرهنگی، بهمن ۱۳۶۳ش، ص7؛ شریعترضوی، طرحی از یک زندگی، ۱۳۷۶ش. صص ۱۸-۵ و ۲۵.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۱۹.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۱۹۷؛ اسفندیاری، شعله بیقرار، ۱۳۹۰ش، ص۲۱۰.
- ↑ اسفندیاری، شعله بیقرار، ۱۳۹۰ش، ص ۲۰۷-۲۱۱.
- ↑ منصوری، تاریخ شفاهی کانون نشر حقایق اسلامی،1384ش، ص 223.
- ↑ رهنما، چهرهنگاری سیاسی علی شریعتی: آرمانگرای اسلامی، ۱۳۸۱ش، ص۳۱ و۷۲–۷۴ و ۱۱۶–۱۷۷.
- ↑ بیات، «شریعتی و مارکس»، مجله اندیشه پویا، اردیبهشت و خرداد ۱۳۹۱ش، ص ۷۶؛ محمودی، «نهضت خداپرستان سوسیالیست»، ماهنامه اطلاعات حکمت و معرفت، ص ۶۱؛ رهنما، مسلمانی در جستجوی ناکجاآباد، ۱۳۸۰ش، ص۹۲.
- ↑ رهنما، چهرهنگاری سیاسی علی شریعتی: آرمانگرای اسلامی، ۱۳۸۱ش، ص۳۱، ۷۲، ۷۴، ۱۱۶ و ۱۷۷.
- ↑ «زندگینامه دکتر شریعتی»، وبسایت دکتر شریعتی.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۱۹۷.
- ↑ اسفندیاری، شعله بیقرار، ۱۳۹۰ش، ص۲۱۰-۲۱۱.
- ↑ «زندگینامه دکتر شریعتی»، وبسایت دکتر شریعتی.
- ↑ اسفندیاری، شعله بیقرار، ۱۳۹۰ش، ص ۲۱۶.
- ↑ جمعی از نویسندگان، شریعتی به روایت اسناد ساواک، 1397، جلد اول، ص24.
- ↑ اسفندیاری، شعله بیقرار، ۱۳۹۰ش، ص ۲۱۹.
- ↑ «مرگ مبهم دکتر شریعتی»، وبلاگ در کوچه بازار اقتصاد.
- ↑ اسفندیاری، شعله بیقرار، ۱۳۹۰ش، ص ۱۸۳-۱۹۶.
- ↑ اسفندیاری، شعله بیقرار، ۱۳۹۰ش، ص۲20.
- ↑ «فهرست کلیات و مجموعه آثار دکتر علی شریعتی»، وبسایت دکتر شریعتی.
- ↑ «فهرست کلیات و مجموعه آثار دکتر علی شریعتی»، وبسایت دکتر شریعتی؛ «فهرست سخنرانیهای دکتر علی شریعتی»، وبسایت دکتر شریعتی.
- ↑ «فهرست کلیات و مجموعه آثار دکتر علی شریعتی»، وبسایت دکتر شریعتی.
- ↑ «فهرست سخنرانیهای دکتر علی شریعتی»، وبسایت دکتر شریعتی.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۱۹۹.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۱۹۹.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۱۹۹-۲۰۰.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۱۹۹-۲۰۰.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۲۰۲ و ۲۰۳.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۲14-213.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۲24.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۲21
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص ۲۰۳.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۳۲۵.
- ↑ شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۲۷، ص۱۷۳؛ ج ۱۶، ص۲۸-۲۹؛ ج ۱۱، ص۱۴۷؛ امامجمعهزاده و روحانی، «بررسی تحلیلی ایدئولوژیککردن دین از نگاه دکتر علی شریعتی »، فصلنامه پژوهشنامه علوم سیاسی، زمستان ۱۳۸۶، ص۷.
- ↑ شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۲۹، ص۱۴۴
- ↑ شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۲۶، ص۲۹۳-۲۹۵.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۳۴۱.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۳۴۱.
- ↑ شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۲۹، ص۱۴۴.
- ↑ شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۹، ص۱۲-۱۵.
- ↑ شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۹، ص۱۷۹؛ ج ۹، ص۱۷۰-۱۷۱؛ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۳۴۹.
- ↑ شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۳۶، ص 20.
- ↑ شریعتی، امت و امامت، 1357ش، ص۱۱۰.
- ↑ شریعتی، امت و امامت، 1357ش، ص۴۴.
- ↑ شریعتی، امت و امامت، 1357ش، ص۷۴.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۳۵۶.
- ↑ قریشی، «علی شریعتی و تحلیل دینی مناسبات اجتماعی»، فصلنامه جغرافیا و برنامهریزی، تابستان و پاییز ۱۳۸۴، ص۲۵۳ و 254.
- ↑ شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۲۰، ص۲۹۴؛ ج ۵، ص۴۲.
- ↑ شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۲۶، ص۴۷۲
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۴۰۳؛ شریعتی، مجموعه آثار، 1366ش، ج ۲۰، ص۲۹۲؛ ج ۲۸، ص۷۰؛ ج ۱۶، ص۱۸۸.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۴۶۰.
- ↑ شریعتی، مجموعه آثار، ج۱، با مخاطبهای آشنا، 1356ش، ص۱۴.
- ↑ جعفریان، شریعتی و روحانیت، ۱۳۷۶ش، ص۱۵-۱۹.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۴۶۰.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۴۵۸.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۴۶۲.
- ↑ اسفندیاری، شعله بیقرار، ۱۳۹۰ش، ص۱۳۳؛ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۱۹۸ و ۱۹۹؛ نراقی، «ایرانشناسی: نقدی بر اندیشههای دکتر علی شریعتی(شیعۀ صفوی و علوی)»، مجله حافظ، سال 1385، ص۲۴.
- ↑ خسروپناه، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ۱۳۸۹ش، ص۱۹۸.
- ↑ اسفندیاری، شعله بیقرار، ۱۳۹۰ش، ص۱۳۶.
منابع
- «استاد محمدتقی شریعتی مدافع شریعت در برابر الحاد و طاغوت»، کیهان فرهنگی، سال اول، ش ۱۱، بهمن ۱۳۶۳.
- «دکتر علی شریعتی در یک نگاه»، وبسایت دکتر شریعتی، تاریخ بازدید: ۱۷ دی ۱۴۰۱ش.
- «زندگینامه دکتر شریعتی»، وبسایت دکتر شریعتی، تاریخ بازدید: ۱۷ دی ۱۴۰۱ش.
- «مرگ مبهم دکتر شریعتی»، وبلاگ در کوچه بازار اقتصاد، تاریخ بازدید: ۱۷ دی ۱۴۰۱ش.
- اسفندیاری، محمد، شعله بیقرار، قم، صحیفه خرد، ۱۳۹۰ش.
- امامجمعهزاده، جواد و روحانی، حسین، «بررسی تحلیلی ایدئولوژیککردن دین از نگاه دکتر علی شریعتی»، فصلنامه پژوهشنامه علوم سیاسی، ش ۹، زمستان ۱۳۸۶.
- بیات، آصف، «شریعتی و مارکس»، مجله اندیشه پویا، اردیبهشت و خرداد ۱۳۹۱.
- جعفریان، رسول، شریعتی و روحانیت، ۱۳۷۶ش.
- جمعی از نویسندگان، شریعتی به روایت اسناد ساواک، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۹۷ش.
- خسروپناه، عبدالحسین، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، تهران، سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۹ش.
- رهنما، علی، چهرهنگاری سیاسی علی شریعتی: آرمانگرای اسلامی، تهران، انتشارات حسینیه ارشاد، چاپ نخست، ۱۳۸۱ش.
- رهنما، علی، مسلمانی در جستجوی ناکجاآباد، تهران، انتشارات گام نو، ۱۳۸۵ش.
- شریعترضوی، پوران، طرحی از یک زندگی، تهران، انتشارات چاپخش، ۱۳۷۶ش.
- شریعتی، علی، امت و امامت، تهران، انتشارات قلم، ۱۳۵۷ش.
- شریعتی، علی، مجموعه آثار، تهران، نشر دفتر تدوین و انتشار مجموعه آثار دکتر شریعتی، چاپ اول، ۱۳۶۶-۱۳۵۶ش.
- فهرست سخنرانیهای شریعتی، وبسایت بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی، تاریخ بازدید: ۱۷ دی ۱۴۰۱ش.
- فهرست کلیات و مجموعه آثار دکتر علی شریعتی، وبسایت دکتر شریعتی، تاریخ بازدید: ۱۷ دی ۱۴۰۱ش.
- قریشی، فردین، «علی شریعتی و تحلیل دینی مناسبات اجتماعی»، فصلنامه جغرافیا و برنامهریزی، ش ۲۱، تابستان و پاییز ۱۳۸۴.
- محمودی، محسن، «نهضت خداپرستان سوسیالیست»، ماهنامه اطلاعات حکمت و معرفت، سال چهارم، ش ۵، مرداد ۱۳۸۸ش.
- منصوری، پروین، تاریخ شفاهی کانون نشر حقایق اسلامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۴ش.
ویکی ز
علی شریعتی مزینانی؛ نویسنده، متفکر شیعه و جامعهشناس ایرانی(متمرکز بر جامعهشناسی دین).
علی شریعتی یکی از تأثیرگذارترین روشنفکران ایرانی قرن بیستم و «ایدئولوگ انقلاب ایران» نامیده میشود، اگرچه ایدههای او اساس جمهوری اسلامی را تشکیل نداد.
زندگی نامه
علی شریعتی فرزند محمدتقی شریعتی و زهرا امینی در روستای کاهک از روستاهای بلوک مزینان است. خانواده علی شریعتی در آن سالها ساکن مشهد بودند اما زهرا امینی برای تولد فرزندش به زادگاه خود باز میگردد.[۱]
علی شریعتی پنجشنبه دوم آذرماه، به دنیا آمد. زادگاه او را مزینان نیز گفتهاند؛ از آن جهت که در مزینان بالید و نام خانوادگی او، در اصل، «مزینانی» است.[۲]
شریعتی دبستان را در مدرسه ابن یمین، و دبیرستان را در مدرسه فردوسی گذراند و در ادارهی فرهنگ مشهد به عنوان معلم استخدام شد. در سال 1331 در روزنامه خراسان فعالیت مطبوعاتی خود را آغاز کرد.[۳]
در سال 1337ش پس از دریافت لیسانس در رشته ادبیات فارسى بعلت شاگرد اول شدنش براى ادامه تحصیل به فرانسه فرستاده شد. وى در آنجا به تحصیل علومى چون جامعه شناسى، مبانى علم تاریخ و تاریخ و فرهنگ اسلامى پرداخت و با اساتید بزرگى چون ماسینیون، گورویچ و سارتر و ... آشنا شد.دوران تحصیل شریعتى همزمان با جریان نهضت ملى ایران به رهبرى مصدق بود که او نیز با قلم و بیان خود و نوشتههاى محکم از این حرکت دفاع مینمود. وى پس از سالها تحصیل با مدرک دکترا در رشتههاى جامعه شناسى و تاریخ ادیان به ایران بازگشت. [۴] شریعتی ۴۳ سال زیست. تدریس را در ۱۹ سالگی آغاز کرد، روزنامه نگاری و تجربه سرایش شعر را از همان سن با چاپ نوشته ها و اشعارش در روزنامه شروع کرد و در ۲۲ سالگی اولین ترجمه اش به بازار کتاب راه یافت (ابوذر، خداپرست سوسیالیست ـ ۱۳۳۴) مهمترین کتاب مکتوبش را در ۳۶ سالگی به چاپ رساند.[۵]
شریعتی از سال 1347ش، دو سال پس از آغاز تدریس در دانشکده مشهد و به دنبال پیشنهاد سخنرانی در حسینیه ارشاد ، عرصه عمومی را در کنار نهاد آکادمی برای اشاعه اندیشه و پروژه خود انتخاب می کند. در این عرصه عمومی، هم دانشگاه های سراسری در ایران جای می گیرد، هم انجمن مهندسین، هم کانون های ادبی، هم انجمن های اسلامی دانشجویی ؛ در شهرستان ها، در مکه و مدینه (در عرفات، در منی …) و البته موسسه مذهبی فرهنگی حسینیه ارشاد که سه سال قبل از آغاز سخنرانی توسط شریعتی تأسیس شده است. در همه جا مخاطب همان است: دانشجویان و قشر جوان. در همه جا موضوعات نیز و روش یکسان است. اگر در دانشکده ادبیات ، اسلام شناسی درس می دهد؛ در حسینیه ارشاد تاریخ ادیان.(هندوئیزم و بودیزم و روح و بینش شرقی و..) گاه بر عکس نیز عمل می کند : در حسینیه ارشاد تند ترین نقدها را به مذهب دارد و در دانشگاهها بیشترین دفاعیات را از مذهب دارد. او تئاتر را به حسینیه می کشاند و مذهب را به دانشکده[۶]
او با همکلاسی خود پوران (بی بی فاطمه) شریعترضوی، ازدواج کرد. پوران دو برادرش در مقابل با دشمن کشته شده بود. او خواهرعلیاصغر شریعترضوی که در مقابله با ارتش روس در سال ۱۳۲۰ در مرز ارومیه کشته شد و آذر شریعترضوی که در اعتراض به سفر نیکسون به ایران در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ به همراه دو دانشجوی دیگر –قندچی و بزرگ نیا-در کریدور دانشکده فنی به شهادت رسید.[۷]
شریعتی از سن ۲۴ سالگی تا پایان عمر که 43 سال سن داشت ، در مجموع سه بار به زندان افتاده است؛[۸]در زمانی که هنوز 36 سال بیشتر نداشت؛ در چهل سالگی بازنشسته زودرس شد؛ در همین سن ممنوع القلم و ممنوع السخن گشت و به همراه هفده تن از اعضای نهضت مقاومت ملی و وابستگان به «کانون نشر حقایق اسلامی» مشهد دستگیر شد و به تهران انتقال داده شد و در زندان قزل قلعه تهران به مدت یک ماه زندانی شد(۲۵ شهریور و آزادی در مهرماه )و در ۴۳ سالگی ـ دو سال پس از آزادی از زندان و یک ماه پس از تجربه آزادی ـ در خارج از کشور به مرگ مشکوکی در شهر کوچکی در انگلستان از میان رفت. (۱۳۵۶) در زندگی کوتاه شریعتی همه اتفاقات با سرعت می افتد.[۹]
کتابهای شریعتی از سوی رژیم شاه گمراهکننده و ممنوع دانسته شد و در پی آن از کتابخانهها جمعآوری شد. بعد از این (تا اواسط سال ۱۳۵۶)، به کتابهای او اجازه چاپ داده نمیشد و با نامهای مستعار علی علوی، علی سبزواری، علی دهقاننژاد، علی سربداری، علی شریفی، علی خراسانی، علی مزینانی، علی زمانی، علی راهنما، علی سبزوارزاده، علی اسلامدوست، محمدعلی آشنا، محمدعلی اثنیعشری، محمدعبدالخطیب مصری، م. رفیعالدین، شمع، احسان خراسانی، رضا پایدار، کمالالدین مصباح و… چاپ میشد.[۱۰] وجه انقلابی و مارکسیستی شریعتی موجب ممنوع بودن کتاب های شریعتی توسط پهلوی بود.
البته کتاب های او مورد انتقاد علما و اساتید حوزه نیز بود بنابراین رویکرد های متفاوتی در قبال او گرفته شد برخی به دنبال تغییر در اندیشه او در زمان حیات بودند و به مباحثه با او می پرداختند و برخی به طورکلی مخالف با شریعتی بودند، پس از وفات او، برخی با چاپ کتاب های او مخالف بودند. به دلیل برخی اشکالاتی که در کتاب های شریعتی بود که ممکن بود موجب انحراف جوانان شود.
شهید مطهری در رابطه با شریعتی می نویسد:«نظر به اینکه تحصیلات عالیه و فرهنگ او غربی بود و هنوز فرصت و مجال کافی نیافته بود در معارف اسلامی مطالعه وافی داشته باشد، تا آنجا که گاهی از مسلمات قرآن و سنت و معارف و فقه اسلامی بیخبر میماند، هر چند با کوشش زیاد به تدریج بر اطلاعات خود در این زمینه میافزود، در مسائل اسلامی (حتی در مسائل اصولی) دچار اشتباهات فراوان گردیده است که سکوت در برابر آنها ناروا و نوعی کتمان حقیقت است....از اینرو، با توجه به اقبال فراوان جوانان به کتب مشارالیه و اینکه خود او در اواخر عمر در اثر تذکرات متوالی افراد بیغرض و بالاتر رفتن سطح مطالعات خودش متوجه اشتباهات خود شد و به یکی از نزدیکانش وکالت تام برای اصلاح آنها داد، اینجانبان بر آن شدیم به حول و قوه الهی ضمن احترام به شخصیت و تقدیر از زحمات و خدماتش در سوق دادن نسل جوان به طرف اسلام بدون مجامله و پردهپوشی و بدون اعتنا به احساسات طرفداران متعصب و یا دشمن مغرض، طی نشریاتی نظریات خود را درباره مطالب و مندرجات کتابهای ایشان بالصراحه اعلام داریم. از خداوند متعال مدد میطلبیم و از همه افرادی که بیغرضانه نظریات مستدل خود را در اختیار ما قرار دهند و ما را در این راه یاری نمایند متشکر خواهیم شد. »[۱۱]
نظریات شریعتی در موضوع زنان
فاطمه فاطمه است
او در سخنرانی، فاطمه فاطمه است که مکتوب شده است به دنبال طرح الگو برای زنانی است که نه سنتی هستند و نه غرب زده و مدرن، او سعی می کند ابعاد شخصیتی حضرت فاطمه را توضیح دهد و الگوهای غربی را کنار بزند و به تعبیر خودش حضرت زهرا را از قالب روضه ها و نوحه ها می خواهد بیرون بکشد و تعبیرات تند و تلخی نسبت به صرف روضه خوانی در مورد حضرت زهرا وارد می کند او در مقابل روشنفکری هم تعبیرات تندی دارد . شریعتی می گوید سه چهره از زن داریم زن سنتی، زن مدرن و زن مسلمان و حضرت فاطمه را بی شباهت به زن مدرن و به زن سنتی می داند و چهره سوم زن را فاطمه وار می خواند.[۱۲] [۱۳]
استخراج الگوی زن مسلمان
شریعتی معتقد است برای عدم میل زنان به زن غربی، الگوهای زن مسلمان از تاریخ اسلام استخراج شود تا خود باوری در زن مسلمان ایجاد شود و میل به الگوی زن غربی کاسته شود.[۱۴]
زن سنتی، زن مدرن
او زن سنتی را تحقیر شده در جامعه می داند که با اسامی خاص و تحقیر آمیز مثل منزل نام برده می شود، در خانواده جایگاه خاصی ندارد، بدور از عقل و اندیشه است و در تربیت فرزند ضعیف عمل می کند. شریعتی پدرسالاری را عامل مهم برای ظلم به زن سنتی می داند.[۱۵] [۱۶]
از سوی دیگر زن مدرن و خانواده مدرن با آسیب های متعددی روبه رو است زن مدرن از عاطفه دور، و به نیروی کار تبدیل شده است. این زن به نام آزادی جنسی، ابزار سرگرمی مردان شده است در خانواده غربی، زن و مرد از یکدیگر دور هستند و دچار طلاق عاطفی شده اند و به یکدیگر بی اعتمادند و الگوهای جدید خانواده رخ داده است. او سرمایه داری را موجب تضعیف و فروپاشی خانواده و زن مدرن می داند. [۱۷] [۱۸]
البته شریعتی معتقد است زنان فرهیخته و دانشمند در جامعه غرب وجود دارد که در جامعه ما(دوره پهلوی) فقط به فساد های زن غربی سوق داده می شود و روزنامه های زن روز و اطلاعات بانوان(دوره پهلوی) الگوی زن فرهیخته را به نمایش نمی گذارند.[۱۹] [۲۰]
تحلیل مسائل زنان از دریچه فمنیست سوسیالیست
شریعتی مسائل زنان را با نگاه فمنیست سوسیالیست تحلیل می کند و عمدتا پدرسالاری و سرمایه داری را دو عامل ظلم به زن می داند. به طور مثال او وقتی علت تحقیر زن و کشتن دختران در دوره جاهلیت پیش از اسلام را تحلیل می کند سرمایه داری و پدر سالاری و نظام طبقاتی را موثر می داند. [۲۱] [۲۲]
فرهنگ و طبقه بورژوایی موثر بر تحولات زنان
شریعتی می گوید بعد از رنسانس، انقلاب بورژوایی، فرهنگ بورژوایی که فرهنگ آزادی فردی بود بر کلیسا پیروز شد و بنابراین همه ارزش ها انحرافی و ارزش های انسانی مثبت یا منفی در موضوع زنان برای رشد فرهنگ بورژوایی فروریخت. و ناگهان شعار آزادی جنسی مطرح شد و زن متوجه شد با این شعار به آمال و آرزهایش می رسد بنابراین از آن حمایت کرد[۲۳]
فروید و سکسوالیته
فروید مکتب علمی سکسوالیته را بنیان نهاد؛ که اصالت جنسی! رویه این مکتب است شریعتی معتقد است فروید در فرهنگ بورژوایی زیسته و بزرگ شده که همه چیز بر اساس سرمایه داری است و ارزش های متعالی انسانی را حس نمی کند، فروید همه چیز را با ادبیات جنسی تحلیل می کند حتی نوازش مادری به فرزندش و پرستش خدا توسط انسانی با این نگاه تحلیل می شود. شریعتی فروید را پیغمبر بورژوایی می داند که مذهبش جنسیت و معبدش فرویدیسم است که ارزش های انسانی زن در این معبد ذبح می شود.[۲۴]
راهکار های ترویج الگوی اصیل زن اسلامی
- حقوق انسانی و اسلامی زن را به زن بدهید: اگر حقوق انسانی و اسلامی زن را به زن بدهید او را بهترین عنصر ساخته اید تا بهترین قدرت مقاومت در برابر هجوم غربی را داشته باشد و اگر نکردید یهترین کمک را به زن کرده اید برای قبول دعوت غرب.[۲۵]
- استفاده از الگوهای زن، مطرح در جهان اسلام: این الگو ها معرفی و تبیین شوند که اگر با ادبیات و روش مناسب صورت بگیرد زنان گرایش پیدا می کنند
- گرایش گام به گام: برای جذب یک زن به حجاب از مقدمات دین شروع شود و گام به گام او را نزدیک کنیم
- تفکیک سنت از مذهب: برخی موارد در سنت هست و در دین نیست که باید تفکیک شود تا موجب تضعیف حقوق زنان نشود
- انتقال فایده ارزش ها: اگر ارزش احکام برای زن گفته شود زن تمایل بیشتری دارد تا آن را انجام دهد و ثبات عمل بیشتری دارد. او بین زنی که با دانش حجاب را رعایت می کند یا به طور سنتی رعایت می کند تفکیک قائل می شود و قائل است حجابی که آگاهی نسبت به رعایت آن نباشد با گرایش های سطحی به بی حجابی از بین می رود.
- تببین ارزش های والا در مقابل زنان موجب می شود زنان به ارزش های غربی گرایش کمتری پیدا کنند.[۲۶]
چادر یا حجاب
چادر شکل خاصی از حجاب است و حجاب منحصر به چادر نیست، حجاب متناسب با سنت های اجتماعی و فرهنگی یا شرایط آب و هوایی هر قوم و حاکمیتی می تواند متفاوت باشد.[۲۷]
فلسفه تعدد زوجات
تعدد زوجات برای شرایط ضرورت وضع شده است.برای هوسرانی تعدد زوجات گذاشته نشده است. در دوره پیامبر بنابر شرایط اضطراری که برای یتیم ها به وجود آمد اسلام چنین حکمی را گذارد و این از سیاق آیات به دست می آید. در دوره پیامبر به دلیل شرایط جهاد، یتیم های بسیاری بودند که بی سرپرست شده بودند که ممکن بود دچار مشکلات اجتماعی و تربیتی بشوند، حالت اضطراری بود که این حکم برای آن، وضع شد.[۲۸]
مهریه
مهریه یادگار دوره خرید و فروش زن است. شریعتی در تحلیل علت بالارفتن مهریه در دوره فعلی می گوید: بالا رفتن مهریه با تحصیل دختران ارتباط ندارد بلکه با طبقه ارتباط دارد هر چه دختران مربوط به طبقه مرفه تر باشند امکان تحصیل بیشتری دارند و همین افراد مهریه های بالاتری را وضع می کنند.[۲۹]
آثار
شریعتی از سالهای نوجوانی تا آخرین لحظات زندگی اش با کلمات سر و کار داشته است. اگر چه به دلیل وقت کم و نداشتن امنیت بیشترین آثار او سخنرانیهایی بودهاند که به گفته خودش در وضعیتهای اورژانسی ایراد شدهاند اما برای نوشتن.همیشه در پی لحظات و فرصتهایی بودهاست. از میان ۱۵۷۰۰ صفحه اثر، ۶۶۰۰ صفحهی آن آثار مکتوب است. که برخی از آثار مکتوب او از میان ۳۶جلد مجموعه آثار عبارتند از:
- گفتگوهای تنهایی
- هبوط
- کویر
- توتم پرستی
- بازگشت به خویش
- بازگشت به کدام خویش
- زن
- جهتگیری طبقاتی در اسلام
- تشیع: میعادگاه روح سامی و روح آریایی
- خودسازی انقلابی
- انسان، اسلام و مکتبهای مغرب زمین
- عرفان، برابری، آزادی
- مکتب تعلیم و تربیت اسلامی
- تنهایی
- فلسفه خلقت انسان
- آزادی
- آزادی خجسته آزادی
- کتاب علی، کتاب فردا، کتاب همیشه
- و...[۳۰]
پانویس
- ↑ [drshariati.org/?p=44#more-44|«سالشمار»، وبسایت بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی]
- ↑ «سالشمار»، وبسایت بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی
- ↑ «سالشمار زندگی علی شریعتی»، پایگاه اطلاع رسانی علی شریعتی
- ↑ «زندگینامه: علی شریعتی (۱۳۱۲ - ۱۳۵۶)»،خبرگزاری همشهری
- ↑ «سالشمار»، بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی
- ↑ «سخن به مثابه عمل؛ فتح عرصه عمومی (۱۳۴۷ تا ۱۳۵۵)»، بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی
- ↑ «سالشمار زندگی علی شریعتی»، پایگاه اطلاع رسانی علی شریعتی
- ↑ «سالشمار»، وبسایت بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی
- ↑ «سالشمار»، وبسایت بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی
- ↑ «سالشمار»، وبسایت بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی
- ↑ «معبودهای شریعتی»، پایگاه اطلاع رسانی شریعتی/
- ↑ رک: فاطمه فاطمه است، شریعتی، علی
- ↑ رک: زن، شریعتی،علی
- ↑ زن، شریعتی،علی
- ↑ رک: فاطمه فاطمه است، شریعتی، علی
- ↑ رک: زن، شریعتی،علی
- ↑ رک: فاطمه فاطمه است، شریعتی، علی
- ↑ رک: زن، شریعتی،علی
- ↑ رک: فاطمه فاطمه است، شریعتی، علی
- ↑ رک: زن، شریعتی،علی
- ↑ رک: فاطمه فاطمه است، شریعتی، علی
- ↑ رک: زن، شریعتی،علی
- ↑ شریعتی، کتاب زن، 1390ش، ص 296،297
- ↑ شریعتی، کتاب زن، 1390ش، ص 296،297
- ↑ شریعتی، کتاب زن، 1390، ص305 و 306
- ↑ رک:شریعتی، زن
- ↑ شریعتی، کتاب زن، 1390ش، ص335 تا338
- ↑ شریعتی، کتاب زن، 1390ش، ص335 تا338
- ↑ شریعتی، کتاب زن، 1390ش، ص335 تا338
- ↑ «لیست آثار مکتوب علی شریعتی (۱۳۳۴ تا ۱۳۵۶)»، بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی
منابع
- «سالشمار»، بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی، تاریخ بازدید: 18بهمن 1401ش.
- «زندگینامه: علی شریعتی (۱۳۱۲ - ۱۳۵۶)»، خبرگذاری همشهری، تاریخ درج مطلب: 11 بهمن 1386ش، تاریخ بازدید: 18بهمن 1401ش.
- «معبودهای شریعتی»، پایگاه اطلاع رسانی علی شریعتی، تاریخ بازدید: 18بهمن 1401ش.
- شریعتی، علی، کتاب زن، نسخه الکترونیک، 1390ش.
ویکی ج